2019 July 18 - پنج شنبه 27 تير 1398
اخلاق عملي در سيره رضوي
کد مطلب: ١٢٧٥٥ تاریخ انتشار: ١٩ تير ١٣٩٨ - ١٨:٣٠ تعداد بازدید: 142
مقالات » عمومي
جدید
اخلاق عملي در سيره رضوي

 

اخلاق يکي از جنبه هاي رفتاري و گفتاري آدمي بوده و در اجتماع انسان ساز بشري حائز اهميت است. روايات فراواني که از طريق اهل بيت عليهم السلام پيرامون دعوت به رعايت اخلاق نقل شده است، خود حاکي از اهميت اين مقوله مهم مي باشد. رفتار و گفتار هر کسي با مردم و کساني که در اطراف او هستند، حکايت از تربيت صحيح ديني بوده هر چند ممکن است در پاره اي از زمان ها، رفتار و تربيت اسلامي در فرد بروز و نمود نداشته باشد اما چون جوهره اصلي خوش اخلاقي و مناعت طبع در نهان او نهفته است، باز هم داراري اثر مي باشد. به دور بودن از فضاي مناسب رشد و تربيت صحيح، مي تواند در جامعه اسلامي خطر آفرين بوده و سلامت امت اسلامي را تهديد کند. مطالعه سيره و آموزه هاي رفتاري و گفتاري اهل بيت عليهم السلام راهگشاي جامعه پر ملتهب امروزي بوده و در راستاي تحقق مسير صحيح اسلام ناب محمدي تاثير مهمي دارد. در اين نوشته، به نحو اختصار آموزه هايي از سيره عملي امام رضا سلام الله عليه در برخورد با ديگران و جامعه آن روز بيان خواهد شد. 

امامي بي مانند

ابراهيم بن عباس، از مشايخ ابراهيم بن هاشم جعفري از اعيان اماميه که امام رضا عليه السلام را ملاقات کرده بود، پيرامون ويژگي هاي اخلاقي آن حضرت چنين بيان کرده است:

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْعَبَّاسِ أَنَّهُ قَالَ: مَا رَأَيْتُ وَ لَا سَمِعْتُ بِأَحَدٍ أَفْضَلَ‏ مِنْ‏ أَبِي‏ الْحَسَنِ‏ الرِّضَا وَ شَاهَدْتُ مِنْهُ مَا لَمْ أُشَاهِدْ مِنْ أَحَدٍ وَ مَا رَأَيْتُهُ جَفَا أَحَداً بِكَلَامِهِ وَ لَا رَأَيْتُهُ قَطَعَ عَلَى أَحَدٍ كَلَامَهُ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْهُ وَ مَا رَدَّ أَحَداً عَنْ حَاجَةٍ يَقْدِرُ عَلَيْهَا وَ لَا مَدَّ رِجْلَيْهِ بَيْنَ يَدَيْ جَلِيسٍ لَهُ قَطُّ وَ لَا رَأَيْتُهُ يَشْتِمُ أَحَداً مِنْ مَوَالِيهِ وَ مَمَالِيكِهِ وَ مَا رَأَيْتُهُ تَفَلَ وَ لَا رَأَيْتُهُ يُقَهْقِهُ فِي ضَحِكِهِ بَلْ كَانَ ضَحِكُهُ التَّبَسُّمَ وَ كَانَ إِذَا خَلَا وَ نُصِبَتْ مَائِدَتُهُ أَجْلَسَ عَلَى مَائِدَتِهِ مَوَالِيَهُ وَ مَمَالِيكَهُ حَتَّى الْبَوَّابَ وَ السَّائِسَ وَ كَانَ قَلِيلَ النَّوْمِ بِاللَّيْلِ كَثِيرَ السَّهَرِ يُحْيِي أَكْثَرَ لَيَالِيهِ مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى الصُّبْحِ وَ كَانَ كَثِيرَ الصَّوْمِ وَ لَا يَفُوتُهُ صِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الشَّهْرِ وَ يَقُولُ ذَلِكَ صَوْمُ الدَّهْرِ وَ كَانَ كَثِيرَ الْمَعْرُوفِ وَ الصَّدَقَةِ فِي السِّرِّ وَ أَكْثَرُ ذَلِكَ يَكُونُ مِنْهُ فِي اللَّيَالِي الْمُظْلِمَةِ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّهُ رَأَى مِثْلَهُ فِي فَضْلِهِ فَلَا تُصَدِّقُوهُ.

الطبرسي، أبي علي الفضل بن الحسن _المتوفى548 ق_، إعلام الورى بأعلام الهدى، ج2، ص63، تحقيق و نشر: تحقيق مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم، الطبعة : الأولى، 1417هـ .

ابراهيم بن عباس مي گويد: کسي را نديدم، و نشنيدم فردي را که برتر از ابي الحسن [امام] رضا عليه السلام باشد. مسائلي را از ايشان ديدم که از کسي نديدم. هيچ وقت نديدم که با سخنش، به کسي جفا کند و نديدم سخن کسي را قطع کند جز آنکه سخن او تمام شود و هر کسي که  خواسته اي داشت، تا حد توانش حاجت او را بر آورده مي ساخت، هيچ وقت پايش را به نزد کسي دراز نمي کرد و هيچ وقت نديدم که به غلامان و فرمانروايان نا سزا بگويد، هيچ وقت نديدم که آب دهان بياندازد و هيچ وقت نديدم در خنديدن قهقهه بزند و خنده او، تبسم بود و هنگامي که تنها بود و براي ايشان سفره غذا آماده مي شد، علامان و فرمانروايان و دربانان و خدمتکاران را بر سفره اش مي نشستند، ايشان شب ها کم مي خوابيد و بسيار شب زنده دار بود، بيشتر شب ها را از شب تا صبح بيدار بود و بسيار روزه مي گرفت و روزه ي سه روز در ماهش را از دست نمي داد و مي فرمود: اين روزه يک عمر است. او به خوبي زياد معروف و در خفا صدقه مي داد و اکثر اين کارهايش در شب هاي تاريک صورت مي گرفت و اگر کسي گمان کند که در برتري کسي به مانند اوست، سخنش را تصديق نکنيد. 

برخورد امام در حمام

زماني که وجود مقدس امام رضا سلام الله عليه در خراسان بودند، روزي به حمامي رفتند و در آن هنگام، سربازي در آنجا بود که از امام خواست بر سر و روي او آبي بريزد که متوجه شخصيت امام نبود چنان چه شبلنجي از علماي شافعي مذهب تفصيل ماجرا را چنين بيان کرده است:

إنه احتاج إلى الحمام فكره أن يأمر أحدا بتهيئته له، ومضى إلى حمام في البلد لم يكن صاحبه يظن أن ولي العهد يأتي إلى الحمام في السوق فيشغل فيه، وانما حمامات الملوك في قصورهم. ولما دخل الامام الحمام كان فيه جندي، فأزال الامام عن موضعه، وأمره أن يصب الماء على رأسه ، ففعل الامام ذلك، ودخل الحمام رجل كان يعرف الامام فصاح بالجندي هلكت، أتستخدم ابن بنت رسول الله صلى الله عليه وآله؟ فذعر الجندي، ووقع على الامام يقبل أقدامه، ويقول له متضرعا يا بن رسول الله! هلا عصيتني إذ أمرتك ؟ فتبسم الامام في وجهه وقال له، برفق ولطف: إنها لمثوبة وما أردت أن أعصيك فيما أثاب عليه.

شبلنجي الشافعي، حسن بن مومن، نور الابصار في مناقب آل بيت النبي المختار، ص 141، المطبعة المحمودية، سنة الطبع: 1313هـ. (با اندکي اختلاف)

ايشان [امام رضا عليه السلام] به حمام محتاج بود اما خوش نداشتند تا کسي براي ايشان حمامي را آماده کند، ايشان به حمام شهري رفتند که صاحب آن متوجه نشود ولي عهد به حمام بازار آمده است تا مشغول [خدمت] به او شود، حمام هاي ملوک و پادشاهان در قصر هاي آنان بود. هنگامي که امام وارد بر حمام شد، سربازي در آن حمام بود، او امام از مکان خودشان بلند کرد و به امام امر کرد که آب بر روي سر ايشان بريزد، امام نيز آب بر روي سر او ريخت، مردي [در آن هنگام] وارد حمام شد در حالي که امام را مي شناخت، با صداي بلند به سرباز فرياد زد: [با اين کارت] هلاک شدي، آيا فرزند دختر رسول خدا صلي الله عليه و آله را به کار گرفته اي؟ سرباز ترسيد و روي [پاي] ايشان افتاد و پاي حضرت را مي بوسيد و با حالت زاري و التماس عرض کرد: اي فرزند رسول خدا، آيا گناه کردم که به شما امر کردم؟ امام به روي آن فرد تبسمي کردند و با حالت مدارا و مهرباني فرمودند: امر تو، پاداش تو بود و در برابر اين کارت قصد معصيت نداشتي [و معصيتي برگردن تو نيست]. 

عمل صالح

در روايتي نوراني، امام رضا عليه السلام صرف خويشاوندي خودشان به رسول خدا صلي الله عليه و آله را باعث برتري بر ديگران نمي دانستند بلکه عمل صالح را باعث برتري مي دانستند که خود درس مهمي در زندگي بشري محسوب مي شود چرا که برخي از افراد به سبب انتساب به فرد و يا جريان خاصي

حَدَّثَنَا الْحَاكِمُ أَبُو عَلِيٍّ الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ الْبَيْهَقِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الصَّوْلِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو ذَكْوَانَ قَالَ سَمِعْتُ إِبْرَاهِيمَ بْنَ الْعَبَّاسِ يَقُولُ سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا ع يَقُولُ‏ حَلَفْتُ‏ بِالْعِتْقِ‏ أَلَّا أَحْلِفَ بِالْعِتْقِ إِلَّا أَعْتَقْتُ رَقَبَةً وَ أَعْتَقْتُ بَعْدَهَا جَمِيعَ مَا أَمْلِكُ إِنْ كَانَ يَرَى‏ أَنَّهُ خَيْرٌ مِنْ هَذَا [وَ أَوْمَى إِلَى عَبْدٍ أَسْوَدَ مِنْ غِلْمَانِهِ‏] بِقَرَابَتِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله إِلَّا أَنْ يَكُونَ لِي عَمَلٌ صَالِحٌ فَأَكُونَ أَفْضَلَ بِهِ مِنْهُ.

الصدوق، محمد بن علي بن الحسين بن بابويه (المتوفي381ق)، عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص262، تحقيق: تصحيح وتعليق وتقديم: الشيخ حسين الأعلمي، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت – لبنان، سال چاپ: 1404 – 1984م.

ابراهيم بن عباس مي گويد: از علي بن موسي الرضا عليه السلام شنيدم که فرمود: من پيش از اين با خدايم پيمان بسته‏ام كه سوگند به شرافت و بزرگي قسم نخورم جز آنكه بنده ‏اى آزاد كنم، اكنون همه غلامانم را آزاد كردم، اگر اين طور فكر كند كه من از اين غلام- اشاره به يكى از غلامان سياهش كرد- به جهت خويشاونديم به رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله برتر و بالاترم، [اين چنين نيست] مگر آنكه عمل صالحى داشته باشم كه بجهت آن عمل فضيلتى بر او يافته باشم [و صرف خويشاوندي به پيامبر باعث برتري نيست]. 

تقوا، شرط برتري

از جمله مهم ترين ترين ملاک هايي که در کلام امام رضا عليه السلام بيان شده است، تقوا است. آن حضرت در پاسخ به فردي که شرف نسب و پدران را بالا مي دانست، تذکر داند که تقوا مهم ترين مقوله در نشان دادن جايگاه آدمي است چنان چه شيخ صدوق عليه الرحمه روايتي را بيان نموده است:

حَدَّثَنَا الْحَاكِمُ أَبُو عَلِيٍّ الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ الْبَيْهَقِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الصَّوْلِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ نَصْرٍ الرَّازِيُّ قَالَ سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ قَالَ رَجُلٌ لِلرِّضَا عليه السلام وَ اللَّهِ مَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ أَشْرَفُ مِنْكَ أَباً فَقَالَ التَّقْوَى شَرَّفَهُمْ وَ طَاعَةُ اللَّهِ أَحْظَتْهُمْ فَقَالَ لَهُ آخَرُ أَنْتَ وَ اللَّهِ خَيْرُ النَّاسِ فَقَالَ لَهُ لَا تَحْلِفْ يَا هَذَا خَيْرٌ مِنِّي مَنْ كَانَ أَتْقَى لِلَّهِ تَعَالَى وَ أَطْوَعَ لَهُ وَ اللَّهِ مَا نُسِخَتْ هَذِهِ الْآيَةُ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ.

الصدوق، محمد بن علي بن الحسين بن بابويه (المتوفي381ق)، عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص261، تحقيق: تصحيح وتعليق وتقديم: الشيخ حسين الأعلمي، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت – لبنان، سال چاپ: 1404 – 1984م.

موسي بن نصر مي گويد: مردى به امام رضا عليه السلام عرض کرد: به خدا سوگند بر روي زمين از جهت پدر، کسي از شما شريف تر نيست، [آن حضرت در پاسخ] فرمود: تقوى، اين شرف را به آنان داد و نيز اطاعت خداوند ايشان را بدان [ويژگي و شرافت] بهره‏مندگرداند، فرد ديگري عرض كرد: به خدا سوگند تو بهترين مردم هستى، حضرت فرمود: اى مرد سوگند نخور، از من بهتر كسيست كه تقوايش نسبت به خداوند متعال بيشتر است و اطاعتش افزونتر، به خدا قسم اين آيه منسوخ نشده است كه خداوند فرموده است: وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ؛ ما شما را قبائل مختلف قرار داديم تا شناخته شويد به آن نامها، لكن گراميترين شما نزد خداوند، متّقى ترين و پرهيزكارترين شما است (يعنى اعتماد بر نسبت قرابت و خويشى كار درستى نيست و كمال و شرف بر علم است و عمل كه در رأس آن تقوى است).

نتيجه:

بررسي سيره رفتاري و آموزه هاي اخلاقي در زندگي نامه امام رضا عليه السلام در اين نوشته به نحو مختصر اشاره شد که ان شاء الله راهگشاي همگان خواهد بود.

 

موفق باشيد

موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف

 



مطالب مرتبط:
امام رضا سلام الله عليه در بينش اهل سنتخبرهاي غيبي امام رضا عليه السلامبيان جامع امام رضا عليه السلام در گرامي‌ داشت ايام محرم، عزاداري، ثواب گريه بر امام حسين عليه السلام


Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English