برنامه محراب خون 0202 1401 (قسمت دوم)
عنوان برنامه: بزرگترین فضیلت علوی در قرآن
کلیدواژه: امیر المؤمنین (علیه السلام)؛ فضیلت در قرآن؛ آیه مباهله؛ نفس خاتم؛ نبوت و رسالت؛ حق؛ شیعه؛ صلوات؛ ولایت و امامت!
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: آقای سید محمد جواد شرافت
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
کو شب قدر که قرآن بسر از تنگ دلی * هَیْ بگویند بعلي، بعلي، بعلي
مطلع الفجر شب قدر سلام تو خوش است * ادخلوها بسلام ابدی، ازلی
اولین پرسش میثاق ازل را تو بپرس* تا الستانه و مستانه بگویی بله
ای خوشا امشب و بیداری و الغوث الغوث * خوشترش خواب تو را دیدن و بیدار دلی
کسی آن سوی حسینیه نشسته است هنوز * همه رفتند شب قدر تمام است ولی
باز قرآن به سرش دارد هَیْ میگِریَدْ * بحسین ابن علی، بحسین ابن علی!
السلام علیکم یا اهل البیت النبوة
بینندگان ارجمند، مخاطبان نازنین و عزیز شبکه جهانی ولی عصر سلام بر شما، طاعات تان مقبول، شهادت حضرت مولی الموحدین حضرت امیر المؤمنین را خدمت شما عزیزان تسلیت عرض میکنم.
الحمدلله توفیق درک شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان، سحر بیست و یکم ماه مبارک رمضان، نصیب همه ما شده است قدر بدانیم شبی که نام حضرت مولا در آن طنین انداز است و هم زیارت حضرت حسین (علیه السلام) وارد شده است و چقدر خوب است که ما خاصه در شبکه ای هستیم که به نام حضرت ولی عصر مزین است.
امشب هم که شب ویژه حضرت است و مخاطب ویژه امشب حضرت ولی عصر هستند، ان شاءالله حضور حضرت و نگاه حضرت، توجه و عنایت ویژه حضرت را امشب درک کنیم اگر این اتفاق بیفتد لیلة القدر را درک کردیم.
در خدمت شما با ویژه برنامه محراب خون هستیم و در خدمت استاد ارجمند، دانشمند گرامی، فاضل عزیز حضرت آیت الله حسینی قزوینی از ایشان راجع به مولا بپرسیم، راجع به شب قدر بپرسیم و ان شاءالله معرفت خودمان را بیشتر کنیم.
حاج آقا سلام علیکم، هم تسلیت عرض میکنیم و هم قبول طاعات را داریم و هم آرزو میکنم ان شاءالله همچنان در محضر اهل بیت و در خدمت اهل بیت باشیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل. السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ
خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان می خواهم!
شهادت مظلومانهترین مظلوم عالم، امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب (علیه السلام) را به پیشگاه مقدس مولایمان بقیة الله الاعظم، و به همه علاقمندان و اهل بیت عصمت و طهارت و شما بینندگان گرامی تسلیت و تعزیت عرض میکنم.
خدا را به آبروی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و امیر المؤمنین (سلام الله علیه) قسم میدهیم پاداش ما را فرج موفور السرور مولایمان بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) قرار بدهد، ما را از یاران خاص و سربازان فداکار و شهدای رکابش ان شاءالله بگرداند.
طبق برنامه همیشگی مان یک نامی از صدیقه طاهره کرده باشیم
ای کاش فدک این همه اسرار نداشت * ای کاش مدینه در و دیوار نداشت
فریاد دل محسن زهرا این بود * ای کاش در سوخته مسمار نداشت
الا ای چاه یارم را گرفتند * گلم باغم بهارم را گرفتند
میان کوچهها با ضرب سیلی * همه دار و ندارم را گرفتند
امشب، شب مولا است، مولا بعد از رسول الله عزیزترین عزیزش صدیقه طاهره است بتوانیم اولا معرفت خودمان را نسبت به آقا امیر المؤمنین و اهل بیت بالا ببریم، بالاترین سرمایه ای که ما میتوانیم در این دنیا به دست بیاوریم معرفت اهل بیت عصمت و طهارت است که زمینه ساز معرفت الله است.
دردت مداوا میشود با گفتن یک یا علی * عقده ز دل وا میشود با گفتن یک یا علی
آنهای که واقعا علی را ندارند چه دارند؟ آنهای که عشق علی در قلبشان نیست به چه دلشان خوش است؟ در دنیا به چه خوش هستند و در آخرت به چه خوشحال میشوند.
آنهای که با گفتن یا علی ناراحت میشوند و توهم شرک به ذهن شان میآید اینها باید یک مقدار بروند اولا مداوای روحی و روانی خودشان را بکنند بعد بیایند از قرآن که وقتی فرزندان حضرت یعقوب آن همه گناه و معصیت در حق حضرت یعقوب و حضرت یوسف کردند میگویند:
(قَالُوا يا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ)
گفتند: «پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، که ما خطاکار بوديم!»
سوره يوسف (12): آیه97
اگر بنا باشد شرک باشد (يا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا) هم شرک است.
(يا مُوسَى لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ)
(وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيهِمُ الرِّجْزُ قَالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرَائِيلَ)
هنگامي که بلا بر آنها مسلط ميشد، ميگفتند: «اي موسي! از خدايت براي ما بخواه به عهدي که با تو کرده، رفتار کند! اگر اين بلا را از ما مرتفع سازي، قطعا به تو ايمان ميآوريم، و بني اسرائيل را با تو خواهيم فرستاد!»
سوره اعراف(7): آیه 134
ای موسی اگر این بلا را از ما دفع کنی، از خود حضرت موسی میخواهند بلا را دفع کند. نمیگویند از خدا بخواه، مستقیم استغاثه است. خدا هم نیاورده است آل فرعون کفر و شرک گفتند.
شاید بعضیها بگویند مال آل فرعون است قرآن میگوید:
(وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ)
و آن را از روي ظلم و سرکشي انکار کردند.
سور نمل (27): آیه 14
به حقانیت حضرت موسی یقین داشتند، ولی با یقین به حقانیت حضرت موسی انکار میکردند لذا میگوید (لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ) یا موسی این بلا را از ما دفع کن. این مستقیم درخواست از موسی است.
زهرا دعایت میکند * غرق عطایت میکند
وقتی لبت وا میشود * با گفتن یک یا علی!
صدها گره وا میشود * با گفتن یا فاطمه
یک قطره دریا میشود * با گفتن یک یا علی
یا علی ان شاءالله امیر المؤمنین کمک مان کند بتوانیم و مطالبی به ذهن مان بیاورد که رضای حق و رضای ولیش در آن است.
مجری:
خیلی ممنونم الحمدلله استفاده کردیم.
ای شکوهت فراتر از باور، ای مقامت فراتر از ادراک
یا فاطمه زهرا وصف تو درک لیلة القدر است، فهم ما از تبار ما ادراک
چقدر خوب است این شبهای که بوی لیلة القدر میدهد با نام حضرت زهرا که فرمودند حقیقت شب قدر حضرت زهرا است متبرک و منور شده، حاج آقای قزوینی ممنونم ان شاء الله وارد بحث بشویم و بیشتر بیاموزیم.
شب شهادت حضرت امیر است دل خیلی از ما راهی نجف شده و ان شاءالله عزیزانی که از نجف بیننده برنامه هستند نائب الزیاره همه باشند و ان شاءالله به زودی بشود به شکل حضور در آن فضای ملکوتی و نورانی عرض ارادت کنیم و امین الله بخوانیم و در محضر امین الله باشیم.
استاد با اجازه حضرتعالی وارد بحث بشویم امشب که شب قرآن و شب امیر المؤمنین است. از قرآن راجع به حضرت بشنویم و بزرگترین فضیلتی که از حضرت در قرآن بیان شده است بفرمایید.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
اولا همان طور که عزیزمان اشاره کردند، امشب شب قدر است، یعنی هر سه شب، شب قدر است. در شب نوزدهم اعمال اندازهگیری میشود، در شب بیست و یکم مجموعه اینها بسته میشود و در شب بیست و سوم برای امضاء خدمت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) تقدیم میشود.
(سَلَامٌ هِي حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ)
شبي است سرشار از سلامت (و برکت و رحمت) تا طلوع سپيده!
سوره قدر (97): آیه 5
در روایت داریم همه ملائکه، نه یکی، دو تا (تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ) الف لام، الف لام استغراق است همه ملائکه و روح که بالاتر از جبرئیل است در وجود مقدس حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) نازل میشود همه هم آرزوی سلامتی بندگان را دارند.
(سَلَامٌ هِي حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ)؛ بر حضرت ولی عصر سلام میدهد و هر مؤمنی عبور میکنند به او سلام میدهند اینها چون وجودشان، وجود نوری است و همواره از هرگونه گناه و آلودگی در سلامت هستند لذا میخواهند بشر هم از هرگونه آلودگیها سلامت باشد، لذا: (سَلَامٌ هِي حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ)!
مجری:
چه تعبیر لطیف و دوستداشتنی ان شاءالله نصیب ما هم بشود.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
روایت از امام صادق (سلام الله علیه) است به هر مؤمنی که میگذرند.
نکته مهم این است این (سَلَامٌ هِي حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ) تا طلوع فجر است ولی از نظر فضیلت روز قدر هم همان فضیلت شب را دارد هیچ تفاوتی ندارد. یک عملی اگر در شب قدر به اندازه هزار ماه فضیلت دارد، یک آیه قرآن بخوانید مثل این است که شما هشتاد و دو سال قرآن خواندید نه یک سال دو سال، بلکه هزار ماه.
اگر صله رحم کنید به همین شکل است، دعا بخوانید به همین شکل است، داریم روز قدر هم خدای عالم همان فضیلت شب قدر را داده است. همان طوری که داریم روز جمعه هم فضیلت شب جمعه را دارد.
خدای عالم تفضلی دارد برای شنبه هم باز فضیلت جمعه را مترتب فرموده است. (این را هم بینندگان عزیز داشته باشند.)
اما در رابطه با فضلیت ترین مقام امیر المؤمنین در قرآن، پای سخنان آقا و سرور و افتخار ایران امام هشتم (سلام الله علیه) بیرویم و بنشینیم. در یک مجلسی مأمون و دیگر دار و دسته هایش جمع شدند، همین سوالی که حضرتعالی مطرح کردید از حضرت امام رضا کردند.
در کتاب «الفصول المختاره، شیخ مفید - متوفای 436» دارد:
«قَالَ الْمَأْمُونُ يَوْماً لِلرِّضَا (علیه السلام) أَخْبِرْنِي بِأَكْبَرِ فَضِيلَةٍ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) يَدُلُّ عَلَيْهَا الْقُرْآنُ»
عرض کرد یا امام هشتم، بالاترین فضیلتی که امیر المؤمنین علی (علیه السلام) در قرآن دارد به ما بگو.
«قَالَ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا (علیه السلام) فَضِيلَتُهُ فِي الْمُبَاهَلَةِ»
بالاترین فضیلتی که خدا در قرآن برای امیر المؤمنین بیان کرده است آیه مباهله است.
بعد حضرت آیه مباهله را خواند:
(فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ)
هرگاه بعد از علم و دانشي که (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) کساني با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت کنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.
سوره آل عمران (3): آیه61
«...وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ» بعد حضرت توضیح داده است میگوید مراد از انفسنا که نفس پیامبر است عبارت از امیر المؤمنین (سلام الله علیه) است.
بعد میفرماید:
«وَ قَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ أَجَلَّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ أَفْضَلَ»
خدای عالم، در عالم هستی افضل از پیامبر ندارد، ایشان افضل خلائق و افضل انبیاء است.
«لَوْلَاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاك»
تفسير القمي؛ قمى، على بن ابراهيم، محقق/ مصحح: : موسوى جزائرى، طيّب، ناشر: دار الكتاب، ج1، ص17
انبیاء (علیهم السلام) هرچه دارند از سایه سار تفضلات و وجودی حضرت رسول اکرم و اهل بیت دارند.
مجری:
ایشان خیر البشر است.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، «فمن ابا فقد کفر»
«فَوَجَبَ أَنْ لَا يَكُونَ أَحَدٌ أَفْضَلَ مِنْ نَفْسِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)»
وقتی پیامبر افضل خلائق است کسی هم که در اینجا نفس پیامبر آمده این هم به حکم الهی افضل خلائق است. اگر از علی افضل کسی بود رسول اکرم او را برای مباهله میبرد. اگر بالاتر از کلمه انفس واژه ای بود خدای عالم در این جا به کار میبرد.
لذا در این جا نشان میدهد که امیر المؤمنین (سلام الله علیه) تمام فضائل رسول اکرم، جز بحث نبوت و رسالت همه را دارد.
«أنت مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى إلا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1870، بَاب من فَضَائِلِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه، ح2404
نبوتی در کار نیست؛ غیر از نبوت تمام فضائلی که برای رسول اکرم است در این آیه برای امیر المؤمنین تثبیت شده است.
بعد مأمون به امام هشتم (سلام الله علیه) میگوید شاید مراد از نفس خود پیامبر است «وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ»؛ یعنی من! امام هشتم میگوید آقای مأمون! در این جا خدای عالم میفرماید: (فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ) بیا ما فرزندانمان را بخوانیم شما هم فرزندان تان را بخوانید. زنانمان را بخوانیم و دعوت کنیم، شما هم زنانتان را، انفس مان را دعوت کنیم، اگر خودش باشد دیگر احتیاج به دعوت ندارد.
وقتی این را مأمون میشنود یک تعبیر قشنگی دارد میگوید:
«إِذَا وَرَدَ الْجَوَابُ سَقَطَ السُّؤَال»
الفصول المختارة؛ مفيد، محمد بن محمد، محقق / مصحح: میر شریفی، علی ناشر: كنگره شيخ مفيد، ص 38
جواب درست جای برای حرف زدن نمیگذارد، حرف حق دیگر حرفی ندارد. میگوید همین که دارد میگوید دعوت کنید بیاید مگر آدم از خودش هم دعوت میکند؟ شما خودتان را در خانه خودتان برای مهمانی دعوت میکنید. یا میخواهید مسافرت بیروید خودتان را دعوت میکنید؟ نه، خودمان که هستیم، معنا ندارد بگویید من خودم را برای سفر دعوت کردم!
لذا خدا میگوید زنانمان و فرزندانمان را دعوت کنیم نفس مان را بخوانیم. روایات دیگر هم در این زمینه از آقا امام هشتم (سلام الله علیه) است.
روایتی را مرحوم «شیخ صدوق – در کتاب امالی» دارد در ذیل آن روایت خیلی مفصل مطرح میکند میگوید مراد از نفس علی ابن ابی طالب است
«فَهَذِهِ خُصُوصِيَّةٌ لَا يَتَقَدَّمُهُ فِيهَا أَحَدٌ وَ فَضْلٌ لَا يَلْحَقُهُ فِيهِ بَشَرٌ وَ شَرَفٌ لَا يَسْبِقُهُ إِلَيْهِ خَلْقٌ أَنْ جَعَلَ نَفْسَ عَلِيٍّ كَنَفْسِه»
الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص526
خدا در این آیه فضیلتی برای امیر المؤمنین اثبات کرده احدی همچنین فضیلتی برایش ثابت نشده است نه در گذشتهها و نه در آیندهها «لَا يَتَقَدَّمُهُ فِيهَا أَحَدٌ» نه قبل از علی کسی همچنین فضیلتی داشت و نه بعد از او.
«وَ فَضْلٌ لَا يَلْحَقُهُ فِيهِ بَشَرٌ وَ شَرَفٌ لَا يَسْبِقُهُ إِلَيْهِ خَلْقٌ أَنْ جَعَلَ نَفْسَ عَلِيٍّ كَنَفْسِه»؛ شرافتی در این آیه است خدای عالم برای امیر المؤمنین اثبات کرده که هیچ یک از خلائق نمیتواند خودش را به جای نفس پیامبر بگذارد.
دوستان ملاحظه بفرمایند در منابع اهل سنت کتاب «صحیح مسلم» چاپ دار الطیبه «عربستان سعودی» حدیث 2404 دارد وقتی آیه مباهله نازل شد رسول اکرم علی، فاطمه، حسن و حسین را خواند و دعوت برای مباهله کرد و فرمود اینها اهل بیت من هستند.
«ابن کثیر» شاگرد ابن تیمیه هم به صراحت میگوید:
«فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ وَفَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ، ثُمَّ أَرْسَلَ إِلَيْهِمَا فَأَبَيَا أَنْ يَجِيئَا ... قَالَ جَابِرٌ: فِيهِمْ نَزَلَتْ {نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ} قَالَ جَابِرٌ: {وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ} رسولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَعَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ {وَأَبْنَاءَنَا} الْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ {وَنِسَاءَنَا} فَاطِمَةَ»
تفسير القرآن العظيم؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1401، ج2، ص55
بعد میگوید مراد از انفسنا علی ابن ابی طالب است، ابنائنا حسن و حسین است و نسائنا فاطمه است. همچنین میگوید این را حاکم نیشابوری گفته است به شرط صحیح مسلم هم است هیچ مسئله ای نیست.
«زمخشری» هم در کتاب «کشاف» خودش میگوید ما فضیلتی بالاتر از این فضیلت برای ایشان نداریم.
«وفيه دليل لا شيء أقوى منه على فضل أصحاب الكساء عليهم السلام»
چیزی قویتر از آیه مباهله در حق خمسه طیبه نداریم؛ یعنی بالاترین و قویترین دلیل بر افضلیت خمسه طیبه آیه مباهله است.
«وفيه برهان واضح على صحة نبوة النبي صلى الله عليه وسلم»
الكشاف عن حقائق التنزيل وعيون الأقاويل في وجوه التأويل؛ اسم المؤلف: أبو القاسم محمود بن عمر الزمخشري الخوارزمي الوفاة: 538، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: عبد الرزاق المهدي، ج 1، ص 397
در این جا دلیل روشن بر صحت نبوت پیامبر است. میگوید در نبوت من شک دارید به مباهله بیرویم. اگر من پیامبر نباشم ادعای اساسی نکنم، دروغ بگویم بلا من را نابود خواهد کرد، اگر برای شما حق روشن شد و انکار کردید بلا شما را فراگیر خواهد شد.
در منابع است رئیس نصارا گفت من چهرههای که میبینم اگر دست به نفرین بلند کنند یک مسیحی در کره زمین زنده نمیماند. گفت یا رسول الله ما حاضر به مباهله نیستیم میخواهیم جزیه بدهیم و در سایه سار امت شما باشیم.
آقای «بیهقی» صاحب کتاب «محاسن ومساوئ» از حضرت صدیقه طاهره نقل میکند «قاسم ابن ابی بکر» شروع به سخنرانی کرد.
«قام إليه رجل من وسط الحلقة فقال: يا أبا عبد الرحمن من أفضل أصحاب رسول الله، صلى الله عليه وسلم؟»
افضل اصحاب رسول الله چه کسانی هستند؟
آن طور که در ذهنم است از عبدالله ابن عمر است چون ابا عبدالرحمن کنیه عبدالله ابن عمر است.
«فقال: أبو بكر وعمر وعثمان وطلحة والزبير وسعد وسعيد وعبد الرحمن بن عوف وأبو عبيدة بن الجراح»
گفت افضل اصحاب پیامبر، ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، زبیر، سعد، سعید، عبدالرحمن ابن عوف و ابو عبیده جراح است.
«فقال له: فأين علي بن أبي طالب، رضي الله عنه؟»
چرا علی ابن ابی طالب را نیاوردی؟
«قال: يا هذا تستفتي عن أصحابه أم عن نفسه؟»
از اصحاب پیامبر سوال میکنی یا از جان پیامبر سوال میکنی؟
«قال: بل عن أصحابه»
من از اصحاب پیامبر سوال کردم.
«قال: إن الله تبارك وتعالى يقول: ' قل تعالوا ندع أبناءنا وأبناءكم ونساءنا ونساءكم وأنفسنا وأنفسكم '، فكيف يكون أصحابه مثل نفسه؟»
المحاسن والمساوئ؛ اسم المؤلف: إبراهيم بن محمد البيهقي الوفاة: بعد 320هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت/ لبنان - 1420هـ - 1999م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عدنان علي، ج 1، ص 38
بعد آیه مباهله را خواند و گفت «فكيف يكون أصحابه مثل نفسه؟» چطور میگوید اصحاب پیامبر مثل جان پیامبر و روح پیامبر باشد؟ کاملا مشخص است که به صورت فرهنگ در جامعه شده است.
همین تعبیر را آقای «سیوطی» در کتاب «جامع الاحادیث» دارد:
«عن عمرو بن الْعاص رضيَ اللَّهُ عنهُ قَالَ: (لَمَّا قَدِمْتُ مِنْ غَزْوَةِ ذَاتِ السَّلاَسِلِ وَكُنْتُ أَظُنُّ أَنْ لَيْسَ أَحَدٌ أَحَبَّ إِلى رسولِ اللّهِ مِني، فَقُلْتُ : يَا رَسُولَ اللَّهِ أَيُّ النَّاسِ أَحَبُّ إِلَيْكَ ؟ قَالَ : عَائِشَةُ ، قَالَ : إِني لَسْتُ أَسْأَلُكَ عَنِ النسَاءِ ، قَالَ : أَبُوهَا إِذَنْ ، قُلْتُ : فَأَيُّ النَّاسِ أَحَبُّ إِلَيْكَ بَعْدَ أَبِي بَكْرٍ رضيَ اللَّهُ عنهُ ؟ قَالَ : حَفْصَةُ ، قُلْتُ : لَسْتُ أَسْأَلُكَ عَنِ النسَاءِ ، قَالَ : فَأَبُوهَا إِذَنْ، قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللّهِ فَأَيْنَ عَلِيٌّ رضيَ اللَّهُ عنهُ؟ فَالْتَفَتَ إِلى أَصْحَابِهِ فَقَالَ : إِنَّ هَذَا يَسْأَلُنِي عَنْ النَّفْسِ»
جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)؛ اسم المؤلف: الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي الوفاة: 19/جمادى الاولى / 911هـ ، دار النشر:، ج21، ص87 و 88
از عمرو ابن عاص نقل میکند میگوید از پیامبر پرسیدم بهترین افراد نزد شما چه کسانی هستند؟ گفت عائشه، گفتم من از زنها سوال نمیکنم. گفت از مردها، پاسخ داد پدرش...
«قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللّهِ فَأَيْنَ عَلِيٌّ رضيَ اللَّهُ عنهُ؟ فَالْتَفَتَ إِلى أَصْحَابِهِ فَقَالَ: إِنَّ هَذَا يَسْأَلُنِي عَنْ النَّفْسِ»؛ پیامبر فرمود این دارد از نفس و جان من سوال میکند. جان من چه ارتباطی به اصحاب من دارد؟
در موارد متعدد این عبارت آمده که علی ابن ابی طالب جان، روح و نفس پیامبر است. و این تمام فضائلی که برای رسول اکرم است برای امیر المؤمنین هم تثبیت میکند.
این که معرفت ما نسبت به رسول اکرم چقدر است، همان معرفت را باید نسبت به امیر المؤمنین (سلام الله علیه) باید اثبات کنیم.
یک مقدار مشکلات اساسی ما این است که حتی نسبت به رسول اکرم هم معرفت درست و حسابی نداریم. فقط همین اندازه که رسول اکرم پیامبری در آخر نبوت و فضائلی داشته است نهایتا اگر دل مان بیاید بگوییم از دیگر انبیاء افضل بوده است در این حد نسبت به رسول اکرم ارادت داریم.
آنچه مهم است واقعا جایگاه پیامبر در کجا است؟ این عبارت را ملاحظه بفرمایید همه از جمله ابن تیمیه هم آورده است حضرت آدم وقتی از بهشت بیرون آمد به رسول اکرم متوسل شد. البته «سیوطی» دارد به خمسه طیبه (محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین) متوسل شد.
ابن تیمیه با توجه به آن نصب و عداوتی که با اهل بیت دارد فقط اسم رسول اکرم را آورده است.
آقای «آلوسی» که از ایشان تعبیر میکنند سلفی العقیده بوده است من فقط از ایشان نقل میکنم. ایشان دو، سه حرف خیلی بزرگ در کتابش آورده است یک در رابطه با جایگاه رسول اکرم خیلی تعبیر قشنگی است.
مجری:
استاد! ببخشید اسم کتاب ایشان چه است؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
اسم کتابش «روح المعانی» است. آقای «آلوسی متوفای 1270» است. «زرکلی» در مورد ایشان میگوید: «کان سلفي العقیدة»؛ ولی ایشان اساتیدی داشته که از آنها یک بهرههای در رابطه با اهل بیت برده است.
در رابطه با انسان کامل اگر فرصت کنم عرض کنم وقتی انسان کامل را در عصر خودش بیان کند میگوید انسان کامل روح عالم هستی است. اگر یک آنی آن روح از عالم برداشته بشود عالم وجود ندارد. همان تعبیری که ما نسبت به حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) داریم.
مجری:
نسبت به امام داریم
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، نسبت به امام داریم که امام روح عالم هستی است تمام عالم هستی هم وجود و کمال وجود را از امام دارند، عین همین تعبیر را ایشان در تفسیرش دارد.
بعد میگوید من خیلی دوست داشتم این را باز کنم ولی منکرین این قضیه زیاد هستند و قافیه هم تنگ است نمیتوانم حق مطلب را ادا کنم.
اگر فرصت پیش بیاید در رابطه با انسان کامل از دیدگاه اهل سنت صحبت خواهم کرد. امروز انسان کامل متبلور در وجود مقدس حضرت ولی عصر است.
(تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ)
فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براي (تقدير) هر کاري نازل ميشوند.
سوره قدر (97): آیه 5
تمام مقدراتی یک ساله در شب قدر و روح مقدس حضرت ولی عصر نازل میشود با همه ملائکه و روحی که اعظم و بالاتر از حضرت جبرئیل است.
در روایتی امام صادق (سلام الله علیه) فرمود آقایان آیا معتقد هستند (تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ) مخصوص زمان پیامبر بوده یعنی بعد از آن دیگر سلامتی و این قضایا نیست، یا میگویند بعد از ایشان است؟ اگر میگویند نیست پس در رحمت با رفتن پیامبر برای امت بسته شد.
قرآن (تنزل الملائکه) را به صیغه مضارع آودره است یعنی استمرار دارد. آیا ملائکه بر حکام جور و حکمه ظالمین نازل میشود؟ این را هیچ عقلی قبول نمیکند؛ پس باید یک فردی بالاتر از ملائکه و بالاتر از جبرئیل و بالاتر از روح باشد که اینها مقدرات را خدمت ایشان میآورند تا امضا کند و بردارند بالا ببرند.
معمولا برای امضا نزد کسی میبرند که مقامش بالاتر از این است، هیچ موقع وزیر نمیآید به رئیس دفترش بگوید شما این را امضا کن، وزیر نمیگوید آقای معاون، آقای مدیر کل این را امضا کن، مدیر کل نزد وزیر میبرد (البته بلا تشبیه) رئیس دفتر وزیر نزد وزیر میبرد همیشه امضا از مقام مافوق است نه ماسطح و مادون!
ملائکه و روح که برای امضاء مقدرات خدمت حضرت ولی عصر میآیند، اینها نشان میدهد که مقام حضرت ولی عصر خیلی بالاتر از اینها است.
در حدیث امام هشتم (سلام الله علیه) است که امام (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «مصباح الهدایه» شان صفحه 140 ده دوازده صفحه توضیح داده است.
حضرت امیر از رسول اکرم سوال میکند.
«قَالَ عَلِيٌّ (علیه السلام) فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَأَنْتَ أَفْضَلُ أَمْ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ (صلی الله علیه واله وسلم) يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَضَّلَ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ عَلَى مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ فَضَّلَنِي عَلَى جَمِيعِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الْفَضْلُ بَعْدِي لَكَ يَا عَلِيُّ وَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِكَ وَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَخُدَّامُنَا وَ خُدَّامُ مُحِبِّينَا»
عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج1، ص264
وقتی خدای عالم ما را آفرید از ملک، فلک، عرش و کرسی خبری نبود، ما مشغول تسبیح خدا بودیم خدای عالم به برکت وجود ما ملائکه مقرب را آفرید، آن چهار فرشته (جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل) اینها وقتی به وجود ما نگاه کردند یک مقدار امر برایشان مشتبه شد تصور کردند خالق اینها ما هستیم.
«حللنا و حللة الملائکة» دانشگاه توحید تشکیل دادیم «لا اله الا الله» گفتن را ما به «جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل» آموزش دادیم. «کبرنا و کبرة الملائکة»؛ تکبیر گفتن را ما آموزش دادیم.
«سبحنا و سبحة الملائکة»؛ تسبیح گفتن و خدا را منزه دانستن ما به ملائکه مقرب آموزش دادیم.
آقای «آلوسی» یک تعبیری نسبت به مقام رسول اکرم دارد. من این مطلب را آوردم برای این که بدانیم کسی که نفس پیامبر است چه جایگاهی دارد؟
«بل هو عليه الصلاة والسلام وسيلة سائر الموجودات»
وسیله تمام موجودات است. چه انبیاء، چه ملائکه، چه انس و چه جن.
«والواسطة بينهم وبين الله تعالى»
واسطه تمام هستی با خدای عالم وجود مقدس رسول اکرم است.
«في إفاضته سبحانه الوجود وكذا سائر ما أفيض عليهم وأحظى الخلق بوسطاته الأنبياء عليهم السلام فإنهم أشعة أنواره وعكوسات آثاره وهو النور الحق والنبي المطلق وكان نبينا آدم بين الماء والطين»
در این که خدای عالم به این عالم انبیاء، ملائکه، آسمانها زمین، نباتات، حیوانات، جمادات بخواهد وجود بدهد واسطه وجود رسول اکرم است.
«وقد تلقى الأنبياء منه من وراء حجاب الأرحام والأصلاب»
روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني؛ اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج 15، ص 126
تمام یک صد و بیست و چهار هزار پیغمبر در صلب پدرانشان بودند و در رحم مادرانشان بودند اگر نمو و رشدی کردند وجودی گرفتند، کمال وجودی گرفتند واسطه شان رسول اکرم بوده است. رسول اکرم این است.
اگر ما بخواهیم در حد که عقل مان تشخیص میدهد مقام رسول اکرم آن وساطت فیض است. اگر ما به این جا برسیم، اصل وجودمان، نفس کشیدمان، غذا خوردن مان، حرف زدن مان، تکان دادن دست ما، در این جا واسطه فیض طبق فرمایششان رسول اکرم است.
بعد در جای دیگر میگوید انسان کامل است و مراد از انسان کامل هم حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) است.
اگر ما به این مرحله از معرفت برسیم؛ یعنی به یقین برسیم وجود ما و تمام شئوتات وجودی ما واسطه اش امروز حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) است ما لیلة القدر را درک کردیم، هر شب ما هزار ماه میشود نه فقط شب بیست و سوم. با این معرفت، تمام عمر ما لیلة القدر میشود.
دارد بعضی از افرادی که لیلة القدر را درک کردند فردای قیامت میبینند یک سری اعمالی برای شان نوشته شده که اصلا اینها به عقلشان هم نمیگنجد میگوید خدایا من هفتاد سال، هشتاد سال عمر کردم این همه اعمال (نماز، روزه عبادت و دعا) را من انجام دادم؟
به ایشان گفته میشود تو چون شب قدر را درک کردی، هر شب تو هزار ماه بوده است، نه هزار ما بلکه افضل از هزار ماه بوده است. اگر ما به این معرفت برسیم، دوستان این معرفت هم گفتنی و شنیدنی نیست این که من بگویم شما بشنوید فایده ندارد، این لمس کردنی و چشیدنی است.
انسان باید این را درک کند، و انسان باید از خدای عالم در شب قدر بخواهد به این مرحله این را برساند که واقعا بتواند شب قدر را درک کند.
حضرت امیر المؤمنین فرمود:
«مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّة»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج26، ص1
شناختن نورانی ما، شناختن و معرفت نورانی ما شناخت خدا است. خدای عالم میگوید:
«كنتُ كنزاً مَخفيّاً، فأردتُ أن اعْرف، فخلقتُ الخَلْقَ لِكَيْ أُعْرف»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج84، ص344
من کنز مخفی بودم میخواستم خودم را متجلی کنم و شناخته بشوم میخواستم آن جلوههای خودم را تماشا کنم «فخلقتُ الخَلْقَ لِكَيْ أُعْرف»؛ نور محمد و آل محمد را آوردم، خدا میخواهد آن تجلیات خودش، اسماء و صفات خودش را تماشا کند وجود مقدس رسول اکرم و اهل بیت را میبیند. (فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ)
(ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ)
سپس نطفه را بصورت علقه [= خون بسته]، و علقه را بصورت مضغه [= چيزي شبيه گوشت جويده شده]، و مضغه را بصورت استخوانهايي درآورديم؛ و بر استخوانها گوشت پوشانديم؛ سپس آن را آفرينش تازهاي داديم؛ پس بزرگ است خدايي که بهترين آفرينندگان است!
سوره مؤمنون (23): آیه 14
مثل یک کسی که ماشین خیلی خوب و آخرین سیستم میسازد وقتی راه میرود میبیند میگوید بهبه چه ساختم! خدای عالم هم بعد از اولین خلقتش که رسول اکرم و ائمه (علیهم السلام) است«خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ» میگوید (فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ)
«خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ حَتَّى مَنَّ عَلَيْنَا بِكُمْ فَجَعَلَكُمْ (فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ)»
من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص613
(فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ)؛ یعنی خدای عالم دارد به خودش بهبه میگوید، چه خلقتی! لذا ما یک مقدار معرفت مان نسبت به نبی مکرم بالا بیرود طبق آیه مباهله تمام مقامی که برای رسول اکرم است برای امیر المؤمنین هم است.
روایات متعدد در روایات تفویض داریم کل فضائلی که برای رسول اکرم است برای امیر المؤمنین هم غیر از نبوت هست. و تمام فضائلی که برای امیر المؤمنین است به تمام ائمه (علیهم السلام) واگذار شده است.
«کلما فوض الله الی رسوله قد فوض الی علي (علیه السلام) و کلما فوض الی علي قد فوض الینا»
تمام مقامی که امیر المؤمنین دارد، ائمه (علیهم السلام) هم دارد. و امروز تمام این فضائل در وجود نازنین و مقدس حضرت ولی عصر جلوه گری میکند.
لذا اگر خدای عالم به ما توفیق بدهد که امشب پروندهها بسته میشود، شب نوزده اینها نوشته شد، شب بیست و یکم تا صبح میآیند هرچه است بررسی میکنند و مینویسند و شب بیست و سوم خدمت حضرت ولی عصر برای امضا میبرند.
امشب باید نهایت تلاش مان را بکنیم در دعای شب قدر هم است خدایا اگر اسم من را در لیست اشقیاء آورده ای از لیست اشقیاء نامم را محو کن در لیست سعادت مندان بنویس.
(يمْحُو اللَّهُ مَا يشَاءُ وَيثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ)
خداوند هر چه را بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات ميکند؛ و «ام الکتاب» [= لوح محفوظ] نزد اوست!
سوره رعد (13): آیه 39
خدای عالم آنچه بخواهد محو میکند و آنچه که بخواهد اثبات میکند. من به دوستان توصیهای هم بکنم، هرکس توفیق پیدا کند در کتاب «بحار الانوار» جلد 102 صفحه 92، البته در چاپ بیروت سه جلد جلوتر میآید. این را که عرض کردم آدرس طبق چاپ ایران است.
یک زیارت آل یاسین است که سه چهار برابر آل یاسین مفاتیح است، تکههای در آنجا است که خیلی تکههای زیبایی است. چند روز قبل دیدم تکههای از این زیارت آل یاسین را آیت الله مصباح یزدی هم در صحبتهایشان به این فرازها استناد کرده است.
من ابتدا تعجب کردم و بعد لذت بردم، معمولا اقایان فلاسفه با این طور مراحل خیلی ارتباط ندارند. عرفا و بزرگان بله.
در این جا دارد:
«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع»
درود بر تو ای آقایی که تمام خلائق در دید تو هستند و تمام صداها در گوش تو است؛ یعنی هرچه در جهان خلائق میبینند قبل از این که خلائق ببینند تو میبینی، الان من میخواهم حضرتعالی را نگاه کنم قبل از این که من نگاه کنم حضرت ولی عصر اجازه میدهد و نگاه میکند که من ببینم.
یا به تعبیر آیت الله العظمی بهجت ما وقتی حرف میزنیم قبل از این که حرف به گوش خودمان برسد حضرت ولی عصر این را میشنود.
«فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل»
هیچ نعمتی خدا به ما نداده است، چه نعمت وجود و چه کمال وجود، جز این که شما سبب بودید و شما واسطه بودید.
«وَ الْقَضَاءُ الْمُثْبَتُ مَا اسْتَأْثَرَتْ بِهِ مَشِيَّتُكُمْ»
مقدرات قطعی آن است که شما نظر و رأی دادید، شما امضا کردید.
«وَ الْمَمْحُوُّ مَا لَا اسْتَأْثَرَتْ بِهِ سُنَّتُكُم»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج99، ص93
قضای تغییر شده، فرض بنا است یک اتفاقی برای ما بیفتد آقا ولی عصر پرونده را میبیند این اتفاق را بر میدارد خط میکشد. مشکلی بنا است در طول این یک سال پیش بیاید این مشکل را خط قرمز میکشد.
میگوید تمام مقدراتی که از پرونده بشر و خلائق محو میشود آن است که با سنت و رویه شما همخوانی ندارد و شما آن را دوست ندارید. (يمْحُو اللَّهُ مَا يشَاءُ وَيثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ)؛ این جا هم میگوید «وَ الْقَضَاءُ الْمُثْبَتُ مَا اسْتَأْثَرَتْ بِهِ مَشِيَّتُكُمْ وَ الْمَمْحُوُّ مَا لَا اسْتَأْثَرَتْ بِهِ سُنَّتُكُم»
در روایات دیگر هم است حضرت فرمودند:
«قُلُوبُنَا أَوْعِيَةٌ لِمَشِيَّةِ اللَّه»
قلب و روح ما محل نزول مشیت الله است
الغيبة (للطوسي)/ كتاب الغيبة للحجة؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار المعارف الإسلامية، محقق/ مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص247
خدای عالم مشیتش در تقدیر عالم هستی به هرچه تعلق بگیرد اول به قلب ما نازل میشود، قلب و روح ما واسطه است.
من به دوستان توصیه میکنم کتاب «مصباح الهدایه» حضرت امام را مطالعه کنند. این مطلب را بارها گفتم در مقام نورانی ائمه و اهل بیت (علیهم السلام) من ندیدم که تقریبا عمده عمرمان را در بحث ولایت گذراندیم (هذا من فضل ربی)
من ندیدم کسی مثل امام (رضوان الله تعالی علیه) در رابطه با مقام ائمه پرده را این طور بالا بزند. هم در مصباح الهدایه شان و هم در کتاب اسرار الصلاة شان. دوستان علیکم بمصباح الهدایه و علیکم باسرار الصلاة!
حضرت امام در کتاب «اسرار الصلاة» یک تعبیری دارد میگوید خدای عالم تمام کمالات ذاتی، صفاتی، و اسمائی خودش را در وجود مقدس اهل بیت عصمت و طهارت متجلی کرده است.
یعنی هرچه کمالاتی خدای عالم دارد، تمام کمالات ذاتی، صفاتی و اسمائی را به محمد و ال محمد داده است. بعد یک تعبیر و دعوایی بین عرفا است ما وقتی صلوات میفرستیم آیا این صلوات ما «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد» مقامات محمد و آل محمد را بالا میبرد؟ خدایا درود بفرست باید مقامش را بالا ببرد، آیا این است؟
با توجه به این روایات که خدای عالم تمام کمالات بی نهایت خودش را به اینها داده و فرق اینها با خدا این است که خدا هرچه دارد استقلالی است و اینها هرچه دارند خدادادی است. اگر خدای عالم یک آن نظرش را بردارد اینها هیچی نیستند.
عزیزان دقت کنند فرق بین غلو و توحید این است. اینها هرچه دارند از خدا دارند، از خودشان استقلالا هیچی ندارند. وقتی ما درود میفرستیم این درود فرستادن ما مقام اینها را بالا میبرد؟
شما که میگوید این همه روایات داریم به تعبیر امام تمام کمالات ذاتی، صفاتی و اسمائی را خدا به اینها داده است؛ پس قضیه چیست؟
مرحوم آقای «قاضی و مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیهما» کسانی که در این رشته هستند مثل مرحوم «حسینقلی همدانی»، مرحوم «بهاری» میگویند صلوات فرستادن ما این طوری است مثلا یک باغبانی است در باغ گل کاشته است صاحب باغ در آنجا میآید باغبان یکی از این گلها را میچیند برای خوشایند صاحب باغ به دست صاحب باغ میدهد.
صلوات فرستادن ما این طوری است چون ما هرچه داریم از اینها داریم از گلهای که اینها به ما دادند میچینیم برای خوشحالی و سرور اینها به دستشان میدهیم. اینها در حقیقت برای ما فضیلت است نه برای آنها، اینها مایه خوشحالی ما است یعنی خوشحالی آنها نتیجه اش به ما میرسد.
لذا یک مقدار اگر دقت کنیم اینها خیلی مسائل اساسی و مهم است، تعبیری که از امام (سلام الله علیه) من آوردم «آداب الصلاة» امام باب چهارم، مصباح اول فصل اول، تعبیر یک مقدار تعبیر سنگین است من خواستم یک مقدار روشن بشود.
کتاب آداب الصلاة که بنده دارم عربی است قبل از انقلاب چاپ شده است در صفحه 183 و صفحه 184 دارد حق تعالی به جمیع شئون ذاتیه و صفاتیه و اسمائیه و افعالیه بر وجود مقدس رسول اکرم تجلی نموده است. این تعبیر خیلی قشنگی است.
آدرس را دوستان ملاحظه بفرمایند «مصباح الهدایه» از صفحه 134 همان حدیث امام هشتم (سلام الله علیه) که پرسیده بود ما افضل هستیم یا ملائکه؟ گفت:
«إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَخُدَّامُنَا وَ خُدَّامُ مُحِبِّينَا...يَا عَلِيُّ لَوْ لَا نَحْنُ مَا خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ ع وَ لَا الْحَوَّاءَ وَ لَا الْجَنَّةَ وَ لَا النَّارَ وَ لَا السَّمَاءَ وَ لَا الْأَرْضَ»
عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج1، ص262
همان صفحه 140 و 141 که عرض کردم، اگر اینها را غیر از امام کسی میگفت یک عده افراد کوتاه عقل و سبک عقل بلا فاصله حرفهای نادرست میزد؛ ولی چون امام گفته دیگر جرأت نمیکنند نسبت به امام جسارت کنند.
من در گروه واتساب که یک تعداد از اساتید بزرگوار هستند عضو هستم یک آقایی از مشهد یک عبارات و مطالبی در رد فلاسفه آورد، و نسبت به مرحوم علامه طباطبایی یک تعریضی داشت. من یک تکههای از عبارتهای امام را در آنجا گذاشتم گفتم بفرمایید پاسخ بدهید.
ایشان گفت من پاسخ میدهم این قضیه تقریبا از سوم، چهارم عید است تا الان جواب نداده است و نمیتواند جواب بدهد. اگر کسی نسبت به سیاست امام راحل اشکال داشته باشد نسبت به جایگاه علمی ایشان کسی شک و شبهه ندارد.
حتی آقای مهاجرانی هم گفت ما در طول تاریخ ایران حاکمی به باسوادی، افضلیت و اعلمیت امام در تاریخ ایران نداشتیم. ایشان که به قولی دشمن است ولی انصاف دارد!
حضرت امام در کتاب مصباح الهدایه، صفحه 140 و 141 تعبیری دارد خیلی تعبیر قشنگ است. همان تعبیری که آلوسی هم داشت. این را آقایان وهابی بیشتر دقت کنند. اینها در فضائلی که برای خلفا نقل کردند خیلی بالاتر از این را نقل کردند و همچنین برای علمایشان بالاتر از این را نقل کردند.
حتی آقای «بن باز» میگوید «ابن تیمیه» جزء از اوتادی است که خدای عالم به برکت او باران میفرستد، به برکت او روزی میدهد؛ ولی نسبت به ائمه که میرسد میگویند شیعهها دارند غلو میکنند.
حضرت میفرماید:
«لولا نحن، ما خلق الله آدم . . . إلى آخره. لأنّهم وسائط بين الحقّ والخلق»
اینها واسطه بین خالق و تمام هستی هستند.
«وروابط بين الحضرة الوحدة المحضة والكثرة التفصيليّة، وفي هذه الفقرة بيان وساطتهم بحسب أصل الوجود»
میخواهد عالم هستی، بخواهد هستی بگیرد وجود پیدا کند واسطه اینها هستند. این امام شناسی و معرفت میشود، اگر ما در شب قدر به اینجا برسیم نه ببینیم و نه بشنویم کارمان درست میشود.
یک دفعه این است که انسان آتش را میبیند یک دودی میآید، یک دفعه میآید آتش را با چشمش میبیند و یک دفعه است که داخل آتش میرود میسوزد.
اینها به تعبیر مرحوم شهید مطهری گفتنی و شنیدنی نیست بلکه رفتنی و دیدنی است. مقامات اهل بیت چیزی نیست که با گفتن و شنیدن در روح ما جایگزین بشود مثل این که کسی تا زنده است همه دور و برشان است ولی همین که مرد همه از او میترسند.
اما غسال چون شب و روز با مرده سر و کار دارد پنجاه تا مرده هم در یک جا باشد راحت میگیرد میخوابد یقین دارد اینها هیچ حرکتی از خودشان ندارند. این طوری باید باشد.
«وكونهم مظهر الرحمة الرحمانيّة الَّتي هي مفيض أصل الوجود بل بحسب مقام الولاية هم الرحمة الرحمانيّة بل هم الاسم الأعظم الَّذي كان ( الرّحمن الرّحيم) تابعين له»
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية؛ مؤلف: امام خمينى- تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، ص78
دیگر اینها گفتنی نیست به قولی این جا که رسید قلم بشکست!
یا آقای «خویی (رضوان الله تعالی علیه)» در کتاب «مصباح الفقاهة» در قسمت توحید که محمدعلی توحیدی هم این کتاب را تقریر کرده است میگوید:
«لا شبهة في ولايتهم على المخلوق بأجمعهم كما يظهر من الأخبار»
ائمه (علیهم السلام) به تمام مخلوقات ولایت تامه دارد.
«لكونهم واسطة في الايجاد، وبهم الوجود، وهم السبب في الخلق، إذ لولاهم لما خلق الناس كلهم، وإنما خلقوا لأجلهم، وبهم وجودهم، وهم الواسطة في الإفاضة، بل لهم الولاية التكوينية لما دون الخالق»
مصباح الفقاهة؛ نويسنده: السيد الخوئي (وفات : 1413)، تحقيق: جواد القيومي الأصفهاني، چاپخانه: العلمية – قم، ناشر: مكتبة الداوري – قم، ج3، ص279
«بل لهم الولاية التكوينية لما دون الخالق»؛ در پایینتر از خدای عالم بر همه خلائق اینها ولایت تکوینی دارند.
اگر ما این طوری امام را شناختیم، لیلة القدر را درک کردیم، زهرای مرضیه این طوری شناختیم که دارد فاطمه زهرا لیلة القدر است.
«وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا»
تفسير فرات الكوفي؛ نویسنده: كوفى، فرات بن ابراهيم، محقق/ مصحح: كاظم، محمد، ناشر: مؤسسة الطبع و النشر في وزارة الإرشاد الإسلامي، ص 581
از شناختنش عاجز هستند. اینها تکههای است که باید توجه شوند و در شب قدر مخصوصا در همچنین شبی که متعلق به امیر المؤمنین (سلام الله علیه) است ایشان صاحب ولایت کبری و تامه است و آن ولایتی که برای رسول اکرم بوده «من کنت مولا فعلی مولاه» برای حضرت امیر المؤمنین هم است.
«من كنت مولاه فعلى مولاه»
الإصابة في تمييز الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412 - 1992، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج4، ص359
«مَنْ كُنْتُ وَلِيَّهُ فَعَلِيٌّ وَلِيُّه»
عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص64، 31 باب فيما جاء عن الرضا (علیه السلام) من الأخبار المجموعة
یعنی تمام آن ولایتی که برای خودش تثبیت بوده برای آقا امیر المؤمنین اثبات کرده است؛ چون امیر المؤمنین هرچه دارد از رسول اکرم دارد. حضرت میفرماید:
«أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص90، ح5
لذا در شبهای قدر که امشب در وسط شبهای قدر قرار داریم و تمام اینها هم شب بیست و سوم قطعی میشود وقتی امضا شد دیگر پایینتر از امضا جا برای نوشتن نیست، جا برای تغییرات نیست باید تمام تلاش مان را امشب به کار ببریم، امیر المؤمنین، صدیقه طاهره و اقا ولی عصر را واسطه پیش خدای عالم قرار بدهیم و از اینها بخواهیم از خدای عالم بخواهند پرونده ما درست امضا شود.
یا از خودشان بخواهیم: (يا مُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ)؛ این از قرآن است، آقایانی که میگویند از قرآن برای ما در مورد استغاثه بیاورید، این صریح در استغاثه است. نمیگوید یا موسی از خدا بخواه...
مجری:
(قَالُوا يا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ)
گفتند: «پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، که ما خطاکار بوديم!»
سوره يوسف (12): آیه97
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
آن واسطه و توسل است؛ قضیه حضرت موسی استغاثه است، (لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ) تو این بلا را از ما دفع کنی، نه از خدا بخواهی خدا دفع کند؛ چون حضرت موسی هرچه دارد از خدا دارد. حضرت عیسی میگوید:
(أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيئَةِ الطَّيرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيكُونُ طَيرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ)
من از گل، چيزي به شکل پرنده ميسازم؛ سپس در آن ميدمم و به فرمان خدا، پرندهاي ميگردد. و به اذن خدا، کور مادرزاد و مبتلايان به برص [= پيسي] را بهبودي ميبخشم؛ و مردگان را به اذن خدا زنده ميکنم.
سوره آلعمران (3): آیه 49
همه را به اذن خدا انجام میدهد. از گل پرنده درست میکنم (فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيكُونُ طَيرًا بِإِذْنِ اللَّهِ) اهلبیت و انبیاء هرچه دارند از ذات مقدس خدای عالم دارند.
مجری:
خیلی ممنون هستم استفاده کردیم، من خیلی سوال داشتم لابلای بحث سوالهای زیادی وجود داشت اما اینقدر بحث خوب بود و به سمت سوی رفت که ما درک لیلة القدر را از لحاظ معرفتی به آن نزدیکتر بشویم.
الحمدلله این توفیق را داشته باشیم، درک این شبهای که در طول عمرمان قرار است درک کنیم و هرکدام شان برابر با یک عمر است، ان شاءالله نصیب همه مان بشود از نفس پیامبر گفتن و حضرت امیر، من این رباعی را بخوانم و ان شاء الله ادامه بحث را خدمت حاج آقای قزوینی باشیم.
از شأن علی فقط خدا آگاه است * از دامن او دست خرد کوتاه است
گفتیم علی ابن ابی طالب کیست * گفتند محمد ابن عبدالله است
پس با فضیلتترین صفتی که از حضرت امیر در قرآن آمده به بیان حضرت امام رضا همین بحث انفسنا است که در آیه مباهله بیان شده است. امیدوارم حداقل ما شیعیان توجه بیشتری به این آیه داشته باشیم و در زندگی مان و در زندگی مؤمنانه مان در مناسبتهایمان و در برنامههای طول سال مان بیشتر به این آیه توجه کنیم.
اما بالاخره در طول تاریخ تحمل این فضیلت حضرت برای خیلی ها سخت بوده است از جمله امویان و اینها برای تحریف دست به کارهای زده اند اگر بیان کنید ممنون میشوم. البته قبلش یک میان برنامه ببینیم و بعد در خدمت شما باشیم.
(میان برنامه)
مجری:
تشکر از عزیزان مان در اطاق فرمان، قطعه ای را که پخش کردند دیدیم و شنیدیم چقدر خوب بود هم ذکر مقدس نام حضرت ولی عصر و این شبهای که متعلق به حضرت است و چقدر خوب است خودمان را در محضر حضرت در طول سال ببینیم، تمام روزها و سالهای سال بخصوص شبهای که به لیلة القدر بودن محتمل است شبهای از این دست که فرمودند شب بیست و یکم به نوعی شب قدر است و ان شاءالله قدرش را بدانیم.
هم از کربلا گفتند و دل ما پر کشید، شبی که شب زیارت حضرت حسین وارد شده است ان شاءالله با معرفت زیارت کنیم امشب بخصوص خودمان را بیشتر در محضر حضرت ببینیم و بدانیم و ان شاءالله نگاه ویژه حضرت ولی عصر شامل حال همه ما بشود.
بحث را ادامه بدهیم و در خدمت حاج آقای قزوینی باشیم و راجع به این فضیلت حضرت مولا که در سوره آل عمران و در آیه مباهله بیان شده است که بالاترین فضیلت حضرت در قرآن به بیان حضرت امام رضا (سلام الله علیه) است صحبت کردند و خیلی اشاراتی خوبی داشتند و در ادامه هم خیلی مباحث خوبی راجع به بحث حجت، امام و پیوندش با شب قدر بیان شد.
جناب استاد آیا امویها این فضیلت حضرت را تحمل کردند؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
جناب اقای شرافت! مظلومیت امیر المؤمنین این نیست که او را بیست و پنج سال خانه نشین کردند. مظلومیت امیر المؤمنین این نیست که پنج سال در حکومتش آن همه جنایت کردند و آن همه بی بندباری کردند. آن همه تبلیغات سوء و هجمههای ناجوانمردانه کردند.
حتی طوری شد که میگفتند مگر علی نماز هم میخواند! مظلومیت حضرت علی این نیست که دَرْ خانه اش را آتش زدند همسرش را جلوی چشمش کتک زدند.
مظلومیت علی در این است که مردم علی را نشناختند، جهل مردم به مقام علی بود. البته حتی خواصش هم همین طور بود. من چند شب قبل عرض کردم وقتی به خانه حضرت هجوم میآورند بعضی از صحابه مثل عمار، مقداد، ابی ذر اینها دارند بال بال میزنند که چرا علی سکوت کرده است؟
عمار میگوید دست من در قبضه شمشیر بود چشمهایم را یک سره به لبهای علی دوخته بودم که لب علی تکان بخورد شمشیر را بکشم؛ ولی دیدم سلمان خیلی بی خیال و راحت راحت است، چرا؟ چون سلمان امیر المؤمنین را شناخته است.
سلمان میداند اراده علی ارادة الله است، خدا دارد میبیند، خدا هر قدرتی دارد و میتواند هرکاری بکند. امیر المؤمنین که مظهر ارادة الله است و به تعبیر امام، آقای خویی، اقای کمپانی، مرحوم نائینی، اقا ضیا عراقی و همه فقهای ما این که ائمه (علیهم السلام) ولایت تامه بر کل خلائق دارند.
یا یک تعبیری خیلی قشنگ امام (رضوان الله تعالی علیه) دارد تعبیر را از مرحوم قمشه ای استاد خودشان نقل میکند. کتاب مصباح الهدایه، چاپ جدید در صفحه 107 امام از مرحوم قمشه ای نقل میکند:
«فالحقيقة المحمّديّة هي الَّتي تجلَّت في صورة العالم والعالم من الذرّة إلى الدرّة ظهورها وتجلَّيها»
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية؛ مؤلف: امام خمينى- تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، ص57
این حقیقت محمدیه است که در تمام عالم تجلی کرده است. «والعالم من الذرّة إلى الدرّة ظهورها وتجلَّيها» عالم از ریزترینش گرفته تا بزرگترین کهکشانها اینها ظهور و تجلی اهل بیت عصمت و طهارت است.
این را امام راحل نقل میکند، از چه کسی نقل میکند؟ مرحوم محمدرضا قمشه ای از عرفای واصل است. روی این امام توضیح و شرح میدهد. بعضی از مطالبی است که گفتنی نیست به قول مرحوم مطهری باید رفت دید.
یکی از اولیاء الله توصیه میکند اگر انسان صبح و غروب یا هر وقت حال دارد متوسل به حضرت ولی عصر بشود خطاب به حضرت ولی عصر آقا جان تو واسطه فیض هستی و هرچه جهان دارد از شئونات شما است، روح عالم هستی شما هستید. همان تعبیری که آلوسی هم دارد.
بعد سه مرتبه سوره توحید بخواند، یک مرتبه که سوره توحید میخواند سه بار سبحان الله بگوید و اراده کند که خدایا ذات تو از هر عیبی منزه است و مرتبه دوم سوره توحید را بخواند و سه مرتبه سبحان الله به این نیت بگوید که خدایا صفات تو از هر عیبی منزه است.
باز سوره توحید را بخواند و بگوید خدایا افعال تو از هر عیبی منزه است. و بعد با هر امامی که کشش دارد. آقایان میگویند هرکسی یک اسم متناظر دارد.
کسانی که دعای جوشن کبیر را میخوانند ببینید از این هزار اسمی که در این دعا آمده با کدام یک از اینها انس دارند و کدام یکی از این اسمها وقتی برده میشود بدنش تغییر پیدا میکند این اسم متناظر او است از عالم زر با این اسم بوده است.
مجری:
این هم نکته ای است که بیشتر به آن توجه شود
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
هرکس یک اسم متناظر دارد، از عالم زر با آن اسم بوده است اگر انسان بتواند اسم متناظر خودش را پیدا کند و با آن مأنوس باشد سریع بالا میرود.
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند * بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت
ملائکه هم نمیتوانند بروند
بار دیگر از ملک پران شوم * آن چه که در وهم تو ناید آن شوم
مجری:
تمام این هزار اسم را با توجه بخواند تا به آن مطلبی که شما فرمودید برسد.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، همچنین هرکسی با یک امام از ائمه (علیهم السلام) متناظر است بعضیها با رسول اکرم صفا میکنند، وقتی نام حضرت را میآورند اشک چشمشان جاری میشود عشق میکنند.
بعضیها با امیر المؤمنین و بعضی با صدیقه طاهره، بعضی با امام مجبتی و بعضی با امام حسین... ببینید با کدام یک از ائمه شما عشق میکنید، نه این که علاقه و محبت دارید.
میگویند مرحوم دولابی میگفت یک شب برفی، خیلی هوا سرد بود یک جایی بودیم من داشتم منزل میرفتم وقت هم گذشته بود ساعت تقریبا دور و بر دوازده یا یک شب بود. برف میآمد و بوران هم بود دیدم یک بنده خدایی همین طور ایستاده دارد یک خانه ای را تماشا میکند.
گفتم جوان چه شده در این هوای سرد که برف میبارد این جا وایستادی؟ گفت حاجی معشوقم در این خانه است آمدم این جا ایستادم ببینیم میآید بیرون را از این پنجره یک نگاه بکند من او را ببینم.
میگوید من گریه کردم گفتم یک معشوق مجازی و مادی کاری کرده این عاشق در دل شب با این هوای سوزان، سرد و برف و بوران آمده منتظر است که معشوقش بیرون بیاید یا از پشت شیشه نگاه کند با این انس بگیرد و آن عشقش آرام بشود.
ببینیم با کدام یک از ائمه وقتی نامش را میبریم عشق داریم، لذت میبریم، یا به تعبیری کیف میکنیم.
خدا را بعد از این که سه مرتبه سوره توحید خوانده شد قسم بدهید به آن امامی که با او مرتبط هستید از خدا بخواهید ائمه (علیهم السلام) را به مقام نورانیتشان به شما معرفی کند.
تا که از جانب معشوق نباشد کششی * کوشش عاشق بیچاره به جای نرسد
ما اگر بخواهیم به جایی برسیم دست مان به دامن حضرت ولی عصر برسد، دست مان به خدا برسد به قول یکی از عرفای بزرگی که مرحوم همدانی که تقریبا اوایل انقلاب مرحوم شد در امامزاده جعفر دفن است یک کسی از ایشان سوال کرد آقا میشود خدمت امام زمان رسید؟ گفت خدمت خدا هم میشود رسید!
همان طور که حضرت موسی دو به دو با خدا حرف میزند. رسول اکرم با خدا مشافهة حرف میزند، اگر واقعا کسی بتواند امکان دارد در زیارت عاشورا میخوانیم:
«وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه»
كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص177
از خدا میخواهیم آن مقام محمودی که شما با خدا دارید، که بین شما و خدا هیچی فاصله نیست؛ حتی حجابهای نورانی هم کنار میرود.
در دعای مناجات شعبانیه میخوانیم:
«إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك»
إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج2، ص687
ما که الان در داخل حجابهای ظلمانی هستیم، گناهان، حسد و کینه، نگاه به نامحرم، نگاه کردن به فیلمهای مبتذل به قدری حجابهای ظلمانی را در دل مان کشیده که در ته حجابهای ظلمانی هستیم.
در این جا ائمه میگوید: (حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ) حجابهای نورانی را کنار بزند.
این جا من یک تکه ای میگویم توکل بر خدا، چون بعضی از اینها اثر وضعی در روحیه انسان دارد، من تکه ای از آن را میگویم امام (رضوان الله تعالی علیه) اگر اشتباه نکنم در رابطه با حجابهای نورانی هم در کتاب اسرار الصلاة شان آن طور که در ذهنم است دارد.
جناب اقای فهری کتابی دارد به اسم «پرواز در ملکوت» دراد که شرح کتاب «اسرار الصلاة» امام است. من این کتاب را آن قدر زیاد مطالعه کردم که سه - چهار بار چسپ شیرازه کردم پاره شد آخر یک روز عصبانی شدم از نخهای ریسمان که کفشها را میدوزند ته کتاب را با این نخ دوختم.
یک روز آیت الله خزعلی دید گفت اقای قزوینی این چیست ته کتاب را شما با نخ دوختید، گفتم این کتاب همیشه در دستم است که تهش با چیز دیگر درست نمیشود. وقتی من چند صفحه از این کتاب را مطالعه میکنم نماز من یک روح دیگری دارد.
ایشان در آن کتاب در مورد حجاب نورانی دارد. ما با ذات اقدس ربوبی هیچ ارتباطی نداریم، به تعبیر امام حسین:
«يَا مَنْ لَا يَعْلَمُ مَا هُوَ إِلَّا هُوَ وَ لَا كَيْفَ هُوَ إِلَّا هُو»
البلد الأمين و الدرع الحصين؛ نويسنده: كفعمى، ابراهيم بن على عاملى (تاريخ وفات مؤلف: 905 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، بیروت: 1418ق، ص361
آنجا به قول آقایان لا اسم ولا رسم است. ذهن احدی از بشر حتی انبیاء هم به آنجا نمیرسد و آنچه که ما میتوانیم با خدای عالم مأنوس شویم اسماء او است.
یا رازق، یا عالم، یا حی، یا قیوم، یا غفار، یا ستار، این اسامی خدای عالم که در حقیقت اشاره ای به مسمی است اشاره به آن ذات اقدس ربوبی است. این اسامی را حجاب نورانی میگویند.
اگر کسی آمد حجابهای نورانی را هم گذراند رفت دو به دو با خدا حرف زد به این میگویند (تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ»؛ رسول اکرم به یک جایی رسید که جبرئیل گفت:
«لَوْ دَنَوْتُ أَنْمُلَةً لَاحْتَرَقَت»
اگر یک بند انگشت جلو بیام میسوزم!
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)؛ نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد ناشر: علامه، ج1، ص179
آنجایی است که رسول اکرم با خدای عالم مشافهة سخن گفت. یک شعری است
محمد دیدن موسی شنیدن * شنیدن کی بود مانند دیدن!
حضرت موسی میگوید: (رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيكَ)
(وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ)
و چون موسي به ميعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت عرض کرد پروردگارا خود را به من بنماي تا بر تو بنگرم فرمود هرگز مرا نخواهي ديد ليکن به کوه بنگر پس اگر بر جاي خود قرار گرفت به زودي مرا خواهي ديد پس چون پروردگارش به کوه جلوه نمود آن را ريز ريز ساخت و موسي بيهوش بر زمين افتاد و چون به خود آمد گفت تو منزهي به درگاهت توبه کردم و من نخستين مؤمنانم
سوره اعراف (7): 143
(رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيكَ)؛ خدایا حالا که صدایت را شنیدم خودت را هم میخواهم ببینم. خدای عالم نا امیدش نکرد و گفت حالا که میخواهی من را ببینی (انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ)؛ به این کوه نگاه کن ببین چه میبینی!
(فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا)؛ حضرت موسی وقتی به کوه نگاه کرد، تجلی الهی باعث شد کوه تکه تکه شد از هم پاشید.
در روایت داریم یکی از شیعیان امیر المؤمنین نگاه کرد کوه تکه تکه شد. (وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا)؛ حضرت موسی افتاد و غش کرد. حضرت موسی با این که صدای خدا را شنیده
(إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى)
من پروردگار توام! کفشهايت را بيرون آر، که تو در سرزمين مقدس «طوي» هستي!
سوره طه (20): آیه 12
عصای دستت را بینداز، دستت را به زیر بغلت قرار بده با همه اینها میگوید خدایا (رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيكَ)؛ خودت را به من نشان بده، خطاب آمد (لَنْ تَرَانِي)؛ هرگز نمیتوانی من را ببینی!
یک شعری سعدی دارد، امشب، شب بیست و یکم است من شعر را به عشق امیر المؤمنین بخوانم
میگوید:
چو رسی به کوه سینا ارنی مگو و بگذر * که نیرزد این تمنا به جواب لن ترانی
اگر به کوه سینا رفتی مثل حضرت موسی ارنی نگو، نگو خدایا خودت را به من نشان بده. این تقاضا به لن ترانی که هرگز نمیبینی نمیارزد.
حافظ یک شعر قشنگی دارد میگوید:
چو رسی به کوه سینا ارنی بگو و بگذر * تو صدای دوست بشنو نه جواب لن ترانی
همین که صدای دوست را میشنوی ولو این که لن ترانی میگوید همین کافی است.
مردم در خانه لیلی صف کشیده بودند، هرکدام ظرفی دست شان بود تا شیر بگیرند لیلی از خانه بیرون آمد در صف دید مجنون هم در وسط صف است، لیلی ظرف مجنون را گرفت به زمین کوبید ظرف شکست. مردم گفتند تو بیخود میگویی من عاشق لیلی هستم لیلی نه تنها با تو رفاقت ندارد جلوی همه آمد ظرفت را شکست.
مجنون گفت:
اگر با دیگرانش بود میلی * چرا ظرف مرا بشکست لیلی
همین که بیرون آمد ظرف من را گرفت این ارزش دارد!
لذا است حافظ میگوید:
چو رسی به کوه سینا ارنی بگو و بگذر * تو صدای دوست بشنو نه جواب لن ترانی
مولوی یک تعبیر قشنگ تری دارد میگوید:
ارنی کسی بگوید که تو را ندیده باشد * تو که بامنی همیشه چه اری چه لن ترانی
(وَهُوَ مَعَكُمْ أَينَ مَا كُنْتُمْ)
و هر جا باشيد او با شما است
سوره حدید (57): آیه 4
(وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ)
و ما به او از رگ قلبش نزديکتريم!
سوره ق (50): آیه 16
از رگ گردن به ما نزدیکتر است.
ارنی کسی بگوید که تو را ندیده باشد * تو که بامنی همیشه چه اری چه لن ترانی!
علامه طباطبایی یک تعبیر قشنگی دارد میگوید:
سحر آمدم به کویت که ببینمت نهانی * ارنی نگفته، گفتی، دو هزار لن ترانی
بعد از عطار نیشابوری است میگوید:
گویم ارنی و زار گویم * ترسم زجواب لن ترانی!
در هر صورت...
ما اگر بتوانیم در این شبهای احیا با آن روح عالم هستی و آن که: (تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ، سَلَامٌ هِي حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ) سنخیت معرفتی داشته باشیم کارمان درست میشود.
روزی تعدادی از صحابه خدمت رسول اکرم بودند، فرمود افضل الناس چه کسی است؟ یکی گفت کسی که زیاد نماز بخواند، نماز خواندن فضیلت است. فرمود نه. یک کسی گفت کسی که در طول سال همیشه روزه میگیرد. فرمود نه.
فردی هم گفت کسی که زیاد حج میرود فرمود نه. فرد دیگر گفت کسی که زیاد جهاد کرده است فرمود نه. بعد فرمود:
«وَ أَفْضَلُكُمْ أَفْضَلُكُمْ مَعْرِفَةً»
با فضیلتترین شما کسی است که معرفتش بالا باشد!
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج3، ص14
شناختش به خدا و به ائمه بالا باشد؛ یعنی هدف از خلقت این است که ما به معرفت الله برسیم. به معرفت النبی برسیم به معرفت امام برسیم این معرفت:
(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيعْبُدُونِ)
من جن و انس را نيافريدم جز براي اينکه عبادتم کنند (و از اين راه تکامل يابند و به من نزديک شوند)!
سوره ذاریات (51): آیه 56
«أی إلا لیعرفون»؛ اگر ما به معرفت رسیدیم کارمان درست میشود، دارد فردی که به معرفت رسیده است یک رکعت نمازش معادل هفتاد سال نماز دیگران است. وقتی میگوید: (إِياكَ نَعْبُدُ) وقتی (وَإِياكَ) میگوید کاملا خودش را در محضر آن خدای آفریننده آسمان و زمین، خدایی که کمالش بی انتها، جمالش بی انتها و جلالش بی انتها است اسمائش حد ندارد، صفاتش حد ندارد ما هرچه از او تعریف میکنیم بعد میگوییم (سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُون)؛ خدا منزه است از این که ما توصیفش میکنیم.
چون هرچه کمال برای خدای عالم تصور میکنیم کمالی که به نظر خودمان کمال است تصور میکنیم نه آن که شایسته و زیبنده خدا است.
لذا امام باقر (سلام الله علیه) میفرماید مورچه که میخواهند خدا را صدا کنند تصور میکنند خدای عالم داری شاخ است از نظر آنها آن مورچه ای که شاخ داشته باشد دیگر بالاترین مقام و فضیلت را دارد.
ما کمالاتی که برای خدای عالم می گوییم همین اندازه که بگوییم خدایا: «ماعرفتک حق معرفتک»، همین بالاترین معرفت است. به این جا اگر برسیم ان شاءالله خداوند کمک کند برسیم در روایت است امام صادق (سلام الله علیه) فرمود مقاماتی ما داریم نه ملک مقربی میتواند تحمل کند و نه نبی مرسلی!
عرض کردند اقا جان پس چه کسی تحمل میکند؟ گفت «مَنْ شِئْنَا»، آن کسانی که ما بخواهیم و ما اراده کنیم. یا کسانی که قلبهای نورانی دارند، سینههای پاک دارند، صدور منیره و قلوب سلیمه، اینها میتوانند به معرفت الله و معرفت امام برسند.
مجری:
خیلی ممنون هستم، من خیلی سوال داشتم و خیلی هایشان مطرح نشد جواب شان باقی مانده است اما الحمدلله بحث باتوجه به نشاطی که در بیان شما بود و مطابق با درک چنین شبهای است نشاط و انبساط خاطر که الحمدلله در بیان تان بود خیلی استفاده کردیم خدا ان شاءالله به شما جزای خیر بدهد و ان شاءالله ما هم جز آن دسته از کسانی باشیم که به این معرفت برسیم، معرفت امام برابر یک عمر زندگی ما را آباد خواهد کرد و ابدیت ما را هم آباد خواهد کرد.
یا صاحب الزمان:
تقدیر مرا نور نگاه تو رقم زد * باید که شب چشم تو را قدر بدانند
اللهم عجل لولیک الفرج؛ التماس دعا خدا نگهدار!














