2018 November 15 - پنج شنبه 24 آبان 1397
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
کد مطلب: ٥٢٣٠ تاریخ انتشار: ٢٢ آبان ١٣٨٦ تعداد بازدید: 35086
پرسش و پاسخ » عقائد شيعه
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟

سؤال كننده : تاري وردي

توضيح سؤال :

1- بحث خمس بعنوان20% از درآمد ؛ اعم از هر نوع درآمد تجارت ، زراعت ،... از چه تاريخي در شيعه جاري شد؟

2- چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟

3- چرا روحايت محترم مردم ايران را به اداي نماز در وقت پنج گانه كه در توصيه هاي شخصي مراجع نيز موجود است, تشويق نمي نمايند ؟ مطمئنا روحانيت نقش بسيار مهمي در احياي اين سنت پسنديده و فرهنگ سازي آن خواهند داشت .

پاسخ :

همه فقهاي اسلام معتقدند كه خمس و پرداخت يك پنجم از اموال در غنيمت هاي جنگي ، گنج و معادن طلا و نقره واجب است . ابن زهره حلبي مي گويد :

واعلم ان مما يجب في الاموال الخمس و الذي يجب فيه الغنائم الحربيّة و الكنوز و معادن الذهب و الفضة بلاخلاف .

سلسلة الينابيع الفقهيه (غنية النزوع) ، ج 5 ، ص 224 .

ولي در دو مورد ميان شيعه و سني اختلاف نظر وجود دارد : يكي در وجوب خمس در سود كسب و تجارت و ديگري در مصرف آن . البته بايد توجه داشت كه شيعه وجوب خمس در ارباح مكاسب را مشروط بر مازاد بودن بر هزينه و مؤنه يك سال مي داند و معيار در فهم مؤنه عرف است .

وجوب خمس در سود كسب و تجارت

ديدگاه شيعه

فقهاي شيعه معتقدند يكي از موارد وجوب خمس، مالي است كه از مخارج و هزينه هاي زندگي انسان در يك سال اضافه مانده است، خواه اين مال از راه تجارت يا زراعت و كشاورزي و يا حقوق ماهيانه كه دريافت مي شود ، در ذيل به بعضي از كلمات فقهاي شيعه اشاره مي شود :

شيخ مفيد رضوان الله عليه مي فرمايد :

والخمس واجب في كل مغنم قال الله عزوجل ( واعلموا انما غنمتم من شي فان لله خمسه وللرسول )والغنائم كل ما استفيد بالحرب من الاموال والسلاح و الثياب و الرقيق وما استفيد من المعادن والغوص والكنوز وكل ما فضل من ارباح التجارات و الزراعات والصناعات من المؤنة والكفاية في طول السنة علي الاقتصاد .

المقنعة ، ص 276.

خمس واجب است در هر سودي . خداوند در قرآن مي فرمايد (بدانيد هر چه غنيمت برديد از هر چيزي پس يك پنجم آن براي خدا و رسول است ) وغنيمت هرچيزي است كه در حرب مورد استفاده قرار گيرد مثل مال وسلاح و لباس و آنچه كه بدست مي آيد از معدن وغواصي و گنج و هرچه كه از سود تجارت و زراعت وصناعت زياد تر از هزينه متوسط سال باشد .

دلايل قول شيعه

فقهاي شيعه براي اثبات وجوب خمس در سود كسب و تجارت به كتاب و سنّت استناد كرده اند كه در ذيل به توضيح و شرح بعضي از آن ها مي پردازيم .

الف . قرآن

خداوند متعال مي فرمايد :

وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَي وَالْيَتَامَي وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آَمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَي عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَي الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .

انفال / 41 .

و بدانيد هر گونه غنيمتي كه به شما رسد ، خمس آن براي خدا و براي پيامبر و براي نزديكان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه است ، اگر شما به خدا و آن چه بر بنده خود در روز جدايي حق از باطل ، روز درگيري دو گروه (با ايمان و بي ايمان يعني روز جنگ بدر) نازل كرديم ، ايمان آورده ايد و خداوند بر هر چيزي قادر است .

نحوه استدلال: درآيه شريفه برموضوع «غنيمت» حكم وجوب خمس را مترتب ساخته است، در اين جا بايد ديد كه مقصود از غنيمت چيست؟ آيا مقصود غنيمت جنگي است يا هر فائده اي است كه انسان به دست مي آورد؟ ترديدي نيست كه براي فهم اين واژه مي بايست به لغت شناسان مراجعه كرد تا از آن راه علم به معناي لغات قرآن و سنّت حاصل گردد.

غنميت در لغت

با مراجعه به لغت معلوم مي شود كه غنيمت به معناي مطلق فائده اي است كه انسان به دست مي آورد و اختصاصي به غنيمت جنگي ندارد و در ذيل به ذكر كلمات برخي از لغت شناسان مي پردازيم :

خليل فراهيدي مي گويد :

الغنم الفوز بالشي في غير مشقة و الاغتنام انتهاز الغنم.

العين: ماده غنم.

غنيمت بدست آوردن چيزي است بدون سختي واغتنام به معني استفاده از غنيمت است .

ازهري مي گويد :

قال الليث : الغنم ، الفوز بالشي و الاغتنام انتهاز الغنم .

تهذيب اللغة: ماده غنم .

ليث گفته است كه : غنم يعني بدست آوردن چيزي واغتنام استفاده از غنيمت است .

ابن فارس مي گويد:

غنم اصل صحيح واحد يدل علي افادة شي لم يملك من قبل ثم يختص بما اخذ من المشركين.

مقاييس اللغة ، ماده غنم.

غنم مصدري است كه حروف اصلي آن صحيح است ( اصطلاح علم صرف) معناي آن فايده بردن از چيزي است كه قبل از آن مالكش نبوده است .سپس مخصوص شد به آنچه از مشركين گرفته مي شود .

ابن منظور مي نويسد :

الغنم الفوز بالشيء من غير مشقة.

لسان العرب ، ماده غنم.

بدست آوردن چيزي است بدون مشقت

و...

همان گونه كه از گفتار و تصريح لغت شناسان به دست آمد اين كه غنم در لغت معناي وسيع تري از غنيمت جنگي دارد و به معناي مطلق فائده اي است كه انسان بدون مشقت و سختي به دست آورده باشد ولي بعدها پس از نزول قرآن به خاطر جنگ هايي كه پيش آمد غنيمت بيشتر در معناي اموالي استعمال شد كه از مشركان گرفته مي شد. بنابراين لفظ غنيمت در آيه بر همان معناي لغوي آن حمل مي شود مگر اين كه قرينه قطعي وجود داشته باشد كه مقصود از آن غنيمت جنگي باشد.

غنيمت در تفاسير اهل سنت

رشيدرضا در تفسير المنار غنيمت به كار رفته در آيه را به معناي وسيع ذكر كرده و آن را به غنائم جنگي اختصاص نداده است ولي معتقد است بايد معناي وسيع آيه فوق را به خاطر قيد شرعي مقيّد به غنائم جنگي كرد .

تفسيرالمنار ، ج 10 ، ص 3.

آلوسي نيز در تفسير روح المعاني غنم را در اصل لغت به معناي هر گونه سود و منفعت دانسته است .

وغنم في الأصل من الغنم بمعني الربح

روح المعاني ، ج 10 ، ص 2.

غنم در اصل به معناي سود به كار برده مي شده است .

همان گونه كه از اظهارات اين مفسران معلوم شد غنيمت به كار رفته در آيه عموميت داشته و شامل مطلق فائده و منفعتي كه انسان در زندگي از هر راهي به دست آورده باشد، مي شود و غنيمت در آيه اختصاصي به غنيمت جنگي ندارد؛ اما برخي از آن ها معتقد بودند كه چون طبق روايات اهل سنّت غنيمت در عرف شرع در غنيمت جنگي انحصار پيدا كرده است، لازم است آن غنيمت را بر غنيمت جنگي منحصر نماييم ؛ ولي ما معتقديم مي بايست دلالت آيه بر مطلب را مستقلاً فهميد و در نهايت اگر با روايات ديگر تعارضي داشت، تعارض را علاج كرد و بر فرض اين كه روايات ديگري از اهل سنّت بر انحصار خمس در غنيمت جنگي وجود داشته باشد به حد تواتر نمي رسند و طبق مبناي مشهور اهل سنّت در اصول فقه، خبر واحد نمي تواند عموم آيه را تخصيص بزند .

خمس غنيمت در روايات اهل سنّت

روايات بسياري از پيامبر اكرم نقل شده كه به اصحاب خويش دستور به گرفتن خمس داده اند و يا هنگامي كه افرادي به ايشان مراجعه مي كردند در ضمن دستورات ديني، وجوب پرداخت خمس را يادآور مي شدند در حالي كه هيچ جنگ و نبردي هم در كار نبود . تا غنيمت جنگي از آن برداشت شود، در ذيل به برخي از آن روايات اشاره مي شود :

1. لما و قد عبدالقيس لرسول الله فقالوا: ان بيننا و بينك المشركين و انا لا نصل اليك الاّ في اشهر الحرم خمرنا بجمل الامره ان عملنا به دخلنا الجنة و ندعو اليه من ورائنا. قال: آمركم باربع و انهاكم عن اربع، آمركم بالايمان بالله و هل تدرون ما الايمان؟ شهادة ان لااله الاّالله و اقام الصلاة و ايتاء الزكاة و تعطوا الخمس من المغنم .

صحيح البخاري ، ج 4 ، ص 250 و صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 35 .

در اين حديث پيامبر از اهالي عبدالقيس نخواسته است كه غنيمت هاي جنگي را پرداخت نمايند زيرا آنان از خوف مشركين نمي توانستند نزد پيامبر بيايند بنابر اين جنگي در كار نبوده تا مقصود از غنيمت در حديث غنيمت جنگي باشد.

2. بسم الله الرحمن الرحيم هذا عهد من النبي رسول الله لعمرو بن حزم حين بعثه الي اليمن، امره بتقوي الله في أمره كله و ان يأخذ من المغانم خمس الله و ما كتب علي المؤمنين من الصدقه من العقار عشر ما سقي البعل و سقت السماء و نصف العُشر مما سقي الغرب (اي الدلوا العظيمة) .

سيرة ابن هشام ، ج 4 ، ص 256 و فتوح البلدان ، ج 1 ، ص 81 .

3. من محمد النبيّ للفجيع و من تبعه و اسلم و اقام الصلاة و آتي الزكاة و اطاع الله و رسوله و اعطي من المغانم خمس الله .

الطبقات الكبري ، ابن سعد ، ج 1 ، ص 270.

4. كتب لخبادة الازدي وقومه ومن تبعه: ما اقاموا الصلاة وآتوا الزكاة واطاعوا الله ورسوله واعطوا من المغانم الخمس الله و سهم النبي وفارقوا المشركين فانّ لهم ذمة الله وذمة محمدبن عبدالله .

همان، ص 305 و 304.

5 . كتب لملوك حمير : و آتيتم الزكاة و اعطيتم من الغنائم خمس الله و سهم النبي و صفيّه و ما كتب الله علي الؤمنين من الصدقة .

سيره ابن هشام ، ج 4 ، ص 258.

6. كتب لنبي ثعلبة بن عامر : من اسلم منهم و اقام الصلوة و آتي الزكاة و اعطي خمس المغنم و سهم النبي و الصّفي .

اُسدالغابة، ج 3، ص 34.

7 . كتب الي بعض أفخاذ جهينه: من اسلم منهم و اقام الصلاة و آتي الزكاة و اطاع الله و رسوله و اعطي من الغنائم الخمس .

الطبقات الكبري ، ج 1 ، ص 271 .

در اين نامه هايي كه پيامبر به قبائل مختلف عرب فرستاده است سه احتمال وجود دارد :

1. مقصود از غنيمت اموالي بوده كه آنان از طريق غارت و تاراج به دست آورده اند. اين احتمال درست نيست؛ زيرا حضرت به طور صريح از غارت گري نهي فرموده است .

قال رسول الله(صلي الله عليه وآله): «ان النهبة ليست باحلّ من الميتة» .

سنن ابو داود، ج 2، ص 12.

2. ممكن است مقصود غنائم جنگي باشد كه مسلمانان از طريق جنگ و جهاد به دست آورده اند اين احتمال نيز باطل است ؛ زيرا اولاً، جنگ و جهاد بدون اذن پيامبر جايز نبوده است و معلوم هم نيست كه از حضرت اذن گرفته باشند ، خصوصاً اهالي عبدالقيس كه امكان ارتباط با پيامبر را جز در ماه هاي حرام نداشتند ، علاوه بر اين كه پيامبر خودش غنائم جنگي را تقسيم مي كرد و معنا نداشته كه پيامبر از آنان بخواهد كه اين تقسيم را انجام دهند .

3. احتمال سوم اين كه مقصود از غنيمت ، كسب و تجارت باشد ؛ يعني در همه موارد فوق پيامبر دستور داده كه مردم از مازاد بر كسب و تجارت خود خمس پرداخت نمايند .

الاعتصام بالكتاب و السنة ، ص 104.

جالب تر از همه اينها آنچه كه در بخاري است كه در آن آمده در عنبر و مرواريد خمس است !!! عنبر ماده ايست خوشبو كه با غواصي يا شكار بعضي ماهي ها بدست مي آمد وموافق قول شيعه است . حال اهل تسنن كه خمس را مربوط به غنائم جنگي مي دانند در كدام جنگ به مقابله با ماهي عنبر وبا قلاب ماهي گيري رفته اند خدا مي داند!!!

موارد خمس در كتب اهل تسنن :

همانطور كه از مبسوط سرخسي ج 2ص211 باب المعادن بدست مي آيد اهل تسنن خمس را تنها مربوط به چيزي مي دانند كه از جنگ بدست آيد و لذا خمس در معدن را منوط به معدني مي كند كه در زمين گرفته شده از كفار بدست آيد مانند گنج و لذا در وجوب خمس در لؤلؤ و عنبر اشكال مي كند . چون آن دو هيچ ربطي به جنگ ندارند اما ما در صحيح بخاري مي بينيم كه در لولو وعنبر خمس است واين نمي تواند باشد مگر طبق نظر شيعه :

وهذا لأن المعني الذي لأجله وجب الخمس في الكنز موجود في المعدن فإن الذهب والفضة تحدث في المعدن من عروق كانت موجودة حين كانت هذه الأرض في يد أهل الحرب ثم وقعت في يد المسلمين بإيجاف الخيل فتعلق حق مصارف الخمس بتلك العروق فيثبت فيما يحدث منها فكان هذا والكنز سواء من هذا الوجه

المبسوط للسرخسي ج2/ص211

اين (وجوب خمس در معدن) از آن جهت است كه علتي كه سبب وجوب خمس در گنج شد سبب وجود آن در معدن هم مي شود پس به درستيكه طلا و نقره در زمين درست مي شود از رگه هايي كه در زمين به هنگام تسلط كفار حربي بر آن موجود بوده است سپس با جنگ به دست مسلمانان افتاده است پس حق خمس به آن رگه ها تعلق گرفته است پس هرچه كه از ان رگه ها هم بدست آيد همان حكم را داردپس گنج ومعدن از اين جهت يكي هستند

اين كلام وي صريح است در اينكه اگر معدن در زمين مسلمانان باشد وبا جنگ از كفار بدست نيايد خمس ندارد.

ثم وجوب الخمس فيما يوجد في الركاز لمعني لا يوجد ذلك المعني في الموجود في البحر وهو أنه كان في يد أهل الحرب وقع في يد المسلمين بإيجاف الخيل والركاب وما في البحر ليس في يد أحد قط لأن قهر الماء يمنع قهر غيره ولهذا قال مشايخنا لو وجد الذهب والفضة في قعر البحر لم يجب فيهما شيء

المبسوط للسرخسي ، ج2 ، ص213 .

وجوب خمس در آنچه كه از گنج بدست مي آيد به خاطر علتي است كه در آنچه در درياست يافت نمي شود . وآن علت بودن گنج است در دست كفار حربي وسپس به دست مسلمانان افتاده است با جنگ . اما آنچه كه در درياست در دست هيچ كس نبوده است چون آب مانع تسلط هيچ كس بر آن نبوده است (يعني مورد سلطه كفار نبوده) وبه همين دليل بزرگان ما گفته اند اگر چيزي از طلا يا نقره را در كف دريا پيدا كرد چيزي در آن نيست

اين كلام نيز صريح است در اين كه طبق موازين عادي اهل تسنن به عنبر ولولو كه از دريا مي آيد خمس تعلق نمي گيرد اما در صحيح بخاري مي بينيم :

صحيح البخاري ج2/ص544 باب ما يستخرج من البحر

وَقَالَ الْحَسَنُ فِي الْعَنْبَرِ وَاللُّؤْلُؤِ الْخُمُسُ

تاريخ خمس در بين شيعه :

روايات خمس در نزد شيعيان از امير مومنان علي عليه السلام شروع مي شود :

عن علي (ع):

عن علي ( عليه السلام ) قال : وأما ما جاء في القرآن من ذكر معايش الخلق وأسبابها فقد أعلمنا سبحانه ذلك من خمسة أوجه : وجه الإمارة ، ووجه العمارة ، ووجه الإجارة ، ووجه التجارة ، ووجه الصدقات ، فأما وجه الإمارة ، فقوله : ( واعلموا أنما غنمتم من شئ فأن لله خمسه وللرسول ولذي القربي واليتامي والمساكين ) فجعل لله خمس الغنائم ، والخمس يخرج من أربعة وجوه : من الغنائم التي يصيبها المسلمون من المشركين ، ومن المعادن ، ومن الكنوز ، ومن الغوص. وسائل الشيعة (آل البيت)، ج 9، ص 490، المحكم والمتشابه، للسيّد المرتضي، ص 57.

خمس از چهار وجه بدست مي آيد از غنايمي كه از مشركين گرفته مي شود . از معدن از گنج واز غواصي .

[ 12591 ] 1 - محمد بن الحسن بإسناده عن سعد ، عن يعقوب بن يزيد ، عن علي بن جعفر عن الحكم بن بهلول ، عن أبي همام ، عن الحسن بن زياد ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : إن رجلا أتي أمير المؤمنين عليه السلام فقال ، يا أمير المؤمنين إني أصبت مالا لا أعرف حلاله من حرامه ، فقال له : أخرج الخمس من ذلك المال ، فان الله عز وجل قد رضي من المال بالخمس ، واجتنب ما كان صاحبه يعلم .

شخصي نزد امير مومنان آمد وگفت من مالب بدست آورده ام كه حلال آن را از حرامش نمي دانم .پس حضرت فرمودند خمس آن مال را بده پس بدرستيكه خداوند از اين مال به خمسش راضي است اما مقداري را كه صاحب آن را مي داني از آن پرهيز كن ( وبه صاحبش برگردان)

[ 12593 ] 3 - محمد بن علي بن الحسين قال : جاء رجل إلي أمير المؤمنين عليه السلام فقال : يا أمير المؤمنين أصبت مالا أغمضت فيه ، أفلي توبة ؟ قال : ائتني بخمسه فأتاه بخمسه ، فقال : هو لك إن الرجل إذا تاب تاب ماله معه .

وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي - ج 9 - ص 505 - 506

شخصي نزد امير مومنان آمد وگفت مالي بدست آورده ام كه چشمم را بر روي آن بسته بودم (يعني توجه به حلال وحرام آن نداشتم) آيا راهي براي توبه دارم حضرت فرمودند خمس آن را به من بده پس شخص خمس را آورد . پس گفت آن براي تو باشد ( خمس را به خود وي بخشيدند) .پس بدرستيكه شخص وقتي توبه كند مالش هم پاك مي شود

پس مي بينيم كه حتي امير مومنان هم خمس را مخالف با نظر اهل تسنن تفسير كرده اند .

خلاصه مطالب :

خمس حتي از زمان امير مومنان طبق نظر شيعه ترجمه مي شده است .

علت اختلاف اهل تسنن وجود رواياتي است كه ادعا دارند خمس را فقط در جنگ واجب كرده است اما آن روايات دلالت بر مقصودشان نداشته وحتي در بعضي مخالف مقصودشان است .

جمع بين نماز ظهر و عصر وبين مغرب وعشاء

جواب سوال آخر : سه وقت نماز خواندن جزو مطالبي است كه خود رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بدان عمل نموده اند . وآن را جزو راحتي هايي مي دانند كه خداوند براي امت ايشان قرار داده است .

حَدَّثَنَا يَحْيَي بْنُ يَحْيَي قَالَ قَرَأْتُ عَلَي مَالِكٍ عَنْ أَبِي الزُّبَيْرِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ صَلَّي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ جَمِيعًا وَالْمَغْرِبَ وَالْعِشَاءَ جَمِيعًا فِي غَيْرِ خَوْفٍ وَلَا سَفَرٍ

صحيح مسلم ، ج1 ، ص489 ، باب الجمع بين الصلاتين في الحضر

رسول خدا نماز ظهر وعصر را باهم خواندند ومغرب وعشاء را باهم ونه ترسي بود ( جنگي) ونه سفري

و حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يُونُسَ وَعَوْنُ بْنُ سَلَّامٍ جَمِيعًا عَنْ زُهَيْرٍ قَالَ ابْنُ يُونُسَ حَدَّثَنَا زُهَيْرٌ حَدَّثَنَا أَبُو الزُّبَيْرِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ

قَالَ صَلَّي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ جَمِيعًا بِالْمَدِينَةِ فِي غَيْرِ خَوْفٍ وَلَا سَفَرٍ

قَالَ أَبُو الزُّبَيْرِ فَسَأَلْتُ سَعِيدًا لِمَ فَعَلَ ذَلِكَ فَقَالَ سَأَلْتُ ابْنَ عَبَّاسٍ كَمَا سَأَلْتَنِي فَقَالَ أَرَادَ أَنْ لَا يُحْرِجَ أَحَدًا مِنْ أُمَّتِهِ .

همان .

رسول خدا نماز ظهر و عصر را در مدينه باهم خواندند كه نه ترسي بود و نه سفري پس ابو الزبير مي گويد پرسيدم از سعيد كه چر ا اينطور فرمودند . او گفت از ابن عباس همين را سوال كردم پس او گفت : مي خواست كه بر كسي از امتش سخت نگيرد . و...

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)





Share
41 | مرتضي | , ایران | ١٩:١٠ - ٢٢ مرداد ١٣٩٢ |
با تشکر از پاسخ سريع و به هنگام شما. فقط بنده بازم قانع نشدم. 1-شما مي فرماييد که يک آيه وجوب زکات و ميگه، بنده که اطلاعات چنداني ندارم اما با نگاه به همين آيه شريفه ميشه ديد که چقدر اين آيه صريح ميگه: ميگه از اموالشان صدقه اي بگير تا آنانرا پاکيزه گرداند با آن و ... قشنگ و صريح ميگه از اموال نميگه غنيمت دستور ميده که بگير. در حاليکه آيه خمس اصلا اينطور نيست. حتي بنده در جايي ديدم که نوشته بود که در قرآن هر جا غنيمت يا ريشه هاش اومده منظور همون غنيمت بوده نه مسائلي مانند سود کسب. حالا سوالي که جوابمو توي پاسخ شما نگرفتم اين بود چرا قرآن که اينقدر ما اعتقاد داريم که تک تک کلماتش رو حساب کتابه مثلا به جاي "وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ ..." نگفته "وَاعْلَمُوا أَنَّ اموالکم فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ ..." که ديگه انقدر ان قلت توش در نياد؟؟ 2- شما مي فرماييد زکات مهم تر است چرا که عمومي تر است. دقيقا بنده هم همين نظرو دارم اما با فتاواي مراجع اعظام ما فکر نمي کنم مثلا به بنده که يک حقوق ثابتي آن هم در آينده خواهم گرفت اصلا زکاتي واجب گردد. زکات بر طلا و نقره مسکوک که با ان تجارت مي گردد واجب است. خوب اين براي قديم بوده. نبايد مراجع عزيزمون مثلا براي پول که الان به جاي طلا و نقره مسکوک است اجتهاد کنند و زکات بذارند؟ (البته چون بحثه خمسه نمي خواهم خيلي وارد بحث زکات شوم که بحث به بيراهه برود) . 3- پيرو 2 که ذکر کردم الان هم بيشتر مردم پول و سکه بهار آزادي و دلار و ... دارند. چرا بنا به فرمايش شما نبايد مثل صدر اسلام اينا زکات داشته باشه؟ 4- و در انتها بنا به فرمايش شما که مي فرماييد به خمس کمتر گوشزد مي شده تا مردم گمان سو نبرند حالا چرا اينقدر به خمس زياد اهميت داده مي شه؟ مگر باز هم مردم به مراجع و اين پول هايي که اين عزيزان مي گيرند (بنده مطمئنم که منفعت خودشونو انشاالله در آن دخيل نمي کنند) بدبين نمي شوند؟ خود رسول الله (ص) و حضرت علي (ع) بنده با تحقيقاتي که کردم به احتمال زياد خمسي دريافت نمي کردند و يا به قولي مثل زکات که نمايندگاني براي دريافتش مي فرستاندند عمل نمي کردند اما چطور الان مراجع مي گيرند و مردم بدبين نمي شوند؟ پس موضوع بدبيني و سو نظر مردم نمي تواند دليل باشد. بنده خداي نکرده نمي خوام با شما وارد بحث وجدل بشم اما بنظرم استدلال هاي شما با ايراد هاي فوق همراه بوده و احتمالا شما هم ايراداتي رو بر نظرات بنده داريد. خيلي خيلي مشتاق هستم تا مساله براي بنده روشن گردد. در انتها بايد بگم که بنده تمام مقاله فوق و نظرات و پاسخ هاي شما را مطالعه کرده بودم و در مورد آنچه به آن خمس تعلق مي گيرد تنها شبهه غنيمت بودن يا نبودن در ذهنم مانده که با پاسخ شما اميدوارم حل بشود. باز هم تشکر بابت پاسخگويي سريع شما. و بشر الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه والسلام عليکم

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در مقاله فوق بيان شده است که براي فهم هر واژه اي بايد به لغت شناس رجوع کرد. در لفظ غنيمت نيز از زبان لغت شناسان نقل شد كه غنيمت به معناى مطلق فائده اى است كه انسان به دست مى آورد و اختصاصى به غنيمت جنگى ندارد.
جهت روش شدن مطلب نکاتي را ذکر مي کنيم:
1- کلمه غنيمت و غنِم يغنُمُ با هم تفاوت دارد؛ اگر کلمه غنيمة در آيه آمده بود بعيد نبود که منصرف به غنيمت جنگ باشد اما آيه شريفه از کلمه غنيمة استفاده نکرده و از واژه غنمتم استفاده کرده به صيغه ماضي. هنگامي که به لغت مراجعه مي­ کنيم اين واژه، مخصوص غنيمت جنگ نيست بلکه به معني استفاده و کسب يک چيز است خواه بدون زحمت يا با زحمت اندک. استعمال هاي عادي ما هم به همين شکل است. مي­ گوييم غنمت فلان شيء يعني بدون زحمت و به آساني به آن دست يافتم. پس اگر انصراف مقبول باشد در کلمه «غنيمة» است نه در کلمه غنم و غنمتم و در آيه کريمه هم کلمه غنمتم آمده و بر اين اساس به اطلاق غنمتم تمسک مي­ کنيم و مقتضاي اطلاق هم شمول هر فايده است خواه با جنگ به دست آمده باشد يا غير جنگ مانند مؤونه مازاد.
2-همچنين نکته ديگري که بايد در اينجا مورد توجه قرار گيرد اين است که بعد از کلمه «غَنِمْتُمْ» ، « مِنْ شَيْ‏ءٍ» آمده است که در قواعد عربي چنانچه لغت « مِنْ» قبل از کلمه اي بيايد که نکره باشد ، به معناي «هر» ترجمه مي شود و در مجموع بدين صورت ترجمه مي شود که « بدانيد چنانچه غنيمتي از هر چيز بدست آورديد ، پس براي خدا و براي رسول ....است
3-گذشته از همه اينها، در روايت معتبري (معروف به صحيحه علي بن مهزيار)، امام جواد عليه السلام غنيمت در آيه را به معناي گسترده‏اي در نظر گرفته و آن را به درآمد كسب تفسير نموده است. در بخشي از آن آمده است: «فاما الغنائم و الفوائد فهي واجبة عليهم في كل عام قال الله تعالي: و اعلموا انما غنمتم من شي‏ء فان لله خمسه...».وسائل الشيعه، ج 6، باب 8، ابواب ما يجب فيه الخمس، ح 5. در اين حديث امام‏ عليه السلام واژه «الفوائد» را در كنار «الغنائم» جاي داده و هر دو را مصداق آيه قلمداد نموده است و ترديدي نيست كه منظور از «فوايد» هر گونه سود و درآمدي است كه به انسان مي‏ رسد. بنابراين از مجموع موارد و قراين ياد شده، به دست مي‏ آيد كه خمس درآمد در قرآن، به صراحت از آن ياد شده و بر وجوب آن دلالت مي‏ كند؛ به ويژه آنكه حضرت‏ عليه السلام نيز از آن معناي وسيعي را دريافته و براي ما تبيين و تفسير كرده است. چنانچه كسي در تمام آنچه كه بيان شد، اشكال كند و آيه را در خمس غنايم جنگي منحصر كند، در پاسخ خواهيم گفت: به جز قرآن، روايات متعددي از ائمه ‏عليهم السلام وارد شده است كه به خوبي بر وجوب خمس درآمد دلالت مي‏ كند
بنابراين در بيان لفظ غنمتم که عموميت دارد مصلحتي است که در لفظ اموالکم نيست
اما درباره سوال دومتان گفتيم که مقصود مصرف زکات بود که عمومي تر است نسبت به خمس
اما در خصوص سوال سومتان بايد عرض شود که زکات به هر طلائي تعلق نمي گيرد بلکه به طلاي مسکوک يعني سکه رايج براي معامله تعلق مي گيرد مانند سکه هايي که در زمان سلاطين گذشته در خريد و فروش رايج بوده و به عنوان ثمن رد و بدل مي شده است که اگر به حد نصاب برسد بايد زکات آن را بدهد.و سکه هاي طلاي امروز سکه رايج معاملي نيست و به نظر بسياري از فقها زکات ندارد
در باره مطلب چهارم نيز بايد بگوييم در عصر پيامبر صلي الله عليه و آله ، چون فقر عمومي بر جامعه حاکم بود و مسلمانان به جهت تنگدستي ، قدرت پرداخت خمس را نداشتند از اينرو پيامبر (ص) از جمع اوري خمس صرف نظر کردند. در عصر ائمه (عليهم السلام)تا زمان امام باقر (ع)به دليل خفقان حاکم بر ان زمان و فشارهايي که حاکمان بر ائمه و پيروانشان داشتند اين فريضه به اجرا در نيامد زيرا جمع اوري اموال را از وظايف حاکم و سلطان مي دانستند و اگر شخص ديگري اقدام به اين کار مي کرد به اتهام جمع اوري سلاح و توطئه عليه حکومت ، تحت تعقيب و مجازات قرار مي گرفت. اما از زمان حضرت موسي بن جعفر عليه السلام وكلاي حضرات معصومين عليهما السلام از مردم خمس را جمع آوري مي كردند . خود عمل ساير معصومين قرينه است كه در زمان حضرت علي عليه السلام زمينه موجود نبوده براي اجرا، نه اينكه وجوب خمس نبوده. و به مواردي در مقاله فوق اشاره شد که حضرت علي عليه السلام خمس را از مردم دريافت مي کردند.
بنابراين لفظ «غنمتم» در قرآن مجيد صرفاً به غنايم جنگي اختصاص ندارد؛ در روايات پيشوايان ما در تعريف غنيمت آمده است: «هي الإفادة يوماً بيوم؛غنيمت منفعت روزانه کسب وکار است». کافي، ج1، ص544. و يا «ما أفاد النّاس من قليل أو کثير؛ آنچه را مردم از فايده وسود مي رسد، خمس به آن تعلق مي گيرد چه کم باشد وچه بسيار».
و اصل يادکرد يا عدم يادکرد نام چيزي در قرآن يا ميزان تکرار نام آن در مصحف شريف فقط تابع اهميت يا بي اهميتي آن چيز نيست، بلکه تابع مصالح بسيار وحکمت هاي بي شماري است که اهميت شيء فقط يکي از آنهاست. بنابراين اگر در قرآن نام چيزي تکرار شود نشان دهنده اهميت آن نيست و عکس اين معنا نيز صحيح است: يعني اگر نام چيزي يا شخصي در قرآن نيامده هرگز بي اهميتي آن را ثابت نمي کند. و اگر در قرآن زکات بيشتر از خمس ذکر شده است دليل بر بي اهميتي خمس نيست.اگر ذکر کردن نام کسي يا چيزي در قرآن کريم، ملاک اهميت آن چيز يا آن شخص باشد، مي بايست نام مبارک رسول خاتم صلّي الله عليه وآله بيشتر از ديگر پيامبران در قرآن مي آمد؛ زيرا مقام پيامبر صلي الله عليه و آله از همه بيشتر است.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
1 |علی||١٨:٣٦ - ٠٧ تير ١٣٩٤ |
0
 
6
خمس فقط به غنیمت جنگی اشاره داردواین آیه بعدازجنگ بدرنازل شدوفقط برای تقسیم غنایم بودوهرجا واژه ی مغانم وغنیمت آمده سیاق آیات قبل یابعد درباره ی جنگ وجهاد است.شیخ مفید پیغمبرمانیست که هرچه گفت حجت شرعی باشد.امام صادق فرموده هرچه به مانسبت دادندبرقرآن عرضه کنید.اگرقرآن تاییدکرد بپذیریدوگرنه بکوبید به دیوار.قرآن هم صراحتا خمس را مخصوص غنایم جنگی معرفی کرده است.حالا دیگه هرآخوندوملابرای دکان خودش چی اجتهادکرده خدامیداند.من وخانومم کارمند ساده هستیم ودرطول یک سال بیش از یک ملیون ودویست هزارتومان مالیات می دهیم.اگه قرارخمس صرف مخارج حکومت اسلامی بشه ازاین مالیات باید خرج بشه،نه این که هی بفرمایید قال فلان کس،،،،،،خمس بدعت شما روحانیون برای پول درامدخودتان است واینگونه سرسختانه دفاع می کنید،چرادرباره ی ذکات حرف نمی زنید?این شبکه ی ولایت وکارشناسش هروقت حرف خمس وندادنش میشه رگ گردنش میزنه بیرون که چنینوچنان اماذکات صم بکم عمی.....
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
اینکه شما از مال دنیا دل نمی کنید و خمس نمی دهید خوب چرا خمس که از اعتقادات شیعه هست را زیر سوال می برید هیچ آخوندی نیز شما را مجبور به پرداخت خمس نکرده است وظیفه آنها فقط ابلاغ دین هست حال شما خمستان را ندهید کسی شما با شما کار دارد و یا به زور از شما خمس می گیرد؟!!
اگر فقهاء نیز خمس را واجب می دانند آنهم طبق فتوای شخصی نیست که بگوییم آنها از خودشان در می آوردند مبنای آنها قرآن و روایت است که بهتر از همه می فهمند که قرآن و روایت چی می گوید
در آیه قرآن آمده است
وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آَمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ .
انفال / 41
اهل بیت نیز که مفسر قرآنند بهتر از من و شما قرآن را بلدند لذا اهل بیت وخمس را فقط غنائم جنگی نمی دانند خمس در خصوص هر چیزی است که مردم سود برده اند
عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَهَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْخُمُسِ فَقَالَ: فِی کُلِّ مَا أَفَادَ النَّاسُ مِنْ قَلِیلٍ أَوْ کَثِیرٍ.
سماعه گفت: از امام موسی کاظم (ع)از خمس سوال کردم؛ایشان فرمود:خمس در همه ی آنچه مردم سود میبرند است؛ کم باشد یا زیاد.
الکافی - الشیخ الکلینی، ج1، ص 545
این روایت سندش نیز معتبر است
موثق سماعه (سألت أبا الحسن ( علیه السلام ) عن الخمس فقال : فی کل ما أفاد الناس من قلیل أو کثیر).
جواهر الکلام - الشیخ الجواهری - ج 16 ص 52
لذا بهتر است در این خصوص تحقیق کنید تا دچار برداشت غلط از دین نشوید و کسی را به بدعت گذاری متهم نکنید در ضمن کسی نیز شما را مجبور به پرداخت خمس نکرده است اگر پرداخت کنید به وظیفه و حکم شرعی خود عمل کردید اگر پرداخت نکنید باز خودتان مسئول هستید و باید پاسخگو باشید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

 
42 | اسكندر مرادي | , ژاپن | ٢٠:٠٤ - ٢٣ مهر ١٣٩٢ |
بسم الله سلام
خمس در قرآن
اميد است حفظ ارتباط آيات در هر سوره از جمله در سوره انفال و کليت قرآن در حد توان و توفيق حاصل شود.
سوره انفال سرشار از تاکيد بر ارتباط مومنين باهم است. بر استفاده از اموال عمومي براي اصلاح امور بينشان تاکيد ميکند.از فتنه و مشکلاتي که نه فقط گريبان خاطيان را خواهد گرفت بلکه گريبانگير تمام افراد جامعه خواهد شد برحذر ميدارد.دوستي مال دنيا مذمت ميشود.ولايت مومنين اعم از مهاجرين و انصار بر يکديگر موکدا بيان ميشود.
ضمن آيات 65 و66 سوره انفال مومنين در حد و اندازه هايي از قدرت ايمان و جهاد معرفي ميشوند که قادر هستند 20 نفري حريف 200 نفر از کافرين باشند و يا 100 نفرشان در مقابل 1000 نفر از آنها.
اين قدرت و توان براي ايشان با داشتن ضعف ايماني بهنگام جنگي که در سوره انفال به آن اشاره ميشود کاهش ميابد در نتيجه 100 نفر از آنها ميتوانند در مقابل 200 نفر قرار بگيرند.داشتن قدرتي باندازه يک پنجم.
اگر مومنين در حد و اندازه هاي ايماني شايسته بودند چقدر از غنائم جنگي را به فقرا ميدادند و چقدر تسليم فرمان پيامبر ميبودند؟
واضح است که در حد شايسته تمام آنچه غنيمت ميگرفتند تقديم رسول الله ميکردند و اصلا دست نمي زدند و منتظر ميماندند تا ايشان چه دستوري دهد.آنها براي غنيمت جنگ نمي کردند در راه مستضعفين و کمک به آنها فداکاري ميکردند و در جستجوي رضوان الهي بودند. از غنائم براي تجهيزات جنگي براي دفعات بعدي استفاده مينمودند.
حالا که در يک پنجم از توان ايماني هستند و بدنبال غنيمت بوده و حتي زودتر از زمان لازم ميخواهند بابت اسرا فديه بگيرند خداوند به آنها تخفيف ميدهد و ميخواهد در حد يک پنجم تقديم رسول الله نمايند و به فقرا کمک شود و بقيه مال خودشان باشد و برآنها ميبخشد و آنها را مي آمرزد.
اشارات در علت بيان خمس غنائم را در آيات40 و 41 ببينيم. ببينيد چقدر مفصل مختصات زماني و مکاني خاص را بيان ميکند.
اين حکم براي زمان و مکان خاص بوده ولي انتظار بيش از اين ها بوده و هست...
والسلام
quranmizan.com
43 | محمد اسدپور | , ایران | ١٧:٤٠ - ٢٤ دي ١٣٩٢ |
سلام عليک،باتشکر،احاديث امامان معصوم درارتباط باخمس راهم اشاره نماييد.تشکر

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

روايات درباه خمس در منابع شيعيان فراوان است که به چند مورد اشاره مي کنيم:

1-عن علي عليه السلام قال : وأما ما جاء في القرآن من ذكر معايش الخلق وأسبابها فقد أعلمنا سبحانه ذلك من خمسة أوجه : وجه الإمارة ، ووجه العمارة ، ووجه الإجارة ، ووجه التجارة ، ووجه الصدقات ، فأما وجه الإمارة ، فقوله : ( واعلموا أنما غنمتم من شئ فأن لله خمسه وللرسول ولذي القربى واليتامى والمساكين ) فجعل لله خمس الغنائم ، والخمس يخرج من أربعة وجوه : من الغنائم التي يصيبها المسلمون من المشركين ، ومن المعادن ، ومن الكنوز ، ومن الغوص. وسائل الشيعة (آل البيت)، ج 9، ص 490، المحكم والمتشابه، للسيّد المرتضى، ص 57.

خمس از چهار وجه بدست مي آيد از غنايمي که از مشرکين گرفته مي شود . از معدن از گنج واز غواصي .

2-محمد بن الحسن بإسناده عن سعد ، عن يعقوب بن يزيد ، عن علي بن جعفر عن الحكم بن بهلول ، عن أبي همام ، عن الحسن بن زياد ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : إن رجلا أتي أمير المؤمنين عليه السلام فقال ، يا أمير المؤمنين إني أصبت مالا لا أعرف حلاله من حرامه ، فقال له : أخرج الخمس من ذلك المال ، فان الله عز وجل قد رضي من المال بالخمس ، واجتنب ما كان صاحبه يعلم .

شخصي نزد امير مومنان آمد وگفت من مالب بدست آورده ام که حلال آن را از حرامش نمي دانم .پس حضرت فرمودند خمس آن مال را بده پس بدرستيکه خداوند از اين مال به خمسش راضي است اما مقداري را که صاحب آن را مي داني از آن پرهيز کن ( وبه صاحبش برگردان)

3 - محمد بن علي بن الحسين قال : جاء رجل إلى أمير المؤمنين عليه السلام فقال : يا أمير المؤمنين أصبت مالا أغمضت فيه ، أفلي توبة ؟ قال : ائتني بخمسه فأتاه بخمسه ، فقال : هو لك إن الرجل إذا تاب تاب ماله معه .

وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي - ج 9 - ص 505 - 506

شخصي نزد امير مومنان آمد وگفت مالي بدست آورده ام که چشمم را بر روي آن بسته بودم (يعني توجه به حلال وحرام آن نداشتم) آيا راهي براي توبه دارم حضرت فرمودند خمس آن را به من بده پس شخص خمس را آورد . پس گفت آن براي تو باشد ( خمس را به خود وي بخشيدند) .پس بدرستيکه شخص وقتي توبه کند مالش هم پاک مي شود

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
44 | م.ه | , ایران | ١٩:٣١ - ٠٧ فروردين ١٣٩٣ |
با سلام
سوالي كه براي من مطرح اين است كه با توجه به اينكه در مواردي كه ابهامي درباره كلمه اي پيداست.بايد به ارتباط به آيات قبلي و بعدي دقت شود در آيه 39 مومنان به جنگ با كفار تشويق شده اند.در آيه 40 خداوند مژده ياري در برابر مشركان را به مومنان داده است. و در آيه 41 فرموداند كه آنچه را كه غنيمت برديد بايد خمس ان را بپردازيد .در آيات بعدي در رابطه با كمك خداوند به مومنان در برابر جنگ با مشركان است.
آيا نمي توان اين استنباط را كرد كه اين واژه مربوط با غنيمت جنگي است
همچنين در معني واژه غنيمت آمده مالي كه بدون سختي عايد گردد در حاليكه براي بدست آوردن روزي كه ممكن است در انتهاي سال خمسي مبلغي مازاد باشد حاصل تلاش يكسال است
با تشكر لطفا راهنمايي فرمايييد

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ در اين آيه خداوند در ضمن بيان حکم غنائم جنگ بدر يک مساله کلي را بيان داشته است و مي فرمايد: «انما غنمتم من شي فلله خمسه» يعني هر آنچه بدست آوريد خمس دارد همين عام بودن آن مانع است از اينکه آن را فقط مربوط به جنگ بدر بدانيم مضاف به اينکه رسول الله در نامه هاي خود مردم نقاط مختلف را به پرداخت خمس امر مي کرد و در اين مورد روايات فراواني در کتب شيعه و سني آمده است.

ثانياً اگر به نظر شما مشقت نقش محوري دارد نظر شما در مورد اموالي که انسان بدون مشقت بدست مي آورد و از غنائم جنگي نيست چيست؟ آيا در آنها خمس هست يا نه؟

ثالثاً اگر بدست آوردن ربح مکاسب و مخارج زندگي به نظر شما مشقت دارد بطريق اولي غنائم جنگي داراي مشقت خواهد بود زيرا گاهي فرد در ضمن آن جان خود را از دست مي دهد و يا جراحتهاي زيادي بر مي دارد.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
45 | محبوب مهر نواز | , ایران | ٠٩:١٧ - ١١ فروردين ١٣٩٣ |
1- چقدر خوب است تمام مفاد ومحتوي آيات ، روايات وسيره ي عملي ائمه معصومين را كه فقها عظام به آنها استناد مي كنند و با استفاده از آنها اجتهاد مي نمايند ونهايتا فتوا مي دهند را به انضمام منابع ومآخذ مربوطه در اختيار علاقمندان قرار گيرد !
2- در خصوص نحوه مصرف خمس نيز به ارائه مبسوط مطالب نياز جدي وجود دارد ودر اين زمينه ميان فقها معاصر وفقهاء متقدم اختلافات عمده واساسي وجود دارد حتي در يكي از كتب فقهي ( نقل به مضمون) : فتوا داده شده بود كه خمس مال را دفن كنند تادر زمان ظهور امام معصوم خرج شود!!!
اين كه فقها در برخي از مسائل اختلاف راي داشته باشند معقول وپسنديده است چون ازمفهوم اجتهاد همين برمي آيد اما به هر حال منابع فقهي يكسان واصول استنباط فقهي علي السويه در اختيار همه است پس اين همه اختلاف نظر چرا ؟!
3- به نظر مي آيد در موضوعا ت مالي مقوله هايي مانند خمس وزكواة ، بيع وشرا ، كنز وصيد و...كليات مورد اتفاق فقها به طور صريح بيان ومنتشر شود و آموزش داده شود تا حد اقل، مردم در خصوص اصل مسئله ( به علت وجود جزئيات خيلي زياد) دچار سردر گمي نشوند و به سهولت بتوانند به تكليف خود عمل نمايند

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ منابع اجتهاد، قرآن و کتب اربعه و وسائل الشيعه و مستدرک آن و ديگر کتب حديثي مي باشد که در دسترس همه وجود دارد و در سايتها موجود مي باشد. اختلاف علما هم در خمس بسيار ناچيز است. در دسترس بودن اين منابع هم مشکلي از سردرگمي را در صورت پذيرفتن چنين ادعايي، حل نمي کند.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
46 | علي-موسوي | , ایران | ١٥:٠١ - ٢٥ فروردين ١٣٩٣ |
با سلام بنظر من اينکه فرموديد در صدر اسلام وضع مسلمانان خوب نبوده ودرامدي نداشتند که خمس بدهند درست نيست . زيرا حداقل پس از فتوحات اسلام در زمان خليفه هاي اول ودوم وسوم مسلمانان ميليونها درهم ودينار بدست اورده بودند نگاهي به اموال طلحه وزبير و... بيندازيد حرف از هزار شتر وهزار کنيز وبرده واموال وطلا هست لذا بايد خمس مسله اي همه گير مي بود ولي اثري از ان نيست !واينکه چند صد سال بعد برخي مراجع اين پولها را گفتند که بريزند در دريا يا دفن کنند تا وقتي امام زمان ظهور فرمودند از ان استفاده کنند نيز به اين موضوع صدمه ميزند لطفا روشنگري کنيد .

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ چنانکه بيان شد اين مساله در روايات معصومين بيان شده گويا توجه کافي به مقاله نکرده ايد! دوباره روايات را ببينيد. ائمه عليهم السلام مساله خمس را تبيين و وجوب آن را توضيح داده اند در کتاب وسائل الشيعه باب خمس روايات فراواني در اين مورد آمده است.

اموالي که از فتوحات به مرکز حکومت مي رسيده هم قبل از تقسيم، خمس آنها به حکومت مي رسيده است اينطور نبوده که آنها خمس نمي داده باشند ولي چون امام معصوم در راس حکومت نبوده انحرافهايي در آن وجود داشته است.

نامه ها و روايات کتب اهل سنت بر خمس در اشياء مختلف گوياست برخي از نمونه هاي آن در متن بيان شد.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
47 | طالب حقيقتم | , ایران | ١٩:٣٠ - ١٥ ارديبهشت ١٣٩٣ |
سلام
1- در اينكه خمس وجود دارد شكي نيست
2- يك آيه فقط درباره ي خمس آمده آنهم معنايش مورد اختلاف شيعه و سني است كه غنيمت جنگي منظور بوده يا هر نوع غنيمت و بهره از مال و تجارت و آيات فراوان در مورد دادن زكات آمده است
3- روايتي است كه همه شنيده يا مطالعه فرموده ايد : بني الاسلام علي خمس : علي الصلاة و الزكاة والحج و الصوم و الولاية و لم ينادد بشئ كما نودي بالولاية
آيا شما در اين روايت حرفي از خمس مي بينيد كه انقدر براي آن در منبرها سخنراني ميكنيد كه مردم بيايد خمس بديد؟
4- از زكات به دفعات متعدد در قرآن نام برده شده (يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة ) كه ناظر به اهميت زكات دادن است و حال آنكه اكثر افراد جامعه ما زكات برايشان واجب نمي شود در حالي كه خمس با همان يك آيه كه استناد مي كنيد تقريبا برهمه واجب مي شود يعني خمس گرفتن از زكات گرفتن در مقام عمل اهميتش در جامعه ي ما بيشتر است حال آنكه اگر اين قدر همگاني بود چرا قرآن جاي واژه ي خمس و زكات را عوض نكرده تا مردم هم بدانند آخر كدامش مهم تر است؟و جهان شمول تر؟ كه اين همه در باب زكات آمده و يكبار هم خمس؟
5- در تفاسير نمونه و الميزان آمده است : كه خمس دادن همان ماليات دادن به حكومت تلقي مي شود كه پيامبر آن را مي ستاند و در زماني كه پيامبر نيست مصداق سه كلمه ي لله و للرسول و لذي القربي همان رهبر حكومت اسلامي است كه وظيفه دارد آن را بگيرد و خرج كند در محل مصارفي كه آمده است
6 - در متون فقهي علما آمده است كه پرداخت ماليات كفايت از خمس نمي كند حال آنكه اصل خمس گرفتن يك نوع ماليات گرفتن است ولي چون حكومت و دولت نمي تواند از مردم خمسشان را بگيرد و حساب دقيق اموال مردم را در دست ندارد و برخي از مردم هم مي توانند در پرداخت خمس بهانه جويي كنند فكر ميكنم بنا به اين علت است كه ماليات دادن كفايت از خمس نمي كند ولي اصلش همان است
مثلا از يك كارمند آموزش و پرورش بيشتر از يك پنجم( 20 %) مال او را حكومت و دولت به عنوان ماليات مي گيرد
7 - حال كه وظيفه ي رهبر جامعه و حكومت است كه خمس را از مردم بگيرد وهمه ي خمس طبق تفسير آيه نزد او(حكومت) جمع شود چرا دفاتر مراجع هركدام براي امور خود خمس مي گيرند؟
در هر قسمت اگر جوابي نداشتيد خواهشمندم توجيه نفرمائيد
از روايات شيعه هم درباره ي خمس زياد شنيده ايم استناد به آن ها نكنيد هرچند طبق شواهد اندك است مثل همان يك آيه كه در قرآن آمده است.
دو قسمت ديگر از سوالم مانده بود كه در قسمت ارسال پرسش اضافه كرده ام پاسخ كل پرسش به علاوه ي آن دو قسمت را به ايميلم بفرستيد
باتشكر

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي

1. در نظر ما قرآن و سنت معصومين عليهم السلام هر دو ملاک استنباط احکام است و در سخن و عمل و تقرير معصومين عليهم السلام مساله خمس بصورت متواتر و يقيني به اثبات رسيده است.

2. ملاک بيان مسائل در قرآن بر عهده خداوند و فلسفه آن بر ما مخفي است ولي حکمت خداوند جلوي هر اعتراضي را از فرد مسلمان که تسليم فرامين الهي است مي گيرد ؛ اينکه خداوند بر کدام مساله در قرآن تاکيد نموده و بر کدام تاکيد ننموده و يا در مورد کداميک آيات فراواني آورده و در مورد کداميک فقط اشاره نموده و يا کداميک را مقرون توحيد نموده به ما ربطي ندارد، دنيا دار امتحان است و ممکن است همين مساله وسيله امتحان الهي باشد.

3. مبلغين و روحانيت شيعه هم در همه موضوعات سخن مي گويند و اين مساله در نظر آنها خصوصيت خاصي ندارد. اينکه جنابعالي اتفاقاً تنها در اين موضوع مستمع اين عزيزان بوده ايد دليل تعميم اين موضوع بر همه نمي شود.

4. اما در مورد حديث «بني الاسلام ...» مساله خمس در اين روايت آمده است و اتفاقاً مهمترين آنها دانسته شده است! مگر مساله خمس از ولايت جداست؟ مگر مي شود ولات پذيري فردي را بدون اعتقاد او به مساله خمس امضا نمود؟ چه افراد زيادي در طول تاريخ با همين مساله از همراهي با کاروان ولايت پذيران بازمانده اند.

5. آياتي که به مساله زکات اشاره مي کنند فقط ناظر به معني اصطلاحي زکات نيستند بلکه زکات به معني مطلق صدقات و برآوردن نيازهاي نيازمندان حتي در امور معنوي و... است مگر شما روايت «زکات العلم نشره» و... را نشنيده ايد؟

6. به هيچ عنوان خمس، ماليات مصطلح در جامعه ما نيست و در اين تفاسير چنين چيزي مبکار نرفته است و در اين مورد خلطي پيش آمده. مراجع بارها در استفتائاتي که از دفاتر آنها شده بر اين مساله تاکيد کرده اند که به چند نمونه در اين مورد اشاره مي شود:

أ) امام خميني (ره): استفتائات , ج1 ص 373

ماليات مربوط به مقررات دولت اسلامى است و بابت خمس و زكاة حساب نمى‌شود.

ب) آيت الله تبريزي (ره): استفتائات , ج1 ص 193

باسمه تعالى؛ ماليات جاى خمس و زكات محسوب نمى‌شود، و الله العالم.

ج) مقام معظم رهبري: أجوبة الاستفتاءات، ص 222‌

كسانى كه قانون شامل آنان مى‌شود، واجب است، و مالياتِ پرداختى هر سال از مئونه همان سال محسوب است، ولى از سهمين مباركين محسوب نمى‌شود، بلكه بر آنان دادن خمس درآمد سالانه‌شان در زائد بر مئونه سال به طور مستقل، واجب است.

د) آيت الله مکارم شيرازي: استفتائات, ج1, ص105

ماليات شبيه ساير هزينه‌هاست و جزء هزينه سال محسوب مى‌شود و بابت خمس محسوب نمى‌شود.

ه) آيت الله صافي: جامع الاحکام , ج1, ص203

ماليات را نمى‌شود از خمس حساب كرد و خمس درآمد موجود در آخر سال واجب است پرداخت شود ولى اگر بعد از پرداخت ماليات چيزى نداشته باشيد خمس به شما تعلّق نمى‌گيرد.

7. خمس مربوط به درامد اضافي افراد است نه تمام دارايي آنها و به چهار پنجم باقيمانده هم هيچ گاه در سالهاي آينده دوباره خمس تعلق نمي گيرد.

8. در آيه دستوري مبني بر تجميع اموال خمس وجود ندارد بلکه مساله بر عکس است. مراجع هم خمس را در امور شخصي خود استفاده نمي کنند.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
1 |علی||١٨:٤٦ - ٠٧ تير ١٣٩٤ |
0
 
1
تمام جواب هایی که کارشناسان محترم می دهندفقط بازی باکلمات وسفسطه است وفقط دارنداین منبع درامدشان راتوجیه وحفظ می کنندواصلا قانع کننده نیست.بازنفرماییدکه تووهابی وسنی و....هستی.من شیعه ی 12 امامی هستم اما مخالف کاسبی شما ازدین باهرتوجیهی.مقاله تان راخواندم.سراسرش فقط توجیه است وبس.چرانمی خواهید قبول کنید.علامه برقعی،احمدمقدس اردبیلی،علامه سیدمصطفی حسینی طباطبایی خمس ارباح مکاسب راقبول ندارند.به خصوص علامه برقعی خمس رابدعت آخوندهای شیعه می داند.آقا اینقدربال بال نزنید.ذکات رادریابید.
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
اولا: از کی تا حالا نقل روایت و آیات سفسطه است شما که اینها را بازی می دانید و قبول ندارید نباید خمس بلکه سایر احکام  را که از روایات به دست می آید را نیز سفسطه بدانید شما نماز می خوانید یا نه؟ اصلا اگر نماز می خوانید چند رکعت میخوانید؟ اگر می خوانید از کجا دانستید که مثلا نماز ظهر چهار رکعت است آیا غیر از این است که اینها همه از روایات است خوب با این وجود شما که روایات را بازی و سفسطه می دانید پس نماز شما نیز یک نوع بازی است چون از روایاتی گرفتید که آن را بازی می دانید خوب مگر همان امامی که می گوید نماز ظهر چهار رکعت است همان امام نمی گوید خمس نیز واجب است پس چرا نومن ببعض ونكفر ببعض هستید؟!!!
از باب نمونه فقط یک روایت معتبر در خصوص خمس برای شما نقل می کنیم تا برای شما روش شود که و با چشم باز ببینید که شیخ مفید طبق روایات سخن می گوید یا امثال طباطبایی و برقعی و غیره !!
عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَهَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْخُمُسِ فَقَالَ: فِی کُلِّ مَا أَفَادَ النَّاسُ مِنْ قَلِیلٍ أَوْ کَثِیرٍ.
سماعه گفت: از امام موسی کاظم (ع)از خمس سوال کردم؛ایشان فرمود:خمس در همه ی آنچه مردم سود میبرند است؛ کم باشد یا زیاد.
الکافی - الشیخ الکلینی، ج1، ص 545
وسائل الشیعه ، ج‏9، ص503 ، ح12584     8 باب وجوب الخمس فیما یفضل عن مئونه السنه له و لعیاله من أرباح التجارات و الصناعات و الزراعات و نحوها و أن خمس ذلک للإمام خاصه ..... ص : 499
وموثق سماعه (سألت أبا الحسن ( علیه السلام ) عن الخمس فقال : فی کل ما أفاد الناس من قلیل أو کثیر).
جواهر الکلام - الشیخ الجواهری - ج 16 ص 52
حال طبق این روایت اگر قبول دارید، کلاه خودتان را قاضی بکنید، آیا علماء خمس ارباح را درست کرده اند یا آنها فقط طبق روایات فتوا به آن داده اند
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
48 | javad | , آمریکا | ٠٩:١٤ - ١١ خرداد ١٣٩٣ |
خسته نباشيد
1 |حسن محمدی||١٠:٠٧ - ٠٥ مرداد ١٣٩٦ |
0
 
0
از کی تا حالا سند صحیح و غیر صحیح داریم ؟کسی نهج البلاغه را بررسی سندی کرده که کدام سند صحیح و کدام سند مجعول هست؟
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
لازم به ذکر است که تقسیم روایت به صحیح و غیر صحیح در نزد قدما با متاخیرین فرق داشته است قدماروایات را به با استناد به استناد قرائن به دو دسته صحیح و ضعیف ، يا مقبول و مردود تقسيم مى كردند، اما از زمان علامه حسن بن مطهر حلی يا سید بن طاووس احادیث از حیث سند به چهار دسته صحیح، حسن، موثق و ضعف تقسيم شد
در خصوص مصادر و مسانید نهج البلاغه نیز به کتاب مصادر نهج البلاغة و أسانیده نوشته عبد الزهرا الحسینی رجوع کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
49 | آذري | , ایران | ١١:٤٦ - ١٨ خرداد ١٣٩٣ |
خداوند هيچ انساني را بر ديگري برتر قرار نداه مگر به تقوي. سادات چرا ارجحيت دارند من نمي دانم ؟؟ با قرآن ما جور درنمي آيد؟؟؟؟؟ در ضمن خمس فقط مختص غنايم جنگيه . فقط فقهاي شيعه هستند که از مال مردم به عنوان خمس مي گيرند و خرج زندگي خود و طلاب مي کنند . چرا در مذاهب ديگر نيست. چرا پيامبر و حضرت علي خمس از درآمد نگرفته است. و......

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي

1. احترام به سادات احترام به رسول الله صلي الله عليه و آله است و بر ما لازم است از اين جهت که آنها منتسب به رسول الله اند آنها را احترام کنيم و الا نزد خداوند کرامت افراد به تقواست و در آن دنيا قدر افراد به تقواي انها سنجيده مي شود.

2. در مورد خمس هم در متن مقاله به تفصيل بيان شده است چشمهاي خود را باز کنيد و مطلب را بخوانيد و مانند بقالهاي سر کوچه! مطالب ديگران را اين طرف آن طرف نقل نکنيد.

3. خمس خرج تبليغ دين و امور عام المنفعه مي شود که بخشي از آن به طلاب بخاطر تبليغ دين داده مي شود.

4. فقهاي ديگر مذاهب اسلامي، اهل بيت عليهم السلام را به عنوان امام و خلفاي الهي قبول ندارند تا قرار باشد حق آنها را بگيرند و در امور مورد صلاح خرج کنند. خمس سهم امام و سادات است که به دستور اهل بيت بايد به اعلم از مراجع تقليد پرداخت شود.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
50 | محمد رضا مالكي | , ایران | ٢٢:٤٣ - ٠٤ شهریور ١٣٩٣ |
با سلام من 52سالم است وتا حالا خمسم را نداده ام و با پيش نماز مسجدمان مطره کرده ام فرموده اند حدود ؟؟؟ تومان بايد پرداخت کنم ولي درحالي که من فقط 40ميليون در بانک دارم واز سود ان مخارج اجاره وخانواده ام را ميدهم وبيکار هستم تکليف من چيست؟

پاسخ:
باسلام

برادر گرامي؛ به دفتر مرجع تقليد خود مراجعه کنيد. بين مراجع در محاسبه و مصاديق خمس کمي تفاوت است و اينطور نيست که به همه چيز خمس تعلق گيرد و در متعلقات خمس هم بجهت اينکه شما اصلا تا بحال خمس نداده ايد بعضا به مقدار کمتر مصالحه مي شود و در صورت عدم توانايي در پرداخت خمس مي توانيد دستگردان کرده و مقروض شويد و بعداً که وضعتان بهتر شد بدهيد يا تقسيط شود. به هر حال نياز است به دفتر مرجع تقليد خود مراجعه نماييد تا شما را راهنمايي کنند.


موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
51 | شیعه | , ایران | ١٥:٥٩ - ٣٠ فروردين ١٣٩٦ |
با سلام من یک شیعه هستم این را گفتم که فکر نکنید قصد دشمنی با احکام شیعه را دارم من هم باخواندن آیه 41 سوره انفال این شک در دلم به وجود آمد که با توجه به آیات قبل و بعد این آیه منظور از واژه غنمتم همان غنیمتهایی است که در جنگ بدست سپاه اسلام افتاد و بعد از مراجعه به احادیث هم این شک در لم به وجود آمد که مبادا برای بدست آوردن پول مفت فراوان از مسلمانان شیعه این احادیث را جعل و به پیامبر و امامان معصوم نسبت داده اند در هر حال هر کس آیه 41 سوره انفال را می خواند با توجه به آیات قبل و بعد این آیه این معنی در ذهنش به وجود می آید که کلمه غنیمت در این آیه همان اموالی است که در جنگ به دست سپاه اسلام می افتد و حال با توجه به اینکه خمس را در هر سود به دست آمده معنی می کنند و این نوع معنی را با رجوع به احادیث بدست آورده اند بهتر است به این کلام امام صادق هم توجه کنند که فرمودند احادیث ما را با قرآن مطابقت دهید و در صورت مغایرت آن را نپذیرید . با تشکر از شما

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
اتفاقا برعکس روایات فراوانی در شیعه وجود دارد که آیه را تفسیر کرده و مصادیق غنمتم را نیز مشخص کرده اند و بزرگان نیز با استناد به این روایت که در ذیل آیه خمس آمده است خمس را در غنیمت  که مراد جميع فوائد است تفسیر کرده و برداشت کرده اند
همچنانکه آمده است:
خمس از چهار وجه بدست مي آيد از غنايمي که از مشرکين گرفته مي شود . از معدن از گنج واز غواصي .
ابِهِ نَقْلًا مِنْ تَفْسِيرِ النُّعْمَانِيِّ بِإِسْنَادِهِ الْآتِي‏  عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ: وَأَمَّا مَا جَاءَ فِي الْقُرْآنِ- مِنْ ذِكْرِ مَعَايِشِ الْخَلْقِ وَ أَسْبَابِهَا «2» فَقَدْ أَعْلَمَنَا سُبْحَانَهُ ذَلِكَ مِنْ خَمْسَةِ أَوْجُهٍ وَجْهِ الْإِمَارَةِ  وَ وَجْهِ الْعِمَارَةِ وَ وَجْهِ الْإِجَارَةِ وَ وَجْهِ التِّجَارَةِ وَ وَجْهِ الصَّدَقَاتِ فَأَمَّا وَجْهُ الْإِمَارَةِ  فَقَوْلُهُ‏ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ- وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ‏ «5»- فَجُعِلَ لِلَّهِ خُمُسُ الْغَنَائِمِ وَ الْخُمُسُ يُخْرَجُ مِنْ أَرْبَعَةِ وُجُوهٍ مِنَ‏ الْغَنَائِمِ‏ الَّتِي‏ يُصِيبُهَا الْمُسْلِمُونَ‏ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ مِنَ الْمَعَادِنِ وَ مِنَ الْكُنُوزِ وَ مِنَ الْغَوْصِ.
وسائل الشيعة ؛ ج‏9 ؛ ص 490
و یا در روایت دیگر نقل شده است: غنایم و فوائد هر سال واجب است طبق آیه خمس:
صحيحه علي بن مهزيار ، وهي مکاتبه طويله ، وفيها :  . وأما الغنائم والفوائد ، فهي واجبه عليهم في کل عام ، قال الله تعالى : ( واعلموا أنما غنمتم من شئ فأن لله خمسه . . إلى آخرها )
کتاب الخمس - الشيخ الأنصاري - ص 76
شما اگر به اصل لغت غنمتم نیز رجوع کنید برایتان مشخص می شود که غنیمت به معناى مطلق فائده اى است که انسان به دست مى آورد و اختصاصى به غنیمت جنگى ندارد و در ذیل به ذکر کلمات برخى از لغت شناسان مى پردازیم :
خلیل فراهیدى می‌گوید :
 الغنم الفوز بالشى فى غیر مشقه و الاغتنام انتهاز الغنم
العین:  ماده غنم.
غنیمت بدست آوردن چیزی است بدون سختی واغتنام به معنی استفاده از غنیمت است .
ازهرى می‌گوید :
 قال اللیث : الغنم ، الفوز بالشى و الاغتنام انتهاز الغنم .
تهذیب اللغه: ماده غنم .
لیث گفته است که : غنم یعنی بدست آوردن چیزی واغتنام استفاده از غنیمت است .
ابن فارس می‌گوید:
غنم اصل صحیح واحد یدل على افاده شى لم یملک من قبل ثم یختص بما اخذ من المشرکین.
در تفسیر نمونه در این خصوص که آیه شامل جنگ فقط نمی شود آمده است:
آيه غنيمت معنى وسيعى دارد و هر گونه در آمد و سود و منفعتى را شامل مى‏شود زيرا معنى لغوى اين لفظ عموميت دارد و دليل روشنى بر تخصيص آن در دست نيست.
تنها چيزى كه جمعى از مفسران اهل تسنن روى آن تكيه كرده ‏اند اين است كه آيات قبل و بعد در زمينه جهاد وارد شده است و همين موضوع قرينه مى‏شود كه آيه غنيمت نيز اشاره به غنائم جنگى باشد.
در حالى كه مى‏دانيم شان نزول‏ها و سياق عموميت آيه را تخصيص نمى‏زنند
و به عبارت روشن‏تر هيچ مانعى ندارد كه مفهوم آيه يك معنى كلى و عمومى باشد و در عين حال مورد نزول آيه غنائم جنگى كه يكى از موارد اين حكم كلى است بوده باشد و اينگونه احكام در قرآن و سنت فراوان است كه حكم كلى است و مصداق جزئى است:
مثلا در آيه 7 سوره حشر مى‏خوانيم ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا هر چه پيامبر براى شما مى‏آورد بگيريد و هر چه از آن نهى مى‏كند خود دارى كنيد
اين آيه يك حكم كلى در باره لزوم پيروى از فرمانهاى پيامبر ص بيان مى‏كند در حالى كه مورد نزول آن اموالى است كه از دشمنان بدون جنگ به دست مسلمانان مى‏افتد (و اصطلاحا به آن« فى‏ء» گفته مى‏شود).
و نيز در آيه 233 سوره بقره يك قانون كلى به صورت لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَها هيچ كس بيش از آنچه قدرت دارد تكليف نمى‏شود بيان شده در حالى كه مورد آيه در باره اجرت زنان شيرده است و به پدر نوزاد دستور داده شده است به اندازه توانايى خود به آنها اجرت بدهد، ولى آيا ورود آيه در چنين مورد خاصى مى‏تواند جلو عموميت اين قانون (عدم تكليف به ما لا يطاق) را بگيرد؟! خلاصه اينكه: آيه در ضمن آيات جهاد وارد شده ولى مى‏گويد: هر در آمدى از هر موردى عايد شما شود كه يكى از آنها غنائم جنگى است خمس آن را بپردازيد مخصوصا ماموصوله و شي‏ء كه دو كلمه عام و بدون هيچ گونه قيد و شرطند اين موضوع را تاييد مى‏كنند
تفسير نمونه، ج‏7، ص: 181
بنابراین آیه مخصص نیست یعنی فقط اختصاص به جنگ ندارد اگر قایل به تخصیص مورد بشویم باید معنای آیه را در غنیمت جنگی در جنگ بدر منحصر کنیم . در حالی که این را هیچ یک از علما و مفسران نگفته اند
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
52 | حسن | , ایران | ٢٣:٣٦ - ٠٤ خرداد ١٣٩٦ |
چقدر حدیث جعل شده برای چاپیدن مردم !نص صریح قرآن و شان نزول آیه ولزوم اکتفا به قدر متیقن در صورت شک در معناو اصل عدم نقل معنایی و...و پیامبر فرمود هر حدیثی از من به شما رسید عرضه کنید به قرآن اگر مطابقت نداشتد بکوبید به دیوار قرآن وسنت معتبر تره یا کتب حدیث احتمالا جعلی

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
صرف اینکه چیزی به مذاق ما خوش نیاید نمی تونیم ردش کنیم ، مسئله خمس دلیل قرآنی دارد و روایات نیز با استناد  به این آیه خمس را واجب دانسته اند
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ، قَالَ: كَتَبْتُ إِلى‏ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام: الْخُمُسُ أُخْرِجُهُ قَبْلَ الْمَؤُونَةِ أَوْ بَعْدَ الْمَؤُونَةِ؟ فَكَتَبَ: «بَعْدَ الْمَؤُونَةِ»
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ كَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) وَ قَرَأْتُ أَنَا كِتَابَهُ إِلَيْهِ فِي طَرِيقِ مَكَّةَ ... فَأَمَّا الْغَنَائِمُ وَ الْفَوَائِدُ فَهِيَ وَاجِبَةٌ عَلَيْهِمْ فِي كُلِّ عَامٍ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: {وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ}.
 وَالْغَنَائِمُ وَ الْفَوَائِدُ يَرْحَمُكَ اللَّهُ فَهِيَ الْغَنِيمَةُ يَغْنَمُهَا الْمَرْءُ وَ الْفَائِدَةُ يُفِيدُهَا وَ الْجَائِزَةُ مِنَ الْإِنْسَانِ لِلْإِنْسَانِ الَّتِي لَهَا خَطَرٌ عَظِيمٌ وَ الْمِيرَاثُ الَّذِي لَا يُحْتَسَبُ مِنْ غَيْرِ أَبٍ وَ لَا ابْنٍ وَ مِثْلُ عَدُوٍّ يُصْطَلَمُ فَيُؤْخَذُ مَالُهُ وَ مِثْلُ مَالٍ يُؤْخَذُ لَا يُعْرَفُ لَهُ صَاحِبُهُ وَ مِنْ ضَرْبِ مَا صَارَ إِلَى قَوْمٍ مِنْ مَوَالِيَّ مِنْ أَمْوَالِ الْخُرَّمِيَّةِ الْفَسَقَةِ فَقَدْ عَلِمْتُ أَنَّ أَمْوَالًا عِظَاماً صَارَتْ إِلَى قَوْمٍ مِنْ مَوَالِيَّ.
فَمَنْ كَانَ عِنْدَهُ شَيْ‏ءٌ مِنْ ذَلِكَ فَلْيُوصِلْ إِلَى وَكِيلِي وَ مَنْ كَانَ نَائِياً بَعِيدَ الشُّقَّةِ فَلْيَتَعَمَّدْ لِإِيصَالِهِ وَ لَوْ بَعْدَ حِينٍ فَإِنَّ نِيَّةَ الْمُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِهِ فَأَمَّا الَّذِي أُوجِبُ مِنَ الْغَلَّاتِ وَ الضِّيَاعِ فِي كُلِّ عَامٍ فَهُوَ نِصْفُ السُّدُسِ مِمَّنْ كَانَتْ ضَيْعَتُهُ تَقُومُ بِمَئُونَتِهِ وَ مَنْ كَانَتْ ضَيْعَتُهُ لَا تَقُومُ بِمَئُونَتِهِ فَلَيْسَ عَلَيْهِ نِصْفُ سُدُسٍ وَ لَا غَيْرُ ذَلِكَ.
تهذيب ‏الأحكام ج : 4 ص : 141، ‌الإستبصار ج : 2 ص : 60،  وسائل‏ الشيعة ج : 9 ص : 501  ح 12583.
سند روایت  نیز معتبر است
الحديث العشرون: صحيح.
مجلسى، ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار ؛ ج‏6 ؛ ص407
و یا در روایت دیگر آمده است
ال النبي صلى الله عليه وآله أنه إن عبد المطلب سَنَّ في الجاهلية خمس سُنَن أجارها الله له في الاسلام ... ووجد كنزا فأخرج منه الخمس وتَصَدَّق به ، فأنزل الله عز وجل : {وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْء فَأَنَّ للهِِ خُمُسَهُ} الانفال: 8/41 ... ويقول : أنا على دين أبي إبراهيم عليه السلام .
من لا يحضره الفقيه ج 4 ص 365 وسائل الشيعة ج 9 ص 496.
بزرگان  دین نیز به این آیه در خصوص وجوب خمس استناد کرده اند، مثلا شیخ مفید رضوان الله علیه می‌فرماید :
 والخمس واجب فى کل مغنم قال الله عزوجل ( واعلموا انما غنمتم من شى فان لله خمسه وللرسول )والغنائم کل ما استفید بالحرب من الاموال والسلاح و الثیاب و الرقیق وما استفید من المعادن والغوص والکنوز وکل ما فضل من ارباح التجارات و الزراعات والصناعات من المؤنه والکفایه فى طول السنه على الاقتصاد .
المقنعه ، ص 276.
 خمس واجب است در هر سودی . خداوند در قرآن می فرماید (بدانید هر چه غنیمت بردید از هر چیزی پس یک پنجم آن برای خدا و رسول است ) وغنیمت هرچیزی است که در حرب مورد استفاده قرار گیرد مثل مال وسلاح و لباس و آنچه که بدست می آید از معدن وغواصی و گنج و هرچه که از سود تجارت و زراعت وصناعت زیاد تر از هزینه متوسط سال باشد
حال سوال این است اگر این خمس خلاف قرآن و در تعارض به آیات بود چرا تابحال متوجه نبودند و چرا اصلا به آیه جهت وجوب خمس استناد می کنند؟؟؟!!
پس فهم دین نیاز به دقت و علم دارد و این طور نباید باشد که هر کس که در دین متخصص نیست بیاید در دین اظهار نظر کند در حالی که کارشناس دین نیست چه بسا انسان دچار انکار دین شود
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
53 | Ali | , ایران | ١٥:٠٩ - ١١ خرداد ١٣٩٦ |
همش الکی گفتیدکدوم امام خمس میگرفت هیچ کدوم.میتونیدزندگی امام کاظم بررسی کنیدخمس راهی است برای پرکردن جیب اخوندوحزب الله

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
از آنجا که خمس بر مشام برخی خوش نمی آید لذا  جهت تبرئه خود از پرداخت خمس و مسائل دیگر، شروع به انکار خمس در زمان ائمه علیهم السلام می کنند ویا گاها آن را ساخته و پرداخته حوزه و آخوندها می دانند!!! در حالی که مسئله خمس دلیل قرآنی و روایی دارد
فقهاى شیعه براى اثبات وجوب خمس در سود کسب و تجارت به کتاب و سنّت استناد می کنند
خداوند متعال مى فرماید :
وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آَمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ .
انفال / 41 .
و بدانید هر گونه غنیمتى که به شما رسد ، خمس آن براى خدا و براى پیامبر و براى نزدیکان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه است ، اگر شما به خدا و آن چه بر بنده خود در روز جدایى حق از باطل ، روز درگیرى دو گروه (با ایمان و بى ایمان یعنى روز جنگ بدر) نازل کردیم ، ایمان آورده اید و خداوند بر هر چیزى قادر است .
درآیه شریفه برموضوع «غنیمت» حکم وجوب خمس را مترتب ساخته است،
در روایات معتبر حتی از امام کاظم علیه السلام که شما نام بردید، به مسئله پرداخت خمس چنین اشاره شده است:
عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَهَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْخُمُسِ فَقَالَ: فِی کُلِّ مَا أَفَادَ النَّاسُ مِنْ قَلِیلٍ أَوْ کَثِیرٍ.
الکافی - الشیخ الکلینی، ج1، ص 545
وموثق سماعه (سألت أبا الحسن ( علیه السلام ) عن الخمس فقال : فی کل ما أفاد الناس من قلیل أو کثیر).
جواهر الکلام - الشیخ الجواهری - ج 16 ص 52
حتی در منابع اهل سنت نیز آمده است که پیامبر (ص) امر می کرد که قبایل خمس بدهند
بل أوجب رسول الله(ص) الخمس في كلّ مغنم، فقد أخرج البخاري: عن محمد بن بَشَّارٍ قال حدثنا غُنْدَرٌ قال حدثنا شُعْبَةُ عن أبي جَمْرَةَ قال كنت أُتَرْجِمُ بين بن عَبَّاسٍ وَبَيْنَ الناس فقال إِنَّ وَفْدَ عبد الْقَيْسِ أَتَوْا النبي صلى الله عليه وسلم فقال: مَن الْوَفْدُ أو مَن الْقَوْمُ؟ قالوا: رَبِيعَةُ ! فقال : مَرْحَبًا بِالْقَوْمِ أو بِالْوَفْدِ غير خَزَايَا ولا نَدَامَى!
قالوا: إِنَّا نَأْتِيكَ من شُقَّةٍ بَعِيدَةٍ وَبَيْنَنَا وَبَيْنَكَ هذا الْحَيُّ من كُفَّارِ مُضَرَ ولا نَسْتَطِيعُ أَنْ نَأْتِيَكَ إلا في شَهْرٍ حَرَامٍ فَمُرْنَا بِأَمْرٍ نُخْبِرُ بِهِ من وَرَاءَنَا نَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّةَ فَأَمَرَهُمْ بِأَرْبَعٍ وَنَهَاهُمْ عن أَرْبَعٍ أَمَرَهُمْ بِالْإِيمَانِ بِاللَّهِ عز وجل وَحْدَهُ قال هل تَدْرُونَ ما الْإِيمَانُ بِاللَّهِ وَحْدَهُ قالوا الله وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ قال شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إلا الله وَأَنَّ مُحَمَّدًا رسول اللَّهِ وَإِقَامُ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءُ الزَّكَاةِ وَصَوْمُ رَمَضَانَ وَتُعْطُوا الْخُمُسَ من الْمَغْنَمِ... .
صحيح البخاري: ج1 ص30 ح87، الناشر: دار الفكرـ بيروت صحيح البخاري  ج 1   ص 45 ح 87 
بنابراین این چیزی است که در منابع آمده و برخی نمی خواهند ببینند و یا قبول کنند لذا گردن قشر خاصی می اندازند!!
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
54 | رفیعی | , ایران | ٠٦:٥٤ - ١٤ خرداد ١٣٩٦ |
سلام سندی دارید مبنی بر اینکه امام علی علیه السلام در زمان حکومت خود از مردم خمس دریافت کرده باشد؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در این خصوص روایات از اهل سنت و شیعه وجود دارد که حضرت علی علیه السلام خمس نه تنها تاکید و امر می کردند که مردم باید خمس بدهند، خود حضرت نیز خمس را از مردم می گرفت
در منابع اهل سنت آمده است شخصی در خرابه ای مالی پیدا کرد که  حضرت فرمود خمس این مال از آن ما هست
أخذ علي (ع) الخمس في كتب أهل السنة
باب ما روى عن علي رضي الله عنه في الركاز ( أخبرنا ) أبو زكريا بن أبي إسحاق وغيره قالوا ثنا أبو العباس محمد بن يعقوب أنبأ الربيع بن سليمان أنبأ الشافعي أنبأ سفيان بن عيينة ثنا إسماعيل بن أبي خالد عن الشعبي قال جاء رجل إلى علي رضي الله عنه فقال إني وجدت ألفا وخمس مائة درهم في خربة في السواد فقال علي رضي الله عنه اما لأقضين فيها قضاء بينا ان كنت وجدتها في قرية تؤدي خراجها قرية أخرى فهي لأهل تلك القرية وان كنت وجدتها في قرية ليس تؤدي خراجها قرية أخرى فلك أربعة أخماسه ولنا الخمس ثم الخمس لك.
قال الشافعي تدرووا عن علي رضي الله عنه باسناد موصول أنه قال أربعة أخماسه لك وأقسم الخمس في فقراء أهلك هذا الحديث أشبه بعلي رضي الله عنه والله أعلم
( قال الشيخ ) هو كما قال فقد روى سعيد بن منصور المكي في كتابه عن ابن عيينة عن عبد الله بن بشر الخثعمي عن رجل من قومه يقال له حممة  قال سقطت على جرة من دير قديم بالكوفة فيها أربعة آلاف درهم فذهبت بها إلى علي رضي الله عنه فقال اقسمها خمسة أخماس فقسمتها فاخذ منها علي رضي الله عنه خمسا وأعطاني أربعة أخماس فلما أدبرت دعاني فقال في جيرانك فقراء ومساكين؟ قلت: نعم! قال: خذها فاقسمها بينهم.
السنن الكبرى - أحمد بن الحسين البيهقي - ج 4 ص 156...
در نقل بالا آمده است که حضرت  خمس را گرفت
در منابع شیعه نیز به این مسئله اشاره شده است
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيد عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ بُهْلُولٍ عَنْ أَبِي هَمَّامٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ × قَالَ: إِنَّ رَجُلًا أَتَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ × فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أَصَبْتُ مَالًا لَا أَعْرِفُ حَلَالَهُ مِنْ حَرَامِهِ فَقَالَ لَهُ أَخْرِجِ الْخُمُسَ مِنْ ذَلِكَ الْمَالِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ رَضِيَ مِنْ الْمَالِ بِالْخُمُسِ وَ اجْتَنِبْ مَا كَانَ صَاحِبُهُ يُعْلَمُ.
شخصي نزد امير مومنان علیه السلام آمد وگفت من مالی بدست آورده ام که حلال آن را از حرامش نمي دانم .پس حضرت فرمودند خمس آن مال را بده پس بدرستيکه خداوند از اين مال به خمسش راضي است اما مقداري را که صاحب آن را مي داني از آن پرهيز کن ( وبه صاحبش برگردان)
وسائل الشيعة ؛ ج‏9 ؛ ص490
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
55 | keyvan | , کانادا | ٠٩:٢٦ - ٢٠ شهریور ١٣٩٦ |
سند خمس گرفتن امام علی(ع) رو از کتب اهل سنت می خواستم..... سنن بیهقی رو که قبلا گفتید من از مسند شافعی و احیانا اگر در کتب دیگه هم هست .. متن رو می خواستم

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
متن مورد نظر چنین آمده است
 أخبرنا الشيخ أبو الفتح أخبرنا عبيد الله بن محمد السقطي بمكة أخبرنا أبو جعفر محمد بن يحيى حدثنا علي بن حرب حدثنا سفيان عن عبد الله بن بشير الخثعمي عن رجل من قومه : أن رجلاً سقطت عليه جرة من دير بالكوفة فأتى بها علياً فقال : أقسمها أخماساً ثم قال : خذ منها أربعة ودع واحداً . ثم قال : في حيك فقراء أو مساكين ؟ قال : نعم . قال : خذها فأقسمها فيهم
معرفة السنن والآثار  معرفة السنن والآثار عن الامام أبي عبد الله محمد بن أدريس الشافعي ج 3   ص 316
در سنن بیهقی نیز آمده است
وأخبرنا الشريف أبو الفتح أنبأ أبو القاسم عبيد الله بن محمد السقطي بمكة ثنا أبو جعفر محمد بن يحيى بن عمر بن علي بن حرب ثنا علي بن حرب ثنا سفيان عن عبد الله بن بشر الخثعمي عن رجل من قومه أن رجلا سقطت عليه جرة من دير بالكوفة فأتى بها عليا رضي الله عنه فقال اقسمها أخماسا ثم قال خذ منها أربعة أخماس ودع واحدا ثم قال في حيك فقراء ومساكين قال نعم قال خذها فاقسمها فيهم
سنن البيهقي الكبرى  ج 4   ص 157
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
 [1] [2]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English