2024 July 24 - چهار شنبه 03 مرداد 1403
مقامات مختص و مشترک بین امام معصوم و فقیه (3)
کد مطلب: ١٥٥٠٩ تاریخ انتشار: ٢٨ خرداد ١٤٠٢ - ١٥:٤٩ تعداد بازدید: 1013
خارج فقه الحکومه » فقه
مقامات مختص و مشترک بین امام معصوم و فقیه (3)

(جلسه هفتادم - 07 12 1401)

 درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال نوزدهم

 (جلسه هفتادم - 07 12 1401)

موضوع:  مقامات مختص و مشترک بین امام معصوم و فقیه (3)

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏، وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

 ... قرآن تبیانِ کلّ شیئٍ هست و اهل بیت پیامبر هم مبیّن قرآن هستند. فقط کتاب بحار الأنوار از جلد 17 شروع می شود تا جلد 54، مرحوم علامه مجلسی هر چه در رابطه با تاریخ رسول اکرم، انبیاء و ائمه بوده در این جا جمع کرده، الان یک نیروی 10 هزار نفری داشته باشیم نمی توانیم این کار را انجام بدهیم.

آن زمان بهترین و قدیمی ترین کتاب ها، کتاب های خطی در اختیارش بوده، بحار را ما ملاک قرار بدهیم راه دور هم نرویم همین برای ما، برای کل تاریخ انبیاء، تاریخ نبی مکرم، تاریخ ائمه کافی است.

 و اضافه در کتاب وسائل قسمت پایانی و خاتمه، خاتمه پنجم ایشان می گوید در عصر ائمه بیش از 6600 کتاب نوشته شده است. از این 6600 کتاب فقط احکام نیست.

ما موسوعه هایی که نوشتیم مجموعا نزدیک به 40 جلد است، موسوعه امام کاظم را شما ببینید یا موسوعه امام رضا هر کدام 8 جلد است «ما من رطب و لا یابس» در رابطه با تاریخ این دو بزرگوار این جا هست. شما پنجاه جلد کتاب از این می توانید در بیاورید.

 خدا بیامرزد آیت الله مؤمن در حرم خدمت شان عرض کردم موسوعه امام عسکری را ما در 6 جلد چاپ کردیم، گفت فلانی بزرگ ترین بشارتی که در عمرم گرفتم این بود، امام عسکری که مدت امامتش 5 سال بیشتر نبود ما 6 جلد موسوعه برای امام عسکری نوشتیم.

البته بالای 15- 16 سال فقط فیش برداری کردیم، تقریباً نزدیک 1400- 1500 جلد کتاب شیعه و سنی را گذاشتیم نسبت به انبیاء، نبی مکرم، ائمه تا حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) همه را فیش برداری کردیم.

 آن که مربوط به ولادت این ها بود، قبل از این ها، بعد از این ها حرفی بود آوردیم ازدواج شان، برخوردشان با خانواده شان، برخوردشان با زن و بچه شان، برخوردشان با دوستان و برخوردشان با دشمنان یعنی آن چه که مربوط به سیره این ها است مستقل آوردیم.

بعد نسبت به تاریخ این ها، کلمات این ها، مسائل اخلاقی شان را هر چه بود جدا کردیم، مسائلی که مربوط به احکام بود از طهارت تا دیات هر چه از امام رضا بود آوردیم. مسائل مربوط به تفسیر از سوره حمد تا سوره ناس هر چه بود آوردیم.

در آخر هم کلیه اصحاب امام رضا (سلام الله علیه) هر چه بود حتی راوی دارد عن ابی الحسن حتی خیلی جاها خود آقای خویی امکانات نبود تشخیص بدهد که آیا این ابی الحسن آقا امام کاظم است امام رضا است یا امام هادی است؟ ما با توجه به امکاناتی که امروز هست این امکانات آن زمان نبود تمام این ها را آوردیم این راوی که می گوید «عن ابی الحسن» شاگرد و از اصحاب امام رضا بود. این از اصحاب امام کاظم بود. این از اصحاب امام هادی بود.

یکی از شاهکارهای ما در این موسوعه ها تشیخص روات مبهم بود. حتی بعضی وقت ها دیدیم یک راوی را آقای مامقانی می گوید از اصحاب امام کاظم است، آقای تستری می گوید از اصحاب امام رضا است آقای خویی می گوید از اصحاب امام هادی است. یعنی بین این 3 تا عَلَم اختلاف بود که این راوی از اصحاب کدام یک از این ها است؟

 ما آمدیم با قرائن و شواهد با نرم افزارها و با توجه به فیش برداری هایی که داشتیم ثابت کردیم که، این راوی به این دلیل از اصحاب امام کاظم بوده، به این دلیل از اصحاب امام رضا بوده، به این دلیل از اصحاب امام هادی بوده است.

یا «عن ابی جعفر» آیا ابی جعفر امام باقر (سلام الله علیه) است یا امام جواد (سلام الله علیه) است؟ یعنی تمام این ها را ما در این موسوعه آوردیم. چه گناه کرده بودیم یا ترک اولایی دیگر توفیق پیدا نکردیم بعد از امام کاظم نسبت به امام صادق و امام باقر بنویسیم؛ ولی فیش برداری هایمان همه هست.

 اگر دوستان خواستند ما را دعا کنند یک دعایی کنند ما بتوانیم این موسوعه ها را کامل کنیم. گرچه موسوعه امام صادق را آقای سید کاظم قزوینی الحق والإنصاف خیلی زیبا کار کردند ولی 60- 70 جلد است.

ما موسوعه ها را 8 جلد کردیم یعنی تلاش کردیم یک طوری باشد که مردم حوصله خواندنش را داشته باشند. و اضافه بر این که کتاب کافی مرحوم کلینی بخش اعظم جلد 1 تاریخ ائمه است. ارشاد شیخ مفید عمدتاً تاریخ است. مناقب ابن شهر آشوب 3- 4 جلد فقط در تاریخ است. اعلام الوریٰ در تاریخ است. دلائل الإمامة طبری در تاریخ است. از آن طرف بصائر الدرجات برای تاریخ، کفایة الأثر برای تاریخ است و رجال کشی تاریخ دارد.

در رابطه با ائمه و اصحاب ائمه چه می خواهیم در بیاوریم که این منابع مان کفایت نکند؟ حتماً باید برویم ببینیم واقدی کذّاب وضّاع چه غلطی کرده این را برداریم بیاوریم. یا طبری، از طبری خائن تر کسی در تاریخ نداریم.

از سیف ابن عمر که تمام علمای اهل سنت گفتند کذاب ، وضّاع و زندیق بوده 711 مورد فقط در طبری هست. طبری در تاریخش در رابطه با حدیث دار از قول حضرت امیر نقل می کند رسول اکرم

«فأخذ برقبتی ثم قال إن هذا أخی ووصی وخلیفتی فیکم فاسمعو له وأطیعوا قال فقام القوم یضحکون ویقولون لأبی طالب قد أمرک أن تسمع لابنک وتطیع»

تاریخ الطبری؛ اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری الوفاة: 310، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج1، ص542

بعد همین خبیث در تفسیرش به جای «خلیفتی ووصیی»، «قال کذا وکذا» می گوید چون تفسیرش بیشتر مورد توجه بود آیا به این می شود اعتماد کرد؟! در رابطه با قضیه کلاب حوأب روایتی (جعلی) می آورد که حدیث کلاب حوأب درباره عایشه نبوده درباره یک زنی بود با عایشه درگیر شده بود اسمش کلبیه بود در رابطه با او صادر شده بود!!

یعنی به قدری طبری خائن است خائن تر از طبری نداریم عصاره آن چه که آن آقایان برای شما ریختند طبری جمع کرده است. ابن اثیر هم غیر از طبری چیزی ندارد. ابن کثیر سلفی ناصبی هم غیر از این ها هیچ چیزی ندارد. ما دنبال چه هستیم؟!

 اگر واقعاً ما دنبال تاریخ اهل بیت هستیم برویم ببینیم شیعه در طول تاریخ چه مطالبی داشته است، ائمه چه فرمایشاتی داشتند این ها را بگیریم.

  این که ما بیاییم تمام کتب شیعه را کنار بگذاریم بگوییم طبری چه گفته، ابن هشام چه گفته، واقدی چه گفته؟ این ها را می خواهیم ملاک قرار بدهیم؟ این واقعا مایه بدبختی است. خدا می داند همین آقایان فردای قیامت سر پل صراط جلوی حضرت زهرا شرمنده می شوند. اگر هیچ گناهی نداشته باشند فردای قیامت همین باعث گرفتاری شان خواهد شد.

الان دارم می گویم شاهد هستید فردای قیامت همدیگر را آن جا می بینیم، ببینید این آقایان به خاطر اعراض از کتب شیعه، سراع کتب اهل سنت رفتن چه مشکلاتی در قیامت دارند؟ در دنیا که الحمد لله دارند رسوا می شوند.

دیشب یکی از اساتید بزرگوار مشهد زنگ زده بود خیلی اصرار می کرد که شما با آقای صفری دوستانه بنشینید صحبت کنید گفتم ما با ایشان دعوا و پدر کشتگی نداریم.

گفتم ایشان یک عمر قداست شکنی کرده، گفته حضرت رسول اکرم دختر نامحرم پشتش سوار کرد در غدیر بیعت نبود این آقا می گوید در غدیر بیعت نبود آن یکی هم می گوید پیغمبر علی را کاندید کرده بود رأی نیاورد. نتیجه اش این می شود که بیعتی در غدیر نبوده! که خدای عالم بیعت عقبه در قرآنش آورده عقبه دوم و رضوان آورده چون عرب نسبت به بیعت حساس است. وقتی بیعتی در کار نباشد تعهدی در کار نیست وقتی ما بیعت را در غدیر کنار گذاشتیم پس اگر حضرت علی را کنار گذاشتند این ها هیچ گناهی ندارند و هیچ معصیتی نکردند پیغمبر که فرمود «من کنت مولاه» یعنی علی هم کاندید است! چند نفر کاندید بود علی بود، عمر بود، ابابکر بود و ابو عبیده جراح بود علی ابن ابیطالب رأی نیاورد! این عین عبارت آقای واعظ زاده خراسانی است.

مقاله ایشان را در هفت آسمان ببینید و در مجله نهج البلاغه ببینید می گوید پیغمبر کاندید کرد ولی علی رأی نیاورد. یعنی اگر ما بیعت را حذف کردیم سر از این جا در می آ‌ورد.

 یا در مورد شهادت حضرت زهرا طلبه از امثال آقای صفری می شنود: شهادت حضرت زهرا مدرک ندارد از آن طرف می بیند امام، مقام معظم رهبری و مراجع روز شهادت حضرت زهرا پر شور دارند مجلس می گیرند، حتی یکی از آقایان نقل کرد گفت مقام معظم رهبری حتی روز عاشوراء ساعت آخر می آید آن جا می نشیند؛ ولی ایام فاطمیه از اول جلسه تا آخر می آید می نشیند.

 یک روزی ما به ایشان گفتیم با این وضع جسمانی شما آخر بیایید ایشان فرمود من روزی یک ساله نظام را در همین ایام فاطمیه از دست حضرت زهرا می گیرم. مقام معظم رهبری این طور دارد می گوید؛ آن وقت استاد -معذرت می خواهم- احمق بی شعور بگوید شهادت حضرت زهرا مدرک ندارد! حضرت زهرا شهادت معنوی دارد! شهادت معنوی اولین بار بود از این آقایان شنیدیم نفهمیدیم شهادت معنوی چه است؟ شهادت لفظی چه است؟ شهادت جسمی چه است؟ شهادت روحی چه است؟

بحث قداست شکنی است بحث نو آوری و تحقیق نیست شما بگویید در رابطه با زیارت عاشوراء این اشکال، این اشکال را داریم بیایید جواب بدهید. ایشان در چند جا در سخنانش می گوید ما این ها (شبهات) را مطرح می کنیم شما بروید سوال کنید!

اصلاً‌ این عاقلانه هست؟! طلبه خارجی که از آفریقا یا پاکستان و هند آمده است می خواهد مغازه برود یک چیزی بخرد به زحمت می تواند حرفش را بفهماند مسلط نیست دسترسی به اساتید ندارد. آن وقت استاد جامعة المصطفی (صفری فروشانی) می گوید ما این شبهات را مطرح می کنیم شما بروید سوال کنید! شما از هر مرجعی سوال کنید ما شبهاتی را مطرح کنیم جوابش را ندهیم بگوییم بروید سوال کنید شرعاً‌ جائز است یا نه؟ قطعا می گوید: شرعا جائز نیست.

پرسش:

موضوعیت حضور یک طلبه خارجی در جامعة المصطفی سوال کردن از اساتید آن جا است آن جا را گذاشتند که از اساتید آن سوال کنند نه این که از آنجا شبهه پخش کنند بگویند بروید جای دیگر سوال کنید!

پاسخ:

بله، سوال را پخش بکند بروند جای دیگر دنبال پاسخ بگردند! یک مقداری مشکل از حوزه و بعضی از بزرگواران است که اعتماد بیش از حد به آقایان دارند و نظارت به کلاس ها نیست. اگر جلسه اول یک کسی چنین حرف های باطلی مطرح کند دو نفر یا دو تا استاد بلند شوند جوابش را بدهند قطعاً بار دیگر جرأت نمی کند چنین حرف های باطلی بزند.

 الان صفری فروشانی تا آخر عمرش حتی برای زن و بچه اش جرأت نمی کند این حرف ها را بزند. آن روز به یکی از شاگردانش گفتم شما ایشان را برای مناظره بیاور من 10 میلیون تومان جایزه می دهم!

گفتیم ایشان زحمات زیادی کشیدند شاگردان زیادی تربیت کردند، صد تا مطلب گفتند هشتاد تا خوب بوده نسبت به بیست مورد ما اشکال داریم من بارها گفتم نمی گویم حرف من درست است، من معصوم نیستم ایشان این جا تشریف بیاورند حرف مان را مطرح می کنیم جواب بدهد اگر جواب قانع کننده بود مردم شاهد باشید جلوی همه اعتراف می کنم اشتباه کردم . از این بهتر؟!

 عبارت حضرت امیر در خطبه شقشقیه

«وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا یُقَارُّوا عَلَى کِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِهَا»

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، خطبه 3 و هی المعروفة بالشقشقیة؛ ص: 50

«إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِی أُمَّتِی فَلْیُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ یَفْعَلْ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ»

الکافی (ط - الإسلامیة)، نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1، ص54،بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْیِ وَ الْمَقَایِیس‏، ح2

بعضی از آقایان هستند توانایی ندارند یا به منابع تسلط ندارند خدای عالم این توفیق را از باب:

«یَا مُبْتَدِئَ کُلِّ نِعْمَةٍ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا»

الکافی (ط - الإسلامیة)، نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج2، ص578، بَابُ دَعَوَاتٍ مُوجَزَاتٍ لِجَمِیعِ الْحَوَائِجِ لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَة، ح4

به این حقیر داده هیچ إبایی هم نداریم 30 سال است با وهابی ها داریم سر و کله می زنیم؛ حتی یک دفعه در شبکه ولایت یکی از بندر عباس زنگ زد گفت آقای قزوینی تو را می کشیم گفتم شما به ما بشارت می دهید، آرزوی مان این است که به خاطر دفاع از ولایت کشته بشویم. بعد از آن، این تهدیدها برای همیشه پایان یافت.

ما با ایشان (آقای صفری) نه غرضی داریم نه جای ایشان را تنگ کردیم نه ایشان جای ما را تنگ کرده، نه تنها ایشان را کاری نداریم بلکه نقد ایشان را تمام کنیم با آقای الله اکبری شروع خواهیم کرد با آقای بارانی شروع خواهیم کرد، با آقای رمضان محمدی و دادش نژاد شروع خواهیم کرد. این ها یکی دو تا نیستند این ها را یکی یکی نقد می کنیم یا برای مناظره بیایند یا ما قداست شکنی های شان را رو می کنیم. نقد علمی «نحن ابناء الدلیل» در خدمت شان هستیم.

ولی این که قداست شکنی کنند که هدف از قیام امام حسین این بود که خلافت، موروثی نشود این را شما می پذیرید؟ علی ابن ابیطالب کسی را برای خلافت کاندید نکرده، به مردم واگذار کرده است! هر کسی دل تان می خواهد بروید انتخاب کنید!! این قداست شکنی ها را ما قبول نداریم و پاسخ می دهیم.

 یعنی 300- 400 روایتی که در رابطه با نصب ائمه (علیهم السلام) از زبان رسول اکرم گرفته تا امام عسکری داریم همه را باید در دریا بریزیم؟! شروع کردیم تا آن اندازه توان داریم جلو می رویم توان نداشته باشیم:

(لَا یکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا)

هیچ کس را جز به مقدار توانایی که به او داده تکلیف نمی ‌کند.

سوره طلاق (65): آیه 7

از هیچ کس باکی هم نداریم ایشان بهتان بزند، تهمت بزند علیه ما بخواهد تبلیغ بکند هر چه از دستش می آید بکند. ما می گوییم این حرف های شما است تشریف بیار در حرف ما اشکال داری بگو. در جلسه دوم ، صوت ایشان بعد از صحبت جلسه اول من که پخش شده بود آن را جواب دادم کار دیگری نکردم یعنی کل یک ساعت و نیم بحث مان در چهارشنبه جواب صوتی بود که ایشان بعد از جلسه اول ما پر کرده بود. حال قبلاً بوده، منتشر کرده یا بعد از صحبت ما ایشان پر کرده بود.

همیشه احترامش کردیم، نوار صحبت های ما هم موجود است همه شاگردانش آن جا بودند دوستان دیگر هم بودند هفت - هشت تا از اساتید المصطفی در جلسه نشسته بودند.

پرسش:

حاج آقا ظاهراً‌ باید احترامش نکنید

پاسخ:

نه، با خود وهابی ها موفق بودم بیش از 200 مناظره داشتم کتابی که غامدی علیه من نوشت حوارٌ حادِی همه اش دروغ و افتراء است در یک جلسه در منزلش بودیم آقای دکتر زمانی، آقای دکتر مبلغی، دکتر معارف از هیئت علمی دانشگاه تهران، دکتر عادل مسئول بعثه مقام معظم رهبری بخش عربی همه بودند. ثابت کردم در کتابی که علیه من نوشته است چه مطالبی از آن دروغ بوده است.

ایشان در ابتدای همین کتاب نوشته علت این که ما این گفتگو و مناظرات را با قزوینی ادامه دادیم این بود که دیدیم ایشان نسبت به اهل سنت مؤدبانه صحبت می کند، علت ادامه کار این بود.

 با مفتی اعظمش نه قبل از من نه بعد از من احدی نتوانست برود بنشیند با او صحبت کند. سال 82 طائف رفتیم با ایشان صحبت مفصل یک ساعته داشتیم قبل از آن هم هیچ کس نتوانست برود بعد از آن هم بنده نشنیدم کسی با ایشان بحث علمی کرده باشد.

رمز موفقیت ما:

(فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَینًا لَعَلَّهُ یتَذَکَّرُ أَوْ یخْشَى)

اما به نرمی با او سخن بگویید؛ شاید متذکر شود، یا (از خدا) بترسد!

سوره طه (20): آیه 44

فرعون از پست ترین خلائق است. اولین و‌ آخرین نفری است که می گوید:

(فَقَالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَى)

و گفت: «من پروردگار برتر شما هستم!»

سوره نازعات (79): آیه 24

هیچ کس همچنین حرفی نزده است ولی خدا می گوید (فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَینًا) این باید برای ما ملاک باشد چرا؟ (لَعَلَّهُ یتَذَکَّرُ أَوْ یخْشَى) او بت پرست است خودش را خدا می داند. درحالی که این ها (صفری فروشانی و امثال او) بچه شیعه هستند. یک سری عوامل بوده به این جا رسیدند.

در هر صورت...

ما احساس می کنیم همان طور که نماز برای ما واجب است پاسخ به شبهات واجب است ولی به توانِ 20، به توانِ 200 نماز اگر نخوانیم فردا اگر خدا 100 تا ضربه شلاق به ما بزند اگر شبهات را جواب ندهیم قطعاً 100 میلیون شلاق خدا به ما می زند شکی هم نداریم.

نهج البلاغه را ببینید نسبت به رسول اکرم

«وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ ... إِزَاحَةً لِلشُّبُهَاتِ وَ احْتِجَاجاً بِالْبَیِّنَاتِ»

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص46

از بین بردن شبهات یکی از وظایف پیغمبر است. إِزَاحَةً یعنی نابود کردن. کار رسول اکرم است شبهاتی که در آن زمان بود یکی از وظایف پیغمبر، جواب دادن به شبهات است. امیر المؤمنین این همه احتجاج دارد صدیقه طاهره و ائمه (علیهم السلام) دارند.

 یعنی در مورد بحث پاسخگویی به شبهات شما زندگی معصومین را ملاحظه کنید و همچنین رجال کشی را ببینید اصحاب ائمه (علیهم السلام) یکی از بالاترین تکالیفی که دارند پاسخگویی به شبهات و مناظرات است.

در میان اصحاب ائمه (علیهم السلام) نسبت به صحابه اگر بخواهند احترام بگذارند نسبت به زراره خیلی تعریف داریم:

«رَحِمَ اللَّهُ زُرَارَةَ بْنَ أَعْیَنَ لَوْ لَا زُرَارَةُ بْنُ أَعْیَنَ لَوْ لَا زُرَارَةُ وَ نُظَرَاؤُهُ لَانْدَرَسَتْ أَحَادِیثُ أَبِی‏»

«زُرَارَةُ وَ أَبُو بَصِیرٍ لَیْثٌ الْمُرَادِیُ‏ وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ وَ بُرَیْدُ بْنِ مُعَاوِیَةَ الْعِجْلِیُّ وَ لَوْ لَا هَؤُلَاءِ مَا کَانَ أَحَدٌ یَسْتَنْبِطُ هَذَا، هَؤُلَاءِ حُفَّاظُ الدِّینِ وَ أُمَنَاءُ أَبِی (علیه السلام) عَلَى حَلَالِ اللَّهِ وَ حَرَامِهِ، وَ هُمُ السَّابِقُونَ إِلَیْنَا فِی الدُّنْیَا وَ السَّابِقُونَ إِلَیْنَا فِی الْآخِرَةِ»

رجال الکشی إختیار معرفة الرجال؛ کشى، محمد بن عمر ناشر: مؤسسة نشر دانشگاه مشهد محقق/ مصحح: طوسى، محمد بن حسن / مصطفوى، حسن‏، 136و 137 زُرَارَةُ بْنُ أَعْیَن‏‏‏

وقتی به محمد طیار می رسد می گوید:

«کان الباقر (علیه السلام) یباهی بالطیار»

«أن أبا جعفر علیه السلام کان یباهی بالطیار.»

به محمد طیار مباحات می کرد چرا؟

‌«و أنه کان شدید الخصومة عن أهل البیت علیهم السلام‏»

رجال العلامة الحلی؛ نویسنده: علامه حلی، حسن بن یوسف بن مطهر، محقق / مصحح: بحرالعلوم، محمدصادق، ناشر: دار الذخائر، ص 150، باب 64 محمد الطیار

نسبت به هشام می گوید:

«نَاصِرُنَا بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ وَ یَدِه‏»

الکافی (ط - الإسلامیة)، نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1، ص168،بَابُ الِاضْطِرَارِ إِلَى الْحُجَّة، ح4

 

در بین 4 هزار شاگرد آقا امام صادق و شاگرد امیر المؤمنین تا امام عسکری (علیهم السلام) برای کدام یک این تعبیر آمده است؟ «نَاصِرُنَا بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ وَ یَدِه‏»

توقیعی که به شیخ مفید آمده 3 تا توقیع نقل کردند در تمام توقیعاتش ناصراً للحق در این توقیعاتش سلام بر برادر عزیز ما... یکی از مسائل خیلی مهم در توقیع آقا ولی عصر (ارواحنا فداه) به شیخ مفید این است که ایشان نصرت حق می کند.

آغاز بحث...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ؛ دیروز حدیث شریف صدیقه طاهره را آوردیم و هدف مان هم عرض کردیم از نقل این احادیث این هست ببینیم این فضایل و شئوناتی که برای امام معصوم آمده کدام یک از شئونات، شئونات اختصاصی امام است و کدام یک از این ها شئونات عام و قابل انتقال به فقیه و ولی فقیه است؟ تا در آخر نتیجه گیری کنیم ببینیم آن ولایت مطلقه فقیه که آقایان می گویند مراد از ولایت مطلقه فقیه چه است؟ یعنی کل ولایتی که معصوم دارد فقیه هم دارد یا کل اختیاراتی که قابل انتقال است دارد (یک مقداری دقت کنیم).

 یکی از این ها نسبت به آقا امام صادق (سلام الله علیه) وقتی حضرت نسبت به امام باقر بحث می کند «باقرُ علمی» نسبت به امام سجاد «سید العابدین» ولی به امام صادق می رسد واژه

«الرَّادُّ عَلَیْهِ کَالرَّادِّ عَلَیَّ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی»

وقتی به حضرت کاظم می رسد در زمان امام کاظم شبهاتی که زیدی ها و دیگران داشتند به اوج می رسد در این جا تعبیرش این است که:

‌«فِتْنَةٍ عَمْیَاءَ حِنْدِسٍ»

یک فتنه کوری که در جامعه فراگیر هست؛ یعنی از هر جهت دنبال این هستند که امامت امام کاظم (سلام الله علیه) را زیر سوال ببرند. یک عده اسماعیل را عَلم می کنند یک عده عبد الله أفطح را یعنی این در تاریخ سابقه نداشت. تا زمان امام کاظم (سلام الله علیه) یک امامی از شیعه عَلم کنند مردم اطراف او جمع بشوند یا یک نفر از فرزندان معصوم ادعای امامت کند.

در رابطه با محمد حنفیه هر چه هست همه دروغ است محمد حنفیه هرگز نه ادعای امامت کرد و نه خودش را در برابر امام حسن (سلام الله علیه) و امام حسین مطرح کرد.

 اولین جایی که می بینیم ادعای امامت می شود و مردم هم اطرافش جمع می شوند زمان آقا موسی ابن جعفر (سلام الله علیه) است تا این که:

«لأَنَّ خَیْطَ فَرْضِی لَا یَنْقَطِعُ وَ حُجَّتِی لَا تَخْفَى»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1، ص527، بَابُ مَا جَاءَ فِی الِاثْنَیْ عَشَرَ وَ النَّصِّ عَلَیْهِمْ ع‏‏، ح3

تمام عبارت هایی که در لوح حضرت زهرا آمده همه پیام دارد نسبت به هر کدام از ائمه می آید یا نسبت به حضرت رضا ؛ واقفی ها معتقد بودند امام کاظم، امام مهدی (ارواحنا فداه) هست مثل علی ابن ابی حمزه بطائنی و زیاد ابن مروان قندی آمدند برای این که اموال بیت المال را بالا بکشند پول های زیادی از وجوهات شرعیه پیش شان بود امام رضا فرمود: این ها را برای من بفرستید خلیفه و وصی بعد از امام کاظم من هستم.

برای این که بتوانند پول ها و کنیزها را برای خود مصادره کنند، گفتند نه! شما امام نیستی، امام مهدی، حضرت موسی ابن جعفر است غایب شده به ما گفته این ها را نگه دارید تا من ظهور کردم زمان ظهور این پول ها را در اختیار من قرار بدهید!

ببینید پول چه کار می کند؟!

 یک ضرب المثلی است می گوید پول دادن، جان دادن که نیست! پول دادن است! در قرآن هر کجا جهاد می آید جهاد با اموال مقدم بر جهاد بر نفس است.

(أَنْ یجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ)

هیچ گاه برای ترک جهاد (در راه خدا) با اموال و جان هایشان، از تو اجازه نمی ‌گیرند؛

سوره توبه (9): آیه 44

برای از جان گذشتن یک دفعه احساساتی می شود به جبهه می رود یا برای این که می خواهد شجاعتش را ثابت کند، یا روی مسائل دیگری غیر از آن ها که خالصانه می روند یعنی شیطان در رابطه با مال وسوسه می کند ولذا روایت داریم

«لَا تَجْعَلْ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ عَالِماً مَفْتُوناً بِالدُّنْیَا فَیَصُدَّکَ عَنْ طَرِیقِ مَحَبَّتِی فَإِنَّ أُولَئِکَ قُطَّاعُ طَرِیقِ عِبَادِیَ الْمُرِیدِین‏»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1، ص46

بعد نسبت به حضرت رضا (سلام الله علیه) می رسد تا آن جا که:

«فِی عَلِیٍّ وَلِیِّی وَ نَاصِرِی وَ مَنْ أَضَعُ عَلَیْهِ أَعْبَاءَ النُّبُوَّةِ وَ أَمْتَحِنُهُ بِالاضْطِلَاعِ بِهَا یَقْتُلُهُ عِفْرِیتٌ مُسْتَکْبِرٌ یُدْفَنُ فِی الْمَدِینَةِ الَّتِی بَنَاهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ  إِلَى جَنْبِ شَرِّ خَلْقِی حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لَأَسُرَّنَّهُ بِمُحَمَّدٍ ابْنِهِ وَ خَلِیفَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ»

باز هم امام جواد می آید در هیچ جا این واژه نیست «ابْنِهِ وَ خَلِیفَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ»؛ چون در رابطه با این که حضرت جواد، امام چهار ساله یا پنج ساله است همه مورد شک قرار گرفتند این برای جامعه قابل پذیرش نبود حتی برای بعضی از شیعیانش هم یک مقداری تردید ایجاد شده بود ولذا واژه:

«ابْنِهِ وَ خَلِیفَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ وَارِثِ عِلْمِهِ فَهُوَ مَعْدِنُ عِلْمِی وَ مَوْضِعُ سِرِّی وَ حُجَّتِی عَلَى خَلْقِی لَا یُؤْمِنُ عَبْدٌ بِهِ إِلَّا جَعَلْتُ الْجَنَّةَ مَثْوَاهُ وَ شَفَّعْتُهُ فِی سَبْعِینَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1، ص527، بَابُ مَا جَاءَ فِی الِاثْنَیْ عَشَرَ وَ النَّصِّ عَلَیْهِمْ ع‏‏، ح3

تمام واژه هایی که نسبت به ائمه آمده این ها را یک مقداری باز کنید تمام این واژه ها پیام دارد و حدیث قدسی است یعنی خدای عالم می خواهد این ها را معرفی بکند در حدیث لوح، نسبت به حوادث و فتنه های عصر آن ها و شبهات عصر ائمه به مناسبت هر کدام از این ها، این مباحث مطرح شده است.

 این نکته خیلی ظریفی است روایت سنداً‌ هیچ مشکلی ندارد در رابطه با حدیث لوح به طور کلی مرحوم محمد تقی مجلسی می گوید:

«فبالطرق المستفیضة عن محمد بن یعقوب و الصدوق و غیرهما، عن أبی بصیر عن أبی عبد الله علیه السلام‏»

روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط - القدیمة)؛ مجلسى، محمدتقى بن مقصود على، محقق/ مصحح: موسوى کرمانى، حسین و اشتهاردى على پناه‏، ناشر: مؤسسه فرهنگى اسلامى کوشانبور، ج11، ص6

تا آخرش روضة المتقین، جلد 11، صفحه 6 به بعد. ابن بابویه پدر شیخ صدوق در الإمامة والتبصرة دارد:

«و أیّ تأویل یدخل على حدیث اللوح‏ و حدیث الصحیفة المختومة»

معلوم می شود همان زمان هم بعضی از علقه مضغه ها بودند به حدیث اشکال می گرفتند

«و الخبر الوارد عن جابر فی صحیفة فاطمة علیها السلام»

الإمامة و التبصرة من الحیرة؛ نویسنده: ابن بابویه، على بن حسین‏ (تاریخ وفات مؤلف: 329 ق‏)، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیه السلام‏، ناشر: مدرسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشریف‏، قم: 1404ق، ص12

مرحوم شیخ صدوق

«وَ قَدْ أَخْرَجْتُ الْأَخْبَارَ الْمُسْنَدَةَ الصَّحِیحَةَ فِی هَذَا الْمَعْنَى‏»

من لا یحضره الفقیه؛ نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مصحح: غفاری، علی اکبر، ج4، ص180

مرحوم کراکجی از فقهای بزرگ، مفسر و کلامی می گوید:

«خَبَرِ اللَّوْحِ‏ المُشْتَهَر اجْتَمَعَتِ الشِّیعَة الإمامیّة وَلَمْ تَخْتَلِفْ فِیه»

مرحوم یوسف ابن حاتم عاملی متوفای 664 می گوید:

«الرِّوَایَاتُ الْخَاصَّةُ وَهُم الإمامیّة فَالْمُجْمَعْ عَلَیْه خَبَرْ اَللوحْ»

علامه حلی می گوید:

«ومنها نص رسول الله صلى الله علیه وآله بالإمامة علیه فیما روى من حدیث اللوح الذی رواه جابر بن عبد الله الأنصاری عن النبی صلى الله علیه وآله وسلم ورواه محمد بن علی الباقر عن أبیه عن جده عن فاطمة بنت رسول الله صلى الله علیه وآله ونص جده أمیر المؤمنین علیه السلام فی حیاة أبیه الحسین علیه السلام بما ضمن ذلک من الاخبار ووصیة أبیه الحسین علیه السلام إلیه وایداعه أم سلمة ما قبضه على من بعده وقد کان جعل التماسه من أم سلمة... ثبت له الإمامة من وجوده أحدها ...»

المستجاد من الإرشاد (المجموعة)؛ نویسنده: العلامة الحلی (وفات : 726)، ناشر: مکتب آیة الله العظمى المرعشی النجفی  قم، 1406، ص 163 و 164

این ها بزرگان و شخصیت های علمی ما هستند در رابطه با حدیث لوح شهادت دادند. و عرض کردم حدیث لوح (آن چه که در ذهنم است) 12 تا سند دارد از این 12 تا سند، 8 سندش صد در صد صحیح است، سه چهار تا سند دارد ضعیف است. این ها نباشد جایی را خراب نمی کند.

 این که برخی مثل قلمداران خبیث و ناصبی یک حدیث ضعیف را بگیرند شروع کنند درباره اش حرف زدن و بگویند تمام احادیث لوح این طوری است. اضافه بر این که اصلاً‌ با عقل و منطق نمی سازد نشانگر عناد این ها نسبت به احادیث است.

 روایت بعدی که قبلاً هم اشاره داشتیم ولی پیامگیری نکردیم مناظره عبد الله جعفر، شوهر حضرت زینب (سلام الله علیه) است در یک جمع مفصّلی که آقا امام حسن، امام حسین، عبدالله ابن عباس و عمر پسر ام سلمه همین که در جنگ جمل شرکت داشت که ام سلمه خدمت حضرت امیر عرض کرد یا علی اگر خدا در قرآن نگفته بود

(وَقَرْنَ فِی بُیوتِکُنَّ)

و در خانه‌ های خود بمانید

سوره احزاب (33): آ‌یه 33

خودم در جنگ جمل در رکابت می آمدم ولی چون خدا من را نهی کرده فرزندم عمر که عزیزتر از جان من هست او را برای جنگ جمل در رکابت اعزام می کنم. این هم از آن روایت های خیلی ناب جنگ جمل است که ام سلمه و دیگران چه موضعی داشتند و عایشه و دیگران چه موضعی داشتند؟

«وَ أُسَامَةُ بْنُ زَیْدٍ فَجَرَى بَیْنِی وَ بَیْنَ مُعَاوِیَةَ کَلَامٌ فَقُلْتُ لِمُعَاوِیَةَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) یَقُولُ أَنَا أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ثُمَّ أَخِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ...»

این روایت را چون قبلاً خواندیم احتیاج به توضیح زیاد ندارد بعد می گوید:

قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ وَ اسْتَشْهَدْتُ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَبَّاسٍ وَ عُمَرَ ابْنَ أُمِّ سَلَمَةَ وَ أُسَامَةَ بْنَ زَیْدٍ فَشَهِدُوا لِی عِنْدَ مُعَاوِیَةَ قَالَ سُلَیْمٌ وَ قَدْ سَمِعْتُ ذَلِکَ مِنْ سَلْمَانَ وَ أَبِی ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادِ وَ ذَکَرُوا أَنَّهُمْ سَمِعُوا ذَلِکَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم).»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1، ص529، بَابُ مَا جَاءَ فِی الِاثْنَیْ عَشَرَ وَ النَّصِّ عَلَیْهِمْ، ح4

تمام این ها در نزد معاویه شهادت دادند که ما این روایت را از رسول اکرم به این شکل شنیدیم. سلیم هم می گوید خودم از سلمان، ابوذر و مقداد شنیدم که این را آوردند.

مرحوم آقای خویی (رضوان الله تعالی علیه) در معجم رجال دارد

«روى محمد بن یعقوب بسندین صحیحین»

بعد می گوید:

«ورواه الصدوق فی الخصال، فی أبواب الاثنی عشر، الحدیث 41، بسندین صحیحین»

معجم رجال الحدیث وتفصیل طبقات الرواة؛ الموسوی الخوئی، السید أبو القاسم _المتوفى1411ق_، بی‌نا، ج9، ص233 و 234

یعنی چهار تا سند صحیح دارد دو تا سند صحیح کلینی آورد دو تا سند صحیح هم شیخ صدوق آورده است.

 یعنی اگر ما بخواهیم قضیه را اثبات کنیم -آن روز هم در جامعة المصطفی گفتم- راه اثبات صحت روایت، نزدیک ترین و میان برترین راه این است که اگر یکی از علمای ما بگوید روایت صحیح است دیگر نیازی نیست خودمان را به زحمت بیاندازیم بررسی سندی کنیم.

در رجال اهل سنت هم به همین شکل است وقتی ذهبی، ابن حجر و دیگران می گویند روایت صحیح است نیازی به بررسی سندی نداریم. راه دیگر این است که ما تک تک راوی ها را بررسی کنیم علمای رجال درباره این ها چه گفته اند؟

ولی این ها را گزینشی نکنیم این آقا وقتی در رابطه با قضیه غدیر در صوتی که جدیداً پخش کرده می گوید در حدیث غدیر محمد ابن موسی همدانی است ضعیف است، ابو المفضل شیبانی است ضعیف است بعد جاهای دیگر می روند توثیق می کنند نجاشی متوفای 450 است این کجا و زراره ای که 300 سال جلوتر بود این را بیاورد توثیق بکند.

نمی شود یک بام و دو هوا نمی شود آن جا که دل مان بخواهد تضعیف کنیم به کلمات نجاشی، شیخ و کشّی استدلال کنیم، آن جایی که می خواهیم رد کنیم بگوییم شهادت علمای رجال، حدسی است حسّی نبود این طور موارد و تناقض ها الی ماشاء الله داریم، این منطق صحیحی نیست.

ما تک تک این ها را بررسی سندی کردیم که از نظر سند هیچ مشکلی ندارد اضافه بر این که آقای خویی می گوید 4 تا سند صحیح کلینی و شیخ صدوق نقل کردند.

در رابطه با پیامش که چه پیامی دارد اشاره کردیم

(النَّبِی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ)

پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.

سوره احزاب (33): آیه 6

یک سری ولایت تکوینی و تشریعی است که خاص امام معصوم است یک سری از این ولایت ها، خاص امام معصوم نیست برای فقیه ثابت است.

«والسلام علیکم ورحمة الله»



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها