2018 November 15 - پنج شنبه 24 آبان 1397
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (20) – معنای تقیه در لغت و اصطلاح علمای شیعه و سنی
کد مطلب: ٨٦٤٦ تاریخ انتشار: ٢٨ دي ١٣٩٤ - ١٧:٥٥ تعداد بازدید: 1508
خارج کلام مقارن » بررسی شبهات تقیه
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (20) – معنای تقیه در لغت و اصطلاح علمای شیعه و سنی

جلسه سی و هفتم 94/10/28

 
 بسم الله الرحمن الرحیم

 

جلسه سی و هفتم  94/10/28

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاءالله.

ما بخشی از شبهاتی که وهابی ها در مورد «تقیه» مطرح کرده بودند را، با نگاه های مختلف مطرح کردیم و پاسخ دادیم. الحمدلله.

در ادامه مباحث، ما می خواهیم بدانیم که اساساً واژه «تقیه» – که آقایان وهابی ها این همه سر و صدا به راه انداختند و شیعه را متهم کرده اند به دروغگوئی و نفاق – در لغت و اصطلاح و نیز دیدگاه بزرگان شیعه، و همچنین بزرگان اهل سنت، به چه معناست!؟

می خواهیم بدانیم که آیا واقعاً این نگاهی که لغویین و فقهای اهل سنت  وشیعه به مسئله تقیه دارند، با این شبهاتی که مطرح کردیم، چقدر همخوانی دارد.

تقیه در شیعه، از فروع دین است نه اصول دین!

این آقایان عمدتاً با توجه به روایاتی که از ائمه(علیهم السلام) درباره تقیه داریم – مثل «من لاتقیة له لا دین له» و یا «لا ایمان لمن لاتقیة له» و... تصور کرده اند که «تقیه» از دیدگاه شیعه، جزئی از اصول دین است!

حالا آنکه «تقیه»، از دیدگاه شیعه، از فروع دین است. نه از اصول دین! ولی از آنجائیکه تقیه، عامل حفظ جان انسانهاست و مصون کردن از درگیری و خشونت در جامعه است، و باعث حفظ آبرو و مال یک انسان است؛ لذا از باب اهمیت و جایگاه والای تقیه، حضرت امام باقر (سلام الله علیه) فرمودند:

«التَّقِيَّةُ مِنْ دِينِي وَ دِينِ آبَائِي وَ لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا تَقِيَّةَ لَه»

تقیه‏ جزء دین من، و دین پدران من است و کسی که تقیه ندارد، ایمان ندارد.

كافي، ج‏2، ص 219، باب التقیه، ح12

و این هم از باب روایت معروف نبی مکرم که فرمود:

 «لَا صَلَاةَ لِجَارِ الْمَسْجِدِ إِلَّا فِي مَسْجِدِهِ.»

نماز همسایه مسجد، باید در مسجدش باشد.

وسائل الشيعة، ج‏5، ص 194، باب كراهة تأخر جيران المسجد عنه، ح2

از این باب می باشد. معنای این روایت این نیست که اگر کسی در خانه خودش نماز خواند، اصلاً نماز نیست و یا نمازش باطل است؛ نه، بلکه به خاطر جایگاه والای نماز جماعت در مسجد، شارع مقدس این روایت را مطرح فرمود.

اضافه بر این که روایت امام باقر(سلام الله علیه) که در بالا اشاره کردیم، در منابع اهل سنت نیز آمده است. و منحصر به منابع شیعه نیست.

محورهای اساسی در بحث «تقیه»:

نکته ای باید در اینجا متذکر بشویم این است که مفهوم «تقیه»، هم در قرآن آمده است و هم در سنت نبوی و سنت معصومین(علیهم السلام) آمده است. آنچه که ما بررسی کردیم، در دو محور اساسی، اختلاف وجود دارد. اول: توسعه دایره تقیه از نظر زمان و مکان. یعنی اصلاً در چه زمانی تقیه لازم است؟ و در چه جاهائی تقیه لازم است؟

نکته دوم و محور دوم اختلاف، در حکم تقیه است. که آیا تقیه یک امر واجب است؛ یا نه، فقط اجازه و رخصت است.

این دو محور اگر کاملاً روشن بشود، خیلی از این شبهات وهابیت، حل و برطرف خواهد شد. و حتی اعتراضی که عموماً اهل سنت هم متوجه شیعه کرده اند، این هم حل خواهد شد.

در اینجا آنچه که مطرح است و در میان فقهای شیعه و سنی، اختلافی در آن نیست؛ این است که اساس، ریشه و زیر بنای تقیه؛ و عامل اساسی تقیه، خوف از جان و مال و آبرو و حفظ اینهاست.

لذا باید در زمینه «تقیه» به چهار سؤال اساسی پاسخ داده شود:

1-     ما هي حقيقة التقية؟ و ما هي مناشئها؟

اصلاً ماهیت تقیه چیست؟ تقیه به چه معناست؟ اگر «تقیه» از ماده «تقوا» باشد، دیگر مشکلی نخواهد بود. زیرا این همه آیات و روایات درباره تقوا داریم.

2-     هل التقية من أصول الدين أم فروعه؟ و ما هي منزلتها في الإسلام؟

3-     ما هو حكم التقية في الإسلام؟

4-     إلى كم تتسع دائرة التقية من حيث الزمان والمكان؟ و من هو الطرف الذي يتقى منه؟

اصلاً تقیه در چه مواردی مطرح است؟ آیا تقیه مخصوص کفار است؟ یا نه، فرقی نمی کند و مسلمانها را نیز شامل می شود. و حتی تقیه از شیعه را هم شامل می شود. یک انسان ظالمی است که شیعه هم است، ولی انسان از جان و مال و آبرویش می ترسد، آیا در آنجا هم تقیه لازم است یا نه؟

«ابن تیمیه» و حتی «لجنه دائم افتای عربستان» یک فتوائی دارند که می گویند:

«إن اعترض عليه المصلون بالمسجد و خشي أن تحدث فتنة من وضع يده اليمنى على اليسرى في الصلاة و أن ينشأ عن ذلك ضرر ترك القبض أرسل يديه اتقاء للفتنة و الضرر، و لا يجوز له أن يتخلف عن الجماعة و يصلي في بيته»

فردی وارد مسجدی می شود و می ترسد که از قرار دادن دست راست بر روی دست چپ (تکتف) فتنه ای و مشکلی برای او ایجاد بشود، و ضرری متوجه او بشود، در اینجا باید دست باز نماز بخواند، تا ضرری متوجه او نشود. و جایز نیست که از جماعت تخلف کند و در خانه اش نماز بخواند.

فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء، ج8، ص 394؛ الناشر: رئاسة إدارة البحوث العلمية والإفتاء - الإدارة العامة للطبع - الرياض

البته این آقایان، «عدالت» را در امام جماعت شرط نمی دانند. و نماز پشت سر هر فاجر و فاسق را صحیح می دانند. حتی می گویند که ما فاسق تر و فاجر تر از «حجاج بن یوسف ثقفی» نداریم، ولی صحابه و تابعین، پشت سر او نماز می خواندند.

یک خاطره عجیب!!

یک وقتی اینجا عرض کردم که یکی از دوستان می گفت که برای دیدار یکی از دوستانم که در بندرعباس قاضی بود، رفته بودم. در محکمه نشسته بودیم که یک پرونده ای را برای ایشان آوردند که فردی مدعی بود فلان آقا به ناموسش تجاوز کرده است. مدتی گذشت وقت نماز رسید. می گوید من دیدم این آقایی که متهم به تجاوز بود ایستاد جلو و پیشنماز شد و آن بنده خدای مدعی به همراه زنش، به این متهم به تجاوز، اقتدا کردند!!

من همین طور چشمانم وامانده بودم که این چه نمازی است؟ این می گوید که او به زنش تجاوز کرده است، و الآن هم با او اقتدا کرده است!!

این آقایان، خودشان در مقام عمل، به مراتب دایره تقیه را از اعتقاد شیعه گسترده تر می دانند. ولی در فتوا، شیعه را به خاطر رعایت تقیه، متهم می کنند به نفاق!

تقسیم بندی کتابهای لغت!

با توجه به این مقدمه، ما معنای لغوی و اصطلاحی واژه «تقیه» را هم از دیدگاه اهل سنت و هم شیعه، مطرح می کنیم تا ببینیم که این شبهاتی که این آقایان مطرح کرده اند – با وجود اینکه ما مورد به مورد بررسی کردیم و جواب نقضی و حلی را دادیم – وارد است یا نه، بلکه این شبهات تخصصاً خارج است نه تخصیصاً!؟

قبل از اینکه کلام لغت شناسان را مطرح بکنیم، این نکته را توجه داشته باشید که کتاب های لغت، چند دسته هستند. بعضی از کتاب های لغت، مثل «معجم مقاییس اللغه»، فقط ریشه لغت را مطرح کرده اند و کاری به موارد استعمال ندارند.

برخی دیگر از کتابهای لغت، موارد استعمال لغت را آورده اند و کاری به ریشه لغت ندارند. مثل «لسان العرب». آقای ابن منظور، آمده شهر به شهر؛ روستا به روستا گشته و تمام موارد استعمال لغات عرب را جمع کرده است.

آنچه که در مباحث فقهی ما، به درد کار ما می خورد، ریشه های لغت نیست، بلکه موارد استعمال لغت است. چون شارع مقدس، طبق مصطلحات جامعه سخن گفته است. و طبق مستعملات جامعه سخن گفته است. فلذا برای فهم آیات قرآن، و فهم روایات معصومین(سلام الله علیهم اجمعین)؛ بهترین راه این است که ما ببینیم که این الفاظ، در عصر نبوت – مخصوصاً – و در میان توده عرب، - نه در میان فضلاء و علماء – به چه معنا بوده است.

فهم و برداشت کلاه نمدی ها برای ما حجت است!!

خدا بیامرزد آیةالله مرعشی نجفی را، که این مسئله تقریباً تکیه کلام ایشان بود که در برخی الفاظ روایات که آقایان بحث می کردند، می گفت این بحث ها را رها کنید. شما بروید در کوچه و بازار، و این روایات را برای این کلاه نمدی ها بخوانید، ببینید چه برداشت می کنند. برداشت اینها برای ما حجت است. نه برداشت علمایی که با بحثهای حوزوی مأنوس شده اند.

ملاک برای ما که بفهمیم، مراد شارع مقدس در فلان مسئله چه بوده است، برداشت همین کوچه بازاری هاست. فهم و برداشت همین کلاه نمدی هاست. همان کشاورز و باغدار و... هر چه از این روایات فهمیدند، همان مراد است. فهم آنها مطابق اراده شارع مقدس است.

معنی «تقیه» در لغتنامه های اهل سنت:

یکی از این لغت نگاران، که با استعمال لغت کار داشته و فهم مردم را بیان کرده، آقای «ابن منظور» است که کتاب «لسان العرب» را نوشته است. البته تا حدودی، تاج العروس زبیدی نیز همین روش را ادامه داده است. ولی مخلوط کرده بین موارد لغوی و اصطلاحی.

«لسان العرب ابن منظور»:

آقای «ابن منظور» متوفای 711 هجری در معنی «تقیه» می نویسد:

«تَقى يَتْقي بمعنى استقبل الشيء وتَوَقَّاه... ورجل وَقِيٌّ تَقِيٌّ بمعنى واحد ... وفي الحديث: إِنما الإِمام جُنَّة يُتَّقى به ويُقاتَل من ورائه أَي أَنه يُدْفَعُ به العَدُوُّ و يُتَّقى بقُوّته...

تقی یتقی به معنای استقبال کردن از یک چیز و نگه داشتن خود از آن چیز است... مرد وقی و مرد تقی، به یک معناست... در روایت داریم که همانا امام سپری است که ما با آن سپر، خودمان را محافظت می کنیم. و پشت سر او می جنگیم. یعنی به واسطه امام دشمن را دفع می کنیم و از نیروی آن برای حفاظت خودمان استفاده می کنیم.

وفي الحديث: كنّا إِذا احْمَرَّ البَأْسُ اتَّقَينا برسولِ الله ، صلى الله عليه وسلم ، أَي جعلناه وِقاية لنا من العَدُوّ قُدَّامَنا و اسْتَقْبَلْنا العدوَّ به و قُمْنا خَلْفَه وِقاية.

در روایت وارد است که (امیرالمؤمنین فرمود:) ما در جنگ ها وقتی به سختی می افتادیم، به پیامبر پناه می بردیم. یعنی ما پیغمبر را در مقابل دشمنی که پیشاپیش ما بود، سپر قرار می دادیم. و با تکیه بر پیامبر به استقبال دشمن می رفتیم. و برای محافظت خودمان، پشت سر پیامبر می ایستادیم.

وفي الحديث: قلتُ وهل للسَّيفِ من تَقِيَّةٍ ؟ قال: نَعَمْ، تَقِيَّة على أَقذاء وهُدْنةٌ على دَخَنٍ؛ التَّقِيَّةُ والتُّقاةُ بمعنى يريد أَنهم يَتَّقُون بعضُهم بعضاً و يُظهرون الصُّلْحَ والاتِّفاق وباطنهم بخلاف ذلك

و در حدیث است که گفت: پرسیدم که آیا شمشیر، تقیه و حفاظتی دارد؟ گفت: بله. محافظتی است در برابر خاک و خاشاک رفتن به چشم. و مایه صلح و آرامش است در آتش جنگ. تقیه و تقاة به این معنی است که آنها از همدیگر تقیه دارند و خودشان را حفظ می کنند. صلح و دوستی را در ظاهر مطرح می کنند ولی در باطن خلاف این را دارند.

لسان العرب، ابن منظور؛ ج 15، ص403 ـ 404؛ دار النشر: دار صادر - بيروت ، الطبعة: الأولى

و در جای دیگر می نویسد:

«وَقَيْتُ الشيء أَقِيه إذا صُنْتَه وسَتَرْتَه عن الأَذى ... ووقاه : صانَه .ووقاه ما يَكْرَه ووقَّاه : حَماه منه... والوِقاءُ والوَقاء والوِقايةُ والوَقايةُ والوُقايةُ والواقِيةُ: كلُّ ما وقَيْتَ به شيئاً»

وقیت الشی یعنی صیانت و پوشاندن از اذیت است... معنای وقاه یعنی صیانت کرد. از چیزهایی که کراهت داشت خود را نگه دشت. وقّاه یعنی از او حمایت کرد. تمام الفاظ مشتقات تقیه، به معنی چیزی است که با آن از خود محافظت کند.

لسان العرب، ابن منظور؛ ج 15، ص401؛ دار النشر: دار صادر - بيروت ، الطبعة: الأولى

خلاصه کلام «ابن منظور» این است که کلمه وقی و تقی، به معنای محافظت کردن است. و به واسطه یک چیز، بر دشمن پیروز شدن است. و خطر دشمن را از خود دفع کردن است.

می گوید تقیه یعنی اینکه صلح و دوستی را در ظاهر مطرح می کنند ولی در باطن خلاف این را دارند. و این همان معنای شیعه از تقیه است.

«مفردات راغب اصفهانی»:

آقای «راغب اصفهانی» متوفای 425 هجری، در بحث لغت، جزء پیشتازان لغت نگاران عرب است. و نظرات او، هم برای فقهای شیعه مورد قبول است، و هم برای فقهای اهل سنت! ایشان کتابی دارد به نام «المفردات في غريب القرآن» که در این کتاب، هر لغتی را که می خواهد معنا بکند، ریشه و استعمال آن لغت را مطرح می کند. ایشان در معنی «تقیه» می نویسد:

«الوِقَايَةُ: حفظُ الشيءِ ممّا يؤذيه و يضرّه يقال: وَقَيْتُ الشيءَ أَقِيه وِقَايَةً ووِقَاءً. قال تعالى: {فَوَقاهُمُ الله} [الإنسان / 11 ]، {ووَقاهُمْ عَذابَ الْجَحِيمِ} [ الدخان / 56 ]»

وقایه یعنی حفظ کردن از چیزی که باعث اذیت و ضرر برای انسان است. وقتی گفته می شود وقیت الشئ یعنی محافظت کردن از آن چیز. خداوند هم فرمود: خداوند آنها را حفظ کرد. و یا می فرماید: خداوند آنها را از عذاب جهنم حفظ می کند.

المفردات فی غريب القرآن، الراغب الإصفهاني؛ ج1، ص530؛ دار النشر: دار المعرفة - لبنان، تحقيق: محمد سيد كيلاني

«معجم الوسیط»:

کتاب لغت «معجم الوسیط»، در «قاهره» نوشته شده است. تعدادی از دانشمندان دانشگاه الأزهر مصر، این کتاب را نوشته اند. در حقیقت این کتاب عصاره ای است از گفتار لغت نگاران، و فقهاء، و اصولیین. این کتاب، جدیدترین کتابی است که در لغت عرب نوشته شده است. در این کتاب نیز در معنای تقیه آمده است که:

«والشيء وقياً و وقاية و واقية: صانه عن الأذى وحماه... والتقية: عند بعض الفرق الإسلامية: إخفاء الحق و مصانعة الناس في غير دولتهم تحرزاً من التلف»

یک چیز وقایه شد، یعنی از اذیت و آذار صیانت کرد و از او حمایت کرد. تقیه در نظر برخی از فرق اسلامی عبارت است از مخفی کردن حق و سازش با مردم برای صیانت از نابودی و تلف شدن.

المعجم الوسيط: ج2 ص 1052 نشر: دار الدعوة، مجمع اللغة العربية بالقاهرة ( إبراهيم مصطفى - أحمد الزيات - حامد عبد القادر - محمد النجار.

خلاصه آن چیزی که ما در رابطه با نظر لغویین درباره «تقیه» گفتیم این است که «تقیه» وسیله ای است برای حفظ و صیانت از خطری که در برابر انسان است. یعنی از آذار و اذیت احتمالی طرف مقابل، خود را حفظ بکند. یا یک انسان دیگری را از خطری که متوجه اوست، حفظ کند و نجات دهد.

معنی اصطلاحی «تقیه»:

معنی لغوی تقیه، با معنی اصطلاحی تقیه، که در فقه مطرح است، تقریباً همخوانی دارد. یعنی کلمه «تقیه»، جزء معدود کلماتی است که معنای لغوی آن، با معنی اصطلاحی آن، کاملاً منطبق است. شما اگر عبارات لغویین را که نقل کردیم، با عباراتی از فقهاء که نقل خواهیم کرد، مقایسه کنید، کوچکترین تفاوتی را نخواهید دید.

البته شاید عبارت ها مختلف باشد، ولی مقصود و مراد از کلمه تقیه، چه در کتابهای لغت و چه در کتابهای اصطلاحی و فقهی، تقریباً یکنواخت است.

در اینجا ما نظرات تعدادی از فقهای شیعه و فقهای اهل سنت را ذکر می کنیم تا معلوم بشود که دیدگاه اینها در تقیه چیست. و در ادامه، اینها را با شبهاتی که تاکنون از وهابیت مطرح کردیم، تطبیق می کنیم. تا معلوم شود که این هجمه ها بر علیه شیعه درست است یا درست نیست!؟

و معلوم شود که این برداشتهایی که این وهابیون از تقیه شیعه دارند، با عبارات و تعاریف فقهای شیعه همخوانی دارد یا ندارد و کاملاً در تضاد است!؟

و همچنین معلوم بشود که این برداشت علمای شیعه از تقیه - که مورد تاخت و تاز وهابیون قرار گرفته اند، - برداشت علمای اهل سنت هم هست یا نیست!؟

بعد از نقل عبارات فقهای اهل سنت، از وهابیون خواهیم پرسید که آیا شما که به خاطر این برداشت شیعه از تقیه، آنها را تکفیر می کنید، آیا فقهای اهل سنت را نیز که همین برداشت شیعه را دارند، تکفیر می کنید!؟

گر چه شما در ظاهر فقهای اهل سنت را تکفیر نمی کنید، ولی در واقع، این مناط و ملاک شما برای تکفیر، شامل فقهای اهل سنت نیز خواهید شد. از این بالاتر، این برداشت شما از تقیه شیعه – که به خاطر آن شیعه را تکفیر می کنید،- برداشت صحابه نیز هست!! شما اگر عقیده شیعه را در تقیه، در کنار عقیده و عمل صحابه قرار بدهید، خواهد دید که هیچ تفاوتی ندارد. بنابراین شما باید صحابه را نیز تکفیر و تفسق کنید!

 تقيه در كلمات علمای شيعه:

«شیخ مفید»:

مرحوم «شیخ مفید»، متوفای 413 هجری، که استاد «سید مرتضی» متوفای 435 هجری است. و ایشان نیز استاد «شیخ طوسی» متوفای 460 می باشد.

دوستان عزیز، اسم این سه بزرگوار را همیشه در ذهن مبارک داشته باشید. چرا که در حقیقت سنگ زیر بنای فقه شیعه، توسط این سه بزرگوار شکل گرفته است.

بعد از شیخ طوسی، تقریباً درب فقاهت، بسته شد. لذا مشهور بوده که فقهاء، حدود دویست سال مقلد شیخ طوسی بودند! و بعد از شیخ طوسی، دیگر کتاب مبسوط فقهی نداریم تا برسد به قرن هفتم و هشتم و «محقق حلّی» متوفای 676 هجری، صاحب «شرایع»، - که کتاب فتوائی است-  و «معتبر» - که کتاب فقه استدلالی است – و شاگرد برومند مرحوم محقق، یعنی «علامه حلّی» متوفای726 هجری.

در حقیقت این دو بزرگوار، مرز «متقدمین» و «متأخرین» هستند. «متقدمین» یعنی مرحوم محقق و علامه و علمای قبل از ایشان؛ و «متأخرین» یعنی محقق و علامه و علمای بعد از ایشان. تا می رسد به «شهید ثانی». از شهید ثانی به بعد که وارد قرن یازدهم می شویم، تعبیر می کنند به «متأخر المتأخرین». مثل «صاحب کشف اللسان»، «فاضل هندی»، «صاحب مفتاح الکرامه» استاد صاحب جواهر(رضوان الله تعالی علیه) و «صاحب ریاض» و فرزند بزرگوارش، «سید مجاهد»؛ از این بزرگواران به «متأخر المتأخرین» تعبیر می کنند.

در هر صورت...

مرحوم «شیخ مفید» در مورد معنای اصطلاحی «تقیه» می نویسد:

«التقية: كتمان الحق وستر الاعتقاد فيه، و مكاتمة المخالفين، و ترك مظاهرتهم بما يعقب ضرراً في الدين أو الدينا»

تقیه یعنی پوشاندن حق و اعتقاد به حق. یعنی در برابر مخالفین، حق را کتمان کردن. و ترک کردن گفتن چیزی که موجب ضرر در دین و دنیا بشود.

اعتقاد الإمامية، الشيخ المفيد: ص 137

و در جای دیگر می نویسد:

«إنها جائزة في الأقوال كلّها عند الضرورة وربما وجبت فيها لضرب من اللطف والاستصلاح، وليس يجوز من الأفعال في قتل المؤمنين ولا فيما يعلم أو يغلب إنه استفساد في الدين»

تقیه در حال ضرورت، بنابر نظر همه جایز است. و چه بسا در حین ضرورت، برای صلاح و حفظ نفس، واجب می شود. البته اگر تقیه منجر به قتل مؤمنین بشود، جایز نیست و نیز در جائی که می داند به فساد در دین منجر خواهد شد، تقیه جایز نیست.

أوائل  المقالات: ص 118

«محقق کرکی»:

مرحوم محقق کرکی متوفای 940 هجری می نویسد:

«اعلم أن التقية جائزة وربما وجبت، والمراد بها: إظهار موافقة أهل الخلاف فيما يدينون به خوفاً»

بدان که تقیه امری جایز است و چه بسا واجب نیز می شود. و منظور از تقیه، آشکار کردن اعتقادی موافق اعتقاد مخالفین است، به خاطر خوف و ترس.

رسائل الكركي: ج2، ص51

«شهید اول»:

مرحوم شهید اول، متوفای 786 هجری، کتابی دارد در دو جلد، به نام «القواعد و الفوائد»، که یک سری قواعد فقهی، اصولی و رجالی را در این کتاب مطرح کرده است. ایشان نیز در معنای تقیه می نویسد:

«التقية: مجاملة الناس بما يعرفون وترك ما ينكرون، حذراً من غوائلهم»

 تقیه یعنی اینکه از ترس برپا شدن غائله و درگیری، با مردم مدارا کنی و اعتقاد مورد قبول آنها را مطرح کنی و آنچه که آنها قبول ندارند را ترک کنی و بازگو نکنی.

القواعد و الفوائد، الشهيد الأول: ج2، ص 155

با بررسی کلمات فقهای شیعه، در مسئله تقیه، دو محور مشخص می شود:

یک: تقیه در حقیقت مخفی کردن حق و آشکار کردن خلاف آن است. با این معنا، مشخص می شود که «تقیه» با «نفاق» فرق می کند. زیرا نفاق یعنی اینکه انسان در باطن خود کافر باشد، و در ظاهر، اظهار اسلام بکند.

دوم: سبب و علت اصلی تقیه، ترس است. ترس از ضرری که از ناحیه دیگری، قرار است که به انسان برسد.

ان شاء الله در جلسه بعد، کلمات علماء و فقهای اهل سنت را در تعریف «تقیه» مطرح خواهیم کرد.

 

والسلام علیکم و رحمة الله

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English