2022 May 16 - دوشنبه 26 ارديبهشت 1401
ویژه برنامه عقیله
کد مطلب: ١٤٥٩٩ تاریخ انتشار: ٢٧ دي ١٤٠٠ - ١٨:٣٤ تعداد بازدید: 513
سخنراني ها » شبکه جهانی ولی عصر
ویژه برنامه عقیله

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:18/09/1400

ویژه برنامه عقیله

مجری:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

السلام عليك ايتها السيده الزكيه السلام عليك ايتها الداعيه الخفيه السلام عليك يا زينب الكبري و رحمة الله و برکاته.

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همۀشما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر (عج)، الحمد الله این توفیق را داریم در شب جمعه و در شب میلاد حضرت زینب کبرا عقیله بنی هاشم تقدیم می کنیم محضر همۀشما بینندگان عزیز و ارجمند ویژه برنامه عقیله را، این فرخنده مناسبت را و فرخنده شب بر همۀشما مهنا باد إن شاءالله به همۀشما تبریک عرض می کنیم و إن شاءالله امشب هم بتوانیم با شبکه جهانی حضرت ولی عصر همراه شما باشیم و بتوانیم برنامه ی در خور شأن شما بینندگان عزیز تقدیم نگاه مهربان همۀشما گرامیان بکنیم إن شاءالله.

امشب هم این توفیق را داریم در محضر حضرت استاد حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم ابتداً یک سلام و عرض ادبی و تبریکی به ایشان عرض بکنیم مثل همیشه در ابتدای مجالس از صحبت های زهرایی ایشان بهرمند بشویم و بعد از آن هم که ویژه برنامه را اختصاص دادیم به حضرت زینب کبرا (سلام الله علیها) إن شاءالله با متن اصلی برنامه در خدمت همۀشما عزیزان خواهیم بود.

عرض سلام محضرتان و تبریک می گویم، در خدمت تان هستیم.

آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بَقیَّةَ اللهِ فی اَرضِهِ السَّلامُ عَلَیکَ یا میثاقَ اللهِ الَّذی اَخَذَهُ وَ وَکَّدَهُ السّلاَمُ عَلَیکَ یَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِی ضَمِنَهُ.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همۀ عزیزان از خدای منان خواهانم، ولادت خجسته عقیله بنی هاشم زینب کبرا (سلام الله علیها) را به پیشگاه مقدس مولای مان بقیة الله الأعظم و همۀ علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت و شما گرامیان بیننده تبریک و تهنیت عرض می کنم و همچنین روز پرستار را به همۀ آن دسته از عزیزانی که در عرصه سلامت تلاش می کنند زحمت می کشند شبانه روز با تلاش های بی دریغ خود زحماتی را متحمل می شوند و همچنین خانواده های محترم شهدای عرصه سلامت این روز پرستار را هم تبریک و تهنیت می گوییم.

ما همانطوری که عزیزمان هم اشاره کردند عرائض مان را با یادی از فاطمه زهرا (سلام الله علیها) آغاز می کنیم زینب کبرا هم هر چه داشت یادگار فاطمه زهرا بود و در کربلا و پس از آن درس های که از مادر فرا گرفته بود به منصه ظهور رساند و تمام مصائب این بزرگواران هم سر منشأ اش مصائب صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بود.

تازیانه خصم اگر بر دخت پیغمبر نمی زد

کعب نی هرگز کسی بر زینب اطهر نمی زد

دشمن بیرحم اگر بر بیت وحی آتش نمی زد

عصر عاشورا کسی بر خیمه ها آذر نمی زد

محسن ششماهه گر مقتول پشت در نمیشد

حرمله تیری به حلقوم علی اصغر نمی زد

فاطمه گر کشته راه امام خود نمی شد

زینب غمدیده هم بر چوب محمل سر نمی زد

فرق مولا گر نمی شد منشق از تیغ مخالف

تیغ، هرگز خصم بر فرق علی اکبر نمی زد

دختر غمدیده ویران نشین، سیلی نمی خورد

خصم اگر در کوچه، سیلی بر رخ مادر نمی زد

صلی الله علیک یا مولاتی یا فاطمة الزهرا.

مجری:

أحسنتم طیب الله أنفسکم خیلی ممنون و خوش مناسبت بود که در ابتدای این جلسه هم بالاخره باید مثل روال هر جلسه اما امشب به خصوص تر و با اختصاص بیشتری نامی ببریم از مادر حضرت عقیله بنی هاشم حضرت صدیقه کبرا (سلام الله علیها) که به قول شاعر

از مادری چنین چنین دختری شود

هم خوش به حال فاطمه هم خوش به حال تو

غیر از حسین فاطمه، چیزی ندیده‌ایم

در انعکاس آینه‌های زلال تو

نزدیک سایه‌های عبورت نمی‌شویم

نامحرمان عشق کجا و خیال تو

ای ماورای حد تصور کمال تو

بالاتر از پریدن جبریل بال تو

بسیار خب همانطور که مستحضر هستید با ویژه برنامه عقیله امشب در خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند هستیم و از همین ابتدا شروع بکنیم از حضرت استاد بطلبیم تا یک مقدار در رابطه با ولادت حضرت زینب کبرا (سلام الله علیها) و اصل نامگذاری ایشان به این نام یک فرمایشاتی اگر دارید بفرمایید که إن شاءالله قطعاً قابل استفاده برای ما خواهد بود.

آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی أعدائهم أعداء الله الی یوم لقاء الله، افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد، حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر.

در رابطه با حضرت زینب (سلام الله علیها) که مشهور بر این هست که سال ششم هجری از پدر بزرگ مردی به نام امیرالمؤمنین و مادری که سیدة النساء أهل الجنة هست فاطمه زهرا دیده به جهان گشود و معمولاً اسم فرزندان توسط پدر یا مادر انتخاب می شود رسول اکرم در سفر بودند نه امیرالمؤمنین و نه فاطمه زهرا (سلام الله علیهما) اقدام به نامگذاری حضرت زینب نکردند وقتی رسول اکرم از سفر آمدند آمد به خانه حضرت صدیقه طاهره، این دختر را دادند به آغوش رسول الله، حضرت او را به سینه چسپاند و بوسید و نام او را زین أب یا زینت پدر نامگذاری کرد و بعد دارد بر اینکه اشک از چشمان حضرت رسول اکرم جاری شد، صدیقه طاهره عرض کرد پدر جان خدا چشمان تو را گریان نبیند این گریه برای چیست؟ حضرت فرمود دخترم این دختر به بلاهای گرفتار می شود به مصیبت های مواجه می شود که هر کس بر مصیبت او گریه می کند همانند گریه بر دو برادرش و خدای عالم جایگاه بزرگی برای حضرت زینب قریب به این مضمون در نظر گرفته، حضرت زینب (سلام الله علیها) یک تعبیری دارد مرحوم مامقانی در «تنقیح المقال» می گوید:

«زینب وما زینب وما ادراک ما زینب»

تنقیح المقال، نویسنده مامقانی

مثل

«لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ»

واقعاً قدر حضرت زینب را بعید می دانم کسی بتواند جز کسی که از سر چشمه وحی شیر علم نوشیده بتواند بیان کند و اگر امروز این اسلام و تشیع به دست ما رسیده عمدتاً باید بگوییم مرهون تلاش های شجاعانه حضرت زینب (سلام الله علیها) بود.

زن مگو مرد آفرین روزگار

زن مگو بنت الجلال، اُخت الوقار

زن مگو،کمتر کنیزش حورعین

زن مگو، دخت امیرالمؤمنین

واقعاً زینب کبرا جایگاهش به قدری بالا و والا هست که عرض کردم بنده خودم زبانم را خیلی قاصرتر از آن می دانم که بخواهم در رابطه با مقام والا و زحمات و تلاش های که حضرت زینب در طول تاریخ عمرشان به ویژه بعد از آن که رسالت دفاع از ولایت، امامت و اسلام به عهده او گذاشته شد در کربلا بخواهد بیان کند، إن شاءالله بیاید برادر زاده اش آقا بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) پرده را بالا بزند و در رابطه با مقام عمه جانش زینب سخن بگوید و آن سخن شنیدن دارد آن حرف ها گوش کردن دارد.

چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن

به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن

من در جلسه ی که همین قبلاً داشتم عرض کردم آنچه که ما در مقام ائمه (علیهم السلام) و این بزرگواران در کتاب ها آمده و شنیده ایم شاید قطره ای از دریای فضائل اهل بیت (علیهم السلام) هست که وقتی حضرت ولی عصر (ارواحنا فداء) تشریف می آورند آن مقام واقعی اهل بیت را بیان می کنند همه مردم مبهوت می مانند و متوجه می شوند که این اهل بیت چه جایگاهی و چه مقامی داشتند که مردم از آن جایگاه و از آن مقام غافل بودند، امیدواریم که إن شاءالله خدای عالم به ما نصیب کند و بتوانیم زمان ظهورش را درک کنیم و آن حکومت عدل جهانی اش را ببینیم و با چشم گوش مان ببینیم و بشنویم که از ظلم در سراسر گیتی خبری نیست و هیچ مظلومی از ظلم ظالم نمی رنجد، فقیری و مستمندی در سرار گیتی سراغ نمی گیرد به طوری که دارد افرادی برای صدقه شهرهای مختلف می روند فقیری پیدا نمی کنند تا صدقه مال شان را به آنها بدهند، غرض آن روزها صفائی هست إن شاءالله و یکی از این اعاظم نقل می کرد آنهایی که در ولایت اهل بیت کار می کنند و دفاع از ولایت می کنند در زمان ظهور رقص اینهاست چون آنچه که دفاع کردند و آنچه که بیان کردند با ظهور حضرت ولی عصر نتیجه آن را می بینند و خیلی فراتر که واقعاً رقص کنان به سخنان حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) گوش می دهند و پرده از روی خیلی از مسائل بر می دارد، من عرض کردم مرحوم آیت الله العظمی سید احمد خوانساری را در عالم رؤیا دیدند مشغول مطالعه هست؛ گفتند مگر در برزخ مطالعه کردن هم هست؟ می شود مطالعه کرد؟ گفت نه اشکالی ندارد، حتی در رابطه با یکی از علمای بزرگ اصفهان سیاحت شرق و غرب دارد می گوید بعضی از علماء و بزرگان پای درس حضرت قمر بنی هاشم در عالم برزخ می نشینند آنجا از محضر ایشان استفاده می کنند، می بینند که مرحوم سید احمد خوانساری مشغول مطالعه هست؛ می گویند چه مطالعه می کنید؟ می گوید ما در دنیا خیلی از مقامات حضرت امیر را نتوانستیم بفهمیم و درک کنیم و به ما نگفتند و در کتاب ها نیامده بود، داریم آن فضائل واقعی حضرت امیر را مطالعه می کنیم و به آن مقام والای امیرالمؤمنین پی می بریم، امام صادق هم فرمود: این دنیا مهم نیست مردم در آخرت می فهمند ما چه جایگاهی و چه مقامی داریم آنجا مردم می فهمند چه هست.

مجری:

چقدر زیبا وقتی که حضرت عالی بارها فرمودید که یک سری نعمت ها هست که به بهشتیان داده می شود که خود خداوند در قرآن آنها را ذکر نکرده و صرفاً فرموده «وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ» که الآن می توانیم کشف بکنیم این نوع نعمت ها را.

آیت الله حسینی قزوینی:

بله حتی حضرت هم بیاید «وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ» نسبت به مقام اهل بیت هم «وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ» یعنی چیزهایی را بیان می کنند که در لا به لای کتاب ها نیامده و یا اگر هم آمده ماها سر در نیاوردیم و خیلی از مسائلی هم بوده که اهل بیت نتوانستند امیرالمؤمنین فرمود:

«إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْماً جَمّاً»

در این سینه من انبوهی از علم هست ولی کسی پیدا نمی کنم اهلیت داشته باشد تا این مطالب را به او بگویم، کمیل بن زیاد نخعی از همین مال دعای کمیل خدمت حضرت امیر می رسد می گوید:

«یا أباالحسن ما الحقیقة؟»

حقیقت چه هست؟

مراد آن حقیقت نوری اهل بیت هست، می گوید:

«وما أدراک ما الحقیقة؟»

تو اصلاً چه کاری به حقیقت داری کمیل؟ اصلاً تو را چه و حقیقت؟ بعد کمیل می گوید آقاجان گدای در خانه ات هستم سائل ات هستم

«وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ»

حالا ان شاءالله اگر فرصت بشود یک مقداری خیلی در بسته شاید نسبت به حدیث حقیقت و همین حدیث کمیل یک مناسبتی پیش بیاید إن شاءالله نکاتی را بنده عرض می کنم ولی حضرت یک دو سه تا نکته ای در رابطه با حقیقت نوری اهل بیت مطرح می کند و در حدی که عقل کمیل می تواند درک کند، بعد کمیل می گوید:

«زِدنی یا أباالحسن»

یک کمی بیشتر

گفت:

«اطف السراج»

چراغ را خاموش کن

دیگر بالاتر از این تو صلاح نیست بروی، همان تعبیری که

«لَوْ عَلِمَ‏ ابوذر مَا فِی قَلْبِ سَلْمَان لَقَتَلَهُ‏ (یا لکفره)»

بله حالا از آن ایمان ده درجه درجه نهم رسیده بود درجه ده درجه را هم نرسیده بود و قطعاً علمای عصر ظهور و علمای قریب به ظهور بنده قطع دارم بعضی از بزرگان به یک مراحلی رسیدند که قطعاً سلمان و أبو ذر هم به آن مقام نرسیده بودند یاران حضرت ولی عصر وقتی می آیند قدرت نمایی می کنند دنیا تازه می فهمند حضرت ولی عصر که نه، یاران حضرت ولی عصر چه قدرتی دارند حتی قدرت آصف بن برخیا که در یک چشم به هم زدن تخت و تاج بلقیس را برای چندین فرسخ آورد پیش حضرت سلیمان، می بینند در برابر قدرتی که خدای عالم به یاران حضرت مهدی (سلام الله علیه) داده اصلاً قدرت آصف بن برخیا چیزی نیست اصلاً ارزشی ندارد پیش آن قدرتی که یاران حضرت (سلام الله علیه) در زمان ظهور ظاهر می کنند و به مردم نشان می دهند، إن شاءالله خدای عالم توفیق مان بدهد بتوانیم آن زنان را درک کنیم.

مجری:

إن شاءالله، خیلی زیبا الحمد الله بالاخره این شنیدنی های مسرت بخش چقدر خوش مناسبت هست وقتی در مثل امشبی بیان می شود و ما این توفیق نصیب مان می شود که بهره برداری بکنیم از این صحبت ها و فرمایشات.

یک هدیه در همین ابتدای برنامه تقدیم بکنیم به محضر همۀشما گرامیان؛ می خواهیم برویم به زینبیه جای که عزیزمان جناب آقای احمد علوی که توفیق حضور در این شبکه را هم مرتباً دارند در مناسبت های خاص حتماً همۀشما بینندگان هم همراهی کردید با ایشان در شبکه و امروز هم یک هدیه برای ما فرستادند از زینبیه که علاوه بر اینکه بخواهیم دل های مان را زینبی می کنیم در امشب، علاوه بر آن با چشم های خودمان و با گوش های خودمان هم بشنویم و ببینیم این صحبت هایی را که در آن مکان مقدس ایشان انجام دادند و إن شاءالله این هدیه را تقدیم همۀشما گرامیان خواهیم کرد، ببینیم با هم صحبت های جناب آقای احمد علوی از زینبیه را.

احمد علوی:

بسم الله الرحمن الرحیم الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

عرض سلام و ادب و احترام و فروتنی تقدیم به ساحت مقدس حضرت ولی عصر (عج) و شما بینندگان محترم شبکه جهانی ولی عصر و عرض سلام و نائب الزیاره گی تقدیم به حضرت آیت الله قزوینی، آقای أبوالقاسمی، دوستانی که در شبکه جهانی ولی عصر مشغول خدمت هستند و در خدمت آقا امام زمان الحمد الله رب العالمین دارند عمر گرانمایۀشان را سپری می کنند، از جوار گنبد و حرم نورانی و مطهر حضرت زینب کبرا نائب الزیارۀتان هستیم، در محضر یک شاعر ارجمند هستیم که سید اولاد پیغمبر هست و این خانم عمه بزرگوارشان هست، عرض سلام دارم خدمت جاج سید حسین متولیان و سید حسین هم خدمت شما بینندگان محترم سلامی خواهند داشت.

سید حسین متولیان:

سلام و عرض ادب خدمت همۀ بینندگان عزیز شبکه ولی عصر (عج) خیلی خوشحالم که از این صحن و سرای آسمانی از کنار مضجع شریف حضرت زینب عمه ولی عصر (عج) در خدمت شما هستیم در این ایام میلاد مبارک حضرت و خوشحالم که می توانم از این دریچه به شما عید را تبریک بگویم.

احمد علوی:

از سید حسین متولیان شاعر و هنرمند ارجمند درخواست می کنم که یک شعر ما را مهمان بکنند و فضای بارانی این حرم را بارانی تر بکنند.

سید حسین متولیان:

بسم الله الرحمن الرحیم

از بايِ صدرِ "بسم هو الرب" شروع شد

از خال و خطّ عشق بر آن لب شروع شد

خيبر بهانه بود كه فتحِ جهان كند

هرچند از حكايتِ مرهب شروع شد

او زینت أب است و سبب ساز باب اوست

پس شعر با اجازه ی از أب شروع شد

بابايي است دختر و ميديد بين خلق

بر منبر نبي به علي سب شروع شد

از مادر و پدر به حسين و حسن رسید

هر جا رسید روضه مرتب شروع شد

شب بود و بوی دود درِ روضه را گشود

زلفی به نی رها شد از آن شب شروع شد

می خواست رب امام زنان را نشان دهد

سجاد بستري شد و با تب شروع شد

دنیا اسیر جهل مرکب نشسته بود

زینب چکید و عقل مرکب شروع شد

در كربلا اسارتِ زينب تمام شد

از كربلا رسالتِ زينب شروع شد

یا رب به حق عمه قیامت برای قوم

با این دعای حضرت صاحب شروع شد

مجری:

تشکر می کنیم هم از آقای احمد علوی که این زحمت را کشیدند و ما را به آن صحن و سرا بردند و هم از جناب آقای متولیان عزیز شاعر اهل بیت که باز هم با این بیت های زیبا و در خور شأن شما بینندگان عزیز اینها را تقدیم کردند و ما هم شنیدیم و بهرمند شدیم و استفاده کردیم، خیلی زیبا الحمد الله هم مکان مکان مقدس و نورانی، هم زمان زمان مقدس و نورانی و هم الحمد الله این ابیات و اشعار زیبا تقدیم نگاه همۀشما بینندگان عزیز و ارجمند.

داشتیم با حضرت استاد نسبت به ویژه برنامه امشب ویژه برنامه عقیله صحبت می کردیم خیلی وقت ها ممکن هست مناسبت هایی باشد ما به صورت کلی یک بحث های را مطرح بکنیم اما امشب که می خواهیم به خصوص نسبت به فضائل حضرت زینب کبرا (سلام الله علیها) صحبت بکنیم چه بهتر که یک دسته بندی را در ذهن مان انجام بدهیم و به ترتیب از حضرت استاد بپرسیم نسبت به فضائلی که حضرت زینب کبرا نسبت به خداوند خودشان داشتند عبادت ایشان چطور بود؟ بعد إن شاءالله نسبت به خلق خدا هم می پرسیم که چطور با مردم زمان رفتار می کردند با دشمنان چطور برخورد کردند بعد از آن هم إن شاءالله استفاده می کنیم از حضرت استاد نسبت به رابطه ای که با ولی خدا داشتند، حالا در ابتدای صحبت ها حضرت استاد اگر امکانش هست بفرمایید حضرت زینب کبرا این رابطه ای که با خداوند خودشان داشتند حالا خاصتاً در عبادات و اینها به چه نحوی بوده بهرمند بشویم و إن شاءالله بتوانیم اسوه الگو قرار بدهیم این حضرت را.

آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با حضرت زینب (سلام الله علیها) دیگر جمله ی که از امام سجاد (سلام الله علیه) آمده که علامه مجلسی (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «بحار» در جلد 45، صفحه 164 که بعد از سخنرانی آتشین حضرت آقا امام سجاد (سلام الله علیه) فرمودند:

«یَا عَمَّةِ اسْکُتِی فَفِی الْبَاقِی مِنَ الْمَاضِی اعْتِبَارٌ وَ أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَةٍ»

عمه جان خدا را شاکر هستیم تو عالِم هستی بدون اینکه در محضر استادی فرا گرفته باشی، به فهم توحید به فهم معارف دینی رسیده ای بدون آنکه در محضر استادی یا معلمی این را فرا گرفته باشی

بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج 45، ص 164

یعنی این نشان می دهد که حضرت زینب (سلام الله علیها) دارای علم لدنی بود چون علم یک دفعه این هست که

«يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ»

یا

«اطلُبوا العِلمَ مِنَ المَهدِ إلَى اللَّحْدِ»

دنبال علم بروید

ز گهواره تا گور دانش بجوی

یک دفعه نه علم با رفتن محضر استاد نیست رفتن به مکتب و مدرسه و دانشگاه نیست

«اتَّقُوا اللهَ یُعَلِّمُکُمُ الله»

این علم ارزش دارد، در رابطه با آصف بن برخیا (سلام الله علیه) که وقتی حضرت سلیمان می گوید چه کسی است تخت و تاج بلقیس را از یمن تا فلسطین بیاورد؟ فرسنگ ها راه هست

«قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ»

یکی از اجنه گفت یا سلیمان تو قبل از اینکه از جایت بلند بشوی؛ یعنی این اندازه، به اندازه برخاستن من حاضرم بیاورم، حضرت سلیمان به این قانع نشد گفت این که من از جایم بلند بشوم وقت زیاد هست، این معلوم می شود اولاً بر اینکه خود اجنه هم به یک مقاماتی والائی می رسند حالا شیطان خلاصه بازی گوشی کرد و شیطان در آمد حالا دیگر چه مسائلی بود بازی گوشی اش کار به دست خودش داد

«وَقَالَ مَن عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ»

کسی که یک علم کوچکی از کتاب داشت یعنی علم لدنی کوچولو داشت.

مجری:

بله نکیره آمده و مشخص هست که یک بهرۀ داشت.

آیت الله حسینی قزوینی:

«قَالَ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُك»

قبل از اینکه چشمت را به هم بزنی، چشم به هم زدن چقدر وقت می برد؟ اصلاً چند صدوم ثانیه هم نیست، سلیمان گفت این خوب هست این را قبول دارم، این در رابطه با حضرت آصف بن برخیا هست، در رابطه با امیرالمؤمنین که

«كَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ»

پیغمبر! خدا شهادت می دهد بر حقانیت تو و کسی که تمام علم الکتاب را دارد

آنجا دارد «عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ»، اینجا می گوید «عِلْمُ الْكِتَابِ» کل علم کتاب را دارد؛ تمام مفسرین دارند اینجا که مراد امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) هست ولی متأسفانه دست هایی آمد و کارهایی کردند از این علم الهی امیرالمؤمنین استفاده نکردند و من بارها گفتم ظلم به امیرالمؤمنین نشد ظلم به مردم شد ظلم به خلایق شد که از آن علم بی پایان امیرالمؤمنین از این دریای بی کران علم امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) مردم نتواتستند استفاده کنند آن 25 سال که حضرت خانه نشین بود کسی کاری با حضرت نداشت، پنج سال هم که آن فتنه ها شروع شد و حضرت امیر نتوانست فرمود:

«سَلُونِی قَبْلَ‏ أَنْ‏ تَفْقِدُونِی»

از من هر چه می خواهید سؤال کنید قبل از اینکه من از دست شما بروم، من به راه های آسمان آگاه تر هستم تا راه های زمین، چه شد؟ چیکار کردند؟ آیا واقعاً از این علم توانستند استفاده بکنند؟ آیا جامعه از این علم بهره برداری کرد؟ بابا دین نه، آخرت هم نه، برای دنیا هم که بود علم امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) دنیای مردم را آباد می کرد همانطوری که صدیقه طاهره در آن خطبه غرا اش گفت اگر خلافت در مسیری که پیغمبر قرار داده بود قرار می گرفت برکات آسمان ها بر سر شما فرو می بارید یا برکات آسمان و زمین بر شما فرو می ریخت، نکردند یا به قول پدر عمر سعد گفت علی همه چیز را می دانی؟ گفت بله، بعضی جاها دارد که بگو مثلاً موی سر من چندتا هست؟ یا دارد که الاغ من شتر من چندتا مو دارد؟ حضرت فرمود اگر بخواهم بگویم می گویم ولی چیکار کند امام بگوید مثلاً ده هزارتا هست بگوید خب علی بیا بشمار تحویل من بده، به قولی می گویند به یک آقای گفتند ناف زمین کجاست؟ گفت آنجا که میخ طویله الاغ من هست نمی خواهید متر کنید ببینید اینجاست یا نه، بعد حضرت فرمود که اگر بخواهم بگویم می گویم ولی یک گوساله ی در گهواره داری آن گوساله ات قاتل فرزند من (امام حسین) هست که مراد عمر سعد بوده، ببینید شما مطالبی که امیرالمؤمنین از آینده خبر دارد داده چه در کتب اهل سنت چه در کتب شیعه اینها جمع بشود خوب بیان بشود که یک روز هم یکی از این عزیزان سؤال کرد در رابطه با علم غیب امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) خب متأسفانه کم کار شده البته در این کتاب «مدینة المعاجز» مرحوم بحرانی اینها را قشنگ جمع کردند ایشان خدا إن شاءالله روح شان شاد است شادتر کند و إن شاءالله مورد عنایت خاص حضرت صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین قرار بگیرد حالا اگر مناسبتی پیش آمد ما إن شاءالله رسیدیم به بخش ولایت تکوینی إن شاءالله آنجا عرض می کنیم که متأسفانه ما می بینیم علمای بزرگ اهل سنت از علمای خودشان یک چیزهای نقل کردند خدا را در خواب می بینند خدا به آنها دستور می دهد می گویند من خدا را در خواب دیدم، من شاید بیش از 35-40 مورد از اعاظم شان که خدا را در خواب دیدند با خدا حرف می زنند خدای عالم مستقیم با آنها حرف می زند یعنی از پیغمبر مقام شان بالا هست پیغمبر توسط جبرئیل با خدا حرف می زد ولی بعضی از علمای شان مستقیم با خدا حرف می زنند، یا بعضی از بزرگان شان مرده زنده کرده اند، یا الاغی افتاده مرده زنده کردند، اینها وقتی می گویند هیچ جائی خراب نمی شود ولی اگر ما آمدیم مثل این را برای امیرالمؤمنین برای ائمه نقل کردیم آسمان به زمین افتاد ای وای شما اهل غلوم هستید شما دارید غلو می کنید این چه نسبت های هست می دهید؟ این کار خدایی هست نمی دانم مرده زنده کردن کار خدا هست علم غیب مخصوص خدا هست، اگر علم غیب مخصوص خدا هست این حرف هایی که شما در رابطه با خود خلیفه اول، دوم، سوم دارید در رابطه با خبر از غیب شان، علمایش، اینها چه هستند؟ آیا اینها یک بام و دو هوا نه، یک بام و صد هوا نیست؟ حالا إن شاءالله خدا توفیق مان بدهد حضرت ولی عصر إن شاءالله دستگیری مان بکند ما در همین بحث های امامت و ولایت یکی از بحث ها که خیلی مهم و اساسی هست حتی برای خود شیعیان به نظر من ضرورت دارد که خوب روشن بشود حتی می بینیم بعضی از بزرگان ما هم یک مقداری با تردید نگاه می کنند که آیا ائمه ولایت تشریعیه دارند یا ندارند؟ ولایت تکوینیه دارند یا ندارند؟ وقتی مثل آیت الله العظمی خوئی (رضوان الله تعالی علیه) می آید به ولایت تکوین می رسد می گوید:«و لهم الولایة علی ما سوی الله»

ائمه (علیهم السلام) ولایت بر کل ما سوی الله دارند نه تنها بر انسان ها دارند و بر این دنیای خاکی دارند بلکه بر تمام هستی، آقایان نگاه کنند کتاب «مصباح الفقاهه» آقای خوئی (رضوان الله تعالی علیه) جلد سه، صفحه 280 می گوید:

«بل لهُمُ الولایة التّکوینیة لما دون الخالق»

مصباح الفقاهه، خوئی، ج 3، ص 280

این دیگر یک حرف فلان منبری و مداح و نمی دانم فلان عطار و بقال نیست حرف یک فردی که بیش از 500تا مجتهد مسلم تربیت کرده تحویل جامعه داده، یا تعبیری که امام (رضوان الله تعالی علیه) دارد در کتاب «بیع» شان جلد سه، صفحه 21، کتاب های فقهی شان که می گوید:

«فهم من قبل الله ملاّك التصرّف في كلّ شئ»

ائمه (علیهم السلام) مالکان تصرف در همه چیز هستند

بیع، امام خمینی، ج 3، ص 21

دیگر بابا امام را شما در کارهای سیاسی شاید بیاید ان قلت، ولی در کار علمیش دیگر کسی نمی تواند إن قلت و قلتی داشته باشد، شاید بعضی ها بخاطر مسائل انقلابی نظر خاصی داشته باشند ولی همان ها نسبت به جایگاه علمی امام (رضوان الله) هیچ حرفی نمی توانند داشته باشند، بعد می گوید:

«وهذه ولاية عامّة كلّية بالنسبة إلى جميع الموجودات»

این ولایت عامه کلی است، ائمه علیهم السلام به اذن الله به تمام موجودات دارند، از ملائکه گرفته، عرش و فرش و کرسی و زمین و زمان هفت آسمان و هفت زمین جمادات، نباتات، و حیوانات همه اینها، ببینید وقتی می آید نسبت به حضرت زینب (س) که پرورش یافته امیرالمؤمنین است، می گوید «عالمة غیر معلمه» «فهمة غیر مفهمة» اینها یک مقداری، بعضی از افرادی که از این مسائل یک مقداری دور هستندیک کمی برای شان مستبعد هست، ولی اگر یک مقداری در قضایا قرار بگیرند، حتی کتاب های اهل سنت را بخوانند، کتابی دارند آقایان بنام کرامات الاولیاء حالا من یادم نیست مؤلف چه کسی است، آنجا به قدری از این قضیا معجزات کرامات، نقل کردند از آقایان اهل سنت که واقعاً آدم مبهوت می ماند که این کرامات الاولیاء ظاهراً برای حسن بن محمد خلال هست، که البته چاپ هم شده، ظاهراً ابو نعیم اصفهانی هم کتاب کرامات الاولیاء دارد، س3-4 تا کتاب دارند در رابطه با کرامات الاولیاء و همچنین هبت الله بن حسن منصور و غیره، اینها اصلاً در رابطه با کرامات اولیا دارند، ولی به ائمه می رسند آقایان نمی داننم چکار باید کرد، در رابطه با عبادت حضرت زینب (س) که «أفضل الناس من عشق العبادة فعانقها» تعبیر امام صادق (ع) هست در مصباح الشریعة، می گوید بهترین انسانها آن است که عاشق عبادت باشد و دست در گردن عبادت کند، همانطور که عاشق معشوق را بغل می کند و آرام می گیرد، می گوید بهترین بندگان خدا هم عبادت را همانند معشوق در بغل می گیرند، که تعبیری دارد بر اینکه «العارف شخصه مع الناس و قلبه مع الله» کسی که خدا را شناخت، عاشق خدا شد، جسمش با مردم است ولی قلبش با خدا است، «لو سهی قلبه عن اللَّه طرفة عین لمات شوقاً» یک چشم بهم زدن اگر از خدا غافل شوند از غصه می میرند، در رابطه با متقین هم امیرالمؤمنین خیلی روشن می گوید، «لو لا کتب الله لهم...» اگر خدای عالم برای متقین آن عجلی که معین کرده نبود، « لما استقر ارواحهم فی اجسادهم طرفة عین»

مجری:

«وَ لَوْلاَ الاْجَلُ الَّذِی کَتَبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِی أَجْسَادِهِمْ»

آیت الله حسینی قزوینی:

بله اگر آن اجلی که خدا برای متقین قرار داده، امیرالمؤمنین می گوید انسان ها با تقوا این می شود، «وَ لَوْلاَ الاْجَلُ الَّذِی کَتَبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ» اگر آن، خدای عالم بنا است 70 سالگی، 80 سالگی 90 سالگی بمیرم، اگر آن نبود از شوقی که به خدای عالم داشتند، یک لحظه این روح در بدن نمی ماند، امیرالمؤمنین هم می فرماید که علاقه پسر ابی طالب به مرگ از علاقه طفل به پستان مادر شدیدتر است، و وقتی سر مبارکش در محراب منشق می شود می گوید «فزت و رب الکعبه» نمی آید بگوید، ای وای از قبر می ترسم، از آتش می ترسم، ای کاش تمام عبادت مردم روی زمین برای من بود، می دادم از آتش جهنم خلاصی می یافتم، ای کاش گوسفندی بودم من را می کشتند، می مردم، از این حرفها علی نمی زند، وقتی ام کلثوم شب 21 ماه رمضان گریه می کند، امیرالمؤمنین می فرماید دخترم اگر می دیدی آنچه که من می بینم، هرگز گریه نمی کردی، گفتند آقا جان تو چه می بینی مگر، گفتند الآن دارم می بینم، رسول اکرم انبیا صف کشیدند ملائکه صف کشیندند برای استقبال من صدیقه طاهره همراه با آسیه همسر فرعون مریم و غیره آمدند همه به استقبال من، خب مردان خدا اینطوری هستند، زینب کبری (س) هم در عبادت این چنین است، تعبیری دارد، در ریاحین الشریعه، جناب آقای ذبیح الله محلاتی ، خیلی کتاب خوبی است من به دوستان توصیه می کنم، این کتاب ریاحین الشریعه در ترجمه دانشمندان بانوان شیعه نوشته شده، مخصوصاً بینندگان خانم، این کتاب را دو سه مرتبه از اول تا آخر بخوانند و ببنینند این خانم هایی که در طول تاریخ به اسلام خدمت کرده اند چه جایگاهی داشتند، و چه اثراتی داشتند، ایشان در جلد3 صفحه 62 از حضرت سجاد (ع) نقل می کند که

«إن عمتی زینب کانت تؤدی سلامها من قیام الفرائض و النوافل عند مسیرنا من الکوفه الی الشام»

عمه جانم زینب در مسیر بین و کوفه تا شام تمام واجباتش را که خواند هیچ نمازهای مستحبی اش را هم ترک نکرد،

ریاحین الشریعة، ذبیح الله محلاتی، ج3، ص 62

نمازهای مستحبی اش را هم ترک نکرد، عزیزان برای ما یک اتفاقی می افتد، بچه مان مریض می شود، خودمان مریض می شویم، پدر مان، مادر مان، عزیزمان از دنیا می رود، اصلاً همه چیز را فراموش می کنیم، خدا و پیغمبر و امام و قیامت و یک دفعه می بنیم وقت نماز گذشت، که اصلاً نماز مان را هم نخواندیم، نماز واجب یادمان رفته، ولی حضرت زینب با آن مصائب سنگین، با آن مشکلات طاقت فرسا که در طول تاریخ همچین چیزی اتفاق نیافتاده و تا الآن هم نیافتاده نه قبل از او نه بعد از او، که «لقد جلّت و عظمت مصیبتک فی السماوات علی جمیع اهل السماوات» این مصیبت نه تنها بر اهل زمین بر اهل آسمانها هم سنگین بود، ولی با همه اینها زینب در طول مسیر نافله شبش را ترک نکرده، نافله صبحش را ترک نکرده، غفیله عشاء نافله مغربش را،حالا اگر بگوییم در سفر بعضی از نوافل را می گفته، مخصوصاً اینها روی نافله شب هست، جایگاه خاصی دارد، که خدای عالم به رسولش می گوید

«فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‌ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً»

اگر می خواهی به مقام محمود برسی نماز شب بخوان تهجد داشته باش

اسراء 79

زینب کبری نسبت به عبادتش چیست؟ که حتی نماز شب او در طول آن مسیر، 84 زن و فرزند و حضرت زین العابدین با آن ناراحتی و بیماری دست ها به زنجیر بسته و سرهای شهدا بالای نیزه جلوی اینها، از شهری رد می شوند مردم شماتت می کنند، توهین می کنند و زخم زبان می زنند، ولی با تمام اینها می گوید «ما رأیت إلّا جمیلا» جز زیبایی نمی بیند، چون هر چه از حق می رسد برای اینها شیرین است، «و نزلت انفسهم فی البلاء کما نزلت انفسهم فی الرخاء» متقین همانگونه که در نعمت ها خوشحال هستند شادمان هستند، در بلاها هم شادمان هستند، چون دوست اینطوری خواسته، بقولی اگر با دیگرانش بود میلی، چرا ظرف مرا بشکست لیلی، شکستن ظرف هم توسط معشوق لذت دارد، بلایی که از ناحیه معشوق می آید اینها هم لذت دارد، چون او این را دوست دارد، عاشق تمام هم اش این است که بر مبنای آنچه که معشوق نظر می دهد بردارد حرکت کند، ببیند میل معشوق چیست، اگر این شد هیچ مشکلی نیست، و یک شعری مولانا دارد، من خیلی به مولانا ارادت آنچنانی ندارم، ولی بد و بیرا هم نمی گویم به ایشان، ولی حرفهای خوب هم زیاد دارد، ولی یک شعری دارد من خیلی از این شعر خوشم می آید، خیلی شعر قشنگی است،

با کریمان کارها دشوار نیست

بعضی از اینها که می گویند انسان نباید و نمی شود عاشق خدا شد، و عاشق خدا شدن خیلی سخت است، ایشان می گوید نه اینطور نیست، اگر کسی به کرم خدای عالم دلبسته باشد، چون خدا کریم است، بر مبنای کرم عشق بنده ناچیز خود را هم می پذیرد

با کریمان کارها دشوار نیست

عشق آن بگزین که جمله انبیا

یافتند از عشق او کار و کیا

اگر می خواهی عاشق بشوی عاشق کسی بشو که انبیاء عاشق آن شدند، نروی یک عشق های مجازی را سر و ته بکنی بعد از مدتها به هم بریزد، جالب است که مولانا یک داستانی نقل می کند، خیلی داستان قشنگی است، می گوید یک شاهی داشت می رفت مسافرت یک کنیزی دید عاشق و دلباخته کنیز شد، به هر قیمتی بود این کنیز را گرفت، بعد از مدتی این کنیز مریض شد، تمام پزشکان کشورش را جمع کرد، گفت اگر این کنیز بهبود بیابد هرچقدر بخواهید به شما پاداش میدهم، اختیار با شما، یعنی چک سفید امضا می دهم به شما، اینها هم قول دادند، دارو دادند، هر کاری کردند این کنیز خوب نشد که بدتر هم شد، بعد مولانا می گوید یک دکتر اهل دلی آمد، بعضی می گویند مراد شمس تبریزی بوده، گفت من می دانم چه هست قضیه اش، این کنیز بیماری ندارد، بیماری جسمی ندارد، بیماری روحی دارد، این عاشق است، عشق این را مریض کرده، آمد دست گذاشت به نبضش، شهر ها را یکی یکی نام می برد، تا به یکی از این شهرها رسید دید نبضش دارد می زند، فهمید هرچه هست اینجا است، آمد محله ها را نام برد، بعد به یک محله ای رسید دید آنجا نبض زد، به همین شکل به این پادشاه گفت این هرچه هست مریضی عشق است، یک مقداری آمدند خیلی واضح با این صحبت کردند، معلوم شد که این از اول عاشق یک زرگری بوده در همان محله خودشان، می گوید پادشاه آمد و گفت هیچ راهی ندارد جز اینکه اینها را به عقد در بیاوریم، و إلّا این کنیز می میرد، پادشاه گفت اگر این بمیرد من هم می میرم، یک شش ماهی به عقد او در آوردند، بعد می گوید یک سری غذا های نامناسبی به آن زرگر دادند، صورتش زرد شد، قیافه اش خراب شد، دیگر این کنیز نسبت به او چرکین شد، آرام آرام عشقش از او سلب شد و بعد که سلب شد آن زرگر را از بین بردند دوباره آمد پیش شاه، ببینید عشق های مجازی این است، یک روزی خوشش می آید عاشق می شود مریض می شود تمام دکتر های عالم هم علاجش نمی کنند، یک روز می آید قیافه این معشوقه خراب می شود از او متنفر می شود نمی خواهد به صورتش هم نگاه کند، و لذا می گوید

عشق آن بگزین که جمله انبیاء

یافتند از اعشق او کار کیا

تو مگو ما را بدان شهر بار نیست

با کریمان کارها دشوار نیست

بیا زینب گونه عشق خدا بگزین، با آن مصائب وقتی از زینب سؤال می کند عبید الله بن زیاد، چگونه دیدی خدا با عزیزانت چکار کرد، گفت «ما رأیت إلّا جمیلا» جز زیبایی ندیدم، این کار عشق است، جز عشق چیز دیگری نمی تواند این چنین باشد، و لذا همان عشقی است که زینب کبری در طول مسیرش معشوق خود الله را فراموش نمی کند، حتی نافله های نمازش را هم، ندارد فقط نافله شب، «قیام الفرائض و النوافل» تمام نافله هایش را هم زینب در این مسیر می خواند، حتی دارد، «و فی بعض منازل کان التصلی من جلوس» بعضی از منازل حضرت زینب نشسته نماز می خواند، « لشدت جوء و الضعف» بخاطر شدت گرسنگی و شدت ضعف. این مقام و این مرحله و این عبادت چیزی نیست که انسان برود مغازه بخرد، چیزی نیست از کنار جوب آدم برود بچیند، چیزی نیست که آدم بکارد بروید، این همان «إتقوا الله یعلمکم الله» است، این نتیجه تقوا، نتیجه تربیت مکتب امیرالمؤمنین و صدیقه طاهره هست، و جالب این است که دیگر این را حتماً عزیزان ما شنیده اند که حضرت سید الشهدا در آن وداع آخر که شاید سخت ترین فرازهای عاشورا آخرین وداع حضرت سید الشهدا بود، که دیگر آمد صدا زد «یا زینب یا ام کلثوم یا رقیه، یا سکینه یا رباب یا اهل بیتی علیکن من السلام» دیگر این آخرین دیدار است، ودیدار ما ماند به قیامت که خیلی سخت است، یعنی واقعاً تصورش برای ما امکان پذیر نیست، که تصور کنیم، در همان وداع آخرین که داشت از خواهرش خدا حافظی می کرد، فرمود «یا اختاه لا تنسنی فی نافلة اللیل» در نافله شبت من حسین را فراموش نکن، حالا چه هست قضیه که در حضرت سید الشهدا حجت الهی به زینب می فرماید «لا تنسینی فی نافلة آللیل» من را در نماز شبت فراموش نکن، امیدواریم که ان شاء الله این حرکات ما این برنامه های مرضی حضرت ولیعصر ارواحنا فداه باشد بخاطر عمه جانش زینب کبری، بعضی از آقایان هم می گویند می خواهید از امام زمان حاجت بگیرید قسم بدهید به عمه جانش زینب، عمه اش زینب را، حضرت ولیعصر خیلی دوست دارد، و دوست داشتنی هم هست، حالا فرصتی نیست در رابطه با حضرت زینب (س) خیلی مطالب هست که گفته نشده، و اینها اگر بیاید مردم می فهمند که حضرت زینب چه جایگاهی دارد که امام سجاد می فرماید «عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة» و این عالمة غیر معلمه یک گوشه ای از مقام ولایی حضرت زینب سلام الله علیها را نشان می دهد.

مجری:

احسنتم طیب الله خیلی ممنون و متشکر که همین گوشه ای از اینها را هم ما توانیستیم بشنویم خیلی از آنها را، قطعاً در این جلسه اصلاً جای بیان کردنش نبوده، خیلی از آنها هم جزو همان اسرای است که می طلبی ان شاء الله بتوانیم بعداً در حضور حضرت آقا امام زمان، فهم مان بیشتر بشود بهتر بتوانیم درک بکنیم، این مسائل را، مثل همین جمله «یا اختاه لا تنسینی فی نافلة اللیل» که قطعاً پرده برداشتن از این اسرار شیرینی خاص خودش را خواهد داشت.

تا زندگی‌ات را به تماشا گذاشتی

آن عمر جاودانه زهرا ادامه داشت

ای آفتاب روشن شب‌های کربلا

ای زینب مدینه و زهرای کربلا

گفتیم آسمانی و دیدیم برتری

گفتیم آفتابی و دیدیم بهتری

گفتیم دختر اسد الله غالبی

ایام کوفه آمد و دیدیم حیدری

خب در این فرصت انتهایی برنامه ما سؤال زیاد داشتیم از حضرت استا بپرسیم نسبت به دیگر فضائل حضرت، و حالا اگر فرصتی بشود باز از حضرت استاد طلب خواهیم کرد تا پاسخ این سؤالات را هم بدهند، اما قبل از آن برویم سراغ تماس های شما بینندگان عزیز و ارجمند، آقا محمد از شهر کرد پشت خط هستند، آقا محمد در خدمت تان هستیم بفرمایید.

بیننده:

سلام عرض می کنم محضر شما و استاد گرامی، و تبریک به مناسبت ولادت سیدتنا زینب کبری (س)؛ دوتا سؤال رجالی داشتم از محضر استاد

مجری:

خدمت تان هستیم، آقا محمد اگر حالا حضرت استاد در خارج شان هم هست آنجا هم اگر حضرتعالی هم شرکت بکنید، اما اگر چند تا سؤال هست اول آن سؤال اعتقادی را بفرمایید بعد در انتها این سؤال رجالی را هم مطرح بکنید،

بیننده:

چشم؛ آیه 101 سوره توبه، را اگر می شود زحمت بکشید بیاورید تا بخوانیم،

مجری:

بله

«وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ ۖ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ ۖ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ ۖ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ ۚ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَىٰ عَذَابٍ عَظِيمٍ»

توبه /101

بفرمایید

بیننده:

آنجا که می گوید «لَا تَعْلَمُهُمْ » این منافات با علم غیب رسول خدا دارد که میگوید «لا نعلمهم» تو آنها را نمی شناسی، منافقینی وجود دارد که رسول خدا اینها را نمی شناسد، ولی خب خدا اینها را مطلع است، این قضیه اش چطور است که با علم غیب آیا منافات دارد؟ کسانی هستند از منافقین اعراب که رسول خدا آنها را نمی شناسد؟

سؤال رجالی هم این است که مشایخ شیخ الطائفه رحمه الله هستند که ذکر می کنند در بسیاری از جاها «اخبرنی جماعتٌ» حالا این جماعتٌ آیا مورد وثاقت هستند، مشخص است چه کسانی هستند، از قضیه که در می آید که سند را انداختند، ولی اگر بحثی وجود دارد و دلیلی وجود دارد در این جماعت دلیلی بر صحت هستند، مشخص هست چه کسانی هستند، ضعیف هستند یا نه؟

مجری:

بسیار خب ان شاء الله حالا پاسخ سؤالات شما را هم خواهیم داد، تشکر می کنم آقا محمد عزیز از شهر کرد همراه ما بودید، تشکر می کنم از محضرتان، حضرت در خدمت تان هستیم و پاسخ به این سؤال دوست مان آقا محمد عزیز که نسبت به علم غیب پیامبر گرامی اسلام، سؤال پرسیدند که در این فقره از آیه «لاتعلمهم» به چه معنا می تواند باشد.

آیت الله حسینی قزوینی:

ببینید دوستان عزیز باید دقت بکنند، کل آیات علم غیب را باید یک مقداری ما رویش خوب دقت کنیم، آیات علم غیب چند دسته است، ما یک آیه را در نظر بگیریم آیات دیگر را غافل بشویم، می شود «یؤمنون ببعض الکتاب و یکفرون ببعض الکتاب» من بارها گفتم، مثلاً «اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا» خب از آن طرف ما می گوییم پس عزرائیل چکاره است، «قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ» این دوتا کنار هم که قرار می گیرد باهم معنا پیدا می کند، «هو الذّی یحی و یمیت» از آنطرف حضرت عیسی می گوید احی الموتی به اذن الله کنار هم قرار گرفت این معنا پیدا می کند، یعنی آن که واقعاً مرید و مدبر مستقل و ذاتی است در جهان الله تبارک و تعالی است، اراده الله هست که در کل عالم جریان دارد، ولی این اراده الهی اگر بنا باشد مستقیم به خلق بخورد، مثل همان «فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا» مثل آقایان که مثال می زنند، مثلاً این برق مستقیم از کارخانه می آید اگر مستقیم بیاید وارد خانه بشود تمام وسایل را می سوزاند، یک ترانسی می گذارد آن وسط این ترانس می آید این برق فشار قوی را به فشار ضعیف 220 ولت تبدیل می کند، این می آید به خانه ها، خدای عالم «فالمدبرات امر» است، یک سری افرادی هستند تدبیر عالم می کنند، از آن طرف هم «إن الله یدبر» هست یدبر امر، پس خدای عالم علم ذاتی، قدرت ذاتی، حی ذاتی، احیاء ذاتی، یعنی تمام صفاتی که شما تصور بکنید ذاتاً و استقلالاً برای خدا است، ولی خدای عالم نتسجیر باللله بطوری که یهود می گویند «ید الله مغنونه» که نیست، نتواند این قدرتش را علمش را به کسی بدهد، مثلاً «و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها إلّا هو» اصلاً کلید غیب دست خدا است، غیر از خدا هیچ کس نمی داند، خب اگر این شد، پس تمام آنچه که در قرآن از انبیا و غیره آمده همه می شود باطل، «لا یعلمها إلّا هو» یا نه این سوره انعام آیه 59، و همچنین در سوره یونس آیه 20،

« فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّه»

بگو این است و جز این نیست فقط غیب برای خدا است

یونس/20

دیگر از این روشن تر از این واضح تر؟ در سوره نمل آیه 65

«قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ»

بگو در آسمان و زمین غیر از خدا هیچ کس غیب نمی داند

نمل/65

خب دیگر از این بهتر؟ از این واضح تر؟ این یک دسته است، یک دسته هم که اصلاً رسول اکرم صراحتاً می گوید من غیب نمی دانم، در سوره انعام آیه 50، در هود آیه 31، در سوره احقاف آیه 9، در سوره اعراف آیه 188،

«لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ»

من نمی گویم خزانه های خدا دست من است من علم غیب دارم،

انعام /50

«قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ»

بگو من اولین کسی نیستم از پیامبران خودم نمی دانم فردا به سر من چه می آید

احقاف/9

یا در سوره اعراف آیه 188

«لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ»

اگر من علم غیب می دانستم خیرات زیادی را جمع می کردم

اعراف /188

خب پس چه شد؟ پیغمبر هم می گوید من غیب نمی دانم، آیه اول هم می گفت غیب را فقط خداوند می داند، دسته سوم؛

«عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا۝ إِلَّا مَنِ ارْتَضَى»

خدا عالم الغیب است و به غیبش کسی را آگاه نمی کند مگر کسی که از او راضی باشد

الجن/26و27

من بیانیه است مثل پیغمبر، پس خدای عالم علام الغیوب است «لا یعلم الغیب ذاتاً الّا الله» پیغمبر هم ذاتاً علم غیب از پیش خود ندارد، ولی خدای عالم اگر بخواهد از علم غیبش به هر کس که بخواهد می دهد؛ پس علم غیب ذاتی برای خدا است، علم غیب ذاتی را غیر از خدا هیچ کس نمی داند، پیغمبر هم ندارد ولی اگر خدای عالم این علم غیب را بخواهد بدهد به کسی «ید الله مغلوله» نیست «لن بما قالوا» که خدای عالم نمی تواند این قدرتش را به کسی واگذار کند، در سوره آل عمران آیه 179

«وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشَاءُ»

آل عمران/179

خیلی واضح و روشن است؛ از آن طرف ما می بینیم حضرت عیسی به صراحت می گوید بر اینکه

«أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ»

آل عمران/49

من هر آنچه که در خانه تان می خورید، من که در آنجا نیستم ولی می توانم بگویم امروز صبحانه چه خوردید، نهار چه خوردید، دیروز شام چه خوردید، پریروز چه خوردید،

«أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ»

قید هم ندارد الآن یا دیروز مستمراً ده سال قبل اول فروردین سال فلان شما چه خوردید

«وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ»

آنکه در خانه های تان هم ذخیره کردید من می دانم؛ آیا حضرت عیسی از پیش خود می داند؟ این کفر است خدا به او داده این عین توحید است، حالا این وهابی ها سوراخ دعا گم کردند، فقط یک دسته آیات را می گوید که «لا یعلم الغیب الّا الله» این که می گویند امیرالمؤمنین علم غیب داشت، ائمه و پیغمبر، او می گوید این آیه قرآن است دیگر، دیگر آیه قرآن را که نمی شود کاری کرد؛ در رابطه با این آیه شریفه ای هم که حضرتعالی اشاره فرمودید آقای محمد آقا

«وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ ۖ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ ۖ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ»

تو از پیش خود نمی دانی

توبه /101

«نحن نعملهم»

ذاتاً ما می دانیم

با آیات دیگر که همان آیه شریفه ای که هست،

مجری:

آیه 30 سوره محمد

«وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيمَاهُمْ»

آیت الله حسینی قزوینی:

اگر ما بخواهیم تمام این منافقین را به شما نشان می دهیم، تمام اینها را با سیمای شان می شناسی، و روایات متعدد داریم در صحیح بخاری و صحیح مسلم حذیفه می گوید تمام اسامی منافقین را پیغمبر به من گفت، و حتی در زمان خلیفه دوم اگر یکی از اصحاب از دنیا می رفت ایشان منتظر بود حذیفه می آید به نمازش یا نمی آید، اگر نمی آمد می گفتیم جزو منافقین است، برایش نماز نمی خواند، اگر می آمد می فهمیدیم جزو منافقین نیست، می رفت نماز می خواند، حالا ان شاء الله ما در رابطه با نفاق و منافقین در درون صحابه یک بحث مفصلی شاید 3-4 جلسه داشته باشیم تمام اینها را هم ما تصاویرش را از کتاب های اهل سنت، صحیح بخاری و غیره گرفتیم آماده است، که یکی از بحث های خیلی ضروری است، که یک تفاوت اساسی میان ما و آقایان اهل سنت بحث صحابه و اهل بیت است که اینها می گویند ما شرعیت را می خواهیم از صحابه بگریم ما می گوییم نه شریعت را باید از اهل بیت بگیریم؛ وقتی صحابه خودشان می گویند در میان ما منافق بوده، خود خلیفه دوم می آید اینطوری برخورد می کند و غیرهم می کند، دیگر قضیه واضح و روشن هست،

مجری:

بسیار خب فرصت به آن سؤآل رجالی شان هم که البته مخاطب خاص خودش را خواهد داشت

آیت الله حسنی قزوینی:

بله آن را هم من در جلسه بعدی توضیح می دهم خدمت تان بعضی از قسمت هایی که روشن شده مشخص است، آن قسمت هایی که روشن نشده بعنوان مجهول ما با آن برخورد می کنیم.

مجری:

ان شاء الله خیلی ممنون و متشکر حضرت استاد از محضرتان، تشکر می کنیم از آقا محمد عزیز که شهر کرد تماس گرفتند و عذر خواهی هم می کنیم از همه عزیزانی که پشت خط بودند و متأسفانه نتوانستیم پاسخگوی سؤال آن عزیزان باشیم.

باز هم تبریک عرض می کنم خدمت تان این فرخنده با سعادت حضرت زینب کبری (س) ان شاء الله که بر همه شما بینندگان عزیز و ارجمند محنی باشد؛ ان شاء الله خدمت تان در شبهای آینده هستیم تا دیدار آینده خدا نگهدار.



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها