2018 November 13 - سه شنبه 22 آبان 1397
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(41)
کد مطلب: ٨٩٢٠ تاریخ انتشار: ١٧ فروردين ١٣٩٥ - ٢٠:٠٦ تعداد بازدید: 1221
خارج کلام مقارن » بررسی شبهات تقیه
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(41)

جلسه شصت و نهم 95/01/17

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه شصت و نهم   95/01/17

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاء الله.

در ادامه بررسی علل و مبانی مسئله «تقیه» در شیعه، به روایتی از «صحیح بخاری» رسیدیم که در مورد دستور پیامبر مبنی بر ممنوعیت سب صحابه مطرح شده بود. عرض کردیم که بخاری در این روایت، تقطیعی انجام داده بود و اصل روایت را مسلم نیشابوری در «صحیح مسلم» اینگونه نقل کرده بود که:

«عن أبي سَعِيدٍ قال كان بين خَالِدِ بن الْوَلِيدِ وَ بَيْنَ عبد الرحمن بن عَوْفٍ شَيْءٌ فَسَبَّهُ خَالِدٌ فقال رسول اللَّهِ لَا تَسُبُّوا أَحَدًا من أَصْحَابِي فإن أَحَدَكُمْ لو أَنْفَقَ مِثْلَ أُحُدٍ ذَهَبًا ما أَدْرَكَ مُدَّ أَحَدِهِمْ ولا نَصِيفَهُ»

ابو سعید نقل کرده است که بین خالد بن ولید و بین عبدالرحمن بن عوف درگیری پیش آمد. خالد عبدالرحمن را فحش داد. لذا پیغمبر فرمود هیچ کدام از اصحاب مرا فحش ندهید. اگر هر کدام از شما به اندازه کوه احد طلا در راه خدا انفاق بکند، به اندازه یک مد و یا نصف مد انفاق آنها نمی رسد.

صحيح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي؛ ج4، ص 1967، ح 2541

تلاش دکتر «طیب»، در بیان فضیلت «صحابه» بر دیگران!

عرض کردیم که جناب آقای «طیب»، در برنامه های ماه رمضان خود، مکرر به این روایت صحیح بخاری اشاره می کرد و شیعه را به سب صحابه متهم می کرد. همچنین ایشان روایت «عبدالله بن عمر» را نقل می کرد که نبی مکرم می فرماید:

«لَا تَسُبُّوا أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ فَلَمُقَامُ أَحَدِهِمْ سَاعَةً خَيْرٌ من عَمَلِ أَحَدِكُمْ عُمْرَهُ »

به اصحاب من ناسزا نگوئید. یک ساعت در کنار پیغمبر بودن ایشان، بهتر است از اعمال تمام عمر شما.

سنن ابن ماجه، اسم المؤلف: محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني، دار النشر: دار الفكر - بيروت - ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي؛ ج1، 57

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس؛ ج1، ص57

یا در روایتی دیگر دارد که:

«خيرٌ مِنْ عِبَادَةِ أَحَدِكُمْ أَرْبَعِينَ سَنَة»

بهتر از چهل سال عبادت یکی از شماست.

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس؛ ج1، ص 60

آقای «طیب» ضمن توضیح روایت فوق، در ادامه از «احمد بن حنبل» روایتی نقل کرده که گفته است:

«إن أدناهم صحبة هو أفضل من القرن الذين لم يروه ولو لَقُوا الله بجميع الأعمال»

همانا کمترین مصاحبت صحابه با نبی مکرم، با فضیلت تر از کسانی است که در قرنی بودند که پیامبر را ندیدند. و لو اینکه با تمام اعمال خلائق خداوند را ملاقات بکنند.

شرح أصول اعتقاد أهل السنة والجماعة من الكتاب والسنة وإجماع الصحابة؛ هبة الله بن الحسن بن منصور اللالكائي أبو القاسم المتوفی : 418؛ دار النشر: دار طيبة - الرياض - 1402، تحقيق: د. أحمد سعد حمدان؛ ج1، ص160، ح 317

آقای دکتر «طیب»، در ادامه بیان فضیلت صحابه، مطلبی را از «نووی» شارح صحیح مسلم نقل کرد که گفته است:

«وفضيلة الصحبة ولو للحظة لا يوازيها عمل، ولا تنال درجتها بشىء، والفضائل لا تنال بالقياس، ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء»

و برتری مصاحبت با پیامبر، و لو یک لحظه، با هیچ عملی قابل مقایسه نیست. و هیچ چیزی به این درجه نمی رسد. فضائل صحابه با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. و این فضیلتی است که خداوند به هر که بخواهد می دهد.

صحيح مسلم بشرح النووي، اسم المؤلف: أبو زكريا يحيى بن شرف بن مري النووي، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1392، الطبعة: الطبعة الثانية؛ ج16، ص 93

ایشان با بیان این روایات در فضائل صحابه، شروع می کند به هجمه بر علیه شیعه، که شیعه با وجود این همه روایات در فضیلت صحابه، اساساً مذهب سب صحابه است!!

مخاطب پیامبر در روایت صحیح بخاری کیست؟

اشکال اساسی که در روایت «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» وجود دارد این است که مخاطب پیغمبر در این روایت، خود صحابه هستند! یعنی حضرت به «صحابه» می فرماید که به «صحابه» فحش ندهید! معنی روایت این است دیگر. چون «لاتسبوا» صیغه جمع مخاطب است. تعدادی افراد پای منبر پیامبر نشسته اند، حضرت به آنها می فرماید که ای صحابه، به صحابه فحش ندهید!!

عرض کردیم در جلسه دیروز که، در «صحیح مسلم» دارد که بین «خالد بن ولید» و «عبدالرحمن بن عوف» در حضور پیامبر اکرم، دعوایی رخ می دهد، و به همدیگر فحش می دهند. لذا حضرت می فرماید به اصحاب من فحش ندهید! پس بنابراین مخاطب پیامبر خود صحابه بوده است. نه غیر صحابه!

پس بنابراین جناب آقای طیب! این سر و صدایی که شما به پا کرده اید که به صحابه فحش و ناسزا ندهید که:

«من سب أصحابي فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين»

هر کس به صحابه فحش بدهد مورد لعن خداوند و ملائکه و تمام مردم است.

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس؛ ج1، ص52

این را بدانید که اولین کسانی که شامل این خطاب نبی مکرم می شوند، خود صحابه هستند! مخاطب اصلی پیامبر، خود صحابه هستند!

علامه «امینی» در این زمینه تعبیر زیبائی دارد و می گوید:

«وهل سنة رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم المزعومة في قوله: لا تسبوا أصحابي وقوله صلى الله عليه وآله وسلم من سب أصحابي فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين كانت مختصة بغير المخاطبين بها في صدر الاسلام من الصحابة؟! أو إنها عامة مطردة؟!»

آيا اين سنتي كه اهل سنت ادعا مي‌كنند كه پيامبر (صلى الله عليه وآله)‌ از دشنام به صحابه لعن كرده و نيز فرموده است «هركس به اصحاب من دشنام دهد، لعنت خدا و ملائكه و همه مردمان بر او باد»، اين مختص به كساني غير از مخاطبين اين روايت در صدر اسلام - يعني صحابه - بوده است؟! يا اين روايت عموميت داشته و شامل صحابه نيز مي‌شود؟ (يعني آنان نيز نبايد به يكديگر دشنام مي‌دادند؟!

الغدير للشيخ الأميني، ج10، ص270

در حقیقت این حدیث نقل شده از پیامبر، حدیثی است که خودش، خودش را نفی می کند. خود حدیث، خودش را زیر سؤال می برد! یعنی می فرماید ای صحابه! هر کدام از شما به دیگری فحش بدهد، لعنت خدا و ملائکه بر او باد!!

اگر این روایت «من سب أصحابي فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين»، سنت است؛ اول مخاطب این روایت، خود صحابه هستند. این را شما چه کار می خواهید بکنید!؟

تأويل جالب حدیث مورد بحث، از ناحیه علماء اهل سنت!

آقایان علمای اهل سنت، آمده اند این روایت را توجیح کرده اند. البته توجیحی که نمی توان آن به راحتی پذیرفت.

آقای «ابن حجر عسقلانی» در توجیه این روایت می نویسد:

«اضطر ذلك علماء أهل السنة لتأويل الرواية كما قال ابن حجر: قوله «فلو أن أحدكم» فيه إشعار بأنّ المراد بقوله أولاً أصحابي، أصحاب مخصوصون وإلا فالخطاب كان للصحابة.»

كلام رسول خدا (صلى الله عليه وآله) كه فرموده‌اند «اگر يكي از شما» ، نشان مي‌دهد كه مقصود از سخن رسول خدا در ابتدا كه فرمودند «اصحاب من»، گروهي خاص از صحابه است (و نه همه آنها)، زيرا خطاب (در نهي از دشنام) به خود صحابه بوده است.

فتح الباري شرح صحيح البخاري، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب؛ ج7، ص 34

یعنی مثلاً پیغمبر بگوید: ای اصحابی که در سمت راست منبر من هستید، اصحاب سمت چپ منبر مرا فحش ندهید!!

آقای «خليل بن كيكلدي العلائي» متوفای 761 هجری نیز، در این زمینه می نویسد:

«والذي يتوجه على دلالة الحديث أن الخطاب فيه مشافهة فلابد وأن يكون من عاصر النبي صلى الله عليه وسلم داخلا في ذلك وحينئذ فيكون الخطاب للعوام من الصحابة ويكون لفظ أصحابي ليس على عمومه بل خاصا بالمجتهدين»

حدیث دلالت می کند بر اینکه خطاب این حدیث شفاهی بوده است. و هر کس که هم عصر پیامبر بوده، در این حدیث داخل است. بنابراین خطاب پیامبر، متوجه صحابه عوام بوده است. نه صحابه خاص و خواص. و لفظ اصحابی، عمومیت نداشته است. بلکه مخصوص صحابه مجتعد بوده است.

إجمال الإصابة؛ ج1، ص 61، دار النشر: جمعية إحياء التراث الإسلامي - الكويت - 1407، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد سليمان الأشقر.

خیلی عجیب است که می گوید عبارت «لاتسبوا» شامل عوام صحابه است؛ و عبارت «اصحابی» شامل خواص و مجتهدین صحابه است!!! یعنی پیغمبر فرموده که ای عوام صحابه من، صحابه خواص من را دشنام ندهید!!

علمای اهل سنت در تفسیر و توجیه این روایت معطل مانده اند که چه بکنند! آیا خطاب پیامبر، متوجه عموم صحابه است یا صحابه خاص! در هر صورت، مخاطب این حدیث، صحابه است. و هر کس از صحابه به صحابه فحش بدهد، مشمول لعن خداوند و ملائکه و تمام مردم می شود!!

مراد از «صحابه» در روایت پیامبر؛ ائمه اهلبیت(علیهم السلام) هستند!!

ما در اینجا نکته ای داریم که قابل توجه است. و آن این است که ممکن است مراد پیامبر از دشنام ندادن به صحابه، فحش ندادن به اهلبیت خودش باشد! یعنی مقصود اصلی از «صحابه»، ائمه اهلبیت(علیهم السلام)  باشد!! یعنی «لاتسبوا اصحابی» یعنی «لاتسبوا اهل بیتی»!

امام صادق(سلام الله علیه) و ایشان از نبی مکرم نقل کرده است که فرمود:

«فَإِنَّمَا مَثَلُ‏ أَصْحَابِي‏ فِيكُمْ كَمَثَلِ النُّجُومِ فَبِأَيِّهَا أُخِذَ اهْتُدِيَ وَ بِأَيِّ أَقَاوِيلِ أَصْحَابِي أَخَذْتُمْ اهْتَدَيْتُمْ وَ اخْتِلَافُ أَصْحَابِي لَكُمْ رَحْمَةٌ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ أَصْحَابُكَ قَالَ أَهْلُ بَيْتِي.»

همانا مثل اصحاب من در میان شما، مانند ستارگان است. به هر کدام از اینها تأسی شود، باعث هدایت می شود. و به هر کدام از سخنان اصحاب من تمسک کنید، هدایت می شوید. و اختلاف اصحاب من مایه رحمت شماست. پرسیدند ای رسول خدا! اصحاب شما کیست؟ فرمود: اهل بیتم.

بصائر الدرجات في فضائل آل محمد، محمد بن حسن صفار؛ ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي، قم، 1404ه‏؛ ج‏1 ؛ ص11، ح2

پس بنابراین هر کجا پیغمبر اکرم در مورد اصحاب خود توصیه دارند، که اصحاب مرا فحش ندهید و مانند اینها؛ عموم صحابه مراد نیست. در اینجا ما با نظر آقای «ابن حجر» موافق هستیم که منظور، صحابه خاص است. ولی در اینکه مصداق این صحابه خاص چه کسانی هستند، ما معتقد هستیم که ائمه اهلبیت هستند.

روایت «بصائر» هم، از نظر سند، هیچ مشکلی ندارد. «الحسن بن موسى الخشاب» است که «نجاشی» در موردش دارد که:

«من وجوه أصحابنا مشهور كثير العلم و الحديث‏»

از چهرهای برتر اصحاب ماست. مشهور است و دارای علم و حدیث زیاد است.

رجال نجاشي ص42

راوی بعدی «غياث بن کلوب» است که با وجود اینکه سنی مذهب بوده، ولی مورد وثوق ما هست:

«...وذكر الشيخ في العدة أنه من العامة ، و لكنه عملت الطائفة بأخباره»

شیخ طوسی گفته است که او سنی مذهب بوده و لکن علمای ما به اخبار و احادیث او عمل کرده اند.

معجم رجال الحديث السيد الخوئي ج14، ص254

راوی سوم هم، «اسحاق بن عمار الصيرفي» است که «نجاشی» می گوید:

«شيخ من أصحابنا، ثقة»

از بزرگان اصحاب ماست و مورد وثوق است.

رجال نجاشي ص71

مراد از «صحابه» در روایت پیامبر؛ صحابه ای است که بعد از پیامبر تغییر نکردند!

این یک احتمال است که منظور از «اصحابی»، «اهل بیتی» است. ولی احتمال دیگر این است که ما بیائیم به نظر «ابن حجر عسقلانی» نزدیک شویم با یک فرمایشی از امام رضا(سلام الله علیه) که:

«سُئِلَ الرِّضَا عَنْ قَوْلِ النَّبِيِّ أَصْحَابِي كَالنُّجُومِ بِأَيِّهِمُ اقْتَدَيْتُمُ اهْتَدَيْتُمْ وَ عَنْ قَوْلِهِ دَعُوا لِي‏ أَصْحَابِي‏ فَقَالَ هَذَا صَحِيحٌ يُرِيدُ مَنْ لَمْ يُغَيِّرْ بَعْدَهُ وَ لَمْ يُبَدِّلْ»

از موسى بن نصر رازى مروى است كه گفت از حضرت رضا شنيدم سؤال كردند از اين قول پيغمبر كه فرموده است اصحاب من چون ستارگانند هر كدام را پيروى و متابعت كنيد بمطلب خود ميرسيد و راهنماى شما ميشوند و از اين قول پيغمبر (ص) كه فرمود اصحاب مرا بمن واگذاريد حضرت رضا فرمود اين گفتار صحيح است ليكن مقصود آن جناب از اصحاب، آن اصحاب باشند كه بعد از او تغيير و تبديل در دين ندادند.

عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج‏2 ؛ ص87

حضرت امام رضا(سلام الله علیه) در ادامه جواب خود، به حدیث حوض اشاره می کنند که «صحیح بخاری» مفصل این حدیث را مطرح کرده است. در یک جا دارد که پیغمبر فرمود:

«لَيَرِدَنَّ عَلَيَّ نَاسٌ من أَصْحَابِي الْحَوْضَ حتى عَرَفْتُهُمْ اخْتُلِجُوا دُونِي فَأَقُولُ أصيحابي فيقول لَا تَدْرِي ما أَحْدَثُوا بَعْدَكَ»

برخی از اصحاب مرا پیش من در کنار حوض می آورند، من آنها را می شناسم. ولی آنها را از من دور می کنند. می گویم اینها اصحاب من هستند. می گویند تو نمی دانی که اینها بعد از تو چه کارها کردند.

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج5، ص 2406، ح 6211

در جای دیگر دارد که فرمود:

«إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما أَحْدَثُوا بَعْدَكَ فَأَقُولُ سُحْقًا سُحْقًا لِمَنْ غَيَّرَ بَعْدِي»

تو نمی دانی که اینها بعد از تو چه کردند. من می گویم که نابود باشد آن کسی که بعد از من در دین تغییر ایجاد کرد.

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج5، ص 2406، ح 6212

یا روایت مشهوری که دیگر همه بلد هستند و حفظ هستند که نقل کرده است:

«عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: بَيْنَا أَنَا قَائِمٌ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَ بَيْنِهِمْ، فَقَالَ: هَلُمَّ، فَقُلْتُ: أَيْنَ؟ قَالَ: إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ، قُلْتُ: وَ مَا شَأْنُهُمْ؟ قَالَ: إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ القَهْقَرَى. ثُمَّ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَ بَيْنِهِمْ، فَقَالَ: هَلُمَّ، قُلْتُ أَيْنَ؟ قَالَ: إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ، قُلْتُ: مَا شَأْنُهُمْ؟ قَالَ: إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ القَهْقَرَى، فَلاَ أُرَاهُ يَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلَّا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»

ابو هریره از پیغمبر نقل می کند که فرمود: در حالي كه من در آنجا ايستاده‌ام گروهي از اصحاب مرا مي‌آورند، تا من آنها را مي‌شناسم مردي از ميان من و آنها خارج مي‌شود و ندا مي‌دهد: بشتابيد! من فرياد مي‌زنم كجا؟ مي‌گويد: به خدا سوگند به سوي آتش دوزخ! مي‌گويم: مگر آنها چه كار كردند؟ مي‌گويد: آنها بعد از تو به گذشته پست و جاهلي خود عقب گرد نمودند سپس گروهي از صحابه را مي‌آورند، تا من آنها را مي‌شناسم مردي از ميان من و آنها خارج مي‌شود و ندا مي‌دهد: بشتابيد! من فرياد مي‌زنم كجا؟ مي‌گويد: به خدا سوگند به سوي آتش دوزخ! مي‌گويم: مگر آنها چه كار كردند؟ مي‌گويد: آنها بعد از تو به گذشته پست و جاهلي خود عقب گرد نمودند. از اين‌رو نمي‌بينم آنها را مگر اين كه همه را وارد دوزخ مي‌سازند و كسي از آنها نجات نمي‌يابد مگر تعداد بسيار كمي از آنها.

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج5، ص 2407، كتاب الرقاق، باب في الحوض ح 6215

پس بنابراین اینکه پیغمبر فرمود: «لاتسبوا اصحابی»؛ این خطاب به آن دسته از افرادی هستند که بعد از رسول خدا تغییرات ایجاد نکردند، از راه قبلی برنگشتند. و در دین بدعت نگذاشتند.

سؤال: شأن نزول حدیث پیامبر مبنی بر دشنام ندادن به صحابه، مربوط به دعوای خالد و عبدالرحمن است. آیا می شود برداشت کلّی از این روایت کرد؟

پاسخ: درست است که شأن نزولش دعوای آن دو نفر بود، ولی فرمایش پیامبر به عنوان یک قانون کلی مطرح است. لذا اشاره ای به شخص «خالد» نکرد که «عبدالرحمن» را فحش نده! بلکه به عنوان یک قانون کلی این را بیان فرمود.

این کلام حضرت، به عنوان یک سنت مطرح است. خود این آقایان که بر علیه شیعه این همه هجمه می کنند، این فرمایش را به عنوان یک سنت مطرح می کنند. و حق هم همین است.

درست که یک واقعه خاصی مسبّب این کلام پیامبر بوده است ولی ما در اصول خوانده ایم که «المورد لایخصّص»؛ یک مورد، نمی تواند حکم شرعی را تخصیص بدهد! این قاعده اصولی را هیچ وقت فراموش نکنیم.

قرآن کریم، ازدواج مرد با فرزندخوانده خود را حلال اعلام کرده است. این یک قاعده کلّی است. ولی موردش خاص بوده است. و آن ازدواج نبی مکرم بود با همسر «زید بن حارثه» فرزندخوانده خودش! قرآن کریم می فرماید:

(وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ فَلَمَّا قَضى‏ زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً)

به خاطر بياور زمانى را كه به كسى كه خداوند به او نعمت داده بود و تو نيز به او نعمت داده بودى مى‏گفتى همسرت را نگاه دار و از خدا بپرهيز (و پيوسته اين امر را تكرار مى‏نمودى) و تو در دل چيزى را پنهان مى‏داشتى كه خداوند آن را آشكار مى‏كند، و از مردم مى‏ترسيدى در حالى كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسى، هنگامى كه زيد از همسرش جدا شد ما او را به همسرى تو در آورديم تا مشكلى براى مؤمنان در ازدواج با همسران پسرخوانده‏هاى آنها هنگامى كه از آنان طلاق گيرند نباشد، و فرمان خدا انجام شدنى است.

سوره احزاب(33): آیه 37

در روایت مورد بحث نیز، درست که مخصوص دعوای خالد و عبدالرحمن است، ولی از باب «المورد لایخصص»؛ این حکم کلی محسوب می شود و به عنوان یک سنت مطرح می شود! وقتی به عنوان یک سنت مطرح شد، ما هیچ راه گریزی نداریم برای اینکه آن را تخصیص بدهیم. زیرا نبی مکرم حکیم است. و بر اساس وحی سخن می گوید.

البته همه این حرفها، در صورتی است که این روایت پیامبر مبنی بر «لاتسبوا اصحابی»، صحیح باشد. چون اساساً ما در صحت روایت شک داریم. شما تمام این روایاتی که این آقایان اهل سنت درباره صحابه نقل می کنند را ملاحظه بفرمائید ببینید که آخرش چه می شود.

ما فرض بر این می گیریم که این روایت از نبی مکرم صادر شده است. بر فرض صدور روایت می گوئیم که ما هیچ راه گریزی نداریم که مخاطب «لاتسبوا» با مصداق «اصحابی» باید دوتا باشند! در غیر اینصورت حکم می شود برای خود مخاطبین! مثل اینکه من می گویم که آقای فلانی! خودت را فحش نده!

مگر اینکه این آقایان یک حکمی را بیاورند که بگوید اگر کسی خودش را فحش بدهد، این خلاف شرع است. اگر یک همچین چیزی را از روایت در بیاورند، در اینصورت عبارت «من سب أصحابي فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين»، همه چیز را خراب می کند! سنگ روی سنگ بند نمی شود!

فحش «امهات المؤمنین» به یکدیگر!!

اضافه بر همه اینها، ما موارد متعددی داریم که «امهات المؤمنین»، یکدیگر را فحش و ناسزا گفته اند!! «زینب بنت جحش» «عایشه» را فحش می دهد و او نیز «زینب» را فحش می دهد!!

«فَأَرْسَلْنَ زَيْنَبَ بِنْتَ جَحْشٍ، فَأَتَتْهُ، فَأَغْلَظَتْ، وَقَالَتْ: إِنَّ نِسَاءَكَ يَنْشُدْنَكَ اللَّهَ العَدْلَ فِي بِنْتِ ابْنِ أَبِي قُحَافَةَ، فَرَفَعَتْ صَوْتَهَا حَتَّى تَنَاوَلَتْ عَائِشَةَ وَهِيَ قَاعِدَةٌ فَسَبَّتْهَا، حَتَّى إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ  لَيَنْظُرُ إِلَى عَائِشَةَ، هَلْ تَكَلَّمُ، قَالَ: فَتَكَلَّمَتْ عَائِشَةُ تَرُدُّ عَلَى زَيْنَبَ حَتَّى أَسْكَتَتْهَا، قَالَتْ: فَنَظَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَى عَائِشَةَ، وَقَالَ: «إِنَّهَا بِنْتُ أَبِي بَكْرٍ»!

زن‌ها زينب بنت جحش (همسر پيامبر) را فرستادند . او به نزد پيامبر آمده و به درشتي سخن گفت! و افزود كه زنان تو از تو مي‌خواهند كه عدالت را بين زنان اجرا كني! و صداي خويش را بالا برد! و سپس سخن خود را به سوي عائشه متوجه كرده در حالي كه او نشسته بود ، به عائشه دشنام داد! و كار را به جايي رساند كه پيامبر(صلی الله علیه وآله) به عائشه نگاه كرده و فرمودند: آيا پاسخ مي‌دهي ؟ عائشه آن‌قدر پاسخ ناسزاهاي  زينب را داد كه او مجبور به سكوت كرد! پيامبر به عائشه نگاه كرده و فرمودند: او دختر ابوبكر است !!!

 صحیح بخاری ج2 ص911، بَاب مَنْ أَهْدَى إِلَى صَاحِبِهِ وَتَحَرَّى بَعْضَ نِسَائِهِ دُونَ بَعْضٍ، ح 2442

«صحیح مسلم» دارد که:

«فقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَ تَبَسَّمَ إِنَّهَا ابْنَةُ أبي بَكْرٍ»

پيامبر در حال خنده گفتند: او دختر ابوبكر است!

صحيح مسلم، ج 4، ص 1891، ح 2442، كتاب فضائل الصحابه، باب في فضل عائشه

مشکل اساسی اینجاست که «سنن ابی داود» نقل کرده است که «زینب بنت جحش» داشت عایشه را فحش می داد و عایشه ساکت بود و چیزی نمی گفت. پیغمبر به عایشه دستور داد که تو هم زینب را فحشش بده!!!:

«وَأَقْبَلَتْ زَيْنَبُ تَقَحَّمُ لِعَائِشَةَ رضي الله عنها فَنَهَاهَا فَأَبَتْ أَنْ تَنْتَهِيَ فقال لِعَائِشَةَ سُبِّيهَا فَسَبَّتْهَا فَغَلَبَتْهَا»

زینب وارد شد و شروع کرد به عایشه فحش دادن. عایشه چیزی نمی گفت ولی زینب فحش دادن را ادامه می داد. پیغمبر به عایشه گفت تو هم او را فحش بده. زینب شروع کرد به عایشه فحش داد و او را مغلوب کرد.

سنن أبي داود، اسم المؤلف: سليمان بن الأشعث أبو داود السجستاني الأزدي، دار النشر: دار الفكر، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، ج4، ص 274، ح 4898

عجیب است که اینها می گویند پیغمبر فرموده است«من سب أصحابي فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين»، و از آن طرف نقل می کنند که خود پیامبر دستور فحش صادر می کند!!! این دو را ما چگونه جمع کنیم؟

جالب این جاست که از روایت «ابو داود» معلوم می شود که «عایشه» به اهلبیت فحش داده است!!! چون می گوید:

«فَانْطَلَقَتْ زَيْنَبُ إلى عَلِيٍّ رضي الله عنه فقالت إِنَّ عَائِشَةَ رضي الله عنها وَقَعَتْ بِكُمْ وَفَعَلَتْ»

زینب پیش علی رفت و گفت که عایشه به شما فحش می دهد.

از این دست فحش ها، در منابع و مصادر اهل سنت فراوان است.

حال ما با توجه به این مطالب، به آقای «طیب» عرض می کنیم که جناب آقای طیب! آیا باز شما شیعه را متهم به سب صحابه می کنید!؟

 

والسلام علیکم و رحمة الله

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English