2017 May 1 - دوشنبه 11 ارديبهشت 1396
روايات نقل شده از زينب كبري (سلام الله علیها)
کد مطلب: ٥٩٤٦ تاریخ انتشار: ٢٤ فروردين ١٣٩٦ - ٠٩:٤٥ تعداد بازدید: 11891
يادداشت » عمومي
روايات نقل شده از زينب كبري (سلام الله علیها)

در باره شخصيت روايي حضرت زينب عليهاالسلام، علماي بزرگي سخن گفته اند؛ از جمله:

ابوالفرج اصفهاني مي گويد: زينب عقيله دختر علي بن ابي طالب، مادرش فاطمه دختر رسول خداست و او همان كسي است كه ابن عباس از او كلام حضرت فاطمه (عليه السلام) را در فدك نقل مي كند و مي گويد: حديث كرد مرا عقيله ما زينب دختر علي (عليه السلام)...

در انساب الطالبيين مي خوانيم: زينب كبري دختر اميرمومنان (عليه السلام) كه كنيه اش ام الحسن بود، از مادرش زهرا (عليهاالسلام) روايت مي كرد.

مرحوم سيد نورالدين جزايري، در خصائص الزينبيه، ويژگي موثقه بودن زينب را طرح مي كند و مي نويسد: «از جمله القاب آن محترمه "موثقه "(مورد اعتماد) است، كه آن مكرمه مورد وثوق خلاق عالم و حضرت سيدالشهدا، و حضرت سجاد (عليهماالسلام) بوده اند و لذا حافظ ودايع الهيه و اسرار محمديه بوده، بلكه محل وثوق كليه مردم بوده و لذا حضرت سيدالساجدين (عليه السلام) هر وقت بيان اخبار و احاديث مي فرمود و مي خواست كه در اذهان مردم جاي گيرد و از او بپذيرند، به عمه اش اسناد مي داد و از آن مخدره نقل مي فرمود و كذالك ابن عباس با اين كه مقبول القول بود، مع ذالك مي گفت: «حدثتنا عقليتنا.»

آية الله خويي مي نويسد: از مادرش سلام الله عليها روايت مي كند. و جابر فقيه(1) و عباد عامري از او روايت مي كنند. اين همه نشان از اوج مقام روايي حضرت زينب (عليهاالسلام) دارد كه متاسفانه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.

گواهي مي دهم كه پدرم، محمد، بنده و فرستاده اوست. پيش از آن كه او را بيافريند، برگزيد و پيش از پيغمبري تشريف انتخاب بخشيد و به نامي ناميد كه سزاوارش بود و اين هنگامي بود كه آفريدگان از ديده نهان بودند و در پس پرده ي بيم نگران و در پهنه ي بيابان عدم سرگردان. پروردگار بزرگ پايان كار همه كارها را دانا بود و بر دگرگوني هاي روزگار محيط، بينا و به سرنوشت هر چيز، آشنا.

 

راويان حديث از زينب كبري عليهاالسلام

بايد توجه داشت كه ارزش روايات نقل شده از حضرت زينب (عليهاالسلام) فراتر از رواياتي است كه راويان ديگر نقل كرده اند، زيرا اين بانوي بزرگ خود عالمه اي غير معلمه بود و رواياتي را كه نقل مي كرد، بي هيچ شبهه اي، معتبر و مستنداند. حتي روايت هايي كه در سنين كودكي از او نقل شده اند. اين بانوي بزرگوار كه پنج سال قبل از وفات رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به دنيا آمد، از مادرش فاطمه زهرا (عليهاالسلام)، پدرش علي (عليه السلام)،اسمأ بنت عميس، و ام ايمن روايت نقل مي كرد. شمار راويان از وي بسيارند كه مي توان به: علي بن حسين (عليه السلام)، ابن عباس، محمد بن عمر، عطأ بن سائب، فاطمه بنت الحسين، محمد بن جابر، عباد عامري و ... اشاره كرد.

حال به بيان برخي از روايات نقل شده از حضرت زينب عليهاالسلام مي پردازيم.

وسيله ارتباط خلق و خالق

ابوبكر با اين سند: محمد بن زكريا، جعفر بن محمد بن عماره كندي، پدرش، حسين بن صالح، دو مرد از بني هاشم، از حضرت زينب (عليهاالسلام) دختر علي (عليه السلام) روايت كرد كه زينب عليهاالسلام فرمود: «قالت فاطمه عليهاالسلام: ... و نحنُ وسيلتهُ في خلقهِ و نحنُ خاصته و محل قدسه و نحن حجته في غيبه و نحن ورثه انبيائه...»؛ «ما وسيله ارتباط خدا با مخلوق هاي او هستيم. ما برگزيدگان خداييم و جايگاه پاكي ها، ما راهنماهاي روشن خداييم و وارث پيامبران او هستيم .»

بهشت جايگاه شيعيان

ابي حجاف (از محمد بن عمر بن حسن)، از زينب، به نقل از فاطمه عليهاالسلام و اشجع، بليد بن سليمان (از ابي حجاج، محمد بن عمرو هاشمي) از زينب دختر علي (عليه السلام) نقل كرد كه فاطمه عليهاالسلام فرمود: «قالت فاطمه عليهاالسلام: ان رسول الله قال لعلي اما انك يابن ابي طالب و شيعتك في الجنه »، «و سَيجي ء اقوام ينتحلون حبكَ ثم يمرقونَ مِنَ الاسلامِ كما يمرق السهم مِن الرميه»؛ رسول خدا به علي (عليه السلام) فرمود: «اي پسر ابوطالب! همانا تو و رهروان تو در بهشت اند و به زودي قومي مي آيند كه از دوستي تو سخن مي گويند. آنگاه از اسلام فرار مي كنند، مانند پرت شدن تير از كمان.»

دوستي آل محمد صلي الله عليه و آله

روايتي مشهور به «فاطميات » در باب دوست داشتن آل محمد كه با اين اسناد نقل شده است: «... عن فاطمه بنت السجاد علي بن الحسين زين العابدين (عليه السلام) عن فاطمه بنت ابي عبدالله الحسين (عليه السلام) عن زينب بنت اميرالمؤمنين (عليه السلام) عن فاطمه بنت رسول الله (صلي الله عليه و آله) قالت: الا مَن ماتَ عَلي حُب آل محمد ماتَ شهيداً»؛ «آگاه باشيد هر كسي كه بر دوستي آل محمد بميرد، شهيد است.»

خطبه نور

يكي ديگر از احاديثي كه حضرت زينب عليهاالسلام نقل كرد، خطبه طولاني حضرت زهرا عليهاالسلام در مسجد مدينه است.
حديثي كه در متن آن ده ها حديث درخشنده وجود دارد و بسياري از احاديثي كه از حضرت فاطمه عليهاالسلام نقل مي شود، مربوط به همين حديث طولاني است. ما براي اختصار تنها به ترجمه بخشي از آن بسنده مي كنيم. علاقه مندان را به مطالعه منابع آن ارجاع مي دهيم.

ما خاندان را در ميان شما به خلافت گماشت و تاويل كتاب الله را به عهده ما گذاشت. حجت هاي آن آشكار و آنچه در باره ماست، پديدار و برهان آن روشن و از تاريكي گمان به كنار و آواي آن در گوش، مايه آرام و قرار.

«در اين روز حضرت زهرا عليهاالسلام چادر به سر كرد و با همراهي جمعي از بانوان وارد مسجد شد. ابوبكر و عده اي از مهاجران و انصار حاضر بودند. به احترام آن بانو پرده سفيدي آويختند. قبل از آغاز سخن، ناله ي جانسوزي كرد كه بسياري از حاضران گريستند و پس از آن كه مردم آرام گرفتند، فاطمه عليهاالسلام فرمود:

شكر نعمت:

«ستايش خداي را بر نعمت هايي كه ارزاني داشت و سپاس او را بر انديشه نيكو كه در دل نگاشت. سپاس بر نعمت هاي فراگير كه از چشمه لطفش جوشيد و عطاهاي فراوان كه بخشيد و نثار احسان كه پياپي بخشيد. نعمت هايي كه از شمار افزون است و پاداش آن از توان بيرون و درك نهايتش، نه در حد انديشه ناموزون. سپاس را مايه فزوني نعمت نمود و ستايش را سبب فراواني پاداش فرمود و به خاطر در خواست پياپي، بر عطاي خود افزود.

ديدگاه توحيدي:

گواهي مي دهم خداي جهان يكي است و جز او خدايي نيست. نشان اين گواهي، درستي و بي آلايشي است و پايبندان اين اعتقاد، دل هاي با بينش و راهنماي رسيدن بدان، چراغ دانش. خدايي كه چشم ها او را نمي توانند ببينند و گمان ها چگونگي او را نمي دانند.

فلسفه آفرينش:

همه چيز را از هيچ پديد آورد و بي نمونه اي افشا كرد، نه به آفرينش آن ها نيازي داشت و نه از آن خلقت، سودي برداشت. جز آن كه خواست قدرتش را آشكار سازد و آفريدگان را بنده وار بنوازد و بانگ دعوتش را در جهان اندازد. پاداش را در گرو فرمانبرداري نهاد و نافرمانان را به كيفر بيم داد، تا بندگان را از عقوبت برهاند و به بهشت بكشاند.

خلقت پيامبر (صلي الله عليه و آله):

گواهي مي دهم كه پدرم، محمد، بنده و فرستاده اوست. پيش از آن كه او را بيافريند، برگزيد و پيش از پيغمبري تشريف انتخاب بخشيد و به نامي ناميد كه سزاوارش بود و اين هنگامي بود كه آفريدگان از ديده نهان بودند و در پس پرده ي بيم نگران و در پهنه ي بيابان عدم سرگردان. پروردگار بزرگ پايان كار همه كارها را دانا بود و بر دگرگوني هاي روزگار محيط، بينا و به سرنوشت هر چيز، آشنا.

خاندان اهل بيت حرام هاي خدا را بيان دارنده است و حلال هاي او را رخصت دهنده و مستحبات را نماينده. و شريعت را راه گشاينده و اين همه را با رساترين تعبير، گوينده و با روشن ترين بيان رساننده.

 

فلسفه بعثت پيامبر (صلي الله عليه و آله):

محمد(صلي الله عليه و آله) را برانگيخت تا كار خود را به اتمام و آنچه را كه مقدر ساخته بود، به انجام رساند. پيغمبر كه درود خدا بر او باد.

ديد هر فرقه اي ديني گزيده و هر گروه در روشنايي شعله اي خزيده و هر دسته اي به بتي نماز برده و همگان ياد خدايي را كه مي شناسند، از خاطر سترده اند.

پس خداي بزرگ تاريكي ها را به نور محمد (صلي الله عليه و آله) روشن ساخت و دل ها را از تيرگي كفر بپرداخت و پرده هايي را كه بر ديده ها افتاده بود، به يك سو انداخت. سپس به اهل مجلس نگريست و چنين فرمود:

عهد بندگان با خدا:

شما بندگان خدا! نگاهبانان حلال و حرام و حاملان دين و احكام و امانت داران حق و رسانندگان آن به خلق هستيد. حقي را از خدا عهده داريد و عهدي را كه با او بسته ايد، پذيرفتار.

جايگاه اهل بيت (عليهم السلام):

ما خاندان را در ميان شما به خلافت گماشت و تاويل كتاب الله را به عهده ما گذاشت. حجت هاي آن آشكار و آنچه در باره ماست، پديدار و برهان آن روشن و از تاريكي گمان به كنار و آواي آن در گوش، مايه آرام و قرار و پيرويش راهگشاي روضه رحمت پروردگار و شنونده آن در دو جهان رستگار است. دليل هاي روشن الهي را در پرتو آيت هاي آن مي توان ديد و تفسير احكام واجب او را از مضمون آن بايد شنيد. حرام هاي خدا را بيان دارنده است و حلال هاي او را رخصت دهنده و مستحبات را نماينده. و شريعت را راه گشاينده و اين همه را با رساترين تعبير، گوينده و با روشن ترين بيان رساننده.

فلسفه احكام:

سپس ايمان را واجب فرمود و به آن زنگ شرك را از دل هاي شما زدود و با نماز، خودپرستي را از شما دور نمود. روزه را نشان دهنده دوستي خالص ساخت و زكات را مايه افزايش روزي بي دريغ و حج را آزماينده درجه دين و عدالت را نمودار مرتبه يقين و پيروي ما را مايه وفاق و امامت ما را مانع افتراق و دوستي ما را عزت مسلماني و باز داشتن نفس را موجب نجات و قصاص را سبب بقا زندگاني، وفاي به نذر را موجب آمرزش و تمام پرداختن پيمانه و وزن را مانع از كم فروشي و كاهش قرار داد.

تبعيت از نهي خدا:

فرمود مي خواري نكنند تا تن و جان از پليدي پاك سازند و زنان پارسا را تهمت نزنند تا خويش را سزاوار لعنت نسازند. دزدي را منع كرد تا راه عفت پويند و شرك را حرام فرمود تا به اخلاص، طريق يكتاپرستي جويند. پس چنان كه بايد، ترس از خدا را پيشه گيريد و جز مسلمان نميريد. آنچه فرموده است به جا آريد و خود را از آنچه نهي كرده، باز داريد كه تنها دانايان از خدا مي ترسند.

خداوند زكات را مايه افزايش روزي بي دريغ و حج را آزماينده درجه دين و عدالت را نمودار مرتبه يقين و پيروي ما را مايه وفاق و امامت ما را مانع افتراق و دوستي ما را عزت مسلماني و باز داشتن نفس را موجب نجات و قصاص را سبب بقا زندگاني، وفاي به نذر را موجب آمرزش و تمام پرداختن پيمانه و وزن را مانع از كم فروشي و كاهش قرار داد.

 

من فاطمه دختر محمد (صلي الله عليه و آله) هستم:

مردم! چنان كه در آغاز سخن گفتم، من فاطمه ام و پدرم محمد (صلي الله عليه و آله) است. همانا پيغمبري از ميان شما به سوي شما آمد كه رنج شما بر او دشوار بود و به گرويدن شما اميدوار و بر مومنان مهربان و غمخوار بود. اگر او را بشناسيد مي بينيد او پدر من است؛ نه پدر زنان شما و برادر پسر عموي من است؛ نه مردان شما. او رسالت خود را به گوش مردم رساند. آنان را از عذاب الهي ترساند. فرق و پشت مشركان را به تازيانه توحيد خست و شوكت بت پرستان را در هم شكست تا جمع كافران را از هم گسست. صبح ايمان دميد و نقاب از چهره حقيقت فرو كشيد. زبان پيشواي دين در مقال شد و شياطين سخنور، لال.

بعثت، صعود از ذلت به اوج عزت:

در آن هنگام شما مردم بر كنار مغاكي(گودي و گودال، شيار و جاي پست و گود) از آتش بوديد خوار و در ديده همگان بي مقدار. لقمه هر خورنده و شكار هر درنده و لگدكوب هر رونده بوديد. نوشيدني تان آب گنديده و ناگوار، خوردني تان پوست جانور و مردار بود. پست و ناچيز و ترسان از هجوم همسايه و همجوار تا آن كه خدا با فرستادن پيغمبر خود، شما را از خاك مذلت برداشت و سرتان را به اوج رفعت برافراشت.

علي (عليه السلام) كيست؟

پس از آن همه رنج ها كه ديد و خستگي كه تحمل كرد، رزم آوران ماجراجو و سركشان درنده خو و جهودان دين به دنيا فروش و ترسايان حقيقت فروش، از هر سو به وي تاختند و با او نرد مخالفت باختند. هرگاه آتش كينه افروختند، آن را خاموش ساخت و گاهي كه گمراهي سر برداشت، يا مشركي دهان به بيهودگي گشاد، برادرش، علي را در كام آنان انداخت. علي باز نايستاد تا بر سر و مغز مخالفان نواخت و كار آنان را با دم شمشير يكسره كرد. او اين رنج را براي خدا مي كشيد و براي تحقق اوامر خدا تلاش مي كرد و در آن خشنودي پروردگار و رضاي پيغمبر (صلي الله عليه و آله) را مي ديد و سروري اولياي خدا را مي خريد. همواره دامن به كمر زده نصحيت كننده، تلاش و كوشش كننده بود.

فرمود مي خواري نكنند تا تن و جان از پليدي پاك سازند و زنان پارسا را تهمت نزنند تا خويش را سزاوار لعنت نسازند. دزدي را منع كرد تا راه عفت پويند و شرك را حرام فرمود تا به اخلاص، طريق يكتاپرستي جويند.

نفاق رخ نمود:

اما شما در آن روزها در زندگي راحت، آسوده و در بستر امن و آسايش غنوده بوديد. وقتي خداي تعالي همسايگي پيغمبران را براي رسول خويش گزيد، دورويي آشكار شد و كالاي دين بي خريدار. و گمراهي دعوي دار و هر گمنامي سالار و هر ياوه گويي در كوي و برزن و در پي گرمي بازار. شيطان از كمينگاه خود سر برآورد و شما را به خود دعوت كرد و ديد چه زود سخنش را شنيدند و سبك در پي او دويدند و در دام فريبش خزيدند و به آواز او رقصيدند... .»

پي نوشت :

1- جزء سوم باب معرفة الكبائر، حديث 1754.





Share
1 | مهدي ذ | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٣ ارديبهشت ١٣٨٧ |
با سلام :
مي گويند ابوالفرج اصفهاني شيعه مذهب است . آيا اين نقل قول صحيح است ؟

پاسخ:
خير، اينچنين نيست و ايشان از علماي شناخته شده و معروف اهل سنت مي باشد
2 | محمد رضا حشمت خواه | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٩ فروردين ١٣٨٩ |
به شيعيان و دوستان ما بگوييد كه خدا را به حق عمه ام زينب سلام الله عليها قسم دهند تا فرج مرا نزديك گرداند امام زمان عليه السلام
3 | محمد فريد البشيري _افغانستان | , افغانستان | ١١:١٧ - ٢٠ فروردين ١٣٩٠ |
اللهم عجل لوليک الفرج بحق اخت الحسين(ع)
1 |ترانه||١٦:٥٠ - ١٤ ارديبهشت ١٣٩٤ |
0
 
0
نمیدونستم افغانستان شیعه داره.سبب خوش حالی زیادم شد موفق باشید.یاعلی
4 | سيد محمد حسيني | , ایران | ١٥:٣٣ - ٢٩ خرداد ١٣٩٠ |
جواب نظر:
جناب آقاي---------------------------مهدي ذ-------------------------------
جناب ذهبي كه از استوانه هاي علمي در اين زمينه به حساب مي آيد در شرح حال او ميگويد:والظاهر انه صدوق.
حتي اگر بت پرست هم باشد مورد وثوق آقايان اهل سنت است.
يا علي
5 | پارميس | , ایران | ١٥:٢٤ - ٢٨ آبان ١٣٩٠ |
خيلي خوب بود اگه دوست داشتي به وبلاگ منم سر بزن راستي من توي پيش دانشگاهمون يك مسابقه ي وبلاگ نويسي است درباره ي حضرت زينب مي تونم از مطالب شما استفاده كنم
6 | فرشيد اكبريان | , ایران | ٢١:٤٩ - ٠٩ فروردين ١٣٩١ |
خوب بود لطفا کلام زبرگان در مورد حضرت زينب سلام الله عليها را هم بگذاريد يا زهرا
7 | سميه فراهاني | , ایران | ١٣:٠٥ - ١٧ خرداد ١٣٩١ |
اميدوارم مطالب پربارتر و باصحت بيشتري عنوان بشه
8 | يزدان پرست | , ایران | ١٩:٢٧ - ٢٥ آذر ١٣٩١ |
سلام خداوند بر عقيله بني هاشم ، زينب کبري (س)
9 | صادق ستوده | , ایران | ٠٩:٤٦ - ٣١ فروردين ١٣٩٣ |
با عرض سلام اولا تشکر ميکنم بابت برنامه هاي بسيار مفيد وجامعتون واجرتون با اميرالمومنين علي ع دوستان واساتيد بزرگوار اگر امکان داره مقالات يا اثار را به صورتpdf بگذاريد که انهارادانلود کنيم ممنون ميشم ولي يک سوال که ازبنده شده وجواب بسيار قانع کننده اي نداشتم اين بود که زماني به پاي امير المومنين تير زدند وبعد حضرت به نماز استادند وتيررااز پاي اقا دراوردند ايا خون ريخته نشد چون خون يکي ازنجاسات هست ايا نماز باطل نشده ودوما چطور حضرت تير را که دراوردند متوجه نشد ولي امدن گدا ودادن انگشتررا متوجه شد خواهشا جوابي بدهيد وازهمه شما عزيزان التماس دعادارم ابروم به اين جوابه يا علي ياعلي

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

داستان در آوردن تير از پاي حضرت علي عليه السلام هيچ‌گونه سند تاريخي موثقي ندارد. شايد اولين کسي که اين را نقل کرده است فخر رازي عالم معروف اهل سنت است . وي در حقيقت با نقل اين داستان در صدد بوده است تا نزول آيه ولايت را که در خصوص حضرت علي عليه السلام نازل شده است را زير سوال ببرد او در تفسيرش گويد: علي (ع) كه به هنگام نماز آن ‌قدر حضور قلب دارد كه تير را از پايش در مي‌آورند و متوجه نمي‌شود چگونه اينجا متوجه گدا شد و انگشترش را به او داد؟

اين جريان شايد بعدها از کتاب فخر رازي، به کتابها شيعه نيز وارد شد البته در صورت صحت نيز نقصي به جايگاه حضرت علي (ع) وارد نمي کند؛ چون حضرت علي (ع) فقط زيباي مطلق را مي بيند و تمام اعضاي بدن در اختيار خداي متعال و معبود و معشوق حقيقي است، ديگر خود را نمي بيند و به مظاهر مادي توجهي ندارد و پيکان تير را از پاي آن حضرت در سجده نماز بيرون آوردند و آن حضرت عنايتي نداشتند. همان طور که زنان مصر از ديدن جمال حضرت يوسف (ع)، ديگر خود را نديدند و در اختيار خود نبودند و به جاي ترنج انگشتان خود را بريدند اما چون اين مسئله تير کشيدن از پا مسئله شخصي بوده است لذا به آن اعتنا نکرد اما در مسئله انگشتر دادن به فقير چون يک عبادت ديگري و آن هم مربوط به خداوند است لذا به آن هم توجه کردند

جهت اطلاع بيشتر در اين خصوص به اين آدرس رجوع کنيد


اما اينکه آيا خون ريخته شده نماز را باطل نمي کند؟ در جواب مي گوييم : اگر كسي نداند كه بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد،‌ نماز او صحيح است به فرض كه داستان صحيح باشدحضرت پس از نماز متوجه خون شده و نمازش صحيح مي‌باشد و نياز به اعاده ندارد همچنين اگر در بدن يا لباس نمازگزار خون زخم يا جراحت باشد ، چنانچه طورى است كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس براى نوع مردم مشقت داشته باشد ، تا وقتى كه زخم يا جراحت يا دمل خوب نشده است ، مى تواند با آن خون نماز بخواندهمچنانکه كه حضرت علي (ع) بعد از ضربت خوردن و انتقال به منزل مي‌توانست با همان بدن نماز بخواند

در خصوص برخي از مقالات طولاني سعي مي شود به صورت pdf نيز گذاشته شود

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

1 |سید محمد||١١:٤٢ - ٢٦ بهمن ١٣٩٤ |
0
 
0
خیلی عجیبه این حرف از شما
آیا خون بدن معصوم نجس است که مبطل نماز باشد؟ پس اینهمه دعوا سر آیه تطهیر چیست؟
پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
در اين خصوص به اين آدرس رجوع کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
10 | شمس الدين جليليان | , ایران | ١٢:٣٨ - ٠١ ارديبهشت ١٣٩٣ |
کامنت 9 - آقاي صادق ستوده با سلام خدمت شما علاوه بر توضيحات سايت به استحضار جناب عالي مي رساند خون افراد عادي نجس است اما حضرت امير عليه آلاف تحيه و السلام مشمول آيه ي تطهير و مبرا از هر گونه رجس هستند و از نفس پيامبر هستند .
11 | عباس نحوي | , ایران | ١٧:٣٣ - ٢٥ مرداد ١٣٩٣ |
با سلام وخسته نباشيد
ميشه لطف کنيد نام چند تا از کتبي که احاديث نقل شده از زبان مبارک حضرت زهرا (س)است را برايم بزاريد ممنون

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

در اين خصوص، كتاب فرهنگ سخنان حضرت فاطمه زهرا(س) نوشته محمد دشتي را مي توانيد از اينترنت دانلود کنيد

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها