2017 April 24 - دوشنبه 04 ارديبهشت 1396
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا (سلام الله عليها) بر شيخين صحيح است؟
کد مطلب: ٧٠٥٢ تاریخ انتشار: ٢٣ بهمن ١٣٩٥ - ١١:١٨ تعداد بازدید: 11406
پرسش و پاسخ » حضرت فاطمه زهرا (س)
آيا سند روايت نفرين حضرت زهرا (سلام الله عليها) بر شيخين صحيح است؟

توضيح سؤال:

با سلام آيا سند روايتي که حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها به عمر و ابوبکر گفتند من در قنوت هر نمازم شما دو نفر را نفرين ميکنم ؟ صحيح است ممنون از پاسختان .

پاسخ اجمالي

طبق روايت صحيح بخاري و صحيح مسلم حضرت زهرا (سلام الله عليها) بعد از شهادت رسول خدا (صلي الله عليه وآله) نزد ابوبكر رفت و فدك را كه ابوبكر از ايشان گرفته بود، مطالبه نمود؛ اما ابو بكر از پس دادن فدك به ايشان خودداري كرد. خودداري ابوبكر از باز پس دادن حق حضرت زهرا سلام الله عليها سبب آزار و ناراحتي آن حضرت شد، از اين رو بر ابوبكر غضب كرده و با او قهر كردند.

بخاري و مسلم به همين اندازه روايت نموده اند؛ اما در منابعي همچون «انساب الاشراف» بلاذري و «السقيفة» جوهري نقل شده است كه حضرت صديقه طاهره صلوات الله و سلامه عليها به صراحت فرمود: والله لأدعون الله عليك ؛ به خدا سوگند من تو را نفرين مي‌كنم.

حضرت زهرا (سلام الله عليها) بعد از اين سخن، گريه كنان بيرون رفت و در نهايت هنگامي كه از دنيا رفت وصيت نمود كه اميرالمؤمنين عليه السلام ، ابو بكر و عمر را در تجهيز بدنش با خبر نسازد و در مراسم تجهيز راه ندهد.

اما طبق روايت ابن قتيبه دينوري، اعلام نفرين از سوي صديقه طاهره (سلام الله عليها) در ماجراي عيادت ابو بكر و عمر صورت گرفت كه آن دو با واسطه قرار دادن اميرمؤمنان (عليه السلام) به نزد حضرت زهرا (سلام الله عليها) آمدند؛ اما حضرت روي خود را از آن دو برگردانيد. پس از اين كه ابو بكر سخن گفت حضرت زهرا با اقرار گرفتن از وي كه روايت «رضا فاطمة من رضاي وسخط فاطمة من سخطي فمن أحب فاطمة ابنتي فقد أحبني ومن أرضى فاطمة فقد أرضاني ومن أسخط فاطمة فقد أسخطني» را از رسول خدا صلي الله عليه و‌آله شنيده، به آنها فرمود: خدا و فرشتگانش را شاهد مي‌گيرم كه شما مرا به خشم آورده ايد و من نزد رسول خدا صلي الله عليه وآ‌له از شما شكايت مي‌كنم و پس از آن اعلام فرمود:والله لأدعون الله عليك في كل صلاةأصليها؛ به خدا سوگند من تو را در هر نمازي كه بجا مي‌آورم نفرين مي‌كنم.

پاسخ تفصيلي

متن روايات كه مضمون آن در سؤال مطرح شده، با سندهاي مختلف در كتب اهل سنت نقل شده است:

روايت اول؛ به نقل ابن قتيبه (م276هـ) از عبد الله بن عبد الرحمن انصاري

ابن قتيبه در كتاب «الامامة والسياسة» ماجراي سقيفه را تحت عنوان مستقل «ذكر السقيفة وما جرى فيها من القول» آورده و پس آن روايت طولاني را با اين سند نقل كرده است:

وحدثنا قال وحدثنا ابن عفير عن أبي عون عن عبد الله بن عبد الرحمن الأنصاري رضي الله عنه أن النبي عليه الصلاة والسلام لما قبض اجتمعت الأنصار رضي الله عنهم إلى سعد بن عبادة...

از ابتداي روايت تا به اين جا، قضيه اختلاف انصار و گرد آمدنشان در اطراف سعد بن عباده، بيعت برخي مهاجرين با ابو بكر، بيعت نكردن اميرمؤمنان و بني هاشم ، داستان هجوم بر خانه وحي و هتك حرمت حضرت زهرا (سلام الله عليها) و احضار اجباري اميرمؤمنان عليه السلام را مفصل نقل كرده تا به اينجا مي‌رسد كه عمر به ابوبكر گفت:

انطلق بنا إلى فاطمة فأنا قد أغضبناها فانطلقا جميعا فاستأذنا على فاطمة فلم تأذن لهما فأتيا عليا فكلماه فأدخلهما عليها فلما قعد عندها حولت وجهها إلى الحائط فسلما عليها فلم ترد عليهما السلام فتكلم أبو بكر فقال يا حبيبة رسول الله والله إن قرابة رسول الله أحب إلي من قرابتي وإنك لأحب إلى من عائشة ابنتي ولوددت يوم مات أبوك أني مت ولا أبقى بعده أفتراني أعرفك وأعرف فضلك وشرفك وأمنعك حقك وميراثك من رسول الله إلا أني سمعت أباك رسول الله يقول (لا نورث ما تركنا فهو صدقة) فقالت أرأيتكما إن حدثتكما حديثا عن رسول الله تعرفانه وتفعلان به قالا نعم.

با هم نزد فاطمه برويم ؛ زيرا ما او را به خشم آورديم. آن دو نزد  حضرت فاطمه سلام الله عليها آمدند و اجازه ورود خواستند؛ اما حضرت اجازه ورود ندادند. آن دو نزد حضرت علي عليه السلام آمدند و در اين باره سخن گفتند، حضرت علي آن دو را نزد حضرت فاطمه سلام الله عليها آورد، هنگامي كه نزد حضرت نشستند، حضرت فاطمه سلام الله عليها روي خود را به سوي ديوار برگردانيد. آن دو به حضرت سلام كردند، آن حضرت جواب شان را نداد. ابوبكر شروع به سخن كرد و گفت: اي حبيبه رسول خدا ! به خدا سوگند قرابت رسول خدا نزد من محبوب تر از قرابت خودم مي‌باشد و شما نزد من از عايشه دخترم محبوبتر هستي، دوست داشتم روزي كه پدرت از دنيا رفت، مرده بودم و باقي نمي‌ماندم. آيا گمان مي‌كني كه من شما را مي‌شناسم و برتري و شرافت تو را مي‌دانم؛ اما اگر تو را از حقت و از ارثيه رسول خدا منع كردم من روايتي از پدرت رسول خدا صلي الله عليه وآ‌له شنيدم كه فرمود: ما چيزي به ارث نمي‌گذاريم آنچه گذاشته ايم صدقه است.

حضرت زهرا سلام الله عليها فرمود: آيا هردوي شما عقيده داريد كه اگر روايتي از رسول خدا براي تان نقل كنم آن را مي‌شناسيد و انجام مي‌دهيد؟ هر دو گفتند: بله.

فقالت نشدتكما الله ألم تسمعا رسول الله يقول (رضا فاطمة من رضاي وسخط فاطمة من سخطي فمن أحب فاطمة ابنتي فقد أحبني ومن أرضى فاطمة فقد أرضاني ومن أسخط فاطمة فقد أسخطني) قالا نعم سمعناه من رسول الله قالت فإني أشهد الله وملائكته أنكما أسخطتماني وما أرضيتماني ولئن لقيت النبي لأشكونكما إليه فقال أبو بكر أنا عائذ بالله تعالى من سخطه وسخطك يا فاطمة ثم انتحب أبو بكر يبكي حتى كادت نفسه أن تزهق وهي تقول والله لأدعون الله عليك في كل صلاة أصليها ثم خرج باكيا فاجتمع إليه الناس فقال لهم يبيت كل رجل منكم معانقا حليلته مسرورا بأهله وتركتموني وما أنا فيه لا حاجة لي في بيعتكم أقيلوني بيعتي.

حضرت فرمود: شما را به خدا سوگند مي‌دهم، آيا نشنيده ايد كه رسول خدا فرمود: خشنودي فاطمه خشنودي من و خشم فاطمه خشم من است، پس هر كه فاطمه دخترم را دوست داشته باشد مرا دوست دارد و هركه او را خشنود سازد مرا خشنود ساخته و هر كه فاطمه را خشمگين نمايد مرا خشمگين ساخته است.

هردو گفتند: اين روايت را از آن حضرت شنيده ايم. فرمود: من خداوند و فرشتگان او را شاهد مي‌گيرم كه شما دو نفر مرا به خشم آورديد و خشنود نساخته ايد، هرگاه با رسول خدا ملاقات كنم از شما دو نفر شكايت مي‌كنم. ابو بكر گفت: اي فاطمه ! من از خشم رسول خدا صلي الله عليه وآله و خشم تو به خدا پناه مي‌برم، آنگاه شروع كرد به گريه كردن و نزديك بود جان از بدنش بيرون رود.

  فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود: به خدا سوگند در هر نمازي كه بجا مي‌آورم تو را نفرين خواهيم كرد. سپس ابو بكر در حال گريه بيرون رفت. مردم دور او جمع شدند به مردم مي‌گفت: امشب هركدام نزد همسرتان برويد و راحت بخوابيد و شاد باشيد و مرا رها كنيد من ديگر احتياجي به بيعت شما ندارم، بيعت مرا كنار بگذاريد.

الدينوري، ابومحمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاى276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1، ص 8 – 17 ، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م.

روايت دوم به نقل بلاذري (م279هـ) موسي بن عقبة

بلاذري يكي از علماي پر‌آوازه اهل سنت نيز روايتي را كه حضرت زهرا (سلام الله عليها) به نفرين ابو بكر تصريح نموده، با سند ديگر نقل كرده است:

الْمَدَائِنِيُّ ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ خَالِدٍ مَوْلَى خُزَاعَةَ ، عَنْ مُوسَى بْنِ عُقْبَةَ ، قَالَ : دَخَلَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِي بَكْرٍ حِينَ بُويِعَ . فَقَالَتْ : إِنَّ أُمَّ أَيْمَنَ وَرَبَاحًا يَشْهَدَانِ لِي أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَعْطَانِي فَدَكَ . فَقَالَ : وَاللَّهِ مَا خَلَقَ اللَّهُ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ أَبِيكِ ، لَوَدِدْتُ أَنَّ الْقِيَامَةَ قَامَتْ يَوْمَ مَاتَ ، وَلَأَنْ تَفْتَقِرَ عَائِشَةُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ تَفْتَقِرِي ، أَفَتَرَيْنِي أُعْطِي الأَسْوَدَ وَالأَحْمَرَ حُقُوقَهُمْ وَأَظْلِمُكِ وَأَنْتِ ابْنَةُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، إِنَّ هَذَا الْمَالَ إِنَّمَا كَانَ لِلْمُسْلِمِينَ ، فَحَمَّلَ مِنْهُ أَبُوكِ الرَّاجِلَ وَيُنْفِقُهُ فِي السَّبِيلِ ، فَأَنَا إِلَيْهِ بِمَا وَلِيَهُ أَبُوكِ ، قَالَتْ : وَاللَّهِ لا أُكَلِّمُكَ قَالَ : وَاللَّهِ لا أَهْجُرُكِ . قَالَتْ : وَاللَّهِ لأَدْعُوَنَّ اللَّهَ عَلَيْكَ . قَالَ : لأَدْعُوَنَّ اللَّهَ لَكِ.

موسي بن عقبه مي‌گويد: حضرت فاطمه [سلام الله عليها] هنگام بيعت بر ابو بكر وارد شد و به او فرمود: ام ايمن و رباح براي من شهادت مي‌دهند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله فدك را به من بخشيده است. ابوبكر گفت: به خدا سوگند خداوند جز پدرت محبوب تر در نزد من كسي را نيافريده است، دوست داشتم كه روز رحلت او قيامت بر پا مي‌شد. اگر عايشه محتاج و فقير شود، نزد من محبوب تر از اين است كه تو فقير شوي. 

آيا شما عقيده داريد كه من به مردمان سياه و سرخ پوست عطا مي‌كنم اما در حق شما ظلم مي‌كنم؟ در حالي كه شما دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله هستي. اين مال، براي مسلمين است پدرت از آن به سواران در راه خدا انفاق مي‌كرد. (يعني رسول خدا از اين مال براي مردان جنگي در حال جنگ انفاق مي‌كرد) من نيز همان كاري انجام مي‌دهم كه پدرت انجام مي داد. فاطمه فرمود: به خدا سوگند هرگز با تو سخن نمي‌گويم. ابو بكر گفت: به خدا سوگند با تو قهر نمي‌كنم. فاطمه فرمود: به خدا سوگند تو را نفرين مي‌كنم. ابو بكر گفت: من براي شما دعا مي كنم.

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاى279هـ)، أنساب الأشراف، ج3، ص 316، طبق برنامه الجامع الكبير.

روايت سوم: به نقل جوهري (م323هـ) هشام بن محمد عن ابيه

جوهري از علماي قرن چهارم نيز نقل كرده است كه حضرت زهرا سلام الله عليها نزد ابو بكر آمد؛ اما او از استرداد فدك خود داري كرد. در اين هنگام حضرت زهرا سلام الله عليها ناراحت شد و فرمود: والله لأدعون الله عليك.

وروى هشام بن محمد ، عن أبيه قال : قالت فاطمة ، لأبي بكر : إن أم أيمن تشهد لي أن رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) ، أعطاني فدك ، فقال لها : يا ابنة رسول الله ، والله ما خلق الله خلقا أحب إلي من رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) أبيك ، ولوددت أن السماء وقعت على الأرض يوم مات أبوك ، والله لأن تفتقر عائشة أحب إلي من أن تفتقري ، أتراني أعطي الأحمر والأبيض حقه وأظلمك حقك ، وأنت بنت رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم)، إن هذا المال لم يكن للنبي (صلى الله عليه وآله وسلم) ، وإنما كان مالا من أموال المسلمين يحمل النبي به الرجال ، وينفقه في سبيل الله ، فلما توفي رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) وليته كما كان يليه ، قالت : والله لا كلمتك أبدا ، قال : والله لا هجرتك أبدا ، قالت : والله لأدعون الله عليك ، قال : والله لأدعون الله لك ، فلما حضرتها الوفاة أوصت ألا يصلي عليها ، فدفنت ليلا ، وصلى عليها عباس بن عبد المطلب ، وكان بين وفاتها ووفاة أبيها اثنتان وسبعون ليلة .

فاطمه به ابو بكر گفت: ام ايمن براي من شهادت مي‌دهد كه رسول خدا صلي الله عليه وآ‌له فدك را به من بخشيده است. ابو بكر گفت: اي دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله به خدا سوگند، به نظر من خداوند هيچ مخلوقي را محبوب تر از رسول خدا نيافريده است، دوست داشتم كه روز وفات پدرت آسمان به زمين فرود مي‌آمد. به خدا سوگند، اگر عايشه فقير شود نزد من محبوبتر از اين است كه شما فقير باشيد. به خدا سوگند آيا شما عقيده داريد كه من به با طلاي سرخ و نقره سفيد حق او را عطا مي‌كنم اما در حق شما ظلم مي‌كنم؟ در حالي كه شما دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله هستيد. اين اموال (فدك) از آن رسول خدا صلي الله عليه وآ‌له نبود بلكه جزئي از اموال مسلمين است كه مردم براي او مي آوردند و رسول خدا آن را در راه خدا انفاق مي‌كرد. هنگامي كه وفات يافت من متولي ‌آن شدم همانگونه كه ايشان متولي آن بود.

فاطمه فرمود: به خدا سوگند هرگز با تو سخن نمي‌گويم. ابو بكر گفت: هرگز با شما قهر نمي‌شوم. فاطمه فرمود: به خدا سوگند تو را نفرين مي‌كنم. ابو بكر گفت: به خدا سوگند براي تو دعا مي كنم. هنگامي‌كه زمان وفاتش فرار رسيد وصيت نمود كه ابو بكر بر او نماز نخواند؛ پس شبانه دفن شد و عباس بن عبد المطلب بر او نماز خواند. ميان وفات رسول خدا و وفات فاطمه 72 شب فاصله بود.  

الجوهري، أبي بكر أحمد بن عبد العزيز (متوفاي323هـ)، السقيفة وفدك، ص 104، تحقيق: تقديم وجمع وتحقيق: الدكتور الشيخ محمد هادي الأميني، ناشر : شركة الكتبي للطباعة والنشر - بيروت – لبنان، الطبعة الأولى 1401 ه‍ - 1980م / الطبعة الثانية 1413 ه‍ . 1993م

نتيجه:

تا اينجا طبق اين سه روايت چند مطلب ثابت مي‌شود:

اولا: ابو بكر و عمر پس از غصب فدك، اقرار كرده اند كه حضرت زهرا (سلام الله عليها) را به خشم آوردند و از خود رنجانيدند؛ از اين رو نزد آن حضرت براي عذرخواهي آمدند: انطلق بنا إلى فاطمة فأنا قد أغضبناها...

ثانيا: حضرت زهرا سلام الله عليها نيز از آ‌نان راضي نگرديد و آنها را نبخشيد، چرا كه در جريان ديدار و ملاقات، حضرت روي خود را از آنها به سوي ديوار بر گردانيد: حولت وجهها إلى الحائط؛ و خشم حضرت فاطمه (سلام الله عليها) بر آن دو تا حدي بود كه فرمود: در هر نمازي كه بجا مي‌آورم شما را نفرين مي‌كنم: والله لأدعون الله عليك في كل صلاة أصليها،

ثالثا: طبق اين روايات، اعلام نفرين از سوي آن حضرت دو مرتبه صورت گرفته است. طبق روايت ابن قتيبه پس از غصب فدك ، آن دو به منزل اميرالمؤمنين صلوات الله و سلامه عليه رفتند و حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها اين جمله را فرمودند (والله لأدعون الله عليك) و طبق روايات بلاذري و جوهري ،‌وقتي حضرت زهرا سلام الله عليها فدك را از آنان مطالبه نمودند و آنها از بازپس دادن حق ايشان امتناع كردند ، حضرت فاطمه سلام الله عليها اين مطلب را بيان فرمودند.

رابعا: طبق روايت جوهري ، حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها وصيت نمودند شبانه دفن شوند تا مبادا ابو بكر در تشييع جنازه ايشان حاضر شود و بر پيكر مبارك آن حضرت نماز بخواند.  فلما حضرتها الوفاة أوصت ألا يصلي عليها ، فدفنت ليلا.

نكته پاياني: اثبات اعتبار اين روايات

نظر به دو قاعده رجالي اهل سنت و وهابيت اين روايات معتبر است و مي‌توانند  در مقام استدلال حجت باشند.

1. روايات فوق در حد استفاضه است

نفرين حضرت زهرا (سلام الله عليها) در سه روايت و با سندهاي متعدد نقل شد، و از نظر علماي اهل سنت روايتي كه با سه سند نقل شود مستفيض است و روايت مستفيض نيز حجت است.

سبكي در كتاب «رفع الحاجب عن مختصر ابن الحاجب»، اقوال علماي اهل سنت را در تعريف روايت «مستفيض» آورده است:

والمستفيض ... في ' الغنية ' : تزيد على الاثنين والثلاثة والأربع . وعبارة صاحب ' التنبيه ' : وأقل ما تثبت به الاستفاضة اثنان . والمختار عندنا : أن المستفيض ما يعده الناس شائعا ، وقد صدر عن أصل ، ليخرج ما شاع - لا عن أصل - وربما حصلت الاستفاضة باثنين .

خبر مستفيض ... در كتاب «الغنيه» آمده است: خبر مستفيض آن است كه بيش از دو طريق داشته باشد (يعني طريقش دو يا سه يا چهار تا باشد). صاحب تنبيه گفته: حد اقل اثبات استفاضه دو طريق است.

قول مختار ما اين است كه مردم آن را خبر شايع بدانند و منشأ آ‌ن اصل باشد (اين قيد آن شايعي را خارج مي‌كند از طريق اصل نباشد) و چه بسا استفاضه با دو طريق هم ثابت شود.

السبكي، تاج الدين أبي النصر عبد الوهاب بن علي بن عبد الكافي (متوفاي646هـ)، رفع الحاجب عن مختصر ابن الحاجب، ج 2، ص 308، تحقيق: علي محمد معوض، عادل أحمد عبد الموجود، دار النشر: عالم الكتب - لبنان / بيروت - 1999م - 1419هـ الطبعة: الأولى

جزائري دمشقي مي‌نويسد:

وأقل ما ثبت به الاستفاضة اثنان.

حد اقل اثبات استفاضه  با دو طريق است.

الجزائري الدمشقي، طاهر بن صالح بن أحمد (متوفاى: 1338هـ)، توجيه النظر إلي أصول الأثر، ج1، ص112، تحقيق: عبد الفتاح ابوغدة، ناشر: مكتبة المطبوعات الإسلامية - حلب، الطبعة: الأولى، 1416هـ ـ 1995م

شوكاني نيز مي‌نويسد:

والقسم الثاني المستفيض وهو ما رواه ثلاثة فصاعدا وقيل ما زاد على الثلاثة وقال أبو اسحاق الشيرازي اقل ما تثبت به الاستفاضة اثنان.

قسم دوم : روايت مستفيض آن است كه سه تن و بيشتر آن را روايت كرده باشند. قول ضعيفي گفته مستفيض آن است كه بيشتر از سه طريق داشته باشد. ابو اسحاق شيرازي گفته است: حد اقل اثبات استفاصه دو طريق است.

الشوكاني، محمد بن علي بن محمد (متوفاى 1255هـ)، إرشاد الفحول إلي تحقيق علم الأصول، ج1، ص94، تحقيق: محمد سعيد البدري ابومصعب، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ ـ 1992م

حسن عطار مي‌نويسد:

وقد يسمى أي المستفيض مشهورا وأقله من حيث عدد راويه أي أقل عدد روى المستفيض اثنان وقيل ثلاثة الأول مأخوذ من قول الشيخ في التنبيه وأقل ما يثبت به الاستفاضة اثنان.

گاهي مستفيض را مشهور مي‌گويند، حد اقل روايان خبر مستفيض دوتا است. برخي گفته سه تا. قول نخست بر گرفته از قول شيخ در كتاب «التنبيه» است و حداقل اثبات استفاضه دو تا است.

حسن العطار (متوفاي1250 هـ)، حاشية العطار على جمع الجوامع ، ج 2، ص 157، دار النشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة : الأولى 1420هـ - 1999م

تا اينجا ثابت شد كه حد اقل طريق يك خبر مستفيض، دو طريق است. و روايت مورد بحث ما از سه طريق وارد شده است.

اكنون سخنان علماي اهل سنت را مرور مي‌كنيم كه گفته اند، خبر مستفيض از نوع خبر مشهور است. حسن العطار مي‌نويسد:

وقد يسمى أي المستفيض مشهورا ...

گاهي مستفيض را مشهور مي‌گويند. ...

حسن العطار (متوفاي1250 هـ)، حاشية العطار على جمع الجوامع ، ج 2، ص 157، دار النشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة : الأولى 1420هـ - 1999م

محمد جمال الدين قاسمي نيز گفته است:

التاسع ، المستفيض : هو المشهور ، على رأي جماعة من أئمة الفقهاء.

قسم نهم: خبر مستفيض بنا به نظر گروهي از قفهاء، همان خبر مشهور است.

القاسمي، محمد جمال الدين (متوفاى1332هـ)، قواعد التحديث من فنون مصطلح الحديث، ج 1، ص124، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1399هـ - 1979م.

ابن قدامه در باره حجيت خبر مستفيض مي‌نويسد:

لأن الاستفاضة أقوى من خبر الثقة.

استفاضه قوي تر از خبر ثقه است.

الكافي في فقه ابن حنبل، ج 3، ص299 ، عبد الله بن قدامة المقدسي أبو محمد الوفاة: 620 ، دار النشر : المكتب الاسلامي – بيروت

2. تعدد طرق باعث تقويت روايات است

ابن تيميه معتقد است اگر يك روايت، طرق متعددي داشته باشد، همديگر را تقويت مي‌كنند و آن روايت مورد قبول است و گاه علم به صدور آن حاصل مي‌شود ، هرچند روايان آن فاسق و فاجر هم باشند:

فإن تعدد الطرق وكثرتها يقوى بعضها بعضا حتى قد يحصل العلم بها ولو كان الناقلون فجارا فساقا فكيف إذا كانوا علماء عدولا.

همانا تعدد طريق ها و كثرت آن، برخي آنها برخي ديگر را تقويت مي‌كنند حتي گاه علم به صدور آن حاصل مي‌شود هر چند ناقلان آ‌ن فاجر و فاسق باشند، چه رسد به اين كه ناقلان روايت علماي عادل باشند.

ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، كتب ورسائل وفتاوي شيخ الإسلام ابن تيمية، ج 18، ص26، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ناشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية.

نتيجه كلي:

اولا: طبق اين روايات، حضرت زهرا (سلام الله عليها) از ابو بكر خشمگين بوده و تا آخر عمر از آنها راضي نشد و اولين و آخرين كلام ايشان خطاب به ابو بكر اين بود كه من در هر نمازي كه مي‌خوانم تو را نفرين مي‌كنيد.

ثانيا: اين روايات با توجه به قواعدي كه اهل سنت و وهابيت دارند، معتبر است:

1. طبق تعريف بسياري از علماي اهل سنت، روايتي كه سه طريق و حتي دو طريق نقل داشته باشد، مستفيض است و روايت مستفيض را مساوي با مشهور مي‌دانند و روايت مشهور نيز براي آنها حجت است و حتي برخي گفته اند كه روايت مستفيض قوي تر از خبر ثقه است.

2. به صراحت سخن ابن تيميه ، روايتي كه طرق متعدد داشته باشد، همديگر را تقويت مي‌كنند و علم به صدور روايت حاصل مي‌شود.

در نتيجه روايت مورد بحث، چون سه طريق دارد، مستفيض است و قويتر از خبر ثقه مي‌باشد. و نيز اين طرق، همديگر را تقويت مي‌كند.

 

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)



مطالب مرتبط:
اقرار ابوبكر به هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله عليهاآيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضي شد؟چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟


Share
1 | الياس | , ایران | ١٣:٤٢ - ١٦ اسفند ١٣٩٣ |
ضمن تشكر فراوان از تمامي دست اندركاران عزيز. يك نقد داشتم البته ضمن پوزش و اون اينه كه چرا شما فقط و فقط شيوه كلام جدلي رو پيش گرفتيد چرا كلام برهاني مثل كشف المراد يا مثل اون پي گيري نميكنيد ميدونيد كه الان و بيشتر از همه أصل دين مورد هجمه قرار گرفته و متاسفانه بيشتر سايت هايي اينچنيني ب نوعي جمود دارن در مقابل شبهات جديد كه به أصل دين وارد شده به نوعي عقب مونده هستن پس بهتره در كنار بررسي اختلافات مذاهب به مغالطات معاندين دين هم بپردازيد موووووووووووووفق و سربلند باشيد

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
در اينکه بايد دين تبين شود شکي نيست اما گاهي مخاطب کسي است که اصلا کتب شيعه را قبول نمي کند تا ما بياييم براي او چيزي را ثابت کنيم لذا ناچاريم گاهي اوقات جدال کنيم که اين جدال نيز اين طور نيست سابقه نداشته باشد بلکه روش انبياء نيز در برابر مخالفين چنين بوده است که جدال احسن مي کردند
در قرآن آمده است: ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن
سورة النحل آيه 125
مناظره پيامبر (ص)  با نصارای نجران که منجر به مباهله شد :
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ
سوره آل عمران آيه 61
در خصوص حضرت نوح نيز آمده است:
قَالُوا يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
سوره هود آيه 32
و اين يک قاعده است که براي احتجاج بايد از منابع طرف مقابل براي او استناد کنيم:
 همچنانکه  ابن حزم در اين خصوص مي گويد: «لا معنى لاحتجاجنا عليهم برواياتنا فهم لا يصدقونا ولا معنى لاحتجاجهم علينا بروياتهم فنحن لا نصدقها وإنما يجب أن يحتج الخصوم بعضهم على بعض بما يصدقه الذي تقام عليه الحجة به » معنا ندارد كه ما عليه شيعيان به روايات خودمان استدلال كنيم ؛ در حالي كه آنها قبول ندارند و نيز معنا ندارد كه آن‌ها به روايات خودشان عليه ما استناد كنند ؛ در حالي كه ما آن روايات را قبول نداريم . از اين رو لازم است كه در برابر خصم به چيزي استناد شود كه او قبول دارد و براي او حجت است .علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الطاهري أبو محمد الوفاة: 548 ، الفصل في الملل والأهواء والنحل ، مكتبة الخانجي - القاهرة  ج 4   ص 78
موف باشيد
گروه پاسخ به شبهات
2 | امین ع | , ایران | ١٥:٢٦ - ١٦ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
12
پاسخ نظر
عالی بود ممنون خدا خیرتون بدهد انشا الله
3 | سید صادق | | ١٩:١٥ - ١٦ اسفند ١٣٩٣ |
سلام بر سایت عزیز و بزرگ همیشه در صحنه ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف ... واقعا زیبا و عالی استدلال نمودید ... جالب اینکه در روایاتی که فرمودید حضرت چندین بار این دو نفر رو نفرین کردن ... موفق و پیروز باشید .
4 | سعیدعبدالحسین | , ایران | ١٩:٤٥ - ١٦ اسفند ١٣٩٣ |
سلام علیکم.آیا زیارت نامه حضرت زهرا سلام الله علیها با سند معتبر در کتب شیعه نقل شده؟ایا از اهلبیت زیارت نامه ای داریم که در ان به مصائب حضرت اشاره شده باشد؟با تشکر.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
در اين خصوص در روايتي از امام باقر عليه السلام آمده  است:
 المنصوري قال حدثنا إبراهيم بن محمد بن عيسى بن محمد العريضي قال حدثنا أبو جعفر ع ذات يوم قال: إذا صرت إلى قبر جدتك فاطمة ع فقل يا ممتحنة امتحنك الله الذي خلقك قبل أن يخلقك فوجدك لما امتحنك صابرة و زعمنا أنا لك أولياء و مصدقون و صابرون لكل ما أتانا به أبوك ص و أتانا به وصيه ع فإنا نسألك‏ إن‏ كنا صدقناك‏ إلا ألحقتنا بتصديقنا لهما بالبشرى لنبشر أنفسنا بأنا قد طهرنا بولايتك.طوسى، تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) ؛ ج‏6 ؛ ص10
مرحوم مجلسي درباره سند گويد:
و روى الشيخ في القوي، عن إبراهيم بن محمد العريضي قال، حدثنا أبو جعفر الثاني صلوات الله عليه ذات يوم قال: إذا صرت إلى قبر جدتك فقل: يا ممتحنة امتحنك الله الذي خلقك قبل أن يخلقك فوجدك لما امتحنك صابرة و زعمنا إنا لك أولياء و مصدقون و صابرون لكل ما أتانا به أبوك صلى الله عليه و آله و سلم و أتى به وصيه عليه السلام فإنا نسألك إن كنا صدقناك إلا ألحقتنا بتصديقنا لهما لتبشر أنفسنا بأنا قد طهرنا بولايتك.
قال الشيخ هذه الزيارة وجدتها مروية لفاطمة (صلوات الله عليها) و إماما
مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة) ؛ ج‏5 ؛ ص343
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
5 | امین ع | , ایران | ٠٠:١٩ - ١٧ اسفند ١٣٩٣ |
باسلام. یک شبهه ای برای بنده ژیش آمده اینکه چرا حضرت زهرا سلام الله وصعیت کرد تا غسل شود با اینکه شهید شدن در راه خدا نیازی به غسل ندارد؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
شهيدي که در معرکه جنگ آن هم قبل از تمام شدن جنگ از دنيا برود ، غسل و کفن ندارد
 الشهيد إذا مات في المعركة لا يغسل ولا يكفن ، ذهب إليه علماؤنا أجمع . تذكرة الفقهاء (ط.ج) - العلامة الحلي - ج 1 ص 371
با اين وجود چون حضرت زهرا عليها السلام در معرکه جنگ شهيد نشدند لذا وصيت کرد که حضرت علي عليه  السلام ايشان را غسل بدهند
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
1 |asd313||٢٢:٣٨ - ١٦ اسفند ١٣٩٤ |
1
 
1
ضمن اینکه حتی شهیدی که در معرکه جنگ زخمی بشه و بعد از خروج از معرکه شهید بشه، باز هم به غسل و کفن و .... نیاز داره .... !
6 | مهر تابان | , ایران | ١٠:٤٣ - ١٨ اسفند ١٣٩٣ |
به نام خدا
قبل از ابن قتیبه ، ابوعثمان عمرو بن بحر مشهور به «جاحظ» متوفی 255 هجري در رساله عباسیه اش ، این نفرین حضرت زهرا سلام الله علیها را به صورت ارسال مسلّم بیان میکند:
قال أبو عثمان:
وقد زعم أناس أن الدليل على صدق خبرهما (يعني أبا بكر وعمر) في منع الميراث وبراءة ساحتهما، ترك أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم النكير عليهما.!
قد يقال لهم: لئن كان ترك النكير دليلا على صدقهما، إن ترك النكير على المتظلمين والمحتجين عليهما والمطالبين لهما دليل على صدق دعواهم أو استحسان مقالتهم، ولا سيما وقد طالت المناجاة وكثرت المراجعة والملاحاة، وظهرت الشكية واشتدت الموجدة.
وقد بلغ ذلك من فاطمة أنها أوصت أن لا يصلي عليها أبو بكر. ولقد كانت قالت له حين أتته مطالبة بحقها ومحتجة لرهطها: من يرثك يا أبا بكر إذا مت؟ قال: أهلي وولدي. قالت: فما بالئا لا نرث النبي صلى الله عليه وسلم؟! فلما منعها ميراثها وبخسها حقها واعتل عليها وجلح أمرها وعاينت التهضم وأيست في التورع ووجدت نشوة الضعف وقلة الناصر قالت: والله لأدعون الله عليك. قال: والله لأدعون الله لك.
قالت: والله لا كلمتك أبدا. قال: والله لا أهجرك أبدا.
الرسائل السياسية ص467 ( الرسالة العباسیة) ،المؤلف: عمرو بن بحر بن محبوب الكناني بالولاء، الليثي، أبو عثمان، الشهير بالجاحظ (المتوفى: 255هـ) ، الناشر: دار ومكتبة الهلال، بيروت ، تحقیق : علی ابوملحم
7 | میثم | , ایران | ١٨:٠٤ - ١٨ اسفند ١٣٩٣ |
با سلام و خسته نباشید. در روایات شیعه به شهادت حضرت زهرا 75 روز بعد از رحلت رسول خدا (ص) بیشتر تاکید شده مثل دلائل الامامة و کافی و... ولی چرا اونی که بیشتر قبول داریم 95 روزه و این روز تعطیل رسمی شده؟
یه سوال دیگه چرا انقدر در مورد سالروز وفات حضرت صدیقه اختلاف شده؟72 روز،75 روز،95 روز،سه ماه، شش ماه و...

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اتفاقا يکي از روايات معتبري که ثابت مي  کند حضرت زهرا عليها السلام بعد از 95 روز بعد از شهادت پيامبر صلي الله عليه و آله از دنيا رفتند همين روايت طبري مي باشد که امام صادق عليه السلام فرمودند
وقبضت في جمادي الآخرة يوم الثلاثاء لثلاث خلون منه
حضرت فاطمه عليها السّلام روز سه شنبه، سوم ماه جمادى الثانى سال يازدهم هجرى از دنيا رحلت نمود.
که اگر حساب کنيد 95روز بعد از 28 صفر مي شود
آنچه از تاريخ شهادت حضرت زهرا (س) از روايات چنين استفاده مي شود كه پس از خمس و سبعین ، يا خمس و تسعین از شهادت پيامبر (ص) اتفاق افتاد و چون اين روايت با خط كوفي و فاقد نقطه بوده است ، بين تسعین و سبعین اشتباه شده است و بدين جهت برخي هفتاد وپنج روز و برخي نود و پنج روز را ذكر كرده اند .
ولی با این حال اشکال و ایرادی متوجه مذهب و یابر رویدادي که اتفاق افتاده است، نیست و حتی ممکن است که مزیت هایی هم داشته باشد. از جمله این که شیعیان دو بار در سال برای آن حضرت عزا بگیرند و یاد و خاطره او را زنده کنند.تا از این طریق بر باطل بودن دشمنان و بر حق بودن پیروانشان ایمان بیشتری پیدا کنند.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
8 | امین ع | , ایران | ١٥:٠٦ - ١٩ اسفند ١٣٩٣ |
باسلام و خسته نباشید خدمت گروه پاسخ به شبهات بنده چند سوالی داشتم که مربوط به این مقاله نمی باشد لطفا در صورت امکان پاسخ دهید :
سوال اولی اینکه حضرت شهربانو همسر امام حسین (ع) چطوری اسیر شد و توسط چه کسی به همسر امام حسین (ع) شد و در روز عاشورا توسط چه کسی به شهادت رسید؟ یک سری داستانهایی شنیدم که حضرت موقع فرار از دست حرامیان سپاه عمرسعد نزدیک کوهی رسید و کوه باز شد و حضرت داخل کوه شد!! آیا این واقعیت دارد؟؟ لطفا در این زمینه بیشتر توضیح دهید.
وسوال دیگر اینکه زمانی آقا امام رضا علیه السلام به ایران آمدند ایشان با مردم ایران به چه زبانی صحبت میکردند؟؟ فارسی یا عربی؟؟؟ ممنون

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
هر چند در برخي از روايات نقل شده است که  وقتي دختران يزدگرد را در زمان عمر به مدينه آوردند و دختران مدينه به تماشا آمدند. عمر به توصيه اميرمؤمنان(ع) او را آزاد گذاشت كه هر كه را مي ‏خواهد انتخاب كند و او حسين بن علي(ع) را انتخاب كرد ، اما در مقابل روايات و نقلهايي نيز وجود دارد که ثابت مي کند اسارت او  در زمان عثمان و برخى مانند شیخ مفید آن را در زمان خلافت حضرت على(ع) دانسته ‏اند
اما  درباره حضور اين بانو در کربلا بايد بگوييم ايشان در کربلا حضور نداشتند نقل شده است که ايشان بر سر زايمان امام سجاد عليه السلام از دنيا رفتند 
مسعودي:شهر بانو سرانجام در شهر مدينه بر سر زايمان در تولّد امام زين‏ العابدين(ع) رحلت كرد.اثبات الوصيه مسعودي، ص 143،  شيخ صدوق در همين رابطه از امام علي بن موسي الرضا(ع) نقل مي‏كند كه آن حضرت به سهل بن قاسم قوچاني فرمود: مادر علي بن الحسين(ع) بر سر زايمان وفات كرد و يكي از همسران پدرش امور سر پرستي او را به عهده گرفت. عيون الاخبار، ص 270
با اين بيان  آمدن شهربانو به كربلا، فرار او از كربلا به ایران، غایب شدن او در كوه و نیز آمدن او به ایران صحيح نيست
در خصوص سوال اخرتان که گفته بوديد امام رضا عليه السلام با ايرانيان با چه زباني صحبت کردند بايد عرض کنيم:
اولا: در آن زمان زبان مردم  مناطق اسلامي از جمله ايران عربي بود بلد بودند  و شهر نيشابور در آن زمان عرب بودند  و امام با آنان به زبان عربي سخن مي گفت نه غير عربي  و مردم آن زمان مردم نيشابور شيعه نبودند بلکه سني بودند
ثالثا: امام رضا عليه السلام و ساير ائمه عليهم السلام  معصومند و از هر جهت كامل هستند و براي آنها مشكلي به نام زبان وجود ندارد . زبان اصلي امام زبان عربي است و اما به لغات ديگر نيز آگاهي دارند با مردم عربي به زبان عربي سخن مي گفتند و اگر جايي كسي از زبان عربي سردرنمي آورد با او به زبان خودش سخن مي گفت .همچنانکه نقل شده است امام رضا عليه اسلام به زبان فارسي سخن مي گفت:
شيخ صدوق روايتي را چنين نقل مي کند:
حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ قَالَ‏ حَدَّثَنَا أَبُو هَاشِمٍ دَاوُدُ بْنُ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِيُّ قَالَ: كُنْتُ أَتَغَدَّى مَعَ أَبِي الْحَسَنِ ع فَيَدْعُو بَعْضَ غِلْمَانِهِ بِالصَّقْلَبِيَّةِ وَ الْفَارِسِيَّةِ وَ رُبَّمَا بَعَثْتُ غُلَامِي هَذَا بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْفَارِسِيَّةِ فَيُعَلِّمُهُ وَ رُبَّمَا كَانَ يَنْغَلِقُ‏ «1» الْكَلَامُ عَلَى غُلَامِهِ بِالْفَارِسِيَّةِ فَيَفْتَحُ هُوَ عَلَى غُلَامِهِ.ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا عليه السلام، 2جلد، نشر جهان - تهران، چاپ: اول، 1378ق.
 پدرم- رضى اللَّه عنه- بسند مذكور در متن از داود بن قاسم جعفرى روايت كرد كه گفت: من با حضرت رضا عليه السّلام هم غذا ميشدم، گاهى بزبان صقلبىّ و فارسىّ بعض غلامان خود را ميخواند، و بسا ميشد كه من غلام خود را براى كارى نزد آن حضرت ميفرستادم و با زبان فارسى تكلّم ميكرد، و حضرت ميدانست، و بعض اوقات فهم كلام عجمىّ بر غلامش گران مى‏آمد و عليه السّلام خود براى غلام توضيح ميداد.
بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏49 ؛ ص   87
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
9 | امین ع | , ایران | ١٥:٠٨ - ١٩ اسفند ١٣٩٣ |
در کدام جنگ است که امیرالمومنین ع رو به ایران می ایستند و سلام میکنه به شهدای ایران؟؟؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
چنین نقلی را ما در منابع معتبر پیدا نکردیم
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
10 | حسن اللهی؟ | , ایران | ٠٣:٢٥ - ٢٠ اسفند ١٣٩٣ |
خيلي عالي بود ... طبق گفته مفتيان وهابي و؟؟؟ اين روايتها كاملا" صحيح است و انكار ناپذير است ... هر كس اين روايات را انكار كند در واقع مفتيان جماعت ؟؟؟ و وهابي را انكار و ردشان كرده است ... به جماعت ؟؟ و وهابي پيشنهاد ميكنم قبل از اينكه جواب بدهند اول فكر و تحقيق كنند و بعد جواب و نظر بدهند . از زحمتكشان سايت كمال تشكر را دارم كه با روشنگريشون حجت را بر همه تمام ميكنند ... اي اهل جماعت ... فكر و تعقل و تحقيق كنيد و تصميم بگيريد ...
11 | امین ع | , ایران | ١٨:٣٨ - ٢١ اسفند ١٣٩٣ |
عالی بود خدا خیرتون بده
12 | مجنون و عاشق سینه چاک اهل البیت سلام الله علیها | , ایران | ٢٠:٠٥ - ٢٢ اسفند ١٣٩٣ |
سلام برشما خولهش میکنم جواب بدهید مثل همیشه.فرق های اساسی اسلام و دین حنیفی چیست؟اگه میشه یا خودتان جواب دهید یا یک مقاله ای که در اینترنت هست معرفی کنید ممنون

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در اين خصوص به اين مقاله «حنفا، حنفيت و رابطه آن با اسلام (بررسي تاريخي حنفا وآيين حنيف در دوران جاهليت قبل ازاسلام) که در اينترنت ز موجود است، رجوع کنيد  و    در اين خصوص پايان نامه اي نيز به اين نام «بررسی تطبیقی دین اسلام و دین حنیف» نوشته شده است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
13 | متحیر سربازان مهدی | , ایران | ٠١:٤١ - ٢٣ اسفند ١٣٩٣ |
از شما ممنونم .فقط اینرو بگم که سطح اطلاع رسانیتون خیلی پایینه و کسی خبری از این سایت و شبکه ولایت نداره.
اطلاع رسانی کنید خیلی حیف حیفه حیفه
انقدر سایت زیاده انقدر کتاب زیاده انقدر موضوع زیلده
اگه اطلاع رسانی گسترده نکنید کارتون محدود میمونه و همهگیر نمیشه/
مطلع کنید دانشجوها و مردم و... را
با سپاس
14 | یا علی | , ایران | ١١:٠٦ - ٢٣ اسفند ١٣٩٣ |
با سلام
سوالی داشتم درباره روایت بلاذری در انساب الاشراف برای اثبات هجوم:
1184- الْمَدَائِنِيُّ، عَنْ مَسْلَمَةَ بْنِ مُحَارِبٍ، عَنْ سُلَيْمَانَ التيمى، وعى ابْنِ عَوْنٍ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ أَرْسَلَ إِلَى عَلِيٍّ يُرِيدُ الْبَيْعَةَ، فَلَمْ يُبَايِعْ. فَجَاءَ عُمَرُ، ومعه فتيلة [1] .
فتلقته فاطمة على الباب، فقالت فاطمة: [يا ابن الْخَطَّابِ، أَتُرَاكَ مُحَرِّقًا عَلَيَّ بَابِي؟ قَالَ: نَعَمْ، وَذَلِكَ أَقْوَى فِيمَا جَاءَ بِهِ أَبُوكِ. وَجَاءَ عَلِيٌّ، فَبَايَعَ وَقَالَ:
كُنْتُ عَزَمْتُ أَنْ لا أَخْرُجَ مِنْ مَنْزِلِي حَتَّى أَجْمَعَ الْقُرْآنَ] .
در این روایت طبق آنچه که در تهذیب الکمال آمده است (جلد 12 صفحه 6) آمده است سلیمان التیمی نه از ابن عون روایت کرده است و مسلمه بن محارب نیز از سلیمان التیمی روایتی نقل نکرده است.
آیا ایشان نمی توانستند از هم نقل روایت کنند؟؟اگر نمی توانستند آیا سند روایت منقطع نمی شود؟؟
بنده یک بار این سوال را پرسیدم اما بنده را به روایت طبری ارجاع دادید
منظور بنده به روایت بلاذری در انساب الاشراف است که متن آنرا نیز وارد کردم.
پیشاپیش از جواب شما تشکر میکنم.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
شما «ابن عون» را در اين روايت استاد «سليمان تيمي» دانسته اید در حالي كه اگر در سند روايت دقت مي‌كردید، سليمان و ابن عون، شاگر و استاد نيستند. سند اين است: عن سليمان التيمي وعن ابن عون؛ يعني «مسلمة بن محارب» روايت را از هردوي آنها نقل كرده است.
بر فرض اين كه سند روايت «عن سليمان التيمي، عن ابن عون» بدون «واو» باشد، بازهم آنها مي‌توانند از يك ديگر روايت نقل كنند زيرا هم طبقه هستند. زيرا به نقل سليمان بن طرخان تيمي متوفاي 143 يا 144 است:
همچنانکه ابن خياط گويد:
وسليمان التيمي هو سليمان بن طرخان مولى بني مرة بن عباد أخواله بنو تميم نزل فيهم فنسب إليهم يكنى أبا المعتمر مات سنة ثلاث أو أربع وأربعين ومائة.
الطبقات لابن خياط، ج 1، ص 219 ، خليفة بن خياط أبو عمر الليثي العصفري الوفاة: 240 ، دار النشر : دار طيبة - الرياض - 1402 - 1982 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : د. أكرم ضياء العمري
عبد الله بن عون بن ارطان (رواي بعد) نيز متوفاي 151 است. بخاري در باره وي مي‌نويسد: عبد الله بن عون بن أرطبان مولى مزينة أبو عون البصري سمع القاسم والحسن وابن سيرين قال عبد الله بن أبي الأسود عن سعيد بن عامر مات سنة إحدى وخمسين ومائة.
التاريخ الكبير، ج 5، ص 163، محمد بن إسماعيل بن إبراهيم أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار الفكر ، تحقيق : السيد هاشم الندوي
يعني عبد الله 6 سال از سليمان تيمي بزرگتر بوده است. بنابراين اين دو تن هم عصر بوده و مي‌توانند از هم ديگر روايت نقل كنند.
 استناد شما در اين خصوص به مزي بود «سليمان تيمي» و «مسلمة بن محارب» را به عنوان شاگرد و استاد ذكر نكرده، پس سليمان نمي‌تواند از مسلمه بن محارب روايت نقل كند.
در پاسخ شما مي اول اين است كه مزي فقط استاد و شاگرد روايات صحاح سته را در كتابش نقل كرده و با راويان كتابهاي ديگر كاري ندارد. و اين روايت هم در كتاب بلاذري نقل شده است.
پاسخ دوم اين كه بسياري از راوايان، همه اساتيد و يا همه شاگردانش در منابع رجالي نقل نشده ولي روايت از همديگر دارند و يا مي‌توانند داشته باشند.
با يك حساب سر انگشتي نتيجه به دست ميايد كه «محارب بن مسلمه» و «سليمان تيمي» هم طبقه بوده‌اند مي‌توانستد از همديگر روايت نقل كنند؛ زيرا پدر مسلمه(يعني محارب) از «معاويه بن يزيد» و «مسلمة بن محارب» از پدرش روايت نقل كرده است.
 از طرف ديگر گفتيم كه «سليمان تيمي» در سال 143 وفات كرده و عمر وي را 97 سال نوشته اند كه با كسر اين 97 از 143 ، عدد 46 باقي مي‌ماند. نتيجه اين است كه سليمان در زمان وفات معاويه 14 ساله بوده است. بنابراين «سليمان» نه تنها از «مسلمه بن محارب» بلكه از پدرش نيز مي‌توانسته روايت نقل كند.
 در نتيجه سند روايت انقطاع ندارد.
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
15 | سائل | , ایران | ٢١:٢٢ - ٢٣ اسفند ١٣٩٣ |
به نظر شما اگر سخن حضرت ابوبکر اشتباه بود و فدک جزیی از اموال بیت المال نبود چرا خود علی در زمان خلافت خود آن را به فرزندان حضرت فاطمه ناد؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در خصوص اينکه چرا حضرت علي عليه اسلام فدک را بر نگرداند ، دلائل متعددي دارد از جمله اين دلائل اين است که مردم چون با سنت هاي خلفاي قبلي انس گرفته بودند و وقتي حضرت علي عليه السلام مي خواست سنت غلط و يا بدعت آنها را از بين ببرد، شروع به اعتراض و اغتشاش مي کردند همچنانکه در جريان نماز تراويح اين اتفاق افتاد حضرت خواست اين بدعت را بردارد گفتند واعمراه
لذا حضرت در اين خصوص همان کاري را کردند  که پيامبر (ص) در جريان خانه کعبه انجا دادند خواستند در کعبه تغييري ايجاد کنند اما چون از دين مردم و بر گشتن آنها به عصر جاهليت ترسيدند لذا اين کار را ترک کردند حضرت در نظر داشت ديوار را داخل کعبه کند و در کعبه را به زمين بچسباند که خوف داشت انجام نداد
در صحيح بخاري آمده است:
حدثنا مُسَدَّدٌ حدثنا أبو الْأَحْوَصِ حدثنا أَشْعَثُ عن الْأَسْوَدِ بن يَزِيدَ عن عَائِشَةَ رضي الله عنها قالت سَأَلْتُ النبي صلى الله عليه وسلم عن الْجَدْرِ أَمِنَ الْبَيْتِ هو قال نعم قلت فما لهم لم يُدْخِلُوهُ في الْبَيْتِ قال إِنَّ قَوْمَكِ قَصَّرَتْ بِهِمْ النَّفَقَةُ قلت فما شَأْنُ بَابِهِ مُرْتَفِعًا قال فَعَلَ ذلك قَوْمُكِ لِيُدْخِلُوا من شاؤوا وَيَمْنَعُوا من شاؤوا وَلَوْلَا أَنَّ قَوْمَكِ حَدِيثٌ عَهْدُهُمْ بِالْجَاهِلِيَّةِ فَأَخَافُ أَنْ تُنْكِرَ قُلُوبُهُمْ أَنْ أُدْخِلَ الْجَدْرَ في الْبَيْتِ وَأَنْ أُلْصِقَ بَابَهُ بِالْأَرْضِ
صحيح البخاري  ج 2   ص 573
در صحيح مسلم نيز آمده است پيامبر مي خواست گنجهاي کعبه را در راه خدا انفاق کند اما بخاطر اينکه مردم تازه از جاهليت در آمده بودند و احتمال بر گشت آنها باز به دوران جاهليت و کفر بود لذا ترک کرد
عُمَرَ يقول سمعت عَبْدَ اللَّهِ بن أبي بَكْرِ بن أبي قُحَافَةَ يحدث عَبْدَ اللَّهِ بن عُمَرَ عن عَائِشَةَ زَوْجِ النبي صلى الله عليه وسلم أنها قالت سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول لَوْلَا أَنَّ قَوْمَكِ حَدِيثُو عَهْدٍ بِجَاهِلِيَّةٍ أو قال بِكُفْرٍ لَأَنْفَقْتُ كَنْزَ الْكَعْبَةِ في سَبِيلِ اللَّهِ وَلَجَعَلْتُ بَابَهَا بِالْأَرْضِ ولادخلت فيها من الْحِجْرِ
صحيح مسلم  ج 2   ص 969
در خصوص فدک نيز حضرت علي عليه السلام همان کاري را کرد که پيامبر صلي الله عليه و آله  انجام داد
در منابع اهل سنت نيز در خصوص فدک اشاره شده است که حضرت بخاطر تقيه و بخاطر ترس از اينکه مردم نگويند مخالفت ابوبکر و عمر شد، لذا فدک را پس نگرفت
 والله يكره أن يدعى عليه خلاف أبي بكر وعمر رضي الله عنهما
تاريخ المدينة المنورة  ، اسم المؤلف:  أبو زيد عمر بن شبة النميري البصري الوفاة: 262هـ  ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت  - 1417هـ-1996م ، تحقيق : علي محمد دندل وياسين سعد الدين بيان  ج 1   ص 135
البته ادله فراوان ديگر در اين زمينه وجود دارد
جهت اطلاع به اين آدرس رجوع کنيد
در ضمن اگر به منابع خودتان رجوع کنيد متوجه مي شويد فدک ملک شخصي بود نه بيت المال که ابن تيميه گفته است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
16 | امین ع | , ایران | ١٥:٢٠ - ٢٤ اسفند ١٣٩٣ |
باسلام. نظر علما و بزرگان اهل سنت درمورد صحیح بخاری و مسلم چیه؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
علماي اهل سنت اين دو کتاب را بعد از قرآن از صحيحترين کتب خود مي دانند و بر قبولي روايات آن اتفاق دارند
ابن ملقن گويد:
كتاب بخارى و مسلم، صحيح ترين كتاب‌ها پس از قرآن هستند
الأنصاري، سراج الدين عمر بن علي بن أحمد (متوفاي804هـ)، المقنع في علوم الحديث، ج1، ص57، تحقيق: عبد الله بن يوسف الجديع، دار النشر: دار فواز للنشر – السعودية، الطبعة: الأولى1413هـ
ملاعلى قارى يكى ديگر از علماى اهل سنت در قرن يازدهم اتفاق علماء را در اين مورد نقل كرده‌است:
ثم اتفقت العلماء علي الصحيحين بالقبول وأنهما أصح الكتب المؤلف، ثم الجمهور على أن صحيح البخاري أرجحهما وأصحهما
علماء بر قبول صحيحين اتفاق نظر دارند و اين‌كه اين دو كتاب صحيح ترين كتابهاى تأليف شده است؛ سپس جمهور علماى بر اين هستند كه صحيح بخارى برتر و صحيح ترين آن دو است.
مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، ج1، ص62
البته در مقابل عده مانند الباني نيز در خصوص کساني که معتقدند تمام صيحيحن، صحيح هستند، با تندي برخورد کرده و آنها را به  تعصب کورکورانه متهم کرده است 
 هذا الشذوذ في هذا الحديث مثال من عشرات الأمثلة التي تدل على جهل بعض الناشئين الذي يتعصبون لـ " صحيح البخاري "، وكذا لـ " صحيح مسلم " تعصبا أعمى، ويقطعون بأن كل ما فيهما صحيح .سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها 6/ 93 مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض الطبعة: الأولى، (لمكتبة المعارف)
وي در موارد فراوان احاديث صحيح بخاري را تضعيف و برخي از راويان اين کتاب را غير ثقه دانسته است
جهت اطلاع بيشتر به اين آدرس رجوع کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
17 | امین ع | , ایران | ٢٣:٤٠ - ٢٤ اسفند ١٣٩٣ |
منظورم این بود که آیا کسی از علمای اهل سنت هست که بعضی از روایات این دو کتاب را قبول نداشته باشند. مثلا روایاتی که به پیامبر اکرم (ص) و همسرانش اهانت شده مثلا روایاتی که به آمده : نزوا آیات شیطانی بر پیامبر!! پیامبری که نماز صبحش قضا میشد پیامبری که آیاتی از قرآن را فراموش کرده بود!!!! پیامبری که سحرو جادو میشد و ....
آیا علمای اهل سنت این روایات را هم صحیح میدانند.....!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
روايات در اين خصوص که ذکر کرديد در صحيحن ذکر شده است که علماي اهل سنت بر صحت روايات اين دو کتاب اجماع دارند و روايات اين دو کتاب را تلقي به قبول مي کنند
ابن حجر عسقلاني نقل كرده است:
وإنما نقل ابن الصلاح أن الأمة أجمعت علي تلقيهما بالقبول من حيث الصحة.
 النكت علي كتاب ابن الصلاح، ج1، ص371
طاهر دمشقي متوفاي قرن چهارده نيز در كتاب «توجيه النظر» اختلاف نظر ابن صلاح و بقيه محققان را نقل كرده و در مورد نظر ابن صلاح در باره روايات صحيحين مي نويسد:
وأما هو فقال إن تلقي الأمة للصحيحين بالقبول يقتضي الحكم بصحة جميع ما فيهما من الأحاديث سوي ما استثني من ذلك فحكم علي ما لا يحصي من الأحاديث المختلفة المراتب بحكم واحد وهو القطع بصحتها لوجودها في كتابين تلقتهما الأمة بالقبول.
ابن صلاح گفته است: مقتضاي اين كه امت صحيحين را مورد قبول قرار داده اند صحت تمام روايات صحيحين است جز آنچه از آن استثناء شده است. ابن صلاح بر بسياري از رواياتي داراي مراتب مختلف است حكم واحدي را اجراء كرده كه همان قطع به صحت آنها است؛ چرا كه اين روايات در دو كتابي است كه امت آنها را قبول دارند.
الجزائري الدمشقي، طاهر بن صالح بن أحمد (متوفاي 1338هـ)، توجيه النظر إلي أصول الأثر، ج1، ص316، تحقيق: عبد الفتاح ابوغدة، ناشر: مكتبة المطبوعات الإسلامية - حلب، الطبعة: الأولي، 1416هـ ـ 1995م
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
18 | یا علی | , ایران | ٠٩:٣٠ - ٢٧ اسفند ١٣٩٣ |
با سلام
شما در بخش اعتراف ابوبکر به هجوم آورده اید که نسبت منکرالحدیث که از طرف بخاری به علوان داده شده از طرف آدم بن موسی بوده است که وی نیز مجهول است.
این مجهولی که می فرمایید کدام نوع از انواع مجهول است؟ (مجهول عین یا مجهول الحال یا..) و آیا روایت راوی مجهول عین مورد قبول هست یا خیر.
با تشکر

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
آدم بن موسي مجهول الحال است حتي الباني نيز در خصوص او گويد:
لكن آدم بن موسى لم أجد له ترجمة الآن. تا حال براي آدم بن موسي ترجمه اي نيافتم
[إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل 5/ 242
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
19 | عاشق | , ایران | ٢٢:٤٩ - ٢٨ اسفند ١٣٩٣ |
سلام علیکم
لطفا نظر علمای اهل و سنت و پاسخی که به این قضیه میدهند را بیان کنید.
آخر اینگونه که آنها برایشان اثبات شده است که خلفای راشدین مقبوض ذات اقدس اله اند.
پس چگونه میماند بر پیروی؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
ظاهر این روایات به خوبی دلالت بر  غضب حضرت زهرا علیها السلام دارد حال افرادی مانند ابن تیمیه که به توجیه چنین روایاتی می پردازد، بر خلاف ظاهر روایت است
اما اين سوال را شما بايد از علماي اهل سنت و وهابيت که  حقیقت این چنین در کتابهاي آنها ثابت است اما آنها قبول نمي کنند، پرسيد از آنان بايد پرسيد که چرا و به چه دليل با وجود این حقایق، باز راه انحراف را در پيش گرفته و حقيقت را کتمان کرده ايد؟ واقعيت اين است که بسياري از اين آقايان و نيز علماي کنوني اهل سنت و وهابيت واقعيت را به خوبي مي دانسته و مي دانند ولي به همان دلايلي که اصحاب پس از رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمايشان آن حضرت را نديده گرفته و آن را کتمان کردند اينان نيز همان عمل را انجام مي دهند. با اينکه وجود مقدس پيامبر اکرم بارها و بارها به امامت و خلافت اميرالمومنين علي عليه السلام تاکيد کرده بود ولي آنان با وجود اينکه اين امر را مکررا و با چشمها وگوشهاي خود از پيامبر ديده و شنيده بودند به فرمايشان آن حضرت پشت کردند حال ديگر چه انتظاري مي توان از پيروان آنها يعني امثال ابن اثير و ديگر علماي اهل سنت داشت.
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
20 | محمدرضا | , ایران | ١٦:١٣ - ١٤ فروردين ١٣٩٤ |
خداوند لعنت کند آنهایی را که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را آزردند و به شهادت رساندند
بهار فاطمی سایت نو مبارک
21 | ali | , ایران | ١٥:٣١ - ٢١ فروردين ١٣٩٤ |
میشه کپی (اسکن) صفحات کتب اهل سنت که این لعن رو ذکر کرده اند بزارین؟
22 | سلیمانی | , ایران | ٢٢:٣٤ - ٠٩ ارديبهشت ١٣٩٤ |
سلام.یه سوال داشتم.آیا قضیه ی علنی کردن لعن حضرت زهرا (ع) که در این جا هم توضیح دادید در ملا عام بوده یا در خانه ایشان اتفاق افتاده؟منظورم در کتب شیعه می باشد.آیا شیعه به روایت ابن قتیبه معتقد است یا روایت سایرین که گفتید؟اینکه گفته شده در هنگام گرفتن بیعت یعنی مردم هم حضور داشتند یا نه؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در برخي اوقات حضرت در بين مردم آنها را نفرين مي کردند در اين خصوص  به اين آدرس رجوع کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
23 | سلام | , ایران | ١٢:٢٣ - ٠٩ خرداد ١٣٩٤ |
سلام علیکم
اینکه امام علی در کعبه به دنیا امدند در ان شکی نیست حالا اینکه ما می گوییم این شکاف امروزه در کعبه بخاطر همین است مورد تردید است چون کعبه در زمان یزید هم ضربه خورده شاید این بخاطر همین بوده
لطفا پاسخ دهید

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
با توجه به تخريب و تجديد بناي کعبه در سال هاي بعد از ولادت حضرت علي (ع) به طور طبيعي بايد آثار اوليه شکاف به وجود آمده در هنگام ورود مادر اميرالمؤمنين (ع) به داخل کعبه از بين رفته باشد ولي آنچه هم اکنون در واقعيت وجود دارد، شکافي دائمي در قسمت رکن يماني کعبه است که بارها توسط کشور عربستان ترميم شده ولي فايده اي نداشته و هر از چند گاهي ترميم موضعي مي کنند. در نهايت هم پرده کعبه روي ديوارها مي کشند تا اثري از تعميرات نمايان نگردد. هر چند چندين بار کعبه باسازي شده است ولي مهم جا و محل ورود مادر حضرت علي عليهما السلام است که ترک بر مي دارد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
1 |مهر تابان||١٥:٤٢ - ٠٩ خرداد ١٣٩٤ |
0
 
1
به نام خدا
استاد ابوالقاسمی یکبار فرمودند که بر اساس منابع تاریخی ، کعبه چند بار تخریب شده که در برخی از موارد تخریب از جهتی از کعبه بوده که شکاف ورود به کعبه در آنها قرار نداشته و یکبار نیز که همان جهت شکاف مورد صدمه واقع شد ، کسی که متولی تعمیر کعبه بود ، شیعه بود و شکاف را همانگونه که بود تعمیر کرد.
با احترام
24 | حیدر مددی | , ایران | ٠١:٢٨ - ٠٩ شهریور ١٣٩٤ |
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
اولا : می خواستم بدانم آیا روایت حضرت زهراء سلام الله علیها از نظر شیعه نیز صحیح می باشد؟
ثانیا : و آیا با وجود آمده این روایت رد کتب بحارلانوار ج 29 ص 628 و الغدیر ج7 ص 229 و مصباح الهدایة ص 219 / سقینة النجاة ص 348 ایا دیگر نیاز به بحث سندی هم دارد؟
ثالثا : منابع و آدرس هایی دیگر برای این روایت در کتب شیعه را میخواستم البته اگر وجود دارد.
با تشکر از شما
اللهم عجل لولیک الفرج

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
غضب و خشم و نارضايتي حضرت زهرا عليها السلام از شيخين در منابع شيعه و اهل سنت نقل شده است روايت در اين خصوص فراوان است آدرسي را که شما از بحار الانواز نقل کرديد در خصوص غصب و نفرين حضرت، از کتب اهل سنت نقل شده است اما روايتي که معتبر و خشم حضرت و عدم رضايت حضرت فاطمه عليها السلام را مي رساند چنين است:
ولدت فاطمة ( عليها السلام ) في جمادى الآخرة ، يوم العشرين منه ، سنة خمس وأربعين من مولد النبي ( صلى الله عليه وآله ) . وأقامت بمكة ثمان سنين ، وبالمدينة عشر سنين ، وبعد وفاة أبيها خمسة وسبعين يوما . وقبضت في جمادي الآخرة يوم الثلاثاء لثلاث خلون منه ، سنة إحدى عشرة من الهجرة . وكان سبب وفاتها أن قنفذا مولى عمر لكزها بنعل السيف بأمره ، فأسقطت محسنا ومرضت من ذلك مرضا شديدا ، ولم تدع أحدا ممن آذاها يدخل عليها . وكان الرجلان من أصحاب النبي ( صلى الله عليه وآله ) سألا أمير المؤمنين أن يشفع لهما إليها ، فسألها أمير المؤمنين ( عليه السلام ) فأجابت ، فلما دخلا عليها قالا لها : كيف أنت يا بنت رسول الله ؟ قالت : بخير بحمد الله . ثم قالت لهما : ما سمعتما النبي ( صلى الله عليه وآله ) يقول  فاطمة بضعة مني ، فمن آذاها فقد آذاني ، ومن آذاني فقد آذى الله  ؟ قالا : بلى . قالت : فوالله ، لقد آذيتماني . قال : فخرجا من عندها وهي ساخطة عليهما .
ابو جعفر طبرى امامى در دلائل الامامة از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است:حضرت فاطمه عليها السّلام روز سه شنبه، سوم ماه جمادى الثانى سال يازدهم هجرى از دنيا رحلت نمود. علّت وفات آن حضرت همان ضربه‏اى بود كه قنفذ غلام عمر به امر او وارد كرده بود.
حضرت زهرا به علت آن ضربه محسن را سقط نمود و بدين جهت به شدّت بيمار شد و اجازه نداد احدى از آن افرادى كه وى را اذيت كرده بودند نزد او وارد شوند.آن دو نفر كه از اصحاب پيامبر خدا بودند (ابو بكر و عمر) از حضرت على عليه السّلام تقاضا نمودند نزد فاطمه براى ايشان شفاعت نمايد. حضرت امير براى آنان اجازه گرفت و به حضور آن حضرت رفتند و گفتند: اى دختر پيغمبر! حال شما چطور است؟فرمود: خداى را شكر، خوبم. آنگاه به ايشان فرمود: آيا نشنيديد كه پيامبر خدا مى‏فرمود: فاطمه پاره‏اى از تن من است، كسى كه او را اذيت كند مرا اذيت كرده و كسى كه مرا اذيت كند خداوند را اذيت كرده؟ گفتند: شنيده‏ايم. فرمود: به خداوند سوگند كه شما مرا اذيت كرده‏ايد. آنان از نزد فاطمه خارج شدند در حالى كه آن بانو همچنان بر آنان خشمناك بود
طبرى،دلائل الإمامة (ط - الحديثة) ؛ ؛ ص134
اين روايت از نظر سند معتبر است خيلي از علما سند روايت را صحيح دانسته اند
مامقاني در کتاب مرآة الكمال گويد: سندها قوي
مرآة الكمال  ج 3  ص 267
علامه سيد جعفر عاملي نيز در کتاب أساة الزهراء عليها السلام : ج 2 : ص 66 گويد: صحيح
نکته پاياني اينکه صرف وجود يک روايت در کتب حديث هر چند اصول کافي، دليل بر صحت روايت نيست بلکه بايد با قواعدي رجالي اعتبار آن را ثابت کنيم حال يا بررسي سند و يا با مستفيض بودن حديث و يا قواعد ديگر..
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
25 | حیدر مددی | , ایران | ١١:٥٦ - ٠٩ شهریور ١٣٩٤ |
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
با تشکر از جواب زیبایتان
اما سوال من در باره ی همان روایت نفرین کردن ابوبکر توسط حضرت زهراء سلام الله علیها بود آیا این روایت از نظر شیعه صحیح است؟
با سپاس فراوان

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
روايت مورد نظر شما در کتاب بحار الانوار، همان روايت ابن قتيبه مي باشد که در مقاله استفاضه آن ثابت شد لذا روايت از آن کتب اهل سنت مي باشد همچنانکه علامه مجلسي
گويد: قال ابن قتيبة و في رواية أخرى: أخرجوا
لذا معني ندارد که ما بخواهيم طبق رجال شيعه آن را بررسي کنيم اين روايت که اصلش در کتب اهل سنت است بايد طبق رجال آنها بررسي شود نه طبق رجال شيعه!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
26 | کارشناس گمنام | , آمریکا | ٢١:٤٨ - ٠٢ اسفند ١٣٩٤ |
اول آنکه هر سه روایت نقل شده شما ضعیف است و فکر کنم ژرداختن به ان فقط وقت تلف کردن باشد.
دوم انکه شما در سخنی جالب گفتید ک این روایت مستفیض است و روایت مستفیض مورد قبول و صحیح است!!!
اما نگفتید در کجا و برای چه؟؟؟
قوله : \" وهو ينظر إليه \" . يعني يراه منه ، فكما حرم على المرأة أن تدخل على قوم من ليس منهم ، حرم على الرجل جحد ولده . ولا يجوز قذفها بخبر من لا يوثق بخبره ; لأنه غير مأمون على الكذب عليها ، ولا برؤيته رجلا خارجا من عندها من غير أن يستفيض زناها ; لأنه يجوز أن يكون دخل سارقا ، أو هاربا ، أو لحاجة ، أو لغرض فاسد ، فلم يمكنه ، ولا لاستفاضة ذلك في الناس من غير قرينة تدل على صدقهم ; لاحتمال أن يكون أعداؤها أشاعوا ذلك عنها . وفيه وجه آخر ، أنه يجوز ; لأن الاستفاضة أقوى من خبر الثقة
اگر دقیق تر نگاه می کردید می فهمیدید که این مستفیض در مورد حد قذف است و نه در مورد حدیث!!!
و من الله توفیق

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اين قاعده رجالي است که اگر در خصوص موردي چندين روايت بوده در اين صورت نياز به بررسي سند نداريم و روايت مورد پذيرش هست لذا در اينجا نيز قضيه نفرين حضرت زهرا عليها السلام در چندين روايت نقل شده است، در اين صورت هر چند روايت ضعيف نيز باشد اما چون به صورت مستفيض نقل شده است، لذا ضعف سند با استفاضه جبران مي شود
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
27 | رضا | , ایران | ١٠:٣٨ - ١٠ اسفند ١٣٩٤ |
سلام. دست مریزاد دمتون گرم. دست تک تک کسایی که توی این سایت زحمت میکشن رو میبوسم و آرزوی سلامتی رو از خداوند براتون دارم. خطاب به تمام برادران اهل سنت میگم چرا شما از طرفی هم پیامبر اکرم(ص) را قبول دارید و هم از طرف دیگه سخنان ایشان رو زیر پا میگذارید و روایات ایشان رو با اینکه در کتب معتبر خودتان هم آمده منکر میشین. بخدا قسم خداوند هیچ گاه از قاتلان فاطمه زهرا علیها السلام و غاصبان خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام، گذشت نخواهد کرد. بیدار شید آی اهل سنت!!!!! الحق مع العلی و علی مع الحق. حتما شنیدید اینو فقط نگید که نشنیدید تا فرصت هست به اسلام ناب شیعه بپیوندید تا روز قیامت پشیمان نشین.
به منکر علی بگو نماز خود رها کند
نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو
28 | عالم مقدس ملکوت | , امارات متحده عربی | ٢٠:٣٧ - ٢٨ اسفند ١٣٩٤ |
این روایات لعن حضرت رهزا سلام الله علیها همش دروغ و بی بند و اساس است به دو علت یکی این که اولا کیست که ماجرای عیادت داخل خانه را نقل کرده باشه ؟؟؟!!!! مگه این راویان خودشون رفته بودند داخل خونه ؟؟؟؟
دوم این که ما شیعیان به جامعه کبیره عقیده داریم و دران میگوییم : و سجیتکم الکرم !
اگر براستی خوی و اخلاق اهل البیت علیهم السلام کرم هست پس چه طور میشود این طور بگویند لعن و نفرین میکنم برای فدک ؟!!!!
بی شک این اتهام عصمت اهل البیت علیهم السلام و اخلاق بزرگوار ایشان را زیر سوال میبرد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
روایات به این صراحت را که حضرت فاطمه علیها السلام پیش ابوبکر آنهم در حالی که کنارش افراد دیگر و شهودی مانند ام ایمن و رباح بودند، ابوبکر را نفرین کرد، شما دارید  انکار می کنید حال چطور از شما توقع داشته باشیم که روایات داخل خانه حضرت که پیش عیادت کنندگان شیخین را نفرین کردند، قبول کنید!!! لطفا روایت را دوباره بخوانید گذشته از این اینهمه روایت شما در بخاری از داخل خانه پیامبر (ص) نقل شده است  را قبول می کنید اما به روایت نفرین حضرت زهرا علیها السلام اشکال می کنید که چطور از خانه آن حضرت  خبر دادند!!!
در خصوص مسئله بعدی نیز باید بگوییم یعنی شما می گویید کرم حضرت فاطمه علیها السلام از خدا بالاتر است خدا با این همه کرم  ولی نفرین نیز می کند تبت یدا ابی لهب!!!
یعنی می گویید کرم حضرت زهرا علیها السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله بیشتر است در حالی که برخی را نفرین می کردند!!!
بنابراین شما باید به این قضیه طور دیگر نگاه کرد که چرا سیده زنان اهل جنت چنین برخی را نفرین می کند آیا این نمی رساند که آنها کاری کرده اند که دیگر عنایت حضرت شامل آنها نمی شود؟
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
29 | امير | , آمریکا | ١٦:٢٤ - ٣٠ فروردين ١٣٩٥ |
سلام.یکی از راویان حدیث تهدید عمر به سوزاندن خانه وحی، محمد بن حمید است که شما این راوی را در یکی از مقالات خود مورد وثوق قرار دادید و دلایلی نیز ذکر فرمودید.در جایی از ان مقاله فرمودید حکم حدیثی که در ان راوی مختلف فیه است حسن است.اما اين قائده را كه شما عارض شديد در رجال اهل سنت التزام اور نیست چون دربررسي يك راوي در نزد اهل سنت هم جرح وجود دارد و هم تعديل و نمي تواند يك راوي را مطلق گفت كه همه تضعيف كرده اند ویا بالعکس.اگر اینطور باشد که ما باید بسیاری از احادیث ضعیف اهل سنت را به درجه حسن برسانیم . پس قایده رجحان جرح بر تعدیل چه میشود؟(مقباس‌ الهدایة‌ فی‌ علم‌ الدرایة، ج۲، ص‌۱۱۲.)علامه امینی در کتاب الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب ،ج۱۰،ص145 تا 147 موسسه الاعمي للمطبوعات لبنان _بیروت دلایلی بسیاری برای جرح همین راوی برشمردند(جرح مفسر) تا حدیث مورد نظر خود را تضعیف کنند.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
خود رجاليون اهل سنت اعتراف کرده اند که تمام راويان آنها تدليس داشتند مگر دو نفر اگر ما روايتي را با قواعد رجالي اهل سنت تضعيف و يا تصحيح مي کنيم اين مربوط به قواعد خودشان است که آنها بايد جواب بدهند که اين تعارضات را چطور مي شود حل کرد لذا ما طبق نظر آنها عمل کرديم
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
30 | امیر | , آمریکا | ٢٣:٤٥ - ٣١ فروردين ١٣٩٥ |
بله طبق نظر انها این مطلب را نقل کردید.ولی منظور از انها چه کسانی هستند؟! همانطور که گفتم به صرف اینکه چند عالم اهل سنت این قایده را پذیرفته باشند نمیتوان ان را التزام اور دانست و حکم کلی صادر کرد که حدیث راوی مختلف فیه حسن است.
به نظر می اید قایده رجحان جرح مفسر بر تعدیل عقلانی تر از قایده مذکور باشد. همانطور که اهل‌ علم‌ و اکثر علما اتفاق‌نظر دارند که‌ اگر راوی‌ را یک‌ یا دو نفر، جرح‌ کنند و همین‌ تعداد از علمای‌ رجال‌ یا حتی‌ تعداد بیشتر او را تعدیل‌ کنند، جرح‌ راوی‌ بر تعدیل‌ او، اولی‌ و مقدّم است‌. این‌ صحیح‌ترین‌ نظر، نزد فقها و علمای‌ اصول‌ است(الکفایه فی‌ علم‌ الروایة، ص۱۳۲ مقباس‌ الهدایة‌ فی‌ علم‌ الدرایة، ج۲، ص‌۱۱۲.الکفایه فی‌ علم‌ الروایة، ص۱۳۲.تدریب‌ الراوی‌ بشرح‌ تقریب‌ النواوی، ج‌۱، ص‌۲۶۲.قواعد فی‌ علوم‌ الحدیث، ص۱۷۵.)اگر گروهی از علما مسئله ای را پذیرفته باشند ما نمیتوانیم ان مسئله را به تمام علما تعمیم دهیم.شیخ صدوق قایل به سهو نبی بود و علامه محقق محمدتقی شوشتری نیز با ایشان همداستان بود.ایا میتوان گفت شیعه قایل به سهو النبی است چون این دو عالم با ذکر دلیل این مورد را بیان فرمودند؟!فتامل
در مورد راوی ای مانند محمد بن حمید کار به جایی رسیده است که اگر حدیثی بر خلاف میل مان روایت کرد چنان ان را تضعیف میکنیم تو گویی که جنابش مفسد فی الارض بوده(الغدیر ج 10 ص 145) و ان زمان که روایتی از این راوی با مزاج مان سازگار بود او را تا عرش بالا میبریم.بعد بگوییم این طبق قواعد رجالی اهل سنت است و باید مشکلشان را خودشان حل کنند.پس تکلیف کشف حقیقت چه میشود.ما که نمیتوان از اختلافات نظر علما در رابطه با موضوعی سو استفاده کنیم.عالمی در جایی از کتاب خود صحبتی کرده که با سلایقمان سازگار است و بعد ما بیاییم ان مورد را پر رنگ کنیم و بگوییم این نظر کل طایفه اهل سنت است و ما ایشان را به سخنان خودشان الزام کردیم و به همین راحتی...نخیر. این راه پسندیده ای نیست.به عقیده بنده حقیر در مطالبی علمی تا انجا که ممکن است باید به دلیل سخن گفت نه اینکه بخواهیم صرفا اقوال علما را در رابطه با موضوعی بیان کنیم.ایت الله حسینی قزوینی نیز به نبود روایت صحیح در مورد به اتش کشیدن خانه فاطمه زهرا س اعتراف کردند.ایا برای یک طالب حق این اعتراف موجب اتمام حجت در این موضوع است.نخیر.ایشان اجتهاد خود را کردند و در جای خود ارزشمند است اما این باعث نمیشود تحقیق را کنار بگذاریم و به سخنان ایشان در این موضوع اکتفا کنیم...والسلام

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
شما باید به قاعده الزام عنایت داشته باشید اگر مطلبی نقل می شود از اهل سنت از این باب است اگر روایات در خصوص آتش زدن حضرت زهرا علیها السلام به صورت صریح در اهل سنت نباشد این مگر از اصل قبح هجوم به خانه حضرت و اهانت به خاندان اهل بیت که به صورت معتبر نقل شده است، از قبحش می کاهد!!!! همین حمله بر خانه اهل بیت، بزرگترین گناه و غضب خداست همین برای جانی و گنهکار بود کفایت می کند
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها