2020 January 21 - سه شنبه 01 بهمن 1398
معاويه شيطان است
کد مطلب: ٩٦٢٢ تاریخ انتشار: ٢٧ تير ١٣٩٥ - ١٩:٤٤ تعداد بازدید: 1932
مستندات تصویری » اسناد تصویری
معاويه شيطان است

 

كتب علي رضي الله عنه إلى زياد بن ابيه وأراد معاوية أن يخدعه باستلحاقه؛ وقد عرفت أن معاوية يستزل لبك ويستغل غربك فاحذره، فإنما هو الشيطان يأتي المؤمن من يديه ومن خلفه، وعن يمينه وعن شماله، ليقتحم غفلته، ويستلب غرته....

زماني كه معاويه مي خواست با ملحق كردن زياد به خودش، او را فريب دهد[زياد، حلال زاده نبود و مشخص نبود پدر زياد چه كسي است؛ معاويه مي خواست اينگونه وانمود كند كه زياد فرزند ابوسفيان است] ، حضرت علي عليه السلام به زياد بن ابيه نامه نوشت و فرمود: چنين دانسته ام كه معاويه براى تو نامه نوشته است تا خرد تو را بلغزاند و تصميم و عزم ترا سست كند؛ از او بر حذر باش، به طور يقين معاويه شيطان است كه از مقابل و پشت سر و سمت راست و چپ مؤمن مي آيد تا او را در ورطه غفلت بيندازد و شعور و دركش را بربايد.

 

زمخشري، ربيع الأبرار، ج 4، ص 281 

سؤال از اهل سنت

شما چگونه معاويه را عادل مي دانيد در حالي كه به فرموده اميرالمؤمنين عليه السلام او شيطان است؟

 





Share
1 | علی | , ایران | ١٩:٥٢ - ٠١ مرداد ١٣٩٥ |
والله که امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام ازروی مروت وجوانمردی کمی تخفیف داده وگرنه حق معاویه بیشترازاینهاست.اوکافرمنافق ریاکارولدالزنای یهودی شیطان است.خداونداووپدرش وپسرش رالعنت کندوآنهارادردرکات جهنم دورهم جمع کند.اللهم العنهم جمیعا.
2 | ابوالفضل | , ایران | ٠٨:٠٠ - ٠٣ مهر ١٣٩٥ |
با سلام.
آیا این درست است که معاویه جلسات شبانه ی نفاق داشته و همراه گروهش علیه اسلام برنامه ریزی می کردند؟
کدام منابع سنی و شیعه از این قضیه خبر داده اند؟
ممنون.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
مسعودي در مروج الذهب و ابن أبي الحديد معتزلي در شرح نهج البلاغه روايتي را از زبان مغيرة بن شعبه نقل مي‌كند كه بر طبق آن معاوية بن أبي سفيان به نبوت پيامبر (ص) ايمان نداشته و تمام هدف از محو آثار رسول خدا و از بين سنت آن حضرت بوده است:
المدائني يقول: قال مطرف بن المغيرة بن شعبة: وَفَدْتُ مع أبي المغيرة إلى معاوية، فكان أبي يأتيه يتحدث عنه ثم ينصرف إليَّ فيذكر معاوية ويذكر عقله ويعجب مما يرى منه، إذ جاء ذات ليلة فأمسك عن العَشَاء، فرأيته مغتماً، فانتظرته ساعة، وظننت أنه لشيء حدث فينا أو في عملنا، فقلت له: ما لي أراك مغتماً منذ الليلة. قال: يا بني، إني جئت من عند أخْبَثِ الناس، قلت له: وما ذاك. قال: قلت له وقد خلوت به: إنك قد بلغت منا يا أمير المؤمنين، فلو أظهرت عَدْلاً وبسطت خيراً فإنك قد كبرت، ولو نظرت إلى إخوتك من بني هاشم فوصَلْتَ أرحامهم فوالله ما عندهم اليوم شيء تخافه.
فقال لي: هيهات هيهات مَلَكَ أخوتَيْمٍ فعدل وفعل ما فعل، فواللّه ما عدا أن هلك فهلك ذكره، إلا أن يقول قائل: أبو بكر، ثم ملك أخو عَدِيٍّ، فاجتهد وشَمَّر عشر سنين، فواللّه ما عدا أن هلك فهلك ذكره، إلا أن يقول قائل: عمر، ثم ملك أخونا عثمان فملك رجلٌ لم يكن أحد في مثل نسبه، فعمل ما عمل وعمل به فوالله ما غدا أن هلك فهلك ذكره، وذكر ما فعلَ به، وإن أخا هاشم يُصْرَخُ به في كل يوم خمس مرات: أشهد أن محمداً رسول الله، فأي عمل يبقى مع هذا؟ لا أمَ لك؛ والله ألا دفنا دفنا.
مدائني مي‌گفت: مطرف بن مغيره گفت: به همراه پدرم پيش معاويه رفتيم، پدرم با او سخن مي‌گفت و سپس رو به من مي‌كرد و از عقل او تعريف مي‌كرد و از آن چه ديده بود تعجب مي‌كرد، تا اين كه شبي از خوردن غذا خوددراي كرد و او را غمگين ديدم، ساعتي منتظر ماندم و خيال مي‌كردم كاري از ما سر زده كه ناراحت است. به او گفتم: چه شده تو را از سر شب غمگين مي‌بينم، گفت: فرزندم ! من از پيش خبيث‌ترين مردم مي‌آيم . گفتم : چه شده؟ گفت: وقتي با معاويه خلوت كردم به او گفتم: ا اميرالمؤمنين! شما ديگر پير شده اي و اكنون لازم است راه عدل و داد در پيش گيري و به مردم احسان كني اكنون لازم است نسبت به بني هاشم عاطفه نشان دهي و از آنان دلجوئي كني بخدا سوگند ديگر در دست آنها چيزي باقي نمانده كه تو از آنها خوف داشته باشي، و اگر تو نسبت به آنها محبت نشان دهي ذكر خيري از خود به جاي خواهي گذاشت.
معاويه گفت: واي بر تو! اين آروزئي سخت دور از دست رس و انجام ناشندني است. ابوبكر به حكومت رسيد و عدالت ورزيد و آن همه زحمتها تحمل كرد، بخداي سوگند تا مُرد نامش نيز به همراهش مرد. البته گاهي ممكن است كسي بگويد: ابوبكر!، آنگاه عمر به حكومت رسيد، كوششها كرد، اما چند روزي بيش از مرگش نگذشت كه هيچ چيز از او باقي نماند، جز اينكه گاه و بيگاه گويند اي بگويد: عمر!؛ پس برادر ما عثمان به خلافت رسيد، مردي از نظر نسب چون او نبود! و كرد آنچه كرد و با او رفتار كردند آنچه كردند. اما تا كشته شد به خداي سوگند نامش نيز مرد و اعمال و رفتارش فراموش گشت. در حالي كه نام اين مرد، فرزند ابوكبشه را هر روز پنج مرتبه در سراسر جهان اسلام با فرياد بلند اعلام مي كنند و مي گويند: «اشهد ان محمداً رسول الله» تو فكر مي كني چه عملي در چنين شرايطي باقي خواهد ماند؟ و چه نام نيكي پايدار است؟ نه به خدا سوگند آرام نخواهم نشست مگر اينكه اين نام را دفن كنم و اين ذكر و ياد را به خاك بسپارم.
المسعودي، ابوالحسن علي بن الحسين بن علي (متوفاى346هـ)، مروج الذهب، ج 2   ص 54، طبق برنامه الجامع الكبير؛
در منابع شیعه نیز این جریان نقل شده است
فَأَيُّ عَمَلٍ يَبْقَى بَعْدَ هَذَا لَا أُمَّ لَكَ لَا وَ اللَّهِ إِلَّا دَفْناً دَفْناً.
بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏33 ؛ ص170

 
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English