2019 November 16 - شنبه 25 آبان 1398
کتب حدیثی اهل سنت - صحیح بخاری (2)
کد مطلب: ١٢٣١٨ تاریخ انتشار: ٢٢ دي ١٣٩٧ - ١٨:٣٧ تعداد بازدید: 1669
خارج کلام مقارن » عمومی
کتب حدیثی اهل سنت - صحیح بخاری (2)

جلسه پنجاه و یکم 97/10/17

 

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه پنجاه و یکم  97/10/17

 موضوع: روش پاسخگویی به شبهات اهل سنت – « کتب حدیثی اهل سنت - صحیح بخاری (2)»

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله

بحث ما در رابطه با «منهج الاجابة عن الشبهات» بود، ظاهرا دیروز از «تدوین متون حوزه» هم زنگ زده بودند گفتند فایلش را بدهید آقای «اعرافی» گفته ما چاپ کنیم. گفتم الحمدلله بعد از سه – چهار سال بختش باز شد! خدا ان شاء الله بخت همه را باز کند!

در هفته گذشته ما بحثی نسبت به اهم مصادر اهل‌سنت داشتیم، اهم مصادر اهل‌سنت «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» است، در رابطه با «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» مخصوصا «صحیح بخاری» را اگر ما رویش خوب کار کردیم و آن را زدیم و زیر سوال بردیم دیگر تمام منابع‌ و مصادرشان زیر سوال می‌رود.

ما در این زمینه خیلی کار کردیم، شاید ما چهار- پنج هزار ساعت فقط روی «صحیحین» کار کردیم، اضافه بر این‌که من خودم از سال 51 تا سال 53 سه سال در کتابخانه آیت الله العظمی «مرعشی» یک لجنه‌ی هفت- هشت نفری داشتیم، مسول لجنه هم من بودم، «صحیح بخاری» را باهم  از روی هفت – هشت نسخه قرائت می‌کردیم، اشکالات، تحریفات و تصحیفاتش را در می‌آوردیم؛ یعنی در حقیقت با این کتاب‌ها گوشت، پوست و استخوان ما عجین شده است!

در رابطه با این‌که این کتاب چیست و بزرگان این‌ها مانند «محیی الدین نووی»، «ابن تیمیه» و غیره می‌گویند بعد از قرآن صحیح‌ترین کتاب ما این است مطالبی را می‌خواهیم بگوییم.

 «ابن تیمیه» می‌گوید:

« فليس تحت أديم السماء كتاب أصح من البخارى ومسلم بعد القرآن»

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية ، اسم المؤلف:  أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مكتبة ابن تيمية ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ج 18، ص 74

همچنین «ابن حجر» و دیگران همه این تعبیر را نسبت به این کتاب دارند، بعد یک بحثی را آوردیم که اصلا خود «بخاری» مقلد بوده و این که کراماتی از ایشان نقل می‌کنند می‌گویند هرکس گرفتاری داشته باشد، چند بار این را قرائت کند گرفتاریش حل می‌شود

«ما قرئ في شدة الا فرجت ولا ركب به في مركب فغرق»

هر کسی که صحیح بخاری را بخواند رفع گرفتاری می‌شود! اگر سوار کشتی بشود این را بخواند، کشتی که سوارش شده غرق نمی‌شود!

از این مطالب زیاد دارند، بخواهیم جمع کنیم خودش یک کتاب می‌شود!

«قال وكان مجاب الدعوة»

اصلا خود کتاب «مجاب الدعوه» است

هدي الساري مقدمة فتح الباري شرح صحيح البخاري ، اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت - 1379 - ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي , محب الدين الخطيب، ج 1، ص 13

هر کس این کتاب را برای طلب باران بخواند خدا، باران می‌فرستد! مثل تریاک مجرب است! همانطور که اگر کسی درد داشته باشد تریاک بخورد دردش بلافاصله خاموش می‌شود.

پرسش:

باید با غسل بخوانیم یا با وضو کفایت می‌کند؟!

پاسخ:

اختیار با خودتان است شما یک مقدار تخفیف بدهید!

پرسش:

استاد! به چه دلیل می‌گویند اصح کتاب‌ها است؟

پاسخ:

دلیل را باید از ایشان بپرسید می‌گوید من برای جمع آوری تمام احادیث این کتاب نماز خواندم و استخاره کردم! بعد نوشتم ما بعد از قرآن که از طرف حق تعالی آمده کتابی که مؤلفش برای هر روایتش غسل بکند و نماز بخواند و استخاره کند نداریم!!

یعنی در حقیقت از اول تا آخرش عنایت ربّانی بوده است! «ابن کثیر» می‌گوید مواردی بوده که باران نمی‌آمده این کتاب را قرائت کردند باران آمد. برای کسی که گرفتار باشد مهمّات و حاجتی داشته باشد برای کشف کُربات و صحت امراض و شفای مریض‌ها و در شدائد هر کس بخواند نتیجه می‌گیرد، الی ماشاء‌ الله در رابطه با فضائل و مناقب این آقا آوردند.

بعد ما آمدیم مطالبی را که بزرگان‌شان از قبیل «ابن ابی حاتم» و «ابو زرعه» و غیره در تضعیف بخاری آورده‌اند را نقل کردیم. این‌ها گفته‌اند اصلا خود «بخاری» ضعیف است. حتی «ذهبی» تعبیری دارد که «ابوزرعه» و این‌ها ایشان را ترک کردند و گفتند «بخاری»، «لیّن الحدیث» است، خود «لیّن الحدیث» از الفاظ جرح است.

از این موارد نسبت به «بخاری» الی ماشاء الله است. «اوهامات بخاری» خودش یک دنیایی است حتی «البانی» می‌گوید ده‌ها مثال ما داریم نسبت به آن‌هایی که به «بخاری» تعصب دارند.

« تعصبا أعمى»

تعصب کور دارند

«و يقطعون بأن كلّ ما فيهما صحيح»

السلسلة الصحيحة المجلدات الكاملة 1-9 - (ج 6 / ص 39)

حتی تعبیر دارد که «بخاری» آیه:

(كُلُّ شَيءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ)

جز ذات او همه چيز نابودشونده است

سوره قصص (28): آیه 88

را تأویل به مُلک کرده است.

«لا یتأول به مؤمن مسلم»

یعنی در حقیقت کفر و تکفیر محض است که هیچ مؤمنی چنین حرفی نمی‌زند

«كُلُّ شَيءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ؛ ای كُلُّ شَيءٍ إِلَّا مُلْکَه»

«اوهامات بخاری» را آوردند حتی دیدم بعضی‌ها سیصد - چهارصد مورد برای «بخاری» وهم آوردند، «خطیب بغدادی» در یک کتاب مستقل 74 مورد از اوهامات و گرفتاری وهم «بخاری» را آورده است.

 یک بحث دیگری که ما آوردیم و خیلی مهم است عزیزان دقت داشته باشند در رابطه با اهانت به پیامبران است. در مورد حضرت موسی (علی نبینا وآله وعلیه السلام) دارد وقتی «عزرائیل» آمد قبض روحش بکند،

« صَكَّهُ»!

یک سیلی محکم زیر گوش حضرت «عزرائیل» زد!

فَرَجَعَ إلى رَبِّهِ فقال »

«عزرائیل» نزد خدا رفت و گفت ای خدا

أَرْسَلْتَنِي إلى عَبْدٍ لَا يُرِيدُ الْمَوْتَ

یعنی آن‌چنان سیلی زد که چشم عزرائیل از حدقه بیرون در آمد!

پرسش:

استاد! چشم در آوردن را حذف کردند

پاسخ:

در ذیلش دارد:

«فَرَدَّ الله عليه عَيْنَهُ»

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 1، ص 449

در «صحیح مسلم»‌ دارد که:

«صَكَّهُ فَفَقَأَ عَيْنَهُ»

یک چشمش را کور کرد

صحيح مسلم ، اسم المؤلف:  مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج 4، ص 1842

«بخاری»، «فَفَقَأَ عَيْنَهُ» را حذف کرده ولی آخرش«فَرَدَّ الله عليه عَيْنَهُ» آورده است.

یادش رفته این را حذف کند!

شما ببینید این «صحیح بخاری» است دارد:

«فلما جَاءَهُ صَكَّهُ»

« صَكَّهُ » یعنی سیلی محکم و جانانه! فدای «حضرت موسی» بشویم که چه سیلی زده است!

شما ببینید در رابطه با حضرت موسی قرآن این تعابیر را دارد می‌گوید:

(وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا)

و در اين کتاب از موسي ياد کن زيرا که او پاکدل و فرستاده‏اي پيامبر بود

سوره مریم (19): آیه 51

یا:

(كَانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهًا)

مبرا ساخت و نزد خدا آبرومند بود

سوره احزاب (33): آیه 69

بعد این‌ها یک تعابیری به حضرت موسی نسبت می‌دهند که نه تنها با عصمت، اصلاً با اخلاق اسلامی و با اخلاق ایمانی همخوانی ندارد! این کار اعتراض به تقدیر الهی و فرستاده الهی است.

همچنین در صحیح بخاری آمده که حضرت موسی یک روزی کنار نهری می‌خواست شنا بکند، شنا کرد و بیرون آمد لباس و شلوارش را روی سنگی گذاشته بود، دید این سنگ راه افتاد لباسش را هم دارد می‌برد! حضرت موسی دنبال این سنگ راه افتاد مدام به سینه‌اش می‌زد می‌گفت:

«ثَوْبِي حَجَرُ ثَوْبِي حَجَرُ»!

  ای سنگ شلوار و لباس‌های من را بده.

 نشد تا این‌که:

«حتى انْتَهَى إلى ملأ من بَنِي إِسْرَائِيلَ فَرَأَوْهُ عُرْيَانًا»

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 3، ص 1249

خلاصه لخت مادر زاد راه افتاد و آن‌هایی که تماشا کردند چشم‌شان درد نگرفت!! البته در برنامه «الجامع الکبیر»‌ این قسمت‌های آخرش را حذف کردند.

 در مورد «حضرت ابراهیم» نستجیر بالله، نستجیر بالله خیلی حرف‌های وقیحانه‌ای دارد وقتی که داشت می‌رفت و آن مَلِک ایشان را خواست، همسرش را نزد آن «جبّار» فرستاد تعبیر این است که آن «جبّار» نستجیر بالله به «همسر حضرت ابراهیم» تجاوز کند و قضایای مفصلی که این آقایان نقل کرده‌اند این مطلب در «صحیح بخاری»، حدیث 2217 و حدیث 6950 است.

این‌ها کفریاتی است که به انبیاء نسبت داده می‌شود، کفریات است! «حضرت ابراهیم» که هیچ! یک فرد عادی هم اگر چنین کاری بکند می‌گوییم بی‌غیرت است.

حتی در «فتح الباری» تعبیری دارد عزیزان دقت کنند ما وقتی این را گفتیم وهابی‌ها هجمه کردند که چرا آقای «قزوینی» به «حضرت ابراهیم» بهتان زده؟ «حضرت ابراهیم» چنین کاری نکرده، آن «جبّار» آمده بود می‌خواست زن و بچه «حضرت ابراهیم» را ببیند این‌ها غریب بودند می‌خواست ببیند این‌ها کجا می‌روند! جای خوبی برای این‌ها در نظر داشت این‌ها را می‌خواست به ییلاقی بفرستد!

این‌که می‌گوید برای تجاوز فرستاده بود این افترائی است که «قزوینی» یا «فرقه قزوینیه» زدند! -«احمد الحسنی‌»ها گفتند فرقه «قزوینیه» گفتیم الحمد لله رب العالمین، ما دنبال یک فرقه‌ می‌گشتیم این‌ها اسم گذاشتند!

پرسش:

استاد «ختم بخاری» را در ماه رمضان انجام می‌دهند؟

پاسخ:

 «ختم بخاری» حالا هر وقتی که شروع می‌کنند اما در شب 27 رجب تمام می‌کنند.

در هر صورت ...

تعبیر «ابن حجر» خیلی تعبیر وقیحی است در «فتح الباری» جلد 7 با تحقیق «عبدالرحمن برّاک» می‌گوید:

«كان من رأى الجبار المذكور أن من كانت متزوجة لا يقربها حتى يقتل زوجها فلذلك قال إبراهيم هي أختي»

این «جبّار» کارش این بود که اگر یک زن، همسر داشت همسرش را می‌کشت حضرت ابراهیم گفت این خواهر من است.

تا آن‌جا که ایشان به صراحت می‌گوید:

« لأنه إن كان عادلا خطبها منه ثم يرجو مدافعته عنها وإن كان ظالما خلص من القتل »

یعنی کاملاً مشخص است که حضرت ابراهیم این طوری عمل کرده است!

پرسش:

خودش گفته « لا يقربها»؛ یعنی «لا یقرب الزنا»

پاسخ:

بله دارد که:

«أن ذلك الظالم يريد اغتصابها على نفسها أختا كانت أو زوجة»

فرقی نمی‌کرد که همسر ابراهیم باشد یا خواهر ابراهیم باشد می‌خواست این زن را تصرف کند. دیگر از این واضح‌تر؟!

بعد ایشان می‌گوید:

« أن إبراهيم أراد دفع أعظم الضررين بارتكاب أخفهما »

فتح الباري شرح صحيح البخاري ، اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : محب الدين الخطيب، ج 6، ص 393

امثال این مطالب فراون است و آدم نمی‌داند چه کار بکند!

همچنین در رابطه با «حضرت ابراهیم» در صحیح بخاری آمده که سه مرتبه دروغ گفت! این‌طور مطالب را به طور مفصل آورده!

در صحیح بخاری آمده که پیغمبر اکرم چند بار تصمیم گرفت خودکشی کند!

«مِرَارًا كَيْ يَتَرَدَّى من رؤوس شَوَاهِقِ الْجِبَالِ»

پیغمبر چند بار بالای کوه رفت می‌خواست خودش را از بالای کوه پایین پرت کند!

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 6، ص 2561، ح6582

وقتی آن‌جا رفت «جبرئیل» آمد به دامن پیغمبر افتاد گفت یا رسول الله! این دفعه خودکشی نفرمایید! ما به خدا عرض می‌کنیم که وحی را ادامه بدهد!

در رابطه با آیات شیطانی که «صحیح بخاری» غوغا کرده است حدیث 4740 و احادیث متعدد دیگری که وجود دارد.

 یا نستجیر بالله در مورد پیغمبر اکرم دارد:

«أتى النبي صلى الله عليه و سلم سُبَاطَةَ قَوْمٍ فَبَالَ قَائِمًا»

پیغمبر (نستجیر بالله) ایستاده بول کرد!

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 1، ص 90، ح 222

این مطلب را دقت کنید « عقیلی» در کتاب «الضعفاء» در رابطه با «سماک ابن حرب» این چنین دارد:

« أتيت سماك بن حرب فوجدته يبول قائما»

راوی می‌گوید من رفتم دیدم « سماك ابن حرب» ایستاده بول می‌کند

«فتركته ولم أسمع منه»

الضعفاء الكبير ، اسم المؤلف:  أبو جعفر محمد بن عمر بن موسى العقيلي الوفاة: 322 ، دار النشر : دار المكتبة العلمية - بيروت - 1404هـ - 1984م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد المعطي أمين قلعجي، ج 2، ص 178

ببینید ایستاده بول کردن در یک راوی را علامت ضعف می‌دانند و حاضر نیستند روایت از او نقل کنند! آن وقت «بخاری» نسبت به رسول اکرم می‌گوید« فَبَالَ قَائِمًا» (ایستاده بول کرد)! (نستجیر بالله)

بعد آقای «نووی» در «المجموع»‌ می‌گوید:

«وصار هذا عادة لأهل هراة»

چه کار می‌کردند؟

«يبولون قياما في كلّ سنة مرة إحياء لتلك السنة»!

مردم «هرات» سالی یک مرتبه ایستاده بول می‌کنند تا سنت پیغمبر را احیاء کنند!!

المجموع ، اسم المؤلف:  النووي الوفاة: 676 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1997م،  ج 2، ص 103

یعنی ظاهراً به تمام سنت پیغمبر عمل شده بود همین یک دانه مانده بود! آن هم چه کسی این را آورده است؟ «نووی فقیه الامة» حالا اگر از این علقه مضغه‌ها بود آدم خیلی توجه نمی‌کرد! ما گفته‌ایم این‌ها می‌بینند مثلاً «عمر ابن الخطاب»، «زید ابن ثابت»، «عبدالله عمر»، «سهل ابن سعد»:

«أنهم بالوا قياما»

المجموع ، اسم المؤلف:  النووي الوفاة: 676 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1997م، ج 2، ص 104

برای این‌که چه کار کنند؟ بخواهند روپوشانی کنند بگویند آقای «عمر» ایستاده بول می‌کرد! آقازاده‌اش هم ایستاده بول می‌کرد! «زید ابن ثابتی» که به قولی حافظ و جامع قرآن بوده ایستاده بول می‌کرد! گفتند چه کار کنیم؟ آمدند گفتند از پیغمبر هم همین ایستاده بول کردن را جعل و نقل کنیم. این‌ها را که به مقام پیغمبر نمی‌توانیم برسانیم مقام پیغمبر را پایین‌تر بیاوریم!!

جالب هم این است که «نووی» می‌گوید:

« قال عمر البول قائما أحصن للدبر»

صحيح مسلم بشرح النووي ، اسم المؤلف:  أبو زكريا يحيى بن شرف بن مري النووي الوفاة: 676 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1392 ، الطبعة : الطبعة الثانية، ج 3، ص 166

ما خیلی نفهمیدیم!! انسان اگر ایستاده بول کند دُبرش تقویت می‌شود، یا شفاء پیدا می‌کند!!

در هر صورت...

 یا مثلا در مورد برهنه شدن رسول اکرم دارند! یا روایت دارند که پیغمبر در حال حیض صفیه (نستجیر بالله) تصمیم داشت با او نزدیکی کند!

عایشه می‌گوید چندین بار پیغمبر با من نزدیکی کرد و من حائض بودم (نستجیر بالله)

«كان النبي صلى الله عليه وسلم يُبَاشِرُنِي وأنا حَائِضٌ»

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 2، ص 714

این را ببینید دیگر خیلی وقیح است! از قول «انس» که غلام و صحابی پیغمبر پیغمبر است دارند:

«كان النبي صلى الله عليه وسلم يَدُورُ على نِسَائِهِ في السَّاعَةِ الْوَاحِدَةِ من اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُنَّ إِحْدَى عَشْرَةَ»

در یک ساعت با یازده تا همسران‌شان همبستر می‌شدند!

«قال قلت لِأَنَسٍ أو كان يُطِيقُهُ»

پیغمبر این قدر قدرت داشت در یک ساعت با یازده نفر همبستر بشود؟!

سوال کردیم مگر می‌شود یک نفر در یک ساعت «فی ساعةً واحده»

بعد می‌گوید:

«كنا نَتَحَدَّثُ أَنَّهُ أُعْطِيَ قُوَّةَ ثَلَاثِينَ»

پیغمبر قدرت سی تا مرد را داشته است.

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 1، ص 105

پرسش:

«قسطلانی» شارح «صحیح بخاری» می‌گوید این روایت که می‌گوید «کان يُبَاشِرُنِي وأنا حَائِضٌ » منظورش فقط در آغوش گرفتن است چیزی دیگر نیست.

پاسخ:

همان هم اگر باشد، اصلاً مکروه است از نظر شریعت دارد:

(فاعتزلوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ)

پس هنگام عادت ماهانه از [آميزش با] زنان کناره گيري کنيد

سوره بقره (2): آیه 222

«لا تقربوهنّ» چیست؟ یعنی فقط همبستر شدن است؟ حداقلش مکروه است!

ببینید! «عایشه» بعضی مطالبی نقل کرده که اصلا قابل گفتن نیست! مثلا دارد که در ایام حیض و غیره پیغمبر روزه بود می‌آمد لب‌های من را می‌گرفت و چنین و چنان می‌کرد!!

پرسش:

حاج آقا! این مطالبی که وجود دارد این‌ها را «بخاری» وضع‌‌ کرده یا واقعاً از «عایشه» چنین حدیث‌هایی صادر شده است؟

پاسخ:

عقیده من این است که این‌ها را «بنی امیه» از قول «عایشه» ساخته‌اند تا ناموس پیغمبر را زیر سوال ببرند؛ یک دفعه عائشه مطالبی می‌گوید که تضعیف اهل‌بیت است قبول داریم که آن‌ها را گفته است. ولی این‌که بیاید این‌چنین حرفهایی را بزند خیلی قابل قبول نیست.

والسلام علیکم ورحمه الله

 



مطالب مرتبط:
مخالفت علمای اهل سنت با تفکر «حسبنا کتاب الله»اهم منابع تاریخی اهل سنت- کتاب البدایة و النهایةاعتراف علمای اهل سنت به جعلی بودن بسیاری از احادیثشاندروغ بستن برخی صحابه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و‌ آله


Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English