2018 November 15 - پنج شنبه 24 آبان 1397
صحيح بخاري تحريف شده است
کد مطلب: ٦٢٦٥ تاریخ انتشار: ١٧ دي ١٣٨٦ تعداد بازدید: 18254
فتنه وهابیت » تحریفات
صحيح بخاري تحريف شده است

آيا اين واقعيت دارد كه صحيح بخاري تحريف شده است ؟ يعني كتابي كه اهل سنت آن را بعد از قرآن مهمترين منبع احكام مي دانند ، مورد تحريف قرار گرفته است ؟اگر چنين باشد حتي اگر ثابت شود كه بخاري خود محدث بزرگي بوده و از جهت ديني هم لغزشي نداشته باز اهل تسنن نمي توانند به كتاب وي استدلال كرده و آن را مفخره اي براي خود بدانند .

 


1- فتح الباري ج10/ص100 كتاب الاشربة باب الشرب من قدح النبي صلي الله عليه [ وآله] و سلم: و ذكر القرطبي في مختصر البخاري أنه رأي في بعض النسخ القديمة من


صحيح البخاري قال أبو عبد الله البخاري رأيت هذا القدح بالبصرة وشربت منه وكان اشتري من ميراث النضر بن أنس بثمانمائة ألف .


قرطبي در كتاب مختصر بخاري گفته است كه وي در بعضي از نسخه هاي قديمي صحيح بخاري ديده است : كه بخاري گفت : من اين پيمانه (پيمانه آب خوري رسول خدا) را در بصره ديدم و از آن آب نوشيدم ؛ و آن از ميراث نضر بن أنس با 800000 درهم خريده شده بود .


اين جملات در صحيح بخاري موجود ديده نمي شود !!!



2- الجمع بين الصحيحين ج3/ص490 باب أفراد البخاري من الصحابة ، عمرو


بن ميمون الأودي رضي الله عنه ، طبعة الثانية دار ابن حزم بيروت 1423:


3047 - حكي أبو مسعود أن له في الصحيح حكاية من رواية حصين عنه قال رأيت في الجاهلية قردةً اجتمع عليها قردةٌ قد زنت فرجموها فرجمتها معهم كذا حكاه أبو مسعود ولم يذكر في أي موضع أخرجه البخاري من كتابه فبحثنا عن ذلك فوجدناه في بعض النسخ لا في كلها قد ذكر في أيام الجاهلية وليس في رواية النعيمي عن الفربري أصلاً شيءٌ من هذا الخبر في القردة ولعلها من المقحمات التي أقحمت في كتاب البخاري والذي قال البخاري في التاريخ الكبير قال لي نعيم بن حماد أخبرنا هشيم عن أبي بلج وحصين بن عمرو بن ميمون قال رأيت في الجاهلية قردةً اجتمع عليها قرودٌ فرجموها فرجمتها معهم وليس فيه قد زنت فإن صحت هذه الزيادة فإنما أخرجها البخاري دلالةً علي أن عمرو بن ميمون قد أدرك الجاهلية ولم يبال بظنه الذي ظن في الجاهلية


ابو مسعود گفته است كه در صحيح بخاري روايتي را از حصين نقل مي كند كه وي گفت در جاهليت ميموني را ديدم كه گروهي از ميمون ها دور وي جمع شده - و وي زنا كرده بود - پس او را رجم كردند ؛ من نيز او را همراه ايشان سنگسار كردم .


ابو مسعود اين روايت را چنين نقل كرده است ؛ اما نگفته است كه در كدام قسمت ، بخاري اين روايت را در كتابش آورده است ؛ پس ما به دنبال آن گشتيم و آن را در بعضي از نسخ ، نه در همه آنها يافتيم كه در باب ايام الجاهليه ذكر شده است ؛ و در روايت نعيمي از فربري اصلا چيزي از اين روايت در مورد ميمون ها نيامده است ؛ وشايد اين روايت از مطالب پراكنده اي است كه در صحيح بخاري وارد شده است !!!


وآنچه بخاري در تاريخ كبيرش نقل كرده است :


نعيم بن حماد به من گفت كه هشيم به من خبر داد از ابي بلج و حصين بن عمرو بن ميمون كه گفت :


در جاهليت ميموني را ديدم كه گروهي از ميمون ها در گرد وي جمع شده بودند ؛ پس آن را سنگسار نموده من هم همراه ايشان وي را سنگسار كردم ؛


در اين روايت كلمه - و او زنا كرده بود - نيست ؛ پس اگر اين روايت صحيح باشد ، زياده ايست كه بخاري آن را آورده براي فهماندن اينكه حصين بن عمرو جاهليت را درك كرده است .


در كلام حميدي چهار شاهد براي ما وجود دارد :


اول: جمله « فوجدناه في بعض النسخ لا كله» است كه نشان مي دهد بعضي از نسخ بخاري از جمله نسخه بسيار مهم نعيمي از فربري هيچ گونه اثري از اين روايـت نيست .


دوم : جمله « ولعلها من المقحمات التي أقحمت في كتاب البخاري» اقرار صريح حميدي به تصرف و زياده در متن بخاري است .


سوم : اختلاف متن اين روايت با متني كه خود بخاري در التاريخ الكبير نقل كرده است با اينكه سند هر دو روايت يكي است .


چهارم : در بخاري هاي موجود ، اين روايت در باب أيام الجاهلية نيامده و بلكه در باب القسامة في الجاهلية نقل شده است . درست است كه اين دو باب پشت سر هم در بخاري نقل شده ، اما بعيد است كه از عالمي مانند حميدي و يا ابن اثير -كه اين جمله را او هم نقل كرده است - كه چنين اشتباهي بكنند .



همچنين در بيش از 40 مورد مطالبي را مي بينيم كه كلماتي مربوط به زمانهاي بعد از بخاري دارد ؛ يا در آنها رواياتي آمده كه شخص مي گويد بخاري اين روايت را به من گفت ؛ پس اين صحيح ، صحيح بخاري نيست ؛ بلكه براي يكي از شاگردان بخاري است و اصلا بخاري آن را جمع نكرده است ؛


ما بعضي از آدرس ها را از خود صحيح بخاري همراه با اقرار شارحين معروف بخاري ( در صورت وجود ) ذكر مي كنيم :


1- صحيح البخاري ج1/ص330 كتاب العيدين باب التكبير أيام مني


فتح الباري ج2/ص462 كتاب العيدين باب التكبير أيام مني


عمدة القاري ج6/ص294 كتاب العيدين باب التكبير أيام مني


2- صحيح البخاري ج3/ص1175 كتاب بدء الخلق باب ذكر الملائكة


فتح الباري ج6/ص309 كتاب بدء الخلق باب ذكر الملائكة


عمدة القاري ج15/ص132 كتاب بدء الخلق باب ذكر الملائكة


3- صحيح البخاري ج6/ص2686 كتاب التوحيد باب ما جاء في دعاء النبي صلي الله عليه و[آله] و سلم أمته إلي توحيد الله تعالي


فتح الباري ج13/ص356 كتاب التوحيد باب ما جاء في دعاء النبي صلي الله عليه و[آله] و سلم لأمته إلي توحيد الله تعالي


4- صحيح البخاري ج2/ص58156 كتاب الحج باب الرمل في الحج والعمرة


فتح الباري ج3/ص471 كتاب الحج باب الرمل في الحج


عمدة القاري ج9/ص250 كتاب الحج باب الرمل في الحج


5- صحيح البخاري ج2/ص730 كتاب البيوع باب كسب الرجل و عمله بيده


فتح الباري ج4/ص305 كتاب البيوع باب كسب الرجل و عمله بيده


عمدة القاري ج11/ص186 كتاب البيوع باب كسب الرجل و عمله بيده


6- صحيح البخاري ج3/ص1276 كتاب أحاديث الأنبياء باب حديث أبرص وأعمي وأقرع في بني إسرائيل


عمدة القاري ج16/ص48 كتاب أحاديث الأنبياء باب حديث أبرص وأعمي و أقرع


7- صحيح البخاري ج1/ص53 كتاب العلم باب كتابة العلم


عمدة القاري ج2/ص163 كتاب العلم باب كتابة العلم


8- صحيح البخاري دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع 1401 ج1/ص21 كتاب العلم باب القرائة و العرض علي المحدث


9- صحيح البخاري ج1/ص50 كتاب العلم باب كيف يقبض العلم


عمدة القاري ج2/ص132 كتاب العلم باب كيف يقبض العلم


فتح الباري ج1/ص195 كتاب العلم باب كيف يقبض العلم


10- صحيح البخاري طبعة دار الفكر 1425-1426هـ 2005 م ص 36 كتاب العلم باب ما جاء في العلم وقوله تعالي« وقل رب زدني علما» القرائة و العرض علي المحدث


11- صحيح البخاري ج2/ص866 كتاب المظالم باب إثم من ظلم شيئا من الأرض


عمدة القاري ج12/ص300 كتاب المظالم باب إثم من ظلم شيئا من


فتح الباري ج5/ص105 كتاب المظالم باب إثم من ظلم شيئا من الأرض


12- صحيح البخاري ط دار الفكر بيروت 1425 كتاب الدعوات باب فضل التهليل ذيل حديث 6404


در اين مورد مطالبي از ابوذر هروي متوفاي 434 و يونيني متوفاي 701 نقل شده است !!!


جالب توجه اينجاست در صحيح بخاري چاپ پاكستان ( سنگي ) كه با اشراف بن باز تصحيح شده است ، بسياري از اين مطالب از متن اصلي حذف شده است و تنها در حاشيه به آنها اشاره شده است . يعني ايشان هم متوجه دخل و تصرف روات در متن بخاري شده اند .


موفق باشيد






Share
81 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | ١٢:٢٢ - ١١ مهر ١٣٨٩ |
با سلام
جناب الاحوازي . ما هم همينو ميگوييم اما كو گوش شنوا , احاديث موجوده در صحاح بمانند روش يهوديه جمع اوري شده است و اسمشو گذاشتن صحاح تا دروغهاي خودشون به اسم ثقه بفروشند .
اين حديث نتها دروغه ( بله دروغ ) بلكه احاديث دروغ ديگري در اين كتابها نيز هست , بمثل حديث الافك كه در اين حديث .
1 ) اسوه الحسنه بودن حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و اله و سلم را زير سوال مي برد .
2 ) خود ابوبكر را نيز زير سوال ميبرد كه چرا بدخترش در ضرف يكماه نگفت برو خانه و رسول اكرم را ازار نده .
3 ) صحابه اي كه شما دم از عدالتشان مي زنيد , انسانهاي شايعه پراكن , غيبت گو , و ,,,,,, خطاب ميكند .
4 ) اما عايشه خودش مبرا از هرگونه خطا ,,, كه انگار از معصوميين بود .

چشمهايتان را باز كنيد فريب اراجيف نخوريد والا از خاسرين خواهيد بود .

يا علي
82 | امين | , ایران | ١٧:٠١ - ٠٩ آبان ١٣٨٩ |
هي تند نرو من حاضرم يك فتوا كه از يكي از علماي شيعه است را برايت بياورم كه مشخص ميكنه ايستاده شاشيدن مشكلي نداره ولي بعد از اينكه اين فتوا را اوردم چه ميكنيد؟؟؟

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

آيا هر كاري جايز است ، بايد به رسول خدا (ص) نسبت بدهيد ؟! جايز بودن يك مطلب است ، و اين كه ادعا كنيد رسول خدا (ص) آن كار را انجام داده است ، مطلبي ديگر !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

83 | امين | , ایران | ١٧:١٩ - ٠٩ آبان ١٣٨٩ |
يادم رفت سوالم رو بپرسم ميخاستم بدونم كه نظر جمهور علماي شيعه در مورد قمي چيست وهمچنين زيد النرسي كه از دوستان امام كاظم و صادق بوده است ؟چيست؟

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

مقصود شما از قمي كيست ؟

زيد نرسي نيز در كتب رجالي شيعه مورد تضعيف و توثيق قرار نگرفته است .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

84 | با افتخار يك شيعه ام | , ایران | ١٥:٣٤ - ١٧ آبان ١٣٨٩ |
خدايا شكرت يك شيعه ام . خدايا شكرت كه افتخار مي كنم اقتدا از علي ع و فاطمه س دارم .
85 | مروج | | ٠٨:١٨ - ١٥ آذر ١٣٨٩ |
خاک بر سر نادونه همه مسلموناو کي مي خواين عقل پيدا کنين؟
86 | momen abdullah | | ٠٤:٢٥ - ٢٥ آذر ١٣٨٩ |
جناب مروج
عقل؟ از عقل سخن مي‌گويي؟
نمي‌دانستم شما سجده کنندگان بر بانکداران يهودي به چيزي به نام عقل هم معتقد هستيد!!
عاقل باش و يهوديان را سجده نکن و الله متعال را سجده کن.

يا علي
87 | فاطمه زهرا | , ایران | ١١:٠٥ - ١٢ دي ١٣٨٩ |
چرا سوال رو با سوال جواب ميدين ؟ اگه واقعا حق باشماست جواب قانع کننده اي به اقاي امين بدين . اقايان تشيع با بي احترامي و توهين به مقدسات تسنن شعور خودشون رو نشون دادن . بهتره کتابهاي تاريخي و معتبر رو مطالعه بفرمايين تا حقيقت رو بفهمين هر چند که ميدونين و مثل علماي يهود انکار ميکنين

پاسخ:

با سلام

خواهر گرامي

جواب بعضي از سوالات مشخص است ! لذا پاسخ سوال را با سوال دادن هميشه اشكال ندارد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

88 | شكرالله محمدي | , افغانستان | ٢٤:٥٥ - ١٨ بهمن ١٣٨٩ |
اين سخن واقعت نه دارد
89 | ابراهيم | , ایران | ١٠:٣٢ - ٢٨ بهمن ١٣٨٩ |
با سلام منظور مدير سايت از قمي اين است كه قمي چند تاست منظور شما كدام قمي است بعدش شما كه در كتابتون توهين به پيغبر كرديد را نميبينيد بعد اشكال ما را به كتابتون توهين ميدونيد ما كه مسلمونيم هيچ اهل كتاب به پيغبرمون ايراد نميگيرن اين درسته يك مثال
اما يک حديث از اين کتاب برايتان آورم و شما لطف کنيد و ببينيد با توجه به شان و مقام حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم آيا امکان دارد که ايشان اين حديث را فرموده باشند يا نه؟؟!!

سند حديث : (صحيح ترين کتاب اهل سنت) الجامع الصحيح المختصر ، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي (متوفاي256 هـ) ج 3 ، ص 1266 ، ح3250 ، ناشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

متن حديث : عن أبي مُوسَى الْأَشْعَرِيِّ رضي الله عنه قال قال النبي صلى الله عليه وسلم فَضْلُ عَائِشَةَ على النِّسَاءِ كَفَضْلِ الثَّرِيدِ على سَائِرِ الطَّعَامِ .!!!

ترجمه : رسول خدا فرمود : برتري عائشه نسبت به زنان ديگر ؛ همانند برتري آبگوشت است نسبت به ديگر غذاها .!!!

شما خود قضاوت کنيد که آيا نسبت دادن اين سخن به حضرت نبي مکرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم پايين آوردن مقام و شخصيت ايشان نمي باشد؟؟؟!!!
90 | ايوب | , ایران | ١٣:٤٨ - ٢٢ ارديبهشت ١٣٩٠ |
صد در صد توهينه به صاحت مقدس پيامبر عظيم الشانمان.
91 | محبه علي رضي الله عنه | , عربستان سعودی | ١١:٤٨ - ٢٩ ارديبهشت ١٣٩٠ |
حسبي الله ونعم الوكيل.. سوف تلاقون الله تعالي يوم القيامه وسوف تحاسبون .. حسبي الله ونعم الوكيل فيكم ياكفااار يا مشكرين يا عباد القبور

پاسخ:

السلام عليکم

بامکانکم مشاهدة عبدة القبور في العنوان التالي :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=75

لجنة الاجابة علي الشبهات

موسسة وليعصر للبحوث الاسلامية

92 | وحيد | , چین | ١٠:٣٨ - ٢٥ تير ١٣٩٠ |
همه مان بنده الله لاشريك و امت رسول الله (ص)هستيم از بد گوئي وتوهين يك ديگر به جائي نمي رسيم بيائيد به عقلمندي وهوشياري كامل آن چه را بنويسيم كه مفيد به جهان اسلام باشد از مغشوش ساختن اذهان مردم چه خواهي بدست آورد آنانيكه صحيح البخاري بعد ار كتاب الله مي دانند هرگز به چند سخن هرگر عقيده خودرااز دست نمي دهند لذا كوشش شود تاراه هاي جستجو شود كه نزديكي ميان اين دوگروه اسلامي ايجاد شود نه دور و هميشه شخص مسلمان كوشش كند تا وسيله خير باشد نه شر .
93 | آرسلان ته گين غازي | , ایران | ١٩:٠٧ - ٢٦ تير ١٣٩٠ |
من به عنوان يک شيعه عقيده دارم 75% احاديث چه از کتب سني ها و چه از کتب ما جعلي هستند . در ضمن کساني که ادعا شيعه بودن مي کنند و فحش و ناسزا مي گويند شيعه نيستند بلکه ريا کاراني هستند که قصد خراب کردن چهره شيعيان را دارند .
94 | مجيد م علي | , آمریکا | ٢٠:٢٤ - ٢٦ تير ١٣٩٠ |
با سلام

برادر غازي من مطمئني كه دقيقآ 75 % ؟؟ از اين اطمينان شما بر مي ايد كه كاسه اي زير نيم كاسه هست ؟؟؟

لبيك يا علي
95 | كرارالزبيدي | , ایران | ١٣:٠٥ - ١٩ مرداد ١٣٩٠ |
انشاالله الله همه رابه راه راست هدايت کندوبه هميه مسلمانان توسيه ميکنم که مضحکيه ومورد تمسخريهوديان نباشيم
96 | عبالكريم | , ایران | ١٧:٥٤ - ١٦ شهریور ١٣٩٠ |
تو را به خدا يكبار از خود سوال كنيد كتاب صحيح بخاري ومسلم در حكومت چه رمامداراني نوشته شده است ايا اقاي بخاري در زمان عباسيان يا بني اميه ميتوانسته دست به قلم به نفع عترت رسوللا ببرد.
97 | مسلم پڑتون | , افغانستان | ١٩:١٧ - ٢٩ مهر ١٣٩٠ |
برادران و خواهران مسلمان، السلام عليکم و رحمة الله و بركاته!

اگر من به شما بگويم از خواندن بحث - که بعض آن نزديکتر به ناسزا است - بالا خوش شدم، تعجب نکنيد، چرا؟

چون اگر شما ازينگونه بحثها ميان يهوديان و يا ميان عيسويان را بخوانيد، بسيار ساده يکديگرا کافر ميخوانند. در بحث بالا تنها يک مارق (به اساس حديث رسول خدا ص "يمرقون من الدين کما يمرق السهم من الرميه فمن وجدهم فليقتلهم") اهل تشيع را کافر خوانده.

من از بسيار پيش يک حرف داکتر شريعتي بسيار محکم در دل و عقلم نشسته است (که الفاظ دقيق آن يادم نمانده) "تسنن نبوي و تشيع علوي هردو از اسلام و دو بخش اساسي اسلام استند (کسي که از تسنن نبوي يا تشيع علوي منکر شود، از اصل اسلام منکر شده). برعکس، تسنن اموي و تشيع صفوي يکي هم از اسلام نيستند."
98 | عليرضا ن | , ایران | ١٠:٥١ - ١٤ آبان ١٣٩٠ |
با سلام
يكي از مواردي كه خود بخاري , احاديث را تكه تكه مي كند:
ابن اثير در کتاب تاريخ خود جلد سوم ص 199در حوادث سال56 مي گويد: هنگامي که معاويه به دنبال گرفتن بيعت براي يزيد بود و (عبدالرحمان بن ابوبکر) به شدت با بيعت يزيد مخالفت مي کرد، مروان که از طرف معاويه حاکم حجاز بود، در مسجد پيامبر سخنراني کرد و گفت: امير المومنين هميشه خير شما را خواسته و درباره شما کوتاهي نکرده است و اکنون نيز پسرش يزيد را جانشين پس از خود قرار داده است. عبد الرحمان بن ابي بکر برخاست و گفت: اي مروان ، به خدا سوگند دروغ گفتي ، معاويه نيز دروغ گفته ، شما هيچ خيري براي امت محمد نخواستيد، بلکه مي خواهيد آن را به روش پادشاهان روم در آوريد که هرگاه پادشاهي بميرد ، پادشاه ديگري جانشين او گردد. مروان چنين ديد گفت: اين همان کسي است که خداوند اين آيه را درباره او نازل فرموده:(و الذي قال لوالديه اف لکما- کسي که به والدين خود گفت: اف بر شما باد. احقاف آيه17) عايشه سخن مروان را شنيد و برخاست و گفت: مروان ، مردم به يکباره خاموش شدند و مروان رو به سوي او کرد و عايشه گفت: تويي که به عبد الرحمان مي گويي اين آيه درباره او نازل شده است؟ به خدا سوگند دروغ گفتي، اين آن نيست بلکه فلان بن فلان است. ولي تو خودت پاره اي از لعنت خدايي. و در روايت ديگر گفت: به خدا سوگند دروغ گفت، اين آن نيست؛ ولي رسول خدا پدر مروان را لعنت فرمود و مروان در صلب او بود. پس مروان پاره اي از لعنت خدا است.
ببينيد اين جريان را بخاري چگونه روايت کرده است: بخاري نيز اين حديث را در صحيح خود آورده و گويد: مروان که از سوي معاويه حاکم حجاز بود
سخنراني کرد وبه تمجيد از يزيد پرداخت تا براي پس از معاويه با او بيعت نمايند. عبد الرحمان بن ابي بکر به او چيزي گفت و وي دستور داد او را بگيرند. که به درون خانه عايشه رفت و به او دست نيافتند. لذا مروان گفت: اين همان کسي است که خداوند اين آيه را درباره اش نازل فرموده:(و الذي قال لوالديه اف لکما) و عايشه از پس پرده گفت: (خداوند درباره ما چيزي از قرآن نفرموده مگر عذر و بي گناهي مرا)(صحيح بخاري باب ، والذي قال لوالديه از سوره احقاف-ج3ص126)؛ جناب بخاري متن سخنان عبدالرحمان بن ابي بکر را که گفت:( شما مي خواهيد آن را به روش پادشاهان روم در آوريد)، را حذف کرده و آن را به جمله (چيزي گفت) تبديل کرده است. و نيز روايت عايشه را در حق مروان را به طور کلي حذف کرده است، بخاري اين کار بدان خاطر انجام داد که معاويه ويزيد از خلفاي مسلمين به شمار مي آيند و به نظراو عامه مردم نبايد اين سخنان عبدالرحمان را در حق آنها بشنوند که :(آنها خلافت را به پادشاهي تبديل کردند تا هرگاه پادشاهي بميرد ،پادشاه ديگر جانشين او گردد). او همچنين روايت عايشه ،درباره مروان را نيز حذف نمود. زيرا مروان حاکم حجاز شده بود و بخاري يادآوري چيزي را که باعث ننگ او گردد، شايسته نمي ديد. اين روش جناب شيخ بخاري در صحيح خويش است، او هر چه را که مايه عار و ننگ خلفا و حکام به حساب آيد، در هر حديثي که آمده باشد آن را حذف کرده است. بدين خاطر مکتب اهل سنت کتاب او را ، پس از قرآن ، صحيح ترين کتابها دانسته اند و خود بخاري را امام اهل حديث به شمار آورده اند.
99 | عبد العزيز | , ایران | ٠٣:٥٥ - ٠٥ بهمن ١٣٩٠ |
اقاي عليرضا ن شما بر اساس تاريخ ابن اثير قضاوت كرديد ممكناست ابن اثير اشتباه كرده وبه نظر من محمد ص براي رهايي بندگان خدا حتي از صالحترين افراد مخلوق (حتي محمد ص ) امده لذا نسبت دادن افعال و اعمال خدا به غير خدا شرك مطلق وفرد را از دايره اسلام كه همان رهايي از قيدو بندهاست خارج ميكند تشخيص ان بسيار ساده ونياز به بخارايي و غيرهم ندارد
100 | سيد عبدالرحمن حسيني | , ایران | ١٨:٢٢ - ١٣ بهمن ١٣٩٠ |
بسيار بسيار عالي ، مستدل و عقلاني بحث كرديد .
سپاسگذارم ...
101 | اگرقران وعترت قبول كنند نوكرشونم | , ایران | ١٨:٣٣ - ٢٠ آذر ١٣٩١ |
علي مع الحق والحق مع علي وامابعد با سلام خدمت تمامي دوستان دراين که اين کتاب تحريف شده شکي نخواهد بود خطاب به جنابان سمير ودوستان وهم کيشان گراميشان تاريخچه پيدايش شيعه پيغمبر خداروزي در جمع ياران نشسته بودندامام علي وارد شدند ان حضرت اشاره اي کردند وگفتند ((والذي نفسي بيده ي ان هذا وشيعته لهم الفاَيزون:سوگند به ان که جانم در دست اوست اين شخص(امام علي)وپيروان او قطعا اين ها رستگارند))تاريخ ابن عساکرنسخه خطي ص 382 الدرالمنثور سيوطي ذيل ايه اوليک هم خيرالبريه ميبينيد که پايه گذار شيعه خود رسول خاتم بوده است مديران سايت لطفا اين مطلب را به اقاي سمير برسانند خداوند ما وشمارا هدايت کند
102 | معموري | , ایران | ١١:٤٤ - ٢٨ آذر ١٣٩١ |
سلام عليكم
ميگويند جناب آقاي بخاري در مورد نقل حديث خيلي محتاط بوده!!! در حالي كه اينگونه نبوده هر حديثي كه طبق ميل باب ايشان بوده روايت كرده با اين حال احاديثي كه براي اثبات ولايت مولا امام علي (عليه السلام) دلالت ميكند در لابلاي احاديث ايشان يافت ميشود كه اين از معجزات مولا امام علي (ع) ميباشد برادران لااقل كتابهاي خودتان را با تاُمل مطالعه كنيد
103 | ابراهيم | , ایران | ١٢:٣٤ - ٠٣ دي ١٣٩١ |
سلام همه خوبن؟ خداوندمي فرمايد به امتش در قران کريم اگر سر دو راهاي قرار گرفتيد به سراغ کتاب اسماني برويد و از ان راهنماي بجويد. در ضمن اگر قرار است که هر زني به خاطر اينکه همسر پيامبر است پاک و ام زنان دنياست همسر پيامبر نوح هم زن خوب و مومني بود نه يک زن کافر که پيامبرنوح لعنش کرد . همه بروريد مطالعه کنيد وبه حقيقت برسيد نه اينکه با غرور وکينه سخن بگويد. در زمان گذشته کساني خلافت را غصب کردن وبه زور خلافت کردن با اينکه ميدانسن کارشان درست نيست ولي چشمهايشان را بستند و خلافت کردن شما به چه ميرسيد با اينکه حقيقت روشن است فقط اخرت خود را خراب ميکنيد عزيزانم
104 | حسن | , ایران | ١٥:١٢ - ٢٨ دي ١٣٩١ |
در پاك بودن عايشه رض ام المومنين هيچ شكي نيست خلافت هم غصبي نبوده چون كسي كه خواهان خلافته شايسته خلافت نيست بلكه شورا اونها رو انتخاب كردن
بعدشم اگه خلافت به ناحق بود چرا چرا حضرت علي سكوت كرد مگه از مرگ ميترسيدن
خاهشا بينمون اختلاف نندازيد ما مسلمونيم الله احكموا بيننا و بينكم.
105 | مهدي رستمي | , ایران | ١٨:٢٧ - ٢٨ دي ١٣٩١ |
سلام بر برادر مسلمان و گرامي ، حسن ( شماره 104 ) با عرض ادب خدمت شما . با خواندن کامنت شما نکاتي به ذهنم رسيد که به محضر شما عرضه مي دارم . فرموديد : « در پاك بودن عايشه رض ام المومنين هيچ شكي نيست » . اگر منظورتان از پاک بودن ايشان ، پاکي از فحشا و هرزگي است . آري ما نيز با شما موافقيم . اين تهمت يهود است که مي خواهد دروغ بگويد و اين نسبتها درمورد به عايشه ( رضي الله عنه ) صحت ندارد . فرموديد : « خلافت هم غصبي نبوده چون كسي كه خواهان خلافته شايسته خلافت نيست بلكه شورا اونها رو انتخاب كردن » من با شما در اين مورد همنظر نيستم . ابوبکر و عمر و عثمان و معاويه و ... همگي غاصب خلافت بودند . پيامبر اکرم بارها علي بن ابي طالب را به صراحت خليفه بلافصل خود معرفي کرده بودند . هم در غديرخم ، هم پس از بازگشت علي ( عليه السلام ) از يمن و ده ها مورد ديگر که اهل سنت رواياتش را قبول دارند . مثلاً پيامبر فرمود : علي ولي کل مؤمن بعدي يعني علي ولي هر مؤمن بعد از من است . در اينجا ولي به معني دوستي هست اما فقط اين نيست . چون دوستي مربوط به بعد يا قبل يا حين زندگي پيامبر نيست . بلکه هميشگي بوده و هست ( المومنين بعضهم اولياء بعض ) . اين خلافت و جانشيني است که بعد از پيامبر مصداق مي يابد . ئه ها آيه از قرآن هم هست که نشان ميدهد علي مصداق بارز اين آيات است . ( بر اساس روايات اهل سنت ) و خلافت هم حق ايشان بود . به مقالاتي مختلفي که در اين سايت وجود دارد سري بزنيد . در خلافت ابوبکر هم هيچ اجماعي نبود . بلکه چند نفر نشستند و براي خودشان نظر دادند . اکثر جامعه هم سکوت کرد . در اين که اين شورا در سقيفه ، اجماع مسلمين نبود . ضمن اينکه در مورد عمر هم اصلاً شورايي وجود نداشت . بلکه ابوبکر ، عمر را منصوب کرد و در مورد عثمان هم شوراي عمر تصميم گرفت که اين شورا بدون هيچ وجهاتي چنين کرد و بعدها نيز از انتخاب خود پشيمان شد . معاويه هم که با جنگ و کشتار مسلمين خليفه شد و يزيد هم ... فرموديد : « بعدشم اگه خلافت به ناحق بود چرا چرا حضرت علي سكوت كرد مگه از مرگ ميترسيدن » امام علي سکوت نکردند . بلکه براي گرفتن حق خود برخاستند اما اکثر جامعه در شوک و سکوت فرو رفته بود و خطر مرتدين و دشمنان باعث شد ايشان به تعبير خودشان 25 سال خار در چشم و استخواه در گلو صبر پيشه کنند . با تشکر از شما برادر گرامي پروردگارا ؛ ما را هميشه پيرو محمد و آل محمد قرار بده ( آمين )
106 | مجيد م علي | , آمریکا | ١٩:٣٧ - ٢٩ دي ١٣٩١ |
الله اکبر با سلام جناب حسن 104 اين شورائي که عمر را به خلافت رساند کي بودند .... دوتا از اعضايشون را نام ببر ... در مورد عايشه ما که شک نکرديم اين باباش بود که شک کرد ... لبيک يا علي
107 | حيدرخان | , ایران | ٠٨:٣٧ - ١٤ فروردين ١٣٩٢ |
شما وقتي حرفي براي گفتن نداريد خفقون بگيرد ! با توهين به اصحاب اولين افرادي که زير سوال ميرن پيامبر وعلي هستن مگر اين دونفر چيکار ميکردن که بقيه هرکاري دلشون ميخوست ميکردن! فکر نکنم تقيه ميکردن!
108 | آزاد سرو سZستانZ | , ایران | ٠٦:٠٨ - ١١ خرداد ١٣٩٢ |
عزZزان و سروران محترم شZعه و سنZ باسلام. اZن همه جنگ و جدال سر چZه،ZZZZ ساله که دارZن رو هم دZگه مZ پرZن بسه دZگه از مغزاتون استفاده بکنZن...توجه بفرماZZن که ما اسلام تارZخZ ندارZم،اسلام ما قرآنZ هست اگه قرآن رو با احادZث مشکوک تفسZر کنZد که درجه قرآن رو زZر آوردZن.توصZه مZکنم بچسبZن به قرآن و لغت عرب و کارZ به اراده هاZ منفZ پرکار بZکار نداشته باشZن،اZنترنت آزاده هر کZ مZتونه Zه چZ بنوZسه اZن آغا هم از ظن خودش Zه چZ نوشته چه نZتZ داره اکثرا مZفهمZم فقط دنباله رو نباشZم ،از عقلمون استفاده بکنZم اشتباه رفتZم خدا ان شاء الله با رحمت و بخشش خودش مZبخشه،تأکZد مZکنم که دوران ملا و آخوند و شZخ پاZان Zافته...
109 | محمد جواد | , انگلستان | ١٦:٠٧ - ٢٠ آبان ١٣٩٢ |
ممنون ... کلي دنبال اين مطلب گشتم تا اينجا پيداش کردم
110 | چوپاني | , آمریکا | ٢٢:٥٢ - ١٧ بهمن ١٣٩٢ |
باسلام به نظر بنده مسلمانان همه درجا ميزنند چي سني چي شيعه مگر پيغمبر ص نگفته پاک باشيد قتل نکنيد زنا نکنيد مال حرام نخريد وديگر ان رحبران حضرت علي حضرت ابوبکر وووو همين اعمال کي منع شده همين مسلمانان انجام ميدهند اين فرمايشات خدا ورسولشرا ناديده ميگرند حالا آمديم ميگيم کي رسول خدا به عايشه چي گفته عايشه به رسول خدا چي گفته مگر خداوند ج نگفته در روز قيامت عمل خير وشر را حساب ميکند کسي کي اعمال نيک داشته باشد پاداشت ميدهد اگر شر باشر عذاب ميدهد آنحا رفتند اون دنيا وما دراين دنيا بجاي خداوند آنحارا محاکمه ميکنيم کار خدا راکم ميکنيم بيا ييد دست بدست هم دهيم جهان بکجا رسيد مسلمانان بکجا رسيدند هزار وچهار صد سال همديگرا ميکشيم
111 | ایمان حیدری | , ایران | ٠١:٥٢ - ٠٢ ارديبهشت ١٣٩٤ |
ایا اهل سنت کجای کتب گفتن صحیحین اخ قران هستن

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اهل سنت صحيحن را بعد از قرآن از صحيحترين کتابها مي دانند
نووي گويد:
اتفق العلماء رحمهم الله علي أن أصح الكتب بعد القرآن العزيز الصحيحان البخاري ومسلم وتلقتهما الامة بالقبول وكتاب البخاري أصحهما وأكثرهما فوائد ومعارف ظاهرة وغامضة وقد صح أن مسلما كان ممن يستفيد من البخاري ويعترف بأنه ليس له نظير في علم الحديث.
علماء اتفاق نظر دارند كه صحيح ترين كتابها پس از قرآن كريم، صحيح بخاري و مسلم است. و امت اسلامي اين مطلب را قبول دارند و كتاب بخاري صحيح ترين آن دو تا و داراي بيشترين فوائد و معارف ظاهر و پيچيده است.
صحيح اين است كه مسلم از محضر بخاري استفاده كرده و اعتراف نموده بر اين كه همانند او در علم حديث نيست.
النووي الشافعي، محيي الدين أبو زكريا يحيي بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفاي676 هـ)، شرح النووي علي صحيح مسلم، ج1، ص14، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة الثانية، 1392 هـ.همچنين وي در كتاب «التقريب» مي نويسد:
وي در جاي ديگر گويد:
أول مصنف في الصحيح المجرد، صحيح البخاري، ثم مسلم، وهما أصح الكتب بعد القرآن، والبخاري أصحهما وأكثرهما فوائد.
نخستين كتابي كه تنها روايات صحيح را گردآوري كرده، صحيح بخاري و پس از آن صحيح مسلم است. و اين دو تا صحيح ترين كتابها پس از قرآن كريم هستند، و بخاري صحيح ترين آن دو و داري بيشترين فوائد است.
النووي الشافعي، محيي الدين أبو زكريا يحيي بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفاي676 هـ)، التقريب، ج1، ص14، طبق برنامه الجامع الكبير
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 [1] [2] [3]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English