2018 September 21 - جمعه 30 شهرويور 1397
اقوال فقهای معاصر شیعه در «شهادت ثالثه در اذان» 1
کد مطلب: ٦٤٩٥ تاریخ انتشار: ١٥ اسفند ١٣٩٠ تعداد بازدید: 699
خارج فقه مقارن » شهادت ثالثه از ديدگاه فريقين
اقوال فقهای معاصر شیعه در «شهادت ثالثه در اذان» 1

90/12/15

 
 

تاریخ: 90/12/15

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلوة و السلام علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاءالله

بحث در شهادت ثالثه بود؛ ما فرمایش «آقای خویی» را خواندیم و سخنان بزرگان را در رابطه با اینکه ولایت، استمرار وظائف رسالت است را بیان کردیم. حال به نظر بعضی از فقهای معاصر و بزرگواران می‌رسیم.

بعضی از این آقایان شهادت ثالثه را به عنوان شعائر شیعه مستحب می‌دانند. بعضی از بزرگان مثل آقای «شیخ جواد تبریزی» و دیگران، شهادت ثالثه را واجب می‌دانند و حتی فتوا به وجوب آن داده‌اند.

ان‌شاءالله ما این مطالب را مفصل خواهیم خواند و بعد بحث مفصلی در رابطه با اصل شعائر، شعار و رعایت شعائر دینی از دیدگاه شیعه و اهل‌سنت خواهیم کرد. آقایان اهل سنت تا این اندازه جلو رفته‌اند که مثلاً چون «صلوات بر آل پیغمبر» شعار شیعه است، ترک کردن آن را واجب دانسه اند!! و مواردی از این دست زیاد است. آن وقت زمانی که ما می‌گوییم شهادت ثالثه را به‌عنوان شعائر باید حفظ کرد، متهم به بدعت می‌شویم. یا مثلاً «تختّم به یمین» چون شعائر شیعه است، باید ترک شود.

مرحوم آیت الله العظمی نجفی (رضوان الله تعالی علیه) که متوفی 1411 هجری قمری است، در تعلیقه خود بر «عروه» می‌نویسد:

«لکن الأحوط الإتیان بها»

احتیاط این است که شهادت ثالثه در اذان گفته شود.

ظاهر قضیه هم این است که این احتیاط، احتیاط وجوبی است. چون مسبوق به فتوا نیست. چرا احتیاط در گفتن شهادت ثالثه در اذان است؟ زیرا:

«لأنها من أظهر شعائر الشیعة»

زیرا از ظاهرترین شعائر شیعه است.

بعد ایشان تبصره‌ای می‌زند و می‌نویسد:

«لکن الأحوط ان لا یأتی بها بقصد الجزئیة»

مکلف این را به قصد جزئیت نیاورد.

منهاج المؤمنین، نویسنده: السید المرعشی، ج 1، ص 153، ش 8

مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی در حاشیه و در رساله خود مطلبی می‌آورد که تعریبش این می‌شود:

«قول أشهد أن علیا ولی الله فی الاذان و الإقامة لیس جزئاً منهما»

شهادت ثالثه در اذان و اقامه جزء نیست.

«ولکنه یحسن الإتیان به بعد قول أشهد أنّ محمداً رسول الله بقصد القربة»

بهتر این است که انسان شهادت ثالثه را به قصد قربت بیاورد.

توضیح المسائل؛ السید الگلپایگانی، ص 162، مسئله 928

«مرحوم سید محمد روحانی» متوفای 1418 هجری می‌نویسد:

«وتستحب الصلاة علی محمد وآل محمد عند ذکر اسمه الشریف، وإکمال الشهادتین بالشهادة لعلی - علیه السلام - بالولایة وإمرة المؤمنین فی الأذان وغیره»

در اذان، هم درود بر نبی مکرم و هم شهادت ثالثه بعد از شهادت بر رسالت نبی مکرم مستحب است.

منهاج الصالحین، نویسنده: السید محمد الروحانی، ج 1، ص 163، الفصل الثانی فصول الأذان

«مرحوم شیخ جواد تبریزی» (رضوان الله تعالی علیه) تقریباً در این مسأله رکورد را شکسته است. شاید ایشان تنها فقیهی است که بعد از آن عبارتی که از «آقای خویی» خواندیم، فتوا بر وجوب شهادت ثالثه داده است. از ایشان این چنین سؤال کرده‌اند:

«حصل فی الآونة الأخیرة بعض التشکیکات حول الشهادة الثالثة لأمیر المؤمنین الإمام علی (علیه السّلام) خصوصاً فی الأذان. فما هو رأیکم الشریف بها فی الأذان؟»

در سالهای اخیر بعضی افراد تشکیکاتی نسبت به شهادت ثالثه در اذان ایجاد کرده‌اند. رأی شریف شما نسبت به شهادت ثالثه در اذان چیست؟

«باسمه تعالی الشهادة الثالثة فی الأذان صارت شعاراً للشیعة ویجب حفظ شعار الشیعة لتبلیغ الأمر بالوصایة للناس، خصوصاً فی هذا الزمان حیث تکاثرت الهجمات ضد عقائد الشیعة من مخالفیهم»

شهادت ثالثه جزء شعائر شیعه است و حفظ این شعائر برای تبلیغ امر به وصایت علی در میان مردم خصوصاً در این عصر که تهاجم مخالفین علیه شیعه بیشتر شده است، واجب است.

«والشهادة الثالثة لعلی (علیه السّلام) بالولایة لیست جزءاً لا من الأذان ولا من الإقامة»

و شهادت ثالثه در ولایت علی (علیه السلام) نه جزء اذان است و نه جزء اقامه است.

ببینید ایشان بسیار زیبا استدلال می‌کند و می‌گوید:

 

«وإنّما هی تبلیغ للوصایة بعد النبی (صلَّی الله علیه وآله وسلَّم)»

این شهادت ثالثه تبلیغ وصایت بعد از نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) است

«کما أن الشهادة بالرسالة تبلیغ للرسالة»

همانطور که شهادت به رسالت پیامبر در اذان، تبلیغ رسالت است.

ایشان می گوید همانطوری که وقتی در اذان و اقامه «أشهد أنّ محمداً رسول الله» می‌گوییم تبلیغ بر رسالت پیغمبر و اعلان بر رسالت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) است، «أشهد أنّ امیرالمؤمنین علیاً ولی الله» هم تبلیغ بر وصایت امیرالمؤمنین است.

یعنی در حقیقت همان ملاکی که ما در شهادت بر رسالت داریم که اعلان و تبلیغ رسالت است، همان ملاک را هم در «أشهد أنّ علیاً ولی الله» داریم که تبلیغ بر وصایت است. بعد ایشان استدلال می‌کند می‌گوید:

«وقد ورد فی الروایات ما مضمونه (إذا قلتم لا إله إلا الله محمد رسول الله فقولوا علی ولی الله)»

مضمون روایات وارده این است که وقتی شما شهادت بر رسالت می‌دهید، شهادت بر ولایت علی هم بدهید.

الأنوار الإلهیة فی المسائل العقائدیة، نویسنده: المیرزا جواد التبریزی، ص 111، باب قرب الرسل فی المعراج

البته بنده این کتاب را نداشتم و این مطلب را از اینترنت گرفتم. کتاب «الأنوار الإلهیة» را روی سایت‌های مختلف گذاشته‌اند، ولی متأسفانه صفحه نگذاشته‌اند. اگر آقایان در ابتدای کتاب «شهادت ثالثه» را سرچ کنند، این مطلب را خواهند دید.

بنده چند کتاب دیگر هم که در شهادت ثالثه دیدم به همان «أنوار الإلهیه فی المسائل العقائدیه» آدرس داده‌اند.

مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی متوفای 1428 هجری می‌گوید:

«وتستحبّ الصلاة علی محمّد وآل محمّد عند ذکر اسمه الشریف»

درود بر نبی مکرم به هنگام ذکر نام مبارکشان مستحب است.

و همچنین مستحب است:

«إکمال الشهادتین بالشهادة لعلی (علیه السّلام) بالولایة وإمرة المؤمنین فی الأذان وغیره»

مستحب است شهادتین را با شهادت بر ولایت علی و امیرالمؤمنین بودن علی (علیه السلام) کامل کنیم.

الأحکام الواضحة، نویسنده: الشیخ فاضل اللنکرانی، ص 134، الفصل الثانی: فصولهما

مرحوم آیت الله العظمی بهجت در این خصوص می‌نویسد: مستحب بودن (استحباب خاص و ویژه) برای اقرار به ولایت علی (علیه السلام) بعید نیست؛

«وکونه جزءا مستحبا فی الأذان المستحب»

در اذان که خودش مستحب است، شهادت ثالثه هم مستحب است.

این هم تعبیر زیبایی است.

«وکونه جزءا مستحبا فی الأذان المستحب، إذا أتی بإحدی العبارات المختلفة المرویة فی "النهایة" و "الفقیه" و "الإحتجاج"»

در اذان که مستحب است شهادت ثالثه هم مستحب است و عبارت‌های مختلفی در بعضی از کتب همانند "نهایة"، "فقیه" و "إحتجاج" نقل شده است.

«من "أن علیا ولی الله" أو "علی أمیر المؤمنین" أو "أشهد أن علیا ولی الله"»

در اذان مستحبی هر عبارتی بگوید مستحب است.

«لکن برجاء المطلوبیة»

به رجائی که مطلوب و مورد رضای شارع مقدس است.

«أما الاقرار المطلق بالولایة فی کل موضع حتی غیر الأذان فهو حسن ومستحب، فلا یحتاج إلی دلیل خاص ولیس له عبارة خاصة أیضا»

اما اینکه انسان به صورت مطلق در هر جایی همانند بالای منبر، زمین، در جلسات، موقع حرف زدن، موقع نشستن و برخواستن اعتراف و اقرار کند بر ولایت امیرالمؤمنین و شهادت بدهد، نفساً هم خوب است و هم مستحب است.

به عبارت دیگر شهادت بر ولایت، به صورت مطلق استحباب دارد.

«فلا یحتاج إلی دلیل خاص»

احتیاج به دلیل خاصی هم ندارد.

«وأکمل عبارة یؤتی بها هی المتضمنة للاقرار بخلافة أو وصایة أمیر المؤمنین (علیه السلام) والأئمة الطاهرین (علیهم السلام)»

بهترین عبارتی که انسان در ولایت بیان کند این است مطلبی بگوید که بر خلافت یا وصایت امیرالمؤمنین و ائمه طاهرین (علیهم السلام) دلایت کند.

توضیح المسائل، نویسنده: الشیخ محمد تقی بهجت، ص 186، مسئله 768

این مطلب تعریب این مسأله بود که روی سایت‌های مختلف قرار گرفته است. آیت الله العظمی شبیری زنجانی در «رساله عملیه» عبارتی دارد. من عبارتی از ایشان در «حاشیه عروه» ندیدم. ایشان می‌گوید:

"البته ولایت امیرالمؤمنین و ائمه معصومین (علیهم السلام) از ارکان ایمان است. اصلاً رکن ایمان ولایت اهل‌بیت است و اسلام بدون آن، ظاهری بیش نیست و قالبی از معنا تهی است. اصلاً اسلام بدون ولایت ائمه اسلام نیست. مثل پوستینه ای است که مغز ندارد."

همانند اینکه شما گردویی در دست داشته باشید که مغز نداشته باشد. استدلال ایشان هم در بحث‌هایی که ما با ایشان دو به دو در محضرشان استفاده می‌کردیم، همان آیه سوم سوره مائده است:

(الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِینا)

امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آئین (جاودان) شما پذیرفتم.

سوره مائده (5): آیه 3

در اینجا که (وَرَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلَامَ دِینًا) بیان شده است به معنای اینکه اسلام را به عنوان آئین (جاودان) شما پذیرفتم. این عبارتی است که من بنده شفاهاً چندین بار از زبان ایشان شنیده‌ام که می‌فرمودند: (وَرَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلَامَ دِینًا) بدون ولایت علی، اسلام، اسلام نیست و مسلمان، مسلمان نیست.

همانطور که قبل از آمدن این آیه، اسلام مجزی بود، بعد از آمدن این آیه اسلام بدون ولایت مجزی نیست. ایشان مثال می‌زد و می‌گفت: قبل از آمدن اسلام عمل به آیین حضرت عیسی مجزی بود و کفایت می‌کرد، اما بعد از دین مقدس اسلام، دیگر دین مسیحیت مجزی نیست.

همچنین قبل از آمدن این آیه، اسلامِ بدون ولایت مجزی بود و مشکلی نداشت. کسی که از دنیا رفته و یا به اسلام عمل‌کرده است بدون ولایت، فردای قیامت مشکلی ندارد، ولی بعد از آمدن این آیه با این صراحت که:

(الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلَامَ دِینًا)

قبل از روز غدیر عمل به اسلام مجزی بود و بدون ولایت مشکلی نداشت، اما بعد از روز غدیر و نزول آیه شریفه، دیگر اسلام بدون ولایت کافی و مجزی نیست. این نظر ایشان نسبت به موضوع ولایت است. بعد ایشان می‌گوید: خوب است. همان کلمه «یحسنی» که در کلمات بعضی از فقهای دیگر داریم.

خوب است بعد از «أشهد أنّ محمداً رسول الله» به قصد تیمن و تبرک، شهادت به ولایت و امامت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و سایر معصومین (علیهم السلام) با این قیدِ «به نحوی که شبیه جملات اذان و اقامه نگردد»، ذکر گردد.

می‌گوید اگر چنانچه ما «أشهد أنّ محمداً رسول الله» می‌گوییم، «أشهد أنّ علیاً ولی الله» به آن شکل نباشد. «و أنّ علیاً ولی الله و امیرالمؤمنین و الائمة المعصومین حجج الله» و امثال این‌ها باشد. ایشان می‌گوید:  "جمله شهادت ثالثه شبیه به جملات اذان نشود تا بوی جزئیت نیاید." ایشان هم معمولاً در اذانشان تقریباً به همین شکل می‌گویند، بعد از «أشهد أنّ محمداً رسول الله»، «ان علیاً و اولاده المعصومین حجج الله و الائمه و المعصومین» به این شکل می‌گویند.

«آقای خویی» می‌گوید: "امروز شهادت ثالثه از بارزترین شعار شیعه است و باید حفظ بشود، اما اگر به قصد جزئیت بگوید بدعت است." ایشان علی رغم اینکه می‌گویند شهادت ثالثه ابرز و اظهر شعائر شیعه است و لازم است حفظ بشود، اما بیان می‌کنند که گفتن به قصد جزئیت بدعت است.

ایشان برای فرار از بدعت و به جهت اینکه انسان گرفتار بدعت نشود و استشمام بدعت نشود، می‌گوید: " در شهادت ثالثه عبارت گفته شود، ولی عبارتش شبیه فقرات اذان نشود. شبیه فقرات اذان شدن دلیل خاص می‌خواهد." ایشان می‌گوید: ما نمی‌توانیم از این روایات و احادیث، استحباب به این شکل را استفاده کنیم. در خود روایت احتجاج هم کلمه «أشهد أنّ علیاً ولی الله» نیست.

«إذا قال أحدکم لا إله إلا الله محمد رسول فلیقل علی أمیر المؤمنین»

کتاب الصلاة، نویسنده: السید الخوئی، ج 2، ص 288، پ 1

از این روایت احتجاج استفاده نمی‌شود که ما عبارت «أشهد أنّ علیاً ولی الله» را در اذان بگوییم و شبیه به شهادت رسالت و وحدانیت بدهیم. دوستان مستحضر هستند که تمام ادله به روایت احتجاج برمی‌گردد.

حال ما این مطالب را مفصل عرض خواهیم کرد. ما فرمایش ایشان را هم قبول نداریم و شیعه در طول تاریخ به این شکل «أشهد أنّ علیاً ولی الله» گفته‌اند. ما کاملاً این را برای مردم جا بیندازیم که به قصد جزئیت نگویند، ولی «أشهد أنّ علیاً ولی الله» باید حفظ بشود.

البته نه مثل «شیخ جواد تبریزی» که خیلی قاطعانه فتوا به وجوب داده‌اند. چرا که فتوا به وجوب خیلی مشکل است. حال ان‌شاءالله ما بحث حفظ شعائر را بحث خواهیم کرد. اگر واقعاً ما از ادله حفظ شعائر، وجوب بفهمیم، فرمایش «شیخ جواد تبریزی» کاملاً فرمایش متینی است. اما اگر چنانکه نتوانیم در حفظ شعائر، «وجوب» را بفهمیم با فرمایش ایشان دچار مشکل می‌شویم.

برای اینکه بفهمیم حفظ شعائر لازم است یا واجب است، حفظ شعائر مستحب مؤکد است یا وجوب دارد، باید مقداری بحث کنیم. ان‌شاءالله بعد از اینکه این اقوال را آوردیم شاید یک یا دو جلسه در رابطه با ادله حفظ شعائر بحث کنیم. باید ببینیم حفظ شعائر چیست؟ و آیا از این ادله ما می‌توانیم وجوب استفاده کنیم یا نمی‌توانیم استفاده کنیم؟ اگر بنا باشد وجوب استفاده کنیم، باید در مسائل عزاداری هم فتوا به وجوب بدهیم!

در حال حاضر عزاداری یکی از بارزترین شعائر شیعه است. ما در اصل اذان داریم که اگر در یک بلد یا شهری مقاومت کنند و اذان نگویند، طبق بعضی از روایات، حاکم اسلامی می‌تواند ضد آن منطقه، شهر یا روستا اعلام جهاد کند.

مسئله این است که آن‌ها مسلمان هستند، ولی اذان نمی‌گویند. زشتی ترک اذان تا حدی است که دست حاکم برای مقاتله و اعلان جهاد باز است. اگر به این شکل باشد که حفظ شعائر در این حد اهمیت داشته باشد، بحث جدایی می شود.

به عنوان مثال اگر کار به جایی برسد که حج تعطیل بشود و مردم به خاطر عدم امکانات یا مشکلات نتوانند به حج بروند، بر حاکم اسلامی واجب است که تعدادی از افراد را از بیت المال تجهیز کند و برای زیارت خانه خدا بفرستد. چون که  زیارت خانه خدا از شعائر دینی است و حفظ شعائر دینی لازم است. حالا این مباحث طلب دوستان باشد. ان‌شاءالله ما سر فرصت این مطالب را مطرح خواهیم کرد.

در هر صورت در خصوص فرمایش این بزرگوار، حضرت آیةالله شبیری، عرض کنم با همه قداستی که ایشان دارند و احترامی که به این بزرگوار داریم باید بگوییم که نمی توانیم سخن ایشان را بپذیریم. چرا که بحث، بحث علمی است و ما از روی احساسات نباید تصمیم بگیریم و بگوئیم که چرا ایشان چنین گفته است.

در مورد فرمایش ایشان که می‌گوید: "به آن صورت نباشد" باید بگوییم که در طول تاریخ به این شکل بوده است. فقهای عظام و بزرگان ما جز تعداد اندکی در قرن سوم و چهارم همانند «شیخ صدوق» و دیگران، در این زمینه ممانعتی انجام نداده‌اند.

در گذشته، شهادت ثالثه به این شکل «أشهد أنّ علیا ولی الله» مطرح می‌شد. و به تعبیر «آیت الله العظمی خویی»، «شیخ جواد تبریزی» و بعضی از بزرگواران، امروز جمله «أشهد أنّ علیاً ولی الله» شعار شده است، نه «أنّ علیاً ولی الله» و یا«أنّ علیاً امیرالمؤمنین»!!

این عبارات «أنّ علیاً ولی الله» و یا «أنّ علیاً امیرالمؤمنین» شعار نیست. شعار شیعه با همان قالب دیگر فقرات اذان و اقامه است. ان‌شاءالله ما این مطالب را در بحث بعدی خدمتتان تقدیم خواهیم کرد. ان‌شاءالله در جلسه بعد بازهم فتاوای بعضی از فقهای معاصر را تقدیم خواهیم کرد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English