2017 November 20 - دوشنبه 29 آبان 1396
ياس نيلي حسين (رقيه ي حسين عليهماالسلام)
کد مطلب: ٥٨٧٩ تاریخ انتشار: ٠٢ آبان ١٣٩٦ - ٠٧:٠٠ تعداد بازدید: 2142
يادداشت » عمومي
ياس نيلي حسين (رقيه ي حسين عليهماالسلام)

حضرت رقيه عليهاالسلام جلوه ديگري از شكوه و عظمت حماسه عاشوراست و حضور اين كودك خردسال در متن نهضت سرخ حسيني، بي ترديد امري مهم و قابل توجه مي باشد، چنانكه هر يك از كساني كه در آن واقعه عظيم حضور داشته اند، حامل پيامي شگرف بوده اند.

رقيه عليهاالسلام دليلي آشكار بر حقانيت قيام امام حسين عليه السلام و مظلوميت عترت پاك پيامبر صلي الله عليه و آله بوده كه اوج توحّش و سنگدلي سياهكاراني كه داعيه جانشيني رسول خدا را سر دادند، براي هميشه تاريخ اثبات مي كند.

نوشتار حاضر سيري است در زندگاني كوتاه اما پرشكوه اين بانوي خردسال.

پدر بزرگوار حضرت رقيّه عليهاالسلام، سالار شهيدان حضرت امام حسين بن علي عليه السلام و مادر ايشان مطابق بعضي از نقلها «ام اسحاق» مي باشد كه زني صاحب فضيلت و همسر امام حسن مجتبي عليه السلام بوده كه طبق وصيت آن حضرت پس از شهادتشان به عقد امام حسين عليه السلام در آمدند. (1)

سن مبارك حضرت رقيه عليهاالسلام هنگام شهادت، طبق پاره اي از روايات سه سال و مطابق پاره اي ديگر چهار سال بود. برخي نيز پنج سال و هفت سال نقل كرده اند. (2)
نام رقيه عليهاالسلام در بعضي كتب تاريخيِ مستند و مشهور همچون كتاب شريف «لهوف» سيد بن طاووس و «معالي السبطين» علامه حائري و «مقتل الحسين» ابن ابي مخنف ذكر شده است چنانكه مرحوم شيخ علي فلسفي در كتاب «حضرت رقيه عليهاالسلام» مي گويد در بيش از بيست كتاب، نام ايشان را رقيه ديده است
نام رقيه عليهاالسلام

كلمه ي رقيه از «رقي» به معني بالا رفتن و ترقي گرفته شده است.(3) نخستين فردي كه در اسلام به اين اسم، نام گذاري گرديد، دختر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله بود و پس از اين نام گذاري، نام رقيه به عنوان يكي از نام هاي خوب و زينت بخش اسلامي درآمد.

نام رقيه عليهاالسلام در بعضي كتب تاريخيِ مستند و مشهور همچون كتاب شريف «لهوف» سيد بن طاووس(4) و «معالي السبطين» علامه حائري (5) و «مقتل الحسين» ابن ابي مخنف (6) ذكر شده است چنانكه مرحوم شيخ علي فلسفي در كتاب «حضرت رقيه عليهاالسلام» مي گويد در بيش از بيست كتاب، نام ايشان را رقيه ديده است.

ولي در برخي ديگر از كتب تاريخي نامي از ايشان برده نشده است كه اين امر همچون ديگر پديده هاي تاريخي به علل متعددي مي تواند باشد، همچون كمبود امكانات نگارشي، كم توجهي به ثبت و ضبط جزئيات رويدادها، فشار حكومت بر سيره نويسان، فقر منابع تاريخي به دليل تاخت و تازهاي دشمنان، همنامي فرزندان امام حسين عليه السلام و... .

مرحوم آية الله حاج ميرزا هاشم خراساني در كتاب ارزشمند خود مي نويسد:

آن دختري كه در خرابه شام از دنيا رحلت فرموده، شايد اسم شريفش رقيّه عليهاالسلام بوده و از صباياي خود حضرت سيدالشهدا عليه السلام بوده چون مزاري كه در خرابه شام است منسوب است به اين مخدّره و معروف است به مزار سيدة رقيّة. (7)
عاشورا

عبدالوهاب شامفي مصري مشهور به شعراني نيز در كتاب «المنن» باب دهم نقل مي كند، نزديك مسجد جامع دمشق بقعه و مرقدي وجود دارد كه به مرقد حضرت رقيه عليهاالسلام، دختر امام حسين عليه السلام معروف است و بر روي سنگي واقع در درگاه آن مرقد نوشته شده است: «اين خانه، مكاني است كه به ورود آل پيامبر صلي الله عليه و آله و دختر امام حسين عليه السلام، حضرت رقيه عليهاالسلام شرافت يافته است».


عروج
پس از واقعه جانسوز عاشورا، كاروان اسرا به همراه سرهاي مطهر شهدا ابتدا به سوي كوفه و سپس شام حركت كرد. پس از ورود اهل بيت امام حسين عليه السلام به شام، آنها را در خرابه اي نزديك كاخ يزيد ملعون جاي دادند.

محدث خبير، مرحوم حاج شيخ عباس قمي(ره) از كامل بهائي (8) نقل مي كند كه:

زنان خاندان نبوت در حالت اسيري حال مرداني را كه در كربلا شهيد شده بودند بر پسران و دختران ايشان پوشيده مي داشتند و هر كودكي را وعده مي دادند كه پدر تو به فلان سفر رفته است و باز مي آيد، تا ايشان را به خانه يزيد آوردند. دختركي بود چهار ساله، شبي از خواب بيدار شد و گفت : پدر من حسين عليه السلام كجاست؟ اين ساعت او را به خواب ديدم . سخت پريشان بود. زنان و كودكان جمله در گريه افتادند و فغان از ايشان برخاست. يزيد خفته بود، از خواب بيدار شد و از ماجرا سوال كرد. خبر بردند كه ماجرا چنين است. آن لعين گفت: بروند سر پدر را بياورند و در كنار او نهند. پس آن سر مقدس را آوردند و دركنار آن دختر چهار ساله نهادند. پرسيد اين چيست؟ گفتند: سر پدر توست. آن دختر فرياد بر آورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسليم كرد.(9)
در اين هنگام زينب كبري عليهاالسلام سر از محمل بيرون آورد و خطاب به مردم شام فرمود: «اي اهل شام! از ما در اين خرابه امانتي مانده است، جان شما و جان اين امانت. (او در اين ديار غريب است) هرگاه كنار قبرش برويد آبي بر سر مزارش بپاشيد و چراغي در كنار قبرش روشن كنيد

حجة الاسلام صدر الدين قزويني در جلد دوم كتاب شريف ثمرات الحيوه، به سند خود آورده است:

حضرت رقيه عليهاالسلام لب خود را بر لب پدرش امام حسين عليه السلام نهاد و آن حضرت فرمود:اليّ ، اليّ ، هلّمي فأنا لك بالإنتظار (اي نور ديده بيا بيا به سوي من، كه من چشم به راه تو مي باشم) و در اينجا بود كه ديدند حضرت رقيه عليهاالسلام از دنيا رفت. (10)

طبق بعضي روايات، بعد از رحلت حضرت رقيه عليهاالسلام يزيد دستور داد چراغ و تخته غسل را ببرند، و او را با همان پيراهن كهنه اش كفن كنند. هنگامي كه زن غساله بدن حضرت رقيه عليهاالسلام را غسل مي داد، ناگاه دست از غسل كشيد و گفت: سرپرست اين اسيران كيست؟ زينب عليهاالسلام فرمود: چه مي خواهي زن غساله؟ گفت: چرا بدن اين طفل كبود است؟ آيا به بيماري مبتلا بوده است؟ حضرت عليهاالسلام در پاسخ فرمود: اي زن! او بيمار نبود، اين كبودي ها آثار تازيانه و ضربه هاي دشمن است. (11)

در هنگام بازگشت اهل بيت امام حسين عليه السلام به مدينه، زنان شام ازدحام كردند و در حاليكه سياه پوش شده بودند براي بدرقه اهل بيت عليهم السلام از خانه ها بيرون آمدند. صداي ناله و گريه آنها از هر سو شنيده مي شد و با كمال شرمندگي با اهل بيت عليهم السلام وداع نمودند. در اين هنگام زينب كبري عليهاالسلام سر از محمل بيرون آورد و خطاب به مردم شام فرمود:

«اي اهل شام! از ما در اين خرابه امانتي مانده است، جان شما و جان اين امانت. (او در اين ديار غريب است) هرگاه كنار قبرش برويد آبي بر سر مزارش بپاشيد و چراغي در كنار قبرش روشن كنيد». (12)

امروز مرقد مطهر نازدانه اباعبدالله الحسين عليه السلام در شهر دمشق كشور سوريه به صورت بارگاهي عظيم و باشكوه براي زيارت دوستداران اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله قرار دارد و همه روزه هزاران نفر عاشق، آن عزيز را زيارت مي كنند.



پي نوشت:

1) ابصار العين، ص 368، كشف الغمه ج 2 ص 216.

2) ستاره درخشان شام، بخش نهم، فصل اول.

3) لسان العرب، ج5، ص293.

4) اللهوف علي قتلي الطفوف ص 141 (روز عاشورا حضرت سيدالشهدا عليه السلام در آخرين وداع با اهل خيام، آنان را اينگونه مورد خطاب قرار دادند: ... يا اُم كُلثُوم وَ اَنتِ يا زَينَب وَ اَنتِ يا رُقَيّه... )

5) معالي السبطين، ج2 ص161 (كانت للحسين عليه السلام بنت صغيرة... تسمّي رقية و كان لها ثلاث سنين)

6) مقتل الحسين، ص84 (ثم نادي يا ام كلثوم و يا زينب و يا سكينة و يا رقية و...)

7) منتخب التواريخ، ص 299.

8) كامل بهائي، ج 2، ص 179.

9) منتهي الامال، ج 1، ص 317.

10) سخن گفتن امام حسين عليه السلام در 120 محل، ص 59.

11) الوقايع و الحوادث، ج 5، ص 81.

12) زينب فروغ تابان كوثر، ص 370 به نقل از الخصائص الزينبيه، ص 296 و رياض القدس، ج 2، ص 237.





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها