2018 November 16 - جمعه 25 آبان 1397
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (42) - انتقادی جدی، از «آیةالله معرفت»!!
کد مطلب: ٨٩٣٩ تاریخ انتشار: ٢١ فروردين ١٣٩٥ - ١٩:٥١ تعداد بازدید: 1275
خارج کلام مقارن » بررسی شبهات تقیه
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (42) - انتقادی جدی، از «آیةالله معرفت»!!

جلسه هفتادم 95/01/21

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

جلسه هفتادم    95/01/21

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاء الله.

در جلسه گذشته درباره اینکه مراد از «صحابه» در روایت پیامبر که دیگران را از دشنام دادن به ایشان پرهیز می دادند و از سب آنها جلوگیری می کردند؛ ائمه اهلبیت(علیهم السلام) هستند؛ صحبت کردیم.

در حقیقت این روایت پیامبر که می فرماید «اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم»، مسئله «عصمت» را اثبات می کند. یعنی اینها هر چه گفتند شما با عمل به آنها به هدایت می رسید. اگر چنانچه اینها معصوم نباشند، و اشتباهاً یا خطئاً، یک مسئله غیر شرعی را به عنوان شرع معرفی بکند، قید «اهتدیتم» تحقق پیدا نخواهد کرد.

اساساً این روایت نبوی، در غیر معصوم معنا ندارد! حتی اگر ما در منابع شیعی روایتی در این زمینه نداشته باشیم، اگر همچین روایتی صحیح باشد، غیر از ائمه اطهار که عصمتشان، از کتاب و سنت قطعی است؛ در هیچ کسی محقق نمی شود!

لذا عرض کردیم که «لاتسبوا اصحابی»؛ یعنی «لاتسبوا اهل بیتی»! گفتیم که امام صادق(سلام الله علیه) و ایشان از نبی مکرم نقل کرده است که فرمود:

«فَإِنَّمَا مَثَلُ‏ أَصْحَابِي‏ فِيكُمْ كَمَثَلِ النُّجُومِ فَبِأَيِّهَا أُخِذَ اهْتُدِيَ وَ بِأَيِّ أَقَاوِيلِ أَصْحَابِي أَخَذْتُمْ اهْتَدَيْتُمْ وَ اخْتِلَافُ أَصْحَابِي لَكُمْ رَحْمَةٌ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ أَصْحَابُكَ قَالَ أَهْلُ بَيْتِي.»

همانا مثل اصحاب من در میان شما، مانند ستارگان است. به هر کدام از اینها تأسی شود، باعث هدایت می شود. و به هر کدام از سخنان اصحاب من تمسک کنید، هدایت می شوید. و اختلاف اصحاب من مایه رحمت شماست. پرسیدند ای رسول خدا! اصحاب شما کیست؟ فرمود: اهل بیتم.

بصائر الدرجات في فضائل آل محمد، محمد بن حسن صفار؛ ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي، قم، 1404ه‏؛ ج‏1 ؛ ص11، ح2

سند روایت را هم در جلسه گذشته بررسی کردیم و گفتیم سند این روایت صد در صد صحیح است و یا حداقل «موثقه» است. «معانی الأخبار» شیخ صدوق هم، عین همین روایت را در صفحه 156، باب «معنى قول النبي مثل أصحابي فيكم كمثل النجوم»‏؛ چاپ بیروت و چاپ جامعه مدرسین؛ نقل کرده است.

انتقادی جدّی از «آیةالله معرفت»!!

متأسفانه، جناب آقای «معرفت» در جلد اول کتاب «تفسیر اثری» خودشان، به گونه ای عمل کرده و مطالبی را نوشته است که تمایل به اهل سنت داشته، و حتی حضرت آیةالله سبحانی خودشان به من گفتند که من به آقای معرفت گفتم که تو با این کارت سنی شدی!!؟ و از اهل سنت داری دفاع می کنی!! این منطق شما در این کتاب، منطق شیعه نیست.

جناب آقای «معرفت»، آمده در تأیید اینکه روایت «اصحابی کالنجوم» در منابع شیعه هم آمده است، و دلالت داشتن این روایت بر «عدالت صحابه» را شیعه هم قبول دارد؛ همین روایت «معانی الأخبار» را نقل کرده، ولی با کمال تأسف ذیل روایت را حذف کرده است!!

اتفاقاً من در منزل جناب آیةالله مؤمن، که مرا در رابطه با همین آقای معرفت، خواسته بودند؛ رفتم و کتاب را خدمت ایشان بردم و گفتم بفرمائید این کتاب «معانی الأخبار»، که در ذیل روایت «اصحابی کالنجوم» دارد که مراد از «اصحاب»، اهل بیت است! ولی ایشان ذیل این روایت را حذف کرده است!!

 ایشان برگشت به من گفت: هیچ سنی هم همچین کاری را نمی کند، که ایشان کرده!! این خیانت بزرگی به شیعه است! که ما بیائیم یک روایتی را که در رابطه با اهلبیت است، آنهم در کتب معتبر شیعه، مثل کتاب «شیخ صدوق»؛ به این شکل بیاییم تقطیع کنیم و قسمت ابتدای روایت را برای رسیدن به هدف و مقصود خودمان نقل کنیم و قسمت ذیل روایت را چون مخالف مقصود ماهست، حذف کنیم!

ایشان از این قضیه خیلی عصبانی بود. در زمان حیات آقای معرفت هم این جریان بود. و همان زمان هم چندین بار از ایشان برای مناظره دعوت کردیم. چرا که ایشان در این کتاب، مبانی اهل سنت را تقویت کرده است!

مثلاً ایشان در رابطه با «عکرمه»، که فاسد بودنش، فاسق و خارجی بودنش، محرز است و اینکه ایشان ضرب المثل برای دروغگوئی بوده، هیچ شک و ریبی در آن نیست؛ آقای معرفت در همان جلد اول این کتاب «تفسیر اثری»، شاید نزدیک 30 صفحه، در فضائل و مناقب عکرمه، سخن گفته است!!

حاج آقای سبحانی، به شدت از این ناراحت بود و می گفت که شما، عکرمه ای که آدم فاسدی است، لامذهب است، و می گوید که من مباهله می کنم که آیه تطهیر در حق زنان پیغمبر نازل شده؛ شما 30صفحه در فضائل و مناقب یک همچین شخصی مطلب نوشته ای!!؟

در ثانی ما قبلاً در رابطه با حدیث «اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم» که در منابع اهل سنت بر عدالت صحابه استدلال شده است، مفصل بحث کردیم و ثابت کردیم که اساساً این روایت، پایه و اساس ندارد!

حتی اگر سند روایت هم صحیح باشد، دلالتاً قابل استناد بر مسئله عدالت صحابه نیست. این همه اختلافی که بین صحابه بوده، اینها را چه کار کنیم؟ به کدام یک از صحابه اقتدا کنیم؟ اختلافی که بین «ابوبکر» و «عمر» بود، به کدامیک از این خلفاء اقتداء کنیم و عمل کنیم!؟

آیا می شود به خلیفه دوم، اقتداء کرد!؟

از خلیفه دوم در رابطه با فرد جُنُب می پرسند که نمازش را چه کند؟در جواب می گوید تا غسل نکرده، لازم نیست نماز بخواند!!!

«أَنَّ رَجُلًا أَتَى عُمَرَ، فَقَالَ: إِنِّي أَجْنَبْتُ فَلَمْ أَجِدْ مَاءً فَقَالَ: لَا تُصَلِّ. فَقَالَ عَمَّارٌ: أَمَا تَذْكُرُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، إِذْ أَنَا وَأَنْتَ فِي سَرِيَّةٍ فَأَجْنَبْنَا فَلَمْ نَجِدْ مَاءً، فَأَمَّا أَنْتَ فَلَمْ تُصَلِّ، وَأَمَّا أَنَا فَتَمَعَّكْتُ فِي التُّرَابِ وَصَلَّيْتُ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «إِنَّمَا كَانَ يَكْفِيكَ أَنْ تَضْرِبَ بِيَدَيْكَ الْأَرْضَ، ثُمَّ تَنْفُخَ، ثُمَّ تَمْسَحَ بِهِمَا وَجْهَكَ، وَكَفَّيْكَ» فَقَالَ عُمَرُ: " اتَّقِ اللهَ يَا عَمَّارُ قَالَ: إِنْ شِئْتَ لَمْ أُحَدِّثْ بِهِ»

مردي آمد به حضور عمربن خطاب و گفت: من جنب شده‌ام و آبي پيدا نکرده‌ام که غسل کنم؛ عمر گفت: تو نبايد نماز بخواني، عمار گفت: آقاي امير المؤمنين يادت نيست که ما در يک جنگي بوديم و هر دو محتلم شديم و آبي هم پيدا نکرديم، اما تو نماز نخواندي و من خودم را در خاک غلطاندم و نمازم را خواندم، وقتي که خدمت پيغمبر رسيديم، ايشان فرمود: اگر جنب شديد و آب پيدا نکرديد کافی است که دو دست خود را بر خاک زده و با آن پیشانی و صورت خود و نیز کف دو دست را مسح کنید. عمر گفت: عمار از خدا بترس، (يعني آبرو ريزي نکن) عمار گفت: اگر خوشت نمي‌آيد و ناراحت مي‌شوي، من اين قضيه را نمي‌گويم.

صحيح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي؛ ج 1، ص 280، کتاب الحیض، باب التیمم، ح 368

آیا ما باید به ایشان اقنداء کنیم!؟ آیا ما اگر به گفته آقای خلیفه دوم، عمل کنیم، هدایت می شویم؟ آیا اهل سنت حاضرند به این حرف جناب خلیفه دوم اقتداء بکنند!؟

در جنگ «صفین»، یک طرف جنگ معاویه و عمرو عاص از صحابه هستند، و در طرف دیگر امیرالمؤمنین و عمار و... هستند! با این روایت نقل شده، ما به هر طرف که رفتیم، اهل بهشت هستیم! اصلاً این خلاف فرمایش پیغمبر است که درباره «عمار» فرمود:

« عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَي الْجَنَّةِ، وَیَدعُونَهُ إلَی النَّار»

عمار را گروه نابكار مي كشند؛ در حالي كه عمار آن ها را به سوي بهشت و آن ها عمار را به سوي آتش دعوت مي كنند.

الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج 1، ص172، ح436، كتاب الصلاة،بَاب التَّعَاوُنِ في بِنَاءِ الْمَسْجِدِ.

در جنگ «جمل» هم به همین شکل است. این روایت «اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم» با واقعیات تاریخی تطبیق نمی کند.

سؤال: دیدگاه شیعه در رابطه با «اصحاب» چگونه است؟

پاسخ: ائمه اهلبیت (علیهم السلام)، و همچنین علماء و بزرگان شیعه، مثل شهید ثانی، مرحوم مامقانی و دیگران، در فرمایشات و آثار خود؛ صحابه را مورد تجلیل و احترام خود قرار داده اند و بر آنها درود فرستاده اند!

افرادی مثل آقای دکتر «طیب» و همفکران ایشان که مذهب شیعه را، به عنوان مذهب سب صحابه معرفی می کنند، خوب است که ابتداء فرمایشات ائمه اهلبیت(علیهم السلام) و نیز کلام بزرگان شیعه را بینند و بعد اظهار نظر بکنند!!

البته کلمه «اصحاب» در دیدگاه شیعه، بر خلاف اهل سنت که مطلق است و مطلق صحابه و «کُلّ مَن صَحِب النّبی» مورد تجلیل و احترام است، نیست؛ بلکه به صورت مقیّد ذکر شده است.

به عنوان نمونه حضرت امام سجاد(سلام الله علیه)، در این زمینه می فرماید:

«اللَّهُمَّ وَ أَصْحَابُ‏ مُحَمَّدٍ خَاصَّةً الَّذِينَ أَحْسَنُوا الصَّحَابَةَ وَ الَّذِينَ أَبْلَوُا الْبَلَاءَ الْحَسَنَ فِي نَصْرِهِ، وَ كَانَفُوهُ، وَ أَسْرَعُوا إِلَى وِفَادَتِهِ، وَ سَابَقُوا إِلَى دَعْوَتِهِ، وَ اسْتَجَابُوا لَهُ حَيْثُ أَسْمَعَهُمْ حُجَّةَ رِسَالاتِهِ.»

خدايا، و به خصوص اصحاب محمد به خصوص همان كسان كه شرط صحبت آن حضرت را به خوبى رعايت كردند و آنانكه در ياريش از عهده امتحان پايدارى بخوبى بر آمدند و با او مددكارى كردند، و به تصديق رسالتش شتافتند و به پذيرفتن دعوتش سبقت گرفتند و چون حجت رسالتهاى خود را به گوش ايشان فرو خواندند او را اجابت کردند.

الصحيفة السجادية، ص 42؛ (و كان من دعائه عليه السلام في الصلاة على أتباع الرسل و مصدقيهم)

یا در دعای روز سه شنبه – که قطعاً همه آقایان هر روز دعای ایام را می خوانند،- آمده است که امام زین العابدین فرمودند:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ تَمَامِ‏ عِدَّةِ الْمُرْسَلِينَ‏ وَ عَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ أَصْحَابِهِ الْمُنْتَجَبِينَ»

خدایا بر محمد، پایان دهنده انبیاء و بر تمام فرستاده شدگان الهی و بر اهل بیت پاک و مطهر ایشان و نیز بر اصحاب برگزیده ایشان، درود بفرست.

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏87 ، ص 188

یا مثلاً شهید ثانی در کتاب «الرسائل» خود، می گوید:

«الحمد للَّه ربّ العالمين، والصلاة على أشرف المرسلين، وآله الطاهرين وأصحابه المنتجبين»

سپاس مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. و درود بر شریف ترین پیامبران و اهلبیت پاک و اصحاب برگزیده ایشان.

رسائل، ج2، ص863

حالا ممکن است کسی اشکال بکند که این دعاها سند دارد، یا ندارد و...؛ ولی این دیگر شهید ثانی است که اینگونه سخن می گوید. شهید ثانی از ارکان فقهای شیعه است. و همچنین «شیخ مفید» در کتاب «اعتقادات» خود، همین تعبیر شهید ثانی را دارد.

از همه اینها جالب تر، خود حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) است همین تعبیر را دارد.

«الحمد لله رب العالمين، الصلاة والسلام على سيدنا محمد وآله الطاهرين وأصحابه المنتجبين»

سپاس مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. درود و سلام بر آقای ما محمد و اهل بیت پاک او، و اصحاب برگزیده او باد.

الإجتهاد و التقلید، ص1

و یا مقام معظم رهبری هم دارند که:

«والصلاة والسلام على البشير النذير الرسول الأمين محمد وعلى أهل بيته الطيبين الطاهرين وأصحابه المنتجبين المتقين»

سلام و درود بر بشارت دهنده و انذار دهنده، فرستاده امانت دار، محمد و بر اهل بیت پاک و مطهر ایشان و بر اصحاب برگزیده و پرهیزگار ایشان.

اجوبة الإستفتائات، ج1، ص3

ما به اصحاب پیامبر درود می فرستیم، ولی مطلق نه! بلکه اصحاب منتجب و برگزیده ایشان.

حال مراد از این اصحاب برگزیده هم، یا همان افرادی است که در روایت امام زین العابدین در صحیفه سجادیه نقل کردیم که «أَصْحَابُ‏ مُحَمَّدٍ خَاصَّةً الَّذِينَ أَحْسَنُوا الصَّحَابَةَ وَ الَّذِينَ أَبْلَوُا الْبَلَاءَ...»؛ و یا نه، مراد از اصحاب برگزیده، همان ائمه اطهار(سلام الله علیهم اجمعین) هستند.

مرحوم شیخ طوسی، تعبیر بسیار جالبی دارد و می نویسد:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبِينَ وَ عَلَى أَصْحَابِهِ الْمُنْتَجَبِينَ وَ عَلَى أَزْوَاجِهِ الْمُطَهَّرَاتِ»

خدایا بر محمد و اهلبیت پاک او، و بر اصحاب برگزیده او، و بر همسران پاکیزه او، درود بفرست.

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛  شیخ طوسی، ج‏1؛ ص222

مرحوم «کفعمی» نیز در کتاب «البلد الأمين و الدرع الحصين» صفحه 56، نیز همین تعبیر را دارد.

این دو کتاب، از کتابهای معتبر و مطرح شیعه است. از کتابهای درجه چندم شیعه نیست. و یا مثل برخی کتابها نیست که بگوئید هر رطب و یابسی در آن جمع شده است!

در خود کتاب «نهج البلاغه»، در جاهای مختلفی از اینگونه تعابیر مطرح شده است. در خطبه 98، 182، حکمت 96 و ... در مدح اصحاب وارد شده است. مثلاً در خطبه 182 می فرماید:

«أَيْنَ إِخْوَانِيَ الَّذِينَ رَكِبُوا الطَّرِيقَ وَ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ أَيْنَ‏ عَمَّارٌ وَ أَيْنَ ابْنُ التَّيِّهَانِ‏ وَ أَيْنَ ذُو الشَّهَادَتَيْنِ‏ وَ أَيْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِيَّة وَ أُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَى الْفَجَرَةِ. أَوِّهِ عَلَى إِخْوَانِیَ الَّذِینَ تَلَوُا الْقُرْآنَ فَأَحْکَمُوهُ وَ تَدَبَّرُوا الْفَرْضَ فَأَقَامُوهُ أَحْیَوُا السُّنَّةَ وَ أَمَاتُوا الْبِدْعَةَ دُعُوا لِلْجِهَادِ فَأَجَابُوا وَ وَثِقُوا بِالْقَائِدِ فَاتَّبَعُوهُ»

کجا هستند برادران من؟ که بر راه حق رفتند، و با حق درگذشتند کجاست عمار؟ و کجاست پسر تیهان؟ (مالک بن تیهان انصارى) و کجاست ذوالشهادتین؟ (خزیمه بن ثابت که پیامبر شهادت او را دو شهادت دانست) و کجایند همانند آنان از برادرانشان که پیمان جانبازى بستند، و سرهایشان را براى ستمگران فرستادند؟ (پس دست به ریش مبارک گرفت و زمانى طولانى گریست و فرمود) دریغا! از برادرانم که قرآن را خواندند، و بر اساس آن قضاوت کردند، در واجبات الهى اندیشه نموده و آنها را برپا داشتند، سنتهاى الهى را زنده و بدعتها را نابود کردند، دعوت جهاد را پذیرته و به رهبر خود اطمینان داشته و از او پیروى نمودند.

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ ص 264

از مجموع این تعابیر نتیجه می گیریم که مراد از این «اصحاب خاص و برگزیده»، اصحابی است که واقعاً در مسیر حق بودند؛‏ و همچنین وقتی از همسران پیامبر تجلیل می شود و عبارت «أَزْوَاجِهِ الْمُطَهَّرَاتِ» به کار برده می شود، - البته منظور از«الْمُطَهَّرَاتِ»، طهارت مطرح شده در آیه تطهیر نیست! - قطعاً حضرت خدیجه کبری و ام سلمه، از مصادیق بارز آن هستند.

شما وقتی زندگی حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها)، ام سلمه (رضوان الله علیها)، ماریه قبطیه و...  را ملاحظه می کنید، می بینید که اینها از زمانی که با پیغمبر وصلت کرده و در جوار نبی مکرم قرار گرفتند، تابع محض نبی مکرم بودند. غیر از آن دو نفر، از باقی همسران پیامبر، ما کوچکترین مخالفتی ندیدیم که منافی با عدالت اینها و یا دال بر انحراف اینها باشد. یعنی بنده تا به حال ندیده ام!

اساساً کلمه «الْمُطَهَّرَاتِ»، به وضوح این را می رساند. تعلیق حکم بر وصف، مشعر به علّیت است! یعنی کسانی که در برابر امام زمانشان قیام می کنند، و یا نسبت به نبی مکرم جسارت می کنند، و یا در نبوت حضرت تردید می کنند؛ قطعاً از دایره «الْمُطَهَّرَاتِ»، خارج هستند!

سؤال: ما معتقد هستیم که در روایت «صلوات» که از پیامبر نقل شده است، فقط «محمد» و «آل محمد» وارد شده است و درود بر «صحابه» وارد نشده است. پس چگونه است که در منابع شیعه، نه تنها صلوات و درود بر «صحابه» وارد شده، که حتی درود بر «ازواج پیامبر» هم وارد شده است!؟

پاسخ: یک احتمال در این مسئله این است که شاید از باب تألیف قلوب باشد. چون حکومتی ها بر علیه ائمه اهلبیت(سلام الله علیهم اجمعین) و بر علیه شیعه، جو بدی درست کرده بودند، که اینها مخالف صحابه هستند! سب صحابه می کنند! لعن صحابه می کنند! و...؛ اینها با این ترفند، شیعیان را به پای چوبه دار می بردند. لذا این تعابیری که از ائمه وارد شده است، برای حفظ جان شیعه صادر شده است. این یک جواب است.

 جواب دیگر این است که در هر کجا کلمه «اصحاب» می آید، یک صفت خاصی هم پشت بندش می آید. «اصحابه المنتجبین»! و یا «أَزْوَاجِهِ الْمُطَهَّرَاتِ»؛ شکی نیست که برخی از اصحاب، و برخی از ازواج نبی مکرم، انسانهای قابل احترام، پیرو نبی مکرم و... بودند. در حقیقت همان تعابیری که امام سجاد داشتند که:

«اللَّهُمَّ وَ أَصْحَابُ‏ مُحَمَّدٍ خَاصَّةً الَّذِينَ أَحْسَنُوا الصَّحَابَةَ وَ الَّذِينَ أَبْلَوُا الْبَلَاءَ الْحَسَنَ فِي نَصْرِهِ، وَ كَانَفُوهُ، وَ أَسْرَعُوا إِلَى وِفَادَتِهِ، وَ سَابَقُوا إِلَى دَعْوَتِهِ، وَ اسْتَجَابُوا لَهُ حَيْثُ أَسْمَعَهُمْ حُجَّةَ رِسَالاتِهِ.»

خدايا، و به خصوص اصحاب محمد به خصوص همان كسان كه شرط صحبت آن حضرت را به خوبى رعايت كردند و آنانكه در ياريش از عهده امتحان پايدارى بخوبى بر آمدند و با او مددكارى كردند، و به تصديق رسالتش شتافتند و به پذيرفتن دعوتش سبقت گرفتند و چون حجت رسالتهاى خود را به گوش ايشان فرو خواندند او را اجابت کردند.

الصحيفة السجادية، ص 42؛ (و كان من دعائه عليه السلام في الصلاة على أتباع الرسل و مصدقيهم)

ما تعدادی از صحابه را داریم که در ابتداء از امیرالمؤمنین جدا شدند ولی در ادامه به حضرت پیوستند و در رکاب امیرالمؤمنین به شهادت رسیدند. قطعاً ما برای اینها احترام قائل هستیم. و لو اینکه اینها بعد از نبی مکرم، یک دوران انحرافی را داشتند.

شما ببینید که مرحوم «شیخ طوسی» در این زمینه می نویسد:

«شَهِدَ مَعَ عَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَوْمَ‏ الْجَمَلِ‏ ثَمَانُونَ‏ مِنْ أَهْلِ بَدْرٍ، وَ أَلْفٌ وَ خَمْسُ مِائَةٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ).»

در روز جنگ جمل، هشتاد نفر از حاضرین در جنگ بدر، و هزار و پانصد نفر از اصحاب پیغمبر، در کنار علی(علیه السلام) حضور داشتند.

الأمالي (للطوسي)، ص 726

یک نفر، دو نفر نبودند که در کنار امیرالمؤمنین می جنگیدند. اگر ما می گوئیم «اصحابه المنتجبین»! منظورمان یک نفر، دو نفر نیست. بلکه تعداد زیادی از صحابه هستند که خدای عالم یک همچین توفیقی به اینها داده است.

یا شما ببینید که آقای «ذهبی» در «تاریخ اسلام» مفصل مطرح کرده است که:

«وقال سعيد بن جبير: كان مع علي يوم وقعة الجمل ثمانمائة من الأنصار، وأربعمائة ممن شهدوا بيعة الرضوان... وقال المطلب بن زياد ، عن السدي : شهد مع علي يوم الجمل مائة وثلاثون بدرياً وسبعمائة من أصحاب النبي»

در «جمل»، هشتاد نفر از انصار، و چهار صد نفر از  اصحاب «بیعت رضوان» در کنار امیرالمؤمنین حضور داشتند! و سدی گفته است که در جنگ جمل 130نفر از  اهل بدر و 700 نفر از  اصحاب پیغمبر، در رکاب امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) بودند!

تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي، دار النشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى؛ ج3، ص 484

بنابراین اگر ما در بعضی از روایات، مدحی نسبت به صحابه داریم، مربوط به این اصحاب است. عزیزان باید اینها را در نظر بگیرند. اینهاست که نکات ظریفی است.

یا مثلاً درباره جنگ «صفین»، مسعودی دارد که:

«وكان ممن شهد صفين مع علي من أصحاب بدر سبعة وثمانون رجلاً: منهم سبعة عشر من المهاجرين، وسبعون من الأنصار،... وكان جميع من شهد معه من الصحابة ألفينا وثمانمائة»

تعداد اصحابی که در جنگ صفین با علی بودند، 87 نفر بودند که در جنگ بدر حضور داشتند. 17نفر آنها از مهاجرین بودند. و 70 نفر از انصار بودند... تمام صحابه ای که در کنار علی بودند، 2800 نفر از صحابه بودند.

مروج الذهب، اسم المؤلف: أبو الحسن على بن الحسين بن على المسعودي (المتوفى: 346هـ)؛ ج1، ص 314

بنابراین اگر در این مباحث ورود پیدا می کنیم، نباید همین جوری فلّه ای سخن بگوئیم. که بله اصحاب پیغمبر مرتد شدند و... با امیرالمؤمنین چنین کردند و... درست است که ما قائل به عصمت صحابه نیستیم و معتقدیم که یک انحرافاتی برای اینها ایجاد شد؛ ولی بسیاری از اینها برگشتند و به امیرالمؤمنین پیوستند و ما برای اینها احترام قائل هستیم.

به تعبیر مرحوم «شیخ طوسی»، که می گوید ما همانگونه که از اهلبیت، انتظار شفاعت داریم، از اصحاب پیغمبر هم، انتظار شفاعت داریم:

«والشفاعة ثبت عندنا للنبي و كثير من اصحابه و لجميع الائمة المعصومين و كثير من المؤمنين الصالحين»

ما معتقد به شفاعت پیامبر و بسیاری از صحابه و برای تمام ائمه معصومین و بسیاری از انسانهای صالح هستیم.

التبیان فی تفسیر القرآن، للشیخ الطوسی، ج1، ص 214

این تعبیر، خیلی تعبیر بزرگی است. روش بزرگان ما از گذشته از مرحوم شیخ طوسی (460هجری) ؛ و مرحوم شیخ مفید(413هجری) تا به حال، تعابیرشان اینگونه بوده است.

بعد از دوران صفویه، که کشور ایران کشور شیعه شد و عده ای همچون فنری که رها بشود، احساس پیروزی و برتری کردند، متأسفانه تندروی کردند و تصور کردند که همه دنیا فقط ایران است! لذا بدون در نظر گرفتن سایر کشورهای اسلامی، یک سری تندروی هایی داشتند.

دوستان توجه داشته باشند که غالب این مطالب تند، چه از علامه مجلسی و چه قبل از ایشان، مرحوم «محقق کرکی»، به این جهت است که اینها یک فضائی را دیدند که باز شده و تصور کردند که دنیا خلاصه  شده در ایران!

اینها در ایران یک پیروزهایی داشتند و تصور کردند که در دنیا دیگر از اهل سنت نفس کشی وجود ندارد. لذا شروع کردند به سب و لعن کردن!!

در همان زمان، از برخی کشورهای اسلامی از علمای شیعه آن کشورها، به علمای «قم» نامه نوشتند که شما در ایران، مراسم «عیدالزهرا» می گیرید، و خلفاء را سب و لعن می کنید، بدانید که همین کار شما، باعث می شود که در اینجا جوانهای ما را بکشند، نوامیس ما را اسیر می گیرند و در بازار به عنوان برده می فروشند! اگر اهلبیت به این کار شما رضایت دارند، کار خود را ادامه بدهید!!

عده ای از روی هوا و هوس نیایند یک کارهایی را انجام بدهند، که خلاف نظر ائمه (علیهم السلام) باشد و باعث بشود که در گوشه و کنار دنیا، شیعه را مورد هتک حرمت قرار بدهند. و یا موجب قتل شیعیان را فراهم بکنند.

تعبیر حضرت آیةالله بهجت را ما بارها خدمت دوستان عرض کردیم که فرمودند که اگر شما در قم، تهران، مشهد، تبریز، و... بیائید و عیدالزهرا بگیرید و به صحابه ناسزا بگوئید، و در آن طرف دنیا، نسبت به یک شیعه هتک حرمت بشود و خونش ریخته شود، شما در قتل آن شیعه شریک هستید!!

سفارشی راهبردی به شیعیان، از امام صادق(سلام الله علیه)!

ما باید تابع ائمه باشیم. شما ببینید روایتی که من قبلاً هم عرض کردم خدمت دوستان که امام صادق(سلام الله علیه) می فرماید:

«اقْرَأْ عَلَى مَنْ تَرَى أَنَّهُ يُطِيعُنِي مِنْهُمْ وَ يَأْخُذُ بِقَوْلِيَ السَّلَامَ... صِلُوا عَشَائِرَكُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذَا وَرِعَ فِي دِينِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِيثَ وَ أَدَّى الْأَمَانَةَ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ قِيلَ هَذَا جَعْفَرِيٌّ فَيَسُرُّنِي ذَلِكَ وَ يَدْخُلُ عَلَيَّ مِنْهُ السُّرُورُ وَ قِيلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَر وَ إِذَا كَانَ عَلَى غَيْرِ ذَلِكَ دَخَلَ عَلَيَّ بَلَاؤُهُ وَعَارُهُ وَقِيلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ»

به هر كسى كه گمان مى‌كنى گوش به حرف من مى‌دهد و از سخنان من پيروى مى‌كند سلام مرا برسان،... به قومتان نيكى كرده و به داد آنها برسيد، به تشييع جنازه آنها برويد واز مريضهايشان عيادت كنيد وحقوقشان را به آنها بپردازيد. اگر يكى از شما در دينش پرهيزكار بوده، راستگو وامانتدار باشد، اخلاقش با مردم خوب باشد مى‌گويند اين جعفرى است ومن به خاطر او خوشنود مى‌شوم، گفته مى‌شود اين تربيت جعفر است. ولى اگر اين طور نباشد بلا وعارش بر من خواهد بود ومى‌گويند اين تربيت جعفر است. ‌

الکافی(ط- الإسلامیه)، ج2، ص 636، ح5

والسلام علیکم و رحمةالله

 

 

 





Share
1 | رضا | , ایران | ٠٨:١١ - ٢٨ فروردين ١٣٩٥ |
سلام علیکم خصوصی
از جناب اقای قزوینی واقعا بعید هست که مسائلی که به ضرر شیعه تمام میشود را بیان میکند وشما نیز انرا در سایت ثبت میکنید
برادران عزیز چه نیازی هست مطالبی از اقای معرفت گفته شود در حالیکه خیلی از اهل سنت شاید نام وی را نشنیده باشند اما شما هم وی را معرفی میکنید هم کتب واندیشه اش
فرداست که سایتهای وهابی وسنی مطالب اقای معرفت را دستاویز قرار داده و واز وی بت بزرگی در جهت نمایش عقاید خود بسازند
واین خود به نظر بنده بهانه به دست مخالفین دادن هست
چه نیازی هست تفکرات اقای معرفت را که به ضرر شیعه میباشد بیان کنیم حال انکه وی چندان دانشمند مشهوری نیست
پس کمی بیاندیشید
اگر صلاح میدانید این مقاله را حذف کنید

پاسخ:
با سلام
دوستذ گرامي
اتقاقا اين را ايشان مطرح کرده اند تا بر همگان روش شود که اين نظر آيت الله معرفت، نظر ديگر علماي شيعه نيست لذا در بحث علمي، مسئله نقد خود شخص نيست بلکه مطالب علمي آن فرد مورد نقد قرار مي گيرد لذا حالا نقل اين قول حتي براي خود شيعيان نيز مفيد است تا متوجه باشند که اصل قضيه چه بوده است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
2 | ابومهدي فرمان علي معصومي | , ایران | ٢٠:٢٨ - ٢٩ فروردين ١٣٩٥ |
در خدمت آقاي رضا...
بالآخره چکار بايد کرد!!؟ اگر بر اين نظر فاسد رد نوشته نشود حتما فردا بر ضرر شيعيان تمام مي شود به اين گونه که اگر اين نظر هادي معرفت درست نبوده چرا از علماءِ شما اين را نقد نکردند؟؟!!!
به حال اين افشاء و نقد به نفع شيعيان هست ان کنتم تعلمون.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در اين خصوص محققين در رد اين نظريه مقالات مختلف نوشته اند
http://maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,14275?PHPSESSID=fe01a21e0c061daf5df60cfc84d03280
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English