2017 April 24 - دوشنبه 04 ارديبهشت 1396
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
کد مطلب: ٧٢٥٨ تاریخ انتشار: ٢٣ بهمن ١٣٩٥ - ١٩:٥٧ تعداد بازدید: 6843
پرسش و پاسخ » حضرت فاطمه زهرا (س)
وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟

پاسخ اجمالي:

حضرت زهرا ((سلام الله عليها)) به عنوان برترين بانوي عالم هستي، داراي ابعاد والاي شخصيتي و اخلاقي مي‌باشند و اين شخصيت، مورد توجه خاص پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) و اهل بيت ((عليهم السلام)) و بزرگان مسلمان و غير مسمان بوده و مي باشند.

پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله)  به عنوان خاتم پيامبران، دعوت انبياء گذشته را تکميل کردند؛ بعد از ايشان، امامان از نسل حضرت زهرا ((سلام الله عليها) ، به امامت رسيدند و مسير هدايت را بعد از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله)  ادامه دادند و بقاي اسلام بواسطه همين شجره مبارك، تحکيم وتثبيت شد. بنابراين ثمر دهي تلاش ها و دستورات پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) ، منوط به وجود با برکت ايشان بوده است و ما اين هدايت و نجات از ضلالت را، مديون حضرت فاطمه (سلام الله عليها) هستيم.

حضرت زهرا (سلام الله عليها) تلاشها و مجاهدت هاي زيادي در زندگي اجتماعي از خود نشان دادند كه برخي از آنها موارد زير است:

1.     دفاع از امام معصوم تا پاي جان؛

2.     ظلم ستيزي و دفاع از حق؛

3.     مقام خضوع و عبادت  دربرابر خداوند؛

4.     مقام والاي علمي؛

5.     رعايت حقوق فرزندان و همسر

6.     سازش با سختي ها

با توجه به اينکه تنها شناختن ابعاد نوراني شخصيت ايشان براي اصلاح جامعه و سير به سمت تعالي کافي نيست و نظر به اينکه وظيفه مداري ايجاب مي کند اين ابعاد براي محيط جامعه و افکار عمومي هم روشن شود، وظيفه ما در قبال ايشان اين است که اين بانو را با اين ابعاد شخصيتي بيان شده، به جامعه بشناسانيم و معرفي کنيم.

پاسخ تفصيلي:

فاطمه زهرا عليها (سلام الله عليها) ، الگو براي تمام انسانها و حجت خدا بر امامان معصوم ((عليهم السلام)) و اسوه ها و سپس توجه و دقت به الگوها و اسوه ها و تاسي به رفتار و اعمال آنها مي باشد، با معرفي اين ابعاد اخلاقي و شخصيتي، مي توانيم وظايف خود را در اين راه بهتر بشناسيم و طبيعتا به وظايف خود به نحو شايسته تري عمل کنيم.

در روايتي که در کتاب الغيبه شيخ طوسي رحمة الله عليه آمده ، به الگو و اسوه بودن حضرت زهرا (سلام الله عليها) به خوبي تصريح شده است. امام مهدي (عليه السلام) در توقيع شريفي مي فرمايند:

وفِي ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِي أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ.

دختر رسول خدا، الگوي مناسبي براي من است.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى460هـ)، كتاب الغيبة، ص 286، تحقيق الشيخ عباد الله الطهراني/ الشيخ على احمد ناصح، ناشر: مؤسسة المعارف الاسلامية، الطبعة الأولى، 1411هـ.

امام عسکري (عليه السلام)، حضرت زهرا (سلام الله عليها) را حجت بر امامان معرفي نموده است:

«نحن حجّة اللّه على الخلق، و فاطمة حجّة علينا.

ما حجت خدا بر مخلوقات هستيم و حضرت فاطمه (سلام الله عليها)  حجت خدا بر خود ماست.

بحراني اصفهاني، عبد الله بن نور الله (متوفاي قرن 12)، عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال ج‏11، ص7، ناشر: مؤسسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشريف‏، مكان چاپ: ايران؛ قم‏

اين روايت، در کتاب ديگري با اين عبارت آمده است:

نحن حجة الله على خلقه، و جدّتنا فاطمة حجة اللّه علينا.

ما حجت خدا بر خلق هستيم و مادر ما فاطمه (سلام الله عليها) حجت خدا بر ماست.

اطيب البيان في تفسير القرآن‏،طيب سيد عبد الحسين‏، ، ج‏13، ص: 225، ناشر: انتشارات اسلام، سال چاپ: 1378

در هر سه روايت، بحث الگو گرفتن و اسوه پيدا کردن مطرح شده است و سپس به معرفي و مشخص کردن الگو پرداخته شده است؛ از آنجا که عمل معصوم براي ما حجت قطعي مي‌باشد، معرفي يک شخص از سوي امام (عليه السلام) به عنوان الگو، روشن کننده راه و از سوي ديگر نشان دهنده علو مقام شخص معرفي شده مي باشد؛ زيرا امام معصوم که شخصي را به عنوان الگو معرفي مي کند که نقصاني در اعمال او نباشد و معرفي حضرت زهرا (سلام الله عليها) به عنوان اسوه و الگو از سوي امام، همين نتايج و ثمرات را دارد و راه و ظايف ما را در اين راه مشخص مي کند.

وظايف ما در مقابل حضرت زهرا (سلام الله عليها)

باتوجه به مقدمه فوق و با دقت در شخصيت نوراني ايشان، 2 وظيفه به عنوان وظايف فردي و اجتماعي ما، مشخص مي‌شود:

1. شناساندن ايشان به عنوان الگو به افراد اجتماع و معرفي ابعاد اخلاقي وعملي ايشان به عنوان يک الگوي بي بديل

ابعادي چون اهميت به تعليم و تعلم، معرفت، صبر و متانت، عفت، عبادت و خداشناسي، اهتمام به تربيت اولاد و همسر داري، عدم سکوت در برابر ظلم و تلاش همه جانبه در حمايت از حق و دفاع تمام قد از امام معصوم (عليه السلام) در زندگي ايشان برجسته است و نمود ويژه دارد؛ به عنوان وظيفه اول، در حد فهم و معرفت و توان خود، اين بانوي آسماني را با اين فضايل و ويژگيها به جامعه معرفي کنيم.

2. توجه به ابعاد شخصيتي و فرهنگ رفتاري حضرت زهرا (س) و الگو گرفتن از آن در زندگي فردي

1. معرفت به امام و دفاع از امام معصوم (عليه السلام) تا پاي جان

در شرايطي که حضرت زهرا (سلام الله عليها) روزها و ساعت پاياني عمر شريف خود را سپري مي‌کردند و حال مناسبي نداشتند، عده اي از زنان مدينه به محضر حضرت فاطمه عليها سلام شرفياب شدند، تا جوياي احوال ايشان باشند؛ حضرت زهرا (سلام الله عليها) ، علي رغم حال نامساعد، به دفاع از حقوق پايمال شده همسر خود پرداختند و با اشاره به ظلم هاي مرد نمايان آن زمان در حق امير المؤمنين و ريشه اين ظلم ها وخيانت ها، زبان به مدح همسر مظلوم خويش گشودند و عاقبت اين خيانت افراد در حق علي (عليه السلام) را برشمردند. 

لما مرضت فاطمة عليها السلام المرضة التي توفيت بها دخل النساء عليها فقلن كيف أصبحت من علتك يا بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم فقالت أصبحت والله عائفة لدنياكم قالية لرجالكم لفظتهم بعد أن عجمتهم وشئنهم بعد أن سبرتهم فقبحاً لفلول الحد وخور القنا وخطل الرأي وبئسما قدمت لهم أنفسهم إن سخط الله عليهم وفي العذاب هم خالدون لا جرم لقد قلدتهم ربقتها وشنت عليهم عارها فجدعا وعقرا وبعدا للقوم الظالمين ويحهم أنى زحزحوها عن رواسي الرسالة وقواعد النبوة ومهبط الروح الأمين الطبن بأمور الدنيا والدين إلا ذلك هو الخسران المبين وما الذي نقموا من أبي الحسن نقموا والله منه نكير سيفه وشدة وطأته ونكال وقعته وتنمره في ذات الله وبالله لو تكافئوا على زمام نبذه رسول الله صلى الله عليه وسلم لسار بهم سيراً سجحاً لا يكلم خشاشه ولا يتعتع راكبه ولأوردهم منهلاً روياً فضفاضاً تطفح ضفتاه ولأصدرهم بطاناً قد تحرى بهم الري غير متجل منهم بطائل بعمله الباهر وردعه سورة الساغب ولفتحت عليهم بركات من السماء وسيأخذهم الله بما كانوا يكسبون.

أبي الفضل احمد بن أبي‌طاهر المعروف بابن طيفور (متوفاى280 هـ ) بلاغات النساء، ص: 9، ناشر: منشورات مكتبة بصيرتي ـ قم.

در آن بيماري که حضرت زهرا (سلام الله عليها) در اثر أن به شهادت رسيدند، عده اي از زنان مدينه براي احوال پرسي، خدمت ايشان حاضر شدند، و جوياي حال ايشان شدند وسؤال کردند که با اين بيماري چه حال و وضعيتي داريد؟ حضرت زهرا (سلام الله عليها)  فرمودند: قسم به خدا، روزگار را مي گذرانم ، در حاليکه از دنياي شما متنفرم و از مردان شما کراهت و بيزاري پيدا کردم، با آنان سخن گفتم بعد از آنکه آنان را لال يافتم، آن ها را دشمن خود يافتم، بعد از آن که آن ها را آزمودم؛ چقدر کندي شمشير و شکستگي نيزه و تغيير موضع شما زشت است؛ چه اعمال بدي براي آخرت خود پيش فرستاده اند در حاليکه خداوند بر آنان غضب نموده ودر آتش جهنم جاودان من گردنبند غصب خلافت را به گردن اين افراد انداختم (مسبب غصب خلافت اين ها هستند) و ننگ اين عمل را مختص اين ها مي دانم؛ بنابراين دوري از خير وهلاک شدن ودوري از رحمت خدا سزاوار اين قوم ظالم است که خلافت را از کساني جدا کردند که رسالت به واسطه آن ها استوار است ( اهل بيت رسالت) و ستونهاي نبوت  ومحل نزول جبرئيل اند و در امور دنيا و دين زيرکند، و اين زيان و خسارتي آشكار است و اين چه انتقامي است که از علي (عليه السلام) گرفتند؟، انتقام نگرفتند، مگر به خاطر (ترس از) شمشير استوار او (وتنفري كه از شمشير او داشتند) و شدت غلبه و لگد مال کردن (مجرمان در راه خدا و در ميدان هاي نبرد) و جنگهاي شديد او (و به خاطر ترس از) خشم او در راه خدا. قسم اگر آن ها بر پيماني که رسول خدا براي علي (عليه السلام) بسته هم پيمان مي شدند (امامت و خلافت ايشان را مي پذيرفتند) آن ها را به نيکه راه بري مي نمود و (مانند شتر باني ماهر) به گونه اي عمل مي‌کرد که نه حيوان صدمه ببيند و نه سوارش به دليل تکان هاي حيوان، آزرده شود، و اين کاروان را به سرچشمه زلال و صاف سعادت رهبري مي کرد ، سرچشمه اي که دو سمت آن، آب زلال وصاف موج مي زند. اگر زمام امر را به دست او مي سپردند، همه را سيراب مي کرد درحاليکه خودش به کمترين مقدار(يک جام)براي رفع تشنگي اکتفاء مي کرد وکم ترين مقدار غذا که گرسنه به آن رفع گرسنگي کند و او کسي است که، کوچک ترين بهره اي به نفع خود نمي برد و در آن زمان بود که درهاي رحمت الهي از آسمان گشوده مي شد و ثمره اين عمل، توسط خدا به همه تحويل و ارائه مي شد.

در اين کلام نوراني که در نهايت فصاحت و بلاغت، توسط حضرت زهرا (سلام الله عليها)  بيان شده است و در قديمي ترين کتب اهل سنت و شيعه آمده است؛ عمق معرفت و شناخت به مولاي متقيان علي (عليه السلام) و دل داغدار وآزرده ايشان و عزم، اراده، حرکت واقعي و دفاع از ولايت حتي در سخت ترين لحظه ها را به واضح ترين نحو مي توان مشاهده کرد.

در خطبه ديگري، حضرت زهرا (سلام الله عليها) ، زبان به مدح و ستايش امير المؤمنين مي گشايد و مقام ومنزلت امير الؤمنين (عليه السلام) و عمق معرفت، بصيرت و شناخت خود را به امام معصوم نشان مي دهد.

كلما حشوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا و نجم قرن للضلال و فغرت‏ فاغرة من المشركين قذف بأخيه في لهواتها فلا ينكفئ حتى يطأ صماخها بأخمصه و يخمد لهبه ا بحده مكدودا في ذات الله قريبا من رسول الله سيدا في أولياء الله.

هروقت آتش جنگ را بر افروختند، خداوند آن را خاموش کرد و هروقت که شاخ گمراهي(شاخ شیطان) نمايان شد شخصي باهيبت و ترسناک ظاهر مي شد(مانند اژدهايي ترسناک كه دهان باز مي كند)، رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) برادرش علي بن ابي طالب ((عليه السلام)) را در کام اژدها (براي مقابله با آن) افکند و او هم باز نمي گشت، مگر آنکه مشركان را به طور کامل نابود مي کرد و آتش(كفر يا خيانت) آنها را با شمشيرش خاموش مي کرد. امير المؤمنين كسي است كه در اوج استواري و ايستادگي در راه خدا ، اهل جهاد و تلاش در مسير الهي و نزديک و خويشاوند رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) و سيد و بزرگي از اولياي خداست.

أبي الفضل احمد بن أبي‌طاهر المعروف بابن طيفور (متوفاى280 هـ ) بلاغات النساء، ص25، ناشر: منشورات مكتبة بصيرتي ـ قم؛ الإحتجاج على أهل اللجاج( للطبرسي) طبرسى، احمد بن على(‏588 ق‏)جلد 1 ص100 محقق :خرسان، محمد باقر، نشر مرتضي، مشهد،1403. در احتجاج طبرسي مطلب فوق به صورت کامل تر ذکر شده است : « کُلَّمَا اَوقَدوا ناراً لِلحَربِ أطفَأهاَ اللهُ اَو نَجَمَ قَرنُ الشَّيطانِ اَو فَغَرت فَاغِرَةٌ مِنَ المُشرِکينَ قَذَفَ اَخَاهُ في لَهَواتِها فَلا ينکَفيءُ حَتّي يطَأصِماخَها بِاَخمَصَهِ وَ يخمِدُ لَهَبَها بِسَيفِهِ، مَکدوُداً في ذاتِ اللهِ، مُجتَهِداً في اَمرِ الله، قَريباً مِن رَسولِ اللهِ، سَيداً في اَولياءِ اللهِ مُشَمِّراً، ناصِحاً،، لا تَأخُذُهُ في اللهِ لَومَةُ لائِمٍ». هرگاه آتش جنگ برافروختند، خدا خاموش کرد يا هر هنگام که شاخ شيطان نمايان شد يا شخصي باهيبت و ترسناک ظاهر مي شد(مانند اژدهايي ترسناک كه دهان باز مي كند)، رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) برادرش علي بن ابي طالب ((عليه السلام)) را در کام اژدها (براي مقابله با آن) افکند و او هم باز نمي گشت، مگر آنکه مشركان را به طور کامل نابود مي کرد و آتش(كفر يا خيانت) آنها را با شمشيرش خاموش مي کرد. . امير المؤمنين كسي است كه در اوج استواري و ايستادگي در راه خدا ، اهل جهاد و تلاش در مسير الهي و نزديک و خويشاوند رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) سيد و بزرگي از اولياست، همواره آماده حرکت وتلاش، نصيحت کننده و تلاش کننده در راه خداست که در راه خدا از سرزنش ملامت کنندگان ابايي ندارد.

2.  دفاع از  امام زمان تا پاي جان در قضيه هجوم

بعد از شهادت رسول خدا (صلي الله عليه وآله)، غاصبان ولايت چندين هجوم به خانه حضرت زهرا (سلام الله عليها) آوردند و در هجوم آخر، حرمت خاندان وحي را به طور کامل زير پا گذاشتند و درب خانه را به آتش کشيدند و وارد خانه شدند؛ در اين ميان، حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها)  نهايت رشادت و پايمردي را از خود نشان دادند و ابتدا آنها را نسبت به وصاياي پيامبر صلي الله عليه و آله نسبت به اين خاندان ياد آور شدند؛ بعد از اينکه پندها و نصايح حضرت از سوي آنها با بي‌شرمي تمام زير پا گذاشته شد، ابتداء حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) ، مانع از ورود آنها به خانه شدند؛ علي رغم اين مجاهدت، آنها وارد خانه شدند؛ آنها قصد داشتند به زور امير المؤمنين را براي بيعت به مسجد ببرند، اما با مقامت و پايداري حضرت زهرا (سلام الله عليها)  مواجه شدند و ايشان خود را حائل بين منافقين و امير المؤمنين (عليه السلام) قرار دادند و از ناحيه منافقين ضرباتي سنگيني بر ايشان وارد شد و سرانجام با شهادت خود در اين راه، قيمت دفاع از امام خود را پرداختند:

ثم إن أبا بكر بعث عمر بن الخطاب إِلى علي ومن معه ليخرجهم من بيت فاطمة رضي الله عنها، وقال: إِن أبوا عليك فقاتلهم. فأقبل عمر بشيء من نار على أن يضرم الدار، فلقيته فاطمة رضي الله عنها وقالت: إِلى أين يا ابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم، أو تدخلوا فيما دخل فيه الأمة.

ابو بكر عمر را به نزد علي و کساني که با او بودند، فرستاد تا ايشان را از خانه فاطمه بيرون آورد  و گفت اگر ممانعت كردند پس با ايشان جنگ كن. پس عمر با مقداري آتش به سمت ايشان آمد تا خانه را به آتش بكشد. پس فاطمه (عليها السلام) او را ديد و گفت به كجا مي روي اي فرزند خطاب.؟ آيا آمده اي كه خانه ما را به آتش بكشي؟ گفت آري مگر اينكه همان كاري را انجام دهيد كه مردم كردند.

المختصر في أخبار البشر، أبو الفداء عماد الدين إسماعيل بن علي بن محمود بن محمد ابن عمر بن شاهنشاه بن أيوب، الملك المؤيد، صاحب حماة (المتوفى: 732هـ) (ج1 ص156)الناشر: المطبعة الحسينية المصريةالطبعة: الأولى

بعد از تهديدات، نوبت به جسارت هاي بعدي رسيد؛ زماني که منافقين داخل بيت وحي شدند و حضرت زهرا (سلام الله عليها)  براي دفاع از امام خويش، وجود خود را سپر بلاي امير المؤمنين کرد وجان شريفش را در راه امامت تقديم کرد وفرزند 6 ماهه او به شهادت رسيد.

قَدْ كَانَ قُنْفُذٌ لَعَنَهُ اللَّهُ ضَرَبَ فَاطِمَةَ ع بِالسَّوْطِ حِينَ حَالَتْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ زَوْجِهَا وَ أَرْسَلَ إِلَيْهِ عُمَرُ إِنْ حَالَتْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ فَاطِمَةُ فَاضْرِبْهَا فَأَلْجَأَهَا قُنْفُذٌ لَعَنَهُ اللَّهُ إِلَى عِضَادَةِ بَابِ بَيْتِهَا وَ دَفَعَهَا فَكَسَرَ ضِلْعَهَا مِنْ جَنْبِهَا فَأَلْقَتْ جَنِيناً مِنْ بَطْنِهَا فَلَمْ تَزَلْ صَاحِبَةَ فِرَاشٍ حَتَّى مَاتَتْ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهَا مِنْ ذَلِكَ شَهِيدَة

هنگامي كه فاطمه (سلام الله عليها)  خود ميان شوهرش و قنفذ قرار داد ، قنفذ ـ كه خدا او را لعنت كند ـ او را با تازيانه زد ، عمر هم پيام فرستاد كه اگر فاطمه بين تو و او (علي (عليه السلام)) مانع شد او را بزن. قنفذ حضرت زهرا را به سمت چهارچوب در خانه اش كشاند و در را فشار داد طوري كه استخواني از پهلويش شكست و جنين او كه درشكم در سقط شد وحضرت زهرا (سلام الله عليها) از بستر جدا نشد تا به خاطر آن از دنيا رفت.

الهلالي، سليم بن قيس (متوفاى80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج‏2 ؛ ص588 ناشر: انتشارات هادي ـ قم‏، الطبعة الأولي، 1405هـ.

براي مطالعه بيشتر پيرامون وقايع بعد شهادت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله شامل غصب فدک وماجراي هجوم وبيعت اجباري از امير المؤمنين (عليه السلام) به آدرس زير مراجعه فرماييد.

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=6380

3. ظلم ستيزي و دفاع جانانه و مطالبه از حق

بعد از شهادت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله، اتفاقات ناگواري در جامعه اسلامي به وقوع پيوست؛ از جمله اين وقايع مي توان به غصب فدک که مال اختصاصي حضرت زهرا (سلام الله عليها)  بود و در زمان حيات پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله به ايشان بخشيده شده بود، اشاره کرد.

حضرت زهرا (سلام الله عليها)  براي گرفتن حق مسلم خويش، مکرر به خلفاي غاصب مراجعه کردند وحق خويش را مطالبه کردند، اما هر بار درخواست مشروع آنها، بدون پاسخ و با بهانه هاي سست و غير شرعي رد شد.

بخاري معتبرترين کتاب حديثي اهل سنت، به نقل از عايشه در مورد نارضايتي حضرت زهرا (سلام الله عليها) از خلفاء و مطالبه مکرر فدک و غضبناک شدن ايشان از خلفاء و برطرف نشدن نارضايتي ايشان به خاطر غصب فدک تا آخر عمر مبارک ايشان، چنين مي نويسد:

حدثنا عبد العزيز بن عبد الله حدثنا إبراهيم بن سعد عن صالح عن ابن شهاب قال أخبرني عروة بن الزبير أن عائشة أم المؤمنين رضي الله عنها أخبرته : أن فاطمة عليها السلام ابنة رسول الله صلى الله عليه و سلم سألت أبا بكر الصديق بعد وفاة رسول الله صلى الله عليه و سلم أن يقسم لها ميراثها ما ترك رسول الله صلى الله عليه و سلم مما أفاء الله عليه فقال أبو بكر إن رسول الله صلى الله عليه و سلم قال ( لا نورث ما تركنا صدقة ) . فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه و سلم فهجرت أبا بكر فلم تزل مهاجرته حتى توفيت وعاشت بعد رسول الله صلى الله عليه و سلم ستة أشهر قالت وكانت فاطمة تسأل أبا بكر نصيبها مما ترك رسول الله صلى الله عليه و سلم من خيبر وفدك وصدقته بالمدينة فأبى أبو بكر عليها ذلك

عايشه مي گويد: فاطمه دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله)سلم، بعد وفات رسول خدا صلي الله عليه وآله) سلم از ابابکرصديق درخواست کرد، ارثيه او را از آن چيزهايي که از پيامبر باقي مانده است و خدا آنها را خالص براي پيامبر قرار داده است، پرداخت کند؛ ابابکر گفت : رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: «ما ارث باقي نمي گذاريم ، آنچه از ما باقي مي ماند صدقه است». فاطمه(سلام الله عليها) غضبناک شد وبا ابابکر قهر کرد  واين قهر و غضب تا زمان شهادت آن حضرت باقي بود؛ حضرت زهرا (سلام الله عليها) بعد از پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله)  6 ماه زنده بودند و سهم خود را از ماترک و باقيمانده اموال پدرش که عبارت از خيبر و فدک و وجوهات مدينه بود از ابابکر مدام طلب مي کردند و ابابکر از پذيرش آن امتناع کرد و گفت چيزي به تو نمي دهم

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاى256هـ)، صحيح البخاري، البخاري،(3/ 1126)، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

در اين روايت که در مهم ترين کتاب حديثي اهل سنت نقل شده است، به چند مطلب پرداخته شده است، که از جمله آن مي توان به غضبناک شدن حضرت زهرا (سلام الله عليها) از خلفاء و ادامه ناراحتي و نارضايتي ايشان از خلفاء تا پايان حيات دنيوي حضرت زهرا (سلام الله عليها) و مطالبه مکرر فدک و پافشاري در گرفتن حق مسلم خويش ، اشاره کرد.

اين روايت، سيره حضرت زهرا (سلام الله عليها) براي ما باز گو مي کند و بيان مي کند حضرت زهرا سلام الله عليها در برابر ظلم ساکت ننشستند و حق خود را مطالبه کردند؛ زيرا سکوت در برابر ظالم جايز نيست و همچنين حق، گرفتني است؛ بنابراين با تاسي به اين منش بانوي دوعالم، بايد همواره ظلم ستيزي و مقابله با بي‌عدالتي را در زندگي مد نظر قرار دهيم و همانطور که ايشان با اين حرکت خود به تمام عالم اثبات فرمودند که ظلم آشکاري در پيکره اسلام به وقوع پيوسته وهمه بايد به آن واقف باشند، ما نيز وظيفه داريم در آشنا کردن مردم به مظاهر بي ديني وظلم، کوشا باشيم ودر برابر آن بي تفاوت نباشيم وحقيقت جريان هاي خلاف دين که ظاهر ديني را دارند را به مردم در حد توان نشان دهيم.

4. مقام خضوع و عبادت و بندگي حضرت زهرا (سلام الله عليها)  در برابر خداوند:

شيخ صدوق، از بزرگترين محدث شيعه، روايتي را از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) ، درباره مقام خضوع و بندگي دخترشان نقل مي کند، که توجه ودقت به آن، بسيار مفيد است:

هِيَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ مَتَى قَامَتْ فِي‏ مِحْرَابِهَا بَيْن يَدَيْ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ ظَهَرَ نُورُهَا لِمَلَائِكَةِ السَّمَاءِ كَمَا يَظْهَرُ نُورُ الْكَوَاكِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلَائِكَتِهِ يَا مَلَائِكَتِي انْظُرُوا إِلَى أَمَتِي فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ إِمَائِي قَائِمَةً بَيْنَ يَدَيَّ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهَا مِنْ خِيفَتِي وَ قَدْ أَقْبَلَتْ بِقَلْبِهَا عَلَى عِبَادَتِي.

فاطمه، حوريه بهشتي در قالب انسان است هر وقت در محراب خود برابر پروردگارش جل جلاله مي ايستد نورش به فرشتگان آسمان مي تابد، چنانچه نور ستارگان بر زمين بتابد و خداى عز و جل به فرشتگانش مي فرمايد: اي فرشتگان من، ببينيد كنيزم فاطمه، که بزرگ کنيزان من است در مقابلم ايستاده و اعضاي بدنش از ترسم مي لرزد و دل بعبادتم سپرده است.

الأمالي( للصدوق) / النص / 113 / المجلس الرابع و العشرون

اين روايت، مقام عبادت وبندگي و مقام روحاني حضرت زهرا (سلام الله عليها)  را نشان مي‌دهد؛ آن قدر اين مقام بالا و عظيم است که خدا از زبان پيامبرش، آن را ستايش مي‌کند. سزاوار است انسان مسلمان با توجه به مقام بندگي و خضوع ايشان در برابر خالق ، راه بندگي وعبوديت را به بهترين نحو فرا گيرد و شاگرد خوبي براي مکتب اهل بيت (عليهم السلام) باشد و حق بندگي خالق را به تأسي از ائمه (عليهم السلام) فراگيرد.

از روايات ديگري که منابع اهل سنت در فضيلت حضرت زهرا (سلام الله عليها)  ذکر کرده اند، روايتي است که عايشه نقل کرده است.

عن عائشة رضي الله عنها أنها قالت: كنت أسلك السلك أي أدخل الخيط في سم الخياط في ليلة ظلماء من نور وجه فاطمة رضي الله عنها، فلذلك سميت زهراء ..

از عايشه روايت شده است که مي گويد من در شب تاريک سوزن را با نور صورت فاطمه رضي الله عنها نخ مي کردم وبراي آن ، زهرا ناميده شد.

البجيرمي الشافعي، سليمان بن محمد بن عمر (متوفاى1221هـ)، تحفة الحبيب علي شرح الخطيب، (1/ 502)، ناشر:دار الكتب العلمية - بيروت/ لبنان - 1417هـ-1996م، الطبعة: الأولى.

البته مشهور شدن حضرت فاطمه (سلام الله عليها)  به لقب «زهرا» به خاطر اين بود كه وقتي آن حضرت در محراب عبادت مي ايستادند نورشان به فرشتگان آسمان مي تابيد اما عايشه اين فضيلت را تقليل مي دهد و اين نور را در حدي ذكر مي كند كه به واسطه آن ، سوزن نخ مي كنند. بنابراين وي در حقيقت به تنقيص آن حضرت پرداخته است.

هم كفو امير مؤمنان عليه السلام

آن قدر مقام و منزلت حضرت زهرا سلام الله بالا است که امام صادق (عليه السلام) مقام و مرتبه ايشان را همسان و مشابه امير المومنين (عليه السلام) قرار داده است، همان شخصي که بعد از پيامبر (صلي الله عليه و آله)  بالاترين خلايق مي باشد.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الْخَيْبَرِيِّ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ لَوْلَا أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (عليه السلام) لِفَاطِمَةَ مَا كَانَ لَهَا كُفْوٌ عَلَى‏ ظَهْرِ الْأَرْضِ مِنْ آدَمَ وَ مَنْ دُونَهُ.

يونس بن ظبيان گويد: از امام صادق ((عليه السلام)) شنيدم ‏فرمود:

اگر خدا امير المومنين (عليه السلام) را خلق نکرده بود، از آدم تاهر بشري که بعد از ايشان باشد، کفو و هم پايه اي براي حضرت زهرا (سلام الله عليها)  روي زمين وجود نداشت

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي،؛ ج‏1 ؛ ص461 ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

هم کفو بودن امام معصوم (عليه السلام) و هم کفو بودن جانشين پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) بودن، که بر اساس آيه مباهله، نفس رسول خداست و به شهادت پيامبر صلي الله عليه و آله بهترين افراد بشر است، بهترين تابلو و نشانه براي به نمايش گذاردن مقام و منزلت حضرت زهرا (سلام الله عليها)  مي باشد.

5. مقام والاي علمي حضرت زهرا (سلام الله عليها)

مرحوم صدوق در کتاب علل الشرايع درمورد مقام و منزلت علمي حضرت زهرا سلام الله روايتي معتبر ذکر کرده است که در آن امام صادق (عليه السلام) مقام علمي مادرشان را بيان مي کند.

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَمَّا وُلِدَتْ فَاطِمَةُ ع أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مَلَكٍ فَأَنْطَقَ بِهِ لِسَانَ مُحَمَّدٍ فَسَمَّاهَا فَاطِمَةَ ثُمَّ قَالَ إِنِّي فَطَمْتُكِ بِالْعِلْمِ وَ فَطَمْتُكِ عَنِ الطَّمْثِ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ اللَّهِ لَقَدْ فَطَمَهَا اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِالْعِلْمِ وَ عَنِ الطَّمْثِ بِالْمِيثَاقِ.

محمّد بن على ماجيلويه رحمة اللَّه عليه مى‏گويد: محمّد بن يحيى عطّار، از محمّد بن حسين، از محمّد بن صالح بن عقبه، از يزيد بن عبد الملك از حضرت ابى جعفر (عليه السلام) نقل كرده كه آن حضرت فرمودند: هنگامى كه حضرت فاطمه عليها السّلام متولّد شدند خداوند به فرشته‏اى وحى فرمود كه بر زبان حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله جارى كند؛ نام آن مولود را فاطمه گذارد، سپس فرمود: تو را به واسطه علم از جهل جدا کردم و از آلودگى مبري داشتم.

سپس حضرت امام باقر (عليه السلام) فرمودند: به خدا سوگند، خداي تبارك و تعالى، به واسطه علم، فاطمه عليها السّلام را از جهل و نيز به واسطه عهد و ميثاق از رجس و آلودگى دور کرد.

ابن بابويه، محمد بن على، علل الشرائع - علل الشرائع ؛ ج‏1 ؛ ص179 قم، چاپ: اول، 1385ش / 1966م.

در اين روايت شريف امام باقر (عليه السلام) به خدا سوگند ياد مي کند که فاطمه زهرا سلام الله موجودي است که از جهل وآلودگي مبرا است.

حسين بن عبد الوهاب در كتاب عيون المعجزات به نقل از سلمان روايت نموده است:

و روي عن حارثة بن قدامة قال حدثني سلمان الفارسي، قال: حدثني عمار و قال: اخبرك عجبا؛ قلت: حدثني يا عمار، قال نعم، شهدت علي بن ابي طالب (ع) و قد ولج على فاطمة (ع) فلما بصرت به نادت، ادن‏ لاحدثك‏ بما كان و ما هو كائن و بما لم يكن الى يوم القيامة حين تقوم الساعة.

سلمان فارسي ميگويد: عمار به من گفت: آيا مي خواهي مطلب عجيبي به تو خبر دهم؟ گفتم اي عمار بگوگفت: بله، من شاهد بودم كه روزى امير المؤمنين بر حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها)  وارد شد، هنگامى كه ‏چشمان فاطمه(عليها سلام) بر او افتاد، عرضه داشتند: نزديك بيا تا براي تو از خبرهاي گذشته، الآن و آنچه تا قيامت روي خواهد داد حكايت كنم.

عيون المعجزات ؛ ابن عبد الوهاب، حسين بن عبد الوهاب، عيون المعجزات - ايران ؛ قم، چاپ: اول، بى تا ص54

در اين روايت که در کتب قديمي ذکر شده است به صراحت به مقام علمي حضرت (سلام الله عليها)  اشاره شده است وخبر دادن از آينده وحال و اطلاع از آن، چيزي نيست که با علم و دانش عادي و معمولي قابل انجام باشد.

خطبه هاي فصيح وغراء و آيينه تمام نماي  دانش وخرد صديقه طاهره (سلام الله عليها)

از وجود با برکت حضرت زهرا (سلام الله عليها)  چند خطبه به يادگار مانده است، که علاوه بر اينکه نمايان گر دل داغدار وخونين ايشان مي باشد، به روشني، مقام و منزلت علمي اين بانو و عمق معرفت، دانش و حکمت ايشان رانيز نشان مي دهد. از جمله اين خطبه ها مي توان به اين خطبه ها اشاره کرد:

1.خطبه ايراد شده در مسجد پيامبر صلي الله عليه و آله؛

2.خطبه اي در جمع زنان مهاجرين وانصار( وقتي که به ملاقات حضرت زهرا (سلام الله عليها)  در بستر بيماري رفتند)؛

3. خطبه در نکوهش پيمان شکنان؛

4. افشاي عوامل مصيبت بعد پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وتضييع حق توسط خليفه اول و دوم.

ابعاد و مفاد بيان شده در خطبه حضرت زهرا (سلام الله عليها)  در مسجد مدينه

از ميان خطبه هاي ايراد شده توسط حضرت زهرا (سلام الله عليها) ، اين خطبه را به صورت فهرست وار بررسي کرده و ابعاد اشراف علمي و معرفتي اين بانو برگزيده را اشاره مي کنيم.

1. مدح ثناي الهي با زيباترين وعميق ترين الفاظ؛

2. شناخت خدا در قالب الفاظ زيبا و عنايت به صفات سلبي و ثبوتي در خطاب قرار دادن خداوند؛

3. بيان فلسفه بعثت در ارتباط با هدايت خلايق و ثمره بعثت پيامبر صلي الله عليه و آله؛

4. بيان خواص و ويژگيهاي قرآن و اهل بيت (عليهم السلام)؛

5. حکمت احکام و فروع مانند زکات ونماز و.....؛

6. يادآوري حالات عصر جاهليت باعباراتي مثل (کنتم علي شفا حفره من النار)؛

7. بيان نقش اميرالمؤمنين در استقرار اسلام(مجدا، کادحا و...)؛

8 . نکوهش بي تفاوتها (انتم في رفاهيه من العيش و...)؛

9. استدلال قرآني در راه اثبات ادعا و کلام خويش درمقابل غاصبين خلافت؛ مانند استدلال قرآني به ارث بردن حضرت سليمان از داود (عليه السلام) و...

10. استمداد و اتمام حجت با مهاجرين و انصار وتوبيخ وتذکر به آنها به خاطر سستي در پيمان هايي که با پيامبر صلي الله و آله (ما هذه الغميزه في حقي).

مفاد استفاده شده دراين خطبه زيبا و فصيح، علاوه بر اينکه دربر دارنده اسلوب زيبا در فصاحت و بلاغت مي باشد، علم و دانش بيکران و مقام معنوي گوينده آن را نيز به روشني بيان مي کند.

از آنجا که جهل و ناداني و بي اطلاعي از حقيقت و کمبود معلومات، از بزرگترين عوامل گمراهي و عقب ماندگي هر شخص و هر اجتماعي مي باشد، سزاوار است با توجه و دقت و الگو گيري از شخصيت علمي ايشان، از عوارض ناداني وجهالت و پيامدهاي ناگوار آن در امان باشيم.

6. رعايت حقوق همسري و ايجاد محيط آرامش توسط حضرت زهرا (سلام الله عليها)  السلام

در کتب شريف بحار الانوار روايتي زيبا پيرامون رفتار پيامبر گونه حضرت زهرا (سلام الله عليها)  در خانه امير المؤمنين، نقل شده است که سبب ايجاد محيطي رضايت بخش براي اهل خانه بود.

قال علي (عليه السلام) : فوالله ما اغضبتها ولا اكرهتها من بعد ذلك على امر حتى قبضها الله عزوجل اليه ولا اغضبتنى ولاعصت لى امرا ، ولقد كنت انظر اليها فتكشف عنى الغموم والاحزان

علي (عليه السلام) فرمودند: به خدا قسم من او را به غضب نياوردم او را از چيزي ناراحت نکردم تا آنکه خدا روح او را قبض کرد و او نيز هيچ گاه من را به غضب نياورد و من را در امري نافرماني نکرد وهر گاه به فاطمه ((سلام الله عليها) ) نگاه مي‌کردم ، غم و غصه ها از من جدا مي‌شد.

الموفق ابن احمد بن محمد المكي الخوارزمي (متوفاي 568هـ)، المناقب،(ص: 319) تحقيق : الشيخ مالك المحمودي - ناشر : مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، چاپ : الثانية 1414

المجلسي، محمد باقر (متوفاى1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 43 ص 134 تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403هـ - 1983م.

کتاب شريف روضه الواعظين، به روايتي نقل مي کند که در آن، به اخلاق شايسته صديقه طاهره (سلام الله عليها) و صداقت مثال زدني ايشان و همزيستي جالب و آموزنده ايشان با امير المؤمنين (عليه السلام) تصريح شده است:

قَالَتْ يَا ابْنَ عَمِّ مَا عَهِدْتَنِي‏ كَاذِبَةً وَ لَا خَائِنَةً وَ لَا خَالَفْتُكَ مُنْذُ عَاشَرْتَنِي فَقَالَ ع مَعَاذَ اللَّهِ أَنْتِ أَعْلَمُ بِاللَّهِ وَ أَبَرُّ وَ أَتْقَى وَ أَكْرَمُ وَ أَشَدُّ خَوْفاً مِنَ اللَّهِ أَنْ أُوَبِّخَكِ غَداً بِمُخَالَفَتي‏ فقَدْ عَزَّ عَلَيَّ بِمُفَارَقَتِكِ وَ بِفَقْدِكِ إِلَّا أَنَّهُ أَمْرٌ لَا بُدَّ مِنْهُ.

النيسابوري ، ابو علي محمد بن الفتال (الشهيد 508هـ) ، روضة الواعظين ، ج‏1 ؛ ص151 تحقيق: السيد محمد مهدى السيد حسن الخرسان، ناشر: منشورات الرضي ـ قم.

فرمود: اى پسرعمو مى‏دانى كه هرگز من را نسبت به خودت دروغگو وخيانت کار نيافتي و از هنگامى كه با من معاشرت (زندگي مشترك ) داشتي با تو مخالفتى نكرده‏ام. على (عليه السلام) فرمود:

پناه بر خدا كه تو به احكام خدا داناتر و پرهيزكارتر و بلند مرتبه تر از آنى و بيشتر از آن از خدا مى‏ترسى كه من فرداى قيامت بگويم كه مخالفتى با من مرتکب شدي؛ جدايي از تو و از دست دادن تو بر من خيلي سنگين است، ولي افسوس که چاره اي نيست.

اين روش و سبک زندگي علوي و فاطمي اقتضاء دارد که ما نيز به حکم تبعيت از الگو در زندگي، در رابطه با افراد خانواده اينگونه عمل کنيم و روش حضرت زهرا سلام الله را در زندگي بکار بريم و همواره در جهت ايجاد محيطي آرامش بخش وصادقانه و به دور ازفريب وشيطنت گام برداريم.

7. سازش با سختي ها و تحمل مشکلات:

در منابع شيعه وسني به ساده زيستي، تعامل و سازش حضرت زهرا (سلام الله عليها)  با ناملايمات وسختي هاي زندگي اشاره مي کند.

أن أمير المؤمنين (عليه السلام) قال لرجل من بني سعد : ألا أحدثك عني وعن فاطمة الزهراء أنها كانت عندي فاستقت بالقربة حتى أثر في صدرها ، وطحنت بالرحى حتى مجلت يداها ، وكسحت البيت حتى اغبرت ثيابها ، وأوقدت تحت القدر حتى دكنت ثيابها فأصابها من ذلك ضر شديد ، فقلت لها : لو أتيت أباك فسألته خادما يكفيك حر ما أنت فيه من هذا العمل ، فأتت النبي صلى الله عليه وآله فوجدت عنده حداثا فاستحيت فانصرفت ، فعلم صلى الله عليه وآله أنها قد جاءت لحاجة فغدا علينا ونحن في لحافنا  فقال : السلام عليكم ، فسكتنا واستحيينا لمكاننا ، ثم قال : السلام عليكم  فسكتنا ، ثم قال : السلام عليكم فخشينا إن لم نرد عليه أن ينصرف وقد كان يفعل ذلك  فيسلم ثلاثا فإن أذن له وإلا انصرف ، فقلنا : وعليك السلام يا رسول الله أدخل ، فدخل وجلس عند رؤوسنا ثم قال : يا فاطمة ما كانت حاجتك أمس عند محمد ؟ فخشيت إن لم نجبه أن يقوم ، فأخرجت رأسي فقلت : أنا والله أخبرك يا رسول الله انها استقت بالقربة حتى أثر في صدرها ، وجرت بالرحى حتى مجلت يداها ، وكسحت البيت حتى اغبرت ثيابها ، وأوقدت تحت القدر حتى دكنت ثيابها فقلت لها : لو أتيت أباك فسألته خادما يكفيك حر ما أنت فيه من هذا العمل ، قال : أفلا أعلمكما ما هو خير لكما من الخادم ؟ إذا أخذتما منامكما (فكبرا أربعا وثلاثين تكبيرة ، وسبحا ثلاثا وثلاثين تسبيحة ، واحمدا ثلاثا، فأخرجت فاطمة عليها السلام رأسها وقالت : رضيت عن الله وعن رسوله رضيت عن الله وعن رسوله.

آيا نمي‌خواهى از خودم و فاطمه (وضع زندگي) زهرا (سلام الله عليها) برايت حکايتي بيان کنم، فاطمه ( سلام الله عليها) عليها در خانه من بود، و به تنهائى آب از چاه مى‏كشيد و بند مشك، سينه او را مجروح كرده بود و با آسياب گندم را آرد ميكرد به حدّى كه دستهايش تاول زده بود، و آنقدر خانه را جارو كرده بود، كه جامه‏اش خاك آلود و كثيف شده بود، و آن قدر آتش در زير ديگ روشن كرده بود كه لباسهايش آلوده شده بود و از اين تلاشها آسيب زياد به او رسيده بود. روزى من به او گفتم: اگر نزد پدرت ميرفتى و از آن حضرت تقاضاى خدمتگارى ميكردى، تا حدّى مشقت اين كارها از تو برداشته شود، فاطمه (سلام الله عليها) نزد پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله رفت و ديد عده اي پيش آن حضرت نشسته و مشغول صحبت‏ هستند و خجالت كشيد كه درخواست خود رابيان كند و به منزل برگشت و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فهميد كه دخترش براى كارى آمده بوده است، ولى به خاطر خجالت برگشته است، فرداى آن روز در حالى كه ما هر دو  در بستر استراحت بوديم، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به خانه ما آمد و از بيرون خانه فرمود: السّلام عليكم، ما به خاطر وضعيتي که داشتيم, پاسخ نداديم، بار ديگر آن پيامبر صلي الله عليه و آله ما را صدا فرمود: السّلام عليكم و ما همچنان پاسخ نداديم، بار سوّم فرمود: السّلام عليكم و اين بار ما ترسيديم كه اگر جواب ندهيم آن حضرت برگردند، زيرا كه عادتشان بود كه سه بار بيرون از خانه سلام ميکردند، اگر به آن حضرت پاسخ مى‏دادند وارد مي شدند، و اگر صاحب خانه جواب نمي داد آن حضرت بازمى‏گشت. بنابراين گفتيم عليک السلام  اى رسول خدا (صلي الله عليه و آله) داخل شويد، و آن حضرت (صلي الله عليه و آله) داخل شد و در همان حالت كه ما بوديم بالاى سر ما نشست آنگاه فرمود: اى فاطمه، ديروز چه درخواستي داشتى كه نزد پدرت آمدى؟ فاطمه پاسخ نداد و من ترسيدم اگر جواب ايشان را ندهم برخيزد و برود پس سر خود را از ملافه بيرون آورده و عرض كردم: من شما را از آن با خبر مى‏كنم اى رسول خدا (صلي الله عليه و آله) ، ماجرا چنين است كه دختر شما آنقدر آب از چاه كشيده كه آن روى سينه‏اش اثر گذاشته، و چندان آسياب گردانده كه دستهايش تاول زده‏ است و آن قدر خانه را جارو و نظافت كرده كه جامه‏هايش غبار آلود شده است و چندان زير ديگ آتش روشن كرده كه لباسهايش دود آلود و سياه شده است و من باو گفتم: اگر نزد پدرت ميرفتى و از ايشان تقاضاى خادم مى‏كردى بار اين مشقّت و رنج اين همه كار را از دوش تو بر داشته مي شد، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پس از شنيدن ماجرا و درخواست ما فرمود: آيا مى‏خواهيد چيزى به شما بياموزم كه برايتان از خادم بهتر باشد؟  وقتي به رختخواب رفتيد، سى و چهار بار «اللَّه أكبر» بگوئيد و سى و سه بار «سبحان اللَّه» و سى و سه بار «الحمد للَّه» بگوئيد.  در اين هنگام حضرت فاطمه (عليها السّلام) كه تا اين زمان ملحفه را روى سر خود كشيده بود سر خود را بيرون آورد و گفت: «رضيت عن اللَّه و عن رسوله، رضيت عن اللَّه و عن رسوله». (من از خدا و رسولش راضى شدم من از خدا و رسولش راضى شدم )

من لا يحضره الفقيه ، الشيخ الصدوق ، ج 1، ص 320- 321 ، تحقيق : تصحيح وتعليق : علي أكبر الغفاري، چاپ سوم، ناشر :‌جامع المدرسين، قم.

 شايسته است اين خصلت اخلاقي به عنوان عامل ارزشمند در زندگي روزمره ما، مورد توجه قرار گيرد؛ الگوبرداري اقتضاء مي کند، الگو گيرنده، اگر اعمالش با الگو، مطابقت کامل نداشت، حداقل، رفتار و افکارش با الگو، مشابهت و نزديکي داشته باشد و در جهت نزديک تر شدن به نقطه آرماني ، تلاش کند.

نتيجه:

در حيات معنوي انسانها، همواره الگو، اسوه و راهنما نقش مهمي در پيشبرد شخصيت انسانها دارد؛ در اين عرصه، خداوند با توجه به حکمت و رافت که نسبت به بندگان دارد، پيامبران وحضرات معصومين را به عنوان آيينه هاي هدايت بشر قرار داد، تا غرض اصلي خلقت که همان هدايت و يکتاپرستي است محقق شود. به حکم عقل و فطرت، طي اين مسير بدون بهره بردن از تعاليم و آموزه هاي ناب آنها ميسر نيست.

در اين ميان به گواه قرآن و روايات، پيامبران و امامان به عنوان مشخص ترين نشانه و  بهترين الگو مي باشند و در ميان اين انوار درخشان، به شهادت امامان معصوم (عليهم السلام)، حضرت زهرا (سلام الله عليها) ، شاخص ترين نشانه مي باشند.

بنابراين وظيفه داريم با توجه به اينکه خداوند تمام نعمت ها از جمله معرفي الگوي مناسب را به ما عنايت کرده است و از سويي، غرض خلقت هم جزء به هدايت معنوي بشر محقق نمي شود، باشناخت کامل آن بانوي نمونه، گفتار و رفتارشان را، نقشه راه خود قرار داده و در مسير رضايت ايشان حرکت کنيم و شاگردان خوبي براي مکتب اهل بيت باشيم .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

 مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) 



مطالب مرتبط:
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)


Share
1 | علی | , ایران | ٢١:٢٢ - ٠٩ ارديبهشت ١٣٩٤ |
حضرت زهراوپدربزرگواروهمسردلاورش وفرزندانش عزیزدل ما هستندونورچشم ما.می دانم اگرچه آدم خوبی نیستم ولی به خدا عشقشان وولایتشان تمام وجودمان راپرکرده است وبه بویشان زنده ایم.تاج سرما هستند وهرکاری ازدستمان بربیاید باجان ودل حاضریم انجام دهیم.به قربان همه شان برم.
1 |سیدمجید||٢١:٤٧ - ١٠ اسفند ١٣٩٥ |
2
 
1
سلام.السلام علیک یا فاطمه الزهرا اطهر س یامادر بزرگوارم بشما متوسل میشم نجاتمون بدید من وخانوادم رو ونذارید نابود بشیم
2 | علی | , ایران | ١٧:٣١ - ١٠ ارديبهشت ١٣٩٤ |
خدا به شما خیر و برکت دهد ان شاء الله. لطف کنید لینک دانلود کتاب موسوعة الامام الرضا علیه السلام را قرار دهید.
3 | امین ع | , ایران | ١٨:٥١ - ١٠ ارديبهشت ١٣٩٤ |
باسلام و احترام و عرض ادب خدمت اساتید محترم و همچنین کارشناسان محترم شبکه جهانی ولایت..
ببخشید یک شبهه برای من ایجاد شده که آیا این گفته امام صحیح است؟؟؟
امام خمینی:
عمل خلیفه دوم عمل اسلام و نقس اسلام و عمل پیغمبر بوده.
صحیفه امام خمینی،جلد4،صفحه325 و جلد11 صفحه249
لطفا هرچه سریع تر پاسخ دهید

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اگر در متن کلام امام دقت کنيد  آمده است که امام جرياني را از عمر نقل کرده و در آن اشاره کرده است که اين عمل که عمر کرد عمل اسلامي بوده است نه اينکه تمام اعمال عمر اسلامي است امام خميني اين عمل را از او نقل و گويد اين عملي است که در صدر اسلام انجام مي دانند و در موقع نقل اين داستان امام مي گويد که ما عمر را قبول نداريم اما اين عمل او اسلامي بوده است واگر واقعا تمام اعمال او عين اسلام بود نبايد امام مي فرمود ما او را قبول نداريم جريان اين است:
 يك قصه مال عمر. وقتى كه عمر مى‏خواست برود به مصر- براى [اينكه‏] فتح كرده بودند مصر را و قدرتمند شده بود اسلام، همه جا را گرفته بودند- مى‏خواست وارد بشود به مصر، يك شتر بود، خودش بود و يكى هم همراهش. يكى شان سوار اين شتر مى‏شده آن يكى جلويش را مى‏گرفت و مى‏برد؛ آنكه خسته مى‏شد- قسمت كرده بودند اين سوار مى‏شد. آن وقتى كه وارد- به حَسَب تاريخ- مصر شدند، نوبت آن غلام بود كه سوار باشد و آقاى خليفه جلو [شترش‏] را گرفته بود و داشت مى‏بُردش كه مردم مصر آمده بودند به استقبال! خليفه عبارت از اين بود. ما عمر را قبول نداريم اما اين عملْ عمل اسلامى آن وقت بوده؛ يعنى نقش اسلام بوده است و لو خودش يك آدمى بوده كه ما نپذيرفتيم او را اما عملى كه كرده است عملى بوده كه نقش اسلام اين بوده، يعنى پيغمبر هم اين صورت بود؛ يعنى پيغمبر هم سوار يك الاغى مى‏شده، يك كسى هم پشتش مى‏نشسته و مسأله برايش مى‏گفته؛ آن را تعليمش مى‏كرده، آنكه پشت سرش نشسته بوده تعليمش مى‏كرده. شما در تمام اين دموكراسيها بياوريد كه اين جورى باشد كه سلطان وقت، كه سلطنتش چند مقابل ايران بوده، چند مقابل فرانسه بوده، شما بياوريد يك سلطان دموكراتى كه با غلام خودش اين جورى رفتار بكند كه او سوار بشود؛ يك شتر
 صحيفه امام، ج‏4، ص: 326
در توضيح بايد بگوييم خيلي از افراد بودند برخي از کارهاي آنها اسلامي بود اما نفعي به حال آنها نداشت ابن ملجم حافظ و قاري قرآن بود آو قاتل امام علي عليه السلام نيز بود آيا مي شود گفت او چون حافظ قرآن بود پس آدم خوبي بوده است؟!!
برخي از مردمي که مسلمان نيستند اما کار اسلامي مانند ايثار ، انفاق مي کنند آيا مي شود گفت آنها مسلمانند؟!!
آنچه در اسلام مهم است عاقبت بخير بودن است طلحه و زبير در کنار پيامبر (ص) در جنگها از حضرت دفاع مي کردند اما در زمان حضرت علي (ع)بر عليه حضرت شمشير کشيدند آيا عمل آنها يعني جهاد که عمل اسلام بوده است دليل مي شود که تمام کارهاي آنها اسلامي است؟!! آيا آنها عاقبت بخير شدند ؟!! آيا اين اعمال آنها که نتوانستند حفظش کنند، نفعي بر آنان داشت؟!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
4 | محمدزمانی | , ایران | ١٢:٣٤ - ١١ ارديبهشت ١٣٩٤ |
با سلام حضرت استاد دکتر قزوینی به 500 سکه مطالبه جابرانصاری از خلیفه اول اشاره فرمودند که حضرت رسول (ص)به جابر قول داده بود و خلیفه اول در این رابطه شاهد نخواست و 1500 سکه به جابر داد . بفرماییداین مطلب در چه کتابهایی آمده است ؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اين قضيه در منابع معتبر اهل سنت ذکر شده است
در صحيح بخاري چنين امده است که جابر گفت پيامبر (ص) فرموده است اگر اموال بحرين را نزد من بياورند ، من اين مقدار به تو اي جابر مي بخشم وقتي اموال بحرين را نزد ابوبکر آوردند جابر حاضر شد و ابوبکر 1500 درهم به او داد
حدثنا عَلِيُّ بن عبد اللَّهِ حدثنا إِسْمَاعِيلُ بن إبراهيم قال أخبرني رَوْحُ بن الْقَاسِمِ عن مُحَمَّدِ بن الْمُنْكَدِرِ عن جَابِرِ بن عبد اللَّهِ رضي الله عنهما قال كان رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال لي لو قد جَاءَنَا مَالُ الْبَحْرَيْنِ قد أَعْطَيْتُكَ هَكَذَا وَهَكَذَا وَهَكَذَا فلما قُبِضَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَجَاءَ مَالُ الْبَحْرَيْنِ قال أبو بَكْرٍ من كانت له عِنْدَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عِدَةٌ فَلْيَأْتِنِي فَأَتَيْتُهُ فقلت إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قد كان قال لي لو قد جَاءَنَا مَالُ الْبَحْرَيْنِ لَأَعْطَيْتُكَ هَكَذَا وَهَكَذَا وَهَكَذَا فقال لي احْثُهُ فَحَثَوْتُ حَثْيَةً فقال لي عُدَّهَا فَعَدَدْتُهَا فإذا هِيَ خمسمائة فَأَعْطَانِي أَلْفًا وخمسمائة
صحيح البخاري  ج 3   ص 1154
صحيح مسلم  ج 4   ص 1806
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
5 | امین ع | , ایران | ١٩:٠٤ - ١١ ارديبهشت ١٣٩٤ |
با سلام.
ببخشید این توهین هایی که در صحیح بخاری به پیامبر (ص) وجود دارد مثل :
پیامبری که بیسواد بود ، پیامبری که فراموش کار بود ، پیامبری که ایستاده بول میکرد!! ، پيامبری که مشرك زاده بود ، پيامبري كه نماز صبحش قضا مي‌شد ، پیامبری که سحر و جادو میشد و...
آیا علمای اهل سنت اینها رو هم قبول دارند؟؟؟ آخه من با چند نفر از سنی ها درمورد همین روایات بحث داشتم ولی متاسفانه آنها این روایات رو قبول کردند نمیدونم در قیامت هم جوابی برای آقا رسول الله خواهند داشت!!! (خدا لعنتشون کنه)
و توجیحشون هم این بود که میگن ما برای این روایات کتابهای شرح داریم مثل فتح الباری و عمدة القاری.. میخواستم ازتون بپرسم آیا در شرح این روایات توهین آمیز علمای اهل سنت چی نوشتند؟؟؟؟
و سوال آخرم اینکه آیا علمای اهل سنت امروزی هم این روایات رو قبول دارند؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اين روايات در صحيح ترين کتابهاي آنهايعني بخاري و مسلم نقل شده است ( به يقين از جعليات است تا از مقام پيامبر بکاهند تا به مقام ديگران نتزل بدهند ) که گفته اند روايات اين دو کتاب مورد قبول اجماع است  سيد صديق حسن قنوجى در كتاب «الحطة فى ذكر الصحاح الستة» به نقل از ابن كثير مى‌نويسد:
وقال الحافظ عماد الدين بن كثير وكتاب البخاري الصحيح يستسقى بقراءته الغمام وأجمع على قبوله وصحة ما فيه أهل الإسلام.
القنوجي البخاري، أبو الطيب السيد محمد صديق خان بن السيد حسن خان (متوفاى1307هـ)، الحطة في ذكر الصحاح الستة، ج1، ص179، ناشر: دار الكتب التعليمية - بيروت، الطبعة: الأولى 1405هـ/ 1985م
ابن ملقن نيز اين را گويد:
 وتلقَّتهما الأمة بالقبول. 
امت اسلامى اين دو كتاب را كاملا قبول دارند.
ابن الملقن، البدر المنير في تخريج الأحاديث والأثار الواقعة في الشرح الكبير، ج1، ص274،
با اين وجود اينها روايات اين چنيني را قبول مي کند اما گاهي توجيهاتي را مي اورند که بيشتر سبب خنده است
مثلا روايت فبال قائما از به اين توجيه مي کنند که اين کار براي درد پشت خوب است گاهي گويند از باب اضطرار بوده است گاهي گويند اين کار را به اين خاطر کردند تا جواز آن را ثابت کنند
نووي در اين خصوص گويد:
منسوخا بآية المائدة فلما كان اسلامه متأخرا علمنا أن حديثه يعمل به وهو مبين أن المراد بآية المائدة غير صاحب الخف فتكون السنة مخصصة للآية والله أعلم وروينا في سنن البيهقي عن إبراهيم بن أدهم قال ما سمعت في المسح على الخفين أحسن من حديث جرير والله أعلم قوله ( كنت مع النبي صلى الله عليه وسلم فانتهى إلى سباطة قوم فبال قائما فتنحيت فقال ادنه فدنوت حتى قمت عند عقبيه فتوضأ فمسح على خفيه ) أما السباطة فبضم السين المهملة وتخفيف الباء الموحدة وهي ملقي القمامة والتراب ونحوهما تكون بفناء الدور مرفقا لأهلها قال الخطابي ويكون ذلك في الغالب سهلا منثا لا يحد فيه البول ولا يرتد على البائل وأما سبب بوله صلى الله عليه وسلم قائما فذكر العلماء فيه أوجها حكاها الخطابي والبيهقي وغيرهما من الأئمة أحدها قالا وهو مروي عن الشافعي أن العرب كانت تستشفي لوجع الصلب بالبول قائما قال فترى أنه كان به صلى الله عليه وسلم وجع الصلب اذ ذاك والثاني أن سببه ما روي في رواية ضعيفة رواها البيهقي وغيره أنه صلى الله عليه وسلم بال قائما لعلة بمأبضه والمأبض بهمزة ساكنة بعد الميم ثم باء موحدة وهو باطن الركبة والثالث أنه لم يجد مكانا للقعود فاضطر إلى القيام لكون الطرف الذي من السباطة كان عاليا مرتفعا وذكر الامام أبو عبد الله المازري والقاضي عياض رحمهما الله
شرح النووي على صحيح مسلم  ج 3   ص 599
در جاي ديگر گويد:
السبيل الآخر فى الغالب بخلاف حالة القعود ولذلك قال عمر البول قائما أحصن للدبر ويجوز وجه خامس انه صلى الله عليه وسلم فعله للجواز فى هذه المرة وكانت عادته المستمرة
شرح النووي على صحيح مسلم  ج 3   ص 166
از آنجا که اين روايات در کتب معتبر است لذا از يک طرف نمي توانند رد کنند و از طرف ديگر نمي دانند چکار کنند لذا شروع مي کنند به توجيه کردن واهي و پوچ
اين در حالي است که در روايت به صورت مطلق آمده است پيامبر اين کار را انجام دادند  از همه سخيفتر اينکه در انظار مردم  اين کار را انجام دادند مگر در اسلام ديدن عورت حرام نيست پس چرا اين کار را کردند
و اين توجيهات را دارند در حالي در روايات ديگر آمده است هرکس ايستاده بول کند جفا کرده است
وقد روى عن عبد اللَّهِ بن مَسْعُودٍ قال أن من الْجَفَاءِ أَنْ تَبُولَ وَأَنْتَ قَائِمٌ
الجامع الصحيح سنن الترمذي ، اسم المؤلف:  محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي الوفاة: 279 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت -  - ، تحقيق : أحمد محمد شاكر وآخرون  سنن الترمذي  ج 1   ص 18
وعن إبراهيم عن علقمة عن عبد الله رضي الله عنه قال من الجفاء أن تبول وأنت قائم وقد روي عن أبي هريرة العذر عن رسول الله صلى الله عليه وسلم في بوله قائما
المستدرك على الصحيحين ، اسم المؤلف:  محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا ج 1   ص 290
با اين وجود آيا پيامبر جفا کار بود؟!! يا بايد بگويند صحيح بخاري دروغ گفته است که در اين صورت با اتفاق بر صحت آن چکار مي‌کنند؟!!
يا بايد بگويند نه ابن مسعود که صحابه است دروغ گفته است که اين با عدالت صحابه نمي‌سازد؟!!
در هر صورت تناقض است
همچنين امده است راويي که ايستاده بول کند روايتش ترک مي‌شود در رجال اهل سنت آمده است سماك بن حرب از رواياني مي‌باشد که نقل روايت مي‌کرد اما چون ايستاد بول مي‌کرد روايت او را ترک کردند
سماك بن حرب
قال جرير بن عبد الحميد أتيت سماك بن حرب فرأيته يبول قائما فرجعت ولم أسأله وقلت خرف
جرير گويد ديدم سماک ايستاده بول مي‌کند لذا بر گشتم و ديگر چيزي از او سوال نکردم و گفتم او خرفت شده کم عقل است
سير أعلام النبلاء ، اسم المؤلف:  محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي ج 5   ص-245- 248
با اين وجود وقتي يک راوي را روايتش را بخاطر ايستاده بول کرده ترک مي‌کنند!!!!
با اين وجود چطور قبول مي‌کنند که پيامبر (ص) نعوذ بالله چنين مي‌کرده است آيا اين توهين به پيامبر نيست؟؟!!
علماي معاصر انها مانند الباني نيز اين روايات را قبول کرده و مورد اتفاق دانسته و دليل بر جواز ايستاده بول کردن ، مي داند
الباني در اين ذيل اين روايت گويد:
أتى النبي صلى الله عليه وسلم سباطة قوم فبال قائما " .
و لذلك فالصواب جواز البول قاعدا و قائما ، و المهم أمن الرشاش ، فبأيهما حصل
وجب
السلسلة الصحيحة المجلدات الكاملة 1-9 1/ 200
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
6 | ایمن ع | , ایران | ٢٣:٥٥ - ١٣ ارديبهشت ١٣٩٤ |
باسلام ؛ این روایت از نظر سندی معتبره؟؟؟؟؟؟
11 - حدثنا أبي رضي الله عنه قال : حدثنا سعد بن عبد الله قال : حدثنا هارون ابن مسلم ، عن سعدان ، عن مسعدة بن صدقة ، عن أبي عبد الله ، عن آبائه ، عن علي عليهم السلام أنه قال في خطبة له على منبر الكوفة : اللهم إنه لابد لأرضك من حجة لك على خلقك ، يهديهم إلى دينك ويعلمهم علمك لئلا تبطل حجتك ولا يضل أتباع أوليائك بعد إذ هديتهم به ، إما ظاهر ليس بالمطاع أو مكتتم مترقب ، إن غاب عن الناس شخصه في حال هدايتهم ، فإن علمه وآدابه في قلوب المؤمنين مثبتة ، فهم بها عاملون .
الشيخ الصدوق (وفات : 381)، كمال‏الدين، ج 1 ، ص 302 ، ح 11 .

پاسخ:
با سلام
دوست گراهي
روايت اين روايت تا مسعده بن صدقه ثقه هستند و سعدان در روايت نيز مراد جد هارون است يعني هارون بن مسلم بن سعدان لذا ابن سعدان درست است نه عن سعدان که به اشتباه عن نوشته شده است. اما مسعده هر چند در خصوص او که از اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السلام است، اما توثيقي در خصوص او ذکر نشده است اما در سند رواياتي واقع شده است که برخي از علماء آن روايت را قوي و معتبر دانسته اند
مجلسي مي گويد: و قيل: يكنى أبا بشر من أصحاب الصادق و الكاظم عليهما السلام له كتب روى عنه هارون بن مسلم (النجاشي) و في الكشي عند ترجمة محمد بن إسحاق أن مسعدة بن صدقة بتري و قال الشيخ في الرجال إنه من أصحاب الباقر و الصادق عليهما السلام عامي و قال في الفهرست ما قلناه في السابق و الطريق صحيح كالسابق و هذا الخبر قوي كالصحيح.
مجلسى، محمدتقى ، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة) ؛ ج‏14 ؛ ص266
نکته ديگر
البته روايت در خصوص خالي نبودن زمين از حجت فراوان است که نياز به برسي سند ندارد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
7 | امین ع | , ایران | ٠٠:٤٤ - ١٤ ارديبهشت ١٣٩٤ |
نحوه تولد عمر بن خطاب رو با ذکر سند لطفا بیان کنید..

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در اين خصوص به اين آدرس رجوع کنيد
السيرة النبوية لابن كثير  ج 1   ص 153
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
8 | امین ع | , ایران | ١٤:٥٤ - ١٤ ارديبهشت ١٣٩٤ |
باسلامی دوباره و خسته نباشید خدمت گروه پاسخ به شبهات ببخشید اگر ممکنه این روایات های خالي نبودن زمين از حجت که در کتب شیعه با سند معتبر آمده رو به چند تایی اشاره کنید.. خیلی ممنون

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
قبلا نيز اشاره کرديم که روايات در اين خصوص به اندازه اي است که از بررسي سند، بي نياز مي کند اما از باب نمونه به چند روايت معتبر در اين خصوص اشاره مي کنيم:
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِ‏ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع قَالَ: إِنَّ الْحُجَّةَ لَا تَقُومُ‏ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَّا بِإِمَامٍ حَتَّى يُعْرَفَ‏ . الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص177
مجلسى در خصوص روايت گويد:
صحيح.
مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ؛ ج‏2 ؛ ص293
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع تَكُونُ الْأَرْضُ لَيْسَ فِيهَا إِمَامٌ قَالَ لَا قُلْتُ يَكُونُ إِمَامَانِ قَالَ لَا إِلَّا وَ أَحَدُهُمَا صَامِتٌ‏
لكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص178
مجلسي گويد:
حسن
مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ؛ ج‏2 ؛ ص294
3-  عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ وَ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ‏ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو إِلَّا وَ فِيهَا إِمَامٌ‏ كَيْمَا إِنْ زَادَ الْمُؤْمِنُونَ شَيْئاً رَدَّهُمْ‏ وَ إِنْ نَقَصُوا شَيْئاً أَتَمَّهُ لَهُمْ‏.الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص178
مجلسي گويد:
الحديث الثاني‏: حسن موثق
العقول في شرح أخبار آل الرسول ؛ ج‏2 ؛ ص295
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
9 | عبدالزهر ا | , استونی | ١٧:٤٣ - ١٦ ارديبهشت ١٣٩٤ |
نفسم فداي مادرم
10 | امین ع | , ایران | ٢٢:٢٢ - ١٦ ارديبهشت ١٣٩٤ |
ببخشید که دوباره سوال میکنم قصد توهین به مقدسات اهل سنت ندارم چون دارم تحقیق میکنم برای همین در این مورد خواستم اطلاعات داشته باشم لطفا نحوه تولد عمر رو توضیح دهید ... ممنون!
11 | امین ع | , ایران | ٠٠:٤٠ - ١٧ ارديبهشت ١٣٩٤ |
لطفا نظر بزرگان تشیع را در باره شیخ طبرسی بفرمایید آیا صحیح است که تمامی روایات ایشون در کتاب احتجاج به صورت مرسل نقل شده اند و بدون سند هست؟؟؟
لطفا در این موردراهنماییم کنید چون روایتی که از حضرت زهرا سلام الله علیها در ج 1 ص 105 وجود داره که حضرت به غدیر خم استناد کرده.. میخواستم بدونم سند این روایت به چه صورت است...

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
کتاب الاحتجاج طبرسي از کتب مهم و معتبري است که علما به آن اعتماد دارند و روایات آن را نقل می‌کنند. و اين کتاب را پر فايده مي دانند همچنانکه آيت الله خويي گويد: له كتاب الاحتجاج على أهل اللجاج ، حسن كثير الفوائد .
آن کتابی ، نیکو و دارای فوائد بسیار است
معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج 2 ص 165
حر آملي نيز همين مطلب را ذکر کرده است
 حسن كثير الفوائد
أمل الآمل - الحر العاملي - ج 2 ص 17
تنها اشکالی که متوجه روایات کتاب شده آن است که اکثر روایات آن مرسله است و هیچ سندی در کتاب برای آن‌ها یافت نمی‌شود.اما در خصوص روايات اين کتاب بايد به اين نکته توجه داشت که خود مرحوم طبرسي در مقدمه کتاب الاحتجاج به اين مسئله اعتراف مي کند که روايات او در اين کتاب اجماعي است
 در مقدمه کتاب می‌نویسد: من غير از روایات تفسیر امام عسکری(ع) بقیه روایات کتاب را بدون سند آورده‌ام زیرا یا اجماع بر آن‌ها هست یا موافق عقاند یا در کتب مخالف و موافق مشهورند و روایات تفسیر منسوب به امام عسکری (ع)را با ذکر سند در ابتدای آن‌ها آوردم، چرا که از حیث شهرت مانند بقیه روایات کتاب نیستند.
، الاحتجاج - الشيخ الطبرسي - ج 1 ص 10
با این سخن طبرسی، علما با وجود روایات بدون سند، آن را پذیرفته و بدان اعتماد کرده‌اند و به ابن حرف او احتجاج کرده اند
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات


 
1 |مهر تابان||١١:٥٥ - ١٧ ارديبهشت ١٣٩٤ |
2
 
1
به نام خدا
مرحوم آقا بزرگ طهرانی در الذریعه ج1 ص 281 بعد از نقل سخن طبرسی در مقدمه کتابش ، میگویند :
كلامه الصريح في أن كل ما أوصله فيه هو من المستفيض المشهور المجمع عليه بين المخالف والمؤالف ، فهو من الكتب المعتبرة التي اعتمد عليها العلماء الاعلام كالعلامة المجلسي " ره " والمحدث الحر " ره " واضرابهما.
یعنی سخن مرحوم طبرسی در مقدمه کتابش تصریح دارد بر اینکه تمام روایاتی که او در کتابش آورده از جمله روایاتی است که مخالف و موالف بر آن اتفاق دارند و لذا کتاب وی از زمره کتب معتبره ای است که امثال علامه مجلسی و شیخ حر عاملی بدان اعتماد کرده اند.
مرحوم مجلسی ثانی نیز در بحارالانوار ج1 ص 28 در توثیق مصادر کتابش میگوید :
وكتاب الاحتجاج وإن كانت أكثر أخباره مراسيل لكنها من الكتب المعروفة المتداولة ، وقد أثنى السيد ابن طاوس على الكتاب وعلى مؤلفه وقد أخذ عنه أكثر المتأخرين
ما حصل آنکه کتاب احتجاج با اینکه اکثر روایاتش مرسله است ولی از جمله کتب معروف و متداول اهل علم است و سید بن طاووس نیز از این کتاب ونویسنده اش بسیار تعریف و تمجید کرده و بسیاری از علمای متاخر نیز از این اخذ روایت کرده اند.
با احترام
12 | حق علی | , ایران | ٠٨:٣٣ - ٠٣ اسفند ١٣٩٤ |
سلام علیکم
سوالشده که اینکه حضرت زهرا شبانه روز گریه می کردند و مردم اعتراض کردند ایا این حق الناس نیست

پاسخ:
 با سلام
دوست گرامي
علامه سيد جعفر مرتضي عاملي در اين‌باره مي‌گويد:
إننا لا نتصور أن بكاءها على أبيها هو الذي أزعج المعترضين، و اثار حفيظتهم، و إنما الذي أحفظهم و ازعجهم هو ما يثيره وجود الزهراء الى جانب قبر أبيها على حالة من الحزن و الكآبة و الانكسار الذي يذكر الناس بالمأساة التي تعرضت لها عليها السلام فور وفاة أبيها، حيث إن ذلك يمثل حالة اثارة مستمرة للناس الطيبين و المؤمنين و المخلصين، و هو إدانة لكل ذلك الخط الذي لم يتوقف عن فعل أي شي‏ء في سبيل ما يريده.
فلم يكن البكاء على شخص الرسول، بقدر ما كان تجسيدا للمأساة التي حاقت بالاسلام و برموزه بمجرد وفاته و فقده صلوات الله و سلامه عليه
فالبكاء إذن لم يكن بكاء الجزع من المصاب، و استعظام فقد الشخص لكي يتنافى ذلك مع الانفتاح على قضاء الله و قدره. كما يريد هذا القائل أن يوحي به.
الا إذا كان هذا القائل يعتبر الاستسلام للقضاء و القدر و السكوت عن و على الظلم انفتاحا على القضاء و القدر
ما تصور نمى‏كنيم كه گريه زهرا عليها السّلام در فراق پدرش، آسايش مردم را به هم زد و موجب اعتراض آنان شد، بلكه آنچه آنان را ناراحت كرد و به واكنش‏ واداشت، چيزى است كه وجود زهرا عليها السّلام در كنار قبر پدرش با حالتى از حزن و اندوه، و دلتنگى و دل شكستگى بر مى‏انگيخت: مظلوميت زهرا عليها السّلام كه بلافاصله پس از درگذشت پدرش به سراغ او آمد. چه نمايانگر حالت تحريك مداوم مردم پاك نهاد، و مخلص با ايمان و در نتيجه نابودى خطى بود كه از انجام هيچ عملى در راه رسيدن به خواسته‏هايش فروگذار نكرد. گريه زهرا عليها السّلام در فراق شخص رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به اندازه گريه آن بانو در تجسّم سرنوشت غمبارى كه به مجرد وفات پيغمبر، اسلام و اسوه‏هايش را در خود فرو برد، نبود. بنابراين گريه زهرا عليها السّلام، جزع از مصيبت و بزرگ شمردن فقدان شخص نيست كه با پذيرش قضا و قدر الهى منافات داشته باشد. مگر اينكه وى تسليم قضا و قدر بودن، و سكوت در قبال ظلم را پذيرش قضا و قدر الهى بداند.
مأساة الزهراء(ع)، مرتضى العاملي    ج‏1   335   
همچنين طبق آيه‌ی تطهير، حضرت زهراء عليها السلام از معصومين بوده و از هر گونه نقص و عيب مبری است لذا ايشان از اينکه مردم آزاري کنند، به دورهستند و با عصمت حضرت منافات دارند . و خود حضرت عالم به احکام شرع بوده و مي ‌دانند که چه چيز حرام و چه چيز حلال است
همچنين اين با عقل کدام بشر سازگار است که حضرت زهراء عليها السلام را بزنند، غصب خلافت بکنند، فدک را از ايشان بگيرند، دين را تحريف بکنند ،  در خانه‌اش را بسوزاندند، بعد وقتي حضرت در مقابل اين ظلم‌ها گريه مي‌کند ، بگوييم اين گريه مردم آزاري است!
مگر می‌شود امروز به زنان بحرين، سوريه،  فلسطين گفت: ما همسران و کودکان شما را قطعه‌قطعه می‌کنيم، خانه‌هايتان را خراب می کنيم  اما مبادا شما گريه کنيد؟! اين مردم آزاري و حق الناس است؟! . اين اشکال شرعي دارد؟!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
13 | سجاد میرزایی-انتظار14 | , ایران | ١٠:١٩ - ٠٦ اسفند ١٣٩٤ |
بسم الله الرحمن الرحیم.
با سلام.سایتتان بسیار پرمغز و غنی است.فقط کاش مطلبی با موضوع
حضرت زهرا س از منظر قرآن و آیات در شان ایشان
را در سایتتان می گذاشتید.
با تشکر
انتظار14
ایام فاطمیه بر مسلمین جهان تسلیت باد.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در اين خصوص به کتاب فاطمه الزهرا عليها السلام في القرآن نوشته آيت الله شيرازي رجوع کنيد
موفق باشيد
14 | محب اهل بیت علیه السلام | , ایران | ٢٢:٠٥ - ٠٨ اسفند ١٣٩٤ |
درمورد سهل بن زیاد سوال داشتم اینشون مختلف فیه هستند و نرم افزار درایه نور هم گفته والتحقيق: انه ‏ثقة ..
میشه قول علما رو در این مورد بیارید که گفتن او مختلف فیه هست ؟؟ ممنون

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در توثيق و تضعيف «سهل» مناقشات بسياري بين رجاليون وجود دارد جهت اطلاع بيشتر در اين خصوص به کتاب « سهل بن زياد در آيينه علم رجال» انتشارات مرکز فقهي ائمه اطهار(عليهم السلام) ( دراينترنت اين کتاب موجود است ) و به پايان نامه بررسي شخصيت رجالي حديثي سهل بن زياد مراجعه کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

 
15 | محب اهل بیت ع | , ایران | ١٥:٤٨ - ٠٩ اسفند ١٣٩٤ |
روایتی از حضرت رسول ص هست که به عمار گفت اگر تمام مردم یک طرف و علی تنها طرف دیگر باشد تو با علی باش که بو حق است..
منبع این روایت در کجاست ؟؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
اين روايت به اين صورت نقل شده است
يا عمار بن ياسر إن رأيت عليا قد سلك واديا وسلك الناس واديا غيره فاسلك مع علي فإنه لن يدليك في ردى ولن يخرجك من هدى يا عمار من تقلد سيفا أعان به عليا على عدوه قلده الله يوم القيامة وشاحين من در ومن تقلد سيفا أعان به عدو
تاريخ بغداد  ج 13   ص 186
البداية والنهاية  ج 7   ص 307
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
16 | محب اهل بیت | , ایران | ٠٠:١١ - ١٠ اسفند ١٣٩٤ |
شبهه وهابی ها :
در کتب معتبر شيعه لباس مشکي را به اينصورت معرفي نموده اند: لباس دوزخيان - لباس فرعون- لباس دشمنان اهل بيت، به اين روايات توجه فرماييد: روايت اول: ((قال امير المومنين (ع): لاتلبسوا السواد فانه لباس فرعون)) ترجمه : لباس سياه نپوشيد زيرا لباس فرعون است. .. روايت دوم : عن آبي عبدالله (ع) لا تصلّ فيها فإنّها لباس أهل النار ))ترجمه : (( ابي عبدالله علبه السلام فرمود در لباس سياه نماز نخوان زيرا لباس اهل جهنم است)) آدرس دقيق روايات از کتب معتبر عزيزان شيعه :من لايحضره الفقيه ج/1 ص:251...علل الشرائع ج/2 ص: 346....الخصال : ص: 615 ...کافي ج/2 ص: 449...عيون اخبار الرضا ج/2 ص:

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در اين خصوص به اين آدرس رجوع کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
17 | محب اهل بیت | , ایران | ٠٠:٠٣ - ١٣ اسفند ١٣٩٤ |
شبهه وهابی ها :
در ارشاد الا مفید جلد 1 صحفه 187 و بحارالانوار جلد 22 صحفه 470 پیامبر خدا به فاطمه می گوید تو اولین نفری هستی که به من ملحق می شود از اهل بیتم حالا طبق افسانه بچه ای به نام محسن در شکم فاطمه زهرا سقط شده حالا یا باید قبول کنیم افسانه بوده شهادت فاطمه زهرا یا باید قبول کنیم یا باید قبول کنند پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم العیاذ بالله دروغ گفته و اشتباه کرده
چون حالا محسن طبق افسانه اولین نفر از اهل بیت است
پس طبق جمله معروف :تضاد دلیل بطلان

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در اين خصوص به اين آدرس رجوع کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
1 |m||١٦:٥٠ - ١٨ اسفند ١٣٩٥ |
0
 
0
لینک ایراد دارد لطفا اصلاح شود/
18 | حمید | , ایران | ٠٤:٢٣ - ١٧ فروردين ١٣٩٦ |
سلام آیا اهل بیت مانند پیامبر احکام اختصاصی خاصی داشتند؟ درباره تعداد همسران آنها این متن را توضیح میدهید که چرا بیشتر از 4زن میباشد در بعضی از معصومین ؟ منظور از زن آزاد همان همسر دائم است؟
*یا امام حسین چطور 5زن داشتند؟ ایشان احکام اختصاصی داشتند ؟
بر اساس تحقیقی که دانشمندان محقق نموده اند و ما از بررسی کتابهای بسیار (مانند مجلدات بحار الانوار و کتاب ارشاد مفید و ...) به دست آورده ایم، ازدواجهای امامان (ع) در آمار زیر خلاصه می شود:
1 - امام علی (ع) هشت همسر آزاد و یک نفر کنیز داشت (2)
2 - امام حسن مجتبی (ع) پنج زن آزاد، و دو نفر کنیز داشت
3 - امام حسین (ع)، پنج زن داشت (3)
4 - امام سجاد (ع) یک زن آزاد، و شش کنیز داشت (4)
5 - امام باقر (ع) دو زن آزاد و دو کنیز داشت (5)
6 - امام صادق (ع) یک زن آزاد و چند کنیز داشت
7 - امام کاظم (ع) شش همسر داشت که همه کنیز بودند
8 - امام رضا (ع) یک همسر آزاد به نام خیزران (مادر امام جواد ) داشت، و یک کنیز، و مدتی ام حبیبه دختر مأمون همسر او بود که مأمون او را بر آن حضرت تحمیل کرده بود.
9 - امام جواد (ع) یک همسر داشت به نام سمانه مادر امام هادی (ع)، و نیز همسر دیگرش ام الفضل دختر مأمون بود، که مأمون او را به آن حضرت تحمیل کرد.
10 - امام هادی (ع) یک همسر داشت به نام سلیل .
11 - امام حسن عسکری (ع) یک همسر داشت به نام نرجس مادر حضرت قائم (عج )
نتیجه اینکه: این آمار، که دقیقترین و مشهورترین آمار است (6)


منبع:
http://www.ghadeer.org/Book/1469/232849

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
بیش از چهار زن داشتن در یک زمان از اختصاصات پیامبر صلی الله علیه و آله می باشد
و هيچ كدام از ائمه(ع) در يك زمان بيش از چهار همسر نداشتند اگر همسران بیشتر ذکر شده است در یک زمان نبوده است بلکه در زمانهای مختلفی بوده و این ازدواجها نیز گاها روش تربيتي و ارزش دادن به زيردستان و طرد امتيازات جاهليت  بوده است لذا برخی از ائمه ، كنيز  را ابتدا آزاد  سپس به عقد خود در می آوردند
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها