2024 July 24 - چهار شنبه 03 مرداد 1403
مقامات مختص و مشترک بین امام معصوم و فقیه (2)
کد مطلب: ١٥٥٠٨ تاریخ انتشار: ٢٨ خرداد ١٤٠٢ - ١٥:٤٨ تعداد بازدید: 1005
خارج فقه الحکومه » فقه
مقامات مختص و مشترک بین امام معصوم و فقیه (2)

(جلسه شصت و نهم - 06 12 1401)

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال نوزدهم

 (جلسه شصت و نهم - 06 12 1401)

موضوع:  مقامات مختص و مشترک بین امام معصوم و فقیه (2)

اللهم صلّ علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏، وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

من بعد از جلسه (نقد نظرات آقای صفری) با یکی از شاگردان او صحبت می کردم، به ایشان گفتم نه من ملاک هستم نه صفری و نه دیگران. ملاک برای ما اعلام معاصر مثل امامین انقلاب، آقای وحید، آقای سبحانی، آقای مکارم، آقای صافی و این ها است.

ایشان عصبانی شد، امام و رهبری را چرا قاطی می کنید این ها سیاسی هستند یک طوری عصبانی شد اصلا من جا خوردم. واقعا این جا مرکزی برای تربیت ضد انقلاب است؟! چه است؟ گفتم امام قبل از این که سیاسی باشد یک حوزوی، فرهنگی و علمی است.

امام اگر صد تا امتیاز داشته باشد، پنج امتیازش سیاسی است و نود و پنج درصد امتیاز امام (رضوان الله تعالی علیه) در حوزه معارفی است. اضافه بر این خود آقای صفری می گوید مقام معظم رهبری در تاریخ مسلط است و او را قبول داریم.

دیشب من با حاج آقای دکتر عباسی هم صحبت کردم به ایشان گفتم مراقب باشید کسانی که در این جا این طور تربیت می شوند خارج می روند آنجا مردم به اینها مراجعه می کنند.

زمانی که ما به بعضی از کشورها از جمله ماداگاسکار رفته بودیم دیدیم تمام فارغ التحصیلان آنها در هر شهری که هستند محل رجوع مردم هستند.

از این جهت خیلی خوشحال شدم و در آن سه هفته که آنجا بودم به من گفتند: در جامعة المصطفی مطالبی را که به ما یاد دادند، اینجا به درد ما نمی خورد. الان که ما اینجا آمدیم با یک سری سوالات و شبهاتی مواجه هستیم که هیچ کدام از آنها را به ما یاد ندادند.

گفتند: ما در این سه هفته بیش از آن دوازده سالی که در حوزه بودیم مطلب یاد گرفتیم. من فقط 3 هفته در رابطه با غدیر و شبهات غدیر صحبت کردم و به موضوعات دیگر وقت نشد بپردازیم یعنی صبح ساعت هشت با این ها جلسه داشتیم تا شب ساعت هشت، فقط ظهر برای نماز و ناهار می رفتیم دوباره می آمدیم مشغول بودیم.

در هر صورت ...

مشکل حوزه ما این است که نسبت به جایگاه علمی امام کم کاری کردیم حال کاری با مباحث فقهی امام ندارم. در حوزه فقهی، فحول زیاد داشتیم از سید مرتضی، شیخ مفید و صاحب جواهر اما در این 14 قرن هیچ کدام از فقهای ما به اندازه امام در رابطه با مسائل معرفتی ائمه علیهم السلام اثر نداشتند.

ما که از سال 47- 48 وارد حوزه شدیم 90 درصد عمرمان را در بحث های ولایی گذراندیم گمان نمی کنم کتابی باشد ورق نزده باشیم، آن وقت به این شکل برخورد کنند خیلی بی انصافی است، مسئولین یک مقدار باید به فکر باشند.

جامعة المصطفی یک مقداری از حوزه علمیه بالاتر است. اولاً از کشورهای مختلف می  آیند و تمام همّ و غم‌‌ آنها درس و بحث است ماه رمضان و ماه محرم تبلیغ نمی روند و تعطیلات ندارند.

درهرصورت...

در جلسه ای که با روحانیون داریم این مسئله را مطرح می کنیم و بحث می کنیم که آیا روشی که اساتید تاریخ پیش گرفته اند صحیح است یا خیر؟ اینکه کسی بخواهد تاریخ ائمه علیهم السلام را از کتاب واقدی، سیره ابن هشام، طبری، ابن کثیر و ابن اثیر بگیرد کاملا اشتباه است.

 به قول مرحوم آقای علامه عسکری خدایی که ما از کانال ابن اثیر، ابن کثیر و سیره ابن هشام بگیریم نه این خدا، خدا است نه پیغمبر، پیغمبر است نه امام، امام است نه معاد، معاد است. این ها از اول، بنای اسلام را روی بنای کج گذاشته اند.

امام باقر (سلام الله علیه) به سلمة ابن کهیل و حکم بن عتیبه می فرماید:

«شَرِّقَا و غَرِّبَا، فَلَا تَجِدَانِ عِلْماً صَحِیحاً إِلَّا شَیْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج2، ص328،  101- بَابُ أَنَّهُ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ مِنَ الْحَقِّ فِی یَدِ النَّاسِ إِلَّا مَا خَرَجَ مِنْ عِنْدِ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام و أَنَّ کُلَّ شَیْ‏ءٍ لَمْ یَخْرُجْ مِنْ عِنْدِهِمْ فَهُوَ بَاطِل‏

ما با سرچشمه وحی مرتبط هستیم. هر کجا بخواهند بروند باید سراغ اهل بیت علیهم السلام بروند غیر از اهل بیت علیهم السلام بقیه باطل هستند

«ما خرج من غیر عندنا فهو باطل»

علاوه بر اینها بنای اولیه شان مخالفت با اهل بیت علیهم السلام بود، یعنی بنای اولیه بعد از سقیفه. شما تاریخ اسلام را به خوبی و منصفانه بررسی بکنید می بینید این آقایان همه کارهای شان این بوده که اهل بیت علیهم السلام را در همه مسائل، کنار بگذارند. در فضائل و مناقب و... شبیه سازی کنند. پیغمبر فرمود:

«الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة»

الأمالی (للصدوق)؛ ابن بابویه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: کتابچى، ص57

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج3، ص3

اما برای شبیه سازی این حدیث را جعل کردند وگفتند:

«أبو بکر وعمر سیدا کهول أهل الجنة»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج1، ص189

 

در مقابل حدیث شریف:

«أنا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَعَلِیٌّ بَابُهَا»

المعجم الکبیر؛ اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی الوفاة: 360، دار النشر : مکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة: الثانیة، تحقیق : حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج11، ص65

این حدیث را جعل کردند:

«أنا مدینة العلم وأبو بکر أساسها وعمر حیطانها وعثمان سقفها وعلی بابها لا تقولوا فی أبی بکر وعلی وعثمان إلا خیرا»!

الفردوس بمأثور الخطاب؛ اسم المؤلف: أبو شجاع شیرویه بن شهردار بن شیرویه الدیلمی الهمذانی الملقب إلکیا الوفاة: 509 هـ، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1406 هـ - 1986م، الطبعة: الأولى، تحقیق: السعید بن بسیونی زغلول، ج1، ص43

این ها یکی دو مورد نیست بلکه موارد زیادی هست که با جعل احادیث در فضیلت خلفا اقدام به شبیه سازی کردند و من همه این موارد را جمع کردم، آن احادیث بدلی که این ها از فضائل امیر المؤمنین علیه السلام درست کردند راوی می گوید: هشام ابن حکم در مسجد کوفه، بالای منبر بود در رابطه با امیرالمومنین علیه السلام گفت:

«أنت منی بمنزلة هارون من موسى»

السنة؛ اسم المؤلف:  عمرو بن أبی عاصم الضحاک الشیبانی الوفاة: 287، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - 1400، الطبعة : الأولى، تحقیق: محمد ناصر الدین الألبانی، ج 2، ص 1188

گفت راوی اشتباه شنیده پیغمبر فرمود یا علی:

«أنت منی بمنزلة قارون من موسى (نستجیر بالله)»

وقتی بنای تاریخ این است چه بگوییم؟ ابوالفرج یک تعبیری در کتاب الأغانی دارد، می گوید: یکی از مورخین می گوید تاریخ می نوشتم پیش حاکم رفتم (حاکم هشام یا ولید بود) گفت گاهی ما در تاریخ به فضائلی از امیرالمومنین علی علیه السلام بر می خوریم این ها را چه کار کنیم؟ گفت:

«لا تذکر علیا الا بقعر جهنم (نستجیر بالله)»

این تاریخ آن ها است. اگر ما بخواهیم با این تاریخ، طلبه هایمان را تربیت کنیم، مورخ می خواهیم تربیت کنیم کاملا اشتباه است.

اتفاقاً‌ دیشب با چند تا از دوستان صحبت مفصلی داشتیم چند سال قبل سریال عمر فاروق را درست کردند، شبکه ان بی سی، عربی اش را پخش کرد شبکه های دیگر به زبان های مختلف، هم زمان پخش کردند، در آفریقا به زبان آفریقایی پخش کردند به زبان اردو و انگلیسی پخش کردند شبکه کلمه، به زبان فارسی پخش کرد نتیجه اش ظهور داعش شد.

یعنی سریال عمر فاروق، ظهور داعش بود امسال نیز دنبال این هستند که 100 میلیون دلار هزینه بکنند، سریال معاویه را درست بکنند. می خواهند ماه رمضان پخش کنند چه توطئه ای در سر دارند چه بساطی می خواهند راه بیاندازند نمی دانیم!

اما قطعاً یک مباحثی پشت صحنه است دیشب گفتیم مراکز امنیتی حوزوی بیایند بنشینیم ببینیم چه کار باید بکنیم؟ مسؤولین حوزه درگیر کارهای اجرایی حوزه هستند لذا فرصت نمی کنند به این برسند(متاسفانه).

گفتم باید برنامه ریزی کنیم زمانی که فیلم را پخش کردند ما نیز در یک برنامه ای اشکالات، تحریفات و دروغ های آنها را در فضای مجازی به چندین زبان زنده دنیا پخش کنیم و همان شب، آثار منفی آن را خنثی بکنیم.

آغاز بحث...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ؛ بحث ما در رابطه با روایاتی بود که ائمه (علیهم السلام)ناظر به حوزه سیاسی بودند. فضائل و مقاماتی که برای ائمه (سلام الله علیهم) در روایات صحیح آمده است کدام مقامات مشترک بین امام معصوم و فقیه است و کدام یک از مقامات، از مختصات امام معصوم است؟

این هم یک بحثی است که من ندیدم بزرگوارانی که در ولایت فقیه کار کردند به این پرداخته باشند. شاید نزدیک به 20- 25 کتاب و چندین رساله سطح 3 و سطح 4 در رابطه با ولایت فقیه تألیف شده است.

اکثر مولفین بیشتر مباحث عقلی را مطرح کرده اند.

چند تا از روایت هایی که می فرماید:

«جعلتهُ حاکما»

«مَنْ کَان‏ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوه‏»

تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة؛ شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام،  محقق/ مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج27، ص131

همین چهار - پنج تا روایت را مطرح می کنیم از آن طرف می بینیم مخالفین، به این روایت ها یا سنداً یا دلالتاً اشکال می کند و ما را خلع سلاح می کنند.

ما چند تا روایت آوردیم یکی از آن روایات در کافی، جلد 1، صفحه 527 است روایت خیلی جالبی است عزیزان دقت کنند ببینیم در این روایت کدام یک از مقامات، مختص امام معصوم است و کدام مقامات، مشترک بین امام و فقیه است؟

روایت از ابو بصیر است سند هم صد در صد صحیح است همان حدیث لوح است که از امام صادق علیه السلام روایت شده است.

 «مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ظَرِیفٍ وَ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِی حَمَّادٍ عَنْ بَکْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ أَبِی لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ- إِنَّ لِی إِلَیْکَ حَاجَةً فَمَتَى یَخِفُّ عَلَیْکَ أَنْ أَخْلُوَ بِکَ فَأَسْأَلَکَ عَنْهَا فَقَالَ لَهُ جَابِرٌ أَیَّ الْأَوْقَاتِ أَحْبَبْتَهُ فَخَلَا بِهِ فِی بَعْضِ الْأَیَّامِ فَقَالَ لَهُ یَا جَابِرُ أَخْبِرْنِی عَنِ اللَّوْحِ الَّذِی رَأَیْتَهُ فِی یَدِ أُمِّی فَاطِمَةَ (علیها السلام) بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ مَا أَخْبَرَتْکَ بِهِ أُمِّی أَنَّهُ فِی ذَلِکَ اللَّوْحِ مَکْتُوبٌ فَقَالَ جَابِرٌ أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّی دَخَلْتُ عَلَى أُمِّکَ فَاطِمَةَ ع فِی حَیَاةِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) فَهَنَّیْتُهَا بِوِلَادَةِ الْحُسَیْنِ وَ رَأَیْتُ فِی یَدَیْهَا لَوْحاً أَخْضَرَ ظَنَنْتُ أَنَّهُ مِنْ زُمُرُّدٍ وَ رَأَیْتُ فِیهِ کِتَاباً أَبْیَضَ شِبْهَ لَوْنِ الشَّمْسِ فَقُلْتُ لَهَا بِأَبِی وَ أُمِّی یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) مَا هَذَا اللَّوْحُ فَقَالَتْ هَذَا لَوْحٌ أَهْدَاهُ اللَّهُ إِلَى رَسُولِهِ ص فِیهِ اسْمُ أَبِی وَ اسْمُ بَعْلِی وَ اسْمُ ابْنَیَّ وَ اسْمُ الْأَوْصِیَاءِ مِنْ وُلْدِی وَ أَعْطَانِیهِ أَبِی لِیُبَشِّرَنِی بِذَلِکَ قَالَ جَابِرٌ فَأَعْطَتْنِیهِ أُمُّکَ فَاطِمَةُ (علیه السلام) فَقَرَأْتُهُ وَ اسْتَنْسَخْتُهُ فَقَالَ لَهُ أَبِی فَهَلْ لَکَ یَا جَابِرُ أَنْ تَعْرِضَهُ عَلَیَّ قَالَ نَعَمْ فَمَشَى مَعَهُ أَبِی إِلَى مَنْزِلِ جَابِرٍ فَأَخْرَجَ صَحِیفَةً مِنْ رَقٍّ  فَقَالَ یَا جَابِرُ انْظُرْ فِی کِتَابِکَ لِأَقْرَأَ أَنَا عَلَیْکَ فَنَظَرَ جَابِرٌ فِی نُسْخَةٍ فَقَرَأَهُ أَبِی فَمَا خَالَفَ حَرْفٌ حَرْفاً فَقَالَ جَابِرٌ فَأَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّی هَکَذَا رَأَیْتُهُ فِی اللَّوْحِ مَکْتُوباً بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* هَذَا کِتَابٌ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ*- لِمُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَ نُورِهِ وَ سَفِیرِهِ وَ حِجَابِهِ وَ دَلِیلِهِ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ مِنْ عِنْدِ رَبِّ الْعَالَمِینَ عَظِّمْ یَا مُحَمَّدُ أَسْمَائِی وَ اشْکُرْ نَعْمَائِی وَ لَا تَجْحَدْ آلَائِی إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا قَاصِمُ الْجَبَّارِینَ وَ مُدِیلُ الْمَظْلُومِینَ وَ دَیَّانُ الدِّینِ إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَمَنْ رَجَا غَیْرَ فَضْلِی أَوْ خَافَ غَیْرَ عَدْلِی عَذَّبْتُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ  أَحَداً مِنَ الْعالَمِینَ فَإِیَّایَ فَاعْبُدْ وَ عَلَیَّ فَتَوَکَّلْ إِنِّی لَمْ أَبْعَثْ نَبِیّاً فَأُکْمِلَتْ أَیَّامُهُ وَ انْقَضَتْ مُدَّتُهُ إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ وَصِیّاً وَ إِنِّی فَضَّلْتُکَ عَلَى الْأَنْبِیَاءِ وَ فَضَّلْتُ وَصِیَّکَ عَلَى الْأَوْصِیَاءِ وَ أَکْرَمْتُکَ بِشِبْلَیْکَ وَ سِبْطَیْکَ حَسَنٍ وَ حُسَیْنٍ فَجَعَلْتُ حَسَناً مَعْدِنَ عِلْمِی- بَعْدَ انْقِضَاءِ مُدَّةِ أَبِیهِ وَ جَعَلْتُ حُسَیْناً خَازِنَ وَحْیِی وَ أَکْرَمْتُهُ بِالشَّهَادَةِ وَ خَتَمْتُ لَهُ بِالسَّعَادَةِ فَهُوَ أَفْضَلُ مَنِ اسْتُشْهِدَ وَ أَرْفَعُ الشُّهَدَاءِ دَرَجَةً جَعَلْتُ کَلِمَتِیَ التَّامَّةَ مَعَهُ وَ حُجَّتِیَ الْبَالِغَةَ عِنْدَهُ بِعِتْرَتِهِ أُثِیبُ وَ أُعَاقِبُ أَوَّلُهُمْ عَلِیٌّ سَیِّدُ الْعَابِدِینَ وَ زَیْنُ أَوْلِیَائِیَ الْمَاضِینَ وَ ابْنُهُ شِبْهُ جَدِّهِ الْمَحْمُودِ مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُ عِلْمِی وَ الْمَعْدِنُ لِحِکْمَتِی سَیَهْلِکُ الْمُرْتَابُونَ فِی جَعْفَرٍ الرَّادُّ عَلَیْهِ کَالرَّادِّ عَلَیَّ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لَأُکْرِمَنَّ مَثْوَى جَعْفَرٍ وَ لَأَسُرَّنَّهُ فِی أَشْیَاعِهِ وَ أَنْصَارِهِ وَ أَوْلِیَائِهِ أُتِیحَتْ بَعْدَهُ مُوسَى فِتْنَةٌ عَمْیَاءُ حِنْدِسٌ- لِأَنَّ خَیْطَ فَرْضِی لَا یَنْقَطِعُ وَ حُجَّتِی لَا تَخْفَى وَ أَنَّ أَوْلِیَائِی یُسْقَوْنَ بِالْکَأْسِ الْأَوْفَى مَنْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ جَحَدَ نِعْمَتِی وَ مَنْ غَیَّرَ آیَةً مِنْ کِتَابِی فَقَدِ افْتَرَى عَلَیَّ وَیْلٌ لِلْمُفْتَرِینَ الْجَاحِدِینَ عِنْدَ انْقِضَاءِ مُدَّةِ مُوسَى عَبْدِی وَ حَبِیبِی وَ خِیَرَتِی فِی عَلِیٍّ وَلِیِّی وَ نَاصِرِی وَ مَنْ أَضَعُ عَلَیْهِ أَعْبَاءَ النُّبُوَّةِ وَ أَمْتَحِنُهُ بِالاضْطِلَاعِ بِهَا یَقْتُلُهُ عِفْرِیتٌ مُسْتَکْبِرٌ یُدْفَنُ فِی الْمَدِینَةِ الَّتِی بَنَاهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ  إِلَى جَنْبِ شَرِّ خَلْقِی حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لَأَسُرَّنَّهُ بِمُحَمَّدٍ ابْنِهِ وَ خَلِیفَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ وَارِثِ عِلْمِهِ فَهُوَ مَعْدِنُ عِلْمِی وَ مَوْضِعُ سِرِّی وَ حُجَّتِی عَلَى خَلْقِی لَا یُؤْمِنُ عَبْدٌ بِهِ إِلَّا جَعَلْتُ الْجَنَّةَ مَثْوَاهُ وَ شَفَّعْتُهُ فِی سَبْعِینَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ کُلُّهُمْ قَدِ اسْتَوْجَبُوا النَّارَ وَ أَخْتِمُ بِالسَّعَادَةِ لِابْنِهِ عَلِیٍّ وَلِیِّی وَ نَاصِرِی وَ الشَّاهِدِ فِی خَلْقِی وَ أَمِینِی عَلَى وَحْیِی أُخْرِجُ مِنْهُ الدَّاعِیَ إِلَى سَبِیلِی وَ الْخَازِنَ لِعِلْمِیَ الْحَسَنَ وَ أُکْمِلُ ذَلِکَ بِابْنِهِ م‏ح‏م‏د رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ عَلَیْهِ کَمَالُ مُوسَى وَ بَهَاءُ عِیسَى وَ صَبْرُ أَیُّوبَ فَیُذَلُّ أَوْلِیَائِی فِی زَمَانِهِ وَ تُتَهَادَى رُءُوسُهُمْ کَمَا تُتَهَادَى رُءُوسُ التُّرْکِ وَ الدَّیْلَمِ فَیُقْتَلُونَ وَ یُحْرَقُونَ وَ یَکُونُونَ خَائِفِینَ مَرْعُوبِینَ وَجِلِینَ تُصْبَغُ الْأَرْضُ بِدِمَائِهِمْ وَ یَفْشُو الْوَیْلُ وَ الرَّنَّةُ فِی نِسَائِهِمْ أُولَئِکَ أَوْلِیَائِی حَقّاً بِهِمْ أَدْفَعُ کُلَّ فِتْنَةٍ عَمْیَاءَ حِنْدِسٍ وَ بِهِمْ أَکْشِفُ الزَّلَازِلَ وَ أَدْفَعُ الْآصَارَ وَ الْأَغْلَالَ أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ:" قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَالِمٍ قَالَ أَبُو بَصِیرٍ لَوْ لَمْ تَسْمَعْ فِی دَهْرِکَ إِلَّا هَذَا الْحَدِیثَ لَکَفَاکَ فَصُنْهُ إِلَّا عَنْ أَهْلِهِ.»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1، ص527، بَابُ مَا جَاءَ فِی الِاثْنَیْ عَشَرَ وَ النَّصِّ عَلَیْهِمْ ع‏‏، ح3

«قَالَ أَبِی لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیّ»

اما باقر علیه السلام به جابر گفت:

«إِنَّ لِی إِلَیْکَ حَاجَةً فَمَتَى یَخِفُّ عَلَیْکَ أَنْ أَخْلُوَ بِکَ فَأَسْأَلَکَ عَنْهَا»

با شما کار دارم چه زمانی می توانم پیش شما بیایم و صحبت کنم؟

 البته هدف این روایت کاملاً مشخص است امام باقر (سلام الله علیه) می بیند جامعه ما نسبت به ائمه علیهم السام کم مهر هست اما نسبت به صحابه عقیده دارند. مطلبی اگر بیاید از صحابه نقل کرده باشند این را کاملاً قبول می کنند اما امام نقل کرده باشد کم مهری می کنند.

متأسفانه آقای صفری فروشانی در یکی از صحبت هایش که دیروز مطالعه می کردم می گوید امام باقر علیه السلام از خودش نقل کرده است و مستند نیست از جابر یا از کسی دیگر نقل نکرده است!

نمی دانم چه خاکی باید به سرمان بریزیم یعنی اگر امام باقر علیه السلام از خودش نقل بکند معتبر نیست، اما اگر امام باقر علیه السلام از جابر و دیگران نقل کند و سند نیز به آنها برسد معتبر می شود. یعنی امام شناسی این افراد در حد صفر است.

«فَقَالَ لَهُ جَابِرٌ أَیَّ الْأَوْقَاتِ أَحْبَبْتَهُ فَخَلَا بِهِ»

هر وقت می خواهی من در خدمت شما هستم.

 در یکی از ایام  نزد او رفتند و فرمودند:

«أَخْبِرْنِی عَنِ اللَّوْحِ الَّذِی رَأَیْتَهُ فِی یَدِ أُمِّی فَاطِمَةَ (علیها السلام) بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ مَا أَخْبَرَتْکَ بِهِ أُمِّی أَنَّهُ فِی ذَلِکَ اللَّوْحِ مَکْتُوبٌ »

جابر شنیده ام پیش مادرمان حضرت زهرا سلام الله علیها رفتی... -این روایت را آقای قملداران خبیث البته کلمه خبیث هم برای این ها خیلی کم هست در کتاب «شاهراه اتحاد» آورده و با تمسخر و استهزاء این ها را نقل کرده است-.

آدم های کثیف آن کثافت روحی که دارند را بروز می دهند و متأسفانه آن زمانی که ایشان در قم میدان دار بود بزرگان ما یک سطر کتاب علیه او ننوشتند. الان آقای قلمداران تبدیل به یک بت شده است. آن روز هم گفتم کتاب «شاهراه اتحاد» در ریاض به زبان فارسی چاپ شده و در فضای مجازی نیز منتشر کرده اند.

بعد دارد:

«قَالَ جَابِرٌ فَأَعْطَتْنِیهِ أُمُّکَ فَاطِمَةُ (علیه السلام) فَقَرَأْتُهُ وَ اسْتَنْسَخْتُهُ»

هم خواندم و هم استنساخ کردم

«فَقَالَ لَهُ أَبِی فَهَلْ لَکَ یَا جَابِرُ أَنْ تَعْرِضَهُ عَلَیَّ»

می شود بخوانی آنکه از مادرم زهرا گرفتی من هم گوش بدهم!

 عزیزان دقت کنند پیام روایت کجاست؟ این که امام پیش جابر رفت بعضی از افراد مغرض شبهه کرده و می گویند امام باقر علیه السلام شاگرد جابر بود و به مکتب خانه جابر رفت آن جا درس بخواند!

«فَمَشَى مَعَهُ أَبِی إِلَى مَنْزِلِ جَابِرٍ فَأَخْرَجَ صَحِیفَةً مِنْ رَقٍّ»

 (امام صادق می فرماید:) همراه پدرم به منزل جابر رفتیم، صحیفه را در یک جلدی گذاشته بود

«فَقَالَ یَا جَابِرُ انْظُرْ فِی کِتَابِکَ لِأَقْرَأَ أَنَا عَلَیْکَ»

این را دقت کنید جالب است می فرماید یاجابر، نسخه ای را که از مادرمان حضرت زهرا سلام الله علیها نوشتی بیاور تا با نسخه ای که پیش من هست مقابله بکنم تا ببینم با آن نسخه تفاوت دارد یا ندارد؟ اصل بیت القصیر روایت این است می گوید:

«فَنَظَرَ جَابِرٌ فِی نُسْخَةٍ فَقَرَأَهُ أَبِی فَمَا خَالَفَ حَرْفٌ حَرْفاً»

این که خدمت امام باقر بود و آن که جابر از حضرت زهرا گرفته بود ، یک حرف هم جا به جا نداشت.

«فَقَالَ جَابِرٌ فَأَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّی هَکَذَا رَأَیْتُهُ فِی اللَّوْحِ مَکْتُوباً هَذَا کِتَابٌ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ*- لِمُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَ نُورِهِ وَ سَفِیرِهِ وَ حِجَابِهِ وَ دَلِیلِهِ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ مِنْ عِنْدِ رَبِّ الْعَالَمِینَ...»

حدیث قدسی است(حدیث نبوی نیست) از حادیث نبوی بالاتر است.

«إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا قَاصِمُ الْجَبَّارِینَ وَ مُدِیلُ الْمَظْلُومِینَ وَ دَیَّانُ الدِّینِ إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَمَنْ رَجَا غَیْرَ فَضْلِی أَوْ خَافَ غَیْرَ عَدْلِی عَذَّبْتُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ  أَحَداً مِنَ الْعالَمِینَ فَإِیَّایَ فَاعْبُدْ وَ عَلَیَّ فَتَوَکَّلْ»

تا جایی که می فرماید:

 «إِنِّی لَمْ أَبْعَثْ نَبِیّاً فَأُکْمِلَتْ أَیَّامُهُ وَ انْقَضَتْ مُدَّتُهُ إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ وَصِیّاً»

این روایت در منابع اهل سنت در بیش از 40 منبع آمده است.

«فَمَا مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا وَلَهَ وَصِیٌّ وَ إِنَّ نَبِیَّنَا مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ (علیه السلام) أَوْصَى إِلَى یُوشَعَ بْنِ نُونٍ فَقَالَ نَعَمْ إِنَّ وَصِیِّی وَ الْخَلِیفَةَ مِنْ بَعْدِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ بَعْدَهُ سِبْطَایَ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ تَتْلُوهُ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ أَئِمَّةٌ أَبْرَار»

العدد القویّة لدفع المخاوف الیومیة؛ حلى، رضى الدین على بن یوسف بن المطهر (برادر علامه حلى)، محقق / مصحح: رجائى، مهدى و مرعشى، محمود، ناشر کتابخانه آیة الله مرعشى نجفى، ص82

پرسش:

یک روایتی از جابر برای امام باقر (علیه السلام) آنجا می گوید:

«فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) یَا جَابِرُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ مَا قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ عَلَیْکَ یَا جَابِرُ بِمَا بَلَغَّتَ السَّلَامَ فَکَانَ جَابِرٌ بَعْدَ ذَلِکَ یَخْتَلِفُ إِلَیْهِ وَ یَتَعَلَّمُ مِنْهُ فَسَأَلَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ع عَنْ شَیْ‏ءٍ فَقَالَ جَابِرٌ وَ اللَّهِ لَا دَخَلْتُ فِی نَهْیِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) لَقَدْ أَخْبَرَنِی أَنَّکُمُ الْأَئِمَّةُ الْهُدَاةُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ بَعْدَهُ وَ أَحْکَمُ النَّاسِ صِغَاراً وَ أَعْلَمُ النَّاسِ کِبَاراً فَقَالَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُم‏»

کفایة الأثر فی النصّ على الأئمة الإثنی عشر؛ نویسنده: خزاز رازى، على بن محمد، محقق / مصحح: حسینى کوهکمرى، عبد اللطیف‏، ناشر: بیدار، ص56

پاسخ:

صحیفه فاطمیه حدود 12 تا سند دارد یکی دو سند نیست. از این 12 سند حدودا 4 سند آن قطعاً صحیح نیست بللکه ضعیف است یعنی خودمان اعتراف می کنیم راویانی هستند که وثاقت آنها به هیچ وجه ثابت نشده است اما بقیه اسناد صد در صد صحیح است. قلمداران خبیث آن روایتی که ضعیف است را ملاک قرار داده و در چند صفحه در رابطه با حدیث لوح حضرت زهرا سلام الله علیها فحاشی و اهانت کرده است.

در ادامه روایت می فرماید:

«إِنِّی لَمْ أَبْعَثْ نَبِیّاً فَأُکْمِلَتْ أَیَّامُهُ وَ انْقَضَتْ مُدَّتُهُ إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ وَصِیّاً وَ إِنِّی فَضَّلْتُکَ عَلَى الْأَنْبِیَاءِ وَ فَضَّلْتُ وَصِیَّکَ عَلَى الْأَوْصِیَاءِ وَ أَکْرَمْتُکَ بِشِبْلَیْکَ وَ سِبْطَیْکَ حَسَنٍ وَ حُسَیْنٍ فَجَعَلْتُ حَسَناً مَعْدِنَ عِلْمِی- بَعْدَ انْقِضَاءِ مُدَّةِ أَبِیهِ وَ جَعَلْتُ حُسَیْناً خَازِنَ...»

تا آنجا که می فرماید:

«جَعَلْتُ کَلِمَتِیَ التَّامَّةَ مَعَهُ وَ حُجَّتِیَ الْبَالِغَةَ عِنْدَهُ بِعِتْرَتِهِ أُثِیبُ وَ أُعَاقِبُ»

اگر مردم را بخواهم پاداش بدهم و یا عقاب بکنم ملاک، عمل کردن به دستور حجت های من است این ها ملاک برای من است نه غیر از این ها.

«أَوَّلُهُمْ عَلِیٌّ سَیِّدُ الْعَابِدِینَ وَ زَیْنُ أَوْلِیَائِیَ الْمَاضِینَ وَ ابْنُهُ شِبْهُ جَدِّهِ الْمَحْمُودِ مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُ عِلْمِی وَ الْمَعْدِنُ لِحِکْمَتِی سَیَهْلِکُ الْمُرْتَابُونَ فِی جَعْفَرٍ الرَّادُّ عَلَیْهِ کَالرَّادِّ عَلَیَّ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی»

عزیزان دقت بکنند تعبیر «الرَّادُّ عَلَیْهِ کَالرَّادِّ عَلَیَّ» در مورد حضرت امیرالمومنین، امام حسن، امام حسین، امام سجاد و امام باقر علیهم السلام نیامده است اما در مورد امام صادق علیه السلام وارد شده است. این هم لااقل بیش از 100 سال قبل از ولادت امام صادق علیه السلام نقل شده است چون رسول اکرم می داند از میان ائمه علیهم السلام فقط امام صادق علیه السلام فرصت پیدا می کند تا همه معارف دینی را در شرق و غرب عالم، بسط بدهد که بیش از چهار هزار نفر شاگرد ایشان بودند مانند ابو حنیفه و از مذاهب دیگر تا جایی که ابوحنیفه می گوید:

«ولولا السنتان لهلک النعمان»

و هجمه ای هم که به امام صادق علیه السلام آمده بود بر هیچ کدام از ائمه علیهم السلام نشده بود. من عبارت بعضی از اهل سنت را نسبت به  امام صادق علیه اسلام نقل کردم بر این که:

«وفی نفسی منه شیء»

می گوید وثاقت امام صادق علیه السلام برای ما محرز نیست. امام صادق علیه السلام از اجداد خود روایاتی نقل می کند که صحت آن درست نیست؛ یعنی عبارتی که از ابن خلدون و دیگران نقل می کنند... من این ها را جمع کردم یک روز وقت باشد عبارتی که بزرگان اهل سنت در مذمت ائمه علیهم السلام آوردند را این جا مطرح کنم.

اما خیلی عجیب است که برخی افراد از کتب اهل سنت، تاریخ ائمه علیهم السلام را می نویسند! این ها حتی در وثاقت ائمه علیهم السلام مشکل دارند. از نظر این ها ابو هریره فوق وثاقت را دارد. حکم ابن عتبه و انس ابن مالک و ابو حنیفه و دیگران امام الامه هستند اما در مورد امام صادق علیه السلام می گویند:

«وفی نفسی منه شیء لم یثبت عندی وثاقته نقل آبائه احادیث کذا و کذا»

 لذا در روایت می گوید «الرَّادُّ عَلَیْهِ کَالرَّادِّ عَلَیَّ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی» ما همین تعبیر را بدون هیچ کم و کاستی نسبت به فقیه خواهیم داشت. در روایت امام حسن عسکری (سلام الله علیه) است فرمود:

«الرادّ علیهم‏ کالرادّ علینا، و الرادّ علینا کالرادّ على اللّه»

حاشیة الوافی( للبهبهانی)؛ نویسنده: وحید بهبهانى، محمد باقر بن محمد اکمل (‏تاریخ وفات مؤلف: 1206 و یا 1205 ق‏)، محقق / مصحح: مؤسسة العلامة المجدد الوحید البهبهانی‏، ناشر: مؤسسة العلامة المجدّد الوحید البهبهانی‏، قم: 1426ق، ص183

در رابطه با فقها و جالب این است در روایات برای هر فقیهی این تعابیر نیامده است بلکه آن فقیهی که در جامعه تأثیر گذار است، آن فقیهی که در جامعه می تواند کارهای اساسی کند، اقامه عدل کند، رفع ظلم کند حکم انها همان حکم «الرادّ علیهم‏ کالرادّ علینا، و الرادّ علینا کالرادّ على اللّه» است.

یعنی این عبارت درمورد امام جعفر صادق (سلام الله علیه) آمده است البته نسبت به ائمه دیگر نیز مطالبی هست که ان شاء الله در جلسه بعد عرض می کنم.

«والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته»

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها