2022 August 18 - پنج شنبه 27 مرداد 1401
آبادی دین و دنیا در گرو حکومت امیرالمومنین علیه السلام
کد مطلب: ١٥٠٧٦ تاریخ انتشار: ٢٧ دي ١٤٠٠ - ١٩:١٧ تعداد بازدید: 337
خارج فقه الحکومه » فقه
آبادی دین و دنیا در گرو حکومت امیرالمومنین علیه السلام

جلسه چهل و هفتم 1400/10/27

 بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه چهل و هفتم 27/10/1400

موضوع:  آبادی دین و دنیا در گرو حکومت امیرالمومنین علیه السلام 

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

پرسش:

آیا برخی آیات قران از توسل نهی نمی کند؟ یکی از شبهات وهابی ها، آیاتی است که درقرآن باواژه ی:

(یدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ)

غیر خدا را می‌خوانند

سوره انعام (6): آیه 108

آمده است.

پاسخ:

اصل توسل در قرآن مشروع ومورد قبول خداوند متعال  است. سه تا آیه بطور صریح در این مورد نازل شده است وآنها عبارت اند از:

آیه اول:

(قالوا یا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ)

ای پدر برای گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم.

و مهمتر این هست که پیامبر خدا از این کارشان علاوه بر اینکه نهی نکرده بلکه تایید نیز کرده است چراکه در جواب فرزندانش گفت:

قال سوف أستغفر لکم ربّی إنّه هو الغفور الرحیم

گفت: بزودی برای شما از خدا طلب آمرزش می کنم

سوره یوسف (12): ایه 97و98

آیه دوم:

آیه  35 سوره مائده:

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‌ای برای تقرب به او بجوئید!

سوره مائده (5): آیه 35

آیه سوم:

آیه 64 سوره نساء:

(وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا)

و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم می‌کردند (و فرمانهای خدا را زیر پا می‌گذاردند)، به نزد تو می‌آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش می‌کردند؛ و پیامبر هم برای آنها استغفار می‌کرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان می‌یافتند.

سوره نساء (4): آیه 64

بحث در مورد این هست که آیا توسل به انبیاء بعد از رحلت شان جایز است یا جایز نیست؟

اگرکسی بگوید توسل به مردگان شرک است قطعا مردود هست زیرا چطور می شود یک کاری مانند توسل به پیغمبر در حال حیات شان عبادت باشد اما بلافاصله بعد از رحلت پیامبر مبدّل به شرک شود!؟

من با آل الشیخ مفتی اعظم عربستان که در طایف بحث داشتم، این آیات را برایش خواندم. گفت: این ها همه مربوط به زمان حیات پیغمبران بوده است.

گفتم: چطور چیزی که در زمان حیات شان مشروع بوده اما بعد از رحلت شان تبدیل به شرک می شود؟

گفت: آنها صدای ما را نمی شنوند لذا جواب هم نمی توانند بدهند.

گفتم: نهایتا تنها حرفی که می توان گفت این هست که آن کار، امر باطلی است نه اینکه شرک باشد. شما شرک را از کجا آورده اید؟ اگر آنها صدای ما را نمی شنوند و جواب هم نمی توانند بدهند، به طور مثال گفتم:

ای دیوار به من آب بده!

اینجا نمی گوییم که این کار شرک است بلکه می گوییم یک امر باطل و عبث است.

امر عبث یک چیزی است و امر شرک چیز دیگر درحالی که شرک، کفر آور و مهدور الدم است.

گفت: شما اسلام را بهتر فهمیدید یا صحابه؟

گفتم:منظور شما چیست؟

گفت: صحابه هیچکدام بعد از رحلت پیامبر به قبر ایشان متوسل نشدند.

گفتم: اتفاقا بر عکس بلکه هفت – هشت روایت وجود دارد مبنی بر اینکه صحابه توسل کردند مانند بلال مؤذن پیغمبر، بلال بن حارث، ابو ایوب انصاری و صحابه دیگر...

گفت: تمام این روایت ها جعلی و دروغ است.

گفتم: اگر عملکرد صحابه ملاک است آنها توسل کرده اند مانند توسل بلال ابن حارث به قبر پیغمبر _ زمان عمر ابن خطاب قحطی شد و بلال کنار قبر پیغمبر آمد وگفت:

«یا رسول الله استسق لامتک فإنهم قد هلکوا»

فتح الباری شرح صحیح البخاری؛ اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاة: 852، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب ج 2، ص 495.

بعد هم پیامبر را خواب دید گفت برو به عمر سلام برسان و بگو:

«علیک بالکیس»

یک مقدار به مردم رسیدگی کن تا خداوند متعال نیز باران را بیاورد. عمر هم گریه کرد گفت خدایا من قابل این نبودم که پیامبر به من سلام برساند.

ما نمی دانیم قضیه چی هست چون عمر در زمان حیات پیغمبر می گوید:

«إن الرجل لیهجر»

دیوان المتنبی؛ اسم المؤلف: أبو البقاء العکبری الوفاة: 616، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: مصطفى السقا/إبراهیم الأبیاری/عبد الحفیظ شلبی، ج1، ص9

اما در زمان خلافتش می گوید من قابل این نبودم که پیغمبر به من سلام برساند. این هم از مسائلی است که به قول معروف می گویند مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز _ توسل کرد .

به آل الشیخ مفتی اعظم عربستان گفتم: این حدیث را ابن حجر عسقلانی در کتاب «فتح الباری» جلد 2 صفحه 412 و ابن کثیر در کتاب «البدایة والنهایة» جلد 7 صفحه 105 می گویند: روایت توسل بلال به قبر پیامبراسلام کاملا صحیح می باشد.

در حالی که شما بدون دلیل می گویید روایت جعلی است و این برخلاف عقیده دو نفر از بزرگان علمی شما می باشد چرا که روایت را صحیح دانسته اند.

دراین هنگام آل الشیخ نتوانست جواب بدهد. بلکه بحث را عوض کرد و شروع کرد مبانی کفر را بیان کردن اما معاون های ایشان اعتراض کردند و گفتند که او می گوید ابن کثیر و ابن حجر روایت را صحیح می دانند.

گفت: کتاب ها را بیاورید ببینم راست می گوید یانه؟ بلا فاصله رفتند البدایه و فتح الباری را آوردند و برایش خواندند گفتند بله این ها می گویند روایت صحیح است و آل شیخ سکوت کرد!

شما حساب کنید یک مفتی اعظم که بالاترین مقام علمی آنها است یک امر باطلی را ادعا می کند و بدون آن که خودشان مطالعه و بررسی بکنند، حرف های باطل محمد ابن عبدالوهاب و ابن تیمیه را به عنوان وحی مُنزل تلقی کرده و آن را نشر می دهند.

علاوه برآن مفسرین اهل سنت ازجمله طبری در تفسیر آیاتی مانند:

(عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ)

بندگانی همچون خود شما هستند

سوره عراف (7): آیه194

می گویند مراد از (عباد امثالکم) مشرکین هست:

«إن الذین تدعون أیها المشرکون آلهة من دون الله وتعبدونها شرکا منکم»

جامع البیان عن تأویل آی القرآن؛ اسم المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبری أبو جعفر الوفاة: 310، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1405، ج9، ص151

قرطبی می گوید:

«حاجهم فی عبادة الأصنام»

الجامع لأحکام القرآن؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی الوفاة: 671، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج7، ص342

بحث درمورد بت پرستی است. ابن کثیر می گوید:

«إنکار من الله على المشرکین الذین عبدوا مع الله غیره من الأنداد والأصنام والأوثان»

تفسیر القرآن العظیم؛ اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1401، ج2، ص277

دقت بکنید مطالب فوق از بزرگان اهل سنت است نه بزرگان شیعه مانند علامه مجلسی، کلینی و شیخ طوسی تا کسی بگوید دروغ هست.

یا در مورد آیه 52روم و80نمل که می فرماید:

(إِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى)

تو نمی‌توانی سخنت را به گوش مرده دل برسانی!

سوره نمل (27): آیه 80

پرسش:

پیامبر بالای سر مقتولین مشرک ها بعد از جنگ بدر ایستاد و باآنها صحبت کرد و عمر هم اعتراض کرد و گفت مگر آنها می شنوند؟

پاسخ:

بله. اما وهابی ها می گویند: این مورد خاص و مخصوص پیغمبر بود.

در مورد آیه (إِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى) می گویند:

«یا محمد لکنهم لإلفهم تقلید الأسلاف فی الکفر ماتت عقولهم وعمیت بصائرهم»

الجامع لأحکام القرآن؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی الوفاة: 671، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج14، ص46

فتح الباری:

«انک لا تسمع الموتى فقالوا معناها لا تسمعهم سماعا ینفعهم أو لا تسمعهم الا أن یشاء الله»

فتح الباری شرح صحیح البخاری؛ اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاة: 852، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 3، ص 234

«(إِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى)؛ یرید والله أعلم الکفار أی إنک لا تقدر أن تهدیهم»

غریب الحدیث؛ اسم المؤلف: أحمد بن محمد بن إبراهیم الخطابی البستی أبو سلیمان الوفاة: 388، دار النشر: جامعة أم القرى - مکة المکرمة - 1402، تحقیق: عبد الکریم إبراهیم العزباوی، ج1، ص342

تمام این ها مربوط به کفار و مربوط به مشرکین است. جالب این است که خود ابن تیمیه در کتاب «مجموع فتاوی» جلد 24 در همان قضیه ی پس از جنگ بدر می گوید:

«النبى صلى الله علیه وسلم وقف على قلیب بدر فقال (هل وجدتم ما وعدکم ربکم حقا)  وقال ( انهم لیسمعون الآن) وقد ثبت عنه فی الصحیحین من غیر وجه أنه کان یأمر بالسلام على أهل القبور»

...در صحیحین است که خلیفه دوم گفت یا رسول الله این ها که مرده هستند چرا این ها را خطاب می کنی؟ فرمودند این ها از شما بهتر صدای من را می شنوند.

بعد ابن تیمیه می گوید:

«فهذا خطاب لهم وإنما یخاطب من یسمع»

مورد خطاب کسی قرار می گیرد که بشنوند.

کتب ورسائل وفتاوى شیخ الإسلام ابن تیمیة؛ اسم المؤلف: أحمد عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مکتبة ابن تیمیة، الطبعة: الثانیة، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ج24، ص363 و 364

اگر نمی شنوند، نمی شود خطاب کرد:

«السلام علیک ایها النبی»

اگر پیغمبر نمی شنود «السلام علیک ایها النبی» چه معنا دارد؟ باید بگوییم «السلام علی النبی»؛ البته بعضی از این وهابی های تندرو معاصر در نماز السلام علیک نمی گویند، السلام علی النبی می گویند.

یعنی چیزی که 1400 سال همه مسلمان ها گفتند «السلام علیک ایها النبی»؛ حتی خود بن باز و آل الشیخ و ابن تیمیه هم می گوید «السلام علیک ایها النبی» اما بعضی از وهابی های تازه به دوران رسیده در نمازشان السلام علی النبی می گویند.

قضیه ی سماع موتی یکی از بحث هایی است که باید خیلی روی آن کار بشود.

همین طباطبایی خبیث ناصبی در خیلی از صحبت هایش می گوید نه پیغمبر می شنود و نه می تواند جواب ما را بدهد لذا همه این ها کار عبث است.

می گوید شرک شیعیان از شرک مشرکین زمان جاهلیت هم بدتر است. آن ها بت هایشان را در گرفتاری ها صدا می کردند، شیعیان ائمه را در گرفتاری و در غیر گرفتاری هم صدا می کنند. این همان حرفی است که ابن تیمیه زده است.

در هر صورت...

حدودا پانزده آیه و چهل تا روایت در موضوع توسل وجود دارد که باید همه انها را با آدرس هایش مانند سوره حمد حفظ بکنیم و چون در فضای مجازی این شبهات را مطرح می کنند باید بتوانیم جواب بدهیم. ما نزدیک بیست و پنج سال است که جواب آنها را می دهیم ولی دوباره تکرار می کنند.

یکی از وهابی ها گفته است ابن تیمیه توسل را شرک می داند لذا حتی اگر پیغمبر از قبر بیرون بیاید بگوید توسل جایز است ما قبول نمی کنیم !

به هر حال خداوند به قلب این ها مهر ضلالت زده و می فرماید:

(خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ)

خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده؛ و بر چشمهایشان پرده‌ای افکنده شده؛ و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست.

سوره بقره (2): آیه 7

با اقای دکتر غامدی در خانه اش بحث می کردیم، تسلیم می شد دستش را بلند می کرد و می گفت : قبول! قبول! ولی بعد ازآن می دیدیم در شبکه های ماهواره ای همان حرف ها را تکرار می کند!

دو تا پسرش هم آن جا نشسته بودند هردو دانشجو بودند ما حدودا چهار جلسه ای که در منزل ایشان مناظره داشتیم آقای دکتر مبلّغی و دکتر زمانی و دکتر مجید معارف عضو هیئت علمی دانشگاه تهران هم در آن جا بودند.

جلوی این ها سه چهار موضوع آورد و ما جواب دادیم، اعتراف کرد. دکتر زمانی گفت من تا الآن هیچ مناظره ای را ندیدم  که یک وهابی فی المجلس اعتراف کند. گفت اولین بار بود من دیدم.

اما وقتی ما به ایران آمدیم دیدیم در شبکه های ماهواره ای عربستان همان حرف هایی که به ما می زد و ما جواب دادیم و قبول هم کرد ، تکرار می کند! این ها را ما چه کار کنیم؟

ولی پسرش که ما را داشت به بعثه می رسانید، می گفت آقای قزوینی من  28 سالم است، یک عقیده ای نسبت به شیعه داشتم اما امروز بحثی که با پدر من داشتید من از این عقیده ام بر گشتم.

ما همین را می خواهیم که یک جوان دانشجویی که با پدرش مناظره می شود و نمی تواند جواب بدهد، این جوان متذکّر می شود. جوان ها یک مقدار ذهن شان بازتر است و راحت تر هم حرف ها را قبول می کنند.

پرسش:

بعد از شهادت حضرت حمزه، پیامبر اسلام عزاداری می کرد.

پاسخ:

عزاداری فرق می کند. عزاداری یک امر است و توسل امر دیگر. قرآن می گوید:

(إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْیسْتَجِیبُوا لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ)

آنهایی را که غیر از خدا می‌خوانید (و پرستش می‌کنید)، بندگانی همچون خود شما هستند؛ آنها را بخوانید، و اگر راست می‌گویید باید به شما پاسخ دهند (و تقاضایتان را برآورند)!

سوره عراف (7): آیه194

از این استفاده می کنند که انبیاء واولیاء عبادی مانند شما هستند پیغمبر هم مثل شما هست.

(قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یوحَى إِلَی)

بگو: «من فقط بشری هستم مثل شما؛ (امتیازم این است که) به من وحی می‌شود

سوره کهف (18): آیه 110

چرا شما به جای یا الله، یا رسول الله می گویید؟

آغاز بحث...

بحث ما در رابطه با روایات جعلی بود که در مورد تبعیت از حاکم درست کرده بودند وگفته بودند که حاکم چه عادل باشد وچه ظالم ،چه دستور دینی بدهد وچه دستور ضد دینی بدهد، فرق نمی کند باید ما ازاو اطاعت بکنیم.

تعدادی از این روایات جعلی مربوط به زمان فتنه هایی بود که در عصر امیر المؤمنین (سلام الله علیه)  توسط دودمان نحس بنی امیه جعل شد و تعدادی از مسلمان ها را از پیوستن به سپاه امیر المؤمنین (سلام الله علیه) جلوگیری کردند و هدفی غیر از این را نداشتند.

نکته ی جالبی که هست و باید عزیزان دقت بکنند این هست که در صحیح بخاری یک روایتی است که پیامبر فرموده است:

«سَتَکُونُ فِتَنٌ الْقَاعِدُ فیها خَیْرٌ من الْقَائِمِ وَالْقَائِمُ فیها خَیْرٌ من الْمَاشِی وَالْمَاشِی فیها خَیْرٌ من السَّاعِی وَمَنْ یُشْرِفْ لها تَسْتَشْرِفْهُ»

الجامع الصحیح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن کثیر , الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ج 3، ص 1318، ح3406

در ذیل حدیث 3409 روایتی از رسول اکرم آورده:

«یُهْلِکُ الناس هذا الْحَیُّ من قُرَیْشٍ»

خیلی جالب است.

«یُهْلِکُ الناس هذا الْحَیُّ من قُرَیْشٍ»

این قبیله ای از قریش به هلاکت می رساند

بعد می گوید:

 «فما تَأْمُرُنَا»

چه دستور می دهی؟

 «قال لو أَنَّ الناس اعْتَزَلُوهُمْ»

خانه نشین باشند!

الجامع الصحیح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن کثیر , الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ج 3، ص 1319، ح3409

بعد مطلبی که ابن حجر عسقلانی در فتح الباری در شرح صحیح بخاری می گوید یکی از علامات نبوت همین تعبیر:

«یُهْلِکُ الناس هذا الْحَیُّ من قُرَیْشٍ»

است. بعد میگوید :

 «ان المراد بعض قریش وهم الأحداث منهم لا کلهم»

مراد از آن بعضی از افراد قریش وتازه به دوران رسیده هست نه همه قریش

دقت کنید کلمه ی «حیّ» معمولا به «قبیله و منطقه» می گویند. پیامبر می فرماید: این قبیله ی قریش مردم را به هلاکت می رسانند.

مراد از «لأهذا الْحَیُّ»؛ بعض قریش نیست برخلاف گفته ابن حجر

«وهم الأحداث منهم»

شما احداث را از کجا آوردید؟ این ها می خواهند ذهن مردم را از این روایت به طرف یزید ابن معاویه سوق بدهند لذا می گوید مراد از:

«هذا الْحَیُّ من قُرَیْشٍ»

یزید بود که سال اول قضیه کربلا، سال دوم قضیه حرّه، سال سوم هم خانه خدا را خراب کرد.

«لا کلهم والمراد أنهم یهلکون الناس بسبب طلبهم الملک والقتال لأجله فتفسد أحوال الناس ویکثر الخبط بتوالی الفتن وقد وقع الأمر کما أخبر صلى الله علیه وسلم»

ایشان در این جا توضیح نداده است.

«وقد وقع الأمر کما أخبر صلى الله علیه وسلم»

«وقع الأمر» چیست؟ ما از ابن حجر می خواهیم سوال کنیم

«وقد وقع الأمر کما أخبر صلى الله علیه وسلم»؛ «یُهْلِکُ الناس هذا الْحَیُّ من قُرَیْشٍ»

مراد از «احداث قریش» چه کسانی هستند؟ یعنی نوجوان های قریشی که مردم را به هلاکت رساندند؟ چرا در فرمایش رسول اکرم تصرف می کنید ؟ البته در این زمینه روایت های زیادی دارند و همچنین از ابوهریره نقل می کند که گفت:

«أن أبا هریرة کان یمشی فی السوق ویقول اللهم لا تدرکنی سنة ستین»

خدایا به من توفیق درک سال شصتم را نده!

واقعه کربلا سال 61 است.

«ولا إمارة الصبیان»

و من درک نکنم زمانی که بچه ها حکومت را به دست گرفته اند.

«وفی هذا إشارة إلى أن أول الأغیلمة کان فی سنة ستین وهو کذلک فان یزید بن معاویة استخلف فیها وبقی إلى سنة أربع وستین فمات»

فتح الباری شرح صحیح البخاری؛ اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاة: 852، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج13، ص10

یزید ابن معاویه، سال شصتم به حکومت رسید و سال 63 هم به درک واصل شده است یک روایت از نبی مکرم نقل می کند که فرمودند:

«یُهْلِکُ الناس بعض الْحَیُّ قُرَیْشٍ»

یا:

«اغیلمة»

«اغیلمة»؛ یعنی بچه کوچک_در حقیقت مصغر غلام است_ غلام نه به معنای عبد، غلام یعنی بچه ای که قریب به سن بلوغ باشد .

اگر کوچکتر باشد صبی می گویند اگرشیر خوار باشد رضیع می گویند اگر تازه به راه افتاده باشد طفل می گویند. عرب برای هر مرحله از زندگی انسان لغت خاص خودش را دارد.

در هر صورت ...

این حرف آقای ابن حجر عسقلانی است که می خواهد فرمایش رسول اکرم را توجیه بکند که می گوید هلاکت این مردم به دست این قبیله از قریش است مراد از این هلاکت چه است؟

 

مراد از

«یُهْلِکُ الناس»

چیست؟ اگر بگوییم مراد، یزید ابن معاویه بوده است خب یزید ابن معاویه «یهلک الناسَ» درباره اش صدق نمی کند چون به آقا امام حسین (سلام الله علیه) و 72 تن از اصحاب ایشان «الناس» نمی گویند. در قضیه حرّه هم مردم مدینه است نه مردم بلاد دیگر؛ در قضیه مکه هم عبدالله زبیر و تابعین او بودند.

عزیزان خوب دقت کنند اگر ما این روایت را دقیق بررسی بکنیم خیلی ازمسائل برای ما روشن خواهد شد. «یُهلک الناس» نه «یُهلکُ بعض الناس» نه « یهلک عدة من الناس»!

«هذا الْحَیُّ من قُرَیْشٍ»

شما ببینید روایاتی که در رابطه با قضیه حضرت امیرالمومنین (سلام الله علیه) داریم چه چیزی را بیان می کنند.

ابن شُبَّه نُمیری که آقایان می گویند تاریخش از تاریخ طبری معتبرتر است از قول خلیفه دوم نقل می کند که :

«أن یحملهم على کتاب الله وسنة نبیهم صاحبک یعنی علیا»

تنها کسی که اگر خلیفه بشود مردم را به کتاب الله و سنة النبی وادار می کند علی ابن ابیطالب است.

تاریخ المدینة المنورة؛ اسم المؤلف: أبو زید عمر بن شبة النمیری البصری الوفاة: 262هـ ، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت  - 1417هـ-1996م، تحقیق: علی محمد دندل ویاسین سعد الدین بیان، ج 2، ص 59

در مسند احمد روایت از نبی مکرم است روایت هم «إسنادُهُ صحیحٌ»

«وان تؤمروا علیا ولا اراکم فاعلین»

اگر علی را امیر و حاکم تان قرار بدهید گرچه می دانم (چنین کاری) نمی کنید.

«تجدوه هادیا مهدیا یأخذ بکم الطریق المستقیم»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی الوفاة: 241 ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج1، ص231

در این زمینه روایت زیاد داریم:

«وإن ولیتموها علیا فهاد مهتد یقیمکم على صراط مستقیم»

المستدرک على الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى ، تحقیق : مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 153

«ألا تستخلف علیا قال إن تستخلفوه ولن تفعلوا یسلک بکم الطریق»

البحر الزخار؛ اسم المؤلف: أبو بکر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق البزار الوفاة: 292، دار النشر: مؤسسة علوم القرآن , مکتبة العلوم والحکم - بیروت , المدینة - 1409 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : د. محفوظ الرحمن زین الله، ج7، ص299

در حُلیة الأولیاء ابو نعیم اصفهانی تعبیرش این است:

«قال رسول الله صلى الله علیه وسلم إن تستخلفوا علیا وما أراکم فاعلین تجدوه هادیا مهدیا یحملکم على المحجة البیضاء»

...شما را وادار می کند به «محجة البیضاء»

حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء؛ اسم المؤلف: أبو نعیم أحمد بن عبد الله الأصبهانی الوفاة: 430، دار النشر: دار الکتاب العربی - بیروت - 1405، الطبعة: الرابعة، ج 1، ص 64

پرسش:

اسم تاریخ ابن شُبّه چیست ؟

پاسخ:

همان تاریخ المدینة المنوره؛ جالب این هست که در فتح الباری، جلد 7، صفحه 55 از قول عمر ابن الخطاب نقل کرده است و روایت هم صحیح است. می گوید اگر امیر المومنین علی علیه السلام، خلیفه شود تمام شما را به صراط مستقیم وادار می کند پسرش عبدالله گفت:

«ما یمنعک یا أمیر المؤمنین منه»

تو که می دانی امیرالمومنین علی علیه السلام همه مردم را به راه راست هدایت می کند و به صراط مستقیم وا می دارد چرا او را بعد از خود خلیفه نمی کنی؟ همان طور که ابوبکر شما را خلیفه کرد گفت:

 «أکره أن اتحملها حیا و میتا»

فتح الباری شرح صحیح البخاری؛ اسم المؤلف:  أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاة: 852، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 7، ص 68

یک معنایش این است که من نه در زمان خودم، علی را تحمل می کردم نه بعد از مرگم علی را می توانم تحمل کنم. ببینید چقدر دشمنی می کرد!

«یُهْلِکُ الناس هذا الْحَیُّ من قُرَیْشٍ»

فتح الباری شرح صحیح البخاری؛ اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاة: 852، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج13، ص10

خیلی راحت می شود در لا به لای روایات حقائق را پیدا کرد.

اگر روایات در کنار هم گذاشته بشود هم «الناس» را آدم می داند چیست وهم مراد از «یُهلِکَ» چیست و هم «هذا الْحَیُّ من قُرَیْشٍ».

«یَا عَلِیُّ أَنْتَ الَّذِی تُبَیِّنُ لِأُمَّتِی مَا یَخْتَلِفُونَ فِیهِ بَعْدِی وَ تَقُومُ فِیهِمْ مَقَامِی قَوْلُکَ قَوْلِی وَ أَمْرُکَ أَمْرِی وَ طَاعَتُکَ طَاعَتِی وَ طَاعَتِی طَاعَةُ اللَّهِ وَ مَعْصِیَتُکَ مَعْصِیَتِی وَ مَعْصِیَتِی مَعْصِیَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»

من لا یحضره الفقیه؛ نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مصحح: غفاری، علی اکبر، ج4، ص179

حاکم نیشابوری در مستدرک، جلد 3، صفحه 163 می گوید:

«وأهل بیتی أمان لأمتی من الاختلاف فإذا خالفتها قبیلة من العرب اختلفوا فصاروا حزب إبلیس»

المستدرک على الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى ، تحقیق : مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 163، ح4712

شما «یُهلک الناس هذا الحیّ من قریش» را کنار این بگذارید معنای زیبایی می دهد و مصداق، معین می شود. لذا نه تنها با دین مردم بازی کردند بلکه با دنیای مردم نیز بازی کردند. این ها فقط به امیرالمومنین علی (سلام الله علیه) ظلم نکردند بلکه به مردم نیز ظلم بزرگی کردند.

در بلاغات النساء که برای ابن ابی طاهر  (معروف به ابن طیفور)_ متوفای 280 هجری_است ، خطبه صدیقه طاهره را وقتی نقل می کند تا آن جایی که می فرماید:

«ویالله لو تکافئوا على زمام نبذه رسول الله (صلى الله علیه وسلم)»

اگر خلافت را در همان جایی که پیغمبر قرار داده بود مردم قرار می دادند.

 «لفتحت علیهم برکات من السماء والارض»

برکات آسمان بر روی مردم سرازیر می شد!

بلاغات النساء؛ اسم المؤلف: أبو الفضل أحمد بن أبی طاهر ابن طیفور (المتوفى: 280هـ) الوفاة: 280، دار النشر : ج1، ص9

یعنی دنیای مردم قبل از دین و آخرت شان آباد می شد. انساب الأشراف بلاذری - متوفای 279 - از قول سلمان نقل می کند می گوید اگر علی را خلیفه می کردند:

«لأکلوا من فوقهم ومن تحت أرجلهم»

علی ابن ابیطالب، با عدالتی که رعایت می کرد و توزیع عادلانه ثروت خدا دادی میان مردم، (باعث می شد) مردم در دنیا از همه نعمت های دنیوی برخوردار می شدند

این خیلی نکته ظریفی است من ندیدم بزرگان ما روی این روایات تکیه کنند. یعنی همه، بحث مظلومیت حضرت امیرالمومنین علیه السلام را مطرح کردند یا اگر هم مطرح کردند بحث دینی را مطرح کردند، دین مردم را چنین کردند بلکه غاصبین حکومت ، دنیای مردم را قبل از دین شان خراب کردند زندگی مردم را ویران کردند با آن بی عدالتی هایی که انجام دادند.

«لو بایعوا علیاً لأکلوا من فوقهم ومن تحت أرجلهم»

أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن یحیى بن جابر البلاذری (المتوفى : 279هـ)؛ دار النشر: ج1، ص255

یا در کتاب «مصنف ابن ابی شیبه»، متوفای 235 استاد بخاری هم است در جلد 13 از قول سلمان دارد که:

«لو جعلتموها فی أهل بیت نبیکم لأکلتموها رغدا»

اگر این خلافت در اهل بیت پیغمبر بود شما دنیا را با گوارایی می خوردید.

 الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار؛ اسم المؤلف:  أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی الوفاة: 235، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة : الأولى ، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج7، ص443

یعنی در زندگی، رفاه داشتید و دغدغه فقر و مشکلات مالی و مادی در میان شما نبود.

«یُهْلِکُ الناس هذا الْحَیُّ من قُرَیْشٍ»

فتح الباری شرح صحیح البخاری؛ اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاة: 852، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج13، ص10

«یُهلِکُ» قبل از این که: «یهلک فی دینهم، فی آخرتهم، یهلک الناس فی دنیاهم»؛ این ها یک سری نکات ظریفی است که ما باید روی تعابیری که آمده مقداری دقت بکنیم.

 باز در کتاب سلیم ابن قیس از قول حضرت امیرالمومنین علیه السلام است که عبارت خیلی زیبایی است در نامه ای که حضرت به معاویه می نویسد می فرماید:

«لَوْ أَنَّ النَّاسَ حِینَ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) سَلَّمُوا لَنَا وَ اتَّبَعُونَا»

بعد از پیغمبر اگر تسلیم ما می شدند.

«وَ قَلَّدُونَا أُمُورَهُم‏»

امور خودشان را به ما واگذار می کردند

«أَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِم‏»

نعمت های الهی از بالا و زمین بر روی آن ها سرازیر می شد.

کتاب سلیم بن قیس، نویسنده: هلالى، سلیم بن قیس، محقق / مصحح: انصارى زنجانى خوئینى، محمد؛ ناشر: الهادى‏؛ ج‏2، ص 771 و 772

این ها کاملاً واضح و روشن است در این زمینه روایت زیاد داریم؛ یعنی یکی دو مورد نیست هم از کتب شیعه روایت داریم هم از کتب اهل سنت روایت داریم.

 جناب آقای ابن حجر عسقلانی می خواهد قضیه «هذا الحی من قریش» را به صغار غاصبین  نسبت بدهد یعنی فقط به همان 3 سال خلافت یزید ابن معاویه انگار قبل آن «یُهلک الناس» نبود، بعد از یزید هم اصلاً و ابداً «یُهلک الناس» نیست! عدالت به تمام معنا اجرا شده! فقط همان 3 سال مشکلاتی بوده!

حالا رسول اکرم خیلی زیاد ادبیات (نستجیر بالله) بلد نبوده کلمه «الناس» را برای یک عده ای و «هذا الحی» را فرموده و یک نفر را اراده کرده است. این که گفته  «هذا الحی» _این قبیله_ اگر یزید باشد فرد است و باید تعبیر«هذا الرجل» می گفت نه تعبیر «هذا الحی من قریش».

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته

 

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها