2017 November 24 - جمعه 03 آذر 1396
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
کد مطلب: ٥١٩٥ تاریخ انتشار: ٠٦ فروردين ١٣٨٧ تعداد بازدید: 34079
پرسش و پاسخ » متفرقه
آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟

سؤال كننده: حميدرضاطيبي

توضيح سؤال: اخيرا دوكتاب با نام هاي درمحضر لاهوتيان ولاله اي از ملكوت را مطالعه كرده ام كه باعث ايجاد سوالات زيادي درذهنم شده است.ايا مباحث مطرح شده در اين دو كتاب واقعيت دارد.آياشيخ جعفر مجتهدي اين چنين قدرتي داشته است؟
پاسخ:

باسمه تعالي

در روايت صحيح در كتاب كافي از پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله نقل كرده: خداوند متعال مي فرمايد: بنده اي در اثر عمل به وظائف ديني مخصوصا به نوافل به مرحله اي مي رسد كه من چشم بينا وگوش شنوا وزبان گوياي او مي شوم يعني چشم و گوش او به عالم ملكوت گشوده مي شود و بسياري از ناديدنيها را مي بيند و ناشنيدني ها را مي شنود.

وما يتقرب إلي عبد من عبادي بشئ أحب إلي مما افترضت عليه وإنه ليتقرب إلي بالنافلة حتي أحبه فإذا أحببته كنت إذا سمعه الذي يسمع به وبصره الذي يبصر به ولسانه الذي ينطق به ويده التي يبطش بها ، إن دعاني أجبته و < صفحه 353 > إن سألني أعطيته . الكافي ، ج 2 ، ص 352 .


عارف بزرگوار شيخ جعفر مجتهدي در يك مرحله اي از عبوديت حق تعالي قرار داشت كه داراي چشم برزخي بودند و خيلي از مسائلي كه باور كردن آن ها براي افراد عادي مشكل هست، آن هارا مي ديدند.

بسياري از مطالبي كه از عارف بزرگوار شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد و بنده خودم بيش از ده سال باايشان و مرحوم كشميري معاشرت داشتم و قضاياي زيادي از اين دو بزرگوار مشاهده كرده ام كه قابل انكار نيست .

د. حسيني قزويني
6-1-87








Share
161 | منصور الماسي123456 | , آمریکا | ١٥:٣٧ - ١٣ دي ١٣٩٣ |
حسرتش به دلم مانده
که يکبار نمازي قسمتم شود ....
بدون يادي از دنيا ، پر از ياد خــــــــــــــدا !!!
دلم به دو رکعت هم راضيست .....
162 | منصور الماسي123456 | | ١٥:٤٠ - ٢٢ دي ١٣٩٣ |
مرد ‌ثروتمندي بود که غلام بدي داشت.
مي گفت: اين غلام را دوست ندارم، به حرف من گوش نمي دهد و مرا اذيت مي کند...
يك روز برايش خبر آوردند چرا نشسته اي؟ عده اي دارند غلام تو را مي زنند.
با عجله آمد و از غلام بدش دفاع كرد، گفتند: تو كه مي گفتي بَد است، چرا رفتي و از او دفاع كردي؟
گفت: با همه بدي اش منسوب به من است... مال من است... غلام من است هرچند به حرفم گوش نمي‌دهد آبروي او آبروي من است...
ياصاحب الزمان (عج)
مهدي جان
همه ما آلوده ايم ولي منسوب به شماييم، رعيت شماييم.
دعايمان کنيد که با اعمالمان زينت بخش شما باشيم .
163 | منصور الماسي123456 | , ایران | ١٥:٤٨ - ٢٣ دي ١٣٩٣ |
همسر استاد اشرف آهنگر از دنيا رفت و وى را در قبرستان يزد دفن كردند. عالم صالح و فاضلى در همان شب , همسايه اش را كه يك ماه قبل از دنيا رفته بود, در عالم رويا ملاقات كرد. با اين كه همسايه وى مردى گناهكار بود, او را در وضع بسيار خوب و زيبايى يافت و به وى گفت :چگونه به اين بارگاه راه يافتى ؟ او گفت :ديروز همسر استاد اشرف آهنگر رحلت كرد. او را در اين قبرستان دفن كردند, پس از آن امام حسين (ع ) سه بار به ديدن وى آمدند و در سومين بار, دستور دادند كه عذاب از قبرستان برداشته شود. پس از آن , ما در نعمت واردشديم و عذاب از ما جدا شد.
عالم , متحيرانه از خواب برخاست . با جستجو خانه استاد اشرف را پيدا كرد و به وى گفت :آيا همسرت از دنيا رفته است ؟ بلى ! چه موقع ؟ ديروز ...
كار اين زن چه بود كه امام حسين (ع )سه مرتبه به ديدنش آمدند ؟ موضوع چيست ؟ عالم صالح و فاضل يزدى جريان خواب را براى استاد اشرف آهنگر شرح داد وپاسخ شنيد كه :همسرم ! زيارت عاشورايش ترك نمى شد.
امام باقر عليه السلام فرمود: ((هر كس امام حسين عليه السلام را با اين زيارت (زيارت عاشورا) زيارت كند خداوند متعال صد هزار هزار درجه به او بدهد و مثل كسى باشد كه با امام حسين عليه السلام شهيد شده باشد و از آن روزى كه امام حسين عليه السلام شهيد شده و هر پيغمبر و رسولى و هر كس كه آن حضرت را زيارت كرده خداوند ثواب همه آنها را در نامه اعمال او بنويسد)).
164 | حميد احمدي | , هلند | ٠٦:٥٠ - ٠٧ بهمن ١٣٩٣ |
من از مشهد هستم و خداوند تبارک عنايتي به اين بنده حقير خودش کرده و تلنگرهايي زده از اين رو بدنبال استادي بينا ميگردم شما هم دعا کنيد که به مقصد برسم انشا... با اينکه 41 سال عمرم هست
165 | محمد | , ایران | ٢٣:٤٣ - ١٦ خرداد ١٣٩٤ |
12
 
4
پاسخ نظر
مجتهدی انحرافات زیادی داشته،مسئولین سایت تجدید نظر کنن
1 |یص||١٣:٣٥ - ١٩ اسفند ١٣٩٥ |
9
 
6
شما بی خود میکنید .اینجوری نظر میدید
166 | گلابی | , ایران | ٠١:٣٨ - ١٨ ارديبهشت ١٣٩٦ |
من نیز وقتی کتاب رو خوندم بعضی داستان ها بسیار تعجب بر انگیز بود و مشابهت بسیاری به تفکرات تصوف غالیان و دراویش داشت که مخالفت زیادی با عقایدی که از اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده دارد.و خیلی از کرامات مجتهدی رو مشابهش رو مرتاض ها و جادوگران و جنگیرها و رمال ها امثالهم خیلی خوشکلتر از مجتهدی انجام میدن.به هر حال چیزی که من از اهل بیت علیهم السلام یاد گرفتم اینه که دین و عقایدم رو از کلام ایشان یاد بگیرم نه از فلان عارف با فلان کرامتی که از کفار هم دیده میشه.دین من قال الصادق علیه السلام است نه مجتهدی و قاضی و دولابی و...
167 | محسن | , ایران | ١٢:٢٤ - ٠١ تير ١٣٩٦ |
عالم بزرگ مجتهدی اول جن گیر بودن که به قول خودشون در هر مجلسی چندتا جن همیشه حاضر و ناظر بودن برای فرمان بردن و بدنبال علم کیمیا بوده که بهش خطاب میشه جعفر کیمیا محبت اهل بیت هست از اون به بعد مسیر زندگیش عوض میشه من فکر میکنم تهمت هایی که بعضی ها به این عالم بزرگ میزنن شاید برای زمان قبلش باشه چون بعد از اون اتفاق کلا مسیر زندگیش عوض میشه.خدا رحمت کنه این عالم بزرگ و عالم های دیگری که از بینمون رفتن از جمله آیت ا..بهجت رحمت ا...
168 | منصور 123456 | | ١٧:٠٢ - ٣١ شهریور ١٣٩٦ |
این روزها زیاد به فرمایشات جعفر اقا فکر کنیم
ما بدون گریه بر سیدالشهدا نمیتوانیم زنده بمانیم
سالها گریه کردیم تا خودمان را از ما گرفتن
ما این گریه های مکرر را مدیون خنده های حضرت علی اصغریم
169 | منصور 12345 | , ایران | ١٧:٢١ - ٢٠ مهر ١٣٩٦ |
آقای خالقی موحد تعریف می‌كردند:
روزی به خدمت آقای مجتهدی رسیدم و به هنگام خداحافظی عرض كردم كه قصد دارم خدمت آیت الله بهاءالدینی (رحمت الله) شرفیاب شوم.

فرمودند:

از قول من به آقا بگویید كه چرا برای فرج آقا امام زمان (عج الله تعالی فرج الشریف) دعا نمی‌كنند؟!
وقتی كه خدمت آیت الله بهاءالدینی شرفیاب شدم و پیام آقای مجتهدی را با ایشان در میان گذاشتم، دقایقی به فكر فرو رفتند و بعد دست مبارك خود را بر چشم نهادند.

معمولاً در مسجد محل، نماز مغرب و عشا را به ایشان اقتدا می‌كردم و آن روز نیز این توفیق نصیبم شد. به هنگام قنوت شنیدم كه آقا دعای همیشگی خود را عوض كرده و به جای آن دعای فرج می‌خوانند! و تا پایان عمر نیز دعای قنوتشان دعای فرج بود:

اللهم كن لولیك الحجة بن الحسن صلواتك علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی كل ساعة، ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسكنه ارضك طوعاً و تمتعه فیها طویلا.
170 | منصور12345 | , ایران | ١٧:٢٤ - ٢٠ مهر ١٣٩٦ |
دکتر مجاهدی - برادر استاد مجاهدی - در بازگشت از سفر حج ، خاطره ای بسیار آموزنده نقل کردند :
شبی در مسجدالحرام در مقابل شكاف دیوار كعبه(مستجار) نشسته بودم و با یادآوری عظمت وجودی حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و ستمی كه وهابیان در حق آن جانشین بلافصل پیامبر (صلی الله علیه و آله) روا می‌دارند و با پر كردن شكاف دیوار كعبه می‌خواهند یك واقعیت تاریخی را عالماً و عامداً منكر شوند، در حالت عجیبی به سر می‌بردم و برای مظلومیت امام متقیان می‌گریستم.

ناگهان در همان اثنا متوجه شدم كه آقای مجتهدی كنار من نشسته‌اند! تصور من این بود كه شخص دیگری را با ایشان اشتباه گرفته‌ام ولی هنگامی كه شروع به صحبت كردند و ماجرای آن امام مظلوم را از پیش از ولادت تا شهادت به تفصیل برای من بیان فرمودند به اشتباه خود پی بردم زیرا با لحن آن مرد خدا كاملاً آشنا بودم و صفای محضر ایشان را بارها تجربه كرده‌ و با تكیه كلام‌هايشان آشنایی داشتم.

حدود یك ساعت این خلوت ما به طول كشید و اشكباری‌های آقای مجتهدی و صفای خاطری را كه آن شب به من دست داده بود هرگز فراموش نمی‌كنم.

دکتر مجاهدی پس از مراجعت به قم هنگامی كه به خدمت آن مرد خدا شرفیاب می‌شود، از جناب مجتهدی می شنوند :

دكتر جان! حج شما را پذیرفتند و بر آن مهر قبول زدند، آن شب را به خاطر دارید؟ شب عجیبی بود! شبی كه مقابل مستجار نشسته بودید و بر مظلومیت آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) اشك می‌ریختید! و ...
 [1] [2] [3] [4] [5]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب