2018 November 15 - پنج شنبه 24 آبان 1397
خوردن گوشت جن و شيطان حلال است!
کد مطلب: ٦١٨٥ تاریخ انتشار: ١٣ تير ١٣٩٠ تعداد بازدید: 19288
فتنه وهابیت » فتاوای شنیعه
خوردن گوشت جن و شيطان حلال است!

دليل بنده براي حلال اعلام كردن خوردن گوشت جن اين است كه أجنه در شكل شتر و چارپايان ظاهر مي شوند. بر همين اساس نماز خواندن در جايي كه شتر وجود دارد نيز نماز خواندن جايز نيست زيرا محل تجمع عفريت ها است!

يك مفتي وهابي از كشور مصر با صدور فتوايي جديد، جنجالي تازه در جهان عرب به وجود آورده و نوك پيكان انتقادات را متوجه وهابي ها كرده است.

گفته مي شود اين مفتي وهابي كه شيخ "محمد الزغبي" نام دارد، در فتواي جديد خود خوردن گوشت "جن" را حلال اعلام كرد.

اين مفتي وهابي با هدف اثبات ادعاي خود گفت: دليل بنده براي حلال اعلام كردن خوردن گوشت جن اين است كه أجنه در شكل شتر و چارپايان ظاهر مي شوند. بر همين اساس نماز خواندن در جايي كه شتر وجود دارد نيز نماز خواندن جايز نيست زيرا محل تجمع عفريت ها است!

اين چهره افراطي در ادامه افزود: خوردن گوشت شتر كه جن زده باشد نيز جايز است زيرا به صورت هميشگي و دائمي درون بدن انسان يا حيوانات نمي ماند.

قابل ذكر است "محمد الزغبي" در ماه رمضان سال گذشته نيز در برنامه اي تلويزيوني كه هر شب از يكي از شبكه هاي ماهواره اي پخش مي شد، مطالبي قابل توجه و عجيبي را مطرح مي كرد كه چندين بار نيز موجب ايجاد جنجال شده بود. موضوع بحث وي در سخنراني هاي سال گذشته اش، مرگ و قبر بود.





Share
41 | حسين احدي | , ایران | ١٧:٠٨ - ٢٩ شهریور ١٣٩٠ |
جناب حسين اقاي عزيزبنده ميخواهم باجنابعالي صحبتي بکنم شمامدعي هستيداين چنين فتاوايي ازايشان بغيداست امابنده به شمامي گويم بعيدنيست به چه دليل به اين دليل که بنده ازيکي ازدوستان که بهحج مشرف شده بودچيزي شنيدم جالب مي گفت يکباردرمسجددرحال رازونيازباخداي خودم بودم شنيدم صداي اذان بلندشدبعدازاتمام اذان ديدم يک فردي که انجا خوابيده بودبرخاست نمازخواندبدون انکه وضويي بگيرداين يه مطلب مطلب دوم ازيکي ديگرازدوستان شنيدم که مي گفت که يک همکاراهل عربستان سعودي داشت يکباراين اقاقصدنمازخواندن داشت وقتي نمازش راشروع کرد وبه ميانه نمازرسيديهوموبايلش زنگ خوردمشاهده کردکه اوبه موبايلش جواب دادوبعدازتمام شدن صحبتش باموبايل بقيه نمازش راادامه داداين تازه مواردجزيي است که دراينجانمي توان گفت امابنده مي خواهم بگويم که وهابيون خيلي چيزهاازايشان بغيدنيست
42 | حسين | , افغانستان | ١٠:٢٩ - ٣١ شهریور ١٣٩٠ |
افسوس كه سايت بسيار وحشت دارد از اينكه نظرات افراد توحيدي و موحد نظراتشان را ابراز فرمايد. راستي هم كه در برابر سخن حق نمي توانيد دم بزنيد. الله من و شما را هدايت فرمايد. آمين

پاسخ:

!!!

43 | حسين | , افغانستان | ١٧:١٧ - ٣١ شهریور ١٣٩٠ |
سلام عليکم ورحمه الله و برکاته از الله منان ميخواهم تا من وشما را به بهترين راهي که مي پسندد هدايت نمايدو مستقيم بدارد. اما بعد از اينکه جواب بنده را داده ايد سپاسگزارم. اما از اينکه نظر بنده را در سايت تان بسيار دير درج کرده ايد گله مندم و اين ترس و وحشت شما را مي رساند. از اينکه حقايق را کتمان مي کنيد. من چند مرتبه نظر دادم ولي بسياري نظراتم را نشر نکرده ايد . اگر شما واقعا ميدان مبارزه درست کرده ايد و نظرات را آزاد گذاشته ايد. پس لطفا همه نظرات را بدون سانسور وکم وکاست درج فرماييد. برادر عزيز . اين را خوب ميدانيم که از هر کاري را که انجام ميدهيم در برابرش مسئول هستيم ، سوگند به الله كه ما را در مقابلش ايستاده ميکند و يک يک را محاسبه خواهد کرد. هر آنچه را کتمان کرده باشيم افشا مي کند. به الله قسم بايد جواب بدهيم. آنگاه احدي جوابگوي مانخواهد بود . متوجه باشيم که تمام وجودمان برعليه مان شهادت خواهد داد! شما که الله متعال شما را توفيق داده که علم دين او را بهتر از ديگران بياموزيد. و صاحب علم دينش باشد. پس چرا مانند علماي يهود وغيره حقايق را مي پوشانيد. و حق را باطل جلوه ميدهيد. دوستم ! آيا اين مسخره نيست که آخرين پيامبر را که بعدش پيامبري با ايين تازه نخواهد آمد ، اورا در آخر وفاتش مظلوم جلوه دهيم که اونتواند حق را بگويد و او را تنها پيرو سه يا 7 نفر بدانيم. ما خودمان شخصيت گرامي آنحضرت را ضعيف جلوه ميدهيم. و تمام يارانش را مرتد وفرصت طلب و جاه طلب معرفي کنيم. به والله مسئول هستيم. دوست عزيز ! بيا قدري تفکر کن و لحظه اي تآمل، آيا واقعا آن همه اصحاب جان برکف را از ابتداي وشروع دعوت را مي شود ناديده گرفت. به راستي آيا درسيرت و زنده گي آنحضرت صلي الله عليه و اله وصحبه وسلم دقيق نظر کرده ايد. آيا فقط از شروع دعوت تا انتها فقط وفقط حضرت علي کرم الله وجه بود و عده اي اندکي. آيا واقعا اصحاب پيامبر صلي الله عليه وآله وصحبه و سلم از بني اسرائيل نيز کمتر و ياخداي نکرده گمراه تر بودند. برادر عزيزم بجاي اينکه اسلام را واقعي و سليس طبق همان عهد رسول اکرم را مطالعه وعمل کني ، به مزخرفات و بدعت هاي آلوده اش کرده اي و اين را به گوش داشته باش كه دربرابرش مسئول هستي!!! برادرم اگر دوستي داشته باشي که بسيار خصايص نيک داشته باشد وبرخي عيب هاي جزئي داشته باشد، آيا شما تمام خوبي هايش را گذاشته فقط وفقط دنبال نکات ضعف يا خطايش مي گردي، برادرم آيا او انسان نيست؟ آيا جايز الخطا نيست؟ حال شما گراميان تمام خوبي هاي ، فداکاريها، جان فشانيها، ايثارهاي مالي و جاني تمام اصحاب خير البشر را گذاشته ، فقط و فقط دنبال نکات زره بيني ضعف يا خطايشان ميگرديد، اين قدر اسلام عزيز توسط شان گسترش يافت و من و شما از برکت قرباني شان (مال ، وقت و جان عزيز شان ) به نعمت اسلام نايل آمديم ، آنگاه همه را به زباله دان انداخته و فقط دنبال نکات ضعف شان ميگرديد. تو را به خالق لايزال قسم ميدهم که امشب وضو بگير با اخلاص کامل و دو رکعت نماز بخوان و از الله تبارک وتعالي عاجزانه بخواه که حقيقت را برايت بشناساند البته با گريه وتضرع ً و نيم شب براي نماز شب برخيز و بازهم عاجزانه قيام نما و گريه زاري کن و از گناهانت توبه کن، از او بخواه تا بهترين راهي را که دوست دارد و مورد تاييد ش است برايت بشناساند، اين کار را سه شب متوالي انجام بده و بعد مرا اطلاع ده، برادر عزيزم اين را از تو تمنا دارم ، هيچ گونه زياني نخواهي کرد. البته در نمازت از هيچ گونه کسي يا بشري مانند امامان کمک نطلب و توسل نجوي ، اين را از تو خواهش ميکنم. در حق من نيز دعاي کن. برادر محترم، خداوند عزيز برايمان عقل داده تا تفکر کنيم و خوب و بد را تمييز کنيم ، از تعصب بپرهيزيم وحرف حق را بشنويم 1- شما فرموديد که من با چند اسم ظاهر شدم ولي برادرم اشتباه فقط با يک نام ظاهر شدم نه بيشتر و آنهم حسين 2- برادرم دين کامل است، نگوي خداي نکرده که دين کامل نيست و مکمل آن اشخاص يا شخصي چون امام زمان وي حضرت عيسي ع مي باشد. خداوند به صراحت ميفرمايد ((اليوم اکملت لکم دينکم، .....و رضيت لکم الاسلام دينا....الي اخر) اين عقيده مخالف قرآن است. 3- کسي براي حضرت عثمان داماد عزيز پيامبر که دو مرتبه به اين درجه نايل گشته عزاداري نکرده بلکه يارانش خواهان قصاص قاتلانش شدند و بس.... نه نوحه و عزاداري ، سياه پوشيدن، قمه زدن ، گله ولاي زدن به سرو صورت خودرا بازنجير يا اشياء تيغ زخمي کردن. 4- برادر: حضرت يعقوب روزانه به سروصورتش نمي زد، بلکه گريه امري طبيعي است و رحمت الله است و بدست خود شخص نيست، همچنان که پيامبر در فوت فرزندش بي اختيار گريست، حال عزيز برادر، اگر واقعا به قول قرآن پيامبر اکرم (ص) را بهترين اسوه حسنه قبول داري ، لطفا يک نمونه از عزاداري که توأم با پوشيدن لباس سياه، قمه، زنجير،رفتن به تکيه خانه ، حسينيه، و غيره باشد را در عهد رسول اکرم از اينجناب نقل کن، براستي هرکس چنين بدعات وخرافات را ابداع کرده ، سخت به خود و بديگران ظلم کرده که در دين چنين خيانتي را روا داشته، بيا فقط اسلام عهد رسول را مطالعه وعملي نما نه پيرو ساخته هاي غاصبان دين! کساني که کلام الله را در برابر اندکي مي فروشند ويا تغيير ميدهند 5- اگر عقيده تان اين باشد که اهل بيت معصومند وخصوصا اوصاف الله را به آنها بدهيد که غيب ميدانند از حوادث ماقبل و مابعد باخبرند و به قلوب مايان آگاهند ، به الله که اين شرک کاملا آشکار است وهيچ شکي نيست دراين، برادرم قدري قرآن را مطالعه کن و ببين الله عالم الغيب را چه کسي معرفي ميکند. حتي پيامبر ( .. لا املک لنفسي ضرا .....) و غيره ما هرگز خلفا را معصوم نميدانيم، به غير انبياء که آنها توسط وحي کنترل مي شده اند، البته انبياء لغزش هاي داشته اند نه گناه ، ولي اين مسخره است که امامان و يا ديگر افراد بشر را هرچند مقامشان بالا باشد معصوم وبي گناه بدانيم! اصلا چه ضرورتي به اين است، که معصوم باشند، برادرم از تو مجدانه ميخواهم تا دقيقا قبل رفتن به بستر خواب تفکر کني ، و خود منصفانه قضاوت کني برادر م: هرگز يک اهل سنت را نمي تواني بيابي که به يک صحابه و يا يکي از اهل بيت عليهم صلاه وسلام توهين ويا لعن گويند، آنها تنها متعلق به شما يا ما نيستند بلکه متعلق به همه هستند. مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمْ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنْ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (التوبه ) لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنْ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا (الفتح) برادر آيا به خود جرأت ميدهي که بگويي اگر الله از کسي راضي شد بعدا پشيمان ميشود ؟؟؟؟ يا وعده هاي را که خداوند به ايشان کرده نعوذ بالله خلاف خواهد کرد. • کسانيکه که با حضرت محمد صلي الله عليه وآله وصحبه وسلم بوده اند، کي ها بودند؟، آيا فقط سه يا هفت نفر بودند ، و بقيه افراد فرصت طلب و غاصب دين، العياذ بالله • آيا خداوند وعده اش را پس خواهد گرفت. اگر آنها که درحضور آنحضرت بودند مسلمانان و مومنان واقعي نبودندآيا من و تو که دين را پس از 1400 سال دريافتيم مسلمان تر مي باشيم؟؟ • اولين افراد مهاجرين وانصار ائمه وامامان بودند يا اصحاب شان چون ابوبکر، عمر، عثمان، علي،.و ديگر صحابه..... رضي الله عنهم اجمعين؟ • اي بيچاره: الله رضايتش را از آنها اعلان ميکند حال تو ميگويي مرتد شده اند، الله بهتر ميداند يا من وتو مسلمان ضعيف ، بنده خاطي و سر پاتقصير؟؟؟؟؟؟ قدري انصاف داشته باشيد، آيات به اين روشني ووضاحت را انکار کردن وتغيير معني و تحريف تفسير کردن بزرگ ترين گناه است، متوجه باشيد شما پيشوايان اين دين هستيد و ديگر امت ومردم شما را پيروي مي نمايند ، نشود خداي نکرده بار گناهان ديگران نيز بر شانه اي شما بنويسند منتظر جواب شما مي باشم، به اميد اينکه جواب معقول بدهيد، لطفا هرگونه تعصب را کنار بگذاريد و منصفانه قضاوت کنيد و قضاوت گذشتگان را با الله منان بسپاريد. و از الله متعال برايشان طلب آمرزش و بخشش کنيد. ) وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ الله حافظ و ناصرتان .

پاسخ:

با سلام
دوست گرامي
1- وقتي نظرات قبلي شما درج شده است ، بهتر است به جاي مباحث فرعي ، به فكر پاسخ به آنها باشيد !
2- اما در مورد پيامبر (ص) و مظلوم نشان دادن وي ؛ آيا به نظر شما خداوند كه از لسان مبارك رسول خدا (ص) مي‌گويد : وقال الرسول يا رب ان قومي اتخذوا هذا القرآن مهجورا ؛ يا «وما اكثر الناس ولو حرصت بمومنين» و... او را مظلوم نشان نداده است ؟
3- فرموده‌ايد «ما خودمان شخصيت گرامي آنحضرت را ضعيف جلوه ميدهيم. و تمام يارانش را مرتد وفرصت طلب و جاه طلب معرفي کنيم. به والله مسئول هستيم» بهتر است به جاي آنكه بگوييد اين بيانگر ضعف رسول خدا (ص) است بگوييد اين نشانگر انحطاط موجود در كساني است كه با وجود ايشان ، باز راه هدايت را انتخاب نكردند .
4- فرموده‌ايد با چند اسم نيامده‌ايد ، ولي آي پي و ايميل موجود شما سخن ديگري مي‌گويد
5- در مورد اكمال دين ، آيا شما آمدن عيسي را قبول داريد يا خير؟ اگر قبول داريد ، پس بايد بدانيد كه وجود راهنماياني حتي در اندازه انبيا ، منافاتي با كمال دين به اقرار خود شما ندارد ؛ بنا بر اين نگوييد عقيده امامت شيعه ، مخالفت با آيه اكمال دين دارد .
6- فرموده‌ايد «کسي براي حضرت عثمان داماد عزيز پيامبر که دو مرتبه به اين درجه نايل گشته عزاداري نکرده بلکه يارانش خواهان قصاص قاتلانش شدند و بس.... نه نوحه و عزاداري ، سياه پوشيدن...» ؛ كلام شما را قبول كنيم ، يا سخنان ذهبي را كه مي‌گويد :
وآلى رجال من أهل الشام لا يأتون النساء ولا يمسون الغسل إلا من حلم ، ولا ينامون على فراش حتى يقتلوا قتلة عثمان ، أو تفنى أرواحهم ، وبكوه سنة .
تاريخ الإسلام ج 3 ص 452 ، اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاة: 748هـ ، دار النشر : دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. عمر عبد السلام تدمرى
7- در مورد گريه يعقوب ، شما در مرحله اول ، حد اقل عزاداري را كه همان گريه است قبول كنيد و اجازه دهيد براي سيد الشهدا اينچنين عزاداري كنيم ، و آن را شرك و كفر و منافي با شكر گذاري ندانيد ؛‌ نه اينكه بگوييد براي ... مدرك ارائه كنيد ؛ اما در مورد مدرك نيز در اين زمينه فراوان است :
حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أَبِى ثنا يَعْقُوبُ قال ثنا أَبِى عَنِ بن إِسْحَاقَ قال حدثني يحيى بن عَبَّادِ بن عبد اللَّهِ بن الزُّبَيْرِ عن أبيه عَبَّادٍ قال سمعت عَائِشَةَ تَقُولُ مَاتَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم بين سحري وَنَحْرِى وفي دولتي لم أَظْلِمْ فيه أحد فَمِنْ سفهي وَحَدَاثَةِ سني ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قُبِضَ وهو في حجري ثُمَّ وَضَعْتُ رَأْسَهُ على وِسَادَةٍ وَقُمْتُ أَلْتَدِمُ مع النِّسَاءِ واضرب وجهي
مسند أحمد بن حنبل ج 6 ص 274 ش 26391 ، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر
8- ما عقيده داريم كه اهل بيت مانند پيامبر (ص) معصومند ، و براي اين مطلب دليل نيز داريم ، ولي شما به خاطر اشتباهات فاحشي كه خلفا داشته‌اند نمي‌توانيد آنها را معصوم بدانيد ؛ و اين فرق اساسي بين شيعه و اهل سنت است .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

44 | ابراهيم نصرالهي | , ایران | ١٩:٣٠ - ٠١ مهر ١٣٩٠ |
با عرض سلام/
جناب آقاي هصين(حيف اسم خدا گواهه)
اصل مطلب و جواب همونه که بنده عرض کردم خدمتتون!
45 | بخت النصر | , ایران | ٠٩:٥٨ - ٠٢ مهر ١٣٩٠ |
جناب آقاي حسين
بنده از شما سوالي دارم:
شما براي قتل حاکم کنوني عربستان سعودي چه کرده‌ايد؟ و به نظر شما ما چگونه مي‌توانيم افراد حاکم بر عربستان را اعدام کنيم؟

با تشکر
46 | حسين احدي | , ایران | ١٣:٠٨ - ٠٥ مهر ١٣٩٠ |
جناب اقاي حسين اقاي عزيزشماايا متن بنده رامطالعه کرديدخواهش مي کنم پاسخ دهيداين يک مطلب باعقل جوردرمي ايدکه بگوييدپيامبراکرم (ص)درروزغديرمردم راجمع کندوبگويدمردم علي رادوست بداريدمامي گوييم توجيه تان براي اين سخن چيست مي گوييدعده اي ازاصحاب به عنوان اعتراض به کارهاي علي رضي الله عنه به نزدپيامبر(ص)رفتندپيامبر(ص) هم درروزغديرفرمودهرکس که من رادوست داردعلي را دوست بدارددراين جااين سوال پيش مي ايدکه روي چه حساب پيامبراين کاررابايدانجام بدهدايادرجايي مثل مراسم حج اين کارلازم است ايا مردمان مسلمان نقاط ديگرمگرعلي راميشناختندکه پيامبربيايداين حرف را بزندمن مي گويم اين مطلب راکمي تامل کنيدايامسئله اعتراض به علي نمي توانددرميان مردمان همان حول وحوش باشديعني مردم مدينه باشدکمي درست ترفکرکنيدايااين مسئله عقلاني است يااينکه بگوييم پيامبرقصدش ازاين کاراين بوده که اميرالمومنين علي (ع)رابه عنوان ولي خوداتخاب کندشمادرباره معصوميت امامان صحبت کرديداياشهادت قران برمعصوميت ايشان کافي نيست نکندمي گوييدمنظورقران زنان پيامبراست يانکندمي گوييدقران هم تحريف شده برادرمن شيعه راه راستين اسلام را مي روداما شما نمي خواهيدقبول کنيد
47 | عليرضا ن | , ایران | ١٥:٤٧ - ٠٦ مهر ١٣٩٠ |
با سلام بر دوست عزيز جناب آقاي حسين
در مطالبتان فرموديد که ما خودمان شخصيت پيامبر را ضعيف جلوه مي دهيم. جناب حسين حالا من مقايسه اي از چگونگي نزول وحي در دو مکتب را براي شما بررسي مي کنم ، و شما قدري تفکر و تامل کن.
در روايتي از ام المومنين عايشه ، حوادث نزول اولين وحي بر پيامبر ، چنين آمده است که: در ابتدا ، وحي به صورت روياهاي صادقه براي آن حضرت پديدار مي شد، اين روياها مانند سپيده دمان روشن بود. بعدها علاقه به تنهايي و خلوت گزيني در ايشان پديدار گرديد ، او شبهاي متعدد در غار حرا به عبادت مي پرداخت ، هر چند يکبار به خانه و خانوداه مي آمد تا زاد و توشه خلوت خويش را تهيه کند ، پس از تهيه وسايل زندگي ، ديگر بار به غار باز مي گشت.
آن حضرت بدين ترتيب زندگاني مي کرد تا آن روز که ناگهان با حق برخورد کرد. جبرئيل به نزد او آمد و گفت: اي محمد تو رسول خدايي.
پيامبر گفت: من ايستاده بودم که در اثر اين برخورد به زانو در آمدم. اين ديدار در همين جا پايان يافت. بعد در حالي که تمام بدنم به لرزه در افتاده بود، حرکت کردم و به خانه ، نزد خديجه رفتم و گفتم : مرا بپوشانيد مرا بپوشانيد.
مدتي گذشت تا ترس و اضطراب اين برخورد ناگهاني برطرف شد ، در اين هنگام بار ديگر جبرئيل برمن پديدار گشت و گفت: اي محمد تو رسول خدايي.
در آن لحظات تصميم قطعي گرفته بودم که خويشتن را از يک بلندي کوهستاني به زير افکنم ، و درست هنگامي که چنين قصدي داشتم ، جبرئيل براي بار سوم بر من پديدار شد و گفت: اي محمد ، من جبرئيل هستم و تو رسول خدايي. آنگاه گفت: بخوان.
گفتم: چه بخوانم؟ او سه بار مرا گرفت و فشرد، آنقدر فشار سخت بود که نزديک بود که از پاي در آيم.
سپس گفت:( اقرا باسم ربک الذي خلق = بخوان به نام پروردگار که خلق نمود).
من خواندم، با تمام شدن اين ديدار ، به نزد خديجه آمدم و گفتم: من سخت بر خويشتن ترسانم، سپس حوادث اتفاق افتاده را براي او بازگو کردم.
خديجه گفت: بشارت باد تو را ؛ به خداي سوگند ، خداوند تو را پست نخواهد گردانيد ، تو صله رحم مي کني و راستگو هستي، امانت دار مي باشي، بار رنج مردم را به دوش مي کشي و ياور ايشان هستي.
پس از آن مرا به نزد ورقة بن نوفل برده و به ورقه گفت: گوش به سخنان پسر برادرت بده.
ورقه از من پرسيد: داستان چيست؟
من آنچه اتفاق افتاده بود ، را باز گفتم. ورقه گفت: اين ناموسي است که بر موسي بن عمران نازل مي شده است. اي کاش من بتوانم در اين نهضت سهمي داشته باشم.(تاريخ طبري ج2ص298و299- صحيح بخاري ج1ص7باب بدء الوحي- طبقات ابن سعد ج1ص194و195)( شرح کاملتر اين ماجرا تاريخ طبري ج2ص206تا208 راوي آن عبيد بن عمير ليثي)
جناب حسين، تاريخ گواهي مي دهد که ام المومنين عايشه ، در عصر حادثه حضور ندارد، زيرا اصلاً در آن زمان هنوز متولد نشده بود، تولد ام المونين عايشه در سال چهارم يا پنچم يا ششم بعد از بعثت است( رجوع کن به کتاب اسد الغابه ابن اثير) و عبيد بن عمير هم در اواخر زندگاني رسول اکرم(ص) تولد يافته و در عصر حادثه حضور نداشته است.( رجوع کن به تقريب التهذيب ج1).
همچنين در اين روايت ،ام المومنين عايشه با توجه به اينکه در عصر ماجرا حضور نداشته است ، اين ماجرا را از چه کسي نقل کرده است؟ جناب حسين خواهشمندم کمي در اين روايت صادره از ام المونين عايشه تفکر کنيد؟
حالا چگونگي نزول وحي در مکتب اهل بيت عليهم السلام:
جناب حسين يک حادثه تاريخي جز به وسيله کسي که شاهد آن بوده است، قابل نقل نيست. اميرالمومنين امام علي (ع) که خود شاهد نزول نخستين وحي بود ، آن را چنين توصيف مي کند: همانا خداوند بزرگترين فرشته از فرشتگان خويش را از اولين لحظه که پيامبر را از شير گرفته شد، با آن حضرت قرين و همراه ساخت، تا او را در تمام حالات به راه هاي بزرگواري سلوک داده و راهبري نمايد، و بهترين اخلاق ها را به وي آموزش دهد، و من همسان بچه شتر که از مادر خويش متابعت مي کند، از او پيروي کردم، و او هر روز نمونه تازه اي از بزرگواري هاي اخلاقي را براي من متجلي مي ساخت ، و مرا به پيروي از آن ، امر مي فرمود. او در هر سال مدتي در کوه حرا براي عبادت و عزلت و مجاورت اختيار مي کرد، من او را مي ديدم و ديگران از ديدنش محروم بودند. در آن روزگاران تنها يک خانه به اسلام ، آباد بود که پامبر و خديجه و من سومي آنها بودم که در آن مي زيستند. من نور و پرتو وحي را در سيماي آن حضرت مي ديدم ، و بوي خوش نبوت را از وي استشمام مي کردم، بي هيچ ترديد صداي ناله شيطان را در هنگام نزول وحي بر آن حضرت شنيدم. عرضه داشتم يا رسول الله، اين ناله چيست؟ فرمود: اين شيطان است که از پرستيده شدن مايوس و نا اميد شده و اين چنين به ناله در آمده است.(خطبه قاصعه نهج البلاغه)
جناب حسين براي نشان دادن نمونه ديگري از بينش مکتب اهل بيت عليهم السلام در مورد پيامبري و وحي ، به روايتي از امام هادي (ع) به نقل از پدران بزرگوارشان عليهم السلام دقت کن: هنگامي که پيامبر خدا تجارت شام را ترک گفت ، آنچه از اين راه به دست آورده بود ، در راه خداوند انفاق فرمود. از آن پس هر روز صبحگاه از کوه حرا بالا مي رفت و از قله آن کوه ، به آثار رحمت الهي و قدرت نمايي حکمت آميز و بديع او در پهنه طبيعت، چشم مي دوخت و به اکناف آسمان و گوشه و کنار زمين مي نگريست و به فکر فرو مي رفت و به عبادت مي پرداخت. اين حالات همچنان ادامه يافت تا اين که سن آنحضرت به چهل رسيد، خداوند دل او را برترين و خاضع ترين و مطيع ترين دلها در برابر خويش يافت، بنابراين ، اجازه فرمود تا درهاي آسمان و ملکوت و معنا بر روي او گشوده شود و پيامبر به حقايق موجود در آسمانها ديده گشايد. به فرشتگان نيز اجازه فرمود تا بر او نزول يابند. به رحمت خويش نيز فرمان داد تا از ساق عرش بر سر او فرود آيد، و جبرئيل را نيز بر او نازل ساخت تا بازوي او را گرفته به حرکت در آورد.
جبرئيل گفت: اي محمد بخوان، پيامبر فرمود: چه بخوانم؟
عرض کرد: بخوان به نام پروردگارت که خلق کرد(آيات 1تا5سوره علق).
آنگاه آنچه خداوند وحي فرستاده بود ، بر او خواند و به آسمان بازگشت. پيامبر از کوه فرود آمد در حالي که به خاطر عظمت و جلال خداوندي که بر او ظهور يافته بود، چون فردي مريض به تب و لرز دچار شده بود.
آنچه بر او سخت بود و از آن مي ترسيد، تکذيب قريشيان بود، و اين که نکند او را مجنون بخوانند و يا با شيطان مربوطش بدانند.
در صورتي که او از ابتداي زندگاني ، عاقلترين مخلوقات خدا بود و گرامي ترين آنها نزد وي ، و از همه کس بيشتر با شيطان دشمن بود ، بنابراين ، خداوند براي تشجيع او در برابر دشمني ها و مخالفت هاي فراوان که در انتظارش بود ة همه اشياي اطراف او سنگها و صخره ها را به همراهي با وي به صدا دز آورد.
پيامبر به هر چيز که مي رسيد، اين ندا را مي شنيد: ( السلام عليک يا محمد- السلام عليک يا ولي الله- السلام عليک يا رسول الله)(تفسير منسوب به امام حسن عسکري عليه السلام ص60و61)
جناب حسين چگونگي نزول وحي در مکتب اهل بيت را با مکتب اهل سنت مقايسه کن و خوب تفکر کن.

جناب آقاي حسين حالا قضاوت قاطع قرآن کريم:
با دقت و تفکر در قرآن کريم ، اين مسئله روشن مي شود که نبوت رسول اکرم(ص) ، يک حادثه غير عادي و نا شناخه نبوده است ، بلکه درابعاد گوناگوني مطرح گشته و به صورت هاي مختلف عرضه شده است.
اعتقاد به پيامبري او ، از تمام پيامبران به عنوان يک ميثاق موکد خواسته شده و براي نصرت و ياري او ، عهد و پيمان گرفته شده است. پيامبران بزرگ ، وجود و ظهور و بعثت او را بشارت داده اند ، ايشان و بعضي از يارانش در تورات و انجيل نام و نشان داشته اند ، اهل کتاب آن حضرت را کاملاً مي شناخته و با آگاهي کامل به خصائص و نام و نشان ، وي را پذيرفته و يا احياناً انکار کرده اند.
1) آيه 81سوره آل عمران مي فرمايد:( آنگاه که خداوند از انبيا ميثاق گرفت که به شما کتاب و حکمت بخشيد، سپس پيامبري آمد که تصديق کننده حقايق آسماني همراه شما بود، بايد به او ايمان آوريد و او را حتماً ياري کنيد. خداوند بديشان فرمود: آيا به اين ميثاق اعتراف داريد و از امت خود بر آن عهد گرفتيد؟ گفتند: آري، اقرار و اعتراف گرفتيم. سپس خداوند فرمود: پس شاهد باشيد و من همراه شما در شمار شاهدان هستم).
2) آيه 6سوره صف مي فرمايد: ( آن زمان که عيسي فرزند مريم گفت: اي بني اسرائيل من پيام آور خداوند به سوي شما هستم و تورات را که قبل ازمن نازل شده است، تصديق مي کنم و نسبت به پيامبري که بعد از من مي آيد و احمد صلي الله عليه و آله و سلم نام دارد، بشارت مي دهم، اما آنگاه که با نشانه ها و دلايل آمد، گفتند: اينها سحري است آشکار ). پيامي که در اين آيه هست در کمال صراحت مي باشد و آيه با روشني اعلام مي دارد که رسول اکرم (ص) با نام خاص خويش در عصر بعثت عيسوي مطرح شده است و عيسي بن مريم (ع) در بخشي از پيام خويش ، وجود و رسالت ايشان را بشارت داده اند.
همچنين آيه 157سوره اعراف به اين موضوع اشاره دارد که علاوه بر انجيل در تورات نيز اين مسائل مطرح شده است.
و آيه 29سوره فتح به اين موضوع اشاره دارد که تنها پيامبر اسلام بلکه حتي ياران او نيز با صفات مخصوصشان در تورات و انجيل قرنها قبل از ظهور اسلام نشانه دااشته و مورد بحث واقع شده اند. و سرانجام قرآن سخن را به اينجا مي رساند که در آيه 146سوره بقره و آيه 20سوره انعام مي فرمايد: ( او را به گونه اي مي شناختند که فرزندانشان را مي شناختند)، جناب حسين اما روايت ام المومنين عايشه در صحيح بخاري مي گويد که پيامبر از سخنان ورقه به پيامبري خويش اطمينان پيدا کرد و گرنه پيامبر خودشو رو از بالاي کوهي مي خواست که پرتاب کند.( هم در صحيح بخاري، هم در تاريخ طبري و هم در طبقات لبن سهد به اين موضوع اشاره شده است).
حالا افرادي مثل اين اسلام شناسان غربي از خدا بي خبر پيدا مي شوند و به کتب صحيح بخاري و طبري استناد مي کنند ، و در کتابهايشان بر ضد اسلام قلم فرسايي مي کنند. به عنوان نمونه پروفسور مونتگمري اسلام شناس انگليسي در کتاب( محمد، پيامبر و سياست مدار) مي نويسد: براي فردي در قرن هفتم ، در شهر دور افتاده اي مانند مکه زندگي مي کرد، پيدا شدن اين ايمان که از جانب خدا به پيامبري مبعوث شده است ، شگفت انگيز است. پس جاي تعجب نيست اگر مي شنويم که محمد را ترس و شبهه فرا گرفت. و ترس ديگر او، ترس از جنون بود ، زيرا در آن زمان عرب معتقد بود که اين گونه اشخاص در تصرف ارواح يا جن هستند، عده اي از مردم مکه الهام هاي محمد را اين گونه تعبير مي کردند. خود او نيز گاهي دچار اين ترديد مي شد که آيا حق با مردم است يا خير. مي گويند که در روزهاي نخست دريافت وحي ، زن او خديجه و پسر عموي زنش ، ورقه ، او را تشويق کردند به اين که قبول کند به پيامبري برگزيده شده است. با اين همه ، شهادت يک مسيحي به اين که طرز نزول وحي براي محمد، شباهت کامل به طرز نزول وحي براي موسي دارد ، محمد را در عقيده خود تقويت کرد(کتاب مذکور ص26و27ترجمه اسماعيل والي زاده)
جناب حسين حالا خوب تفکر کن که آيات قرآن و امام علي (ع) در خطبه قاصعه و همچنين امام هادي(ع) چه مي فرمايند، بينش دو مکتب نسبت به اولين وحي را بررسي کن تا بفهمي که چرا اسلام شناسان غربي همه اش به صحيح بخاري و تاريخ طبري و سيره ابن هشام و طبقات اين سعد مراجعه مي کنند، و اصلاً مراجعه اي به کتب مکتب اهل بيت عليهم السلام ندارند چرا؟ چون در مکتب ما نمي توانند نقطه ضعفي از يامبر پيدا کنند.
حالا با توجه به اين ماجرا خودت موضاعات ديگر مثل اراجيفي مثل موافقات عمر يا لعنتهاي پيامبر يا پيامبر خدا در چنگال سحر يا افسانه غرانيق و غيره را بررسي کن تا ببيني در کدام مکتب شخصيت پيامبر پايين آمده است.

جناب حسين فرموديد که ولي اين مسخره است که امامان يا افراد ديگر بشر را هر چند مقامشان بالا باشد ، معصوم و بي گناه بدانيم ، اصلاً چه ضرورتي است که معصوم باشند؟ جناب حسين ما فقط پيامبران و امامان و حضرت فاطمه و حضرت مريم را معصوم مي دانيم و کس ديگري را معصوم نمي دانيم.
اما اين که گفتي چه نيازي به معصوم بودن امامان است، اين است که پيامبر اسلام در مدت 23سال نبوت خويش وظايف و شوون مختلفي را در قبال جامعه اسلامي بر عهده داشتند از جمله: 1) دريافت وحي و ابلاغ پيام الهي 2) تفسير وحي الهي و تشريح مقاصد آن 3) بيان احکام موضوعات مستحدثه 4) رد شبهات و تشکيکات اعتقادي 5) محافظت از دين و جلوگيري از وقوع تحريف در آن 6) قضاوت و تطبيق و اجراي قوانين کلي الهي 7) حکومت و رياست عامه مردم در مسائل مختلف سياسي اجتماعي و امنيتي.
جناب حسين بدون شک پس از رحلت رسول اکرم(ص) ، وحي آسماني منقطع شد ، در نتيجه وظيفه اول پيامبر يعني دريافت و ابلاغ پيام الهي منتفي مي شود. اما بقيه وظايف پيامبر چه وضعيتي پيدا مي کند؟ آيا شارع مقدس براي جبران آنها تدبيري نينديشيده است؟ آيا خلاها و کاستي هاي اعتقادي و سياسي و امنيتي و امثال آن را به خود امت واگذار کرده است؟ يا شخص خاصي را براي جانشيني پيامبر در اين امور معرفي کرده است؟ در اين مورد سه احتمال وجود دارد: 1) اينکه شارع براي جبران اين امور و پر کردن خلاها ، هيچ گونه فکري نکرده و در اين زمينه سخني نگفته باشد. 2) اينکه امت اسلامي به واسطه بهره مندي از تعليم و تربيت رسول اکرم (ص) به حد و مرتبه اي رسيده باشد که خود صلاحيت جبران اين کمبودها را داشته ، نيازي به نصب جانشيني از ناحيه خداوند براي پيامبر نباشد. 3) اينکه پيامبر اسلام موظف بوده تمامي احکامي را که امت اسلامي در آينده با آن روبه رو مي شدند، به شخص معيني که از ناحيه خداوند منصوب شده است، منتقل نمايد و او موظف به استمرار وظايف پيامبر باشد.
صورت اول که شارع در اين مورد هيچ اهتمتمي نکرده باشد با توجه به هدف بعثت انبيا منافات دارد، منتفي است. از اين رو بايد يکي از وجه دوم و سوم که مهمترين اختلاف بين شيعه و سني است، درست باشد.
اهل سنت فکر مي کنند که امت اسلامي بعد از پيامبر ، بي نياز از راهنما و رهبر الهي است، چرا که خود امت توانايي جبران کمبودها و انجام وظايف پيامبر را دارد و قادر است به تبيين احکام و تفسير وحي و اجراي احکام الهي ، آنگونه که خدا مي خواهد، همت گمارد، اما اگر اندکي مطالعه در تاريخ دوران بعد از پيامبر داشته باشيم، متوجه مي شويم که امت اسلامي به هيچ وجه توانايي انجام اين وظايف را نداشته است. مثلاً در مساله تفسير قرآن و توضيح و تشريح مقاصد آيات الهي ، اختلاف زيادي در بين مفسران اسلامي وجود دارد که خود شاهدي است بر اثبات عدم توانايي و شايستگي امت در اين مساله است. قرآن کريم در آيه 38سوره مائده مي فرمايد:( دست مرد دزد و زن دزد را، به کيفر عملي که انجام داده اند، به عنوان يک مجازات الهي قطع کنيد)، اما در اينکه دست دزد را از کجا بايد قطع نمود، اختلافاتي فراواني وجود دارد. عده اي مثل خوارج موضع قطع را محل اتصال بازو و کتف دانسته و برخي ديگر مثل ابوحنيفه و شافعي و مالک ، از مچ دست دانسته اند ؛ در اين ميان شيعه اماميه معتقد است که تنها چهار انگشت دست بايد قطع گردد. مسلم است که همه اين نظرات نمي توانند مطابق با واقع باشند، بلکه نظر حق بيش از يکي نيست. اين تفاوت آشکار در تفسير يک آيه بيانگر نياز به يک مفسر الهي است که از اشتباه و خطا در تفسير و تبيين مقصود وحي ، معصوم باشد. براي اثبات عدم صلاحيت امت اسلامي براي جلو گيري از وقوع تحريف در دين اسلام ، کافي است نظري به چگونگي تدوين کتب حديثي داشته باشيم ، به عنوان مثال ، بخاري احاديث کتاب خود را که مشتمل بر 2761 حديث غير تکراري است از بين ششصد هزار حديث انتخاب کرده است و بقيه را جعلي دانسته است. و ابو داود در کتاب سنن خويش 4800 حديث را از بين پانصد هزار حديث جمع آوري کرده و همچنين کتاب اصول کافي که شامل 16199حديث است که خود علماي شيعه 9485 حديث آنرا ضعيف شمرده اند. بنابراين ضروري است که شارع مقدس بعد از پيامبر ، انساني را به عنوان ادامه دهنده وظايف او معرفي و منصوب کرده و مردم را موظف به تبعيت از او نمايد.( فکر کنم همين مقدار توضيح براي شما کافي باشد چون تعريف امامت در مکتب ما با مکتب شما فرق دارد).
جناب حسين مشکل افرادي مثل شما اين است که آيات قرآن را در کنار هم قرار نمي دهيد تا مفهوم واقعي آنرا مشاهده کنيد.
در مورد علم غيب پيامبران و امامان: اولاً اينکه ما براي پيامبران و امامان به صورت ذاتي و استقلالي علم غيب قائل نيستيم. ثانياً، علم غيب پيامبران با امامان با هم فرق دارند که برايت توضيح مي دهم.
جناب حسين ما آياتي در قرآن داريم که خداوند علم غيب را فقط براي خود مي داند و در آياتي ديگر اشاره مي کند که پيامبر علم غيب از خود ندارد و کسي نمي تواند منکر اين آيات شود ، اما خداوند در آيات 26و27سوره جن مي فرمايد:( داناي غيب اوست و هيچ کس را بر اسرارش آگاه نمي سازد- مگر رسولي که آنرا برگزيده و مراقبيني از پيش رو و پشت سر براي آنها قرار مي دهد)، پس آيات نشان مي دهد که اگر خدا بخواهد که خواسته است، علم غيب براي پيامبران است. بنابراين آياتي که مي گويد: هيچ کس علم غيب ندارد، مانند آيات سوره اعراف و انعام، با آيات سوره جن اسثنا شده و بيان شده که رسول الله و همه رسولان علم غيب دارند.
جناب حسين آيات سوره جن از کلمه رسول استفاده شده است ، پس سوال پيش مي آيد که امامان چگونه علم غيب داشته اند، چون آيات سوره جن فقط تاکيد بر داشتن علم غيب رسولان است.
جناب حسين براي حل اين مشکل بايد، ببينيم که آيا قرآن علم غيب را بر غير رسول منتسب دانسته است يا نه؟ خداوند در آيه 45سوره آل عمران در جريان داستان حضرت مريم (س) مي فرمايد: (هنگامي را که فرشتگان گفتند: اي مريم خداوند تو را به کلمه اي از طرف خودش بشارت مي دهد که نامش مسيح ، عيسي بن مريم است)، پس اين آيه به وضوح مي گويد که يک غير رسول مثل حضرت مريم(س) هم مي تواند صاحب علم غيب باشد و تخصيصي در اين مورد اصلاً وجود ندارد. ( دوست عزيز خواهش مي کنم که اين نکته را در ذهنت بگنجان که هيچ شيعه اي علم غيب ذاتي و استقلالي براي هيچ کس قائل نيست، حتي پيامبر عظيم الشان اسلام).
جناب حسين ، من خود به عنوان يکي از پيروان مکتب اهل بيت عليهم السلام به گونه زير براي امامان علم غيب قائل هستم:
اخبار متواتر در مکتب اماميه بر آن است که امامان اهل بيت عليهم السلام ، کتاب جامعه امام علي (ع) در احکام و جفر و مصحف فاطمه(ع) را که حاوي حوادث و رويدادهاي آينده است ، همگي به ارث برده اند ، و اين کتابها در محفظه اي از پوست گاو قرار داشته که آن را جفرابيض مي گفتند و هر چه سلاح از رسول خدا)ص) به ارث برده بودند، آنها نيز در محفظه اي از پوست گاو بوده که آن را جفر احمر مي گفته اند.
در کتاب کافي ج1ص241حديث5 از حسين بن ابي العلا، گويد: شنيدم که امام صادق(ع) مي فرمود: نزد من جفرابيض است، گويد گفتم: در آن چيست؟ فرمود: زبور داود و تورات موسي و انجيل عيسي و صحف ابراهيم و حلال و حرام و مصحف فاطمه که چيزي از قرآن در آن نيست و آنچه مردم را نيازمند ما مي کند در آن است ، حال آنکه ما به کسي نياز نداريم ، حتي ديه يک تازيانه و نصف تازيانه و يک چهارم تازيانه و ديه خراش نيز در آن هست. و نزد من جفر احمر است. گويد گفتم: در جفر احمر چست؟ فرمود: سلاح.
در کتاب بصائر الدرجات از ابو حمزه گويد: امام صادق (ع) فرمود: مصحف فاطمه چيزي از کتاب خدا را در بر ندارد و آن تنها مسائلي است که پس از فوت پدرش براو القا شده است( بصائر الدرجات ص159)، امام صادق در احاديث مختلف بارها و بارها تاکيد مي کند که در مصحف فاطمه چيزي از قرآن نيست تا واژه مصحف مردم را به اشتباه نيندازد، چنانکه برخي در عصر فعلي دچار اين اشتباه شده وفکر مي کنند که شيعيان مصحف فاطمه را نعوذ بالله قرآني ديگر پنداشته اند.
در کتاب اصول کافي ج1ص264 باب جهات علوم الائمه از امام موسي کاظم (ع) آمده است که فرمود: گستره علم ما بر سه وجه استوار است: گذشته و اينده و حادث.
اما گذشته براي ما تفسير و بيان شده و اما آينده براي ما تبت و ضبط و نوشته شده و اما حادث در دلها الهام مي شود و در گوشها زمزمه مي گردد، و اين افضل علوم ماست و هيچ پيامبري پس از پيامبر ما نخواهد بود.
جناب حسين مراد امام از گستره علم ما ، نهايت و منشا بلوغ آن است و مراد از گذشته، علوم مربوط به گذشته است و مراد از آينده ، علوم متعلق به آينده است ؛ و اما اينکه فرموده : اما گذشته براي ما تفسير و بيان شده ، يعني رسول خدا (ص) آن را براي ما تفسير و بيان کرده است و اينکه فرموده: اما آينده براي ما ثبت و نوشته شده، يعني در کتاب جامعه و مصحف فاطمه نوشته شده است. و اينکه فرمود: و اما حادث در دلها الهام مي شود و در گوشها زمزمه مي گردد، مراد از آن امر حتميه يا علوم و معارف رباني يا شرح و تفصيل مجملات است، که از راه الهام خدايي يا سخن گفتن فرشته با آنها حاصل مي شود و اين از برترين علوم آنهاست، چون تنها اختصاص به ايشان دارد و حصول آن بدون واسطه بشر است. و از آنجايي که اين سخن امام موسي کاظم(ع) موهم ادعاي نبوت براي افرادي مثل آقاي حسين است، امام بلافاصله اين توهم را نفي کرده و فرمود: و هيچ پيامبري پس از پيامبر ما نخواهد بود، و اين بدان خاطر است که پيامبر فرشته را به هنگام ابلاغ حکم مي ببيند و سخنش را مي شنود
ولي محدث تنها سخن فرشته را مي شنود. و در کتاب کافي ج1ص270و271باب ان الائمه محدثون ، امام باقر(ع) مي فرمايد: همانا اوصياي محمد(ص) محدثون هستند.
و امام کاظم (ع) مي فرمايد: ائمه ، عالمان و صادقان و فهيمان و محدثانند.
و محمد بن مسلم گويد: نزد امام صادق سخن از محدث به ميان امد و او فرمود: محدث صدا را مي شنود و صاحب صدا را نمي بيند. من گفتم: فداي شما گردم، چگونه مي داند که آن سخن ، سخن فرشته است؟ فرمود: آرامش و وقاري به او عطا مي شود که مي فهمد آن سخن ، سخن فرشته است.
جناب حسين براي تاييد اين خبر لطفاً مراجعه اي به صحيح مسلم باب فضائل صحابه و مسند احمد ج6ص55 کن ، تا ببيني چنين چيزي هم از نظر مکتب شما هم امکان پذير است. ام المومنين عايشه در صحيح مسلم در حق خليفه عمر مي گويد: رسول خدا(ص) فرمود: در امتهاي پيش از شما محدثوني بودند که اگر در امت من هم احدي از آنها باشد ، او عمر بن خطاب است.
48 | نرگس منتطري | , ایران | ١١:٥٤ - ٢١ آذر ١٣٩٠ |
سلات لطفا از اين آقايي که خود را حسين نامبده اند و به نظر ميرسد بسيار مومن ودانشمند مي باشد بپرسيد : 1-آيا جن وشيطان در جلد کفتار و روباه رومي نيز نفوذ کرده است ؟ آيا شتر در عربستان وقطر وامارا ت و لاجرم امکان حضور جن وشيطان ذر آنجا بيشتر يافت ميشود يا همه جا ؟اگر همه جا پس در اروپا و امريکا وکانادا که شتر يافت نميشود جن وشيطان را چگونه ميتوان يافت ؟آبا در اروپا وامريکا وکانادا که شتر يافت نميشود براي اثبات اينکه در مناطق ياد شده جن وشيطان وجود دارد مينوان از عربستان وقطر وامارات که حتما شتر هست ولاجرم حتما جن و شيطان هست شتر صادر کرد ؟آيا تجارت پرسود صدور شتر به اروپا و امريکا و کانادا را فقط مفتي هاي عربستان ميتوانند انجام دهند يا همهي وهابي ها ؟آيا شما که اينقدر دانشمند هستيد گوشت شتر وکفتار وروباه رومي تناول فرموده ايد ؟به نظر شما که خيلي مومن واسلام شناس هستيد ميزان کالري وارزش غذايي شتر جن زده از ديد اين مفتي دانشمند مصري بيشتر است يا شتري که در جسم آن جن وشيطان حلول نکرده است ؟آيا ما بدون گريه يا خنده بر اين فتاوي گوهر نشان وهابيون ميتوانيم از خداوند تبارک وتعالي براي شما وهابي مومن ودانشمند آرزوي فهم وشعور و بينش دانش خرد عقل تفکر انديشه کنيم ؟آيا شما اصرار داريد مغزتان را آکبند به قيامت ببريد ؟آيا شما ها را با سنگ ازخواب بيدار بايد کرد يا التماس عاجزانه از خداوند تبارک وتعالي ؟و در پايان خداوند تبارک وتعالي به کسي يا کساني که عقل نداده باشد هيچ چيز نداده است .
49 | محمودرضا | , ایران | ١٢:١٩ - ٢٩ آذر ١٣٩٠ |
با سلام دوستان من جواب دادن علي رضا به حسين خوب بودولي کامل هم نبود نظر من اينست که حساب افرادي مثل حسين از وهابيهاي عالم که خود فتوا ميبافند جداست بعلت اينکه انها عامدا وبا اگاهي کامل مسايل ديني را تحريف ميکنند واقاي حسين شايد دسترسي به اطلاعات صحيح را بهر علتي نداشته پس بياييد با دليل ومدرک هاي محکمي که شيعه دارد حسين ها را وادار به فکر کردن کنيم نه انها را برانيم با طعنه وغيره م وفق باشيد
50 | سميه | , ایران | ٢٠:٥٤ - ٠٩ دي ١٣٩٠ |
سلام . من وقتي اين مطالب را خواندم واقعا از صميم قلب ناراحت شدم هم براي خودم و هم براي آقاي حسين . براي خودم چونکه به عنوان شيعه نتوانستم امثال شما را به هوش بياورم و براي حسين که فکر ميکنم جوان باشد. حيف نيست که از راه منحرف شود حال آنکه از صحبت هايش معلوم ميشود به خدا خيلي علاقه دارد . تو که انقدر نماز ميخواني آيا ميداني نماز بي ولايت باطل است . من يک مثال مياورم مثلا وقتي با يک شخص مهمي کار داري ميگردي دنبال عزيزانش تا به واسطه آنها کارت را درست کند حالا اگر هم خيلي بدبخت باشي کارت سخت تر ميشود بايد از عزيزانش بخواهي تا او يک توجه خاص به تو بکند. در مثل مناقشه نيست. پيامبران و امامان عزيزان خدايند و حال انکه آنان معصوم اند( اگر شما سراغ داريد در تاريخ که امامان نعوذ بالله گناه کرده اند بگوييد) ما با توسل به خدا نزديک تر ميشويم زيرا اسم کساني را ميبريم که محبوب خدايند و از خدا ميخواهيم که به واسطه آنها ما را ببخشد. در پايان برايت دعا ميکنم چون از ما خواسته بودي و چون علاقه دارم که هدايت شوي.و از تو ميخواهم که مطالعاتت را زياد کني باشد که ...
51 | بنده خدا | , ایران | ٠٩:٥٨ - ١٦ تير ١٣٩١ |
خطاب به حسين(واقعا حيف از اين نام حسين):
1-شما داريد خلط مبحث ميکنيد.
2-چند تا روايت و حديث بخونيد متوجه ميشيد که ما 14 تا معصوم داريم که شامل ائمه ميشن و نه انبيا.
3-بازم اگر کمي تحقيق کنيد متوجه ميشيد که ما که بعد از 1400 سال اسلام آورديم مسلمانتر از کساني هستيم که در دوران پيامبر يا هر نبي يا معصوم ديکه اي زندگي ميکردن چون با چند روايت و حديث و در صدر اينها قرآن تسليم شديم.
4-هر جهنمي ممکنه روزي بخشيده بشه(البته حق الله)ولي عمر و عثمان و ابوبکر به هزاران دليل خير.
52 | سيد مهدي موسوي | , ایران | ٢٤:٣١ - ٢٠ تير ١٣٩١ |
اي بابا چرا اين پرفسور حسين حرف امام علي غيره ميزنه توبيا جواب احمق بازي هاي وهابي تون رو بده .عامل ناشناخته(از لحاظ بيولوژيکي)درحدمفتي هاي وهابي
53 | ابولفضل شهنازي | , ایران | ٢٤:٤٩ - ٣٠ شهریور ١٣٩١ |
خدمت دوستان سلام آقا حسين اگر ما شخصيت پيامبر(ص) را پايين مي آوريم در صحيح بخاري چه نسبت هاي ميدهيد شما ها ....در ضمن شما كه ميگويد امام زمان منافات با دين دارد حتي ابن تيميه هم امدن امام زمان را تاييد كرده وهمه اي روايت هاي كه از امدن مهدي موعود ميدهد را صحيح ميداند چطور شما برخلاف شيخ الاسلامتان حرف ميزنيد ... درضمن شما كه اين قدر از كه از وهابيت دفاع ميكند بهتره يك مقدار نظر علماي اهل سنت رو راجبه محمد بن عبدالوهاب واستادش ابن تيميه بدونيد كه انها را گمراه وگمراهگر ميدانن
54 | محمود2 | , ایران | ١٧:١١ - ٢٨ آبان ١٣٩١ |
لعنت بر افراط گرايان كه تمام شبهات موجود از آنها سرچشمه مي گيرد و لعنت بر افرادي كه با عث چند شاخه اي شدن اسلام عزيز شد مشخص است كه انحراف در شيعه بسيار كمتر از سني هاست آن هم به علت جدا نشدن شيعيان از راه الهي است چون آنها به مدت 250 سال از امامان معصوم فايده بردند در حالي كه سران فتنه ها در طول تاريخ باعث شهادت اين بزرگواران شدند پس لعنت بر فتنه كه اين روز ها بسيار محسوس تر شده
55 | محمود2 | , ایران | ١٧:٢٦ - ٢٨ آبان ١٣٩١ |
جواب به حسين نظر شماره41 تمامي دنيا به خاطر وجود ايشان برقرار است آيا مي شودخدا جهاني با اين همه عظمت را بدون سرپرس رها كند در تمام اديان الهي به منجي اشاره شده پس بايد منتظر آن حضرت باشيم و زمينه را براي ظهور ايشان اماده كنيم حتي اهل سنت نيز به اين موضوع اعتقاد دارند تنها افراد مرتد اين واقعه را انكار مي كنند در حقيقت اينان طرفداران دجال لعين اند . محمد بن عبد الوهاب اگر حق بود برادرش با او مخالفت نمي كرد و او را از چند شهر بيرون نمي كردند تنها كساني از وي پيروي كردند كه به نفعشان بود شما ها خدا را محدودبهشمايل انساني ميكنيد و اگر در اخرت خدا قابل ديدن باشد به ديد انساني محدود شده است در هالي كه نبايد بخواهيم خدا را تصور كنيم چون خدا نامحدود است شيوخ وهابي حرام ها را حلال و حلال ها را حرام اعلام كرده اند البته در اكثر موارد. انها فاسق اند و مردم را گمراه مي كنند .
56 | آران | | ٢٢:٠٧ - ٠٣ آذر ١٣٩١ |
همه کامنتا و بخصوص کامنتاي اين حسين آقا رو خوندم و در نهايت به اين نتيجه رسيدم که ميخ آهنين نرود در دل سنگ اين سني ها با هيچ مدرکي آدم نميشن چه انتظاري هم ازشون هست وقتي حرف خدا و پيامبرشو تحريف مي کنن خدا لعنتشون کنه
57 | علي | , ایران | ١٢:٣٦ - ١٨ آذر ١٣٩١ |
ازعلي آموزاخلاص عمل.آيانخوندي توتاريخ وقتي که علي عليه سلام باعمروبن عبدودمبارزه کردودرآخربه صورت مبارک علي عليه سلام تف انداخت وفحش دادوعلي عليه سلام چرخي درميدان زدوبعدآن کافررابه درک واصل کردوبعددليلش روپرسيدن که چرادرآن موقع که تف کرداورانکشتي حضرت جواب دادآن لحظه خشم خشم خودم بودولي وقتي آرام شدم بخاطرخدااوراکشتم.ودرصحنه کربلاآياصبرحضرت زينب رانشنيده اي که فرمودجززيبايي چيزي نديدم آيااگربجزعشق به خداوندنبودآيااين زن که سلام خدابراوبادچنين ميگفت پس آگاه باشيداي مردم که امام حسين عليه سلام خودش وخانواده اش رافداکردبراي احياي دين آخرين پيامبر(ص)چراچونکه عبيداله ويزيدمشروب ميخوردن وبه نمازمي ايستادن ومردمه بي گناه روميکشتن وميگفتن خواست خداوندبوده(کارهاي بدخودرابه خداوندربط ميدادن)ولي علي عليه سلام وتمام معصومين کوچکترين بهره مندي ازدين رابراي دنيايشان طلب نکردن وگرنه امام حسين عليه سلام بجاي افشاي حکومت غاصب صلح ميکردوتک تک فرزندانش ويارانش رانميفرستادتاجنگ کننددرحاليکه شهيدان اولي ودومي راديده بوداگربراي دنياوغيرخدابودازجنگ دست ميکشيدوخودش وخانواده اش راازکشته شدن رهايي ميدادولي اوخداراخواسته بودوصبورانه ماندوخون گلوي کودک شش ماهه اش رابه آسمان پرتاب کردوسرش رادادبراي احياي دين.صلح امام حسن عليه سلام بامعاويه ازقيام عاشوراکم رنگترنيست چراچونکه معاويه چهره باطني خودرابراي مردم آشکارنميکردوحق راچنان باباطل درهم کرده بودکه اگرامام حسن مجتبي به جنگ بااوبلندميشدومعاويه کشته ميشدبراي عامه مردم محبوب ميگرديدوامام خارميگشت ولي زمان چهره ظالم راآشکارکردواهل خردراازکردارمعاويه فاسدآگاه کرد.دوست عزيزحسين جان حضرت علي عليه سلام ميفرمايدبين حق وباطل يک تارموبيشترنيست پس مواظب باش ازدنياپرستان زمانه که دين رابراي بهره برداري دنياميخواهندنه رضايت خداوآخرت.
58 | zahra | , ایران | ١٤:٣٠ - ٠٢ بهمن ١٣٩١ |
aya khandane torat va enjil gonah ast?

پاسخ:
باسلام
كاربر گرامي؛ خير، گناهي ندارد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات (1)
59 | فدايي آقا | , ایران | ٢١:٠٩ - ٠٣ بهمن ١٣٩١ |
مهندس حسين شما که دم از قرآن ميزنيد اولآ سوره مائده آيه 55 رو بخون که سند ولايت امامان مي باشد که در صحيح مسلم بخوبي به اين موضوع اشاره شده است. و بعد براي اثبات وجود مبارک آقامون امام زمان بريد سوره قدر را بخوانيد :کلمه تنزٌل الملائکه... که اين کلمه نشان بر استمرار اين امر ميباشد.آيا چه کسي بر روي زمين ميباشد که خداوند فرمان خود را بوسيله فرشتگان بر قلب پاکي نازل ميکند؟؟؟آيا اون شخص شما هستيد؟يا من؟يا اقواممان؟؟؟ غير از اين است که اون فرد پاک همان وجود آقا صاحب الزمان است؟؟ کما اينکه قبلآ به پيامبر سپس به امام علي و پسرانش نازل ميشد. پس معلوم است که شما نه قرآن خوانده ايد و نه کتب اهل سنت و نه اهل شيعه و نه هيچ چيز ديگر... به اميد ظهور آقامون مولامون صاحب الزمان...
60 | م | , ایران | ١٢:٤٧ - ٠٨ بهمن ١٣٩١ |
با نام و ياد خدا و ابراز ارادت به وجود ذيجود حضرت زهرا سلام ا... عليها
به نظر اين حقير سخنهاي عزيزمان حسين يا ناآگاهانه است يا مغرضانه و با کمي دقت ميتوان فهميد که مغرضانه است . حسين جان شما نه تفکر شيعه را بخوبي ميشناسيد نه سني را .هدف شما چيزي جز تفرقه افکني ميان شيعه و سني نيست و ميشود فهميد که جملاتي که شما بکار ميبريد جملاتي ديکته شده است مثل اينکه از چند جاي يک کتاب جملاتي را کنار هم چيده باشند.نظير جملات شما را نيز در سايتهاي اهل تسنن به عنوان کامنت و از زبان به ظاهر يک شيعه ديده ام .حسين عزيز نميدانم تا بحال چقدر از وقت عزيزتان صرف اين سخنان مغرضانه شده است و چقدر بابت اين خوش خدمتيها سبيلتان چرب شده است ولي بخدايي که نامش را آورديد در اين وادي چيزي گيرتان نمي آيد.
61 | سعيد حسيني | , ایران | ١٣:٣٨ - ١٠ بهمن ١٣٩١ |
بسيار مهم لطفا .قت بگذاريد و بخوانيد تا اصل موضوع را هم متوجه شويد از مسئول سايت ميخواهم حتما اين مطلب را درج نمايند باسپاس فراوان سلام ازهمه دوستاني که اينجور عاشقانه و عاقلانه از حريم نوراني و معصومانه حضرات معصومين (ع) دفاع ميکنند به نوبه يک مسلمان (شيعه) تشکر ميکنم درجواب اين فلک زده ( ح س ي ن ) بايد گفت اولا زياد وقتتون رو پاي اين چرنديات نگذاريد به اين علت که ، کسي که مزبله (فاضلاب)را تميز ميکند و پاک ميکند خواسته يا ناخواسته شبيه به بوي گند آن ميشود ؛ شاهد دليلم هم، کلام حضرت آيت الله اميني(ره) است که فرمودند : من روز قيامت از عمر و ابوبکر و عثمان وساير تکذيب کنندگان حقيقت غدير شکايت دارم به اين دليل که چرا با اين همه دلايل روشن در خصوص ارجحيت حضرت مولانا اميرالمومنين علي ابن ابيطالب (ع) انکار ولايت و غدير ايشان را کردند و باعث شدندمن تمام وقتم را فقط صرف اثبات يک بديهي کنم و سد راه شدند که مطالبي را از مناقب حضرت مولانا اميرالمومنين علي (ع) براي شما بنويسم تا درسير کمالات معنوي سريع تر باشيد ثانيا اين مردک ( ح س ي ن ) را ميشناسم و در جلسه اي با او حتي صحبت کرده ام ، اين فرد يک آدم بيکار است و شغلي ندارد ولي از نظر مالي از اوضاع خوبي برخورداراست، دوستان من او را بررسي کردند از حسابي از عربستان (سقوطي ) پول دريافت ميکند براي خراب کردن عقايد شيعه و حتي تبليغات تاريک خود را ابتدائا خانه به خانه شروع ميکرد به گونه اي که خانواده سببي او قصد کشتنش را داشتند و حرفاي دارد که اگر برايتان بازگو کنم خواهيد دانست چه شخصيت کثيفي دارد ثالثا بايد گفت از کوزه همان برون تراود مه در اوست شما دوستان من چون طينت پاک داريد در پي نورانيت هستيد و آن هائي که طينت ناپاک دارند يقينا دنبال جبت و طاغوت هستند درآخر سفارش ميبکنم خود را با توسل بيشتر به خاندان وحي و کسب نورانيت بيشتر در صف دوستان و سربازان امام عصر ( روحي و ارواح العالمين له الفداء) قرار دهيد ياعلي
62 | شانلي | , ایران | ١٥:٠٤ - ١٨ فروردين ١٣٩٢ |
بايد بگم تا وقتي تعصب كوركورانه باشه نميشه به حقيقت دست يافت. اينها آيه و حديث آشكار و واضح روز غدير را منكر هستند.ايشون كه دم از قرآن ميزنند امامت در قران حكم خداوند است. شما نميتونيد خارج از حكم خداوند عمل كنيد اگر مسلمان هستيد. مطمئنا ايشون نه قران خوندند نه حتي كتابهاي خودشون رو. هر چي مفتي هاشون ميگن اينا هم چشم و گوش بسته قبول ميكنن. واقعه غدير و امامت علي ع : تفسير الطبري: ج3 ص 428. الدر المنثور:ج2 ص 259و298 . تاريخ دمشق:ج1 ص370.ج2 ص5و85و345 . كنزالعمال:ج1 ص 48.ج6 ص397وج8 ص 60. والا چقدر دليل بياريم آخه به نظر من چيزي كه اين وسط نسيت عقل و فهمه . دليل و مدرك زياده. اللهم عجل لوليك الفرج. آمين
63 | غلام حسن | , ایران | ١٩:٠٦ - ١٩ ارديبهشت ١٣٩٢ |
سلام عليكم. به نظربنده بهترين تعبير را در باره اين موجودات پست مفتي ، همان است كه امام خامنه اي بعدازتخريب قبرجناب حجربن عدي(ره) توسط اين ملعونين ، فرمود! ايشان فرمودند: <<اينان(وهابيون) مصيبت بزرگي براي اسلام هستند!>> اينان آبروي اسلام عزيز را برده اند!!! اينان بني اميه زمانند! لعنت خدابر بني اميه و اين وهابيون پست! اللهم عجل لوليك الفرج
64 | علي مسعودبرازنده | , ایران | ١٥:٥٣ - ٢٢ خرداد ١٣٩٢ |
در مورد نظر شماره 41 خواستم بگم که جناب حسين ما شيعيان در قرآن تدبر نکرديم!!! اما بزرگان شما که تدبر کردند به اين نتيجه رسيدند که پيامبر هذيان ميگويد(به قول جناب خليفه دوم که به پيامبر ميگويد اين مَردَک)،بوسيدن همسر وضو را باطل ميکند،خوردن سمبوسه حرام است و خوردن کفتار و جن حلال،نگاه بانوان به خيار و موز و امثال آن حرام است،کشتن هر مسلماني که توسل را که حکم قرآن است قبول دارد را واجب ميدانند،استمنا روزه را باطل نميکند،لواط که حکم حرمت آن بر همه معلوم است را جايز ميدانند و بسياري تدبرات ديگر.نه آقا حسين اگر منظور شما از تدبر در قرآن اينگونه است ارزاني خودتان.ما تدبر در قرآن را از عقل کل که همانا رسول خدا و جانشينان برحقش ميباشند اخذ ميکنيم به طوريکه نه به ساحت ذات اقدس الهي توهين ميشود و نه به پيامبر رحمتش.اميدوارم کمي در اين مورد تدبر کنيد!!!
65 | سيد حسين آملي | , ایران | ٠٧:٤٨ - ٠٩ تير ١٣٩٢ |
حسين آقا كجايي ؟
66 | مجتبي خدادوست | , ایران | ١٨:٠٥ - ١٠ تير ١٣٩٢ |
دستور قرآن: کلوا من طيبات ما رزقناکم تمايل وهابيها: خوردن هر چيز بجز طيبات
67 | محسن | , ایران | ٢٤:٥٢ - ١٧ بهمن ١٣٩٢ |
حسين آقا. سلام عزيز دل. شما يک طرفه قاضي رفتي .من يه آدم معموليم نه روحاني نه ملا نه عالم ديني .من متخصص کامپيوترم . ولي چون پدرم يه مذهب داره و مادرم يه مذهب خيلي خيلي تحقيق کردم.واقعا بي طرفانه.حتي اول متمايل به برادران سني بودم ولي کم کم راه درست رو پيدا کردم و به خدا و قرآن و پيامبر ايمان آوردم و امامت و وصايت ائمه معصومين رو چراغ راهم قرار دادم.فقط مي دونم چه شيعه چه سني بايد بدون تعصب فکر کنن ، تحقيق کنن و نتيجه گيري کنن . اگه يه طرفه و با تعصب و بدون تحقيق باشه ميشه جاده يه طرفه که هر کي حرف خودش و ميزنه. شما دلايل خودت و گفتي ولي هيچ اشاره اي به دلايل طرف مقابلت نکردي و با ادله ردشون نکردي. در ظاهر حرفات درسته ولي در باطن و عمق تاريخ چيز ديگه اي نهفته. شما خودت کتابهاي شيعه رو با دقت و بدون تعصب بخون بعد خودت نتيجه گيري کن راه درست همينه عزيز برادر.فقط همينو بگم که خيلي از آيات و روايات اين و ميگه که امکان داره انسان با کارهاي خيلي خوبي مقام بسيار بالايي پيدا کنه ولي با چند تا کار اشتباه (خيلي اشتباه) نتيجه خوب قبلي رو بر باد بده. البته شما اول بايد متوجه اين قضيه باشي که کار بعضي از صحابه تاثير بسيار بسيار بدي روي انسانهاي بعد خودشون گذاشت(در مورد وصايت امير مومنان ).در ضمن تا زمان عمرعبدالعزيز مولا علي توي نماز جمعه و .... لعن ميشدند(نعوذ بالله)
68 | حسين | , ایران | ٢١:٠٠ - ٠٨ فروردين ١٣٩٣ |
جن و كجا پيدا ميكنند ؟؟نميترسند!!!!!
69 | حسين | , ایران | ٢١:٠١ - ٠٨ فروردين ١٣٩٣ |
جن و كجا پيدا ميكنند ؟؟نميترسند!!!!!
70 | حسين | , ایران | ٢١:٠١ - ٠٨ فروردين ١٣٩٣ |
جن و كجا پيدا ميكنند ؟؟نميترسند!!!!!
71 | مژگان نادري | , افغانستان | ١٥:١٣ - ١١ خرداد ١٣٩٣ |
ميخوام واقيعت داشته باشد اين متن هايتان
72 | مهدی | , ایران | ١٦:٠٠ - ٠٧ اسفند ١٣٩٣ |
در پاسخ به کامنت 42 واقعا باید گفت : !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 [1] [2]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English