2018 June 24 - يکشنبه 03 تير 1397
ادله خلافت أبي بكر
کد مطلب: ٦٣٧٩ تاریخ انتشار: ٢٩ تير ١٣٨٧ تعداد بازدید: 12921
مقالات » عمومي
ادله خلافت أبي بكر

از مدت ها پيش ، دوست عزيزي به نام «يزدان» و برخي ديگر از دوستان ، از ما درخواست كرده بودند كه تمامي ادله خلافت ابوبكر ؛ به ويژه رواياتي از كتاب هاي شيعيان كه امروزه بيش از پيش به آن ها استناد مي شود را مطرح و آن ها را بررسي كنيم .

 

ما نيز بنا به وظيفه اي داشتيم به درخواست آن ها پاسخ مثبت داده و تقريباً تمامي ادله خلافت أبي بكر را از قرآن كريم، كتاب هاي اهل سنت و كتاب هاي شيعيان بررسي و نقد كرديم .


هر چند كه تمامي اين مقالات را پيش از اين به مرور در قسمت مقالات گذاشته بوديم ؛ ولي براي دسترسي بهتر و راحت تر بودن خوانندگان عزيز ، بار ديگر همه را در يك مقاله جمع و در اين قسمت گذاشتيم .





**************
 

استدلال به آيات قرآن كريم :

 

33 زمر : وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ ... :

 

استدلال به آيه غار « إِلاَّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذينَ كَفَرُوا السُّفْلي وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ »

آيه 16 ، سوره فتح : قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَي قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ :

 

آيات آخر سوره ليل : وَسَيُجَنَّبهَُا الْأَتْقَي . الَّذِي يُؤْتيِ مَالَهُ يَتزََكيَ ... :

 

28 سوره غافر : أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَن يَقُولَ رَبيّ َِ اللَّهُ ... :

 

55 نور : وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ ... :

 

54 مائده : يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتيِ اللَّهُ بِقَوْمٍ يحُِبهُُّمْ وَ يحُِبُّونَهُ ... :

 

رواياتي در كتاب هاي اهل سنت :

 

سيدا كهول :

 

فاقتدوا بالذين من بعدي

 

فإن لم تجديني فأتي أبابكر ... :

 

استدلال به روايات شيعيان :

 

أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق

 

إمامان عادلان قاسطان :

 

قد حلي أبوبكر الصديق سيفه :

 

ما أقول فيهما إلا خيراً :

 

لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه :

 

و إنا نري أبا بكر أحق الناس بها :

 

إِنَّهُ بَايَعَنِي الْقَوْمُ الَّذِينَ بَايَعُوا أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ :

 

لست بمنكر فضل أبي بكر

 

إنّ أبا بكر يلي الخلافة بعدي ثمّ من بعده أبوك ... :

 

ألا توصي ؟ قال : ما أوصي رسول الله صلي الله عليه و سلم فأوصي ... :

 

اللهم أصلحنا بما أصلحت به الخلفاء الراشدين ... :

 

شرط صلح امام حسن ، عمل به سيره شيخين :

 

ما سبقكم أبو بكر بصوم و لا صلاة ... :

 

ولدني ابوبكر مرتين





Share
1 | شيعه | , مالی | ١٢:٠٠ - ٢٩ تير ١٣٨٧ |
با عرض سلام خدمت دوستان محترم
قضيه نماز گزاردن ابي بكر در مسجد بجاي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را هم در منابع اهل سنت(نه شيعه ) بررسي نماييد خوشحال مي شويم مطالبي را راجع به اين قضيه كه آيا چنين بوده است يا خير ، بدانيم

پاسخ:
انشاء الله به زودي مقاله‌اي در اين باره نيز گذاشته خواهد شد .
2 | فقط بنده خدا | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٣ مرداد ١٣٨٧ |
سلام بر مومنين
اگر بدقت وبا تامل در آيه 40 سوره توبه بنگريم ،دو نكته بسيار عجيب را ميتوان در آن يافت كه از وقايع آينده خبر داده و موضع خداوند متعال و منزلت ابوبكر را در آن منعكس نموده است.اين نكات با تمام ظرافت و برجستگيي كه دارند متاسفانه (يا خوشبختانه)از چشم بسياري از مفسرين قرآن كريم دور مانده اند.داخل پرانتز گفتم خوشبختانه اين بدين علت است كه اگر درگذشته هاي دور به اين نكات توجه ميشد شايدخطر تحريف قرآن بوجود مي آمد.البته من فكر مي كنم ام المومنين عايشه به اين نكات پي برده بودند كه گفتند « مَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِينَا شَيْئًا مِنَ الْقُرْآنِ »"خداوند هيچ آيه اي در قرآن در شان ما نازل نكرده است" .البته لازم به يادآوري است كه هيچ كس در اين كه اين آيه در خصوص صحبتهاي پيامبر مكرم (ص)با ابوبكردر غار ثور مي باشد شكي ندارد.
اما آن نكات يكي نحوه معرفي ابوبكر است كه او را هم صحبت پيامبر در سفر معرفي كرده وديگري در تركيب ""ثاني اثنين""يعني"دومي از آن دو" نهفته است.تا حالا فكر كرده ايد چرا خداوند در اينجا پيامبر مكرم اسلام را ""ثاني"" خطاب كرده وچرا ""اول"" نگفته ؟مگر پيامبر پيرو ابوبكر بود كه ابوبكر اول شود وپيامبر دوم؟مگر ابوبكر هدف اصلي مهاجرت بود وپيامبر به دنبالش مي آمد كه پيامبر ثاني شود؟در هيچ يك از فرهنگها وزبانهاي شناخته شده دنيا نفر اصلي را كه هدف و مبناي يك برنامه در حال اجرا مي باشد نفر دوم قلمداد نمي كنند تا چه برسد به اينكه او پيامبر عظيم الشان اسلام(ص) باشد كه سرور كائنات ونفر اصلي واول در برنامه هاي الهي است.پس چرا در اينجا خداوند متعال پيامبر را نفر دوم معرفي مي كند؟اين امر نه با صنايع ادبي سازگار است ونه با عرف جامعه آن زمان وحتي حالا.اگر بگوييم اين استثنا به خاطر زيبايي آيه رخ داده بايد از خودمان بپرسيم كه آيا زيبايي ظاهري آيه مهمتر از شان ومقام پيامبر است؟و آيا قرينه اي در قرآن دارديم كه ادعاي ما را ثابت كند؟اصلا گفتن اين موضوع چه اهميتي داشت وكدام يك از مشكلات جامعه را حل مي كرد؟خداوند ميتوانست بجاي"ثاني اثنين" پيامبر را به شكل ديگري خطاب فرمايد .حتما بايد"ثاني اثنين" مي گفت؟پس حتما در آن حكمتي نهفته چون خداوند حكيم هيچ عملي را بدون حكمت انجام نمي دهد.
همه ميدانند كه نفر اول در اين سفر پيامبر والامقام اسلام(ص) بودند وحداكثر مقام ومنزلت ابوبكر رادر اين سفر در همين آيه هم صحبتي پيامبر(ص) بيان شده ونه چيز ديگري.وهمه ميدانند كه اين سفر ،سفر هجرت پيامبر(ص) جهت اسقرار پايه هاي اسلام وتشكيل حكومت اسلامي در يثرب بود.حالا به اين موضوع بينديشيد : اگر در اينجا خداوند طبق عرف پيامبر را نفر اول خطاب مي فرمود خود بخود ابوبكر نفر دوم مي شد.نفر دوم شدن در راهي كه پيامبر (ص) آغاز نموده(استقرار حكومت اسلامي) مقام بسيار بالايي است و خداوند هر كسي را شايسته اين مقام نمي داند فلذا خداوند اكراه مي نمايد كه ابوبكر درقرآن نفر دوم بعد از پيامبرش معرفي شود.در واقع در اين آيه اگر بجاي" هم صحبت" و "دومي" هر كلمه ديگري بكار مي رفت تفسير و مفهوم آيه كاملا برعكس مي شد كه اگر اينگونه مي شد شك نكنيد كه يكي از مهمترين ومحكمترين براهين خلافت ابوبكر همين آيه مي شد.
بطور خلاصه در اين آيه حداكثر امتياز ابوبكر هم صحبتي ايشان با پيامبر (ص) است كه اين اصلا منزلتي نيست مخصوصا در سفر چرا كه هم صحبتي در خانه شايد مقامي باشد ولي در سفر هر كسي ميتواند هم صحبت انسان شود حتي يك فرد كاملا غريبه يا حتي دشمنش و ديگر اينكه خداوند اكراه دارد ازاينكه مردم بگويند در قرآن ابوبكر نفر دوم بعد از پيامبر معرفي شده است.فلذا برخلاف روال هميشگي پيامبر (ص)را دوم معرفي مي نمايد تا هيچ حجتي براي گمراهان از صراط المستقيم وجود نداشته باشد.
التماس دعا.
3 | اصفهان | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٥ مرداد ١٣٨٧ |
سلام
ببخشيد من به تازگي كتاب زيباي يار غار پيامبر را كه در آن يار واقعي حضرت محمد را ابوبكر دانسته ولي آن ابوبكر خليفه اول نيست و كسي همنام خليفه بوده كه در تاريخ اشتباه شده است و حتي ابوبكر توفيق همراهي پيامبر در غار را هم نداشته است
(البته فضيلتي نيز محسوب نمي شود)
ولي مي خواستم چون نويسنده اين كتاب براي من ناشناخته است اين كتاب را تاييد كنيد و اگر مطالب اين كتاب درست است مقاله در اين باره فكر كنم كه خيلي جنجالي و زيبا شود مانند مقاله ازدواج عثمان با دو دختر پيامبر كه خيلي لذت بردم.
اجرتان با امام زمان

پاسخ:
دوست گرامي سلام !
يك نظر همين است كه خليفه اول همراه پيامبر نبوده است ؛ بلكه شخصي ديگري بوده است و بعد‌ها توسط بني اميه ، به نام خليفه اول سند خورده است .
ما نيز يك مقاله مفصل در باره يار غار پيامبر تهيه كرده‌ايم كه انشاء الله با تأييد استاد قزويني روي سايت گذاشته خواهد شد .
در باره كتاب مذكور لطفاً توضيح دهيد كه مال چه شخصي است تا ما اعلام نظر نماييم .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
4 | اصفهان | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٨ مرداد ١٣٨٧ |
از جواب شما به شگفت آمدم زيرا فكر مي كردم همين يك كتاب در مورد يار غار موجود است.كتاب كه من خواندم يار غار ابوبكر يا فردي ديگر اثر محقق نجاح الطايي است . اگر كتابهايي ديگر هم وجود دارد نام و نويسنده كتاب را بنويسيد.
واقعا شما فقط در قيامت پاداش داده مي شويد. از زحمات شما من تشكر مي كنم وهميشه شما را دعا مي كنم .از شما هم التماس دعا دارم.
5 | هادي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٤ مرداد ١٣٨٧ |
با سلام خدمت مسؤولين محترم موسسه وليعصر"عج"
علاوه بر اين نظريه اي كه جناب نجاح الطايي دارند محقق توانمند حاج آقاي تائب راجع به خلافت خلفاي اهل سنت نظريه جامع و كامل تري دارد كه خلاصه اش اين است
ايشان معتقد است كه قوم يهود طبق اخباري كه در تورات به آنها رسيده بود مي دانستند كه در آخر الزمان پيغمبري خواهد آمد وحكومت جهاني تشكيل خواهد داد و چون حكومت بر جهان را مختص خودشان ميدانستند و وجود اين شخص مانع رسيدن آنها به اين حاكميت ميشد در تلاش شدند تا پاي اين پيغمبر به كره زمين نرسد لذا چند برنامه براي اين كار داشتند
1. ترور: جد اعلاي پيغمبر جناب هاشم را در فلسطين به قتل رساندند به اميد اينكه ديگر از نسل او پيغمبري متولد نشودغافل از اينكه همسر هاشم 2 ماهه باردار بود و عبدالمطلب بدنيا آمد عبد المطلب را نتوانستند به قتل برسانند عبدالله پدر پيامبر را در جواني ودر مدينه شهيد كردند باز هم تيرشان دير به هدف خورد و آمنه حامله شده بود . حضرت محمد را همان روز اول در خانه عبدالمطلب شناسايي كردند لذا آمنه مجبور شد محمد را به دايه بسپارد و5سال دوري فرزندش را تحمل كند تا اينكه يهوديان پيامبر را پيدا كردند واز آن به بعد شخص عبدالمطلب محافظ پيامبر شد تا ايشان از دنيا رفت واين مسووليت متوجه ابوطالب شد ايشان با تمام وجود از پيامبر دفاع نمود تا سن پيامبر به 25سال رسيد پس نقشه ترور جواب نداد
2 : ايجاد موانع و استحكامات بر سر راه پيغمبر تا ايشان نتواند به فلسطين برسد كه اگر فلسطين توسط شخص پيغمبر فتح ميشد تمام نقشه هاي قوم يهود نقش بر آب ميشد زيرا طبق آموزههاي يهوديان بايد اين حاكميت از قدس آغاز شود لذا اقوام وطوايف مختلف يهود را به ترتيب بين مدينه تا قدس قرار دادند و پيامبر با اين گروه ها شروع بجنگ كرد تا سال 10 هجري كه سپاه اسلام در جنگ موته كه مرز فلسطين است شكست خورد وبر گشت ، جبرئيل نازل شد كه اي پيامبر سال آخر عمر شماست بايد به مكه بروي و آخرين حج را بجاي آوري ، پيامبر رفت و بر گشت و لشكر اسامه را براي فتح فلسطين مجهز كرد كه ايشان از دنيا رفت .
3. فرستادن نفوذي بين مسلمانان به طوري كه مسلمانان آنها را بعد از پيغمبر بالا ترين افراد اسلام بدانند وحاكميت اسلام را بچنگ بگيرند در اين مرحله ابوبكر را وارد صحنه كردند و او اين نقش را بدرستي بازي كرد بطوري كه بعد از 1400 سال هنوز 1ميليارد مسلمان همين پندار را دارند . ابو بكر حكومت را در دست گرفت و بخانه حضرت علي حمله كرد تا امام را بقتل برساند ولي خداوند براي نجات اسلام در چنين روزي حضرت زهرا را ذخيره كرده بود، حضرت زهرا با جان فشاني خود فاز كشتن حضرت علي را از بين برد حضرت 25 سال مشغول تربيت شاگرد بود كه حضرت را بعنوان امير المومنين قبول داشته باشند ، امابعد از 25 سال حاكم اسلام شد وبايد همان كاري را ميكرد كه پيامبر وقت نكرد انجام دهد يعني فتح قدس .
يهود معاويه بن ابي سفيان را با لشكر مجهزي بين سپاه اسلام وقدس به عنوان ديوار حائل قرار داد امير المومنين به جنگ معاويه در صفين كه مرز فلسطين است رفت ولي براي دومين بار لشكر اسلام ورودي فلسطين شكست خورد .
به نظر من نسبت به مسائل صدر اسلام صحيح ترين ديدگاه همين ديدگاه است نبايد از نقش يهود در اين جريانات غافل شد
ايشان كتابي در اين زمينه دارد به نام محار انحراف . همه اين بحث ها را بصورت مشروح در آنجا آورده است البته اين كتاب در بازار موجود نيست ولي استاد قزويني اين كتاب را يقينا ديده است چون يكي از دوستان اين كتاب را در مدرسه فيضيه به استاد هديه داده است ازشما برادران عزيز موسسه وليعصر ميخواهم نظر استاد قزويني را درباره اين كتاب بنويسيد ممنونم
6 | سيد حسين | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٥ شهریور ١٣٨٧ |
بر فرض ثبوت يار غار پيامبر بودن نمي تواند فضيلتي براي ابوبكر باشد فضيلت واقعي متعلق به آن كسي است كه يقين به مرگ داشته و آگاهانه در زير شمشير هاي كشيده در بستر رسول الله صلي الله عليه و آله خوابيده است در ضمن اگر مي خواهيد مطاعني كه در شان ابوبكر در منابع خود اهل تسنن موجود است را براي شما بياورم تا چهره واقعي او را بشناسيد .
7 | سيدفريدالدين محمد صديقيان | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٠ شهریور ١٣٨٧ |
آقا جان اصلا ابوبكر لايق همصحبتي با پيامبر هم نبود چون آن مصاحب كه قران نام مي برد بلد راه بوده است كه در صورت بودن ابوبكر بايد قران آنها را سه تن بيان مينمود نه دو نفر .
8 | جوادراستگو | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٣ مهر ١٣٨٧ |
اولا از /فقط بنده خدا/تشكر مي كنم به خاطر مطلب دقيقش. ثانياً در همان آيه اصلا ابوبكررا مومن به حساب نمي آورد!چون مي فرمايد"فانزل الله سكينته عليه...كه قطعا مرجع ضمير رسول اله است.ودر جاي ديگر سكينه وآرامش را براي رسولش ومومنين مي داند.
لعلكم تعقلون .
9 | برادر سني شما و دوستدار اهل بيت و ابوبكر صديق | , ایران | ١٢:٠٠ - ٣٠ مهر ١٣٨٧ |
پيشنهاد مي كنم دوستان و براددران اهل تشيع و هموطنان عزيز زياد تند نروند. اين گونه برداشت هايي كه شما به آن مي باليد را در مورد هركس و حتي خود پيامبر نيز مي توان انجام داده و به او هم تاخت. اگر انصاف و پرهيز از دروغ و زشت گويي و بهتان ناروا نباشد از دين اسلام جز همين كه براي شما از لعن و نفرين و منافق و كافر دانستن دوستان (ولو ظاهري) پيامبرتان باقي نمي ماند و جز بلايي كه در عراق و پاكستان و ديگر كشورهاي اسلامي بر سر مسلمانان زود باور و بي تحمل مي آيد برسرمان نخواهد آمد و فتنه ها را تا ابد تضمين خواهيد نمود. مطمئن باشيد اگر ديگران را كافر هم بدانيد بهتر است از اين نوع بي پروا تاختن و هر حريمي را شكستن. هر دو گروه سني و شيعه بايد روزي بدانند كه اعمال انهاست كه راستي عقيده و ادعاهايشان را فردا و در برابر ژروردگار و حتي امروز در برابر صادقان آشكار مي كند و نه خطابه ها و دشمني هاي غرض ورزانه و قبيله اي و متاسفانه نامتمدنانه و بدور از اخلاق و سلوك ديانت آسماني. برايتان آرزوي صبر و تحمل بيشتر آنچه نمي پسنديد و دادن حق به هركس كه محترم بدارد انچه را مي دارد و محفظ و محترم ماندن شيعه و سني و .. در اين كشور زيبا را دارم. مي توان به راحتي پاسخ اتهامات را داد و براي اتهامات تازه ي ديگر اماده شد و .. تا ابد به اين دور باطل ادامه داد و مي توان اصل هر ديانت و هر مذهب و هر انديشه ي انساني را غنيمت دانست كه نشان دادن فضيلت ها و منش هاي والا است. منتظريم هر دو طرف و بويژه دوستان شيعه ي ما كه الحمدلله قدرت را نيز در دست دارند بهترين هاي انديشه و درمان دردهاي امروز انسان ها از فقر و تنگ نظري و ... را بميدان آورده و در اين زمينه گوي سبقت را از همديگر بربايند چون سياه كردن روي هم باور كنيد هنري نيست. ممنون از فرصتي كه داديد و شاد باشيد و رستگار.
10 | علي رضا | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٦ آبان ١٣٨٧ |
اگر دنبال شيعه كردن سني هاي هستيد با اهانت به اصحاب رسول خدا اين كار انجام ندهيد . جلو سخنراني آخوندهاي يزد وكاشان كه به داماد علي يعني عمر ابن خطاب اهانت مي كنند جلوگيري كنيد .

پاسخ:
دوست گرامي سلام ! ما اصلاً به دنبال شيعه كردن سنيها نيستيم ، بلكه هدف ما فقط و فقط دفاع از مكتب اهل بيت عليهم السلام در برابر هجوم بيرحمانه دشمنان آن حضرات است .
در باره دامادي خليفه دوم نيز به اين آدرس مراجعه بفرماييد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=83
والسلام علي من التبع الهدي
گروه پاسخ به شبهات
11 | محسن | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٠ آبان ١٣٨٧ |
با عرض سلام وخسته نباشي.پي نوشته هاي بالا را مطالعه كردم جالب بود خصوصا همان ريشه يابي كه برادري فرموده بود وسر نخ را به دست يهود داده بود .براي روشنتر شدن بحث وجواب به خواهش ان برادر كه تقاضاي معرفي كتاب را داشت .بنده كتاب زيبا وبسيار مستدل (رد پاي يهود در انحراف اديان الهي) نوشته دانشمند گرانقدر جناب حجه الاسلام والمسلمين دكتر علي عارفي مسكوني را معرفي مي كنم ايشان از ملازمان وشاگردان حضرت ايه الله مشكيني(ر ه) هستند واز ايشان وعلماي ديگر اجازه اجتهاد دارند كه در مقدمه كتاب معروفشان(مباني نظري پوشش اسلامي)چاپ شده است.ايشان به دور از تعصب فقط باادله نقلي(قران وسنت)وبراهين عقلي ,اهل سنت وسقيفه را از مصنوعات وفرقه سازيهاي يهود دانسته اند.كما تثليث مسيحيت ومذاهب سه گانه انها را از فتنه هاي يهود دانسته اند.تنها چيزي مي توانم در مورد اين استاد بزرگوار بگويم كه تشكر من از ايشان باشد همان جمله زيباي استادش كه فرمود:او فخر اسلام وحاصل عمر من است.
12 | جوادرجبي | , ایران | ١٢:٠٠ - ١١ آذر ١٣٨٧ |
باعرضسلام وخسته نباشيد
درموردآياتي که ادعاشده درموردابوبکرنازل شده خواستم عرض کنم خوداهل سنت ازعايشه نقل ميکننددرکتاب بخاري ج6ص42(دارالفکر) که لم ينزل الله
فيناشيئامن القرآن خدادرمورد خانواده ماهيچ فضيلتي نازل نکرده
درمورد حديث کهول هم بايدعرض شودکه اولا هيثمي درمجمع الزوائدج9ص53ميگويدفيه علي بن عهبس وهوضعيف وعبدالرحمن بن ملک وهومتروک

ثانيااين خبرمحال است چون همه اهل بهشت جوانند
13 | مهردادحيدري | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٨ دي ١٣٨٧ |
سلام آقاي دكترقدميحالتون خوبه فقط خواستم حالتون رو بپرسم همين يا علي
14 | عبدالله | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٥ تير ١٣٨٨ |
يكي به پدرش پيغام داد: بيا با من بيعت كن كه جانشين شده ام. پدرش پاسخ داد: مگر قرار نبود فلاني جانشين بشود؟ چطور شد كه تو شدي؟ گفت: مردم إنتخابم كردند. پدرش گفت: چرا مگر در تو چه بود كه تو را إنتخاب كردند؟ گفت: به جهت كبر سنّم مرا إنتخاب كردند. پدرش به زبان عاميانه گفت: پدرسوخته اگر بزرگسالي ملاك بود كه من بايد جانشين ميشدم نه تو!
15 | محمد | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٥ مرداد ١٣٨٨ |
(من ايميل ندارم ولي خواهش مي كنم نظرم رو با جواب در سايت قرار بديد) با سلام شما اين حديث را از مسور نقل مي كنيد كه هر كه فاطمه سلام الله را خشمگين كند مرا خشمگين كرده در صورتي مي بينيم اين روايت را تحريف كرديد آيا اين كار درست است اصل روايت اينگونه است : روايت از مسور بن مخرمه چنين نقل كرده است: از رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمود: بني هاشم ابن المغيره اجازت خواستند تا دخترشان را به عقد علي بي ابي طالب عليه السلام در آورد. من هرگز چنين اجازه اي نمي دهم، چنين اجازه اي نمي دهم مگر اينكه علي بن ابي طالب دخترم را طلاق و دختر بني هاشم را ازدواج كند. همانا فاطمه پاره تن من است هر گونه اذيت و ناراحتي او موجب اذيت و ناراحتي من خواهد شد.[262] مسلم نيز اين حديث را از مسور بن مخرمه همين طور روايت كرده است البته من اين روايت رو جعلي مي دانم شايد بگوييد در جاي ديگر اين طور است ولي شما از مسور نقل كرديد تحريف شده يا اينگونه تحريف مي كنيد : فاطمه سلام الله عليه وفات كرد در حالي كه نسبت به ابوبكر و عمر خشمگين بود در حالي كه اهل سنت مي گويند اين حديث اينگونه است : عايشه : ((حضرت فاطمه رضي الله عنه ، دختر گرامي رسول اكرم صلي الله عليه وسلم نزد ابوبكر رضي الله عنه قاصد فرستاد و ميراث رسول الله صلي الله عليه وسلم را از وي جويا شد. مطالبه حضرت فاطمه رضي الله عنه مربوط مي شد به اموال في كه در مدينه بدست رسول الله رضي الله عنه افتاده بود و زمين فدك و آنچه از خمس خيبر باقي مانده بود. حضرت ابوبكر رضي الله عنه در جواب فرمود: همانا رسول الله صلي الله عليه وسلم فرموده است: ((لانورث ما تركناه صدقه)) ما پيامبران براي كسي ميراث نمي گذاريم آنچه كه از ما بماند، صدقه است. البته حضرت ابوبكر رضي الله عنه فرمود: اولاد و اهل بيت رسول الله صلي الله عليه وسلم از اين اموال براي نفقه خود هزينه كنند. و من به خدا سوگند اندكي در صدقه رسول الله صلي الله عليه وسلم تغيير ايجاد نمي كنم همانطور كه رسول الله صلي الله عليه وسلم در اين اموال عمل كرد، من نيز به همان منوال عمل خواهم كرد. بدين ترتيب حضرت ابوبكر رضي الله عنه انكار كرد از اينكه چيزي از آن اموال به فاطمه رضي الله عنه بدهد. حضرت فاطمه در اين باره از حضرت ابوبكر رضي الله عنه ناخشنود گرديد، صحبت و حرف زدن را با وي تا دم وفات ترك كرد. و شش ماه بعد از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم زنده ماند. وقتي او (فاطمه زهرا رضي الله عنه ) فوت كرد همسرش علي رضي الله عنه در شب او را دفن كرد و حضرت ابوبكر رضي الله عنه را از وفات فاطمه مطلع نساخت و خود حضرت، نماز جنازه اش را خواند. حضرت علي رضي الله عنه در حيات فاطمه و دوران زندگي او ميان مردم از وجه بالايي بهره مند بود. بعد از وفات حضرت فاطمه، محبوبيت خود را از دست داد و در صدد برآمد تا با حضرت ابوبكر رضي الله عنه آشتي كرده و به دست او بيعت كند و در مدت حيات فاطمه راضي به بيعت نبود و بيعت نكرد. لذا براي حضرت ابوبكر قاصد فرستاد و از وي خواست تا تنها نزد او برود و كسي را با خود همراه نبرد. چون حضرت علي رضي الله عنه نمي خواست كه حضرت عمر رضي الله عنه در خانه ي او برود حضرت عمر رضي الله عنه به حضرت ابوبكر رضي الله عنه گفت: ((به خدا سوگند به تنهايي در خانه آنان نرويد.)) حضرت ابوبكر رضي الله عنه در جواب فرمود: فكر مي كنيد آنان با من بد رفتاري كنند؟ به خدا سوگند، من نزد آنان مي روم. حضرت ابوبكر رضي الله عنه به خانه حضرت علي رضي الله عنه رفت. حضرت علي كلمه شهادت بر زبان تكرار كرد و گفت: ((همانا ما فضيلت و منزلت شما را شناخته ايم. ما به خاطر نعمتي كه خداوند به تو عنايت كرده است، حسد نداريم اما تو در جريان در حق ما استبداد كردي و به خاطر خويشاوندي با رسول الله رضي الله عنه حقي براي خود قايل بودم. تا اينكه چشم هاي حضرت ابوبكر رضي الله عنه اشك آلود شدند. وقتي حضرت ابوبكر رضي الله عنه شروع به سخن كرد، فرمود: به خدا سوگند، قرابت و خويشاوندي رسول الله صلي الله عليه وسلم را از خويشاوندي خودم ترجيح مي دهم. اما آنچه كه در ارتباط با اين اموال، با شما رفتار كردم، فكر مي كنم در خير و خوبي كوتاهي نكرده ام، و كاري را كه رسول الله صلي الله عليه وسلم انجام داده است، در اين باره، خلاف آن را انجام نداده ام. آنگاه حضرت علي رضي الله عنه به حضرت ابوبكر رضي الله عنه گفت وقت شام، وقت بيعت است ابوبكر بعد از اداي نماز ظهر بالاي منبر رفت، كلمه ي شهادت را خواند از حضرت ستايش نموده و عذر او را در مورد تاخير در بيعت بيان كرد. بعد حضرت عليه السلام نيز كلمه ي شهادت را خواند و درباره ي حق ابوبكر سخن گفت و توضيح داد كه تاخير در بيعت به خاطر حسد و كينه با ابوبكر نبوده است و نه به خاطر انكار فضيلت و برتري او، اما ما بر اين عقيده و باور بوديم كه حق در اين معامله با ما است و در حق ما استبداد روا داشت و ما قدري ناراحت شديم. مسلمانان از اين سخنان بسيار خوشحال شدند و حضرت علي عليه السلام را تحسين كردند و مسلمانان از آن به بعد با حضرت علي عليه السلام نزديك شده و با وي محبت كردند.[263] مسلم با همين الفاظ اين حديث را از عايشه نقل كرده است. نمي شود كه به نيم خط از روايت استدلال كرد از كجا معلوم در جاهاي ديگر هم اين كار را نكرديد اين روايت هم اگر نادرست است همه اش نادرست است اگر هم درست است همه اش درست است. علماي شيعه و سني فقط فكر خودشان هستند ما اصلا نمي دانيم به كي اعتماد كنيم شما اينطور مي كنيد انها موضوع قلم كاغذ رو دليل فقه مي دانند مثلا مي گوييد امام علي عليه السلام فرمود تو در حق ما استبداد كردي اينهم تحريف شده است بايد از اول تا اخر اخر حديث رو بياوريد. شما نوشتيد ابن ابي الحديد شافعي كجا او شافعي است.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- ادعا كرده ايد‌ كه ما روايت مسور را تحريف كرده‌ايم ! حال متن بخاري را با روايت قبل و بعد براي شما مي‌گذاريم تا بدانيد كه آيا نقل اين روايت تحريف است ، يا نقل عين سخنان بخاري !
3509 أخبرني عبد اللَّهِ بن عبد الْوَهَّابِ حدثنا خَالِدٌ حدثنا شُعْبَةُ عن وَاقِدٍ قال سمعت أبي يحدث عن بن عُمَرَ عن أبي بَكْرٍ رضي الله عَنْهُمْ قال ارْقُبُوا مُحَمَّدًا صلى الله عليه وسلم في أَهْلِ بَيْتِهِ
3510 حدثنا أبو الْوَلِيدِ حدثنا بن عُيَيْنَةَ عن عَمْرِو بن دِينَارٍ عن بن أبي مُلَيْكَةَ عن الْمِسْوَرِ بن مَخْرَمَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي
3511 حدثنا يحيى بن قَزَعَةَ حدثنا إِبْرَاهِيمُ بن سَعْدٍ عن أبيه عن عُرْوَةَ عن عَائِشَةَ رضي الله عنها قالت دَعَا النبي صلى الله عليه وسلم فَاطِمَةَ ابْنَتَهُ في شَكْوَاهُ الذي قُبِضَ فيها فَسَارَّهَا بِشَيْءٍ فَبَكَتْ ثُمَّ دَعَاهَا فَسَارَّهَا فَضَحِكَتْ قالت فَسَأَلْتُهَا عن ذلك فقالت سَارَّنِي النبي صلى الله عليه وسلم فَأَخْبَرَنِي أَنَّهُ يُقْبَضُ في وَجَعِهِ الذي تُوُفِّيَ فيه فَبَكَيْتُ ثُمَّ سَارَّنِي فَأَخْبَرَنِي أَنِّي أَوَّلُ أَهْلِ بَيْتِهِ أَتْبَعُهُ فَضَحِكْتُ
صحيح البخاري ج 3 ص 3509

3555 حدثني عَمْرُو بن عَبَّاسٍ حدثنا محمد بن جَعْفَرٍ حدثنا شُعْبَةُ عن أبي التَّيَّاحِ قال سمعت حُمْرَانَ بن أَبَانَ عن مُعَاوِيَةَ رضي الله عنه قال إِنَّكُمْ لَتُصَلُّونَ صَلَاةً لقد صَحِبْنَا النبي صلى الله عليه وسلم فما رَأَيْنَاهُ يُصَلِّيهَا وَلَقَدْ نهى عنهما يَعْنِي الرَّكْعَتَيْنِ بَعْدَ الْعَصْرِ
بَاب مَنَاقِبِ فَاطِمَةَ عليها السَّلَام وقال النبي صلى الله عليه وسلم فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ
3556 حدثنا أبو الْوَلِيدِ حدثنا بن عُيَيْنَةَ عن عَمْرِو بن دِينَارٍ عن بن أبي مُلَيْكَةَ عن الْمِسْوَرِ بن مَخْرَمَةَ رضي الله عنهما أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال فَاطِمَةُ بِضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي
30 بَاب فَضْلِ عَائِشَةَ رضي الله عنها
صحيح البخاري ج 3 ص 3509
2- فرموده‌ايد ما براي اثبات غضب فاطمه زهرا (س)‌ بر ابوبكر ، روايات را تحريف مي‌كنيم !
از شما سوال مي‌كنيم روايت ذيل را چطور ترجمه مي‌كنيد ؟!
فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّيَتْ.
فاطمه دختر رسول خدا از ابوبكر ناراحت و از وى روى گردان شد و اين روي‌گرداني ادامه داشت تا از دنيا رفت.
البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 3،‌ ص 1126، ح2926، باب فَرْضِ الْخُمُسِ، تحقيق د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.
3- ما را متهم به تحريف كرده‌ايد !
آيا اين عبارت ، از شما نيست كه :
« چون حضرت علي رضي الله عنه نمي خواست كه حضرت عمر رضي الله عنه در خانه ي او برود»
آيا عبارت بخاري اينگونه نيست كه «ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ»
كراهية در عبارت آمده است و يا امتناعا !
آيا كراهيت به معني بد آمدن است يا نخواستن !!!!
4- در مورد شافعي بودن ابن ابي الحديد نيز در بخش پاسخ به سوالات ،‌به صورت مفصل پاسخ داده ايم .
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=727
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
16 | محمد | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٠ مرداد ١٣٨٨ |
چون علي عليه السلام نمي خواست كه عمر در خانه ي او برود اين از من نيست از كيسه ي مترجم كتاب خالد عسقلاني است

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
واضح است كه مترجم ، قصد تحريف معني را داشته است !
و اين خود به خوبي بيانگر اين است كه چه كسي قصد تحريف دارد و چه كسي راستگو است .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
17 | محمد | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٠ مرداد ١٣٨٨ |
با سلام من كاملا قانع نشدم چون اهل سنت مي گويند كه اين دو روايت كه ناراحتي حضرت زهرا سلام الله از آن دو و حديثي كه مي گويد هر كه تو را آزار دهد مرا آزار داده اين دو همان طوري هست كه من نوشتم و كراهت حضرت امير عليه السلام از عمر را هم در همان روايت مي دانند حالا من نمي دانم يا شما (معذرت مي خوام) دروغ مي گوييد يا آنها (خالد عسقلاني) البته من مي خواستم در آن روايت تحريف (مجاز) كنم ولي حال نداشتم !!! در مورد ابن ابي الحديد كاملا قانع شدم (با تشكر) لطفا نظرم را در سايت پاسخ دهيد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
ما آنچه را اهل سنت نقل كرده بودند ، براي شما گذاشتيم ؛ و واضح و مشخص است كه چه كسي دروغ مي‌گويد و چه كسي راست !
آيا ما جز عين عبارت بخاري را براي شما نقل كرده بوديم ؟!
در مورد كراهت امير مومنان از عمر نيز روايت صريح است ! و احتياجي به نظر عسقلاني و ... نيست !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
18 | محمد | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٦ مرداد ١٣٨٨ |
سلام من شبهات گوناگوني در سرم است و جوابي برايش ندارم متاسفانه شما هم ايميل مي خواهيد و من ندارم ولي چند تاش رو مي نويسم اميد است كه در سايت قرار بديد 1.درباره اندرز عشيره كه حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم (پدر و مادرم به فدايش) فرمود : كداميك از شما برمي خيزد و با من بر اين معنا بيعت مي كند كه برادرم و وزيرم و وارثم و وصيم (يا تعابيري از اين قبيل) باشد .اين حرف چطور ممكن است از آن حضرت باشد شايد ابولهب پيشقدم مي شد يعني خلافت براي او مي شد ؟ 2 . در صحيح بخاري كه اين داستان را جور ديگر نقل مي كند در آخر روايت ايگونه است : و اي فاطمه دختر محمد از مال من هر چه خواهي طلب کن من چيزي را نزد الله از تو بي نياز نخواهم کرد . ( صحيح بخاري باب آيه و انذر عشيرتک الاقربين ) مگر اون موقع حضرت فاطمه سلام الله عليه متولد شده بودند ؟(فكر مي كنم در صحيح مسلم هم باشد) 3. مگر سوره بقره مدني نيست چطوري آيه 207 بقره شب هجرت نازل شده در مورد اميرمومنان عليه السلام در مكه ؟ خواهشمندم گروه پاسخ به شبهات شبهه هاي من را جواب دهيد .

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- مقامي كه به اهل بيت اعطا شده است ، به خاطر امتحانات الهي بوده است ، يكي از اين امتحانات ، پيش قدم شدن در زماني است كه غير او كسي پيش قدم نمي‌شود !
هر كس در اين موقعيت اقدام به دفاع از رسول خدا مي‌كرد ، لياقت اين مقام را مي‌يافت ، اما خداوند به علم ازلي خويش مي‌دانست كه هيچ كدام از حاضران ، اين كار را قبول نخواهند كرد . جز امير مومنان علي عليه السلام .
2- در مورد زمان ولادت فاطمه زهرا سلام الله عليها ، بين شيعه و سني اختلاف است ؛ شيعه و عده‌اي از اهل سنت اين ماجرا را براي بعد از بعثت و عموم اهل سنت آن را براي قبل از بعثت مي‌دانند !
البته شيعه روايات اهل سنت را در اين زمينه قبول ندارد ! زيرا روايات آنان از طريق كساني نقل مي‌شود كه عموما با اهل بيت دشمني دارند .
3- مكي بودن يا مدني بودن بسياري از سوره‌ها ، به معني اين نيست كه تمام آيات آن در مكه يا مدينه نازل شده است ،‌بلكه عموم آيات اين سوره در مكه يا مدينه بوده‌اند ، مخصوصا سوره‌هاي طولاني ؛ و در كتب مربوط به شان نزول ، در مورد آياتي كه در واقعه خاص در مكه يا مدينه نازل شده‌اند ، به صورت مفصل سخن گفته شده است .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
19 | ؟؟؟ | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٩ مرداد ١٣٨٨ |
سلام عليكم از مطرح شدن اين جنين بحث هاي اعتقادي وعلمي واقعا خوشحالم و اين هم سايت شيخ نجاح الطائيal-taei.com
20 | هروي | , افغانستان | ٠٨:٥٩ - ٢٢ آذر ١٣٨٩ |
چرا اين مردم فرهنگي ايران کمي درمورد دروغ هاي شاخدار ثناگويان قدرت ورطب خواران مذهب نمي انديشند
ايا شما فکرميکنيد که واقعا حضرت علي اينقدر نامرد وبي غيرت بوده که بوبکرازيک خاندان يهودي بيايد وحکومت اسلامي را بدست بگيرد؟
واي حضرت علي که اسدالله شما انرا مي گوييد بقدرفرزند خود حسين هم غيرت نداشته که درمقابل ظلم تسليم نشد.؟
واقعا که شما دروغ ميبافيد.
الله يهديکم
21 | momen abdullah | | ٠٥:١٤ - ٢٥ آذر ١٣٨٩ |
جناب هروي
چرا شما به حضرت هارون (عليه السلام) تهمت بي‌غيرتي مي‌زنيد؟
مگر شرف نداريد؟

يا علي
1 |حیدری||٠٤:٥٢ - ١٦ خرداد ١٣٩٧ |
0
 
0
خروی جان اینقد تند نرو میدم همون بلایی که سر عمر اوردن سر تو هم بیاورند
22 | علي اكبر | , ایران | ١٥:٠٦ - ٢١ دي ١٣٨٩ |
با سلام.سوالي در مورد صلح امام حسن عليه السلام داشتم.آيا اين درست است كه وقتي امام حسن(عليه السلام)با معاويه صلح كرد امام حسين(عليه السلام)گفت:لو جز انفي كان احب الي مما فعله اخي.اگر بيني من قطع مي شد نزد من محبوبتر از كاري بود كه برادرم انجام داد.(مختصرالتحفه/121)آيا اين درست است؟اصلا اين كتاب كه گفتم از كتب شيعه است يا سني؟با تشكر.يا علي.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

اين روايت در منابع شيعه نيامده است و علماي اهل سنت آن را نقل كرده‌اند ، ولي بر فرض صحت ، حضرت مي‌گويند :

مصلحتي كه برادرم به خاطر آن آتش بس كرده است آنقدر بزرگ است كه حتي اگر ما را به بندگي مي‌گرفتند اما آتش بس نمي شد بهتر بود ، ولي كار به جايي رسيده است كه دين نابود مي‌شود و لذا بايد صلح كرد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

23 | علي اكبر | , ایران | ١٥:١٥ - ٢١ دي ١٣٨٩ |
با سلام.سوالي داشتم.در مورد آيه ي 124 سوره ي بقره:آيا اين استدلال بر عليه شيعه در ست است؟ اگر آيه در مورد امامت باشد ارتباطي به مسئله عصمت ندارد چون نمي توان گفت غير ظالم معصوم است و مرتكب خطا و نسيان و سهو نمي گردد؛ ميان اثبات عصمت و نفي ظلم فرق بسياري وجود دارد چون نفي ظلم عدل را اثبات مي كند نه عصمت را. مگر ظلم ها چند نوع هستند؟ از اينكه زياد سوال مي كنم مرا بخشيد.اللهم انصر من نصره و اخذل من خذله.يا علي.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

عدل ، يعني قرار دادن هر چيزي در جاي خويش و ظلم يعني قرار دادن چيزي در غير جاي خويش ، و كسي كه هيچ ظلمي نداشته باشد ، هيچ كار اشتباهي انجام نمي‌دهد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

24 | هادي هادوي | , ایران | ١٢:٢٣ - ٣٠ دي ١٣٨٩ |
مطالب جالب بود ايا اجازه چاپ را ميدهيد

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

هر گونه نشر مطالب اين سايت ، با ذكر منبع و بدون آن جايز است ، اما مناسب است كه منبع نيز ذكر شود ، تا ديگران نيز با اين سايت آشنا شوند .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

25 | من حيدري ام سر به سرم نگذاريد | , ایران | ١٦:٢١ - ٠٢ بهمن ١٣٨٩ |
سلام جواب اين دو سوال برايم مهم است لطف كنيد و پاسخ دهيد : آيا سوالي كه از غاصبين خلافت ميشده (به خصوص عمر زيرا خودم چند سال پيش شنيده ام) آنها در جواب ميگفته اند خلافت بعد از پيامبر (ص) به ما رسيد و علم رسول الله(ص) به حضرت علي (ع) رسيده ؟!! آيا اين قضيه صحت دارد و عمر اين كار را كرده؟ 2 : آيا اين قضيه درست است كه گروهي از مشركين به دنبال حضرت رسول (ص) يوده اند و ايشان كه از غار بيرون آمده بودند و در حال گريز در جايي ابوبكر را مي بينند و بنا به دستور خدا خود را تسليم ابوبكر ميكند و ابوبكر كه در آن زمان اسلام نياورده بود پيامبر را در عمامه خود ميگذارد و وقتي مشركين به ابوبكر رسيدند از وي ميپرسند محمد (ص) را نديده اي او هم جواب داد در عمامه من است و به علت سابقه دروغ گويي وي مشركين فكر ميكنند ابوبكر دوباره دروغ ميگويد و قصد شوخي با آنها را دارد و به راه ادامه دادند و پيامبر (ص) به اين گونه نجات پيدا ميكند؟ آيا اين قضيه صحت دارد و خود ابوبكر اين كار را كرده؟

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

آنچه شما گفتيد در كتب اهل سنت پيدا نشد ،اما شبيه اين سخنان در كتب مختلف از خليفه دوم نقل شده است :

المدائني عن أبي الوليد المكي قال: قال ابن عباس: خرجت مع عمر في بعض أسفاره فإنا لنسري ليلة. وقد دنوت منه إذ ضرب مقدم رحله بسوطه وقال:
كذبتم وبيت الله يقتل أحمد ... ولما نطاعن دونه ونناضل
ونسلمه حتى نصرع حوله ... ونذهل عن أبنائنا والحلائل
ثم قال: استغفر الله، وسار فلم يتكلم إلا قليلاً ثم قال:
وما حملت من ناقة فوق رحلها ... أبر وأوفى ذمة من محمد
وأكسى لبرد الخال قبل ابتذاله ... وأعطى لرأس السابق المتجرد
ثم قال: استغفر الله يا بن عباس، أبوك عم رسول الله، وأنت ابن عمه، فما منع قومكم منكم؟ قال: قلت: لا أدري. قال: لكني أدري، يكرهون أن تجتمع فيكم النبوة والخلافة.

أنساب الأشراف ج 3 ص 165، اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى : 279هـ) الوفاة: 279 ، دار النشر :
2- مضمون دوم نيز صحيح نيست ، زيرا قطعا وقتي رسول خدا (ص) براي خروج از شهر رفتند ابوبكر با حضرت همراه نبوده است ! (اين مطلب در مسند احمد آمده است)

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

26 | محمد حسين | , ایران | ١٧:١٩ - ٢٣ فروردين ١٣٩٠ |
باسلام خدمت برادران اهل سنت من ادله قراني شما را درباره خلافت خليفه اول خواندم راستش را بخواهيد تاحالا قانع نشدم کسي به عنوان خليفه بگزيده شود که بترسد واينکه پيامبر را بعنوان نفر دوم ياد کرده شايد واحتمالا بخاطر اين باشد که ترس وحزن واندوه از نفر اولي شروع شده باشد و نفر دوم که پيامبر باشد او را تسلي خاطر داده که اين ايه هيچ فضيلتي را براي خليفه اول ثابت نمي کند اگر شما اين ايه را فضيلت خليفه اول ميدانيد ايه مباهله را که خداوند نفس حضرت علي وپيامبر اکرم را يکجا اورده چه تعبير مي کنيد کدام را فضيلت بيشتر ميدانيد .ايه و من الناس من يشتري ....... ان را چه تعبير مي کنيد که در شان حضرت علي امده . ايا کسي که خود را براي مرگ دربستر پيامبر اماده کرده با کسي که اورا دلداري و تسلي مي دهند که ناراحت نباشد يکي هست او نمي تواند جانشين پيامبر باشد اما اين يکي مي تواند . اصولا کسي که بقول بعضي از علمائ شما مغضوب دختر پيامبر بوده چگونه جانشين پيامبر شود .لطفا جواب مرا در همين سايت بدهيد باتشکر
27 | محمد حسين | , ایران | ١٥:٠٧ - ٠٩ ارديبهشت ١٣٩٠ |
جواب ما را ندادي
28 | عرفان بلوچ | , ایران | ٢٠:٤٢ - ١٩ مهر ١٣٩٠ |
دنZاZ اسلام داراZ چهارفرقه است :حنفZ،شافعZ،مالکZ، حنبلZ.ومذهب تشZع دردوره صفوZان و با همکارZ مسZحZان به علت دشمنZ با حکومت عثمانZان بوجود آمده است
29 | و | , ایران | ١٢:٤٣ - ١٠ آذر ١٣٩٠ |
برادر عزيز من شيعه هستم
سه سوال دارم
1-چرا امام علي ع بر خلاف سيره سه خليفه قبل عمل کرد به طور بارز 1-در مدينه نماند 2-بني اميه که در زمان عثمان قدرت گرفته
بودند را عزل کرد
2-چرا پيامبر ص علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را در جريان مباهله با خود همراه کرد و نه مثلا عايشه و ابوبکر و حفصه و...
3-چرا در جلد سوم بخاري(چاپ حرمين زاهدان) نوشته شده که حضرت زهرا تا پايان عمر با ابوبکر سخن نکرد و از او ناراحت بود؟
برادر اگه ما شيعيان دليلي براي خلافت ابوبکر داشتيم که به شما مي پيوستيم
30 | سلام | , ایران | ١٨:٤٥ - ٢٥ آذر ١٣٩٠ |
آخه مسيحيان چه دشمني با عثمان داشتند؟؟؟
برادر اهل سنت من!!!
31 | زهرا مصباح | , ایران | ١٨:٥٦ - ٠٥ دي ١٣٩٠ |
سلام اين مطالب عاليه يعني خيلي به دردم ميخوره اما متاسفانه كتابنامه نداره لطف كنيد در اين مورد منو راهنمايي كنيد موفق باشين

پاسخ:

با سلام

خواهر گرامي

مطالب مطرح شده با استفاده از دو برنامه «مكتبة اهل البيت» و «الجامع الكبير» است . با تهيه اين دو نرم افزار مي‌توانيد به ادرس ها به صورت دقيق برسيد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

32 | زهرا مصباح | , ایران | ١٤:٤٤ - ٠٦ دي ١٣٩٠ |
سلام سرعت پاسخگويي شما قابل تحسينه اصلا فكر نميكردم به اين زودي جوابمو بدين به هر حال ممنونم كه با اين همه مشغله جوابمو دادين من نرم افزار مكتبه الشامله را داشتم و ازش استفاده ميكردم كه خيلي از كتابهاش فاقد كتابنامه است و بقيه رو هم به نظرم خيلي قابل اعتماد نيست چون هر كسي به راحتي ميتونه هر چي ميخاد بهش اضافه كنه يا ازش حذف كنه از راهنمايي شما ممنونم نرم افزار مكتبه اهل البيت رو به هر زحمتي بود خريدم نرم افزار خوبيه اما هر كاري كردم جايي براي جستجوي كتاب پيدا نكردم يعني بايد كتابها رو به صورت دستي پيدا و انتخاب كرد و اين واقعا كار مشكليه نميدونم شايد من پيدا نكردم .... لطفا منو راهنمايي كنيد

پاسخ:

با سلام

خواهر گرامي

در بخش جستجو مي‌توانيد دامنه جستجو را انتخاب كنيد و در دامنه تنها يك كتاب يا چند كتاب را معين كنيد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

33 | زهرا مصباح | , ایران | ٢٢:٤٧ - ٠٦ دي ١٣٩٠ |
منظورم اين بود كه بايد كلي دنبال كتاب مورد نظر تو دامنه جستجو بگردم تا شايد پيدا كنم اينطور نيست كه اسم كتابو تايپ كنم سريع بياد تو مكتبه الشامله كافيه اسم كتابو بنويسم تا بياد بعد ميتونم تيك بزنم تا جزء دامنه جستجو باشه ولي تو اين نرم افزار بايد كلي دنبال كتاب مورد نظرم بگردم تا پيداش كنم و به عنوان دامنه جستجو ازش استفاده كنم ديگه ايندفعه اگه جوابمو بدين واقعا شرمنده ميشم ولي قول ميدم ديگه سوال نكنم به هر حال ممنونم

پاسخ:

با سلام

خواهر گرامي

با استفاده از كليد ميانبر (كنترل+ f) مي توانيد در هر جاي اين برنامه كه عناوين موجود است جستجوي نام كنيد و نام مورد تقاضاي خود را جستجو كنيد

همچنين اين برنامه يكي از بهترين راهنماهاي جامع را به زبان فارسي دارد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

34 | زهرا مصباح | , ایران | ١٠:٣٥ - ٠٧ دي ١٣٩٠ |
من واقعا نميدونم چه جوري ازتون تشكر كنم
شما با رفتار خوبتون بهترين مبلغ براي مكتب اهل بيت هستين
اجركم علي الله
35 | پوران نوروزعليپور | , ایران | ٢١:١٦ - ٠٩ فروردين ١٣٩١ |
با سلام سوالي كه برام پيش اومده اينه كه ما در مذهب شيعه خودمون با اختلاف نظر همراه هستيم براي مثال شيعه 4 امامي ......تا شيعه 12 امامي
ميتونيد بگيد ما چطور از دين خودمون مبني بر اعتقاد بر شيعه 12 امامي بايد دفاع كنيم آيا اديان ديگه مثل شيعه 4اماميو يا شيعيان ديگر اشتباه مي كنند و فقط ما هستيم كه درست مي گوييم چه مدركي اثبات مي كنه كه دين ما نسبت به شيعيان ديگه برتري دارد
36 | مسلمان ايراني | , ایران | ٢٤:٥٩ - ١٦ فروردين ١٣٩١ |
با سلام و عرض تسليت ايام عزاي بانوي دو عالم فاطمة الزهرا(س)، شما در آياتي که به ابوبکر نسبت داده شده است، يکي از استدلالاتي که دائماً تکرار مي کنيد، يک حديث از عايشه است که گفته است آيه اي در مورد ما نازل نشده است. نظر به اينکه هدف ما نبايد صرفاً دادن جوابي به اهل سنت باشد، بلکه بايد سعي کنيم پاسخي منطقي و قطعي به شبهات بدهيم، سپاسگذار مي شوم، اگر به پرسشهاي من در اين موارد پاسخ بدهيد: 1.شما چگونه يک روايت صحيح واحد را بر دهها روايت صحيح ديگر که آيه اي را به ابوبکر نسبت مي دهند ترجيح مي دهيد؟ خب ما يک حديث صحيح واحد هم در کتاب اصول کافي داريم که هر پرچمي که پيش از ظهور بالا برود، طاغوت است، آيا بايد با اين حساب تمام احاديث صحيحي که از آنها لزوم تشکيل حکومت ديني مشخص مي شود را کنار بگذاريم، و حکومت ديني را به زمان ظهور موکول کنيم؟ 2.شما که در اين سلسله مقالات روايات صحيح بخاري را نقد سندي مي کنيد و عملاً صحيح بودن تمام رواياتش را قبول نداريد،(و اين بخش استدلالاتتان هم فقط براي ما شيعيان قابل قبول است و نه اهل سنت) چرا همين حديث را نقد سندي نمي کنيد؟ شايد مهمترين شخصيتي که در اين حديث بتواند مورد نقد قرار بگيرد، خود عايشه باشد. عايشه بنا به شواهد تاريخي، شخصيت ثابتي ندارد، و بيشتر برايش زدن حرفي براي رسيدن به هدفش مهم است، و نه زدن حرف حق، چنانکه زمان عقد خود با پيامبر را در رواياتي که طبري نقل مي کند، بسيار کم و در حد خردسالگي مي داند، در حالي که طبق کهنترين سيرۀ نبوي(ابن هشام به نقل از ابن اسحاق)، او پيش از علني شدن دعوت، يعني حداقل هفت سال قبل از عقد، مسلمان شده است! همين عايشه پيش از مرگ عثمان در مورد عثمان چه مي گفت و پس از مرگ عثمان در مورد عثمان چه مي گفت؟ حال اگر عايشه در شرايطي که مي خواهد از برادرش دفاع کند، و آيه اي که به برادرش نسبت مي دهند، را رد کند، ادعا کند که در مورد ما حديثي نازل نشده است، آيا بايد گمان کنيم راست گفته است؟ 3.به راستي با اين اطمينان مي توان، "فينا" را در اين حديث بر ابوبکر نيز تعميم داد؟ آيه اي خوانده مي شود، که برادر عايشه را بر اساس آن فرزندي مي داند که به والدينش چنان مي گويد، خب، سخن مروان آشکار است که مي گويد آيه در مورد عبدالرحمن بن ابي بکر نازل شده است، وقتي عايشه در پاسخ بگويد در مورد "ما" آيه اي نازل نشده است، چگونه شما اين "ما" را بر والدين عبدالرحمن تعميم مي دهيد؟ "ما" اينجا آشکارا فرزندان ابوبکر است، که در موردشان آيه اي نازل نشده است، زيرا ابوبکر آيه را به عبدالرحمن نسبت داده است، و کاملاً مشخص است که منظور از فينا، هم فرزندان ابوبکر است. امّا اينکه شما مي گوييد که چون در اين آيه از والديني هم سخن رفته است، و چون عايشه مي گويد که در مورد ما آيه نازل نشده است، پس در مورد والدين فرزند مورد نظر مروان هم آيه اي نازل نشده است، استدلالي بس غريب و شگفت است. به راستي براي من جالب است که شما چگونه اين ادعا را ثابت مي کنيد؟ 4.بياييد بپذيريم عايشه براي دفاع از برادر سخن گزافي نگفته و منظورش از فينا، کل خاندان ابي قحافه باشد، خب، باز چه چيز قرار است ثابت شود؟ آيا عايشه يک مرجع قطعي براي تشخيص اين مسئله است که چه آيه اي در مورد چه کسي نازل شده است و چه آيه اي در مورد چه کسي نازل نشده است؟ با سپاس منتظر پاسخ شما هستم.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
ما براي هر دليلي كه از قرآن ذكر كرده اند جوابهاي فراواني بيان كرده ايم و فقط به اين حديث به تنهايي استناد نكرده ايم و ما منظور شما از دهها روايت صحيح را نفهميديم كدام دهها روايت؟ در ثاني بايد جريان منع حديث را در نظر بگيريد كه سالها احاديث منع مي شد و بسياري از احاديث آنها ساختگي و يا با قطع چندين ساله در كتابه مواجه است و اين نظر ما را به احاديث آنها تا جايي كه بنفع آنهاست بسيار با شك همراه مي كند ولي در مورد احاديثي كه عليه آنهاست چنين احتمالي بسيار ضعيف است در حالي كه اين احاديث با احاديث فراواني كه از طريق شيعه رسيده موافق است و مي دانيم كه جريان منع حديث در مورد احاديث شيعه مشكلي وارد نكرده هم از اين لحاظ كه برخي از شيعيان در اين مدت كتابهايي در خفا نوشته اند كه برخي به دست ما رسيده است و هم با وجود ائمه عليهم السلام كه مراقب صحت آنها بوده اند از گزند تحريف بسيار در امان مانده اند.
سند روايات صحيح بخاري از نظر اهل سنت برسي سندي نمي خواهد و از نظر ما هم آنجا كه متن روايت عليه كسي از طرفداران آنها مثل عايشه است چون نمي تواند جعلي باشد برسي سندي نمي شود.
در مورد ضمير «فينا» در اين آدرس جواب داده ايمwww.valiasr-aj.com/lib/ghar/02.htm#04
وقتي عايشه در مورد خود چنين نظر مي دهد و بسياري از روايات در كتب شيعه آنرا تاييد مي كند، چرا ما بايد بگوييم جناب عايشه! شما اشتباه مي فرماييد! در مورد شما آيه نازل شده است! شايد متوجه نشده ايد يا...آنگاه كه اخبار آنها با يكديگر در تعارض باشند اعتنا نمي شود و روايات ما بي معارض باقي مي ماند.
در مورد تاخير در جواب از شما عذر خواهي مي كنيم وجود نظرات فراوان و مشكل جزئي در حين جواب دادن به شما باعث شد نظر شما به قسمت بايگاني رفته و با تاكيد دوباره شما، آن را پيدا كرديم.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
37 | خرسندي | , آمریکا | ٢٠:١٢ - ١٥ آذر ١٣٩٢ |
با سلام و عرض خسته نباشيد
ببخشيد من برنامه هايي رو ميخواستم بهم معرفي کنيد مانند برنامه هايي که استايد شبکه مقدس ولايت از ان استفاده ميکنن
شما به خانوم مصباح دو نرم افزار الجامع الكبير و مكتبة اهل البيت را معرفي کرديد ولي در هيج سايتي براي دانلود پيدا نکردم و در مغازه ها و سطح شهر اينجور نرم افزار هايي روايي کم پيدا ميشه و واقعا سخت پيدا ميشه.لطفا کمک کنيد يا خودتون تو سايت منت بزاريد قرار بديد يا سايتي را براي دانلود معرفي بفرماييد يا مرکزي را نام ببريد که ما بتوانيم اين نرم افزار هارو از اونجا بخريم و تهيه کنيم
التماس دعا
يا علي

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

اين دو نرم افزار در اکثر فروشگاه هاي نرم افزارهاي مذهبي موجود مي باشد

البته مي توانيد بصورت اينترنتي نيز از سايتهاي فروشگاه هاي الکترونيکي آنرا خريد نماييد (کافي است در گوگل جستجو نمايد مثل: سايت مؤسسه احرار انديشه)

موفق باشيد

38 | مسعود خضرايي | , ایران | ٢٠:٢٦ - ٢٥ آذر ١٣٩٢ |
يك دين و مذهب بعد از رسول خدا ست كه اطاعت از آن واجب و آن قرآن و اهل بيت نبوه كه همه مي دانند علي ع و اولادش هستند و باقي فاني است
تا جاهايي مي ايد ولي به سر منزل نمي رسد . قرآني باشيم و اهل بيتي تا رستگار شويم . مجادله در قرآن نهي شده اما راه حق را جستن سفارش شده . ما مكتب اهل بيت را كه قرآني و نوراني هستند قبول داريم و اگر با ايراديم ديگران بييايند پرچم را بردارند و درستش را انجام دهند و از قبل خود دست كشند كه مي دانند خطاست تا خواست الهي محقق گردد. حق بر باطل پيروز است . يا حق
39 | عبد ا... | , ایران | ٢٠:١٥ - ٢٦ اسفند ١٣٩٢ |
با سلام خدمت شما
تشکر فراوان بابت کار مفيدتان
ميخواستم پيشنهاد بدم که اگر ممکن است درباره برخي آياتي که تحقيق کرديد از مقالات ديگري که در همين رابطه نوشته شده و ظاهرا کاملتر و مفصلتر است استفاده کنيد تا خلاءيي وجود نداشته باشه و حق مطلب کاملا ادا شود.مثلا مقاله:"بررسي تفسير اهل سنت از آيه ارتداد و ارتباط آن با امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف"
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/981313
يا مقاله:"بررسي تفسير اهل سنت از آيات 17 تا 21 سوره ليل" http://qoranshenakht.nashriyat.ir/node/77
40 | سید حسین | , ایران | ١٧:٣٧ - ١٣ تير ١٣٩٤ |
سلام،گرچه به انتقاد رسیدگی نمیکنید اما بنده میگم،اشکال خیلی بزرگی که این مقاله داره اینه که اصلا اشکال مخالفین رو مطرح نکردید وفقط جواب دادید،یعنی ما هنوز متوجه اشکال نشدیم، از کجای آیات استدلال به خلافت میکنند شما جواب دادید واقعا خیلی مشکله

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در منابع اهل سنت بويژه در کتب کلامي اين آيات، براي ادله خلافت ابوبکر استناد شده است. آنها چنين استدلال مي کنند که اين آيات دلالت بر افضل بودن ابوبکر مي کند لذا نتيجه مي گيرند که او بر خلافت شايستگي دارد در حالي که در مقاله طبق روايت صحيح نقل شده که عايشه اعتراف کرده بود که آيه در شان آنها غير از افک نازل نشده است و جوابهاي ديگر که در مقاله موجود است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
 
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English