2017 November 20 - دوشنبه 29 آبان 1396
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
کد مطلب: ٥١٣٧ تاریخ انتشار: ١٣ تير ١٣٩٤ تعداد بازدید: 361913
پرسش و پاسخ » امام علي (ع)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟

طرح شبهه:

شيعيان ادعا مي كنند كه خليفه اول و دوم به خانه فاطمه (رضي الله عنها) حمله كرده اند؛ در حالي كه همه مي دانيم علي رضي الله عنه چند تن از فرزندان خود را به نام هاي خلفا ـ همان هايي كه ادعا مي شود قاتل فاطمه بوده اند ـ نام گذاري كرده است. اين نشان مي دهد كه خلفا از اين تهمت ها بري هستند. آيا كسي نام فرزندانش را از نام قاتل زنش مي گذارد؟

نقد و بررسي:

پاسخ اجمالي:

نام گذاري به نام ابوبكر:

اولاً: اگر قرار بود كه امير مؤمنان عليه السلام نام فرزندش را ابوبكر بگذارد، از نام اصلي او (عبد الكعبه، عتيق، عبد الله و... با اختلافي كه وجود دارد) انتخاب مي كرد نه از كنيه او؛

ثانيا: ابوبكر كنيه فرزند علي عليه السلام بوده و انتخاب كنيه براي افراد در انحصار پدر فرزند نمي باشد؛ بلكه خود شخص با توجه به وقايعي كه در زندگي اش اتفاق مي افتاد كنيه اش را انتخاب مي كرد.

ثالثاً: بنا بر قولي، نام اين فرزند را امير مؤمنان عليه السلام، عبد اللّه گذارد كه در كربلا سنّش 25 سال بوده است.

ابو الفرج اصفهاني مي نويسد:

قتل عبد الله بن علي بن أبي طالب، وهو ابن خمس وعشرين سنة ولا عقب له.

عبد الله بن علي 25 ساله بود كه در كربلا به شهادت رسيد.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 22.

بنا براين سال ولادت عبد الله در اوائل خلافت حضرت علي عليه السلام بوده كه حضرت در آن دوره تندترين انتقاد ها را از خلفاي پيشين داشته است.

نام گذاري به نام عمر:

اولاً: يكي از عادات عمر تغيير نام افراد بود و بر اساس اظهار مورخان شخص عمر اين نام را بر او گذازد و به اين نام نيز معروف شد.

بلاذري در انساب الأشراف مي نويسد:

وكان عمر بن الخطاب سمّي عمر بن عليّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علي را از نام خويش، «عمر» نام گذاري كرد.

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1، ص 297.

ذهبي در سير اعلام النبلاء مي نويسد:

ومولده في أيام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براي وي انتخاب كرد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 4، ص 134، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

عمر بن الخطاب، اسم افراد ديگري را نيز در تاريخ تغيير داده است كه ما فقط به سه مورد اشاره مي كنيم:

1. إبراهيم بن الحارث بـ عبد الرحمن.

عبد الرحمن بن الحارث.... كان أبوه سماه إبراهيم فغيّر عمر اسمه.

پدرش اسم او را ابراهيم گذاشته بود؛ ولي عمر آن را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 5، ص 29، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

2. الأجدع أبي مسروق بـ عبد الرحمن.

الأجدع بن مالك بن أمية الهمداني الوادعي... فسماه عمر عبد الرحمن.

عمر بن الخطاب، اسم اجدع بن مالك را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 1، ص 186، رقم: 425، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

4 ثعلبة بن سعد بـ معلي:

وكان إسم المعلي ثعلبة، فسماه عمر بن الخطاب المعلي.

نام معلي، ثعلبه كه عمر آن را تغيير داد و معلي گذاشت.

الصحاري العوتبي، أبو المنذر سلمة بن مسلم بن إبراهيم (متوفاي: 511هـ)، الأنساب، ج 1، ص 250.

ثانياً: ابن حجر در كتاب الاصابة، باب «ذكر من اسمه عمر»، بيست و يك نفر از صحابه را نام مي برد كه اسمشان عمر بوده است.

1. عمر بن الحكم السلمي؛ 2. عمر بن الحكم البهزي؛ 3 . عمر بن سعد ابوكبشة الأنماري؛ 4. عمر بن سعيد بن مالك؛ 5. عمر بن سفيان بن عبد الأسد؛ 6. عمر بن ابوسلمة بن عبد الأسد؛ 7. عمر بن عكرمة بن ابوجهل؛ 8. عمر بن عمرو الليثي؛ 9. عمر بن عمير بن عدي؛ 10. عمر بن عمير غير منسوب؛ 11. عمر بن عوف النخعي؛ 12. عمر بن لاحق؛ 13. عمر بن مالك؛ 14. عمر بن معاوية الغاضري؛ 15. عمر بن وهب الثقفي؛ 16. عمر بن يزيد الكعبي؛ 17. عمر الأسلمي؛ 18. عمر الجمعي؛ 19. عمر الخثعمي؛ 20. عمر اليماني. 21. عمر بن الخطاب.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج4، ص587 ـ 597، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

آيا اين نام گذاري ها همه به خاطر علاقه به خليفه دوم بوده؟!.

نام گذاري به نام عثمان:

اولاً: نام گذاري به عثمان، نه به جهت همنامي با خليفه سوم و يا علاقه به او است؛ بلكه همانگونه كه امام عليه السلام فرموده، به خاطر علاقه به عثمان بن مظعون اين نام را انتخاب كرده است.

إنّما سمّيته بإسم أخي عثمان بن مظعون.

فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون ناميدم.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 23.

ثانياً: ابن حجر عسقلاني بيست و شش نفر از صحابه را ذكر مي كند كه نامشان عثمان بوده است، آيا مي شود گفت: همه اين نام گذاري ها چه پيش و چه پس از خليفه سوم به خاطر او بوده است

1. عثمان بن ابوجهم الأسلمي؛ 2. عثمان بن حكيم بن ابوالأوقص؛ 3. عثمان بن حميد بن زهير بن الحارث؛ 4. عثمان بن حنيف بالمهملة؛ 5. عثمان بن ربيعة بن أهبان؛ 6. عثمان بن ربيعة الثقفي؛ 7. عثمان بن سعيد بن أحمر؛ 8. عثمان بن شماس بن الشريد؛ 9. عثمان بن طلحة بن ابوطلحة؛ 10. عثمان بن ابوالعاص؛ 11. عثمان بن عامر بن عمرو؛ 12. عثمان بن عامر بن معتب؛ 13. عثمان بن عبد غنم؛ 14. عثمان بن عبيد الله بن عثمان؛ 15. عثمان بن عثمان بن الشريد؛ 16. عثمان بن عثمان الثقفي؛ 17. عثمان بن عمرو بن رفاعة؛ 18. عثمان بن عمرو الأنصاري؛ 19. عثمان بن عمرو بن الجموح؛ 20. عثمان بن قيس بن ابوالعاص؛ 21. عثمان بن مظعون؛ 22. عثمان بن معاذ بن عثمان؛ 23. عثمان بن نوفل زعم؛ 24 . عثمان بن وهب المخزومي؛ 25. عثمان الجهني؛ 26. عثمان بن عفان.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 4، ص 447 ـ 463، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

پاسخ هاي تفصيلي

1. هيج اسمي (غير از نام هاي خداوند باري تعالي) انحصاري نيست كه مختص يك نفر باشد؛ بلكه گاهي يك اسم براي افراد زيادي انتخاب مي شد كه با همان نام هم شناخته مي شدند و هيچ محدوديتي در اين زمينه در بين اقوام و ملل وجود نداشته است؛ بنابراين، نام هايي از قبيل ابوبكر و عمر و عثمان از نام هاي مرسومي بوده است كه بسياري از مردم زمان پيامبر و ياران واصحاب آن حضرت، و نيز ياران و دوستان و اصحاب امامان شيعه به همين نامها معروف و مشهور بوده اند، مانند:

أبوبكر حضرمي، ابوبكر بن ابوسمّاك، ابوبكر عياش و ابوبكر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام.

عمر بن عبد اللّه ثقفي، عمر بن قيس، عمر بن معمر از اصحاب امام باقر عليه السلام. و عمر بن أبان، عمر بن أبان كلبي، عمر بن ابوحفص، عمر بن ابوشعبة! عمر بن اذينة، عمر بن براء، عمر بن حفص، عمر بن حنظلة، عمر بن سلمة و... از اصحاب امام صادق عليه السلام.

عثمان اعمي بصري، عثمان جبلة و عثمان بن زياد از اصحاب امام باقر عليه السلام، و عثمان اصبهاني، عثمان بن يزيد، عثمان نوا، از اصحاب امام صادق عليه السلام.

2. شكي نيست كه شيعيان از يزيد بن معاويه و اعمال زشت او تنفر شديدي داشته و دارند؛ ولي در عين حال مي بينيم كه در بين شيعيان و اصحاب ائمه عليهم السلام كساني بوده اند كه نام شان يزيد بوده است؛ مانند:

يزيد بن حاتم از اصحاب امام سجاد عليه السلام. يزيد بن عبد الملك، يزيد صائغ، يزيد كناسي از اصحاب امام باقر عليه السلام؛ يزيد الشعر، يزيد بن خليفة، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحة، يزيد بن فرقد، يزيد مولي حكم از اصحاب امام صادق عليه السلام.

حتي يكي از اصحاب امام صادق عليه السلام، نامش شمر بن يزيد بوده است.

الأردبيلي الغروي، محمد بن علي (متوفاي1101هـ)، جامع الرواة وإزاحة الاشتباهات عن الطرق والاسناد، ج 1 ص 402، ناشر: مكتبة المحمدي.

آيا اين نام گذاري ها مي تواند دليل بر محبوبيت يزيد بن معاويه نزد ائمّه و شيعيان آنان باشد؟

3. نامگذاري فرزندان روي علاقه پدر و مادر به افراد و شخصيت ها صورت نمي گرفت و گر نه بايد همه مسلمانان، نام فرزندان خود را به نام رسول اكرم صلي الله عليه وآله نامگذاري مي كردند.

اگر نامگذاري به خاطر ابراز محبت به شخصيت ها بود، چرا خليفه دوم به سراسر ممالك اسلامي بخشنامه كرد كه كسي حق ندارد فرزندش را به نام رسول خدا صلي الله عليه وآله نامگذاري كند؟

ابن بطال و ابن حجر در شرحشان بر صحيح بخاري مي نويسند:

كتب عمر إلي أهل الكوفة الا تسموا أحدًا باسم نبي.

إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 344، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 10، ص 572، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

عيني در عمدة القاري مي نويسد:

وكان عمر رضي الله تعالي عنه كتب إلي أهل الكوفة لا تسموا أحدا باسم نبي وأمر جماعة بالمدينة بتغيير أسماء أبنائهم المسمين بمحمد حتي ذكر له جماعة من الصحابة أنه أذن لهم في ذلك فتركهم.

العيني، بدر الدين محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 15، ص 39، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

4. نام يكي از صحابه «عمر بن ابوسلمة قرشي» است كه پسر خوانده رسول اكرم صلي الله عليه وآله از امّ سلمه بوده است، از كجا اين نام گذاري به خاطر علاقه حضرت امير عليه السلام به اين پسر خوانده پيامبر گرامي صلي الله عليه وآله نبوده است؟

5. بنا به نقل شيخ مفيد نام يكي از فرزندان امام مجتبي عليه السلام عمرو بوده است، آيا مي شود گفت: كه اين نامگذاري به خاطر همنامي با اسم عمرو بن عبدود و يا عمرو بن هشام (ابوجهل) بوده است؟

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج 2، ص 20، باب ذكر ولد الحسن بن علي عليهما ، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1414هـ - 1993 م.

6. با توجه به آن چه كه در صحيح مسلم از قول عمر بن خطاب آمده است، نظر حضرت امير عليه السلام نسبت به ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن بوده اند، وي خطاب به علي عليه السلام و عباس مي گويد:

فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا  تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.

پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم، شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را.

ابوبكر گفت: رسول خدا فرموده است: ما چيزي به ارث نمي گذاريم، آن چه مي ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناه كار، حيله گر و خيانت كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو، دين دار و پيرو حق بود.

پس از مرگ ابوبكر، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

و در روايتي كه در صحيح بخاري وجود دارد، امير مؤمنان عليه السلام، ابوبكر را «استبدادگر» مي داند:

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَرَي لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم نَصِيبًا.

تو به زور بر ما مسلط شدي، و ما بخاطر نزديك بودن به رسول اكرم (ص) خود را سزاوار تر به خلافت مي ديديم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

و در روايت ديگري خود شيخين نقل كرده اند كه امير مؤمنان عليه السلام حتي دوست نداشت، چهر عمر را ببيند:

فَأَرْسَلَ إلي أبي بَكْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

آيا با توجه به اين موضعگيري هاي تند امير مؤمنان عليه السلام در برابر خلفا، مي شود ادعا كرد كه حضرت به خاطر علاقه به خلفاء اسم فرزندان خود را همنام آنان قرار داده است؟

7. اهل سنت ادعا مي كنند كه اين نامگذاري ها همگي به خاطر روابط خوب امام علي عليه السلام باخلفا بوده است. اگر چنين است، چرا خلفاء نام حسن وحسين را كه فرزندان رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز بوده اند، براي فرزندان خويش انتخاب نكرده اند؟

آيا دوستي مي تواند يك طرفه باشد؟

نتيجه:

نامگذاري فرزندان امير مؤمنان عليه السلام به نام هاي خلفا، خدمتي به حُسن روابط ميان امير مؤمنان و خلفا نمي كند و از آن نمي توان براي انكار شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها استفاده كرد.

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات 

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 





Share
881 | n | , ایران | ٢٠:٥٠ - ٠٩ فروردين ١٣٩٥ |
یه ایمیل برای من بفرست ای مدافع خلفا-منتظرم-جواب برات دارم اماده
882 | عبدالله | , افغانستان | ١٣:٣٠ - ٢١ فروردين ١٣٩٥ |
13
 
2
پاسخ نظر
۱:- زینب دختر محمّد از خدیجه و همسر ابوالعاص پسر ربیع بود. زینب در سال هشتم پس از هجرت در مکه درگذشت.
۲:- رقیه دختر محمد بن عبدالله و خدیجه بنت خویلد بود. او نخست به عقد عتبة بن ابولهب درآمد. پس از آن که محمّد دعوی پیامبری کرد، عتبه او را طلاق داد. محمّد، دخترش رقیه را بهعثمان بن عفان تزویج کرد و از او پسری به نام عبدالله بن عثمان بدنیا آورد. رقیه سال دوم هجرت، در بیست و دو سالگی در مدینه درگذشت، محمد بر پیکر او نماز گزارد و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.
۳:- ام‌کلثوم بنت محمد، دختر محمد پیامبر اسلام از خدیجه بنت خویلد بود.[نیازمند منبع] امّ کلثوم نخست با عتیبه پسر ابولهب ازدواج کرد. وقتی محمّد اعلام پیامبری کرد، ابولهب پسرش عتیبه را واداشت که ام کلثوم را طلاق دهد.پس از مرگ رقیه دختر محمد در سال ۲ هجری، ام کلثوم در سال سوم هجرت، به عقد عثمان پسر عفان درآمد. ام کلثوم در سال نهم پس از هجرت در مدینه درگذشت و در بقیع مدفون گشت.
۴:- فاطمه بنت محمد (۶۰۵ م. در مکّه - ۶۳۲ م. در مدینه)[۱] دختر محمد و خدیجه، همسر علی بن ابی‌طالب و مادر حسن ابن علی و حسین ابن علی سه امام نخست شیعه و یکی از پنج عضو آل عبا است.[۲] او از شخصیت‌های بسیار محترم برای تمامی مسلمانان داشت.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
غير از حضرت فاطمه عليها اسلام، دختراني که ذکر کرديد هيچ كدامشان دختر پيامبر نبودند ؛ بلكه ربيبه آن حضرت و دختران خواهر حضرت خديجه بوده اند
جهت اطلاع بيشتر به اين آدرس رجوع کنيد
گروه پاسخ به شبهات
1 |بهروز||١٦:٢٦ - ١٧ مرداد ١٣٩٥ |
11
 
7
جای تعجب است واقعا.خداوند در قرآنش از به صورت جمع از دختران محمد یاد میکند آنوقت شما میگویید رقیه و ... دختران پیامبر نبودند.شما برای اثبات دشمنیتان با ابوبکر و عمر و عثمان حتی حاضرید قرآن را تحریف کنید.تنها شمایید که این دروغ بزرگ را بر پیامبر میبندید.وای بر شما
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
اولا: اگر مرادتان لفظ «بناتک»  در  آیه «يا أيها النبي قل لأزواجك وبناتك ونساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك أدنى أن يعرفن فلا يؤذين وكان الله غفورا رحيما ) ( الأحزاب : 59 ) هست، بايد بگوييم لفظ جمع هميشه دلالت بر کثرت افراد نمي کند چه بسا لفظ جمع مي ايد اما مراد يک نفر است که مصاديق آن در قرآن فراوان است از جمله آيه مباهله است که در خصوص حضرت زهراء عليه السلام با لفظ« نسائنا» آمده است که به صورت جمع آمده است درحالي که مصداقش يک نفر است پس به صرف جمع آمدن لفظ  بناتک، دلالت بر وجود دختران زیاد نمی کند حال شما از یک قاعده در قرآن، تحریف برداشت می کنید، این عدم دقت شما را می رساند!!  
ثانیا: اینکه پیامبر ( ص) غیر از حضرت فاطمه علیها السلام دختری نداشتند، این چیزی است که از منابع خود شما برداشت شده و ثابت است
در مقاله ای در خصوص آن بحث شده است
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

 
2 |بهروز||١٢:٤٧ - ١٨ مرداد ١٣٩٥ |
3
 
0
ببینید تا روز قیامت اگه اهل سنت حدیثای خودشو دلیل قرار بده شما اونا رو قبول نمیکنید همونطور که اونا مال شمارو قبول ندارن.نحادیث اهل سنت به صحیح و ضعیف تفکیک شدن پس حق ندارید از احادیث مجعول برا اونا مثال بزنید.در ضمن هیچ حدیث صحیح اهل سنت وجود نداره که بگه رقیه و زینب و ام کلثوم دختران محمد نبودن.همچنین این استنباط که میگید که بناتکم همیشه دلیل بر جمع نیست درست نیست چون اکثرا دلیل بر جمع است و نمیتونید بگید حتما دلیل بر فرد است.در ضمن فارغ از حدیث و روایت کدام مورخ گفته محمد فقط و فقط یک دختر داشته .خواهشا برای اشعاعه دشمنی با اصحاب پیامبر دست از دروغ پردازی و اتکا به یکی دو حدیث مجعول بردارید و به پیامبر بیش از این توهین نکنید
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
در این خصوص به مقالات ذیل رجوع کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
883 | محمدرضا | , ایران | ٢٠:١١ - ٣١ فروردين ١٣٩٥ |
بنظر من بعضی چیز هاش غلط بود

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اگر غلطي در مقاله وجود دارد به صورت علمي مطرح کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
884 | مهدی | , هلند | ١٠:٠٤ - ٠٤ ارديبهشت ١٣٩٥ |
با سلام
وتشکر بخاطر زحمت شما
885 | مظفر | , ایران | ٠٩:٣١ - ٠٦ ارديبهشت ١٣٩٥ |
خوب حالا یه سوال. چرا چیعه ها از این اسامی برای فرزندانشون استفاده نمیکنن؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
اينکه اشکال مي کنند که چرا شيعيان نام فرزندان خود را به نام خلفاء نمي گذارند ما نيز از آنها سوال مي کنيم چرا خلفاي شما نام هيچ يک از اولاد خود را به اسم علي، حسن ، حسين و فاطمه نگذاشتند آيا اين دليل بر بغض نسبت به اهل بيت است؟!
نام دو تن از فرزندان امام سجاد عليه السلام وعبد الرحمن و عمرو بوده است آيا اين
نامگذاري در هر اجتماعي، بسته به فرهنگ و سنت آن است. عرب‏ها براي خود يك سري نام‏هاي متداول داشته‏اند كه بعضاً "عَلَم" بوده و معناي خاصي نداشته و بعضي از آنها معنا داشته مانند معاويه و حارث كه مربوط به فرهنگ آن زمان جامعه بوده است، كه از جمله آن: ابوبكر، عثمان، عمر، معاويه، عمر، يزيد و ... مي‏ باشد. اين اسامي در فرهنگ زمان پيشين مرسوم بوده و امروز هم در بسياري از كشورها و مناطق عرب‌نشين، اين اسامي مورد پسند مردم است و مردم فرزندانشان را بدينگونه نامگذاري مي‏ كنند.
اما در بين شيعيان يک تحولي در اين خصوص بوجود آمد. اينکه بعد از حادثه كربلا و ستم‏هاي‏ بني‌اميه، فاصله فرهنگي بين شيعه و ديگران روز به روز بيشتر گرديد و رفته رفته در فرهنگ شيعيان يك سري اسامي رواج يافت و يك سري نامها از رونق افتاد. شيعيان در قرن‌هاي بعد كوشيدند با نامگذاري فرزندان خويش به نام‏هاي پيامبر و اهل بيت و صحابه با وفايشان، به نوعي در پي زنده كردن ارزش‏ها برآيند البته اين فرهنگ برگرفته از فرمايشات ائمه عليهم السلام مي‏ باشد
بنابراين نامگذاري‏ها برگرفته از فرهنگ اجتماعي است و در زمان  ائمه عيهم السلام به خصوص در زمان امام علي عليه السلام نامگذاري به آن اسامي مذموم و متروك نبود
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
1 |محمدزمانی||١٢:١٢ - ٠٦ ارديبهشت ١٣٩٥ |
13
 
11
برادر محترم در صحیح بخاری نقل شده است که حضرت علی (ع) از دیدن عمر کراهت داشت ودر صحیح مسلم آمده است امام علی (ع) خلفا را غاصب وخیانتکار و گنهکار میدانسته در حالیکه امام علی مصداق آیه تطهیر بودند شش ماه بیعت نکردند ما نیز پیرو ایشان هستیم پس دلیلی ندارد که نام فرزدمان را نام خلفا بگذاریم
2 |بهروز||١٦:٣١ - ١٧ مرداد ١٣٩٥ |
5
 
5
جواب بسیار خنده داری بود.شما میگید آن سامی عرف جامعه بوده.پس عمر و عثمان و ابوبکر و فاطمه و زینب عرف بوده درسته؟؟؟ پس شما چرا حاضر نیستید مثل امامان که اسم دخترانشون عایشه یا پسراشون عمر و ابوبکر بوده رو فرزندانتون بذارید.چرا فقط به حسین و زهرا و فاطمه و.. اکتفا میکنید.شما هم مثل امامانتون از اسامی عمر و ابوبکر و عایشه استفاده کنید.
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
اولا: این را ما در پاسخ قبلی از امثال شما نیز پرسیدیم که اگر نامگذاري نشانه روابط خوب هست، چرا خلفاء هيچ کدام از فرزندان خود را علي و حسن و حسين، نامگذاري نكردند؟! شما قبل از اینکه ما را متهم کنید که چرا نام فرزندان خود را به نام خلفای شما نمی گذاریم، لطفا اول خودتان به سوال ما جواب بدهید  که چرا خلفای شما اینکار را نکردند؟!!! منتظر پاسخ هستیم 
ثانیا: یک حدیث صحیح در کتب شیعه و سنی برای ما بیاورید که، اهل بیت علیهم السلام یا آل خلفا گفته باشند علت این نامگذاری ها ، محبت امام علی (ع) به خلفا بوده است.:
ثالثا: خوب است بدانيد نام فرزند حضرت علی علیه السلام، عمرو بوده نه عمر همچنانکه در کتب اهل سنت به آن شاره شده است. مناوي در اين خصوص گويد: الشافعي في مسنده عن محمد بن عمرو بن علي بن أبي طالب مرسلا هو في التابعين متعدد فكان ينبغي تمييزه ... المناوي، محمد عبد الرؤوف بن علي بن زين العابدين (متوفاى 1031هـ)، فيض القدير شرح الجامع الصغير، ج 6   ص 283 ، ناشر: المكتبة التجارية الكبري - مصر، الطبعة: الأولى، 1356هـ.
هر چند بعدها این نام نیز تحریف شده است ابوبکر نیز کنیه هست نه نام
رابعا: هیچ روایت معتبری دال بر وجود شخصیتی به نام عایشه در میان فرزندان  ائمه علیهم السلام وجود ندارد
در ضمن منتظر پاسخ شما هستیم چرا ابوبکر و عمر نام فرزندانش را به نام حسن و حسبن نگذاشتند؟؟؟
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
886 | داع | , ایران | ١٠:١٥ - ٠٧ ارديبهشت ١٣٩٥ |
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تعالی فی مدح حبیبه : ان الله وملائكته يصلون علي النبي يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه وسلموا تسليما.
قال رسول الله(ص) : کل بدعة ضلاله و کل ضلالة فی النار.
1 |عمر||٠١:٠٣ - ٢٦ مرداد ١٣٩٦ |
1
 
0
چرا سوال را با سوال جواب میدهید؟
مگر شما پیرو خلفای ما هستید که از آنها پیروی بکنید یا نکنید.شما از امامان پیروی کنید و نام فرزندان آنها را بر فرزندانتان بگذارید.
شما عادت به قطع و برید کردن مطالب دارید.چرا نمی‌گویید این مطالب لعن خلفا از زبان امیر مومنان در بخاری ضعیف است ؟
در ضمن این که میگویید آیه درباره حضرت فاطمه به صورت جمع آمده،این آیه درباره حضرت فاطمه تنها نیست و تفسیر شما غلط هست.
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
روایت کتاب الله و عترتی  خود شماست که می گوید از اهل بیت علیهم السلام  تبعیت کنید نه کسان دیگر  مخاطب روایت مختص شیعه نیست!!!
در خصوص روایت بخاری که گفتید ضعیف است این واقعا حرف سنگی هست چون بزرگان شما روایات بخاری و مسلم را دیگر بررسی سندی نمی کنند چون همه روایات آن دو را قبول دارند این حرف اگه بین بزرگان خودتان بزنید، شدیدا با شما برخورد میکنند
در خصوص سوال بعدي هم  در قسمت نظرات همین مقاله توضیح داده شده است که لفظی جمع می آید  برای یک نفر با توجه به اینکه پیامبر صلی الله علیه وآله یک دختر داشتند
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
887 | اژدر | , ایران | ١٨:٤٨ - ١٤ ارديبهشت ١٣٩٥ |
سایت شما کاملا یک طرفه قضاوت کرده و بنا به دلایلی از جواب به این استدلال هایی که اوردید خودداری میکنم
من مسلمانم نه سنی و نه شیعه ، هر دو مذهب مشکلاتی رو دارند ،
مذهب شیعه صیغه (پورن ستاری غربی ها) و سنی ها هم مشکلاتی در مذهب دارند
( به خدا و قران و پیامبر (ص) و همه ی پیروان بعد او ایمان دارم و تمامی این افراد بعد پیامبر هدف گسترش اسلام بوده و بس و توهین و یک طرفه صحبت کردن گناهی بزرگ است

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
شما که ادعا دارید به خدا و پیامبر  ایمان دارید لطف کنید آيه ي فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَريضة (نساء ، 24) قرائت کرده و در خصوص آن تحقیق کنید که مراد متعه هست یا نه؟ اگر شیعه در این خصوص چیزی می گوید بدون دلیل نیست دلیل آن قرآنی و روایی است
آيا خدا در قرآن امر به زنا که کار حرامي مي باشد، کرده است؟! آ آيا اين حرفتان (پورن ستاری غربی ها) تهمت به قرآن نيست!پس طبق فرمايش شما متعه کار حرامي بوده است که نعوذ بالله قرآن آن را تاييد کرده است؟!
 اين نوع سخن گفتن و ادعا که مذهب معنا ندارد و در خصوص آن نبايد تحقيق کرد، اين بر خلاف آيات قرآن مي باشد
در قرآن آمده است: بايد تحقيق کرد و راه درس را انتخاب کرد
فَبَشِّرْ عِبَادِي الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمْ اللهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الاَْلْبَابِ﴾ زمر 39
با بگویید که من به قرآن ایمان دارم!!
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
888 | فریباخانم | , ایران | ١٩:١٩ - ٢٢ مرداد ١٣٩٥ |
7
 
20
پاسخ نظر
سلام.مقاله و همه کامنت هارو خوندم.آدم اگر کافر هم باشه وقتی این ادله محکم و مباحث رو می خونه میفهمه حق فقط و فقط با شیعیان امیرالمومنین است.کامنت های برادران اهل سنت یا شبهات نخ نمای قدیم بود که شبکه کلمه مطرح میکنه هزاربارم جواب گرفته،یا دلایل غیر علمی مثل اینکه سعدی و مولانا سنی بودن یا شریعتی فلان گفت و...جانم فدای امیرالمومنین علی که از دست بزرگان اینا ابوبکر و عمر چه کشیده؟؟
یاعلی
889 | فریبا خانم | , ایران | ٢١:٢٧ - ٢٢ مرداد ١٣٩٥ |
7
 
10
پاسخ نظر
علی راه ، علی نصر من الله
علی زمزمه ی هر دل آگاه
علی حصن حصین است و
علی عین یقین است و
علی جبل متین است ...
بعضی دوستان مصراع دومو دقیق بخونن"هردل آگاه""
یعنی تا وقتی هرچی مولوی محله تون میگه بی تحقیق قبول میکنید و جبهه میگیرید نمیتونید بفهمید علی جان ما که جونمون به این اسم بسته است،کیه؟
890 | تشویق نکنین حح.. | , ایران | ١٥:٢١ - ٢٣ مرداد ١٣٩٥ |
وقتی میدانی نور روشن است روشن اس واگر انکار شود دروغ اس و اخرت دروغ سوختن و واقعیت که این اس اگر میخواهی مانند ذلیل شدگانتان بسوزی؟؟؟باش اما واقعیت ..حح
891 | مصطفی | , ایران | ١٥:٣٥ - ١٣ شهریور ١٣٩٥ |
باسلام وعرض تاسف برایه کسانی که رابطه و صمیمیت اهل بیت رو با اصحاب پیامبر زیر سوال میبرن.تمامی ما میدونیم نام گذاری فرزندان اهل بیت به نام صحابه نشانه محبت ایشان بهم دیگر بوده والان شما میایید دلیل ومنطق میتراشید که چنان بوده است مچنین!به این فکرکنید که روزی تاریخ از شما به چه عنوان یادمیکند سانسورچی هایه مذهب از خداوند بترسید برایتان اسمهایه چند نفردیگر ازاهل بیت رو مینویسم که بخاطرمحبت صحابه باهم همنام هستند.محمد مرصاد فقهی:
خانواده أهل بيت به نام ابوبکر -رضي الله عنهم-:
١ - أبو بكر بن علي بن أبي طالب.
٢ - أبو بكر بن الحسن بن علي.
٣ - أبو بكر بن علي زين العابدين.
٤ - أبو بكر بن موسى الكاظم.
٥ - أبو بكر بن علي الرضا.
خانواده أهل بيت به نام عمر -رضي الله عنهم-:
١ - عمر بن علي بن أبي طالب.
٢ - عمر بن الحسن بن علي.
٣ - عمر بن الحسين بن علي.
٤ - عمر بن علي زين العابدين.
٥ - عمر بن موسى الكاظم.
خانواده أهل بيت به نام عثمان -رضوان الله عليهم-:
١ - عثمان بن علي بن أبي طالب که در کربلا برادرش امام حسین کشته شد رضي الله عنهما.
٢ - عثمان بن عقيل بن أبي طالب
زنان أهل بيت به نام عائشه - رضي الله عنهن -:
١ - عائشة دختر جعفر الصادق.
٢ - عائشة دختر موسى الكاظم.
٣ - عائشة دختر جعفر بن موسى الكاظم.
٤ - عائشة دختر علي الرضا.
٥ - عائشة دختر علي الهادي.
* لطفا به صورت گسترده این را پخش کنید تا محبت اهل بیت برای صحابه وام المؤمنين براي همگان روشن شود
__________________________
؟؟؟؟b

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
پاسخ به صورت مفصل در مقاله فوق بیان شده است اما لازم است به چند نکته توجه کرد
در خصوص نامگذاری به ابوبکر باید بگوییم این کنیه است نه اسم
درباره نام عمر نیز خیلی از جاها همین نامها به صورت عمرو آمده است لذا در اصل عمرو بوده نه عمر تصحیف در برخی کتب صورت گرفته
نام عثمان نیز مشخص است که بخاطر عثمان بن مظعون بوده است
همچنین هيچ روايت معتبري دال بر وجود شخصيتي به نام عايشه در ميان فرزندان ائمه (ع) وجود ندارد بلکه روايت صحيحي داريم در اثبات کذب آن !
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
892 | یوسف | , روسیه | ٠٩:١١ - ٠٥ مهر ١٣٩٥ |
8
 
10
پاسخ نظر
سلام،خسته نباشید،خدا قوت
جانم و مالم و زن و بچه م فدای حضرت علی (ع)
اگه سنی ها به اندازه سرسوزن حضرت(ع)را میشناختند
یقینن از شرمندگی و شرمساری هلاک میشدند
893 | حسین | , ایران | ٢٢:٥٩ - ٢١ مهر ١٣٩٥ |
سلام خسته نباشید پاسخ شبهات سوال کردن در بین کفار هم فردی همنام عمر و عثمان وجود داشته است؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
یکی از کفار که در جنگ احد به دست حمزه سید الشهدا کشته شد، عثمان بن ابی طلحه بود
وقتل من المشركين يوم أحد: عبد الله بن حميد بن زهير بن الحارث بن أسد بن عبد العزى، قتله أبو دجانة؛ وقال الكلبي: قتل يوم بدر. وطلحة بن أبي طلحة العبدري، قتله علي بن أبي طالب. وأخوه عثمان بن أبي طلحة، قتله حمزة بن عبد المطلب. وأخوه أبو سعد بن أبي طلحة، قتله سعد بن أبي وقاص. ومسافع بن طلحة بن أبي طلحة، قتله عاصم بن ثابت بن أبي
أنساب الأشراف  ج 1   ص 146
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
894 | علی رضا | , ایران | ١٨:٢٦ - ٢٣ مهر ١٣٩٥ |
برای شما ها که صاحب علم وکمال هستید خیلی زشت است که بعد از1400 سال میخواهید ثابت کنید حق با علی بوده یا عمر. حالا زمانی هست که همه با هم برادرانه مشکلات جهان اسلام را حل کنیم نگذارید دشمن از شما استفاده کند

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
بعد از سالیان دراز از وفات انبیاء مانند حضرت موسی چرا خداوند در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله اختلاف بین فرعون و ایشان را ذکر کرده و فرعون را باطل و اهل ظلم دانسته و حضرت موسی را به عنوان حق و یکی از انبیاء ذکر کرده است؟!!!
اگر مسئله حق و باطل اهمیت نداشت چرا خداوند از ابتدای خلقت در خصوص شیطان تذکر داده و مردم را از گرفتار شدن در دام شیطان نهی کرده است آیا اگر اختلافی وجود داشت نباید جانب حق را گرفت و مردم از افتادن در گمراهی نجات داد؟!!
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
1 |حسن||٠٣:٢٤ - ٢٠ آذر ١٣٩٥ |
8
 
3
خدا جون همه تونو بگیره که مسحیان وکفار زمین واسمانو به تسخیر دراوردند شما هنوز سر این مسائل بکشید همدیگرو وسرگرم باشید
895 | ابراهیم احمدی | , ایران | ٠٠:١٣ - ١٧ آبان ١٣٩٥ |
با سلام مگه شما نمیگید هر کسی که امام علی دوست داشته ما هم دوست خواهیم داشت پس اگه امام علی اسم فرزندش را عثمان گذاشته که در کزبلا شهید شده چرا شما اسم فرزندتان را عثمان نمیذارید به نازم به کار خدا که اسم امام زاده هاتون هم عثمان وابوبکر وعمر بوده بازم حق را قبول نمیکنید الکی دلیل میارید بعدش هم ما سنی ها کل بخاری ومسلم را حفظ هستیم الکی به زبان آنها دروغ نبندید دلیل دارید شماره ی حدیث ها را بیارید کل 6626حدیث بخاری را حفظ هستم در هیچ حدیثی از این خلفا مذمتی نشده اکثر حدیث های بخاری از سه خلیفه ی اول نقل شده اگه بخاری را به عنوان منبع حدیث قبول دارید پس باید کسانی که حدیث ها را نقل میکنند را هم قبول داشته باشید

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در خصوص مسئله نامگذاری شما بیایید اولا: ثابت بکنید که نامگذاری فرزندان حضرت علی علیه السلام بخاطر محبت بوده است همچنانکه در خصوص عثمان آمده است بخاطر عثمان بن مظعون بوده است نه کسی دیگر إنّما سمّيته بإسم أخي عثمان بن مظعون.
ثانیا: حتما نامگذاري به اسم شخصي دليل بر محبت نيست نام  يکي از فرزندان امام سجاد (ع) ، عبيد الله بود ، آيا اين به خاطر محبت به عبيد الله بن زياد بود ؟آيا مي شود گفت حضرت بخاطر  دوستي يا عبيدالله که قاتل امام حسين عليه السلام بود، اين نام را گذاشت؟!!
نام تعدادي از فرزندان صحابه به نام سران کفار و مشرکين بوده است از جمله نام فرزند عثمان ، عمرو بوده است که همنام عمرو بن عبدود و ابو جهل است آيا عثمان عمرو بن عبدود کافر را دوست داشت که نام فرزندش را مانند نام او گذاشت؟!!
اما در خصوص مسئله بعدی که گفتید در صحیحین چیزی درباره مذمت خلفاء نقل نشده است این نشان می دهد که یا شما تمام این دو کتب را نخوانده اید و یا اینکه چاپهایی که تحریف شده است را مطالعه کردید که این مذمتها در آن نیست!!!!
 چه مذمتی از این بالاتر که حضرت علي عليه السلام ابوبکر را فردي مستبد می دانستند
ولكنّك استبددت علينا بالأمر وكنّا نرى لقرابتنا من رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم نصيباً حتّى فاضت عينا أبى بكر...تو در امر خلافت با ما مستبدانه برخورد نمودي
 صحيح البخارى: 5/82، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر.
همچنين در خصوص کراهت حضرت  علي عليه السلام از همنشيني با عمر آمده است
فأرسل إلى أبى بكر أن ائتنا ولا يأتنا أحد معك كراهيّة لمحضر عمر.اميرالمؤمنين صلوات الله و سلامه عليه به دنبال ابوبکر فرستاد و پيغام داد تنها بيا و کسي را با خودت نياور بخاطر اينکه از همنشيني با عمر کراهت داشت
صحيح البخارى: 5/82، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، صحيح مسلم : 5/154، كتاب الجهاد، باب قول النبي(صلى الله عليه وآله وسلم)لا نورث... .
و یا حضرت امير عليه السلام  ابوبکر و عمر را  دروغگو ، گناهکار، پيمان شکن و خائن مي دانستند. به اين عبارت دقت کنيد مسلم در صحيحش   می گويد :
 فلمّا توفّي رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم ، قال أبو بكر: أنا ولي رسول اللّه ، ... فقال أبو بكر: قال رسول اللّه صلى الله عليه وسلم : نحن معاشر الأنبياء لا نورث، ما تركناه فهو صدقة، فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً ،... ثمّ توفّي أبو بكر فقلت: أنا وليّ رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم و ولي أبي بكر، فرأيتماني  كاذباً آثماً غادراً خائناً .
 صحيح مسلم  ج 5   ص 152، كتاب الجهاد باب 15 حكم الفئ حديث 49، فتح الباري ج 6   ص 144.
با اين وجود باز مي گوييد مذمتی در این دو کتاب نیامده است!! مگر اینکه بگوییم کاذبا، خائنا نزد شما مذمت نیست!!
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
896 | محمد | , ایران | ١٥:١١ - ١٨ آبان ١٣٩٥ |
با سلام چرا اگر عمر با امام علی دشمن است در بیشتر مواقع عمر از امام علی مشورت میگرفت دلیل(نهج البلاغه فیض الاسلام ص415و442)
2-چرا اگه عمر دشمن امام علی است خود شخص امام علی به تعریف وتمجید ایشان پرداخته است نگویید در باطن دوستش نداشته که غیر از خدا کسی باطن کسی را نمیداند دلیل(نهجالبلاغه فیض خطبه ی 219ص721)
3-چرا عمر اگر دشمن علی بوده داماد علی بوده وعلی امالکلثوم را به او داده نگویید از روی اجبار بوده که علی حرف زور قبول نمیکند دلیل(وسایل الشیعه ج15 ص 457.کتاب الطلاق الاستبصار ج3ص352 الفروع من الکافی ج5ص346. جواهر الکلام ج32ص279)
لطفا با دلیل جواب دهید خصوصا تمجید امام علی در نهج البلاغه از عمر خلیفه ی دوم را نگویید در ظاهر تمجید کرده که باور نخواهیم کرد اگر اینطور باشد نعوذبالله شما امام علی را منافق هم میکنید

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
حضرت علي(ع) به عنوان امام معصوم که ولي، دلسوز و خيرخواه همه مردم جهان حتي کافران است، و نسبت به مردم مسئوليت دارد، کاري کرد که اين جنگ با کمترين تلفات به پايان برسد که چنين هم شد همچنانکه حضرت يوسف به عنوان وزير به پادشاه مصر که کافر بود مشورت مي داد و نصيحت مي کرد . حضرت بخاطر حفظ اصل دين وجلو گيري ازحاكميت مجدد كفروشرك‌ به خلفاء مشورت مي داد و اگر اين کار را نمي کرد معلوم نبود با اقدام‌هاي نابجا و غلط از سوي خلفا چه بر سر اسلام مي آمد؟
جهت اطلاع بیشتر به این آدرس رجوع کنید
در خصوص سوال دوم به این آدرس رجوع کنید
در خصوص ازدواج عمر با ام کلثوم باید بگوییم در هیچ روایتی در شیعه نیامده است که این ام کلثوم دختر امام بوده است حتی در منابع اهل سنت نیز اختلافی است
اول بياييد اين ازداوج را ثابت کنيد بعد بيايد اشکال کنيد؟ اگر هم تلاش بکنيد که اين ازدواج را ثابت کنيد، باز به ضرر خودتان است چون عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پايش را لمس مي كند و او را در بغل گرفت و بوسيد. وام كلثوم از اين كار زشت، عصباني شد و به وي گفت: اگر تو خليفه نبودي، دماغت را مي شكستم، چشمت را كور مي كردم . الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سير أعلام النبلاء، ذهبي:3/501. تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 6، ص 180
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
1 |کوچی||٠٥:٢١ - ١٣ شهریور ١٣٩٦ |
0
 
2
علی ع برای رسول الله بمنزله هارون به موسی است.وقتی موسی ع عصبانی برگشت با هارون گلاویز شد گفت من ترسیدم شما بگی بنی اسرائیل را متفرق کردی به این خاطر سکوت کردم اینجا هم حضرت علی ع موظف بودن وصیت رسول الله ص را انجام بدهند که همان سکوت و راهکار دادند بودند جالب اینجاست که هارون از ترس موسی ع ولی علی ع به خاطر خواسته خدا و رسولش مجبور بودند جاییکه عمر گیر می افتادند ارشاد کنند این مطلب برداشت من از قرآن و احادیث بود شرمنده جواب را زیر جوابتان نوشتم التماس دعا موفق باشید
897 | عمر عبدالعزیز | , ایران | ١٦:٤٨ - ١٨ آبان ١٣٩٥ |
فقط یه سوال بنده رو توضیح بدید مگر خداوند در قرآن کریم عده ی زن برای طلاق را چهار ماه وده روز تعیین نکرده پس چطور شما صیغه ی موقت را حلال میدانید حتی در مذهب شما صیغه ی ساعتی هم وجود داره چطور میشه یه نفر هر ساعت با یه نفر دیگه همبستر بشه پس حکم خدا چی میشه وای ب حال کسانی که حلال را حرام وحرام را حلال میکنن فرق صیغه ی موقت با زنا را برایمان شرح دهید اگر هم از نظر مذهب شما مشکلی ندارد چرا همش از ازدواج سخن میگویید وچیزی در مورد صیغه نمیگید هیچ جایی همین که بحث صیغه شد زود ازش رد میشید مگر هدف از ازدواج تولید مثل نیست و مسئله ی جنسی در اولویت دوم قرار دارد قبول کنید با صیغه ی موقت تولید مثل و ازدواج تعطیل خواهد شد همانگونه که الان مشکل کشور همین است پس فرق ما با کسی که زنا کرده چیه با یه تعویض نام میشه چیزی را حلال کرد شما با نام اسلام دارید زنا میکنید چون اگر حق بود مراجع تقلید و نفرات سرشناس دختر خودشون رو به صیغه ی مردم در میاوردن مگر نمیگید حلال هست پس باید سنت باشد حتما میدانید بعد از واجب انسان باید دنبال سنتها برود اگر سنت هست وحلال چرا ترویج نمیکنید

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
اولا: اين حرف که بين زنا و متعه فرقي نيست، نشان از عدم دقت است آيا متعه اي که قرآن آن را حلال کرده و فرموده: فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ، آيا خدا در قرآن امر به زنا که کار حرامي مي باشد، کرده است؟! آيا خدا اين را نفهميد که بين زنا و متعه فرق وجود دارد؟! آيا اين تهمت به قرآن نيست  که بگويي بين آن دو فرقي نيست؟! پس طبق فرمايش شما متعه کار حرامي بوده است که نعوذ بالله قرآن آن را تاييد کرده است؟!
آيا اين حرف شما توهين به صحابه پيامبر (ص) که خود متعه را انجام داده و يا حلال مي دانستند، نيست؟! يعني صحابه فرق بين زنا و متعه را نمي دانستند و کار حرامي را انجام مي دادند!! آيا اسما دختر ابوبکر که متعه کرد ،کار حرامي را مرتکب شد آيا اين را قبول مي کنید؟!
 ثانيا: ازدواج موقت مانند ازدواج دائم، پيوندي است که قرآن و روايات به آن اشاره کرده است اما زنا رابطه اي است غير قانوني و خلاف شرع که قرآن و روايات نهي کرده است
ازدواج موقت مانند ازدواج دائم نيازمند اجراي صيغه است که احکام خاص خود را دارد. بر خلاف زنا که در آن، هيچ يک از اين احکام وجود ندارد نه صيغه اي (تا چه رسد به قصد انشاء) نه ايجابي و نه قبولي. از آنجا که برخي اين عقد را که در زمان کوتاه و آسان اجرا مي شود، به آن اهميت ندانده و آن را ناچيز مي شمارند ما از شما مي پرسيم آيا واقعا فرقي بين رعايت يک قانون و رعايت نکردن آن نيست؟ براي مثال، شما رئيس بانک هستيد. کسي به شما مراجعه کرده و تقاضاي چند ميليون وام مي کند. شما هم با تقاضاي او موافقت مي کنيد به شرط آنکه  وي شرايط و تعهداتي را که بانک از او مي خواهد در عرض چند دقيقه امضاء کرده و بپذيرد؛ اما او از شما مي‌خواهد تا بدون گذراندن مراحل قانوني، خواسته او را اجابت کرده و پول را به او تحويل دهيد. او اين جمله را به شما مي گويد:«چه فرقي مي کند من اين چهار تا برگه را امضاء کنم يا نه؟ اصل آن نقل و انتقال پول است.»شما چه جوابي به او مي دهيد؟ حق را به او مي دهيد و فورا پول را در اختيارش مي گذاريد؟ يا به او مي گوييد درست است که چند دقيقه بيشتر طول نمي کشد؛ اما کار بايد طبق قانون باشد؛ اگر قانون اجرا نشد اين نقل و انتقال ديگر نامش پرداخت وام نيست؛ اختلاس است. با همين چند دقيقه، کار به آن خوبي، به کاري به اين بدي تبديل مي شود بي آنکه تغييري در ظاهر آن پديد آمده باشد.گذشته از اين که در اين مثال، قانون، قانون اعتباري انساني است؛ ولي اجراي عقد براي ازدواج، قانون واقعي الهي است.
آيا شما بين عقد موقت با زنا فرق نمي گذاريد؟ اگر فرق نمي گذاريد در عقد دائم که با چند لفظ اجرا مي شود نيز بايد فرق نگذاريد؟!
همچنين تمام احکام محرم و نامحرم که در ازدواج دائم وجود دارد در ازدواج موقت نيز لحاظ مي شود. براي مثال مرد به محض اينکه زني را صيغه کرد ديگر حق ازدواج با مادر او را نخواهد داشت؛ آن زن هم ديگر حق ازدواج با پدر اين مرد را ندارد و بسياري از احکام ديگر. اما در زنا که سراسر بي بند و باري و عدم رعايت قوانين شرع است؛ اين احکام از اساس معنا ندارد.
در ازدواج موقت پس از آنکه دو طرف از هم جدا شدند زن بايد «عده» نگه دارد. و تا پايان مدت عده، حق ازدواج و ارتباط زناشويي با مرد ديگري را ندارد اما در زنا اين طور نيست چطور شما می گویید صیغه یک ساعتی!!
بنابرين فرق اساسي بين عقد موقت و زنا وجود دارد و هرگز نبايد رابطه نامشروعي که مورد نفرت خداوند متعال است را به بهانه شباهت در مورد يا مواردي، همانند ازدواجي دانست که مورد عنايت خداست
در ضمن متعه هر چند کار حلالی است و مباح اما این طور نیست که باید حتما آن را انجام داد حتی در برخی روایات از انجام آن در شرایط خاص و برای افراد خاص منع شده است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات



 
898 | سیفی | , ایران | ٢١:٥٤ - ١٨ آبان ١٣٩٥ |
با نام خدا
با عرض سلام و خسته نباشید به همه مسلمین
در زمان پیامبر یک دین اسلام و یک باور بود و بس
پس بیشتر از این به تفرقه اندازی بین مسلمین که هدف کفار در زمان پیامبر و هم اکنون نیز هست ادامه ندهید
همه مسلمانان برادر هم هستند
و انتخاب این که کدام مذهب حق هست رو به خداوند بسپارید (الله اعلم)
تشکرموفق باشین

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
همان پیامبری که شما از او دم می زنید از افتراق امت اسلامي که به هفتاده سه فرقه تقسيم مي شود و تنها يک فرقه اهل نجات است، خبر داده است 
وَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً.
 سنن الترمذي: 4/134 ح 277
وَسَبْعِينَ مِلَّةً كُلُّهُاْ فِي النَّارِ إِلَّا مِلَّةً وَاحِدَةً
الحاكم النيسابوري ، المستدرك  ج 1 ص 129.
با اين وجود آيا مي شود گفت هر فرقه طبق عقيده خود عمل کند او اهل نجات و حق است؟!! در حالي که پيامبر  يک فرقه را اهل نجات دانسته است اما اين فرقه کيست خود حضرت معرفي کرده است که نجات در تمسک به اهل بيت در کنار قرآن است در حديث ثقلين آمده است:
«قام رسول اللَّهِ  يَوْمًا فِينَا خَطِيبًا بِمَاءٍ يُدْعَى خُمًّا بين مَكَّةَ وَالْمَدِينَةِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عليه وَوَعَظَ وَذَكَّرَ ثُمَّ قال أَمَّا بَعْدُ ألا أَيُّهَا الناس فَإِنَّمَا أنا بَشَرٌ يُوشِكُ أَنْ يَأْتِيَ رسول رَبِّي فَأُجِيبَ وأنا تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فيه الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ فَحَثَّ على كِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فيه ثُمَّ قال وَأَهْلُ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي فقال له حُصَيْنٌ وَمَنْ أَهْلُ بَيْتِهِ يا زَيْدُ أَلَيْسَ نِسَاؤُهُ من أَهْلِ بَيْتِهِ قال نِسَاؤُهُ من أَهْلِ بَيْتِهِ وَلَكِنْ أَهْلُ بَيْتِهِ من حُرِمَ الصَّدَقَةَ بَعْدَهُ قال وَمَنْ هُمْ قال هُمْ آلُ عَلِيٍّ وَآلُ عَقِيلٍ وَآلُ جَعْفَرٍ وَآلُ عَبَّاسٍ قال كُلُّ هَؤُلَاءِ حُرِمَ الصَّدَقَةَ قال نعم»

روزي رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) کنار برکه آبي به نام «خم» بين مکه و مدينه ايستاد و براي جمعيت حاضر خطبه‌اي ايراد فرمود. در آن خطبه بعد از حمد وثناي الهي و موعظه و تذکر چنين فرمود: «اي مردم! همانا من بشري بيش نيستم و نزديک است که پيک الهي بيايد و جان مرا بگيرد و من دعوت او را اجابت کنم. من، ميان شما دو چيز گرانبها مي‌گذارم: اول آن‌ها، کتاب خدا که در آن هدايت و نور است. کتاب خدا را بگيريد و به آن چنگ بزنيد». پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) سفارش زيادي براي کتاب خدا کرده و مردم را بر عمل به آن تشويق فرمود. سپس فرمود: «و اهل بيت من. شما را سفارش مي‌کنم در حق اهل بيتم» و اين جمله را سه بار تکرار فرمود
صحيح مسلم»  ج 4 ، ص 1873
خود علماي اهل سنت طبق اين روايت  اعتراف کرده اند که بايد از اهل بيت که هدايت گر هستند تا روز قيامت وجود داشته باشد
همچنانکه ابن حجر  در خصوص حديث ثقلين گويد:
«وفي أحاديث الحث على التمسك بأهل البيت إشارة إلى عدم انقطاع متأهل منهم للتمسك به إلى يوم القيامة كما أن الكتاب العزيز كذلك ولهذا كانوا أمانا لأهل الأرض كما يأتي ويشهد لذلك الخبر السابق ( في كل خلف من أمتي عدول من أهل بيتي ) إلى آخره ثم أحق من يتمسك به منهم إمامهم وعالمهم علي بن أبي طالب كرم الله وجهه لما قدمناه من مزيد علمه ودقائق مستنبطاته» 
از اين حديث استفاده مى‌شود كه در هر زمان بايد فردى اهل بيت و عترت پاك من كه سزاوار تمسك است، تا روز قيامت موجود باشد، تا امر به تمسك در اين حديث معنا پيدا كند؛‌ همان‌گونه كه كتاب عزيز چنين است. و لذا اهل بيت در رواياتى كه بعداً‌ مى‌آيد، امان زمين معرفى شده اند  که شاهد اين نيز روايتي است که آمده است براي امت من عادلاني از اهل بيت وجود دارد .. سپس مستحق‌ترين اين اهل بيت به تمسک، امامشان و عالمشان علي بن ابي طالب است که داراي علم زياد و دقت در استنباط است
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة»  ج 2 ، ص 442
با این وجود آیا ما نباید دنبال مذهب حق باشیم  و راه درست را انتخاب بکنیم چه کسی گفته است به دنبال حق رفتن دلیل بر اختلاف است اگر اینطوری بود دیگر نیازی به ارسال انبیاء برای نشان دادن حق نبود!!!
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
899 | گری | , ایران | ٠٣:٤٥ - ٢٣ آذر ١٣٩٥ |
به خدا قسم...متاسفانه مدیر سایت به هر دلیلی خودشو توجیه میکنه.شماها به جای اختلاف افکنی و مطالب افترا و تقیه...مطالب پاسخی رو با عقل و منطق و قران و سنت بیان نمایید...نه با عقاید و توجیه های کور کورانه...و شماها اولا به جای اسامی مشکلاتی از قبیل صیغه و تقیه و تفسیرهای تحریفی رو برطرف کنید....به حق همه ما بعده مرگ جواب پس خواهیم داد.بعده مرگ نه این اسامی نه عقاید کورکورانه و نه لبیک های متفرقه به داد ما خواهد رسید.که تنها عمل و ایمان به خدا به دادمان خواهد رسید...الان تنها رب بارتعالی حاضر نوشته های من هست.امید دارم که دیگران هم شاهد و نظاره نوشته های من با عقل و منطق خود باشند.یا اینکه مدیر سایت بدون فکر و اندیشه..انی نسبت به حذف مطلب اقدام نماید.لاحول و لا قوه الله به الله...

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
این شما هستید که با بوق و کرنا کردن سعی در توجیه مسائل اسلام دارید تمام سایتها شما این نوع نامگذاری را ذکر کرده و بر علیه شیعه دارند استفاده می کنند که این اسامی دلیل بر محبت بین اهل بیت و خلفاء هست!! خوب اگر واقعا این اسامی برای شما  مسئله اساسی نیست لزومی ندارد این همه در خصوص آن بحث کنید و مرتب بر علیه شیعه استناد کنید خوب اگر راست می گویید این مسئله را از سایتهای خود حذف کنید و در خصوص آن نیاز به نوشتن هزاران مقاله نیست حالا ما دو یا سه تا مقاله در پاسخ مقالات شما نوشتیم این را شما بزرگ می بینید و می گویید این مسئله اساسی نیست اما به خودتان که می رسد فقط با این اسامی هزار تا مسئله  دیگر را مثل غصب فدک ، زدن حضرت زهرا علیها السلام و غیره را توجیه می کنید!!!
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
900 | شیعه | , ایران | ١٤:٢٠ - ٢٢ دي ١٣٩٥ |
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار
901 | محمد | , آلمان | ١٢:٤٩ - ٢١ بهمن ١٣٩٥ |
ما میگیم علی درست ولی ای کاش مثل علی عمل میکردیم.علی یعنی ایینه خدا
902 | محمد | , ایران | ٢٢:٠٦ - ٢٨ بهمن ١٣٩٥ |
سلام‌برادران‌سنی‌و‌شیعه‌با‌هم‌برادر‌باشید.
903 | محمد | , ایران | ١٦:٥٠ - ٢٩ بهمن ١٣٩٥ |
سلام.‌امیدوارم‌روزی‌بیاید‌که‌تمام‌مسلمانان‌را‌به‌اسم‌فقط‌مسلمان‌صدا‌بزنند
904 | دوست دار حضرت علی | , ایران | ٢٣:٥٦ - ٠٥ اسفند ١٣٩٥ |
حضرت علی در عرش اعلی بی نظیر است حضرت علی بر عالم و آدم امیر است ای کاش میتوانستم حضرت علی را ببینم و پاهای مبارکش را غرق در بوسه میکردم و دست نوازش حضرت علی را بر روی سرم حس میکردم
905 | امین | , ایران | ٠٤:٥٦ - ٠٨ اسفند ١٣٩٥ |
سلام.تو قرآن اومده مردم زمان موسی تو اون چهل روزیکه نبودباوجودهارون گوساله پرست شدن وبه زمان کفرشون برگشتن.حدیث منزلت روبذارکنارآیه مردم بعدپیامبرودرحضورمولاعلی گ؟؟؟؟؟؟
906 | محمد صالح | , ایران | ٠٠:٥١ - ١٠ اسفند ١٣٩٥ |
اون چیزی که بیشتر باعث میشه متنتون قانعم نکنه اینه که چند دلیل آورده شده که با هم متناقض هستند، یعنی فرض شما این است که یکی از این دلایل درست است، در صورتی که اگر دلیل محکم باشد نیازی به دلیل دیگر متناقض نیست، مثلا اول می گویید عمر یک اسم مرسوم بوده و اگر این اسم گذاشته شده بخاطر دیگر صحابه بوده، "البته صحابه ای که نقل کردید صرفا صحابه ای بودند که پیامبر را دیده بودند، هیچ یک از صحابه ی نزدیک نبودند، به هرحال، " اگر قرار باشد دلیل اول را بپذیریم دلیل بعدی که می گوید عمر خود این نام را بر پسر امام گذاشت نمیتوان پذیرفت. یعنی فرض خودتان هم این بوده که دلیل محکم نیست پس نیاز به دلیل بعدی وجود دارد، پس قبول کنید احتمال این وجود دارد که هیچ کدام از دلایل محکم نباشد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
هیچ کدام تناقضی با هم ندارند این همه نشان از ادله فراوان در خصوص علت نام گذاری است که اتفاقا اگر یک دلیل را کسی قول نکند دلائل دیگری نیز وجود دارد که مدعای ما را در خصوص علت نام گذاری ثابت می کند
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
1 |کوچی||١٧:٠٧ - ١٥ شهریور ١٣٩٦ |
0
 
0
برادر اینقدر صحابه صحابه نکنید حدیث کساء کافی برای حجت اون وقت هابیل قابیل هم فرزند آدم بودند ابوجهل به روایتی عموی پیامبر یا پسر عمو زاده های فراوان دیگه جعفر کذاب عموی امام زمان بودند هم اسمش هم جعفر صادق داریم یوسف هم یازده برادر دیگه داشت فرعون پدر خوانده موسی ع بود ابلیس فرشته مقرب بود اصلا معلون و رانده شده توجیه علمی نداره تمام شد و رفت شما ماستتو بخور
907 | منتظر | , ایران | ٠٧:١٨ - ١٣ اسفند ١٣٩٥ |
خداوکیلی ادله ای که آوردید برای خودتون قابل قبوله؟!!!
نه خداییش راستشو بگین؟!!!
بابا جون مادرتون دست از این تفرقه پراکنی ها بردارید به اون رئیس های انگلیسیتون هم بگین چهار تا آدم حقه باز تر بیارن واسه این سایت

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
شما بجای تعصب، اگر واقعا دلیلی در رد این مقاله دارید مطرح کنید و علمی و با مبنا پاسخ بدهید؟!!!!
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
908 | انور | , ایران | ١٥:١٣ - ١٠ فروردين ١٣٩٦ |
حقيقت بعضى اوقات البته براى بعضيهاتلخ على باابوبكروعمردوستان صميمى بودن حال شماقبول نكنيد!

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
این چه نوع دوستی بوده که به خانه دوست حمله می کنند و همسرش معصومش را به باد کتک گرفته و خود او را به زور برای بیعت دوست می برند!!!!
این دوستی است که همدیگر را دروغگو، خائن و گنهکار می دانستد!!!
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
909 | مجتبی خدادوست | , ایران | ١٥:٥٤ - ١٣ فروردين ١٣٩٦ |
سلام
وقتی با یه سنی صحبت می کنی احساس می کنی همه حرفات خورده به دیوار. اونها اغلب برای حرف زدن میایند و گوشی برای شنیدن ندارند چون سایتهای وهابی و علمای شبیه به ؟؟؟ گوششان را از کلمات باطل پر کرده اند
یا شایدم خدا گوش آنها را سنگین کرده به سبب انکار ولایت خلیفه خودش
بله کسی که ولایت شیطان و طاغوت رو قبول کنه ولایت خدا و خلیفه خدا رو انکار می کنه
سوره مبارکه البقرة آیه ۲۵۷
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنوا يُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ ۖ وَالَّذينَ كَفَروا أَولِياؤُهُمُ الطّاغوتُ يُخرِجونَهُم مِنَ النّورِ إِلَى الظُّلُماتِ ۗ أُولٰئِكَ أَصحابُ النّارِ ۖ هُم فيها خالِدونَ﴿۲۵۷﴾
خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون می‌برد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می‌برند؛ آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند.
آنها از ولایت امیرالمومنین علیه السلام محروم شده اند و از فرصتهای پیش آمده برای هدایت در این دنیا هم بهره مند نمی شوند
اما شما منتظر قیامت نباشید بزودی حجت الهی ظهور می کنه و حق رو برای منکرین اثبات می کنه و وای بر دلهایی که به سبب تکبر و تعصب بیجا آنها را قساوت گرفته است
910 | محمد | , ایران | ١٨:٥٠ - ٠٨ خرداد ١٣٩٦ |
همين جمله سلمان فارسى راه رو نشون ميده (كرديدو نكرديد)يعنى خليفه را انتخواب كرديد اما سخن پيامبر را گوش نكرديد
911 | رسول | , ایران | ١٢:٤٥ - ٠٣ تير ١٣٩٦ |
اعوذبالله من الشیطان الرجیم
912 | جواد | , آمریکا | ٢٠:٣٤ - ٠٩ مرداد ١٣٩٦ |
دو خطر ایران ومذهب رسمی آن را تهدید می کند .یک غفلت از ایرانی بودن اگر کشور ما سنی هم بود عربستان دست از دشمنی با ما بر نمی داشت.دوم روشن فکری سهل انگارنه است وزیر سوال بردن تاریخ امامان شیعه غرب از تمدن وفرهنگ شیعه هراس دارد باید ایران بر اساس علم و دین(مذهب) کاربردی تداعی بخش ایران ستورگ باشد
913 | بابک | , آمریکا | ١٧:٣٠ - ٢٣ مرداد ١٣٩٦ |
پاسخهای سایت به هیچ وجه قانع کننده نیست و بسیار سطحی و بی مایه و از سر رفع تکلیف بنظر میاید اگر موردی واقعیت دارد با شجاعت ان را بپذیرید و اسمان و ریسمان بهم نبافید امروز با اطلاعات و اگاهی که مردم دارند دیگر نمیتوان پاسخهای دهه های گذشته را به انان داد وانها از سر خود باز کرد !!!!!

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
اگر واقعا این مطالب که آنهم با مدرک و به صورت علمی از منابع اهل سنت نقل شده است، سطحی است! همین مطالب را ما نیز از شما می خواهیم به صورت هر چند سطحی نقد و رد کنید؟!! اگر واقعا در این خصوص می توانید و اطلاعات خوبی دارید ما حاضر هستیم با شما بحث کرده و به یک نتیجه برسیم!!
منتظر پاسخ و ردیه شما هستیم
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
914 | aladar | , ایران | ١١:٢٣ - ١٩ شهریور ١٣٩٦ |
سلام.
برادر سنی.
استراتژی دوستی اهل بیت با خلفا و اکثر صحابه بسیار خنده دار است.
در طول تاریخ تقابل میان موافقان سقیفه و مخالفان آن از روز روشنتر است.
طرفداران شما که سقیفه را قبول دارند موجب شدند امثال یزید بشود واجب الطاعة به نحوي كه بتوان تحت فرمان او مثل حسين را ذبح كرد و کعبه را سوزاند و جان و مال و ناموس مسلمان را سه روز حلال اعلام کرد.
ببینید حسن ها حسین ها زید ها و کل ائمه اثنا عشری کشته و شهید شدند؛ چرا حجاج هزاران علوی و نسل زهرای اطهر را کشت اگر میان اجدادش با علی علیه السلام دوستی بود.
کربلا چه بود، یزید؟ شمر؟ ابن سنان؟ حرمله ؟ ابن سعد؟ از موافقان سقیفه بودند یا مخالفان؟
توجه کن ای برادر سنی، تو را به خدایی که میپذیری سعی کن سعی کن توجه کنی: جنگ جمل چه بود؟ عایشه ام المومنین، طلحه، زبیر بر علیه چه کسی خروج کردند؟
بله بر علیه علی و خلیفه و امام زمان، آیا میان این ها دوستی بود؟ یا للعحب! یا للعجب!
آیا زهرای اطهر با بغض خلیفه اول از دنیا نرفت، صریح مسلم و بخاری را انکار می کنی؟!
این سنی خردمند و آگاه من خطاب به تو میگویم که اگر میان این ها دوستی بود، چرا عایشه و طلحه و زبیر اتهام قتل عثمان را حضرت امیر المومنین علی علیه السلام دادند؟ چرا قبر زهراء اطهر مخفی مانده؟ نگو که قبر برخی دیگر هم مخفی است، چرا که شخصیتی با شخص او قابل قیاس نیست؛ او تنها یادگار رسول صلی الله علیه وآله بود، ما در روایاتمان داریم که این وصیت خود آن بزرگوار بود که دوست نداشت خلیفه بر سر مزار او بیاد.
اگر اینها دوست بودند پس ماجرای آتش زدن خانه زهرا چه میشود؟ دورغ بود؟ آیا صحاح شما دروغ می گویند؟ آتش نزد، تهدید کردن اهل خانه به آتش زدن که مسلم است، دقت کن خلیفه دوم تهدید می کند که اگر بیرون نیایید اهل خانه را، علی را، زهرا را، حسن و حسین که که سید شباب اهل جنت هستند آتش می زنم.
یا للعجب که شخص بیدار گمان دوستی بین این ها بکند
چرا نام فاطمه در بین شما رواج ندارد در حالی که میدانید او افضل از تمام زنان است، نه شما، بلکه خلفای شما هم میدانستند و مقر بودند.
به خدا قسم شما را محروم کردند، راه را به شما نشان ندادند.
جواب شما به روایت: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلية چیست؟
فکر کن، ان شاء الله آزاد می شوی.
خدایا تو شاهدی که به خاطر تو نوشتم تو را قسم به مقدسات هر که را که می خواهد هدایت یابد هدایت فرما.
915 | مرتضی | , ایران | ١٧:٣٩ - ٢٩ شهریور ١٣٩٦ |
سلام
بنده سعی کردم بی طرف باشم
و با دلیل قبول کنم یا رد
ولی پاسخ شیعیان فعلا با ادله است و از منابع شیعه و سنی هر دو برای توضیحات استفاده می کنند
ولی برادر اهل سنت طرح های ذهنیش رو قبل از اینکه یه سرچ هم بکنه عنوان میکنه
فکر کنم بهتر این باشه که با هم کل کل نداشته باشیم کما اینکه بعضی از برادران شیعه نداشتن و سعی در ژاسخ منطقی داشتن اگه جایی طرف مقابل با دلایل عقلی و نقلی چیزیی رو اثبات میکنن بژذیریم که این شرط عقل هست. مثل مساله ازدواج موقت که اگه برادر اهل سنت قبلش یه سرچ ساده میکرد و شرایطش رو میدید متوجه میشد که از جمله شرایطش عده نگه داشتن هست و بنده این رو خدمت شما عرض کنم که اگه در جامعه ای و در بین مردم اشتباهی رخ میده دلیلی بر این نیست که اصل و اساس اون کار اشتباه باشه شاید اون اشخاص اون اصول رو بعضا رعایت نکرده باشن یا خوب توضیح نداده باشن ژس اگر مساله ازدواج موقت گاها اشتباه انجام بشه دلیلی بر اصل اون نیست چرا که از جمله شرایطش همون عده نگه داشتن هست که برادران اهل سنت ماین ایراد رو میگیرن که صیغه عده نگه نمیدارن. . در مورد ازدواج عمر با دختر امام علی اول خودتون بگید چند به چند هستید ایا این روایت رو قبول دارید که عمر ساق ژای ام کلثوم رو لمس کرده و و اونو ژسند کرده و گرفته یا نه؟ اگه قبول دارید که خلیفه پیر و عابد چرا باید این کارو کرده باشه که خلاف شان کسی هست که صفات دیگه ای براش در نظر می گیرید. اگه بگید نه و این روایت نبوده که پس ازدواجی در کار نبوده
شاد باشید
916 | شهروند | , ایران | ٠٩:٠٢ - ٠٣ مهر ١٣٩٦ |
دلایل شما قابل اعتنا نیستند.مخصوصا دلیل یا پاسخ دوم که واقعا مضحکه.کمی حرفه ای عمل کنید تا مایه خنده مردم نشید.امام علی با ان شجاعتش عمر خطاب به زور اسم پسرش رو تغییر میده؟خاک بر سرتون.این یک اهانت به امام علی است.پیدا کردن پاسخهایی به نفع خود برای سوالهای دیگران ان هم به هر بهایی حتی به بهای اهانت به امام علی تنها نشانگر عقل مشوش و کینه توزی شما نسبت به بقیه مسلمانان است

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
شما فکر می کنید اینکه گفته می شود عمر نام افراد را تغییر می داد یعنی می رفت شناسنامه آنها را می گرفت و نام او را از برگه یا چیزی تغییر می داد!!! نه اینطور نبوده بلکه در جایی و با جمعی می گفت اسم فلانی از این به بعد این است و این تنها در خصوص فرزند امام علی علیه السلام نبوده. عمر بن الخطاب ، اسم افراد ديگري را نيز در تاريخ تغيير داده است ؛ از جمله :
1.   إبراهيم بن الحارث بـ عبد الرحمن .
أسد الغابة، ج 3، ص 284، الإصابة، ج 5، ص 23.
2 . طحيل بن رباح بـ خالد بن رباح .
هامش المصنف، ج 1، ص 61
3 . الأجدع أبى «مسروق» بـ  «عبد الرحمن .
الطبقات الكبرى، ج 6، ص 76
لذا این نوع تغییر چه ربطی به شجاعت دارد!!! مگر به حضرت یوسف تهمت نزدند آیا می شود گفت حضرت یوسف شجاعت نداشت!!! آیا وی که نتوانست با زلیخا برخورد کند به شجاعت وی لطمه وارد شد؟!!!
در ضمن این شما هستید که که  باید پاسخ بدهید چرا خلیفه شما چنین برخوردی نسبت به  مردم داشته است؟!!!
موفق باشید
گروه پاسخ  به شبهات

 
917 | رابین | , ایران | ٠٨:٥٦ - ١٩ مهر ١٣٩٦ |
با سلام بنظرم اینا بی احترامی به صحابه است و همه ما باید برای اینکه کافر نشویم به اسلاممان و حفظ حرمت صحابه نباید به انها توهین کنیم حضرت عمر و حضرت علی درجاتشان یک اندازه است در نزد خداوند پس ما چرا خودمان را گناه بار کنیم بخدا قسم باید جواب تک تک این توهین ها را به پیامبر و خدا بدهیم.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
توهین به هر کس چه صحابه و غیر صحابه جایز نیست اما طبق آیات روایات باید پذیرفت که ملاک ایمان و تقوا، صحابه بودن نیست. آنچه در قرآن به عنوان ملاک برتري معرفي شده است تقوي مي باشد نه اينکه هر کس اصحاب پيامبر (ص) شد او آدم خوبي است در قران  برخي از صحابه که در اطراف پيامبر بودند  منافق بودند و ايمان واقعي نداشتند و در ظاهر جزء اصحاب محسوب مي شدند:همچنانکه آمده است
و ممن حولکم من الأعراب منافقون و من اهل المدينة مردوا علي النفاق لا تعلمهم نحن نعلمهم سنعذبهم مرتين ثم يردون الي عذاب عظيم.توبه 101
و از (ميان) اعراب باديه‏نشين كه اطراف شما هستند، جمعى منافقند و از اهل مدينه (نيز)، گروهى سخت به نفاق پاى بندند. تو آنها را نمى‏شناسى، ولى ما آنها را مى شناسيم. بزودى آنها را دو بار مجازات مى‏كنيم (: مجازاتى با رسوايى در دنيا، و مجازاتى به هنگام مرگ) سپس بسوى مجازات بزرگى (در قيامت) فرستاده مى‏شوند
همچنين در آيات ديگر آمده است برخي از صحابه فاسق بودند:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمين 
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد، درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد
مفسران اهل سنت گفته‌اند اين آيه درباره وليد بن عقبه نازل شده و او را به عنوان فاسق معرفي نموده است.
درتفسير مقاتل چنين آمده است:
 فأنزل الله تعالى في الوليد ثلاث آيات متواليات بفسقه وكذبه.
 خداوند سه آيه متوالي را درباره فسق وليد بن عقبه نازل نموده و او را به عنوان فاسق معرفي نموده است.
البلخي ، أبو الحسن مقاتل بن سليمان بن بشير الأزدي بالولاء (متوفا ى 150هـ) ، تفسير مقاتل بن سليمان ، ج 3 ص 260 ، ناشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت - 1424هـ - 2003م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : أحمد فريد.
 ارتداد عده زيادي از صحابه از مسلمات تاريخ است که حتي در مهمترين و صحيح‌ترين منابع اهل سنت نقل شده است. حديث حوض يکي از احاديثي است که به صراحت ارتداد جمع کثيري از صحابه را ثابت کرده است
بخاري از ابوهريره نقل مي كند كه پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايد
6215 عَنْ أَبِي هُرَيرَةَ عَنْ النَّبِي صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَسَلَّمَ قَالَ بَينَا أَنَا قَائِمٌ إِذَا زُمْرَةٌ حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَينِي وَبَينِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ فَقُلْتُ أَينَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ قُلْتُ وَمَا شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَکَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ الْقَهْقَرَى ثُمَّ إِذَا زُمْرَةٌ حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَينِي وَبَيْنِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ قُلْتُ أَينَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ قُلْتُ مَا شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَکَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ الْقَهْقَرَى فَلَا أُرَاهُ يخْلُصُ مِنْهُمْ إِلَّا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ
پيامبر صل الله عليه واله  فرموند: من، فرداي قيامت در كنار حوض مي آيم و تعدادي از صحابه مي خواهند نزد من بيايند، ولي آنها را از طرف حوض بر مي گردانند به سوي ديگر. گفتم: اينها را کجا مي بريد؟ مي‌گويند:  : به خدا قسم! اينها را به سمت آتش جهنم مي بريم. عرضه مي کنم: مگر اينها چه کار کرده اند؟ خطاب مي آيد:اينها بعد از تو مرتد شدند و بدعت‌ها گذاشتند و به دوران جاهليت برگشتند. سپس گروه ديگري را اينگونه به سمت آتش مي برند.مي‌گويم: اينها را کجا مي بريد؟ مي‌گويند: به خدا قسم! اينها را به سمت آتش جهنم مي بريم. عرضه مي کنم: مگر اينها چه کار کرده اند؟ خطاب مي آيد:اينها بعد از تو مرتد شدند و بدعت‌ها گذاشتند و به دوران جاهليت برگشتند.، و از اينها هيچکس از آتش نجات پيدا نمي‌کند، مگر به اندازه هَمَل نعم.
البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاى256هـ)، صحيح البخاري، ج 5   ص 2407، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.
با اين وجود چگونه مي شود گفت اصحاب افضلترين هستند ؟؟!
در خصوص درجات که در آخر اشاره کردید به این آدرس رجوع کنید تا مشخص شود که نظر حضرت علی علیه السلام در خصوص خلفا چه بوده است
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

 
918 | زینب | , ایران | ٠١:٤٩ - ٢٣ مهر ١٣٩٦ |
با عرض سلام و ادب خدمت برادران شیعه و سنی
شیعیان: اهل بیت در زمان حضرت علی و امام حسن سکوت کردند و از حق خودشون گذشتند برای وحدت مسلمانها تا جایی که در زمان امام حسین ع که اسلام رو در خطر دیدن امام دست به مبارزه با شمشیر زدن. آیا کدورت برادران شیعه و سنی باعث به خطر افتادن اسلام میشه یا اتحاد. آیا ما معتقد نیستیم پیامبر برای مکارم اخلاق مبعوث شدن‌؟ ما امت اسلامیم پس بیایم تو گفتارمون و لحن کلاممون و احترام به برادران دینیمون مراقبت بیشتری بکنیم. کینه توزی شیعه به سنی و سنی به شیعه جز ضرر برای اسلام چیزی ندارد. پشت هم باشیم تا اینطور امت پیامبر زیر دست صهیونیست ها و وهابی هاقلع وقمع نشن. روزی چند تا مسلمون به خاطر کینه توزی برادران شیعه وسنی کشته میشن و دشمن یک گوشه با آرامش به جهالت ما لبخند میزنه.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
ما نیز از اینکه بین شیعه وسنی اختلاف بشود و یا کدورتی پیش بیاید نگران هستیم ولی باید به این نکته توجه داشت که درست است که باید بین مسلمانان  اتحاد و همدلی باشد ولی باید در خصوص پیدا کرده راه درست نیز  تحقیق کرد این چیزی است که خود قرآن نیز به آن اشاره کرده است
در قرآن آمده است:
فَبَشِّرْ عِبَادِي الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمْ اللهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الاَْلْبَابِ﴾ زمر 39
آلوسي در ذيل آيه گويد: مراد اين است که اين آيه مدح کساني است که راه بهتر را تشخيص مي دهند
 الَّذينَ يَسْتَمعُونَ الْقَولَ فَيَتَّبعُونَ أَحْسَنَهُ ) * مدحٌ لَهُمْ بِأنَّهُم ، يُميِّزونَ بين الْحَسَنِ والأحْسَن والفَاضِلَ وَالأفْضَل
تفسير الآلوسي ج 23 ص 252
فخر رازي نيز چندين راهکار براي تشخيص مذهب صحيح ارائه داده است يکي اقامه دليل بر صحت با تحقيق است و ديگري دليل عقلي است وي مي نويسد:
قال الرازي المتوفی 606: أن الطريق إلى تصحيح المذاهب والأديان قسمان (أحدهما) إقامة الحجة والبنية على صحته على سبيل التحصيل ، وذلك أمر لا يمكن تحصيله إلا بالخوض في كل واحد من المسائل على التفصيل
( والثاني ) أنا قبل البحث عن الدلائل وتقريرها والشبهات وتزييفها نعرض تلك المذاهب وأضدادها على عقولنا ، فكل ما حكم أول العقل بأنه أفضل وأكمل كان أولى بالقبول .
تفسير الرازي  ج 26 ص 261.
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
 [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22] [23]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها