برنامه محراب خون 22 01 1402 (قسمت سوم)
عنوان برنامه: ویژه برنامه محراب خون (شبهای قدر)
کلیدواژه: شهادت؛ امیر المؤمنین (علیه السلام)؛ شب قدر؛ جایگاه حضرت؛ امام شناسی؛ معرفت؛ حب و بغض مولا علی (علیه السلام)؛ حلال زادگی؛ علامه امینی (ره)؛ مظلومیت امام؛ آیت الله قزوینی!
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: آقای سید محمد صفایی
مجری:
از علی بانگ اذان امشب به گوش ما نیامد * مسجد کوفه پر از جمعیت مولا نیامد
نخلهای کوفه میگیریند و میگویند باهم * آنکه بود از اشک چشمش آبیار ما نیامد
پیر نابینای مسکینی چنین میگفت امشب * ای خدا یار من مسکنین نابینا نیامد
کودکی با کودکی میگفت من بی شام خفتم * آن که بر ما شام میآورد آمد یا نیامد
دامن مادر گرفته گوشه ای ویرانه طفلی * گوید ای مادر بگو امشب چرا بابا نیامد
با صدای پای او لبهای ما میگشت خندان * چشم ما گریان شدُ از او صدای پا نیامد
چاه گوید من از آن مولا هزاران راز دارم * راز دار در میان جامعه تنها نیامد
نام مولا گشته میثم شمع جمع دردمندان * گرچه شب بگذشت آن ماه جهان آرا نیامد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ بِه نَسْتَعین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ وَ أحْشُرْنَا مَعَهُمْ وَالْلعَنْ أعْدائَهُمْ السَّلَامُ عَلَیکَ یَا أمیرَ المُؤمنینْ
عرض سلام، رحمت و رضوان الهی بر شما بینندگان عزیز و ارجمند، عاشقان سینه سوختگان، موالیان امیر المؤمنان حضرت علی ابن ابی طالب (صلوات الله علیه) در هر نقطه ای از جهان.
عرض تسلیت و تعزیت ما به مناسبت امشب، شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان و شهادت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب (صلوات الله علیه) به محضر مولایمان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) و همچنین خدمت همه شما همراهان، بینندگان، عاشقان و موالیان آن حضرت.
ان شاءالله زیارت و شفاعتشان در دنیا و آخرت روزی و نصیب ما بشود و مکتوب بگردد و بهترین مقدرات در امشب برایمان رقم بخورد.
ان شاءالله در رأس همه دعاها، فرج موفور السرور مولایمان حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) واقع بشود لذا با ویژه برنامه محراب خون از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) و از شهر مقدس قم، جوار کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در خدمت شما هستیم!
امشب که مقارن با شب شهادت مولی الموحدین شده است، امشب هم از محضر کارشناس ارجمند و استاد گرانقدر جناب آیت الله دکتر حسینی قزوینی استفاده میکنیم. حضرت استاد سلام علیکم، عرض تسلیت و تعزیت!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته، بنده هم خدمت حضرتعای عرض تسلیت دارم!
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل. السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ
خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان می خواهم!
شهادت اولین مظلوم عالم، مولی الکائن امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب را به پیشگاه مقدس فرزند بزرگوارش بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقه مندان به اهل بیت عصمت و طهارت و شما گرامیان تسلیت عرض میکنم.
خدا را به قلب شکسته امیر المؤمنین قسم میدهم، به فرق شکافته امیر المؤمنین، فرج مولای ما بقیة الله الاعظم هرچه سریعتر نزدیک نموده و همه ما را از یاران خاص و سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بدهد.
امشب، شب آخر مولای امیر المؤمنین است، دیگر غصههای علی، خون دلهای علی، اشک چشمان علی، و درد دلهای علی با چاه امشب به پایان میرسد.
علی دست خدا امشب به جنت مینهد پا را * پیامبر آورد از بهر استقبال زهرا را
ملاقات علی و فاطمه باشد تماشایی * ز مظلومی کند مظلومه ای امشب پذیرایی
نشان بر هم دهند از چشم احمد دور سر بسته * علی فرق شکسته فاطمه پهلوی بشکسته!
که در جنان حضرت زهرا به دو دستی خسته * زخم کاری علی را به نگاهی بسته
ای علی جان! امشب غصهها، خون دلها آن جملههای دلسوز «فَصَبَرْتُ وَ فِي الْعَيْنِ قَذًى وَ فِي الْحَلْقِ شَجًا» به پایان رسید.
«فَصَبَرْتُ وَ فِي الْعَيْنِ قَذًى وَ فِي الْحَلْقِ شَجًا أَرَى تُرَاثِي نَهْبا»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص48
و آن فریاد «لقد ملئتم قلبي قيحا» امشب به آخر رسید. با دیدن رسول اکرم زهرا مرضیه، حضرت حمزه، جعفر طیار، تمام غصههایت علی جان به پایان میرسد.
علی جان! تو را به غصههای دل زهرا، به پهلوی شکسته زهرا، قسمت میدهیم امشب از خدای عالم بخواه هرچه سریعتر غصههای دل فرزند زهرا حجت ابن الحسن هم هرچه سریعتر به پایان برسد.
غربت نزدیک یک هزار و دویست سال آن بزرگوار، آن عزیز، آن مظلوم که مظلومتر از هر مظلومی است به پایان برسد. با آمدنش قلب نازنین او، قلب انبیاء، اولیاء، صدیقین، شهدا، صالحین و ملائکه، مظلومان عالم خوشحال بشوند.
انتقام مظلومان را بویژه انتقام مادرش زهرا را بگیرد، و آب خنکی بر دل مظلومان و ستم دیدگاه عالم ان شاءالله بچشاند.
مجری:
جناب استاد طیب الله انفاسکم، در حقیقت سی سال امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب (علیه السلام) چه کشیدند و آن به آن به این لحظه ای که لحظه وصال پیامبر گرامی و همچنین حضرت زهرای مرضیه طاهره، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بود منتظر بودند!
جناب استاد چون در شب ابتدای ابن برنامه که در حقیقت همان شب نوزدهم ماه مبارک رمضان بود در خدمت جناب استاد بودیم بحثی که آغاز شد پیرامون فضائل کم نظیر و بی همتای امیر المؤمنین (سلام الله علیه) بود لذا امشب هم این بحث را ادامه میدهیم و تا شب پایانی که شب جمعه و پنجشنبه شب که شب بیست سوم و پایانی است باز در خدمت جنابعالی خواهیم بود که این بحث را تکمیل خواهید فرمود.
لذا یک خلاصه ای از جلسه گذشته بفرمایید تا ان شاءالله در خدمت شما باشیم و سوال دیگر را مطرح کنیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
عرض کردیم آقا امیر المؤمنین (سلام الله علیه) در حقیقت گل سرسبد عالم هستی است و فضائل بی نظیر نه تنها در کتب شیعه بلکه در کتب اهل سنت با سندهای صحیح آمده است.
من قبل از این که یک تلخیصی از بحث گذشته داشته باشم، عبارتی از حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) در رابطه با جایگاه علی آن وجود بی همتا، آن وجود بی نظیر است خدمت تان عرض کنم.
حضرت امام جمله ای در کتاب «آداب الصلاة» شان دارد، تقاضا دارم عزیزان دقت کنند امام شناسی یعنی این، معرفت یعنی این، این که امام صادق (سلام الله علیه) میفرماید:
«نَحْنُ- وَ اللَّهِ- الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِي لَايَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، ناشر: دار الكتب الإسلامية، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ج1، ص144
یا تعبیر حضرت سید الشهداء که عرض میکنند یابن رسول الله:
«فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ؟»
میگوید:
«مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُه»
علل الشرائع؛ نويسنده: الشيخ الصدوق (وفات: 381) رده: مصادر حديث شيعه – فقه، تحقيق: تقديم: السيد محمد صادق بحر العلوم، ناشر: منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها - النجف الأشرف، سال چاپ: 1385 - 1966 م، ج1، ص9، باب علة خلق الخلق و اختلاف أحوالهم، ح1
معرفت خدا، با معرفت اهل بیت، ائمه (علیهم السلام) آغاز میشود و با آن هم به پایان میرسد، آن مرحله ای فنای فی الله.
امام (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «آداب الصلاة» خودشان مطلب زیبایی دارد من بارها به دوستان گفتم کتاب آداب الصلاة را بیشتر مطالعه کنند. یک سری معارفی در لابلای این کتاب وجود دارد خیلی زیبا است.
امام (رضوان الله تعالی علیه) در اینجا گفته است در هیچ جا در کتابهای فقهی، اصولی و در صحبتهایشان اشاره نکردند. کتابی که ملاحظه میفرمایید کتاب آداب الصلاة ایشان است که مرکز نشر آثار امام چاپ کرده است و این هم کتاب «پرواز در ملکوت» ایشان و کتاب به زبان فارسی است.
کتاب در اینترنت موجود است و دوستان میتوانند دانلود کنند در موبایلشان داشته باشند، کتاب در سایت حضرت ولی عصر هم موجود است.
من تقاضا دارم عزیزان امشب با این معرفت به استقبال شب قدر بیروند، امام (رضوان الله تعالی علیه) تعبیرش این است «سرحلقه اهل معرفت و خلاصه ای اصحاب محبت و حقیقت أَبِيتُ عِنْدَ رَبِّي وَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِي» است.
میگوید بالاترین مرحله ای اهل معرفت همین جمله ای رسول اکرم است میفرماید من در نزد پروردگارم به استراحت و آرامش پیدا میکنم او من را طعام میدهد و سیرابم میکند.
بعد امام میفرماید "خدایا این چه بیتوته ای است که در دار الخلوت انس، محمد را با تو بوده، و این چه طعام شراب است که با دست خود این موجود شریف را چشاندی و از همه عوالم وارهاندی!
آن سرور را رسد که فرماید «لي مع الله وقت لا یسعه ملک مقرب و لا نبي مرسل» من با خدای عالم ملاقاتها و دیداری دارم که هیچ ملک مقرب و نبی مرسل توانایی مشاهده آن ملاقات را ندارد.
آیا این وقت از عالم اوقات دنیا است یا آخرت است یا وقت خلوتگاه قاب و قوسین و طرح کونین است" تک تک این جملات ساعتها توضیح میخواهد.
جمله جالب این جا است: "چهل روز موسای کلیم صوم موسوی گرفت و به میقات حق نائل شد و خدا فرمود: (فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ لَيْلَةً)؛ با این وصف به مقام محمد نرسید و با وقت احمدی تناسب پیدا نکند"
دوستان این جا را دقت کنند "به موسی (علیه السلام) در میعادگاه (کوه طور) خطاب آمد (فَاخْلَعْ نَعْلَيْك) دو تا کفشت را از خود دور کن، مراد از نعلین عبارت از کفش پای حضرت موسی نبود بلکه محبت اهل بود، این محبت زن و فرزندت را از دلت بیرون کن تا شایستگی دیدار خدا و سخن گفتن با خدا را داشته باشی، موسی اگر میخواهی با خدا هم سخن بشوی باید محبت زن و بچه ات را از دلت بیرون کنی.
به رسول ختمی امر به حب علی شد، دستور آمد یا محمد اگر میخواهی با خدای عالم هم نشین شوی با او ملاقات کنی محبت علی را در دلت جا کن و با محبت علی بیا، چه تفاوتی میان حضرت موسی و رسول اکرم است؟
به موسی میگویند محبت خانواده ات را از قلبت دور کن، تا شایستگی سخن گفتن با خدا را داشته باشی به رسول اکرم میگوید اگر میخواهی با خدا سخن بگویی با محبت و عشق علی بیا!
بعد امام میفرماید: " در قلب از این سِرْ جزوه ای است که دم از او نزنم" میگوید مطالبی در این جا دارم نمیتوانم بگویم. بعد میگوید تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
در پاورقی امام میفرماید: "محبت اهل برای موسی حجاب بود و مبعد، برای حضرت موسی محبت زن و بچه اش حجاب بود نمیتوانست با آن حجاب به دیدار خدا بیرود ولی محبت علی برای رسول الله نه تنها حجاب نبود بلکه خود عین حب خدا بود. من احبکم فقد أحب الله، حب محبوب خدا حب خدا است.
دوستان عزیز این را عشق میگویند این را امام شناسی میگویند، این را معرفت میگویند. ببینیم فاصله ما با اصحاب معرفت چقدر است.
در این ماه رمضان بزرگان و عزیزان این همه سخن گفتند، تمام حرفهای که در این ماه رمضان از بزرگان شنیدید را در یک کفه بگذارید این جمله امام را هم در یک کفه بگذارید ببینید اصلا قابل مقایسه است؟ امام میگوید علی وجودش بی نظیر است این تعبیر امام (رضوان الله تعالی علیه) مسئله را روشن میکند.
به حضرت موسی میگوید با محبت زن و فرزندت میخواهی بیایی نمیتوانی ولی به رسول اکرم میگوید میخواهی بیایی با عشق علی بیا.
ما در جلسه گذشته بخشی از فضائل بی نظیر حضرت را از منابع اهل سنت ذکر کردیم، من جمله نزول هشتاد آیه در قرآن، سیصد آیه در قرآن و حدیث منزلت که میفرماید:
«أنت مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى إلا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1870، بَاب من فَضَائِلِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه، ح2404
این روایت از فضائل بی نظیر امیر المؤمنین (سلام الله علیه) است را مطرح کردیم، و گفتیم بعضی از بزرگان مثل «احمد ابن حنبل» از ترس حکومت بوده یا قضیه چیز دیگر بوده وقتی از حدیث منزلت سوال میکنند میگوید «اُسکت» در موردش حرف نزن!
دررابطه با تفسیر حدیث منزلت سوال نکن؛ چون حدیث منزلت تنها حدیثی است که با منطق قرآن، خلافت امیر المؤمنین را قطعی میکند زیرا در قرآن از خلافت اوصیای انبیاء جز قضیه حضرت هارون حرفی بمیان نیامده است فقط در رابطه با حضرت هارون است که حضرت موسی میگوید (اخْلُفْني في قَوْمي)؛ خلیفه من باش!
وقتی حضرت موسی تقاضا میکند:
(قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيسِّرْ لِي أَمْرِي؛ وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي؛ يفْقَهُوا قَوْلِي وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي؛ هَارُونَ أَخِي، اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي، وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي)
(موسي) گفت: «پروردگارا! سينهام را گشاده کن؛ و کارم را برايم آسان گردان! و گره از زبانم بگشاي؛ تا سخنان مرا بفهمند! و وزيري از خاندانم براي من قرار ده... برادرم هارون را! با او پشتم را محکم کن؛و او را در کارم شريک ساز!
سوره طه (20): آیات 25 تا 32
(وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي؛ هَارُونَ أَخِي، اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي، وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي)؛ برادرم هارون را شریک در امر تبلیغ و رسالت من قرار بده. و خدای عالم میگوید: (أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا)
(قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يعْلَمُونَ)
فرمود: «دعاي شما پذيرفته شد! استقامت به خرج دهيد؛ و از راه (و رسم) کساني که نميدانند، تبعيت نکنيد!»
سوره یونس (10): آیه 89
لذا حدیث منزلت جزء احادیثی است که هیچ راهی برای انکارش نیست. از «علامه حسکانی» هم آوردیم میگوید بعضی از بزرگان پنج هزار سند و روایت در کتب اهل سنت در مورد حدیث منزلت آورده اند.
یعنی در حقیقت میشود گفت سر سلسله تمام احادیث فضائل امیر المؤمنین، چه حدیث غدیر، چه حدیث ولایت، چه حدیث امامت، چه خلافت و دیگر احادیث است.
پنج هزار سند و روایت برای یک حدیث در حقیقت خودش جای این سوال را باز میکند که این انبوه روایت برای چه است؟ برای تنبه و بیداری مردم و درنگی است که ما باید داشته باشیم و قدر روایت و پیام روایت را درک کنیم.
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم جناب استاد، چه جام شیرینی بود در این شب قدر و آن فرازی که از آداب الصلاة نقل فرمودید واقعا یک مقدار انسان در آن تأمل کند و شرح و بسط پیدا کند به جاهای دیگر اصلا شاید برسد.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
روزی ما بود!
مجری:
خیلی ممنون و متشکر، الحمدلله روزی ما و بینندگان عزیز بود. همچنین اشاره به حدیث منزلت فرمودید. منتها احادیث دیگر هم واقعا در زمینه بی نظیر و بی همتای حضرت فراوان است.
وقتی بی نظیر میگوییم یعنی دیگران در آن فضیلت شریک نشده اند، فقط مختص امیر المؤمنین است. جریان سد الابواب هم آمده است که ان شاءالله توضیح میفرمایید جریان چه بوده است. همچنین پیرامون بیت امیر المؤمنین و در مورد خود حضرت امیر المؤمنین که اتفاق افتاد این را هم توضیح بفرمایید ممنون میشوم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در رابطه با سد الابواب، سخن خیلی زیاد است من این بحث را در سه، چهار دقیقه اشاره کنم فقط روایتی را که در شرح مذاهب اهل سنت جناب ابن شاهین از علمای بزرگ اهل سنت است ایشان آورده است به همین اکتفا کنم.
«ابن شاهین متوفای 385» است یعنی معاصر «شیخ صدوق متوفای 381» است و شاید هم زمان «شیخ مفید متوفای 413» را درک کرده باشد. شاید «قاضی عبدالجبار معتزلی متوفای 415» را درک کرده باشد خیلی تفاوت زمانی ندارد.
در کتاب «شرح مذاهب أهل السنة ومعرفة شرائع الدين والتمسك بالسنن» روایتی است که سندا هم کاملا صحیح است و مؤلف کتاب هم میگوید:
«تفرد بهذه الفضيلة علي بن أبي طالب لم يشاركه فيها أحد»
این فضیلتی است که منحصر به علی ابن ابی طالب است، کسی همتایی در این جا ندارد!
«فضيلة لعلي بن أبي طالب رضي الله عنه، حدثنا عبد الله بن سليمان بن الأشعث ثنا يحيى بن حاتم العسكري ثنا بشر بن مهران ثنا شريك عن عثمان بن المغيرة عن زيد بن وهب عن عبد الله بن مسعود قال انتهى إلينا رسول الله صلى الله عليه وسلم ذات ليلة ونحن في المسجد جماعة من أصحابه فينا أبو بكر وعمر وعثمان وعلي وحمزة بن عبد المطلب وطلحة والزبير وسعد وجماعة من أصحابه بعد ما صلينا العشاء فقال ما هذه الجماعة قالوا يا رسول الله قعدنا نتحدث منا من يريد الصلاة ومنا من ينام فقال إن مسجدي هذا لا ينام فيه انصرفوا إلى منازلكم ومن أراد الصلاة فليصل في منزله راشدا ومن لم يستطع الصلاة فلينم فإن صلاة السر تضعف على صلاة العلانية قال فقمنا نتفرق وفينا علي فقام معنا قال فأخذ بيد علي وقال أما أنت فلا إنه يحل لك في مسجدي هذا ما يحل لي ويحرم عليك ما حرم علي فقال له حمزة بن عبد المطلب يا رسول الله أنا عمك وأنا أقرب من علي قال صدقت يا عم إنه والله ما هو عني إنما هو عن الله عز وجل منكر جدا بل علامات الوضع بادية عليه تفرد بهذه الفضيلة علي بن أبي طالب لم يشاركه فيها أحد»
شرح مذاهب أهل السنة ومعرفة شرائع الدين والتمسك بالسنن؛ اسم المؤلف: أبي حفص عمر بن أحمد بن عثمان بن شاهين الوفاة: ذو الحجة / 385ه، دار النشر: مؤسسة قرطبة للنشر والتوزيع - 1415هـ - 1995م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عادل بن محمد، ج1، ص172
روایت را از «عبدالله ابن مسعود» میگوید ایشان میگوید یک شب در خدمت پیامبر بودیم در مسجد جماعتی نشسته بودند از جمله «ابوبکر، عمر، عثمان، علی، حمزه، طلحه، زبیر، سعد و...» بودند.
بعد از نماز عشا حضرت فرمود: «ما هذه الجماعة؟» این جماعت در مسجد چه کار میکنند؟ «قالوا يا رسول الله قعدنا نتحدث منا من يريد الصلاة ومنا من ينام» عرض کردند یا رسول الله در این جا نشستیم داریم صحبت میکنیم چه کسی میخواهد نماز بخواند و چه کسی استراحت کند.
«فقال إن مسجدي هذا لا ينام فيه» حضرت فرمود مسجد من جای خواب نیست، «انصرفوا إلى منازلكم»، بیروید در خانههایتان «ومن أراد الصلاة فليصل في منزله راشدا» میخواهد نماز بخواند (منظور نماز تراویح است) پیامبر اکرم یک شب یا دو شب آمد بعد فرمود بیروید در خانههایتان نماز بخوانید.
آقایان هم هیچ دلیلی ندارند که پیامبر نماز تراویح خوانده باشد، میگویند از بدعتهای خلیفه دوم است ایشان آمد نماز تراویح را راه انداخت و خودش هم گفت این بدعتی است.
«بدعه فنعم البدعة»
بدعت است و چه بدعت خوبی است!
تاريخ المدينة المنورة؛ اسم المؤلف: أبو زيد عمر بن شبة النميري البصري الوفاة: 262هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1417هـ-1996م، تحقيق: علي محمد دندل وياسين سعد الدين بيان، ج1، ص379
«ومن لم يستطع الصلاة فلينم» هرکس میتواند در خانه اش نماز بخواند و نمیتواند در خانه اش بخوابد. خواستیم از مسجد بیرون بیرویم علی هم در مسجد با ما بود، رسول اکرم «فأخذ بيد علي» دست علی را گرفت «وقال أما أنت فلا» علی جان تو خانه نرو.
«إنه يحل لك في مسجدي هذا ما يحل لي ويحرم عليك ما حرم علي» در این مسجد هرچه برای من حلال است برای تو هم حلال است، هرچه برای من حرام است برای تو هم حرام است.
در روایت دارد پیامبر فرمود ورود به مسجد در حال جنابت غیر از من و علی برای احدی جایز نیست.
«فقال له حمزة بن عبد المطلب يا رسول الله أنا عمك وأنا أقرب من علي» حمزه گفت یا رسول الله من عموی شما هستم و از علی به شما نزدیکتر هستم ایشان عمو زاده است من عمو هستم.
«قال صدقت يا عم» حضرت فرمود عمو جان درست گفتی «إنه والله ما هو عني» این که گفتم علی باید در مسجد بماند حرف من نیست. «إنما هو عن الله عز وجل» این دستور خدای عالم است دستور من نیست. بعد میگوید: «تفرد بهذه الفضيلة علي بن أبي طالب لم يشاركه فيها أحد»
خیلیها به رسول اکرم اعتراض کردند ولی رسول اکرم همین جواب را داد این که علی ابن ابی طالب میتواند در مسجد بماند این حرف من نیست، این حرف خدای عالم و دستور خدا است.
یا مثلا در کتاب «صحیح سنن ترمذی» نه در کتاب «سنن» بخش صحیح آن را عرض میکنم که ناصر الدین آلبانی هم روی آن کار کرده است در جلد سوم، صفحه 524 میگوید:
«عن بن عَبَّاسٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَمَرَ بِسَدِّ الْأَبْوَابِ إلا بَابَ عَلِيٍّ»
وقتی مدینه تشریف آوردند، مسجد که درست شد صحابه در اطراف مسجد خانه ساختند، هرکسی هم از خانه اش یک در به مسجد باز کرده بود حضرت فرمود تمام درها ببندید مگر در علی ابن ابی طالب را. روایت را «آلبانی» میگوید:
«صحيح الضعيفة تحت الحديث»
صحیح است در سلسلة الاحادیث الضعیفه این را من آوردم.
صحيح وضعيف سنن الترمذي (8/ 232، بترقيم الشاملة آليا)
کتاب «مستدرک – حاکم نیشابوری» یک تعبیری دارد میگوید وقتی پیامبر فرمود:
«سدوا هذه الأبواب إلا باب علي»
همه درها را بستم و در علی را باز گذاشتم
«فقال فيه قائلكم»
به پیامبر اعتراض کردند.
(وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يكُونَ لَهُمُ الْخِيرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا)
هيچ مرد و زن با ايماني حق ندارد هنگامي که خدا و پيامبرش امري را لازم بدانند، اختياري (در برابر فرمان خدا) داشته باشد؛ و هر کس نافرماني خدا و رسولش را کند، به گمراهي آشکاري گرفتار شده است!
سوره احزاب (33): آیه 36
(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ)
اي کساني که ايمان آوردهايد! اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا و
سوره نساء (4): آیه 59
نزدیک ده دوازده تا آیه در این زمینه داریم.
مجری:
اطاعت از رسول خدا واضح است.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، ولی اعتراض کردند. پیامبر فرمود:
«والله ما سددت شيئا ولا فتحته»
من از پیش خودم نه دری را بستم و نه دری را گشودم.
«ولكن أمرت بشيء فاتبعته»
خدا به من دستور داد، در همه صحابه را ببندم و در علی را باز بگذارم و از این هم تبعیت کردم. بعد حاکم میگوید:
«هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص135، ح4631
همچنین «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «فتح الباری» جلد 8 صفحه 331 میگوید:
«كان لنفر من الصحابة أبواب شارعة في المسجد فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم سدوا هذه الأبواب الا باب علي فتكلم ناس في ذلك فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم اني والله ما سددت شيئا ولا فتحته ولكن أمرت بشيء فاتبعته أخرجه أحمد والنسائي والحاكم ورجاله ثقات»
دستور داد همه درها را ببندید جز در علی، «فتكلم ناس في ذلك» یک عده ای هم اعتراض کردند در این جا «ناس في ذلک» میگوید. این که ناس چه کسانی هستند، گمان نمیکنم از یهودیها و مسیحیها آمده باشند صحابه هستند.
«فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم اني والله ما سددت شيئا ولا فتحته ولكن أمرت بشيء فاتبعته» قسم به خدا من نه دری را بستم و نه باز کردم بعد میگوید: «أخرجه أحمد والنسائي والحاكم ورجاله ثقات» این روایت را احمد، نسائی و حاکم آورده و رجالش ثقات است.
بعد دارد:
«وعن بن عباس قال أمر رسول الله صلى الله عليه وسلم بأبواب المسجد فسدت الا باب علي وفي رواية وامر بسد الأبواب غير باب علي فكان يدخل المسجد وهو جنب ليس له طريق غيره اخرجهما أحمد والنسائي ورجالهما ثقات»
فتح الباري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب، ج7، ص14 و 15
فكان يدخل المسجد وهو جنب ليس له طريق غيره؛ امیر المؤمنین (سلام الله علیه) تنها کسی بود که در حال جنابت وارد مسجد میشد و غیر از در وردی مسجد در دیگری نداشت. باز میگوید احمد و نسائی نقل کرده و رجالهما ثقات.
امشب، شب بیست و یکم است خیلی مناسب نیست بیایم قضیه خوخه را مطرح کنم، این را عرض کنم هر حدیثی در فضیلت امیر المؤمنین است یک چیز بدلی مثل آن آقایان درست کرده اند. میگویند آقای ابوبکر هم یک منزلی داشت و از منزلش یک خوخه، یک سوراخی به طرف مسجد ایجاد کرده بود از آن سوراخ نگاه میکرد که در داخل مسجد چه میگذرد.
خودتان با سندهای معتبر نقل کردید، این را «ابن تیمیه» و دیگران دارند ابوبکر در مدینه منزل نداشت خارج از مدینه منزل داشت. وقتی پیامبر از دنیا رفت ابوبکر خارج مدینه بود. فردای آن روز با خبر شد که پیامبر از دنیا رفته است.
ما قبلا هم عرض کردیم ان شاءالله در قیامت در محکمه عدل امیر المؤمنین این مسائل مطرح میشود کسانی که این حدیث را جعل کردند باید پاسخگو باشند.
اگر این طور بود در قضیه سقیفه آقایان باید میگفتند آی مردم پیامبر همه درها را بست فقط یک سوراخ از منزل ابوبکر به طرف مسجد باز ماند این فضیلت بزرگی برای ایشان است. اصحاب از مهاجرین و انصار این را میپذیرفتند که این فضیلت خیلی بزرگی است چرا این را آنجا مطرح نکردند.
وقتی که به ابوبکر در مورد خلافتش اعتراض میکردند، هیچ کدام نه ابوبکر، نه خلیفه دوم عمر، نه عثمان، نه طلحه، نه زبیر و نه خالد حتی یک نفر بلند نشد یکی از این فضیلتها را ذکر کند و مسئله را فیصله بدهد.
ان شاءالله در محکمه عدل الهی همه اینها روشن خواهد شد.
مجری:
جناب استاد جای تعجب است که اینها به قول حضرتعالی به آن سوراخ کوچک استناد میکنند و به دری که در خانه بود همیشه باز بود و تنها در امیر المؤمنین به مسجد بود به آن استناد نمیکنند و قبول نمیکنند.
من میخواهم به حدیث دیگر در مورد حب و بغض امیر المؤمنین اشاره بفرمایید ولی فکر میکنم شرح و توضیح آن یک مقدار طولانی بشود لذا یک توقف و میان برنامه ببینیم و ان شاءالله خدمت شما بینندگان عزیز خواهیم بود.
(میان برنامه)
مجری:
دیده بگشا ای به شهد مرگ نوشینت رضا * دیده بگشا بر عدم ای مستی هستی فزا
دیده بگشا ای پس از سوء القضاء حسن القضاء * دیده بگشا از کرم رنجور دردستان علی
عرض تسلیت و تعزیت خدمت شما بینندگان عزیز و گرامی و همچنین در خدمت شما با ویژه برنامه محراب خون در شب شهادت مولی الموحدین امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب (صلوات الله علیه) هستیم.
ان شاءالله با یک معرفت علوی به استقبال لیلة القدر دوم بیرویم همچنان در خدمت استاد گرامی و ارجمند آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم و پیرامون فضایل بی همتای امیر المؤمنین سخن میفرمایند.
در بخش قبلی برنامه به حدیث سد الابواب اشاره فرمودند حدیثی که پیرامون وجود مقدس امیر المؤمنین و آن واقعه تاریخی وارد شده بود.
جناب استاد حدیث و روایت دیگری پیرامون حب و بغض امیر المؤمنین است این که فرمودند:
«لَا يُحِبُّكَ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا يُبْغِضُكَ إِلَّا مُنَافِقٌ»
الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص134
میخواهیم این روایت را از نظر سندی بفرمایید اهل سنت پیرامون این روایت چه میگویند و بخصوص نظر ابن تیمیه حرانی پیرامون این روایت چیست؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
قبل از پاسخ به سوال حضرتعالی این نکته را عرض کنم شعری که در میان برنامه گذاشتند خیلی برایم جالب بود.
نمیگویم که مقدادم نمیگویم که عمارم * صریح و ساده میگویم علی جان دوستت دارم!
امشب هم مشخص است:
در یک شب ناگذیر از پا افتاد * یک چهره بی نظیر از پا افتاد!
در مسجد کوفه این صدا میپیچد* مظلومترین امیر از پا افتاد.
آنان که به اندازه من خون جگر اند * با کاسه شیر منتظر پشت در اند.
یتیمانی که نیمههای شب نان و خرما برایشان میآمد تازه شب گذشته فهمیدند که این را برایشان علی میآورد. بچههای یتیم شنیدند طبیب گفته درمان علی شیر است این بچههای یتیم نمیدانم با چه عشقی هرکدام با کاسه ای از شیر پشت در خانه علی صف کشیدند.
آنان که به اندازه من خون جگرند * با کاسه شیر منتظر پشت در اند.
مولای غریب کوفه شد وقت نماز* برخیز اذان بگو همه منتظر اند
کوفه امشب التهاب محشر است * کوفه امشب کربلای دیگر است
قلب مجنون سوی صحرا میرود * حیدر امشب سوی زهرا میرود
در رابطه با حدیث: «لَا يُحِبُّكَ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا يُبْغِضُكَ إِلَّا مُنَافِقٌ» باز جناب «ابن شاهین» در کتاب «شرح مذاهب اهل سنت» صفحه 176 از «ام سلمه» همسر رسول اکرم نقل میکند میگوید از پیامبر شنیدم در خانه من به علی فرمودند:
«عن أمه عن أم سلمة قالت سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول لعلي في بيتي لا يحبك إلا مؤمن ولا يبغضك إلا منافق ... تفرد بهذه الفضيلة علي بن أبي طالب لم يشاركه فيها أحد»
علی تو را جز مؤمنین دوست نمیدارند و جز منافق کسی تو را دشمن نمیدارند!
شرح مذاهب أهل السنة ومعرفة شرائع الدين والتمسك بالسنن؛ اسم المؤلف: أبي حفص عمر بن أحمد بن عثمان بن شاهين الوفاة: ذو الحجة / 385ه، دار النشر: مؤسسة قرطبة للنشر والتوزيع - 1415هـ - 1995م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عادل بن محمد، ج1، ص176
بعد جالب است میگوید: «تفرد بهذه الفضيلة علي بن أبي طالب لم يشاركه فيها أحد» این فضیلت را تنها علی ابن ابی طالب دارد، احدی از صحابه همچنین تعبیری در موردشان نیامده است.
در کتاب «صحیح مسلم» است عزیزان دقت کنند «صحیح بخاری و صحیح مسلم» نزد آقایان بعد از قرآن صحیحترین کتابها است.
از حضرت امیر است:
«قال عَلِيٌّ وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إنه لَعَهْدُ النبي الْأُمِّيِّ صلى الله عليه وسلم إلي أَنْ لَا يُحِبَّنِي إلا مُؤْمِنٌ ولا يُبْغِضَنِي إلا مُنَافِقٌ»
قسم به خدایی که حبه را شکافت، بشر را آفرید، این پیمان رسول اکرم به من است که فرمود محبت من فقط در قلب مؤمن جا میگیرد و در قلب غیر مؤمن جا نمیگیرد. قلب منافق مملو از بغض است.
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج1، ص86، ح78
در این رابطه حرف خیلی زیاد است. اقای «قرطبی متوفای 671» است در تفسیرشان جلد اول صفحه 267 میگوید:
«روي عن جماعة من الصحابة أنهم قالوا: ما كنا نعرف المنافقين على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم إلا ببغضهم لعلي عليه السلام»
الجامع لأحكام القرآن؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي الوفاة: 671، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج1، ص267
میگوید تنها نشانه ای که منافقین را در زمان پیامبر میشناختیم بغض علی ابن ابی طالب بوده است.
در بعضی از روایات است البته زیاد نمیخواهم در آن زمینه توضیح بدهم خیلی فرصت نیست. روایات متعدد داریم که نشانه طیب ولادت و حلال زادگی حب علی است.
مرحوم «علامه امینی» در کتاب «الغدیر» دارد بعضی از صحابه فرزندانی که داشتند شک میکردند خانم شان در حق شان خیانت کرده است یا نه. عزیزان میدانند قبل از اسلام بحث ازدواج شراکتی رسم بوده؛ چون عربها دختران را میکشتند زن کم بود.
بعد چهار نفر، پنج نفر با یک خانم ازدواج میکردند و بچه ای که به دنیا میآورد قیافه شناس میآوردند شبیه هر پدری بود فرزند را متعلق به آن شخص میدانستند.
«زمخشری» میگوید وقتی «معاویه» به دنیا آمد سر ایشان چهار نفر دعوا میکردند «ابو سفیان» یک مقدار پول به «هند» داد، تا گفت این فرزند برای «ابو سفیان» است. این را خودشان نقل کردند به ما ربط ندارد. (مال بد بیخ ریش صاحبش) در این مورد افراد دیگر غیر از «زمخشری» هم آورده اند.
بعد «علامه امینی» دارد بعضی از صحابه شک داشتند که این فرزند برای خودش است یانه، بچه را در کوچه ای که امیر المؤمنین عبور میکرد قرار میدادند بدون این که این بچه علی را بشناسد، میگفتند بچه این مرد را دوست داری یانه؟
اگر میگفت دوست دارم یقین میکرد بچه برای خودش است و اگر میگفت از این مرد بدم میآید متوجه میشد که این بچه طیب ولادت ندارد.
ای خدا علی چقدر مظلوم است! این مطلب را آقا زاده «علامه امینی» که یک شب مهمان ما بود برای من نقل کرد، گفت در بیمارستان بالای سر پدرم «علامه امینی» بودم میگفت در آخرین لحظات دیگر صدایش در نمیآمد حرف بزند ما گوشمان را نزدیک دهانش میبردیم تا متوجه شویم چه میگوید.
میگفت ایشان که روی تخت بود متوجه شدم لبهایش حرکت میکند احساس کردم میخواهد با من حرف بزند، گوشم را نزدیک دهانش بردم، گفت پسرم ای کاش خدای عالم از اول تا آخر خلقت به من عمر میداد این مطلب را در روی تخت بیمارستان در آخرین لحظات عمرش میگوید.
گفتم بابا میخواهی کتاب «الغدیر» را که یازده جلد است بیست و دو جلد یا بیشترش کنی؟ گفت نه پسرم، اما آرزو داشتم خدا از اول خلقت تا آخر خلقت به من عمر بدهد بنشینم برای مظلومیت علی گریه کنم! خیلی درد است.
اما این که فرمودید «ابن تیمیه» چه میگوید. من نمیدانم شب، شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان است خود تبری جستن هم از آداب امشب است میگوید زیاد اللهم العن قتلت امیر المؤمنین بگویید.
و برائت از دشمنان و نواصب خیلی مهم است. خداوند آیت الله «کورانی» را حفظ کند میگوید من در خیلی از موارد با لعن به ابن تیمیه از خدا حاجت میگیرم.
کتاب «منهاج السنه» جلد 7 صفحه 147 این حدیث را میآورد میگوید:
«و قد علم قدح كثير من الصحابة في علي»
عده ای از صحابه نسبت به علی ابن ابی طالب اعتراض میکردند و اشکال میگرفتند.
«إنا نعلم بالاضطرار أن عأمة المنافقين لم يكن ما يعرفون به من لحن القول هو بغض علي»
میگوید خیلی از منافقین اصلا علی را نمیشناختند تا بغض علی را داشته باشند. ملاحظه بفرمایید چه حرفی است که دارد میزند؛ یعنی مرغ پخته از این حرف خنده اش میگیرد.
بعد میگوید:
«أن عليا لم يكن أعظم معاداة للكفار و المنافقين من عمر»
خود خلیفه دوم از علی ابن ابی طالب مبغوضتر برای منافقین و کفار بود. کفار و منافقین آنقدری که از عمر بدشان میآمد از علی بدشان نمیآمد!
بعد دارد:
«بل و لا نعرف انهم كانوا يتأذون منه كما يتأذون من عمر»
آن طوری که منافقین از دست عمر اذیت شدند و اذیت را تحمل کردند از دست علی آنقدر اذیت نشدند.
من نمیدانم در جنگ نهروان که چهار هزار نفر را امیر المؤمنین کشت، خلیفه دوم چند تا از این منافقین را زد و دماغش خون آمد.
«كان بغضهم لعمر اشد»
بغض منافقین نسبت به خلیفه دوم بیش از بغضشان به علی ابن ابی طالب است.
منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج7، ص147
من گمان میکنم اگر به دیوانههای دیوانه خانه این مطلب را بگوییم خنده شان میگیرد!
ملاحظه بفرمایید این کتاب «مصنف ابن ابی شیبه متوفای 235» است. من همین جا جواب «ابن تیمیه» را بدهم تا برائت مان با ولایت همگام باشد. «ابن ابی شیبه» استاد «بخاری» است ایشان در جلد 6 دارد بعضی ها به عمر اشکال کردند چرا از منافقین در حکومتت استفاده میکنی؟
عمر گفت:
«نستعين بقوة المنافق وإثمه عليه»
من از تخصص منافقین استفاده میکنم، گناهش هم به عهده خودش است.
الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج6، ص200، ح30653
آقای «ابن تیمیه» شما میگویی منافقین از عمر بیشتر بدشان میآمد تا از علی ابن ابی طالب، با عمر مشکل داشتند، ایشان می گوید «نستعين بقوة المنافق» این مطلب در کتاب شیعه هم نیست بلکه در کتاب «ابن ابی شیبه» است.
«کنز العمال متقی هندی» از «حذیفه» نقل میکند به ایشان گفتند: «إنك تستعين بالرجل الفاجر»
«أن حذيفة قال لعمر: إنك تستعين بالرجل الفاجر فقال عمر: إني لأستعمله لأستعين بقوته ثم أكون على قفائه ( قفائه: القفا مقصور مؤخر العنق»
كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال؛ اسم المؤلف: علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ج5، ص307، ح14338
داری از افراد فاسق در حکومت استفاده میکنی، گفت من از اینها استفاده میکنم و مراقب شان هستم. اگر اینها از عمر بدشان میآمد چطور خلیفه دوم اینها را در حکومت و در مسند امور قرار میداد و مسئولیتها را به اینها واگذار میکرد؟
مجری:
معنایش در حقیقت همدستی میشود
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
باید «ابن تیمیه» جواب بدهد، نمیخواهیم زیاد وارد بشویم.
بعد میگوید:
«في الصحيح عن النبي صلى الله عليه و سلم انه قال آية الأيمان حب الأنصار و آية النفاق بغض الأنصار و قال لا يبغض الأنصار رجل يؤمن بالله و اليوم الآخر فكان معرفة المنافقين في لحنهم ببغض الأنصار أولى فان هذه الأحاديث اصح مما يروى عن علي انه قال انه لعهد النبي الأمي إلي انه لا يحبني إلا مؤمن و لا يبغضني لا منافق فان هذا من أفراد مسلم و هو من رواية عدي بن ثابت عن زر بن حبيش عن علي و البخاري عن هذا الحديث بخلاف أحاديث الأنصار»
منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج7، ص147
«لا یبغض علیا الا المنافق» درست نیست آیه نفاق بغض علی نیست، آیه نفاق بغض انصار است. پیامبر فرمود: «لا يبغض الأنصار رجل يؤمن بالله و اليوم الآخر»؛ یک سوال از آقای «ابن تیمیه» داریم میگوید حب انصار ایمان است، بغض انصار نفاق است.
آقای «ابن تیمیه» سوال کردن اشکال ندارد، ما توهین نمیکنیم در کتاب «تاریخ طبری» جلد سوم در سقیفه انصار در یک طرف بودند و مهاجرین در یک طرف بودند. این که چه کار کردند و زدند دهان «حباب ابن منذر» را شکستند کار نداریم.
«سعد ابن عباده» رئیس انصار است میگوید ایشان را داشتند زیر دست و پا لِهْ میکردند.
«فقال عمر اقتلوه قتله الله»
سعد ابن عباده انصاری را بکشید خدا او را بکشد!
تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص244
آقای «ابن تیمیه» شما میگویید بغض الانصار نفاق، این که خلیفه دوم میگوید «اقتلوه قتله الله» این از حب «سعد ابن عباده» بود یا از بغض «سعد ابن عباده» بود.
باز کتاب «تاریخ طبری» جلد 3 صفحه 223 دارد:
«وَقَالَ قَائِلٌ حِينَ أُوطِئَ سَعْدٌ: قَتَلْتُمْ سَعْدًا، فَقَالَ عُمَرُ: قَتَلَهُ اللَّهُ! إِنَّهُ مُنَافِقٌ»
تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص223
وقتی خلیفه دوم دستور داد و داشتند به «سعد ابن عباده» لگد میزدند گفتند سعد را کشتند عمر گفت: «قَتَلَهُ اللَّهُ! إِنَّهُ مُنَافِقٌ»؛ اصلا خود «سعد ابن عباده» متهم به نفاق شد، شما میگویی «حب الأنصار و آية النفاق بغض الأنصار»؛ ایشان که میگوید این اقا منافق است آقای «ابن تیمیه» چه کار کنیم؟
آقای «ابن تیمیه» ای کاش میتوانستی این ها را برای ما جواب میدادی، حتی در کتاب «النهایه فی غریب الحدیث – ابن اثیر» که کتاب لغت است در جلد چهارم ایشان هم میگوید:
«وَفِي رِوَايَةٍ (إِنَّ عُمَرَ قَالَ يَوْمَ السَّقِيفة: اقْتلوا سَعْدًا قَتَلَه اللَّهُ)»
النهاية في غريب الحديث والأثر؛ اسم المؤلف: أبو السعادات المبارك بن محمد الجزري الوفاة: 606، تحقيق: طاهر أحمد الزاوى - محمود محمد الطناحي الناشر: مؤسسة إسماعيليان للطباعة والنشر والتوزيع - قم – ايران:1384ش ، ج4، ص13
در کتاب «لسان العرب» هم «ابن منظور» در جلد 11، صفحه 549 همین تعبیر را دارد:
«وَفِي رِوَايَةٍ: أَن عُمَرَ قَالَ يَوْمَ السَّقِيفة اقْتُلُوا سَعْدًا قَتَلَه اللَّهُ»
لسان العرب؛ اسم المؤلف: محمد بن مكرم بن منظور الأفريقي المصري الوفاة: 711، دار النشر: دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولى، ج11، ص549
آقای «ابن تیمیه» امیدوارم حرفهای بی اساسی که میزنی تبعاتش را هم در نظر گرفته باشی.
بعد جالب است میگوید «مسلم» این روایت را آورده، «بخاری» این روایت را نیاورده است!
آقای «ابن تیمیه» روایت «عشره مبشره» که در چندین جای کتابهایت از آن دم زدی در کجای کتاب «بخاری» آمده است این را میتوانی به ما بگویی؟ روایت «عشره مبشره» جزء اساس مذهب شما است در کجای کتاب بخاری آمده است؟
شما میگوی حدیث «لا یحبني الا مؤمن و لا یبغضنی الا منافق» را چون تنها «مسلم» در کتابش آورده، «بخاری» نیاورده قابل قبول نیست اگر این طور باشد خیلی از مسائل است که آن را نه بخاری آورده و نه مسلم آورده است.
کل احادیث بخاری دو هزار هفتصد و خرده ای شده است، صحاح سته شما نزدیک ده هزار تا روایت دارد.
در هر صورت...
بعد میگوید:
«و حديث علي قد شك فيه بعضهم»
منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج7، ص147
بعضی در حدیث « لا یحبنی الا مومن و لا یبغضنی الا منافق» شک کردند. آقای «ابن تیمیه» اگر در یک روایت «صحیح مسلم» شک کردند، نسبت به روایات دیگر هم شبهه، شبهه محصوره است غیر محصوره نیست.
در شبهه محصوره اگر من میدانم ده تا لباس است یکی از این لباسها قطعا نجس است از هیچ کدام از این لباسها نمیتوانم استفاده کنم؛ چون شبهه، شبهه محصوره است، هر لباس را بردارم ممکن است همان لباس نجس آن باشد.
روایات «صحیح مسلم» هم کاملا مشخص و محدود است شما روایت «لا یحبنی الا مؤمن و لا یبغضنی الا منافق» را زیر سوال بردی شما از هر حدیثی که در صحیح مسلم و بخاری است استفاده کنی «حکم الامثال فی ما یجوز و فی ما لا یجوز واحد» میگوییم شاید این جزء آنهای باشند که بعضی ها شک کرده باشند.
این که میگویی «و حديث علي قد شك فيه بعضهم» ای کاش این بعضها را میاوردی ما هم متوجه میشدیم غیر از شما که سرکرده نواصب و در رأس منافقین هستی چه کسی در روایت «لا یحبنی الا مؤمن و لا یبغضنی الا منافق» شک داشته است.
نکته مهم این است که من میخواهم اقای «ابن تیمیه» با «صحیح بخاری» با تو حرف بزنم به من این را جواب بده، طرفداران «ابن تیمیه» و شبکههای وهابی که این همه سنگ ابن تیمیه را به سینه میزنید پاسخ دهید.
کتابی را که ملاحظه میفرمایید کتاب صحیح بخاری است بیایید از طرف ابن تیمیه جواب بدهید.
«لقد خَوَّفَ عُمَرُ الناس وَإِنَّ فِيهِمْ لَنِفَاقًا»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص 1341، ح3467
بعد از نبی مکرم یک عده ای گفتند پیامبر از دنیا رفته است، عمر آمد مردم (یعنی صحابه) را ترساند «وَإِنَّ فِيهِمْ لَنِفَاقًا»؛ در میان صحابه نفاق بوده، در میان اینها نفاق بوده است.
این را بفرمایید این «لقد خَوَّفَ عُمَرُ الناس وَإِنَّ فِيهِمْ لَنِفَاقًا»؛ صحابه ای که متهم به نفاق شدند چه کسانی بودند؟ نفاق را برای ما روشن کنید. شما گفتید «بغض الانصار نفاق» از این طرف عمر مردم را یعنی کل صحابه را ترساند تمام کسانی که بعد از رحلت پیامبر جمع شدند به فکر کفن و دفن پیامبر بودند اینها همه بزرگان صحابه هستند.
افراد عادی که آنجا نمیآیند، بزرگان آنجا آمده بودند، میگوید اینها منافق بودند، این که میگویی منافق بودند این منافقین چه کسانی هستند؟ آقای ابن تیمیه میتوانید اینها را برای ما بیان کنید؟
من نمیخواستم بگویم ولی چون این آدم پست و رذل نسبت به امیر المؤمنین دارد جسارت میکند از «تفسیر ابن کثیر» شاگرد خودش میخواهم نقل کنم جلد 4 صفحه 180 دارد:
«أن عمر قال لحذيفة أنشدك الله أمنهم أنا»
تفسير القرآن العظيم؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1401، ج2، ص386
میگوید خلیفه دوم به «حذیفه» گفت: «أنشدك الله أمنهم أنا» حذیفه صاحب سِرْ پیامبر بود، اسامی منافقین را داشت.
در منابع است وقتی یکی از صحابه از دنیا میرفت، صحابه نه مسیحی و نه یهودی، وقتی صحابه ای از دنیا میرفت خلیفه دوم نگاه میکرد حذیفه به نمازش میآید یا نمیآید اگر میآمد نماز بخواند متوجه میشد این از منافقین نیست میآمد نماز میخواند اگر چنانچه حذیفه در نماز میت یک صحابه نمیآمد عمر میفهمید این جزء منافقین است و نماز نمیخواند.
روزی خلیفه دوم به حذیفه گفت تو را به خدا قسم آیا من هم جزء منافقین هستم یا نیستم؟ اگر من از دنیا رفتم برایم نماز میخوانی یانه؟ در نماز من شرکت میکنی یانه؟
آقای ابن تیمیه! من به جواب حذیفه کار ندارم، خود جناب خلیفه دوم سوال میکند آیا من هم جزء منافقین هستم یا نیستم؟ اینجا هزار و صد سوال پیش میآید، من سوالات را نمیخواهم طرح کنم و جواب هم نمیخواهم بدهم.
از شبکه های وهابی میخواهم بیایند به من توضیح بدهند، این که خلیفه دوم میفرماید جناب حذیفه تو را به خدا قسم من هم جزء اینها هستم یانه؟ چه کسی همچنین سوالی را میپرسد؟ آیا علی ابن ابی طالب آمد پرسید أنا منهم؟ سلمان گفت أنا منهم؟ ابوذر گفت أنا منهم؟ طلحه، زبیر گفتند أنا منهم؟ کدامشان گفتند؟ چرا از میان این همه افراد فقط جناب خلیفه دوم همچنین سوال میپرسد و آن هم حذیفه را قسم میدهد.
در هر صورت...
ما نمیدانیم!
مصلحت نیست که از پرده بیرون افتاد راز * ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست.
آقایانی از شیعهها که دل پرخونی دارند و یک سری حرفهای میزنند، من کار ندارم حرفهایشان درست است یا درست نیست، من اهانت به مقدسات اهل سنت را حرام و خلاف شرع میدانم در آن هیچ شک و شبهه ای نیست.
این مطالبی که آقایان خودشان در کتابهای خودشان آوردند اینها را به ما جواب بدهند. مطالبی که شما از صحابه و غیر صحابه در کتابهایتان آوردید بیایید اینها را توضیح بدهید. اگر بعضی از افراد تندی میکنند اینها را در کتابهای شما میبینند.
ما فقط نقل قول میکنیم رد میشویم، تحلیل هم نمیکنیم میگوییم نمیدانیم درست است یا درست نیست. آقا بیایید بررسی کنید سندش درست است یا سندش درست نیست. پیام روایت چیست شما بیایید تحلیل کنید ما تحلیل نمیکنیم.
اما این مطالب در کتابهای شما چه میکند؟ چرا این مطالب در کتابهای شما وجود دارد؟
یا «تفسیر طبری» که ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه جلد 7 میگوید تفسیر طبری و تفسیر ابن حاتم از تفاسیری است که در احادیث قابل اعتبار است.
«من التفاسیر التي یعتمد علیها في المنقولات»
همین آقا در جلد یازده صفحه 647 این مطلب را مطرح میکند.
«وَذُكِرَ لَنَا أَنَّ عُمَرَ قَالَ لِحُذَيْفَةَ: أَنْشُدُكَ اللَّهَ أَمِنْهُمْ أَنَا؟ قَالَ: لَا وَاللَّهِ، وَلَا أُؤَمِّنُ مِنْهَا أَحَدًا بَعْدَكَ "»
جامع البيان عن تأويل آي القرآن؛ اسم المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن خالد الطبري أبو جعفر الوفاة: 310، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1405، ج11، ص647
آیا جز منافقین من هم هستم یانه؟ سوال کردن اشکال ندارد، توهین کردن حرام است. آقایان این همه دارند نسبت به شیعه اهانت میکنند، اگر کسی چهار تا مطلب از منابع شیعه نقل کند قتلش را واجب میدانند، اموالش را تصاحب میکنند و...
از «عبدالمالک ریگی» میپرسند روی یک جوان چند سال کار میکنید تا آماده بشود کمربند انفجاری را ببندد و بیرود خودش را در میان مردم هم خودش را تکه تکه کند و هم تعداد از شیعهها را به شهادت برساند؟
میگوید ما کاری نمیکنیم همین نوارهای که از بعضی از منبریها و مداحها در رابطه با خلفا و عایشه است این را باز میکنیم و طرف بشکه ای از باروت میشود هرچه میگوییم انجام میدهد.
اولا بزرگان و آقایان منبری و مداحها باید دقت کنند اگر میخواهند چیزی نقل کنند بگویند کتابهای شما این را آورده است این مطالب وجود دارد ما هیچ اظهار نظر نمیکنیم بیایید اینها را به ما جواب بدهید. اینکه خودشان بیروند بالای منبر یک حرفی بزنند خیلی زیبنده نیست.
اگر فرصت شد ان شاءالله در یک جلسه مفصل در رابطه با توهینهای که ابن تیمیه نسبت به حضرت امیر انجام داده است عرض میکنم تا اینها یک مقدار ببینند اگر واقعا صحابه عزیز است علی هم باید عزیز باشد.
همان طور که توهین به خلیفه اول، دوم، عایشه جرم است توهین به امیر المؤمنین هم باید جرم باشد. چرا شما از آن طرف میگویید:
«من أنكر خلافة الصديق أو عمر فهو كافر»
حاشية رد المختار على الدر المختار شرح تنوير الأبصار فقه أبو حنيفة؛ ابن عابدين، محمد أمين بن عمر (متوفاي1252هـ)، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر. - بيروت. - 1421هـ - 2000، ج1، ص 561
«من انكر امامة ابي بكر فهو كافر»
إمتاع الأسماع بما للنبي من الأحوال والأموال والحفدة والمتاع؛ المؤلف: المقريزي، أحمد بن علي بن عبد القادر بن محمد (متوفاى845 هـ)، تحقيق وتعليق محمد عبد الحميد النميسي، ناشر: منشورات محمد علي بيضون دار الكتب العلمية ـ بيروت، الطبعة الأولى، 1420 ه ـ 1999م، ج9، ص218
«من قال إن أبا بكر وعمر ليس إمامي هدى يقتل»
تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج 52، ص 201
«وإن أنكر خلافة الصديق فهو كافر ... من أنكر إمامة أبي بكر الصديق رضي الله عنه فهو كافر وقال بعضهم هو مبتدع والصحيح أنه كافر»
فتاوى السبكي؛ اسم المؤلف: الامام أبي الحسن تقي الدين علي بن عبد الكافي السبكي الوفاة: 756هـ، دار النشر: دار المعرفة - لبنان/ بيروت، ج2، ص576
ولی از این طرف «من انکر خلافة علي» هیچ مشکلی ندارد و واکنشی ندارید. تا زمان «احمد ابن حنبل» اصلا علی را جزء خلفاء چهار گانه نمیشمردند. میگفتند خلیفه اول ابوبکر، عمر، عثمان و معاویه!
حتی پسر «احمد ابن حنبل – عبدالله» از پدرش سوال میکند پدر قضیه چیست اینها که دارند مطالب نقل میکنند علی را جزء خلفا نمیدانند؟ «ابن حنبل» میگوید:
«من لم يربع بعلي في الخلافة فهو أضل من حمار»
منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج1، ص537
وقال أحمد بن حنبل من لم يثبت الإمام لعلي رض فهو أضل من حمار أهله»
التمهيد والبيان في مقتل الشهيد عثمان؛ اسم المؤلف: محمد بن يحيى بن أبي بكر المالقي الأندلسي الوفاة: 741، دار النشر: دار الثقافة - الدوحة - قطر - 1405، الطبعة: الأولى، تحقيق : د. محمود يوسف زايد، ج1، ص176
کسی که علی را خلیفه چهارم نمیداند گمراهتر از الاغ طویله اش است! این اولین جمله ای است که ما از احمد ابن حنبل داریم میشنویم.
من بارها این مطلب را گفتم یقینا حضرت امیر عبارتی که «احمد ابن حنبل» گفته جبران میکند. یقینا عنایتی خواهند کرد.
یا شما کتاب «تاریخ صغیر بخاری» را ملاحظه کنید ایشان در صفحه 57 و 119 اسم خلفا را میآورد میگوید خلیفه اول ابوبکر دو سال و خرده ای خلافت کرد، خلیفه دوم عمر دوازده سال و خرده ای خلافت کرد، خلیفه سوم عثمان سیزده سال و خرده ای خلافت کرد. خلیفه چهارم را معاویة ابن ابی سفیان ذکر میکند.
مجری:
یکباره روی معاویه میرود.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
این در صفحه 57 بود. در صفحه 119 میگوید خلیفه اول ابوبکر، خلیفه دوم عمر، خلیفه سوم عثمان بعد دارد:
«وكانت الفتنة خمس سنين»
التاريخ الصغير؛ أبى عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري؛ تحقيق: محمود إبراهيم زايد، فهرس أحاديثه، يوسف المرعشي، دار المعرفة، بيروت – لبنان، الطبعة الأولى 1406 ه - 1986م؛ ج1، ص 118 و 119
از دوران خلافت امیر المؤمنین تعبیر به سالهای فتنه میکند. چرا اینجا یک نفر عصبانی و ناراحت نمیشود، یک نفر صدایش در نمیآید، شما فقط یک طرفی غش میکنید.
اگر واقعا ما بدانیم کسی به ابوبکر جسارت میکند، حق دارید ناراحت بشوید ما هم با شما همصدا هستیم، اما چرا وقتی نسبت به امیر المؤمنین توهین میکنند صدای شما در نمیآید؟ این نشان میدهد بر این که یک مسائلی پشت پرده است. یک مسائلی است که این برای شیعه قابل تحمل نیست.
امیدوارم آن دسته از افرادی که سنگ صحابه را به سینه میزنند و درست هم است من حق به آنها میدهم سنگ علی را هم به سینه بزنند ایشان را هم جزء صحابه حساب کنند.
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم جناب استاد، من خیلی دوست داشتم البته فضائل حضرت امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) خیلی بیشتر از اینها است منتها فکر نکنم در دقایقی که در این جلسه باقی مانده است برسیم، دوست داشتم یک مقدار از مظلومیت حضرت بفرمایید.
دوستان به من اشاره داشتند تماسها بر قرار است آقای بهادری از کرج تماس دارند سلام اقای بهادری بفرمایید.
تماس بینندگان برنامه
بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)
سلام علیکم ورحمة الله خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و جناب سید بزرگوار آقای صفایی، بنده هم شهادت مظلومانه اول و آخرین مظلوم عالم هستی علی ابن ابی طالب را خدمت آقا امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) و ملت شریف و قهرمان ایران علی الخصوص شیعیان جهان عرض تسلیت دارم.
حضرت آقا در مورد ابن تیمیه الان چند وقت است دارم میگردم، اینقدر ما از کتاب «منهاج البدعه» داغ هستیم این مردک دیوانه میگوید علی ابن ابی طالب و حسین ابن علی به مراتب بیشتر از جناب عثمان مستحق قتل بودند. اگر بنا شود امر دائر مدار باشد علی و حسین پسرش توسط امت کشته بشوند تا عثمان این بهتر است این دو نفر کشته بشوند چون (نستجیر بالله) عامل فتنه بودند!
این مطلب را آقای ابن تیمیه حرانی میگوید خدا عذابش را زیاد کند. در جای دیگر باز ایشان میگوید در کره زمین جناب حضرت داود (علیه السلام) از انبیاء بنی اسرائیل و جناب عثمان عبدالناس و عضد الناس بودند. میگوید علی به عثمان از نظر عبادت نمیرسد، والله همه به این حرف میخندند.
ملاحظه بفرمایید جناب عثمان چه کسی است؟ در شمال آفریقا هرچه آن زمان مالیات فرستادند مثلا پنجاه هزار دینار طلا، این را به چه کسی داد؟ به دامادش مروان ابن حکم. عبای ایشان که به یکی از بستگان خانمش داده بود صد دینار طلا ارزش داشته است و خیلی اشرافی زندگی میکرده است.
آقای «ولدورانت» شیعه نیست مغز متفکر صیهونیسم تاریخی در «هاروارد انگلستان» است، ایشان میگوید به این دلیل آمدند آقایان جناب عثمان را انتخاب کردند؛ چون ضعیفترین عنصری بود که میشد به او مسلط شد یعنی بی اراده و ضعیف بود. این را ما شیعیان که نگفتیم آقای «ولدورانت» گفته است.
سوالی که من دارم ایشان در رابطه با «عشره مبشره» اگر بتواند به ما بگوید حدیث صحیح در این رابطه دارند یا ندارند که پیامبر گفته باشد من ده نفر را انتخاب کردم اینها هرکاری تا روز قیامت بکنند چه بد و چه خوب داخل بهشت هستند.
حضرت آقا! سند این روایت جعلی است این را نبیره عموی عمر ساخت چون بعد از آن خانم عایشه گفت همه صحابه جز چند نفر مرتد شدند، به خاطر که آبروی صحابه نرود «عشره مبشره» را درست کردند. والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته.
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم، بله جناب استاد هم اشاره فرمودند. بیننده بعد آقای «سلطانی از کرج» پشت خط ارتباطی هستن سلام بر شما بفرمایید
بیننده: (آقای سلطانی از کرج – شیعه)
سلام علیکم، شب شهادت حضرت علی (سلام الله علیه) را تسلیت عرض میکنم. حضرت آیت الله حسینی قزوینی عزیز افتخار ما است خدا ان شاءالله همه شما عزیزان و زحمت کشان را از جمیع بلیات حفظ کند و مریضها را هم شفا بدهد.
زیاد وقت شما را نمیگیرم یک توسل مختصر داشته باشیم
بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم، السلام علیک یا ابا الحسن، یا علی ابن ابی طالب.
سلام بر حرم پاک و با صفای علی * به قبر و گنبد ایوان دلگشای علی
من از دیار نجف بوی یار میشنوم * رسد به گوش دلم بانگ ربنای علی
امشب صدای ناله مولا نیامد * تنهای شهر خویش در صحرا نیامد
امشب تمام نخلهای کوفه مردند * آب از سرشک دیدة مولا نخوردند
امشب به هر ویران سرا با اشک خونین * طفل یتیمی سفره ای را کرده رنگین
ای نخلها معشوق صحرا را ندیدید * ای چاهها آیا صدایش را شنیدید
بیمار درد و غم، طبیبت را چه کردی * ای پیر نابینا حبیبت را چه کردی
ای با خبر از درد و خاموشان کجایی* ای مشعل بزم فراموشان کجایی
امشب شه لا فتی میمیرد * آن مظهر رحمت خدا میمیرد
دل زینب نوایش آتشین است * علی مظلوم، علی جان
عزادار امیر المؤمنین است * علی مظلوم، علی جان
شبه ملک عدالت به محراب عبادت * زتیغ ابن ملجم رسیده بر شهادت
علی مولا، علی جان * علی مولا، علی جان
الا ای ابرها امشب بگیریید بر آن مظلوم عالم...
عزای بوتراب است * حسن در التهاب است
حسین سر در گریبان * دل زینب کباب است
آقا مهدی فرمود هر موقع حاجت دارید، در خانه عمه ام زینب بیروید، امشب زینب چه حالی دارد؟ آی حاجت مندان به خانم متوسل بشوید...
مجری:
احسنتم خیلی ممنون و متشکرم، طیب الله انفاسکم جناب اقای سلطانی که با ما همراه بودید، حسن ختامی بر برنامه بود. جناب استاد فرصت زیادی نداریم کلمات پایانی حضرتعالی را بشنویم و با بینندگان عزیز خدا حافظی کنیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
من خیلی دوست داشتم آخرین جمله ای که از خلیفه اول نقل کردند، ایشان پشیمان بود ای کاش خانه زهرا را مورد هجوم قرار نمیدادم.
جمله ای که از خلیفه دوم نقل میکنند، اینها در صحیح بخاری هستند.
«وَدِدْتُ أَنَّ ذَلِكَ كَفَافٌ لاَ عَلَيَّ وَلاَ لِي»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1354
من سر به سر راضی هستم که نه عذاب و نه ثوابی باشد.
ابن شبه میگوید:
«لوددت أني خرجت منها كما دخلت فيها لا أجر ولا وزر»
از خدا پاداش نمیخواهم و عذابم هم نکند!
تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج44، ص424
یا ابن جوزی در کتاب تاریخش (تاریخ ابن الخطاب) دارد خلیفه دوم:
«لو كان لي ما طلعت عليه الشمس لافتديت به من كرب ساعة يعني بذلك الموت فكيف بي ولم أرد النار بعد»
در آخرین لحظه دیدند خلیفه دوم خیلی ناراحت است میگفت «لو كان لي ما طلعت عليه الشمس لافتديت به من كرب ساعة فكيف بي ولم أرد النار»؛ گرفتار آتش جهنم نشوم.
«اسد الغابه ابن اثیر جذری»، این ختم کلام ما در این برنامه باشد. دکتر جمعه از اساتید و امام جمعه الازهر این کتاب را تحقیق کرده است در جلد 4 میگوید شب بیست و یکم بود حضرت امیر (سلام الله علیه) گاه از هوش میرفت و دوباره به هوش میآمد.
ام کلثوم پشت پرده گریه میکرد، حضرت فرمود دخترم آرام باش
«فلو ترين ماذا أَرى لما بكيت»
اگر آنچه که من میبینم تو میدیدی هرگز گریه نمیکردی!
راوی میگوید پرسیدم:
«يا أَمير المؤمنين، ما ترى؟»
چه میبینی؟
فرمود:
«هذه الملائكة وفود، والنبييون»
میبینم ملائکه دسته دسته به استقبال من میآیند و پیامران دسته دسته آمدند!
«وهذا محمد»
رسول اکرم است.
«يقول: يا علي، أَبْشِر، فما تصير إِليه خَيرٌ مما أَنت فيه»
ای علی بر تو بشارت باد!
أسد الغابة في معرفة الصحابة؛ اسم المؤلف: عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد الجزري الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عادل أحمد الرفاعي، ج4، ص131
یا تعبیری که «زمخشری» در کتاب «ربیع الابرار» جلد 4 دارد خیلی تعبیر قشنگی است. «اسماء بنت عمیس» است ایشان قبلا همسر ابوبکر بود بعد همسر امیر المؤمنین شد.
امیر المؤمنین از شدت جراحت از هوش رفت دوباره به هوش آمد.
«فقال: مرحباً، مرحباً، الحمد لله الذي صدقنا وعده، وأورثنا الجنة»
ملاحظه بفرمایید در آخرین جمله اش چقدر تفاوت است.
«فقيل له: ما ترى؟»
گفتند یا علی با چه کسی داری حرف میزنی؟
«قال: هذا رسول الله، وأخي جعفر، وعمي حمزة»
رسول خدا، و برادرم جعفر و عمویم حمزه به استقبال من آمده اند!
«وأبواب السماء مفتحة، والملائكة ينزلون يسلمون علي ويبشرون، وهذه فاطمة قد طاف بها وصائفها من الحور، وهذه منازلي في الجنة»
درهای آسمان را برای ورود من گشودهاند، ملائکه دسته دسته میآیند، سلام و بشارت میدهند. حضرت زهرا با دسته ای از حوریان بهشتی به استقبال من آمدهاند، دارم جایگاه خودم را در بهشت میبینیم.
«لمثل هذا فليعمل العاملون»
ربيع الأبرار؛ اسم المؤلف: أبو القاسم محمود بن عمرو بن أحمد، الزمخشري جار الله (المتوفى: 538هـ) الوفاة: 538، دار النشر: ، ج1، ص438
الا لعنة الله علی القوم الظالمین؛ وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون!
مجری:
احسنتم، طیب الله انفاسکم، جناب استاد حسینی قزوینی، ان شاءالله مأجور و موفق و مؤید باشید. ان شاءالله در شب پایانی این ویژه برنامه شب جمعه باز در خدمت جناب استاد خواهیم بود و از فضائل مولا علی (علیه السلام) میشنویم.
از همه شما عزیزان التماس دعای ظهور و دعای فرج و دعای خیر داریم ما و تمام شیعیان موالیان امیر المؤمنین (صلوات الله علیهم اجمعین) را از دعای خیرتان فراموش نفرمایید و عرضه میداریم:
«اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ وَ اكْحُلْ مَرَهِي بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهَّلَ مَخْرَجَه وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُكْ بِي مَحَجَّتَهُ وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ وَ اشْدُدْ أَزْرَه وَ قَوِّ ظَهْرَهُ وَ اعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلَادَكَ وَ أَحْيِ بِهِ عِبَادَك»
والسلام علیکم وحمة الله و برکاته














