2018 November 19 - دوشنبه 28 آبان 1397
حسين مظهر كرامت و عزت نفس
کد مطلب: ٥٨٨٣ تاریخ انتشار: ١٩ شهریور ١٣٩٧ تعداد بازدید: 4540
يادداشت » عمومي
حسين مظهر كرامت و عزت نفس


1- كرامت نفس سيد الشهداء

اين اصل بزرگ اسلامي در وجود ابا عبدالله عليه السلام تجسم پيدا كرد و تمام حيات آن حضرت پر است از شعارهاي كرامت نفس .(1)

2- اوج كرامت و عزت نفس

در كلماتي از امام حسين عليه السلام رسيده است عزت و شرافت و كرامت انساني موج مي زند و راز اين كه اينگونه كلمات از ايشان به نسبت بيشتر از ائمه رسيده اين است كه داستان كربلا، زمينه اي بود براي اينكه روح امام حسين در اين قسمت تجلي خودش را ظاهر كند به صورت اين كلمات . نوشته اند، در وقتي كه حضرت سيد الشهداء مي آمدند به طرف كربلا، مكرر افراد به ايشان برخورد مي كردند و هر كس هم بر خورد مي كرد مي گفت : آقا نرو خطر جاني دارد. حضرت هم به هر يك از اين ها جوابي مي داد، و البته جواب ها همه در همين حدود بود كه نه ، من بايد بروم . يكي از آن ها وقتي كه با حضرت ملاقات كرد گفت : مصلحت نيست ، نرويد. فرمود: من به تو همان جوابي را مي دهم كه يكي از صحابه رسول خدا صلي الله عليه وآله به شخصي كه مي خواست او را از شركت در جهاد اسلامي منع كند داد. آن وقت حضرت سيد الشهداء اين شعرها را براي او خواندند:

سامضي و ما بالموت عار علي الفتي

اذا ما نوي حقا و جاهد مسلما

و واسي الرجال الصالحين بنفسه

و فارق مثبورا و خالف مجرما

امام حسين عليه السلام مي فرمايد: موت في عز خير مت حياه في ذل ؛(5) مردن در سايه عزت بهتر است از زندگي با ذلت

خواهم رفت . مرگ براي انسان جوانمرد ننگ نيست ، اگر در راه حق جهاد كند و در حالي كه مسلم است كوشش به خرج بدهد (نيتش حق باشد و در حالي كه مسلم است مجاهده و جهاد كند) و با مردان صالح ، مواسات و همگامي و همدردي نمايد، و بر عكس ، راه خودش را از مردم بد بخت هلاك شده و مجرم گناهكار جدا كند.

فان عشت لم اندم و ان مت لم الم

كفي بك ذلا ان تعيش و ترغما(2)

من يا زنده مي مانم يا مي ميرم . از اين دو خارج نيست . اين راهي كه من مي روم هر دو طرفش براي من خير و سعادت است . اگر زنده بمانم مورد مذمت نيستم ؛ چون از مرگ فرار نكردم و از اين آزمايش موفق بيرون آمدم تاز مرگ نترسيدم و زنده ماندم . چنين زندگي براي من ننگ و مذموم نيست . اگر هم بميرم مورد ملامت نيستم . كفي بك ذلا ان تعيش و ترغما(3) (همه اين سه شعر براي اين مصراع آخر است ) براي تو اين ذلت و بدبختي بس كه زنده بماني و دماغت به خاك ماليده باشد. ديگر بدبختي و ذلتي بالاتر از اين زندگي نيست .(4)


3- روح عزت و بزرگ منشي

امام حسين عليه السلام مي فرمايد: موت في عز خير مت حياه في ذل ؛(5) مردن در سايه عزت بهتر است از زندگي با ذلت ، امام حسين عليه السلام نمي گويد: جهاد با نفس حكم مي كند كه ما تن به حكم يزيد و ابن زياد بدهيم ، چون بيشتر خودمان مجاهده كرده ايم ! الا و ان الذعي ابن الدعي قد ركز بين ...؛(6) پسر زياد! اين ناكس پسر ناكي كه از من خواسته است كه يكي از اين دو را برگزينم : يا تن به ذلت بدهم و يا شمشير و هيهات منا الذله ما كجا و تن ره ذلت دادن كجا! خدا راضي نمي شود بن به ذلت بدهم . يعني مي خواست بفرمايد نه اينكه احساسات شخصي من است، مكتب من، به من اجازه نمي دهد، خداي من ، به من اجازه نمي دهد، پيغمبر من ، به من اجازه نمي دهد، تربيت من ، به من اجازه نمي دهد، من در دامن علي عليه السلام و در دامن زهرا عليه السلام بزرگ شده ام .

امام حسين عليه السلام نفرمود: ما مي رويم تن به ذلت ابن زياد مي دهيم ، بگذار هر كاري مي خواهد بكند، مگر غير از اين است كه به ما اهانت و توهين مي كند و فحش مي كند و فحش مي دهد؟ هر چه او بيشتر از اين كارها كند، بيشتر جهاد با نفس كرده ايم ! ابدا چنين چيزي نيست لا و الله لا اعطيكم بيدي اعطاء الذليل ، و لا افرا فرار العبيد؛(7) من هرگز دست ذلت به شما نمي دهم و مانند بندگان فرار نمي كنم . يا به نقل ديگري : و لا اقد اقرار العبيد؛ مانند بندگان فرار اعتراف نمي كنم و تن به ذلت نمي دهم . از اين نوع تعبيرات در قرآن و حديث و در كلمات ائمه اطهار عليه السلام - مخصوصا در كلمات امام حسين عليه السلام - خيلي زياد است .(8)

4- عزت در مرگ سرخ است

(حسين عليه السلام ) چون در راهي قدم بر مي دارد كه با يك آدم هلاك شده بدبخت و گناهكار مثل يزيد مخالفت مي كند بگذار كشته بشود. شما مي گوييد كشته مي شوم ، يكي از اين دو بيشتر نيست : يا زنده مي مانم يا كشته مي شوم . فان عشت لم اندم ؛ اگر زنده ماندم ، كسي نمي گويد تو چرا زنده ماندي .

و ان مت لم الم ؛ و اگر در اين راه كشته بشوم ، احدي در دنيا مرا ملامت نخواهد كرد اگر بداند كه من در چه راهي رفتم . كفي بك ذلا ان تعيش و ترغما؛ براي بدبختي و ذلت تو كافي است كه زندگي بكني اما دماغت را به خاك بمالند.

باز مي بينيد كه حماسه است . در بين راه نيز خطابه مي خواند و مي فرمايد: الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لا يتناهي عنه بعد در آخرش مي فرمايد: اني لا اري الموت الا سعادع و لا الحيوه مع الظالمين الا برما؛ من مردن را براي خودم سعادت ، و زندگي با ستمگران را موجب ملامت مي بينم . (9)


5- حسين مرد بيعت نيست!

حر بعد از برخورد با ابا عبدالله مي خواست ايشان را به طرف كوفه ببرد و امام امتناع كرد. حسين حاضر نبود تن به ذلت بدهد، چون او مي خواست آقا را تحت الحفظ ببرد. فرمود: ابدا من نمي آيم .

بالاخره پس از مذاكرات قرار شد راهي را بگيرند كه نه منتهي به كوفه بشود و نه منتهي به مدينه ، يعني به اصطلاح جهت غرب را بگيرند، كه آمدند تا منتهي شد به سرزمين كربلا.

6- شرافت امام

در بين راه (امام ) وقتي كه با اصحاب خودش صحبت مي كند، مكرمت و بزرگواري و ترجيح دادن مردن با شرافت بر زندگي با ننگ ، شعار اوست ؛ الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لا يتناهي عنه؟ نمي بينيد؟ چشم هايتان باز نيست؟ نمي بينيد كه به حق عمل نمي شود، نمي بينيد كه اين همه فساد وجود دارد و كسي از آن نهي نمي كند؟ در چنين شرايط ليرغب المؤ من في لقاء الله محقا؛ مؤمن بايد مرگ را طلب كند. كرامت و شرافت را از پذيرش به ارث برد.(10)



پي نوشت ها:

1. حماسه حسيني ، ج 3، ص 381.

2. انسان الاشراف ، ج 3، ص 171.

3. انسان الاشراف ، ج 3، ص 171.

4. فلسفه اخلاق ، ص 160.

5. ملحقات احقاق الحق ، ج 11، ص 601.

6. لهوف ص 85، نفس المهموم ص 149.

7. ارشاد مفيد، ص 235.

8. انسان كامل ، ص 239.

9. حماسه حسيني ، ج 1، ص 153و154..

10. گفتارهاي معنوي ، ص 191و192.





Share
1 | سیدمجید | , ایران | ١٩:٠٢ - ٠١ خرداد ١٣٩٤ |
السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْيِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْكَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِيَاءَ النِّعَمِ.....
رفته بودم کربلا اما چه سود * عشق من جانان من لب تشنه بود
هرچه گشتم نازنین یارم نبود * آن گل زهرا سرش به نیزه بود
آمدم گویم بی تو اسلامی نبود * کاش من می مردم گلم پرپر نبود
آمدم گویم حسین جان میخواهمت * از دل و جان لبیک من می گویمت
ای گلم من دل بتو خوش کرده ام * این همه ره به عشق تو طی کرده ام
آمدم گویم گل یاسم تویی * جان من جانان جانان جان تویی
آمدم گویم که ایمانها مرده اند * کافران ولی الله را کشته اند

   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English