2018 November 14 - چهار شنبه 23 آبان 1397
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (55) – دو روایت دیگر، در مشروعیت تقیه در سنت پیامبر اعظم!
کد مطلب: ٩١٨٣ تاریخ انتشار: ٢٧ ارديبهشت ١٣٩٥ - ١١:٤٥ تعداد بازدید: 1234
خارج کلام مقارن » بررسی شبهات تقیه
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (55) – دو روایت دیگر، در مشروعیت تقیه در سنت پیامبر اعظم!

جلسه هشتاد و ششم 95/02/26

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

جلسه هشتاد و ششم   95/02/26

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاء الله.

تذکری لازم، از مقام معظم رهبری!

قبل از آنیکه بحث خودمان را ادامه بدهیم، نکته ای را خدمت دوستان عرض کنم در رابطه با فرمایشات دیروز مقام معظم رهبری که با مدیران، اساتید و طلاب حوزه های علمیه تهران داشتند.

ایشان فرمودند که طلبه ها باید در حوزه پاسخگوئی به شبهات مجهز باشند و جهاد هم همین است و نیاز نیست که ما سلاح به دست بگیریم و...

الحق این فرمایشات مقام معظم رهبری، فرمایشات بجا و لازمی بود. البته این تعابیر را بارها ایشان گفتند. تنها دیروز نبود. ولی این دفعه، روزنامه ها و خبرگزاری ها، به صورت ویژه به این فرمایشات ایشان پرداختند و اطلاع رسانی کردند.

الحق فرمایشات لازم و بجایی بود که ایشان به آن پرداختند. من خودم سی چهل مورد از این فضاهای مجازی را آشنائی دارم. مخصوصاً الآن «تلگرام» که خیلی مطرح هست و می گویند که در ایران نزدیک 65میلیون کاربر دارد!!

شبهاتی که در این فضاهای مجازی دارد مطرح می شود، واقعاً خیلی تأسف بار است. بعضاً هم بچه شیعه هایی که وارد این فضاها می شوند، متأسفانه توانایی پاسخگوئی به این شبهات را ندارند!!

من همین پریروز بود در یکی از این گروه هایی که مال بچه شیعه ها هست و طلبه ها در آن گروه هستند، دیدم یک جوجه وهابی آمده و یک سؤالاتی مطرح می کند و این بنده خدا هم در جوابش معطل مانده است.

من دو سه تا مطلب را سریع برداشتم و کپی کردم. این بابا سریع برداشت پاک کرد!! گفتم تو که نمی توانی جوابش را بدهی، ما هم که جواب می دهیم، برمی داری پاک می کنی! این چه وضعی است!؟ شما که بلد نیستی جواب بدهی، برای چه به عنوان مدافع شیعه به این فضاها ورود پیدا می کنی!؟

لذا دوستان لازم است که در این فضاهای مجازی ورود پیدا بکنند و کار بکنند. دوستان باید بدانند که اینها دارند چه کار می کنند!؟ الآن وضعیت این فضاهای مجازی به چه صورتی است!؟

الآن این تلگرام که دیگر مال ایرانی ها شده است. فارسی هم هست. دوستان می توانند ورود پیدا بکنند، و کار بکنند. البته در فضاهای دیگری مثل «تویتر»، «یوتیوب» و »فیس بوک» اگر دوستان بروند می بینند که این جوجه وهابی های عرب زبان، دارند به قول خودشان طوفان می کنند!! و کسی هم نیست که به اینها جواب بدهد!!

یعنی از طلبه های فاضل ما، از اساتید و دانشجویان، کسانی که چیزی بلد هستند، وقتش را ندارند و کسانی که وقت دارند، چیزی بلد نیستند!! مشکل ما این است!

من امیدوارم دوستان ما وارد این فضاهای مجازی بشوند و من معتقد هستم که اگر کسی یک ماه در این فضاهای مجازی برود و کار بکند، به اندازه پنجاه سال حوزه جلو می افتد!!

البته دوستان نباید انتظار داشته باشند که وقتی وارد شدند همه سؤالات و شبهات را می توانند جواب بدهند! یا همیشه پیروز می شوند! نه؛ چه بسا از ده مورد، پنج شش مورد جواب خوب می دهید، سه چهار مورد هم جواب ندارید و گیر می کنید!

یا آنها سؤالی را طرح می کنند که شما از جواب دادن به آن، عاجز می مانید! در آن فضا هم دو هزار، سه هزار نفر، عضو هستند دارند کار شما را می بینند! ولی اگر شما یک ماه در این فضای مجازی کار بکنید، مخصوصاً فرصت تابستان هم هست، شاید به اندازه پنجاه سال حوزه جلو می روید!!

یعنی شما آنجا می بینید که اینها چکار دارند می کنند! امروز چه شبهات و سؤالاتی را مطرح می کنند. یک دفعه این است شما در حوزه، کتابهایی را مطالعه می کنید که فرضاً «ابن تیمیه» هشتصد سال گذشته این شبهه را مطرح کرده؛ یا «قاضی عبدالجبار معتزلی»، هزار سال قبل، فلان شبهه را مطرح کرده؛ ولی ما باید ببینیم که مخالفین ما، امروز چه می گویند!؟ لازم است ببینیم که دشمنان ما، امروز چه شبهاتی را دارند مطرح می کنند.

لذا به دوستان توصیه می کنیم که وارد این فضاهای مجازی بشوند، با شبهات آشنا بشوند، با جوابهای داده شده آشنا بشوند، کار بکنند و در این حوزه فعالیت جدی بکنند. که به تعبیر مقام معظم رهبری، «جهاد»، امروز پاسخگوئی به شبهات است.

برگردیم به بحث...

ما دیروز در رابطه با موضوع «تقیه در سنت» بحث کردیم. روایاتی را در این زمینه مطرح کردیم. از جمله روایات، روایت تقیه نبی مکرم از تغییر بیت الله الحرام و ادخال حجر در درون بیت بود. چند روایت را در این باب از صحیح بخاری و دیگر مصادر اهل سنت خواندیم که نبی مکرم فرمودند من اگر بخواهم کعبه را تغییر بدهم، یا درب خانه خدا را در روی زمین قرار بدهم، قریش که قوم عایشه بود، قلبشان از اسلام متنفر می شود و اینها از اسلام فرار می کنند!

حلا «نَفَر» بگیریم یعنی فرار کردن و اعراض کردن یا «تَنَفّر» بگیریم که به معنی متنفر شدن است، فرقی نمی کند. عرض کردیم که علامه سندی در حاشیه بر سنن نسآئی، در این زمینه گفته که:

«لولا قرب عهدهم بالكفر يريد أن الإسلام لم يتمكن في قلوبهم فلو هدمت لربما نفروا منه»

اگر نزدیکی قوم عایشه به کفر نبود، یعنی اینکه اسلام هنوز در دلهای آنها جای نگرفته بود. و اگر خانه را خراب می کرد، از اسلام متنفر می شدند.

حاشية السندي على النسائي، اسم المؤلف: نور الدين بن عبدالهادي أبو الحسن السندي، دار النشر: مكتب المطبوعات الإسلامية - حلب - 1406 - 1986، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبدالفتاح أبو غدة؛ ج5، ص 214

سؤال: چه کسانی بودند که از تخریب بیت و ادخال حجر به بیت ناراحت می شدند و از اسلام فرار می کردند؟ از عوام مردم قریش بودند یا خواص و بزرگان قوم بودند؟

جواب: ما باید منصفانه برخورد کنیم. این که اینها «قریب عهدهم بالجاهلیه»؛ یا «قریب عهدهم بالکفر» بودند، شکی نیست. ولی اگر این سخن نبی مکرم، در اوایل بعثت باشد، خیلی راحت می شود توجیه کرد که این کسانی که از تخریب بیت و تغییر در بیت ناراحت می شدند، چه کسانی بودند.

ولی اگر اواخر هجرت باشد – که ظاهر هم این است که مربوط به اواخر هجرت است – قدر متیقن کسانی است که در فتح مکه مسلمان شدند. که همان دودمان بنی سفیان و بنی مروان و اینهایی بودند که تازه مسلمان شدند. اینها بودند که از اسلام فرار می کردند و متنفر می شدند!

همان گونه که در جنگ حنین هم، نبی مکرم برای همین قریشی که تازه مسلمان شده بودند، بیش از دیگران مسلمانان که در فتح مکه حضور داشتند، از بیت المال و از غنائم جنگی به اینها بخشید. به طوری که بعضی از منافقین اعتراض کردند!

نبی مکرم در مقابل اعتراض اینها فرمود که ما برای تألیف قلوب، اینهمه به اینها عنیمت می دهیم! اگر این باشد، قدر متقین از افراد متفر از اسلام، قریشی است که تازه مسلمان شده اند. نه آنهائی که قبلاً مسلمان شده بودند.

منصفانه اگر بخواهیم قضاوت بکنیم، قدر متیقنش این است. اگر خواستیم الغای خصوصیت بکنیم آن آیه مبارکه 31 سوره «مدثر» مطرح می شود که افراد را به چهار گروه تقسیم می کند. دسته ای کافر، دسته دیگر مؤمنین، دسته ای دیگر اهل کتاب را بیان می کند و از دسته چهارم با عنوان «الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَض‏» تعبیر می کند.

چون در مکه دیگر نفاقی نبوده است. قرآن نیامد تقسیم بندی بکند به منافق و مؤمن! آنجا می گوید که افرادی که در اطراف تو هستند، یا مؤمن هستند، یا کافر هستند، یا اهل کتاب هستند و یا «في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَض» هستند!

این «الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَض‏» یعنی کسانی که اسلام را قبول نکرده اند و یا تظاهر به اسلام دارند می کنند! یا اینکه هنوز دو دل هستند. آیا واقعاً اسلام درست است یا اسلان دین درستی نیست! ظاهر قضیه هم همین است.

اگر ما این «الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَض‏» را به همین شکل استصحاب بکنیم بیاوریم به‏ مدینه، از مدینه بیاوریم به فتح مکه، و بعد از فتح مکه نیز این را به برخی از شاخصین اطلاق بکنیم، در اینجا می شود برخی مطالب را گفت.

ولی من همیشه گفتم، که ما دشمن را هم اگر خواستیم بزنیم منصفانه بزنیم. نیاییم همینطوری فله ای حرف بزنیم. این درست نیست.

روایت هفتم: دیروز شش روایت در سنت نبی مکرم در زمینه تقیه را مطرح کردیم. روایت هفتم، از «عبدالله بن عمر» است که می گوید پیغمبر اکرم فرمود:

«الْمُؤْمِنُ الذي يُخَالِطُ الناس وَيَصْبِرُ على أَذَاهُمْ أَعْظَمُ أَجْرًا من الْمُؤْمِنِ الذي لَا يُخَالِطُ الناس ولا يَصْبِرُ على أَذَاهُمْ»

مؤمنی که با مردم رفت و آمد دارد و بر آزار و اذیت آنها صبر می کند، پاداش بیشتری دارد از مؤمنی که با مردم در ارتباط نیست و بر اذیت آنها صبر نمی کند.

سنن ابن ماجه، اسم المؤلف: محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني، دار النشر: دار الفكر - بيروت - ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي؛ ج2، ص 1338، ح 4032

در حقیقت پیغمبر اکرم در این روایت می فرماید که بودن در جامعه و رفت و آمد در جامعه و رساندن حقایق به مردم اجتماع، گر چه مسلتزم برخی اذیتها و مشکلات باشد، ارزشمندتر است.

روایت هشتم: از «حاکم نیشابوری» است که می گوید پیغمبر به «ابوذر» فرمود:

«يَا أَبَا ذَرٍّ، كَيْفَ أَنْتَ إِذَا كُنْتَ فِي حُثَالَةٍ؟»، وَشَبَّكَ بَيْنَ أَصَابِعِهِ قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، فَمَا تَأْمُرُنِي؟ قَالَ: «اصْبِرْ، اصْبِرْ، اصْبِرْ، خَالِقُوا النَّاسَ بِأَخْلَاقِهِمْ، وَخَالِفُوهُمْ فِي أَعْمَالِهِمْ»

ای ابوذر! اگر در میان افراد پست و فرومایه باشی، چه می کنی؟ حضرت انگشتانش را داخل هم کرد. ابوذر گفت: چه دستوری می فرمایید؟ فرمود: صبر کن صبر کن صبر کن. با مردم با اخلاق آنها برخورد کن ولی در اعمالشان، با آنها مخالفت کن.

المستدرك على الصحيحين؛ ج ص دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا

زندگی کردن در میان افراد پست، و آزار و اذیت شدن توسط آنها، به دو صورت است. یک وقت به صورت کتک خوردن از آنهاست. و یک وقت نه، به صورت زجر نفسی کشیدن از دست آنهاست. یعنی نمی تواند در میان آنها حقیقت را بگوید، لذا زجر می کشد!

می بیند که مردم دارند کار ناشایست می کنند، ولی این نمی تواند بیان بکند. لذا مجبور می شود بر خلاف عقیده و اعتقاد خودش مطالبی را بیان بکند! زجر این کار، از کتک خوردن خیلی بیشتر است.

صبر کردن، فقط در برابر کتک خوردن نیست. صبر، متعلقات متعددی دارد. صبر در برابر معصیت، در برابر مصیبت، و صبر در برابر طاعت! که تمام اینها، شامل تقیه خواهد شد.

لذا شخصی مثل «اباذر»، می بیند که در جامعه اسلامی، قضیه امامت امیرالمؤمنین کنار گذاشته می شود. مردم دنبال افرادی می روند که شایستگی خلافت ندارند. ظلم و ستم در میان مردم رواج دارد؛ خب در اینجا، آیا دیدن این وضعیت، برای اباذر شکنجه هست یا نیست!؟ قطعاً شکنجه است!

ولی «اباذر» در این شکنجه چه کار باید بکند!؟ مطالب را بیان بکند، یا بر این شکنجه صبر کند!؟ خب ایشان بر این شکنجه صبر می کند و تحمل می کند! این خودش نوعی تقیه است! لذا عموم فقهاء، این روایت را در رابطه با تقیه ذکر کرده اند!

«خَالِقُوا النَّاسَ بِأَخْلَاقِهِمْ، وَخَالِفُوهُمْ فِي أَعْمَالِهِمْ» یعنی اینکه مثل آنها سخن بگو. حرف آنها را در ظاهر تأیید کن. یعنی مثلاً عده ای نشسته اند از خلفاء تمجید می کنند، ولی اباذر همچین عقیده ای ندارد، می آید برای اینکه خودش را مصون بدارد، طبق رویه آنها عمل می کند! از خلفاء تمجید و تعریف می کند. و این همان تقیه است!

سؤال: آیا تقیه کردن، فقط مخصوص مسائل اعتقادی و ایمانی و اعتقادی است!؟

البته دوستان توجه داشته باشند که «تقیه» فقط مربوط به مسائل اخلاقی و اعتقادی نیست. هیچ کسی چنین حرفی نزده است. ما در معنای تقیه، در لغت و اصطلاح گفتیم که تقیه یعنی اظهار کردن چیزی که شما با آن عقیده نداری! عقیده نداری، نه فقط در مسائل اعتقادی!

«علی بن یقطین» که بنابر دستور امام کاظم تقیه می کند و مثل اهل سنت وضو می گیرد، عقیده ابن تقطین بر خلاف این است ولی امام می فرماید مثل اهل سنت وضو بگیر. این بحث، بحث اعتقادی نیست. یک فرعی است از فروعات فقهی!

لذا تقیه یعنی رفتاری و گفتاری بر خلاف آنچه که ما عقیده داریم هست، حال این عقیده، مربوط به مسائل اعتقادی باشد، مسائل احکام باشد، مسائل سیاسی باشد و یا حتی مربوط به مسائل اخلاقی جامعه باشد؛ هیچ فرقی نمی کند.

روایتی در جواز و مشروعیت ساختن گنبد و بارگاه!

اگر دوستان یادشان باشد، در یک جای دیگر نیز، این کلمه «حُثَالَةٍ» را داشتیم. در رابطه با روایتی که بحث تعمیر قبور ائمه و بنای بر قبور را مطرح می کند، و در حقیقت دلیل مشروعیت ساختن گنبد و بارگاه برای ائمه هست؛ امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) می فرماید به پیغمبر عرض کردم:

«يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا لِمَنْ زَارَ قُبُورَنَا وَ عَمَرَهَا وَ تَعَاهَدَهَا»

ای پیغمبر! پاداش کسی که قبرهای ما را زیارت کند و آنها را بسازد و تعمیر کند و مواظبش باشد چیست؟

پیغمبراکرم در جواب من فرمود:

«يَا أَبَا الْحَسَنِ إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ قَبْرَكَ وَ قَبْرَ وُلْدِكَ بِقَاعاً مِنْ بِقَاعِ الْجَنَّة... وَ لَكِنَّ حُثَالَةً مِنَ النَّاسِ يُعَيِّرُونَ زُوَّارَ قُبُورِكُمْ بِزِيَارَتِكُمْ كَمَا تُعَيَّرُ الزَّانِيَةُ بِزِنَاهَا أُولَئِكَ شِرَارُ أُمَّتِي لَا نَالَتْهُمْ شَفَاعَتِي وَ لَا يَرِدُونَ حَوْضِي»

ای علی! همانا خداوند قبر تو را و قبر فرزندان تو را خانه ای از خانه های بهشت قرار داده است... نخاله هایی از مردمان مانند زن زنا دهنده ای که زنایش را انکار می نماید، از زائران بارگاه شما عیب جویی نموده و آنان را تحقیر می نمایند، آنان پست ترین افراد امت من اند و شفاعت من به آنها نمی رسد و در روز قیامت از حوض کوثر آب نخواهند نوشید.

تهذیب الأحکام؛ ج6، ص 22، ح 50

البته روایت مفصل هست. دوستان می توانند در تهذیب الأحکام مرحوم شیخ طوسی، این روایت را ببینند.

دوستان باید توجه داشته باشند که برای پاسخ به سؤالات همیشه آماده باشند. یعنی کسی از شما سؤالی می کند، شما بلافاصله جواب او را بدهید.

مخصوصاً در فضای مجازی ما باید فایلهایمان به گونه ای ردیف باشد که در اسرع وقت، جواب سؤال را پیدا کنیم و تقدیم مخاطب و سؤال کننده بکنیم. دوستان این نرم افزار جستجوی Everything را حتما داشته باشند. نرم افزار بسیار قوی است در جستجوی مطالب که در صفر ثانیه مطلب مورد نظر شما را از کامپیوترتان پیدا می کند.

من خودم الان در کامپیوترم شاید بالای 50هزار فایل دارم. وقتی دنبال مطلبی می گردم، در میان این همه فایل، در صفر ثانیه مطلب مورد نظر من را پیدا می کند. یعنی حتی به ثانیه هم نمی رسد.

در هر صورت این روایت، دلیل خوبی است برای مشروعیت ساختن گنبد و بارگاه برای ائمه(علیهم السلام). البته دوستان توجه داشته باشند که این روایات دلیل مشروعیت تعمیر قبور ائمه است فقط نه برای قبور عموم مردم!

لذا ما روایاتی در منابع خودمان داریم که در آن روایات از ساختن گنبد برای قبر عموم مردم نهی شده است. مثلاً امیرالمؤمنین فرمود که پیغمبر «نَهَى أَنْ تُجَصَّصَ الْمَقَابِر»! (من لایحضره الفقیه؛ ج4، ص 4، ح 4968) یا «نَهَى عَنْ تَقْصِيصِ الْقُبُور»! (وسائل الشیعه؛ ج3، ص211، ح 3430)؛ یعنی اصلاً شما قبر را سیمان و گچ هم بکشید، این مورد نهی پیامبر بوده است!

یعنی این اندازه هم کسی بیاید قبر را تعمیر کند، در روایات ما نهی شده است! یا فرمود: «لَا تَبْنُوا عَلَى الْقُبُور» (تهذیب الأحکام؛ ج1، ص 461، ح 1505)!

وهابی ها این روایات را گرفته اند بر علیه شیعه که آقا! این بنای بر قبور و حرم سازی و گنبد و بارگاه و ضریح، برخلاف دستور ائمه شماست!! چون در روایت داریم که «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: لَا تَبْنُوا عَلَى الْقُبُور» دستور امام صادق است که نباید بر قبرها بنایی ساخته شود. غافل از اینکه در اینجا تمام فقهای ما، گفته اند که قبور انبیاء الهی و همچنین ائمه(علیهم السلام) استثناء شده است.

مرحوم علامه مجلسی می نویسد:

«و يمكن أن يقال: هذا من خصائص الأئمة و أولادهم عليهم السلام لئلا يندرس قبورهم و لا يحرم الناس من زيارتهم كما قال: السيد المحقق صاحب المدارك، و كيف كان فيستثنى من ذلك قبور الأنبياء و الأئمة عليهم السلام لإطباق الناس على البناء على قبورهم‏»

ممکن است گفته شود این ساخت و بنای بر قبور و تعمیر قبور، از خصوصیات ائمه و فرزندان ایشان باشد،

مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول؛ ج14، ص 118

و یا مرحوم صاحب جواهر می گوید:

«قد استثنی فی جامع المقاصد من کراهة التجصیص و التجدید قبور الأنبیاء و الأئمه (علیهم السلام) کالمدارک قالا: لإطباق السلف و الخلف علی فعل ذلک بها»

به تحقیق در جامع المقاصد، قبور انبیاء و ائمه از کراهیت داشتن ساختن گنبد و بارگاه و تعمیر و تجدید بنای آنها، استثناء شده است. به خاطر اینکه گذشتگان ما به بنای بر قبور انبیاء و ائمه اهتمام داشتند.

جواهر الکلام، الشیخ الجواهری، ج4، ص 340

روایت نهم: باز از «عبدالله بن عمر» هست که می گوید پیغمبر اکرم فرمود:

«لا يَنْبَغِي لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَذِلَّ نَفْسَهُ قِيلَ يا رَسُولَ اللَّهِ وَكَيْفَ يَذِلُّ نَفْسَهُ قال أَنْ يَتَعَرَّضَ مِنَ الْبَلاءِ لِمَا لا يُطِيقُ»

سزاوار نیست که مؤمن خود را خوار کند. پرسیدند که چگونه مؤمن خود را خوار می کند؟ فرمود: خود را در معرض مصیبتی قرار می دهد که طاقتش را ندارد.

المعجم الكبير، اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي؛ ج12 ص 408 ح 13507

مثلاً در یک اجتماعی که عقیده خاصی دارند و معتقد به خلافت آقای ابوبکر هستند، می آید شروع می کند و خلافت ابوبکر را زیر سؤال بردن! و برای خودش دردسر درست می کند.

یا در دست یک ظالم گرفتار است، می آید شروع می کند به کلّه شقی کردن و یک دندگی کردن! همین یک دندگی کردن در برابر ظالم، که باعث بشود ظالم بر او بیشتر سخت بگیرد، بیشتر او را شکنجه کند، این خلاف تقیه است.

والسلام علیکم و رحمة الله

 

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English