2017 October 23 - دوشنبه 01 آبان 1396
علي اكبر عليه السلام الگوي جوانان
کد مطلب: ٥٩٨٦ تاریخ انتشار: ٠٧ مهر ١٣٩٦ تعداد بازدید: 3934
يادداشت » عمومي
علي اكبر عليه السلام الگوي جوانان

* الگوي شايسته

ما جوانان به دنبال الگويي هستيم كه نخست هم سن و سالمان باشد و همانند ما در توفان جواني بوده و در نشيب و فراز حوادث حضورداشته باشد. معصوم نباشد، زيرا با ما فرق خواهد كرد و در بحرانهاي اجتماعي، سياسي و حتي اقتصادي درگير شده باشد تا به خوبي او را همانند خود بدانيم و از شيوه زندگاني، روش برخورد او با ديگران، چگونگي سخن گفتن، شهامت، شجاعت، دليرمردي و بي باكي وي براي خود سرمشق بگيريم و او را نمونه اي تمام عيار براي امروز و فرداي زندگي خود بدانيم.

دفتر زندگاني چنين الگويي را كه برخي هجده ساله و پاره اي سالهايي بيشتر دانسته اند، مي گشاييم و با يكديگر به صحيفه صفات و ارزشهاي چشمگير او مي نگريم.

او يازدهم شعبان سال سي و سوم هجري به دنياي پر غوغاي حيات پاگذاشت. پدر در گوش راست او اذان گفت و ديگر گوش وي را با ترنم اقامه آشنا ساخت تا از آغاز با نغمه توحيد، نبوت، امامت و ولايت آشنا شود و با چنين سرودهايي راه روشن رستگاري را از عمق جان بيابد. آشفتگي اوضاع سياسي آن عصر بدان حد بود كه نام «علي » جرمي نابخشودني حساب مي شد و بر زبان راندن اين واژه مقدس ممنوع بود. پدر وي، كه به خوبي مي دانست نام ديباچه شخصيت و نشان دهنده شرافت، ادب و عظمت انسان است، نام كودك را «علي » نهاد تا بهترين بركات و زيباترين صفات بر درياي وجود فرزندش ريزان شود. درپي آن، لقب «اكبر» نيز براي او انتخاب كرد تا «علي اكبر» كه به عنوان پسر نخست خانواده است با ديگر فرزندان، كه نام آنان نيز علي خواهد بود، تفاوت يابد.

پدر علي كه همانند پدرانش از تمامي اصول اساسي و شيوه هاي شيرين تربيتي آگاهي داشت، خود را با دنياي كودكي هماهنگ مي كرد و رفتاري كه شايسته كودكي فرزند بود، انجام مي داد تا همانند جد عزيز خود عمل كرده، لحظه اي از شرايط روحي رواني كودك دلبند خويش دور نماند.

همراه با بزرگ شدن علي، پدر سخنان برتر، آداب والاتر وشيوه هاي زندگي و احترام بيشتر به او مي آموخت تا شخصيت خود را باز يابد و از ارزش وجود خود بيشتر آگاه شود.

بدين خاطر هنگام نام بردن از او، الفاظي همراه با احترام به كار مي برد تا از آغاز زندگي، احساس سرافرازي و شخصيت كند.

* به سوي مدرسه

علي كه هفت ساله شد، به تمرينهاي فكري و آموزش هاي ديني پرداخت و با مراقبت هاي صحيح سنجيده پدر، بنيان هاي اعتقادي در روان او و شيوه هاي رفتاري در اعمال او رشدي بيشتر يافت.

روزي پدر، عبدالرحمان را به آموختن سوره حمد به فرزندش گمارد. وقتي آموزش تمام شد و علي در حضور پدر سوره حمد راقرائت كرد، پدر، هداياي فراوان به عبدالرحمان بخشيد. آنگاه به اطرافيان كه از اين همه بذل و بخشش تعجب كرده بودند، فرمود:

«اين هدايا توان برابري عطاي معلم علي را ندارد كه در برابر تعليم قرآن، همه هدايا ناچيز است»

علي در جواني با ويژگيهاي اخلاقي و رفتاري خود نگاه انبوه جوانان را به سوي خود جلب مي كرد. آنچه در اين فراز از داستان او گفته مي شود، نكته هايي است كه بي ترديد با مطالعه و رد شدن تاثيري بسزا نخواهد داشت، از اين رو، بايد از سرصبر و تامل بيشتر مطالعه و مرور كنيم و به خاطر بسپاريم.

علي صفات جدّ خود را مي دانست، از اين رو، هماره در آينه اخلاق و رفتار او نظر مي كرد و خود را بدان صفات مي آراست. به هنگام جواني در ميان جمع و با دوستان خود، گشاده رو و شادمان بود؛ ولي در تنهايي اهل تفكر و همراه با حزن بود. علاقه فراواني به خلوت با خداي خود و پرداختن به راز و نياز و گفتگو باخالق هستي داشت. در زندگي آسان گير، ملايم و خوش خو بود، به روي كسي خيره نمي شد. بيشتر اوقات بر زمين چشم مي دوخت و با بينوايان و فقرا كه از نظر ظاهري در جامعه و نگاه دنياطلبان احترام چشمگيري نداشتند. نشست و برخاست مي كرد، با آنان همسفره مي شد.

هرگز عيب جويي نمي كرد و از مداحي نابجا و شنيدن چاپلوسي افراد دوري مي كرد. تمامي انسانها را بندگان خدا مي دانست و از تحقير آنان خودداري مي ورزيد. در طول عمر خويش به كسي دشنام نداد و ناسزا نگفت. از دروغ تنفر داشت و صداقت و راستگويي شيوه هميشه او بود. بخشنده بود و آنچه به دست مي آورد، به ديگران بويژه نيازمندان انفاق مي كرد. به عيادت بيماران مي رفت.

براي همسالان برادري مهربان و براي كودكان پدري پرمحبت بود و مسلمانان را مورد لطف و عطوفت خويش قرار مي داد. امور دنيوي و اضطراب هاي مادي او را متزلزل نمي ساخت.

زندگي علي ساده بود و در آن از تجمل و اسراف اثري ديده نمي شد. آنان كه اخلاقي نيكو و فضايلي شايسته داشتند، هميشه مورد تكريم و احترام وي بودند و خويشاوندان از صله او بهره مند مي شدند. از صبري عظيم برخوردار بود و از هيچ كس توقع و انتظاري نداشت.

در ميدان رزم سلحشوري شجاع، نيرومند و پرتوان بود و انبوه دشمن هرگز او را بيمناك نمي ساخت. در اجراي عدالت و دفاع از حق، قاطع و استوار بود. به ياري محرومان و مظلومان مي شتافت و در برابر ظالمان مي ايستاد. تا حق را به صاحبش برنمي گردانيد، آرام نمي گرفت. به دانش اندوزي و فراگيري معارف اهميت زيادي مي داد و همواره پيروان خود را از جهالت و بي خبري باز مي داشت.

به پاكيزگي و آراستگي علاقه اي وافر داشت و اين صفت از دوران كودكي در او ديده مي شد. از اين رو هماره بر تميزي لباس و بدن اهتمام مي ورزيد.

بسيار فروتن بود و از تكبر نفرت داشت. نه تنها برانسانها بلكه باحيوانات نيز محبت داشت و با مهرباني و انصاف با آنان رفتار مي كرد. آنان كه قيافه ظاهري و سيماي به نور نشسته علي را ديده اند،چهره وي را اين گونه ترسيم كرده اند:

قيافه اش بسيار با ابهت بود و چون ماه تابان مي درخشيد. به زيبايي و پاكيزگي آراسته بود. چون به طرف كسي بر مي گشت با تمام بدن بر مي گشت. نگاهش به زمين بود تا به آسمان. (تاريخ يعقوبي، ج 1، ص 513)

... با اين ويژگيهاي روشني آفرين به خوبي مي توان او را شناخت، وي علي اكبر پور والاي امام حسين عليه السلام است. جواني زيبا كه همانند جد خود رسول خدا صلي الله عليه و آله در سيرت، سپيد و در صورت، آسماني مي نمود و هماره ياد و نام پيامبر صلي الله عليه و آله از چگونگي سخن گفتن و يا راه رفتن و ديگر برخوردهاي اجتماعي و اخلاقي او مي تراويد. از اين رو، امام حسين عليه السلام او را شبيه ترين در خلقت و آفرينش، اخلاق و صفات روحي، گفتار و آداب اجتماعي به رسول خداصلي الله عليه و آله) معرفي مي كرد.

كلام شيرين، بيان روان، ادب بسيار در برابر پدر و مادر، اطاعت بي چون و چرا از مقام ولايت و دلدادگي به حقيقت، برگي ديگر اززندگاني زرين علي اكبر بود. اين ويژگيها چون با فروتني او همراه مي شد، نگاه تحسين آميز همگان را به دنبال داشت.

* در ساحل فرات

علي در حماسه كربلا، درخششي چشمگير داشت و با هر بار حمله خود، دهها نفر را به خاك هلاكت مي انداخت. قهرمانان عرصه هاي نبرد، كمتر از دانش و بينش بهره دارند؛ زيرا در مسير رزم و جنگ قرار داشته و فرصت نداشته و يا علاقه كمتري به درس آموزي و دانش آفريني از خود نشان مي دهند؛ اما علي اكبر، جواني چند بعدي بود و سطرهاي كتاب وجودش با حكمت نگاشته شده بود. چشمه هاي دانش و دانايي از اعماق وجودش مي جوشيد. در مجالس گوناگون عالمانه و انديشمندانه لب به سخن مي گشود و به دور از غرور و تكبر مردانه سخن مي گفت.

ماجوانان هرچند از صفات خوبي بهره مند باشيم، گاه توان تحمل سختي ها و ظرفيت رويارويي با مصايب را از دست مي دهيم و سنگيني ناملايمات زندگي، تعادل رفتار و گفتارمان را مي ربايد.

علي اكبر در چنين صحنه هاي سخت و طاقت سوز، تنها به رضا و تسليم الهي فكر مي كرد و چنان در برابر بلاهاي الهي آرام و مطمئن بود كه گاه حيرت و شگفتي ديگران را برمي انگيخت. از اين رو، درهنگامه درد آلود كربلا به پدر گفت:

«اولسنا علي الحق » (پدرجان) آيا ما برحق نيستيم؟

و چون امام فرمود: آري، گفت: در اين هنگام، باكي از مرگ نداريم.

اين روحيه قوي و صفات شايسته، چنان ابهت و عظمت به علي اكبر داده بود كه افزون بر دوستان، دشمنان آگاه نيز به برتري هايش اعتقاد و اعتماد داشتند و اعتراف مي كردند. معاويه روزي ازاطرافيانش پرسيد: «چه كسي در اين زمان براي خلافت مسلمانان بر ديگران برتري دارد و براي حكمراني بر مردم از ديگران سزاوارتر است؟» روباه صفتان زشت سيرت كه نام و نان خود را در تملق مي يافتند، به ستايش خليفه پرداختند و او را لايق اين منصب معرفي كردند.

معاويه گفت: نه چنين نيست:

«اولي الناس بهذالامر علي بن الحسين بن علي جده رسول الله و فيه شجاعه بني هاشم و سخاه بني اميه و رهو ثقيف؛ شايسته ترين افراد براي امر حكومت، علي اكبر فرزند امام حسين است كه جدش رسول خدا صلي الله عليه و آله است و شجاعت بني هاشم، سخاوت بني اميه و زيبايي قبيله ثقيف را در خود جمع كرده است» (مقاتل الطالبيين، ص 78)

روز عاشورا پس از شهادت ياران امام، اولين كسي كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداي دين كند، او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولي از ايثار و روحيه جانبازي او جز اين انتظار نبود. حضرت علي اكبرعليه السلام، نزديكترين شهيدي است كه با امام حسين عليه السلام دفن شده است. مدفن او پايين پاي ضريح مقدس اباعبد الله الحسين عليه السلام، در كربلاي معلّي قرار دارد.





Share
1 | علي اشتر | , پاکستان | ١٢:٠٠ - ٢٣ مرداد ١٣٨٧ |
جهان سباس از شما موفق باشيد
يا علي مدد
2 | سيد هاشمي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٣ مرداد ١٣٨٧ |
خوب است با تشکر از شما من از مطالب شما در جاهاي متفاوت براي کارهاي فرهنگي استفاده ميکنم
3 | زهرا | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٢ مرداد ١٣٨٨ |
سپاسگزار. بسيار زيبا بود. خيلي گريه كردم. ببينيد امام غريب ما چه جواهري را روانه ي ميدان كردند!
4 | معين | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٨ مرداد ١٣٨٨ |
پدرومادرم فداي شيرمردكربلامولاعلي اكبر
5 | ك | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٦ آبان ١٣٨٨ |
پدر و مادر من هم فدايت اي سرور ما علي اکبر(عليه السلام)
6 | فرجاد | , هلند | ٢١:٣٢ - ٢٦ مهر ١٣٩٢ |
سلام
خيلي ممنون از مطالب مفيدتون
اينکه خلاصه اي از زندگي ائمه رو در قسمت هاي مختلف بيان داشتيد خيلي خوبه
ولي امکان دارد بخش هايي از زندگاني ائمه را در زندگي شخصي و در برخورد با خانواده شان به صورت موردي مطرح بشود
فکر مي کنم با بيان وقايع زندگيشون به صورت مصداقي و بيان داستاني و با آگاهي از آن بيشتر مي توانيم اينگونه زندگي کردن را الگوي زندگاني قرار دهيم انشاءالله
در حاليکه ما از عمر مفيد ائمه اطهار فقط کلياتي را مي دانيم.
باتشکر
اجر شما با ائمه اطهار ع
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها