2021 June 17 - پنج شنبه 27 خرداد 1400
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
کد مطلب: ٥٣٩٧ تاریخ انتشار: ١٠ فروردين ١٣٩١ تعداد بازدید: 3393
سخنراني ها » امیرالمؤمنین علیه السلام
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»

دستور به پیروی از امیرالمؤمنین در حدیث غدیر و حدیث علی مع الحق
حبل المتين 91/01/10

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: 10 / 01 / 91

مجري:

اخيرا در راستاي احياي فرهنگ نحس بني اميه؛ اين شجره ملعونه در قرآن بحث هاي منافقانه اي را انداخته اند. مشاهده كرديد كه برنامه اي تحت عنوان افسانه غديرپخش كردند و رفتند برنامه زنده نشان دادند كه حديث غدير هيچ دلالتي بر ولايت آقا امير المؤمنين نمي كند. لطف كنيد يك توضيحي در اين رابطه بفرماييد.

استاد قزويني:

اين هتاكي ها تازگي ندارد، اهل بيت عليهم السلام از همان زمان عصر نبوت مورد اين هجمه ها و هتاكي ها و جسارت ها بودند و با آن همه توصيه هاي نبي گرامي نسبت به اهل بيتش، نسبت به اميرالمؤمنين و نسبت به صديقه طاهرة و امام حسن و امام حسين عليهم السلام. خوب اين شجره ملعونه در قرآن چه ها كه نكردند. كه حتي فرصت ندادند آب غسل رسول نبي خشك شود به خانه صديقة طاهرة هجوم آوردند و تهديد كردند به آتش زدن و قسم و سوگند خوردند، پهلوي بي بي دو سرا را شكستند و يادگار پيامبر با قلبي شكسته و غضب آلود از آنها از دنيا نزد رسول اكرم رفتند و رحلت نمودند بعد از آن با اميرالمؤمنين چه كردند با امام حسن و امام حسين چه كردند اگر نبي گرامي دستور داده بود كه اهانت به اهلبيت من و ظلم به اهلبيت من واجب است يا از اوجب واجبات است بيش از اين نميتوانستند بكنند.

حالا در هر عصري خلاصه اين جنايت ها جلوه گري كرده، در عصر ما هم اين حضرات هستند دارند اهانت ميكنند جسارت ميكنند؛ جسارت امثال آقاي حيدري نسبت به حضرت آيةالله سيستاني و جناب علامه طباطبايي نه تنها از مقام اين بزرگواران نمي كاهد؛ بلكه بر مقام اينها هم مي افزايد؛ يعني هيچ شك و شبهه اي نيست چون هركسي كه حرف هاي اينها را مشاهده كند و ببيند كه چه سخنان بي پايه و اساس و دروغ و افتراء واقعا به قدري عباراتشون سخيفه و ما به دوستان هم گفتيم ديگه رها كنيد اينها را از باب جواب ابلهان خاموشي است و ديگه به حرفهاي اين آقايان نپردازيد و خودشون هم به اين نتيجه رسيدند كه ديگه بينندگانشان را از دست داده اند پيش آنها رسوا شدند.

خيلي از كساني كه بله قربان گو بودند ديگه رابطه شان را با اينها قطع كردند و در تماس هاي تلفني شان هم معلوم است كه هر شب يه عده تعداد معدودي مي آيند و يه جولاني مي دهند و يك فحاشي مي كنند خوب ما خدا را شاكر هستيم

به تعبير امام صادق عليه السلام كه :

الحمد لله الذي جعل اعدائنا من الحمقي

و مردم بايد قضاوت كنند ما چيزي عرض نمي كنيم مردم ببينند كه واقعا چه هست بحث هاي شبكه جهاني ولايت و مقايسه كنند با بحث هاي اينها، يا همين عزيزان اهل سنت كه مي آيند و خيلي هاي آنها با صراحت و با شجاعت نظر خودشان را اعلام مي كنند يا چند تا از مولوي هاي كه آمدند اينجا و برنامه هاي خودشان را اعلام كردند و اينها آتش گرفتند و دارند مي سوزند مخصوصا برادر عزيزمان جناب آقاي مولوي روحاني لاشاري ديگه من گمان مي كنم آبرو و حيثيت براي اينها نگذاشت ديگه يك آتشي براي اينها زده من گمان مي كنم يك چند سالي حرارت و سوزش اين آتش در وجود اين آقايان محسوس است و نبايد هم مذمتشان كرد و هركس هم بود به جاي اينها اين آتشي كه جناب لاشاري و مرادزهي به پا كرد اينه ديگه غير از اين نبايد انتظار داشت.

در رابطه با قضيه استدلال بر اينكه آيا واقعا حديث غدير دلالت بر امامت و ولايت حضرت امير ميكند يا نه؟ سخن زياد است كه اگر ما بخواهيم بحث كنيم بايد چند جلسه روايات صحيح در منابع اهل سنت اون هم از استوانه هاي علمي شان مثل ذهبي، ابن كثير و شخصيتهاي ديگر مثل ابن حجر عسقلاني و ابن حجر هيثمي نقل كنيم اينها صراحت دارند بر صحت روايت. ناصر الدين الباني به صحت روايت اعتراف دارد اينها را.

همون تعبير حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها كه در واپسين روز رحلت نبي مكرم كه آمد در مسجد بر سر مهاجرين و انصار فرياد كشيد و گفت:

وهل ترك أبي يوم غدير خم لاحد عذرا

الخصال - الشيخ الصدوق - ص 173

آيا پدرم در روز غدير براي كسي عذري گذاشت؟ اين رو هم در منابع شيعه آمده و هم در منابع اهل سنت آمده.

مرحوم شيخ صدوق در خصال صفحه 173 آورده، جناب طبري امامي در كتاب دلائل الامامة صفحه 122 اين تعبير را آورده و از بزرگان اهل سنت جناب شمس الدين ابو الخير جزري كه شافعي مذهب است در همان روايت مسلسل فاطميين كه نقل مي شود از صديقه طاهره كه بر سر مهاجرين و انصار فرياد زد و فرمود:

أنسيتم قول رسول الله يوم غدير خم من كنت مولاه فعلي مولاه وقوله عليه السلام لعلي أنت مني بمنزلة هارون من موسي عليهما السلام.

نزهة الحفاظ ، ج1،ص102

الغدير ، الشيخ الأميني ، ج1 ،ص197

دوستان مراجعه كنندبه كتاب اسني المطالب صفحه 49 و خود جناب آقاي ابو الخير جزري شافعي كسي است كه سيوطي درباره او دارد:

فكان عالما متقنا فقيها

هم عالم بوده و هم آدم دقيق بوده و هم فقيه بوده كتاب طبقات الحفاظ آقاي سيوطي صفحه 535 آقايان مراجعه كنند. خوب اين قضايا كاملا روشن است الان و براي اينكه حرفهاي من مستند باشد لطفا مانيتور بنده را نشان بدهيد تا مستند باشد سخنان ما.

بينندگان ايميل و پيامك مي زنند و وقتي با پاور پوينت بحث مي شود راحت مي توانيم يادداشت كنيم اين بحث ها را و اينها را پياده كنيم و تدريس كنيم الان خيلي از اين عزيزان بزرگواري مي كنند محبت مي كنند هم در دانشگاه هاي داخل كشور و هم خارج كشور اين بحث هاي ما را ،3 نفر از اساتيدي كه از لندن آمده بودند گفتند فلاني ما يك بحث شما را 2 جلسه ، سه جلسه آنجا تدريس مي كنيم ، علي اي حال من در اينجا هم نشان دادم يك بحث هايي در صحاح سنن و صحت حديث از ديدگاه علماي اهل سنت و تواتر غدير بعد يك بحثي ما داريم راجع به دلالت حديث غدير بر امامت و اينجا چند نكته راخدمت دوستان و بينندگان عزيز اشاره كنم كه يكي از آنها هم نوعي ولايت پيامبر با ولايت امير المونين سلام الله عليه بوده بينندگان دقت كنند اون آقايان حرف هاي بي اساس و بي پايه خود را مطرح كردند و گفتند ، ما هم گفتيم حرفهاي آنها تمام شود بعد بينندگان آنها وبينندگان ما با خيال راحت ببينند كه اصل جريان چه بوده نبي گرامي صلي الله عليه و آله وسلم قبل از آنكه ولايت علي را مطرح كنند و بگويند:

من كنت مولاه فعلي مولاه

يك جمله اي را بيان كرد فرمود:

اليس الله اولي بالمؤمنين

فرمود آيا خداي عالم اولي به همه مؤمنين نيست؟

قالو بلي

آيا اين عبارت رايك دفعه شد اين حضرات بيان كنند؟ چرا وحشت دارند از اين عبارت؟ مخصوصا در برنامه خيانت در گزارش اينها واقعا دارند خيانت ميكنند اينها تصور مي كنند كه مثلا به قول 700،800 سال قبل است مي توانند يه حرفي را بزنند و عده اي را فريب دهند و سر مردم هم شيره بمالند ، نه ديگه اون زمان گذشت ، سپري شد امروز عصر رسانه است و الحمدلله طبق آماري كه ما داريم چه در داخل كشور و چه در خارج اغلب يعني قريب به اتفاق عزيزان اهل سنت شبكه ولايت را دارند مي گيرند و چند وقت قبل حضرت آيت الله طبسي مي گفتند حدود 30،40 نفر از تاجيكستان آمده بودند اينجا ومي گفتند هيچ خانه اي در اهل سنت نيست كه ولايت را نبينند دوستان از آذربايجان و شوروي حتي از گرجستان و حتي ما يك دوستاني داشيم ازهلند كه دو روز قبل آمده بودند اينجا و در خدمتشان بوديم مي گفتند اصلا ما مرده بوديم و شبكه ولايت ما را را زنده كرد وجالب اين است كه دكتر نيكنام فرمودند كه از واشنگتن چند نفري زنگ زدند و گفتند واقعا ما با شبكه ولايت زنده هستيم و اگر شبكه ولايت نبود، ما دق مي كرديم اصلا ما با شبكه ولايت زنده ايم؛ يعني لحظه اي نيست كه انس مان از شبكه ولايت قطع شود. خوب الحمدلله خدا را شاكر هستيم دوستان دقت كنند كه رسول گرامي قبل از اينكه بفرمايند:

من كنت مولا فعلي مولاه

ميفرمايد:

اليس الله اولي بالمؤمنين

آيا خداوند ولايتش از مؤمنين از خودشان قوي تر نيست؟

قالو بلي

خوب پيغمبر براي چه فرموده؟ پيغمبري كه

اول من نطق باالذات

پيغمبري كه حكيم است بلكه حكيم ترين حكيم هاست و بعد از اين مي فرمايد:

اللهم من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه

احمد محمد شاكر در ذيل آن مي گويد: اسناده صحيح و روايت هم صحيح است. مسند احمد جلد 2 صفحه 18با تحقيق احمد محمد شاكر كه آقاي الباني از او تعبير مي كند به بخاري مي گويد:

حديث صحيح

سلسلة الاحاديث صحيحه جلد4 صفحه 245

بر مبناي مكتب شاملة ابن كثير به اين شكل نقل مي كند و مي گويد پيغمبر فرمود:

ألستم تعلمون أني أولي بكل مؤمن من نفسه

آيا مي دانيد من بر تمام مؤمنين از خوشان ولايتم سنگين تر است؟

قالوا بلي

بلافاصله فرمود، فاء فاء تفريط است فرمود:

فمن كنت مولاه فان عليا مولاه

آقاي ابن كثير دمشقي هم مي گويد :

وهذا إسناد جيد رجاله ثقات علي شرط السنن

البداية والنهاية،جلد 5 ،ص 231

اين هم تصحيح روايت از آقاي ابن كثير دمشقي در مجمع الزوائد پيغمبر مي گويد:

الست اولي بالمؤمنين من انفسهم؟

آيا من بر مؤمنين ولايتم از خودشان قوي تر نيست؟ چه منظوري داشته پيغمبر اكرم؟ آيا همين طوري به دهانشان آمده يا به قول آقايان نستجير بالله هذيان گفته است؟ اونجا كه ديگه پيغمبر مريض نبود كه بگويند

قدغلبه الوجه

پيغمبر در جلوي 120هزار جمعيت سخنراني مي كرده و كاملا صحت و سلامتي داشته بعد ميفرمايد

الست اولي بالمؤمنين من انفسهم؟

آيا من ولايتم بر من مؤمنين از خودشان قوي تر نيست؟

من كنت وليه فان عليا وليه

هركس من ولي امر او هستم اين علي ولي اوست.

هيثمي ميگويد:

رواه البزار ورجاله ثقات

مجمع الزوائد جلد 9 صفحه 107

مجري:

حاج آقا لطفا يه پرانتزي باز بكنيد اين (ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم) را به عنوان يك سوال از همين آقايان كه اين همه سر و صدا مي كنند ببينيم اصلا جرأت مي كنند وارد اين مبحث شوند يانه؟

استاد قزويني:

بله سوال ميكنيم پيامبر براي چه هدفي قبل از آنكه بگويد:

من كنت مولاه يا من كنت وليه فعلي وليه

اين عبارت (ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم ) را مطرح كرد. لطفا مانيتور بنده را نشان دهيد در اينجا من سه مساله را مطرح كردم اين عزيزان خوب دقت كنند كه پيغمبر اشاره ميكند در قولش به آيه :

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ

سوره احزاب آيه 6

و اين آيه صريح ترين آيه در ولايت پيامبر است به معني اولويت پيغمبر به امور مسلمين از خودشان

زمخشري اينطور مي گويد:

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ

در تفسير آيه6 سوره احزاب ميگويد: معنايش اين است كه پيغمبر ولايتش قوي تر است بر مؤمنين از خودشان:

في كل شي من أمور الدين و الدنياء

در تمام امور ديني و دنيايي پيغمبر ولايتش از همه مؤمنين بالاتر است اين مي شود ولايت مطلقه.

وحكمه أنفذ عليهم من حكمها

حكم پيغمبر نافذ تر است بر مؤمنين از خودشان

وحقه آثر لديهم من حقوقها

الكشاف، ج3،ص531

اگر يك جايي حق مؤمنين با حق پيامبر تضاد داشته باشد، مؤمنين موظف اند ايثار كنند حق پيغمبر را و حقوق نبي گرامي را بر حقوقشان جلو بياندازند. اين يك مقدمه.

پس پيغمبر كه مي فرمايد :

الست اولي بالمؤمنين

اشاره به اين جايگاه نبوت در ولايت مطلقه است.

نكته دوم:

ان رسول الله قد جعل ولايت علي عليه السلام علي المؤمنين متفرعه عن ولايته

بعد بلافاصله بعد از اينكه ميگويد:

من من كنت مولاه فعلي مولاه

پيغمبر ميخواهد اين را بفهماند به مردم كه آي مردم همان طوري كه من ولايت مطلقه بر مردم دارم، ولايت علي هم نشأت گرفته از ولايت من و متفرع از ولايت من است. پيغمبر مي خواهد براي مردم ثابت كند كه اميرالمؤمنين سلام الله عليه أحق به امر خلافت و ولايت است و اگر چنانچه اين معنا را نداشته باشد سخن پيامبر لغو است.

نكته سوم:

ذهبي در رابطه با آقاي سبط ابن جوزي دارد :

كان اماما فقيها واعظا علامه في التاريخ والسير

آقاي ابن جوزي هم امام است هم فقيه است هم واعظ است و علامه در تاريخ وسير است.

وصاحب قبول تام

تاريخ الإسلام،ج48،ص184

مردم او را به عنوان يك فردي كه صد در صد قبول دارند پذيرفته اند ، همين آقاي ابن جوزي مي گويد:

والمراد من الحديث الطاعة المحضة المخصوصة

در بخش دهم مي گويد: مراد از حديث، اطاعت ويژه براي اميرالمنين است

معناه: من كنت مولا به نفسه فعلي اولي به

خيلي صريح مي گويد و خيلي جالب. هركس من ولايتم بر او قوي تر است؛ يعني ولايت مطلقه دارم علي هم ولايت مطلقه دارد.

وهذا نص صريح في اثبات امامته و قبول طاعته

الهجرة إلي الثقلين - محمد گوزل الآمدي - ص 324

اين حديث غدير در حقيقت نص صريح در اثبات امامت علي و اثبات اطاعت از اوست.

اين آقاي نعثل زمان بيايد به اين جواب دهد اگر راست مي گويد كه قطعا نمي تواند. ما بايد از آقاي سجودي يه خواهشي بكني براي اين كارش هم هر چقدر بخواهد ما حاضريم اجرت بدهيم اينكه بيايند كارشناسي كنند كه اين بزرگوار مواد مخدر مصرف كرده و مست كرده و اين حرف ها را مي زند كه ما يك ميليارد و ششصد ميليون تومان مي دهيم حالا نمي دونم از كجا مي آورد من گمان نمي كنم انقدر ارزش داشته باشد كه عربستان سعودي اين همه پول را به او بدهد. اين براي يك فردي كه ميگه من خرما فروش هستم حالا با سه مشت سه مشت خرما جمع كردن هم اينقدر پول در نمي آيد. از كجا دارد كه يك ميليارد و ششصد ميليون بخواهد جايزه دهد من كه احساس ميكنم ايشان مست كرده يا نه ايشان از كوزه جناب خليفه مي خورده مست نمي كرده و چون اضافه خورده مست كرده كه اين حرف ها را ميزند و الا من گمان نمي كنم يك انسان در حالت طبيعي اين فحش هايي كه ايشان به بزرگان مي دهد را بگويد .

پيغمبر اكرم براي چه قبل از آنكه بگويد من كنت مولاه گفت

الست اولي بكم من انفسكم؟

آيا پيغمبر را هم مانند اجداد تان نستجير بالله متهم به هذيان گويي مي كنيد؟ يا قد غلبه الوجع؟ بيماري غلبه كرده بوده؟ يا نه يك چيزي به دهان پيامبر آمده و گفته اند؟ يا قياس به نفس مي كنيد نستجير بالله پيغمبر هم موادي چيزي داده بود بالا و نستجير بالله مست كرده بود، همچين حرفي زده بود و از اين آقايان بعيد نيست؛ يعني بخواهند نسبتي به پيامبر بدهند.

همين آقاي هاشمي با كمال وقاحت طوري كه بدنم لرزيد گفت كه يكي از مفتيان گفته است پيامبر قبل از آنكه شراب حرام شود شراب مي نوشيد بايد گفت: تف بر شما ، دهنتان بشكند من بايد بگويم كه اين مردم بايد دقت كنند كه اينها چقدر وقي هستند حتي نسبت به رسول و نبي خود اينطور جسارت و وقاحت دارند من نمي دانم اينها را چكار بايد كرد من معتقدم عذاب و آتش جهنم هم براي اينها كم است.

يكي از اساتيد بعد از اينكه ما گفتيم عذاب يك متلكي گفت كه خوب نيست اينجا مطرح شود همه فهميدند چه مي خواهيم بگوييم ، خلاصه بينندگان عزيز اين آقا با اين وقاحت و با كمال بي شرمي مي گويد پيامبر قبل از اينكه شراب حرام شود شراب مي خورده. من الحق و الإنصاف خجالت مي كشم اين را تقرير كنم اين آقايان حداقل به كتابهاي خودشان كتابهاي فقهي، كتابهاي تاريخي ، كتابهاي كلامي يك نگاه بكنند ببينند اصلا تعابيري كه اين حضرات دارند مطرح مي كنند واقعا اين تعابير تا چه اندازه قابل پذيرش علما و فقهاي بزرگ اينها هست و شخصيتهاي بزرگ و برجسته اينه همه آمدند گفتند نبي گرامي صلي الله عليه و سلم نه قبل از بعثت و نه بعد از بعثت لب به شراب نزده ولي اين آقا براي اينكه كار آن مفتي را توجيه كند همينطوي لب له جفنگيات مي زند و واقعا آدم نمي داند اين چه حرف هايي است كه اين حضرات مي گويند.

اگر بتوانم اين تعبير را از خود آقاي سيد سابق در كتاب فقه فقه السنة نشان دهم. لطف كنيد مانيتور بنده را نشان دهيد. اين كتاب فقه السنة جلد 2 صفحه 384 از كتابهاي فقهي است كه در دانشگاه هاي عربي به عنوان كتاب درسي مطرح است كه مورد تاييد همه فرق است كه ايشان مي گويد :

و من السيرة رسول الله انه لم يشرب الخمر قط لا قبل البعثة و لا بعدها

نه قبل از بعثت و نه بعد از بعثت پيغمبر اكرم لب به شراب نزد .

اما اين آقا در روز روشن جلوي ميليونها آدم اين حرفها را مي زند وبا كمال وقاحت مي گويد پيامبر همچين كرد حتي به بعضي از پيامبران هم نسبت مي دهد و مي گويد با دو تا خواهر ازدواج كرد من نمي دانم اين آقا چيه؟ اين آقاي سجودي دست به كار شود و قبل از اينكه آقايان بيايند تحقيق وبررسي بكند كه چه اتفاقاتي در اين 2،3 هفته افتاده كه اينجور اين آقايان مست كرده و به اين شكل حرف مي زنند؛ يعني من واقعا بعضي وقتها آدم هر چي مي خواهد حرف نزنه احساس مي كند حرف نزدن يك نوع خيانت است گرچه عرض كردم اين ها برنامه هاشون جواب ابلهان خاموشي است از همون باب است

خوب پس اولين سوال اين شد كه پيغمبراكرم اين سوال را براي چه فرموده؟

آيا اين عبارت پيامبر رابطه اش با آيه 6سوره مائده چيست؟

آقاي سبط بن جوزي كه ذهبي درباره اش اين چنين مي گويدو تعبير زيبا دارد كه علامة و....مي گويد اين حديث غدير نص صريح در امامت علي بن ايبطالب است آقايان بيايند جواب دهند.

مجري:

بحث حديث غدير كه الحمدلله انقدر تواتر دارد كه ديگه نمي توانند آن را مخفي كنند البته بعضي علماي شان مثل ابن تيميه كه آمده بودند از بيخ زده بودند و انقدر ديگه تواتر دارد كه خودشان هم قائل به تواتر هستند تو اين شبكه ها هم زير نويس ميشه جالبه حاج آقا اذعان ميشه به اين قضايا اتفاقا من اون روز هم مي ديدم بعد از

من كنت مولا فعلي مولاه الهم وال من والاه و عاد من عاداه

خود همين جمله اي كه بعد از اين آمده دلالت بر اين دارد كه درباره محبت به امير المؤمنين است

حالا سوالم اين است كه هدف حضرت از بيان اين جمله چه بوده ؟ كه بعد از اين من كنت مولاه اين دعا را آورده و از آن طرف هم يك لعني آورده در ادامه اين دعا.

استاد قزويني:

در رابطه با اين قضيه نبي گرامي به دنبال اين قضيه مي گويد:

اللهم وال من والاه و عاد من عاداه

ابن تيميه مي گويد اين دروغ است اين آقايان اگر تابع ابن تيميه هستند نبابد به هيچ وجهي به اين ذيل روايت استناد كنند چون ابن تيميه منكر آن است. كه البته من سر فرصت اين را توضيح خواهم داد.

نبي گرامي فرمود:

اللهم وال من والاه

خدايا هركس علي را دوست مي دارد دوست بدار

وعاد من عاداه

دشمنان علي را دشمن بدار

واحب من احبه

خدايا هركس علي را محبت دارد او را محبت كن و هركس با علي بغض دارد بغض او را بگير

وانصر من نصره

هركس علي را ياري كند خدايا تو او راياري كن و هركس علي را خار كند خدايا تو او را خار كن

آقاي هيثمي هم وقتي مياره ميگويد: بزار آورده رجالش هم رجال صحيح است غير از فطر بن خليفه و اون هم ثقه است.

مجمع الزوائد جلد 9 صفحه 105

خب اين آقايان اولا: بگويند با توجه به اين نفرين نبي مكرم تكليفش چيه و اين عبارت نشان مي دهد اين را كه وقتي پيامبر اكرم ولايت علي را تثبيت مي كند كاملا روشن است هر حاكمي اين را ، بينندگان عزيز دقت كنند هر حاكمي در مسائل حكومتي و در مسائل مديريتي هر چه قوي و توانمند باشد مادامي كه محبوبيت عمومي نداشته باشد موفق نخواهد بود اين كلا يك چيز فطري است موفقيت يك حاكم مرهون محبوبيت عمومي است و محبوبيتي است كه مقبوليت مي آورد و لذا نبي مكرم وقتي مي آيد ولايت علي را مطرح مي كند مي خواهد اين محبوبيت را در دلها تثبيت كند،مي گويد : آي مردم اگر علي را من ولي كردم حاكم كردم براي شما و ولايت مطلقه براي او تثبيت كردم اين حاكم از حاكم هايي كه شما در جامعه سراغ داريد نيست فردا بخواهيد بگوييد ما با فلان حرف علي مخالفيم در برابر علي هم حاضريم قيام كنيم نه اينطور نيست اين ولايت علي نشأت گرفته از ولايت من و ولايت من نشأت گرفته از ولايت لله است و هركس بخواهد علي را محبت كند و به خاطر اين محبت از او اطاعت كند اين اطاعت و محبت او مربوط به محبت الله است هرگونه مخالفت از علي به منزله مخالفت با خداست. چرا همچين فرمايشي كرد؟ زيرا مي داند با توجه به نقش علي بن ابيطالب در قتل سران قريش كه الان يادگار انان در ميان مردم هستند آقايان بيايند اونهايي كه در جنگ بدر و احد بودند را ببينند با خليفه اول و دوم چه ارتباطاتي دارند يا نسبت به كساني كه در جنگ بدر اسير بودند چه كساني اشك تمساح مي ريختند و واسطه مي شدند پيامبر را ، كه اينها را آزاد بكنند واضافه أبنا طلقاء همه هستند خود پيغمبر اكرم مي داند كه بعد از خودش مردم با علي بن ابيطالب بناي ناسازگاري دارند و خودش هم در احاديث متعدد فرموده است.

پيغمبر اكرم به علي عليه السلام فرمود:

ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك الا من بعدي

علي جان من مي دانم كينه هايي در سينه افراد هست كه اين كينه ها بعد از من ظاهر و آشكار مي شود و بعد از من اين كينه ها خود را نشان خواهد داد

مجمع الزوائد جلد 9 صفحه 118

وهچنين فرمود:

وأن تؤمروا عليا ولا أراكم فاعلين

اگر علي را امير خودتان قرار دهيد گرچه مي دانم قرار نمي دهيد.

اين ديگر خيلي واضح وروشن است من گمانم اين است اگر كسي يك سر سوزن اين عقل خدادادي را به كار بيندازد همه از منابع اهل سنت است يك دانه از منابع شيعه نياورديم.

وأن تؤمروا عليا ولا أراكم فاعلين تجدوه هاديا يأخذ بكم الطريق المستقيم

مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 5 ص 176

اگر علي را امام خود قرار بدهبد قطعا هدايت شده و هدايت گر است گرچه مي دانم شما نمي كنيد يعني پيغمبر خودش مي داند اين قضايا را، الباني در سلسلة الاحاديث الصحيحة جلد 4 صفحه331 تعبيرش اين است:

ان تستخلفوا عليا فما اراكم فاعلين

اگر علي را خليفه قرار دهيد گر چه مي دانم نمي كنيد. خوب ببينيد پيامبر همه قضايا را مي داند ولي مي خواهد اتمام حجت كند مردم شما كه بعد از من با علي مخالفت مي كنيد بدانيد كه مخالفت شما با علي جز خزلان خدا و جز غضب خدا چيز ديگري براي شما نيست يعني پيامبر اكرم مي خواهد تمام راه ها را براي اينها ببندد و لذا نبي گرامي صلي الله عليه و آله و سلم با اين بيانشان:

اللهم وال من والاه و عاد من عاداه

مي خواهد اعلام كند كه مردم محبت و ولايت علي بن ابيطالب نشأت گرفته از محبت و ولايت خدا و من است و هر گونه غضب علي بن ابيطالب منجر به غضب من و غضب خداست و اضافه خود همين جمله:

اللهم وال من والاه وأخذل من خذله وانصر من نصره

منهاج السنة النبوية،ج7،59

دلالت صريح بر اثبات عصمت اميرالمنين دارد؛ چون اگر واقعا علي بن ابيطالب معصوم نباشد خطا ، نسيان يا گناه در علي صادر شود

اللهم وانصر من نصره به صورت مطلق معني ندارد. اللهم وال من والاه معنا ندارد وعاد من عاداه معنا ندارد ؛ يعني اگر چنانچه علي بن ابيطالب اشتباها بيايد يك كار خلافي يا همون حرف چرند و زشتي كه ابن تيميه مي زند را بزند كه علي در 17مورد مخالف نص صريح قرآن عمل كرده خوب علي آمده عمل كرده و معصوم نيست از اون طرف هم پيغمبر مي گويد

اللهم انصر من نصره ...من عاداه

آيا اين خودش خود نبوت پيامبر را زير سوال نمي برد؟ آيا همين عصمت رسول الله را زير سوال نمي برد؟ اين ديگه كاملا واضح و روشن است من گمان نمي كنم در اين مساله هيچ گونه ترديدي باشد

مجري:

واقعا قضيه جالبي را مطرح كرديد در رابطه با عصمت امير المؤمنين واقعا ديگه بيمه نامه دارد چون حتما و حتما معيار حق است و اشتباه نمي كند.

آيا مي شود

حديث علي مع الحق والحق مع علي

به اين مطالب ضميمه كرد؟

آيا اينكه در كتب اهل سنت آمده اين را هم مي شود ضميمه كرد؟ و مي گويد كه علي محور حق است و حق دور علي مي چرخد اين را هم لطفا توضيحاتي بفرماييد.

استاد قزويني:

در رابطه با اين بايد بگويم كه :

علي مع الحق و الحق مع علي

خوب در منابع متعدد اهل سنت آمده آقاي خطيب بغدادي در تاريخ بغداد صفحه 322 با اين تعبير كه :

علي مع الحق والحق مع علي ولن يفترقا حتي يردا علي الحوض يوم القيامة

آقاي هيثمي همين تعبير را دارد آقاي ابن كثير دمشقي همين تعبير را مطرح مي كند كه ان الحق مع علي رضي الله عنه در النهايه و البدايه ابن كثير دمشقي جلد7 صفحه 398.

با توجه به اينكه برخي از كارشناسان جز اينكه بگوييم در حالت مستي هستند يا اين نفاق و نصبشان به قدري اوج گرفته خودشان هم نمي دانند چه مي گويند دوستان مراجعه كنند كتاب مجمع الزوائد هيثمي جلد 7صفحه 235 از برنامه نرم افزار:

مر علي بن ابيطالب

علي بن ابيطالب داشت مي رفت پيغمبر فرمود:

الحق مع ذاالحق مع ذا، رواه ابويعلي ورجاله ثقاة

اين آقاي كارشناس اون چشم كور و نابينايش را كه واقعا همانطور كه بصيرتش كور است چشمش هم كور است چشمانش رو باز كند.

اين را آقاي هيثمي كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است مي گويد كه:

ابويعلي نقل كرده و رجالش هم ثقه است يعني ايشان نفهميدند كه در سند اين كوفي ها و افراد جعال قرار گرفتند

روايت ديگر باز عزيزان دقت كنند در مستدرك علي الصحيحين آقاي حاكم نيشابوري كه ايشان حديث ديگري را نقل مي كند كه رسول الله فرمود:

علي مع القرآن

اين آقاي كارشناس چشمش را باز كند لطفا حالا گرچه مي دانم باز نمي كند يعني :

خَتَمَ اللَّهُ عَلَي قُلُوبِهِمْ وَعَلَي سَمْعِهِمْ وَعَلَي أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ

سوره بقره آيه 7

يعني همه را خداي عالم به قولي مهر كرده ،

يا اينكه بينندگان سوال كنند از ايشان ظاهرا اين قضيه براي ديروز يا ديشب بوده كه گفته اين

علي مع الحق والحق مع علي

دروغ و باطل است و اينكه گفته اند اين احاديث را 4 تا جعال و وضاع يا نمي دونم روات كوفه آمدند اينها را گفتند اگر روات كوفه اين چنين اند، خوب ابوحنيفه هم از كوفه است و اين توهين به امام بزرگ احناف است علي اي حال اينها سوال كنند از اين آقا، به بچه شيعه ها كه اجازه نمي دهند بروند سوال كنند يعني اينها به قولي 30،40 تا تلفن وصل مي كنند و همه از بله قربان گوهاي خودشان است حتي بعضي از اين دوستان ايميل و پيامك زده بودند وگفته بودند 30،40 دقيقه پشت خط مي مانيم ما را وصل نمي كنند.

در همان مدت بله قربان گوها 2،3بار مي آيند تماس مي گيرند ومي روند روي خط من گفتم ديگه دوستان علي هميشه مظلوم بودند دراين عصر هم مظلوم اند من تقاضا دارم همين آقايان بله قربان گوها بيايند اين را سوال كنند يك سوال كردن كه اشكال ندارد. بگويند آقا علي مع القرآن والقرآن مع علي اين را آقاي حاكم نيشابوري درمستدرك جلد سوم صفحه 134 مي گويد:

علي مع القرآن و القرآن مع علي

علي هميشه با قرآن است و قرآن هميشه با علي و از هم جدا نمي شوند

حتي يرد علي الحوض

هذا حديث صحيح الاسناد

اين روايتي است كه سندش صحيح است

ابو سعيد تيمي هم كه هست مي گويد:

ثقة مامون ولم يخرجا

آقاي بخاري و مسلم متاسفانه اين را ذكر نكرده. خوب حالا سوال كنند از اين آقاي كارشناس البته يك وقتي سوال كنند كه از اين حالت مستي آمده باشد بيرون. اگر در آن حالت باشد مي گويد شما دروغ مي گوييد يا مثلا آقاي حاكم نيشابوري مواد مخدر مصرف كرده بوده مست كرده بوده آمده گفته يا نه حداقل دليلي دارد روايت ضعيف است، فله اي آمدند حرف زدند و اين كار محقق و كارشناس نيست و...... يعني با اين كارشان من فكر كنم جز اينكه آبروي خود را مي برند چيز ديگري را نمي افزايند.

مجري:

حاج آقا در اين عبارت هايي كه جنابعالي فرموديد در مورد جريان غدير و حضرت اين سناريو غدير را مطرح كردند براي اتمام حجت و براي اينكه ديگر عذري براي كسي باقي نماند عبارت هاي مختلفي را بيان نموده اند لطف كنيد در اين رابطه هم براي ما توضيح لازم را بفرماييد.

استاد قزويني:

من اين مطلب را در 4،5 دقيقه توضيح مي دهم گرچه بيش از اين نياز است براي توضيح اين مطلب.

كه نبي گرامي در آن حدود 2ساعتي كه خطبه طول كشيده؛ يعني بعد از نماز ظهر نبي گرامي خطبه شان آغاز شده و تا نماز عصر طول كشيده ولي متاسفانه در منابع اهل سنت مي بينيم كه يك تكه اي يك سطري بيشتر بيان نكردند؛ چون فرق خطبه با حديث اين است كه خطبه يعني سخنراني، اگر يه كسي 5 دقيقه سخنراني كتد حداقل 2 صفحه بايد مطلب باشد در معجم طبراني يك صفحه و خرده است در جلد 6 صفحه163 ايشان آورده حدود يك صفحه و نيم كه حلبي هم از او نقل كرده.

خلاصه پيغمبر با عبارت هاي مختلف ، ما تقاضا داريم اين آقايان بله قربان گوها كه از جاهاي مختلف تماس مي گيرند به جاي اين چرنديات و فحش و اهانت و حرفهاي تكراري . حتي يكي از خوديهاي اينها ديشب به آقايان مي گفت چقدر شما تكراري حرف مي زنيد؟ اگر يك نفر بيايد و برنامه هاي آقايان را جمع كند من گمانم به اندازه تكراري هايش حذف بشود كمتر از يك ساعت ميشه؛ يعني هفته اي در حقيقت يك ساعت برنامه و مطلب جديد دارند اون را هم وقتي مي گويند نه مدركي نه دليلي.

عجيب بود ديدم ديشب بود يا پريشب اين آقا كه نمي دانم عقل نداره آخه جهل هم حدي داره مي گويد كه: آقا شيخ حر عاملي در الانتصار اين طور گفته است. بعد يك بنده خدايي تماس گرفت كه شيخ حر عاملي اصلا الانتصار ندارد اين آقا دارد نشان مي دهد و حتي نوشته در شناسنامه كتاب كه معاصر است. خوب مرحوم شيخ حر عاملي متوفي 1104 است. بابا آقاي هاشمي 50 بار شما اين را گفتيد كه براي شيخ حر عاملي است آقا الانتصار كتاب حضرت ايت الله كوراني است كه خار چشم وهابيون است اين مدافع سخت كوش حريم ولايت و اين الانتصار هم در حقيقت بحث هايي است كه در اينترنت بين وهابيون و شيعه ها بوده و ايشان اين برنامه ها را جمع كرده اين عبارتي كه شما داريد نقل مي كنيد از يكي از وهابي هاست بابا به اندازه يك برگ برگرد عقب و يك صفحه هم برو جلو.

يه آقايي يه غلط اضافي كرده مياد اونجا و مي گويد در نهج البلاغه همچين تعبيري از علي بن ابيطالب است ايها الناس اين دروغه دروغه دروغه دروغه دروغه. اميرالمؤمنين همچين عبارتي در رابطه با ابوبكر نگفته است. اين آقاي وهابي آمده از پيش خودش حالا يا مست كرده يا خواب نما شده مثل جناب آقاي حيدري كه قبل از فجر يه خوابي ديده و خدا به او الهامي كرده و آمده گفته و اينكه پيغمبر اكرم و علي بن ابيطالب درباره ابوبكر اين چنين گفته كه او حق بر ما بوده خلافتش و چنين و چنان.

بعد جالب اين كه يه وهابي دروغگو مياد ميگه ايها الناس نهج البلاغه را تحريف كردند اين در كتاب الانتصار حر عاملي است. به قولي جاي آقاي يزداني خاليه كه بگويد هر گردي گردو نيست هر عاملي هم شيخ حرعاملي نيست بابا نوشته معاصر يك صفحه جلو و يك صفحه عقب برو.

علي اي حال من چند نكته را در اينجا عرض مي كنم:

شما ببينيد بزار در مسندش جلد 4صفحه 41 از سعدبن ابي وقاص نقل مي كند :

أن رسول الله أخذ بيد علي فقال ( ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم من كنت وليه فإن عليا وليه )

آيا من ولايت مطلقه بر مؤمنين ندارم بعد مي فرمايد:

من كنت وليه فان عليا وليه

هركس من ولي او هستم. كلمه ولي را هم كه گفتيم ابو بكر،عمر، عثمان، عايشه، معاويه و همه كلمه ولي را درباره ابو بكر و غيره استعمال شده در خلافت. كلمه ولي تصريح بر ولي امر و حاكم اسلامي است. آقاي هيثمي هم مي گويد كه:

رواه البزار و رجاله ثقاة

اين از اين. ازآن طرف آقاي ابن كثير دمشقي مي گويد: علي عليه السلام در رحبة به مردم گفت: شما را به خدا قسم مي دهم آيا كسي شنيد در غدير خم كه پيغمبر خدا فرمود:

ان الله ولي المؤمنين و من كنت وليه فهذا وليه

اين جواب كساني كه مي گويند علي استدلال نكرده بفرماييد حالا من اين بحث را مفصل در جلسه بعدي كه داشته باشيم استناد و احتجاج علي عليه السلام به حديث غدير با سند صحيح كه خود الباني به صراحت مي گويد روايت صحيح است اگر واقعا حديث غدير دلالت بر ولايت ايشان ندارد پس براي چي مردم را قسم مي دهد آي مردم شما را به خدا پيامبر گفته من آدم خوبي ام؟

من كنت وليه فهذا وليه

شما را به خدا مردم پيامبر اين حرف را گفته يا نه؟ ابن كثير هم مي گويد:

فهذا اسناد جيد

البداية و النهاية جلد5 صفحه 230

البته اين را بر مبناي برنامه مكتب اهلبيت دارم عرض مي كنم. البداية والنهاية در الجامع الكبير 3،4صفحه با هم تفاوت دارند

اين يك روايت، روايت ديگر اينكه پيامبر مي فرمايد:

من كنت اولي به من نفسه فعلي وليه

هركس من ولايت مطلقه به او دارم و ولايتم بر او از خودش قوي تر است علي هم ولي اوست

معجم كبير طبراني جلد5 صفحه456 حديث4971

در روايت ديگر:

فمن كان الله ورسوله مولاه فان هذا مولاه

اين ابن حجر عسقلاني نقل مي كند مي گويد:

هذا اسناد صحيح

المطالب الهالية جلد16 صفحه142

در روايت ديگر :

من كنت مولاه فهذا وليه

هركس من مولاي او هستم علي ولي اوست

آخر از اين واضح تر ديگه پيغمبر به چه زباني بگويد، حالا شما نمي فهميد گناه پيغمبرچيست؟

اين عبارت را جناب حاكم نيشابوري آورده كه پيغمبر فرمود:

من كنت مولاه فهذا وليه

هركه را من مولاي او هستم، علي ولي اوست

و ميگويد:

هذا صحيح علي شرط الشيخين

شرايط صحيح بخاري و مسلم را دارد. ابن كثير دمشقي مي گويد:

قال شيخنا ابو عبدالله الذهبي و هذا حديث صحيح

البداية والنهايه جلد5صفحه 228

خوب اين در حقيقت كاملا واضح و روشن است من بعضي از تعابير را آوردم ما در همين جواب قفاري كه داديم و در 2 جلد چاپ شده اونجا 10،12عبارت ، عبارتهاي مختلف كه نبي مكرم بيان مي كرده در رابطه با تثبيت ولايت مطلقه امير المؤمنين با عبارات مختلف و تعابير گوناگون براي اينكه عذربسته بشود ،همان تعبير صديقة طاهره كه فرمود:

هل ترك ابي لاحد بعد غدير خم عذرا؟

آيا پدرم بعد از غدير خم براي كسي عذري گذاشت؟ حالا اين آقايان آمدند بعد از 1400سال حرف هاي بي اساس بي پايه يعني جز اينكه اينها دارند مردم را به خود مي خندانند چيز ديگري نيست.

سؤالات بينندگان

محسن از اصفهان

بنده فقط يك پيشنهادي داشتم خدمت شما آقاي قزويني و ايشان خيلي محبوب هستند در اصفهان و بين تمام شيعيان ايشان را احترام خاصي مي گذارند و قبولشان دارند. خواستم بگويم كه عبارت هايي كه به كار مي برند براي همين آقايان وهابي اين عبارات را به كار نبرند آقايان يزداني و ابو القاسمي در اين شبكه. اين باعث بدبيني بعضي دوستان مي شود نسبت به شيعه. يه سوال هم از آقاي قزويني داشتم ميخواستم بدانم كه حضرت جبرئيل چه مواقعي براي پيامبر وحي مي فرستادند؟

مجري:

اين مباحث بيشتر تخصص آقاي دكتر رضايي است مباحث تفسير و شان نزول آيات.

استاد قزويني:

اين را جناب آقاي رضايي و آقاي ملكي مسئول مدرسه معصوميه از آنها سوال كنند ولي آنچه مربوط به بنده است برادر محترم شما ببينيد امير المؤمنين سلام الله عليه كه حتي نسبت به معاويه مي گويد :

إني أكره لكم أن تكونوا سبابين

خطبه206 نهج البلاغه

ولي نسبت به فتنه گرها كه مي رسد مثل اشعث شما مراجعه بفرماييد خطبه19 نهج البلاغه را ببيند داره فتنه گري مي كند شبهه ايجاد مي كند اذهان مردم را مشوش مي كند حضرت فرمود:

عليك لعنة الله ولعنة اللاعنين

حضرت علي بالاي منبر است اشعث يك حرفي زد در ذهن ها شبهه ايجاد شد. حضرت فرمود لعنت خدا بر تو لعنت لعنت گران بر تو.

حائك ابن حائك منافق بن كافر

خطبه19 نهج البلاغه

اي منافق فرزند كافر كه تو در زمان و دوران كفر يك دفعه اسير شدي ودر زمان اسلام هم يك بار .

ببينيد فرق مي كند عزيزمن ما نسبت به اهل سنت و غيره كاملا ادبياتمان از 30 سال قبل عوض نشده . ولي كساني كه مي خواهند شبهه ايجاد كنند تفرقه به وجود بياورند اين منطق امير المؤمنين بوده برادر من اصل اين است كه بايد شخصيتشان له شود . قرآن كه مي گويد:

وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا

سوره بقره آيه86

نسبت به بعضي از فتنه گرها تعبيرش اين است كه:

فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ (اعراف/176)

اين بابايي كه دارند فتنه گري مي كنند و يا اون دسته از آخوندهاي يهودي كه دارند فتنه گري مي كنند يا القاي شبهه مي كنند قرآن در باره اين ها مي فرمايد :

مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا

سوره جمعه آيه 5

در حقيقت بحث كساني كه شبهه ايجاد مي كنند با كساني كه برايشان شبهه ايجاد شده يعني حق را نمي توانند تشخيص دهند از روي جهل حالا اين جهلش قاصري باشد يا مقصري جهل مركب باشد اصلا حسابشان كاملا جداست.

بيننده:محمد از كردستان (اهل سنت)

حضرت علي در خطبه37 نهج البلاغه مي فرمايد من پيش از بيعتم مطيع بودم و ريسمان ميثاق در گردن دارم و هركس خليفه شود با او بيعت كنم و او را ياري مي نمايم بعد جمله

إذا الميثاق في عنقي لغيري

صراحت دارد در اينكه امير المؤمنين خليفه بلا فصل نبوده است، بلكه مكلف بوده هركس خليفه شود با او بيعت كند. پيشوايان تشيع در برابر اين صراحت كه هيچ گونه تاويلي بر نمي دارد خود را به خواب خرگوشي زده و توجيه به آن مبذول نمي دارند گويا خجالت مي كشند معترف شوند كه سالهاست به مردم دروغ گفته اند.

در روضة الصفا هم صفحه497 و تاريخ ابن خلدون صفحه64 در اكثر تواريخ مذكور است كه حضرت رسول هنگام وفات به مسجد آمد و پس از توصيه در باب اخراج مشركين از جزيرة العرب و دادن جايزه به سفراي قبائل عرب خطاب به مهاجر فرمود: مساعدت هاي امسال را فراموش نكنيد هركس از شما امير شد با نيكهاي آنان نيكي كند و از بدان آنان در گذرد و جمله هركس از شما امير شد دليل روشني است بر اينكه پيامبر كسي را به عنوان جانشين و خليفه بعد خود معين نكرده و موضوع غديرخم مطلقا مربوط به خلافت نبوده. و كسي را براي خلافت معين نكرده.

مجري:

پس يعني اينكه پيامبر هيچ كس را خليفه نكرده؟

بيننده:

نه كسي را براي خلافت معين نكرده.

مجري:

پس بعد از پيامبر چگونه خليفه انتخاب شد؟

بيننده:

انصار و مهاجر خليفه را معين كرد

مجري:

پس بعد از پيامبر بايد مردم اججاع كنند و خليفه انتخاب كنند؟

بيننده:

بله

مجري:

پس چرا بعد از ابوبكر مردم اجماع نكردند و اين اتفاق نيفتاد؟

بيننده:

ابو بكر گفت كه مردم عمر را به عنوان خليفه قبول كردند و به او راي دادند

مجري:

حرف جديدي مي فرماييد.

بيننده:

يك سوال ديگر هم دارم. سپس لحظاتي سخني نمي گويد......

استاد قزويني:

كاغذ گم شد؟ يا كاغذ را موش خورد؟ ما هستيم.

ببينيد برادر عزيز من امشب من تمام عبارت هايي كه از تمام بزرگان اهل سنت در رابطه با غدير بود بيان كردم. عبارتي كه پيامبر مي گويد:

من كنت وليه فعلي وليه،من كنت اولي به من نفسه فعلي وليه

اين عبارت ها را برادر من داشتم بيان مي كردم حضرت عالي گوش مي كرديد يا نه؟

بيننده:

بله بله گوش مي كردم.

استاد قزويني:

يا آقاي سبط بن جوزي كه گفته حديث غدير صراحت در امامت علي بن ابيطالب است اينها را هم شنيديد يا نه؟

بيننده:

والله شنيدم ولي آنها سند صحيح دارند يا ندارند؟

استاد قزويني:

خوب من روايت ها را همه را با سندهاي صحيح عرض كردم برادر من و الله من نميدانم اگر حضرت عالي خواب نبوديد من همه را با سند صحيح عرض كردم؛ يعني اين طوري نبود كه من بيايم يك عبارتي را بدون سند صحيح نقل كنم هر عبارتي كه نقل كردم صحيح بوده. باز اگر دوباره مي خواهي ببينيد من نشان دهم مانيتور را.

آقاي بزار از سعد بن ابي وقاص نقل مي كند كه پيامبر فرمود :

الست اولي بالمؤمنين من انفسهم

آيا من ولايت مطلقه بر مؤمنين ندارم و آيا ولايت من بر مؤمنين از ولايت خودشان قوي تر نيست؟

من كنت وليه فان عليا وليه

هركس من ولي او هستم

و از آن طرف آقاي هيثمي كه از علماي بزرگ شماست مي گويد صحيح است. ابن كثير مي گويد سندش خوب است.

آيا اينها كافي نيست شما را؟ حالا ببينيم شيعه ها در خواب خرگوشي هستند يا ديگران ما نمي خواهيم جسارت كنيم ما اجازه داديم كاملا حرف هاي شما تمام شد. اهانت شما، جسارت شما همه تمام شد. حالا بفرماييد به اين 2،3مطلب جواب بدهيد شما.

بيننده:

حاج آقا اون120 هزار نفر كه آنجا بودند و همه صحابه ايشان بودند آيا اونها حرف پيامبر را نفهميدند؟

استاد قزويني:

آقا جان چرا حاشيه مي روي الان در تلويزيون اين عبارات را ديدي پس اول جواب من را بدهيد بعد سوال طرح كنيد آيا اين روايت كه بزرگان شما گفتند صحيح است صحيحه؟

بيننده:

من نمي دانم صحيح باشد يا نه

استاد قزويني:

پس شما بزرگواري كنيد برويد اينهايي كه من امشب در مانيتور نشان دادم درست است يا نه بعد تشريف بياوريد اينجا.

بيننده:

حاج آقا در كتاب خود شما است در روضةالصفا

استاد قزويني:

آقا جان روضة الصفا كتاب مقبول نيست نه نويسنده اش مورد تاييد ما هست نه مطالبش

بيننده:

كتابهاي ديگري هم هست.

استاد قزويني:

مثلا؟

بيننده:

و تواريخ ديگر مذكور است كه......

استاد قزويني:

مثلا؟ ابن خلدون كه براي اهل سنت است خوب بفرماييد كتاب ديگر چه هست؟

بيننده:

مذكور است كه هنگام شدت مرض رسول الله اصحاب فرياد زدند:

وا محمد من لا ....بعد

اگر درست خوانده باشم. حضرت آنها را تسلي داد و فرمود قرآن امام شماست

استاد قزويني:

اين را از كجا نقل مي كنيد شما؟

بيننده؟

از روضة الصفا

استاد قزويني:

عرض كردم كتاب روضة الصفا مورد تاييد شيعه نيست برادر من اصلا خود كتاب و نويسنده اش مورد تاييد نيست.

بيننده:

والله ديگه من نمي دونم

استاد قزويني:

من دارم از ابن كثير دمشقي كه از استوانه هاي علمي و شخصيت هاي برجسته شماست كه مي گويد روايت صحيح است. من دارم نقل مي كنم شما مي گوييد نمي دانم. برادر بزرگوار شما قبل از اينكه بياييد روي خط يه مقداري برويد پيش علما و بزرگان اين حرف هايي كه ما زديم از آنها سوال بكنيد ببينيد آنها چه مي گويند و حرف هاي آنها را بياوريد اينجا كه ارزش داشته باشد وقت مردم را مي گيريد برادر عزيزمن.

بيننده: قاضي از خلجستان

بنده تماس گرفتم تا هم سلام و تبريك و خسته نباشد عرض كرده باشم و هم تجديد ارادت و دست بوسي خدمت سرور عزيز و نور چشم دوستان اهلبيت و خار چشم ناصبي هاي زمان جناب آقاي قزويني دامت توفيقاته داشته باشم.

يك خبر خوشي هم خدمت شما دارم كه شب گذشته اين آقا شهاب نعثل زاده پيشنهاد كرد كه حاضر است شبكه ولايت را با همه كاركنانش بخرد ظاهرا ايشان با همه جهالتي كه دارد اين يك موضوع را درست فهميده كه با رسوايي هاي زيادي كه به وجود آورده ديگه شبكه كلمه خبيثه ديگر بيننده ندارد تصور كرده كه اگر شبكه ولايت را بخرد بيننده هاش را هم خريده.

مجري:

پس ما شبكه را مزايده مي گذاريم هركس بيشتر خريد مي فروشيم

بيننده:

ما تابحال فكر مي كرديم اينها فقط احمق اند اما الان فهميديم كه ظاهرا همشون ماليخوليا دچار شدند چون چند شب پيش آقاي خدمتي هم خطاب به يزداني و ابوالقاسمي آرزو مي كرد كه اي كاش پدرانشان خواب مي افتادند و اينها را بلاي جان ما نمي كردند. بنده هم بلافاصله به آقايان زنگ زدم كه جناب خدمتي وقتي مقدر الهي باشد پدر ها هم كه خواب بمانند مادر ها بيدارشان مي كنند اما اجازه ندادند صحبت كنم. در هرصورت آقاي محسني اين آقايان پيشنهاد مناظره دادند اما خيلي زود زدند گاراژ. حالا پيشنهاد خريد دادند اگر فروشنده هستيد تا پشيمان نشدند سريع تر اقدام بفرماييد تا معامله سر بگيرد.

استاد قزويني:

البته ما از اين پيشنهاد آقايان استقبال مي كنم چون ما فروشنده هستيم قيمت را ما بايد معين كنيم. بنده چند تا پيشنهاد دارم به آقاي حيدري، اول اينكه ما پول نمي خواهيم، پولي كه اين آقايان از سازمان هاي جاسوسي مي گيرند كه خودش مي گويد نجس است و دست آقاي سيستاني چون به اين پول رسيده نجس است. خوب ما نمي خواهيم دستمان نجس شود. شرط اول ما اين است كه جناب آقاي حيدري تشريف بياورند قم ، چون شبكه ولايت در قم است و فروشنده هم قم است. ايشان بياد اينجا جاي حضرت عالي بنشيند ما 5 تا سوال از ايشان ميكنيم ونمره قبولي هم12يا14است ما نمره قبولي را 8 به ايشان مي دهيم اگر از اين 5 تا سوال به 2سوال جواب داد ما حاضريم شبكه را واگذار كنيم.اگر حاضره همون از فردا تشريف بياورد ،مردم ايهاالناس ،شيعه ، سني ،وهابي ما حاضريم با اين معامله شبكه ولايت را واگذار كنيم 5 تا سوال بياد اينجا بنشيند 5 تا سوال مي كنيم اگر 2 تا را جواب داد مي رويم محضر امضاي محضري مي دهيم كه شبكه ولايت بعد از اين تاريخ براي آقاي حيدري.

مجري:

حاج آقا كارگردان مي گويد كه : كاركنانش را هم با خودش بياورد.

استاد قزويني:

اون را هم مي رسيم. يا نه ايشان بگويد من از آقاي قزويني مي ترسم از عكسش هم مي ترسم مسئله اي نيست با يكي از شاگردان ما بياد اينجا نمره قبولي هم همان 8 مي دهيم 5 تاسوال جناب آقاي يزداني جناب آقاي ابوالقاسمي و جناب عباسي و جناب روستايي، اگر به 2 سوال اينها جواب دادند من قول مي دهم جلوي همه مردم بلند مي رويم محضر شبكه ولايت را واگذار مي كنيم به ايشان، يا نه اگر اين هم برايش مشكل است مي ترسد اگر با شاگردان ما هم بنشينند مفتضح مي شوند ومعامله صورت نمي گيرد و يقينا هم اين طوري است ما يه پيشنهاد سوم هم داريم تخفيف مي دهيم ما مي گوييم كه آقاي زارعي يا شريفي بيايند 5 تا سوال كنند ولي ما نمره قبولي را 12 مي گذاريم يا نه اينها راهم نمي تواند ، خانم صفايي زنگ بزند يا خانم اسلامي هركدام بيايند اينجا 5 تا سوال بكنند اگر به سه سوال جواب داد يعني نمره 12 گرفت ما حاضريم از اينجا برويم محضر اين شبكه را وا گذار كنيم.

ولي ايشان گفته با كاركنانش مي خرد حالا كاركنان شبكه ولايت اختيار با خودشان است كه حالا اگر ايشان آمد و به اين 2 سوال ما يا 3 سوال خانم صفايي و اسلامي جواب داد كه يقين داريم نمي تواند اصلا جرات اينكه به ايران بيايند من گمان مي كنم امكان پذير نيست براي ايشان ولي ما حرفي نداريم ولي دوستان ما ، كاركنان شبكه اگر مي توانند بيايند روي خط شبكه ولايت.

كليپ اول: حيدري(نعثل)

آقاي حيدري من پيشنهاد مي كنم به آيت الله مكارم شيرازي كه اين شبكه را به فروش بگذارند و ما حقيقتش به اين شبكه نياز داريم چون مطالب ما به قدري انباشته است كه هر وقتي شروع مي كنيم به اينكه مطالب را عرضه كنيم نمي دانيم كه از كجا شروع كنيم اينها سالهاست كه هر چه در توان داشتند هرچه موشكافي كردند هرچه بزرگنمايي كردند و هرچه دروغ گفتند ديگه دروغ هايشان تمام شد و ديگر رنگي ندارد و ارزشي ندارد بنابر اين من اين را جدي عرض مي كنم اگر شبكه ولايت را با تمام پرسنلش به فروش بگذارند ما مي خريم البته پرسنلش آزاد هستند اگر خواستند با ما كار كنند والا آزاد هستند. و ما شبكه را به عنوان يك شبكه توحيدي اداره خواهيم كرد

هاشمي:

استاد ببخشيد شما يك فكر كاملا طلايي به نظرتان رسيد اما نمي دانم اگر قرار باشد راه اندازي شود از اول رمضان باشد بهتر است چون سالگرد تاسيس شبكه كلمه است بالاخره در اول رمضان اون شبكه افتتاح شود يعني شبكه كلمه 2

حيدري:

ولي شبكه ولايت را ما دربست به اميد خداوند حالا اجازه فعاليت در منزل آقاي مدير عامل شبكه جناب آقاي قزويني اگر اونجا اجازه فعاليت به ما دادند واگر هم ندادند بساطمان را جمع مي كنيم بالاخره در جاي ديگر فعاليت مي كنيم

مجري:

شتر در خواب بيند پنبه دانه

استاد قزويني:

گهي لپ لپ خورد گه دانه دانه. من يك خواهشي دارم و از دوستان اطاق فرمان هم تشكر مي كنم كه بلا فاصله اين كليپ را تهيه و پخش كردند من گمان مي كنم اگر اين جناب آقاي سجودي يه بزرگواري كند هزينه را هم هر چقدر باشد مي پردازيم يك بررسي كند كه اين آقا الان چند روزيه نمي دانم مواد مخدر مصرف مي كند يا نه از همان شراب جناب خليفه كه تو كوزه اش بوده و خودش وقتي مي خواست بخورد آب قاطي مي كرده و مست نمي كرده. ديگران وقتي مي خوردند آب قاطي نمي كردند و مي خوردند و مست مي كردند به آنها شلاق مي زده گمانم اين برادرمان بدون اينكه آب قاطي كند مصرف فرموده وبه اين شكلي شده.

مجري:

حاج آقا همكاران ما آمدند پشت خط اجازه بدهيد كه حرفهايي دارند جناب آقاي مومن زاده و صالحي. بفرماييد

مومن زاده:

بنده مي خواستم عرض كنم كه براي ما الحمدلله كار زياد است و ما خيلي جاها مي توانستيم كار كنيم ولي ما اينجا را انتخاب كرديم به اين خاطر كه اين پولي كه ما اينجا دريافت مي كنيم قطعا به اين خاطر كه در سايه لواي امير المؤمنين خدمت مي كنيم قطعا بركت را به زندگي ما مي دهد و انشاء الله پولش باعث بركت بر زندگي و پيشرفت مي شود ولي آقاي حيدري به خاطر اهانت هاي مكرر كه به اهلبيت كرده اند ما ايشان را ناصبي و نجس مي دانيم و قطعا پولي كه از ايشان دريافت شود و هرجايي و هر كسي اين پول را از ايشان بگيرد نجس است و بركت را از زندگي مي برد واين پول خودن ندارد.

استاد قزويني:

اين يكي از كارمندان ما آقاي حيدري اين را بشنود.

صالحي پور:

واقعا خدا را شكر مي كنم كه يكي از نوكران اين شبكه هستم و حقيقتا حاج آقا ديگه نمي توانستم جلوي خودم را بگيرم گفتم نيام روي آنتن ولي خوب ظاهرا اين شبكه هاي وهابي خيلي وضع ماليشان بهتر است و داره بهتر هم مي شود. پيشنهاد خوبي هم داده اند. حاج آقا اين رو نمي خواستم بگم ولي هروقت تو خانه ما بچه ها اذيت مي كنند منم سريع مي زنم اين شبكه ناصبي و وهابي ها تا اين حيدري را نشان مي دهند آروم آروم مي شوم اينم قضيه داره كلي روش كار كردم تا بچه ها بخوان شلوغ كنند مي گم بابايي اين لولوخرخره هست مياد مي خوردت كلي زحمت كشيدم تا بالاخره اين لولوخرخره حسابي بچه هاي ما رو آروم مي كند.حاج آقا ببخشيد اگر جسارتي شد.

موسوي:

من وظيفه ديدم يه صحبت هايي رو آنتن داشته باشم و يه حرف هايي به اين آقاي حيدري گفته باشم بد نيست. ديگه خودتان شكل و شمايل شمربن ذي الجوشن را بهتر از من مي دانيد كه ظاهر الصلاحي بود كه مدعي اسلام گرايي بود اما هيچي حاليش نمي شد حالا من اين آقاي حيدري را هر وقت مي بينم انگار كه دارم شمربن ذي الجوشن را مي بينم وقتي مي بينم باور بفرماييد با تمام وجودم ايشان را لعن و نفرين مي كنم حالا من با وجود يه همچين شخصي چطور مي توانم در شبكه مقدس ولايت كار كنم.

مجري:

حالا ايشان يه پيشنهادي دادند زياد شما سخت نگيريد

موسوي:

ايشان يه عنادي نسبت به اهلبيت نشان مي دهد با ترفند هاي خاصي كه بخواد يه شبكه را تصرف بكند

مجري:

ما هم تصديق مي كنيم عنادش را

موسوي:

خيلي ممنون ياعلي

استاد قزويني:

حالا من يه چيزي به ذهنم آمد اين ضرب المثلي است كه در تاريخ هم هست مي گويند ناپلئون مي رفت از سربازانش 3 تا سوال ثابت و استاندارد مي كرد هميشه ديگه سربازان اين را مي دانستند كه سوال اول چيه جوابش چيه سوال دوم چيه و جوابش چيه. سوال اول مي كرد مي گفت كه شما چند سال داريد؟ سوال دوم اين بود كه چند سال خدمت مي كنيد؟ سوال سوم اين بود كه من را بيشتر دوست داريد يا وطن را؟ اين را سربازها حفظ كرده بودند كه سوال اولش در رابطه با سن است سوال دوم در رابطه با خدمت است و سوال سوم ... يكي از اين سربازها مست كرده بود و آمده بود داخل صف، اون روز اتفاقا ناپلئون سوال هارا جلو و عقب پرسيد. و به جاي اينكه بگويد چند سال داري؟ پرسيد چند سال خدمت مي كني؟ گفت من 23 سال خدمت مي كنم. گفت تو مگر چند سال داري؟ گفت من 2 سال دارم. گفت من رو مسخره كردي يا خودت را گفت هر دو را. حالا اين آقا ظاهرا هم خودش را مسخره كرده هم بيننده هايش را، اون وقت جالب اين است كه ما شبكه توحيدي مي خواهيم بزنيم و.... مي گويند يك لامذهبي مسجد ساخته بود و ديد كه مردم نمي آيند وبراي اينكه يك فريبي بدهد ، بالاي در مسجد نوشت كه آي مردم دراين مسجد نماز صبح يك ركعت و بدون وضو هم پذيرفته مي شود. حالا اين آقايان برنامه شان همين است نماز صبح يك ركعتي بدون وضو را به عنوان برنامه توحيدي و اسلامي معرفي مي كنند. ومن اون حرف هايي كه زدم را روش هستم گرچه ايشان شعار داده اند.

بيننده:عثمان از زاهدان

مي خواستم درباره خلافت مولا علي صحبت كنم و حديث غدير و معني كلمه مولي كه در حديث آمده. مي خواستم از حضرت عالي بپرسم كه آنچه را كه من تحقيق كردم از تحصيلات ابتدايي كه دارم زيرا كه من نه عالم هستم و نه دانشجو يك تحصيلات ابتدايي كه داشتم و تحقيقاتي كه كردم مي خواستم چند تا سوال از حضرت عالي بكنم كه اگر جواب آن را به من بدهيد ممنون مي شوم. مي گويند اگر ولي يا مولي در حديث غدير به معني خليفه و جانشين باشد به هيچ وجه معني آن درست در نمي آيد چون ترجمه آن اين مي شود كه هركسي كه من خليفه او هستم علي هم خليفه اوست. حالا بگوييد كه آيا رسول الله خليفه چه كسي از امتش بود كه او را با اين الفاظ خطاب مي كنيد؟

استاد قزويني:

بفرماييد كلمه مولي يعني چه؟ يعني كلمه مولي در من كنت مولاه يعني چه؟شما چطوري معني كرديد؟

بيننده:

اگر ولي و مولي به معني امام و امير گرفته شود باز هم معني صحيح از حديث استخراج نمي شود چون در اون صورت ترجمه حديث اين چنين مي شود كه هر كسي كه من امير و امام او هستم علي هم امير و امام اوست در حالي كه 2 نفر در يك زمان هرگز امير و امام نمي شوند بالاخص وقتي كه يكي از آن دو امير، رسول الله باشد اما معني دوستي و سروري يك ترجمه سالم و بي نقص است چون دوستي علي رضي الله عنه بلكه دوستي همه صحابه به طور هم زمان در يك قلب نه تنها امكان پذير بلكه واجب و ضروري است.

استاد قزويني:

ببينيد برادر عزيزم يك دفعه اين است كه پيغمبر اكرم مي خواهد علي بن ابيطالب را امامت و خلافتش را در عرض امامت و خلافتش قرار دهد كه فرمايش حضرت عالي صحيح است ولي اگر در طول قرار دهد.

من كنت وليه فعلي وليه ،علي ولي كل مومن بعدي

كه حداقل من 50 تا روايت شما همين الان مستدرك حاكم نيشابوري را باز كن جلد 3 صفحه 110 كه پيغمبر فرمود:

ان عليا ولي كل مومن بعدي

يا نه در عبارت هاي ديگر كه مؤيد اين قضيه هست:

انت مني بمنزلة هارون من موسي الا انه لانبي بعدي

المستدرك - الحاكم النيشابوري - ج 2 ص 337

مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 9 ص 109

ببينيد كلمه بعد كه در خيلي از روايات آمده مفسر است همان طوري كه آيات قرآن يك ديگر را تفسير مي كند كلمات پيامبر هم عزيزم يك ديگر را تفسير مي كند وقتي كه حضرت موسي هارون را به عنوان خليفه و وصي خودش قرار مي دهد آيا اين معنايش اين است كه دو تا پيامبر در يك زمان در يك زمان هستند يانه وقتي كه نبوت حضرت موسي تمام مي شود دوران نبوت حضرت هارون آغاز مي شود؟

مجري:

مضافا بر اينكه قبل از خطبه غدير حضرت دارد مي گويد كه:

يوشك أن يدعي

نزديك است كه من دعوت حق را اجابت كنم. يعني من مي خواهم از دنيا بروم نمي خواهم امر مردم را همين طوري يله و رها بگذارم بايد امامت بعد از خود را مطرح كنم چرا به اين عبارت آورده كه من نزديك است كه دعوت رب را اجابت كنم و بروم؟ خوب اين عبارت دليل بر همين قضيه است و همين را مي گويد.

بيننده:

در نهج البلاغه خطبه5 آمده است كه وقتي رسول خدا رحلت نمود حضرت عباس و ابوسفيان خواستند حضرت علي اجازه دهد تا با ايشان بيعت كنند اما آن حضرت فرمودند: اي مردم امواج فتنه ها را با كشتي هاي نجات بشكافيد و از راه مخالفت منحرف نشويد. در اينجا هم سوال مطرح مي شود كه چرا ايشان اين تقاضاي آن 2 را فتنه و نتيجه اختلاس گفت و نفرمود حديث غدير سند محكم خلافت و امامت من است. رسول خدا كه نمي توانستند در مرض وفات به مسجد بروند و ايشان ابوبكر را مقدم كردند.

استاد قزويني:

ببينيد آقا جان برادر عزيزم داري قاطي مي كني همه چيز را. ببينيد شما بحث نماز را جدا و بحث غدير را جدا مطرح كنيد. شما بحث غدير را گفتيد مي فرماييد بر اينكه ابوسفيان آمد و همچين پيشنهادي كرد ابوسفيان دنبال فتنه گري بود. ابوسفيان به هنگام رحلت پيامبر در مدينه نبود وقتي آمد دنبال اين بود كه فتنه گري كند و وقتي كه آمد به امير المؤمنين گفت: كه دستت را بده تا بيعت كنم با تو و اين آدم رذل و پست(ابوبكر) كه آمده خود را خليفه كرده من حاضرم تمام كوچه هاي مدينه را مملو از سپاه و نيرو كنم و اين ارذل الناس را نابود كنم

بيننده:

اين سخناني كه شما مي گوييد از ابوسفيان نقل شده؟

استاد قزويني:

بله بله از ابوسفيان نقل شده. همون روايتي كه حضرت عالي داريد در همان روايت است. اولا اينكه سند اين روايات ضعيف است و ثانيا امير المؤمنين فرمود به ابوسفيان تو كي خير خواه اسلام بودي كه امروز آمدي براي خير خواهي اسلام مي خواهي با من بيعت كني؟ ببينيد برادر من اول اينكه اين روايتي كه نقل كرديد سند ندارد و ثانيا سند هم داشته باشد ابوسفياني كه مي گويد: اين ارذلي كه آمده چنين كرده من حاضرم تمام كوچه هاي مدينه را مملو از سپاه بكنم و جوي خون را بياندازم و نگذارم ايشان خلافت كند.

بيننده:

مي گويند پس از شهادت عثمان رضي الله عنه هربار كه مردم براي قبولاندن حضرت علي براي خلافت مي آمدند ايشان از قبول آن به دلايلي متقيانه شانه خالي مي كرد در حالي كه طبق دستور رسول خدا در غديرخم ايشان خليفه اصلي و اول ايشان بود خوب مي بايست حضرت استفاده مي كرد تا خلافت را تحت اختيار خود در مي آورد و يك جاي ديگر يكي از بزرگترين و گوياترين دلايل حقانيت خلافت خلفاي پيش از مولا علي اظهار محبت حضرت علي به ايشان است و تاييد بر خلافتشان. اگر از رسول خدا عهدي در نزد من بود هرگز اجازه نمي دادم

استاد قزويني:

ببينيد آقا عثمان باز هم داريد قاطي مي كنيد ما مي گوييم اللهم بير بير. ببينيد شما فرموديد بعد از قضيه قتل عثمان آمدند با حضرت علي بيعت كنند ولي علي زير بار بيعت نرفت. خطبه91 نهج البلاغه است. حداقل شما اگر تا به حال نديديد اگر نهج البلاغه داريد برويد ببينيد و اگر نداريد از سايت هاي مختلف بگيريد.

وقتي آمدند با امير المؤمنين بيعت كنند به او گفتند كه با تو بيعت مي كنيم كه ما سهمي داشته باشيم. طلحه و زبير گفتند كه با شرط بيعت مي كنند. امير المؤمنين مي فرمايد:

دعوني

اگر مي خواهيد مشروط با من بيعت كنيد مرا رها كنيد

والتمسوا غيري

سراغ ديگران برويد . ذيل عبارت علي را ببينيد مي فرمايد:

فإنا مستقبلون أمرا له وجوه وله ألوان

من آينده را تاريك مي بينم من آينده را توأم با توطئه مي بينم

لا تقوم به القلوب ولا تثبت عليه العقول

الكامل في التاريخ - ابن الأثير - ج 3 ص 193

در آينده فتنه هايي ايجاد مي شود كه عقل ها سر گردان است و قلب ها تاريك مي شود

وإن الآفاق قد أقامت

در طول گذشته در اثر بدعت هايي كه انجام شده آفاق و افق هاي اسلامي همه تاريك شده

والمحجة قد تنكرت

اون حقايق اسلامي دارد انكار مي شود

واعلموا

مردم بدانيد

أني إن أجبتكم

اگر من خلافت را بپذيرم

ركبت بكم ما أعلم

آنچه من تشخيص مي دهم انجام مي دهم

ولم أصغ إلي قول القائل وعتب العاتب

حرف هيچ احدي قبول نمي كنم.

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج 1 ص 182

بفرماييد اين جمله امير المؤمنين كجايش اشكال دارد؟

مجري:

بفرماييد.......

مثل اينكه قطع شده.

بيننده: واحدي

حاج آقا من قاري قرآن هستم و يك سوالي برايم پيش آمده:

اول اينكه ما 5 اصل دين داريم بعد حاج آقاي قزويني من اين را بارها بلكه صدها و هزاران بار امتحان كردم كه هر لايي از قرآن بگيريم 2 صفحه حداقل روبروي ماست كه حداقل راجع به نبوت ، معاد و توحيد صحبت شده اين 3 اصل دين. چرا به وفور شما مي توانيد الان امتحان كنيد به وفور در مورد نبوت صحبت شده اما در مورد 2 اصل ديگر خيلي كمتر واصلا قابل مقايسه نيست.

سوال دوم اينكه: اگر يك شخصي را كه هيچ ديني نداشته والان مي خواهد اسلام بياورد ما اين قرآن را به او بدهيم و عربي هم بلد باشد و مطالعه بكند بدون هيچ پيش زمينه اي آيا به اون 2 اصل ديگري كه ما شيعيان به آن اعتقاد داريم مي رسد يا نه؟

استاد قزويني:

ببينيد برادر من ما وقتي مي گوييم توحيد ، در داخل توحيد عدل خوابيده است و نيازي نيست ما بخواهيم توحيد را با تمام شاخ و برگش بيان كنيم . يكي از ويژگي هاي توحيد عدل است و اگر نبوت را بخواهيم درست معنا كنيم يكي از فروعات نبوت و آنچه كه استمرار نبوت است امامت است يعني امامت در حقيقت استمرارنبوت است و عدالت از شاخه هاي توحيد است اصلا نيازي نيست زيرا قرآن كاملا اينها را روشن و واضح بيان كرده.

من يك جمله اي را به اين برادرم جناب عثمان عرض كنم. برادر من شما كه اميرالمؤمنين مي گويد:

ان الآفاق قد اقامت و المحجة قد تنكرت

در اثر كارهايي كه در گذشته انجام شده و زمان خلفا آفاق ها تاريك شده و حجت هاي الهي مورد انكار است. شما مراجعه بفرماييد صحيح بخاري جلد 1 صفحه 134 حديث شماره 530 از آقاي انس بن مالك است كه داشت گريه مي كرد به او گفتند چرا گريه مي كني؟ گفت:

لا اعرف شيئا مما ادركت الا هذه الصلاة

آنچه كه از سنت پيغمبر درك كرده بودم غير از نماز هيچ چيز نمانده

وهذه الصلاة قد ضيعت

اين نماز را هم مردم ضايع كرده اند. اميرالمؤمنين مي گويد:

ان المحجة قد تنكرت

همينه. باز در صحيح بخاري جلد1 صفحه 159 از ابوالدرداء كه مي گويد: از امت محمد تنها چيزي كه من مي بينم اين است كه با هم دسته جمعي نماز مي خوانند. و غير از نماز جماعت از سنت پيامبر ديگه چيزي نمانده.

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد هرچه سريعتر لباس فرج بر اندام ملكوتي مولايمان بقية الله الاعظم بپوشان.


اللهم عجل لوليك الفرج

 
 


Share
1 | abdullah nazari | | ١٠:٤٧ - ٢١ آبان ١٣٩٢ |
salam khidmati aqae qaz vini dastitan dar d na konad
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها