2019 June 17 - دوشنبه 27 خرداد 1398
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
کد مطلب: ٥٤٨٢ تاریخ انتشار: ٢٥ شهریور ١٣٨٩ تعداد بازدید: 4755
سخنراني ها » حبل المتین
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)

حبل المتين 89/06/25

 
 
بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 25 / 06 / 89

استاد حسيني قزويني

قبل از آغاز سخن، هشتاد و هشتمين سال تخريب حرم مطهر ائمه بقيع (عليهم السلام) توسط وهابيت را به پيشگاه مقدس حضرت بقية الله الأعظم (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان و شيفتگان أهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) تسليت مي گوييم و خدا را به آبروي ائمه مظلوم بقيع (عليهم السلام) سوگند مي دهيم هر چه سريع تر مقدمات تعجيل فرج حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) را فراهم كند كه با آمدن ايشان، بساط ظلم و ستم و كفر جهاني و نفاق در پوشش ايمان بر هم چيده شود و حكومت واحد جهاني و اسلامي مبتني بر قرآن و فرهنگ برخاسته از مباني فكري أهل بيت (عليهم السلام) تأسيس شود و آن روز است كه ما با سربلندي، به وابستگي مان به أهل بيت (عليهم السلام) و تعلق مان به ائمه (عليهم السلام) افتخار مي كنيم.

در جلسه گذشته، مطالبي را از بيانات مراجع عظام تقليد در رابطه با وهابيت عرض كرديم كه فرمودند:

وهابيت مولود كفر و يهود است و هدف تأسيس فرقه وهابيت، مبارزه با اسلام و قرآن و أهل بيت (عليهم السلام) است و چه بسا اينها روزي خانه خدا را همانند ابرهه نشان خواهند گرفت.

در تبيين سخنان مراجع عظام تقليد، ما خلاصه اي از عملكرد وهابيت را در مقايسه با دودمان بني أميه در برخورد با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و مخالفت با آن بزرگوار و مخالفت با ائمه (عليهم السلام)، أمير المؤمنين (عليه السلام)، حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) بيان كرديم و مقايسه اي كرديم عملكرد شوم شجره ملعونه قرآن، بني أميه را با عملكرد وهابيت و چند ورقي از كارنامه سياه وهابيت را براي شما عزيزان و بينندگان گرامي شبكه جهاني ولايت كه اينك در سراسر جهان از آمريكا، كانادا، اروپا و آسيا شاهد اين برنامه هستند، بيان كرديم. بعد از برنامه هم، دوستان از داخل و خارج، توسط تلفن و پيامك و ايميل، اظهار تشكر مي كردند و بعضي از عزيزان هم مي گفتند:

اي كاش اين بحث ها در ديگر دانشگاه هاي كشور هم اجرا و پياده شود و اين صدا و اين ندا از مركز علمي و از دانشكده و از دانشگاه برخيزد و عزيزان دانشجوي ما و اساتيد دانشگاه و ديگر افرادي كه در عرصه فرهنگي تلاش مي كنند، با مباني فكري و كارنامه سياه عملي وهابيت آشنا شوند.

من امشب عرائضم را در 2 بخش تقديم شما عزيزان مي كنم؛ بخش اول، دنباله بحث گذشته، نگاهي به كارنامه سياه وهابيت است و بخش دوم، عملكرد وهابيت در تخريب بقيع و أدله شيعه بر مشروعيت حرم سازي و بناي بر قبور ائمه طاهرين (عليهم السلام) و گنبد و بارگاه ساختن براي آنان از قرآن و سنت است.

بخش اول:

يكي از خطرناك ترين پديده هايي كه توسط وهابيت وارد جامعه اسلامي شد و أمت اسلامي را گرفتار كرد، قضيه تكفير أمت اسلامي است.

1. إبن تيميه و مشرك دانستن مسلمين و قتل آنان

إبن تيميه كه در قرن 7 و 8، مباني فكري و اعتقادي وهابيت را رقم زد، رسما اعلام كرد:

من يأتي إلي قبر نبيّ أو صالح و يسأله حاجته و يستنجده ... فهذا شرك صريح، يجب أن يُستتابَ صاحبُه، فإن تاب و إلاّ قُتِل.

هر كسي كه به قبر پيامبر يا يك از صالحين متوسل شود، مشرك و كافر است و بايد او را به توبه كردن واداشت؛ در غير اين صورت بايد كشته شود.

زيارة القبور و الإستنجاد بالمقبور، ص156 ـ الهديّة السنيّة، ص40

همان گونه اي كه ديروز عرض كرديم از استوانه هاي علمي أهل سنت، مانند امام سُبْكي، قاضي عياض، حصني دمشقي و ذهبي صراحت دارند:

قبل از پيدايش فكر إبن تيميه در حرمت توسل به پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، هيچ عالم و مسلماني در رابطه با حرمت توسل به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) سخن نگفته است و اولين بار، اين زنديق حران بود كه اين سخن را بيان كرد.

2. محمد بن عبد الوهاب و مباح نمودن مال و جان مسلمين

خود محمد بن عبد الوهاب، موسس حكومت سياسي وهابيت وقتي به اين قضيه مي رسد، مي گويد:

و إنّ قَصْدَهم الملائكة و الأنبياء و الأولياء، يريدون شفاعتهم و التقرّبَ إلي اللّه بذلك، هو الذي أحلّ دماءَهم و أموالَهم.

كساني كه متوسل به ملائكه و انبياء و اولياء مي شوند و از آنها شفاعت مي خواهند و به وسيله آنان به خدا تقرب مي جويند، مال و جان شان حلال و مباح است.

كشف الشبهات، ص58، ط. دار القلم بيروت ـ مجموع مؤلّفات الشيخ محمّد بن الوهاب، ج6، ص115، رسالة كشف الشبهات.

يعني هر كس بگويد «يا رسول الله»، خون و مالش هدر و واجب القتل و مهدور الدم است. يعني توسل به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، از ديدگاه اينها، از گناهان كبيره مانند زنا بالاتر است. چون اگر كسي مرتكب زنا شود، در دفعه اول و دوم او را شلاق مي زنند و بعضي ها در مرتبه سوم و چهارم حكم قتل را صادر مي كنند؛ ولي محمد بن عبد الوهاب رسما اعلام مي كند: «جرم توسل به پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، جز قتل و مصادره اموال، چيز ديگري نيست». آيا اين انگشت اتهام، فقط متوجه جهان تشيع است؟! والله خير. ديروز عرض كردم كه تمام فقهاء أهل سنت؛ فقهاء احناف و مالكي ها و شافعي ها و حنبلي ها، حتي خود إبن قدامه مقدسي حنبلي در كتاب المغني، بحث توسل به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را مطرح مي كند و زيارت نامه مخصوصي براي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) ذكر مي كند و در زيارت نامه اش، آيه 64 سوره نساء را مي آورد:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

و مي گويد:

لازم است كه هر كسي به زيارت قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي رود، بگويد:

يا رسول الله! خداوند در قرآن فرموده است: هر كس تو را بين خودش و خداي خودش واسطه قرار بدهد، خداوند گناهانش را مي بخشد. از راه دور آمده ام و به تو متوسل شده ام و تو را بين خودم و خداي خودم واسطه قرار مي دهم.

قضيه توسل به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، چيزي نيست كه مربوط به شيعه باشد. يعني حكم تكفير اينها، شامل تمام مسلمانان دنيا مي شود. اگر تاريخ وهابيت را ببينيد، كتاب الدرر السنية في الردّ علي الوهابية كه يكي از مفتيان مكه مكرمه به نام زيني دحلان آن را نوشته و يك عالم سني و شافعي مذهب است و هم چنين كساني كه تاريخ آل سعود را نوشته اند، ببينيد كه در سال 1157 هجري، وقتي حكومت سياسي وهابيت در اطراف رياض رقم مي خورد و تأسيس مي شود، با دستور محمد بن عبد الوهاب (جدّ أعلاي آل شيخ، مفتي أعظم فعلي عربستان سعودي) و سربازان محمد بن سعود (جدّ أعلاي ملك فهد و ملك عبد الله) فتوا دادند:

ريختن خون مسلمانان حلال است و اموال شان را بايد به عنوان غنائم جنگي تصرف كرد.

در منطقه نجد، اطراف درعيه، به روستاها و شهرها هجوم بردند و مسلمانان را كشتند و اموال شان را به عنوان غنائم جنگي تصرف كردند. آنها كه شيعه نبودند؛ همه شان از أهل سنت بودند. اگر امروز وهابيت و سركردگان و ليدرهاي شان مانند بن جبرين و البراك فتوا به تخريب حرم عسكريين (عليهما السلام)، حرم أمير المؤمنين (عليه السلام)، امام حسين (عليه السلام) و حضرت زينب كبري (سلام الله عليها) مي دهند؛ چيز تازه اي نيست.

3. شهادت به كفر مسلمانان، شرط ورود به آيين وهابيت

در همان سال 1157 هجري، طبق دستور محمد بن عبد الوهاب، سربازان وهابي، اولين حرمي را كه ويران كردند و با خاك يكسان كردند، قبر برادر خليفه دوم، زيد بن خطاب بود. يعني ضربه وهابيت، قبل از آنكه متوجه جهان تشيع بشود، متوجه جهان أهل سنت است. جالب اين كه آقاي زيني دحلان در كتاب الدرر السنية صراحتا مي گويد:

و إذا أراد أحد الدخول في دينه، يقول له بعد الشهادتين: أشهد علي نفسك إنّك كنت كافراً و علي والديك أنّهما ماتا كافرين و علي فلان و فلان و يسمّي جماعة من أكابر العلماء الماضين أنّهم كانوا كفّاراً، فإن شهد قبله و إلاّ قتله و كان يصرّح بتكفير الأمّة منذ ستّمائة سنة و يكفّر من لا يتّبعه و يسمّيهم المشركين و يستحلّ دماءهم و أموالهم.

اكر كسي مي خواست وارد آيين وهابيت شود، بايد 5 شهادت را بر زبان جاري مي كرد تا او را به عنوان مسلمان مي پذيرفتند و تا قبل از اين كه وارد آيين وهابيت بشود، كافر بوده است. بعد از شهادت به وحدانيت خداوند و رسالت پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، بايد شهادت مي داد عليه خودش كه قبل از اين كه وارد آيين وهابيت بشود، كافر بوده؛ بايد شهادت مي داد كه والدينش كه توفيق ورود به آيين وهابيت را نداشته آند، به صورت كافر از دنيا رفته اند ؛ بايد شهادت مي داد كه فلاني و فلاني و جماعتي از علماء اسلام كه از دنيا رفته اند، كافر بودند؛ اگر اين شهادات را مي گفت، از او قبول مي كردند، وگرنه كشته مي شد.

الدرر السنيّة في الرد علي الوهابية، ص46 ـ الفجر الصادق لجميل صدقي الزهاوي، ص17 ـ كشف الإرتياب، ص135 نقلا عن خلاصة الكلام، ص229 ـ 330 لدحلان

اين سخن شيخ طوسي (ره)، كليني (ره)، صدوق (ره)، علامه حلي (ره) و مجلسي (ره) نيست؛ سخن مفتي مكه مكرمه، زيني دحلان (متوفاي 1405 هجري) است كه كاملا مهد وهابيت بزرگ شده است.

برادران عزيز أهل سنت! از خواب بيدار شويد و فريب وهابيت را نخوريد. والله العلي الأعلي، اينها براي شما، جز بدبختي و نكبت در دنيا و آخرت، چيزي به ارمغان نمي آورند؛ اين است آيين وهابيت. به تعبير كاشف الغطاء (ره): «هذه هي الوهابية».

بعضي از دوستان، بارها به ما گفته اند كه براي كار كردن در رابطه با وهابيت چه كنيم؟ من عرض مي كنيم كه شما برويد كتاب هاي مربوط به وهابيت را مطالعه كنيد و براي مردم بازگو كنيد تا مردم ماهيت اينها را بدانند.

4. تطبيق آيه إكمال بر آيين وهابيت

جالب اين كه دريادار سرتيپ ايّوب صبري (سرپرست مدرسه عالي نيروي دريايي در دولت عثماني ضد شيعه و معاصر با عصر محمد بن عبد الوهاب) كتابي دارد به نام تاريخ وهابيان و من توصيه مي كنم كه اين كتاب را نه يك بار، 10 بار، 20 بار مطالعه كنيد. اخيرا اين كتاب در مصر، توسط مؤسسه الهدف للإعلام و لنشر به زبان عربي چاپ شده به نام تاريخ الوهابية. ايشان كاملا عقائد و عملكرد و پرونده وهابيت را لحظه به لحظه دنبال كرده است. ايشان در اين كتاب مي نويسد:

سعود بن عبد العزيز (نوه محمد بن سعود) پس از تصرّف مدينه منوّره (در سال 1219 هجري)، تمام مسلمانان را در مسجد النبي جمع كرد و درهاي مسجد را بست و اين گونه سخن آغاز نمود:

يا أهالي المدينة، إنّ دينكم اليوم قد كمل و غمرتكم نعمة الإسلام و رضي اللّه عنكم طبق قوله تعالي: (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ) (المائدة: 3) ذرو أديان آبائكم الباطلة و لا تذكروهم بإحسان أبداً و احذروا أن تترحّموا عليهم; لأنّهم ماتوا علي الشرك بأسرهم.

اي أهل مدينه! ... امروز دين شما كامل شد، دين پدران تان را كه باطل بود، رها كنيد و هرگز پدران تان را به نيكي ياد نكنيد و بپرهيزيد از اين كه براي پدران تان طلب رحمت كنيد؛ زيرا آنها به حال شرك از دنيا رفته اند.

تاريخ الوهّابيّة، ص126، چاپ الهدف للإعلام و النشر ـ القاهرة، سنة 2003 ميلادي

آيا مبارزه وهابيت، فقط با شيعه است؟ يا نه، وهابيت پايه اول مباني فكري خودشان و كارنامه عملي خودشان را با حذف قرآن و حذف اسلام و مبارزه با كل جهان اسلام آغاز كرده اند.

5. كشتار عمومي علماء اهل سنّت

همين آقاي دريادار أيوب صبري به نقل از عبد العزيز بن سعود مي گويد:

اگر ما بخواهيم نداي وهابيت را به دنيا و قلب بغداد برسانيم، بايد تمام علماء أهل سنت كه دم از سنت مي زنند، از لب شمشير بگذرانيم.

و لأجل تحقيق هذا الأمل، فلابدّ من أن نجتثّ دابر علماء العامّة الذين يدّعون أنّهم يتّبعون السنّة النبويّة السنيّة و الشريعة المحمديّة العليّة و بعبارة أخري: نستأصل شأفة المشركين الذين يسمّون أنفسهم بإسم علماء أهل السنّة و لا سيّما من يشار إليه بالبنان منهم. إذ ما دام هؤلاء في قيد الحياة فسوف لا يروق لأتباعنا بلغة من العيش، فلذا ينبغي أن نبيد من يظهر بعنوان عالم أولاً، ثمّ نحتلّ بغداد ثانياً.

براي رسيدن به هدف، بايد دُم تمام علماء أهل سنت را كه از سنت نبوي و شريعت محمدي تبعيت مي كنند، قطع كنيم.

تاريخ الوهّابيّة، ص55، چاپ الهدف للإعلام و النشر ـ القاهرة، سنة 2003 ميلادي

يعني علماء أهل سنت، مانع بزرگ ما هستند براي نشر مباني فكري و اعتقادي وهابيت و بايد اول اينها را از سر راه مان برداريم.

باز هم ايشان در جاي ديگري از اين كتاب مي نويسد:

وقتي اينها در سال 1218 هجري حمله كردند به مكه مكرمه براي تصرف آنجا، انبوه زيادي از علماء أهل سنت را كشتند و نابود كردند، بدون آن كه كوچك ترين جرمي براي آنها ذكر كنند.

قتل سعود الوخيم العاقبة كثيراً من علماء العامّة بدون ذنب.

سعود بن عبد العزيز بيچاره و عاقبت به شر، تعداد زيادي از علماء أهل سنت را بدون گناه كشت.

تاريخ الوهّابيّة، ص95، چاپ الهدف للإعلام و النشر ـ القاهرة، سنة 2003 ميلادي

6. قتل عام مردم طائف

در سال 1217 هجري به طائف (در 95 كيلومتري شمال مكه) حمله كردند؛ طائف نه در آن زمان و نه الآن، شيعه ندارد. آقاي زيني دحلان در كتاب الدرر السنية نقل مي كند:

و لمّا ملكوا الطائف في ذي القعدة سنة 1217 ألف و مائتين و سبعة عشر، قتلوا الكبير و الصغير و المأمور و الآمر و لم ينج إلاّ من طال عمره و كانوا يذبحون الصغير علي صدر أمّه و نهبوا الأموال و سبّوا النساء.

وقتي در سال 1217 هجري به طائف حمله كردند، بزرگ و كوچك، پير و جوان، مرد و زن، همه را قتل عام كردند؛ حتي طفل شيرخواره را در دامن مادر سر مي بريدند ...

الدرر السنيّة، ص45

وقتي مي بينيد اينها در عراق، با انفجارها و انتحارها، 200 ، 300 انسان بي گناه را به خاك و خون مي كشند، تعجب مي كنيد؟! در مسجد جامع أمير المؤمنين (عليه السلام)، آن انسان هاي پاكي كه براي ابراز احساسات به أهل بيت (عليهم السلام) در آنجا جمع شده بودند و آنها را به خاك و خون مي كشند، تعجب مي كنيد؟! اينها حتي به طفل هاي شيرخواره أهل سنت هم رحم نكردند!

اين سخن ما نيست، سخن علماء أهل سنت است؛ سخن آقاي زيني دحلان، مفتي أسبق مكه مكرمه است.

لذا ما در اينجا به همه علماء أهل سنت و طلبه هاي حوزه هاي علميه أهل سنت در داخل كشور جمهوري اسلامي ايران و در خارج هشدار مي دهيم كه فريب اينها را نخوريد! فريب ريال ها و دلارهاي وهابيت را نخوريد! امروز با صدهزار تومان و فردا با يك ميليون تومان و يك ماشين شما را فريب مي دهند و سر شما را به باد مي دهند و اينها مقدمه اي تا دنيا و آخرت شما را تباه كنند.

7. هشدار به علماء أهل سنت

مگر قضيه مولوي عبد القدوس كه از علماء طراز اول سيستان و بلوچستان بود را نشنيده ايد؟ جطور شد كه سر او بالاي دار رفت؟ آيا تلخي إعدام مولوي سهرابي را فراموش كرده ايد؟ او از اساتيد و علماء بزرگ حوزه هاي علميه سيستان و بلوچستان بود كه وهابيت اينها را فريب دادند و حوزه علميه خواهران را در چاه جمال ايرانشهر، مبدّل كردند به مركز نگهداري مواد منفجره و خمپاره و اسلحه. براي چه؟ اگر صلاح باشد، فيلم اعترافات اينها را كه از صداي جيحون پخش شد، از شبكه جهاني ولايت به حول و قوه إلهي پخش مي كنيم. خود مولوي عبد القدوس كه شخصيت برجسته اي بود، رسما اعتراف كرد:

ما فريب وهابيت را خورديم و به ما پول و سلاح دادند و به ما گفتند جلسات شيعيان را منفجر كنيد و به ما دستور داده بودند جلسه اي را كه علماء شيعه و سني جمع شده اند، منفجر كنيم و علماء شيعه و سني را به خاك و خون بكشيم و اختلاف ميان شيعه و سني راه بياندازيم.

اي عزيزان أهل سنت! من مي ترسم بعضي از كليپ ها را پخش كنم كه هم عزيزاني كه در اينجا حضور دارند و هم بينندگان ما، توان ديدن اين كليپ ها را نداشته باشند. مخصوصا كه الآن برنامه ما را ميليون ها انسان در آسيا و اروپا و آمريكا مي بينند. كليپ هايي كه مربوط به سربريدن انسان هاي بي گناه توسط وهابي ها است كه مثل گوسفند سر مي برند. بچه 8 ساله را به بيابان مي برند و سر بريدن انسان را به او آموزش مي دهند و با كمال وقاحت، اينها را در سي دي تكثير و در ميان مردم منتشر مي كنند براي ايجاد رعب و وحشت.

در جناياتي كه در زاهدان، توسط عبد المالك ريگي انجام شد و اين جواني را كه سر بريد و با گفتن تكبير و خواندن آيات قرآن، دستور داد سرش را بريدند و سي دي اش را به صورت انبوه، در ميان مردم براي ايجاد رعب و وحشت منتشر كردند. آقايان أهل سنت! اين جواني كه عبد المالك ريگي سرش را بريد، شيعه نبود، جوان سني بود؛ بيگانه هم نبود؛ برادر زن برادرش بود و آمد با كمال وقاحت، در بيابان خواباند و دست و پايش را بست و مانند گوسفند سرش را بريد و سر بريده اش را به دست گرفت و بدنش هم در خون غوطه ور بود و دست و پا مي زد و سي دي اش را در ميان مردم منتشر كردند. شما در مورد اين، چه مي خواهيد بگوييد؟ وقتي اروپا و آمريكا اين جنايت را به نام اسلام مي بينند و اين آقا با خواندن قرآن، اين چنين جنايتي مي كند، شما انتظار داريد اينها نسبت به ساحت مقدس نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) جسارت نكنند و كاريكاتورهاي موهن نسبت به ساحت مقدس نبوي (صلي الله عليه و آله) نكشند و نسبت به قرآن كريم، كه از مقدس ترين مقدسات اسلام است ، جسارت نكنند؟! اينها معلول اين همه مسائل است.

8. عدم محكوميت اهانت به قرآن توسط وهابيت

شمائي كه اين همه داد مي زديد و فرياد مي كرديد كه شيعه از قرآن فاصله گرفته و قرآن را نمي خواند و قرآن ما را قبول ندارد و چيز ديگري به نام قرآن دارند و قائل به تحريف قرآن است، يك عمري شعار داديد و 800 سال است كه شعار شما، گوش عرشيان را كر كرده است، پس چرا در برابر جسارت به قرآن كريم ساكت نشستيد؟! چون خيلي ها از اخبار داخل كشور، اطلاعي ندارند، امروز من رسما اعلام مي كنم و تمام دنيا بدانند:

تنها كشوري كه بسيج عمومي و فرياد همگاني در حمايت از قرآن كريم سر مي دهد، همين جمهوري شيعي ايران است.

چند مورد از اين تظاهرات و محكوميت ها در داخل عربستان سعودي داشتيد؟ يا در كشورهاي وابسته به وهابيت، مانند امارات و كويت و قطر داشتيد؟ بياييد در ماهواره هاي تان اعلام كنيد تا ما هم ببينيم. شايد بوده و ما خبر نداريم. چند نفر از سران وهابيت اين عمل را محكوم كردند؟

البته در بيانيه مقام معظم رهبري و مراجع عظام تقليد هم آمده است و ما هم گفته ايم كه:

ما با مسيحيت دشمني نداريم؛ با يهود و تابعين حضرت موسي (عليه السلام) دشمني نداريم؛ ما به انجيلي كه بر حضرت عيسي (عليه السلام) نازل شده، احترام مي گذاريم و مي بوسيم و بالاي سرمان مي گذاريم و تورات نازل شده بر حضرت موسي (عليه السلام) براي ما مقدس است و مقابله به مثل نمي كنيم؛ ولي از دفاع از حريم قرآن هم كوتاه نمي آييم و تا آخرين نفس و آخرين قطره خون مان از مقدسات اسلامي و شيعي مان دفاع مي كنيم.

و اميدواريم إن شاء ا... كشورهاي اسلامي، به ويژه سازمان كنفرانس اسلامي در اين زمينه قدم مثبتي بردارد. اين قضيه، آغاز كار است و ما از عواقب وخيم اين نگران هستيم. من اين را به عزيزان و جوانان مسلمان و شيعه كه در سراسر جهان، اينك صداي بنده را مي شنوند توصيه مي كنم:

از احساساتي برخورد كردن در اين قضيه، به شدت خودداري كنند؛ چون آنها دنبال اين هستند كه 4 تا بچه مسلمان و بچه شيعه را تحريك كنند تا به مسيحي ها جسارت كنند و با آنها برخورد كنند و با كليساها برخورد كنند و اين كار، مقدمه اي باشد براي محدود كردن فعاليت مسلمانان در كره زمين و در سراسر اروپا و آمريكا و بستن مراكز فرهنگي اسلامي در سراسر اروپا و آمريكا. دقت كنيد و بهانه به دست دشمن ندهيد.

من با اطلاع دقيقي كه دارم، در خود آمريكا، تمام كليساها، عمل اين آقاي تري جونز، اين مسيحي تندرو و رئيس يك كليساي خيلي كوچك در ايالت فلوريداي آمريكا را محكوم كرده اند. حتي خود مسيحي ها، شايد قبل از مسلمانان، عملكرد او را محكوم كرده اند. لذا جنگ ما، جنگ اسلام و صليب نيست؛ مبارزه ما، مبارزه صليب و اسلام نيست؛ بلكه ما عملكرد يك عده آدم هاي افراطي و ديوانه (البته با عرض پوزش از ديوانه ها) را محكوم مي كنيم. وگرنه تمام مقدسات مسيحيان را احترام مي گذاريم و مي بينيد كه اينها در سراسر دنيا و در خود جمهوري اسلامي ايران در كنار ساير مسلمانان، با سلامتي زندگي مي كنند.

9. مشكل اصلي اسلام با 10٪ از وهابيان تندرو است، نه همه آنها

از برادران عزيز مسيحي و يهودي در سراسر جهان، حتي ديگر افرادي كه تابع أديان آسماني نيستند، ما مصرّانه مي خواهيم كه حساب 4 تا وهابي تندرو را به حساب اسلام نگذارند. حتي اين را بارها عرض كرده ام كه شايد در ايران، كمتر كسي باشد كه به اندازه بنده، با وهابي ها و سران وهابي سر و كار داشته باشد و من با اكثر شخصيت هاي وهابي، چه در مكه و چه در مدينه، ارتباط تنگاتنگ دارم و وقتي به مكه مي رويم، ما را براي شام و افطار و سحري دعوت مي كنند و غالب اين برنامه ها را در كتاب قصة الحوار الهادي به صورت مستند آورده ايم. شخصيتي مثل آقاي دكتر دهيش كه از شخصيت هاي برجسته مكه است و فهد براي ديدنش به منزلش مي رفت، ما بارها در منزلش حضور پيدا مي كرديم و دوستانه بحث مي كرديم. آقاي دكتر بن عبيد از اساتيد بزرگ دانشگاه أم القري و پروفسور غامدي از اساتيد بزرگ و تندرو دانشگاه أم القري و جناب شيخ عاتق از شخصيت هاي برجسته مكه مكرمه ارتباط تنگاتنگ داشتيم و گلايه اي از اينها نداريم. با جناب آقاي دكتر أبو سليمان كه جزء هيئت كبار علماء مكه است و توسط خود ملك فهد و ملك عبد الله انتخاب شده، دوست هستيم و بارها و بارها به منزل او رفته ايم و ايشان خالصانه پذيرايي مي كرد و من بارها گفته ام: «احترامي كه آقاي دكتر أبو سليمان عبد الوهاب به ما مي كرد، علماء أهل سنت داخل كشورمان آن گونه به ما احترام نمي كنند» و ايشان به قم آمد و مهمان دانشگاه مفيد بود و يك هفته در اينجا بود. ما با اينها كه وهابي هستند، مشكلي نداريم. بحث ما، بحث مبارزه اعتقادي و ايدئولوژيكي نيست؛ مشكل ما، مشكل تكفير و ترور و آدم كشي و كارهاي ضد بشري است. من اين را با توجه به شناختي كه از وهابيت دارم، رسما اعلام مي كنم:

در ميان وهابي ها، ما با 10٪ اينها مشكل داريم؛ با امثال بن جبرين و براج ها و ديگران كه جز منطق فحش و تكفير و فتواي قتل شيعيان و مسلمانان را ياد نگرفته اند، مشكل داريم.

الآن هم آنچه كه در جهان اسلام به عنوان استخوان گلوي أمت اسلامي شده، همين افراطيون و تكفيريون هستند. عزيزاني كه در حوزه وهابيت كار مي كنند و صحبت مي كنند، اين را دقت داشته باشند كه وهابيت معتدل را با وهابيت افراطي، كاملا جدا كنند. ما حتي در داخل كشور جمهوري اسلامي ايران، جناب مولوي شيخ علي دهواري كه يك وهابي شناسنامه دار بود و رسما اعلام مي كرد «من سلفي هستم» و امام جمعه سراوان بود و حوزه علميه سلفي داشت و يكي از بهترين دوستان من بود و به قم مي آيد و مهمان ما بود و صبحانه و ناهار و شام در خدمت ايشان بوديم و تمام جلساتي كه با ايشان داشتيم، فيلم برداري كرده ايم و اگر صلاح باشد، آن را منتشر مي كنيم. وهابيت تندرو از نزديكي ايشان به بنده، احساس وحشت كردند و آخرين جلسه اي كه ايشان در قم در منزل ما داشتند و برگشت، بعد از حدود يك ماه يا 40 روز، ايشان را ترور كردند و ناجوانمردانه كشتند و ما رسما گفتيم: «خداوند لعنت كند و لعنت خدا و ملائكه و جميع جن و إنس بر آن كساني كه طرح ترور آقاي دهواري را كشيدند و امكانات در اختيار تروريست ها قرار دادند». ما با اينها مشكلي نداريم. ما با آن وهابيتي مشكل داريم كه از روز اول، بناي مبارزه با مسائل اسلامي را داشتند.

10. تبديل خانه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) به توالت

اين وهابيت تندرو در سال 1218 هجري، وقتي وارد مكه مكرمه شدند، اولين كاري كه كردند، اين بود كه خانه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) كه مدت مديدي محل نزول جبرئيل و وحي بودع ويران كردند و به توالت تبديل كردند. ما با اينها مشكل داريم.

يكي از شخصيت هاي برجسته أهل سنت كويت كه الآن هم در قيد حيات است، در كتابي كوچك به عنوان نصيحة لإخواننا علماء نجد (كه هنوز به فارسي ترجمه نشده است و توصيه مي كنم اگر اين كتاب را مطالعه نكرده ايد، مي ارزد كه 10 بار، 20 بار يا 30 بار آن را مطالعه كنيد و خيلي زيبا و احساسي نوشته است كه معلوم مي شود با قلبي سوخته و نهادي پر از آتش اين كتاب را نوشته) مي گويد:

رضيتم و لم تعارضوا هدم بيت السيّدة خديجة الكبري أمّ المؤمنين و الحبيبة الأولي لرسول ربّ العالمين صلي اللّه عليه و آله، المكان الذي هو مهبط الوحي الأوّل عليه من ربّ العزّة و الجلال و سكتم علي هذا الهدم راضين أن يكون المكان بعد هدمه دورات مياه و بيوت خلاء و ميضات، فأين الخوف من اللّه؟ و أين الحياء من رسوله الكريم عليه الصلاة و السلام.

شمائي كه خانه حضرت خديجه، أم المؤمنين و حبيبه رسول الله را كه محل نزول وحي و تردد جبرئيل امين بود و ويران كرديد و به توالت تبديل كرديد و به اين كار راضي شديد و اعتراض نكرديد، ترس از خداي تان كجا رفت؟ آيا از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) حياء نكرديد؟

نصيحة لإخواننا علماء نجد ليوسف بن السيّد هاشم الرفاعي، ص59، با مقدمه دكتر محمّد سعيد رمضان البوطي

آيا از حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) خجالت نكشيديد؟! فرداي قيامت چه جوابي داريد؟! شمايي كه محل ولادت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ويران كرديد و به محل خريد و روش حيوانات مبدل كرديد، فردا چه جوابي داريد؟!

11. تبديل زادگاه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به بازار فروش حيوانات

همين آقاي رفاعي درباره تخريب زادگاه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي گويد:

حاولتم و لا زلتم تحاولون و جعلتم دأبكم هدم البقعة الباقية من آثار رسول اللّه صلي اللّه تعالي عليه و آله و سلم ألا و هي البقعة الشريفة التي ولد فيها، التي هُدمت، ثمّ جُعلت سوقا للبهائم، ثمّ حولها بالحيلة الصالحون إلي مكتبة هي مكتبة مكّة المكرّمة.

فيا سوء الأدب و قلّة الوفاء لهذا النبيّ الكريم الذي أخرجنا اللّه به و إيّاكم و الأجداد من الظلمات إلي النور! و يا قلّة الحياء منه يوم الورود علي حوضه الشريف! و يا بؤس و شقاء فرقة تكره نبيّها سواء بالقول أو بالعمل و تحقّره و تسعي لمحو آثاره!

... واي بر اين بي ادبي شما نسبت به ساحت مقدس پيامبر (صلي الله عليه و سلم)! ...

نصيحة لإخواننا علماء نجد ليوسف بن السيّد هاشم الرفاعي، ص60، با مقدمه دكتر محمّد سعيد رمضان البوطي

12. آتش زدن قبر حضرت آمنه (سلام الله عليها)، مادر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

ايشان در صفحه 38 همين كتاب مي نويسد:

آنها قبر آمنه بنت وهب، مادر گرامي رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) را با بنزين به آتش كشيدند مي رقصيدند و طبل مي زدند:

هدمتم معالم قبور الصحابة و أمّهات المؤمنين و آل البيت الكرام رضي اللّه عنهم ... بل سُكب علي بعضها (قبر السيدّة آمنة بنت وهب أم الحبيب المصطفي نبيّ هذه الأمّة) البنزين فلا حول و لاقوّة إلاّ باللّه.

اينها را شما چطور مي خواهيد توجيه كنيد؟! اين سخن يك آدم دل سوخته سني است به نام جناب رفاعي.

اين بخش از عرائضم را در همين جا به پايان مي برم. گرچه تصميم داشتم در رابطه با فتاواي ضد بشري و ضد انساني اينها كه جامعه ما را به زمان جاهليت مي برند، صحبت كنم.

13. برگزاري جشن تولّد نوزادان و سالگرد ازدواج حرام است

حتي اينها فتوا دادند:

و أمّا أعياد الميلاد للشخص أو أولاده أو مناسبة زواج و نحوها، فكلُّها غيرُ مشروعة و هي للبدعة أقرب من الإباحة.

جشن تولد گرفتن براي خود يا فرزندان و جشن ازدواج گرفتن و مانند اينها، غير شرعي است و بدعت است و حرام.

مجموع فتاوي و رسائل إبن العثيمين، ج2، ص302

چرا؟ چون آقاي أبو بكر و عمر براي خود و فرزندان شان جشن تولد و جشن ازدواج نگرفتند.

ما از اينها سؤال مي كنيم:

آيا جناب أبو بكر و عمر، تلفن و موبايل و ماهواره هم داشتند؟! پس شماها غلط مي كنيد از اين وسائل استفاده مي كنيد! آيا آنها با قاشق و چنگال غذا مي خورند كه شما الآن از اينها استفاده مي كنيد؟! آيا آنها سوار ماشين هاي آخرين سيستم و سوار هواپيما مي شدند؟! آيا خطبه هاي شان را پشت بلندگو مي خواندند؟ اگر بناست سيره آنها را ملاك قرار بدهيد، بايد در همه جا ملاك باشد. حتي وقتي تلگراف اختراع شد، رسما فتوا دادند: «تلگرف، آلت شيطاني است و اروپا مي خواهد با اين كار، به ما خيانت كند». بعد كه ديدند خود جوانان وهابي به ريش شان مي خندند، از اين مسئله عقب نشيني كردند. حتي وقتي دوچرخه اختراع شد، مفتيان وهابي فتوا دادند: «دوچرخه، مركب شيطان است و هر كس سوار دوچرخه شود، سوار بر شيطان شده است». حتي آقاي بن باز، مفتي أعظم عربستان سعودي گفت:

من قال بدوران الأرض و عدم جريان الشمس، فقد كفر و ضل و يجب أن يستتاب، فإن تاب و إلا قتل كافراً مرتداً و يكون ماله فيئاً لبيت مال المسلمين.

هر كس معتقد باشد كره زمين، كروي شكل است و به دور خودش مي چرخد و خورشيد ساكن است و نمي چرخد، كافر و گمراه شده است و واجب است توبه داده شود و اگر توبه كرد، كه هيچ، وگرنه چون كافر و مرتد است، بايد كشته شود ...

الأدلّة النقلية و الحسية علي جريان الشمس و سكون الأرض لإبن باز، ص23، من مطبوعات الجامعة الإسلامية بالمدينة المنورة سنة 1395 هجرية

مي گويد:

اگر كره زمين به دور خودش بچرخد، ما از طرف ديگر پايين مي افتيم و مكه و قبله به هم مي ريزد و ...

ببينيد! اينها در ألفباي مسائل علمي گير كرده اند. اگر در اينترنت در سايت گوگل سرچ كنيد: «بن باز، كروية الأرض»، مي بينيد كه نزديك به 200 سايت شيعه و سني و وهابي، اين فتواي بن باز را در سايت خود گذاشته اند.

شما ببينيد تنها كشوري كه در كره زمين، زن، حق شركت در انتخابات را ندارد، عربستان سعودي است؛ تنها كشوري كه زن، حق رانندگي ندارد، عربستان سعودي است؛ تنها كشوري كه فتوا دادند زن، حق ندارد از اينترنت استفاده كند، عربستان سعودي است. اخيرا هم فتوا داده اند زنان نبايد شلوار (ي كه كمربند دارد) بپوشند. حتي فتوا داده اند كارت شناسائي براي زنان حرام است و زنان حق ندارند از مغازه، خيار بخرند.

يك شب در شبكه ماهواره اي، عين اين فتاوي را از سايت هاي شان نشان داديم. اگر لازم باشد، روزي مفصل در اين زمينه صحبت خواهيم كرد. اينها با اين وضع شان، خجالت نمي كشند كه مي گويند: «اسلام راستين ما هستيم و غير از ما، همه مسلمانان مشرك هستند». همه شافعي ها، مالكي ها، حنفي ها، حنبلي ها و شيعه را مشرك مي دانند و فقط خودشان را تنها مسلمان روي زمين مي دانند. وقتي شما اسلام را اين گونه معرفي مي كنيد، آن آدم ديوانه هلندي حق دارد به ساحت مقدس نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) جسارت بكند و حق دارند كتاب آيات شيطاني را بنويسند و جسارت به ساحت قرآن بكنند! وقتي شما اسلام را اين گونه معرفي مي كنيد، بايد هم منتظر اين عواقب شوم باشيد و فرداي قيامت هم خودتان را براي محاكمه در محكمه عدل إلهي آماده كنيد كه داور، خداوند است و مدعي، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است و شكّات شما، أهل بيت (عليهم السلام) و تمام مسلمانان هستند و بايد خودتان را براي هم چنين محكمه اي آماده كنيد.

بخش دوم:

اما در رابطه با بقيع، اجازه بدهيد باز هم عرائضم را به صورت دسته بندي شده خدمت شما عزيزان تقديم كنم. من نمي خواهم خيلي روي احساسات بروم. بايد ببينيم مسئله تخريب بقيع از چه زماني رقم خورده است. همه مي دانيد كه امسال، هشتاد و هشتمي سالگرد تخريب بقيع است. الآن در سال 1431 هجري قمري هستم و در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري، حرم ائمه بقيع (عليهم السلام) تخريب شد.

1. فتوي إبن تيميه در مورد بناء بر قبور

مقداري مي خواهم قضيه را جلوتر ببرم كه دستور تخريب بقيع و حرم امامان (عليه السلام) از قرن 7 و 8 هجري قمري رقم خورده است. إبن تيميه (متوفاي 728 هجري) اين تفكرات ضد قرآني خود را از سال 701 و 702 هجري پي ريزي كرد و رسما فتوا داد:

فالمشاهد المبنية علي قبور الأنبياء و الصالحين من العامة و من أهل البيت، كلها من البدع المحدثة المحرمة في دين الإسلام.

بناها و حرم هاي ساخته شده بر روي گنبد انبياء و صالحين از أهل سنت و أهل بيت، همه اش در اسلام حرام شده است.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج2، ص437

2. فتواي إبن قيم جوزيه (شاگرد إبن تيميه) در مورد بناء بر قبور

إبن قيم جوزيه (كه تنها شاگرد إبن تيميه بود كه افكار إبن تيميه را زنده كرد؛ وگرنه مبارزاتي كه توسط علماء أهل سنت عليه إبن تيميه آغاز شد، افكار إبن تيميه به فراموشي سپرده شده بود. ولي إبن قيم جوزيه بود كه با نوشتن كتاب و مقالات، مباني فكري إبن تيميه را إحياء كرد) در كتاب زاد المعاد، صفحه 661 تعبير وقيحي دارد و مي گويد:

يجب هدم المشاهد التي بُنيت علي القبور التي اتخذت أوثاناً و طواغيت تعبد من دون الله و لا يجوز إبقاؤها بعد القدرة علي هدمها و ابطالها يوماً واحداً، فانّها بمنزلة اللات و العزي أو أعظم شركاً عندها و بها.

واجب است تخريب بناهايي كه روي قبور ساخته شده، ... زيرا حرم ها و قبور به منزله بت لات و عزي است يا بزرگ تر از آنهاست

چقدر زشت و وقيح است! كسي نيست به اين آدم هاي خل و چل بگويد:

اولين حرمي كه تمام مسلمانان جهان، چشم به جهان مي گشايند و مي بينند، حرم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است. گنبد سبز رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) است و مسلمانان از گوشه و كنار جهان، وقتي وارد مكه مكرمه و عربستان سعودي مي شوند، يكي از بالاتري دغدغه و عشق آنها، زيارت حرم مطهر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و چرخيدن به صورت پروانه وار بر اطراف ضريح مقدس نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است. مگر قبر خود خليفه اول و خليفه دوم در داخل همين ضريح پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟ آيا آنها را هم مي گوييد به منزله لات و عزي هستند؟ يا آنها را إستثناء مي كنيد؟

3. ياوه سرايي هاي شبكه نور

اين مسائل در قرن 7 و 8 هجري رقم مي خورد و اگر ما مي بينيم بعضي از ماهواره هاي وهابي، مانند ماهواره مشهور به ظلمت، در اين زمينه لاطائلاتي را مطرح مي كند و ياوه سرائي هايي را مي سرايند و آن آقاي درّنده زبان كه پناهنده بيگانگان غربي است و مي آيد آنجا اعلام مي كند:

اين بارگاه هايي كه درست شده است، همانند پرستيدن بت لات و عزي است و رفتن به حرم امامرضا، مانند رفتن به بت خانه و بت كده است. كساني كه اين بارگاه ها را درست كرده اند، مي خواهند از اين كانال ارتزاق كنند.

آيا اينها خجالت نمي كشند و حياء نمي كنند اين حرف هاي زشت و ياوه را بيان مي كنند؟

مي گويد:

علماء اسلام و مراجع عظام مي دانند حرم سازي شرك است، ولي چون منافع آنها از اين حرم سازي است و از كانال حرم سازي ارتزاق مي كنند، نمي توانند مخالفت با حرم سازي كنند. مثل زمان جاهليت كه مشركين مي دانستند بت پرستي بد است، ولي چون بت پرستي زمينه ساز ارتزاق آنها بود، دست نمي كشيدند.

شما را به خدا! شما را به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)! منفعت كدام مرجع و كدام عالم ما در اين حرم سازي ها هست؟ مگر همين مراجع بزرگوار ما براي ساختن حرم و برگزاري مراسمات فرهنگي و تبليغي حرم، ساليانه ميليون ها تومان از جيب خودشان خرج نمي كنند؟ اگر شما يك مدرك به ما بدهيد كه از حرم امام رضا (عليه السلام) و أمير المؤمنين (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) به اندازه هزار تومان به حساب يكي از مراجع عظام تقليد ما ريخته شده است، ما حرف شما را مي پذيريم. و اگر نتوانستيد، از شما مي خواهيم، باز از شما مي خواهيم، باز از شما مي خواهيم، باز از شما مي خواهيم، و اگر براي پنجمين بار نتوانستيد براي ما مردك بياوريد، ما اين آيه شريفه را مي خوانيم:

وَ الْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ

سوره نور/آيه7

چرا اين چنين دروغ پردازي مي كنيد؟ آن اسم شبكه تان را گذاشته ايد شبكه نور! اگر اين شبكه، ظلمت نيست، پس چه هست؟ آن وقت به ما اعتراض مي كنند كه چرا به شبكه ما مي گوييد شبكه ظلمت؟! بايد از خود ظلمت كه آفريده خداست، عذرخواهي كنيم كه هم چنين تعبيري را به كار مي بريم.

يك روزي من با مدير اين شبكه، به صورت تلفني صحبت داشتم و جمله اي را گفتم و ايشان گفت: «ما هم چنين چيزي را در شبكه مان پخش نكرديم». گفتم: جناب آقاي هاشمي! من قزويني بدون دليل حرف نمي زنم. مردم در اين 28 سالي كه در عرصه ماهواره و تلويزيون حضور داريم، حرف بدون دليل از من نشنيده اند. همان لحظه، كامپيوترم همراهم بود و صوتِ آن جملات را از پشت تلفن برايش پخش كردم و گفت: «ما ديگر پخش نمي كنيم و ديگر ايشان را دعوت نمي كنيم».

پس چرا دعوت مي كنيد و هر هفته از او برنامه پخش مي كنيد؟ چرا در شب قدس، بدترين و ركيك ترين عبارات را نسبت به شيعه و رهبري شيعه و مرجعيت شيعه و امام راحل (ره) بيان كرديد؟

شما كه مي گوييد شبكه تان شبكه سياسي نيست!

در تاريخ 10 / 06 / 1388 كه برنامه اي عليه حرم ائمه (عليهم السلام) داشتند، يكي از كارشناسان شان گفت:

اگر امام رضا بود، دستور مي داد اين حرم و بارگاه را ويران كنند.

من نمي گويم برويد آنجا را بمب بگذاريد و ويران كنيد.

ببينيد! كاملا خط دهي مي كنند. شما كه مي گوييد كسي ادعاي غيب كند، شرك است؛ پس اين ادعاي غيب را از كجا آورده ايد كه اگر امام رضا (عليه السلام) بود، آنجا را ويران مي كرد؟ شايد از اين غيب را از اين كانال گرفته ايد:

وَ إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَي أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ

سوره انعام/آيه121

جالب اين است كه ايشان مي گويد:

مسئله بارگاه و گنبد و امام زاده و اينها، راهي براي احياء شرك است.

ما كه نفهميديم منظور اين آقا چيست؟ يعني اگر مردم به حرم امام رضا (عليه السلام) مي روند و نماز مي خوانند و خدا را عبادت مي كنند و امام رضا (عليه السلام) را ميان خود و خدا واسطه قرار مي دهند، آيا براي إحياء شرك است؟

البته اگر من به جاي ايشان بودم، مي گفتم: «اينها براي إحياء كفر است». يعني مي خواهند آن كفري كه وهابيت به نام دين به خورد مردم مي دهند، آن را براي مردم روشن كنند. اينها به ما مي گويند: «شما مشرك هستيد».

4. خداي وهابيت، جواني مو فرفري است

شما برويد خداشناسي خود را درست كنيد. شيعه افتخار دارد با الهام از قرآن و سنت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و سنت ائمه طاهرين (عليهم السلام)، آن خدايي كه شما امروز معرفي مي كنيد و توسط يهوديان در كتاب هاي صحاح تان وارد شده، ما منكر آن خدا هستيم و به هم چنين خدايي عقيده نداريم. آن خدايي كه مانند جواني است كه موهاي فرفري دارد و هنوز موي صورتش درست نشده و هر بيننده اي عاشق او مي شود، ما به هم چنين خدايي را قبول نداريم؛ اين خداي محمد (صلي الله عليه و آله) و أهل بيت (عليهم السلام) نيست؛ اين خداي قرآن نيست.

در كتاب طبقات الحنابلة، خدا را به عنوان يك نوجوان تازه به عرصه جامعه رسيده و مو فرفري معرفي مي كند. راوي مي گويد:

رأيت ربّي عزّ وجلّ، شابّ أمرد جعد قطط، عليه حلية حمراء.

خداوند را به صورت نوجواني ديدم كه هنوز موي صورتش در نيامده، سرش پر مو، پيچ پيچ (فرفري) و داراي زيور و آلات سرخ بود.

احمد بن حنبل هم مي گويد:

هذا حديث رواه الكبّر عن الكبّر، عن الصحابة عن النبي (صلي الله عليه و سلم) ، فمن شك في ذلك أو في شي ء منه فهو جهميّ لا تقبل شهادته و لا يُسلّم عليه و لا يُعاد في مرضه.

طبقات الحنابلة لأبي يعلي، ج3، ص81، ح82 ـ إبطال التأويلات لأبي يعلي، ج1، ص141

با توجه به بعضي از مسائل و سالگرد تخريب بقيع، نمي توان وارد بحث متلك پراني بشود و چون بنده هم قزويني هستم، مي گويند عمدا مسائلي را مطرح مي كند. اما اين خدا، خداي قرآن نيست:

لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَي ء

سوره شوري/آيه11

لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ

سوره انعام/آيه103

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ

سوره إخلاص/آيه1

5. خداي وهابيت مبتلا به درد چشم مي شود

خداي شما وهابي ها خدايي است كه مبتلا به درد چشم مي شود و ملائكه به عيادتش مي روند.

إشتكت عيناه فعادته الملائكة و بكي علي طوفان نوح حتّي رمدت عيناه.

الملل و النحل للشهرستاني، ج1، ص106

ما هم چنين خدايي را قبول نداريم.

6. خداي وهابيت، غير از ريش و عورت، همه چيز دارد

اين خدا، خداي قرآني نيست كه غير از ريش و عورت، همه چيز داشته باشد و كسي كه به هم چنين خدايي معتقد باشد، منكر خداي قرآن است.

العواصم من القواصم لأبي بكر بن العربي، ص210 و الطبعة الحديثة، ج2، ص 283 ـ دفع شبه التشبيه بأكف التنزيه، ص95 و 130 (حاشيه)

در رابطه با اين آيه:

كُلُّ شَيْء هَالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

سوره قصص/آيه88

طبق عقيده شما، فرداي قيامت، غير از صورت خداوند، همه چيز خدا نابود مي شود و فقط يك صورت از خداوند مي ماند.

7. خداي وهابيت، چهار انگشت بزرگ تر از عرش است

وهابيت معتقدند كه خداوند، روي عرش مي نشيند و بدن خدا از هر طرف عرش، به اندازه 4 انگشت بيرون مي ماند و اگر كمتر از بيرون بماند، نمي توانيم بفهميم كه خداوند، عظيم و بزرگ است.

إنّه جالس عليه، متّصل به و أنّه أكبر بأربع أصابع، إذ لا يصحّ أن يكون أصغر منه، لأنّه العظيم، و لا يكون مثله لأنّه لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَي ءٌ فهو أكبر من العرش بأربع أصابع.

العواصم من القواصم لأبي بكر بن العربي، ص209

ما هم چنين خدايي را قبول نداريم و منكر هم چنين خدايي هستيم و قرآن و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) هم منكر هم چنين خدايي هستند.

8. خداي وهابيت، سوار بر ألاغ مي شود

آن خدايي كه سوار بر الاغ مي شود و از آسمان به كره زمين مي آيد و به بنده هايش سر مي زند، ما هم چنين خدايي را قبول نداريم.

 

قال إبن عساكر: و أبوا إلا التصريح بأن المعبود ذو قدم و أنه ينزل بذاته و يتردد علي حمار في صورة شاب أمرد بشعر قطط و عليه تاج يلمع و في رجليه نعلان من ذهب ... .

تبين كذب المفتري لإبن عساكر، ج1، ص310

شيخ مفيد (ره):

در بغداد، بعضي از علماء، بالاي پشت بام هاي شان علف و يونجه مي گذاشتند كه اگر خدا با الاغش آمد، از آن بالا ببيند كه بالاي پشت بام اينها يونجه و علف است و بيايد روي پشت بام آنها بنشيند.

اين چه مزخرفات و لاطائلاتي است شما در حوزه توحيد داريد؟! آن وقت به ما مي گوييد مشرك هستيم؟

9. خداي وهابيت با شتر، به حج مي آيد

آن خدايي كه سوار بر شتر مي شود در مراسم حج، همراه بنده هايش مراسم حج را انجام مي دهد و در منا و عرفات مي آيد را ما قبول نداريم.

رأيت ربي بمني عند النفر علي جمل أورق عليه جُبّة صوف أمام الناس.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج27، ص396 ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج1، ص513 ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج18، ص16 ـ لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج2، ص238

ما هم چنين خدايي را نمي توانيم بپذيريم. اگر به حرم ائمه (عليهم السلام) مي رويم، به ما درس انكار هم چنين توحيدي را مي دهند. به ما نمي گويند مشرك باشيد؛ بلكه مي گويند كافر به هم چنين خدايي باشيد. همين امام باقر (عليه السلام) فرياد مي زند:

كل ما ميزتموه بأوهامكم في أدق معانيه، فهو مخلوق لكم، مردود إليكم.

هر آنچه كه از خداوند در ذهن خود تصوير كنيد، آن آفريده شماست و خدا نيست ... .

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج66، ص293

اگر آن آفريده ذهن خودتان را بپرستيد، بت را پرستيده ايد. اگر ما حرم امام رضا (عليه السلام) مي رويم، اين چنين توحيدي را ياد مي گيريم. نه توحيدي كه شما از يهوديان گرفته ايد. قطعا حرم ائمه (عليهم السلام) اينها را به ما آموزش مي دهد.

قبلا هم عرض كرده ام كه اينها از گنبد و بارگاه و گلدسته نمي ترسند كه دستور تخريب مي دهند، وگرنه گنبد و بارگاه براي ائمه أهل سنت هم هست. الآن در مصر، حرم امام شافعي، رئيس شافعي ها، گنبد و بارگاه و تشكيلاتي دارد. قبر أبو حنيفه و احمد بن حنبل در بغداد، گنبد و بارگاه دارد. اينها از گِل و خاك و آجر و آهن وحشت ندارند؛ از اين وحشت دارند كه در طول يك سال، بيش از 20 ميليون شيفته امام رضا (عليه السلام) از گوشه و كنار دنيا به زيارت امام رضا (عليه السلام) مي آيند و با فرهنگ رضوي آشنا مي شوند و هزاران سني و وهابي و مسيحي مي آيند در كنار حرم امام هشتم (عليه السلام) و در كنار مسجد مقدس جمكران، به مذهب أهل بيت (عليهم السلام) مشرف مي شوند و اينها از اين وحشت دارند.

10. تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)

آري، در رابطه با بقيع هم وقتي اينها احساس كردند مردم شيعه و سني، از گوشه و كنار جهان مي آيند و عاشقانه در اطراف حرم مطهر امام مجتي (عليه السلام)، امام سجاد (عليه السلام)، امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) كه از عزيزان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و جگرگوشه هاي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هستند، اظهار عشق مي كنند و براي وهابيت قابل تحمل نبود و بر نتابيدند. لذا افرادي مثل عبد اللّه بن سليمان بن سعود بن بليهد (متوفاي 1359 هجري) را تحريك كردند و علماء أهل سنت را جمع كردند و شمشير بالاي سرشان و گلوله زير گوش شان گذاشتند تا: «إمضاء كنند اين حرم ائمه بقيع، محل شرك است و بايد خراب شوند» و 15 نفر را مجبور كردند تا اين را إمضاء كنند.

روزنامه أم القري، شماره69، تاريخ 17 شؤال 1344 هجري ـ روزنامه العراق، في العدد الموافق منها، 13 ذي القعدة سنة 1344 هجري

با اين كارشان، خواستند سرپوشي بگذارند بر جنايات خودشان و در اين قضيه نه تنها حرم ائمه بقيع (عليهم السلام)، بلكه بيت الأحزان حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) هم ويران شد؛ حرم و گنبدي كه بر بالاي همسران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود هم ويران كردند؛ حرمي بر بالاي قبر أم البنين، مادر حضرت قمر بني هاشم (عليه السلام) بود و آن را هم ويران كردند؛ قبور مطهر شهداء أحد هم داراي حرم و بارگاه بود كه آنها را هم ويران كردند؛ محل ولادت و محل زندگي امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و كوچه بني هاشم كه به عنوان يك آثار مذهبي بودند را هم ويران كردند. جالب اين است كه تصميم گرفتند حرم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را ويران كنند، ولي دولت هاي اسلامي اولتيماتوم دادند: «اگر دست به حرم مطهر نبوي (صلي الله عليه و آله) بزنيد، همه كشورهاي اسلامي با شما وارد جنگ خواهيم شد»؛ لذا از تخريب حرم مطهر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) دست كشيدند. الآن هم بعضي از مفتيان شان، زمزمه تخريب حرم مطهر نبوي (صلي الله عليه و آله) را دارند.

11. پيشنهاد ألباني براي تخريب حرم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)

آقاي ناصر الدين ألباني (كه از او به بخاري دوران تعبير مي كنند يا به تعبير بن باز، امام الحديث است) رسما فتوا داد:

و مما يؤسف له أن هذا البناء قد بني عليه منذ قرون إن لم يكن قد أزيل تلك القبة الخضراء العالية و أحيط القبر الشريف بالنوافذ النحاسية و الزخارف و السجف و غير ذلك ممّا لا يرضاه صاحب القبر نفسه صلي الله عليه و سلم ... أعتقد أن هذا من الواجب علي الدولة السعودية إذا كانت تريد أن تكون حامية التوحيد حقا.

اگر واقعا دولت عربستان سعودي مدعي انتشار فرهنگ توحيد است، بايد حرم پيامبر (صلي الله عليه و سلم) و اين گنبد خضراء را ويران كند.

تحذير المساجد من إتخاذ القبور مساجد للألباني، ص68 و 69

12.

وجوب نبش قبور كساني كه در مساجد دفن شده اند

خود هيت عالي إفتاء عربستان سعودي زمزمه مي كنند تا مقدمه تخريب حرم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را فراهم كنند. اگر اينها از دولت هاي اسلامي وحشت نداشتند، تا كنون حرم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را هم از بين برده بودند.

اجازه بدهيد اين را به صورت مستند اعلام كنم تا تمام دنيا سخن مرا بشنوند:

در كتاب فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء كه روي سايت هاي اينترنتي هست، فتوا داده اند:

و يجب علي ولي أمر المسلمين أن يَهدِم ما بني علي القبور من المساجد; لأنها أسست علي غير التقوي و أن ينبُش من دفن في المسجد بعد بنائه و يخرج جثته من المسجد حتي عظامِه و رُفاتَه، لاعتدائهم بالدفن فيه و ينقل رفاته إلي المقبرة العامة في حفرة خاصة.

واجب بر ولي أمر مسلمين تا تمام كساني را كه در مساحد دفن شده اند، قبورشان را نبش قبر كند و استخوان هاي پوسيده و گرد و غبار مردگان را دربياورد و ببرد در قبرستان عمومي يا در دره اي بريزد.

فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء، ج9، ص79 و 80، الفتوي رقم 8263، جمع أحمد بن عبد الرزاق الدويش

اينها به دنبال اين هستند. من نمي دانم اگر اين فتوا بخواهد نسبت به حرم مطهر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) عملي بشود، اينها چه فاجعه اي را به بار خواهند آورد؟ كه ميلياردها برابر بيشتر از قضيه قرآن سوزي دردناك تر است. آيا آن روز حاضر هستند قبر أبو بكر و عمر را هم بشكافند و گرد و خاك باقي مانده از آنها را بيرون ببرند و جاي ديگري بريزند؟ يا نه، آنها از قداست خاصي برخوردارند؟ اگر اينها بخواهند اين فتوا را علني بكنند، در مكه مكرمه چه فاجعه اي بنا است اتفاق بيفتد؟ مگر قبر حضرت هاجر (سلام الله عليها) و حضرت اسماعيل (عليه السلام) در كنار بيت الله الحرام و در داخل مسجد الحرام نيست؟ با آنها مي خواهيد چه كنيد؟

13. قبر حضرت اسماعيل و هاجر (عليهما السلام) در بيت الله الحرام

آقاي إبن سعد در الطبقات الكبري، جلد 1، صفحه 52، چاپ دار صادر بيروت صراحت دارد:

لمّا بلغ إسماعيل عشرين سنة توفّيت أمه هاجر و هي إبنة تسعين سنة، فدفنها إسماعيل في الحجر ... و توفي إسماعيل بعد أبيه فدفن داخل الحجر مما يلي الكعبة مع أمه هاجر.

وقتي حضرت هاجر (سلام الله عليها) و حضرت اسماعيل از دنيا رفتند، در كنار بيت الله الحرام در كنار مسجد الحرام در حجر اسماعيل دفن كردند.

آقاي علامه عيني در كتاب عمدة القاري شرح صحيح البخاري، جلد 15، صفحه 217 مي گويد:

قبر هود و صالح و شعيب و نوح عليهم الصلاة و السلام بين زمزم و الركن و المقام.

در اطراف بيت الله الحرام افرادي همانند حضرت هود و صالح و شعيب و نوح دفن شده اند.

با قبور اينها مي خواهيد چه كنيد؟

14. قبر 300 نفر از أنبياء (عليهم السلام) پيرامون بيت الله الحرام

آقاي حلبي در السيره الحلبية، جلد 1، صفحه 250 مي گويد:

و جاء إن حول الكعبة لقبور ثلاثمائة نبي.

بيش از 300 نفر از انبياء گذشته داخل مسجد الحرام دفن هستند.

با قبور اينها مي خواهيد چه كنيد؟ مي دانيد اگر اين فتاواي شوم بخواهد عملي شود، چه فاجعه بزرگي در جهان اسلام رخ خواهد داد؟ ما در اينجا رسما اعلام خطر مي كنيم تا مسلمانان بيدار باشند. شيعه و برادران عزيز أهل سنت، فرييب اينها را نخورند.

ترفيع بيوت در قرآن

خداوند در آيه 36 سوره نور در رابطه با ترفيع بيوت، صراحت دارند بيت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و بيت حضرت علي (عليه السلام) از بهترين بيوتي است كه قرآن به آن اشاره كرده است:

فِي بُيُوت أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاَْصَالِ

در تفسير ثعلبي آمده است:

قرأ رسول الله صلي الله عليه وسلم هذه الآية؛ فقام رجل فقال : أي بيوت هذه يا رسول الله؟ قال: بيوت الأنبياء. قال: فقام إليه أبو بكر فقال: يا رسول الله! هذا البيت منها لبيت علي و فاطمة؟ قال: نعم من أفاضلها.

تفسير الثعلبي، ج7، ص107 ـ الدر المنثور للسيوطي، ج5، ص50، تفسير الآلوسي، ج18، ص174

15. ساخت مسجد بر قبور اصحاب كهف

در آيه 21 سوره كهف خداوند مي فرمايد:

إِذْ يَتَنَـزَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَـنًا رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَي أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا

... مسلمانان گفتند: ما بر بالاي قبر اصحاب كهف، مسجد بنا مي كنيم.

وقتي شما زبان نفهم هستيد و قرآن را نمي توانيد بخوانيد، گناه مسلمانان چيست؟

در تفسير طبري و ساير تفاسير اين تعابير آمده است:

 

و قال المسلمون: بل نحن أحق بهم، هم منا، نَبْنِي عليهم مسجدا نصلي فيه و نعبد الله فيه.

مسلمانان گفتند: بر روي قبر اصحاب كهف، مسجد بنا مي كنيم تا در آنجا نماز بخوانيم و خدا را عبادت كنيم.

جامع البيان للطبري، ج15، ص278، ح17308 و ص281، ح17317ـ الدر المنثور للسيوطي، ج4، ص217 ـ فتح القدير للشوكاني، ج3، ص277

شمايي كه امروز مي گوييد: «مسجد بنا كردن بر بالاي قبور، حرام و بدعت است»، با اين آيه قرآن مي خواهيد چه كار كنيد؟

15. تبرك به قبور اصحاب كهف

آقاي زخمشري (از استوانه هاي تفسيري أهل سنت) مي گويد:

«لنتخذن» علي باب الكهف «مسجدا» يصلي فيه المسلمون و يتبركون بمكانهم

مسجدي بنا مي كنيم بر بالاي اصحاب كهف تا مسلمانان در آنجا نماز بخوانند و تبرك بجويند به قبور اصحاب كهف.

الكشاف عن حقائق التنزيل و عيون الأقاويل للزمخشري، ج2، شرح ص477، تفسير النسفي، ج3، ص8

آيا اين مشروعيت بناي بر روي قبور و حرم ساري و ساخت مسجد در كنار قبور را صادر نمي كند؟!

فأين تذهبون؟! به كجا مي رويد؟!

جالب است كه روزي يك جوان شيعي به اين شبكه ظلمت زنگ زد و گفت:

شما كه اين همه از مخالفت با حرم ائمه (عليهم السلام) حرف مي زنيد، مگر اين آيه 21 سوره كهف صراحتا نمي گويد: «لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا : بر بالاي قبر اصحاب كهف مسجد مي سازيم»؟ آيا اين مشروعيت حرم سازي بر روي قبور را تثبيت نمي كند؟

مجري و مسئول شبكه گفت:

خداوند در اينجا نقل كرده و تائيد نكرده است.

اگر اين مسجد ساختن بر بالاي قبور اصحاب كهف شرك است و خداوند آن را بيان نكند، إغراء به جهل است. نمي دانم اگر اين را جواب احمقانه به حساب بياوريم، گمان مي كنم به احمق ها جسارت شود. ايشان گفت:

خداوند، داستان فرعون را هم در قرآن نقل مي كند، پس آيا عملكرد فرعون براي ما الگو است؟

وقتي خداوند داستان فرعون را نقل مي كند، پشت سرش، ده ها توبيخ و مذمت و مسائل ديگر مطرح مي كند. اين آقاياني كه مدعي هستند ما حافظ قرآنيم، جالب اين است كه در آيه 13 همين سوره صراحت دارد و قبل از نقل داستان اصحاب كهف مي فرمايد:

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْنَاهُمْ هُدي الكهف

ما داستان اصحاب كهف را به حق براي شما بيان مي كنيم.

آيا اين تائيد و إمضاء كردن خداوند نيست؟!

علي أي حال، سخن در اينجا زياد است و يكي از بهترين دلايل ما، همان قضيه حرم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است.

15.

قبور صحابه و تابعين و ائمه اربعه أهل سنت

در طول تاريخ، حرمي كه براي صحابه و تابعين و ائمه اربعه أهل سنت بنا شده و اينها در منظر و مرأي صحابه بوده، تائيد اين داستان است.

مگر براي قبر سلمان فارسي (متوفاي 36 هجري) در مدائن، گنبد و بارگاه ساخته نشده است؟! آيا توسط شيعيان ساخته شده يا توسط أهل سنت؟ آقاي خطيب بغدادي (از علماء قرن 4 و 5 هجري و متولد 392 و متوفاي 463 هجري) قضيه حضرت سلمان و گنبد و بارگاهش را توضيح مي دهد كه بارگاهش متولي داشته و مراقب امور آنجا بود.

قبره الآن ظاهر معروف بقرب أيوان كسري، عليه بناء و هناك خادم مقيم لحفظ الموضع و عمارته و النظر في أمر مصالحه.

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج1، ص163

آيا طلحه و زبير كه در بصره كشته شدند، گنبد و بارگاه نداشتند و ندارند؟ جالب اين است كه إبن جوزي مي گويد:

بر بالاي قبر زبير، گنبد و بارگاه و گلدسته و قنديل گذاشته بودند و افرادي را براي پذيرايي از زائرين آنها گذاشته بودند.

 

المنتظم لإبن الجوزي، ج14، ص387 ـ رحلة ابن بطوطة، ج1، ص187

قبر أبو ايوب انصاري از صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در كشور تركيه كه من خودم هم حدود 10 سال پيش به آنجا رفته ام، گنبد و بارگاه دارد و اين قضيه به قرن 3 و 4 برمي گردد. وقتي من به آنجا رفتم، بعد از ظهر بود و شايد بيش از هزار نفر زائر در كنار قبر ايشان بود.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج8، ص65

اينها چيزي نيست كه منحصر به شيعه بدانيم.

ساخت گنبد و بارگاه و حرم بر روي قبر أبو حنيفه در بغداد و قبر آقاي احمد بن حنبل و قبر آقاي شافعي در مصر از چه زماني شروع شده است؟ آيا شما جرأت مي كنيد نسبت به آنها هم اعتراض كنيد؟

در پايان، 2 نكته را اشاره مي كنم و عرائضم را به پايان مي رسانم:

نكته اول

1. ما كاري به سني و وهابي نداريم و تا كنون مدرك مشروعيت حرم سازي را از منابع أهل سنت و سيره صحابه و تابعين و ائمه أهل سنت نقل كرده ايم و كاري با اينها نداريم. ما تابع ائمه (عليهم السلام) هستيم و تابع نبي مكرم (صلي الله عليه و آله). پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي أهل بيتي.

1. دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) براي تعمير قبور ائمه (عليهم السلام)

روايتي را شيخ طوسي (ره) در تهذيب الأحكام از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) آورده كه كه به حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

تو از دنيا مي روي و قبور شما و قبور فرزندان شما، زيارتگاه شيعيان خالص ما مي شوند.

... فيعمرون قبوركم و يكثرون زيارتها تقربا منهم إلي الله مودة منهم لرسوله، أولئك يا علي المخصوصون بشفاعتي والواردون حوضي و هم زواري غدا في الجنة.

شيعيان مي آيند قبور شما را تعمير و بازسازي مي كنند قربة إلي الله ... شفاعت ويژه من شامل اينها خواهد شد و فرداي قيامت در كنار حوض كوثر وارد بر من مي شويد و در بهشت به زيارت من مي رسند.

تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج6، ص22، ح50 ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج14، ص383، ح19433

2. إخبار پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از مذمت شدن زائرين قبور ائمه (عليهم السلام)

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تكليف وهابيت را هم روشن كرده است؛ آنهايي كه تحريك مي كنند براي تخريب حرم ائمه (عليهم السلام).

 

و لكن حثالة من الناس يعيرون زوار قبوركم بزيارتكم كما تعير الزانية بزناها، أولئك شرار أمتي لا نالتهم شفاعتي و لا يردون حوضي.

ولي گروهي از افراد فرومايه و نخاله، زائرين قبور شما را مسخره و مذمت مي كنند، چنانچه زناكاران را مذمت و مسخره مي كنند. اين افراد جزء أشرار و بدترين افراد أمت من هستند و شفاعت من به آنها نمي رسد و در روز قيامت وارد حوض من نمي شوند.

تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج6، ص22، ح50 ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج14، ص383، ح19433

نكته دوم

حرم ائمه (عليهم السلام)، امروز، فقط ميعادگاه عاشقان از شيعه نيست، بلكه بزرگان أهل سنت وارد حرم ائمه (عليهم السلام) مي شوند و عاشقانه و پروانه وار اطراف حرم اينها مي چرخند.

1. أبو علي خلال (از علماء برجسته حنابله در عصر خويش و متوفاي 242 هجري)

خطيب بغدادي مي گويد:

ما همّني أمر، فقصدت قبر موسي بن جعفر، فتوسّلت به، إلاّ سهّل اللّه تعالي لي ما أحبّ.

هرگاه مشكلي برايم پيش مي آمد، كنار قبر موسي بن جعفر مي رفتم و به او متوسّل مي شدم، مشكلاتم به آن گونه اي كه دوست داشتم برطرف مي شد.

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج1، ص133، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، طبع دار الكتب العلمية بيروت

2. إبن حبان

آقاي ابن حبّان (از استوانه هاي رجالي أهل سنت) در كتاب الثقات مي نويسد:

و ما حلّت بي شدّة في وقت مقامي بطوس فزرت قبر عليّ بن موسي الرضا صلوات اللّه علي جدّه و عليه و دعوت اللّه إزالتها عنّي إلاّ استجيب لي و زالت عنّي تلك الشدّة و هذا شي جرّبته مراراً فوجدته كذلك، أماتنا الله علي محبة المصطفي و أهل بيته صلي الله عليه و سلم الله عليه و عليهم أجمعين.

در مدّتي كه ساكن طوس بودم، هرگاه برايم مشكلي پيش مي آمد، قبر علي بن موسي الرضا را زيارت كرده و از خداوند رفع آن مشكل را مي خواستم و آن گرفتاري در أسرع وقت حلّ مي شد.

در پايان هم جمله اي زيبا مي گويد:

اين قضيه را من بارها تجربه كرده ام و هميشه مشكلم حلّ مي شد. خداوند ما را بر محبّت مصطفي و اهل بيت او (صلي الله عليه و سلم الله عليه و عليهم أجمعين) عليهم بميراند.

الثقات لإبن حبان، ج8، ص457

دوستان را كجا كني محروم؟ تو كه با دشمنان اين نظر داري

إبن حبان و علي بن خلال و إبن خزيمه اي كه معتقد به امامت شما نيستند، اين چنين از آنها پذيرايي مي كنيد و اين چنين آنها را حاجت روا نكرده از حرم تان بيرون نمي كنيد. پس با شيعه مي خواهيد چه كنيد؟!

يكي از رفقاي مي گفت:

وقتي از حرم امام رضا (عليه السلام) بيرون مي آمدم، ديدم علامه طباطبائي (ره) (صاحب كتاب الميزان في تفسير القرآن) در حال خارج شدن از حرم است. به ايشان عرض كردم:

ما كه مي خواهيم به حرم امام رضا (عليه السلام) برويم، چه كار كنيم تا امام رضا (عليه السلام) ما را حاجت روا نكرده از حرم بيرون نكند؟

مرحوم علامه طباطبائي (ره) كه در اواخر عمرش، دست شان مي لرزيد، با همان دست لرزان و صوت لرزان فرمود:

پسرم! وقتي به حرم امام رضا (عليه السلام) مي روي، برو يك گوشه اي بنشين و روضه مادرش حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را بخوان و از مادرش سخن بگو و هم خودت گريه كن و هم امام رضا (عليه السلام) را بگريان. اگر اين كار را كردي، دست و بال امام رضا (عليه السلام) را كاملا بسته اي و بدون اين كه تو را حاجت روا كند، از حرمش بيرون نمي كند.

خيلي عجيب است! قلب ائمه (عليهم السلام) براي مادرشان حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي تپد. وقتي اسم حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي آيد، ائمه (عليهم السلام) دست و پاي شان را گم مي كنند و ديگر نمي توانند بدون اين كه حاجت روا كنند، كسي را از درگه شان بيرون كنند.

عزيزان! در هر كجاي دنيا كه هستيد، اگر مي خواهيد از امام رضا (عليه السلام) يا امام زمان (عليه السلام) يا أمير المؤمنين (عليه السلام) حاجت بگيريد، يكي از بهترين راه ها اين كه مصائب حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را بخواني و گريه كني و قطرات اشكت را جاري كني و آن معصوم را هم بگرياني تا ببيني چه چيزهايي به شما مي دهند!

من نمي دانم بالاتري مصيبتي كه از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بر قلب أمير المؤمنين (عليه السلام) و ائمه (عليهم السلام) بوده، چه بود؟ آيا آن لحظه اي كه در وسط خانه، زهراي مرضيه (سلام الله عليها) با پهلوي شكسته نقش بر زمين شد، آن حالت براي أمير المؤمنين (عليه السلام) و ائمه (عليهم السلام) دردناك است؟ يا آن لحظه اي كه در وسط كوچه، سيلي خورد؟ يا آن لحظه اي كه أمير المؤمنين (عليه السلام) بدن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را روي مغسل گذاشته و از زير پيراهن غسلش مي دهد و يك دفعه دست حضرت علي (عليه السلام) به پهلوي شكسته حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بازوي ورم كرده ايشان افتاد و مظلوميت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، حضرت علي (عليه السلام) را بي حال كرد و بي اختيار به ستون تكيه كرد و شروع كرد بلند بلند گريه كردن و أسماء بنت عميس گفت:

شما به ما مي گوييد آهسته آهسته گريه كنيم تا مردم نفهمند ما زهراء را غسل مي دهيم، ولي خودت با صداي بلند گريه مي كني!

حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

أسماء! من دلم براي مظلوميت زهراء سوخت كه وقتي دستم به پهلوي شكسته زهراء افتاد، من خبر نداشتم و از پهلوي شكسته اش به من چيزي نگفته بود و نمي دانم اين درد پهلو را زهراء، شب ها چگونه سپري كرد؟

ألا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا أين منقلب ينقلبون.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
1 | حميد مهدوي | , ایران | ١٨:٥٤ - ١٥ آبان ١٣٨٩ |
باسلام.جناب آقاي قزويني من همان جواني هستم كه سال گذشته در دانشگاه فردوسي مشهد جلسات شما را با جديت پيگيري ميكردم واكنون نيز از طريق شبكه ولايت برنامه هاي جالب حضرتعالي وساير عزيزان رافضي را-ببخشيد شيعي را-پيگيري مينمايم اينجانب چند ماهي است كه تازه متوجه اسلام گشته ومسلمان(اهل سنت)وبه قول شما وهابي گشته ام.آخي حيف شد نه؟اينهمه شما زحمت ميكشيد آنوقت نه تنهاسني شيعه نميشود بلكه شيعه اثني عشري ميرود حنفي ميشود عجب روزگاربدي شده در ضمن اگرباور نداريدمي توانيد از حاج آقاي پوربدخشان يا مقداديان بپرسيد.القضي من دنبال حق وحقيقت ام وتعصبي نسبت به مذهب جديدم ندارم.درضمن پيگير آقاي عبدالله حيدري هستم تا من وايشان خدمت حضرتعالي به رسم استاد وشاگردي برسيم ومن همچنان خود را شاگرد شما ميدانم خداوند به شما پاداش نيكو دهد اگر بينش مرا روشن نماييد در ضمن خواهش مي كنم به عزيزاني كه روي اير مي آيند سفارش فرماييد از طعن ولعن نسبت به مقام شامخ صحابه كرام اللخصوص سيدنا ابابكر صديق(رض)وسيدنا عمر فاروق(رض) پرهيز نمايند.خاطر نشان ميشود مي توانيد تلفن مرا از جناب مقداديان يا جناب پوربدخشان دريافت نماييد

پاسخ:

باسمه تعالي
جناب آقاي مهدوي با سلام
با توجه به صحبتهايي كه جنابعالي در همان جلسات اول داشتيد، بنده جنابعالي را به عنوان يك جوان شيعه نمي شناختم بلكه عقيده ام اين بود كه شما يك سني بلكه وهابي متعصب هستيد كه چشم و گوشتان را به حقائق بسته ايد و اميدي هم به رسيدن به حقائق در شما نمي ديدم.
و تظاهر شما به تغيير مذهب هم يك دروغي بيش نمي دانم و ادعاي شاگردي من هم دروغ ديگري است چون شما فقط چند جلسه بحثي كه من در دانشگاه فردوسي مشهد داشتم شركت داشتيد و اين دليل بر شاگردي شما نيست همانطوري ديگر شركت كنندگان در جلسات هم نمي توانند ادعا شاگردي نمايند.
فقط در پايان توصيه مي كنم كتاب المراجعات علامه شرف الدين و قصة الحوار الهاديء ونقد كتاب القفاري از تاليفات اين جانب كه هم متن عربي و هم فارسي آن روي سايت موجود است به دقت و بدون تعصب (گرچه تعليق بر محال است) مطالعه بفرماييد.
حسيني قزويني

2 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | ٢٠:٣٢ - ١٥ آبان ١٣٨٩ |
با سلام
اول از همه از استاد قزويني متشكرم بخاطر اينكه با تمام مشغله زيادي كه دارند شخصاً تو دهني محكمي به اين پيرو معاويه فاجر زدند . دستتون در نكنه اجرتان با امام زمان عجل الله تعالي فرجه .
جناب عبدالحميد محدوي كذاب 15 آبان 89 - 18:وارث جيب ابو هريره خوب خدا را شكر كه نشان دادي كه قدرت درك و استدلال نداري و بايد براي تبليغ در مورد فرقه كثيف و شيطاني وهالبيت به دروغ توسل كني در صورتي كه نميداني كه در فرقه شيطاني شما هر گونه توسل شركه پس مشرك شدي البته شايد هم نه يك نگاه به كتابهاي خودتان بيانداز ميفهمي كه اساس مذهبتون را با دروغ بريدند .
در ثاني اين اراجيفي كه گفتي براي مذهب شيعه تبليغ بسيار خوبيه خصوصا اون كساني كه تو را ميشناسند .
در ضمن چه دشمني با مادرت داري كه اسمي را كه برايت انتخاب كرده استفاده نميكني خوب شايد كسي ديگر اين اسم را برايت انتخاب كرده كه .....
نيست .

يا علي
3 | مرد مردستان | , ایران | ٢١:٣٥ - ١٥ آبان ١٣٨٩ |
هزاران عبدالشيطان -ببخشيدعبدالله حيدري- فداي يك تار موي سيد و بزرگوار ما دكتر حسيني قزويني
4 | حسن جليلوند | , ایران | ١٧:٠٦ - ١٩ آبان ١٣٨٩ |
بسمه تعالي

سيد بزرگوار سلام عليکم

به شما تبريک عرض مينمايم بابته جواب فصيح و خردمندانه اي که داديد.

وقتي اين جواب رو مشاهده کردم گفتم خدايا اجري به سيد ما عنايت فرما که کوردلان مکتب وهابيت انگشت به دهان بمانند.

سيد بزرگوار خدا به همراه شما باشد انشاءالله.
5 | محمد ايزدمنش | , ایران | ١١:٤٧ - ٢٣ آذر ١٣٨٩ |
با سلام و احترام حضور استاد معزز جناب آقاي قزويني
فقط خواستم بابت روشنگريهاي شما در جهت افشاي ماهيت پليد و شوم فرقه ضاله وهابيت تشكر كنم. همچنين بنده مطمئنم كه اگر پيروان جاهل (و البته قاصر) اين فرقه به مطالعه مباني مشترك شيعه و سني واقعي بپردازند خودشان به باطل بودن اين فرقه راي محكم و قطعي خواهند داد.

با تشكر و سپاس از ايزد متعال كه مردان راستين و حساس نسبت به دردهاي مسلمين هنوز هم هستند.
با تشكر از بنده خوب خدا آقاي قزويني
6 | صادق راستگو | , ایران | ١٥:٢٨ - ٠١ اسفند ١٣٨٩ |
با سلام و تحيت . خواستم باين حميد مهدوي بگويم من با اين ؟؟؟ ميفهمم كه تو وهابي جيره خوار و نوكر سر سپرده بن باز و ابن جبرين ها هستي چه رسد به استاد قزويني . فقط متعجبم كه تو در دانشگاه مشهد چيكار داري ؟ دانشجو كه نيستي چون اگه بودي بچه حزب الهي؟؟؟ ميدادند فكر ميكنم نوكر سر سپرده بودي براي بر هم زدن جلسه كه موفق هم نشدي
7 | دوستار اهل البيت | , ایران | ١٣:٠٤ - ٠٥ اسفند ١٣٨٩ |
جواب حميد مهدوي : درسايت خواندم: بسم الله القاصم الجبارين.!!!! سلام عليکم. روزي در جمعي که بعضي وهابيون و شيعيان بودند نشسته بودم.!!! در آن مجلس ( البته با اکراه) بزرگ وهابيون رو به من کرد و گفت: من از شما که خود را شيعه و پيرو رسول الله(ص) ميدانيد گله و انتقادي دارم.!!! گفتم بفرما.! گفت : ما به عنوان مسلمان دوستدار 12 امام شما هستيم و به ايشان احترام ميگذاريم. اما شما ها نه اينکه احترامي براي خلفاي ما قائل نيستيد بلکه لعنشان هم ميکنيد. بنده گفتم: نه خيييييييييير.!!!! اصلا اين طور نيست. ما خلفاي شما را بسيار دوست داريم. و حتي از رسول الله هم بالا تر ميدانيمشان.!!! با تعجب فراوان رو به من کرد و گفت: الله اکبر از شما شيعيان.!!! شما ها در همه چيز افراط و تفريط داريد. آخر مگر چطور ميشود که خلفا از رسول الله(ص) هم بالاتر باشند؟!!!؟!؟!؟! گفتم دليل دارم. گفت بگو دليلت را.؟ گفتم: زيرا از اين جهت از رسول الله بالا ترند که معاذ الله رسول الله نميدانست که بايد بعد خودش خليفه اي تعيين کند و خلفا زحمتي که رسول الله بايد ميکشيد و دستور الله تبارک و تعالي را اجرا ميکرد را انجام دادند و خودشان با صلاح ديد خودشان خليفه و جانشين براي رسول الله انتخاب کردند و چه انتخابي بهتر از خودشان. و مرحبا .....!!!! پس نتيجه اين ميشود که معاذ الله رسول الله(ص) عقلش نميرسيده که اين کار خطير را بکند و اينان کردند. و اگر اين چنين نبوده و رسول الله (ص) از طرف الله سبحانه و تعالي جانشين و خليفه براي بعد خودش برگزيده و خلفاي شما قبول نکردند و معاندانه در رد آن ها تلاش کردند و تا سر حد بستن دستان امير المومنين و کشتن و به شهادت رساندن دخت رسول الله(س) پيش رفتند. پس با خدا مخالفت كردهاند ! پس ببين نظر ما بي دليل نيست.؟!؟! در اين لحظه اين بزرگ وهابيون در کنار مريدانش مثل يک تکه گچ شد و هي مانند حباب تغيير رنگ ميداد. و در مرز انفجار بود. و اگر کادر به ايشان ميزديد خونشان در نميآمد. و جلسه را بي کلامي و حرفي ترک کرد و از آن جا رفت و مريدانش هم همينطور. و در مقابل اشک شوق در چشمان موحدان و پيروان راستين سنت و عترت رسول الله(ص) حلقه زد. اي مومنان و موحدان راستين. سرتان را در جهان بالا بگيريد که شيعه ي امير المومنين هستيد و بس. اين بزرگ وهابيون بود که بنده ي حقير به لطف الله و اهل بيت خاکش کردم و خارش کردم.آن همم در ميان مريدانش.
8 | ابراهيم نصرالهي | , ایران | ٢٣:٥٠ - ٢٠ اسفند ١٣٨٩ |
با عرض سلام خدمت همه برادرا و خواهراي بزرگوارم/والا يا من نميدونم يه وجب چقدره يا وجب من يه خورده بزرگه!!!!من اخرش نفهميدم ساختن بقعه و بارگاه كلا شرك و بت پرستيه يا فقط نوبت به ما شيعيان كه ميرسه آسمون به زمين ميچسبه/برادرا و خواهراي عزيز اهل سنتم اگه فرصت داشتين و دل و دماغشو داشتين يه جستجوي ناقابل بكنيد و تصاوير بقعه وبارگاه با شكوه بزرگاي خودتونو ببينيد(البته لعنت به جد آبادش كه بخيل و حسود"همون جوري كه من دوست دارم همه شهر مشهد بشه ضميمه حرم مطهر رضوي شماهم حق دارين اين ارزو رو داشته باشين"ولي حرف من چيزي ديگس) ميخوام حواستون باشه و بدونيد اونايي كه اين داستانها رو تو گوشتون ميخونن هم بي انصافن(البته اگه بي ادبي حسابش نكنيد) به هم يه سره قاضي ميرن خدا شاهده!!وگرنه قربون قدوبالاتون برم چرا داشتن بقعه و بارگاه واسه يه آدم_حالا گيريم بقول شما عالم_ معمولي رواس"ولي واسه اولاد پيغمبر ناروا و نشانه شرك و بت پرستيه؟؟؟؟اگه اشتباه ميكنم شمارو بخدا روشنم كنيد"منم با كمال ميل ميپذيرم و فداي سرتون هم ميشم!!يا حيدر مدد
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English