2024 July 13 - شنبه 23 تير 1403
پاسخ به شبهه عدم تعیین اسامی و ترتیب ائمه اطهار علیهم السلام (1)
کد مطلب: ١٥٥٢٢ تاریخ انتشار: ٣٠ خرداد ١٤٠٢ - ١٦:٥٠ تعداد بازدید: 1117
خارج فقه الحکومه » فقه
پاسخ به شبهه عدم تعیین اسامی و ترتیب ائمه اطهار علیهم السلام (1)

(جلسه هشتاد و یکم - 10 02 1402)

 درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال نوزدهم

 (جلسه هشتاد و یکم - 10 02 1402)

موضوع:  پاسخ به شبهه عدم تعیین اسامی و ترتیب ائمه اطهار علیهم السلام  (1)

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعین وَهُوَ خَیرُ نَاصِرٍ وَ مُعِینْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِیَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِیَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ یَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

...

کتاب «حقیقت نوری اهل بیت علیهم السلام» نوشته آقای اصغر طاهر زاده در اصفهان است آن هم در مجموع بد نیست خوب است اگر دوستان مطالعه کنند. البته ایشان روایات حضرت امیر را شرح کرده است

«مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل ‏وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیَّة»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج26، ص1

ایشان این روایت را به خوبی شرح کرده است. البته معمم نیست ولی مرد ملّایی است.

یک کتاب به نام خلقت نوری و ظهور صلبی اهل بیت، نشر مجمع جهانی شیعه شناسی دکتر سید محمد علی موسوی نوشته است که هنور مطالعه نکردم این کتاب را دوستان برای من فرستادند.

 مسائل خلقت نوری اهل بیت خیلی پیچیده است تا کسی یک مقداری خودش معرفت نورانی نداشته باشد نمی تواند از عهده اش بر بیاید؛ یعنی خودش باید یک مقداری راه رفته باشد یک مقداری روی معرفت نورانی اهل بیت کار کرده باشد بعد این ها را بنویسد.

...

الان خیلی از مجلات حتی مربوط به آقای ری شهری را داریم می خوانیم می بینیم متأسفانه با روح عقیده شیعه همخوانی ندارد؛ یعنی افرادی آن جا گذاشتند این آقایان نگاهی می کنند و مطالعه سرسری می کنند اجازه می دهند چاپ بشود.

یک آفت بزرگی که الان داریم کسانی که در ارشد یا دکترا می خواهند دفاع کنند، حتماً باید یک یا دو تا مقاله در مجله های علمی پژوهشی داشته باشند یک پول کلانی هم از این ها می گیرند و بر مبنای این، اجازه می دهند این مقاله ها چاپ بشود.

 این هم یک مصیبت بزرگی شده است نمی دانیم آینده حوزه با این وضع به کجا برسد! باید یک معاونت خیلی توانمند برای شناسایی این آفت ها و آسیب ها تأسیس بشود.

این ها افرادشان هم کم نیستند به عنوان مثال مقاله آقای الله اکبری در مجله مربوط به آقای ری شهری، دانشگاه قرآن و حدیث چاپ شده است. در رابطه با حدیث پشیمانی مقاله نوشته است اقوال علمای شیعه و سنی را آورده است -بخش اعظمی از علمای شیعه و سنی گفتند حدیث پشیمانی صحیح است.- ابوبکر در آخرین لحظه عمرش از چند چیز اظهار ندامت کرد این که چرا خانه حضرت زهرا را مورد هجوم قرار دادم ... چرا چنین کردم. چندین صفحه مطلب نوشته است متأسفانه در انتهای مقاله پاسخ علمای اهل سنت به حدیث پشیمانی را نقل کرده و نظریه قاضی عبد الجبار معتزلی و نظریه ابن تیمیه را آورده است!

ابن تیمیه گفته است: هجوم بردند و در خانه را هم باز کردند می خواستند ببینند حضرت علی و حضرت زهرا از بیت المال در خانه شان چیزی نگه داشتند یا نه! اگر بود این ها را بردارند بیاورند در بین مردم تقسیم کنند!!

 این نهایت خباثت، پستی و رذالت طرف است.

 در یکی از جلساتی که در ماه رمضان داشتیم در جلسه چهارم اشاره کردم گفتم این چه بساطی است چرا باید یک شیعه به این جا برسد که این چنین بکند؟

 یعنی طلبه این مقاله را می خواند ورودی و آخر مقاله به این می رسد نتیجه این می شود. بله گفتند ولی علمای اهل سنت هم این طوری جواب دادند.

 تو (آقای الله اکبری) اگر واقعاً‌ مریض نیستی حرف این ها را آوردی نقد هم بکن این چه خباثتی است که نظر وقیحانه یک آدم ناصبی رذل -که خدا به تمام ذرات عالم ابن تیمیه را لعنت کند- را نقل و علیه حضرت زهرا سلام الله علیها به آن استدلال می کنی!

متأسفانه (آقای الله اکبری) این را به عنوان پاسخ اهل سنت می آورد.

 یکی از آقایان می گفت در فضای مجازی آقای الله اکبری دارد که یک زائویی درد زایمان گرفت در کنار بیت الله الحرام آمد و و در یک گوشه ای آن جا فرزندش را به دنیا آورد. گفتم از عمه یا خاله ات حرف می زنی یا از فاطمه بنت اسد مادر حضرت امیر داری حرف می زنی؟!

این ها درد است این ها قلب حضرت ولی عصر را به درد می آورد. التبه انتقادمان به اصل حوزه است کاری به این ها نداریم.

 آقای صفری فروشانی در یکی از سخنرانی هایش می گوید ما 20 سال است این حرف ها را می زنیم هیچ اتفاقی هم نیفتاده است!  امسال اتفاق افتاد ما اعلام مناظره کردیم چرا برای مناظره نیامدید فرار کردید؟ آیا فرار کردن شما از مناظره دلیل بر بطلان شما نیست؟

این از عنایت خدا بود اگر به مناظره می آمد تا حدودی به نفعش می شد فرار کردنش برای همه ثابت کرد که این آقا باطل است و حرف های بی ربط می زند.

 مسائلی است که حوزه باید به فکرش باشد وگرنه به این شکل جلو برویم فردا هم دانشجوهای ما، هم طلبه های جوان ما با این سری مطالب نادرست و خلاف آشنا می شوند بالای منبر می روند برای مردم می گویند.

پرسش:

اخیراً یکی از اساتید معروف گفته است ابوبکر کشته شده است عنوان شهید هم به کار برده است!

پاسخ:

(متأسفانه مفهوم شهید بازیچه شده است!)

 البته آقای شیخ نجاح الطائی نجفی ثابت کرده است که ابوبکر توسط عمر مسموم شد آقایان هم دارند پیغمبر: «قُتل مسموماً، ابوبکر قتلُ مسموماً»

«فحدثنا أبو بکر أحمد بن محمد المروزی غیر مرة ثنا عبد الصمد بن الفضل البلخی ثنا مکی بن إبراهیم ثنا داود بن یزید الأودی قال سمعت الشعبی یقول والله لقد سم رسول الله صلى الله علیه وسلم وسم أبو بکر الصدیق وقتل عمر بن الخطاب صبرا وقتل عثمان بن عفان صبرا وقتل علی بن أبی طالب صبرا وسم الحسن بن علی وقتل الحسین بن علی صبرا رضی الله عنهم»

… داوود بن یزید می گوید که از شعبی شنیدم که می‌گفت: به‌ خدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سمّ کشته شدند و عمر و عثمان و علی بن ابیطالب با شمشیر کشته شدند و حسن بن علی با سمّ و حسین بن علی با شمشیر کشته شد.

المستدرک على الصحیحین؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص61، ح4395

آغاز بحث...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ؛ یکی از بحث هایی که نا تمام ماند شبهه ای است که برخی مطرح کرده اند از جمله آقای عابدینی که می گوید:

"این که پیامبر نام 12 امام را برده باشد چیزی است که امور متعددی آن را تکذیب می کند؛ زیرا معمولاً‌ از هر امامی پرسیده شده که آیا امام قائم تو هستی؟ اگر نام های امامان معلوم بود چنین سوالی جا نداشت. امام صادق (علیه السلام) امام پس از خود را نمی شناخت. امام هادی گمان می کرد امام پس از او سید محمد است. همه این ها نشان می دهد که بیان اسامی امامان از سوی پیامبر واقعیت ندارد." !

ببینید کار به این جا کشیده است! قبلا عرض کردم مرحوم آیت الله العظمی صافی 5006 روایت در رابطه با اسامی ائمه و امامت ائمه نقل کرده است. شما در کدام موضوعات اسلامی 5 هزار روایت دارید؟! آقای عابدینی ادامه می دهد:

"باز از این حدیث روشن می شود که پیامبر، اسامی تمامی امام ها را بیان کرده است ولی در عالم خارج می دانیم که مردم حتی خود امامان، امامان بعدی را نمی شناختند"

 یعنی روایتی آورده است سندش را هم بررسی کرده است صحیح هم هست اسامی ائمه هم آمده است می گوید این حدیث درست است ولی خارج غیر از این است! او ادامه می دهد:

"از سوی دیگر بسیاری از اصحاب و ائمه از هر امامی پرسیده اند که آیا امام قائم تو هستی؟ در حالی که اگر برای شان ثابت بود که 9 فرزند از امام حسین، امام می شوند تا تمام شدن این 9 نفر نباید از امام قائم سوال می کردند."

 انگیزه و علت این مطالب به نظرم می رسد اولاً جهل آقایان است که این ها منابع شیعه را مطالعه نکردند. ایشان روایتی که در این جزوه اش آورده است از نور الثقلین گرفته است نور الثقلین کتاب قرن 12 هجری است.

 در استنساخ هایی که صورت گرفته است تغییرات زیادی داشته، یک آدم عاقل بخواهد کار علمی بکند معمولاً باید کتاب های دسته اول را ببیند. شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی و کلینی چه گفته اند. اول سراغ این ها برود.

صفار متوفای 290 است از کلینی هم جلوتر است خزّاز متوفای 400 است از شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی هم جلوتر است این ها را ببیند یک دوره مطالعه کند، بعد بیاید اظهار نظر کند.

این یک مسئله است که البته به نظرم شاید ده، بیست درصد علت است ولی عمده علت این است که آقایان بعد از انقلاب شکست هایی خوردند به آن چیزی که آرزوی شان بود نرسیدند ... سر خورده شدند. دنبال این هستند که یک نوعی ضربه بزنند می خواهند ضربه بزنند جرأت و مردانگی اش را ندارند که بیایند علناً‌ بحث ولایت فقیه را زیر سوال ببرند و اشکال کنند. می آیند ولایت اهل بیت را زیر سوال می برند و در نتیجه عملاً ولایت فقیه هم زیر سوال می رود.

ایشان می گوید: شما تصور نکنید ولی فقیه هم منصوب است، همان طوری که ائمه، منصوب پیغمبر و منصوب خدا نبودند ولی فقیه هم منصوب خدا، پیغمبر و امام نیست.

 در آن مجلس گفتم شما اگر مرد هستی و شجاعت داری بیا بحث ولایت فقیه را مطرح کن اشکالت را بگو 4 نفر به شما جواب بدهند. چرا شما از پیغمبر شروع کردی به ولایت فقیه ختم کردی؟! این هم از الطاف خفیه الهی است که این ها، آن نهاد پست و رذل شان را به یک نوعی بروز دادند.

 این ها قربة إلی الله نیست. قربة إلی الشیطان است و برای خالی کردن آن عقده های باطنی شان دارند یک سری مطالبی را مطرح می کنند.

در این جا چند تا جواب داریم (عزیزان خوب دقت کنند) این جواب ها نه تنها این جا در جاهای دیگر هم به دردمان می خورد.

 پاسخ اول این که کلمه قائم در حق همه ائمه استعمال شده است این نکته اول، یعنی کلُنا قائم، روایات متعدد داریم در کلینی جلد 1، صفحه 307 روایت صحیح است از محمد ابن یحیی ابو جعفر عطار، احمد ابن محمد ابن عیسی قمی، حسن ابن محبوب، هشام ابن سالم، جابر ابن یزید جعفی یعنی همه از اجلای روات شیعه هستند.

«مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْقَائِمِ (علیه السلام) فَضَرَبَ بِیَدِهِ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)»

از امام باقر علیه السلام سوال کردند قائم چه کسی است؟ آن حضرت دست به دست آقا امام صادق (سلام الله علیه) زد فرمود:

«هَذَا وَ اللَّهِ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم)»

بعد دارد:

 «فَلَمَّا قُبِضَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)»

جابر ابن یزید جعفی می گوید بعد از این که امام باقر از دنیا رفت خدمت امام صادق (سلام الله علیه) رسیدم:

«فَأَخْبَرْتُهُ بِذَلِکَ فَقَالَ صَدَقَ جَابِرٌ ثُمَّ قَالَ لَعَلَّکُمْ تَرَوْنَ أَنْ لَیْسَ کُلُّ إِمَامٍ هُوَ الْقَائِمَ بَعْدَ الْإِمَامِ الَّذِی کَانَ قَبْلَهُ.»

به ایشان عرض کردم شما نظرتان این است که هر امامی می آید قیام می کند به تمام آن رسالتی که امام قبلی داشته است.

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1 ص307، بَابُ الْإِشَارَةِ وَ النَّصِّ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا، ح7

این جا مراد از قائم، حضرت ولی عصر نیست؛ یعنی می آید بحث امامت را بر پا می کند. مسئولیت امام را به عهده می گیرد یعنی هر امامی می آید به وظائفی قیام می کند که امام قبلی داشت.

خیلی صریح است اگر هم از قائم سوال می کند مراد از قائم حضرت ولی عصر نیست. مراد از قائم یعنی: «کُلُّ إِمَامٍ هُوَ الْقَائِمَ بَعْدَ الْإِمَامِ الَّذِی کَانَ قَبْلَهُ.»

روایت دبگذ در جلد 1، صفحه 536، حدیث 2 روایت از ابی خدیجه از امام صادق است:

«الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِی خَدِیجَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْقَائِمِ فَقَالَ کُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّى یَجِی‏ءَ صَاحِبُ السَّیْفِ فَإِذَا جَاءَ صَاحِبُ السَّیْفِ جَاءَ بِأَمْرٍ غَیْرِ الَّذِی کَانَ.»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1 ص536، بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ (علیهم السلام) کُلَّهُمْ قَائِمُونَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَى هَادُونَ إِلَیْه‏، ح2

«سُئِلَ عَنِ الْقَائِمِ فَقَالَ کُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ»؛ تمام ما، قائم به امر الله هستیم هر امامی بعد از امامی حَتَّى یَجِی‏ءَ صَاحِبُ السَّیْفِ»، تا این که آن کسی که شمشیر به دستش است که مراد حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) است بیاید و با شمشیرش جهان را اصلاح کند. «فَإِذَا جَاءَ صَاحِبُ السَّیْفِ جَاءَ بِأَمْرٍ غَیْرِ الَّذِی کَانَ.»، حضرت ولی عصر بیاید برنامه های حضرت غیر از این است که ما ائمه داریم (و حکومت حقیقی اهل بیت علیهم السلام را در جهان ایجاد می فرماید)

 این روایت صحیح است «کُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ»

یک طلبه یا یک استاد حوزه بخواهد از این استفاده کند ائمه نام امام های بعد را نمی دانستند می گفتند «أ أنت القائم» این اوج بی سوادی یا اوج (عذر می خواهم) حماقت این طرف است.

 درباره یک کسی می خواهی نظر بدهی حداقل چندین ساعت مطالعه کن الان هم کامپیوتر در اختیار همه است زمان سابق نیست. شاید این بحث از ما یک روز یا دو روز بیشتر وقت نگرفت شخصاً خودم انجام دادم به دوستان دیگر واگذار نکردم. با امکانات کامپیوتر و نرم افزارها وقت بگذار این ها را مطالعه کن بعد بیا این طور حرف بزن!

روایت دیگر در غیبت شیخ طوسی است البته بررسی سندی اش نکردم همان دو تا روایت که بررسی سندی شد برای ما کفایت می کند مابقی مؤید می شود. روایت از محمد ابن سنان است

«قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ مُوسَى (علیه السلام) أَسْأَلُکَ»

آقا اجازه می دهید از شما سوال کنم؟

«فَقَالَ سَلْ إِمَامَکَ»

تو که به محضر امامت رسیدی از امامت سوال کن.

«فَقُلْتُ مَنْ تَعْنِی»

چه کسی را می خواهید معرفی کنید مراد چه کسی است؟

«فَإِنِّی لَا أَعْرِفُ إِمَاماً غَیْرَکَ»

غیر از شما امام دیگری را نمی شناسم

«قَالَ هُوَ عَلِیٌّ ابْنِی»

فرزند من امام رضا که بعد از من امام است.

«قَدْ نَحَلْتُهُ کُنْیَتِی»

کنیه من ابو الحسن است کنیه او را هم ابو الحسن گذاشتم

«قُلْتُ سَیِّدِی أَنْقِذْنِی مِنَ النَّارِ»

من را از آتش نجات بده

«فَإِنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ إِنَّکَ أَنْتَ الْقَائِمُ بِهَذَا الْأَمْرِ»

خدمت امام صادق رسیدم گفت فرزندم امام کاظم قائم به این امر است.

«قَالَ أَ وَ لَمْ أَکُنْ قَائِماً»

مگر من قائم به امر امامت نبودم؟

«ثُمَّ قَالَ یَا حَسَنُ مَا مِنْ إِمَامٍ یَکُونُ قَائِماً فِی أُمَّةٍ إِلَّا وَ هُوَ قَائِمُهُمْ»

هیچ امامی نیست در میان امت باشد جزء این که قائم و قیام می کند به آن تکلیف و وظیفه ای که خدای عالم به عهده او گذاشته است.

«فَإِذَا مَضَى عَنْهُمْ فَالَّذِی یَلِیهِ هُوَ الْقَائِمُ وَ الْحُجَّةُ»

وقتی از دنیا می رود امام بعدی قائم و حجت است.

«حَتَّى یَغِیبَ عَنْهُمْ»

تا این که از دنیا برود

«فَکُلُّنَا قَائِمٌ»

همه ما ائمه قائم هستیم.

الغیبة (للطوسی)/ کتاب الغیبة للحجة؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار المعارف الإسلامیة، محقق/ مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص41

پرسش:

«حتی یغیب» منظور، از دنیا رفتن است یا غیبت کردن است؟

پاسخ:

منظور این است که از دنیا برود و امام بعدی متذکر بشود یغیب و امام الذی یدعی، یأتی بعده، مراد کلمه یغیب از دنیا رفتن است.

پرسش:

انتشارات مسجد جمکران هم کتاب غیبت شیخ طوسی را با ترجمه چاپ کرده است

پاسخ:

با ترجمه هایش را کار ندارم. من می گویم برای طلبه مطالعه کردن کتاب فارسی حرام است  فقط کتاب عربی!

پرسش:

فارسی نوشته باشد مشکلی ندارد

پاسخ:

خدا حفظ کند آیت الله العظمی سبحانی را 5 سال درس اصول ایشان می رفتیم یک روز به من گفتند فلانی ! دفترت را بده ببینم، درس را که در دفتر عربی نوشته بودم دادم.

 گفت این ها را در خانه پاک نویس می کنی؟ گفتم شما این جا فارسی درس می دهید همین جا به عربی می نویسم چون عربی نوشتن خیلی راحت است و جملات عربی خیلی کمتر است مثلاً من رفتم «ذَهبتُ» می نویسیم خیلی راحت.

بعد ایشان گفت همین جا نوشتید خیلی خوب نوشتید گفتم «هذا من فضل ربی»

در هر صورت ...

یکی از توصیه هایم این است دوستان دوره های عربی را مخصوصاً عربی عامیانه را آموزش ببینند همچنین تلویزیون های عربی را هم گوش بدهند چون بخش اعظمی از مسلمان ها و شیعیان ما به زبان عربی دارند حرف می زنند.

 زبان عربی هم زبان اهل بیت، زبان حدیث و زبان قرآن است. زبان های دیگر را هم کسی یاد بگیرد خیلی خوب است؛ ولی زبان عربی را به خوبی یاد بگیریم حداقل یک عرب زبانی پیش ما آمد یا مسافرتی داشتیم یا در فضای مجازی با وهابی ها یا جوجه وهابی ها در افتادیم بتوانیم از عهده جواب بر بیاییم.

 به نظرم یکی از ضرورت هایی که ما باید رویش کار کنیم زبان عربی است. ولذا به دوستانم می گویم کتاب فارسی به هیچ وجه نخوانند مگر این که عربی نداشته باشیم مجبور باشیم کتاب فارسی را بخوانیم.

مطالعه با دقت متن عربی یک برکتی دارد معنویت و نورانیتی دارد و در ذهن آدم می ماند یا بعضی وقت ها آدم به یک لغت برمی خورد به کتاب لغتی مراجعه می کند. این باعث می شود روایت به این سادگی ها از ذهن پاک نشود.

روایت بعدی، روایت کافی شریف جلد 1، صفحه 537، حدیث 3 از 536 شروع می شود روایت مفصل است.

 روایت از عبد الله ابن سنان است بعضی ها تصور می کنند عبد الله ابن سنان با محمد ابن سنان برادر هستند اشتباه است این ها برادر نیستند عبد الله ابن سنان وثاقتش قطعی است محمد ابن سنان را آقای خویی اشکال می کند ولی آقای شبیری تأیید می کند. به نظر ما هم حق با آقای شبیری است چون روایاتی که در مذمّت برخی روات آمده است عمده این روایات برای حفظ روات از شرّ حکومت ها است. این طوری نیست امام قصد مذمّت آن ها را داشته باشد.

 بله در رابطه با رواتی مثل بَنان در رابطه با یونس ابن ظبیان و افرادی که منحرف بودند شاید از تعداد انگشتان دست، تجاوز نمی کنند مذمّت هایی داریم. ولی مابقی مذمت ها که در رابطه با زراره یا در رابطه با صفوان ابن یحیی، یا محمد ابن سنان و هشام ابن حکم و هشام ابن سالم است، برای این است که این ها از تعرض حکومت ها در امان باشند ارتباط این ها با امام فاش نشود می گویند امام این را لعنت کرده و ابراز بیزاری کرده است.

همان طوری که امام صادق به پسر زراره فرمودند: قصدم، قصد صاحب سفینه است، سوراخ می کنم که سفینه به غصب گرفته نشود. عبد الله ابن سنان می گوید:

«قُلْتُ‏ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)»

 به امام صادق عرض کردم

«یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»

مراد از «نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» چه کسی است؟

«قَالَ إِمَامِهِمُ الَّذِی بَیْنَ أَظْهُرِهِمْ»

مراد، امام زمان خودش است.

 در زمان حضرت امیر، حضرت امیر است. در زمان امام صادق، امام صادق است.

 «وَ هُوَ قَائِمُ أَهْلِ زَمَانِه‏»

امام هر عصر قائم اهل زمان خودش است.

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1 ص536، و 537 بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ (علیهم السلام) کُلَّهُمْ قَائِمُونَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَى هَادُونَ إِلَیْه‏، ح3

پس این که می گوید «أأنت القائم» دلیلی نمی شود که اصحاب نام ائمه را نمی دانستند و امثال این قضایا «فَکُلُّنَا قَائِمٌ، کُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ»

این ها نشان می دهد که، این آقایان در روایات شیعه، گشت و گذاری نداشته اند که یک چنین حرف های بی اساسی می زنند می گویند وقتی «أأنت القائم» می گوید معلوم می شود ائمه را نمی شناختند نام ائمه در میان صحابه منتشر نشده بود امام ها هم نمی شناختند.

نمی دانم انسان باید چقدر جاهل و بدبخت باشد که این طور مطالب را سر درس، در محیط دانشگاه یا حوزه مطرح کند.

«والسلام علیکم ورحمة الله»



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها