2024 July 20 - شنبه 30 تير 1403
نقش «نیت» در بالندگی عمل و کمال اخروی انسان
کد مطلب: ١٥٦٥٠ تاریخ انتشار: ٠٧ دي ١٤٠٢ - ١٥:٥٧ تعداد بازدید: 1105
سخنراني ها » اخلاق علوی
نقش «نیت» در بالندگی عمل و کمال اخروی انسان

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی09-09-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

09/09/1402

موضوع: نقش «نیت» در بالندگی عمل و کمال اخروی انسان

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی

فهرست مطالب این برنامه:

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

حکایت شیرین حضرت سلیمان و همت یک مورچه!

حالات سوزناک عرفانی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در دل شب!

ماجرایی بسیار عجیب در هندوستان!

نقش «نیت» در بالندگی عمل و کمال اخروی انسان

تماس بینندگان برنامه

تأکید ائمه اهلبیت (علیهم السلام) بر نقش نیت در بالندگی عمل!

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

سلام عرض می کنم خدمت همه شما بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

الحمدلله این توفیق نصیبمان شد باز در سید اللیالی شب جمعه ای دیگر محضر همه شما گرامیان برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی را تقدیم کنیم. برنامه ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت آیت الله حسینی قزوینی باشیم ان شاءالله بتوانیم امشب هم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم.

ابتدای این برنامه می شنویم سخنانی راجع به حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) با این خصوصیت که در این ایام بیشتر حال و هوای فاطمی دارد دلهای ما هم بیشتر میل به سمت شنیدن این مصائب پیدا کرده است.

ان شاءالله این میل در قلب ما همیشه جاودانه باشد تا در روز محشر بی بی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با نگاه لطف و شفاعتشان به ما نظر بکنند. حضرت استاد سلام عرض می کنم در خدمتتان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم ایام شهادت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را به پیشگاه مقدس مولای مان بقیة الله الأعظم (اروحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت و شما گرامیان تسلیت و تعزیت عرض می کنم.

شبهای غربت امیرالمؤمنین است نمی دانیم در این شبها بچه های خردسال زهرا را چطور آرام کرد؟ امام حسن را آرام می کند امام حسین گریه می کند. امام حسین را آرام می کند زینب و کلثوم گریه می کنند. خیلی سخت است بچه و کودک بی مادر آن هم مادری مثل صدیقه طاهره!

دوست دارم کز غمت یا فاطمه تنها بگریم * از یتیمان تو پنهان در دل شب ها بگریم

دوست دارم سر فرود آرم منِ بی کس به چاهی * برکشم فریاد غربت های های آنجا بگریم

دوست دارم زینب من اشک چشمانم نبیند * گه به نخلستان و گاهی در دل صحرا بگریم

دوست دارم جانم از تن با نفس هایم بر آید * بس که یا زهرا بگویم بس که بی پروا بگریم!

وسيعلم الذين ظلموا أي منقلب ينقلبون

مجری:

طیب الله انفاسکم. الحمدلله با نفسهای فاطمی حضرتعالی دل و قلب ما ان شاءالله فاطمی بشود و آماده تابش نور معرفت.

بینندگان عزیز و ارجمند مطلع هستند ما در برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی دنبال راهکاری می گردیم تا بتوانیم خودمان را در زمره اصحاب خاص حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار بدهیم. اگر می خواهیم به این مقام برسیم باید توحیدی را به دست بیاوریم که شایسته خداوند است. ان شاءالله بتوانیم چنین معرفتی را پیدا کنیم. حضرت استاد در خدمتتان هستیم.

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

همانطوری که عزیزمان اشاره کردند یکی از بزرگترین ویژگیهای یاران حضرت مهدی (ارواحنا فداه) عبارت از رسیدن به مقام توحید واقعی است. عرض کردیم مرحوم «شیخ علی حائری یزدی» در کتاب «الزام الناصب» روایتی از حضرت امیر (سلام الله علیه) نقل می کند که فرمود:

«إذا قام تجتمع إليه أصحابه على عدّة أهل بدر و أصحاب طالوت و هم ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا»

وقتی حضرت مهدی قیام می کند اصحاب او به تعداد اصحاب «اهل بدر» و قوم «طالوت» است که سیصد و سیزده نفر هستند در نزد او گرد می آیند.

«كلّهم ليوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحديد، لو أنّهم همّوا بإزالة الجبال الرواسي لأزالوها عن مواضعها»

تمام اینها شیر مردانی هستند که از جنگلها و مخفیگاه ها در آمدند همانند آهن تفت دیده هستند اگر چنانچه بخواهند کوه را از جایش حرکت بدهند حرکت خواهند داد.

«فهم الذين وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده‏‏»

آنچه که باعث شده اینها به این مرتبه برسند که با یک اراده کوه ها را از جای خود حرکت بدهند، این است که خدا را به آن گونه ای که شایسته است شناختند و به مرتبه واقعی توحید رسیدند.

حکایت شیرین حضرت سلیمان و همت یک مورچه!

درباره جابجایی کوهها نکته ای به ذهنم آمد. حضرت سلیمان پیغمبر، در راهی می رفت دید مورچه ای خاک کوه را می گیرد به طرف دیگر می برد گفت مورچه چه کار می کنی؟

حضرت سلیمان زبان حیوانات را می دانست. گفت یا سلیمان من عاشق کسی هستم. معشوقه ام از من خواست اگر بخواهی به وصال من برسی باید این کوه را به طرف دیگر ببری. حضرت سلیمان گفت اگر عمر حضرت نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام دهی. گفت به اندازه ای که توان دارم انجام می دهم.

حضرت سلیمان از این همت مورچه خیلی خوشش آمد. گفت به خاطر این همت والایی که داری من با ولایت تکوینی این کوه را از جایش می کنم این طرف می ‌آورم که شما به وصال معشوقت برسی.

کوه را کند و طرف دیگری گذاشت مورچه شکر کرد گفت خدایا تو را شاکرم که پیغمبرت را در خدمت یک مورچه ناتوان قرار دادی و آن کار سخت و مشکلی که برای من سخت بود به دست پیغمبرت آسان و حل شد.

یاران حضرت ولی عصر، سلیمان وار اگر بخواهند کوه را از جا حرکت بدهند حرکت می دهند بدون این که هیچ زحمتی برای آن ها داشته باشد. بعد حضرت می فرماید:

«لهم بالليل أصوات كأصوات الثواكل حزنا من خشية اللّه تعالى»

إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب؛ ‏نويسنده: يزدى حايرى، على‏ (1323 ق‏)، محقق: عاشور، على‏، ناشر: مؤسسة الأعلمى‏، لبنان بیروت: 1422ق، ج2، ص 165

یار حضرت مهدی بودن با ادعا نیست. ادعا کنیم که من می خواهم جزء یاران حضرت باشم دعاها خوب است ولی در کنار دعا هم یک همت و مقدماتی می خواهد. می گوید یاران مهدی شبها همانند آن داغدیده گریه می کنند و ضجه می زنند. به خاطر حزنی که از خوف خدای عالم دارند.

من به خاطر دارم ختم قرآن که کردم وقتی به این آیه رسیدم، ایستادم این آیه را شاید چندین بار تکرار کردم. نماز هم می خوانم این آیه جلوی چشم من است در دعاها این آیه جلوی چشم من است در رابطه با اهل بیت عصمت و طهارت در سوره نور دارد:

(رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يخَافُونَ يوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)

مردانی که نه تجارت و نه معامله‌ ای آنان را از ياد خدا و بر پا داشتن نماز و ادای زکات غافل نمی ‌کند، آنها از روزی می ‌ترسند که در آن، دلها و چشم ها زير و رو می ‌شود.

سوره نور (24): آیه 37

می فرماید اینها مردانی هستند که معامله و داد ستد اینها را از یاد غافل نمی کند مشغول کار هستند به یاد خدا هستند، غذا خوردند به یاد خدا هستند، می خوابند به یاد خدا هستند، راه می روند به یاد خدا هستند و می نشینند به یاد خدا هستند. این یاد خدا بودن یک نکته ظریفی است با ادعا درست نمی شود، باید هم همتی داشته باشیم تلاش کنیم عزمِ جزمی داشته باشیم و هم از خدای عالم کمک بگیریم.

نکته جالب این است می گوید: (يخَافُونَ يوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)، اینها می ترسند از روزی که قلب ها و چشم ها دگرگون بشود. لذا شما می بینید امام سجاد در دل شب، خارج از شهر، با خدا مناجات می کند. راوی می گوید دیدم هوا تاریک است کسی از مدینه بیرون آمد گفتم کجا می رود! دنبال کردم دیدم در بیابان آمد صورتش را روی خاک گذاشت با این جمله مناجاتش را شروع کرد.

إلهي عبدك العاصي أتاكا  **  مقرّاً بالذنوب قد دعاكا

خدایا بنده گنهکار به در خانه ات آمده اعتراف می کند که بنده بدی هست

فإن تغفر فأنت أهل لذلك ** وإن تطرد فمن يرحم سواكا

اگر خدا ببخشد شایسته بخشش هست،‌ و اگر براند چه کسی می خواهد به من پناه بدهد!

یا تعبیر حضرت:

«الهی و ربّی مَنْ لِي غَيْرُكَ أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرِّي‏»

غیر از در خانه تو چه کسی است؟

مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، ج2، ص846

حالات سوزناک عرفانی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در دل شب!

راوی می گوید: دیدم امیر المؤمنین (سلام الله علیه) در دل شب از مدینه بیرون آمد دور از چشم مردم در گوشه نخلستانی رفت شروع به گریه و ضجه زدن کرد.

«إِلَهِي إِنْ طَالَ فِي عِصْيَانِكَ عُمُرِي وَ عَظُمَ فِي الصُّحُفِ ذَنْبِي فَمَا أَنَا أَنَا بِرَاجٍ غَيْرَ غُفرانِک»

خدایا اگر در طول عمرم به عصیان تو گذشت پرونده ام با گناهانم سیاه شد ولکن غیر از امید تو به هیچ کس امیدوار نیستم، تنها پناه و امیدم تو هستی!

بعد مثل مادر فرزند از دست داده گریه و ضجه می کرد:

«آهِ مِنْ نَارٍ تُنْضِجُ الْأَكْبَادَ وَ الْكُلَى»

خدایا به تو پناه می آورم از آتشی که قلب و کبد را می سوزاند.

 «آهِ مِنْ نَارٍ نَزَّاعَةٍ لِلشَّوَى»

 ای وای از آن آتشی که پوست سر و بدن انسان را می کند.

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 79

می گوید دیدم گریه کرد افتاد دیگر صدایش نیامد آمدم دیدم بدنش مثل چوب خشکیده است یقین کردم که علی از دنیا رفته است. دوان دوان در دل شب آمدم در خانه علی را زدم صدیقه طاهره آمد گفتم خانم، علی در نخلستان از دنیا رفت بنی هاشم را خبر کنید جنازه اش را بیاورند. گفت: در چه حالی دیدی؟ گفتم دیدم این دعاها را کرد ضجه زد گریه کرد و افتاد. فرمود این حال هر شب پسر عمویم علی ابن ابی طالب است

فرمود: (يخَافُونَ يوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)، اینها از آتش جهنم و فردای قیامت می ترسند درست است هیچ گناهی نکرده است ولی خدای عالم «مغلولة الید» نیست هر چه اراده بخواهد بکند اراده او نافذ است.

یا به تعبیری که خودم ندیدم خدا بیامرزد آیت الله «مشکینی» را در درس اخلاق این را می گفت و گریه می کرد اشکش جاری می شد می گفت امیرالمؤمنین در مناجاتش می گوید خدایا اگر در قیامت خطاب بیاید

(وَامْتَازُوا الْيوْمَ أَيهَا الْمُجْرِمُونَ)

(و به آنها می ‌گويند:) جدا شويد امروز ای گنهکاران!

سوره یس (36): آیه 59

ای گنهکاران صف تان را جدا کنید می ترسم صف کاذبین جدا شد پسر ابی طالب در صف کاذبین جدا شود. صف فاجرین جدا شد، صف اهل گناه و معصیت جدا شد من با آنها باشم. صف فلان جدا شد من در صف آنها باشم!

اینها که آیه تطهیر شهادت به طهارتشان داده است اینچنین هستند من و شما شب با خیال راحت می خوابیم صبح اگر حوصله داشتیم نماز صبح لب طلایی هم می خوانیم اگر حوصله نداشتیم هیچ!

 ولی این را بدانیم دوستان عزیز فقط یک لحظه فکر کنیم روزی عزرائیل به در خانه ما هم قطعاً خواهد آمد دیر یا زود، ولی وقتی که آمد دیگر کار از کار گذشته است هر چه التماس کنیم، گریه کنیم، ضجه کنیم نتیجه اعمال مان را می بینیم وحشت زده التماس کنیم به ما یک سال، یک ماه، یک هفته یا یک ساعت اجازه بدهید می گویند وقت شما تمام شد. انسان به قیامت می رود اولیاء و بندگان خوب خدا دارای مقامات بالا و جایگاه رفیع هستند. ما اگر اهل نجات باشیم در پست ترین مرتبه نجات و پایین ترین مرتبه بهشت مدام غصه و تأسف می خوریم.

در این روایت حضرت می فرماید از ویژگیهای یاران حضرت شبهای خودشان را با گریه همانند مادر داغ دیده سپری می کنند. این ها «قوامٌ بالیل» هستند. شبها در برابر خداوند عبادت می کنند، روزها روزه می گیرند قلب اینها مجتمع بر محبت و نصیحت است. بعد حضرت می فرماید:

«و إنّي لأعرف أسماءهم و أمصارهم.»

اسامی این ها را می دانم و شهرهای شان را هم می شناسم!

إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب؛ ‏نويسنده: يزدى حايرى، على‏ (1323 ق‏)، محقق: عاشور، على‏، ناشر: مؤسسة الأعلمى‏، لبنان بیروت: 1422ق، ج2، ص 165

لذا دقت کنیم معرفت و محبت حق را کسب کنیم. اگر این معرفت و خداشناسی آمد همه چیز درست است. ولی مادامی که از خدای عالم یک چیزی در ذهن مان درست کردیم آن بالا بالاها است و عالم را هم اداره می کند این خدا نیست به تعبیر آقا امام صادق (سلام الله علیه)

«كلّما ميّزتموه بأوهامكم في أدقّ معانيه مخلوق مصنوع مثلكم مردود إليكم»

این چیزی که در ذهنت درست کردی ساخته و پرداخته خودت است خدا نیست شما هر چه در ذهنت از خدا تصور کنی خدا بالاتر از او و غیر از اوست.

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج110، ص 34

سوره توحید را هر روز در نماز می خوانیم که:

(وَلَمْ يكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ)

و برای او هيچگاه شبيه و مانندی نبوده است!

سوره اخلاص (112): آیه 4

وقتی خدا همتا ندارد من که تصور می کنم آن بالا یک چیزی است جهان را اداره می کند یک همتایی برایش درست کردم

(لَيسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ)

هيچ چيز همانند او نيست.

سوره شوری (42): آیه 11

مانند خدا چیزی نیست من که چیزی در ذهنم درست کردم پس معلوم می شود «کانَ لمثله شیئ» این اعتقادات ما بر مبنای تصورات باطلمان و غیر از آن است. ما تلاش کنیم آنگونه ای که خداوند خودش را در قرآن توصیف کرده باور داشته باشیم.

(هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمٌ)

اول و آخر و پيدا و پنهان اوست، و او به هر چيز داناست.

سوره حدید (57): آیه 3

(اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَي الْقَيومُ)،

هيچ معبودی نيست جز خداوند يگانه زنده

سوره بقره (2): آیه 255

(هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يشْرِكُونَ)

و خدايی است که معبودی جز او نيست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عيب منزه است، به کسی يتم نمی ‌کند، امنيت بخش است، مراقب همه چيز است، قدرتمندی شکست‌ ناپذير که با اراده نافذ خود هر امری را اصلاح می ‌کند، و شايسته عظمت است؛ خداوند منزه است از آنچه شريک برای او قرار می ‌دهند!

سوره حشر (59): آیه 23

آیت الله «شاه آبادی» می فرمودند تلاش کنیم خودمان و عالم هستی را عین ربط به خدا و عین حضور خدا بدانیم. عبادت می کنیم نماز می خوانیم دعا می خوانیم این را یقین کنیم خدای عالَم، عالِم «بِمَا هُوَ كَائِنٌ وَبِما يَكُون‏» است خدای عالم از منِ «قزوینی» خبر دارد قبل از این که من مخلوق بشوم.

در علم ذاتی لدنی تمام زندگی من برای خداوند روشن بوده است. در عالم زَر چه بر من گذشته خداوند می داند. در عالم رحم مادر چه بر من گذشته خداوند می داند. در دوران شیر خوارگی چه بر من گذشته است خداوند می داند. بعد از او هر کار خوب و بدی کردم چه قبل از بلوغ، چه بعد از بلوغ تا الان خداوند عین حضورش است.

 همانطوری که ما الان تصویر پدر، مادر و حرم امام رضا را در ذهن مان می آوریم عین حضور ماست تمام اعمال ما، عین حضور حق تعالی است. آینده ما هم عین حضور حق تعالی است. فردا یا سال آینده چه سرنوشتی داریم؟ چه زمانی از دنیا خواهیم رفت؟ کیفیت جان دادن ما چگونه خواهد بود؟ ورود به قبرمان چگونه خواهد بود؟ در قیامت در عالم برزخ چه سرنوشتی داریم؟ در قیامت چطوری محشور می شویم؟ آیا ما جزء اهل بهشت یا اهل جهنم هستیم؟ همه را خدا می داند.

«يَا أَعْلَمَ مِنْ كُلِّ عَلِيم‏ وَ لا يُحيطُونَ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاء»

خدای عالم آن چه که گذشته، فعل و آینده ما است همه را می داند اگر همین را تصور کنیم قدم اول حرکت به طرف توحید است. در غیر این صورت ساخته و پرداخته ذهن ما است. در قیامت می بینیم آن کسی که بت می پرستید بتی از جنس خرما یا میوه داشت بعضی وقت ها مشکلی برایش پیش می آمد خرما یا میوه را می خورد بعد از مدتی دوباره خرما یا میوه را می گذاشتند.

ماجرایی بسیار عجیب در هندوستان!

ماجرایی ظاهراً هفته قبل در «هندوستان» اتفاق افتاد می گوید‌ بت پرست ها هر چه دعا می کردند این بت ها دعایشان را به اجابت نمی رساندند و مشکلشان بر طرف نمی شد. گفتند حتماً این خدای ما بیمار شده است که جواب ما را نمی دهد، رفتند دکتر آوردند دکتر دستگاهش را روی قلب بت گذاشت معاینه می کند ببیند قلبش می زند یا خیر؟!

ببینید در دنیا طلایی علمی، تکنیک و صنعت کاری با اینها که چقدر آدم های پستی هستند ندارم. آن دکتری که آمد دارد این بت چوبی را بررسی می کند قلبش بیمار است نبضش می زند یا نمی زند!! اگر این دکتر هم آدم زرنگی باشد می گوید این بت بیماری قلبی دارد نیاز است چندین هزار دلار به من بدهید تا بتوانم این بت را معالجه کنم می تواند کلاهبرداری خوبی کند. این دنیای پیشرفت، صنعت و تکنیک ما است.

من واقعا مبهوت ماندم در این عصر طلایی علم و صنعت آقایان اینطور برخورد می کنند خیلی عجیب است دکتر از قشر تحصیل کرده دارد بت را معاینه می کند خدا ان شاءالله همه ما را به راه حقیقت و واقعی رهنمون کند.

مجری:

الحمدلله نکات بسیار نابی مطرح شد و ما از محضرتان بهره مند شدیم. حضرت استاد! رکن مقدم هر گونه عبادتی نیت است. قرار است این ارتباط را با عالم بالا برقرار کند. دقیقا اگر کسی بخواهد آن نگاه را به خداوند داشته باشد که نگاه درست است در این نیتش طبیعتاً‌ تأثیر می گذارد به نقش نیت در کمال انسان اشاره بفرمایید تا بیشتر استفاده کنیم.

نقش «نیت» در بالندگی عمل و کمال اخروی انسان

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نکته خوبی است. یکی از محوری ترین چیزی که در زندگی ما می تواند نقش داشته باشد و اعمال ما را یا رنگ بوی ظلمت بدهد یا رنگ و بوی نورانیت بدهد، نیت است. امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می فرماید:

«النِّيَّةُ أَسَاسُ الْعَمَلِ»

زیر بنای عمل، نیت است.

غرر الحكم و درر الكلم؛ نویسنده: تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، محقق/ مصحح: رجائى، سيد مهدى‏،  ناشر: دار الكتاب الإسلامي، ص56

ساختمان می خواهند بسازند چیزی به نام فندانسیون دارند تا آن فندانسیون درست نشود پایه ها را روی خاک بگذارند بخواهند بقیه ساختمان را بسازند بلافاصله از هم پاشیده می شود سقف پایین می آید.  امیرالمؤمنین می فرماید نیت، زیر بنا و اساس عمل است یک عمل بدون نیت یعنی یک کار بدون پایه.

در روایت دیگر حضرت فرمود:

«الْأَعْمَالُ ثِمَارُ النِّيَّاتِ.»

تمام عملهای ما میوه نیات است.

عيون الحكم و المواعظ؛ نويسنده: ليثى واسطى، على بن محمد، محقق: حسنى بيرجندى، حسين‏، ناشر: دار الحديث‏، قم: 1376ش، ص 19

یک باغبان درخت سیب می کارد آب و کود می دهد در فصل های مختلف از این نهال مراقبت می کند تا این درخت بزرگ بشود میوه بدهد. کاری به درخت ندارد از درخت باغبان استفاده نمی کند الا این که وقتی خشک شد به عنوان هیزم استفاده کند یک بحث دیگری است وقتی این درخت میوه داد خستگی این باغبان در می رود. تمام زحماتش ثمر می دهد.

امیرالمؤمنین می فرماید تمام اعمال ما ثمره و میوه نیت ما است. نیت ما چه باشد میوه عمل مان هم همان طور است. نیت مان، نیت پاک است جزای خوب خواهیم دید. اگر نیتمان، نیت نادرست است برای دنیا داریم عمل می کنیم مشخص است

«وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاق‏»

سوره بقره (2): آیه 200

چیزی در آخرت به ما نخواهند داد. در روایت دیگر حضرت امیر می فرماید:

«قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ عَمَلُهُ عَلَى قَدْرِ نِيَّتِهِ»

ارزش یک مرد به اندازه همت اوست هر چه همت انسان بالا باشد ارزش بالاتر است. عمل یک مرد هم به مقدار و کیفیت نیتش بستگی دارد.

عيون الحكم و المواعظ؛ نويسنده: ليثى واسطى، على بن محمد، محقق: حسنى بيرجندى، حسين‏، ناشر: دار الحديث‏، قم: 1376ش، ص371

یک دفعه نیت می کند خدایا نماز می خوانم و عبادت می کنم من را به جهنم نبری، من را به بهشت ببری. به تعبیر حضرت امیر این عبادت کارگرها و عبادت عبید و کسانی که می ترسند از ترس شان از مولا تبعیت می کنند.

یک دفعه نه نیت می کند خدایا برای تقرب به تو باز هم اینجا خوب است ولی خودش محور است نماز می خوانم به تو نزدیک شوم. خیلی خوب است ولی «مَنْ» در کار است.

یک دفعه نه می گوید خدایا نماز می خوانم تو از من راضی شوی این هم خوب است بالاتر از آن تقرب است، آن اگر درجه شصت بود این به درجه هفتاد، هشتاد می رود. باز می خواهد خدا از این راضی بشود. یک دفعه نماز می خواند «حُباً لله» چون خدا دوست دارد «مَنْ» در کار نیست هیچ مبادله ای نیست.

«وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ وَ هِيَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ.»

کسانیکه خداوند را از روی محبت به او عبادت می کنند. این عبادت احرار و آزاد شده از قیودات نفس است.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب، محقق: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص84، بَابُ الْعِبَادَة‏، ح 5

می گوید کاری ندارم خدایا به جهنم ببری بنده ات است. به بهشت ببری بنده ات است. آتش جهنم بیاندازی عدالتت است. به نعمت های بهشتی برسانی تفضلت است. خدایا کاری با او ندارم عبد هستم، عبد تابع اراده مولا است. ولی من این نمازم را می خوانم و این عبادتم را می خواهم بکنم خدایا «حُباً لَه» چون تو دوست داری کاری برای خودم ندارم یعنی از خودم بالا رفتم یعنی خودم را این جا قیچی کردم.

عرفا می گویند بالاترین مرحله عرفان آن جایی است که انسان سر نفس خودش را ببرد، خودی در کار نیست، من بهشت بروم، من جهنم نروم، من به خدا نزدیک بشوم من رضایت خدا را به دست بیاورم نه. خدایا نماز می خوانم «حُباً لَک» وضو می گیرم «حُباً لَک» سجده می روم «حُباً لَک» رکوع می روم «حُباً لَک» تعقیبات می خوانم «حُباً لَک».

انسان اگر بتواند از اول نیت که می خواهد نماز بخواند الله اکبر می گوید بگوید خدایا تمام اعمال و نیاتم همه به خاطر حب به تو است، چون تو دوست داری نماز بخوان من نماز می خوانم اگر این شد.«عَمَلُهُ عَلَى قَدْرِ نِيَّتِهِ» عمل هر کسی به اندازه ارزش نیت او است.

دفعه قبل عرض کردم می گویند دو رکعت نماز «حُباً لله» از اعمال جمیع جن و انسی که «حُباً لله» نباشد فضیلتش بالاتر است؛ یعنی تمام اعمال جن و انس را یک طرف بگذارند آنهایی که «حُباً لله» نیست ولی دو رکعت نماز یک بنده که «حباً لله» است این دو رکعت نماز سنگین تر از اعمال جمیع جن و انسی که «حُباً لله» نیست. «قُربةً الی لله، رضاً لله» و ...

البته در بحث رضا نکته ای را خدمت دوستان عرض کنم رضا دو نوع است برای رضایت خدا نماز می خوانم یک دفعه من رضایت خدا را به دست بیاورم. یک دفعه نه رضایت خدا در این است. آقا سید الشهداء در روز عاشوراء نمی گوید خدایا من این مصیبت را تحمل می کنم برای این که رضایت تو را به دست بیاورم نه، می گوید «رِضاهُ رِضانا» خیلی ظریف است.

«رِضاهُ رِضانا» رضایت او، رضایت ماست ولی اگر در بحث مراقبت رضا به این مرحله برسیم می خواهم رضایت خدا را به دست بیاورم خدا راضی باشد. منی در کار نیست یک دفعه خدا از من راضی باشد یک بحثی است نه، خدا بذاته از این عمل راضی است بهشت ببرد تفضل، جهنم ببرد عدالت ولی این که عرض کردم «حُباً لله» همان جمله حضرت زینب است.

«مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلا»

اللهوف على قتلى الطفوف؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى ترجمه فهرى‏، زنجانى، احمد (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق‏)، ناشر: جهان‏، تهران: 1348 ش، ص160

به اینجا انسان رسید نعمت، نقمت، بیماری، صحت، بلا و عافیت برایش فرقی نمی کند.

«نَزَلَتْ مِنْهُمْ أَنْفُسُهُمْ فِي الْبَلَاءِ كَالَّذِي نَزَلَتْ فِي الرَّخَاء»

تحف العقول‏؛ نويسنده: ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏، محقق: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين‏، قم‏، 1404 ق‏، ص 159، وصفه ع المتقين‏

در خطبه متقین دارد که متقین در بلایا و مصائب آن چنان خشنود هستند که در رفاه و آسایش خشنود هستند چون او،  این را دوست دارد.

یکی درد و یکی درمان پسندد ** یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران ** پسندم آنچه را جانان پسندد

ائمه (علیهم السلام) این شکلی بودند یعنی ملاک برای آنها حب الهی و رضایت خدا بود، راضی باشم یا راضی نباشم. اگر راضی بودم خدای عالم فردا تفضلی می کند. راضی نبودم این بلایا خواهد گذشت.

در روایت داریم اگر مصیبتی بر یک عبدی پیش بیاید اگر راضی به این باشد

(الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ)

آنها که هر گاه مصيبتی به ايشان می ‌رسد، می ‌گويند: «ما از آن خدائيم؛ و به سوی او باز می ‌گرديم!»

سوره بقره (2): آیه 156

ما بنده و مِلک خدا هستیم او در مِلکش هر چه بخواهد انجام می دهد از طرف او هستیم. این نعمت ها مال او بود. الان هم این نعمت را از ما گرفت. اگر چنانچه از این اعمال خدا راضی بود خدای عالم کرم و احسانی می کند و اگر راضی نبود این مصیبت می گذرد ولی برای این پاداش و اجری خدای عالم نخواهد داد.

امام صادق فرمود:

«إِنَّ اللَّهَ يَحْشُرُ النَّاسَ عَلَى نِيَّاتِهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»

خداوند فردای قیامت تمام خلایق را با محوریت نیتشان محشور خواهد کرد!

المحاسن؛ نویسنده: برقى، احمد بن محمد بن خالد، محقق / مصحح: محدث، جلال الدين‏، ناشر: دار الكتب الإسلامية، ج1، ص262

اگر نیت خوب بود در جاهای خوب و بهترین جای بهشت و بالاترین مقام را خدای عالم برای اینها عنایت می کند، اگر نه نیت بد بود مشخص است قضیه چیست! ولذا باید دقت کنیم نیاتمان را در همین دنیا درست کنیم. فردای قیامت راهی برای درست کردن نیات ما نیست.

در روایت خیلی زیبایی از امام صادق می خوانیم که حضرت ذیل آیه شریفه:

(الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ لِيبْلُوَكُمْ أَيكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا)

آن کس که مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد که کدام يک از شما بهتر عمل می ‌کنيد.

سوره ملک (67): آیه 2

فرمود:

«لِيَبْلُوَكُمْ‏ أَيُّكُمْ‏ أَحْسَنُ عَمَلًا قَالَ لَيْسَ يَعْنِي أَكْثَرَ عَمَلًا»

خدا شما را امتحان می کند کدام یک از شما اعمال بهتری دارید؟ حضرت می فرماید ملاک این نیست اعمال کدامتان زیاد و کدام کم است؟ مثلاً‌ در بیست و چهار ساعت چند صد رکعت نماز می خوانید یا همان هفده رکعت نماز را می خوانید؟ یا نه در طول سال چند ماه روزه می گیرید یا فقط ماه رمضان روزه می گیرید؟ این ملاک نیست اکثریت عمل ملاک نیست.

«وَ لَكِنْ أَصْوَبَكُمْ‏ عَمَلًا»

کدام یک از شما اعمالتان خالص، پاک و صاف است.

«إِنَّمَا الْإِصَابَةُ خَشْيَةُ اللَّهِ وَ النِّيَّةُ الصَّادِقَةُ وَ الْحَسَنَة»

اعمال صاف و پاکیزه در صورتی است که خوف خدا در قلب ما باشد نیت صادق هم داشته باشد.

بعد حضرت فرمود:

«الْإِبْقَاءُ عَلَى الْعَمَلِ حَتَّى يَخْلُصَ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ»

انسان نیت خالص بکند و بر این نیت خالصش هم بماند اعمال خوب انجام بدهد و این اعمال خودش را حفظ کند این ملاک است.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب، محقق: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص16، بَابُ الْإِخْلَاص‏‏، ح4

ان شاءالله بحثی در رابطه حبط اعمال خواهیم داشت بعضی افراد اعمال زیادی انجام می دهند حتی در روایت امام می فرماید عمل شان از برف، سفیدتر و نورانی است. ولی کارهای انجام می دهند تمام اعمال شان حبط و نابود می شود.

قضیه حبط در قرآن و روایات، خطرهای خیلی شدیدی برای ما در آینده تصویر می کند باید حواس مان باشد. عمل کردن ملاک نیست خالصانه عمل کردن ملاک نیست این عمل خالص را حفظ کردن ملاک است.

در روایت داریم اگر کسی عملی را مخفی انجام داد، احسانی کرد. از بیچاره ای دستگیری کرد، یک بیماری را مداوا کرد، یک مستأجری را صاحب خانه کرد. به طوری که زن و بچه اش خبر نداشته باشد.

عمل سرّی معادل - قریب به این مضمون - هفتاد برابر اعمال علن است. یعنی یک نفر علناً همه بدانند فلانی بیمار بود او را به بیمارستان برد برایش دارو گرفت مشکل مادی داشت بر طرف شد یک دفعه همه می دانند این عمل علنی می شود.

یک دفعه این است که عمل، مخفیانه است هیچ کس خبر ندارد. شما احسان می کنید با دست راست تان احسان می کنید دست چپ تان خبر نداشته باشد. عمل مخفی سرّی هفتاد برابر عمل جهری است.

اگر این عمل سرّی را پیش عالم یا دوستی نقل کرد بله فلانی بیمار بود بیمارستان بردیم برایش دارو گرفتیم. فلانی مشکل داشت گوشت قربانی داشتیم به او دادیم گرفتاریش را بر طرف کردیم این عمل سری او تبدیل به عمل علن می شود یعنی هفتاد برابر پاداشش رفت همان یک برابر شد.

اگر مرتبه دوم رفت این عمل را جایی گفت این عمل از علن تبدیل به عمل ریایی می شود. عمل ریایی از چیزهایی است که عمل را حبط می کند. یکی از عوامل حبط و نابودی عملها، ریا است.

چه بسا بعضی از افراد در ابتدا عملشان خالص است خالصاً برای خدا دارد نماز می خواند ولی یک دفعه می بیند کسی از کنارش رد شد «سبحان ربی العظیم وبحمده» با قرائت خواند بله این بفهمد قرائتم درست است. مقداری هم گریه کرد تا اینکه بداند بله ما هم اهل گریه در نماز هستیم این ریا است.

«أيسر الرّيا الشّرك‏»

آسان ترین و پایین ترین مرتبه ریا، شرک به خداوند است.

غرر الحكم و درر الكلم؛ نویسنده: تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، محقق/ مصحح: رجائى، سيد مهدى‏،  ناشر: دار الكتاب الإسلامي، ص187

این شرک خفی در میان اعمال ما، روایت داریم همانند صدای مورچه ای است که بر روی سنگ صافی راه می رود. وقتی مورچه روی سنگ صاف راه می رود صدایش قابل شنیدن است؟ نه! می گوید ریا در میان اعمال شما مثل صدای پای مورچه بر روی سنگ صاف است.

(وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ)

و بيشتر آنها که مدعی ايمان به خدا هستند، مشرکند!

سوره یوسف (12): آیه 106

خدای ناکرده در نمازمان، عبادتمان، در صدقاتمان اگر پای ریا وسط کشیده شد نه تنها پاداش به ما نمی دهند این عمل ما، عمل شرکی و مشرکانه در پرونده مان نوشته خواهد شد. و این عمل شرکی، اعمال دیگر ما را هم حبط می کند.

یکی مسئله حبط است که ان شاءالله خدا توفیقمان بدهد برای عزیزان بیننده روشن کنیم. و دیگری مسئله تکفیر است یعنی اعمال خوبی انجام می دهیم این اعمال خوب ما گناهان گذشته ما را تبدیل به حسنات می کند.

مؤمن باید زرنگ باشد تلاش کند آن چیزهایی که نه تنها گناه موجب بخشیدگی می شود نه، کاری کند گناهش به چند برابر حسنه تبدیل بشود ما هستیم در میدان جهاد نفس و این عمری که خداود به ما داده است یا مرتع شیطان خواهد شد امام سجاد می فرماید:

«فَإِذَا كَانَ عُمُرِي مَرْتَعاً لِلشَّيْطَانِ فَاقْبِضْنِي إِلَيْك‏»

خدایا اگر عمر من، چراگاه شیطان شد من را زودتر بمیران عمر من را قطع کن.

الصحيفة السجادية؛ على بن الحسين عليه السلام، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: دفتر نشر الهادى - قم، 1376ش. ص94

یک دفعه نه زندگی مان «متجر اولیاء الله» که هفته گذشته عرض کردیم مثل محل تجارت اولیاء خدا است. این انتخاب با ما است این عمر را مرتع شیطان کنیم یا عمر را تجارت خانه اولیاء الهی کنیم!

ولذا حضرت می فرماید باقی ماندن بر عمل این که خالص بشود از خود عمل سخت تر است. نماز را به هر وضعی می شود خواند بعضی عادت کرده می خوانند. اینکه، این نماز خالص برای خدا باشد از خود نماز سخت تر است. روزه می گیریم سخت هم است الان فصل تابستان است گرفتن روزه خیلی سخت است ولی خالص بودن این روزه از خود روزه سخت تر است. این روزه را برای چه می گیرم؟ عادت کردم یا نه «خالصاً لوجه الله»!؟

بعد حضرت می فرماید عمل خالص آنی است که:

«لَا تُرِيدُ أَنْ يَحْمَدَكَ عَلَيْهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّه‏»

انتظار نداشته باشی کسی غیر از خدا از تو تعریف و تمجید کند.

مثلا بگوید چقدر نماز زیبایی می خواند؟ چه تجوید زیبایی دارد؟ چه حال خضوعی در نماز دارد؟ چه حال روزه خوبی دارد؟ چه عزاداری خوبی دارد؟

«وَ النِّيَّةُ أَفْضَلُ مِنَ الْعَمَلِ»

نیت از خود عمل افضل است!

این روزه گرفتن ما چقدر پاداش دارد؟ نیت خالص ما از خود روزه ثوابش بالاتر است بعد می فرماید:

«أَلَا وَ إِنَّ النِّيَّةَ هِيَ الْعَمَلُ»

اصلا عمل نیت است غیر نیت،‌ عملی نیست.

اگر نیت خالص نشود عمل ارزشی ندارد. این نیت است که به عمل ارزش می دهد. اصلاً خود نیت، عمل است. بعد حضرت فرمود:

«كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ يَعْنِي عَلَى نِيَّتِهِ»

هر انسانی بر مبنای نیتی که دارد عمل می کند.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب، محقق: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص16، بَابُ الْإِخْلَاص‏‏، ح4

در اینجا روایاتی زیادی داریم در فاصله بعدی اشاره خواهم کرد.

مجری:

از محضرتان تشکر می کنیم بسیار استفاده کردیم بسیار درس های عمیقی است. اگر نسبت به این مطالب دقت کنیم حتی خیلی از سؤالات و شبهات اعتقادی هم بر طرف می شود. مثلا دارد که:

«ضَرْبَةُ عَلِيٍّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ الثَّقَلَيْن‏»

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج1، ص 467

چطور ممکن است چنین اتفاقی بیافتد که یک کار، برتر از عبادت جن و انس بشود؟ با همین نکات ریز، با همین دقایق و لطائف است که این سوالات حل می شود.

تماس بینندگان برنامه:

بیننده (آقای مرتضی از آبادان – شیعه):

سلام عرض می کنم خدمت حضرت استاد. سوالی دارم خیلی ذهنم را درگیر کرده است. کلیپی از جناب آقای «سید کمال حیدری» دیدم که در مور نزول یا ترتیب قرآن حرف می زد. مطلبی را از کتب شیعه و هم از کتب اهل سنت مطرح کرد.

اشخاصی بودند (نعوذ بالله) می شود گفت به فتنه یا فساد معروف بودند خیلی شبهه در ذهنم ایجاد شد و آخرش جواب مناسبی نتوانستم دریافت کنم. برایم سوال ایجاد شد قرآنی که در دست ما است چطوری است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم اگر بنا باشد ملاکمان، رجال اهل سنت باشد اهل سنت به طور کلی هیچ کدام از روات ما را قبول ندارند. حتی نسبت به «زراره»، «صفوان بن یحیی» و «محمد بن مسلم» حرف دارند. آقای «ابن حزم اندلسی» متوفای 456 می گوید:

«لا معنى لاحتجاجنا عليهم برواياتنا فهم لا يصدقونا ولا معنى لاحتجاجهم علينا بروياتهم فنحن لا نصدقها»

الفصل في الملل والأهواء والنحل؛ اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الطاهري أبو محمد الوفاة: 548، دار النشر: مكتبة الخانجي – القاهرة، ج4، ص 78

نمی توانیم به کتب شیعه احتجاج کنیم چون آنها را قبول نداریم. آنها هم همینطور هستند. ولذا اگر بنا باشد ملاک مان، رجال اهل سنت باشد هیچ سنگی روی سنگ بند نمی شود.

اخیراً کتابی در «عربستان سعودی» نوشتند رساله ارشد هم است می گوید «کلینی» وجود خارجی ندارد! خدا یک انسانی به نام «کلینی» نیافریده است. کتاب «کافی»‌ هم جعلی است! چه شد؟ فاتحه! اگر بنا باشد به حرف آنها باشیم قضیه این طور می شود.

ولذا از «البانی» و اینها آوردند برای ما هیچ ملاک نیست. شما اگر می خواهید حق مطلب را ادا کنید کتاب «البیان» آیت الله «خویی» (رضوان الله تعالی علیه) را ملاحظه بفرمایید که در رابطه با «قراء سبعه» ایشان در آنجا حق مطلب را ادا کردند. الان بخواهیم بپردازیم وقت مفصلی می خواهید اگر مناسبتی پیش آمد در رابطه با مسائل قرآن بحث مان شد شاید آن هم در بحث حبل المتین مان فرمایشات «آیت الله خویی» را بیان می کنیم. ببینید نظر شیعه نسبت به «حفص ابن عاصم» و روایاتش از امیر المؤمنین (سلام الله علیه) به چه نحوی است.

آن چه که برای ما مهم است عبارت از فرمایشات بزرگان مان است نه حرف های «البانی» و «ذهبی» و امثال این ها. اینها برای ما به هیچ وجه سندیت ندارد و ملاک هم برای ما نیست. ائمه (علیهم السلام) ما را نهی کردند از عمل به آن چه که این ها دارند. از عمل به روایات اینها ما را نهی کردند و چه بسا ملاک هم برای ما آنی قرار دادند که مخالف آنها باشد. در بحث تعارض بین دو روایت می فرماید که:

«خُذْ بِما خالف العامة»

آنچه که آنها مخالفت می کنند آنها را ملاک قرار ندهید. ملاک برای شما روایات اهل بیت (علیهم السلام) باشد. امام صادق به «سلم بن کهیل و عتیبه» گفت:

«شَرِّقَا و غَرِّبَا، فَلَا تَجِدَانِ عِلْماً صَحِيحاً إِلَّا شَيْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص 328

فرمود شرق و غرب عالم را زیر پا بگذارید علم صحیح اسلامی در سینه های ما است غیر از این هیچ جا نمی توانید پیدا کنید. ولذا اگر بحث «عاصم»‌ را بخواهید بررسی کنید کتاب «البیان فی تفسیر القرآن» نوشته «آیت الله خویی» در آنجا بحث قراء را می آورد من جمله بحث «عاصم» را در صفحه 120 ایشان مفصل آورده است و صفحات دیگر در رابطه با قراء سبعه که نظرشان چه است شما می توانید ببینید.

در مقدمه کتاب «البیان»، «شیخ طوسی» هم آورده است. در «مجمع البیان» هم مرحوم «طبرسی» آورده است. بزرگانی هم که در این زمینه آوردند. در اینترنت نظر علمای شیعه نسبت به «حفص ابن عاصم» چیست جستجو کنید خیلی راحت می توانند بررسی کنند. در خدمت شما هستم.

مجری:

حضرت استاد نسبت به بحث نیت، حضرتعالی فرمایشات بسیار ارزنده ای داشتید از محضرتان استفاده کردیم. اگر بخواهیم ببینیم که این عمل یا به تعبیر دیگری خود این نیت همان عمل است بخواهیم دقیق تر تأثیر این نیت در عمل را درک کنیم آیا از اهل بیت هم روایاتی داریم آنها را برای ما تشریح کرده باشند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

به عزیزمان که از «آبادان» تماس گرفته بودند آدرسی از اینترنت خدمتشان بدهم «ویکی شیعه» در رابطه با قضیه قرائت «حفص از عاصم» مفصل مطرح کرده است و همچنین «ویکی فقه» هر دو برای حوزه است. مطالبشان در حد نود و پنج درصد مورد تأییدمان است شاید پنج درصد اختلاف نظری و سلیقه ای داشته باشیم.

ولی عمدتاً این دو سایت چه «ویکی شیعه» و چه «ویکی فقه» باشد نسبت به معارف دینی و معارف اهل بیت مطالبی که می آورند از محققین و اساتیدی می آورند مقبول حوزه و مرجعیت شیعه است.

وقتی «حفص بن عاصم» را سرچ می زنیم از سایت های متعدد در این زمینه دارد «دانشنامه اسلامی» و «ویکی پیدیا» را آورد سایت «آیت الله مکارم شیرازی» در زمینه «حفص بن عاصم» مطلبی دارد. این دو سایت را توصیه می کنم هر کجا به مشکل بر می خورید همه سوالات نمی گوییم ولی عمده سوالات را این ها دارند.

الان در ذهنم نیست در «سایت حضرت ولی عصر» آیا در رابطه با «حفص بن عاصم» مطالبی داریم یا نداریم، چیزی پیدا نکردم.

تأکید ائمه اهلبیت (علیهم السلام) بر نقش نیت در بالندگی عمل!

در رابطه با بحث نقش نیت در عمل و بالندگی عمل مقداری دقت کنیم چند روایت می خوانم این روایتها برای ما خیلی تکان دهنده است. اگر اینها را خوب با دقت بخوانیم شاید خیلی از مسائل و همچنین نحوه عمل مان هم تغییر کند.

روایتی معتبر از نبی مکرم است «شیخ طوسی» در «تهذیب» آورده است.

«إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ»

قطعاً ارزش و بالندگی اعمال به نیّات است.

تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، ج4، ص186

اگر کسی بخواهد عمل، بالنده بشود این عمل به نور تبدیل بشود و در عالم برزخ نورانیت عمل برای ما مشهود بشود بستگی به نیت مان دارد. در روایت دیگر در «تهذیب» همان صفحه می فرماید:

«إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ وَ لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى‏»

هر فردی، هر نوعی نیتی کند نتیجه نیت خودش را خواهد دید.

تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر:  دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، ج1، ص83، ح67

نیت بد، نتیجه بد، نیت خوب، نتیجه خوب. ان شاءالله بحثی خواهیم داشت که آیا خدای عالم به مجرد نیت بد، کسی را مجازات می کند یا نمی کند؟ یا نه کسی را به مجرد نیت خوب خدای عالم پاداش می دهد یا نه؟

مثلاً کسی نیت می کند امسال به حج برود مقدماتش را هم انجام می دهد ولی موفق نمی شود. در روایت داریم فردای قیامت می بیند در پرونده اش یک حج قبول شده نوشتند. می گوید خدایا من حجی انجام ندادم خطاب می آید بله نیت کرده بودی به حج بروی به خاطر نیت پاکت این حج را در پرونده ات نوشتیم.

کسی نیت می کند به فقیر و بیچاره ای کمک کند تلاش هم می کند نمی تواند یا امکان مالیش اجازه نمی دهد خدای عالم ثواب این را در پرونده اش می نویسد.

«يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَكَ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيما»

همین را آرزو می کند خدایا ای کاش با سید الشهداء بودیم و به آن فوز شهادت می رسیدیم. خداوند ثوابی که برای شهدای «کربلاء» می دهد به خود ما هم خواهد داد.

نکته به اینجا رسید خوب است این را هم عرض کنم مرحوم «میرزا جواد آقای ملکی» در کتاب «المراقبات»، صفحه 20 می گوید اگر کسی می خواهد برای امام حسین گریه کند یک دفعه این است آن مصائب را جلوی چشمش می آورند ضجه می زند گریه می کند.

یک دفعه نه، «يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَكَ» بالاتر از این است می گوید حسین جان ای کاش آن تیری که بر گلوی علی اصغرت نشست بر گلوی من و فرزندانم می نشست. آن شمشیرهای که بدن تو را قطعه قطعه کردند، ای کاش بدن من و فرزندانم را قطعه می کرد. ای کاش به جای زن و بچه تو، زن و بچه من به اسارت می رفت بچه های تو از اسارت خلاص می شدند.

یک دفعه این را از صمیم قلب می گوید مرحوم «ملکی» می گوید حواست جمع باشد اینها دروغ نباشد، اگر به دروغ همچنین حرفی بزنید جز خسارت، بدبختی و بیچارگی هیچ چیزی عایدتان نمی شود. اگر از صمیم قلب داری این را می گویی مثلاً آن تیری که بر گلوی علی اصغر نشست ای کاش بر گلو و قلب من می نشست یعنی واقعاً آمادگی داری بگو اگر آمادگی نداری ادعای باطل نکن.

این ادعای باطل فردا برایت بیچارگی می آورد بگو «يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَكَ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيما» همین را بگو بس است. یا حسین ای کاش پیش تو بودیم و به فوز و شهادت می رسیدیم بیش از این، طلب نکن پیش اولیاء خدا خودت را رسوا نکن.

بنده خدایی مدام می گفت یا حسین ای کاش من هم آن جا بودم در رکابت شهید می شدم. می گوید یک شب در عالم خواب دید در «کربلاء» است. امام حسین گفت به جنگ بروید گفت آقا جان شمشیر ندارم. شمشیر داد گفت این هم شمشیر، گفت آقا جان همه اینها سواره هستند اسب هم داد گفت من زره ندارم زره هم برایش دادند. سوار اسب شده بود برود می گوید دیدم حضرت زینب در خیام صدا کرد امام حسین به خیمه رفت. گفت صاحب خواب با شلاق به اسب زد و از معرکه فرار کرد.

در اتاق خوابیده بود از این اتاق به آن اتاق فرار می کرد همسرش گفت مرد دیوانه شدی؟ گفت زن برو برای حضرت زینب دعا کن خدا پدر حضرت زینب را بیامرزد اگر امام حسین را صدا نکرده بود بیوه شده بودی!

ادعای خالی خیلی خطرناک است انسان واقعاً احساس کند الان در «کربلاء» است در رکاب حضرت شهید شدن شاید برای نود درصد ماها آرزو است واقعاً اگر آن جا بودیم جز این انتخاب نمی کردیم.

ولی این که بگوییم حسین جان، ای کاش به جای علی اکبر تو، فرزند من را قطعه قطعه می کردند علی اکبر تو سالم می ماند. یا ذره ای از این بالاتر حسین جان، ای کاش هزار مرتبه فرزندان من را قطعه قطعه می کردند ولی فرزندت علی اکبر قطعه قطعه نمی شد. این اوج اوجش است اگر کسی به این مرتبه رسید التماس دعا داریم ولی گفتار غیر از کردار است.

اگر وقتی این را هم گفتیم بگوییم یا حسین توفیق نداشتیم از دست مان رفت این ادعایی که می کنیم تو را به جان زینبت قسم می دهیم توفیق به ما بده این ادعا را در رکاب حضرت مهدی (ارواحنا فداه) عملی کنیم.

اگر این طوری کردیم خیلی صفاء و ارزش دارد وقتی با حضرت ولی عصر می خواهیم راز و نیازی داشته باشیم بگوییم آقا جان خودم، اموالم، پدرم، مادرم، همسر و فرزندانم، تمام اقوامم فدای یک موی سرت فدای یک نفس کشیدنت.

آقا، اشتباه و غلط کردم جان من و فرزندانم ارزش فداء برای سرت را ندارد فدای لیاقت فدایی نفس کشیدنت را ندارند. خودم، فرزندانم، أقرباء و خویشاوندان و همه هستی ام فدای خاک زیر پایت آقا حجت ابن الحسن. با حجت ابن الحسن اینطوری حرف بزنیم اگر اینطوری حرف زدیم قطعاً آقا امام زمان احساس کند صادقانه داری با امام زمان حرف می زنی او هم صادقانه از دستت می گیرد.

اگر با امام حسین صادقانه این طوری حرف زدی آقا امام حسین هم عنایتهای ویژه اش را به شما می کند و توفیقاتی به تو می دهد که به ذهنت نیاید و به فکرت خطور نکند.

چند دقیقه ای از وقت مانده است روایتی از نبی مکرم در «بحار الأنوار»، بخوانم که حضرت می فرماید:

«إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ وَ إِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَهِجْرَتُهُ إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ مَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى دُنْيَا يُصِيبُهَا أَوِ امْرَأَةٍ يَتَزَوَّجُهَا فَهِجْرَتُهُ إِلَى مَا هَاجَرَ إِلَيْهِ.»

بحار الأنوارالجامعة (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج 67، ص 211

کسی تمام همّش این است که به خدا و پیغمبر برسد قطعاً خواهد رسید. اگر کسی دنبال این است که به وصال زنی برسد یا به مال و ثروتی برسد قطعاً خواهد رسید ولی فردای قیامت هیچ نصیبی ندارد.

(مَنْ كَانَ يرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَنْ كَانَ يرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ)

کسي که زراعت آخرت را بخواهد، به کشت او برکت و افزايش مي‌دهيم و بر محصولش مي‌افزاييم؛ و کسي که فقط کشت دنيا را بطلبد، کمي از آن به او مي‌دهيم اما در آخرت هيچ بهره‌اي ندارد!

سوره شوری (42): آیه 20

«ابو هاشم» از اصحاب امام صادق است می گوید از امام صادق سوال کردم چطور می شود مؤمنین برای همیشه در بهشت جاودانه می مانند و اهل جهنم هم جاودانه می مانند؟ اینها در دنیا هفتاد یا صد سال گناه کردند آنجا برای ابد در جهنم بمانند معنا ندارد. یا مثلاً کسی اینجا عمل خوبی هفتاد سال انجام دهد خدا آنجا او را هفتاد هزار سال به بهشت می برد. امام صادق فرمود:

«إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ النَّارِ فِي النَّارِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ خُلِّدُوا فِيهَا أَنْ يَعْصُوا اللَّهَ أَبَداً»

این که خداوند گنهکارها را در جهنم جاودانه نگه می دارد به خاطر نیت شان است. چون اینها نیت شان این بود اگر تا ابد در دنیا بمانند معصیت کنند.

 اگر در این دنیا، جاودانه باشد جز معصیت از این ها چیزی صادر نمی شد. از آن طرف هم:

«وَ إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ الْجَنَّةِ فِي الْجَنَّةِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ بَقُوا فِيهَا أَنْ يُطِيعُوا اللَّهَ أَبَداً فَبِالنِّيَّاتِ خُلِّدَ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاءِ»

خدا اهل عبادت را در بهشت که چند ده سال یا صد سال عبادت کرده است ولی جاودانه در بهشت می برد چون نیت شان این بود اگر خدایا، این دنیا جاودانه (مخلد) بودیم تا ابد الدهر که این دنیا بود عبادت می کردیم. آن ها را به خاطر نیات شان به جهنم می برند این اهل طاعت را به خاطر نیات شان بهشت می برند.

«ثُمَّ تَلَا قَوْلَهُ تَعَالَى- قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ قَالَ عَلَى نِيَّتِهِ.»

هر انسانی در دنیا بر محور نیتش، عمل می کند و با محوریت نیتش هم فردای قیامت یا پاداش و یا عقاب می گیرد.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب، محقق: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص16، بَابُ الْإِخْلَاص‏‏، ح4

 

مجری:

بسیار زیبا، باید روی این مطلب خیلی کار کنیم زندگی دنیا و اخروی مان همه اش به این بستگی دارد ان شاءالله بتوانیم نیت ها را صاف و صادق کنیم بتوانیم بهره ببریم از این فرصتی که در اختیارمان قرار گرفته است. حضرت استاد خیلی استفاده کردیم از محضرتان تشکر می کنم.

 همچنین تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه امشب هم همراه ما بودید ان شاءالله بتوانیم در این ایام دل هایمان را با این انوار مقدسه گره بزنیم با حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) از ایشان بخواهیم نیت های ما را ان شاءالله اصلاح کنند. نیت های ما را فاطمی کنند. نوری زهرایی به این نیت ها بتابند تا ان شاءالله در روز قیامت رو سفید بشویم موفق، مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده خدا نگهدار!



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها