برنامه عیدا لله – 11 04 1402 (قسمت اول )
عنوان برنامه: نعمت ولایت
کلیدواژه: امیر المؤمنین (علیه السلام)؛ عید غدیر؛ من کنت مولاه؛ فهذا علی مولاه؛ محبت اهل بیت (علیهم السلام)؛ نعمت ولایت؛ زندگی جاودانه؛ امامت؛ خلافت؛ عهد و پیمان؛ صحابه؛ احتجاج به غدیر؛ مباهله؛ مناظره!
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: سید مهدی حسینی
مجری:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الرَّحْمَنُ؛ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الأَئِمَّةِ عليهم السلام»
عرض سلام، احترام و شاد باش خدمت همه شما بینندگان عزیز و محترم و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛
خیلی خرسندم که خداوند به ما توفیق داد حضرت امیر نگاه کرد9 و میتوانیم از این شب به مدت هشت شب با ویژه برنامه عید الله در خدمت شما عزیزان باشیم؛ امیدوارم ما را همراهی بفرمایید ان شاء الله از حضرت امیر بگوییم و از عید سعید غدیر خم و چه لذت و نعمتی بالاتر از این و هر چقدر خدا را بابت این نعمت شاکر باشیم قطعاً هنوز جای شکر دارد خیلی محضر شما تبریک عرض می کنیم بالاتر از همه محضر ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تبریک عرض می کنیم، آقا جان شما نگاهی به برنامه بکنید تا ان شاء الله بتوانیم هر آن چه که شما دوست دارید و مورد عنایت شما هست به زبان جاری بکنیم.
چقدر لذتبخش است حتی تصور این که روز جمعه، روز عید غدیر هست مصادف با ظهور حضرت مهدی بشود. به این فکر بکنیم که عیدی مان را از دست حضرت حجت بگیریم فکر کردن به آن ایرادی ندارد فرض محال که محال نیست ان شاء الله هر چه زودتر فرج حضرت را خدا برساند.
در خدمت کارشناس محترم، عزیز و بزرگوار حضرت آیت الله دکتر «حسینی قزوینی» هستیم. جناب استاد سلام علیکم و رحمة الله اسعد الله ایامکم چقدر لذتبخش و مسرت بخش که یک سال دیگر گذشت و عید غدیر باز در خدمت تان هستیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته اسعد الله ایامکم
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل. السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ
یابن الحسن ایام غدیر، ولادت ولایت جدت امیر المؤمنین را اول به محضر نورانی حضرت شما تبریک و تهنیت می گوییم و بعد به همه بینندگان عزیز و علاقمندان اهل بیت عصمت و طهارت در هر کجای این کره خاکی که بیننده برنامه هستند تکرار برنامه را می بینند تبریک عرض می کنیم.
خدا را قسم می دهیم به آبروی علی، به آبروی علی، به آبروی علی عیدی ما را فرج موفور السرور مولای مان بقیة الله الاعظم قرار بدهد و ما را از یاران خاص آن نازنین وجود قرار بدهد ان شاء الله!
طبق برنامه همیشگی، مطلع عرائض مان را با یادی از نام صدیقه طاهره (سلام الله علیه) آغاز می کنیم.
اسرار حقیقی حیاتم زهراست * معنای عبادتم صلاتم زهراست
دیگر چه غم از کشاکش این دنیا * وقتی که فرشته نجاتم زهراست
ای در تو خلاصه حسن خلقت زهرا * نور ازلی عرش و جنت زهرا
اقرار به فضلِ کرم و رحمت تو * شد شرط تکامل نبوت زهرا
ای کوثر حسن بی کران یا زهرا * حسن تو فراتر از بیان یا زهرا
از نور عبادت تو روشن می شد * هر روز تمام آسمان یا زهرا
«یا مولاتي یا فاطمة اغیثنا، بحق أبیک رسول الله وبعلک امیر المؤمنین و ولدک الحسن والحسین والائمة المعصومین من ذریة الحسین»
مجری:
استاد! دوست دارم قبل از این که وارد بحث بشویم و سوالاتم را آغاز کنم چند کلمه یا چند جمله ای بشنویم راجع به احساس شور، شعف و محبتی که از چند روز گذشته تا الان در دل مان افتاده است و الحمد لله می بینیم همه دارند آماده می شوند به بهترین شکل برای برگزاری عید سعید غدیر خم و به کوری چشم دشمنان حضرت امیر داریم می بینیم هر سال جذاب تر و پر شورتر از سال قبل است.
یعنی این چراغی است که هیچ وقت خاموش نمی شود راجع به این محبت یکی دو نکته بگویید بهره ببریم و این که الحمد لله این محبت در دل مان هستم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
در روایات متعدد داریم خدای عالم در عالم زَر ولایت اهل بیت را به کل خلائق و موجودات از ملائکه، انسان، جن، حیوانات، جمادات و نباتات عرضه کرد آن های که روز ازل پذیرفتند رشته قلم چطور پیچید!
عنایت ازلی شامل حال عده ای شد. عنایات ازلی شامل حال عده ای هم نشد. و این نعمتی است که خدای عالم بدون آن که عملی در برابرش انجام داده باشیم در اختیار ما قرار داده است.
امام صادق (سلام الله علیه) فرمود قدر نعمت ولایت ما را در دنیا شما نمی دانید در آخرت قدرت و برکات ولایت ما را دیدید تازه آن جا متوجه می شوید خدا چه نعمت بزرگی به شما کرم کرده بود.
یا در روایت است کسی خدمت حضرت می آید می خواهد اظهار ارادتی کند می گوید یابن رسول الله نعمت ولایت شما را با دنیا عوض نمی کنم. حضرت غضبناک می شود می گوید دنیا چه ارزشی دارد که ولایت ما را داری با دنیا مقایسه می کنی؟ این چه حرفی است؛ یعنی تو اصلاً ارزش ولایت ما را متوجه نشدی!
حضرت فرمود ولایت ما حیات، زندگی، برکت و نجات جاودانه است. در محضر و جوار اهل بیت جاودانه بودن است این را چطور شما می خواهید با دنیا عوض کنید؟
یک لحظه، یک میلیاردم ثانیه بودن در محضر اهل بیت، در دنیا که هیچ «و ما فی الدنیا» که هیچ بلکه این دنیا را بتواند میلیارد هم اضافه کنند باز در برابر ولایت این ها قبال مقایسه نیست. و این نعمتی است که خدای عالم در روایت آقا امام صادق است هر کسی را که دوست داشت این نعمت را به او داده است.
هم وِلایت هم وَلایت «امام (رضوان الله تعالی علیه)» در «آداب الصلاة»شان تعبیری دارد می گوید بعضی ها بین وِلایت و وَلایت تشخیص ندادند. از استاد بزرگوارشان مرحوم «شاه آبادی» نقل می کند می گوید این که در کتاب «کافی» و جاهای دیگر داریم:
«بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْءٍ مَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ يَوْمَ الْغَدِيرِ»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص21، بَابُ دَعَائِمِ الْإِسْلَام، ح8
می گوید این ولایت به فتح واو است که در ردیف نماز، روزه و حج آمده است مقداری برتر از این ها ولایت به کسر واو عبارت از آن ولایتی است که ما دنبالش هستیم.
بعد ایشان می فرماید عبادت پوسته هست ولایت مغز است. عبادت، نماز و زکات جسم است ولایت روح است باطن ولایت، عبادت است. باطن روزه و نماز ولایت است.
ولذا باید این ولایت را قدر بدانیم مخصوصاً ایام غدیر را پیشاپیش روایتی را که مرحوم «شیخ طوسی» در «تهذیب» یکی از کتب اربعه شیعه است در جلد 6، صفحه 24 روایتی را نقل می کند روایت خیلی مفصل هست.
راوی می گوید خدمت امام رضا (سلام الله علیه) بودیم جمعیت در مجلس موج می زد سخن از غدیر شد
«مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَمَّارٍ الْكُوفِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ الرِّضَا (علیه السلام) وَ الْمَجْلِسُ غَاصٌّ بِأَهْلِهِ فَتَذَاكَرُوا يَوْمَ الْغَدِيرِ فَأَنْكَرَهُ بَعْضُ النَّاسِ فَقَالَ الرِّضَا (علیه السلام) حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ (علیه السلام) قَالَ»
گفت غدیر چه است؟ غدیری وجود ندارد آقا امام هشتم (سلام الله علیه) شروع به سخن گفتن کرد فرمود:
«إِنَّ يَوْمَ الْغَدِيرِ فِي السَّمَاءِ أَشْهَرُ مِنْهُ فِي الْأَرْضِ»
غدیر در آسمان ها مشهورتر از زمین هست!
روایت خیلی مفصل است تا آن جایی که می گوید بینندگان عزیز دقت کنند عاشقان و دلباختگان غدیر، امام رضا فرمود:
«وَ الله»
به خدا قسم
«لَوْ عَرَفَ النَّاسُ فَضْلَ هَذَا الْيَوْمِ بِحَقِيقَتِهِ»
اگر مردم حقیقت فضیلت روز غدیر را درک کنند
«لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ فِي كُلِّ يَوْمٍ عَشْرَ مَرَّات»
ملائکه با آن ها روزی ده بار دست می دهند و مصافحه می کنند!
خیلی زیاد نمی خواهم روایت را توضیح بدهم همین که حضرت می فرماید اگر مردم بدانند چه فضیلتی دارد بعد می گوید خدای عالم برای روز غدیر فضیلتی قرار داد که
«مَا لَا يُحْصَى بِعَدَدٍ.»
از نظر عدد قابل شمارش نیست!
تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى، ج6، ص25
مرحوم «سید ابن طاوس» در کتاب «اقبال»، جلد 2، صفحه 282 از قول امام صادق نقل می کند:
«وَ هُوَ عِيدُ اللَّهِ الْأَكْبَرُ»
عید بزرگ خدای عالم، غدیر است
«وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِيّاً إِلَّا وَ تَعَيَّدَ فِي هَذَا الْيَوْمِ»
صد و بیست و چهار هزار پیغمبر مبعوث نشدند مگر این که روز غدیر را عید گرفتند.
«وَ عَرَفَ حُرْمَتَهُ وَ اسْمُهُ فِي السَّمَاءِ يَوْمُ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَ فِي الْأَرْضِ يَوْمُ الْمِيثَاقِ الْمَأْخُوذِ وَ الْجَمْعِ الْمَشْهُودِ»
حرمت و احترام غدیر را نگه داشتند اسم غدیر در آسمان ها «يَوْمُ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ» و در زمین «يَوْمُ الْمِيثَاقِ الْمَأْخُوذِ وَ الْجَمْعِ الْمَشْهُودِ» است.
إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج1، ص476
در این زمینه روایات خیلی زیاد داریم به همین اندازه اکتفاء می کنیم.
مجری:
سوالاتم را با یک شبهه شروع می کنم یکی از شبهاتی که عمدتاً می بینیم «وهابیون» و معاندین خیلی آن را مطرح می کنند این که چرا خود حضرت امیر (صلوات الله علیه) پیرامون موضوع امامت خودشان به حدیث غدیر استناد نکردند؟ یا اگر احیاناً همچنین چیزی هست چرا این ها همچنین شبهه ای را می گویند و ما چه جوابی بدهیم؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
«وهابی»ها و اذناب شان در شبکه های پلید «وهابی» یکی دو هفته مانده به غدیر هر سال شروع می کنند تحت عنوان افسانه غدیر و امثال این ها؛ یک سری خزعبلاتی را مطرح می کنند غیر از این که بگوییم
مَه فشاند نور و سگ عو عو کنند
غیر از این چیز دیگری نیست. ولی این عبارت را اشاره کردید «محمد ابن عبد الوهاب» صاحب کتاب «رسالةٌ فی الرَّد علی الرافضة» در این کتاب در رابطه با وصیت می گوید:
«إن مفيدهم ابن المعلم قال في كتابه روضة الواعظين»
«شیخ مفید» شیعه در کتاب «روضة الواعظین» باید بگوییم خاک بر سرت «روضة الواعظین» مال «فتّال نیشابوری» است برای شیخ مفید نیست؛ یعنی این اندازه حتی اسم کتاب ها و مؤلف را نمی دانند چقدر اینها بیچاره هستند؟ ایشان در آن جا، در رابطه با غدیر مطالبی گفته است «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاه»
تا آن جایی که ایشان صحبت می کند می گوید اگر چنانچه غدیر درست بود و خلافتی از غدیر بود.
«ولو كان نصاً لادعاها علي رضي الله عنه»
اگر غدیر درست بود دلیل بر خلافت و امامت علی بود خود حضرت علی ادعا می کرد.
«لأنه أعلم بالمراد»
خود علی بهتر از هر کس می دانست آیا غدیر وجود داشت؟ دلالت بر ولایت و خلافت می کند یا نه؟
«ودعوى ادعائها باطل ضرورة»
اگر کسی بگوید علی ادعا کرد این ضرورتاً باطل است!
رسالة في الرد على الرافضة؛ اسم المؤلف: محمد بن عبد الوهاب الوفاة: 1206 هـ، دار النشر: مطابع الرياض - الرياض، الطبعة: الأولى، تحقيق: تحقيق الدكتور / ناصر بن سعد الرشيد، ج1، ص5 و 7
بعد یک سری فحاشی هایی نسبت به شیعه مطرح می کند.
آقای «ابن حجر هیتمی – متوفای 974»، جلد 1 ایشان هم از قافله عقب نمانده است، بعضی از آقایان توصیه می کنند کتاب «ابن حجر هیتمی مکی»، «صواعق المحرقة» درباره فضائل ائمه چه و چه گفته است.
اما آقایان توجه ندارند این آقا هدفش از نوشتن کتاب عقاید شیعه بود خودش اول کتاب می گوید دیدم در اطراف «مکه» جوان های اهل سنت به طرف شیعه کشیده می شوند این کتاب را نوشتم جوان ها به طرف مذهب شیعه کشیده نشوند.
مطالب باطل، ضعیف و بی اساس در این کتاب الی ماشاء الله زیاد است من جمله:
«كيف يكون ذلك نصا على إمامته ولم يحتج به هو ولا العباس رضي الله تعالى عنهما ولا غيرهما وقت الحاجة إليه»
خود علی در هیچ جا نگفت غدیر دلالت بر امامت من دارد و نه «عباس» عموی پیغمبر و نه غیر آن ها «وقت الحاجة إلیه» وقتی که این ها به استدلال به غدیر احتیاج داشتند همچنین چیزی نگفتند.
در آخر می گوید:
«أدنى فهم وعقل بأنه علم منه أنه لا نص فيه على خلافته عقب وفاة النبي صلى الله عليه وسلم»
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة؛ اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: 973هـ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ج 1، ص 111
کسی که «أدنیٰ فهمی» عقلی دارد یعنی کوچک ترین فهم، عقل و شعوری دارد. کسی عقل و فهم داشته می داند که غدیر هیچ گونه دلیل بر خلافت حضرت امیر نیست.
از آن طرف «قلمداران» از پرچمداران نفاق و منحرفین در «قم» بود نطفه نا پاکی بود لقمه نا پاکی داشت و ... کتابی دارد «شاهراه اتحاد» این کتاب در «قم» چاپ شد ولی اخیراً «فهرست مکتب ملک الفهد وطنیة» کتابخانه ملی «ملک فهد» در «ریاض» این کتاب را چاپ کرده است.
این کتاب «فارسی» است آن جا چاپ شده است، آخرین چاپ این کتاب دست ما هست 1430 یعنی 14 سال قبل است.
ما خودمان مطالب شان را نقل و نقد می کنیم تا بینندگان متوجه شوند چقدر حرف های این ها بی اساس، مسخره و مزخرف است.
ایشان می گوید: در خاندان علی (سلام الله علیه) خبری از این نصوص نبود، این که غدیری هست و چنینی و چنانی استدلال کرده باشند، چنان چه خبری از این نصوص بود ائمه اثنی عشر سکوت نمی کردند!
ان شاء الله خدا توفیق مان بدهد از زبان حضرت امیر شاید بیش از چهارده، پانزده روایت داریم حضرت امیر به حدیث غدیر استدلال کرد. صدیقه طاهره به این حدیث استدلال کرد. امام مجتبی، امام حسین، امام سجاد، امام باقر تا حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) همه و همه بلا استثناء به امامت امیر المؤمنین به غدیر استدلال کردند بر امامت امیر المؤمنین و امامت خودشان.
تو در «قم» بودی دسترسی به علما و بزرگان داشتی این حرف های مزخرف از کجا در آوردی؟
مجری:
آخر کسی پَیْ حقیقت باشد آن سر دنیا باشد می تواند پیدا کند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
کسانی که دور هستند می گویند دسترسی نداشتیم، نمی دانستیم و ... ولی در «حوزه علمیه قم» زمان مرحوم «آقا شیخ عبد الکریم حائری» بود حتی بعد «شیخ مرتضی حائری (رضوان الله تعالی علیه)» به او می گوید این بساط را جمع کن اول به صورت جزوه بود منتشر می کرد ولی به حرف هیچ کس گوش نکرد.
ایشان در کتاب «شاهراه اتحاد» خودش، صفحه 297 دارد: این که در تاریخ اسلام پس از رحلت رسول خدا هیچ یک از ائمه در برابر مردم ادعای امامت منصوصه از جانب خدا و رسول ننمودند!
مثل این که انسان در روز روشن بگوید آفتابی نیست هیچ کس نمی گوید آفتاب هست مثل همین است.
مرحوم «علامه حلی» صاحب کتاب «ألفین» یعنی دو هزار، هزار دلیل برای اثبات خلافت حضرت امیر آورده، هزار دلیل برای بطلان خلافت دیگران و پاسخ به شبهات آورده است. شما دارید می گویید ائمه (علیهم السلام) همچنین حرفی نزدند «علامه حلی» هزار تا دلیل آورده است.
این کتاب را مطالعه کن از این هزار دلیل، 955 تا هیچ پنج تا دلیل محکم دارد یا نه؟ چرا بی حساب حرف می زنی؟
باز ایشان در جای دیگر می گوید: اگر تاریخ اسلام را در تواریخ معتبر ببینید هرگز نخواهید یافت که یکی از ائمه اثنی عشر در مجمعی که حداقل ده نفر حاضر باشند به صراحت و با استناد به نص ادعای امامت کرده باشند.
خدا قسم می دهیم به آبروی علی، روح تو در آتش است هر روز بر عذابت بیافزایدی فقط یکی از روایت های ما با سند صحیح مرحوم «صدوق» در «کمال الدین» آورد در زمان خلافت عثمان در جمع بیش از دویست نفر از «مهاجرین» و «انصار»، امیر المؤمنین به غدیر استدلال کرده است.
آخر تو که چشمت کور است و بی سوادی هستی تقصیر امیر المؤمنین چه است؟
شیعه را قبول نداری سراغ سنی ها برو «مناقب ابن مردویه» دو روایت آورده است در شورای شش نفره خلیفه دوم، امیر المؤمنین در جمع آن پنج نفر «طلحه، زبیر، عبد الرحمن عوف، سعد ابن وقاص و عثمان» نزدیک هفتاد فضیلت و دلیل بر خلافت و امامت خودش آورده من جمله حدیث غدیر در کتب اهل سنت این را دارند. کتاب «مسند احمد ابن حنبل»، کتاب «السنة ابن ابی عاصم» دارد.
یکی از راویان حدیث غدیر خود حضرت امیر است کتاب های شیعه را کنار می گذاریم در کتاب های اهل سنت یکی از راویان حدیث غدیر، شخص شخص شخصِ حضرت امیر (سلام الله علیه) است. چرا شماها این قدر نمک به حرام هستید که این طور ناجوانمردانه دارید نسبت به حضرت امیر رفتار می کنید؟
نمی دانم حضرت امیر چه چوب تری به شما فروخته است؟ چه عداوتی با امیر المؤمنین (سلام الله علیه) دارید که این طور در روز روشن دارید انکار میکنید؟
امام صادق فرمود حقانیت امامت ما مثل آفتاب روشن است. کسی منکر امامت ما باشد مثل این که در روز روشن دارد آفتاب را انکار می کند. این را نه به عنوان اینکه بچه شیعه هستم عرض می کنم به عنوان یک فردی که عمده عمرم را در این زمینه گذراندم دارم عرض میکنم.
بنده حاضر هستم الان با هر فردی «مسیحی، وهابی» و سنی در رابطه با این که امیر المؤمنین و ائمه (علیهم السلام) امام حق بودند هم مناظره و هم مباهله کنم. هر کس مرد است به میدان بیاید بنده زن و فرزندان و نوه هایم را این جا می آورم آن آقا حاضر هست زن و بچه اش را این جا بیاورد همان قضیه مباهله رسول اکرم؛ امام صادق فرمود:
«وَ بَاهِلُوهُمْ فِي عَلِي إبن أبی طالب»
با مخالفین ما در رابطه با حقانیت علی مباهله کنید!
نام كتاب: تصحيح اعتقادات الإمامية؛ نويسنده: مفيد، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق)، محقق / مصحح: درگاهى، حسين، ناشر: كنگره شيخ مفيد، ايران؛ قم: 1414 ق، ص71
کتاب «تصحیح الإعتقادات – شیخ مفید»، صفحه 71 ملاحظه بفرمایید «وَ بَاهِلُوهُمْ فِي عَلِي إبن أبی طالب» مباهله کنید. چرا این قدر نسبت به مکتب و مذهب تان عقیده ندارید؟
در فضای مجازی در یکی از گروههای که اکثراً علمای اهل سنت و وهابی هستند بعضی از دوستان مان هم هستند من نگاه می کنم چندین بار نوشتند بیایید مناظره چرا برای مناظره نمی آیید؟
همین که اسم مناظره را می شنوند شروع به فحاشی و توهین می کنند ظاهراً مثل این که استاد و پدر و مادرشان غیر از فحاشی چیزی به این ها یاد نداده است.
مناظره یک امری است از مناظره خدای عالم با ابلیس در قرآن آمده است. مناظره حضرت آدم با ابلیس آمده است. مناظره حضرت ابراهیم با نمرود آمده است. حضرت موسی با فرعون آمده است و مناظره رسول اکرم با مشرکین و کفار در قرآن آمده است.
مجری:
این همه در سِیر زندگی و سِیر تاریخ ائمه و سایر علماء داریم
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، بنیانگذار مناظره خود حضرت امیر (سلام الله علیه) است شما حضرت امیر را به عنوان خلیفه چهارم قبول دارید، اگر راست می گویید بیایید الان هم زمان سابق نیست در گوشه ای بنشینیم و یک سری حرف های بزنیم. الان رسانه و فضای مجازی هست تمام دنیا را فضای مجازی به صورت یک دهکده، خانه و سالن در آورده است.
اگر شما این جا صحبت و اطلاع رسانی کنید در سراسر دنیا می توانند صحبت های شما را بشنوند.
مجری:
این حدیث به نقل از حضرت حق گفته شده است این که خدا فرمود نماز را واجب کردم اما بر یک سری افراد آن را برداشتم. حج را واجب کردم بر فقراء آن را برداشتم و به نوعی تخفیف دادم چند مورد از این واجبات را اعلام می کنند؛ اما ولایت و محبت امیر المؤمنین را واجب کردم و هیچ عذری برای نپذیرفتن آن قبول نمی کنم.
پس خیلی خدا را شاکر باشیم که خدا این نعمت را به ما چشانده است و نسبت به امیر المؤمنین و آل الله محبت داریم یک فاصله کوتاه میگیریم و بر میگردیم در خدمت شما خواهیم بود.
(میان برنامه)
مجری:
نام زیبا کم نداری مرتضی، حیدر، علی * بندگانت حضرت مولا صدایت می کنند
الحمد لله که این نعمت را خدا به ما داده است. بدون فوت وقت بیشتر برویم در محضر استاد گرانقدر آیت الله دکتر حسینی قزوینی و ادامه ماجرا و بحث را از زبان ایشان بشنویم و یاد بگیریم حضرت استاد در خدمت شما هستیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
با توجه به این که اعلام کردیم مسابقه بزرگ غدیر برای کسانی که سوال ما را جواب بدهند یعنی بحث های که ما می کنیم سوالی طرح می شود جواب بدهند برای ده نفر، پانصد هزار تومان، برای ده نفر دوم دویست و پنجاه هزار تومان و ده نفر سوم صد و پنجاه هزار تومان.
یک سلسله بحثی که می خواهیم در ایام غدیر داشته باشیم به فهرستی از این ها اشاره می کنم که امیر المؤمنین به چه مواردی به حدیث غدیر استناد کردند؟
امیر المؤمنین به ولایت خودشان در زمان رسول اکرم احتجاج کردند. یکی از راویان حدیث غدیر حضرت امیر (سلام الله علیه) است. امیر المؤمنین به حدیث غدیر در زمان ابوبکر استدلال کرده است. در زمان ابوبکر چند مورد بود هنگامی که امیر المؤمنین بدن مطهر پیغمبر را غسل می داد «سلمان» آمد خبر «سقیفه» را داد همان جا امیر المؤمنین فرمود:
«شَهِدُوا نَصْبَ رَسُولِ اللَّهِ ص إِيَّايَ لِلنَّاسِ بِغَدِيرِ خُم»
دنبال بیعت با ابی بکر یعنی روز اول یا دوم علی را برای بیعت به مسجد بردند در آن جا خطاب به «مهاجرین» و «انصار»
«يَا مَعَاشِرَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ اللَّهَ اللَّهَ لَا تَنْسَوْا عَهْدَ نَبِيِّكُمْ إِلَيْكُمْ فِي أَمْرِي ... وَ لَا عَلِمْتُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) تَرَكَ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ لِأَحَدٍ حُجَّةً وَ لَا لِقَائِلٍ مَقَالًا»
الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج1، ص70- 74
«مهاجرین و انصار»، پیغمبر در غدیر خم برای کسی جای عذری نگذاشت این روز یا دوم رحلت پیغمبر است.
هفت روز بعد از رحلت پیغمبر، امیر المؤمنین در مسجد آمد به حدیث غدیر استدلال کرد یک سال یا پنج، شش ماه بعد از خلافت ابوبکر در یکی از کوچه های منطقه «بنی نجار»، امیر المؤمنین با خلیفه اول به حدیث غدیر استدلال کرد.
گفت ابوبکر یادت رفت در غدیر خم، رسول اکرم خلافت و امامت من را اعلام کرد از همه شما عهد و پیمان گرفت عمر ابن الخطاب هم آمد
«ضَرَبَ عَلَى كَتِفِي»
و در جمع شما به شانه من زد
«وَ قَالَ بِحَضْرَتِكُمْ بَخْ بَخْ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِين»
نام كتاب: الهداية الكبرى؛ نويسنده: خصيبى، حسين بن حمدان، (تاريخ وفات مؤلف: 334 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: البلاغ، مكان چاپ: بيروت1419 ق، ص 104
امیر المؤمنین در زمان خلافت عثمان در جمع دویست نفر به حدیث غدیر استدلال کرده است.
در قضیه روز شورای شش نفره «تفتازانی» در «شرح مقاصد» دارد امیر المؤمنین استدلال کرده است. آقای «ابن مردویه» از علمای اهل سنت در «مناقب»شان دارد سندش هم صد در صد صحیح است. هم «تفتازانی» ادعای صحیح می کند «متفقٌ علی صحته» روایت صحیح که امیر المؤمنین در روز شورا فضائلش را نقل کرد من جمله فضائلش، غدیر است.
«ابن مردویه» می گوید در روز شورا حضرت امیر به غدیر استدلال کرد.
امیر المؤمنین در «جنگ جمل» با «طلحه» و «زبیر» مناظره کرد و به حدیث غدیر استدلال کرد همه این ها از اهل سنت است «حاکم نیشابوری»، جلد 3، صفحه 171 در مسیرش به «شام» در راه «جنگ صفین» در وسط راه برای سپاهیانش خطبه خواند حدیث غدیر را مطرح کرد.
در «صفین» در یکی از روزها امیر المؤمنین نامه ای که بین معاویه و حضرت امیر بود جمعیت را جمع کرد و حضرت نسبت به حدیث غدیر استدلال کرد.
بعد از این که حضرت امیر از «نهروان» بر می گشت سپاهیانش را جمع کرد به حدیث غدیر استدلال کرد.
مناشداتی که علی دارد صحابه را سوگند داده است «احمد ابن حنبل» با سند صحیح در «مسند»، جلد 32، صفحه 55، حدیث 19302 نقل می کند. محققش می گوید «إسنادهُ صحیحٌ رجالُهُ ثقاتٌ رجال الشیخین»
امیر المؤمنین در «رحبه» تاریخ این قضیه برای ما مشخص نیست قبل یا بعد از «جنگ صفین» است، قبل یا بعد از «جنگ جمل» است؟
ظاهر قضیه این هست که این مسئله بعد از «جنگ جمل» باید باشد چون «رحبه» مال «کوفه» است. در آن جا دوران خلافتش هم هست می گوید:
«عن أبي الطُّفَيْلِ قال جَمَعَ علي رضي الله عنه الناس في الرَّحَبَةِ ثُمَّ قال لهم أَنْشُدُ اللَّهَ كُلَّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ سمع رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول يوم غَدِيرِ خُمٍّ ما سمع لَمَّا قام فَقَامَ ثَلاَثُونَ مِنَ الناس وقال أبو نُعَيْمٍ فَقَامَ نَاسٌ كَثِيرٌ فَشَهِدُوا حين أَخَذَهُ بيده فقال لِلنَّاسِ أَتَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا نعم يا رَسُولَ اللَّهِ قال من كنت مَوْلاَهُ فَهَذَا مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من وَالاَهُ وَعَادِ من عَادَاهُ قال فَخَرَجْتُ وَكَأَنَّ في نفسي شَيْئاً فَلَقِيتُ زَيْدَ بن أَرْقَمَ فقلت له انى سمعت عَلِيًّا رضي الله عنه يقول كَذَا وَكَذَا قال فما تُنْكِرُ قد سمعت رَسُولَ اللَّهِ e يقول ذلك له»
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج4، ص370
«أَنْشُدُ اللَّهَ كُلَّ امْرِئ»؛ تمام کسانی که در این جا هستید همه تان را به خدا قسم می دهم هر کس در غدیر خم هر چه از زبان پیغمبر شنید بلند شود بگوید.
سی نفر از جمعیت یعنی از صد و ده هزار نفر، سی نفرشان «ابو نعیم اصفهانی» می گوید «ناسٌ کثیر» جمعیت زیادی بلند شدند گفتند بله ما شهادت می دهیم پیغمبر اکرم در غدیر فرمود: «أَ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِم»؛
آیا می دانید من طبق آیه 6 سوره احزاب ولایتم بر مؤمنین از مؤمنین بیشتر است؟ همه گفتند بله بعد از همه اعتراف گرفت فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهذا فَعَلِيٌّ مَوْلَاه» هر کس من ولایت تامه بر او دارم علی هم ولایت تامه بر او دارد.
«هیثمی» در «مجمع الزوائد»، جلد 9 می گوید:
«جمع علي الناس في الرحبة ثم قال لهم أنشد بالله كل امرئ مسلم سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول يوم غدير خم»
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج9، ص104
همان تعبیری که آقای «احمد ابن حنبل» آورده بود ایشان مطرح می کند.
«البانی» سر سلسله «وهابی»های معاصر کتابی دارد «سلسلة الأحادیث الصحیحة»، جلد 4، صفحه 331 دارد:
«عن أبي الطفيل قال: " جمع علي رضي الله عنه الناس في الرحبة ثم قال لهم: أنشد الله كل امرئ مسلم سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول يوم غدير خم ما سمع لما قام، فقام ثلاثون من الناس، (وفي رواية: فقام ناس كثير) فشهدوا حين أخذ بيده فقال للناس: " أتعلمون أني أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟ " قالوا: نعم يا رسول الله، قال: " من كنت مولاه، فهذا مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه ". قال: فخرجت وكأن في نفسي شيئا، فلقيت زيد بن أرقم، فقلت له: إني سمعت عليا يقول كذا وكذا، قال: فما تنكر، قد سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول ذلك له ". أخرجه أحمد (4 / 370) وابن حبان في " صحيحه " (2205 - موارد الظمآن) وابن أبي
عاصم (1367 و 1368) والطبراني (4968) والضياء في " المختارة " (رقم -527 بتحقيقي) . قلت: وإسناده صحيح على شرط البخاري. وقال الهيثمي في " المجمع " (9 / 104) : " رواه أحمد ورجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة وهو ثقة ". وتابعه»
سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها؛ اسم المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدين، بن الحاج نوح بن نجاتي بن آدم، الأشقودري الألباني الوفاة: 1420 هـ، دار النشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض 1415 ه – 1995 م، ج 4، ص 331
امیر المؤمنین در «رحبه» مردم را جمع کرد و قسم داد هر کس از پیغمبر درباره غدیر شنید بلند شود بگوید. سی نفر یا جمعیت زیادی بلند شدند و شهادت دادند شنیدیم پیغمبر اکرم در غدیر نسبت به امیر المؤمنین این طوری فرمود.
راوی «ابو طفیل» می گوید جمعیت زیادی بلند شدند گفتند ما در غدیر بودیم پیغمبر این طوری فرمود، گفتم اگر پیغمبر گفت چرا علی را رها کردید دنبال دیگری رفتید؟
گفت مقداری به شک افتادم بلند شدم رفتم «زید ابن ارقم» را که در منطقه غدیر و روز غدیر بود گفتم «إنّي سمعت عليّا يقول كذا و كذا.» آقای «زید ابن ارقم» امروز علی مردم را قسم داد و عده ای هم بلند شدند شهادت دادند داستان چه است؟
گفت: «قال: فما تنكر؟!» چرا داری انکار می کنی؟ «قد سمعت رسول اللّه يقول ذلك له» خودم شنیدم پیغمبر اکرم در غدیر، درباره علی این را فرمود.
آقای «البانی» می گوید: «وَ قُلتُ» منِ «البانی» می گویم: «و إسنادُهُ صحیحٌ علی شرط البخاری» روایت صحیح است و شرایط «بخاری» را هم دارد. «هیثمی» هم گفت «احمد ابن حنبل» آورده است رجالش، رجال صحیح است غیر «فَطَر ابن خلیفه» آن هم ثقه هست.
آقای «احمد ابن حنبل» در این چاپش، صفحه 93 در روایتی می گوید دوازده نفر از صحابه ای که در «جنگ بدر» شرکت کرده بودند یعنی در قید حیات بودند «جنگ بدر» مال سال دوم هجرت است امیر المؤمنین سال 35- 36 یا 36 دارد این مسئله را مطرح می کند اگر قبل از «صفین» باشد. بعد از «صفین» باشد 38 – 39 می شود.
بعد از 35- 36 سال هنوز آن هایی که در «جنگ بدر» شرکت داشتند زنده بودند و در «کوفه» و «رحبه» و خود مسجد هم بودند در «رحبه» اختلاف است حیاط مسجد را هم «رحبه» می گویند منطقه ای چهار، پنج کیلومتری «کوفه» است آن جا را هم «رحبه» می گویند ولی برداشت بنده این هست که امیر المؤمنین آن ها را در حیاط مسجد جمع کرد.
«مسجد کوفه» سقفی ندارد شاید هفت، هشت هزار نفر جمعیت جا دارد جاهای مختلفی برای نماز خواندن دارد آن محرابی که سر مقدس حضرت امیر شمشیر خورد مشخص است. حضرت ظاهراً در حیاط مسجد این ها را جمع کرد و سوگند داد. ایشان می گوید دوازده نفر از «بدریین» بودند «ابو یعلی» در مسندش می گوید دوازده نفر از «بدریینن» به بحث غدیر و فرمایش رسول اکرم شهادت دادند.
همچنین آقای «البانی» در «الأحادیث الصحیحیة»، جلد 4 می گوید:
«عن عبد الرحمن بن أبي ليلى قال: " شهدت عليا رضي الله عنه في الرحبة ينشد الناس.. ". فذكره مثله دون زيادة " وانصر ... ". أخرجه عبد الله بن أحمد (1 / 119) من طريق يزيد بن أبي زياد وسماك بن عبيد بن الوليد العبسي عنه. قلت: وهو صحيح بمجموع الطريقين عنه، وفيهما أن الذين قاموا اثنا عشر. زاد في الأولى: بدريا»
سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها؛ اسم المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدين، بن الحاج نوح بن نجاتي بن آدم، الأشقودري الألباني الوفاة: 1420 هـ، دار النشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض 1415 ه – 1995 م، ج 4، ص 339
روایت صحیح است «بمجموع الطریقین» یا «طریقِیِن» تمام این دو سند یا تمام سندهای که هست روایت صحیح است دوازده نفر «بدری» یعنی کسانی که در «جنگ بدر» شرکت کرده بودند آقایان در «صحیح بخاری» دارند خدای عالم به «بدریین» گفت:
«اطَّلَعَ على أَهْلِ بَدْرٍ فقال اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ فَقَدْ غَفَرْتُ لَكُمْ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة : الثالثة ، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1095، ح2845
(اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ)، «قد غفرت لکم» آقایانی که در «بدر» شرکت کردید هر گناهی انجام بدهید قبلاً شما را بخشیدم.
از همین دوازده نفر از «بدریین» در میان ناس کثیر شهادت به قضیه حدیث غدیر دادند. آقای «محمد ابن عبد البر، قلمداران، ابن تیمیه» کارنشناسان شبکه های پلید «وهابی» از کتاب های خودتان خواندم تصویر کتاب را هم نشان دادم واقعاً مردانگی دارید جواب بدهید. «نحن ابناء الدلیل» ما فرزند دلیل هستیم. محقق «مسند»، «هیثمی، البانی» می گوید روایت صحیح است.
«مقدسی» در «الأحادیث المختارة» می گوید روایت صحیح است «ابو یعلاء» می گوید روایت صحیح است. «البانی» روایت «إثنی عشر بدریین» می گوید صحیح است. دیگر دنبال چه هستید؟ چرا جوان ها را فریب می دهید می گویید علی ابن ابی طالب به غدیر استدلال نکرد، میگویید علی ابن ابی طالب از همه شیعه ها آگاه تر بود.
ببینید چه مواردی آوردیم، ده، پانزده مورد در «جنگ جمل، صفین، نهروان» و ... و ... در زمان ابوبکر، در زمان خلیفه دوم، در زمان خلیفه سوم آوردیم.
یعنی همه این ها اثبات نمی کند بر این که قضیه استدلال امیر المؤمنین به حدیث غدیر از قطعیات بلکه از متواترات است. چرا این طور حق کشی می کنید؟ فردای قیامت هم باید پای حساب بیایید فقط دنیا نیست شما حرفی بزنید و در بروید.
اگر زمان «ابن تیمیه» حرفی می زدید در می رفتید الان با این رسانه ها و فضای مجازی زمان زدن و در رفتن گذشت. به تعبیر «مقام معظم رهبری» آن زمان گذشت بزنید و در بروید شما هم در فضای رسانه بزنید در بروید یک شبهه وارد کنید در بروید زمان گذشت.
شما یک شبهه مطرح کنید ما ده پاسخ می دهیم و ده اشکال بر شما می کنیم. این ادله ما بر خلافت امیر المؤمنین است راست می گویید شما هم دو دلیل بر خلافت غیر امیر المؤمنین برای ما بیاورید.
مجری:
در همان حدی است که به قول شما شبهه را بگویند و بروند دیگر نمی مانند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله شما بفرمایید در سال 74 به «مکه» مشرف بودم در «مدینه» به «رابطةُ العالم الإسلامیة» رفتیم بزرگ ترین سازمان تبلیغات «وهابی» ها است در تمام کشورهای اسلامی شعبه دارند در «سازمان ملل» عضو مراقب دارند در «سازمان یونسکو» عضو رسمی دارند.
به آن جا رفتم حدود دوازده نفر از مفتیان و اساتید «دانشگاه مدینه» آن جا بودند. با این ها چند بحث کردیم شبهه کردند جواب دادیم. سوال کردیم جواب ندادند.
گفتم یک تحدی می کنم شما یک دلیل بیاورید بر این که مذهب شما حق است؟ بنده این جا در جمع شما دوازده نفر از تشیع دست بر می دارم سنی می شوم. دلیل بیاورید «فرقه وهابی» حق است، قسم خوردم گفتم همین جا از مذهب شیعه دست بر می دارم «وهابی» می شوم.
شما هم فیلمبرداری کنید در رسانه ها و روزنامه هایتان پخش کنید گفتند راست می گویید؟ گفتم بله این دوازده نفر به همدیگر نگاه کردند. یکی از آن ها گفت فلانی نمی توانیم با شما بحث کنیم شما اگر بعد از مغرب این جا بیایید یک استاد بزرگی داریم الان در «مدینه» تدریس می کند ایشان بیاید با شما بحث کند.
گفتم معذرت می خواهم (البته تعبیرم محترمانه بود) گفتم شما شتر چران بیابان های «مدینه» و «ریاض» نیستید استاد دانشگاه هستید شما وقتی نمی توانی برای مکتب و مذهب خودت یک دلیل اقامه کنی این چه مکتب و مذهبی است؟ و این چه ادعایی است؟ مقداری صحبت کردیم و از آن ها خداحافظی کردیم.
اتفاقاً دوست داشتم بعد از مغرب بروم استخاره کردم استخاره بد آمد چه مصالحی بود و ... بعد از مغرب توفیق پیدا نکردیم ببینیم استاد اعظم شان چه می گوید؟
مجری:
از استاد معلوم است شاگردها چطوری هستند؟ خیلی ممنونم همیشه آخر برنامه می خواهم یک دعا بفرمایید
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
خدایا تو را قسمت می دهیم به آبروی امیر المؤمنین به ولایت علی، به ولایت علی، به ولایت علی فرج فرزندت حجة ابن الحسن سریعاً، سریعاً، سریعاً نزدیک بگردان.
ما را از یاران خاص، سربازان فداکار، شهدای رکابش قرار بده. چشمان گنهکار ما را به زیارت نورانیش منور بگردان.
خیر دنیا و آخرت به ما عنایت بفرما. شر دنیا و آخرت از ما صلب بفرما. دعاهای ما و بینندگان عزیز ما به ولایت امیر المؤمنین بر آورده نما
والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته
مجری:
طیب الله، خیلی ممنونم. قدر دان نگاه مهربان شما بینندگان عزیز هستیم، ان شاءالله اگر عمری باشد این برنامه ادامه دارد و در شبهای آینده نیز در خدمت تان هستیم. در آخر عرض بکنیم که:
باید علی برای ظهورت دعا کند * حرف پدر به روی پسر اثر می کند
«یا عالیُ به حق علی عجل لولیک الفرج» به امید دیدار خدا نگهدار!














