2019 December 16 - دوشنبه 25 آذر 1398
آيا روايت : « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟
کد مطلب: ٥٢٥٨ تاریخ انتشار: ١١ ارديبهشت ١٣٩٤ - ٠٢:٠٠ تعداد بازدید: 4979
پرسش و پاسخ » امامت و خلافت
آيا روايت : « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟

توضيح سؤال :

آيا روايت : « أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق » از قول امير المؤمنين عليه السلام صحت دارد ؟

و في رسالة بعثها أبو الحسن رضي الله عنه إلي معاوية رضي الله عنه يقول فيها " و ذكرت أن الله اجتبي له من المسلمين أعواناً أيدهم به فكانوا في منازلهم عنده علي قدر فضائلهم في الإسلام كما زعمت و أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق و خليفة الخليفة الفاروق ، و لعمري أن مكانهما في الإسلام شديد يرحمهما الله و جزاهم الله بأحسن ما عملا " شرح النهج لابن ميثم ص 488 .

پاسخ :

از مواردي كه در تأييد خلافت ابو بكر و عمر سود جسته اند ، نامه ي علي عليه السلام در جواب نامه ي معاويه است ، كه در آن تعريفي كوتاه و مختصر از شيخين شده است.

اين نامه را (نصر بن مزاحم منقري) متوفاي 212 در كتاب (وقعة صفّين ) نقل كرده است و تنها سندي است كه از آن براي مشروعيّت و مقبوليّت دستگاه خلافت از طرف حضرت علي عليه السلام استفاده كرده اند.

بخشي از اين نامه كه مورد بهره برداري قرار گرفته از اين قرار است، كه امام عليه السلام در جواب معاويه مي نويسد:

وذكرت أنّ اللّه اجتبي له من المسلمين أعواناً، فكا نوا في منازلهم عنده علي قدر فضائلهم في الإسلام، فكان أفضلهم ـ زعمت ـ في الإسلام، وأنصحهم للّه ورسوله، الخليفة، وخليفة الخليفة، ولعمري إنّ مكانهما من الإسلام لعظيم، وإنّ المصاب بهما لجرح في الإسلام شديد، رحمهما اللّه، و جزاهما بأحسن الجزاء.

نوشته اي كه خداوند ياراني از ميان مسلمانان براي پيامبرش برگزيد، و هر كدام به اندازه ي امتيازشان در اسلام در جايگاه مخصوص نزد خدا خواهند بود، و به گمان تو برترين اين افراد و خير خواه ترين براي خدا و رسول خليفه ي اوّل و جانشين او است، به جانم سوگند كه جايگاه آن دو در اسلام بزرگ است، و از دست دادن آنان مصيبت سختي در اسلام وارد ساخت، خداوند رحمتشان كند، و به بهترين پاداشها جزايشان دهد.

اين نامه در كتابي غير از مدرك فوق در كتب متقدّمين از محدّثين ديده نشده است، و در كتب مؤلّفين قرون بعد از مؤلّف مانند شرح ابن ابي الحديد كه مصدري غير از همان كتاب ندارد به مناسبت آمده است.

بنا براين، بحثي كوتاه و مختصر در اعتبار و عدم اعتبار لازم است تا مقدّمه اي بر جواب از نامه ي امام عليه السلام به معاويه باشد.

1. شكي نيست كه سخنان و نامه ها و آثار برجاي مانده از امام اوّل حضرت امير المؤمنين علي عليه السلام محدود به مجموعه اي كه سيد رضي تحت عنوان نهج البلاغه گرد آوري نموده است، و يا كتابهايي از قبيل الغارات ثقفي و... نمي شود.

بنابراين، تحقيق در اسناد آن به امير مؤمنان (ع) نيازمند تلاشي همه جانبه و پژوهشي تخصصي است. اگرچه درباره ي نهج البلاغه تا اندازه اي اين كار انجام شده است، ولي در باره ي نامه ها و سخنان آن حضرت در كتابهاي ديگر صورت نگرفته است.

و امّا در آنچه نويسنده و مؤلّف كتاب (وقعة صفّين ) به امام نسبت داده است جاي شكّ و ترديد بيشتر وجود دارد ؛ چرا كه محقق و پژوهشگر اين كتاب آقاي محمّد هارون مصري در مقدمه ي خودش در باره ي ويژگي كتاب مي نويسد:

اوّلين بار چاپ حجري آن در سال 1410 در ايران انجام شد، نسخه اي كه:

وقد طمست بعض كلمات هذه النسخة، ووقع فيها كثير من التحريف والتصحيف، والزيادة، والنقص، وهذه النسخة هي التي قد أخذتها أصلا في نشر هذا الكتاب و تحقيقه... .

مقدمه ي كتاب وقعة صفّين: (ح).

بعضي از كلمات اين نسخه پاك شده بود، و تحريف و كم و كاستي، و زياد كردن كلمات به آن فراوان ديده مي شود، و من همين نسخه را اصل قرار دادم.

سپس مي نويسد: نسخه ي دوّم را شرح ابن ابي الحديد قرار داده و نواقص را بر اساس آن انجام دادم.

در نتيجه دخل و تصرّف و افزودن و كاستن سليقه اي، با جانبداري از مباني اعتقادي، از درجه ي اعتبار منقولات مي كاهد، و شك در صحّت را تشديد مي كند.

2. پژوهشگر نستوه و نويسنده ي كتاب نهج السعادة استاد آقاي محمّد باقر محمودي در ج 4، ص 177، در پاورقي شماره ي 21 سخن و كلام مولا را اين چنين تفسير كرده و مي نويسد:

أي إنّ الذي أصاب الناس في الإسلام بواسطتهما ومن أجلهما شديد

آنچه كه مردم از مصائب و مشكلات بوسيله ي اين دو نفر در اسلام ديدند، بسيار سخت بود.

كه در حقيقت مدحي ديده نمي شود، بلكه مذمّت آنها است.

3. بر فرض صحّت نامه و پذيرش مطالب آن و عدم دخل و تصرّف در محتويات آن، اين نامه زماني نوشته شده است كه امام (ع) در كوفه بسر مي برد، و اهل كوفه از هواداران و دوستداران خليفه ي اوّل و دوّم بوده، و معتقد به نيكو بودن روش آن دو و خلافتشان را حق مي دانستند.

بنا بر اين، آنچه كه امام (ع) در تعريف و تمجيد نوشته است به جهت رعايت حال عموم و جلوگيري از تحريك احساسات، و حفظ سلامت رواني مردم بوده است. و به تعبير ديگر نوعي از تقيّه در سخن امام (ع) ديده مي شود كه مباني عقلي و شرعي هم آن را تأييد مي كند.

4. وجود كلمات و سخناني از امير المؤمنين علي (ع) در مذمّت از خلفا، و ناخشنودي از گفتگو و همنشيني با آنان، و نيز غصب خلافت از طرف آنان، و پايمال كردن حقّ ويژه ي اهل بيت (ع) كه هدايت و رهبري امّت پس از پيامبر خدا (ص) بود، بخشي گسترده از صفحات ميراث حديثي علي (ع) را تشكيل مي دهد.

اگر چه عدّه اي فقط به بخشي كوچك از سخنان آن حضرت در تأييد و تمجيد از خلفاء پرداخته و با تفسير و تأويل براساس ذوق و سليقه، منافع حزبي خويش را مدّ نظر قرار داده اند. كه گويا در نهج البلاغه و كتابهاي روايي ديگر خروشها و فريادها و درد دلهاي امير مؤمنان (ع) اصلا وجود ندارد.

بخش پاياني خطبه ي دوّم نهج البلاغه اشاره اي است كوتاه بر آنچه كه قبل از آن حضرت بر امّت محمّد (ص) تحميل شده است، مي فرمايد:

زرعوا الفجور، وسقوه بالغرور، وحصدوا الثبور

تخم گناه كاشتند، و با آب تكبّر و غرور آبياري اش كردند، و عذاب و هلاكت درو كردند.

روي سخن علي (ع) با چه كساني است؟ مگر قبل از آن حضرت خلفاي ثلاثه زمام امر حكومت را به دست نگرفتند؟

به اين فراز از سخن حضرتش توجه كنيم، كه چگونه جايگاه اصلي رهبري ديني را تعريف و نقاب از چهره ي غاصبين بر مي افكند.

لا يقاس بآل محمّد (ص) من هذه الأمّة أحد، هم أساس الدين، وعماد اليقين،... ولهم خصائص حقّ الولاية، وفيهم الوصيّة والوراثة

هيچ كس از افراد اين امّت را نتوان با آل پيامبر قياس نمود، آنان اساس و پايه هاي دين، تكيه گاههاي مورد اعتمادند، و حق ولايت و رهبري مخصوص آنهاست، وارث و جانشينان پيامبر خدا (ص) هستند.

آيا كسي كه رهبري امّت را منحصراً در خاندان پيامبر مي داند، مي تواند از اين عقيده عدول كند، و مُهر تأييد برخلافت غصبي ديگران بزند ؟

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 





Share
1 | سجاد محمد باقر | , امارات متحده عربی | ١٢:٠٠ - ١١ آذر ١٣٨٧ |
اگر كسي كمي با فصاحت و بلاغت متون رسيده از امام علي(ع) اشنا باشد به راحتي مي فهمد كه اين نامه ان بلاغت در كلام امير(ع)را ندارد...خيلي جالب است كه در صحيحين مسلم و بخاري امده كه ظاهراً علي(ع)به ابوبكر اعتراض تندي كرده اند كه تو در حق اهل بيت استبداد كردي...(صحيح مسلم ج 5 ص153 و صحيح بخاري ج5ص83 چطور كسي كه به اشكار ترين دستورات اسلام اشنايي ندارد در كلام نفس نبيّ (علي عليه السلام) مقامش در اسلام بزرگ است؟وچطور علي (ع)از حضور در مجلسي كه عمر در ان است كراهت داشت (صحيح مسلم ج5 ص154و صحيح بخاري ج5ص83)و حال كه مقام عمر در اسلام بزرگ است و مرگش مصيبت بزرگي به اسلام زد؟ لطفا اهل سنت جواب دهند. وشما نيز جوابشان را در سايت قرار دهيد. واگر جواب ندادند لطفاً شما پاسخ انها را از انچه در تحقيقات خود بدست اورده ايد در سايت قرار دهيد.
2 | کامران | , ایران | ٠٠:٥٩ - ٢٤ ارديبهشت ١٣٩٤ |
حالا که شما هنوز در مرتبه ای نیستید که بتوانید سره را از ناسره و روایت و احادیث صحیح از غیر صحیح را بشناسید پس خاموش باشید و به یاران رسول الله ص بی حرمتی نکنید. اگر این نامه امام علی ع صحیح باشد روز قیامت چه جوابی خواهید داشت؟!

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اگر واقعا شما که مي گوييد اين روايت درست است و حضرت علي عليه  السلام ابوبکر را صديق مي دانست چرا بعد از شش ماه با ابوبکر بيعت کرد( طبق نظر شما) با صديق شما بيعت نکرد مگر نمي گوييد او صديق بوده و علي عليه السلام نيز او را صديق مي دانست!!اين چه صديقي است که در عمل حضرت علي او را صديق ندانست آيا اين نوع برخورد و عدم تحليل درست و عدم دقت در روايات و تاريخ، توهين به صحابه پيامبر و خليفه چهارم شما نيست آيا حضرت علي عليه السلام که طبق نظر شما صحابه است و  عادل دچار تناقضگويي شده است؟!! بويژه اينکه حضرت علي عليه السلام، شيخين را دروغگو، گنهکار ، خائن و فريبکار مي دانست اين روايت در کتب شما و صحيح نيز هست حالا ما با يقين مي گوييم که اين روايت در کتب شماست و صحيح نيز هست دراين صورت در قيامت چه جوابي به حضرت علي عليه السلام مي دهيد که طرفدار خائن، دروغگو و فريبکار هستيد آيا جوابي داريد بدهيد ؟!!!!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
3 | عمر بلوچ | , هلند | ١٣:١٠ - ٢٤ ارديبهشت ١٣٩٤ |
بنده یک سنی هستم و جواب شما را میدهم . متاسفانه شما به تمامی مسائل از دیدگاه ناسیونالیستی شدید مذهبی نگاه میکنید . پیامبر ما صلی الله علیه و آله و سلم بهترین پیامبر و شاگردانش بهترین شاگردان بودند. چیزی که شما را به این روز انداخته که همه فرقه های مسلمانان از جمله شیعیان غیر دوازده امامی را تکفیر میکنید و حکم ارتداد آنها را صادر کنید باور غلطیست که نسبت به امامت و جانشینی سیاسی بعد از پیامبر ص دارید و بر این اساس تمامی امت مسلمان بعد از پیامبر ص و شاگردان مکتبش را مرتد میدانید. جالب اینجاست که یاران مخلص امام علی ع که در زمان حضرت میزیستند این عقاید ابلهانه و مغرضانه و حیرت برانگیز و عجیب و غریب شما را نداشتند بلکه فراتر از اینها شخص امام علی ع نیز چنین اعتقادی نداشتند و هیچگاه خویشتن را به عنوان یک امام معصوم عالم به غیب و منصوب من عندالله معرفی نکردند و غلاتی را که در زمانش میزیستند از خود راندند. والله والله والله که عقاید کنونی شما پوچ و باطل است و روش شما بر خلاف روش امام علی ع است و لعنت خدا و پیامبران و همه مردم تا روز قیامت بر من باد اگر از دروغگویان باشم. حال یک برادر شیعه بیاید همانند بنده چنین قسم بخورد و خود را لعن کند اگر از دروغگویان باشد . بفرمایید منتظرم.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در خصوص شاگردی پیامبر (ص) که گفتید صحابه بهترین شاگرد بودند اگر واقعا چنین بود این شاگردان چرا در جنگها استاد خود پیامبر (ص) را تنها می گذاشتند و به کوهها فرار می کردند؟!!
اگر این صحابه بهترین شاگرد بودند چرا در نبوت پیامبر (ص) شک داشتند؟! این چه شاگرد ممتازی است که نسبت هذیان به استاد می دهد ؟!!
اما در خصوص تکفیر شیعه چرا بدون دلیل دارید حرف می زنید از نظر شیعه اهل سنت مسلمان هستند و در این خصوص روایت نیز دارند که ائمه فرموده  اند در نماز جماعت اهل سنت نیز شرکت کنید
اما خیلی از بزرگان شما شیعه را تکفیر کرده اند
وَذَكَرَ ابن حَامِدٍ في أُصُولِهِ كُفْرَ الْخَوَارِجِ وَالرَّافِضَةِ وَالْقَدَرِيَّةِ وَالْمُرْجِئَةِ وَمَنْ لم يُكَفِّرْ من كَفَّرْنَاهُ فُسِّقَ وَهُجِرَ.
ابن حامد در كتاب اصولش كافر بودن خوارج و شيعيان و قدريه و مرجئه را ذكر مى‌كند. سپس مى‌نويسد: كسى كه تكفير شده‌هاى توسط ما را كافر نداند، فاسق است و بايد ترك و از جامعه طرد شود.
المقدسي، محمد بن مفلح أبو عبد الله (متوفاي762هـ)، الفروع وتصحيح الفروع، ج 6  ص 155، تحقيق: أبو الزهراء حازم القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1418هـ؛
اما درباره احتجاج حضرت علی علیه السلام نیز باید بگوییم تقصیر ما چیست که شما از منابع خود خبر ندارید
حضرت علي خود را شايسته خلافت و به خلافت خود را ثابت کرده است
طبراني با سند صحيح نقل ميکند که حضرت علي فرمود:
وَاللَّهِ إني لأَخُوهُ وَوَلِيُّهُ وبن عَمِّهِ وَوَارِثُهُ فَمَنْ أَحَقُّ بِهِ مِنِّي .خدا قسم من برادرش و جانشينش و پسر عمويش و وارث(علم) هستم پس چه کسي سزاور تر است از من براي جانشيني پيامبر
المعجم الكبير ،ج 1   ص 107
أنا أحق بهذا الأمر منكم .  الامامة والسياسة  الدينوري ج 1 ص 29
http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=4951
 عمر بن خطاب در مدينه مشغول خواندن خطبه نماز جمعه و آيات قرآن را مي خواند؛ يك دفعه سه مرتبه گفت: «يا ساريه الجبل»، همه ماندند كه چه اتفاقي افتاده؛ بعد از نماز از او پرسيدند كه چه شد وسط خطبه اين چنين گفتي؟ گفت: در حين خطبه خواندن، يك نگاهي كردم به ملكوت زمين و زمان، ديدم لشكري كه براي فتح نهاوند فرستاديم، دشمنان از 4 طرف مي خواهند محاصره كنند و آنها را از بين ببرند، فرمانده شان آقاي ساريه بود، او را صدا زدم كه بيائيد به طرف كوه و از يك طرف با دشمن بجنگيد،البداية و النهاية، ج7، ص94،
اينها در نظر شما غلو نيست اما اگر در شيعه اين اتفاق بيفتد غلو است؟!
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
4 | کامران | , ایران | ١٥:٥٤ - ٠٥ خرداد ١٣٩٤ |
جواب ما آیه 100 سوره توبه و نیز آیه ی یوم لایخزی الله النبی والذین ءامنوا معه و نیز محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم و نیز للفقراء المهاجرین الذین اخرجوا من دیارهم یبتغون فضلا من الله و رضوانا .......اولئک هم الصادقون .

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
پاسخ شما در خصوص این دو آیه به صورت مفصل بیان شده است
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English