2021 May 11 - سه شنبه 21 ارديبهشت 1400
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
کد مطلب: ٥٦٠٣ تاریخ انتشار: ٣٠ آبان ١٣٨٧ تعداد بازدید: 3732
سخنراني ها » پاسخگویی به شبهات
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04

نقد وبررسی قداست و عدالت صحابه
پاسخ به شبهات 87/08/30

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 30 / 08 / 87

استاد حسيني قزويني

بحث ما در جلسات گذشته، پيرامون شبهاتي بود كه آقاي قرضاوي در رابطه با زير سؤال بردن شيعه مطرح كرده بود و گفته بود چون مذهب شيعه معتقد بر وصايت اميرالمؤمنين (عليه السلام) هستند، آنها را نادرست مي دانم. اين بخش را هم با روايات متعدد و با سندهاي صحيح از منابع معتبر اهل سنت پاسخ داديم.

رسيديم به اين قسمت از گفته ايشان كه گفت:

و خانوا رسولهم و جحدوا عليّا حقَّه

بارها خدمت عزيزان عرض كردم كه به نظر من، يكي از اساسي ترين مباحث اختلافي ميان شيعه و اهل سنت، بحث امامت و خلافت و عصمت و رجعت نيست، بلكه بحث صحابه است. اينها آمده اند از صحابه، يك پايگاه محكم و فولادي درست كرده اند و يك خاكريز بتوني تحت عنوان قداست صحابه ساخته اند و در پشت اين خاكريز، عقائد شيععه را مورد تاخت و تاز قرار مي دهند. اگر ما بياييم صحابه را از منظر قرآن و سنت و واقعيات تاريخي در نظر بگيريم و روي آن كار كنيم، مي ارزد.

وقتي مي گوييم كه حضرت علي (عليه السلام) وصي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است و صدها دليل از آيات و روايات مي آوريم و به جاي اينكه آقاي قرضاوي و امثال ايشان بگويند كه اين ادله شما، به اين دلايل علمي، مورد قبول ما نيست، اين را رها مي كنند و مي گويند كه عقيده شما، صحابه را زير سؤال مي برد. وقتي بحث امامت أئمه (عليهم السلام) را مطرح مي كنيم، مي گويند مگر مي شود كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) 12 خليفه و جانشين معين كند و صحابه قبول نكند. وقتي بحث عصمت را مطرح مي كنيم، مي گويند مگر مي شود عصمتي در كار باشد و صحابه منكر آن باشند. اينها بر اين باورند كه آنچه صحابه انجام داده اند، حقِ مطلق است و آنچه را كه انجام نداده اند، باطلِ مطلق است. ما بايد اين سلاح را از دست عزيزان اهل سنت بگيريم. البته نه با جسارت و تندي و اهانت، بلكه با منطق؛ زيرا اهانت و جسارت، منطق كسي است كه منطق ندارد.

ما بايد تلاش كنيم از منابع معتبر اهل سنت، اين قداست صحابه را زير سؤال ببريم و ثابت كنيم كه صحابه هم مانند ديگر مردم، افرادي بودند كه در ميان آنها، هم عادل بود و هم فاسق، هم متدين بودند و هم غير متدين. ما متدينين و ثقات آنها را مي شناسيم و براي آنها ارزش قائليم و روايات آنها را مي پذيريم و براي آنها هم درود مي فرستيم؛ ولي كساني را كه قلب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را رنجاندند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در حق آنها نفرين و لعن صريح كرده، نمي توانيم براي آنها، برخلاف نظر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، قداستي قائل شويم.

در اينجا بحث زياد است و اگر بخواهيم وارد بحث صحابه بشويم، حداقل 12 جلسه طول مي كشد تا ما بتوانيم كل مباحث مربوط به صحابه را مطرح كنيم. ولي من چند نمونه را عرض مي كنم:

يك نمونه آن، سوره مباركه جمعه است كه روايات جلسه قبل هم آن را عرض كرديم.

نكات ديگري هم هست كه نمي خواهم بحث آنها را مطرح كنم.

نمي خواهم بحث اوائل اعلان رسالت را مطرح كنم كه دسته اي از صحابه كه تازه مسلمان شده بودند، وقتي قلّت مسلمانان را در جنگ بدر ديدند، در نبوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شك كردند.

نمي خواهم قضيه جنگ احد را مطرح كنم كه با دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مخالفت كردند و موجب شهادت هفتاد نفر از بهترين ياران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شدند.

نمي خواهم قضيه جنگ خيبر را مطرح كنم كه خليفه اول و خليفه دوم و ديگران، جلو رفتند و برخلاف دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، جرأت حمله نداشتند و:

رجعوا منهزمين

و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

لأعطين الراية رجلا يحب الله و رسوله أو يحبه الله و رسوله

صحيح بخاري، ج4، ص5 - صحيح مسلم، ج5، ص195

نمي خواهم قضيه حديث طير را مطرح كنم كه مربوط به سال چهارم يا پنجم هجرت بوده است.

نمي خواهم قضيه سوره برائت را مطرح كنم كه جبرئيل آمد و فرمود اين شخص صلاحيت خواندن آيات را بر كفار ندارد و برگشت و حضرت علي (عليه السلام) رفت.

نمي خواهم قضيه صلح حديبيه را مطرح كنم كه در نبوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شك كردند و گفتند اگر ما صد نفر نيرو داشتيم، بر خلاف نظر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) قيام مي كرديم.

اما قضيه حجة الوداع را كه در سال ده هجري اتفاق افتاد را مي خواهيم مطرح كنم.

مورد اول از سرپيچي صحابه از دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم):

ما مي خواهيم برخورد صحابه را در اين سفر مورد بررسي قرار دهيم. سراغ كتاب هايي مانند سنن نسائي و ابو داود و ترمذي و ابن ماجه و موطأ مالك و مسند احمد هم نمي رويم و فقط سراغ صحيح بخاري و صحيح مسلم مي رويم كه اهل سنت اين دو كتاب را أصح الكتب بعد از قرآن مي دانند و روايات اين دو كتاب را به منزله آيات قرآن تلقي مي كنند. حتي در سال گذشته در همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان، رسما اعلام كردند كه هرگونه تحقيق و بررسي درباره صحيح بخاري، بدعت است.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) 22 سال براي مردم تلاش كرد. دستور داد كه اي مردم، برويم به حج. خوب، اين صحابه آمدند و وارد مكه شدند. يك رسم جاهلي بود كه وقتي در يكي از مواقيت، احرام مي بستند، در احرام مي ماندند، ولو اينكه يك ماه در مكه مي ماندند تا اينكه در روز ترويه به عرفات و از آنجا به مشعر و از آنجا هم به منا مي رفتند و از احرام خارج مي شدند. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) تصميم مي گيرد كه اين رسم جاهلي را بشكند و احرام را دو دسته كند: احرام عمره و احرام تمتع. مي فرمايد: هر كس با خودش قرباني آورده، مي تواند در احرام بماند و هر كس قرباني ندارد، بايد از احرام خارج شود. گفتند: يعني چه؟ فرمود: تمام آنچه را كه با مُحْرم شدن بر شما حرام شده بود، بر شما حلال شد. گفتند: حتي نزديكي با زنان؟ فرمود: بله.

حالا برخورد صحابه را ببينيد كه چه بوده است؟

اين عبارت صحيح مسلم است كه از جابر بن عبد الله انصاري نقل مي كند:

روي مسلم عن جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ، - رضي الله عنهما - فِي نَاس مَعِي قَالَ أَهْلَلْنَا أَصْحَابَ مُحَمَّد صلي الله عليه و سلم بِالْحَجِّ خَالِصًا وَحْدَهُ - قَالَ عَطَاءٌ قَالَ جَابِرٌ - فَقَدِمَ النَّبِيُّ صلي الله عليه و سلم صُبْحَ رَابِعَة مَضَتْ مِنْ ذِي الْحِجَّةِ فَأَمَرَنَا أَنْ نَحِلَّ. قَالَ عَطَاءٌ قَالَ: «حِلُّوا وَ أَصِيبُوا النِّسَاءَ». قَالَ عَطَاءٌ وَ لَمْ يَعْزِمْ عَلَيْهِمْ وَ لَكِنْ أَحَلَّهُنَّ لَهُمْ. فَقُلْنَا: لَمَّا لَمْ يَكُنْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ عَرَفَةَ إِلاَّ خَمْسٌ أَمَرَنَا أَنْ نُفْضِيَ إِلَي نِسَائِنَا فَنَأْتِيَ عَرَفَةَ تَقْطُرُ مَذَاكِيرُنَا الْمَنِيَّ. قَالَ يَقُولُ جَابِرٌ بِيَدِهِ - كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَي قَوْلِهِ بِيَدِهِ يُحَرِّكُهَا -

جابر بن عبد الله انصاري مي گويد: در صبح روز چهارم ذي الحجه، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در ميان صحابه حاضر شد و به ما دستور داد از احرام خارج شويم و حتي گفت نزديكي با زنان اشكالي ندارد. صحابه (با حالت تمسخر) گفتند: 5 روز بيشتر به عرفات نمانده است حال آنكه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دستور مي دهد با زنانمان نزديكي كنيم و وارد عرفه شويم در حاليكه از آلت ما مني سرازير است! مردم هم با حالت تمسخر، انگشتشان را به نشانه آلت، تكان دادند.

صحيح مسلم، ج4، ص37، ح3002، كتاب الحج، باب بيان وجوه الإحرام

چقدر زشت و وقيح است!!!

آقاي قرضاوي! اگر شما اينچنين دستوري بدهيد و نزديك ترين نزديكانت هم با اقتداي به صحابه، اينچنين برخوردي با شما داشته باشند، درباره او چه تعبيري را بكار مي بريد؟ به ما هم ياد بدهيد تا ما هم همان تعبير را درباره اين صحابه بكار ببريم.

تعبير صحيح بخاري هم اين است:

نَنْطَلِقُ إِلَي مِنًي، وَ ذَكَرُ أَحَدِنَا يَقْطُر

صحيح بخاري، ج2، ص171، ح1677، كتاب الحج، باب 81، تَقْضِي الْحَائِضُ الْمَنَاسِكَ كُلَّهَا إِلاَّ الطَّوَافَ بِالْبَيْتِ - صحيح بخاري، ج2، ص200، ح1813، كتاب العمرة، باب عُمْرَةِ التَّنْعِيمِ.

در روايت ديگر مي گويد:

فَيَرُوحُ أَحَدُنَا إِلَي مِنًي وَ ذَكَرُهُ يَقْطُرُ مَنِيًّا

صحيح بخاري، ج3، ص114، ح2546

نمي گويد يك نفر يا دو نفر از صحابه اين جمله را گفتند، بلكه مي گويد ما صحابه، درباره دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اينگونه برخورد كرديم.

آيا زيبنده است صحابه اي كه از نظر فرهنگ و اطاعت و تمرد در اين مرحله هستند، آن وقت ما بياييم براي آنها يك قداستي قائل بشويم و بگوييم هر آنچه را كه صحابه مي گويند صحيح است؟

جالب اينجاست كه صحيح مسلم در اينجا، يك تعبير زيبايي دارد. آن وقت به ما مي گويند كه به صحابه جسارت مي كنيد. مگر نه اين است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم):

لقد كان لكم في رسول الله أسوة حسنة (سوره احزاب/آيه21)

عايشه 2210 روايت در منابع اهل سنت دارد و اميرالمؤمنين (عليه السلام) كه از اول طفوليت با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بوده، اهل سنت، مجموعا 500 روايت از او نقل كرده اند و از اين تعداد، 50 روايت صحيح است. اين جمله را عايشه نقل مي كند - نه سلمان و ابوذر - كه:

فدخل عليّ و هو غضبان، فقلت: من أغضبك يا رسول اللّه؟ أدخله اللّه النار.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از اين برخورد مردم ناراحت شد و آمد داخل منزل من، در حاليكه غضبناك بود. گفتم: چه كسي تو را غضبناك كرده يا رسول الله؟ خداوند او را وارد آتش جهنم كند.

صحيح مسلم، ج4، ص33، كتاب الحج، باب بيان وجوه الإحرام

غضب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مسئله كوچكي نيست و قرآن صراحت دارد:

إن الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنيا و الآخرة و أعد لهم عذابا مهينا (سوره احزاب/آيه57)

و من يعص الله و رسوله و يتعد حدوده يدخله نارا خالدا فيها و له عذاب مهين (سوره نساء/آيه14)

شما با اين آيات چه كار مي كنيد؟

بر فرض ما اصلا با اين آيات كاري نداريم. شما مي گوييد:

اصحابي كالنجوم بأيهم إقتديتم إهتديتم

اگر كسي با اقتداء به عايشه بگويد:

خداوند تعدادي از صحابه را وارد آتش جهنم كند يا لعنت كند

شما آسمان را بر سرش خراب مي كنيد. ما به كدام حرف شما نگاه كند؟ از طرفي شما مي گوييد كسي كه كوچك ترين اعتراضي به صحابه بكند:

فهو كافر، مخلد في النار و جزاءه السيف

حتي آقاي ابو زرعه مي گويد:

كسيكه به صحابه جسارت كند، اگر بميرد، نماز ميّت ندارد و بايد جنازه او را در يك گودي پرت كنند و روي او خاك بريزند و نبايد براي او قبري كنده شود.

از آن طرف هم عايشه مي گويد:

من أغضبك يا رسول اللّه؟ أدخله اللّه النار.

آقاي قرضاوي و همفكران ايشان! شما براي نادرست بودن مذهب شيعه، بحث توصيه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را مطرح مي كنيد و آن را مقدمه براي زير سؤال بردن عدالت صحابه مي دانيد و مي گوييد:

نتيجه عقيده شيعه اين است كه صحابه در حق پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) خيانت كردند.

صحابه اي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) جلوي چشمان آنهاست و دستور مي دهد، سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را تمسخر مي كنند و عايشه مي گويد كه خداوند آنها را وارد آتش جهنم كند، آن وقت شما انتظار داريد بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، اين صحابه مطيع تامّ فرامين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) باشند؟

جالب اينكه مسند احمد، اين قضيه را مقداري مفصل تر نقل مي كند و مي گويد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

«انظروا ما آمركم به فافعلوا» فردّوا عليه القول فغضب، ثمّ انطلق حتّي دخل علي عائشة غضبان، فرأت الغضب في وجهه فقالت: من أغضبك؟ أغضبه اللّه، قال: «و مالي لا أغضب؟ و أنا آمر بالأمر فلا أُتَّبع»

اي مردم! هر دستوري كه من مي دهم، عمل كنيد و تمرّد نكنيد. صحابه، سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را به او برگرداندند (يعني اعتراض كردند و سخن او را قبول نكردند). پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) غضبناك شد و داخل خانه عايشه شد و عايشه هم غضب را در سيماي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مشاهده كرد و گفت: اي رسول خدا! چه كسي تو را غضبناك كرده، خداوند بر او غضب كند. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: چرا غضبناك و ناراحت نشوم! در حاليكه دستور مي دهم و مردم به حرف من گوش نمي دهند و تبعيت نمي كنند.

مسند أحمد، ج4، ص286 - كنز العمّال، ج5، ص275- تذكرة الحفّاظ للذهبي، ج1، ص116

ببينيد كه چقدر زشت و كم لطفي است نسبت به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)!

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در قيد حيات است و دستور مي دهد، ولي تمرّد مي كنند، آن وقت انتظار داريد كه بعد از رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را در مسئله وصايت و خلافت و امامت جامعه بپذيرند؟

 

 

مورد دوم از سرپيچي صحابه از دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم):

حديث قرطاس است كه در آخرين لحظات حيات نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اتفاق افتاد. نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دستور مي دهد كه براي من قلم و كاغذي بياوريد؛ ولي متأسفانه، اينها تمرّد مي كنند و نسبت هذيان به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي دهند.

در اين قضيه، مضافاً بر تمرّد از دستور نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و منكر شدن آيه:

و ما آتاكم الرسول فخذوه (سوره حشر/آيه7)

و ما ينطق عن الهوي * إن هو إلا وحي يوحي (سوره نجم/آيه4-3)

، به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نسبت هذيان هم مي دهند.

چه فرقي است ميان نسبت هذيان صحابه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و نسبت جنون كه مشركان به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دادند؟!

نزديك 21 مورد از اين قضيه را در صحيح بخاري و صحيح مسلم آورده اند و من هم يك مورد آن را با تحليل ذكر مي كنم:

در صحيح مسلم از ابن عباس آمده است كه:

يَوْمُ الْخَمِيسِ وَ مَا يَوْمُ الْخَمِيسِ. ثُمَّ جَعَلَ تَسِيلُ دُمُوعُهُ حَتَّي رَأَيْتُ عَلَي خَدَّيْهِ كَأَنَّهَا نِظَامُ اللُّؤْلُؤِ. قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه و سلم: «ائْتُونِي بِالْكَتِفِ وَ الدَّوَاةِ - أَوِ اللَّوْحِ وَ الدَّوَاةِ - أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا فَقَالُوا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه و سلم يَهْجُرُ.

روز پنجشنبه، چه پنجشنبه دردناكي. ابن عباس گريه مي كرد و قطرات اشكش مانند دانه هاي مرواريد از گونه هايش سرازير بود. ابن عباس گفت: پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: براي من قلم و دواتي بياورد - يا كاغذ و دوات - تا بنويسم براي شما چيزي را كه هرگز گمراه نشويد. صحابه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) گفتند: پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هذيان مي گويد.

صحيح مسلم، ج5، ص75، ح4124، كتاب الوصية باب ترك الوصية لمن ليس عنده شيء

مسئله كوچكي نبوده است! حتي فراتر از نماز و زكات و حج و يك دستور عادي است. از اين آقايان سؤال مي كنيم كه آيا در طول اين 23 سال، آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دستوري داده كه اگر آن را اطاعت كنيد، هرگز گمراه نمي شويد؟ پس معلوم مي شود كه مسئله اي حياتي است بين گمراهي هميشگي امت يا جاودانگي امت. پس بايد صحابه، سراپا گوش و اطاعت و پيروي مي بودند و بايد عرض مي كردند كه يا رسول الله! از شما به يك اشاره و از ما به سر دويدن. آنجا، جاي اين حرف بود، نه اينكه بگويند - نستجير بالله - او هذيان مي گويد. بايد گفت: إنا لله و إنا إليه راجعون.

همچنين در صحيح بخاري اينگونه آمده است:

فَذَهَبُوا يَرُدُّونَ عَلَيْهِ.

صحيح بخاري، ج5، ص137، ح4431، كتاب المغازي، باب مرض النبي و وفاته

در بهضي از جاها آمده كه:

و قد اختلفوا و قال بعضهم ائتوا له كتابا و خالف عمر و من معه

خليفه دوم و طرفدارانش، مخالفت كردند

آنهايي كه بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، چماق بدست به مدينه ريختند و:

قد تضايق بهم السكك

كوچه هاي مدينه، توان گنجايش آنها را نداشت.

تاريخ الطبري، ج2، ص458

دسته اي گفتند: كاغذ و قلم بياوريد و دسته اي گفتند نياوريد.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم با ديدن اختلاف اينها، فرمود:

فاختلفوا و قال: قوموا عني و لا ينبغي عندي التنازع.

از منزل من برويد بيرون

صحيح بخاري، ج1، ص37

پيامبري كه مفتخر به:

و إنك لعلي خلق عظيم (سوره قلم/آيه4)

است، جمعيت را از منزلش بيرون كرد.

در اينجا يك نكته ظريفي است كه كمتر به آن توجه شده است و من مي خواهم به عنوان يادگاري، خدمت دوستان عرض كنم:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) چه چيزي را مي خواست بنويسد؟

برويم سراغ شارحين صحيح بخاري و صحيح مسلم و ببينيم كه مراد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) چه بوده است؟

آقاي نووي، متوفاي 676 هجري، تنها كسي است كه صحيح مسلم را شرح كرده است و تنها شرح جامع و مبسوط صحيح مسلم، شرح آقاي نووي است. ايشان مي گويد:

فقد اختلف العلماء في الكتاب الذي هم النبي (صلي الله عليه و سلم) به، فقيل أراد أن ينص علي الخلافة في إنسان معين لئلا يقع نزاع و فتن.

علماء، اختلاف كرده اند بر منظور و مراد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از نوشتن آن نامه. يكي از اقوال اين است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي خواست بر خلافت يك انسان معين تصريح و نص كند، تا بعد از او، اختلاف و فتنه اي برنخيزد.

شرح مسلم للنووي، ج11، ص90

پس معلوم مي شود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، همان تعبير قرآن را مي خواهد بگويد كه فرمود:

و إن لم تفعل فما بلغت رسالته (سوره مائده/آيه67)

آنها هم فهميدند كه اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اين را بنويسد، با اين نوشتن، تمام آرزوهايشان به هم مي ريزد. وقتي اينجا بيايد بنويسد كه بعد از من، حضرت علي (عليه السلام) خليفه است، ديگر قابل انكار نيست و همه چيز به هم مي ريزد؛ لذا هيچ راهي نداشتند جز اينكه بيايند در برابر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) قاطعانه بايستند و نسبت هذيان به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بدهند.

آقاي ابن حجر عسقلاني، متوفاي 852 هجري، از ديگر استوانه هاي علمي اهل سنت است و موقعيت علمي او از آقاي نووي بالاتر است. براي صحيح بخاري، شروح متعدد نوشته شده و مفصل ترين و معتبرترين و معتمدترين شرح، كتاب فتح الباري في شرح صحيح البخاري براي آقاي ابن حجر عسقلاني است. ايشان مي گويد:

فقيل كان أراد أن يكتب كتابا ينص فيه علي الاحكام ليرتفع الاختلاف و قيل بل أراد أن ينص علي أسامي الخلفاء بعده حتي لا يقع بينهم الاختلاف.

گفته شده: پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي خواست به احكامي تصريح كند تا اختلاف را رفع كند، همچنين گفته شده: بلكه مي خواست اراده كند بر تصريح اسامي جانشينان بعد از خود، تا بين امت خويش اختلاف نيفتد.

فتح الباري لإبن حجر عسقلاني، ج1، ص186

يعني همان حديثي كه فرمود:

خلفائي بعدي اثنا عشر

يا:

هذا الدين قائما حتي يلي امرهم اثنا عشر

كه در جاهاي مختلف صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده و آقايان توجيه مي كنند كه منظور از اين 12 خليفه، خلفاء راشدين و معاويه و يزيد و ... هستند.

همين تعبير را آقاي عيني در كتاب عمدة القاري في شرح صحيح البخاري، ج2، ص171 آورده است. البته اعتبار اين كتاب، مانند فتح الباري ابن حجر نيست، ولي ايشان منصف تر از آقاي ابن حجر است و خيلي از مسائلي را كه آقاي ابن حجر شرح نكرده و از آن گذشته، آقاي عيني آنها را بطور واضح و روشن بيان كرده است.

كتاب ديگري كه در اين زمينه نوشته شده است، كتاب ارشاد الساري في شرح صحيح البخاري براي آقاي قسطلاني است كه در ج1، ص207 مي گويد:

هدف پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اين بود كه مي خواست اسامي خلفاء را در اين نامه، به صراحت بيان كند تا اختلاف و نزاعي پيدا نشود.

خوب، آقاي قرضاوي اينها را به ما جواب بدهيد.

شما كه مي فرمايد شيعه با اعتقاد به وصايت، مذهب باطلي است و صحابه را زير سؤال مي برد، نسبت به عبارات آقايان قسطلاني و عيني و ابن حجر و نووي، چه توجيهي داريد؟

از اينها روشن تر اينكه، آقاي ابن ابي الحديد معتزلي سني، با صراحت در شرح نهج البلاغه، ج12، ص21 مي گويد:

گفتگويي ميان آقاي ابن عباس و خليفه دوم رخ داد. خليفه دوم مي گويد آن روزي كه شما هم در كنار بستر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بودي و او مي خواست نامه اي بنويسد، آيا متوجه شدي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) چه مي خواست بنويسد؟ ابن عباس مي گويد: شما بگوييد. خليفه دوم مي گويد:

و لقد اراد في مرضه أن يصرح بإسم عليّ فمنعته

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در آن روز كه مريض بود، اراده كرد تا تصريح كند بر نام علي، ولي من مانع شدم.

آقاي ابن ابي الحديد معتزلي، سني است نه شيعه و اين جمله كتابش، مخالف با ضروريات عقيده شيعه است كه گفت:

الحمد لله ... و قدم المفضول علي الأفضل

شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد، ج1، ص3

در اين كتاب، دلائلي متعددي آورده بر خلافت ابوبكر و عمر و عثمان. در اين كتاب، صراحتا معتقد به كفر حضرت ابوطالب (عليه السلام) است و حال آنكه كفر حضرت ابوطالب (عليه السلام) از ديدگاه شيعه، جزء اباطيل است و هيچ بچه شيعه اي قائل به كفر ايشان نيست و ده ها دليل ديگر داريم كه آقاي ابن ابي الحديد سني است نه شيعه. حتي او ظلم به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را به تمسخر مي گيرد و از خليفه اول و خليفه دوم دفاع مي كند.

پس با اين مسائل مطرح شده، شيعه نيازي ندارد كه با اعتقاد به وصايت، خيانت صحابه را ثابت كند و اين كتاب هاي صحيح بخاري و صحيح مسلم شماست كه اين مطلب را ثابت مي كند.

إن شاء الله در بحث بعدي، حديث حوض را بررسي مي كنيم.

همچنين آيات زير را:

لقد رضي الله عن المؤمنين إذ يبايعونك تحت الشجرة (سوره فتح/آيه18)

كه اهل سنت، بلا تشبيه، با اين آيه، چماقي درست كرده اند و هميشه بر سر شيعه مي كوبند، چندين جواب مي دهيم و همچنين آيه:

و الذين معه أشداء علي الكفار رحماء بينهم (سوره فتح/آيه29)

و السابقون الأولون من المهاجرين و الأنصار (سوره توبه/آيه100)

همچنين بحثي را كه اهل سنت مي گويند مقام صحابه بالاتر از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است.

 

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»

 


Share
1 | محمد | | ١٢:٠٠ - ٠٤ دي ١٣٨٧ |
اقاي قزويني خداعاقبت بخيري مطلق نصيبت كند بحرمت امام علي ع
2 | كريم فهرجي | | ١٢:٠٠ - ٠٤ بهمن ١٣٨٧ |
باسلام ودعاي خير ان شاالله تحت توجهات خاص بقيت الله الاعظم قرار گرفته باشي ومناظرکن با سني ها اگر قبول نکردند به لطف باري تعالي مباهله فرماييد انگاه بر انان عذاب ايزدمنان فرود خواهد امد
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها