2021 April 18 - يکشنبه 29 فروردين 1400
دو شبهه مهم مخالفین، پیرامون شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیه)
کد مطلب: ١٣٨١٥ تاریخ انتشار: ٢٥ بهمن ١٣٩٩ - ١٧:٠٨ تعداد بازدید: 395
سخنراني ها » حضرت زهرا (س)
دو شبهه مهم مخالفین، پیرامون شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیه)

ویژه برنامه دانش افزایی فاطمی 99/10/29

 
 
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 99/10/29



موضوع: دو شبهه مهم مخالفین، پیرامون شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیه)

ویژه برنامه دانش افزایی فاطمی

فهرست مطالب این برنامه:

آیا خانه های مدینه درب نداشته است!؟

1-     كليد خانه‌هاي مسلمين درقرآن

2-     دستور پيامبر به بستن  دَرِب منازل

3-     خانه هاي پيامبر از چوب درخت سرو

4-     نگاه عائشه از درز درب

5-     حدیث سد الابواب، دلیلی محکم بر در داشتن خانه های مدینه

6-     پيامبر اكرم دَرِ خانه را مي‌بندد

7-     درِ خانه حضرت زهرا به روي مهاجمان بسته مي‌شود

8-     عمر درب خانه فاطمه زهرا را دق الباب مي‌كند

چرا با وجود امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) حضرت زهرا به پشت در رفت!؟

1-     فاطمه زهرا (سلام الله عليها) پشت در نشسته بود

2-     حرمت دخول به خانه بدون اذن صاحب آن

3-     لزوم رعايت حرمت خانه نبوت

4-     لزوم رعايت احترام پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

5-     برگشتن مردم با شنيدن ناله حضرت زهرا (سلام الله علیها)

6-     باز كردن درب خانه توسط همسران رسول خدا براي نامحرم

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر

قبل از آغاز سخن شهادت جانسوز حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را به پیشگاه مقدس مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و شما عزیزان و گرامیان بیننده این برنامه، تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم.

آیا خانه های مدینه درب نداشته است!؟

یکی از شبهاتی که وهابیت در رابطه با قضیه شهادت حضرت فاطمه زهرا مرتب مطرح می‌کنند، این است که "شیعه می‌گوید درب خانه حضرت فاطمه زهرا را آتش زدند، حال آنکه خانه‌های مدینه در نداشت."

طبق آنچه آنها ادعا می‌کنند درب خانه‌های مدینه همانند خانه‌های بادیه نشینان امروزی باز بوده است یا اینکه پرده‌ای جلوی در آویزان می‌کردند. بنابراین معلوم می‌شود که حرفی که شیعیان می‌زنند مبنی بر آتش گرفتن درب خانه، واقعیت ندارد.

1- كليد خانه‌هاي مسلمين درقرآن

مشخص است که این افراد به بعضی از مطالبی از کتب شیعه هم استدلال می‌کنند. من خیلی زیاد نمی‌خواهم روی آن قضیه ورود پیدا کنم، اما در مقام جواب، ابتدا به سراغ قرآن کریم می‌رویم. خداوند عالم در سوره مبارکه نور آیه 61 می‌فرماید:

(لَیسَ عَلَی الْأَعْمی حَرَجٌ وَ لا عَلَی الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَی الْمَرِیضِ حَرَجٌ وَ لا عَلی أَنْفُسِکمْ أَنْ تَأْکلُوا مِنْ بُیوتِکمْ أَوْ بُیوتِ آبائِکمْ أَوْ بُیوتِ أُمَّهاتِکمْ أَوْ بُیوتِ إِخْوانِکمْ أَوْ بُیوتِ أَخَواتِکمْ أَوْ بُیوتِ أَعْمامِکمْ أَوْ بُیوتِ عَمَّاتِکمْ أَوْ بُیوتِ أَخْوالِکمْ أَوْ بُیوتِ خالاتِکمْ)

بر نابینا و افراد شل و بیمار گناهی نیست (که با شما هم غذا شوند) و بر شما نیز گناهی نیست که از خانه‌های خودتان (خانه‌های فرزندان یا همسرانتان که خانه خود شما محسوب می‌شود بدون اجازه خاصی) غذا بخورید، و همچنین خانه‌های پدرانتان، یا خانه‌های مادرانتان، یا خانه‌های برادرانتان، یا خانه‌های خواهرانتان یا خانه‌های عموهایتان، یا خانه‌های عمه‌هایتان، یا خانه‌های دائیهایتان، یا خانه‌های خاله‌هایتان.

(أَوْ ما مَلَکتُمْ مَفاتِحَهُ أَوْ صَدِیقِکمْ لَیسَ عَلَیکمْ جُناحٌ أَنْ تَأْکلُوا جَمِیعاً أَوْ أَشْتاتا)

 یا خانه‌ای که کلیدش در اختیار شما است، یا خانه‌های دوستانتان، بر شما گناهی نیست که بطور دسته جمعی یا جداگانه غذا بخورید.

سوره نور (24): آیه 61

طبق این آیه شریفه اگر یک نفر از همسایه‌های شما به مسافرت رفته است و با توجه به اعتمادی که به شما دارد، کلید خانه خود را به شما داده است تا به خانه او سر بزنید.

این بدان معناست که به قدری میان شما و این شخص صمیمیت وجود دارد که او کلید خانه خود را در اختیار شما قرار داده است. وقتی شما وارد خانه این شخص شدید، می‌توانید از خوراکی‌های موجود در یخچال این شخص استفاده کنید و بخورید.

ما در خصوص این آیه شریفه از آقایان سؤالی داریم، همچنان که خطاب اولیه این آیه هم مسلمانان به ویژه مسلمانان مدینه است. اگر خانه‌های مدینه در و قفل ندارد، کلید به چه معناست؟!

اگر خانه‌های مدینه تنها پرده داشت، احتیاجی به کلید نبود و همسایه می‌گفت که شما به خانه‌های ما هم سر بزنید.

گفتنی است که در این آیه شریفه (أَوْ ما مَلَکتُمْ مَفاتِحَهُ) آمده است، به این معنا که شخص کلید خانه خود را در اختیار شما قرار می‌دهد تا به خانه او سر بزنید.

این آیه شریفه نشانگر این است که خانه‌های مدینه در و قفل و کلید داشت. اگر فردی به مسافرت می‌رفت برمبنای اعتمادی که به دیگران داشت، کلید خانه‌اش را در اختیار آنها قرار می‌داد.

2- دستور پيامبر به بستن  دَرِب منازل

نکته دیگر اینکه کتاب «سنن أبی داود» از قول «سعید مزنی» نقل می‌کند که خدمت پیغمبر اکرم آمدیم و گفتیم: یا رسول الله! ما گرسنه هستیم. پیغمبر اکرم به عمر بن خطاب دستور داد: برو و برای مهمانان از خانه بالا غذا بیاور.

«فَأَخَذَ الْمِفْتَاحَ من حجزته فَفَتَحَ»

و کلید را از کمربندش بیرون آورد و به او داد و در را باز کرد.

سنن أبی داود، اسم المؤلف: سلیمان بن الأشعث أبو داود السجستانی الأزدی، دار النشر: دار الفکر --، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید، ج 4، ص 360، ح 5238

اگر خانه‌های مدینه در نداشت، برداشتن کلید از کمربند و بیرون آوردن و باز کردن درب چه معنایی دارد؟! این روایت متعلق به زمان رسول الله در مدینه است. در کتاب «صحیح مسلم» از قول «ابو حمید» نقل می‌کند:

«إنما أُمِرَ بِالْأَسْقِیةِ أَنْ تُوکأَ لَیلًا»

پیغمبر اکرم به ما دستور داد شب‌ها درب ظرف آب کنار اتاق را بپوشانید.

«وَبِالْأَبْوَابِ أَنْ تُغْلَقَ لَیلًا»

و شب‌ها درهای خانه‌های خود را ببندید.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1593، ح 2010

اگر خانه‌های مدینه در ندارد و فقط پرده و حصیر بوده است، «تُغْلَقَ لَیلًا» چه معنایی دارد؟! این آقایان بدون اینکه تاریخ را مطالعه کنند و حتی کتاب‌هایی مثل «صحیح مسلم» که أصح الکتب بعد از قرآن هست را مطالعه کنند، شروع به مانور دادن در شبکه‌ها می‌کنند.

3- خانه هاي پيامبر از چوب درخت سرو

آن‌ها ادعا می‌کنند که شیعیان توجه ندارند و دروغ می گویند. بازهم در کتاب «البدایة و النهایة» اثر «ابن کثیر دمشقی» متوفای 774 هجری نقل شده است:

«وکانت حجره من شعر مربوطة بخشب من عرعر»

حجره‌های رسول خدا از شاخه و چوب و عرعر به وسیله مو بافته شده بود.

این بدان معناست که درب حجره‌ها از چوب خشب و سرو بود و روی آن را هم به عللی به وسیله موی حیوان پوشانده بودند.

«قال وفی تاریخ البخاری أن بابه علیه السلام کان یقرع بالاظافیر فدل علی أنه لم یکن لابوابه حلق»

و در تاریخ بخاری آمده است: درب خانه پیامبر را با نوک انگشتان و ناخن‌ها می‌زدند و این دلالت بر این دارد که حلقه‌هایی برای کوبیدن بر در نداشته است.

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 3، ص 221، فصل وبنی لرسول الله حول مسجده الشریف حجر لتکون مساکن له ولاهله

کسانی که می‌آمدند و با پیغمبر اکرم کار داشتند، با ناخن‌هایشان به مسماری که به در کوبیده شده بود می‌زدند.

عزیزان مشاهده کردند و در حال حاضر در بسیاری از روستاها چنین است که اگر کسی می‌خواهد درب را دق الباب کند، مسمار بزرگی روی درب می‌زنند به طوری که روی آن حلقه‌ای قرار دارد که آویزان است.

افراد حلقه را روی مسمار می‌کوبند، صدا ایجاد می‌شود و صاحبخانه متوجه می‌شود که کسی در را دق الباب می‌کند. این روایت می‌گوید صحابه وقتی می‌خواستند در خانه پیغمبر اکرم را بزنند، با ناخن‌هایشان می‌زدند تا صدا ایجاد کند.

ما از آقایان وهابی سؤال می‌کنیم که اگر درهای مدینه از پرده یا حصیر بود، معنا دارد که پرده را با ناخن بزنند یا روی پرده حلقه‌ای بزنند؟!

این نشانگر این است که درهای خانه رسول گرامی اسلام از چوب بوده و روی چوب می‌زدند و در خانه پیغمبر اکرم هم حلقه نداشت.

آقای «بخاری» کتابی به نام «الأدب المفرد» دارد. علی رغم اینکه علمای اهل سنت بر این عقیده هستند که تمامی روایات کتاب «الأدب المفرد» معتبر است، اما «ناصرالدین ألبانی» کتاب «صحیح الأدب المفرد» را تحقیق کرده است. ایشان می‌نویسد:

«فَسَأَلْتُهُ عَنْ بَیتِ عَائِشَةَ؟»

در مورد خانه عایشه سؤال کردم.

«فَقَالَ: کانَ بَابُهُ مِنْ وِجْهَةِ الشَّامِ»

گفتند: در خانه عایشه به سوی شام بوده است.

این که ادعا می‌کنند پیغمبر اکرم در خانه عایشه از دنیا رفت، یکی از دروغ‌های بزرگ تاریخ است. حجره‌ای که رسول اکرم در آنجا از دنیا رفتند و همان جا هم دفن شدند، به طرف شام نیست. این حجره به طرف غرب باز می‌شود، نه به طرف شمال یا شام.

«فَقُلْتُ: مِصْرَاعًا کانَ أَوْ مِصْرَاعَینِ؟»

پرسیدم: در خانه عایشه دو لنگه بود یا یک لنگه بود؟

«قَالَ: کانَ بَابًا وَاحِدًا»

گفتند: در خانه عایشه یک لنگه بوده است.

اگر قرار است در خانه‌های قدیم از پرده باشد، چه معنا دارد که کسی بپرسد در یک لنگه بوده یا دو لنگه بوده است؟!

«قُلْتُ: مِنْ أَی شَیءٍ کانَ؟»

پرسیدم: جنس در خانه از چه بود؟

«قَالَ: مِنْ عَرْعَرٍ أو ساج»

گفتند: جنس آن از چوب درخت سرو یا درخت کاج بوده است.

در خصوص سند روایت هم در ابتدای روایت آمده است:

«صحیح الإسناد»

صحیح الأدب المفرد للإمام البخاری، المؤلف: محمد بن إسماعیل بن إبراهیم بن المغیرة البخاری، أبو عبد الله (المتوفی: 256 هـ)، محقق أحادیثه وعلق علیه: محمد ناصر الدین الألبانی، الناشر: دار الصدیق للنشر والتوزیع، الطبعة: الرابعة، 1418 هـ - 1997 م، ج 1، ص 290، باب 299- بَابُ البناء- 334

این روایات نشانگر این است که این آقایان حتی کتاب‌های مربوط به خودشان را هم به دقت نمی‌خوانند.

آن‌ها شبهه‌ای را مطرح می‌کنند و تصور می‌کنند که با این شبهه، فتح الفتوح کردند و شبهه‌ای را علیه شیعه مطرح کردند به طوری که استدلال شیعه را با این کارشان باطل کردند.

4- نگاه عائشه از درز درب

بازهم در کتاب «صحیح بخاری» روایتی نقل شده است که تقاضا دارم عزیزان ملاحظه بفرمایند. این روایت از قول عایشه نقل شده است که وقتی قتل «زید بن حارثه» و «جعفر بن أبو طالب» و «عبدالله بن رواحة» در جنگ موته اتفاق افتاد، حزن و اندوه از صورت نبی گرامی اسلام معلوم بود؛

«وأنا أَطَّلِعُ من شَقِّ الْبَابِ»

و من از درز درب از این قضیه اطلاع پیدا کردم و حزن رسول اکرم را دیدم.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 1، ص 440، ح 1243

این که عایشه می‌گوید: آیا «أَطَّلِعُ من شَقِّ الْبَابِ» یعنی عایشه از بین پارگی پرده حضرت را مشاهده می‌کرد؟! در این صورت باید می‌گفت: «من شق الستار» نه «من شَقِّ الْبَابِ».

معمولاً درهایی که درست می‌کنند، از چوب‌تر است به طوری که وقتی می‌خشکد چوب‌ها از همدیگر فاصله می‌گیرد و داخل دیده می‌شود.

این روایت هم نشانگر این است که عایشه از درز و شکاف درب، داخل را می‌بیند. ما کاری نداریم که این کار درست هست یا خیر و آن بحث جدایی دارد، اما «وأنا أَطَّلِعُ من شَقِّ الْبَابِ» بازهم حرف آقایان را کاملاً رد می‌کند.

5- حدیث سد الابواب، دلیلی محکم بر در داشتن خانه های مدینه

نکته بعدی حدیث سدّ الأبواب است. می‌توان گفت حدیث سدّ الأبواب یکی از احادیث متواتر است. صحابه در اطراف مسجد النبی برای خودشان حجره و منزلی درست کرده بودند.

حال ما کاری نداریم که صحابه در آن مسجد سکونت می‌کردند یا بین الصلاتین آنجا استراحت می‌کردند.

خداوند عالم به پیغمبر اکرم دستور داد که تمام درهای خانه‌های صحابه که به مسجد باز می‌شود را ببندند، غیر از در خانه امیرالمؤمنین. در کتاب «صحیح سنن ترمذی» جلد سوم آمده است:

«أن رسول الله صلی الله علیه وسلم أمر بسد الأبواب إلا باب علی»

پیغمبر اکرم دستور داد درهای تمام خانه‌هایی که به مسجد گشوده می‌شد را ببندند، غیر از در خانه علی بن أبی طالب.

صحیح وضعیف سنن الترمذی، المؤلف: محمد ناصر الدین الألبانی (المتوفی: 1420 هـ)، مصدر الکتاب: برنامج منظومة التحقیقات الحدیثیة - المجانی - من إنتاج مرکز نور الإسلام لأبحاث القرآن والسنة بالإسکندریة، ج 8، ص 232، باب 3732

آیا مراد از «سد الأبواب» که در اینجا آمده است، این است که پرده‌ای بوده است و حضرت فرموده‌اند پرده را کنار بزنند و جای آن را با خشت و گل پر کنند؟!

شاید مراد این است که درهایی از مسجد به خانه‌های اطراف باز می‌شد که صحابه در آنجا استراحت و زندگی می‌کردند. اگر در باز بود یا پرده بود، مسلمانان در مسجد بودند و اهل و عیال صحابه را مشاهده می‌کردند.

«نسائی» در کتاب «خصائص امام علی» با سند حسن همین تعبیر را دارد و می‌نویسد:

«فَقَالَ رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم سدوا هَذِه الْأَبْوَاب إِلَّا بَاب عَليّ»

خصائص أمير المؤمنين علي بن أبي طالب؛ المؤلف: أبو عبد الرحمن أحمد بن شعيب بن علي الخراساني، النسائي (المتوفى: 303هـ)، المحقق: أحمد ميرين البلوشي، الناشر: مكتبة المعلا – الكويت، الطبعة: الأولى، 1406؛ ج1، ص 59، ح 38، باب ذكر قَول النَّبِي صلى الله عَلَيْهِ وَسلم أمرت بسد هَذِه الْأَبْوَاب غير بَاب عَليّ

بعد از این اقدام رسول گرامی اسلام، صحابه به اعتراض آمدند که چرا پیغمبر اکرم درهای خانه‌های ما را به مسجد بست و در خانه علی بن أبی طالب را گشود.

«حاکم نیشابوری» در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد سوم صفحه 135 از قول «زید بن أرقم» نقل می‌کند:

«کانت لنفر من أصحاب رسول الله أبواب شارعة فی المسجد فقال یوما سدوا هذه الأبواب إلا باب علی»

در ادامه می‌گوید:

«فتکلم فی ذلک ناس»

عده‌ای از مردم اعتراض کردند.

«فقام رسول الله فحمد الله وأثنی علیه ثم قال أما بعد فإنی أمرت بسد هذه الأبواب غیر باب علی»

پیغمبر اکرم بلند شدند، خطبه خواندند و بعد از حمد و ثنای الهی فرمودند: خداوند عالم به من دستور داد همه درها به غیر از در خانه علی را ببندم.

«فقال فیه قائلکم والله ما سددت شیئا ولا فتحته»

بعضی از شما مردم اعتراض دارید، اما به خدا سوگند من از نزد خودم در کسی را باز نکردم و در کسی را هم نبستم.

«ولکن أمرت بشیء فاتبعته»

به من دستور داده شد و من هم تبعیت کردم.

«هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 135، ح 4631

این روایات نشانگر این است که حتی درهایی از خانه صحابه به سوی مسجد بوده است. خانه‌های صحابه دری به سوی کوچه داشتند که از آنجا بیرون می‌رفتند و هم دری به داخل مسجد داشت.

درهای داخل مسجد سبب می‌شد که دیگر لازم نباشد صحابه از طرف درهای ورودی مسجد النبی وارد مسجد شوند، بلکه از خانه آنها به طرف مسجد دری بود که وضو می‌گرفتند و از همان جا وارد مسجد می‌شدند و بعد از نماز خواندن به خانه برمی گشتند.

ما در این زمینه روایت زیاد داریم و یکی دو مورد نیست. در کتاب «بحارالانوار» اثر «مرحوم مجلسی» روایات مفصلی نقل شده است.

6- پيامبر اكرم دَرِ خانه را مي‌بندد

در کتاب «بحارالانوار» جلد 43 روایتی نقل شده است که مربوط به حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) است. نقل شده است در شب ازدواج حضرت فاطمه زهرا، نبی گرامی اسلام آمدند و حضرت را تحویل امیرالمؤمنین دادند و برای آنها دعا کرد.

«ثُمَّ قَامَ فَأَغْلَقَ عَلَیهِمَا الْبَاب»

سپس برخاست و در را بست و بیرون رفت.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 43، ص 142، ح 37

اگر خانه امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه زهرا در نداشت و پرده بود، «فَأَغْلَقَ عَلَیهِمَا الْبَاب» چه معنایی می‌توانست پیدا کند؟!

ما از اینطور قضایا الی ماشاءالله داریم. البته همین تعبیر را در کتاب «مصنف عبدالرزاق صنعانی» هم با اختصار در جلد پنجم صفحه 489 ملاحظه می‌کنیم.

در این روایت نقل شده است که وقتی رسول گرامی اسلام در شب زفاف، حضرت فاطمه زهرا را تحویل علی بن أبی طالب داد، دعا کردند؛

«ثم قام فأغلق علیهما بابه بیده»

سپس برخاست و در را بست و بیرون رفت.

المصنف، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الرزاق بن همام الصنعانی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - 1403، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حبیب الرحمن الأعظمی، ج 5، ص 489، ح 9782

7- درِ خانه حضرت زهرا به روي مهاجمان بسته مي‌شود

ما نمونه‌های زیادی از این قبیل داریم. همچنین در ماجرای هجوم هم «مرحوم مجلسی» در کتاب «بحارالانوار» جلد 28 می‌نویسد که وقتی بنی امیه به در خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) رسیدند؛

«أَغْلَقَتِ الْبَابَ فِی وُجُوهِهِم»

حضرت فاطمه زهرا در را به روی مهاجمین بست.

«وَ هِی لَا تَشُک أَنْ لَا یدْخَلَ عَلَیهَا إِلَّا بِإِذْنِهَا»

حضرت تصور نمی‌کرد که آنها بدون اجازه وارد خانه می‌شوند.

«فَضَرَبَ عُمَرُ الْبَابَ بِرِجْلِهِ فَکسَرَهُ»

عمر بن خطاب با پایش به در زد و در را شکست.

«وَ کانَ مِنْ سَعَفٍ»

که از چوب درخت خرما بود.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 28، ص 227، ح 14

کاملاً واضح و روشن است که اگر پرده بود، «أَغْلَقَتِ الْبَابَ فِی وُجُوهِهِمْ» معنا نداشت.

8- عمر درب خانه فاطمه زهرا را دق الباب مي‌كند

همچنین «ابن قتیبه دینوری» متوفای 270 هجری نقل می‌کند:

«قام عمر فمشی معه جماعة حتی أتوا باب فاطمة فدقوا الباب»

از این روایت معلوم می‌شود خانه حضرت در داشت که آن را دق الباب کردند.

«فلما سمعت أصواتهم نادت بأعلی صوت‌ها یا أبت یا رسول الله ماذا لقینا بعدک من ابن الخطاب وابن أبی قحافة»

حضرت فاطمه زهرا با صدای بلند فرمودند: یا رسول الله! بعد از تو ما از زاده خطاب و ابوقحافه چه ها که نمی‌کشیم.

«فلما سمع القوم صوت‌ها وبکاءها انصرفوا باکین وکادت قلوبهم تنصدع وأکبادهم تنفطر»

زمانی که صحابه صدای گریه حضرت فاطمه زهرا را شنیدند برگشتند، در حالی که قلب‌هایشان به درد می‌آمد و جگرشان کباب می‌شد.

«وبقی عمر ومعه قوم فأخرجوا علیا فمضوا به إلی أبی بکر»

الإمامة والسیاسة، اسم المؤلف: أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة الدینوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1418 هـ - 1997 م.، تحقیق: خلیل المنصور، ج 1، ص 16، باب کیف کانت بیعة علی بن أبی طالب کرم الله وجهه

همه این روایات نشانگر این است که این مسائل، یک مسائل عادی نبود که ادعا کنیم درهای خانه‌های مدینه چوبی نبود و پرده داشت و این که می گویند در خانه حضرت را آتش زدند معنا پیدا نمی‌کند!! میان برنامه‌ای می‌بینیم و در خدمت دوستان هستیم.

چرا با وجود امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) حضرت زهرا به پشت در رفت!؟

یکی دیگر از شبهاتی که امروزه وهابیت مفصل در رسانه‌ها و فضای مجازی مطرح می‌کنند شبهه‌ای تاریخ مصرف گذشته است، اما به دلیل اینکه وهابیت هرسال مطرح می‌کنند ما ناگزیر هستیم هرسال جواب بدهیم.

شاید بعضی افراد در سال‌های گذشته این شبهه را شنیده بودند، اما جواب آن را نشنیده بودند. همچنین ممکن است بعضی افراد شبهات آنها را هم نشنیده بودند و امسال برای اولین بار است که این شبهات را می‌شنوند.

آن شبهه این است که ادعا می‌کنند اگر عمر بن خطاب و دار و دسته‌اش به خانه علی بن أبی طالب هجوم آوردند، چرا حضرت خود برای باز کردن درب خانه نرفتند و حضرت فاطمه زهرا را برای باز کردن درب فرستادند؟!

با غیرت مردانگی و غیرت عرب سازگار نیست که مرد در خانه بنشیند و به زن دستور بدهد که در خانه را باز کن!

1– فاطمه زهرا (سلام الله عليها) پشت در نشسته بود

ما در این رابطه هم ما جواب‌های مختلفی از منابع شیعه و منابع اهل سنت داریم. ما می‌بینیم در کتاب «سلیم بن قیس» که «مرحوم مجلسی» هم از ایشان نقل می‌کند، آمده است که وقتی عمر بن خطاب و اطرافیانش وارد خانه حضرت شدند؛

«فَوَثَبَ عُمَرُ غَضْبَانَ فَنَادَی خَالِدَ بْنَ الْوَلِیدِ وَ قُنْفُذاً فَأَمَرَهُمَا أَنْ یحْمِلَا حَطَباً وَ نَاراً ثُمَّ أَقْبَلَ حَتَّی انْتَهَی إِلَی بَابِ عَلِی ع وَ فَاطِمَةُ ع قَاعِدَةٌ خَلْفَ الْبَاب»

کتاب سلیم بن قیس الهلالی، نویسنده: هلالی، سلیم بن قیس، محقق / مصحح: انصاری زنجانی خوئینی، محمد، ج 2، ص 864، باب الحدیث الثامن و الأربعون

حضرت فاطمه زهرا پشت در خانه نشسته بودند. انسان در خانه خود اختیار دارد هرجایی بخواهد بنشیند و هیچ ربطی هم ندارد که افرادی بیایند در را بزنند و افراد دیگری ادعا کنند که چرا حضرت فاطمه زهرا پشت در رفته است.

در آن زمان وضع خانه‌های مدینه چنین نبود که دو سه هزار متری باشد و قسمت بیرونی و اندرونی از همدیگر جدا باشد.

بنا به نقل کتاب «أنساب الأشراف» اثر «بلاذری» جلد اول صفحه 586 و «تاریخ طبری» جلد دوم صفحه 443 و «مصنف ابن ابی شیبه» جلد هشتم صفحه 572 کاملاً مشخص است که به طرف خانه حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) هجوم آوردند.

حضرت فاطمه زهرا پشت در نشسته بود، در حالی که «طلحه» و «زبیر» و تعدادی از بنی هاشم داخل اتاق با علی بن أبی طالب مشورت می‌کردند. عمر بن خطاب و همراهانش در را زدند و حضرت فاطمه زهرا هم پشت در بودند.

چنین نیست که امیرالمؤمنین در خانه نشسته باشند، از رفتن جلوی در امتناع کنند و به حضرت فاطمه زهرا دستور بدهند که در را باز کند. اصلاً زمانی که مهاجمین هجوم آوردند، حضرت فاطمه زهرا پشت در نشسته بودند.

2 - حرمت دخول به خانه بدون اذن صاحب آن

نکته دوم این است که ما سؤال را به شما برمی گردانیم. من بارها گفتم که بهترین پاسخ برای شبهه این است که ما از خود شبهه‌ای که وهابیت تولید می‌کنند، شبهه تولید کنیم.

یکی از بهترین روش‌های پاسخ به شبهات این است که از سؤال، سؤال تولید کنیم. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیوتاً غَیرَ بُیوتِکمْ حَتَّی تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلی أَهْلِها)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید در خانه‌هایی غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید.

(فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فی‌ها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتَّی یؤْذَنَ لَکم)

و اگر کسی در آن نیافتید داخل آن نشوید تا به شما اجازه داده شود.

(وَ إِنْ قِیلَ لَکمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکی لَکمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِیم)

و اگر گفته شود بازگردید، بازگردید، که برای شما پاکیزه‌تر است و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

سوره نور (24): آیات 27 و 28

عمر بن خطاب و همراهانش به چه مجوزی وارد خانه شدند؟! آیا امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه زهرا که صاحب خانه بودند، به آنها اجازه دادند تا وارد خانه شوند؟! چه کسی به آنها اجازه ورود داد؟! ورود این افراد به خانه بدون اجازه صورت گرفته است.

«ابن تیمیه» در کتاب «منهاج السنة النبویة» جلد هشتم صفحه 291 در این خصوص می‌نویسد:

«کبس البیت»

به زور وارد خانه شدند.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 8، ص 291، باب فصل قال الرافضی الثامن قوله فی مرض موته لیتنی کنت ترکت بیت فاطمة لم أکبسه

اگر به ماده «کبس» در لغت نامه مراجعه کنید، می‌بینید معنای آن به زور وارد شدن در جایی است. عمر بن خطاب و همراهانش به زور و بدون اجازه هیچکس بلکه با نهی از ورود وارد خانه شدند.

آیا کار کسانی که به زور وارد خانه حضرت فاطمه زهرا شدند، کارشان با این آیه منافات ندارد؟! آیا این افراد این آیه را زیر پا نگذاشتند؟!

آیا این افراد اجازه گرفتند و به اهل خانه سلام گفتند یا اینکه به زور وارد خانه شدند؟! اگر گفتند وارد نشوید تا اذن بدهند یا گفتند برگردید، این افراد به آن عمل می‌کردند؟! در اینجا چندین امر و نهی وجود دارد که چرا این افراد چنین کاری را مرتکب شدند!!

3- لزوم رعايت حرمت خانه نبوت

نکته سوم این است که خداوند عالم در سوره مبارکه احزاب آیه 53 می‌فرماید:

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیوتَ النَّبِی إِلاَّ أَنْ یؤْذَنَ لَکم إِلی طَعامٍ غَیرَ ناظِرِینَ إِناه)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در بیوت پیامبر داخل نشوید مگر به شما اجازه برای صرف غذا داده شود.

سوره احزاب (33): آیه 53

خانه حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) هم جزو بیوت الأنبیاء است. در کتاب «در المنثور» اثر «سیوطی» جلد ششم صفحه 203 آمده است که وقتی آیه شریفه:

(فِی بُیوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یذْکرَ فیها اسْمُهُ یسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال)

(این چراغ پر فروغ) در خانه‌هایی قرار دارد که خداوند اذن فرموده دیوارهای آن را بالا برند (تا از دستبرد شیاطین و هوسبازان در امان باشد) خانه‌هایی که نام خدا در آن برده شود و صبح و شام در آن تسبیح گویند.

سوره نور (24): آیه 36

نازل شد، کسی بلند شد و گفت:

«أی بیوت هذه یا رسول الله»

یا رسول الله! این خانه کدام خانه است؟

مراد این شخص این بود خانه‌هایی که خداوند عالم اذن داده در آنجا صدای الله و تسبیح الهی از آنجا برخاسته شود، کدام خانه است؟!

«قال: بیوت الأنبیاء»

پیغمبر اکرم فرمود: خانه انبیاء.

«فقام الیه أبو بکر فقال: یا رسول الله هذا البیت منها البیت علی وفاطمة»

ابوبکر بلند شد و گفت: یا رسول الله! خانه علی و زهرا هم جزو آن خانه‌هاست؟

«قال: نعم من أفاضلها»

پیغمبر اکرم فرمود: بله، از بافضیلت ترین آن‌هاست.

الدر المنثور، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الکمال جلال الدین السیوطی، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1993، ج 6، ص 203، النور: (36) فی بیوت أذن... ..

پیغمبر اکرم به صراحت فرمودند نه تنها خانه امیرالمؤمنین جزو بیوت انبیاء است، بلکه بافضیلت ترین خانه انبیاء خانه حضرت فاطمه زهرا و علی بن أبی طالب است.

4 – لزوم رعايت احترام پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

نکته چهارم این که در کتاب «صحیح بخاری» حدیث 3509 نقل شده است که پیغمبر اکرم فرمود:

«ارْقُبُوا مُحَمَّدًا فی أَهْلِ بَیتِهِ»

احترام پیغمبر اکرم را در اهلبیتش نگهدارید.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1361، ح 3509

این روایت بدان معناست که احترام به اهلبیت پیغمبر اکرم، احترام به پیغمبر است. همچنین آیه شریفه:

(قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی)

بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‌کنم جز دوست داشتن نزدیکانم.

سوره شوری (42): آیه 23

اصلاً خداوند عالم اجر رسالت پیغمبر اکرم را مودت قربی قرار داده است. آیا قربی اقرب از حضرت فاطمه زهرا و علی بن أبی طالب متصوَّر است؟!

چرا این افراد احترام حضرت فاطمه زهرا را به عنوان پاره وجود پیغمبر اکرم و تنها یادگار رسول گرامی اسلام و پسرعموی پیغمبر رسول الله را نگه نداشتند؟!

5 - برگشتن مردم با شنيدن ناله حضرت زهرا (سلام الله علیها)

نکته پنجم این است همانطور که قبلاً در شبهه قبل آوردیم، می‌بینیم وقتی حضرت فاطمه زهرا پشت در ناله زدند و فرمودند:

«یا أبت یا رسول الله ماذا لقینا بعدک من ابن الخطاب وابن أبی قحافة»

آمده است:

«فلما سمع القوم صوت‌ها وبکاءها انصرفوا باکین وکادت قلوبهم تنصدع وأکبادهم تنفطر»

صحابه‌ای که آمده بودند، وقتی صدای حضرت فاطمه زهرا را شنیدند قلب‌هایشان به درد آمد و گریه کنان برگشتند.

چرا عمر بن خطاب و تعداد دیگری از صحابه برنگشتند؟! آیا کار عمر بن خطاب و اطرافیانش درست بود یا کار سایر صحابه درست بود؟!

6- باز كردن درب خانه توسط همسران رسول خدا براي نامحرم

ما در این زمینه نکات زیادی داریم، اما بنده چند جواب نقضی به این افراد می‌دهم. مشاهده کنید در کتاب «تاریخ دمشق» جلد 44 صفحه 35 روایتی آمده است.

این روایت مربوط به مکه و اواخر عمر حضرت خدیجه و بعد از خروج از شعب أبی طالب است. رسول گرامی اسلام و مسلمانان سه سال در شعب أبی طالب در محاصره اقتصادی بودند.

«فلما أن صلی رسول الله صلاة المغرب قرع عمر بن الخطاب الباب»

رسول الله نماز مغرب را خوانده بودند که عمر بن خطاب آمد و در را زد.

«وقال افتحی یا خدیجة»

پیغمبر اکرم فرمود: خدیجه برخیز و در را باز کن.

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حلها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج 44، ص 35، باب آخر الجزء الثامن عشر بعد الخمسمائة من الفرع

شما در اینجا چه ادعایی دارید؟! آیا اینجا هم می‌توانید ادعا کنید که خدای ناکرده رسول گرامی اسلام خودشان نشسته‌اند و به حضرت خدیجه امر می‌کنند که در را باز کند؟!

آیا اینجا هم ادعا می‌کنید که این خلاف غیرت مردانگی است؟! آیا در اینجا هم جرئت گفتن چنین حرفی را دارید؟!

بازهم در کتاب «تاریخ دمشق» جلد 42 صفحه 470 روایتی نقل شده است مربوط به زمانی که حضرت در مدینه بودند.

«خرج رسول الله من بیت زینب بنت جحش وأتی بیت أم سلمة فکان یومها من رسول الله»

رسول اکرم از خانه زینب بنت جحش بیرون آمد و به خانه أم سلمه رفت به جهت اینکه نوبت أم سلمه بود.

«فلم یلبث أن جاء علی فدق الباب دقا خفیفا»

رسول اکرم تازه وارد خانه أم سلمه شده بودند که علی بن أبی طالب آمد و خیلی آهسته در زد.

«فانتبه النبی للدق وأنکرته أم سلمة»

پیغمبر اکرم متوجه دق الباب شد، اما أم سلمه گفت کسی در نمی‌زند.

«فقال رسول الله قومی فافتحی له»

رسول اکرم فرمود: بلند شو و برو در را باز کن.

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حلها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج 42، ص 470، باب آخر الجزء التاسع والتسعین بعد الأربعمائة من الفرع

شما در اینجا هم ادعا می‌کنید که نستجیر بالله منافات با غیرت مردانگی دارد؟! من نمی‌دانم این آقایان اصلاً کتاب‌های خودشان را خوانده‌اند یا خیر؟!

البته این قضیه در کتب شیعه هم آمده است. «مرحوم مجلسی» در کتاب «بحارالانوار» جلد 38 صفحه 348 روایتی از قول امیرالمؤمنین می‌آورد که حضرت می‌فرماید: رفتم در خانه پیغمبر اکرم را کمی بلند کوبیدم. عایشه گفت:

«مَنْ هَذَا»

چه کسی هستی؟

«فَقُلْتُ أَنَا عَلِی»

من گفتم: علی بن أبی طالب هستم.

«فَسَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یقُولُ لَهَا یا عَائِشَةُ افْتَحِی لَهُ الْبَابَ»

شنیدم پیغمبر اکرم به عایشه فرمود: ای عایشه! در را باز کن.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 38، ص 348، ح 1

عایشه در خانه نزد پیغمبر اکرم نشسته است. وقتی امیرالمؤمنین در می زند، عایشه با صدای بلند می‌گوید: چه کسی هستی؟ امیرالمؤمنین می‌فرماید: من هستم. پیغمبر اکرم خودشان جلوی در نمی‌آیند، بلکه به عایشه دستور می‌دهند در را باز کند.

این‌ها مطالبی است که عزیزان اگر خوب دقت کنند، کاملاً مسائل واضح و روشن است. نبی گرامی اسلام در موارد متعدد به همسرانشان دستور دادند تا در را باز کنند.

اگر واقعاً نستجیر بالله این کار با غیرت مردانگی یا غیرت عربی منافات دارد، شما با این شبهه، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را زیر سؤال می‌برید.

برای خودتان هم صدها و هزاران بار افتاده است که وقتی زنگ در خانه‌تان را می‌زنند، به همسرتان می گویید تا در را باز کند. آیا نسبت به خودتان هم ادعا می‌کنید که ما غیرت مردانگی نداریم و به همسرمان می گویید جلوی در برود؟!

این موارد یک سری شبهاتی است که آقایان وهابی مطرح می‌کنند، بدون آنکه از عواقب کار مطلع باشند.

بنابراین ما ناگزیر هستیم مرتب شبهات وهابیت را رصد کنیم. هرچه وهابیت شبهات را تکرار کنند، بر ما هم واجب و لازم است که این شبهات را پاسخ بدهیم تا جایی که این افراد را حتی میان خانواده خودشان هم رسوا کنیم. ما راه دیگری نداریم.

ائمه اطهار اعم از امام باقر، امام صادق، امام حسن عسکری (علیهم السلام) و دیگران شاگردانی تربیت می‌کردند و به آنها دستور می‌دادند به شبهات پاسخ بدهند و آنها را در جامعه مفتضح و بی آبرو کنند تا مردم به حرف آنها گوش ندهند.

اگر شما چهار یا پنج مورد از شبهات آنها را خوب و محکم جواب حلی و نقضی بدهید، رسوا خواهند شد. گرچه روی این افراد بیشتر از اینهاست، اما حداقل خود وهابیت و اهل سنت که به آن‌ها می‌بالند می‌فهمند که آنها هیچ آبرویی ندارند.

اگر شما چند مورد از شبهات آنها را محکم جواب حلی و نقضی بدهید، رسوا خواهند شد. بنده بارها گفتم که معتقدم تأثیرگذاری جواب نقضی در پاسخ به شبهه چندین برابر جواب حلی است.

هر جواب حلی نیاز به سه یا چهار جواب نقضی دارد تا تار و پود فکری این افراد به هم بریزد و دیگر به فکر آنها نرسد که بخواهند نسبت به عقائد شیعه شبهه وارد کنند.

بنده عرایضم را به همین جا خاتمه می‌دهم و توفیق همه عزیزان را از خداوند منّان می‌خواهم.

بنده از همه عزیزانی که در مشهد مقدس در جوار بارگاه ملکوتی امام هشتم (علیه السلام) هستند، التماس دعا دارم و تقاضا می‌کنم ما را هم از دعای خیرشان فراموش نکنند.

تقاضامندم زائرین زمانی که وارد حرم مطهر امام رضا (علیه السلام) می‌شوند، نگویند: «یا علی بن موسی الرضا یابن رسول الله»، بلکه خطاب کنند: «یا علی بن موسی الرضا یابن فاطمة الزهراء»!

به قول عرفا و اهل دل امام هشتم را به «ابن الزهراء» خطاب کردن سرّی دارد. یکی از دوستان ما می‌گفت: ما از حرم بیرون می‌آمدیم در حالی که «علامه طباطبایی» صاحب کتاب «تفسیر المیزان» وارد می‌شد.

ما از ایشان پرسیدیم: آقاجان! ما چکار کنیم امام رضا حاجت ما را بدهد؟ ایشان با حالت لرزانی که در اواخر عمر پیدا کرده بودند، گفتند: پسرم در گوشه‌ای بنشینید و روضه حضرت فاطمه زهرا بخوانید، هم خودتان بگریید و هم امام رضا را بگریانید.

تعبیر «مرحوم علامه طباطبایی» این است: اگر این کار را کردید، دست و بال امام رضا را بستید و شما را بدون اینکه حاجت روا کند از حرم بیرون نمی‌کند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 



مطالب مرتبط:
پاسخ به سه شبهه جدید، پیرامون شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)اسناد شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) از منابع شیعه و اهل سنت برگی از فضائل بی نظیر حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)طرح شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) مُخل وحدت یا ملاک حقیقت
Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها