2019 December 12 - پنج شنبه 21 آذر 1398
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟
کد مطلب: ٥١٨٥ تاریخ انتشار: ٠١ ارديبهشت ١٣٨٧ تعداد بازدید: 104198
پرسش و پاسخ » اهل سنت
آيا در هيچ يك از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟

سؤال كننده : با حق

پاسخ :

اجماع امت بر حرمت لواط است

حنفيه انجام دهنده اين كار را حد نمي زنند بلكه تعزير مي كنند

عده اي از علماي شافعي نيز در بعضي موارد در اين كار تعزير مي كنند و نه حد :

عده اي از علماي حنبلي نيز در بعضي موارد تعزير جاري مي كنند و نه حد

تعزير در نظر علمي اهل سنت :

حد اكثر تعزير ده شلاق !!!

علماي اهل سنت متهم به اين عمل شنيع :

يحيي بن أكثم:

ثعالبي : يحيي بن اكثم و بني العباس لواط كارترين افراد عرب!!!

او لواط كار ترين عرب است

اگر جوان خوش سيمايي را مي ديد آب دهانش به راه مي افتاد !!!

وي مامون را به اين كار ترغيب كرد !!!

بني العباس به خاطر وي با غلامان در ارتباط بودند !!!

مامون نيز از يحيي ترس داشت !!!

توصيف كارهاي يحيي از زبان خودش

كنايه نوه ابو حنيفه به يحيي!!!

كنايه هاي شعرا و تصريحات ايشان در مورد يحيي بن اكثم

به او كنايه مي زدند كه بيماري ابنه دارد

زبان يحيي با ديدن جوانان خوش سيما بند مي آمد

عشقبازي با جوانان!!!

عبد الله بن مبارك

خطيب بغدادي

ابن الانماطي

يكي از امامان جماعت معاصر اهل سنت

برخي از بزرگان معاصر وهابيت

حاكمان اهل سنت متهم به اين كار :

وليد بن عبد الملك اموي

مامون و خاندان عباسي

أبو الجيش حاكم دمشق و مصر

 

هيچ يك از بزرگان مذاهب اربعه اهل سنت اين كار را جايز نمي داند ؛ زيرا جايز دانستن اين عمل مخالفت صريح با نص آيات قرآن است .

حنفيه انجام دهنده اين كار را حد نمي زنند بلكه تعزير مي كنند :

اما در بين ايشان علماي مذهب حنفيه به تبعيت از ابو حنيفه براي انجام اين كار ، شخص را حدّ نمي زنند ؛ بلكه او را طبق نظر حاكم تعزير مي نمايند :

مطلب في حكم اللواطة ... فعند أبي حنيفة يعزر بأمثال هذه الأمور .

حاشية رد المختار ابن عابدين حنفي ج 4 ص 191

در مورد حكم لواط كردن ، در نزد ابو حنيفه براي مثل اين كار شخص تعزير مي شود .

سغدي نيز از علماي حنفيه مي گويد :

حكم اللواطة بالرجال : واما اللواط بالرجال فانه ليس في التحريم كالجماع ولا يحرم شيئا

وحده كحد الزنا في قول النخعي وابي يوسف ومحمد وابي عبد الله وفي قول ابي حنيفة ليس فيه حد وفيه التعزير

فتاوي السغدي ج1/ص269

حكم لواط با مردان ؛ اما لواط با مردان در حرمت مانند حرمت جماع (زنا) نيست ؛ و سبب حرام شدن كسي بر كسي نمي شود ؛ و حد آن در نظر نخعي و ابو يوسف و محمد و ابو عبد الله مانند حد زنا است ؛ اما به نظر ابو حنيفه در اين كار حد جاري نمي شود ولي تعزير مي شود .

عده اي از علماي شافعي نيز در بعضي موارد در اين كار تعزير مي كنند و نه حد :


در اين زمينه از ابن سهل ابي وردي كه از مشهور ترين علماي شافعي است چنين نقل شده است كه :

التلوط بالغلام المملوك : ذكر القاضي الحسين في التعليقة أنه حكي عن الشيخ ابن سهل وهو الأبيوردي كما هو مصرح به في بعض نسخ التعليقة وصرح به ابن الرفعة في الكفاية أن الحد لا يلزم من يلوط بغلام مملوك له بخلاف مملوك الغير ؛ قال القاضي وربما قاسه علي وطء أمته المجوسية أوأخته من الرضاع وفيه قولان انتهي .

وهذا الوجه محكي في البحر والذخائر وغيرهما من كتب الأصحاب لكن غير مضاف إلي قائل معين وعلله صاحب البحر بأن ملكه فيه يصير شبهة في سقوط الحد ؛ والذي جزم به الرافعي تبعا لأكثر الأصحاب أنه لا فرق بين مملوكه وغيره ، نعم في اللواط من أصله قول أن موجبه التعزيز . قال الرافعي : إنه مخرج من القول بنظيره في إتيان البهيمة ، قال : ومنهم من لم يثبته

طبقات الشافعية الكبري ج4 ص45

قاضي حسين در تعليقه خويش آورده است كه از شيخ ابن سهل ابي وردي نقل شده است كه اگر كسي با غلام زرخريد خويش لواط كند حد نمي خورد ؛ اما اگر اين غلام براي ديگري باشد ، حد خواهد خورد .

قاضي گفته است كه شايد اين مطلب را به خاطر قياس با نزديكي با كنيز مجوسي يا خواهر رضاعي گفته باشد ، زيرا در اين موارد دو قول موجود است (يك قول حد و قول ديگر تعزير) .

و اين احتمال در بحر و ذخائر و غير آن نيز از كتب شافعيان نقل شده است اما گوينده معيني براي آن مشخص نشده است ؛ صاحب بحر علت اين فتوا را آن مي داند كه ملكيت در اين موارد سبب وجود شبهه شده و حد را ساقط مي كند !!!

اما آنچه كه رافعي و غير او مانند بيشتر شافعيان بدان يقين پيدا كرده اند آن است كه فرقي بين بنده زرخريد و غير او وجود ندارد .

بله در اصل لواط عده اي نظر دارند كه موجب تعزير است و نه حد .

رافعي گفته است كه اين كار مانند نزديكي با حيوانات است و عده اي در آن حد جاري نمي كنند !!!

عده اي از علماي حنبلي نيز در بعضي موارد تعزير جاري مي كنند و نه حد :

ابن قيم جوزيه ، معروفترين شاگرد ابن تيميه و يكي از رهبران فكري عقيده سلفيه و از بزرگان حنابله مي گويد :

وقال ابن عقيل في فصوله فإن كان الوطء في الدبر في حق اجنبية وجب الحد الذي أوجبناه في اللوط وعلي هذا فحده القتل بكل حال وإن كان في مملوكه فذهب بعض اصحابنا أنه يعتق عليه وأجراه مجري المثلة الظاهرة وهو قول بعض السلف

بدائع الفوائد ج4 ص908

ابن عقيل در كتاب فصول خويش مي گويد : اگر در پشت زن اجنبيه نزديكي نمايد ، حد لواط را خواهد خورد و كشته خواهد شد ؛ اما اگر در پشت بنده خويش چنين نمايد ، عده اي از حنابله فتوا داده اند كه بنده خود به خود آزاد خواهد شد (و حد نمي خورد) ؛ و اين كار را در حكم قطع كردن عضو بنده به حساب آورده اند و اين نظر عده اي از علماي سلف است .


تعزير در نظر علماي اهل سنت چيست :

اما اينكه تعزير در نظر علماي اهل سنت چيست : تعزير آن است كه حاكم اگر بخواهد تنها بر او خشم بگيرد و سپس او را ببخشد و اگر بخواهد او را از يك تا هفتاد ونه ضربه شلاق مي زند ؛ زيلعي حنفي در اين باب مي گويد :

فصل في التعزير ... واجتمعت الأمة علي وجوبه في كبيرة لا توجب الحد أو جناية لا توجب الحد ثمّ هو قد يكون بالحبس وقديكون بالصفع وبتعريك الآذان وقد يكون بالكلام العنيف أو بالضرب وقد يكون بنظر القاضي إليه بوجه عبوس وليس فيه شيء مقدر وإنما هو مفوض إلي رأي الإمام علي ما تقتضي جنايتهم ... وكذا ينظر في أحوالهم فإن من الناس من ينزجر باليسير ومنهم من لا ينزجر إلا بالكثير وذكر في النهاية التعزير علي مراتب تعزير أشراف الأشراف وهم العلماء والعلوية بالإعلام وهو أن يقول له القاضي بلغني أنك تفعل كذا وتعزير الأشراف وهم الأمراء والدهاقين بالإعلام والجر إلي باب القاضي والخصومة في ذلك وتعزير الأوساط وهم السوقية بالإعلام والجر والحبس وتعزير الأخسة بهذا كله والضرب

تبيين الحقائق ج3 ص207

فصلي در باب تعزير : ... و امت اجماع دارند كه تعزير در گناهان كبيره اي است كه موجب حد نمي گردد ؛ تعزير مي تواند با حبس باشد و يا اينكه به آرامي با كف دست بر پشت او بزند و يا اينكه گوش او را به درد آورد و گاهي نيز با كلام تند است يا با زدن و گاهي نيز با تندي نگاه كردن قاضي به شخص است ؛ و مقدار معيني ندارد ؛ و به نظر امام (حاكم شرع) محول مي گردد كه به حسب كاري كه انجام داده اند ايشان را تنبيه كند ... و همچنين حاكم وضعيت مجرم نگاه مي كند ، زيرا بعضي از مردم با تنبيهي كوچك ، ادب شده و بعضي به جز با تنبيه سخت ادب نمي گردند ؛ و در نهايه گفته است كه تعزير به حسب مراتب حالات مردم است ؛ تعزير بزرگترين بزرگان كه علما و سادات هستند و تعزير ايشان به خبر دادن است !!! به اين صورت كه قاضي به او بگويد به من خبر رسيده است كه تو چنين كرده اي !!! و تعزير بزرگان كه امرا و دهداران هستند به خبر دادن و كشاندن وي به سبب اين جرم به در خانه قاضي و دادگاه است ؛ و تعزير مردمان حد وسط كه بازاريان هستند با اعلام و كشاندن به دادگاه و حبس است و تعزير مردمان پايين دست با همه اينها و زدن .


حد اكثر تعزير ده شلاق !!!

همچنين ايشان در صحاح خويش روايت دارند كه حد اكثر تعزير ده شلاق است :

بخاري در صحيح خويش در كتاب المحاربين مي گويد :

حدثنا عبد الله بن يوسف حدثنا الليث حدثني يزيد بن أبي حبيب عن بكير بن عبد الله عن سليمان بن يسار عن عبد الرحمن بن جابر بن عبد الله عن أبي بردة رضي الله عنه قال كان النبي صلي الله عليه وسلم يقول لا يجلد فوق عشر جلدات إلا في حد من حدود الله

حدثنا عمرو بن علي حدثنا فضيل بن سليمان حدثنا مسلم بن أبي مريم حدثني عبد الرحمن بن جابر عمن سمع النبي صلي الله عليه وسلم قال لا عقوبة فوق عشر ضربات إلا في حد من حدود الله

حدثنا يحيي بن سليمان حدثني بن وهب أخبرني عمرو أن بكيرا حدثه قال بينما أنا جالس عند سليمان بن يسار إذ جاء عبد الرحمن بن جابر فحدث سليمان بن يسار ثم أقبل علينا سليمان بن يسار فقال حدثني عبد الرحمن بن جابر ان أباه حدثه أنه سمع أبا بردة الأنصاري قال سمعت النبي صلي الله عليه وسلم يقول لا تجلدوا فوق عشرة أسواط إلا في حد من حدود الله

صحيح البخاري ج6 ص2512 ش 6456 تا 6458 باب كم التعزيز والأدب

رسول خدا مي فرمودند : كسي نبايد در غير از حدي از حدود الهي بيش از ده ضربه شلاق بزند .

مسلم نيز در صحيح خويش در كتاب الحدود شبيه همين روايت را مي آورد :

صحيح مسلم ج3 ص1332 ش 1708 باب قدر أسواط التعزير

متاسفانه همين ساده انگاري در مورد حكم لواط سبب شده است كه عده اي از عالم نمايان ايشان (كه متاسفانه بعد از گذشتن چند سال از زندگيشان به عنوان علماي معروفي مطرح شدند) و نيز خلفايشان اين كار را انجام داده و يا آن را جايز بدانند !!!


علماي اهل سنت متهم به اين عمل شنيع :

يحيي بن أكثم:

وي كه از دشمنان ائمه بوده و مناظره او با امام جواد عليه السلام مشهور است ، در نظر بزرگان اهل سنت از امامان و علماء بلند رتبه به شمار مي رود ؛ ابن كثير در مورد او مي گويد :

كان يحيي بن أكثم من أئمّة السنّة ، وعلماء الناس و من المعظمين للفقه.

البداية والنهاية ج 10 ص 316

يحيي بن اكثم از امامان اهل سنت و از علماي مردم و از بزرگان فقه بود .

او از معروفترين قاضيان اهل سنت و از علماي بنام ايشان بود ؛ در مورد وي شيعه و سني مطالب بسيار نقل كرده اند كه تنها در اين زمينه به كلمات علماي اهل سنت در مورد وي مي پردازيم :

ثعالبي : يحيي بن اكثم و بني العباس لواط كارترين افراد عرب!!!

ثعالبي از علماي به نام اهل سنت و متوفاي 420 كتابي در باره القاب مشهور دارد ؛ وي در اين كتاب مشهورترين شخص در لواط را يحيي بن اكثم معرفي مي كند و مي گويد:

لواط يحيي بن أكثم !!! أصله من مرو فاتصل بالمأمون ايام مقامه بها فاختص به واستولي علي قلبه وصحبه إلي بغداد ومحله منه محل الأقارب أو أقرب .وكان متقدما في الفقه وآداب القضاة حسن العشرة عذب اللسان وافر الحظ من الجد والهزل ولاه المأمون قاضي القضاة وأمر بألا يحجب عنه ليلا ولا نهارا وأفضي إليه بأسراره وشاوره في مهماته وكان يحيي ألوط من ثفر ومن قوم لوط وكان إذا رأي غلاما يفسده وقعت عليه الرعدة وسال لعابه وبرق بصره

وكان لا يستخدم في داره إلا المرد الملاح ويقول قد اكرم الله تعالي أهل جنته بأن أطاف عليهم الغلمان في حال رضاه عنهم لفضلهم علي الجواري فما بالي لا أطلب هذه الزلفي والكرامة في دار الدنيا معهم

ويقال إنه هو الذي زين للمأمون اللواط وحبب إليه الولدان وغرس في قلبه محاسنهم وفضائلهم وخصائصهم وقال إنهم بالليل عرائس وبالنهار فوارس وهم للفراش والهراش وللسفر والحضر فصدر المأمون عن رأيه وجري في طريقه واقتدي به المعتصم حتي اشتهر بهم وملك ثمانية آلاف منهم وما كان بنو العباس يحومون حولهم اللهم إلا ما كان يؤثر عن محمد الأمين من استخدام الخصيان والعبث بهم دون فحول الولدان

ثمار القلوب في المضاف والمنسوب ج1 156 ش 221

او لواط كار ترين عرب است :
(يكي از صفات مشهور) لواط يحيي بن اكثم است ؛ وي از مرو بود و با مامون ارتباط برقرار كرد و توانست كه بر قلب او چيره شود ؛ سپس به همراه او به بغداد آمد و جزو نزديكترين افراد به مامون بود ؛ وي در باب فقه و آداب قضاوت شهره بوده و خوش برخورد و خوش بيان بود و هم در شوخي و هم در جدي بودن تخصص داشت ؛ مامون او را به مقام قاضي القضاة منصوب كرده و دستور داد كه هر زمان در شبانه روز كه يحيي خواست بتواند به نزد مامون برود ؛ و با او راز گفته و در كارهاي مهم با وي مشورت مي نمود .

يحيي از ثفر(يكي از بدنام ترين مردان قوم مشهور به اين كار) و از قوم لوط نيز بيشتر اين كار را انجام مي داد ؛


اگر جوان خوش سيمايي را مي ديد آب دهانش به راه مي افتاد !!!
و اگر جواني را مي ديد كه با دل او بازي مي كند ، بر بدنش رعشه افتاده و آب دهانش به راه افتاده و چشمانش برق مي زد !!!

وي در خانه خويش به جز نوجوانان (ريش در نياورده) خوش سيما به كار نمي گرفت و مي گفت : خداوند اهل بهشت را كه از ايشان راضي است چنين نعمت داده است كه جوانان خوش سيما بر ايشان خدمت مي كنند ؛ زيرا ايشان بهتر از كنيزكان هستند ؛ چرا من اين نعمت و كرامت را در اين دنيا نطلبم !!!


وي مامون را به اين كار ترغيب كرد !!!
و نيز گفته شده است كه او بود كه مامون را ، به اين كار پليد ترغيب كرده و نوجوانان را در نظر او زينت داد و در دل وي نيكي هاي ايشان و فضيلت هاي ايشان و خصوصيات ايشان را مي گفت ؛ و نيز مي گفت كه ايشان شبها كار عروس را مي كنند و روز كار سواركاران دلاور را ، و هم در خانه و هم در شكار و هم در سفر و هم در شهر به كار مي آيند ؛ به همين جهت مامون نيز نظر وي را پذيرفته و راه وي را در پيش گرفت ؛ معتصم نيز بدو اقتدا كرده تا آن جا كه وي به جمع كردن غلامان مشهور شد و هشت هزار نفر از اين غلامان در گرد خويش داشت !!!

بني العباس به خاطر وي با غلامان در ارتباط بودند !!!
و به همين جهت بني عباس مراقب حال خويش نيز نبودند !!!

مگر آنكه كه در مورد محمد الامين روايت شده است كه وي خواجگان را به عنوان غلام گرفته و با آنها ارتباط داشت ؛ نه با جوانان نيرومند !!!


مامون نيز از يحيي ترس داشت !!!

ويحكي أن المأمون نظر يوما إلي يحيي في مجلسه وهو يحد النظر إلي ابن أخيه الواثق وهو إذ ذاك أمرد تأكله العين فتبسم إليه وقال يا أبا محمد حوالينا ولا علينا فقال يا أمير المؤمنين إن الكلب لا يأكل النار

ثمار القلوب في المضاف والمنسوب ج1 156 ش 221


حكايت شده است كه روزي مامون نگاهش به يحيي افتاد در حاليكه يحيي به فرزند برادر مامون «واثق» نگاه مي كرد در حاليكه وي جواني بود كه ريش در نياورده بود و چشم نواز بود !!! پس خنده اي به او كرده و گفت : اي ابو محمد با ما كاري نداشته باش و به سراغ ديگران برو .

پس پاسخ داد : اي امير مومنان ؛ سگ نمي تواند با آتش طرف شود !!!(يعني من نمي توانم با شما كاري داشته باشم!!!)

توصيف كارهاي يحيي از زبان خودش :

وي در خلوت خويش با مامون كارهاي ناشايست خويش را براي مامون مي ستود و ماجراي كارهاي ناپسند خويش را براي مامون نقل مي كرد ؛ و حتي گاهي با اين كار مامون را تحريك نموده و براي وي دلالي نيز مي كرد ؛ يكي از اين ماجرا ها در كتاب ثمار القلوب آمده است كه به علت ركاكت بيش از حد متن از نقل آن معذوريم :

ثمار القلوب في المضاف والمنسوب ج1 156 ش 221


كنايه نوه ابو حنيفه به يحيي :

وسمعه إسماعيل بن حماد بن أبي حنيفة يوما يغض من جده فقال له ما هذا جزاءه منك قال حين فعل ماذا حين أباح المسكر ودرأ الحد عن اللوطي

ثمار القلوب في المضاف والمنسوب ج1 156 ش 221

روزي اسماعيل ، نوه ابو حنيفه شنيد كه يحيي از پدر بزرگ او بد گويي مي كند ؛ پس به او گفت :

آيا اين پاداش پدر بزرگ من است كه مسكرات را حلال دانست و حد را از لواط كار برداشت ؟!!!


كنايه هاي شعرا و تصريحات ايشان در مورد يحيي بن اكثم :


وي آن قدر در اين كار شهره شده بود كه شعرا وي را علنا متهم به اين كار كرده و در مورد او شعرها سرودند :

اين شعر را ابو صخره رياشي در مورد يحيي بن اكثم سروده و احمد بن ابي نعيم آن را در حضور مامون خواند :

حاكمنا يرتشي وقاضينا يلوط والرأس شرّ ما رأس

تاريخ بغداد ج14/ص196

حاكم بر ما رشوه مي گيرد و قاضي ما لواط مي كند ؛ و بدترين بدي ها آن است كه از رؤسا باشد .

و نيز در مورد او گفته شده است كه :

قاض يري الحد في الزنا ولا يري علي من يلوط بأس

تاريخ بغداد ج14 ص196 - تاريخ مدينة دمشق ج64 ص81 و 82- المنتظم ج11 ص319 - شذرات الذهب ج2 ص41 - محاضرات الأدباء ج1 ص249

قاضي كه در زنا حد جاري مي كند اما در مورد لواط كردن اشكالي نمي بيند!!!

اشعار ديگري نيز در مورد او سروده شده است كه در آدرس هاي ذيل موجود است:

محاضرات الأدباء ج1 ص249 ؛ ثمار القلوب في المضاف والمنسوب ج1 156 ش 221


به او كنايه مي زدند كه بيماري ابنه دارد :

در اين زمينه در مورد او سروده اند كه :

يحشو بها الممرد إذا ما خلا وهو كما يحشوهم يحتشي

ثمار القلوب في المضاف والمنسوب ج1 156 ش 221

همانكاري كه وي وقتي با نوجوانان همراه مي شود ، انجام مي دهد ، ديگران نيز با او همين كار را مي كنند!!!

در كتب ذيل نيز در اين زمينه ماجراهايي نقل شده است :

وفيات الأعيان وأنباء أبناء الزمان ج6 ص154 ؛ محاضرات الأدباء ج2 ص273


زبان يحيي با ديدن جوانان خوش سيما بند مي آمد :

ذهبي و غير او از فضلك رازي در مورد يحيي بن اكثم نقل مي كند كه :

مضيت أنا وداود الاصبهاني إلي يحيي بن أكثم ، ومعنا عشرة مسائل ، فأجاب في خمسة منها أحسن جواب . ودخل غلام مليح ، فلما رآه اضطرب ، فلم يقدر يجئ ولا يذهب في مسألة . فقال داود : قم ، اختلط الرجل.

سير أعلام النبلاء ج12 ص10- تهذيب التهذيب ج11 ص160 - تهذيب الكمال ج31 ص211 - تاريخ مدينة دمشق ج64 ص83

من و داود اصفهاني به نزد يحيي بن اكثم رفتيم و ده سوال با خود برده بوديم ؛ پنج سوال از وي پرسيديم و به خوبي پاسخ داد ؛ در اين هنگام جوان خوش سيمايي وارد شد ؛ وقتي كه نگاه يحيي به او افتاد از حالت عادي خارج شده و نتوانست كه به حتي يك سوال ديگر پاسخ دهد ؛ پس داود گفت : برخيز كه اين شخص ديوانه شد!!!


عشقبازي با جوانان!!!

وي در اين زمينه متخصص فن بوده و موارد بسياري از وي نقل شده است كه ما به خاطر حفظ عفت كلام از نقل آنها معذوريم :

تاريخ بغداد ج14 ص195؛ وفيات الأعيان وأنباء أبناء الزمان ج6 ص152


عبد الله بن مبارك :


لما استولي الناصر علي طبرستان فوض إلي عبد الله بن المبارك القضاء وكان يرمي بالابنة فقال يا أمير المؤمنين أنا أحتاج إلي رجال أجلاد يعينونني فقال قد بلغني ذلك

محاضرات الأدباء ج1ص249

وقتي كه ناصر بر طبرستان چيره شد قضاوت را به عبد الله بن مبارك واگذار كرد - عبد الله متهم به بيماري ابنه بود - ؛ پس عبد الله گفت : اي امير مومنان ؛ من مرداني جَلُد (نيرومند) مي خواهم كه من را در اين كار ياري كنند .

ناصر پاسخ داد : به ما خبر رسيده بود كه تو مرداني جَلٍد(خوش پوست و عياش) مي خواهي!!! (جلد در زبان عربي به دو معناست)

خطيب بغدادي:

روي الذهبي عن مكي بن عبد السلام الرميلي قال : كان سبب خروج الخطيب من دمشق إلي صور ، أنّه كان يختلف إليه صبيّ مليح ، فتكلّم الناس في ذلك.

سير أعلام النبلاء: 281/18.

ذهبي از مكي بن عبد السلام روايت كرده است كه علت كوچ كردن خطيب بغدادي از دمشق آن بود كه جواني خوش سيما در خانه او رفت و آمد مي كرد ؛ به همين جهت مردم در مورد او شروع به صحبت كردند !!!

ابن الانماطي

ذهبي در مورد او مي گويد :

الحافظ البارع مفيد الشام ... وقال عمر بن الحاجب: كان إماماً ثقة حافظاً مبرزاً فصيحاً سألت عنه الحافظ الضياء فقال : حافظ ثقة مفيد إلا أنه

كثير الدعابة مع المُرد.

تذكرة الحفاظ: ج 4 ص 1404 ، سير أعلام النبلاء: ج 22 ص 174


حافظ متخصص ، آگاهي دهنده مردم شام ...

عمر بن حاجب در مورد او مي گويد : او امام و مورد اطمينان و حافظ و مشهور و خوش بيان بود ؛ از حافظ ضياء در مورد او پرسيدم پس گفت : حافظ است و پر فايده ؛ اما زياد با نوجوانان (ريش در نياورده) شوخي مي كند!!!


يكي از امامان جماعت معاصر اهل سنت :

به اين مطلب كه در كتاب فتاواي معاصره دكتر وهبة الزحيلي آمده است توجه نماييد :




در اين كتاب به سوال يكي از مدرسين فقه شافعي و امام جماعت و خطيب نماز جمعه و استاد تجويد و سيره پاسخ گفته شده است ؛ وي مي گويد :

بسياري از علوم ديني را در كشور هاي عربي به مدت 5 سال فراگرفتم ؛ و وقتي كه به كانادا رسيدم ، از طرف تعدادي مراكز اسلامي و بسياري مساجد از من خواسته شد كه جداي از فعاليت هاي تبليغي و امامت جماعت ، نماز جمعه را بر پا دارم . همچنين فقه شافعي و تجويد و سيره را نيز تدريس مي نمايم .

مشكلي كه من از آن رنج مي برم و از خدا مي خواهم كه من را از آن رها سازد و گناهاني را كه من به سبب آن انجام داده ام را ببخشايد ، و تلاش بسياري كرده ام كه از آن رهايي يابم ، همان كار قوم لوط است !!!

سوال من آن است كه آيا به نظر شما من از تمامي فعاليت هاي اسلامي خويش بدين سبب دست بردارم يا خير ؟ ...

اين مطلب نيز از روزنامه الراي العام كويت نقل شده است :

 

تحقيق از علماي ديني در پاكستان كه در تجاوز جنسي به بيش از 500 كودك دست داشته اند !!!...



برخي از بزرگان معاصر وهابيت :

در اين زمينه سابقا در سايت مقاله اي نگاشته شده بود ؛ مي توانيد به آدرس ذيل مراجعه نماييد :
 
- لواط وهابي ها در اماكن تمرين واستراحتشان وحتي مساجدشان !!

 



حاكمان اهل سنت متهم به اين كار :


وليد بن عبد الملك اموي :

وقتي برادرش سليمان جنازه او را ديد گفت :

فقال أخوه بعدا له : أشهد أنك كنت شروبا للخمر ماجنا فاسقا ولقد أرادني علي نفسي هذا الفاسق وأنا أخوه ، لم يأنف من ذلك .

البداية و النهاية ج 10 ، ص 13 ، باب باب قتل يزيد بن الوليد الناقص للوليد بن يزيد ؛ فوات الوفيات ـ محمد بن شاكر الكُتبي ـ ج 2 ، ص 590 ، حرف الواو ترجمة الوليد بن يزيد ، رقم 566 ،

برادرش بعد از او گفت : شهادت مي دهم كه تو بسيار شراب مي خوردي و در پليدي غوطه ور بودي ؛ و اين بدكار مي خواست كه با من عمل ناپسند انجام دهد با اينكه من برادر او هستم و از اين كار هيچ بدش نمي آمد .

ابن شاكر كُتبي مي گويد : و لقد راودني عن نفسي

 

مامون و خاندان عباسي :

در اين زمينه در بخش يحيي بن اكثم موارد زيادي نقل شد .

أبو الجيش حاكم دمشق ومصر:

او امير بر دمشق و مصر و مرزها بود و بعد از احمد بن طولون به حكومت رسيده و مردم با او بيعت كردند ؛

ذهبي در مورد او مي گويد :

كان جواداً ممدحاً شجاعاً مبذراً

تاريخ الإسلام ج21/ص171

وي نيكوكار و ستايش شده و شجاع و بخشنده بود!!!

و سپس خود وي در مورد ابوالجيش كلام ابن عساكر را نقل مي كند كه گفت :

قال كان أبو الجيش كثير اللواط بالخدم معجبا به مجترئا علي اللّه عز وجل في ذلك وبلغ من أمره في اللواط بهم أنه دخل مع خدم له الحمام فأراد من واحد منهم الفاحشة فامتنع الخادم واستحيا من الخدم الذين معه في الحمام فأمر أبو الجيش أن يدخل في دبره يد كرنيب غليظ مدور ففعل ذلك به فما زال الخادم يضطرب ويصيح في الحمام حتي مات.

تاريخ مدينة دمشق ج17/ص48 - تاريخ الإسلام ج21/ص173 - الوافي بالوفيات ج13/ص261

ابو الجيش بسيار با غلامان لواط مي كرد و از اين كار لذت مي برد و بر خداوند در اين كار جرات پيدا كرده بود ؛ بدان حد كه روزي با غلامان خود وارد حمام شد و خواست تا با يكي از ايشان مشغول گناه شود ؛ اما غلام قبول ننمود و از ساير غلاماني كه در حمام بودند خجالت كشيد ؛ پس ابو الجيش دستور داد تا دسته ملاقه گرد و دايره اي شكل بزرگي را در پشت او فرو كنند ؛ پس چنين نمودند و وي در حمام دست و پا زده و فرياد مي كشيد تا مُرد !!!

در پايان نيز تكرار مي نماييم كه نظر اكثر علماي اهل سنت آن است كه مرتكب اين عمل شنيع مي بايست حد بخورد ؛ و اين موارد كه با سوء استفاده از فتواي سهل انگارانه عده اي از علماي اهل سنت در مورد تعزير مرتكب اين عمل پليد نقل شد , تنها توسط عده اي از ايشان كه دين را بازيچه خويش قرار داده اند صورت گرفته است ؛ و نبايد اين كار را به همه ايشان سرايت داد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

موسسه تحقيقاتي وليعصر (عج)




Share
81 | حميد دوست دار علي | , ایران | ٠١:٢٢ - ٢٧ خرداد ١٣٩١ |
درود بر ابو تراب که خود و خاندنش موجب خير و برکت هستند دعواي شيعه و سني حرام است دشمن شاد کن ميباشد به اميد روزي که قايم بيايد و سخن صحيح و درست را بر کل مسلمين اشکار سازد
82 | كوهي | , چین | ٢٠:٠٠ - ٠٣ تير ١٣٩١ |
با عرض سلام من به چين يک بازرگان هستم بعضي اوقات من جنس را از کارخانه قيمت ميگيرم بعدآ ان جنس را بالاي يک نفر فروخته بعدآ از کارخانه خريد ميکنم خواهش ميکنم از نگاه اسلام سني مذهب چه حکم دارد يعني من جنس ندارم ميتوانم بفروشم اول ميفروشم بعدآ ميخرم بااحترام

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
طبق فقه شيعه اين معامله نامش معامله سلف(يا پيش فروش) است و اگر شرايطش مراعات شود صحيح است برخي از اين شرايط عبارتند از:
طلا و نقره نباشد، تمام پول را قبل از جدا شدن بپردازد، زمان و مكان تحويل مشخص باشد، خصوصيات كالا كاملاً مشخص باشد و... بايد به سايت مرجع خود مراجعه كنيد.
از نظر اهل سنت اطلاعي نداريم.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
83 | ستار | , ایران | ٠٨:٢٩ - ٢٠ تير ١٣٩١ |
برادريکه از چين پيام داده ايد اين سايت در تخريب وجهه اهل سنت است نه در جوابگويي به سوالات فقهي مذاهب اسلامي براي پيدا کردن جواب خود به سايت هاي اهل سنت مراجعه نماييد.
84 | محمد | , ایران | ١٨:٣٣ - ٢١ تير ١٣٩١ |
باسلام خدمت تمام كساني كه به دنبال كسب حقيقت ورهي از ظلمت و رسيدن به حقيقت ناب هستند خانم يا آقاي سميه و خانم شيلا چند وقت پيش يكي از علماء مصر فتواي عجيبي داد كه يك هفته بعد از فتواي خود برگشت و معذرت خواهي هم كرد و دليل برگشتن از نظرش هجمه مردم و عده اي از فقهاي اهل سنت بود. يكي بزرگان شيعه خطاب به كساني كه به اين به اصطلاح عالم اعتراض كرده بودند فرمودند كه لازم نيست به او اعتراض كنيد اين موضوعات در كتابهاي شما كه ميگويد عين قرآن است آمده است امروز ايشان گفت فردا كسي ديگر. حالا من به شما ميگم اگر واقعا در پي حقيقت هستيد به مطالعه كتابهاي خود صحيح مسلم و بخاري بپردازيد و بعد به مطالعه كتب شيعه. راستي من دروغ ميگم علماء شماهم دروغ ميگن به حرف هيچ كس باور نكنيد خودتون تحقيق كنيد كاري كه من كردم
85 | 1350 | , ایران | ١١:٥١ - ١٤ شهریور ١٣٩١ |
برادران مسلمانم
وحدت مهمترن چيزي است كه امروز و هميشه ما به آن احتاج داريم بيائد واقع بين باشم و فروع را به اهم موضوعات تعميم ندهيم
86 | مينا | , ایران | ١١:٣٢ - ٣٠ آبان ١٣٩١ |
بسياري از سني ها واقعا در مورد شيعه و عقايد آن چيزي نمي دونن و هرچه كه شنيده اند از مفتي هاي خودشون بوده مطمئنم اگر خيلي از اونا حقيقت شيعه رو بفهمن و حضرت علي (ع) را بشناسن اين مذهب رو انتخاب مي كنند ولي مشكل اونهايي هستند كه شيعه را مي شناسند ولي عناد مي كنند و كينه شيعه در دل آنان است اونا مي دونن برحق نيستند ولي به خاطر اين كوردلي كه دارند ضد شيعه فعاليت مي كنند. لعنت خدا بر انان باد چرا كه از نسل عمر هستند و راه همون عمر رو پيش گرفتن.
87 | سوته دل | , ایران | ١٨:٢٤ - ٣٠ آبان ١٣٩١ |
وحدت مهم هست ولي نه به قيمت از دست دادن اصل دين....
88 | سعيده | , ایران | ١٣:٥٢ - ١٥ آذر ١٣٩١ |
درود بر شما شيلا خانوم
بحث كردن با پيروان تشيع صفوي هيچ فايده اي نداره اينا فقط مثل مرشدشون شاه اسماعيل صفوي ( مزق الله مقعده ) زبون شمشيرو ميفهمن پس وقت خودتون رو هدر ندين
89 | عمر خيام / عمرمختار/ عمربن علي بن ابي طالب | , ایران | ١٤:٠٠ - ١٥ آذر ١٣٩١ |
با سلام خدمت شيعيان عزيز
يه سوال خدمتتون دارم به نظرتون اين حكومتي كه به اسم اهل بيت داره تو ايران از ملت سواري ميگيره و مال و ناموس ملت رو به يغما ميبره( خمس و صيغه )بهتره و امام زمان هم به قول خودتون شاهد و ناظر اين حكومته و حفظش ميكنه و زير سايه امام عصر داره مردم رو شيره كش ميكنه مقبول تره يا خلافت حضرت عمر كه 3 قاره جهان رو به زير پرچم اسلام كشيد ؟؟؟؟؟ و دو قدرت بزرگ جهان رو در طي 10 سال به زانو در اورد ؟؟؟؟
90 | مهران | , ایران | ١٦:٢٩ - ١٨ آذر ١٣٩١ |
باعرض سلام متاسفانه تبليغات شبکه هاي به اصطلاح وهابي پلي است براي عبور ازدين .تکفيرمتقابل راامروزي هابرنمي تابندوممکن است عواقب خيلي بدي داشته باشد.به نظرمن اينهامانندماديگرايان روح معنويت راازاسلام مي گيرندوجوان امروزدربرخوردباتناقض هابايک تلنگردردام بي ديني مي افتد.اسلام شيعه وسني يکي است.باپيروي ازائمه اطهاروحدت مسلمين تحقق مي يابد.بهتراست نيرويي راکه صرف تفرقه افکني مي شودصرف جوابگويي به مخالفان اسلام شود.به اميدموفقيت ووحدت
91 | Hussain | , انگلستان | ٢٠:٣١ - ٢٠ آذر ١٣٩١ |
بسم الله الرحمن الرحيم :
لطفاً از اين جاهلان بپرسيد اگر لواط گناه ندارد
پس چرا خداوند قوم لوط را به خاطر اين عمل
نابود كرد و دوم چرا اگر لواط گناه نداشت چراإبليس
دائماً كوشش مي كرد قوم لوط را تشويق به اين
عمل كند :
92 | علي | , ایران | ٠٩:٥٠ - ٢٢ آذر ١٣٩١ |
سلام خداوند كساني كه اين گناه را كوچك جلوه ميدهند و به خاطر آلودگي خودشان به اين گناه آنرا سبك جلوه ميدهند عذاب شديدي برايشان در نظر گرفته و روز قيامت به روي آنها نگاه نخواهد كرد
93 | رضا | , ایران | ١١:٣١ - ١٦ دي ١٣٩١ |
به نظر من نويسنده مطالعات عميقي در باره اين موضوع ندارند يا اينكه بانيت خاصي نوشته اند كه درهر دو صورت اشتباه است چونكه سبب گمراهيه افراد كمتر اگاه ميشود.بهتراست به جاي پرداختن به مسايلي كه اطلاعات كاملي نداريد به دنبال مسايلي باشيد كه باعث اتحاد مسلمانان شود مشكلات بزرگي بر سر اسلام است.هرعملي كه بوي اختلاف افكني ياتحقير مذاهب ديگردران باشد افت امت اسلام است اگر مسلماني.
94 | شيعه جنوب | , ایران | ١٦:٤١ - ٠٣ بهمن ١٣٩١ |
سلام ضمن خسته نباشيد به اساتيد محترم داشتم در سايت به اصطلاح اسلام تکس جوابيه آنها را در اين زمنيه که (آيا در هيچ يک از مذاهب و فرقه هاي اهل سنت فتوايي بر حلال بودن لواط داده شده است؟) را ميخواندم که بکته عجيبي برخوردم که نوشته بود : پاسخ دوم اهل سنت:ما اهل سنت گوشت خوک را چه نر باشد چه ماده ،حرام ميدانيم اين را شيعه هم اعتراف کرده که سني ها لواط را حرام ميدانند منتهي بما ايرادگرفته که مجازات آنرا ده ضربه شلاق تعيين کرده ايم. ما در جواب ميگويم کسيکه خوردن گوشت خوک ماده را حلال ميداند حق ندارد به کسي که خوردن نر و ماده را حرام ميداند، ايراد بگيرد که چرا مجازات خورنده کم است !! اي خواننده شيعه ! حالا اين نوشته را مقايسه کنيد با چرت و پرت هاي که اين کذاب نوشته و متون را بريده و دوباره دوخته و به اهل سنت تهمت زده است. جواب ابن تيميه ؛ براي سوختاندن دماغ شيعه هاي که نوشته علماي خود را باور ميکنند و با استناد با آن ميايند و با ما بحث ميکنند ؛ کافيست و ديدي در نزد اهل سنت مجازات لواط بدتر از سزاي زناست و ديدي اين عالم شيعي چطور حيا ندارد و بما تهمت ميزند ودر اخر مثال گوشت خوک نر و گوشت خوک ماده را از ياد نبر ببين کي از کي ايراد ميگيرد و کي به کي طعنه ميزند؟!! من تا به حال نشنيده ام که کسي گفته باشد گوشت خوک ماده حلال است و نر آن حرام!!!آيا اين بهتان به شيعه نيست؟؟!!!! ميخواستم در اين مورد توضيح دهيد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
تمام مطالبي كه درباره لواط ذكر شده است از منابع خود اهل سنت است حالا آنها كتب و فقهاي خودشان را قبول ندارند اين مشكل خودشان است و بايد جواب بدهند؟!
اما درباره اينكه گفته اند شيعيان خوردن خوك ماده را حلال مي دانند بهتر است اول مدرك و سند آن را ذكر كنند بعد به آنها نسبت بدهد كه چنين كاري را حلال مي دانند . در اين باره لازم است گفته شود كه در مكتب شيعه نه تنها خودن خوك حرام است بلكه بر خورنده گوشت خوك نيز حد جاري مي كنند : درباره كسى نقل شده است آماده كرده بود كه گوشت خوك بخورد، با نهى شديد امام على (ع) مواجه شد؛ حضرت فرمودند: «لو انّك أكلته لأقمت عليك الحدّ؛ اگر اين گوشت را خورده بودى، تحقيقا تو را كيفر نموده، حدّ را جارى مى‌ساختم.»وسائل الشيعة، ج 18، ص 580.
حالا قضاوت كنيد كدام تهمت است؟
موفق باشيد
پاسخ به شبهات

95 | مهدي ابرا | , ایران | ٢٠:٥٧ - ١٣ بهمن ١٣٩١ |
كسي كه اين عمل زشت وشنيع انجام دهدخدا عذاب سخت براي اومي فرستد در همين دنيا. مگر اينكه توبه كند.
عذاب شديد قوم لوط نشان دهنده اين است كه چقدر وچقدر اين كار در نظر خداوند زشت وكثيف است .
96 | rahgozar | , آمریکا | ١٠:٣٣ - ١٥ بهمن ١٣٩١ |
حضرات گرامي که شما اهل تحقيق هستيد بهتر است اين کليب ها را هم در اينجا بگذاريد تا مطالب زيبا و محققالنيتان کاملتر و پر بار تر شود جزا کم الله http://www.youtube.com/watch?v=BvzKa1bczhY http://www.youtube.com/watch?v=Ev_mJ7ZpTSs http://www.youtube.com/watch?v=aJRXsAVecew
97 | جلال | , ایران | ٠٩:٥٢ - ٠٥ ارديبهشت ١٣٩٢ |
خطاب به آقاي عمر خيام / عمرمختار/ عمربن علي بن ابي طالب .
حکومت عربستان سعودي که به اسم خادم الحرمين و سنت پيامبر شرابخواري مي کنند و به تروريست هاي پاکستان و افغانستان و عراق و سوريه و ... پول ميده ومردم خودشو هرروز سرکوب ميکنه. و مردم خودشو تو فقر و بدبختي نگه داشته از مردم سواري نمي گيره؟
حکومت ايران چه کار به مال ما داره؟ حکومت ايران مثل حکومت شما نيست. در ايران خمس تحت حکومت. يعني کسي نمي ياد در خونه رو بزنه بگه خمسه امسالت چي شد. کسي کاري نداره خمس داديم يا نه. ثانيا کي گفته حکومت ايران در ناموس ما رو به يغما مي بره؟ صيغه آخه چه ربطي به حکومت داره آقا عمر؟
در بدبختي هيچوقت به پاي شما نمي رسيم.مطمئن باش
98 | فاطمه املشي | , ایران | ٢٠:٥٦ - ٠٦ ارديبهشت ١٣٩٢ |
بسمه تعالي جناب عمر خيام در طول تاريخ فقط عمر نبوده که کشور گشايي کرده ، چنگيز خان مغول و هيتلر و ... البته هيچکدوم اينها در وحشيگري به پاي اون نمي رسند و هيچکدومشون وحشيگريهاي خودشون رو به خدا نسبت ندادند ( و من اظلم ممن افتري علي الله الکذب و هو يدعي الي الاسلام) نظري هم که در مورد صيغه ي موقت داري ، همين نظر رو هم کشيشان مسيحي نسبت به عقد دائم دارند ، وقتي قانون الهي رو ميشنوي که حکمتش رو درک نمي کني به جاي اينکه حکم به نادرست بودن اون حکم الهي بدي ، حکم به ناقص بودن عقل و دانش خودت بده
99 | وحدت | , ایران | ١١:٥٨ - ٢٤ ارديبهشت ١٣٩٢ |
بسمه تعالي بهترين قاضي براي محاکمه انسان وجدان خود انسان است (حضرت علي رضي الله عنه) . در عصر ما تهمت و نژاد پرستي يک امر عادي شده .اگر يکم به عقب برگرديم وتاريخ ايران را مطالع کنيم مي بينيم کشور ما از همه حاکمانآن دوران آن زمان کشور گشا تر بوده .اگه جنايت بوده اين هم جنايت است وبعد اين را خرده مي گيرند عرب ها حتي به زبان ما هم رحم نکردن ودانشمندان قديم ما تمام کتاب ونوشته هاشون عربي بوده مثال ابوعلي سينا سعدي حافظ زکريا .درست است مي دانيد چرا چون حاکمان ما فقط مي گفتند خاندانان واشراف زاده ها بايد خواندن ونوشتن بلد باشند وآن دوران اکثريت مردم بي سواد ولي با هوش بودن و موقعي که حضرت عمر ايران را فتح کرد و گفت سواد براي عموم آزاد است و عرب ها هم که به عربي مسلط بودن ايراني ها هم از آنها عربي ياد گرفتن . نه زوري در کار بود ونه تحميل کردن با دليل زبان مادري اين بنده حقير از زبانهاي کهن ايران است اما يکي از قومها که به مناطق ما مهاجرت کردن ما از بچگي مجبور شديم به زبان آن قوم حرف بزنيم وقتي به مادر ميگم چرا به ما زباني که خودت صحبت مي کني به ما ياد ندادي مي گه چون داخل خانه با شما تالشي حرف مي زديم بيرون از خانه با اقوام ترک ترکي حرف مي زديد حالا من بگم مقصر آنها هستند نه مقصر پدر و مادر من وقوم من بوده که به زبانش اهميت نداده . يه داستان واقعي . قبل از انقلاب يه خاني بود در منطقه ما که نمي گذاشت جز فرزندان خودش اهالي آن درس بخوانند ويه آقايي هم بوده که خيلي وزش خوب بوده مي گفته بايد همه درس بخوانند ومدرسه مي ساخته اما آن خان کثيف مدارس را خراب مي کرده بعداز انقلاب خدا دودمان آن خان را نابود کرد. ومردم براي آن انسان خير هميشه دعا مي کنند اما براي آن خان نفرين مي کنند .حالا چون حضرت عمر به ايران حمله کردي آدم بدي مي شود .اما ايرانيان به بابل قفقاز هند آفريقاوغيره اين جنايت نمي شود خانم املشي .حرفي از جنايت روس ها وجنايت انگليسي ها پرتغالي ها چنگيزخانها نيست چون حضرت عمر دين ايران را عوض کرد مي شود جنايت کار. حضرت عمر کجاي ايران را جز قلمرو خودش کرد روسها که از قفقاز گرفته تا باکو از ايران گرفتن جنايت نمي شه نه چقدر کينه ونژاد پرستي ما که در ايران هموطن عرب زبان وشيعه زياد داريم چرا به نژاد آنها توهين مي کنيد . ارمنيها در اروميه اين همه آذري زبان را توسط روسها کشتند چرا نمي گيد اينها اين جنايت را کردن عثمانيها ترک براي خون خواهي آمدن تمام غربي ها بسيج شدن وکشتار ارامنه را تبليغ کردن چرا اينها را نمي گيد سر ميرزا کوچک خان شمارا روس ها بريدن چرا نمي گيد خيانتي که روس ها به شمالي ها کردن وجنايت انجام دادن چرا نمي گيد چون بغض اسلام را داريد اين سياست غرب سني وشيعه را به جان هم مي اندازندحرف زياد دارم اما اميدوارم از خواب غفلت بيدارشويد املشي ها وديگران والسلام عليکم
100 | سيد | , ایران | ٢٤:٤٤ - ٢٦ ارديبهشت ١٣٩٢ |
خاك توسرهمتون كه داريد الكي الكي همديگه روفحش ميديد آخه اگه شما اداي سني ياشيعه ميكنيد چراخودتون خودتونو پيدانمي كنيد درسته كه خدا توقرآن گفته كه فقط يه گروه ميره تو بهشت ولي زياد دلخوش نباشيد اون گروه خاصي از شيعيان ياسني ها نيست بلكه بهترين شماباتقواترين شماست.بنظر شما حرفها وتوهينهاي شما ازتقواي شماسرچشمه مي گيره؟ كشتي اسلام داره نابودميشه وشماداريد سر تصاحب عرشه باهم دعوا ميكنيد؟ تنها دليل عقب نشيني مسلمين همينه
101 | فاطمه املشي | , ایران | ١٥:٢٤ - ٠٥ خرداد ١٣٩٢ |
بسمه تعالي در جواب وحدت ( 99) همه ي اون مواردي که شمردي از کشتار آذري زبان ها و ارامنه يا جنايات انگليسيهاو پرتغاليها يا حتي اينکه زماني اگه ايران به کشورهاي همسايه بي دليل حمله کرده باشه و يا انواع نژادپرستي ها هيچ کدوم از اينها در نظر هيچ يک از علماي ما از لحاظ شرعي موجه نيست ، امآ بدتر از اون اينه که با نام اسلام به حقوق کشوري يا شخصي تجاوز بشه و شروع کننده اين عمل عمر بوده و ادامه دهندگان راه اون تا الان هم که چهارده قرن گذشته با نام وهابيت ،با نام القاعده از ارتکاب هيچ جنايتي با نام اسلام فرو گذار نيستند شما هستيد که باپيروي از عمر ، اسلام رو دين خشن و بي منطق به جهانيان معرفي کرديد ، اما اين در حاليست که حضرت محمّد صلي الله عليه وآله وسلم نبي الرحمة است و خداوند متعال درباره ي ايشون مي فرمايند " انّک علي خلقٍ عظيم" ما محب اميرالمؤمنين علي عليه السلام هستيم شخصي که فرمود " به خدا سوگند اگر بر خار مغيلان شب را تابه صبح بيدار بسر برم يا مرا به غل و زنجير به وي زمين کشند نزد من محبوبتر از آن است که روز قيامت خدا و رسول را در حالي ديدار کنم که بر برخي از بندگان ستمنموده يا چيزي از کالاي بي ارزش دنيا براي خود غصب کرده باشم " و فرمودند " به خدا اگر هفت اقليم را با همه ي آنچه در زير افلاک آنهاست به من بدهند تا با گرفتن پوست جو از دهان مورچه اي نا فرماني خدا کنم هرگز نخواهم کرد"
102 | فاطمه املشي | , ایران | ١٥:٢٧ - ٠٥ خرداد ١٣٩٢ |
بسمه تعالي
سيد حداقل اون جمله ي اوّلت رو نمي نوشتي تو که اينقدر باادبي
103 | وحدت | , آمریکا | ٢٠:١٢ - ١٣ خرداد ١٣٩٢ |
سلامي دوباره خانم املشي بي زحمت اگه وقت کردي نهج البلاغه را يه نگاهي بنداز ببين حضرت علي (رض ) در وصف اهل کوفه (يا همان شيعيان )چه سخن گوهر باري را بيان مي کند .ميگه شما چشم داريد اما کوريد گوش داريد اما کريد پا داريد اما چولاغيد مي گه بريم جنگ ميگن هوا گرم ميگه شب بريم مي گن تاريک يه کم اگر وجدان داشته باشي از روي تعصب نخواني يه شعار معروف هم داريد ما اهل کوفه نيستيم ببخشيد کي تنها نمونه .حسنين را کي تنها گذاشت . حضرت حسين (رض) کشيديد به کوفه در کربلا فروختييد به يزيد اگه باور نداري برو کتابهاي مجلسي ويا کليني را بخوان اهان راستي خوارجها مي دوني چه کسايي بودند ببخشيد طرفدارهاي علي بودن (همان ش.....) راستي از فرزندان علي (رض) يه کسايي هم بودند در کربلا شهيد شدن چرا اسمي از آنها نمي بريد مي ترسيد مردم با هوش ايران نظرشان برگردد راستي گفتي القائده فرزندان بن لادن در ايران زندگي مي کنن مي دانستي فکر مي کني خيلي با سوادي يه آيه را به دل خواه خودت تفصير مي کني خوخول نيستم خانم املشي . ما دوست دار رسول خدا اهل بيت واصحاب پيامبريم . اميدوارم شما هم مثل اهل کوفه الکي شعار ندهيد فقط عمل کنيد . کساني که بد را پسنديده اند ندانم زخوبي چه بد ديده اند . مگه دين اسلام دين خشني اي املشي متعصب نژاد پرست مگه حضرت عمر گفته آدم بکشيد حضرت عمر شاگرد رسول الله وداماد حضرت علي بوده شما هر چقدر هم از حضرت عمر بد بگوييد از ارزش آن بزرگوار کم نمي شه . شب وروز بدو بيراه بگيد چون جواب امثال شما خا موشي است علي درسال 35 هجري پس از شهادت خليفه سوم عثمان به خلافت رسيد و به مدت 5 سال خلافت كرد و در تاريخ 19 رمضان سال 40 هجري بدست .عبدالرحمن بن ملجم در كوفه شربت شهادت را نوشيدند وبا شهادت علي خلافت راشده كه از ابوبكر صديق شروع شده بود به پايان رسيد ودرنزديك كوفه مدفون گرديد خدا ازايشان راضي باد. احوال قبل ازاسلام ودر حال اسلام علي در ايام بچگي يعني قبل ازبلوغت مشرف به اسلام شد بعضي مورخين سنش را درآن زمان 10 سال و بعضي دگر 9 سال نوشتند وبه گفته حسن بن زيد نواده امام حسن به علت كم سني از بت پرستي محفوظ ماند. ايشان بعد از خديجه از همه ذودتر مشرف به اسلام گشت. روزي ابوطالب علي را به همراه پيامبر ديد داشت نماز مي خواند پرسيد چكار مي كني حضرت رسولخدا ضمن جواب دادن او را نيز به اسلام دعوت دادند ابوطالب گفت ميدونم كارشما بد نيست اما بخدا قسم من نمي توانم پا بالا و سرپائين كنم يا سر بالاوسر پائين كنم حضرت علي اغلب اين جمله پدر را ياد آوري ميكرد و ميخنديد. علي قد كوتاه وداراي جسم فربه وشكم بزرگ بود ريشش بقدري گنجان بود كه سينه اش در زيرآنها پنهان مي شد. رنگش سفيد گندمي بود در حيات حضرت فاطمه ازدواج مجدد نكرد اما بعد وفات شان ازدواج كرد. فرزندانش از فاطمه زهرا عبارتند از حسن حسين و زينب وام كلثوم. واز همسران ديگر بيش از 20 تا فرزند داشته از جمله آنها ابوبكرعمرعثمان محمد اكبر و عباس اشاره نمود ونسل ايشان از حسن حسين محمد اكبر عباس وعمر ادامه پيدا كرد. علي زندگي فوق العاده زاهدانه اي داشت ودراتباع از رسولخدا حريص بود وخوش طبعي از اخلاق ايشان بود. فضايل حضرت علي درباره فضيلت خليفه چهارم حضرت علي روايت بيشماري وجود دارد كه مختصرا به آنها اشاره مي كنيم ه 1_هنگام هجرت پيامبر اورا با چادر خود پوشانيد وبررختخواب خود خوابانيد واماناتي را كه از مردم دست ايشان بود به علي داد تا به صاحبان شان بدهد وبه اين شكل پيامبر هجرت فرمود و وارد مدينه شد. 2_در غزوه بدر براي دفاع ازاسلام كارهاي بزرگي انجام داد بسياري از كفار را به هلاكت رساند. 3_ در غزوه احد خدمات با ارزشي انجام داد زمانيكه خبرشهادت پيامبر منتشر گرديد وهمه را پريشان كرد سپس واضح گرديد كه رسولخدا در فلان جا تشريف دارد از جمله ياراني بود كه سبقت گرفت وخودشو به پيامبررساند. 4_در تمام غزوات جز تبوك شركت داشت هنگام غزوه تبوك پيامبر اورا در مدينه گذاشت. 5_ در سال 9 هجري وقتي پيامبر حضرت ابوبكر صديق را امير حج تعيين كرد و به مكه فرستاد بعد سوره برائت نازل شد براي تبليغ پيامبر علي را مامور ساخت. 6_ زمانيكه پيامبر از دنيا رحلت فرمودند غسل ايشان با علي بود. 7_هنگام خلافت خليفه اول ابوبكرصديق در جلسات عمومي رضايت خويش را اعلام كرده و مي فرمود صديق را رسولخدا امام نمازما گردانيد پس كسي را كه رسولخدا امام دين ما قرار داده امام دنياي ما نيزهست. 8_در ايام خلافت خليفه دوم حضرت عمر ايشان وزير بودند علي با عمر محبت قلبي بسيار زيادي داشتند. 9_ زمانيكه منافقين خانه عثمان را محاصره كردند علي براي حمايت از ايشان دو فرزندش حسن و حسين را فرستادند و زمانيكه عثمان شهيد شد علي خيلي صدمه ديد پريشان شد و درمدح عثمان سخناني ايراد فرمود. خلافت علي در دومين روز شهادت عثمان با ايشان بيعت شد درمدينه هر چي مهاجر وانصاروجود داشت همه با ميل خودشان بر دست ايشان بيعت كردند ابتدا اهل شام خلاف اورا قبول نداشتند خيال كردند بيعت تمام مهاجرين وانصاربنابر جبراز طرف باغيها بوده است. در ايام خلافت علي متاسفانه جهاد با كفار كه از زمان رسولخدا شروع شده بود وتا زمان عثمان ادامه داشت كاملا متوقف گشت وفتوحات اسلامي يا گسترش حاكميت مسلمانان در زمان خلافت ايشان قدمي به جلو نرفت. علت اين عقب ماندگي اختلاف داخلي مسلمانان بود. سه جنگ رخ داد اول جنگ جمل كه در آن با حضرت مادر مومنان عايشه صديقه وحضرت طلحه وزبير بود دوم جنگ صفين كه در آن با حضرت معاويه واهل شام بود. سوم جنگ نهروان كه در آن با خوارج مقابله شد فقط جنگ سوم ازنظر تمام صحابه پسنديده بود اما جنگ جمل وصفين را اكثر صحابه پسند نكردند. بعنوان مثال وقتي حضرت علي حضرت عبدالله بن عمر را براي رفاقت خويش دعوت داد وتعلقات و دوستي كه با پدرش حضرت عمر داشت بيان كرد درجوابش نوشت اي ابوالحسن ( كنيه علي) قسم بخدا اگر شمادستور دهيد كه دست دردهان اژدها بگزارم من حاضرم اما اگر شما بخواهيد كه من شمشيررا برسرگوينده لااله الا الله بردارم اين كاراز دست من بر نمياد وبه همين طريق بسياري از ياران پيامبر خودشان را از هر دو طرف جنگ كنار كشيدند. جنگ جمل اين جنگ در ماه جمادي الآخر سال 36 هجري رخ داد درحكايت اين جنگ بسياردروغ وافترات بسته شده است. اصل ماجرا از اين قراراست. باغيها يا مفسدان وقتي حضرت عثمان را شهيد كردند وحضرت طلحه وزبير را مجبور كردند با حضرت علي بيعت كنند. طلحه وزبيرازمدينه به خدمت مادر مومنان عايشه حاضرشدند وماجراي شهادت عثمان را بيان كردند گفتند در مدينه خون عثمان ريخته شده و فتنه بر پاست باغيها سود جوئي مي كنند وما مصلحت و امنيت شهر را ميخواهيم . مصلحت از نظرعلي اين بود كه فعلا در مورد قصاص قاتلين سكوت اختيار كرد اما مصلحت ازنظر طلحه وزبير اين بود كه اول بايد قاتلين قصاص شوند تا باغيها قدرت بيشتري نگيرند. حضرت عايشه ازشركت درمشاجرات اول انكار ورزيد اما طلحه وزبير با تلاوت آياتي از قرآن كه در آن دستور داده شده تا بين مسلمين اصلاح شود بالآخره حضرت عايشه با راي ايشان موافقت كردند وتصميم گرفتند تا زمانيكه ازنيروهاي باغيها درمدينه كاسته نشده نبايد به مدينه رفت و سعي كنيم حضرت علي را بنحوي از وسط باغيهاي مفسد جدا كنيم وقصاص حضرت عثمان نيز گرفته مي شود چنانچه بعد اين تصميم عازم بصره شدند. مفسدان وقتي ازاين تصميم با خبرشدند ماجرا را به شكل ديگري براي علي بيان كردند مثلا گفتند اينها تصميم گرفتند تا شما را از حكومت بركناركنند هدف شان اختلاف در صفوف مسلمين بود . لذاعلي هم باور كرد ورفتند بصره. حسن حسين عبدالله بن جعفر وعبدالله بن عباس با اين لشكر كشي موافق نبودند اما راي شان پزيرفته نشد. وقتي قشون علي نزديك بصره رسيد جناب قعقاع را بطورقاصد پيش حضرت طلحه وزبيرفرستاد قعقاع ابتدا با حضرت عايشه ديدار كرد ايشان صراحتا عرض كردند هدف من فقط اصلاح است كه به نحوي اين فتنه و فساد از بين بره وامنيت تامين شود بعد با طلحه وزبير ملاقت كرد آنها نيز گفتند ما فقط خواستار قصاص قاتلين عثمان هستيم قعقاع درجواب گفت اين كار بدون علي امكان پزير نيست بنابر اين با علي يكجا شويد ومتفقا براي اين كار چاره انديشي كنيد. اين توافق مورد پسند حضرت طلحه وزبير واقع شد حضرت قعقاع بشارت صلح را به محضر حضرت علي آورد ايشان هم خيلي خوشال شدند وتا سه روزارتباط مكاتبه اي داشتند روزسوم هنگام شام توافق شد كه فردا صبح طلحه زبير با علي ديداركنند اما به شرطي كه كسي از اين مفسدان با خبر نشود. اين امربراي مفسدان ناگوار بود زيرا آنها بااليقين ميدانستند اگه در ملاقات علي با آنها حضور نداشته باشند صلح بوقوع خواهد پيوست ونتيجتا مفسدان به هدف شان نخواهند رسيد. بنابراين درصدد برآمدند راهي پيدا كنند تا اين صلح امكان پزيرنشود. منافق مشهورعبدالله بن سبا بنيانگزارمذهب روافض در راس مفسدان بود دستور داد امشب جنگ را آغازكنيد وبعد به اطلاع علي برسانيد كه گروه مقابل آغازگرجنگ است چنانچه همينطور شد باغيان مفسد آخرشب جنگ را آغاز كردند وطرف مقابل نيز به حمله آنان پاسخ دادند ودرگروه علي ندا برآمد كه طلحه و زبير عهدشكني كردند وهمينطور درطرف مقابل آواز برآمد علي عهدشكني كرده است با اين تدبير شوم منافقين توانستند معركه بزرگي برپا كنند. حضرت طلحه در ميدان شهيد شد حضرت زبيراز جنگ خودشو كنارزد وبرگشت در راه شخصي بنام (ابن جرمز) اورا شهيد كرده به اميد اينكه حضرت علي به او انعام خواهد داد به محضر علي آمد وگفت اميرالمومنين ترا مبارك باد كه دشمن ترا به قتل رساندم حضرت علي پرسيد كه كي را؟ جواب داد زبير را آنحضرت فرموند كه ابن جرمز من ترا به جنهم بشارت ميدهم ابن جرمز با تعجب گفت عجب انعامي دادي علي فرمود من چكار كنم رسولخدا فرموده كه (يا علي بشرقاتل ابن صفيه باالنار) يعني اي علي كسيكه عمه زاده مرا به قتل برساند به جنهم بشارت بده حضرت زبيرعمه زاده رسولخدا بود ابن جرمز بدبخت با شنيدن اين بشارت تلخ خود كشي كرد حضرت علي با ديدنش الله اكبر گفت وفرمود ببينيد گفته رسولخدا راست شد. بعد از پايان جنگ حضرت علي وامام حسن و عبدالله بن عباس در ميدان جنگ براي ديدن اجساد كشته شده ها رفتند حضرت حسن با ديدن يك جسد آوازداد ( ياابت والله فرخ قريش ) يعني اي پدرقسم بخدا نوجواني از قريش اينجا افتاده است، علي پرسيد كيست جواب داد محمد بن طلحه فرمود ( والله كان شابا صالحا ) بخدا قسم جوان نيكوكاري بود. درادامه گزرحضرت علي بر حضرت طلحه واقع شد آنرا ديده نشست كنارش و فرمود اي ابومحمد كاش من بيست سال قبل ميمردم وسپس دست حضرت طلحه را گرفتند وبوسيدند وفرمودند كه اين همان دستي است كه از رسولخدا بلاهارا دفع كرده است. ( تطهيرالجنان ) وقتي آخرين لحظات مرگ حضرت طلحه فرارسيد شخصي ازكنارش گذشت ازاو پرسيد ازكدام لشكرهستي گفت از لشكر حضرت علي فرمود خوب است دست بده تا من بردست تو براي علي بيعت كنم چنانچه بعدازبيعت جان داد حضرت وقتي اين خبررا شنيد تكبيرگفت وفرمود كه خدا نخواست حضرت طلحه بدون بيعت داخل بهشت شود. بعضي اوصاف علي روزي حضرت معاويه درزمان خلافت خويش ازضراراسدي كه يكي از دوستان حضرت علي بود خواست كه از اوصاف علي بگويد او عرض كرد اي اميرالمومنين بشنو بخدا قسم علي مرتضي خيلي نيرومند بود، سخنانش جامع بودند وبا انصاف حكم صادرميكرد، علم بسيار زيادي داشتند، وحكمت يكي ازويژگيهايش بود. ازدنيا ولذتهايش نفرت داشت وبا تاريكي شب انس ميگرفت وبسيارگريه ميكرد. وسعي ميكرد بهترين لباسش كم هزينه ولذيذترين غذايش ساده باشد. زندگي معمولي مثل بقيه داشتند وهرگاه سوالي ازش مي كرديم جواب ميداد. به افراد اهل دين احترام ميگذاشت وفقرا را در كنار خود مي نشاند. بخداقسم گاهي وقتها اورا ميديدم ريش مبارك خودرا گرفته ومثل مارگزيده اي بيقرارمي شد وباصداي دردناكي گريه ميكرد، ومي فرمود اي دنيا برو يكي ديگر را فريب بده نه من را چرا پيش من ميائي وترغيبم مي كني، همانا من تراسه طلاق دادم كه هيچ وقت درآن امكان بازگشت وجود ندارد، عمرتو كوتاه است وقدرومنزلتت حقيرو ناچيز.افسوس كه توشه آخرت كم وسفرش طولاني وراهش وحشتناك است. حضرت معاويه با شنيدن اين صحبتها شروع به گريه كرد وگفت خدا رحمت كند ابوالحسن ( علي ) را واقعا همينطوربود كه گفتي . بعد پرسيد ازشهادت علي چقدرسختي ديدي او گفت مانند مادري كه يك فرزند داشته باشد واو يكي را دردامنش ذبح كنند. زهد وتنگي معيشت آن جناب درحدي بود كه ازشنيدن آن آدم گريه اش مياد ودل ازدنيا سرد مي شود. بعضي ازسخنان زرين علي مي فرمود بربنده لازم است كه جزخداي خويش ازكسي توقع نداشته باشد وبغيرازگناهان خويش ترس از كسي نداشته باشد. 2_ مي فرموند اگر كسي نسبت به چيزي نا آگاه باشد نبايد دريادگرفتن آن خجالت بكشد ، همينطوراگر ازكسي چيزي سوال شود وجواب را بلد نباشد بدون خجالت بگويد خدا بهترميداند. 3_ مي فرمود مبارك باد كسي را كه گمنام باشد او ديگران را بشناسد اما مردم اورا نشناسند اين قبيل افراد چراغ هدايت هستند ازبركات اينها فتنه ها برطرف مي شود وخدا آنان را در رحمت خويش داخل ميگرداند. 4_ روزي در گورستان نشسته بود شخصي سوال كرد چرا اينجا نشستيد ، گفت اينها همسايگان خوبي هستند، بياد كسي نيستند ومارا بياد آخرت مي اندازند. 5_ مي فرموند هر انسان در زير زبان خود پنهان است 6_ مي فرمود زبان هركس شيرين باشد برادران او زياد خواهند شد. 7_ مي فرمود نگاه نكنيد گوينده كيست بلكه دقت كنيد سخن او چيست. 8_ مي فرمود نشانه ايمان اينست كه هرجا راست گفتن خطرداشته باشد راست بگويد. 9_ مي فرمود هر گاه تقديربيايد تدبيركارنمي كند. 10_ مي فرمود شخص بخيل خيلي ذود گدا مي شود ودردنيا مانند فقراء ودرآخرت گرفتار خواهد شد. 11_ مي فرمود شخص احمق هميشه محتاج است عاقل هميشه غني وطماع دربند ذلت. 12_ درآخرين وصيت فرمود اي مردم برتوحيدخدا استوارباشيد هيچكس را به خدا شريك نگردانيد وبرسنت حضرت محمد عامل باشيد اگه اين دوكار را كرديد هر بدي ازشما دورميشود. توحيد وسنت دو ستون ازدين هستند وبراي هدايت دو مشعل تابان هستند. اشاره در مورد حضرت علي آيات خاصي درقرآن نازل نشده است اما آيه هاي ديگري هستند كه درمورد فضيلت مهاجرين نازل شدند كه حضرت علي يكي ازآنهاست اما احاديث بيشماري ازپيامبردرفضيلت خليفه چهارم وارد شده است. كه فقط يكي را ذكرمي كنيم پيامبر به علي فرموند اي علي منزلت تو براي من مانند منزلت هارون براي موسي است فقط فرقش اينست كه بعد ازمن پيامبري نخواهد آمد. پند آموزي ه1_ياران پيامبرتربيت شدگان پيامبرهستند پاك وبرحق بودند. 2_ توهين به شاگردان مكتب نبوت توهين به خود پيامبراست. 3_ همه باهم عشق ومحبت داشتند ودريك صف دريك مسجد نمازخواندند. 4_ هيچ دشمني بين علي با ديگراصحاب پيامبر وجود نداشته است. 5_علي خودش شخصا با خليفه اول ودوم بيعت كرده است رابطه شان صميمي بوده است. 6_سخن اختلاف كار دشمنان اسلام است تا دربين صفوف مسلمين جدائي بيندازد. 7_ واقعه جنگ جمل كارمنافقين بود كه دشمنان وپيامبر واسلام بودند. 8_ ياران پيامبرهرچي بودند رفتند وظيفه ما عمل كردن به دين است نه اختلاف. 9_ اختلاف به نفع هيچ كس نيست اما وحدت قدرت وشوكت مسلمين را بيشترميكند. 10_ اختلاف وبدگوئي علاوه براينكه درشان مسلمان نيست باعث آزاردادن اهل بيت مي شود. 11_ بهترين مسلمان ازنظرعلي كسي است به دوستون دين چنگ بزند، قرآن وسنت. يعني از خدا و پيامبر اطاعت نمايد تا قبرش خراب نشود. 12_ بجزاطاعت ازقرآن وسنت هيچ عمل ديگري باعث نجات نخواهد بود روضه خواندن فايده ندارد. 13_ ياران پيامبرمسافربودند وبه مقصد رسيدند وكامياب شدند ماهم مسافريم ونيازداريم به مقصد با موفقيت برسيم نه با ذلت. 14_ انسان عاقل كسي است كه بجاي عيب ديگران درفكرعيب خودش باشد تا رسوانشود پيش خدا. 15_ طبق دستورقرآن محبت باتمامي ياران پيامبر جزو ايمان ماست ايمان بدون محبت اصحاب قبول نيست ( فان آمنوا بمثل ماآمنتم به فقدهتدوا وان تولوا فانما هم في شقاق) 16_ خدا ازاصحاب پيامبردرقرآن اعلان رضايت كرده ( لقد رضي الله عن المومنين الخ ) پيامبر خدا نيز راضي بوده خودشان با هم محبت داشتند پس ما اين وسط چرا خودمان را خسته مي كنيم ؟
104 | فاطمه املشي | , ایران | ٢٣:٤١ - ٢١ خرداد ١٣٩٢ |
بسمه تعالي
جناب وحدت
قبول دارم که اينکه بگوييم شيعه علي ( عليه السلام) هستيم کافي نيست ، اما لازم است که ابتدا ولايت ايشون رو قلباً قبول کنيم و در مرحله ي بعد اقرار به زبان و در مرحله ي بعد کمک و همراهي و اطاعت از ايشونه که در آنجا عاشق راستين مشخص مي شه ،
امّا در مورد جنگ جمل داستاني که نقل کردي من رو به گريه انداخت از اينکه امام علي عليه السلام اينقدر مظلومند که تقصيرات جنگ جمل رو با اين داستاني که سر هم کرديد 90 درصد به گردن ايشون انداختي ،سبحان الله، از جنگ جمل بگذريم عايشه به چه بهونه اي پيکر بي جان امام حسن مجتبي عليه السلام فرزند رسول الله صلي الله عليه و اله و سلم و سيد شباب اهل جنت رو تير باران کرد و دفن شدن ايشون در کنار جد بزرگوارش جلوگيري کرد اين جز حقد و حسد ديرينه ي عايشه نسبت به آل عباست ؟!!!
اما در مورد معاويه ( ل) پسر هند جگر خوار ، ابا يزيد ( ل) ، شما که از کلام گهر بار امير المؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه بهره مي بريد بهتره نامه هاي حضرت امير عليه السلام رو هم که به معاويه نوشتند رو مطالعه کنيد در ضمن لقب امير المؤمنين فقط مخصوص امام علي عليه السلام مي باشد که پيامبر اکرم صلي الله عليه وسلّم اين لقب را از جانب خداوند تعالي به ايشون نسبت دادند و خلفاي غاصبين هم به ايشون قبل از وفات رسول الله صلي الله عليه وسلم با اين لقب تبريک گفتند.در مورد فتوحات گفتي امام علي عليه السلام قلبها را فتح کرد تاجايي که بعد از چهار ده قرن با ذکر مناقب آن حضرت ديده ها باريدن مي گيرد و دلها از عشق او لبريز مي شود
بجوشيد بجوشيد که ما بحر شعاريم /بجز عشق بجز عشق دگر کار نداريم
شما مست نگشتيد وزان باده نخورديد / چه دانيد چه دانيد که ما در چه شکاريم
105 | حسين رسوليان | , ایران | ١٩:١٨ - ٢٧ خرداد ١٣٩٢ |
به نام خدا جناب آقاي عمر خيام / عمرمختار/ عمربن علي بن ابي طالب کاري به حکومت کشور ايران ندارم ولي مگر کشوگشايي خليفه دوم چه منافعي براي جهان اسلام داشته است؟ در حاليکه خليفه دوم 94 حلال خداوند را حرام کرد. فيء و غنايم را که در زمان رسول الله و خليفه اول بالسويه بين مسلمين تقسيم مي شد خليفه دوم در بدعتي آشکار بر آن کس که دوست داشت فزوني داد و به برخي قبايل کمتر داد و با اين کار تخم عداوت و مال پرستي و زياده خواهي را در دل مسلمين کاشت به طوري که گرفتاري حضرت علي در فتنه هاي جمل و صفين به خاطر همين عادت زياده خواهي اصحاب بود که از اين يک بدعت خليفه دوم نشات مي گرفت. و باقي بدعت هايي که دين اسلام را به قهقرا کشاند و در هفتاد موضع اعلام کرد که لو لا علي لهلک العمر شما چرا به حکومت ايران انتقاد مي کني در صورتي که حکومت هاي ديگر منطقه از نظر فساد کارگزران آن پيشتاز شده اند علماي سني عربستان سعودي به حکومت فاسد اين کشور اعتراض هاي فراواني داشته اند و همين الان حداقل 700 عالم سني در زندان هاي آل سعود گرفتار و زنداني هستند
106 | بصيرت | , ایران | ٠٤:٤٨ - ١٦ تير ١٣٩٢ |
دوست خوب که اسمتون وحدته.... من يا بطور کل هر انسان عاقل و در درجه بعد مسلمان هم، وحدت رو قبول و دوست دارد و داريم. ولي يه سوال دارم ..نظرت در مورد حديث ثقلين چيه؟ و يادت نره گذشته از معصوم بودن حضرت علي (ع)و اهل بيت(ع) ،ما حق رو بر اساس چهره ها نميشناسيم بلکه چهره ها رو بر اساس حق ميشناسيم . اهل بيت پيامبر بسيار پاک و عدالتخواه و بي اشتباه بودند و اصول اخلاقي را به تمام معنا رعايت ميکردند و همچنين دانش بالايي هم تو زمينه هاي مختلف داشتند و بطور کل آدمهاي کاملي بودند که هر بني بشري آرزوي رسيدن به آن مرحله، يعني مرحله کمال انساني رو دارد .من به نوبه خود بهترين الگوي انساني خود رو براي رسيدن به کمال فقط اهل بيت ميدونم و بيشترين حسرت رو از اين ميخورم که چرا فرصت ندادن و نگذاشتن تا اين انسانهاي بزرگ،در راه کامل کردن يک تمدن کامل انساني(اسلامي واقعي نه اسلام جعلي) موفق شوند .بله دوستان خوبم،اسلام (بعنوان کاملترين وآخرين دين )وقرآن و پيامبران و امامان همه وسيله اند تا ما را در راه رسيدن به جايگاه اصلي و واقعي انسانيت يعني مرحله کمال انسانيت کمک و هدايت کنند .. ...خدايا من تو را نه براي بهشت و ترس از دوزخ بندگي ميکنم بلکه تو را از اين رو که شايسته بندگي هستي بندگي ميکنم.....و خدايا،بنده خوب ميدانم که بندگي من بيشتر از آنکه برايه تو يه خالق سود داشته باشد برايه منه بنده سود دارد...بله اين است خالق ما...
107 | دشتي | , ایران | ٠٥:٢٥ - ١٦ تير ١٣٩٢ |
بد نيست اين همه راحت در مورد عمر داستان ميگي حداقل يکي از کتابهايي که در مورد حمله اعراب به فرماندهي عمر به ايران ،رو بخوني تا روشن شي... ... هدف وسيله را توجيه ميکند.......با توجه به حوادثي که در اون زمان رخ داد و نشان داد که فرمانده ي به اصطلاح اسلامي خودش در فتح ايران، خيلي از آموزه هاي اخلاقي وديني رو رعايت نميکرد. به نظر من وهمچنين با استناد به تاريخ ،اين نشان ميدهد که عمر کسي بود که با سو استفاده از جهاد و ايين دين مردم را بسيج براي اهداف قدرت طلبانه خويش کرد.. انسانها رو بايد از اعمال و رفتارشان شناخت.(که تاريخ حمله اعراب به ايران اين حقيقت رو مشخص ميکند)
108 | محمد سيلاب | , افغانستان | ١٥:٢٢ - ١٦ تير ١٣٩٢ |
طوريکه در متون فوق تذکر داده شده ، در مذهب حنفي براي لواط حد وجود ندارد بلکه تعزير وجود دارد ، که اين حکايت از ناداني نويسنده در مورد فقه حنفي است ، زيرا در فقه حنفي در مورد لواط حد وجود دارد و آن اينست که لواط کار بايد زير ديوار شود ، چنانچه طالبان در زمان حکومت شان در افغانستان لواط کاران را زير ديوار ميکردند و اين به همگان معلوم است که طالبان حنفي مذهب بودند. بناً خواهشمنديم تا در زمينه معلومات غلط ندهيد. همچنان به سني ها نيزتوهين نکنيد ، زيرا آنقدر خرافاتي که در شيعه وجود دارد ، در مذاهب سني وجود ندارد ، از آنجمله : بجاي پنج وقت نماز سه وقت نماز خواندن ، در ماه محرم خود را کتک زدن ، خمس گرفتن ، صيغه (زناقانوني) ، طواف قبور ، در اذان ازدياد بعضي کلمات اضافي که در زمان پيغمبر (ص) و خلفاي راشدين وجود نداشت ، دادن موقف خدايي به امامان معصوم و ...... و غيره .
109 | سيما | , ایران | ١٥:٥٣ - ١٨ تير ١٣٩٢ |
آقاي محمد سيلاب الحق که بيسواد و نادان تشريف دارين . کتاباتونو نزارين تو دکور برين بخونين تا حقايق دستتون بياد.خرافات پايه ي دين ومذهب خودته برادر.بزرگترين خرافات دين شمام همون قضيه ي سقيفه وشوراي ناحق 6نفره بوده که حق رو از يک انسان معصوم وبزرگ (حضرت علي) که همه جوره لياقت خلافت وجانشيني پيامبررو داشتن همه جوره.وفقط وفقط ايشون جايز بودن......وبقيه يه آدم عادي وعام تشريف داشتن. ببين اگر يکم فقط يکم وجدان داري بشين عقلاني کتاباتو بخون.ما در محرم خودمونو کتک نميزنيم....تو که فرق عزاداري رو با کتک زدن نميفهمي خواهشا زيادي حرف نزن خداروشکر که عزاداري هامونو تلوزيون نشون ميده ايه ي تطهير که در شان اهل بيت نازل شده رو تابحال خوندي؟ قطعا مثل طوطي روخوني کردي وگرنه مزخرف نميگفتي.........اهل بيت را خداوند مطهرو پاک ومعصوم افريده.يعني اينان نه فکر گناه ونه عمل گناه نميتوننن((((رسمن نميتونن))) داشته باشن.خلقتشون برپايهه عصمت و عالم بودنه. يعني پاک هستن.حالا تو يه ادم پاک رو داري با يه سري ادم که قبل اسلامشون مشخص بعد اسلام آوردنشون مشخص ورفتارهاي وحشتناکشون وحرفاشون تا زمان وجود پيامبر مشخصه........بهترين وپاکترينو داري ميري مريد يه ادم عادي ميشي........ در ضمن اوني که طواف ميشه کعبه است ............ ماقبور رو طواف نميکنيم .بارها وبارها تو شبکه ولايت توضيح دادن اساتيد.ما به قبور ائمه احترام ميزاريم چون قائل به اين هستيم که امامان پاک ما پيش خداوند آبرو دارن وما هم خداوند رو به آبروي ايشان قسم ميديم تا حاجت روا شيم......حالا اگه داري يه ادم زياد نميخوام يه آدم تو مذهبت باشه بيار که خدا رو به ابروي اون طرف قسم بدي.................................. کسي که تو کعبه به دنيا مياد.اولين کسي که به رسول خدا ايمان اورد وپيامبر در حقش ميگه علي نفس من است يعني مثل خودمه و..........وبعد اسلامشون هم که مثل نور خورشيد روشنه ......... کي مثل علي (ع) ميتونسته باشه؟؟؟؟ نبوده ونخواهد بود
110 | bisetareh | , ایران | ١٨:١٠ - ١٨ تير ١٣٩٢ |
سيلاب جهل نبرتد مادر خرج لواط که بهشتي ميشود ما به عينه در اهل سنت ديده ايم هيچ خرافه اي بدتر از دين سنت وجود ندارد صيغه حلال محمد است نماز 5 وقته را خيلي از موارد پيامبر در سه وقت ميخواند فقط بايد بين نماز ظهر وعصر يامغرب وعشا به اندازه يک اذان فاصله باشد که مارعايت ميکنيم شماييد که طواف النسا رو انجام نميديد شماييد که در وهابيت خدا رو جسم ميدونيد دروغ به شيعه نبند هيچ شيعه اي معصومي را خدانميداند وتوسل درقران اومده وبسيار توضيح داده شده کاري به يکتا پرستي نداره تقصير شيعه نيست جهل شما معني ياعلي مدد را خدا بودن علي ميداند وگرنه ما علي رابنده پاک خدا ميدانيم
111 | حامد خطيب | , ایران | ١٧:٥٣ - ٢٢ تير ١٣٩٢ |
سلام به همه عزيزان کوتاه فکري نکنيد ما دشمنان غير اسلام زياد داريم تا بجان خودمان بچسبيم همان دعاي العبد شماره 78 خيلي عالي هست همه با هم آمين بگوييم : آمين يارب العالمين
والسلام
112 | mohammad eslami | , ایران | ٢٤:١٨ - ١١ مرداد ١٣٩٢ |
salam, khoda ajretan bedahad
113 | العبد | | ٠٩:٢٤ - ٢٤ مرداد ١٣٩٢ |
اگرترجمه ي آيه ي36سوره ي احزاب رابلدي جواب بده... *خطاب به اهل سنت* به چه دليل بنياد خودسر و شوم سقيفه درست شد؟ آيا کسي حق داشت بگويدپيامبروصي براي خود انتخاب نکرد درحالي که ايشان وقتي ازمدينه بيرون ميرفتند افرادي را براي بدست گرفتن زمام امور انتخاب ميکردند تا کارهالنگ نماند...حال چگونه غدير را تفسير ميکنيد...؟ سر چه کسي کلاه ميگذاريد؟؟؟
114 | اباذر جامي از شهر زلزله زده اهر | , ایران | ١٢:٥١ - ١٢ شهریور ١٣٩٢ |
کاش مسلمانان شيعه وسني به جاي تيکه انداختن به هم به فکر چاره اي براي مقابله با اسلام ستيزي باشند. در حالي که پيکره اسلام هر روز شاهدضربات پي درپي وهولناکي از جانب مخالفانش مي باشد شما دعواي شيعه وسني را علم کرده ايد؟ .اسلام از لجاجت مسلمانان باهم ديگرکم ضربه نخورده است بهتر است تجديد نظري در افکار خود داشته وچاره اي به حال اسلام کنيد تاشيعه وسني هردو زير پاي کفار له نشده اند.فکر ميکنيد خيلي روشن فکريد؟يادلتان خيلي به حال اسلام ميسوزد؟کاش ميدانستيد اين لجو لج بازي شما آرزوي دشمنان اسلام وآب در آسياب دشمن ريختن است. حال قضاوت با خودتان
115 | فاطمه املشي | , ایران | ٢٢:١٤ - ١٦ شهریور ١٣٩٢ |
بسمه تعالي
آقاي اباذر جامي کساني که منافقند و به اسم اسلام وحشيگري مي کردند و مي کنند بيش از کفار به اسلام آسيب مي رسانند و اسلام ستيزي و اسلام گريزي رو به بار مي آورند
لعن علي عدوک يا علي( ع)
116 | حميد | , هلند | ١٩:٠٨ - ١٧ شهریور ١٣٩٢ |
سلام.بر دوستان افسوس كه امثال مشركان در سرزمين مسلمانان چه جنايتهاي نميكنن واي ماهارو چي شده واي واي واي واي
117 | سيد وحدت هاشمي | , ایران | ٠٢:٢٤ - ١٨ شهریور ١٣٩٢ |
برادرانا؟؟؟ بريد تحقيق بکنيد و هدايت شويد و اگر نه ما شيعيان دعا مي کنيم که انشاالله با يحيي ابن اکثم مهشور شويد که به مراتب خطرناکتر از آتش جهنم است.
118 | شمس الدين جليليان | , ایران | ١٣:٣١ - ١٨ شهریور ١٣٩٢ |
کامنت108 محمدسيلاب . در مذهب شيعه چيزي به اذان اضافه نشده شهادت به ولايت اميرالمومنين و حجت خدا بودن آن جناب در اذان مستحب است و واجب نيست اما عمر برخلاف پيامبر و زوج عقيدتي خود (ابوبکر) حي علي خيرالعمل را از اذان حذف کرد . جناب محمد سيلاب سهم ذي القربي را خدا واجب کرده و امامان معصوم صلوات الله عليهم و علي آبائهم اجمعين مصداق ذي القربي هستند همان کساني که مودت به آنها اجر رسالت پيامبر تعيين شده و اربابان شما در حادثه ي غصب خلافت و غصب فدک و به خون آغشته شدن محراب مسجد کوفه و حادثه ي عظيم کربلا و آفريدن جنايت گودال قتلگاه کربلا و مسموم نمودن هشت امام معصوم از بني فاطمه اجر پيامبر را دادند !!! آقاي سيلاب ما کاري نداريم حنفي يا شافعي يا شيعه يا هرکس ديگري چه حکمي صادر مي کند امروز وهابيت و سلفي ها دارند همه نوع جنايت را به نام اهل سنت و جماعت و در تبعيت از شيخين انجام مي دهند . عشق به اهل بيت پيامبر به زور ايجاد نمي شود توفيق الهي و سعادت مي خواهد و لازمه اش اين است که با نيت خالص و بدون تعصب از خدا بخواهيد راه راست را به شما نشان دهد اگر در نطفه و لقمه مشکلي نباشد که انشا ءالله نيست هدايت خواهيد شد . ضمنا اعمال عوام الناس در ايام محرم را نبايد به پاي مذهب شيعه نوشت آنچه در نظر شيعه مستحب است عزاداري است همان گونه که علما و بزرگان شيعه به جا مي آورند و اين عزاداري به معني نياز اهل بيت به اين اعمال نيست غرض اصلي برافراشته نگاه داشتن پرچم امام حسين و مبارزه با ظلم در هر عصر و مصر است و همه ي اينها وسيله است براي تقرب به خدا ضمنا عزاداري و حزن و اندوه براي امام حسين براي شيعه يک امر باطني و به صورت خودجوش درآمده قبل از حلول ماه محرم بدون اينکه به تقويم نگاه کنيم حزن و اندوه در دل و جان ما جاي مي گيرد و مي فهميم که محرم در راه است البته رسول اکرم حدود 50 سال قبل از حادثه ي کربلا از اين حزن و اندوه دائمي براي امام حسين خبر داده اند .
119 | سائل | , آمریکا | ١٤:١٧ - ٢٣ شهریور ١٣٩٢ |
گرچه ما مسلمانان درکل دشمناني زيادي داريم، سر منشأ تفرقه و بد بيني هم همين يهوديت و مسيحيت است، به حق اين قضاوت درست است، اما در قرآن منافقين بد تر از کفار معرفي شده است، زيرا کفار مشخص اند. اما منافق در زير پوست ورنگهاي مختلف پنهان شاخت آن مشکل است، امروز استراتژي يهوديت که در رأس قدرت هاي زور مند و توانا از نظر مالي و تنکونولوژي هستند. از قرن پيشين تغير کرده وبا ساختن وهابيت موفق شده است، با چهره ي ملا مسجدف طالب ومذهبي ساختن جوانان به کيش هاي سلفي ووهابي شمشير تيز شان متوجه مسلمانا بسازند. من خودم يک سني هستم، من براي اين برادر خوبم بنام وحدت عرض ميکنم. که اولآ درست نيست که اين همه مدافع ناشناخته باشيم. ثانيآ يا تو وهابي هستي، يا علم درست نداري زيرا با تاريخ نميتوان قضاوت کرد. اما آنچه ريشه قرآني داشته باشد. قابل تفسير و توجيه و پزيرايي است. من به عنوان فرد سني مذهب اذعان ميدارم که حق با علي بود. قرآن آنان را پاکيزه معرفي کرده است، وخاندان محمد (ص) را براي رهبري ما واطاعت ما از جنابان شان را صريح امر کرده است، بعد ما ميآئيم خودسرانه قيل وقال ميکنيم که چنين است و چنان است. حقيقت را با احساسات پوشيدن درست نيست! خوب جايگاه خلفا هم محفوظ از برادران شيعه خويش نيز خواهش ميکنم . ما وشما دشمنا زيادي داريم بخصوص اين وهابيت که امروز خو ن هزاران انسان مومن را در هر گوشه وکنار کشور هاي اسلامي بنام مسلمان ميريزند. رنج شب و روز مرا به عنوان يک سني افزون کرده است وخيلي ناراحت هستم. من در عين اينکه يک سني ام. ولي معترفم که حق رهبري جامعه اسلامي بعد از پيامبر بر علي بود. پيشوايان ما ظرفيت چون را نداشته و با حرص آز حقش را غصب کرد. حال علي با آن همه با ابوبکر عمر سر مخالفت را نگرفت، شايد صلاح کار را ميدانست. در عين ميدانم علي بعد از اينهمه واقعات، باز نام هاي پسرانش را ابوبکر عثمان گذاشت، اين عدم عداوت اورا نسبت به ايشان توضيح ميدهد. با اينکه ميگويم اين گفتار سني هاي ما همه فاقد حقيقت اند. احساساتي صحبت ميکنند. شما شيعيان هم با د رنظرداشت اخلاق اسلامي که خود پيشوايان تان بدان هدايت داده اند. عمل کرده دنبال دور ساختن نگرديد . وفقط ميگويم نابود وهابيت اين فرزندان ناخلف انگليسي ها که مشکلات جامعه هاي اسلامي را افزون کرده وهمه را به جان هم انداخته اند.
120 | sail | , آمریکا | ١٤:٣١ - ٢٣ شهریور ١٣٩٢ |
راستي تسليم به حق باشيد. و از پاشيدن بذر نفاق پرهيز نمايند. حال مردم چه به حق يا ناحق وحق را ناشناخته چنان با باور درست نا درست طبيعت شان نسج شده است که هر قدر بگويي اين آب سفيد است، ميگويند. نه سياه است، پس بهتر است از قبول کردن سفيد به کسي که سياه را باور دارد. دوري جسته و به خود اسلام عزيز باشيد. که سخت از سوي وهابيت و باداران غربي اش مورد تهاجم قار گرفته التبه توسط خود مسلمان نماها.
  بعدی [1] [2] [3] [4]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English