2025 December 6 - شنبه 15 آذر 1404
اخلاق علوی در مکتب جعفری
کد مطلب: ١٦٣٢٩ تاریخ انتشار: ٢٤ آبان ١٤٠٤ - ١٨:١٦ تعداد بازدید: 143
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
اخلاق علوی در مکتب جعفری

برنامه پیشوای صادق 0305 1401 (قسمت اول)

  
 
لينک دانلود  
 
 
 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه پیشوای صادق 0305 1401 (قسمت اول)

عنوان برنامه: اخلاق علوی در مکتب جعفری

کلیدواژه: شهادت امام صادق (علیه السلام)؛ بذل و بخشش؛ نماز اول وقت؛ اخلاق کریمانه؛ امام صادق (علیه السلام) در کتب اهل سنت؛ افتخار شاگردی حضرت؛ علم صحیح شریعت!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای سید محمد جواد شرافت

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، بسم النور، بسم الله نور النور، بسم الله نور علی نور، بسم الله الذی خلق النور من النور، الحمدلله الذی خلق النور من النور و صلی الله علی سیدنا محمد واله الطاهرین!

به کودکان و زنان احترام می‌فرمود * به احترام فقیران قیام می‌فرمود

سلام نام همه انبیاء است او می‌گفت * سپس اشاره به دار السلام می‌فرمود

کسی که در پی خورشید نیست از ما نیست * سحر می‌آمد و این را مدام می‌فرمود

اگر که دست به پهلو گرفته ای می‌دید * به اشک و آه و دعا التیام می فرمود

خوشا به حال کسانی که راستگویانند * امام صادق (علیه السلام) می‌فرمود

بینندگان ارجمند سلام علیکم، خدا را هزاران مرتبه شکر توفیق داریم در برنامه با نام حضرت صادق در خدمت شما مخاطبان نازنین شبکه جهانی حضرت ولی عصر باشیم.

شهادت شیخ الائمه حضرت امام جعفر صادق را به محضر همه شما عزیزان تسلیت عرض می‌کنم و ان شاءالله به دعای حضرت در همین شب مدینه هما امضا بشود و به زودی بتوانیم پشت پنجره‌های بقیع عرض ادب کنیم، دعا را کامل کنم و ان شاءالله بارگاه حضرت را به زودی زیارت کنیم، با ظهور حضرت صاحب الزمان صحن و سرای باشکوهی بر ائمه بقیع ببینیم و جنت البقیع را به معنای واقعی درک کنیم.

در خدمت شما هستیم به رسم همه شب‌های جمعه، پنجشنبه شب‌ها در خدمت استاد فاضل، دانشمند گرامی آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم و در این ویژه برنامه که با عنوان پیشوای صادق به محضر شما تقدیم می‌شود از حضور عالم غیور، دقیق، غیرتمند و دغدغه مند ان شاء الله استفاده می‌کنیم تا از امام جعفر صادق بیشتر بشنویم، بیشتر بدانیم و ان شاءالله بیشتر تأسی به سیره حضرت بکنیم.

حضرت استاد سلام علیکم تسلیت عرض می‌کنم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل. السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ

خدمت بینندگان عزیز و گرامی در هرکجای کره خاکی بیننده برنامه هستند و یا تکرار برنامه را مشاهده می‌فرمایند خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان می خواهم!

شهادت مظلومانه و جانسوز آقا امام صادق (سلام الله علیه) رئیس مذهب شیعه را به پیشگاه مقدس مولایمان بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و شما گرامیان تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم.

خدا را به قلب شکسته و خون دل آقا امام صادق (سلام الله علیه) قسم می‌دهم و به آبروی آبرو داران درگاهش فرج مولای ما را سریعا برساند و ما را از یاران خاص آن بزرگوار و سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بدهد ان شاءالله!

ما طبق برنامه همیشگی مان نام از صدیقه طاهره در ابتدای عرایض مان داشته باشیم. در تاریخ دارد یکی از اصحاب امام صادق (سلام الله علیه) خدمت حضرت رسیدند عرض کردند یابن رسول الله یک خانم پیری را دیدم وسط کوچه زمین افتاد پهلویش درد گرفت.

بیاد صدیقه طاهره صدیقه (سلام الله علیها) افتاد گریه کرد و ظالمین حضرت زهرا را نفرین کرد. مأمورین حکومتی آمدند او را دستگیر کردند خیلی با احترام زیاد او را به طرف زندان بردند.

آقا امام صادق (سلام الله علیه) طاقت نیاورد گفت بلند شو مسجد بیرویم، آمدند در مسجد نماز خواندند، برای نجات آن خانمی که به یاد مادرشان فاطمه زهرا کتک خورده و زندانی شده بود دعا کردند.

راوی می‌گوید با امام صادق به منزل برگشتیم بعد که داشتم به طرف منزل خودم می‌رفتم دیدم آن خانم از زندان آزاد شده است.

روز روشن خانه ام را از جفا آتش زدند * این چنین بی حرمتی با خانه اعدا نشد

بهر ذی القربا مودت خواست قرانت ولی * جز به قتل من ادا حق ذی القربا نشد

همسری چون من به راه شوهر خود جان نداد * کودکی چون محسنم قربانی بابا نشد

ای قلم بنویس ای تاریخ بر خود ثبت کن * یک نفر در موج دشمن حامی زهرا نشد

(وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون‏)

مجری:

قبول باشد، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها؛ خیلی ممنونم چه حسن آغازی باز الحمدلله نام صدیقه طاهره در این برنامه برده شد و بازهم از این بانوی گرامی گفتیم و شنیدیم.

الحمدلله دنیا و آخرت در زیر سایه اهل بیت باشیم بویژه حضرت زهرا که همه ائمه حساسیت خاصی نسبت به مادر دارند و ان شاء الله امام جعفر صادق همه ما را دعا کنند و دعا کنند که ان شاءالله فرزندان ما، دختران ما در مسیر حضرت زهرا باشند.

حاج آقای قزوینی شب شهادت امام صادق (سلام الله علیه) است بیشتر و بهتر با حضرت آشنا بشویم، ابتدا از ولادت حضرت، شهادت حضرت و خلفای عصر حضرت بگویید تا ان شاءالله وارد مباحث دیگر بشویم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

قبل از آن که وارد پاسخ سوال حضرت عالی بشوم، اجازه بدهید روایتی را از آقا امام صادق (سلام الله علیه) در رابطه با حکومت جهانی حضرت ولی عصر که تصمیم گرفتیم بعد از شهادت حضرت زهرا اشاره ای هم به ویژگی‌های حکومت جهانی حضرت ولی عصر داشته باشیم تا ان شاءالله مردم هم آشنا بشوند و هم آماده بشوند.

ابو بصیر می‌گوید از آقا امام صادق (سلام الله علیه) شنیدم گفت: «إِنَّ سُنَنَ الْأَنْبِيَاءِ (علیه السلام) بِمَا وَقَعَ بِهِمْ مِنَ الْغَيْبَاتِ حَادِثَةٌ فِي الْقَائِمِ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ»

«عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ إِنَّ سُنَنَ الْأَنْبِيَاءِ (علیه السلام) بِمَا وَقَعَ بِهِمْ مِنَ الْغَيْبَاتِ حَادِثَةٌ فِي الْقَائِمِ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ قَالَ أَبُو بَصِيرٍ فَقُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ مَنِ الْقَائِمُ مِنْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ فَقَالَ يَا أَبَا بَصِيرٍ هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ ابْنِي مُوسَى ذَلِكَ ابْنُ سَيِّدَةِ الْإِمَاءِ يَغِيبُ غَيْبَةً يَرْتَابُ فِيهَا الْمُبْطِلُونَ ثُمَّ يُظْهِرُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَيَفْتَحُ اللَّهُ عَلَى يَدِهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ يَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ع فَيُصَلِّي خَلْفَهُ وَ تُشْرِقُ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَ لَا تَبْقَى‏ فِي الْأَرْضِ بُقْعَةٌ عُبِدَ فِيهَا غَيْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا عُبِدَ اللَّهُ فِيهَا وَ يَكُونُ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.»

كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج2، ص346

ابو بصیر می‌گوید قائم خاندان شما چه کسی است؟ فرمود پنجمین فرزند من از آقا موسی ابن جعفر (سلام الله علیه)، فرزند سروران کنیزان عالم است. غیبتی می‌کند که بعضی از باطل گرایان در وجود او دچار شک می‌شوند.

«ثُمَّ يُظْهِرُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ» خدا او را از پس پرده غیبت ظاهر می‌کند. «فَيَفْتَحُ اللَّهُ عَلَى يَدِهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا» به دست حضرت شرق و غرب عالم فتح می‌شود. در کره زمین غیر از دین اسلام اثری از دین دیگر نمی ماند و غیر از شهادت لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله در هیچ مأذنه ای به گوش نمی‌رسد.

«وَ يَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ» حضرت عیسی (علی نبینا و اله و علیهم السلام) از آسمان می‌آید «فَيُصَلِّي خَلْفَهُ» پشت سر حضرت مهدی نماز می‌خواند.

نور حضرت مهدی آن چنان جهان را فرا می‌گیرد که در هیچ منطقه ای از مناطق کره زمین مشرک، کافر، مرتد و منافقی به چشم نمی‌خورد، همه خالصا عبادت خدا می‌کنند.

امیدوارم خدای عالم آن روز را زود برساند و محضرش را درک کنیم و از سربازان حضرت و مطیعان فرمان حضرت، تسلیم اوامر حضرت باشیم.

اما در رابطه با سوالی که فرمودید، در رابطه با امام صادق (سلام الله علیه) صحبت کردن خیلی سخت است. الحق والانصاف نسبت به کل ائمه (علیهم السلام) سخن گفتن سخت و دشوار است.

حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) با آن مقام علمی که داشت هم فقیه بود، هم اصولی بود، هم حکیم بود، هم عارف بود، و هم در رابطه با مقامات ائمه گویی سبقت را از دیگران ربوده بود.

کتاب «مصباح الولایه» ایشان را بارها عرض کردم در تاریخ شیعه مثل این کتاب در مقامات ائمه نوشته نشده است. این که در آینده کسی بنویسد از آینده خبر نداریم ولی از زمان کلینی و شیخ طوسی تا الان بنده که عمده عمرم را صرف کتاب‌های مربوط به ولایت کردم ندیدم.

ایشان در یک جا یک تعبیری دارد اگر ایشان نمی‌گفت من این را خجالت می‌کشیدم بگویم، حالا آن کلمه ای که ایشان به کار برده است نمی‌توانم بگویم می‌گوید ای وای بر من که من بخواهم با این عقل قاصرم در باره ائمه (علیهم السلام) سخن بگویم. البته عبارت ایشان خیلی تندتر از این است، ادب اقتضا می‌کند که تعبیر ایشان را به زبان نیاورم.

اما از باب این که خودمان را با شرح حال ائمه (علیهم السلام) آشنا کنیم به اندازه عقل ناقص و فکر قاصرمان از روایاتی که در رابطه با ائمه وارد شده مطالبی را برای خودمان و برای بینندگان عرض کنیم.

آقا امام صادق (سلام الله علیه) از نظر پدر مشخص است امام باقر (سلام الله علیه) باقر العلوم، شکافنده علم است. مادر بزرگوارشان ام فروه دختر قاسم ابن محمد ابن ابی بکر است. خود قاسم ابن محمد از فقهای بزرگ بود در محضر پدرش مراحلی از علوم اسلامی را فرا گرفته بود.

دارد بر این که در میان زن‌ها کمتر زنی در مدینه بود که از نظر علمی، تقوا و پاکی به پای ام فروه برسد. دوستان می‌توانند به کتاب جناب اقای باقر شریف قرشی به نام «موسوعة السیرة اهل البیت (علیهم السلام)»، جلد 19 صفحه 23 مراجعه کنند.

در رابطه با ولادت حضرت آقایان تقریبا اختلاف دارند در چه سال و روزی بوده است ولی عمدتا ولادت حضرت با ولادت رسول اکرم در هفده ربیع الاول بوده است سال هشتاد یا هشتاد و سه بوده کار نداریم.

در رابطه با شهادت ایشان مرحوم «شیخ صدوق» در کتاب «اعتقادات» صفحه 98 و «ابن شهر آشوب مازندرانی» در «مناقب» خودش جلد 4، صفحه 280 عمدتا 25 شوال را نقل کرده اند که به دستور منصور دوانقی سمی به حضرت خورانده شد و ایشان به درجه شهادت نائل شد.

مرحوم شیخ مفید در کتاب ارشاد شان صفحه 304 مفصل این مسئله را مطرح می‌کند. عمر شریف شان هنگام شهادت 68 سال بود.

خلفای عصرش البته یک سری از خلفای عصرش در زمان پدر بزرگوارشان بوده و یک سری در زمان خود حضرت بوده است. حضرت عمدتا با «ولید ابن عبدالملک، سلیمان ابن عبدالملک و عمر ابن عبدالعزیز، یزید ابن ولید و هشام ابن عبدالملک» معاصر بوده است.

امامت عصرش یک مرحله اش در زمان آقا امام باقر (سلام الله علیه) بوده است که از سال 83 تا 95 یک سری با جدشان امام سجاد با امام باقر 95 تا 114 بودند.

امامت حضرت در حقیقت هم با دوران بنی امیه و هم با دوران بنی العباس مصادف بود. بنی امیه تقریبا سال 132 و 133 منقرض شدند و رفتند. حضرت در سال 148 به درجه شهادت رسید.

در ایام امامت حضرت با هشام ابن عبدالملک، ولید ابن یزید و برادرش ابراهیم ابن ولید، مروان معروف به مروان حمار آخرین خلیفه بنی امیه معاصر بود.

در مرحله دوم زمان بنی العباس رسید، که با سفاح اولین خلیفه عباسی معاصر بود بعد از آن با ابو جعفر منصور دوانقی لعنت الله علیه اجمعین که توسط منصور به درجه شهادت رسید معاصر بود.

 این‌ در حقیقت یک خلاصه‌ای از دوران امامت حضرت و خلفای حضرت و ائمه ای که با حضرت معاصر بودند.

مجری:

خیلی ممنون هستم این‌ها اطلاعات شناسنامه ای حضرت محسوب می‌شود؛ اما از مرام نامه حضرت بشنویم راجع به سیره حضرت، اخلاق حضرت، و ان شاءالله همان طور که شما گفتید شنیدن‌ها موجب بشود که ما به کار ببندیم و ان شاء الله در عمل در مسیر حضرت باشیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

از سیره حضرت واقعا سخن گفتن خیلی سخت است. این‌ها مظهر اتم تمام اسما و صفات حق تعالی هستند، هرکس بخواهد رحمت حق را مشاهده کند باید این‌ها را ببیند، کرم خدا را می‌خواهد ملاحظه کند، قدرت خدا، رأفت خدا؛ یعنی تمام اسماء جمال و جلال الهی در این بزرگواران جمع شده است.

به تعبیر امام (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «آداب الصلاة» صفحه 183 می‌فرماید خداوند تبارک و تعالی تمام کمالات ذاتی، صفاتی، اسمائی و افعالی را در وجود مقدس این‌ها تجلی کرده است. یعنی هرکس بخواهد خدا را ببیند این‌ها را باید مشاهده کند.

آن چه از کمالات این‌ها به ما رسیده گرچه خیلی از این‌ها از بین رفت کتابخانه شیخ مفید را آتش زدند، کتابخانه سید مرتضی را آتش زدند، کتابخانه شیخ طوسی را که ده یا یازده هزار جلد کتاب بوده و بعضا هفده هزار جلد گفته اند همه را آتش زدند. خیلی از آثار به دست ما نرسیده است، این‌های که به دست ما رسیده همه از معجزات خود اهل بیت بوده است.

مرحوم «کشی» در شرح حال «مفضل ابن عمر» نقل می‌کند می‌گوید من خدمت حضرت رسیدم و گفتم وضع و اوضاع من خیلی خراب است من را دعا کنید حضرت به کنیزش فرمود کیسه را بیاورد زمان سابق نقره و طلا بود.

امام صادق فرمود چهارصد دینار یعنی چهارصد سکه مثل چهار صد سکه بهار آزادی امروز، گفت این را بردار و مشکلات زندگیت را حل کند.

مفضل عرض کرد:

«وَ اللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا أَرَدْتُ هَذَا»

آقا جان فدایت بشوم! (عبارت‌های مؤدبانه بعضی از اصحاب جگر آدم را کباب می‌کند، شنیدنش آدام را دیگر گون می‌کند این‌های که امام را می‌دیدند آن جلوه اتم حق را مشاهده می‌کردند چه حالی داشتند. مخصوصا جمله ای «جُعِلْتُ فِدَاكَ» آقا جان فدایت بشوم خیلی جمله قشنگی است.)

«وَ لَكِنْ أَرَدْتُ الدُّعَاءَ لِي»

آقا جان فقط می‌خواستم دعا کنید.

«فَقَالَ لِي وَ لَا أَدَعُ الدُّعَاءَ»

حضرت فرمود من هرگز دعای برای تو را فراموش نمی‌کنم. (چه سعادتی که امام معصوم می‌گوید من برایت دعا می‌کنم.)

«وَ لَكِنْ لَا تُخْبِرِ النَّاسَ بِكُلِّ مَا أَنْتَ فِيهِ‏ فَتَهُونَ عَلَيْهِمْ»

آن اسرار امامت و آن حقایقی مقاماتی که از ما فرا گرفته‌ای برای مردم بیان نکن، مردم تحملش را ندارند!

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج47، ص 35

در روایات هم است خدای عالم مقاماتی به ما داده:

«...إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَان‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص401، بَابٌ فِيمَا جَاءَ أَنَّ حَدِيثَهُمْ صَعْبٌ مُسْتَصْعَب‏، ح1

هیچ نبی مرسل، ملک مقرب و مؤمنی که امتحن الله قلبه للایمان نمی‌تواند تحمل کند. عرض کردند آقا جان پس چه کسی تحمل می‌کند فرمود: «الا من شئنا»؛ مگر این که ما اراده کنیم، آن‌های که سینه پاک و قلب طاهر دارند.

(لَا يمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ)

و جز پاکان نمي‌توانند به آن دست زنند [= دست يابند].

سوره واقعه (56): آیه 79

مرحوم «مجلسی» در کتاب «بحار الانوار» جلد 47 صفحه 61 یک قضیه ای را نقل می‌کند یک سائلی خدمت امام صادق (سلام الله علیه) آمد عرض حال کرد و گفت وضع و اوضاع ما خوب نیست.

من تقاضا می‌کنم از آن دسته از عزیزانی که دست شان به دهن شان می‌رسد با این وضع مشکلات اقتصادی که وجود دارد نه تنها در ایران بلکه در کل جهان با آن درگیر است اگر دو تا نان دارند یک نان را خودشان بخورند و دیگری را برای دیگران بدهند.

افرادی هستند که حتی برای خریدن یک نان برای بچه‌هایشان محتاج اند و امکان خرید ندارند.

 حضرت چهارصد درهم به این سائلی که وضع حالش را گفته بود داد و این سائل خدا را شکر کرد الحمدلله امروز امام صادق به ما عنایت کرد وقتی حضرت دید این سائل زبان شکر دارد به یکی از دوستان یا یکی از غلامان که همراه شان بود گفت ارجعه بگو برگرد.

وقتی سائل برگشت، آقا جان من از شما خواستم و شما محبت کردی چهار صد درهم دادی وضع زندگی ام با این چهارصد درهم خوب می‌شود. آقا جان دوباره چرا من را برگردانید؟ حضرت فرمود انگشتر من ده هزار درهم قیمت دارد این را بگیر ببر به همین مبلغ بفروش قیمتش همین است کمتر نفروشی و با پولش زندگیت را بهبود ببخش!

امام صادق (سلام الله علیه) و کلا ائمه (علیهم السلام) این‌چنین بودند!

مجری:

(لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُم‏)؛ و چقدر خوب است حافظ هم می‌گوید:

تو بندگی چو گدایان بشرط مزد مکن * که خواجه خود رویش بنده پروری داند!

اگر ما واقعا به اهل بیت اعتماد و اعتقاد داریم درخواست کردن را یاد بگیریم، خودشان آن‌قدر کریم هستند ما هم رسم درخواست را یاد بگیریم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

من معتقدم باید گدایی را هم گدایی کنیم، ما بلد نستیم گدایی کنیم، یکی از بزرگان در حرم آقا موسی ابن جعفر و آقا امام جواد خدمت حضرت می‌رسد، حضرت می‌گوید چیزی از من بخواه، عرض می‌کند اقا ما غیر از خودتان چیزی نمی‌خواهیم.

یکی از منبری‌ها در زمان اقای بروجردی به نظرم اقای اشراقی که خیلی منبری عجیبی بود وقتی شروع به صحبت کردن می‌کرد و مصیبت می‌خواند در و دیوار گریه می‌کردند. یک روزی اقای بروجردی به ایشان می‌گوید چه کار کردی که این همه تأثیر کلام داری وقتی حرف می‌زنی همه و حتی در و دیوار را آدم احساس می‌کند گریه می‌کند؟

گفت هیچی، اقای بروجردی اصرار می‌کند می‌گوید بگو، گفت یک روزی در حرم امام عسکری و امام جواد بودم به خادم که معمولا سنی است پول خوبی دادم گفتم درها را ببندید من این‌جا یک مقدار تنها بمانم. می‌گوید مشغول دعا بودم تا حضرت آمد سلام گفتم فرمود فلانی یک چیزی از ما بخواه، گفتم آقا جان خودتان را می‌خواهم.

دوباره فرمود یک چیزی از من بخواه، باز ایشان گفت خودتان را می‌خواهم، حضرت فرمود شما گدایی هم بلد نیستید، بعد حضرت فرمود حالا که این طوری است ما به تو علم دادیم و تأثیر نفوذ دادیم می‌گفت بعد از آن مطالب کاملا بی اختیار به ذهنم می‌آید وقتی هم می‌گویم کوچک، بزرگ، مرد و زن بی تاب می‌شوند و گریه می‌کنند.

در هر صورت...

بعضی گدایی کردن هم بلد نیستند، من همیشه می‌گویم باید از خود ائمه گدایی کردن را گدایی کنیم از خودشان بخواهیم توفیق گدایی کردن به ما بدهند، از خودشان بخواهیم که توفیق سوال کردن، اظهار عجز و اظهار حاجت را به ما بدهند.

تا که از جانب معشوق نباشد کششی * کوشش عاشق بی چاره به جایی نرسد!

در مورد امام صادق (سلام الله علیه) است حضرت شبانه به منزل فقرا و مستمندان گوشت، نان و پولی می‌برد، دَرْ می‌زد و آن‌ها را پشت دَرْ می‌گذاشت و کسی نمی‌شناخت. بعد از این که حضرت به شهادت رسید فقرا فهمیدند آقایی که هر شب می‌آمد برایشان خوار و بار می‌آورد امام صادق (سلام الله علیه) بوده است.

در مورد اخلاق حضرت هم من یک نکته ای را عرض کنم بعد حضرتعالی اگر سوال دیگر دارید در خدمت تان هستم.

مرحوم «محمد جواد مغنیه» کتاب به نام «امام جعفر صادق» دارد، ایشان از علمای بزرگ «لبنان» بود و کتاب‌های زیادی را نوشت بنده افتخار داشتم سال 1350 در درس تفسیر ایشان شرکت می‌کردم.

ایشان کلام نفوذ خیلی عجیب داشت، هفته یک روز با هواپیما از لبنان به ایران می‌آمدند تدریس می‌کرد و بر می‌گشت. کتاب تفسیری ایشان «التفسیر الکاشف و التفسیر المبین» در هفت، هشت جلد چاپ شده است و در تفسیرش خیلی نکات جدیدی دارد.

کتابی به نام «الامام جعفر الصادق» دارد در صفحه 48 نقل می‌کند حضرت مشغول طواف بودند یکی از حجاج همیانش گم شد و هرچه پول و این‌ها داشت داخل همیانش بود. به جستجو پرداخت تا چشمش به امام صادق افتاد، آمد دست امام صادق را گرفت گفت همیان من دست تو است تو دزدی!

امام خیلی با محبت فرمود برادر من در همیانت چقدر پول بوده است؟ گفت هزار دینار، حضرت به ایشان هزار دینار داد، این مرد رفت و همیانش را پیدا کرد دوباره خدمت حضرت آمد عذر خواهی کرد و هزار دینار را داد. حضرت فرمود ما اهل بیت اگر به کسی چیزی عطا کردیم پس نمی‌گیریم!

این مرد خیلی مبهوت ماند، این مرد دیگر چه کسی است؟ وقتی من آمدم گفتم همیانم را تو دزدی بلا فاصله به من پول داد و الان که همیانم را پیدا کردم پولی که به من داده بود را قبول نمی‌کند! یک مقدار این طرف و آن طرف نگاه کرد از دیگران پرسید کسی ایشان را می‌شناسد، چه کسی است؟

«فقیل له هذا جعفر الصادق»

ایشان جعفر ابن محمد (سلام الله علیه) است.

مرحوم شیخ حر عاملی در کتاب وسائل جلد 3 صفحه 17 از ابو بصیر نقل می‌کند، می‌گوید بر ام حمیده وارد شدم تا شهادت امام صادق همسرشان را تسلیت بگویم.

«فَبَكَتْ وَ بَكَيْتُ لِبُكَائِهَا»

ام حمیده گریه کرد، و من هم خیلی گریه کردم!

«ثُمَّ قَالَتْ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَوْ رَأَيْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عِنْدَ الْمَوْتِ لَرَأَيْتَ عَجَباً»

سپس گفت ابو بصیر اگر هنگام جان دادن اقا امام صادق بودی چیز شگفت انگیزی مشاهده می‌کردی.

«فَتَحَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ قَالَ اجْمَعُوا كُلَّ مَنْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ‏ قَرَابَةٌ»

حضرت وقتی چشمش را باز کرد، گفت تمام خویشاوند من هرچه است جمع کنید.

«قَالَتْ فَمَا تَرَكْنَا أَحَداً إِلَّا جَمَعْنَاهُ»

ما همه بستگان را جمع کردیم.

 «فَنَظَرَ إِلَيْهِمْ»

به بستگانش نگاه کرد در کنار این‌ها آقا موسی ابن جعفر و دیگر فرزندانش، همسرانش و خواهرانش، عمه‌ها، خاله‌ها، دایی‌ها، عمو و... همه بودند.

«ثُمَّ قَالَ إِنَّ شَفَاعَتَنَ لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ»

حضرت فرمود شفاعت ما نمی‌رسد کسی که نسبت به نمازش سستی و کوتاهی کند!

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج4، ص27

یک تعبیری اقای بهجت دارد، می‌گوید اگر نمازت را به تأخیر انداختی بدان حل مشکلات زندگیت هم به تأخیر می‌افتد. اگر به نمازت اهمیت ندادی بدان که خدای عالم به برنامه‌های تو همین طور نگاه می‌کند.

وقتی نمازت را یک روز خواندی و یک روز نخواندی، مشکلات زندگیت هم به همین شکل خواهد شد. لذا تمام برنامه‌های زندگی ما متوقف بر نمازمان است. حضرت امیر (سلام الله علیه) به محمد ابن ابی بکر می‌نویسد:

«وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلَاتِك‏»

تمام کارهایت تابع نماز تو است.

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص385

اگر به نمازت اهمیت دادی، پس نسبت به دیگر وظایفت هم اهمیت می‌دهی، اگر نسبت به نمازت بی اهمیت بودی معلوم می‌شود که نسبت به دیگر وظایف شریعت هم بی اهمیت هستی!

«إِنَّ أَوَّلَ مَا يُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج3، ص 268

«أَوَّلَ مَا يُحَاسَبُ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الصَّلَاةُ»

جامع الأخبار( للشعيري)؛ نويسنده: شعيري، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: قرن 6)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مطبعة حيدرية نجف، بی تا، ص73

«أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا»

نام كتاب: فلاح السائل و نجاح المسائل‏؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: بوستان كتاب‏، قم: 1406ق، ص127

اول چیزی که در قیامت سوال می‌کنند نماز است اگر نماز قبول شد، دیگر اعمال هم قبول می‌شود، اگر نماز رد شد دیگر اعمال هم رد است.

لذا من از همه بینندگان عزیز تقاضا می‌کنم نسبت به نماز اول وقت اهمیت بدهند.

امام (رضوان الله تعالی علیه) در «نوفل شاتو» با خبرنگاران که حدود شصت – هفتاد نفر بودند مشغول مصاحبه بودند، آن‌ها سخنان ایشان را به تمام دنیا مخابره می‌کردند همین که صدای اذان را شنید مصاحبه را قطع کرد به منزل برای نماز خواندن رفت، خبرنگاران گفتند چه اتفاق افتاد چه شد که امام بدون هیچ خدا حافظی رفتند؟ به خبرنگاران گفتند وقت نماز رسید ایشان برای ادای نماز رفت.

 مطلب دیگری را اقای «رفسنجانی» نقل می‌کرد می‌گفت یک روز ما قضایای جبهه را با حرارت به امام می‌گفتیم و مشکلات شدید بود از امام می‌خواستیم مشورت و راهنمایی بگیریم، یک دفعه حضرت امام وسط صحبت ما بدون خدا حافظی داخل منزل رفت، گفت ابتدا به ما خیلی برخورد.

از حاج احمد اقا سوال کردیم مگر ما جسارت کردیم و یا گزارشات مان اشکال داشت گفت نه، امام صدای اذان را شنید به نماز رفت!

همسران پیامبر هم می‌گویند حضرت داشت با ما صحبت می‌کرد به محض این که وقت نماز می‌رسید گویا رسول اکرم هیچ کدام ما را نمی‌شناسد، وقتی شروع به نماز می‌کرد صدای هق هق رسول الله مثل دیگی که می‌جوشد قُلبْ و قُلبْ می‌کند سینه حضرت صدا می‌کرد و موقع نماز خواندن ناله می‌کرد.

صدیقه طاهره در نماز خواندن بعضی وقت‌ها نفس شان به شماره می‌افتاد، امیر المؤمنین وقتی نماز می‌خواند رنگش تغییر می‌کرد.

من از دوستان تقاضا می‌کنم نماز ائمه (علیهم السلام) را دقت کنند که این‌ها در نماز چه حالی داشتند و چگونه نماز می‌خواندند. گرچه ما نمی‌توانیم مثل ائمه نماز بخوانیم ولی حداقل یک شباهتی هم به نماز ائمه داشته باشیم.

«أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص502، حکمت 417

مجری:

حداقل تلاش خودمان را بکنیم، که ان شاءالله در مسیر قرار بگیریم.

احادیثت چراغ اهل رازند * همیشه بیرقی در اهتزازند

تو گفتی از نماز و از شفاعت * خوشا آنان که دائم در نمازند!

ان شاءالله نماز صادقانه، عاشقانه نصیب همه مان بشود و به لطف دعای امام صادق از همین الان نیت کنیم بسم الله بگوییم تصمیم بگیریم تلاش کنیم هم حرمت نماز را بیشتر حفظ کنیم و هم با حضور قلب بیشتری نیایش کنیم.

خیلی ممنون جناب استاد استفاده کردیم با اجازه تان یک فاصله می‌گیریم و باز می‌گردیم در خدمت بینندگان از محضرتان استفاده می‌کنیم.

(میان برنامه)

مجری:

دلداده ای عشق از صفاتش پیدا است * صدق سخن از صبر و ثباتش پیداست

شوق سفر مدینه هرکس دارد * از گرمی ذکر صلواتش پیداست

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏»

ویژه برنامه پیشوای صادق را محضر شما عزیزان تقدیم، حاج آقای قزوینی خیلی اشارات خوبی به سیره حضرت صادق داشتند و به اخلاق کریمانه حضرت و قطعا انسان اگر انسان باشد با هر دینی و با هر مذهبی با هر مسلکی شیفته چنین شخصیتی می‌شود.

در این بخش از برنامه می‌خواهم از حاج آقای قزوینی نظر بزرگان علمای اهل سنت را راجع به امام صادق و ائمه اطهار (علیهم السلام) بپرسم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با نگاه بزرگان اهل سنت نسبت به همه ائمه با این که حکومت‌ها و بعضی از بزرگان دنبال نقطه ضعف از ائمه بودند چون ائمه را در حقیقت یک نوع رقیب خودشان می‌دانستند. سعی داشتند بتوانند اشکال و نقطه ضعف بگیرند و این را به رخ‌شان و به رخ شیعیان بکشند.

دودمان بنی امیه و بنی العباس تمام تلاش شان را به کار می‌بردند که یک نقطه ضعف اخلاقی، مالی، سیاسی، اقتصادی از این‌ها بگیرند در این کار موفق نشدند و نتوانستند.

«ذهبی» که نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) نصبش کاملا محرز است خیلی از روایاتی که می‌آورد تا می‌تواند اشکال سندی می‌گیرد، تا می‌تواند اشکال دلالی می‌گیرد اگر نمی‌تواند اشکال سندی و دلالی بگیرد می‌گوید:

«يشهد القلب انه باطل»

قلب من شهادت می‌دهد این باطل است.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1995 ، الطبعة: الأولى، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ج 1، ص 213

در مورد «من ذلك الحديث: عدوك يا على عدوى، وعدوى عدو الله» می‌گوید «يشهد القلب انه باطل»

«يَا عَلِيُّ، أَنْتَ سَيِّدٌ فِي الدُّنْيَا، سَيِّدٌ فِي الْآخِرَةِ، حَبِيبُكَ حَبِيبِي، وَحَبِيبِي حَبِيبُ اللَّهِ، وَعَدُوُّكَ عَدُوِّي، وَعَدُوُّي عَدُوُّ اللَّهِ»

المستدرك على الصحيحين، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا؛ ج 3، ص 138، ح 4640

«ذهبی» می‌داند اگر این روایت قبول کند باید از تمام معتقداتش دست بردارد. لذا می‌گوید قلب من شهادت می‌دهد که باطل است. با این که «حاکم نیشابوری» و دیگران روایت را آورده اند و گفته اند روایت صحیح است.

همچنین «صحیح مسلم» روایت را دارد:

«قال عَلِيٌّ وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إنه لَعَهْدُ النبي الْأُمِّيِّ صلى الله عليه وسلم إلي أَنْ لَا يُحِبَّنِي إلا مُؤْمِنٌ ولا يُبْغِضَنِي إلا مُنَافِقٌ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج1، ص86، ح78

دیگر هیچ شک و شبهه ای نیست.

یا روایتی که در مورد جنگ خندق است پیامبر فرمود فردا پرچم را به دست کسی می‌دهم که:

«لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ أو قال لَيَأْخُذَنَّ غَدًا رجلا يُحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ أو قال يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة ، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 3، ص 1086

«يقول يوم خَيْبَرَ لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ قال فَتَطَاوَلْنَا لها فقال ادْعُوا لي عَلِيًّا فَأُتِيَ بِهِ ارمد فَبَصَقَ في عَيْنِهِ وَدَفَعَ الرَّايَةَ إليه فَفَتَحَ الله عليه وَلَمَّا نَزَلَتْ هذه الْآيَةُ (فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ) دَعَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فقال اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1871، ح2404

خدا و پیغمبر او را دوست دارند و هم او خدا و پیغمبر را دوست دارد. یعنی محبت دو جانبه است.

اما همین «ذهبی» در کتاب «اعلام السیر النبلاء» جلد 6 وقتی به امام صادق (سلام الله علیه) می‌رسد این مطلب را دارد:

«وَعَنْ صَالِحِ بنِ أَبِي الأَسْوَدِ: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ, يَقُوْلُ: سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفقِدُوْنِي, فَإِنَّهُ لاَ يُحَدِّثُكُم أَحَدٌ بَعْدِي بِمِثْلِ حَدِيْثِي ... سَمِعْتُ حَسَنَ بنَ زِيَادٍ, سَمِعْتُ أَبَا حَنِيْفَةَ, وَسُئِلَ مَنْ أَفْقَهُ مَنْ رَأَيْتَ? قَالَ: مَا رَأَيْتُ أَحَداً أَفْقَهَ مِنْ جَعْفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ»

سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج 6، ص 257

«صالح ابن ابی الاسود» از آقا امام صادق (سلام الله علیه) شنیدم که فرمود: «سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفقِدُوْنِي»؛ هرچه دل تان می‌خواهد از من سوال کنید. «فَإِنَّهُ لاَ يُحَدِّثُكُم أَحَدٌ بَعْدِي بِمِثْلِ حَدِيْثِي»؛ بعد از من دیگر کسی را پیدا نمی‌کنید مثل من برای شما سخن بگوید.

بعد می‌گوید از «ابو حنیفه» شنیدیم: «مَنْ أَفْقَهُ مَنْ رَأَيْتَ؟» فقیه‌ترین کسی که در عمرت آقای ابو حنیفه دیدی چه کسی است؟ «قَالَ: مَا رَأَيْتُ أَحَداً أَفْقَهَ مِنْ جَعْفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ» گفت من فقیه‌تر، مجتهدتر از امام صادق کسی را بهتر ندیدم! این مطلب را «ذهبی» از قول ابو حنیفه رهبر آقایان حنفی‌ها نقل می‌کند.

 در کتاب «التوسل والوسیله - ابن تیمیه» است از قول «مالک» نقل می‌کند می‌گوید من هر وقت خدمت امام صادق رفتم، یا دیدم مشغول نماز است یا ساکت و یا مشغول قرائت قرآن است.

در کتاب «تهذیب التهذیب» دارد:

«وقال مالك اختلفت إليه زمانا فما كنت أراه إلا على ثلاث خصال إما مصل وإما صائم وإما يقرأ القرآن وما رأيته يحدث إلا على طهارة»

تهذيب التهذيب؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984، الطبعة: الأولى، ج2، ص88

کتاب «مناقب ابن شهر آشوب» هم همین تعبیر را از قول مالک دارد:

«و قال مالك بن أنس ما رأت عين و لا سمعت أذن و لا خطر على قلب بشر أفضل من جعفر الصادق فضلا و علما و عبادة و ورعا»

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)؛ نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد ناشر: علامه، ج‏4، ص248

هیچ چشمی ندیده و گوشی نشنیده، به قلب احدی خطور نکرده، بشری افضل از امام صادق از نظر فضل، علم و عبادت و تقوا.

در این مورد حرف خیلی زیاد است ولی من یک عبارتی را از تاریخ اسلام ذهبی جلد 9 عرض می‌کنم ایشان دارد:

«مناقب جعفر كثيرة، وكان يصلح للخلافة لسؤدده وفضله وعلمه وشرفه رضي الله عنه»

مناقب امام صادق خیلی زیاد است، کسی که صلاحیت برای خلافت داشت امام صادق بود. چرا؟ چون هم اقا بود، هم صاحب فضیلت بود و هم دارای علم بود و هم دارای شرافت بود.

تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاة: 748هـ، دار النشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ج9، ص93

دیگر همچنین فضلی را در زمان امام صادق، غیر از امام صادق کسی نداشت. البته ایشان نسبت به ائمه دیگر هم همین تعبیر را دارد.

برای این که بتوانیم به سوالات دیگر هم برسیم فقط عبارت کتاب «سیر اعلام النبلاء» جلد 13 صفحه 120 را عرض می‌کنم.

 ایشان همه ائمه را می‌آورد می‌گوید امام حسن و امام حسین اگر خلیفه می‌شدند اهلیت داشتند، امام زین العابدین صلاحیت برای امامت داشت، امام باقر صلاحیت برای خلافت داشت و همین طور نام می‌برد امام صادق و امام کاظم و... یکی یکی تمام ائمه را نام می‌برد.

بعد می‌گوید تنها کسانی که در عصر خودشان صلاحیت برای پیشوایی و خلافت داشتند اهل بیت عصمت و طهارت (سلام الله علیهم اجمعین» بودند.

بعد در رابطه با حضرت مهدی (ارواحنا فداه) مطالبی می‌آورد و در آخر آن تعصب و زهرش را به یک نوعی می‌ریزد. البته از «ذهبی» بیش از این انتظار نیست.

(از کوزه همان بیرون تراود که در او است)

مجری:

الحمدلله در خدمت معارف اهل بیت بودید و خواهید بود راجع به بحث انقلاب فرهنگی حضرت و این که بالاخره ما سر سفره احادیث حضرت نشسته ایم، علم حضرت، دانش حضرت و نشر معارف اهل بیت که بخصوص توسط حضرت امام باقر و امام صادق بیان شده است. این‌ها انقلاب فرهنگی را امامت کردند راجع به این مطلب بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

الان از «ذهبی» نقل کردیم غیر از امام صادق احدی نتوانست بگوید «سلونی قبل ان تفقدونی»؛ قبل از این که من را از دست بدهید از من سوال کنید. و هرکس هم این جمله را گفته رسوا شده است.

از یکی بزرگان‌شان است خواست ادای امیر المؤمنین را در بیاورد بالای منبر گفت سلونی قبل ان تفقدونی، یک نفر از سمت خانم‌ها بلند شد گفت فلانی بگو عایشه که در جنگ جمل آمد آیا پیغمبر به او اجازه داده بود یا اجازه نداده بود؟ این شخص معطل ماند چه بگوید!

گفت خانم اگر تو با اجازه شوهرت به این مسجد آمدی خدا شوهرت را لعنت کند و اگر بدون اجازه آمدی خدا خودت را لعنت کند. از منبر پایین آمد. در این مورد داستان‌های زیاد داریم نمی‌خواهم وقت بینندگان عزیز را بگیرم.

اقای «نووی» کتابی به اسم «تهذیب الاسماء واللغات» دارد ایشان در جلد اول وقتی امام صادق (سلام الله علیه) را مطرح می‌کند می‌گوید:

«روى عنه محمد بن إسحاق ويحيى الأنصاري ومالك والسفيانان وابن جريج وشعبة ويحيى القطان وآخرون واتفقوا على إمامته وجلالته وسيادته»

 تهذيب الأسماء واللغات؛ اسم المؤلف: محي الدين بن شرف النووي الوفاة: 676هـ، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1996، الطبعة: الأولى، تحقيق: مكتب البحوث والدراسات، ج1، ص155

«ابن تیمیه ناصبی» در کتاب «منهاج السنة» جلد 4 وقتی به نهضت علمی امام صادق می‌رسد می‌گوید:

«فَإِنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ لَمْ يَجِئْ بَعْدَهُ مِثْلُهُ وَقَدْ أَخَذَ الْعِلْمَ عَنْهُ هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةُ، كَمَالِكٍ، وَابْنِ عُيَيْنَةَ، وَشُعْبَةَ، وَالثَّوْرِيِّ، وَابْنِ جُرَيْجٍ، وَيَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ، وَأَمْثَالِهِمْ مِنَ الْعُلَمَاءِ الْمَشَاهِيرِ الْأَعْيَانِ.»

امام صادق را تاریخ بعد از او ندیده است!

منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج4، ص126

مادری مثل امام صادق را دیگر به دنیا نیاورده است. بعد می‌گوید در نهضت علمی حضرت همین بس که ائمه ما مثل «مَالِكٍ، وَابْنِ عُيَيْنَةَ، وَشُعْبَةَ، وَالثَّوْرِيِّ، وَابْنِ جُرَيْجٍ، وَيَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ» افتخار شاگردی امام صادق (سلام الله علیه) را داشتند. وقتی ابن تیمیه به این شکل مطرح می‌کند دیگر حرفی نمی‌ماند.

یا آقای «مذی متوفای 742» در جلد 5 تفسیرشان کسانی که از او نقل کرده اند مثل «سعید ابن سفیان، سفیان ثوری، شعبه، مالک ابن انس، ابو حنیفه نعمان ابن ثابت» یعنی عمده شخصیت‌های برجسته اهل سنت همه افتخار شاگردی امام صادق (سلام الله علیه) را داشتند.

روایتی است که البته من این روایت را در منابع اهل سنت ندیدم، این مطالب را عمدتا رد کرده اند ولی این را در کتاب «مختصر تحفه اثنی عشریه – دهلوی» آقای «محمود شکری آلوسی» نقل می‌کند که ابو حنیفه:

«كان يفتخر ويقول بأفصح لسان»

با افتخار می‌گفت.

«لولا السنّتان لهلك النعمان»

اگر دو سال شاگردی من خدمت امام صادق نبود بی چاره شده بودم!

 «يريد السنّتين اللتين صحب فيها الإمام جعفر الصادق عليه السّلام لأخذ العلم»

مرادش این است آن دو سالی که امام صادق مسافرت از مدینه به کوفه داشتند، آن‌جا ابو حنیفه افتخار شاگردی آقا امام صادق را داشتن.

مرحوم «کلینی» در کتاب «کافی» یک روایتی را نقل کرده است.

«قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام لِسَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ و الْحَكَمِ بْنِ عُتَيْبَةَ: (شَرِّقَا و غَرِّبَا، فَلَا تَجِدَانِ عِلْماً صَحِيحاً إِلَّا شَيْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ)»

اگر شرق و غرب عالم را زیر پا بگذارید، علم صحیح شریعت را جز از نزد ما اهل بیت هیج جا نمی‌توانید پیدا کنید!

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص328، 101- بَابُ أَنَّهُ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ مِنَ الْحَقِّ فِي يَدِ النَّاسِ إِلَّا مَا خَرَجَ مِنْ عِنْدِ الْأَئِمَّةِ عليهم السلام و أَنَّ كُلَّ شَيْ‏ءٍ لَمْ يَخْرُجْ مِنْ عِنْدِهِمْ فَهُوَ بَاطِل‏

باز روایت بعدی:

«عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ لِي إِنَّ الْحَكَمَ بْنَ عُتَيْبَةَ مِمَّنْ قَالَ اللَّهُ وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ فَلْيُشَرِّقِ الْحَكَمُ وَ لْيُغَرِّبْ أَمَا وَ اللَّهِ لَا يُصِيبُ الْعِلْمَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ نَزَلَ عَلَيْهِمْ جَبْرَئِيلُ.»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص400، ح 4

«حکم ابن عتیبه» که این همه به علمش می‌بالد، حضرت می‌گوید هرکس شرق و غرب عالم را زیر پا بگذارد به خدا قسم علم صحیحی را جز از سینه ما هیچ جا نمی‌تواند بیابد. ما اهل بیتی هستیم که جبرئیل بر ما نازل شده است.

«سلمة ابن کهیل» یکی از ارکان اهل سنت است کتاب «تهذیب التهذیب – ابن حجر عسقلانی» را ملاحظه بفرمایید در جلد 4 وقتی به سلمة ابن کهیل می‌رسد تعبیرش این است:

«سلمة بن كهيل وكان ركنا من الأركان»

رکنی از ارکان اهل سنت است!

تهذيب التهذيب؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984، الطبعة: الأولى، ج4، ص137

امام صادق به ایشان می‌گوید شما شرق و غرب عالم را زیر پا بگذاری علم صحیح جز از سینه ما نمی‌توانی بیابی. آقای «حکم ابن عتیبه» را ابن حجر در جلد دوم «تهذیب التهذیب» خودش می‌گوید:

«وعلماء الناس عيال عليه»

تهذيب التهذيب؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984، الطبعة: الأولى، ج2، ص373

اهل سنت عیال سفره حکم ابن عتیبه هستند؛ یعنی هرچه علما داریم ریزه خوار سفره علمی ایشان هستند. حضرت به این دو تا شخصیت بزرگ این تعبیر را دارد. این‌ها را هم یک جا ندیدیم بگویند چنین و چنان است.

مناظراتی که حضرت با ابو حنیفه و با دیگران داشت کاملا همه مسائل را بیان کردند و روشن است.

در کتاب «کفایة الاثر» مرحوم «خزاز» که از اعیان قرن چهارم هجری است از «یونس ابن ظبیان» می‌گوید وارد محضر امام صادق شدم و عرض کردم یابن رسول الله:

«إِنِّي دَخَلْتُ عَلَى مَالِكٍ وَ أَصْحَابِهِ فَسَمِعْتُ بَعْضُهُمْ يَقُولُ إِنَّ الله له [لِلَّهِ‏] وَجْهاً كَالْوُجُوهِ»

پیش مالک و شاگردانش رفتم، این‌ها را در رابطه با ذات اقدس ربوبی دچار شرک شدند می‌گویند خدا صورت دارد، دست دارد، پا دارد.

 «قَالَ يَا يُونُسُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِلَّهِ وَجْهاً كَالْوُجُوهِ فَقَدْ أَشْرَكَ»

حضرت فرمود هرکس تصور کند خدای عالم صورتی همانند صورت بشر دارد مشرک است.

«وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِلَّهِ جَوَارِحَ كَجَوَارِحِ الْمَخْلُوقِينَ فَهُوَ كَافِرٌ بِاللَّهِ فَلَا تَقْبَلُوا شَهَادَتَهُ وَ لَا تَأْكُلُوا ذَبِيحَتَهُ»

هرکس تصور کند خدا دست، پا و گوش مثل مخلوقین دارد فهو کافر بالله؛ زیرا قرآن شوخی ندارد می‌گوید: (وَلَمْ يكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ)؛ این دیگر سوره توحید است و همه بلد هستند.

خدا مثلی ندارد وقتی یک کسی می‌گوید خدا صورت مثل صورت بشر دارد، ولی ما نمی‌دانیم چطور است قرآن می‌گوید (وَلَمْ يكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ)؛ (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ء)؛ در برابر قرآن شما چه می‌گویید؟!

من نمی‌دانم آقایان وهابی خجالت نمی‌کشند حیا نمی‌کنند. تعابیری که ابن تیمیه دارد می‌گوید خدای عالم دست، پا دارد یا از ابو اعلی می‌گوید تمام جوارحی که بشر دارد غیر از ریش و یک چیز دیگر خدا همه را دارد. این‌ها در الفبای توحید گیر کرده اند.

مرحوم شیخ مفید می‌گوید بعضی از علما در بغداد شبها پشت بام شان یونجه و علف می‌ریختند تا خدا وقتی با الاغش به کره زمین بیاید ببیند که این جا علف یا یونجه است در پشت بام این‌ها اجلال نزول کند. خدایی که سوار الاغ بشود به پشت بام تو بیاید فقط به درد تو می‌خورد.

 دنیا همه شاهد باشید ما به همچنین خدایی کافر هستیم، همچنین خدایی را نه قرآن گفته و نه انبیاء گفتند و نه اولیاء گفته اند و نه ائمه از همچنین خدایی خبر دارد، فقط این خدا ساخته و پرداخته فکر خبیث سلفی‌ها و وهابی ها است.

لذا اقا امام صادق (سلام الله علیه) می‌فرماید هرکس تصور کند به ذهنش خطور کند که خدای عالم اعضا و جوارح مثل بشر دارد «فهو کافر بالله»؛ نه گنهکار و معصیت کار این کافر بالله است «فلا تقبلو شهادته» اگر آمد در محکمه شهادت داد، شهادتش را قبول نکنید.

«لَا تَأْكُلُوا ذَبِيحَتَهُ»؛ اگر حیوانی را ذبح کرد، این حیوان میته است، قابل خوردن نیست. این تعابیر، تعابیر خیلی بزرگ است. در پایان حضرت می‌فرماید:

«يَا يُونُسُ إِذَا أَرَدْتَ الْعِلْمَ الصَّحِيحَ فَعِنْدَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَإِنَّا وَرِثْنَا وَ أُوتِينَا شَرْعَ الْحِكْمَةِ وَ فَصْلَ الْخِطَاب‏»

كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر؛ خزاز رازى، على بن محمد، محقق/ مصحح: حسينى كوهكمرى، عبد اللطيف‏، ناشر: بيدار، ص 255 و 258

اگر علم صحیح شریعت را می‌خواهی فقط در نزد ما است؛ غیر از ما خاندان اهل بیت کسی از علم شریعت اطلاع ندارد.

این‌ها یک سری مسائلی است که عزیزان باید دقت داشته باشند. من می‌بینم حتی بعضی از حوزوی‌های ما هم نسبت به جایگاه علمی ائمه دچار بعضی از اشتباهات شده‌اند.

یک آقای خبیثی در آمریکا به نام مدرسی یک کتاب نوشت، یک آقایی هم آمد در رابطه با غلو مطلب نوشت، می‌بینم در بعضی از آثار و مقالات یک چیزهای می‌نویسند من سر در نمی‌آورم این‌ها فردای قیامت پیش خدای عالم چه جوابی می‌خواهند بدهند.

وقتی امام (رضوان الله تعالی علیه) می‌گوید خدای عالم تمام کمالات ذاتی، صفاتی، اسمائی و افعالی خودشان را در وجود مقدس این چهارده معصوم تجلی داده است دیگر چه مانده است من بیایم فکر کنم علم امام چنین و چنان است.

شما ملاحظه بفرمایید این کتاب «کافی» است در جلد اول خیلی روایت عجیبی را آورده است. روایت از نظر سند هم کاملا صحیح است دوستان در نور الدرایه مراجعه کنند که مرکز نور نوشته است و مطابق با نظرات رجالی آیت الله شبیری زنجانی است.

در این روایت حضرت می‌فرماید:

«لَوْ كُنْتُ بَيْنَ مُوسَى وَ الْخَضِرِ لَأَخْبَرْتُهُمَا أَنِّي أَعْلَمُ مِنْهُمَا»

امام صادق می‌فرماید اگر من در میان حضرت موسی و خضر بودم در همان اختلافاتی که با هم داشتند، خضر پرده را بالا زد و یک سری از حقایق را برای حضرت موسی کشف کرد، اگر من بودم به آن‌ها می‌گفتم من هم از خضر اعلم هستم و هم از حضرت موسی اعلم هستم.

«وَ لَأَنْبَأْتُهُمَا بِمَا لَيْسَ فِي أَيْدِيهِمَا»

از یک چیزهای خبر می‌دادم که این‌ها اطلاعی ندارند.

«لِأَنَّ مُوسَى وَ الْخَضِرَ (علیهما السلام) أُعْطِيَا عِلْمَ مَا كَانَ وَ لَمْ يُعْطَيَا عِلْمَ مَا يَكُونُ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص261، ح1

حضرت موسی و خضر علم گذشته‌ها را داشتند ولی علم آینده و فعل را نداشتند با این که ما هم علم به ما کان و یکون و ماهو کائن داریم. این که چه اتفاقی الان می‌افتد و چه اتفاقی در قیامت خواهد افتاد همه را می‌دانیم.

در روایت دیگر که باز آقا امام صادق (سلام الله علیه) می‌فرماید:

«إِنِّي لَأَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ»

من از آن‌چه که در آسمان‌ها می‌گذرد، و در زمین می‌گذرد اعلم هستم!

«وَ أَعْلَمُ مَا فِي الْجَنَّةِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي النَّارِ»

و می‌دانم چه در بهشت است و چه در جهنم است، چه کسانی گرفتار بهشت هستند و می‌شوند و چه کسانی وارد جهنم خواهند شد.

«وَ أَعْلَمُ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص261، ح2

هرچه در گذشته اتفاق افتاده همه را می‌دانم، هرچه در آینده بخواهد بیفتد می‌دانم. این روایت سندا یک مقدار مشکل دارد. روایت دیگر داریم که این عبارت است و سند صحیح است.

در روایت دیگر:

«كَانَ الْمُفَضَّلُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ الْمُفَضَّلُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَفْرِضُ اللَّهُ طَاعَةَ عَبْدٍ عَلَى الْعِبَادِ وَ يَحْجُبُ عَنْهُ خَبَرَ السَّمَاءِ»

مفضل می‌گوید خدمت امام صادق عرض کردم، می‌شود خدای عالم اطاعت شما را بر بندگان واجب کند و اخبار آسمانی را از شما بپوشاند؟

«قَالَ لَا اللَّهُ أَكْرَمُ وَ أَرْحَمُ وَ أَرْأَفُ بِعِبَادِهِ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ عَلَى الْعِبَادِ ثُمَّ يَحْجُبَ عَنْهُ خَبَرَ السَّمَاءِ صَبَاحاً وَ مَسَاءً.»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص261، ح3

فرمود خدای عالم کریم‌تر، رحیم‌تر و رئوف‌تر است به بندگانش به این که اطاعت یک بنده ای را واجب کند بعد اخبار آسمان‌ها را از او مخفی کند.

همین امروز غروب که داشتم سند این روایات را بررسی می‌کردم دوستان ملاحظه بفرمایند این کتاب، کتاب نور الدرایه است که مرکز نور تمام روایات کتب اربعه و تمام روایات وسائل الشیعه و مستدرک را بررسی سندی کرده است.

کافی، جلد اول صفحه 261 حدیث شماره 1، حدیث شماره 2، حدیث شماره 3 و همچنین حدیث شماره 4 در حدیث شماره 4 این تعبیر است:

«أترون ان الله تبارک وتعالی افترض طاعة اولیائه علی عباده ثم یخفي عنهم اخبار السموات والارض»

شما تصور می‌کنید خدای عالم اطاعت اولیائش را بر بندگان واجب کرده ولی اخبار آسمان‌ و زمین را بر آن‌ها پوشانده است.

روایت اول جلد 1 صفحه 261: «أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ سَيْفٍ التَّمَّارِ قَالَ: كُنَّا مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع جَمَاعَةً مِنَ‏ الشِّيعَةِ فِي الْحِجْر...» در نور الدرایه دارد روایت صحیح است.

روایت دوم: «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ وَ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا مِنْهُمْ عَبْدُ الْأَعْلَى وَ أَبُو عُبَيْدَةَ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ بِشْرٍ الْخَثْعَمِيُّ سَمِعُوا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ إِنِّي لَأَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْض‏...»؛ روایت موثق است.

روایت سوم موثق است.

روایت چهارم:

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ ضُرَيْسٍ الْكُنَاسِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) يَقُولُ وَ عِنْدَهُ أُنَاسٌ مِنْ أَصْحَابِهِ عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ يَتَوَلَّوْنَا وَ يَجْعَلُونَا أَئِمَّةً وَ يَصِفُونَ أَنَّ طَاعَتَنَا مُفْتَرَضَةٌ عَلَيْهِمْ كَطَاعَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ يَكْسِرُونَ حُجَّتَهُمْ وَ يَخْصِمُونَ أَنْفُسَهُمْ بِضَعْفِ قُلُوبِهِمْ فَيَنْقُصُونَا حَقَّنَا وَ يَعِيبُونَ ذَلِكَ عَلَى مَنْ أَعْطَاهُ اللَّهُ بُرْهَانَ حَقِّ مَعْرِفَتِنَا وَ التَّسْلِيمَ لِأَمْرِنَا أَ تَرَوْنَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى افْتَرَضَ طَاعَةَ أَوْلِيَائِهِ عَلَى عِبَادِهِ ثُمَّ يُخْفِي عَنْهُمْ أَخْبَارَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ- وَ يَقْطَعُ عَنْهُمْ مَوَادَّ الْعِلْمِ فِيمَا يَرِدُ عَلَيْهِمْ مِمَّا فِيهِ قِوَامُ دِينِهِمْ فَقَالَ لَهُ حُمْرَانُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ رَأَيْتَ مَا كَانَ مِنْ أَمْرِ قِيَامِ- عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) وَ خُرُوجِهِمْ وَ قِيَامِهِمْ بِدِينِ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ وَ مَا أُصِيبُوا مِنْ قَتْلِ الطَّوَاغِيتِ إِيَّاهُمْ وَ الظَّفَرِ بِهِمْ حَتَّى قُتِلُوا وَ غُلِبُوا فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) يَا حُمْرَانُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ كَانَ قَدَّرَ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ وَ قَضَاهُ وَ أَمْضَاهُ وَ حَتَمَهُ عَلَى سَبِيلِ الِاخْتِيَارِ ثُمَّ أَجْرَاهُ فَبِتَقَدُّمِ عِلْمٍ إِلَيْهِمْ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قَامَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ (علیه السلام) وَ بِعِلْمٍ صَمَتَ مَنْ صَمَتَ مِنَّا وَ لَوْ أَنَّهُمْ يَا حُمْرَانُ حَيْثُ نَزَلَ بِهِمْ مَا نَزَلَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِظْهَارِ الطَّوَاغِيتِ عَلَيْهِمْ سَأَلُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَدْفَعَ عَنْهُمْ ذَلِكَ وَ أَلَحُّوا عَلَيْهِ فِي طَلَبِ إِزَالَةِ مُلْكِ الطَّوَاغِيتِ وَ ذَهَابِ مُلْكِهِمْ إِذاً لَأَجَابَهُمْ وَ دَفَعَ ذَلِكَ عَنْهُمْ ثُمَّ كَانَ انْقِضَاءُ مُدَّةِ الطَّوَاغِيتِ وَ ذَهَابُ مُلْكِهِمْ أَسْرَعَ مِنْ سِلْكٍ مَنْظُومٍ انْقَطَعَ فَتَبَدَّدَ وَ مَا كَانَ ذَلِكَ الَّذِي أَصَابَهُمْ يَا حُمْرَانُ لِذَنْبٍ اقْتَرَفُوهُ وَ لَا لِعُقُوبَةِ مَعْصِيَةٍ خَالَفُوا اللَّهَ فِيهَا وَ لَكِنْ لِمَنَازِلَ وَ كَرَامَةٍ مِنَ اللَّهِ أَرَادَ أَنْ يَبْلُغُوهَا فَلَا تَذْهَبَنَّ بِكَ الْمَذَاهِبُ فِيهِمْ.»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص261، ح4

این روایت را هم می‌گوید صحیح است. من به دوستان توصیه می‌کنم به صورت میانبر می‌خواهند ببینند روایت صحیح است یا صحیح نیست نرم افزار نور الدرایه را که مرکز خدمات نور تنظیم کرده و الحق یک برنامه خوب است نصب کنند به نرم افزار آدرس بدهند مثلا کافی جلد اول صفحه 261 حدیث شماره 2 هم متن روایت را می‌آورد و هم بررسی سندی را می‌آورد.

ملاحظه بفرمایید در روایت اول مثلا «احمد ابن محمد» زیرش فورا می‌نویسد «احمد ابن محمد عیسی - امامی ثقة، جلیل»

در مورد «محمد ابن سنان» دارد «امامی مختلف فیه والتحقیق انه ثقه»

در مورد «یونس ابن یعقوب» دارد ایشان مورد وثوق است. در مورد «حارث ابن مغیره» دارد «امامی ثقة جلیل» خیلی قشنگ و زیبا روی هرکدام از راوی‌ها بیروید به خوبی معرفی می‌کند و می‌گوید صحیح است یا نیست.

همچنین روایت دوم «احمد ابن محمد، محمد ابن سنان، یونس ابن یعقوب» می‌گوید روایت صحیح است.

روایت سوم هم که موثق است.

در مورد روایت چهارم که عرض کردیم روایت چهارم هم صحیح است. یعنی چهار تا روایت در این جا دو تا روایت صحیح و دو تا روایت موثق.

علم ائمه (علیهم السلام) از زبان امام صادق به تمام آن چه که در آسمان‌ها و زمین می‌گذرد. در بهشت و جهنم اتفاق افتاده و اتفاق خواهد افتاد، همه این‌ها را به اذن الله تبارک و تعالی می‌دانند.

آقایان اگر «صحیح بخاری و مسلم» را نگاه کنند «حذیفه» می‌گوید پیامبر اکرم یک روز نماز صبح را خواند تا ظهر برای ما از اخبار آینده تا قیامت گفت و بعد نماز ظهر را خواند تا عصر گفت، نماز عصر را خواند تا مغرب برای ما گفت یعنی آن‌چه که تا قیام قیامت اتفاق می‌افتاد همه را رسول اکرم برای ما بیان کرد.

هرکس حافظه داشت این‌ها را حفظ کرد، اگر حافظه نداشت حفظ نکرد و فراموش کرد. این را خود آقایان دارند این چیزی نیست که فقط این‌ها را منحصر به ائمه (علیهم السلام) بدانیم.

حتی «ابن قیم جوزیه» شاگرد ابن تیمیه می‌گوید استاد ما «ابن تیمیه» که (وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِم‏)

(وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّياطِينَ لَيوحُونَ إِلَى أَوْلِيائِهِمْ لِيجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ)

و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخوريد! اين کار گناه است؛ و شياطين به دوستان خود مطالبي مخفيانه القا مي‌کنند، تا با شما به مجادله برخيزند؛ اگر از آنها اطاعت کنيد، شما هم مشرک خواهيد بود!

سوره انعام (6): آیه 121

ابن قیم جوزیه می‌گوید «ابن تیمیه» بعضا حتی از لوح محفوظ هم به ما خبر می‌داد. اگر ما از ائمه نقل می‌کنیم آقایان می‌گویند شما غلو کردید!

بعضی از آقایان از خودی‌های ما فریب بعضی از شیاطین را می‌خورند در بعضی از مقالات و یا صحبت‌هایشان مقداری دچار تردید می‌شوند. من به همه این عزیزان توصیه می‌کنم کتاب‌های «کافی، کفایة الاثر و بصائر الدرجات» این سه تا کتاب را ملاحظه کنند.

کتاب «کفایة الاثر و بصائر الدرجات» مختص جایگاه مقام ائمه (علیهم السلام) است. ما در منابع مان به جامعیت این دو تا کتاب در رابطه با جایگاه ائمه و مقام ائمه نداریم. لذا از همه عزیزان تقاضا می‌کنم که کتاب‌های که به این شکلی است و نسبت به ائمه (علیهم السلام) توضیحات خوبی داده اند را مطالعه کنند.

غالب این روایت‌ها یا سندا صحیح است یا سندهای متعدد در حد مستفیض است و در مجموع متواتر است؛ یعنی مجموع این روایات متواتر است و تواتر لفظی هم نباشد تواتر معنوی است جایگاه ائمه و علم ائمه (علیهم السلام) را به تمام ماکان و ما هو کائن و ما یکون الی قیامه را اثبات می‌کند.

نمونه اش ائمه (علیهم السلام) از گذشته، حال و آینده خبر دادند و غالب این‌ها اتفاق افتاده و در آینده هم اتفاق خواهد افتاد. همین قضیه مهدویت که بن باز می‌گوید:

«من انکر المهدي فهو کافر»

هرکس منکر مهدی باشد کافر است

این از اخبار غیب و آینده است. بدنیا آمده که حق همین است بدنیا خواهد آمد باز همین است. آیا این اخبار از غیب نیست؟ آقایان که می‌گویند خبر از غیب کفر و غلو است این را می‌خواهند چه کار کنند؟ مسئله مهدویت را همه (چه شیعه و چه سنی) قبول دارند. قضیه دجال را شیعه و سنی قبول دارند.

آمدن حضرت عیسی از آسمان و پشت سر حضرت مهدی نماز خواندنش را همه قبول دارند آیا این اخبار از غیب نیست؟ مگر خبر از غیب شاخ و دم دارد که بیاییم یک آیه را بگیریم و بگوییم در قرآن است: (وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيبِ لَا يعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ)

(وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيبِ لَا يعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ)

کليدهاي غيب، تنها نزد اوست؛ و جز او، کسي آنها را نمي‌داند. او آنچه را در خشکي و درياست مي‌داند؛ هيچ برگي (از درختي) نمي‌افتد، مگر اينکه از آن آگاه است؛ و نه هيچ دانه‌اي در تاريکيهاي زمين، و نه هيچ تر و خشکي وجود دارد، جز اينکه در کتابي آشکار [= در کتاب علم خدا] ثبت است.

سوره انعام (6): آیه 59

همین طور شروع کنیم با این آیه یک سری افراد بی خبر را فریب بدهیم ولی آیاتی مانند:

(وَلَا يحِيطُونَ بِشَيءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ)

و کسي از علم او آگاه نمي‌گردد؛ جز به مقداري که او بخواهد.

سوره بقره(2): آیه255

(عَالِمُ الْغَيبِ فَلَا يظْهِرُ عَلَى غَيبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ)

دانای غيب اوست و هيچ کس را بر اسرار غيبش آگاه نمی ‌سازد، مگر رسولانی که آنان را برگزيده

سوره جن (72): آیه 26

توجه ندارند.

«وقوله تعالى (عالم الغيب فلا يظهر على غيبه أحدا إلا من ارتضى من رسول) هذه كقوله تعالى (ولا يحيطون بشيء من علمه إلا بما شاء) وهكذا قال هنا إنه يعلم الغيب والشهادة وأنه لا يطلع أحدا من خلقه على شيء من علمه إلا مما أطلعه تعالى عليه ولهذا قال (عالم الغيب فلا يظهر على غيبه أحدا إلا من ارتضى من رسول) وهذا يعم الرسول الملكي والبشري»

تفسير القرآن العظيم؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1401، ج4، ص434

حضرت عیسی می‌گوید: (وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيوتِكُمْ)

(أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيئَةِ الطَّيرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيكُونُ طَيرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ)

و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوي بني اسرائيل (قرار داده، که به آنها مي‌گويد:) من نشانه‌اي از طرف پروردگار شما، برايتان آورده‌ام؛ من از گل، چيزي به شکل پرنده مي‌سازم؛ سپس در آن مي‌دمم و به فرمان خدا، پرنده‌اي مي‌گردد. و به اذن خدا، کور مادرزاد و مبتلايان به برص [= پيسي‌] را بهبودي مي‌بخشم؛ و مردگان را به اذن خدا زنده مي‌کنم؛ و از آنچه مي‌خوريد، و در خانه‌هاي خود ذخيره مي‌کنيد، به شما خبر مي‌دهم؛ مسلما در اينها، نشانه‌اي براي شماست، اگر ايمان داشته باشيد!

سوره آل‌عمران (3): آیه 49

علم غیب دیگر چه می‌خواهد باشد؟ این‌که آقایان یک مقدار توقف می‌کنند و یک مقدار با مشکل مواجه هستند اقایان نه قرآن را خوب مطالعه کرده اند و نه به روایات اهل بیت توجه کرده اند.

به این‌ها توصیه می‌کنیم یک مقدار قرآن بخوانند و هم به روایات اهل بیت خوب و با دقت نگاه کنند فریب بعضی از افرادی که در این صد سال اخیر مثل «شریعت سنگلجی، کسروی، قلمداران، ابو الفضل برقعی (لعنهم الله اجمعین)» پیدا شده اند و دارند تحت عنوان خرافه زدایی یک سری تشکیکاتی ایجاد کرده اند حرف این‌ها را گوش نکنند.

مجری:

ممنونم خیلی استفاده کردیم، هم نکات خیلی خوبی فرمودید و هم ارجاع به آثار خیلی خوب دادید که ان شاء الله اهل تحقیق و تتبع به اثار مکتوبی که معرفی کردید حتما مراجعه می‌کنند.

نرم افزار کاربردی که خیلی به آن نیاز داریم و می‌تواند کمک کند و کار ما را تسهیل کند و ان شاءالله در محضر آیات و روایات زندگی خودمان را نورانی کنیم. خیلی استفاده کردیم و بهره بردیم و ان شاءالله بهره بیشتر هم ببریم و سر تا سر زندگی مان را در خدمت اهل بیت (علیهم السلام) قرار بدهیم.

استاد حدود یک تا دو دقیقه فرصت داریم دوست دارم جلسه و برنامه را به پایان برسانیم بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدایا تو را به ذات مقدست قسم می‌دهیم، به اسماء حسنایت، به آبروی اولیائت، به مناجات انبیائت، به خون شهدایت، به آبروی محمد و آل محمد به مضطرات یوم عاشورا خدا قسمت می‌دهیم فرج مولای ما امام زمان نزدیک بگردان.

از باقی مانده غیبتش صرف نظر بفرما، مقدمات ظهورش سریعا فراهم بفرما، قلب نازنینش از ما راضی و خوشنود بگردان، ما را مشمول دعاها و عنایات خاصه آن بزرگوار قرار بده، ما را از یاران خاص آن حضرت و از سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بده.

رفع گرفتاری از جمیع گرفتاران بگردان، گرفتاران مورد نظر را خدایا رفع گرفتاری کن، حوائج همه، حوائج بینندگان عزیز و حوائج این حقیر و دست اندرکاران شبکه جهانی حضرت ولی عصر را براورده نما، دعاهای ما را به اجابت برسان!

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته

مجری:

خیلی ممنون التماس دعا خدا نگهدار!



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها