2018 May 22 - سه شنبه 01 خرداد 1397
افضلیت خلفای چهارگانه از دیدگاه احمد بن حنبل
کد مطلب: ١١٧٦١ تاریخ انتشار: ١٢ بهمن ١٣٩٦ - ١٦:٥٤ تعداد بازدید: 220
خارج کلام مقارن » عمومی
افضلیت خلفای چهارگانه از دیدگاه احمد بن حنبل

جلسه چهل و پنجم 96/10/19

 
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم


جلسه چهل وپنجم 96/10/19


لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (44) – آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (13)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی أعدائهم أعداء الله الی یوم لقاء الله.

بحث در رابطه با اصول و مبادی فکری احمد ابن حنبل بود، ما چند موردی را مطرح کردیم. از جمله در بحث اختلافات صحابه که باید از آن‌ها عدول کنیم و این‌ها را باید از بین ببریم  در حد توان، آن مطالبی که باید گفته بشود عرض شد یکی از مطالبي که خیلی ضرورت دارد ما اطلاع داشته باشیم و غالباً هم مطرح نمی‌شود اين مطلب است:

«افضلیة خلفاء الأربعه بحسب تسلسلهم في تسلم الخلافة»

یکی از خیانت‌های بزرگی که در حق امیر المؤمنین سلام الله علیه شد همین است این‌ها در یک قالب شکیل چنین مطرح میکنند که افضلیت خلفاء به حسَب تصدی خلافت است.

«وأن أفضل الناس بعد رسول الله أبو بكر وعمر وعثمان وعلي عليهم السلام»

ابوبکر، عمر، عثمان و بعد علی ابن ابیطالب.

الكتاب اللطيف لشرح مذاهب أهل السنة ومعرفة شرائع الدين والتمسك بالسنن ، ج 1، ص 251،اسم المؤلف:  أبو حفص عمر بن أحمد بن شاهين الوفاة: 385 هـ ، دار النشر : مكتبة الغرباء الأثرية - المدينة المنورة / السعودية - 1416هـ ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد الله بن محمد البصيري

چون صحابه از فضائل همديگر آگاه بودند و اگر می‌دانستند عمر افضل از ابوبکر است اول عمر را انتخاب می‌کردند، اگر عثمان از ابوبكر و عمر افضل بود او را انتخاب می‌کردند، اگر علی افضل از ابوبکر و عمر و عثمان بود او را انتخاب می‌کردند. این تفکّر تقریباً زبانزد کلّ اهل‌سنت است.

از همان دوران کودکی، بچه‌های‌شان را به این شکل تربیت می‌کنند یعنی این اساس تفکر اهل‌سنت است ما کاری با وهابی‌ها نداریم. آن‌ها بی‌عقل هستند.

 در کتاب اصول اهل السنة لإمام اهل‌ السنة احمد ابن حنبل 27- 28 مورد اصول اهل‌سنت را مي‌شمارد و مي‌گويد اين‌ها اصول اهل‌سنت است و بیستمین موردش این است:

«وخير هذه الأمة بعد نبيها، أبو بكر الصديق ثم عمر بن الخطاب ثم عثمان بن عفان نقدم هؤلاء الثلاثة كما قدمهم أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم لم يختلفوا في ذلك»

أصول السنة، ج1، ص35 و 36، اسم المؤلف:  أبو عبدالله أحمد بن محمد بن حنبل الشيباني الوفاة: 9999 ، دار النشر : دار المنار - الخرج - السعودية - 1411هـ ، الطبعة : الأولى

-اين مطلب را دقت كنيد-

«لم يختلفوا في ذلك ثم بعد هؤلاء الثلاثة أصحاب الشورى الخمسة علي بن أبي طالب والزبير وعبدالرحمن بن عوف وسعد وطلحة كلهم للخلافة وكلهم إمام ونذهب في ذلك إلى حديث ابن عمر كنا نعد ورسول الله صلى الله عليه وسلم حي وأصحابه متوافرون»

 

پیغمبر صلی الله علیه وآله در حال حیات بود همه صحابه بودند این‌طوری می‌گفتیم:

«أبو بكر ثم عمر ثم عثمان ثم نسكت ثم من بعد أصحاب الشورى أهل بدر ...»

اين را داشته باشيد. من كه اين‌ها را مي‌گويم باور كنيد تمام جگرم آتش می‌گیرد، مثل این مي‌ماند ‌که آدم را وسط آتش بیاندازند تمامِ بدن آدم از شعله‌های آتش زجر بکشد این حالت را پيدا مي‌كنم.

در روايت ديگري داريم:

«الخلافة في أمتي ثلاثون سنة»

السنة، ج 2، ص 564، اسم المؤلف:  عمرو بن أبي عاصم الضحاك الشيباني الوفاة: 287 ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1400 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد ناصر الدين الألباني

 

«قال فحسبنا»

شمرديم

 «فوجدنا أبا بكر وعمر وعثمان وعلي رضي الله عنهم قال فقيل له »

به احمد ابن حنبل گفتند:

« إن عليّا لا يعد من الخلفاء»

-دقت كنيد-

 «فقال يا بني بني الزرقاء فهو أبعد»

دودمان بنی‌امیه این‌چنین کردهاند و این عقیده از واقعیت به دور است محققش هم می‌گوید حدیث صحیح است.

 کتاب السنة برای عبدالله پسر احمد ابن حنبل است، شما كلمه‌ی حدیث سفینه را زیاد می‌شنوید من دیدم بعضی آقایان حدیث سفینه را در خلافت می‌گویند پیغمبر فرمود:

«مثل اهل‌بیتی کمثل سفینة نوح»

همه آقایان آن طرف می‌روند.

 ولی سفینه اسم یکی از صحابه بود آن علتی هم که پیغمبر او را به سفینه تعبیر کرد مفصل است.

«سمعت أبي رحمه الله يقول السنة في التفضيل الذي نذهب إليه ما روي عن ابن عمر رضي الله عنه يقول أبو بكر ثم عمر ثم عثمان و أما الخلافة فنذهب إلى حديث سفينة فنقول أبو بكر وعمر وعثمان وعلي في الخلفاء فنستعمل الحديثين جميعا»

السنة ، ج2، ص590، اسم المؤلف:  عبد الله بن أحمد بن حنبل الشيباني الوفاة: 290 ، دار النشر : دار ابن القيم - الدمام - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد سعيد سالم القحطاني

دو تا حدیث را با هم جمع می‌کنیم در افضلیت آن سه تا هستند. علی، هم سطح عبدالرحمان ابن عوف و سعد ابن ابی‌ وقاص و این‌ها هست ولی در خلافت نه.

«ولا نعيب من ربّع بعلي»

ما عیب نمی‌دانیم مذمت نمی‌کنیم کسی که قائل به «ربّع بعلیٍ» است یعنی چه؟ یعنی کسی که علی را خلیفه چهارم حساب می‌کند. «من ربّع بعلي» یعنی «عدّ علیا رابع الخلفا» ما کسانی که علی را خلیفه چهارم می‌دانند مذمت‌ نمی‌کنیم. چرا؟

«لقرابته وصهره و إسلامه القديم وعدله»

به خاطر این ما می‌گوییم خلیفه چهارم باشد هیچ اشکالی ندارد.

پرسش:

استاد این را چه کسی می‌گوید؟

پاسخ:

این را احمد ابن حنبل می‌گوید.

«سألت أبي عن التفضيل بين ... وعلي الرابع من الخلفاء قلت لأبي أن قوما يقولون انه ليس بخليفة»

در جامعه کسانی هستند که می‌گویند علی علیه السلام اصلاً‌ خلیفه نیست

«قال هذا قول سوء رديء وقال أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم يقولون له يا أمير المؤمنين افنكذبهم»

اصحاب پیغمبر به علی یا امیر المؤمنین می‌گفتند ما بگوییم این‌ها دروغ می‌گویند؟!

«وقد حج بالناس وقطع ورجم»

علی ابن ابیطالب کاروان حج راه انداخت که از شئون خلیفه است و دست سارق را قطع کرد زانی را رجم کرد.

« فيكون هذا الا خليفة»

غیر از خلیفه، کسی می‌تواند چنین کاری بکند؟

بعد بحث دیگری را در حدیث 1403 مطرح می‌کند و می‌گوید:

«أن عليا لا يعد من الخلفاء»

اصلاً علی جزء خلفاء نیست

السنة ، ج2، ص591، اسم المؤلف:  عبد الله بن أحمد بن حنبل الشيباني الوفاة: 290 ، دار النشر : دار ابن القيم - الدمام - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد سعيد سالم القحطاني

« فقال يا بني فلان فهم ابعد من ذلك »

این‌هایی که چنین نظری دارند نظرشان خیلی دور از واقعیت است.

 در پاورقی هم می‌گوید:

 «إسنادُهُ حسن»

در مجموع فتاوای ابن تیمیه عباراتی وجود دارد و این حدیث مشهور است:

«من لم يربع بعلى رضى الله عنه في الخلافة فهو أضل من حمار أهله»

هر کس علی را خلیفه چهارم نداند از الاغ طویله‌اش گمراه‌تر است.

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية، ج 35، ص 19 اسم المؤلف:  أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مكتبة ابن تيمية ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي

مجموع فتاوی 3 تا چاپ دارد هر چاپش هم با دیگری فرق دارد این چاپی است که به دستور خادم الحرمین یا خائن الحرمین شریفین، ملک فهد چاپ شده است.

 در صفحه 19 این کتاب بحث مفصلی علیه شیعه دارد و می‌گوید:

«حتى قال أحمد من لم يربع بعلي في الخلافة فهو أضل من حمار أهله »

هر کس علی را در خلافت خلیفه چهارم نداند از الاغ طویله‌اش گمراه‌تر است

«ونهى عن مناكحته»

اگر کسی علی را خلیفه چهارم نداند ازدواج با او جایز نیست.

یعنی خارج از دایره اسلام است که ازدواج با اهل کتاب جایز نیست.

« وهو متفق عليه بين الفقهاء وعلماء السنة وأهل المعرفة والتصوف وهو مذهب العامة»

پرسش:

معاویه این‌ها را چطوری توجیه می‌کند؟

پاسخ:

آن‌ها می‌گویند معاویه، بعد از علی است معاویه را در زمان علی خلیفه نمی‌دانند.

پرسش:

معاویه،‌ علی را خلیفه نمی‌داند لذا با او می‌جنگند! این چطوری است؟

پاسخ:

طلحه و زبیر هم خلیفه نمی‌دانند، اگر خلیفه می‌دانستند نمی‌جنگیدند در مناظره‌ایی که بین امیر المؤمنین علیه السلام و طلحه و زبیر در جنگ جمل اتفاق افتاد حضرت فرمود چرا با من می‌جنگید؟ گفتند ما از تو افضل هستیم صلاحیت ما برای خلافت بیش از تو است.

 به قول علامه امینی رضوان الله تعالی علیه توجه کنید که گفته بود ای کاش خدای عالم از اول تا آخر دنیا به من عمر میداد تا بنشینم برای مظلومیت امیر المؤمنین علیه السلام اشک بریزم. در این زمینه حرف و درد زیاد است.

پرسش:

این حرف شمشیر دو لبه است هرکس علی را چهارم نداند یعنی شیعه است.

پاسخ:

ما افضل و جلوتر می‌دانیم، یعنی کسی که اول‌ می‌داند قطعاً‌ و به طریق اولیٰ از چهارمی دانستن نظرش بالاتر است قاعده اولویت این‌جا مطرح است.

 این مطلب را شما داشته باشید که این آقایان از قول احمد ابن حنبل و... حدیث سفینه و حدیث عبدالله ابن عمر را مطرح می‌کنند.

 مناقب امام احمد ابن حنبل مال ابن جوزی بزرگ است نه سبط جوزی، از عبدالله ابن احمد ابن حنبل نقل می‌کند:

«حدث أبي بحديث سفينة»

ابن الجوزي الحنبلي، جمال الدين ابوالفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد (متوفاى 597 هـ)، مناقب امام احمد، ص219

-معمولاً این‌جا در مورد حدیث سفینه دچار اشتباه می‌شوند، من دیدم یکی از عزیزان مقاله‌ای در یکی از مجلات مشهور حوزوی نوشته بود و در سه، چهار تا کتاب هم دیدم، بعضی از مستبصرین هم توجه ندارند می‌گویند مراد از حدیث سفینه

«مثل اهل‌بیتی کسفینة نوح»

 است-

«فقلت يا أبت ما تقول في التفضيل قال في الخلافة أبو بكر وعمر وعثمان فقلت وعلي بن أبي طالب»

...علی پس چه کسی است؟

«قال يا بني! علي بن أبي طالب من أهل بيت لا يقاس بهم أحد»

این روایت را هیچ کس نمی‌آورد در کنار آن قضایا قرار بدهد، که نظر واقعی احمد ابن حنبل در رابطه با امیر المؤمنین چیست؟

من بارها گفتم شاید امیر المؤمنین سلام الله علیه به احمد بن حنبل بخاطر مطرح کردن بحث تربیع، که خدمتی به آن حضرت بود، عنایتی داشته باشد. یعنی تا سال 230 یا 240، علی ابن ابیطالب نه تنها جزء خلفاء نیست بلکه سب و لعن او در قنوت نماز و جاهای دیگر از سنت است!

 وقتی عمر ابن عبدالعزیز می‌گوید علی را سب نکنید مردم از گوشه و کنار مسجد فریاد میزنند:

«قد ترکت السنه، قد ترکت السنه»

تو داری سنت پیغمبر را ترک می‌کنی.

 عزیزان این را دقت کنید، ما اگر بخواهیم با مخالفین‌مان هم بجنگیم باید انصاف را رعایت کنیم و تمام جوانب کار را در نظر بگیریم.

(وَلَا يجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى)

سوره مائده (5): آیه 8

احمد ابن حنبل معاصر با متوکل عباسی ناصبی‌ترین حاکم در طول این 1400 سال و بی‌حیاترین حاکم نسبت به اهل‌‌بیت علیهم السلام است. متوکل چندین بار دستور می‌دهد قبر امام حسین علیه السلام را ویران کنند و شخم بزنند کسی با قبر حضرت آشنا نشود و جنایات متعدد دیگری که انجام داد. احمد ابن حنبل در این عصر زندگی می‌کند. تفکرات سنی‌گری دارد برای خودش است ولی این‌که وقتی از او سوال می‌کنند

ما تقول في التفضيل قال في الخلافة أبو بكر وعمر وعثمان»

اين را دقت کنید اگر ما به جای احمد ابن حنبل در آن عصر بودیم در این قضایا چه کار می‌کردیم؟ ولی در کنارش چطور شده این روایات از لابلای تاریخ مذاهب اربعه آن هم از قول احمد ابن حنبل به دست ما رسیده است؛ خدا میداند!

پرسش:

استاد! ابن تیمیه هم یک مطلبی دارد که در رابطه با حضرت علی از او میپرسند می‌گوید که از اهل‌‌بیت نیست بعد می‌گوید چرا از اهل‌بیت است و در آن حرفی نیست.

پاسخ:

بله، می‌گوید اهل‌بیت فضیلتی ندارند برای علی ابن ابیطالب علیه السلام فضیلتی بالاتر از فضائل ابوبکر و  عمر نیست! هر چه درباره علی آمده بالاترش برای ابوبکر و عمر و عثمان آمده است!

 شواهد تنزیل هم همین تعبیر را دارد این روایت برای عبدالله ابن عمر است می‌گوید وقتی ما خلفا‌ء را در زمان پیغمبر می‌شمردیم می‌گفتیم ابوبکر، عمر، عثمان مردی که کنیه‌اش ابو عبدالرحمن بود به عبدالله ابن عمر گفت:

«فعلی؟»

پس علی چه؟

«قال ابن عمر ويحك علي من أهل البيت لا يقاس بهم»

وای برتو علی از اهل‌بیتی است که قابل مقایسه نیستز

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - الحاكم الحسكاني - ج 2 ص 271

« علي مع رسول الله في درجته إن الله يقول: (و الذين آمنوا و اتبعتهم ذريتهم) ففاطمة مع رسول الله في درجته و علي معهما»

پرسش:

حسکانی چقدر اعتبار دارد؟

پاسخ:

حسکانی مورد تأییدشان است، ولی به خاطر روایاتی که در فضائل اهل‌‌بیت علیهم السلام آورده یک مقداری با او بد هستند.

 در کتاب تاریخ مدینه دمشق آمده است:

«يا خير الناس بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم قال له رأيت أبا بكر وعمر قال لا قال لو قلت إني رأيتهما لحددتك ثم قال خير هذه الأمة بعد نبيها أبو بكر وعمر نحن أهل بيت لا يقاس بنا أحد»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 30، ص 361،  اسم المؤلف:  أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري

یک روایتی را آقایان نقل می‌کنند که:

«لو أتيت على رجل يفضلني على أبي بكر وعمر لجلدته»

هر کس من را بر ابی‌بکر تفضیل بدهد به او حد می‌زنم.

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاى571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج4، ص 365، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995

«قال علي لا أجد أحدا يفضلني على أبي بكر وعمر إلا جلدته حد المفتري»

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاى571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج3، ص 383، تحقيق: شیری ، علی ، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1415ه-.

ان شاء الله در یک جلسه‌ درباره این موضوع مفصل بحث می‌کنم فکر می‌کنم در سایت حضرت ولیعصر (ارواحنا فداه) هم این مطلب را مفصل جواب دادیم.

یک زمانی شبکه‌های وهابی در سایت‌های مختلف این را عَلَمْ کرده بودند که خود علی ابن ابیطالب علیه السلام می‌گوید من نه تنها افضل نیستم هر کس بگوید من از ابوبکر افضل‌ هستم

«جلدته حد المفتری»

من به او حد مفتری می‌زنم.

این موضوع را خیلی مفصل جواب دادیم. من اگر بخواهم این‌جا مطرح کنم شاید دو سه روز وقت نیاز داشته باشد.

 این‌جا می‌گوید:

« نحن أهل بيت لا يقاس بنا أحد »

روایاتی را که آقایان نقل کرده‌اند این‌ها هم بد نیست.

 ابن عساکر از عبدالله بن عباس نقل می‌کند:

« عن علي قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم من لم يقل علي خير الناس فقد كفر»

 تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 42، ص 372، اسم المؤلف:  أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري

از حذیفه صاحب سرّ رسول الله نقل شده است:

«علي خير البشر من أبى فقد كفر»

تاريخ مدينة دمشق  ج 42   ص 372

از شریک ابن عبدالله

«يقول علي خير البشر من أبى فقد كفر»

کنزل العمال در جلد11، ص 625 هم از عایشه نقل می‌کند.

پرسش:

آیا ممکن است در مفهومش اشکال کنند بگویند خیر البشر یعنی  که از پیامبر هم افضل است.

پاسخ:

یک قاعده‌ای دارند تمام روایاتی که از لسان مبارک پیغمبر صلی الله علیه وآله آمده قائل داخل در مقول نیست این قاعده کلی‌شان است.

 در مناقب ابن مردویه است. 

«سئلت عائشة عن عليّ  عليه السلام؟ فقالت : ذاك من خير البريّة ! ولا يشك فيه إلاّ كافر».

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع ) - أحمد بن موسى ابن مردويه الأصفهاني - ص 110

این حدیث در کتاب مسند احمد ابن حنبل آمده است:

«اسْتَأْذَنَ أبو بَكْرٍ على رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَسَمِعَ صَوْتَ عَائِشَةَ عَالِياً وَهِىَ تَقُولُ»

ابوبکر وارد خانه پیغمبر شد دید عایشه با صدای بلند می‌گوید:

«والله لقد عَرَفْتُ»

-والله لفظ جلاله قسم لقد دال بر واقعیت و تحقیق است -

« لقد عَرَفْتُ أن عَلِيًّا أَحَبُّ إِلَيْكَ من أبي وَمِنِّى مَرَّتَيْنِ أو ثَلاَثاً»

...سه مرتبه عایشه این را گفت

« فَاسْتَأْذَنَ أبو بَكْرٍ فَدَخَلَ فَأَهْوَى إِلَيْهَا »

به دخترش حمله کرد

«فقال یا بنتَ فلانه»

-چرا بنت فلانه گفته خودش بهتر می‌دانسته است!-

«الا أَسْمَعُكِ تَرْفَعِينَ صَوتَكِ على رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم»

نشنوم که بعد از این صدایت را بر صدای پیغمبر بلند کردی.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 14، ص 169، تحقیق حمزه احمد حسین، روایت 18333

در سنن نسائی آمده است:

«سألت بن عمر وهو في مسجد رسول الله صلى الله عليه وسلم عن علي وعثمان فقال أما علي فلا تسألني عنه وانظر إلى منزله من رسول الله صلى الله عليه وسلم ليس في المسجد بيت غير بيته »

...تنها خانه‌ای که درش به مسجد باز می‌شود خانه علی ابن ابیطالب است.

السنن الكبرى، ج5، ص138، اسم المؤلف:  أحمد بن شعيب أبو عبد الرحمن النسائي الوفاة: 303 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411 - 1991 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د.عبد الغفار سليمان البنداري , سيد كسروي حسن

« وسد الأبواب إلا باب علي»

الإصابة في تمييز الصحابة، ج4، ص568، اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - 1412 - 1992 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : علي محمد البجاوي

«وأما عثمان فإنه أذنب ذنبا عظيما يوم التقى الجمعان فعفى الله عنه وغفر له وأذنب فيكم ذنبا دون فقتلتموه»

سنن النسائي الكبرى  ج 5   ص 138

در روایت بعدی می‌گوید:

«لا تسأل عن علي ولكن انظر إلى بيته من بيوت النبي صلى الله عليه وسلم قال فإني أبغضه قال أبغضك الله»

...راوی می‌گوید من بغض علی را دارم عبدالله ابن عمر گفت «ابغضک الله» خدا هم بغض تو را داشته باشد.

  این‌ها نمونه‌هایی است که عرض شد هیثمی هم در جلد 9 این روایت را می‌آورد.

این‌ها بحث‌هایی است که هر چه بوده ما این‌جا آوردیم، بالاترینش سلسله احادیث صحیحه البانی، جلد 6، صفحه 946 است.

 در هر صورت مطلبی که آقایان در رابطه با بحث افضلیت خلفاء بر طبق تصدی خلافت دارند داستانش این بود که خدمتتان عرض کردم.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English