2024 July 14 - يکشنبه 24 تير 1403
زندگينامه امام جواد علیه السلام
کد مطلب: ٥٩٠٧ تاریخ انتشار: ٠١ بهمن ١٤٠٢ - ٠٩:١٥ تعداد بازدید: 325298
يادداشت » عمومي
زندگينامه امام جواد علیه السلام


حضرت امام محمد تقي جوادالأئمه علیه السلام

امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجري در مدينه ولادت يافت .
نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقي است .
القاب ديگري مانند : رضي و متقي نيز داشته ، ولي تقي از همه معروفتر مي باشد . مادر گرامي اش سبيكه يا خيزران است كه اين دو نام در تاريخ زندگي آن حضرت ثبت است .
امام محمد تقي (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود . پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال يافت .
مأمون خليفه عباسي كه همچون ساير خلفاي بني عباس از پيشرفت معنوي و نفوذ باطني امامان معصوم و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت ، سعي كرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد .
" از اينجا بود كه مأمون نخستين كاري كه كرد ، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد ، تا مراقبي دايمي و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد . رنجهاي دايمي كه امام جواد (ع ) از ناحيه اين مأمور خانگي برده است ، در تاريخ معروف است " .
از روشهايي كه مأمون در مورد حضرت رضا (ع ) به كار مي بست ، تشكيل مجالس بحث و مناظره بود .
مأمون و بعد معتصم عباسي مي خواستند از اين راه - به گمان باطل خود - امام (ع ) را در تنگنا قرار دهند .
در مورد فرزندش حضرت جواد (ع ) نيز چنين روشي را به كار بستند . به خصوص كه در آغاز امامت هنوز سني از عمر امام جواد (ع ) نگذشته بود . مأمون نمي دانست كه مقام ولايت و امامت كه موهبتي است الهي ، بستگي به كمي و زيادي سالهاي عمر ندارد .
باري ، حضرت جواد (ع ) با عمر كوتاه خود كه همچون نوگل بهاران زودگذر بود ، و در دوره اي كه فرقه هاي مختلف اسلامي و غير اسلامي در ميدان رشد و نمو يافته بودند و دانشمندان بزرگي در اين دوران ، زندگي مي كردند و علوم و فنون ساير ملتها پيشرفت نموده و كتابهاي زيادي به زبان عربي ترجمه و در دسترس قرار گرفته بود ، با كمي سن وارد بحثهاي علمي گرديد و با سرمايه خدايي امامت كه از سرچشمه ولايت مطلقه و الهام رباني مايه گرفته بود ، احكام اسلامي را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعليم و ارشاد پرداخت و به مسائل بسياري پاسخ گفت .
براي نمونه ، يكي از مناظره هاي ( = احتجاجات ) حضرت امام محمد تقي (ع ) را در زير نقل مي كنيم : " عياشي در تفسير خود از ذرقان كه همنشين و دوست احمد بن ابي دؤاد بود ، نقل مي كند كه ذرقان گفت : روزي دوستش ( ابن ابي دؤاد ) از دربار معتصم عباسي برگشت و بسيار گرفته و پريشان حال به نظر رسيد .
گفتم : چه شده است كه امروز اين چنين ناراحتي ؟
گفت : در حضور خليفه و ابوجعفر فرزند علي بن موسي الرضا جرياني پيش آمد كه مايه شرمساري و خواري ما گرديد .
گفتم : چگونه ؟ گفت : سارقي را به حضور خليفه آورده بودند كه سرقتش آشكار و دزد اقرار به دزدي كرده بود .
خليفه طريقه اجراي حد و قصاص را پرسيد . عده اي از فقها حاضر بودند ، خليفه دستور داد بقيه فقيهان را نيز حاضر كردند ، و محمد بن علي الرضا را هم خواست . خليفه از ما پرسيد : حد اسلامي چگونه بايد جاري شود ؟
من گفتم : از مچ دست بايد قطع گردد . خليفه گفت : به چه دليل ؟ گفتم : به دليل آنكه دست شامل انگشتان و كف دست تا مچ دست است ، و در قرآن كريم در آيه تيمم آمده است : فامسحوا بوجوهكم و ايديكم . بسياري از فقيهان حاضر در جلسه گفته مرا تصديق كردند .
يك دسته از علماء گفتند : بايد دست را از مرفق بريد . خليفه پرسيد : به چه دليل ؟ گفتند : به دليل آيه وضو كه در قرآن كريم آمده است : ... و ايديكم الي المرافق . و اين آيه نشان مي دهد كه دست دزد را بايد از مرفق بريد .
دسته ديگر گفتند : دست را از شانه بايد بريد چون دست شامل تمام اين اجزاء مي شود . و چون بحث و اختلاف پيش آمد ، خليفه روي به حضرت ابوجعفر محمد بن علي كرد و گفت : يا اباجعفر ، شما در اين مسأله چه مي گوييد ؟
آن حضرت فرمود : علماي شما در اين باره سخن گفتند . من را از بيان مطلب معذور بدار . خليفه گفت : به خدا سوگند كه شما هم بايد نظر خود را بيان كنيد .
حضرت جواد فرمود : اكنون كه من را سوگند مي دهي پاسخ آن را مي گويم .
اين مطالبي كه علماي اهل سنت درباره حد دزدي بيان كردند خطاست . حد صحيح اسلامي آن است كه بايد انگشتان دست را غير از انگشت ابهام قطع كرد .
خليفه پرسيد : چرا ؟ امام (ع ) فرمود : زيرا رسول الله (ص ) فرموده است سجود بايد بر هفت عضو از بدن انجام شود : پيشاني ، دو كف دست ، دو سر زانو ، دو انگشت ابهام پا ، و اگر دست را از شانه يا مرفق يا مچ قطع كنند براي سجده حق تعالي محلي باقي نمي ماند ، و در قرآن كريم آمده است " و ان المساجد لله ... " سجده گاه ها از آن خداست ، پس كسي نبايد آنها را ببرد .
معتصم از اين حكم الهي و منطقي بسيار مسرور شد ، و آن را تصديق كرد و امر نمود انگشتان دزد را برابر حكم حضرت جواد (ع ) قطع كردند .
ذرقان مي گويد : ابن ابي دؤاد سخت پريشان شده بود ، كه چرا نظر او در محضر خليفه رد شده است
. سه روز پس از اين جريان نزد معتصم رفت و گفت : يا اميرالمؤمنين ، آمده ام تو را نصيحتي كنم و اين نصحيت را به شكرانه محبتي كه نسبت به ما داري مي گويم .
معتصم گفت : بگو . ابن ابي دؤاد گفت : وقتي مجلسي از فقها و علما تشكيل مي دهي تا يك مسأله يا مسائلي را در آنجا مطرح كني ، همه بزرگان كشوري و لشكري حاضر هستند ، حتي خادمان و دربانان و پاسبانان شاهد آن مجلس و گفتگوهايي كه در حضور تو مي شود هستند ، و چون مي بينند كه رأي علماي بزرگ تو در برابر رأي محمد بن علي الجواد ارزشي ندارد ، كم كم مردم به آن حضرت توجه مي كنند و خلافت از خاندان تو به خانواده آل علي منتقل مي گردد ، و پايه هاي قدرت و شوكت تو متزلزل مي گردد .
اين بدگويي و اندرز غرض آلود در وجود معتصم كار كرد و از آن روز در صدد برآمد اين مشعل نوراني و اين سرچشمه دانش و فضيلت را خاموش سازد . اين روش را - قبل از معتصم - مأمون نيز در مورد حضرت جوادالأئمه (ع ) به كار مي برد ، چنانكه در آغاز امامت امام نهم ، مأمون دوباره دست به تشكيل مجالس مناظره زد و از جمله از يحيي بن اكثم كه قاضي بزرگ دربار وي بود ، خواست تا از امام (ع ) پرسشهايي كند ، شايد بتواند از اين راه به موقعيت امام (ع ) ضربتي وارد كند . اما نشد ، و اما از همه اين مناظرات سربلند درآمد .
روزي از آنجا كه " يحيي بن اكثم " به اشاره مأمون مي خواست پرسشهاي خود را مطرح سازد مأمون نيز موافقت كرد ، و امام جواد (ع ) و همه بزرگان و دانشمندان را در مجلس حاضر كرد . مأمون نسبت به حضرت امام محمد تقي (ع ) احترام بسيار كرد و آنگاه از يحيي خواست آنچه مي خواهد بپرسد . يحيي كه پيرمردي سالمند بود ، پس از اجازه مأمون و حضرت جواد (ع ) گفت : اجازه مي فرمايي مسأله اي از فقه بپرسم ؟ حضرت جواد فرمود : آنچه دلت مي خواهد بپرس .
يحيي بن اكثم پرسيد : اگر كسي در حال احرام قتل صيد كرد چه بايد بكند ؟ حضرت جواد (ع ) فرمود : آيا قاتل صيد محل بوده يا محرم ؟ عالم بوده يا جاهل ؟ به عمد صيد كرده يا خطا ؟ محرم آزاد بوده يا بنده ؟ صغير بوده يا كبير ؟ اول قتل او بوده يا صياد بوده و كارش صيد بوده ؟ آيا حيواني را كه كشته است صيد تمام بوده يا بچه صيد ؟ آيا در اين قتل پشيمان شده يا نه ؟ آيا اين عمل در شب بوده يا روز ؟ احرام محرم براي عمره بوده يا احرام حج ؟ يحيي دچار حيرت عجيبي شد . نمي دانست چگونه جواب گويد .
سر به زير انداخت و عرق خجالت بر سر و رويش نشست . درباريان به يكديگر نگاه مي كردند .
مأمون نيز كه سخت آشفته حال شده بود در ميان سكوتي كه بر مجلس حكمفرما بود ، روي به بني عباس و اطرافيان كرد و گفت : - ديديد و ابوجعفر محمد بن علي الرضا را شناختيد ؟ سپس بحث را تغيير داد تا از حيرت حاضران بكاهد . باري ، موقعيت امام جواد (ع ) پس از اين مناظرات بيشتر استوار شد .
امام جواد (ع ) در مدت 17سال دوران امامت به نشر و تعليم حقايق اسلام پرداخت ، و شاگردان و اصحاب برجسته اي داشت كه : هر يك خود قله اي بودند از قله هاي فرهنگ و معارف اسلامي مانند :
ابن ابي عمير بغدادي ، ابوجعفر محمد بن سنان زاهري ، احمد بن ابي نصر بزنطي كوفي ، ابوتمام حبيب اوس طائي - شاعر شيعي مشهور - ابوالحسن علي بن مهزيار اهوازي و فضل بن شاذان نيشابوري كه در قرن سوم هجري مي زيسته اند .
اينان نيز ( همچنانكه امام بزرگوارشان هميشه تحت نظر بود ) هر كدام به گونه اي مورد تعقيب و گرفتاري بودند .
فضل بن شاذان را از نيشابور بيرون كردند .
عبدالله بن طاهر چنين كرد و سپس كتب او را تفتيش كرد و چون مطالب آن كتابها را - درباره توحيد و ... - به او گفتند قانع نشد و گفت مي خواهم عقيده سياسي او را نيز بدانم .
ابوتمام شاعر نيز از اين امر بي بهره نبود ، اميراني كه خود اهل شعر و ادب بودند حاضر نبودند شعر او را - كه بهترين شاعر آن روزگار بود ، چنانكه در تاريخ ادبيات عرب و اسلام معروف است - بشنوند و نسخه از آن داشته باشند .
اگر كسي شعر او را براي آنان ، بدون اطلاع قبلي ، مي نوشت و آنان از شعر لذت مي بردند و آن را مي پسنديدند ، همين كه آگاه مي شدند كه از ابوتمام است يعني شاعر شيعي معتقد به امام جواد (ع ) و مروج آن مرام ، دستور مي دادند كه آن نوشته را پاره كنند .
ابن ابي عمير - عالم ثقه مورد اعتماد بزرگ - نيز در زمان هارون و مأمون ، محنتهاي بسيار ديد ، او را سالها زنداني كردند ، تازيانه ها زدند . كتابهاي او را كه مأخذ عمده علم دين بود ، گرفتند و باعث تلف شدن آن شدند و ... بدين سان دستگاه جبار عباسي با هواخواهان علم و فضيلت رفتار مي كرد و چه ظالمانه !

شهادت حضرت جواد علیه اسلام
اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه كوتاه عمر بود ولي رنگ و بويش مشام جانها را بهره مند ساخت .
آثار فكري و رواياتي كه از آن حضرت نقل شده و مسائلي را كه آن امام پاسخ گفته و كلماتي كه از آن حضرت بر جاي مانده ، تا ابد زينت بخش صفحات تاريخ اسلام است .
دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال و دوره امامتش 17سال بوده است . معتصم عباسي از حضرت جواد (ع ) دعوت كرد كه از مدينه به بغداد بيايد .
امام جواد در ماه محرم سال 220هجري به بغداد وارد شد . معتصم كه عموي ام الفضل زوجه حضرت جواد بود ، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند . علت اين امر - همچنان كه اشاره كرديم - اين انديشه شوم بود كه مبادا خلافت از بني عباس به علويان منتقل شود .
از اين جهت ، درصدد تحريك ام الفضل برآمدند و به وي گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستي ، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علي الجواد ، مادر علي هادي فرزند خود را بر تو رجحان مي نهد .
اين دو تن آن قدر وسوسه كردند تا ام الفضل - چنان كه روش زنان نازاست - تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريك و تلقين معتصم و جعفر برادرش ، تسليم گرديد .
آنگاه اين دو فرد جنايتكار سمي كشنده در انگور وارد كردند و به خانه امام فرستاده تا سياه روي دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع ) گذاشت ، و از انگورها تعريف و توصيف كرد و حضرت جواد (ع ) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار كرد .
امام جواد (ع ) مقداري از آن انگور را تناول فرمود . چيزي نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدي بر آن حضرت عارض گشت .
ام الفضل سيه كار با ديدن آن حالت دردناك در شوهر جوان ، پشيمان و گريان شد ، اما پشيماني سودي نداشت .
حضرت جواد (ع ) فرمود : چرا گريه مي كني ؟ اكنون كه مرا كشتي گريه تو سودي ندارد . بدان كه خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردي مبتلا كند و به روزگاري بيفتي كه نتواني از آن نجات بيابي . در مورد مسموم كردن حضرت جواد (ع ) قولهاي ديگري هم نقل شده است .

زنان و فرزندان حضرت جواد علیه السلام

زن حضرت جواد (ع ) ام الفضل دختر مأمون بود . حضرت جواد (ع ) از ام الفضل فرزندي نداشت .
حضرت امام محمد تقي زوجه ديگري مشهور به ام ولد و به نام سمانه مغربيه داشته است .
فرزندان آن حضرت را 4 پسر و 4 دختر نوشته اند بدين شرح :

1 - حضرت ابوالحسن امام علي النقي ( هادي )
2 - ابواحمد موسي مبرقع
3 - ابواحمد حسين
4 - ابوموسي عمران
5 - فاطمه
6- خديجه
7- ام كلثوم
8- حكيمه حضرت جواد (ع ) مانند جده اش فاطمه زهرا زندگاني كوتاه و عمري سراسر رنج و مظلوميت داشت .


بدخواهان نگذاشتند اين مشعل نوراني نورافشاني كند . امام نهم ما در آخر ماه ذيقعده سال 220ه . به سراي جاويدان شتافت . قبر مطهرش در كاظميه يا كاظمين است ، عقب قبر منور جدش حضرت موسي بن جعفر (ع ) زيارتگاه شيعيان و دوستداران است .



Share
161 | فرشاد | Iran - Isfahan | ٠٩:١٠ - ١٨ مهر ١٣٩٢ |
عاليه! متشکر.
162 | عذرا قنبري | Australia - Sydney | ٢١:٠٨ - ٢٠ مهر ١٣٩٢ |
عالي بود بهتر از اين نيست
163 | هموطن | Germany - Nuremberg | ٢٠:٢٥ - ٠٢ آبان ١٣٩٢ |
بسيار عالي و متشکر....هميشه از اين مطالب بگذاريد.
164 | فرزانه | Iran - Tehran | ١١:٤٢ - ٠٥ آبان ١٣٩٢ |
خيلي ممنونم جواب بعضي از سوالهامو گرفتم برام جالب بود.در پناه خدا باشيد
165 | غلام عباس عليان | Iran - Isfahan | ١٠:١٢ - ١٥ آبان ١٣٩٢ |
استفاده کردم از متن اعلام شده خداوند به عمرتان برکت دهد با توجه به فتنه آخر زمان اطلاع از زندگي امامان معصوم و سيره بزرگان براي نسل جوان ضروري است
166 | س فلاحت | Iran - Tehran | ١٧:١٦ - ٢١ آذر ١٣٩٢ |
السلام عليک يا امام مظلوم الشهيد س که در خانه خودت هم در امان نبودي . لعن و نفرين ابدي به معتصم و مامون و تمام حاکمان دجال که به جهل خودشان بشريت را از وجود نازنين اين خورشيدهاي تابناک محروم کردند و خودشان نسل سعوديها را گسترش دادند .الهم العن اول ظالما ظلمه حق محمد و آل محمد ص الي قيام يوم الدين
167 | مسعود اسماعيلي سعيد | Iran - Tehran | ١٧:٣١ - ٣٠ آذر ١٣٩٢ |
دوستون دارم امام زمان نگهدارتون باشه .....
168 | سارا سرخابي | Iran - Tehran | ١٧:٢٣ - ٠٦ دي ١٣٩٢ |
کمي بهتر کنيد
169 | سارا سرخابي | Iran - Tehran | ١٨:٠٥ - ٠٦ دي ١٣٩٢ |
عاليه...
170 | حسين | Iran - Sarāb | ٢١:٣٠ - ٠٦ دي ١٣٩٢ |
خيلي ممنون،آجرکم الله...
171 | سيد محمد امامي | Iran - Gorgan | ١٤:٠٣ - ٠٨ دي ١٣٩٢ |
با عرض سلام
يه سوال داشتم؟
در مورد شايعاتي که در مورد ايت اله برقعي پخش شده که ايشون سني شدن توضيحاتي به ما بديد که راسته يا دروغ؟ ممنون

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

شبکه ها و سايت هاي وهابي جار و جنجال به راه انداخته اند که برقعي و يا قلمداران، شيعه بودند و بعد از تحقيق و بررسي، از مذهب تشيع دست برداشتند و سني شدند! در حالي که برقعي يک فرد شيعي است که نسبت به برخي از عقايد شيعه نقدهايي داشت و کتابهايي مانند خرافات وفور در زيارت قبور و... نوشته است و طبق شواهد موجود،در آخر عمر،از اين تفکرات خود نيز برگشت و توبه کرد

دليل ما بر اين مطلب اين است که او در مقدمه کتاب که بر کتاب شاهراه اتحاد قلمداران نوشته است چنين مي گويد: ضروري مي ‌دانم که پيش از خاتمة اين مقدمه نکتة مهم ديگري را تذکر دهم، باشد که مورد توجه قرار گيرد، زيرا احتمالاً براي خوانندگاني که با ديگر آثار مؤلف دانشمند اين کتاب آشنا نيستند ممکن است اين توهّم حاصل شود که مقصود مؤلف از اين کتاب ،‌دفاع و جانبداري از فرقه‌ اي خاص در مقابل فرقه يا فرق ديگر بوده است و في ‌المثل کتاب را به قصد نقض عقايد شيعه و انتقاد از آنان و تبليغ معتقدات اهل سنت تأليف کرده است، حاشا و کلا، هذا بهتان عظيم. بلکه به شهادت تأليفات اين فاضل محقق، ارادت و اکرام وي نسبت به اهل بيت مکرم نبوي و أئمة بزرگوار اسلام - عليهم السلام - أظهر من الشمس و غيرقابل انکار است.علاوه بر اين ،‌ ايشان در تأليفات خويش هر جا که انتقادي را بر معتقدات برادران اهل سنت وارد ديده از ذکرش خودداري نکرده است

حتي يک مورد نيز از کتاب هاي برقعي نمي شود پيدا کرد که او گفته باشد من تشيع را کنار گذاشتم و سني شدم!!.اما ما از اين طرف،اين آقاياني مثل دکتر عصام العماد يا دکتر تيجاني يا ديگر بزرگاني که سني بودند،وقتي که شيعه شدند،خودشان در کتاب هاي خود،خيلي واضح گفتند:اي مردم،ما سني بوديم و الان شيعه شديم !! اما دريغ از يک مطلب اينچنيني از آقاي برقعي با قلمداران

جهت تحقيق در مورد برقعي مناسب است! در اين زمينه به سايت قرآنيان آقاي ورجاني كه از نزديك با او در ارتباط بوده است و حقايق بسياري را در مورد او مي‌داند، مراجعه كنيد ! تا بدانيد كه چه شد در آخر عمر وصيت كرد در امامزاده روستاي خويش دفن شود ! (آيا اين از تفكرات اهل سنت نشات مي‌گيرد يا از بازگشت به حقيقت شيعي؟!)

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
172 | مهدي سليمي | Iran - Tabriz | ١٤:٢٧ - ٠٦ بهمن ١٣٩٢ |
با سلام و تشکر از مطالب اموزنده التماس دعا
173 | حامد عابد | Iran - Shiraz | ٠٧:٠١ - ١٦ بهمن ١٣٩٢ |
خيلي ممنون از زحماتتون
سعي کنيد منابع رو دقيق بيان کنيد تا نوشته سنديت داشته باشه
خدا نگهدارتون
174 | الناز سعيدي | Iran - Mashhad | ١٥:٣٣ - ٢٢ فروردين ١٣٩٣ |
عالي بود ممنونم
175 | حسن اندرابي | Iran - Tehran | ٠٦:١٨ - ٢٠ ارديبهشت ١٣٩٣ |
از منبعيشنيدم هنگام شهادت امام رضا گويا امام جواد شش ساله بوده ساير منابع چه ميگويند؟

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

آنچه در منابع در اين خصوص ذکر شده است، اين است که امام جواد عليه السلام هنگام شهادت پدر بزرگوارشان هشت سال داشتند پس از شهادت و رحلت پدر نيز حدود هيجده سال به عنوان رهبر و امام مسلمين ، هدايت گرى جامعه را عهده دار بود

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
176 | مسلم ابطحي | Iran - Arak | ١١:١٩ - ٢٠ ارديبهشت ١٣٩٣ |
سلام عليکم بسيار ممنون خدا لعنت کنه کساني که به پيامبران و امامان عزيز ومهربان وعزيزان خدا ظلم کردند
177 | محمد | Iran - Tehran | ٢٣:٤٠ - ٢٠ ارديبهشت ١٣٩٣ |
اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
178 | فاطمه | Iran - Tabriz | ٢١:٣٥ - ٢١ ارديبهشت ١٣٩٣ |
سلام خيلي خوب بود.ممنونم.اجرکم عندالله
179 | A.m | Singapore - Singapore | ١٥:١٨ - ١٢ خرداد ١٣٩٣ |
خيلي متاثرشدم .ممنون ارمطالب مفيدي که گذاشتيد.
180 | علي فقيه منزه | Iran - Hamadan | ٢٤:٠١ - ٢٩ شهریور ١٣٩٣ |
بسيار عاليه . مرم را اينگونه با جزئيات زنگاني معصومين آشنا كنيد
181 | رئيس علي زارع | Iran - Tajrīsh | ١٠:٠١ - ٣٠ شهریور ١٣٩٣ |
دست شما درد نکند بابت اين مطالب خوب وخواندني. خير دنيا وآخرت را براي شما آروزومندم
182 | علي | Iran - Shahrestān-e Dāmghān | ١٧:٤٩ - ٠٢ مهر ١٣٩٣ |
سلام ممنون
183 | حسين | Germany - Frankfurt am Main | ١٩:٣٠ - ٠٢ مهر ١٣٩٣ |
تشکر ااطلاعات خوبي کسب کردم
184 | محمدرضا اكبرشاهي | Iran - Tehran | ٢١:٤٢ - ٠٢ مهر ١٣٩٣ |
خيلي عالي خدا نگهدارتون
185 | فاطمه ع | Iran - Hamadan | ٢٢:٠٩ - ٠٢ مهر ١٣٩٣ |
سلام.عالي بود
186 | حميد | Iran - Tehran | ٢٣:٢٠ - ٠٢ مهر ١٣٩٣ |
خدا خيرتون بده
187 | احسان | Iran - Āq Qalā | ٠٦:٤٣ - ٠٣ مهر ١٣٩٣ |
سلام
ببخشيد من اين مطلب رو کپي کردم و به اشتراک گزاشتم ولي منبع رو يادم رفت بزارم. حلال کنيد
188 | ناصر عموپور طارمسري | Iran - Rasht | ٠٨:٠٧ - ٠٣ مهر ١٣٩٣ |
باسلام و احترام
تشکر از قرار دادن متن خلاصه ومفيد،انشاءالله پيرو ولايت وعاقبت بخير شويم وزيارت اهل بيت (ع)در دنيا وشفاهتشان در آخرت روزي ماشود. آمين يا رب العالمين
189 | پرديس نت | United States - Cheyenne | ٠٨:٥٦ - ٠٣ مهر ١٣٩٣ |
خيلي ممنون
190 | احمد فاضل وايقاني | Iran - Tehran | ٠٩:١٥ - ٠٣ مهر ١٣٩٣ |
ممنونم ازمطالب شما
191 | ستاره ثنايي | Germany - Falkenstein | ٠٩:٥١ - ٠٣ مهر ١٣٩٣ |
ممنون از زحماتي که برا نشراسلام وشناسوندن بزرگان دينيمون ميکشيد.اجرکم عندالله
192 | احمدي | Iran - Mashhad | ١٠:٠٨ - ٠٣ مهر ١٣٩٣ |
با تشکر از مطالب مفيدتون.
193 | مصيب آزادي امرايي | Iran - Tehran | ١١:٠٦ - ٠٣ مهر ١٣٩٣ |
انشاءالله که خداوند عوض اين کاراي خيرتون روهم تواين دنيابهتون بده هم تواون دنيا.آجرکم الله
194 | هليا | United Arab Emirates - Dubai | ١٢:٠٤ - ٠٣ مهر ١٣٩٣ |
خيلي مختصر بود و اطلاعات زيادي از طرز فکر ايشون نميداد...

پاسخ:
باسلام

خواهر گرامي؛ مختصري عرايضي در موردي که خواستيد ذکر مي کنيم:

1. امام عليه السلام در زندگي خود با دو گروه، مناظرات علمي داشتند يکي علماي اهل سنت بودند که با شيعه مشکل داشتند و امام از اين راه سستي اعتقاد آنها را بر آنها اثبات مي کرد مانند مناظره ايشان با يحيي بن اکثم و احمد بن ابي دؤاد و دسته ديگر شيعياني بودند که بجهت کمي سن امام پذيرش ايشان به عنوان امام براي آنها سخت بود آنها هم بعضا بحثهايي مطرح کرده و سوالهايي مي پرسيدند تا از امام بودن ايشان مطمئن شوند پس يکي از اقدامات ايشان بحثهاي علمي براي اهداف ذکر شده بود.

2. اقدام مهم ديگر امام برخورد با فرق منحرفه مانند مجسمه و واقفيان و زيديه و غلات بود که صراحتا با آنها برخورد داشتند و بعضي جاها که پاي را از گليم خود درازتر مي کردند دستور قتل برخي از مهرهاي منحرف آنها را صادر مي کردند در اين مورد دو تن از غلات بنامهاي ابو المهرى و ابن ابى الزرقاء نام برده شده است.

3. تربيت اصحاب و ياران زبده مانند عبدالعظيم حسني و داود بن قاسم و علي بن مهزيار و احمد بن محمد بن ابي نصر بزنطي و ارسال برخي از آنها به مناطق ديگر و نقش زياد اين عمل در روشنگري و تبليغ دين در مناطق مختلف يکي ديگر از اقدامات مهم ايشان بوده است.

4. فرستادن وکلاي مختلف به مناطق شيعه نشين براي ارتباط با مردم و رفع احتياجات آنها اقدام ديگر حضرت بود که مردم را براي دوران غيبت آماده مي کرد.

5. ترويج روايات اهل بيت عليهم السلام و تشويق روات به کتابت و نقل آنها اقدام مهم ديگر امام در دوران کوتاه امامتشان بوده است.

و... .

تمام مطالب و روايات امام جواد عليه السلام را مي توانيد در کتاب «موسوعه امام جواد عليه السلام» که توسط اين موسسه تاليف شده است بيابيد.

مطالب بيشتري در مقالات ذيل وجود درد مراجعه نماييد:



موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
195 | هليا | United Arab Emirates - Dubai | ١٢:٠٧ - ٠٣ مهر ١٣٩٣ |
خيلي مختصر بود و اطلاعات زيادي از طرز فکر ايشون نميداد...
196 | مهسا | | ١٢:٠٧ - ٠٣ مهر ١٣٩٣ |
مرسي از بابت متني كه گذاشتيد
197 | شهرام جعفريان | | ١٤:٤٣ - ٠٣ مهر ١٣٩٣ |
با سلام و احترام.خواستم خيلي تشکر کنم از درج اين زندگينامه مفيد .خيلي خوب و ساده شناخت از اين بزرگوار ميده به انسان.با اجازه تون بخاطر نشر شعائر اسلامي با ذکر منبع ميگذارمش در داخل مجموعه مطالبي که دوستانم مطالعه ميکنن...اميدوارم مورد رضاي خداوند متعال؛حضرت جوادالائمه، و همينطور پدر بزرگوارشون قرار بگيره و اجر شما هم مضاعف باشه ان شاء الله...باز هم تشکر ميکنم از زحماتتون.
198 | ناهيد كاظمي | | ١٥:٢٥ - ٠٣ مهر ١٣٩٣ |
بسيار عالي بود.ممنونم.انشالا همه سمت و سوي اين اطلاعات بريم
199 | يك گل | | ١٦:٠٤ - ٠٣ مهر ١٣٩٣ |
شهادت امام محمد تقي (ع) رو تسليت ميگم.
200 | حسن مولاني | | ١٧:٥٧ - ٠٣ مهر ١٣٩٣ |
اجرکم عندالله
ممنون و متشکر
امروز روز شهادت اين بزرگوار امام جواد الائمه هست
خدايا به حق اين بزرگوار در ظهور آقا امام زمان تعجيل فرما
ما را از پيروان آن حضرت قرار ده
شفاعت اين بزرگوار را شامل ما نيز بگردان
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها