2018 November 13 - سه شنبه 22 آبان 1397
خوردن سمبوسه حرام است!
کد مطلب: ٦١٨٤ تاریخ انتشار: ٠٦ مرداد ١٣٩٠ تعداد بازدید: 10824
فتنه وهابیت » فتاوای شنیعه
خوردن سمبوسه حرام است!

يك گروه وهابي كه كنترل بخش هايي از كشور سومالي را برعهده دارد، در حكمي عجيب درست كردن و خوردن سمبوسه را به عنوان يك غذاي مسيحي حرام اعلام كرد!

به گزارش روزنامه انگليسي ديلي ميل، بنابراين گزارش، اين گروه كه از رسيدن كمك هاي سازمان ملل متحد به مردم گرسنه سومالي نيز جلوگيري مي كند، پيش تر استفاده از نوعي اسنك را كه در تمام قاره آفريقا مصرف مي شود، حرام اعلام كرده بود!

نيروهاي اين گروه كه در برخي مناطق سومالي حاكميت دارند، در اقدامي عجيب سوار بر وانت با بلندگو حرمت استفاده از اين نوع غذاها را براي مردم گرسنه سومالي جار زدند!

به نوشته ديلي ميل، گروه مزبور روابط ويژه اي نيز با سازمان القاعده دارد. يك روزنامه كنيايي نيز اين احكام صادر شده را به نقل از ساكنا روستاي "افگويه" در فاصله 20 كيلومتري موگاديشو تاييد كرد.

وهابيت از مذاهب جعلي است كه خود را به اسلام منتسب مي كند. خرافات حاكم بر اين مذهب و خشك مغزي پيروان و رهبران آن تاكنون به غربي ها كمك فراواني كرده است تا در بدنام ساختن دين مبين اسلام بكوشند.





Share
41 | مهدي محلاتي | , ایران | ٢٠:٤٨ - ٠٥ خرداد ١٣٩٣ |
جناب بي ستاره آن زمان هنوز خطايي از معاويه سرنزده بود که خلفا او را عزل يا توبيخ نمايند به علاوه معاويه ي ملعون با زيرکي تمام شش دونگ حواسش جمع بود تا دست از پا خطا نکنه .خلفا هم که علم غيب نداشتن که معاويه لعنه الله در آينده چه خواهد شد. حتي شخص حضرت امام علي ع زماني زياد بن ابيه را والي يکي ايالتها قرار داد ولي بعدها زياد ابن ابيه به معاويه پيوست و به امام علي ع خيانت کرد حال آيا کسي ميتواند بگويد که چرا امام علي ع زياد را والي قرار داده بود؟!!!!! اميدوارم که سروران گرامي سايت اين پيام را نيز نمايش دهند زيرا از بنده سؤالي شد و ميبايست جواب دهم . سپاسگذارم
42 | bisetareh | , ایران | ١١:٥٤ - ٠٧ خرداد ١٣٩٣ |
معاويه توسط پيامبر لعن شده بود و در بي لياقتي اوشک نبود.
هنگامي که ديديد معاويه بر روي منبر من خطبه ميخواند او را بکشيد.
منابع از کتب ؟؟؟:
1-تاريخ طبري ج11ص357،
2-انساب الاشراف بلاذري بخش 4جزء اول ص128 شماره 369 و 370،
3-کتاب المجروحين ابن ابي حاتم بستي ج2ص162و 163،
4-تاريخ بغداد خطيب ج12ص181،
5-الکامل ابن عدي ص627و1751،
6-شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج15ص176،
7-سير اعلام النبلاء ذهبي ج3ص149و1056،
8-ميزان الاعتدال ذهبي ج2ص17و129،
9-کنوزالدقائق مناوي ص9،
10-لئالي المصنوعة سيوطي ج1ص424و425،
11-تهذيب التهذيب ابن حجر چاپ حيدر آباد ج2ص428و ج5ص110
سوال اينه که با وجود به حديث صريح نبوي چرا بر خلاف حديث پيامبر رفتار شد. ؟؟؟
دوم در باره زياد بن ابيه بدي ياد نشده بود وحضرت علي تا ديد با ثروتمندان نشست وبرخواست ميکند وي را عزل کرد تا از سو استفاده از بيت المال وي جلوگيري کند.
حالا با توجه به اينکه معاويه از زمان عمر وعثمان والي شام بوده و به مال اندوزي پرداخت چرا به راحتي از گناهان و اشتباهاتش گذشتند. بسيار روشن است براي نابودي اسلام و سلطنت نشاندن حکومت ابو سفيان که دشمن پيامبر بود.
آيا زماني که حضرت علي ع خليفه شد آن زمان به بعد معاويه گناه کار شد ؟هرگز
باز هم جاي شکر باقي هست از حالت تقيه در آمدي و اهل سنت بودن خود را بروز دادي آخه تقيه تو دين اهل سنت حرامه ناراحت بوديم گناه ميکردي.
ياعلي
43 | مهدي محلاتي | , آمریکا | ١٢:١١ - ٠٩ خرداد ١٣٩٣ |
آقاي بي ستاره بنده عنوان زيبا و زيبنده ي شيعه ي اهل بيت عليهم السلام را با هيچ عنوان ديگري عوض نميکنم تو هم کاره اي نيستي که بگي کي شيعه هست و کي سني. اولا محاله که پيامبر ص کسي از مسلمانان دور و برش را با ذکر نام ذم و نکوهش کند چون اينکار باعث سرافکندگي و بي آب رويي کسي خواهد شد که هنوز خطايي از او سرنزده است و اين از مصاديق گناه است و قصاص قبل از جنايت جايز نيست و حفظ آبروي مسلمان از واجبات است و معاويه نيز در ظاهر مسلمان بود و اين حديث جعليست. حتي زماني که پيامبر ص خبر شهادت حضرت عمار رض را به وي داد که به دست گروه ستمگر و متجاوز کشته خواهد شد مشخص نکردند که اين گروه متجاوز کدام است . ثانيا معاويه لعنه الله سياستمداري بسيار زيرک و باهوش بود و به خوبي از اداره ي ايالت شام برآمده بود و توانسته بود دل شاميان را به دست آورد در آن زمان هم عزل والي فقط زماني بوجود مي آمد که بي کفايتي والي به اثبات برسد يا اينکه مردم بر عليه او شکوه کنند و از وي ناراضي باشند و اين امر براي معاويه هرگز اتفاق نيفتاد زندگي اشرافي هم به خودي خود گناه محسوب نميشود به شرطي که حقي از کسي خورده نشده باشد و معاويه شاکي نداشت . تنها ايرادي که حضرت عمر رض توانست از معاويه بگيرد و وي را مورد باز خواست قرار دهد اين بود که چرا وي اشرافي زندگي ميکند که معاويه بازيرکي تمام عنوان کرد که چون شام به امپراتوري روم نزديک است و روميان اقتدار و ابهت را در اين جور چيزها ميبينند پس ما هم ميخواهيم ابهت خود را به آنان نشان دهيم حضرت عمر رض نيز فرمود هرچند که ميدانم به اين علت نيست ولي به هر حال عذر موجهيست. ثالثا فراموش نکن که خود معاويه نيز مدتي نزد پيامبر ص کاتب بود که آيات قرآن را مينوشت که به اقتضاي ضرورت بود و نميشود العياذ بالله بگوييم که چرا پيامبر ص وي را به عنوان کاتب قرار داد. زماني در يکي از غزوه ها نيز شخصي از صحابه که ميخاست با يکي از مشرکين نبرد کند با حالت تکبر و غرور مشغول قدم زدن شد که پيامبر ص فرمود اين رفتاريست که موجب غضب خداست جز در اين موقع. پس اشرافي بودن معاويه نزد خليفه ي دوم نيز همانند قدم زدن آن صحابي در مقابل کفار قابل توجيه بود. برادرم در پذيرفتن احاديث کمي خردورز باش و با عقل خويش بسنج. اينگونه وقايع و حقايق نيز هيچ ارتباطي به مذهب و شيعه و سني ندارد بلکه صرفا وقايعيست تاريخي که بايد بدون تعصب مورد پژوهش قرار گيرند. و اين نکته هم قابل تامل است که حداقل از نظر عقايدت سزاوار بود که پيامبر ص ميگفتند که هر گاه ابوبکر را بر منبر من ديديد او را بکشيدچون حضرت ابوبکر رض بر منبر پيامبر ص نشست و خطبه خواند ولي معاويه هيچگاه به اين توفيق دست نيافت . خوشبختانه معاويه به اين سعادت دست نيافت و بر منبر پيامبر ص ننشست و حتي مقر پادشاهيش نيز شهر پيامبر ص نبود پس اگر اين حديث به فرض محال درست باشد صحابه مکلفند که زماني معاويه را بکشند که برفراز منبر پيامبر ص رود که هيچگاه نرفت. در نهايت از دست اندر کاران عزيز سايت وليعصر عج که فرصت اين مناظره را فراهم کردند کمال تشکر را دارم. خداوند ما را به آنچه حق و حقيقت است رهنمون سازد.
44 | مصباح | , ایران | ١٣:٥٣ - ١٣ خرداد ١٣٩٣ |
آقاي محلاتي منظور از «منبر من» يعني اصل منبر و حکومت نه اينکه منظور همان منبر خاص باشد.
دوم اينکه با اين وجود معاويه بارها بر همان منبر رسول الله ص هم رفته بود او بارها در سفر مکه از مدينه رفته بود و بر منبر رسول الله براي مردم سخن گفته بود وي در جريان ولي عهدي يزيد به مدينه آمد و بر منبر رسول الله ص خطبه خواند.
سوم اينکه اگر سخن شما درست باشد بايد بگوييم نعوذ بالله سخن رسول الله ص در مورد معاويه که فرمودند من در خواب ديدم ميمونها بر منبر من جست و خيز مي کنند و بعد فرمودند منظور معاويه است که بعد از من حکومت خواهند رسيد.
خباثت معاويه هم همين بس که آيه شجره ملعونه در مورد آنهاست و روايت بالا هم در مورد آنها صادر شده و منحرف کردن فکر شاميان تا اهل بيت علهم السلام را نشناسند وي اصلا مسلمان نبوده بلکه خود علماي اهل سنت بر کفر او صحه گذاشته اند که فعلا فرصت ندارم مدرکش رو بدم فکر کنم در همين سايت در اين مورد مطلبي ديدم

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي

1. اينکه معاويه ايمان نداشته روايت صحيحي است که از رسول الله صلي الله عليه و اله روايت شده است بلاذري دو مورد از آن را در کتاب خود نقل نموده است:

× حدثني إسحاق وبكر بن الهيثم قالا حدثنا عبد الرزّاق بن همّام أنبأنا معمر عن ابن طاوس عن أبيه عن عبد الله بن عمرو بن العاص قال : كنت عند النبيّ صلَّى الله عليه وسلَّم فقال : يطلع عليكم من هذا الفجّ رجل يموت على غير ملَّتي ، قال :

وكنت تركت أبي قد وضع له وضوء ، فكنت كحابس البول مخافة أن يجيء ، قال : فطلع معاوية فقال النبيّ صلَّى الله عليه وسلَّم : هو هذا .

× حدثني عبد الله بن صالح حدثني يحيى بن آدم عن شريك عن ليث عن طاوس عن عبد الله بن عمرو قال : كنت جالسا عند النبيّ صلَّى الله عليه وسلَّم فقال : يطلع عليكم من هذا الفجّ رجل يموت يوم يموت على غير ملَّتي ، قال : وكنت تركت أبي يلبس ثيابه فخشيت أن يطلع ، فطلع معاوية .

أنساب الأشراف - أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) - ج 5 ص 126

الحافظ السقاف مي گويد: «حديثٌ صحيحٌ صريحٌ في أن معاوية يموت على غير ملة الإسلام !» و سپس روايت اول بالا را نقل مي کند

اين روايت را محمد بن سليمان کوفي در کتاب مناقب الإمام أمير المؤمنين ( ع ) ج 2 ص 311 هم نقل کرده است.

2. در مورد بي ايمان بودن معاويه امام علي عليه السلام هم سخناني دارند که در اين مورد به مقاله «آيا معاويه كاتب وحي بود ؟ » مراجعه نماييد.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
45 | bisetareh | , ایران | ١٧:٥١ - ١٣ خرداد ١٣٩٣ |
مهدي محلاتي دروغ تو روز روشن
خجالت بکش تو دين شما تقيه حرام است.
اگه قراره شيعه باشي از اصول دين شيعه امامت هست فهميدي؟
الکي خود راشيعه صدا نزن شيعه حرمت داره تعريف داره
هرکي خودش رو نميتونه شيعه جا بزنه.
کدوم شيعه اي به عمر حضرت ميگه؟
تو چه روايتي را درست ميداني؟
در سايت هم چند بار روايات قوي رو رد کردي .
دين که دلخواهي نيست هرچي به نفعت هست رد کني خودت دين درست کني
اول برو رو عقايد شيعه يه تحقيق بکن بعد خود را شيعه جا بزن
تو کي باشي روايات قوي رو رد کني حديث شناسي؟
معاويه در زمان پيامبر اكرم مكرر مورد لعن و نفرين حضرت قرار گرفته است ، قبلا گفتيم پيامبر او را و پدرش و برادرش را يكجا لعنت نمود.
و در روايت است كه پيامبر اكرم در سفرى شنيدند كه دو نفر غنا مى خوانند و به يكديگر پاسخ مى دهند، فرمود: ببينيد ايندو كيستند؟ عرض كردند: معاويه و عمرو ابن عاص هستند، حضرت دو دست خويش ‍ بلند نموده عرضه داشت : خدايا آندو را به آتش برسان رساندنى .
و در حديث ديگرى است كه پيامبر فرمود: از اين جاده مردى ظاهر مى شود كه به غير از سنت مى ميرد و معاويه پيدا شد.
و باز حضرت رسول به معاويه در حالى كه عبور مى كرد فرمود: خدايا او را لعنت كن و او را سير مكن مگر با خاك و فرمود: هرگاه معاويه را بر روى منبر من ديديد او را بكشيد، ابوسعيد خدرى راوى حديث گويد: اما ما اين كار را نكرديم و لذا رستگار نشديم !)) آرى اين حديث را علماء اهل سنت با چهار طريق معتبر نقل كرده اند، بلكه روايت كرده اند كه مردى از انصار در زمان عمر خواست معاويه را بكشد، ما گفتيم : شمشير نكش تا به عمر گزارش كنيم (ظاهرا هنگام امارت معاويه در شام بوده است ) مرد انصارى گفت : من از پيامبر شنيدم كه مى فرمود: هرگاه معاويه را بر روى منبر ديديد كه خطبه مى خواند بكشيد، اما گفتيم : ما هم شنيده ايم ولى اقدامى نمى كنيم تا به عمر گزارش كنيم ، آنها به عمر نوشتند، اما عمر تا هنگام مرگش پاسخى نداد.
و ياللعجب كه طرفداران معاويه خود را به زحمت انداخته اند تا اين حديث را توجيه كنند، گاهى گفته اند: مراد از معاويه آن معاويه نيست ، گاهى گفته اند پيامبر گفت : او را بپذيريد، نه اينكه بكشيد، و غير ذلك .
و اگر اطلاع كاملى از معاويه و احوالات او خواسته باشى ، به اميرالمؤ منين عليه السلام و سخنرانيها و نامه هاى وى ، مراجعه كن ، كه كسى مانند حضرتش ترا از معاويه مطلع نكند.
مسند احمد 4:421، كتاب صفين ص 246، لسان العرب ج 7 و ج 9 (الغدير ج 1 ص 140)
تاريخ طبرى 11:357 و بلاذرى در تاريخ خود ج 1 (الغدير ج 10 ص 141)
ج 8 الغدير ص 312
- تاريخ طبرى 11:357، شرح ابن ابى الحديد 1:348، تهذيب التهذيب 2:428 (الغدير ج 10 ص 142
تا 147)
ياعلي
 [1] [2]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English