2025 December 6 - شنبه 15 آذر 1404
وجه شباهت سیزدهم امت‌های پیشین به امت پیامبر اکرم ص
کد مطلب: ١٦٣١٠ تاریخ انتشار: ٠٣ آبان ١٤٠٤ - ١٨:١٨ تعداد بازدید: 223
حبل المتین » عمومی
وجه شباهت سیزدهم امت‌های پیشین به امت پیامبر اکرم ص

برنامه حبل المتین - 10 05 1400 (قسمت هشتاد و سوم)

  
 
لينک دانلود  
 
 
 ابِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه حبل المتین - 10 05 1400 (قسمت هشتاد و سوم)

عنوان برنامه: وجه شباهت سیزدهم امت‌های پیشین به امت پیامبر

کلیدواژه: حبل المتین؛ حضرت آیت الله حسینی قزوینی؛ شبکه جهانی حضرت ولی عصر؛ حضرت نوح؛ شباهت؛ عدالت صحابه!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ!

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)!

الحمدلله این توفیق را داریم در ایام الله، ایام ولایت و امامت در خدمت تان هستیم و محضر همه شما گرامیان برنامه «حبل المتین» را تقدیم می‌کنیم. برنامه ای که این افتخار را داریم مثل همیشه از محضر استاد حضرت آیت الله دکتر «حسینی قزوینی» بهره مند بشویم.

قبل از این که وارد روال بحث بشویم سلام و عرض ادبی محضر استاد داشته باشم و مثل همیشه آن عزیزانی که همراه ما هستند می‌دانند که ابتدای مجلس و محفل مان سعی می‌کنیم که دل‌های خودمان را نورانی و درخشان کنیم.

از حضرت استاد تقاضا کنیم که دل‌هایمان را زهرایی بکند، حضرت استاد محضرتان سلام عرض می‌کنم و همچنین این ایام الله و مناسبت‌ها را خدمت تان تبریک عرض می‌کنم و درخواست می‌کنم مثل همیشه مجلس را نورانی، منور و زهرایی بفرمایید!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم!

مرحوم «شیخ صدوق» در کتاب «امالی» خودش در رابطه با صدیقه طاهره روایتی را از ابن عباس نقل می‌کند رسول اکرم نشسته بودند آقا امام مجتبی آمد وقتی چشم حضرت به امام مجتبی افتاد گریه کرد.

امام حسین آمد رسول اکرم اشک ریختند، فاطمه زهرا، حضرت امیر المؤمنین آمدند رسول اکرم اشک ریختند، یعنی هرکدام این عزیزان وارد شدند با دیدن‌شان اشک از چشمان رسول اکرم جاری شد.

بعد سوال کردند یا رسول الله چرا با دیدن این عزیزان گریه کردید؟‌ حضرت مصائب تک تک این‌ها را گفت که با امیر المؤمنین چه کار می‌کنند، با امام حسن و با امام حسین چه کار می‌کنند.

نسبت به صدیقه طاهره رسید فرمود:

«وَ أَنِّي لَمَّا رَأَيْتُهَا ذَكَرْتُ مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي»

وقتی او را دیدم متذکر شدم به ذهنم آمد آن‌چه که بعد از من، مصائبی که بر فاطمه زهرا وارد می‌شود.

«كَأَنِّي بِهَا»

من دارم می‌بینم

«وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ بَيْتَهَا»

با رفتن من، عزت و حرمت زهرا هم می‌رود

«وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا»

حرمت او را هتک می‌کنند

«وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا»

حق او را غصب می‌کنند

«وَ مُنِعَت إِرْثَهَا»

جلوی ارث او را می‌گیرند

«وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِينَهَا»

و پهلویش را می‌شکنند و جنین (محسن – ششماهه) اش را شهید می‌کنند.

«وَ هِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ»

بین در و دیوار صدا می‌زند یا محمدا ولی کسی پاسخ نمی‌دهد

«وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثُ»

از مردم کمک طلب می‌کند ولی کسی به او کمک نمی‌کند!

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص113- 114

واقعا این مصائب، خیلی مصائب جانسوزی است که الحق والانصاف انسان نمی‌داند با چه تعبیری این‌ها را بیان کند.

در گلشن رسالت آتش زبانه می زدگل گشته بود خاموش بلبل ترانه می زد

 وقتی که باغ می سوخت صیّاد بی مروّت *مرغ شکسته پر را در آشیانه می زد

من ایستاده بودم دیدم که مادرم را*  دشمن گهی به کوچه گاهی به خانه می زد 

با چشم خویش دیدم مظلومی پدر را * از ناله ای که مادر در آستانه می زد

«صلی الله علیک یا مولاتی یا فاطمة الزهراء»

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

احسنتم، طیب الله انفاسکم، خیلی ممنون و متشکر هستیم الحمدلله دل‌های ما این اوقات دیگر عادت کرده حداقل هفته‌ای دوبار روانه بقیع بشود، روانه آن جایی بشود که ان شاءالله جای اصلی خودش در قلب‌های همه ما است، چرا که به لحاظ ظاهری فعلاً خبری ازش نداریم، ان شاء الله منجی موعود هم ظهور بفرمایند و هم از لحاظ ظاهری و هم از لحاظ باطنی منور و مشعشع به نور حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بشویم!

خوب همه شما بینندگان عزیز و ارجمندی که همراه با برنامه بودید مطلع هستید یک سوالی را مطرح کردیم، یک سوالی که برای هر انسانی پیش می‌آید آقا این اختلافاتی که افتاده این همه تشتتی که در جوامع اسلامی مشاهده می‌کنیم این‌ها به خاطر چیست؟ آیا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) امت را رها کردند تا به چنین چیزی دچار بشوند؟

 بارها و بارها در جلسات قبل پاسخ دادیم و حضرت استاد به این نکته تصریح فرمودند که عامل اصلی وحدت، زمام امت نظام دین در پیروی از اهل بیت است.

 این صحبتی است که خود حضرت آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) مکرراً با تعابیر مختلف این را بیان فرمودند. یکی از آن تعابیر نابی که مشاهده می‌کنیم همین «حدیث سفینه» است که حضرت آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ رَكِبَهَا نَجَا وَ تَخَلَّفَ عَنْهَا زُجَّ فِي النَّارِ.»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص27

مثل اهل بیت در میان شما مثل سفینه و کشتی نوح است، هر کسی که داخل در این سفینه بشود قطعاً نجات یافته است و هر کس که آن را رها کند قطعاً هلاک و غرق شده است.

 با این تعبیر بحث مان را آغاز کردیم، که بخواهیم ببینیم این تشبیهی که بالاخره از زبان اول فرد عالم صادر شده، باید وجوه مختلف این تشبیه را بررسی کنیم، چه جایی بهتر از قرآن، الحمدلله استاد تک تک آیات را داریم بررسی می‌کنیم، تا این‌جا یازده موردش را تکمیل کردیم تک تک آیات قرآن را داریم بررسی می‌کنیم ببینیم که آیات قرآن نسبت به حضرت نوح، امت نوح، کشتی نوح چه صحبتی دارند همان را با امت آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) تطبیق بدهیم.

 چون شباهت‌ها مفصل هستند و تا به حال به شباهت دوازدهم رسیدیم اگر بخواهیم یکی یکی آن‌ها را ذکر بکنیم شاید زمان زیادی را بگیرد، اگر خود حضرت استاد صلاح دانستند می‌توانیم این‌ها را یک دوره مختصری انجام بدهیم، اما بخواهیم یکی یکی این‌ها را بیان کنیم اقتضای برنامه این نیست که بخواهیم به این‌ها بپردازیم شما می‌توانید در آرشیو شبکه مراجعه بفرمایید این شباهت‌‌ها را ملاحظه بفرمایید.

به شباهت دوازدهم رسیدیم، باز در قرآن چنین چیزی را می‌خوانیم و بارها و بارها این را شنیدیم و چنین تعبیری را داریم:

(ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَينِ عِبَادِنَا صَالِحَينِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يغْنِيا عَنْهُمَا اللَّهِ شَيئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ)

خداوند براي کساني که کافر شده‌اند به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است، آن دو تحت سرپرستي دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولي به آن دو خيانت کردند و ارتباط با اين دو (پيامبر) سودي به حالشان (در برابر عذاب الهي) نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شويد همراه کساني که وارد مي‌شوند!»

سوره تحريم (66): آیه 10

چنین تعبیری را داریم که ضرب المثل می‌شود همسر نوح برای چه کسانی؟ برای اصحاب نار، تطبیق این جریان این خانواده‌ای که این همسری که حضرت نوح داشته با اهل بیت و امت آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد که ان شاء الله از محضر حضرت استاد استفاده کنیم و بهره مند بشویم در خدمت‌تان هستیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

از توضیحی که عزیزمان جناب آقای «مرعشی» دادند تشکر می‌کنیم، قبل از آنکه به سوال ایشان پاسخ بدهم بحثی را قبلاً اشاره داشتیم و چند بار هم تکرار کردیم که یک جوان شیعه، یک تربیت شده مکتب غدیر باید چند تا موضوع را کار کند و برای او مثل حمد سوره باشد.

همین دو سه روز قبل، کلیپی که مربوط به قضیه فاجعه «اهواز» بود را می‌دیدم در آن فاجعه تعدادی از عزیزان در رژه نیروهای مسلح شهید شدند، در آن قضیه طفل معصوم هم کشته شد. پدر، مادر و همسر آن تروریست را وقتی نشان می‌دادند خیلی متاثر و متأسف شدم که یک بچه شیعه تحت تأثیر شبکه های وهابی قرار گرفته و تغییر مذهب داده بعد این کار را انجام داده است.

پدر این شخص می‌گفت یکی از بچه‌هایم در «سوریه» رفت، در کنار داعش کشته شد و دومی هم اینطور فاجعه بار آورد و این همه هموطنان را شهید و خانواده‌ها را داغدار کرد!

 می‌گفت چرا علما نمی‌آیند عقاید شیعه را خوب برای جوان‌ها توضیح بدهند؟ چرا استدلال شیعه به حقانیت علی را خوب توضیح نمی‌دهند که جوان‌ها فریب شبکه‌ها و این خناس‌های روز می‌شوند؟

لذا ما بارها گفتیم یک جوان شیعه روی این چهار - پنج مورد باید خوب کار کند و مثل حمد سوره برایش ملکه باشد.

یک: ادله خلافت حضرت امیر از قرآن و سنت. دو - سه تا آیه از قرآن با تفسیر و توضیح منابع اهل سنت و اگر منابع تفسیری شیعه را هم اضافه کند خیلی بهتر می‌شود. همچنین از سنت!

 دو: با توجه به روایاتی که داریم، حضرت رسول اکرم علی را انتخاب کردند، آیا این فقط به عنوان یک تشریفات دینی بود یا این امر الهی بود و اگر امیرالمومنین خلافت را متصدی می‌شد و مردم تابع امیرالمومنین می‌شدند دین، دنیا و آخرت آن‌ها چه می‌شد!

 این‌ها قطعاً تأثیرگذار است که اگر با علی بیعت می‌کردند چه می‌شد و چه اتفاقاتی می‌افتاد. این از مطالبی است که باید عزیزان کاملاً از منابع شیعه و سنی رویش کار کنند.

 سه: چرا با آن همه تاکیدات و سفارشات رسول اکرم و آن همه آیات قرآن با علی بیعت نکردند، انگیزه‌شان چه بود؟ این‌ها باید روشن بشود، ما کاری به اهل سنت نداریم برای بچه شیعه‌ها می‌خواهیم که این‌ها اعتقادات‌شان قوی باشد و بدانند که در صدر اسلام چه اتفاقاتی افتاده، چه حوادث تلخ و چه مخالفت‌های صریحی با رسول اکرم انجام شده است.

 به هیچ وجه به تعبیر مقام معظم رهبری الزامی نداریم کسی بیاید مذهب شیعه را بپذیرد؛ ولی انتظار داریم بیایند ادله شیعه را ببینند کتاب «الغدیر» کتاب «المراجعات» و کتاب مرحوم «علامه عسکری - معالم المدرستین» را ببینند تا بدانند شیعه برای خودش چه دلیل و برهانی از کتاب و سنت دارد!

 نکته چهارم: چطور شد با آن همه تاکیدات رسول اکرم، علی را رها کردند و رفتند با دیگری بیعت کردند انگیزه‌ها وعلل چه بود؟ این‌ها را کنکاش کنیم، در تاریخ بررسی کنیم چطور شد یک دفعه ورق برگشت؟

 آیا آن همه دلیلی که برای خلافت امیرالمومنین بود چرا و با چه انگیزه‌ و عللی رها کردند سراغ دیگری رفتند.

 نکته پنجم: ما توهین به مقدسات اهل سنت را حرام و خلاف شرع می‌دانیم، تفرقه و اختلاف را خلاف شرع می‌دانیم؛ ولی نقد علمی مباحث را لازم و واجب می‌دانیم. اگر ما می‌گوییم پیامبر علی را خلیفه قرار داد دلیل آوردیم می‌گوییم شما که ادله‌ای برای خلافت آقای ابوبکر دارید این‌ها را بیاورید روی میز بگذارد با هم بررسی کنیم ببینیم آیا این ادله، ادله قانع کننده است یا ادله بی اساس، تصورات ذهنی و توهمات است؟

علمای ما بارها در ذهنم است همین هفت - هشت سال قبل بود، مراجع عظام ما جناب آیت الله العظمی «مکارم شیرازی»، جناب آیت الله العظمی «حسین نوری»، جناب آیت الله العظمی «لطف الله صافی» رسماً اعلام کردند حاضر هستیم با مفتی «عربستان» مناظره کنیم.

مگر شما نمی‌گویید مذهب شیعه باطل است، بیاید در یک رسانه بین‌المللی با هم مناظره کنیم و ثابت کنید که مذهب شیعه باطل است، بگذارید شیعه‌ها به طرف شما بیایند ولی هیچ کدام شان جواب ندادند.

 من سراغ ندارم در این صد سال اخیر هیچ کدام از وهابی ها اعلام کنند برای مناظره با شیعه حاضر هستیم. چرا، آیا این دلیل بر بطلان این‌ها نیست؟

 آقای « عبدالله حیدری» از شبکه وهابی کلمه منم منم می‌کرد می‌گفت با فلان مرجع مناظره کردم، بنده گفتم من شاگرد مراجع هستم بیا مناظره کنیم، مردم ببینند، آخر گفت من حتی از عکس آقای «قزوینی» می‌ترسم!

 در همین شبکه رسماً به شبکه کلمه پیامک دادیم گفتیم آقای «خدمتی» تشریف بیاورید با هم گفتگو کنیم، بهانه آوردند این‌ها می‌خواهند مناظره کنیم، چون بیننده ‌شان کم است می‌خواهد بیشتر بشود.

گفتیم نخواستیم شما از شبکه تان پخش کنید، شما توسط نرم افزار‌ها تصویری به شبکه حضرت ولی عصر بیایید با هم مناظره کنیم، شما پخش نکنید فقط ما پخش می‌کنیم. بیایید ببینیم واقعاً دلیل تان چیست، چه برهانی دارید؟

قرآن دارد داد می‌زند:

(قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ)

بگو: «اگر راست مي‌گوييد، دليل خود را (بر اين موضوع) بياوريد!»

سوره بقره (2): آیه 111

اگر ما را باطل می‌دانید بیاید اثبات کنید، بگذارید شیعه‌ها به طرف شما بیایند، چرا برای مناظره حاضر نیستید؟ چون دلیل و برهان ندارید عاجز هستید و حرفی برای زدن ندارید. فقط چهار تا واژه تکفیر را تکرار می‌کنید.

 همین بنده خدا که پسرش در «اهواز» آن فاجعه را به بار آورد می‌گفت پسرم روزهای آخر می‌گفت بابا تو کافر و مشرک هستی، مادرم هم مشرک است، خواهرم هم مشرک است همه شما مشرک هستید، نتیجه تفکرات شما این شد!

مشرک، مشرک گفتن به این سادگی نیست، همین‌طوری جوان‌ها را دارید فریب می‌دهید و گول می‌زنید. فردای قیامت باید این‌ها را جواب بدهید. چقدر می‌خواهید در دنیا اموال باد آورده را بخورید؟ موقع رفتن چقدر از این اموال را می‌خواهید به قبر ببرید؟ چقدر در دنیا زنده هستید، پنجاه سال، شصت سال، صد سال، یک صد و بیست سال؟ در عالم برزخ چند هزار سال، در قیامت چند هزار سال، در جهنم چند هزار سال!

 لذا از عزیزان و جوان‌های شیعه درخواست داریم هم استدلال شیعه را بر حقانیت مذهب و اهل بیت کاملاً مسلط بشوند، و هم ادله اهل سنت و ادله وهابیت را که برای حقانیت خودشان اقامه می‌کنند مسلط بشوند. این‌ها را با دلیل قرآنی، سنت منطق، عقل و خرد ابطالش را داشته باشند که اگر یک روزی یک کسی می‌آید وسوسه می‌کند توانایی پاسخگویی را داشته باشند.

 اما در رابطه با موضوعی که حضرتعالی اشاره کردید، ما عرض کردیم نزدیک پانزده تا تشبیه میان کشتی حضرت نوح و اهل بیت است یازده تا تشبیه را مطرح کردیم. دوازدهمین تشبیه یکی از بحث‌های اساسی و یکی از اختلافات ریشه‌ای میان مکتب شیعه و مکتب اهل سنت است، اگر این قضیه حل بشود خیلی از مسائل حل خواهد شد.

پیغمبر اکرم فرمود:

«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعدي»

المسترشد في إمامة عليّ بن أبي طالب عليه السلام؛ طبرى آملى كبير، محمد بن جرير بن رستم (وفات: ق 4)، محقق / مصحح: محمودى، احمد، ناشر: كوشانبور، ص 559

«مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زُجَّ فِي النَّارِ»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص27

امثال این قضایا.

آقایان روی مسائلی که در صدر اسلام اتفاق افتاد، اهل بیت را کنار گذاشتند سراغ صحابه رفتند

«الصحابة كلهم عدول»

صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان؛ اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي الوفاة: 354، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1414 - 1993، الطبعة: الثانية، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، ج 1، ص 162

«فالصحابة كلهم عدول أولياء الله تعالى وأصفياؤه وخيرته من خلقه بعد أنبيائه ورسله هذا مذهب أهل السنة»

الجامع لأحكام القرآن؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي الوفاة: 671، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج 16، ص 299

اگر گناهی هم از صحابه سر بزند، این گناه به هیچ وجه ضرر به عدالت آن‌ها نمی‌زند، این که این را از کجا درآوردند سر در نیاوردم چیست و به چه دلیل این‌ها یک همچنین بحثی را مطرح می‌کنند که عدالت صحابه چنین و چنان است. اگر کسی صحابه شد دیگر همه چه تمام است!

مجری:

حتی اگر خطا هم بکند همان کار درست است!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 خطا که هیچ! می‌گویند اگر چنانچه شراب بخورد، زنا بکند؛ حتی زنای محصنه هم بکند مشکلی نیست!!

عبارت را عزیزان ملاحظه بفرمایند آقایان می‌گویند اگر چنانچه زنای محصنه و غیر محصنه بکند، به هیچ وجه ضرر به عدالت صحابه نمی‌زند. نمی‌دانم آقایان این مطلب را از کجا آورده‌اند و چطوری این مباحث را مطرح می‌کنند به هیچ وجه سر در نیاوردیم.

 اینکه در زمان رسول اکرم این همه صحابه شراب خوردند، زنا کردند، دزدی کردند حد جاری شد، رسول اکرم این‌ها را نمی‌دانست، یا الان همین آیه‌ای که حضرتعالی قرائت کردید این آیه قرآن است و شوخی بردار نیست.

قرآن در جزء بیست هشتم سوره تحریم می‌فرماید: (ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَينِ عِبَادِنَا صَالِحَينِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يغْنِيا عَنْهُمَا اللَّهِ شَيئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ)؛ خدا برای کفار زن حضرت نوح و زن حضرت لوط را مثال زده است که این‌ها در تحت سرپرستی و زوجیت دو تا بنده‌ای از بندگان ما بودند ولی اینکه همسر پیغمبر بودند مشکلی برای این‌ها حل نکرد، عدالت برای این‌ها نیاورد و فردای قیامت هم گرفتار آتش جهنم خواهند شد!

کتاب «تفسیر کشاف - آقای زمخشری متوفای 538» را ملاحظه بفرمایید، ایشان به صراحت نقل می‌کند که این دو تا مثل همسر حضرت نوح و حضرت لوط تعریضی به دو ام المؤمنین «عایشه و حفصه» است.

«وأن لا تتكلا على أنهما زوجا رسول الله»

این‌که خاطر جمع بشوند ما همسر پیغمبر هستیم اکتفا نکنند!

«فإنّ ذلك الفضل لا ينفعهما إلا مع كونهما مخلصتين»

همسر پیغمبر بودن از آتش جهنم نجات نمی‌دهد یعنی هم صحابه است، هم همسر پیغمبر است الا این‌که اخلاص در کار داشته باشد.

 یا در سوره تحریم آیه چهار و پنج دارد:

(إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ)

اگر شما (همسران پيامبر) از کار خود توبه کنيد (به نفع شماست، زيرا) دلهايتان از حق منحرف گشته؛ و اگر بر ضد او دست به دست هم دهيد، (کاري از پيش نخواهيد برد) زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند.

سوره تحريم (66): آیه4

اگر آن دو زن به طرف خدا توبه کنند، (فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا) قلب‌شان از حق منحرف شدند، مراد چه کسانی است؟ ما بارها قبلاً هم گفتیم این مطلب در کتاب «صحیح بخاری» است از خودمان در نیاوردیم، شیعه‌ها هم این را در «صحیح بخاری» وارد نکردند.

«ابن عباس» می‌گوید:

«أَرَدْتُ أَنْ أَسْأَلَ عُمَرَ فقلت يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ من الْمَرْأَتَانِ اللَّتَانِ تَظَاهَرَتَا على رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فما أَتْمَمْتُ كَلَامِي حتى قال عَائِشَةُ وَحَفْصَةُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 4، ص 1868، ح4630

«أردت أَنْ أَسْأَلَ عُمَرَ عن الْمَرْأَتَيْنِ اللَّتَيْنِ تَظَاهَرَتَا على رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَمَكَثْتُ سَنَةً فلم أَجِدْ له مَوْضِعًا حتى خَرَجْتُ معه حَاجًّا فلما كنا بِظَهْرَانَ ذَهَبَ عُمَرُ لِحَاجَتِهِ فقال أَدْرِكْنِي بِالْوَضُوءِ فَأَدْرَكْتُهُ بِالْإِدَاوَةِ فَجَعَلْتُ أَسْكُبُ عليه الْمَاءَ وَرَأَيْتُ مَوْضِعًا فقلت يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ من الْمَرْأَتَانِ اللَّتَانِ تَظَاهَرَتَا قال بن عَبَّاسٍ فما أَتْمَمْتُ كَلَامِي حتى قال عَائِشَةُ وَحَفْصَةُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 4، ص 1868، ح4631

«أردت أَنْ أَسْأَلَ عُمَرَ عن الْمَرْأَتَيْنِ اللَّتَيْنِ تَظَاهَرَتَا على رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم» می‌خواستم ببینم این دو تا زنی که در برابر پیغمبر مخالفت کردند و با او عداوت کردند چه کسانی هستند؟ یک سال منتظر فرصت بودم تا یک روزی در یک سفر با خلیفه دوم بودیم سوال کردم آقای امیرالمومنین عمر «من الْمَرْأَتَانِ اللَّتَانِ تَظَاهَرَتَا» این دو زن که در برابر پیغمبر مخالفت کردند چه کسانی هستند؟

«قال بن عَبَّاسٍ فما أَتْمَمْتُ كَلَامِي حتى قال» «ابن عباس» می‌‌گوید کلامم تمام نشده بود عمر گفت: «عَائِشَةُ وَحَفْصَةُ» این چیزی نیست که ما درآورده باشیم.

همین روایت را آقای «مسلم» در کتاب «صحیح مسلم» عیناً مطرح می‌کند. این مسائل مسائل جدیدی نیست که وقتی همسر پیغمبر با اینکه همسر پیغمبر و صحابه پیغمبر به عنوان همراه با پیغمبر باشد و وارد بهشت بشود هاله‌ای از نور و قداست بر اطرافش درست کند نیست، تکلیف دیگر صحابه کاملاً واضح و روشن است.

نمی‌شود همین‌طوری بیاییم خودمان را فریب بدهیم گول بزنیم جوان‌ها را هم فریب بدهیم قرآن می‌گوید:

(إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ)

گرامي‌ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست.

سوره حجرات (49): آیه 13

رسول اکرم می‌گوید:

(قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيتُ رَبِّي عَذَابَ يوْمٍ عَظِيمٍ)

بگو: «من (نيز) اگر نافرماني پروردگارم کنم، از عذاب روزي بزرگ [= روز رستاخيز] مي‌ترسم!

سوره انعام (6): آیه 15

(قُلْ مَا يكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي قُلْ مَا يكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يوحَى إِلَي إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيتُ رَبِّي عَذَابَ يوْمٍ عَظِيمٍ)

بگو: «من حق ندارم که از پيش خود آن را تغيير دهم؛ فقط از چيزي که بر من وحي مي‌شود، پيروي مي‌کنم! من اگر پروردگارم را نافرماني کنم، از مجازات روز بزرگ (قيامت) مي‌ترسم!»

سوره یونس (10): آیه 15

پیغمبر می‌گوید اگر گناه کنم فردای قیامت از عذاب عظیم الهی می‌ترسم، وقتی نبی مکرم این‌طور می‌گوید تکلیف دیگران روشن است.

 قرآن می‌گوید:

(فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ)

به يقين، (هم) از کساني که پيامبران به سوي آنها فرستاده شدند سؤال خواهيم کرد؛ (و هم) از پيامبران سؤال مي‌کنيم!

سوره اعراف (7): آیه 6

خود پیامبران را پای حساب می‌آوریم دیگر تکلیف دیگران کاملاً واضح و روشن است، البته در اینجا حرف خیلی زیاد است ان شاءلله در فرصت مناسب در رابطه با عدالت صحابه که آقایان درست کرده‌اند باید مفصل صحبت بشود.

مجری:

خیلی زیبا، الحمدلله بله واقعا انسان وقتی که آیه را می‌خواند می‌بیند تعبیر آیه این است: (ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَينِ عِبَادِنَا صَالِحَينِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يغْنِيا عَنْهُمَا اللَّهِ شَيئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ)؛ مشخص نیست این مثل برای چه کسی و چگونه خواهد بود که با این نوع تعابیر و با این نوع دقت‌ها انسان می‌تواند نتیجه را مشخص کند.

خیلی استفاده کردیم، ان شاء الله با ما همراه باشید تشبیه‌های بعدی و آن تطبیق هایی که برای امت نبی مکرم اسلام مفید خواهد بود را با هم خواهیم شنید بعد از یک میان برنامه که دیدیم و ان شاء الله خدمت‌تان خواهیم رسید!

(میان برنامه)

مجری:

«علی مع الحق و الحق مع علي» بسیار زیبا الحمدلله خود این میان برنامه‌ها هم حقیقتاً هر کدام شان به تنهایی جای یک دوره درس را بعضی وقت‌ها می‌گیرد. بسیار زیبا و شورانگیز هستند.

الحمدلله تا اینجا برنامه توانستیم بشنویم و از محضر استاد استفاده کنیم این صحبت‌هایی که بارها و بارها ممکن است خودش به عنوان یک شبهه باشد این سوال برایمان مطرح می‌شود که چه معنا دارد کتابی که قرار است تا آخرین فردی که در این دنیا و این عالم برقرار است این کتاب حجت باشد کتابی مثل قرآن چه معنا دارد این همه سرگذشت گذشتگان این همه داستان های پیامبران پیشین در آن ذکر شده باشد وقتی مطالب را با این نگاه بررسی می‌کنیم می‌بینیم که اتفاقاً باید همان‌ها ذکر بشود.

 چرا زمانی که نام حضرت موسی برده می‌شود، می‌فهمیم که باید بیایم تطبیق بدهیم آن زندگی که حضرت موسی داشته و جانشین‌شان که حضرت هارون باشد، امت چه کاری با این‌ها کردند چه بلایی بر سر این جانشین آوردند و از آن طرف زمانی که نام حضرت نوح برده می‌شود از کشتی نوح در قرآن یاد می‌شود باید ببینیم که چه جریاناتی در آن‌جا است.

 الحمدلله توانستیم تک تک این مواردی که نسبت به حضرت نوح است را بررسی کنیم موارد متعددی بوده که شروع کردیم و تک تک این‌ها را بررسی کردیم دیدیم که باید این رسالت، این ساختن کشتی نوح امر پروردگار باشد پس باید اهل بیت را هم پروردگار مشخص کنند.

 با همین روال و با همین سیاق پیش رفتیم، الحمدالله یازده - دوازده وجه شبه را تا الان در آوردیم و سراغ وجه شبه سیزدهم بیرویم، حاج آقا اگر صلاح می‌دانید وجه شبیه سیزدهم را مطرح کنیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نکته‌ی را نسبت به قبل عرض کردم در رابطه به این که یکی از مشکلات اساسی ما با عزیزان اهل سنت و به تبع با وهابیت بحث عدالت موهوم صحابه نه عدالت متکی به قرآن و سنت باشد. آقای «ابن عثیمین» که از مفتیان «عربستان» سعودی است در کتاب «العقیده الواسطیه»، اصل این کتاب برای «ابن تیمیه» است شرحش برای «بن عثیمین» است.

ملاحظه بفرمایید می‌گوید:

«ولا شک أنه حصل من بعضهم سرقة وشرب خمر وقذف وزنی بإحصان وزنی بغیر إحصان لکن کل هذه الأشیاء تکون مغمورة في جنب فضائل القوم ومحاسنهم وبعضها أقیم فیه الحدود، فیکون کفارة»

مجموع فتاوى ورسائل فضيلة الشيخ محمد بن صالح العثيمين؛ المؤلف: محمد بن صالح بن محمد العثيمين (المتوفى: 1421هـ)، الناشر: دار الوطن - دار الثريا:1413 هـ، 623

از بعضی از صحابه دزدی سر زده شراب هم خوردند و قذف هم صورت گرفته، این‌ها حد قذف هم خوردند، زنای محصنه و زنای غیر محصنه هم این‌ها کردند ولکن در برابر فضائل و محاسنی که صحابه دارند این گناهان به این‌ها ضرر نمی‌زند.

دوستان عزیز ملاحظه بفرمایید آیا این‌ها مسخره کردن شریعت نیست؟ «ابن تیمیه» در کتاب «مجموع فتوی» جلد ۳۵ در رابطه با آن حدیثی که از « صحیح بخاری» نقل می‌کند.

«اطَّلَعَ على أَهْلِ بَدْرٍ فقال اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ فَقَدْ غَفَرْتُ لَكُمْ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة : الثالثة ، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1095، ح2845

می‌گوید:

«فقال عمر دعنى أضرب عنق هذا المنافق فقال النبى صلى الله عليه وسلم إنه قد شهد بدرا ومايدريك أن الله قد اطلع على أهل بدر فقال لهم اعملوا ماشئتم فقد غفرت لكم فهذه السيئة العظيمة غفرها الله له بشهود بدر فدل ذلك على أن الحسنة العظيمة يغفر الله بها السيئة العظيمة والمؤمنون يؤمنون بالوعد والوعيد لقوله صلى الله عليه وسلم من كان آخر كلامه لا إله إلا الله دخل الجنة»

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية؛ اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ج35، ص68

با اینکه خلیفه دوم نسبت به «حاطب ابن أبى بلتعة» گفت «دعنى أضرب عنق هذا المنافق» پیغمبر اجازه بده گردن این منافق را بزنم! آمده بود جاسوسی کرده بود «ابن تیمیه» می‌گوید درسته جاسوسی کرده و مستحق گردن زدن هم است منافق هم است؛ ولی این گناه بزرگ، به خاطر این‌که در بدر بوده بخشیده شده است! واقعاً آدم نمی‌داند این‌ها را چه کار کند!!

«ابن تیمیه» در کتاب «منهاج السنه» جلد ششم صفحه ۲۵۵ می‌گوید خلاصه کلام این است که عثمان «عبدالله ابن مسعود» را کتک زد «عمار ابن یاسر» را کتک زد. امشب شب شهادت «عمار یاسر (رضوان الله تعالی علیه)» هم است که با شهادت «عمار» ولوله در سپاه «معاوی» افتاد و «عمرو عاص» این‌ها دست از جنگ کشیدند گفتند پیغمبر فرمود:

«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إلى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إلى»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص172، ح436

«عمار» را گروه ستمگر می‌کشد، ثابت شد ما ستمگر هستیم، چون ما «عمار» را کشتیم. «معاویه» تعبیر خیلی وقیح به «عمرو عاص» گفت، آدم خجالت می‌کشد بگوید. در ادامه «معاویه» به «عمرو عاص» گفت ما «عمار» را نکشتیم علی کشت، علی «عمار» را از خانه اش بیرون آورد جلوی شمشیر، تیرها و نیزه‌های ما قرار داد و کشته شد.

 خبر به امیرالمؤمنین رسید، امیرالمؤمنن فرمود پس بنابراین در «جنگ احد» «حمزه» و شهدای احد را پیغمبر کشته است قاتل «حمزه» پیغمبر است چون پیغمبر او را از خانه اش بیرون آورد در برابر شمشیر کفار قرار داد!

دوستان ملاحظه بفرمایید وقتی این‌طور مطالب را آدم می‌بیند، آیا جایش نیست یک تدبر، تأمل و درنگی بکند، مذهبی که با این طور خرافات، موهومات ضد دین و ضد شریعت بنا شده باشد آیا می‌تواند ما را نجات بدهد؟

مجری:

«عمر ابن سعد» را تطهیر می‌کنند «ابن ملجم» ها تطهیر می‌کنند!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، آدم این‌ها را چه کار کند؟ خدای عالم در حق خود رسول اکرم می‌فرماید:

(وَلَقَدْ أُوحِي إِلَيكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ)

به تو و همه پيامبران پيشين وحي شده که اگر مشرک شوي، تمام اعمالت تباه مي‌شود و از زيانکاران خواهي بود!

سوره زمر (39): آیه 65

(وَلَقَدْ أُوحِي إِلَيكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ) پیغمبر هم به تو وحی کردیم هم به تمام پیامبران قبل از تو (لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيحْبَطَنَّ عَمَلُكَ) اگر ذره‌ای شرک بورزی تمام اعمالت باطل شده است (وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ) خود رسول اکرم این را دارد می‌گوید. همچنین در سوره الحاقه، آیه ۴۷ به همین شکل و آیه شش سوره اعراف به همین شکل.

این‌ها همه نشان می‌دهد بر این که حتی خود رسول اکرم بخواهد کوچک‌ترین کجی از مسیر شریعت برود خدا او را مجازات می‌کند، از کنارش به سادگی رد نمی‌شود تا چه رسد که صحابه و امهات المومنین باشد قرآن می‌فرماید:

(إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ)

گرامي‌ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست.

سوره حجرات (49): آیه 13

طبق نظر این‌ها باید بگوییم «إن اکرمکم عند الله اصحاب النبی!» این‌ها یک سری یادگاری‌هایی از صدر اسلام بویژه دودمان بنی امیه است برای اینکه بیایند عملکرد بزرگان‌شان و ائمه خودشان را تأویل و تطهیر کنند دست به این کارها می‌زنند.

 پیغمبر اکرم «معاویه» را نفرین کرده روایت درست کردند پیغمبر فرمود هرکس را من نفرین کردم خدایا نفرین من را مایه نجات او قرار بده! ببینید این‌ها مسخره بازی است؛ یعنی با شریعت بازی کردن است، با قرآن بازی کردن است، اگر یک جا انسان این‌ها را دقت بکند همه حل است.

مجری:

حاج آقا اگر بخواهیم همین را لینک و متصل کنیم، به همین آیه ای که نسبت به خود قوم حضرت نوح بیان شده می‌بینیم که نسبت به قوم حضرت نوح چنین تعبیری داریم وقتی مثل همین تعبیرها را آن‌ها به کار می‌بردند و می‌خواستند حضرت نوح با استدلال و برهان بیایند جلوی این‌ها را بگیرند این‌گونه می‌شنیدند که آیه قرآن را بنده تلاوت می‌کنم.

(وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا)

و من هر زمان آنها را دعوت کردم که (ايمان بياورند و) تو آنها را بيامرزي، انگشتان خويش را در گوشهايشان قرار داده و لباسهايشان را بر خود پيچيدند، و در مخالفت اصرار ورزيدند و به شدت استکبار کردند!

سوره نوح (71): آیه 7

 وقتی که حق را می‌خواستند برایشان نمایان کنند این‌ها می‌امدند دقیقاً همین حرکت را انجام می‌دادند به صورت نمادین بیان شده که انگشت‌هایشان را در گوش هایشان می‌گذاشتند و قرار نبود بشنوند، حقیقت را قرار نبود بیابند نسبت به حضرت نوح چنین اتفاق افتاد خیلی هم خوشحال می‌شویم تطبیقش را به صورت دقیق نسبت به امت نبی مکرم اسلام هم بشنویم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

به نکته خوبی اشاره کردید آیه خیلی خوبی است در سوره نوح آیه ۷ این تعبیر وقتی می‌آید (وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا) واقعا آدم تعجب می‌کند و یک مقداری در اصحاب خود رسول اکرم می‌خواهد با قوم حضرت نوح تطبیق کند.

عبارتی از کتاب «صحیح مسلم» چاپ «عربستان سعودی - بیت الافکار الدولیه ریاض» است. ببینید رسول اکرم در «منا» دارد خطبه می‌خواند، می‌فرماید:

«إِنَّ هذا الْأَمْرَ لَا يَنْقَضِي حتى يَمْضِيَ فِيهِمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً قال ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلَامٍ خَفِيَ عَلَيَّ قال فقلت لِأَبِي ما قال قال كلهم من قُرَيْشٍ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1452- 1453، ح1821

امر امت منقضی نمی‌شود مگر این‌که دوازده نفر خلیفه بیایند خلافت کنند. همین که اسم دوازده خلیفه آمد رسول اکرم همه جا گفته خلیفه بعد از علی بن ابیطالب است بعدش امام حسن، بعد امام حسین و... این نه تنها در کتب شیعه بلکه در کتب اهل سنت مثل کتاب «فرائد السمطین» و دیگر مصادر هم اسامی ائمه آمده است که قبلا تصویرش را نشان دادیم.

 برخورد صحابه با پیغمبر چگونه بود؟ می‌گوید «ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلَامٍ خَفِيَ عَلَيَّ»؛ پسر «سمره» می‌گوید پیغمبر یک جمله‌ای گفت نشنیدم از پدرم سوال کردم پیغمبر چه گفت؟ پدرم گفت پیامبر فرمود: «كلهم من قُرَيْشٍ»

تعبیر دیگر را در کتاب «صحیح مسلم» ملاحظه بفرمایید:

«لَا يَزَالُ هذا الدِّينُ عَزِيزًا مَنِيعًا إلى اثنى عَشَرَ خَلِيفَةً فقال كَلِمَةً صَمَّنِيهَا الناس فقلت لِأَبِي ما قال قال كلهم من قُرَيْشٍ»

خلفای بعد از من دوازده نفر هستند، «فقال كَلِمَةً صَمَّنِيهَا الناس» یک جمله‌ای گفت مردم به قدری داد و بیداد و فریاد کردند گوشم کر شد. شما این را به قضیه حضرت نوح تطبیق کنید. آیا این‌ها کافی نیست بیدار بشویم تدبر و تأمل کنیم؟ یا به قول آن آقا درنگی داشته باشیم!

 آخر پیغمبر چه می‌خواست بگوید که مردم سر صدا کردند که «جابر ابن سمره» می‌گوید گوشم کر شد. آیا این نشان نمی‌دهد که مسائل یک مقدار فراتر از این قضایا است؟

 یا «مسند احمد» با سند صحیح با تصحیح شعیب الارنؤوط که از وهابی‌های سرشناس عصرما است ایشان در جلد 5 صفحه 98 این مطلب را دارد و می‌گوید حدیث صحیح است.

«عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول لاَ يَزَالُ هذا الأَمْرُ عَزِيزاً إلى اثني عَشَرَ خَلِيفَةً فَكَبَّرَ الناس وَضَجُّوا وقال كَلِمَةً خَفِيَّةً قلت لأبي يا أَبَتِ ما قال قال كلهم من قُرَيْشٍ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر، ج 5، ص 98، ح20965

می‌گوید پیغمبر فرمود خلفای بعد از دوازده نفر هستند، «فَكَبَّرَ الناس وَضَجُّوا» مردم شروع کردند تکبیر گفتند و ضجه زدند «فَكَبَّرَ الناس وَضَجُّوا» شروع کردند به تکبیر گفتن و سر صدا کردن و ضجه زدند حرف پیغمبر را قطع کردند و نگذاشتن سخن پیغمبر به مردم برسد، آیا این نشان نمی‌دهد که پشت سر این قضایا یک مسائل دیگر هم است.

 جالب است باز در جلد 5 آقای احمد می‌گوید وقتی پیغمبر گفت خلفای بعد از دوازده نفر هستند.

«ثُمَّ لَغَطَ الْقَوْمُ وَتَكَلَّمُوا فلم أَفْهَمْ قَوْلَهُ بَعْدَ كلهم فقلت لأبي يا أَبَتَاهُ بَعْدَ كلهم قال كلهم من قُرَيْشٍ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر، ج 5، ص 99 ح20974

«ثُمَّ لَغَطَ الْقَوْمُ وَتَكَلَّمُوا» معنای لغطَ چیست؟ حرف های بی پایه و اساس، حرف های زشت زدند و سخن گفتند حرف های بی سر ته زدند نگذاشتن حرف پیغمبر به گوش مردم برسد!

 آیا این‌ها نشان نمی‌دهد بر اینکه یک مسائلی پشت قضیه است و نمی‌خواهند بعد از رسول اکرم امیرالمومنین و یازدهفرزندش بیان خلافت کنند و مردم را هم در دنیا هم در دین هم در آخرت به سعادت برسانند؟ این برای ایام حجة الوداع است.

 خیلی از وهابی‌ها می‌گویند چرا پیغمبر در «عرفات» یا در «منا» نگفت «من کنت مولی فعلی مولی» علی خلیفه من است؟ پیغمبر گفت خلفای بعد از من دوازده نفر هستند این برخورد صحابه است!

 قضیه گذشت، آخرین لحظه عمر رسول اکرم است، مطلب هم در «صحیح بخاری» است پیغمبر می‌گوید:

«عن بن عَبَّاسٍ قال لَمَّا اشْتَدَّ بِالنَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم وَجَعُهُ قال إئْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ قال عُمَرُ إِنَّ النبي صلى الله عليه وسلم غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَنَا كِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا فَاخْتَلَفُوا وَكَثُرَ اللَّغَطُ قال قُومُوا عَنِّي ولا يَنْبَغِي عِنْدِي التَّنَازُعُ فَخَرَجَ بن عَبَّاسٍ يقول إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ ما حَالَ بين رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَبَيْنَ كِتَابِهِ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 1، ص 54، کتاب العلم، باب 39، ح114

«إئْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ» کتاب و کاغذی بیاورید مطلبی بنویسم که بعد از من گمراه نشوید. «قال عُمَرُ إِنَّ النبي صلى الله عليه وسلم غَلَبَهُ الْوَجَعُ » بر پیغمبر بیماری غلبه کرده (نستجیر بالله) هذیان می‌گوید. «وَعِنْدَنَا كِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا» کتاب خدا کافی است.

قرآن می‌گوید:

(وَأَنْزَلْنَا إِلَيكَ الذِّكْرَ لِتُبَينَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يتَفَكَّرُونَ)

و ما اين ذکر [= قرآن‌] را بر تو نازل کرديم، تا آن چه به سوی مردم نازل شده است برای آن ها روشن سازی؛ و شايد انديشه کنند

سوره نحل (16): آیه 44

کار به جایی رسید که پیغمبر فرمود «قُومُوا عَنِّي» از خانه من بیرون بیروید. این‌ها را پیغمبر می‌خواست چه کار کند، در آن‌جا چه می‌خواست بنویسد، می‌خواست بنویسد نماز بخوانید تا گمراه نشوید، می‌خواست بنویسد روزه بگیرید تا گمراه نشوید می‌خواست بنویسد حج بروید، جهاد کنید تا گمراه نشوید.

می‌خواست یک چیزی بنویسد که «لن تضلوا ابدا»؛ هرگز گمراه نشوید، اصلاً ما نمی‌گوییم مطلب از «ابن حجر عسقلانی» است این که از کجا آورده نمی‌دانیم، ایشان در جلد اول «فتح الباری» صفحه ۲۰۹ می‌گوید:

«أراد أن ينص على أسامي الخلفاء بعده حتى لا يقع بينهم الاختلاف»

فتح الباري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب، ج1، ص209

می‌خواست اسامی خلفای بعد از خودش را بنویسد، تا بین آن‌ها اختلاف نیفتد! چرا نگذاشتن بنویسد؟ اگر واقعاً بعد از رسول اکرم ابوبکر بنا بود خلیفه بشود، آقای عمر خلیفه بشود، عثمان خلیفه بشود اسامی آن‌ها را می‌نوشت. دیگر قضیه جنگ رد پیش نمی‌آمد، قضیه ترور عمر پیش نمی‌آمد، قضیه قتل عثمان پیش نمی‌آمد، مال امیرالمومنین، امام حسن و امام حسین را کنار می‌گذاریم.

مردم می‌دانستند که خلیفه بعد از پیغمبر این آقایان هستند، چرا نگذاشتند؟

مجری:

 حاج آقا، بعد از این که این کلام و این جلوگیری‌ها را ذکر می‌فرمایند در انتهای آیه می‌بینیم خداوند متعال علت این را می‌فرمایند (وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا)؛ یعنی بخواهیم با همان فضا تطبیق بدهیم کان این‌ها خودشان را یک پله بالاتر از پیامبر می‌دانستند که این کار را انجام میدادند!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 نمی‌دانم! آقاي «قسطلاني» هم در کتاب «إرشاد الساري شرح صحيح البخاري»، جلد 1، صفحه 207 مي گويد:

«اكتب لكم كتابا فيه النص علي الائمة بعدي»

إرشاد الساري لشرح صحیح البخاري؛ المؤلف: شهاب الدین احمد بن محمد القسطلاني (المتوفی 923 هـ)، ج1، ص207

«اكتب لكم كتابا فيه النص علي الائمة بعدي»؛ امامان بعد از خودم را می‌خواهم اسامی‌شان را بنویسم. آن‌جا «ابن حجر» خلفای بعدی گفت ایشان الائمة بعدی می‌گوید. مطلب خیلی واضح است یعنی من معتقدم حقیقت خیلی روشن است البته این را به عنوان یک شیعه نمی‌گویم بلکه به عنوان یک انسان بی‌طرف دارم عرض می‌کنم.

اصلاً ما کار نداشته باشیم ادله شیعه و ادله غیر شیعه را روی میز بگذاریم و بخواهیم خودمان قضاوت کنیم، این مطالب کافی است که ما را بیدار کند.

 البته در «موسوعة من حیات المستبصرین» که «موسسه آیت الله العظمی سیستانی» نوشتند و ده – دوازده جلد از چاپ بیرون امده داشتم مطالعه می‌کردم خیلی از علمای بزرگ اهل سنت؛ حتی بعضی از سلفی‌ها با «حدیث قرطاس» به قول درنگ و تأمل کردند قضیه چیست و آمدند مستبصر شدند مکتب اهل بیت را پذیرفتند.

اصلا به هیچ وجه ما اصرار نداریم کسی بیاید شیعه بشود و مذهب اهل بیت را انتخاب بکند ولی حجت را برای همه تمام می‌کنیم که فردای قیامت نگویند حقایق به گوش مان نرسید و این حقایق هم دوستان مثل آفتاب روشن است؛ الا این‌که انسان بخواهد روی مغزش صدها پرده بکشد و حاضر نباشد پرده های تعصب و پرده‌های جهل را از روی عقلش بردارد.

مجری:

(جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ في‏ آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 رسول اکرم کنار بیت الله الحرام می‌آمد قرآن می‌خواند، مشرکین انگشتانشان را روی گوش شان می‌گذاشتند که حرف پیامبر را نشنوند. شروع می‌کردند در کنار بیت الله سوت کشیدند و سر صدا ایجاد کردن!

دوستان عزیز این‌ها به قدری واضح و روشن است که نیاز به توضیح زیاد ندارد ما واقعا خدا را شاکریم، بعضی وقت‌ها ادله حقانیت شیعه را مطرح می‌کنم احساس می‌کنم که در روز روشن دارم برای اثبات آفتاب دلیل می‌خواهم بیاورم اینقدر برای من مسئله واضح و روشن است.

ادله‌ای که آقایان آورده‌اند به قدری بی‌اساس است مثل این که آدم بخواهد در شب تاریک بگوید هوا تاریک است.

ان شاء الله امیدواریم با توجه به فرمایشاتی که رهبری داشتند، کرسی های آزاد اندیشی راه بیفتد، صدا و سیما یک مقدار تأمل و تدبر کنند و در دانشگاه‌ها و در حوزه‌های علمیه شیعه بشود از علمای اهل سنت دعوت کنند بیایند حرف‌شان را بزنند.

 حوزه‌های علمیه اهل سنت از علمای شیعه دعوت کنند بروند حرف‌شان را بزنند حداقل فایده اش این است، این بدبینی‌هایی که است، این بدبینی‌ها برداشته بشود. اگر شیعه معتقد است که علی ابن ابی طالب خلیفه اول است برای خودش دلیل دارد، حداقل این روشن بشود، نمی‌خواهم آقایان قبول کنند این‌که قبول کردند یا نکردند آن بحث دیگری است؛ ولی این که روشن بشود شیعه برای خودش دلیل و برهان دارد، همین کافی است.

نیایند بگویند مذهب شیعه باطل است، یا بگویند شیعه هیچ دلیلی ندارد، بگویند شیعه را «عبدالله ابن سبأ یهودی» درست کرده است، حداقل این افسانه‌ها برداشته می‌شود. اگر هیچ فایده ای کرسی‌های ازاد اندیشی نداشته باشد که مردم و جوان‌ها و طلبه‌ و علمای اهل سنت بدانند شیعه برای خودش از قرآن، از سنت از عقل و از اجماع دلیل و برهان دارد.

مجری:

بسیار عالی! الحمدلله تک تک این موارد و مسائل در جای خودش اثبات شدند و حضرت استاد بیاناتی فرمودند اما صرفا عزیزانی که الان با ما همراه شدند بحث را از دست ندهند.

«حدیث سفینه» در آرشیو «برنامه حبل المتین» موجود است همین بحث را که در شش – هفت جلسه قبل مطرح شده ملاحظه بفرمایید به نظرم خیلی مفید خواهد بود.

اگر پیش داوری را کنار بگذارید و ببینید آن چه که در قرآن آمده و آن تشریح‌ها و تطبیق‌های که در کتب اهل سنت ذکر شده به نظرم همین کفایت می‌کند اگر واقعا دنبال این هستید که همین یک دانه آیه را به آن عامل باشید و پنبه ها را از گوش تان بیرون بیاورید اگر قرار است که این لباس‌های که بر سر خودتان کشیدید که تا نوری را نبینید این‌ها را کنار بزنید بسم الله همه چیز حاضر و مهیا است تا بتوانیم ان شاءالله سوار بر کشتی نجات در این تلاطم روزگار بشویم.

(میان برنامه)

مجری:

یا مرتضی علی! «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِين‏ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ» الحمدلله تا این جای برنامه همراه ما بودید تشکر می‌کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند ان شاءالله که مطالب مفید و مؤثر بوده باشد و در تایم آخر برنامه فرصت باقی مانده را در اختیار شما هستیم، تا تماس بگیرید و صدای شما را بشنویم.

اولین تماس اقای «علی از اراک» سلام علیکم بفرمایید

تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای علی از اراک – شیعه)

عرض سلام و خسته نباشید داریم خدمت حضرت آیت الله قزوینی عزیز و آقای مرعشی بزرگوار!

حضرت استاد مطالبی را قشنگ بیان کردند آقایان وهابی در این چند دهه ای اخیر هیچ وقت برای مناظره حاضر نشدند، این‌ها هیچ وقت حاضر نخواهند شد، زیرا هیچ استدلال و هیچ منطقی پشت حرف‌هایشان نیست.

این‌ها فقط در صدد این هستند که شبهه افکنی کنند آن‌هم فقط در بحث مذهب شیعه، یعنی الان من تمام رسانه‌ها را که نگاه می‌کنم انگار به غیر از مذهب شیعه ما هیچ مذهب و دینی در این دنیا نداریم.

حتی شبکه‌های مسیحی را که من نگاه می‌کنم دقیقا می‌بینیم علیه شیعه دارند فعالتی می‌کنند و یک اجماع جهانی است که انگار دارند با مذهب شیعه دشمنی می‌‌کنند. با این حساب مشخص است این‌‌ها هیچ وقت دنبال مناظره نیستند.

از دو تا سوال بنده یک سوال این بود آیا در زمان اقا رسول الله برخی از صحابه بودند که با وجود اقا رسول الله در برخی از کلاس‌‌های یهودی شرکت می‌کردند البته من شنیدم که اقا رسول الله با یکی دو نفر از این‌‌ها به شدت برخورد کرده است که چرا در این کلاس‌ها شرکت می‌‌کنند. آیا چنین حدیثی داریم که این مسئله را روشن کند؟

سوال دوم بنده این است ما وقتی کتاب نهج البلاغه را می‌خوانیم می‌بینیم خیلی مطالب علمی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هرچه نیاز یک انسان باشد در این کتاب بیان شده است.

می‌خواستم بدانم آیا از این سه خلیفه یک حدیثی که منبع علمی داشته باشد و بدرد بشریت بخورد حدیث و مطلبی در کتاب‌های اهل تسنن داریم، تا سخنان شان را سخن اقا امیر المؤمنین (علیه السلام) مطابقت بدهیم؟

مجری:

بسیار عالی، ان شاءالله حضرت استاد پاسخ خواهند داد، آقا علی عزیز تشکر می‌کنیم که از اراک همراه ما بودید، توفیقات تان روز افزون باشد.

تماس بعدی آقا «محمد از شهر کرد» پشت خط ارتباطی هستن، الحمدلله ایشان هم یکی از بینندگان فعال برنامه هستن و مرتب هم تماس می‌گیرند از ایشان هم تشکر می‌کنیم اقا محمد سلام علیکم بفرمایید.

بیننده: (آقای محمد از شهر کرد – شیعه)

 سلام خدمت شما و حضرت استاد، دو تا سوال از محضرتان داشتم، سوال اول در باره کتاب میزان الحق از حضرت علامه سید جعفر مرتضی عاملی است. ایشان در جلد اول صفحه 23 یک باب به عنوان تکفیر الشیعه لعمر باز کردند آمده استدلال کرده اولا: «لیس صحیحا ما نسبه الی الشیعه من تکفیر لعمر ابن خطاب»؛ گفتند صحیح نیست که تکفیر عمر را به شیعه نسبت بدهیم. اگر استاد دسترسی دارند این را پاسخ بدهند.

مجری:

چه مطلبی را پاسخ بدهند، سوال حضرتعالی این است که چرا شیعه چنین کاری را نمی‌کند؟

اقای محمد:

علامه گفته است شیعه عمر ابن خطاب را تکفیر نمی‌کند. سوال دوم: در توحید ابن عربی هم اگر ممکن است صحبت بفرمایید جهت ایشان را مشخص کنید کسانی که از بزرگان شیعه به کتاب‌های ایشان شرح زدند و ایشان مورد تأیید این‌ها بوده است برای من سوال است نظیر اقای حسن زاده آملی و...

مجری:

خیلی ممنون از شما تشکر می‌کنیم، تماس بعدی اقای حسین عرب نژاد از رفسنجان پشت خط ارتباطی هستن، سلام علیکم بفرمایید

بیننده:(آقای حسین از رفسنجان – شیعه)

سلام خدمت اقای مرعشی عزیز، و همین طور سلام عرض می‌کنم خدمت استاد آیت الله حسینی قزوینی و همه بینندگان شبکه جهانی حضرت ولی عصر. دو تا روایت است می‌خواستم حاج آقا روایت را نشان ما بدهند.

یک روایت در مورد نعمان ابن حارث است ایشان در مدینه با ولایت امیر المؤمنین مخالفت داشت و روایت دیگر از عایشه نقل شده بود البته من سرخط آن را می‌خوانم حاج آقا روایت را نشان بدهند عایشه می‌گوید:

 «کنّا نخیط و نغزل و ننظم الإبرة باللیل فی ضوء وجه فاطمة»

اگر امکانش است این دو تا روایت را حاج به ما نشان بدهد.

مجری:

خیلی ممنون از تماس تان اقای حسین عزیز! توفیقات تان روز افزون باشد همواره در خدمت به اهل بیت و مکتب اهل بیت ان شاءالله موفق، مؤید و منصور باشید. تماس بعدی جناب اقای بهادری از کرج پشت خط ارتباطی هستن سلام به شما بفرمایید

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

 سلام علیکم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی، و جناب اقای مرعشی دو سید بزرگوار ایام ولادت و امامت اقا امیر المؤمنین بر عموم شیعیان عرض تبریک و تهنیت دارم!

حضرت آقا، حضرت امیر المؤمنین در زمان پیامبر ولایت داشتند یا ولایت ایشان مربوط به بعد از رسول خدا می‌شود؟ من یک جوابی که به آقایان دادم این است که مقام ولایت از طرف خداوند برای مردم در مورد اقا امیر المؤمنین داده شد خود حضرت رسول اکرم هم در خطبه غدیر به صراحت فرمودند من تا روز قیامت این دوازده امام را برای شما از طرف خداوند تعیین کردم.

من به شما جلو جلو می‌گویم این‌ها امام شما هستند، اگر بخواهیم بالاتر بیرویم در احادیث معراج، در صفوف انبیاء امامت همین دوازده امام تثبیت شده است یعنی خدا مقام امامت را به این‌ها داده است لذا آقا امیر المؤمنین مقام امامت را داشتند، اعلان رسمی آن در غدیر بود.

جالب این است که در غدیر وقتی مردم گفتند یا رسول الله ما به علی بگوییم السلام علیک یا امیر المؤمنین و انت حيٌ؛ شما زنده هستید ما به امیر المؤمنین (علیه السلام) یا امیر المؤمنین بگوییم؟ خود شما الان امیر المؤمنین هستی می‌شود به دو نفر همزمان یا امیر المؤمنین بگوییم؟ رسول خدا فرمودند بنده حيٌ چون من زنده هستم می‌خواهم شما بگویید و به مقام علی اقرار کنید.

با توجه به این موضوع سوال این است آیا امیر المؤمنین در زمان حیات رسول خدا صفت جانشینی را داشتند؟ می‌گوییم به هرحال بله، ما معتقد هستیم امیر المؤمنین در زمان رسول خدا ولی خدا بود منتها طولی چون در بعضی از موارد حتی در زمان رسول خدا فعلیت پیدا می‌کرد!

شاهد این است که رسول خدا در بدو بعثت عشیره و اقربین خودش را جمع کرد، در زمانی که آیه نازل شد:

(وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ)

و خويشاوندان نزديکت را انذار کن!

سوره شعراء (26): آیه 214

«وقد أمرني الله تعالى أن أدعوكم إليه فأيكم يوازرني على هذا الأمر على أن يكون أخي ووصيي وخليفتي فيكم»

الكامل في التاريخ؛ اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم الشيباني الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1415هـ، الطبعة: ط2، تحقيق: عبد الله القاضي، ج1، ص586

یوازرنی از وزارت می‌آید، وزارت یعنی پشتیبان و کمک کار، دست مبارک امام را بالا برد تعبیر یوازرنی در مورد هارون در سوره طه هم آمده است

(قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي؛ وَيسِّرْ لِي أَمْرِي؛ وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي؛ يفْقَهُوا قَوْلِي؛ وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي؛ هَارُونَ أَخِي)

(موسي) گفت: «پروردگارا! سينه‌ام را گشاده کن؛ و کارم را برايم آسان گردان! و گره از زبانم بگشاي؛ تا سخنان مرا بفهمند! و وزيري از خاندانم براي من قرار ده... برادرم هارون را!

سوره طه (20): آیات 25 تا 30

هارون وزیر موسی در زمان حضرت موسی بود، یعنی همین تعبیر را پیامبر در مورد امیر المؤمنین به کار بردند «فأيكم يوازرني على هذا الأمر» علی وزیر من می‌شود؛ پس وزیر در زمان پیامبر وزیر است درواقع معاون یا جانشین رسول خدا بوده است. از باب مثال یک رئیس جمهور وقتی می‌خواهد جای بیرود نخواست بیرود معاون خودش را می‌فرستد. معاون وقتی می‌رود فعلیت پیدا می‌کند در جانشینی و هدایت آن رئیس جمهور.

یک شاهد دیگر خدمت شما عرض کنم و ختم کلام، رسول خدا علی را در یمن برای مقابله با یک قبیله ای فرستادند، یک گروه دیگر را هم به فرماندهی خالد فرستادند پیامبر فرمود هردو تا لشکر به هم رسیدند فرمانده کل امیر المؤمنین علی باشد شخصی از همین صحابه به نام عمران ابن حصین در تاریخ آمده می‌گوید ما دیدیدیم در این جنگ غنائمی جمع آوری شد یک مقدار برای خودش برداشت این‌ها رفتند به خالد گفتند هنوز غنائم تقسیم نشده علی یک مقدار برای خودش برداشته است.

چطور است ما در مدینه بیرویم شکایت علی را نزد پیامبر ببریم، گفتند نزد پیامبر بیرویم و بگوییم علی چنین کاری کرده است. چهار نفر خدمت حضرت پیامبر آمدند شکایت حضرت علی را بکنند.

یک نفر شان گفت «إن علیا فعل کذا و کذا»، پیامبر رویش را برگرداند فلم یجبه، نفر دوم همین مطلب را تکرار کرد یا رسول الله «إن علیا فعل کذا و کذا» پیامبر ناراحت شدند و حرفی نزدند. نفر سوم گفت یا رسول الله «إن علیا فعل کذا و کذا» رنگ پیامبر قرمز شد باز جواب ندادند نفر چهارم تا اعتراض کرد رسول خدا سه مرتبه فرمود:

«ما تريدون من علي إن عليا مني وأنا منه وولي كل مؤمن هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص119، ح4579

«ما تريدون من علي علي مني وانا من علي وعلي ولي كل مؤمن بعدي»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى ، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص620

از جان علی چه می‌خواهید «عليا مني وأنا منه وولي كل مؤمن بعدی» حالا سوال من این است این بعدیت زمانی است یا رتبی است. اگر بعدی را بگوییم یعنی اگر من پیامبر نبودم علی بعد از من ولی شما است جواب آن چهار نفری که آمدند شکایت علی را کردند داده نمی‌شود آن‌ها می‌گویند علی در زمان شما تصرف عدوانی کرده است.

چون حضرت آقا رسول خدا فرمودند از جان علی چه می‌خواهید علی ولی من است سکوت کردند، پیامبر فرمود هر جا که من نیستم ولایت علی فعلیت پیدا می‌کند، علی وقتی که هستم با هم هستیم، من محور هستم پس اگر علی را فرستادم انگار من به یمن رفتم انفسنا و انفسکم!

 پس باید بگوییم امیرالمومنین در زمان رسول خدا هم ولایت داشت است ولایت او هم طولی بوده در جایی که رسول خدا نبود ولایت علی فعلیت پیدا می‌کرده است. پس ولی پیامبر است و علی در سایه این ولایت بوده است. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!

مجری:

آقای بهادری این را هم اضافه بکنید بحث ما راجع به حدیث سفینه بود و دیدیم که تماماً این تطبیق ها وجود داشت قطعا زمانی که حضرت نوح بودند سفینه ساخته شد و هر کسی که وارد سفینه می‌شد آن فرد اهل نجات بود پس زمانی که قرار است سفینه اهل بیت باشند، امیرالمومنین باشد قطعاً در زمان آقا رسول الله چنین سفینه و چنین کشتی نجاتی باید باشد تا سوار آن بشوند با حضور خدا و رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) تشکر می‌کنیم آقای بهادری عزیز خدا نگهدارتان.

به عنوان تماس آخر جناب آقای «شریفی» از «امیدیه» پشت خط هستند آقای «شریفی» در خدمت‌تان هستیم، بفرمایید.

بیننده: (آقای شریفی از امیدیه – شیعه)

 سلام علیکم در مورد آقای «عمر ابن عبدالعزیز» خواستم جناب سید آیت الله اگر بتوانند یک تشریح بکنند یک توضیح بدهند که واقعاً ایشان عادل بود بعضی علما می‌گویند عادل و فلان است و دوم در مورد زیارت عاشورا اگر امکان دارد توضیح بدهند که در زمان کدام امام معصوم صادر شد.

مجری:

تشکر می‌کنیم آقای «شریفی» عزیز که از «امیدیه» با برنامه خودشان تماس گرفتند، عذرخواهی می‌کنیم از همه عزیزانی که پشت خط بودند متاسفانه فرصت نشد با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم.

 حضرت استادمتاسفانه زمان زیاد نداریم بفرمایید در خدمت شما هستیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 برادر عزیزمان جناب آقای «شریفی» از «امیدیه» در مورد «عمر ابن عبدالعزیز» پرسیدند، ایشان اگر عادل بود باید خلافت را به اهلش واگذار می‌کرد، کنار می‌رفت همین که آمد در منصبی قرار گرفت که خدا و رسول بر آن‌ها حرام کرده است، این دلیل بر عدالت نیست.

 به کارهایی که در مورد فدک کرد و آن را به فرزندان حضرت زهرا برگرداند، سب امیرالمومنین را منع کرد، قطعاً امیرالمومنین «سلام الله علیه) به خاطر این هم پاداش و تخفیف در عذابش می‌دهد.

من معتقدم و بارها هم گفتم اگر یک ناصبی هم برای امیرالمؤمنین یک لیوان آب به دست کسی بدهد امیرالمؤمنین پاداش او را خواهد داد.

 زیارت عاشورا در زمان آقا امام صادق (سلام الله علیه) صادر شده و شما اگر به سایت حضرت ولی عصر مراجعه بفرمایید آن جا سند زیارت عاشورا را مطرح کردیم.

 اولاً این را در نظر داشته باشید ما روایات متعدد داریم از امام صادق سوال می‌کنند آقا سند روایات شما چیست؟ می‌فرماید:

«کلما احدثکم فقد حدثني أبي عن أبیه عن جده، عن علي عن رسول الله، عن الله»

هرچه برای شما حدیث می‌گوییم پدرم از پدرش از جدش از امیرالمومنین، از پیغمبر، از خدای عالم است؛ چون علوم ائمه علوم اکتسابی نیست که از افراد یاد گرفته باشند. علومی است که از اکابر از پدرشان، از جدشان و...، از رسول اکرم، و رسول اکرم هم از خدای عالم؛ یعنی ائمه (علیهم السلام) هرچه می‌گویند از نبی مکرم از خدای عالم است.

زیارت عاشورا هم جزء احادیث قدسی است.

عزیزمان آقای حسین عرب نژاد فرمودند سند «نعمان ابن حارث» را نشان بدهیم. سندش کتاب «تفسیر قرطبی» در جلد 18 صفحه 278 چنین آمده است:

«إن السائل هنا هو الحارث بن النعمان الفهري وذلك أنه لما بلغه قول النبي صلى الله عليه وسلم في علي رضي الله عنه: (من كنت مولاه فعلي مولاه) ركب ناقته فجاء حتى أناخ راحلته بالأبطح ثم قال: يا محمد أمرتنا عن الله أن نشهد أن لا إله إلا الله وأنك رسول الله فقبلناه منك وأن نصلي خمسا فقبلناه منك ونزكي أموالنا فقبلناه منك وأن نصوم شهر رمضان في كل عام فقبلناه منك وأن نحج فقبلناه منك ثم لم ترض بهذا حتى فضلت بن عمك علينا أفهذا شيء منك أم من الله فقال النبي صلى الله عليه وسلم: (والله الذي لا إله إلا هو ما هو إلا من الله) فولى الحارث وهو يقول: اللهم إن كان ما يقول محمد حقا فامطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم فوالله ما وصل إلى ناقته حتى رماه الله بحجر فوقع على دماغه فخرج من دبره فقتله فنزلت : (سأل سائل بعذاب واقع)»

الجامع لأحكام القرآن؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي الوفاة: 671، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج18، ص278 و 279

بعد از حدیث غدیر حارث ابن نعمان فهری وقتی شنید پیغمبر گفت: «من کنت مولاه فعلي ‌مولاه»؛ گفت یا رسول الله این که شما لا اله الله گفتی، ما لا اله الا الله گفتیم گفتی نماز بخوانید نماز خواندیم، روزه بگیرید روزه گرفتیم، حج بروید حج رفتیم.

این‌ها بس نبود که علی پسر عمویت را هم بر ما فضیلت دادی؟ «أفهذا شيء منك أم من الله» آیا این حرف از طرف شما است یا از طرف خدا؟ پیغمبر فرمود قسم به خدای لا شریک له از خدا است.

 حارث ابن نعمان گفت خدایا اگر آن‌چه محمد می‌گوید حق است از آسمان سنگی بفرست من را هلاک کند می‌گوید ازکنار ناقه اش کنار نرفته بود، یک موقع دیدند یک سنگی از بالا افتاد «فوقع على دماغه فخرج من دبره فقتله» سنگ از کله اش وارد شد از مخرش بیرون آمد و به قتل رسید.

اما فرمودید این روایت از عایشه در کدام کتاب آمده است:

«کنّا نخیط و نغزل و ننظم الإبرة باللیل فی ضوء وجه فاطمة»

أخبار الدول و آثار الأول؛ نویسنده: أحمد بن یوسف قرمانی (متوفای 1019 هـ)، ناشر: عالم الکتب – بیروت، ج 1، ص 256

کتاب «اخبار الدول» از کتاب‌های اهل سنت أحمد بن یوسف قرمانی، ج1، صفحه ۲۵۶ و تشکر از نحوه سوال تان.

در مورد سوال آقای محمد، برادر بزرگوارم! این که علامه سید جعفر مرتضی می‌گوید ما عمر را کافر نمی‌دانیم، این آیه قرآن است و ربطی به سید جعفر مرتضی ندارد.

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَينُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيكُمْ فَتَبَينُوا إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! هنگامي که در راه خدا گام مي‌زنيد (و به سفري براي جهاد مي‌رويد)، تحقيق کنيد! و بخاطر اينکه سرمايه ناپايدار دنيا (و غنايمي) به دست آوريد، به کسي که اظهار صلح و اسلام مي‌کند نگوييد: «مسلمان نيستي» زيرا غنيمتهاي فراواني (براي شما) نزد خداست. شما قبلا چنين بوديد؛ و خداوند بر شما منت نهاد (و هدايت شديد). پس، (بشکرانه اين نعمت بزرگ،) تحقيق کنيد! خداوند به آنچه انجام مي‌دهيد آگاه است.

سوره نساء (4): آیه 94

کسی که به شما سلام می‌دهد، یکی از شعارهای اسلام سلام است، سلام علیکم به این نگویید مومن نیستی! خیلی واضح خدای متعال این را فرموده است.

 روایات زیاد از اهل سنت و شیعه داریم اگر کسی آمد گفت مسلمان هستم به مجرد اینکه گفت مسلمانم شما باید از او بپذیرید، همین که لا اله الا الله و محمد رسول الله گفت قبول است.

 تمام فقهای ما این را می‌گوید ربطی به سید جعفر مرتضی ندارد، از زمان شیخ مفید، شیخ صدوق، کلینی تا امام، آقای خویی و دیگران همه معتقدند مسلمان بودن با دو چیز محقق می‌شود شهادت به وحدانیت خدا، شهادت به رسالت نبی مکرم!

حالا بعد از این‌که مسلمان شد بخواهد شیعه بشود، شیعه بودن یک بحث دیگری است.

 برادر بزرگوارم در رابطه با «ابن عربی»، ایشان حرف های خوب هم دارد حرف های بد هم دارد هیچ‌کس معصوم نیست، شیخ صدوق با آن عظمتش در رابطه با سهو النبی یک اشتباه کرده و تمام بزرگان فرمایش ایشان را رد کرده اند.

این‌که بزرگان ما شرحی بر کتاب‌های ابن عربی نوشته‌اند قطعاً آن مطالبی که بد و زشت، خلاف قرآن و خلاف عقیده شیعه است، بر آن که شرح ننوشتند، چهار تا حرف‌های خوب هم داشته برای آن چهار تا حرف خوب شان شرح نوشته‌اند.

الان ما نزدیک سیصد میلیون سنی صوفی داریم این‌ها نسبت به ابن عربی عقیده دارند چه بسا همین باعث می‌شود که آن‌ها خیلی از مسائل را بفهمند.

در پاسخ به علی آقا از اراک در رابطه به این‌که بعضی از صحابه در کلاس یهودی‌ها شرکت می‌کردند، خیلی خلاصه خدمت شما عرض کنم، به کتاب مقدمه تاریخ ابن خلدون صفحه ۴۳۹ مراجعه کنید.

ایشان آن صحابی که پیش یهودی‌ها می‌رفتند، از آن‌ها درس می‌گرفتند را ذکر کرده و آورده است.

مجری:

سوال دیگر ایشان این بود که آیا خلفا کلامی مثل نهج البلاغه دارند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نه، کلام مثل نهج البلاغه ندارند که هیچ، بلکه این‌ها در خیلی از مسائل دیگر گیر داشتند، آقایان اهل سنت دارند از جمله کتاب المعتمد در اصول فقه که نویسنده اش از علمای بزرگ اهل سنت است دارد:

«فروي عن أبي بكر الصديق أنه قال في الكلالة أقول فيها برأيي فان يكن صوابا فمن الله وإن يكن خطأ فمني ومن الشيطان والله ورسوله منه بريئان وقال عبد الله وإن يكن خطأ فمني ومن الشيطان والله ورسوله منه بريئان وقال عمر بن الخطاب لكاتبه اكتب هذا ما رآه عمر فان يكن صوابا فمن الله وإن يكن خطأ فمن عمر»

المعتمد في أصول الفقه؛ اسم المؤلف: محمد بن علي بن الطيب البصري أبو الحسين الوفاة: 436، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1403 ، الطبعة: الأولى ، تحقيق : خليل الميس، ج2، ص381

ابن تیمیه هم دارد از ابوبکر و عمر در مورد کلاله سوال می‌کنند می‌گوید فتوایی که می‌دهم اگر درست بود از خدا، اگر اشتباه بود مال من و از شیطان است خدا و رسولش از او مبرا هستند!

«أقول فيها برأيي فان يكن صوابا فمن الله وان يكن خطأ فمنى ومن الشيطان والله ورسوله بريئان»

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية؛ اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ج20، ص24

مجری:

احسنتم، حاج آقا در فضل حضرتعالی اگر تمام چیزها را کنار بگذاریم همین که الحمدلله مختصر و کاملا مفید و متقن می‌فرمایید خودش فضیلت بزرگی است. تشکر می‌کنیم الحمدلله پاسخ همه دوستان را فرمودید ما هم شنیدیم، لذت بردیم و استفاده کردیم.

همچنین تشکر می‌کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه همراه برنامه «حبل المتین» بودید، ان شاءالله که بتوانیم موفق باشیم!

«اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم)‏؛ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏»



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها