2018 November 15 - پنج شنبه 24 آبان 1397
پى ريزى مبانى فكرى وهابيت
کد مطلب: ٨٣٦٦ تاریخ انتشار: ٠١ فروردين ١٣٩٠ - ١٦:٤٣ تعداد بازدید: 359
فتنه وهابیت » تاریخچه وهابیت
پى ريزى مبانى فكرى وهابيت

تبليغ وهّابيّت مبتنى بر انحرافات شديد در امور اعتقادى، و اثبات شرك و كفر فرق اسلامى توسط ابن تيميّه در سال 698 هـ ق، در منطقه شام آغاز گرديد، كه با مخالفت صريح دانشمندان بزرگ اهل سنّت و شيعه روبرو شد.

او در سال 728 در زندان قلعه دمشق جان سپرد، كه بامرگش افكار وى نيز به فراموشى سپرده شد.

ترويج مجدّد افكار باطل ابن تيميّه توسّط محمّد بن عبد الوهّاب در سرزمين نجد و هماهنگى با محمّد بن سعود حاكم «دِرعيّة»، در سال 1157 آغاز گرديد، كه با نبردهاى خونين بر سواحل خليج فارس و تمامى منطقه حجاز سلطه يافتند.

ابن تيميّه بنيانگذار فكرى وهّابيّت
أحمد بن تيميّه در سال 661 ق ((الدرر الكامنة، ج 1، ص 144)) پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حرّان از توابع شام به دنيا آمد، و تحصيلات اوليّه را در آن سر زمين به پايان برد. پس از حمله مغول به اطراف شام و همراه خانواده اش به دمشق رفت و در آنجا اقامت گزيد.

در سال 698 هـ ق، به تدريج آثار انحراف در وى ظاهر شد، خصوصاً به هنگام تفسير آيه شريفه (الرَّحْمَـنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى) ((طه: 5))

 در شهر حماة ((يكصدو پنجاه كيلومترى شهر دمشق)) براى خداوند تبارك وتعالى جايگاهى در فراز آسمانها كه بر تخت سلطنت تكيه زده است، تعيين كرد.

 (( او در كتاب العقيدة الحمويّة: 429 مى گويد: إنّ اللّه تعالى فوق كلّ شيء وعلى كلّ شيء وأنّه فوق العرش وأنّه فوق السماء ... )).

اين تفسير مخالف آيات قرآن چون:   

(لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ ) ((شورى/ 11))

 و (وَ لَمْ يَكُن لَّهُو كُفُوًا أَحَدُ ) ((إخلاص: 4))

 مى باشد كه خداوند را از هر گونه تشبيه به صفات مخلوقات باز داشته است.

انتشار افكار باطل «ابن تيميّه» در دمشق و اطراف آن غوغايى به پا كرد، گروهى از فقهاء عليه او قيام كرده و از جلال الدين حنفى قاضى وقت محاكمه وى را خواستار شدند، ولى وى از حضور در دادگاه امتناع ورزيد.

«ابن تيميّه» همواره با آراء خلاف خود افكار عمومى را متشنّج، و معتقدات عمومى را جريحه دار مى كرد، تا اين كه هشتم رجب سال 705 هـ ق، قضات شهر همراه با وى در قصر نائب السلطنه حاضر شدند، و كتاب «الواسطيّة» وى قرائت شد، پس از دو جلسه مناظره با «كمال الدين زملكانى» و اثبات انحراف فكرى و عقيدتى «ابن تيميّه» او را به مصر تبعيد كردند.

در آنجا نيز بخاطر نشر انديشه هاى انحرافي توسّط «ابن محلوف مالكى» قاضى وقت به زندان محكوم گشت، و سپس در 23 ربيع الأوّل سال 707 هـ ق، از زندان آزاد شد، ولى بخاطر پافشارى بر نشر عقايد باطلش، قاضى «بدر الدين» وى را محاكمه كرد و احساس نمود كه وى در قضيّه توسل به پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) ادب را نسبت به حضرت رعايت نمى كند، بنابر اين او را روانه زندان كرد ((البداية والنهاية: 14/47))

عاقبت در سال 708 هـ ق، از زندان آزاد شد، ولى فعّاليّت مجدّد وى باعث شد كه آخر ماه صفر سال 709 هـ ق، به اسكندريّه مصر تبعيد شود، و پس از هشت ماه به قاهره بازگردد.

ابن كثير مى نويسد: 22 رجب سال 720 هـ ق، ابن تيميه به دار السعاده احضار شد، و قضات و مفتيان مذاهب اسلامى (حنفى، مالكى، شافعى و حنبلى) او را به خاطر فتاواى خلاف مذاهب اسلامى  مذمّت و به زندان محكوم كردند، تا اينكه در دوّم محرّم سال 721 هـ ق، از زندان آزاد گرديد.

 ((و في يوم الخميس ثاني عشرين رجب عقد مجلس بدار السعادة للشيخ تقي الدين بن تيميّة بحضرة نائب السلطنة وحضر فيه القضاة والمفتيون من المذاهب وحضر الشيخ وعاتبوه على العود إلى الإفتاء بمسألة الطلاق ثمّ حبس في القلعة فبقي فيها خمسة أشهر وثمانية يوماً، ثمّ ورد مرسوم من السلطان بإخراجه يوم الإثنين يوم عاشوراء من سنة إحدى وعشرين. البداية والنهاية، ج 14، ص 111، وقائع سنة سبعمائة وستة وعشرين)).

ابن حجر عسقلانى مى نويسد: ابن تيميه را جهت محاكمه نزد قاضى مالكى بردند ولى در برابر پرسشهاى قاضى، پاسخ نداد و گفت: اين قاضى با من عداوت دارد و هرچه قاضى اصرا ورزيد، ولى ابن تيميه از هرگونه پاسخ استنكاف كرد، آنگاه قاضى دستور داد وى را در قلعه اى حبس كردند.

وقتى به قاضى خبر رسيد كه برخى از افراد نزد ابن تيميه، رفت و آمد مى كنند، گفت: اگر به خاطر كفرى كه از وى ثابت شده، كشته نشود، بايد نسبت به وى سخت گيرى شود، آنگاه دستور داد وى را به زندان انفرادى انتقال دادند.

پس از آن كه قاضى به شهر خويش برگشت در دمشق اعلان عمومى كردند: «من اعتقد عقيدة ابن تيميّة حلّ دمه وماله، خصوصاً الحنابلة». هر كس عقايد «ابن تيميّه» را داشته باشد ـ به ويژه حنبلى ها ـ خون و مالش حلال است:

و اين اعلاميه توسط يكى از علماى بزرگ اهل سنت، شهاب محمود در مسجد جامع دمشق قرائت شد، كه به دنبال آن حنبلى ها و افراد ديگرى كه در معرض اتهام بودند، جمع شدند و اعلام كردند كه با به مذهب و عقيده امام شافعى هستيم

 (( فادّعي على ابن تيميّة عند المالكي فقال: هذا عدوّي ولم يجب عن الدعوى، فكرّر عليه فأصرّ، فحكم المالكي بحبسه فأقيم من المجلس وحبس في برج.ثمّ بلغ المالكي أنّ الناس يتردّدون إليه، فقال: يجب التضييق عليه إن لم يقتل وإلاّ فقد ثبت كفره فنقلوه ليلة عيد الفطر إلى الجبّ وعاد القاضي الشافعي إلى ولايته ونودي بدمشق من اعتقد عقيدة ابن تيميّة حلّ دمه وماله، خصوصاً الحنابلة، فنودي بذلك وقرىء المرسوم وقرأها ابن الشهاب محمود في الجامع ثمّ جمعوا الحنابلة من الصالحيّة وغيرها وأشهدوا على أنّهم على معتقد الإمام الشافعي. الدرر الكامنة، ج 1، ص 147))

نقش استعمار در پيدايش وهابيت
مقدمه: «اسلام» از آغاز پيدايش و ظهور، جهاد و مبارزهئ مستمر عليه قدرتهاي ظلم گستر جهان را از اهداف اوليه و بنيادين خود قرار داده و رهايي انسانهاي در بند جور و ستم جباران تاريخ و گسستن زنجيرهاي اسارت و بردگي و استقرار صلح و آزادي را از پي آمدهاي طبيعي گسترش اين جهاد مقدس دانسته است.

ماهيت ظلم ستيزي و حمايتهاي همه جانبه اين آئين حياتبخش از محرومان و مظلومان جهان منافع نامشروع قدرتهاي استعماري را در طول تاريخ به خطر افكنده و با دميدن روح جهاد و مبارزه در ستمديدگان وضعيت نگاهداشته شدگان زمين، عرصه ها را يكي پس از ديگري بر پيشوايان جور تنگ كرده و حيات ننگين و پليدشان را با خطر مواجه نموده است.

 قدرتهاي استكباري كه تعاليم زندگي ساز و حركت آفرين اسلام را با منافع خويش در تضاد مي بينند و اتحاد روزافزون و تكوين قدرت سياسي مسلمانان جهان را سد و مانعي بزرگ در راه تحقق سياستهاي ضد انساني خود تلقي مي كنند، با تمام توان همه راه ها و روشهاي شيطاني را براي مقابله بااسلام و اتحاد و وحدت مسلمانان به كار مي گيرند.

 يكي از حربه ها و روشهاي مقابله با اسلام و رخنه در صفوف مسلمانان تحريف حقايق دين و واژگونه كردن اهداف و مقاصد نهايي تعاليم مقدس اسلام مي باشد.

 اين حربه و ترفند در قالب ساختن و پروردن فرقه هاي جديد براي قشرهايي از مسلمانان در مناطق و محدوده هاي مناسب و سپس ترويج و گسترش آن در جهان اسلام چهره مي نمايد! «وهابيت» يكي از اين فرقه هاي ساختگي است كه با مهارت تمام توسط استعمار انگليس بنيان نهاده شد.

 اهدافي كه استعمارگران انگليسي از ساختن مسلك وهابيت دنبال مي كردند عبارت بود از: بدعت گذاري در دين با تحريف حقايق و احكام اسلامي، خنثي كردن تعاليمي چون جهاد و مبارزه، بي رنگ كردن وجهه سياسي و اجتماعي اسلام و خلاصه كردن دين و دين باوري در نماز و ذكر و عبادت، و ناموجه جلوه دادن تجمع در اماكن مقدسه و زيارتگاهها بعنوان يكي از نمودها و پايگاههاي وحدت و قدرت سياسي مسلمانان و تخريب آنها بعنوان مظاهر شرك و گمراهي! اين تنها استعمار گران انگليسي نبودند كه با ساختن مذهب وهابيت و روي كار آوردن حكومت آل سعود به مقاصد شيطاني خويش براي مقابله با اسلام و مسلمانان نائل آمدند، بلكه در مراحل بعدي وهابيان آل سعود به پابوسي آمريكائيان شتافتند و در خدمت اهداف ضد انساني آنان در آمدند.

 آن چه حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه «اسلام آمريكايي» ناميدند و از آن به عنوان يك خطر بزرگ ياد نمودند، امروز بزرگترين جلوه آن اسلام آل سعود است.

 اين اسلام نه تنها ضرر و خطري براي قدرتهاي استكباري ندارد، بلكه منافع سرشاري نيز براي آنها در بردارد و آن توجيه جنايت ها و حفظ قدرت و سيطره آنان در منطقه است.

 به همين دليل بودجه هاي كلان صرف تبليغ و ترويج اين نوع اسلام مي شود، اسلامي كه ظاهري از اسلام راستين دارد، ولي محتواي آن واژگونه گشته و بدست فراموشي سپرده شده است.

 انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي كه يكي از مسئوليتهاي اساسي خود را تلاش در جهت گسترش اسلام ناب محمدي (ص) مي داند، با انتشار اين كتاب گامي موئثر در مسير تحقق اين هدف مقدس برداشته و اميدوار است نشر اين اثر در مقابله با تبليغات باطل مسلك استعمار ساخته وهابيت سهمي داشته باشد و بر سطح بينش سياسي جامعه اسلامي بيفزايد.

 اين مجموعه در سال 66با همين عنوان در روزنامه جمهوري اسلامي منتشر شد و پس از درخواستهاي مكرر خوانندگان به صورت كتاب در اختيار علاقه مندان قرار مي گيرد.

 انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي  تاليف: رضا فتح آبادي ناشر: انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي تيراژ: 2200 جلد چاپ اول: 1375

نخستين دولت سعودى
خاندان سعود به ترتيب يك دوره 75 ساله، قدرت را در اختيار داشتند، كه تا سال 1233 طول كشيد، اين افراد عبارت اند از:

1 ـ محمّد بن سعود، حاكم وامام وهّابيّت بين سالهاى 1157 ـ 1179.

2 ـ عبد العزيز بن محمّد،  متولّد 1133، و متوفّاى 1218، رهبر وهّابيّت بعد از پدرش.

3 ـ سعود بن عبد العزيز، متوفّاى 1229.

4 ـ عبد اللّه بن سعود، كه در 1233، در استامبول كشته شد.

با قلع و قمع دولت نجد به دست إبراهيم پاشاى عثمانى و قتل عبد اللّه بن سعود در اسلامبول، خاندان سعودى از قدرت ساقط شد، و براى مدتى قريب 80 سال در عزلت گذراندند.

دوّمين دولت سعودى
عبد العزيز بن عبد الرحمان در سال 1391 از كويت به نجد آمد، و با كمك بازماندگانى از پيروان مسلك وهّابيّت و با تكيه بر كمكهاى بى دريغ انگليسى ها و فرانسوى ها، و در مدّت 20 سال مبارزه و تلاش در تقسيم كشورهاى عربى، كشور عربستان سعودى را تأسيس كرد، كه هم اكنون فرزندان وى بر اين كشور حكومت مى كنند

 (( رجوع شود به تاريخ وهّابيّت، تأليف محمّد حسين قريب گركانى، مجله هفت آسمان: سال اول، شماره سوم و چهارم ص 177. )).

ملك عبد العزيز بن عبد الرحمن (متوفّاى 1373) در سال 1319 از كويت به رياض برگشت ودر طىّ 20 سال مبارزه، دوباره بر حجاز مسلط شد، و سلطنت آل سعود را پى ريزى كرد.

ملك  سعود بن عبد العزيز: (متولّد 1319، متوفّاى 1388) .

ملك  فيصل بن عبد العزيز: (متولّد 1324، متوفّاى 1395) در سال 1387 زمام دولت را به دست گرفت و به توسعه حرمين پرداخت.

ملك خالد بن عبد العزيز: (متولّد 1331، متوفّاى 1402) در سال 1395 زمام كشور را به دست گرفت.

ملك فهد بن عبد العزيز: (متولّد 1340)

(( رجوع شود به: رسائل أئمّة دعوة التوحيد، تأليف: د. فيصل بن مشعل بن سعود بن عبد العزيز. ))

متوفاى 1426.

ملك عبد اللّه بن عبد العزيز: (متولّد 1352) كه 74 سال داشت پادشاهى عربستان را به عهد گرفت.


رهبران دينى وهّابيّت پس از فروپاشى
1 ـ تركى بن عبد اللّه بن محمّد بن سعود، كه در سال 1249 به قتل رسيد.

2 ـ فيصل بن تركى بن عبد اللّه (متولّد 1213، و متوفّاى 1282).

3 ـ عبد الرحمن بن فيصل بن تركي (متوفّاى 1346).




Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English