2018 May 22 - سه شنبه 01 خرداد 1397
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
کد مطلب: ٥١٣٧ تاریخ انتشار: ١٣ تير ١٣٩٤ تعداد بازدید: 385033
پرسش و پاسخ » امام علي (ع)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟

طرح شبهه:

شيعيان ادعا مي كنند كه خليفه اول و دوم به خانه فاطمه (رضي الله عنها) حمله كرده اند؛ در حالي كه همه مي دانيم علي رضي الله عنه چند تن از فرزندان خود را به نام هاي خلفا ـ همان هايي كه ادعا مي شود قاتل فاطمه بوده اند ـ نام گذاري كرده است. اين نشان مي دهد كه خلفا از اين تهمت ها بري هستند. آيا كسي نام فرزندانش را از نام قاتل زنش مي گذارد؟

نقد و بررسي:

پاسخ اجمالي:

نام گذاري به نام ابوبكر:

اولاً: اگر قرار بود كه امير مؤمنان عليه السلام نام فرزندش را ابوبكر بگذارد، از نام اصلي او (عبد الكعبه، عتيق، عبد الله و... با اختلافي كه وجود دارد) انتخاب مي كرد نه از كنيه او؛

ثانيا: ابوبكر كنيه فرزند علي عليه السلام بوده و انتخاب كنيه براي افراد در انحصار پدر فرزند نمي باشد؛ بلكه خود شخص با توجه به وقايعي كه در زندگي اش اتفاق مي افتاد كنيه اش را انتخاب مي كرد.

ثالثاً: بنا بر قولي، نام اين فرزند را امير مؤمنان عليه السلام، عبد اللّه گذارد كه در كربلا سنّش 25 سال بوده است.

ابو الفرج اصفهاني مي نويسد:

قتل عبد الله بن علي بن أبي طالب، وهو ابن خمس وعشرين سنة ولا عقب له.

عبد الله بن علي 25 ساله بود كه در كربلا به شهادت رسيد.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 22.

بنا براين سال ولادت عبد الله در اوائل خلافت حضرت علي عليه السلام بوده كه حضرت در آن دوره تندترين انتقاد ها را از خلفاي پيشين داشته است.

نام گذاري به نام عمر:

اولاً: يكي از عادات عمر تغيير نام افراد بود و بر اساس اظهار مورخان شخص عمر اين نام را بر او گذازد و به اين نام نيز معروف شد.

بلاذري در انساب الأشراف مي نويسد:

وكان عمر بن الخطاب سمّي عمر بن عليّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علي را از نام خويش، «عمر» نام گذاري كرد.

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1، ص 297.

ذهبي در سير اعلام النبلاء مي نويسد:

ومولده في أيام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براي وي انتخاب كرد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 4، ص 134، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

عمر بن الخطاب، اسم افراد ديگري را نيز در تاريخ تغيير داده است كه ما فقط به سه مورد اشاره مي كنيم:

1. إبراهيم بن الحارث بـ عبد الرحمن.

عبد الرحمن بن الحارث.... كان أبوه سماه إبراهيم فغيّر عمر اسمه.

پدرش اسم او را ابراهيم گذاشته بود؛ ولي عمر آن را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 5، ص 29، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

2. الأجدع أبي مسروق بـ عبد الرحمن.

الأجدع بن مالك بن أمية الهمداني الوادعي... فسماه عمر عبد الرحمن.

عمر بن الخطاب، اسم اجدع بن مالك را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 1، ص 186، رقم: 425، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

4 ثعلبة بن سعد بـ معلي:

وكان إسم المعلي ثعلبة، فسماه عمر بن الخطاب المعلي.

نام معلي، ثعلبه كه عمر آن را تغيير داد و معلي گذاشت.

الصحاري العوتبي، أبو المنذر سلمة بن مسلم بن إبراهيم (متوفاي: 511هـ)، الأنساب، ج 1، ص 250.

ثانياً: ابن حجر در كتاب الاصابة، باب «ذكر من اسمه عمر»، بيست و يك نفر از صحابه را نام مي برد كه اسمشان عمر بوده است.

1. عمر بن الحكم السلمي؛ 2. عمر بن الحكم البهزي؛ 3 . عمر بن سعد ابوكبشة الأنماري؛ 4. عمر بن سعيد بن مالك؛ 5. عمر بن سفيان بن عبد الأسد؛ 6. عمر بن ابوسلمة بن عبد الأسد؛ 7. عمر بن عكرمة بن ابوجهل؛ 8. عمر بن عمرو الليثي؛ 9. عمر بن عمير بن عدي؛ 10. عمر بن عمير غير منسوب؛ 11. عمر بن عوف النخعي؛ 12. عمر بن لاحق؛ 13. عمر بن مالك؛ 14. عمر بن معاوية الغاضري؛ 15. عمر بن وهب الثقفي؛ 16. عمر بن يزيد الكعبي؛ 17. عمر الأسلمي؛ 18. عمر الجمعي؛ 19. عمر الخثعمي؛ 20. عمر اليماني. 21. عمر بن الخطاب.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج4، ص587 ـ 597، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

آيا اين نام گذاري ها همه به خاطر علاقه به خليفه دوم بوده؟!.

نام گذاري به نام عثمان:

اولاً: نام گذاري به عثمان، نه به جهت همنامي با خليفه سوم و يا علاقه به او است؛ بلكه همانگونه كه امام عليه السلام فرموده، به خاطر علاقه به عثمان بن مظعون اين نام را انتخاب كرده است.

إنّما سمّيته بإسم أخي عثمان بن مظعون.

فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون ناميدم.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 23.

ثانياً: ابن حجر عسقلاني بيست و شش نفر از صحابه را ذكر مي كند كه نامشان عثمان بوده است، آيا مي شود گفت: همه اين نام گذاري ها چه پيش و چه پس از خليفه سوم به خاطر او بوده است

1. عثمان بن ابوجهم الأسلمي؛ 2. عثمان بن حكيم بن ابوالأوقص؛ 3. عثمان بن حميد بن زهير بن الحارث؛ 4. عثمان بن حنيف بالمهملة؛ 5. عثمان بن ربيعة بن أهبان؛ 6. عثمان بن ربيعة الثقفي؛ 7. عثمان بن سعيد بن أحمر؛ 8. عثمان بن شماس بن الشريد؛ 9. عثمان بن طلحة بن ابوطلحة؛ 10. عثمان بن ابوالعاص؛ 11. عثمان بن عامر بن عمرو؛ 12. عثمان بن عامر بن معتب؛ 13. عثمان بن عبد غنم؛ 14. عثمان بن عبيد الله بن عثمان؛ 15. عثمان بن عثمان بن الشريد؛ 16. عثمان بن عثمان الثقفي؛ 17. عثمان بن عمرو بن رفاعة؛ 18. عثمان بن عمرو الأنصاري؛ 19. عثمان بن عمرو بن الجموح؛ 20. عثمان بن قيس بن ابوالعاص؛ 21. عثمان بن مظعون؛ 22. عثمان بن معاذ بن عثمان؛ 23. عثمان بن نوفل زعم؛ 24 . عثمان بن وهب المخزومي؛ 25. عثمان الجهني؛ 26. عثمان بن عفان.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 4، ص 447 ـ 463، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

پاسخ هاي تفصيلي

1. هيج اسمي (غير از نام هاي خداوند باري تعالي) انحصاري نيست كه مختص يك نفر باشد؛ بلكه گاهي يك اسم براي افراد زيادي انتخاب مي شد كه با همان نام هم شناخته مي شدند و هيچ محدوديتي در اين زمينه در بين اقوام و ملل وجود نداشته است؛ بنابراين، نام هايي از قبيل ابوبكر و عمر و عثمان از نام هاي مرسومي بوده است كه بسياري از مردم زمان پيامبر و ياران واصحاب آن حضرت، و نيز ياران و دوستان و اصحاب امامان شيعه به همين نامها معروف و مشهور بوده اند، مانند:

أبوبكر حضرمي، ابوبكر بن ابوسمّاك، ابوبكر عياش و ابوبكر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام.

عمر بن عبد اللّه ثقفي، عمر بن قيس، عمر بن معمر از اصحاب امام باقر عليه السلام. و عمر بن أبان، عمر بن أبان كلبي، عمر بن ابوحفص، عمر بن ابوشعبة! عمر بن اذينة، عمر بن براء، عمر بن حفص، عمر بن حنظلة، عمر بن سلمة و... از اصحاب امام صادق عليه السلام.

عثمان اعمي بصري، عثمان جبلة و عثمان بن زياد از اصحاب امام باقر عليه السلام، و عثمان اصبهاني، عثمان بن يزيد، عثمان نوا، از اصحاب امام صادق عليه السلام.

2. شكي نيست كه شيعيان از يزيد بن معاويه و اعمال زشت او تنفر شديدي داشته و دارند؛ ولي در عين حال مي بينيم كه در بين شيعيان و اصحاب ائمه عليهم السلام كساني بوده اند كه نام شان يزيد بوده است؛ مانند:

يزيد بن حاتم از اصحاب امام سجاد عليه السلام. يزيد بن عبد الملك، يزيد صائغ، يزيد كناسي از اصحاب امام باقر عليه السلام؛ يزيد الشعر، يزيد بن خليفة، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحة، يزيد بن فرقد، يزيد مولي حكم از اصحاب امام صادق عليه السلام.

حتي يكي از اصحاب امام صادق عليه السلام، نامش شمر بن يزيد بوده است.

الأردبيلي الغروي، محمد بن علي (متوفاي1101هـ)، جامع الرواة وإزاحة الاشتباهات عن الطرق والاسناد، ج 1 ص 402، ناشر: مكتبة المحمدي.

آيا اين نام گذاري ها مي تواند دليل بر محبوبيت يزيد بن معاويه نزد ائمّه و شيعيان آنان باشد؟

3. نامگذاري فرزندان روي علاقه پدر و مادر به افراد و شخصيت ها صورت نمي گرفت و گر نه بايد همه مسلمانان، نام فرزندان خود را به نام رسول اكرم صلي الله عليه وآله نامگذاري مي كردند.

اگر نامگذاري به خاطر ابراز محبت به شخصيت ها بود، چرا خليفه دوم به سراسر ممالك اسلامي بخشنامه كرد كه كسي حق ندارد فرزندش را به نام رسول خدا صلي الله عليه وآله نامگذاري كند؟

ابن بطال و ابن حجر در شرحشان بر صحيح بخاري مي نويسند:

كتب عمر إلي أهل الكوفة الا تسموا أحدًا باسم نبي.

إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 344، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 10، ص 572، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

عيني در عمدة القاري مي نويسد:

وكان عمر رضي الله تعالي عنه كتب إلي أهل الكوفة لا تسموا أحدا باسم نبي وأمر جماعة بالمدينة بتغيير أسماء أبنائهم المسمين بمحمد حتي ذكر له جماعة من الصحابة أنه أذن لهم في ذلك فتركهم.

العيني، بدر الدين محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 15، ص 39، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

4. نام يكي از صحابه «عمر بن ابوسلمة قرشي» است كه پسر خوانده رسول اكرم صلي الله عليه وآله از امّ سلمه بوده است، از كجا اين نام گذاري به خاطر علاقه حضرت امير عليه السلام به اين پسر خوانده پيامبر گرامي صلي الله عليه وآله نبوده است؟

5. بنا به نقل شيخ مفيد نام يكي از فرزندان امام مجتبي عليه السلام عمرو بوده است، آيا مي شود گفت: كه اين نامگذاري به خاطر همنامي با اسم عمرو بن عبدود و يا عمرو بن هشام (ابوجهل) بوده است؟

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج 2، ص 20، باب ذكر ولد الحسن بن علي عليهما ، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1414هـ - 1993 م.

6. با توجه به آن چه كه در صحيح مسلم از قول عمر بن خطاب آمده است، نظر حضرت امير عليه السلام نسبت به ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن بوده اند، وي خطاب به علي عليه السلام و عباس مي گويد:

فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا  تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.

پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم، شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را.

ابوبكر گفت: رسول خدا فرموده است: ما چيزي به ارث نمي گذاريم، آن چه مي ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناه كار، حيله گر و خيانت كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو، دين دار و پيرو حق بود.

پس از مرگ ابوبكر، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

و در روايتي كه در صحيح بخاري وجود دارد، امير مؤمنان عليه السلام، ابوبكر را «استبدادگر» مي داند:

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَرَي لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم نَصِيبًا.

تو به زور بر ما مسلط شدي، و ما بخاطر نزديك بودن به رسول اكرم (ص) خود را سزاوار تر به خلافت مي ديديم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

و در روايت ديگري خود شيخين نقل كرده اند كه امير مؤمنان عليه السلام حتي دوست نداشت، چهر عمر را ببيند:

فَأَرْسَلَ إلي أبي بَكْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

آيا با توجه به اين موضعگيري هاي تند امير مؤمنان عليه السلام در برابر خلفا، مي شود ادعا كرد كه حضرت به خاطر علاقه به خلفاء اسم فرزندان خود را همنام آنان قرار داده است؟

7. اهل سنت ادعا مي كنند كه اين نامگذاري ها همگي به خاطر روابط خوب امام علي عليه السلام باخلفا بوده است. اگر چنين است، چرا خلفاء نام حسن وحسين را كه فرزندان رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز بوده اند، براي فرزندان خويش انتخاب نكرده اند؟

آيا دوستي مي تواند يك طرفه باشد؟

نتيجه:

نامگذاري فرزندان امير مؤمنان عليه السلام به نام هاي خلفا، خدمتي به حُسن روابط ميان امير مؤمنان و خلفا نمي كند و از آن نمي توان براي انكار شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها استفاده كرد.

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات 

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 





Share
921 | رابین | | ٠٠:٥٨ - ٠٣ آبان ١٣٩٦ |
برادر شیعه اگر توعربستان بدنیا میومدی بازم برعلیه سنی اینقد استدلال جمع میکردی؟وتو برادر سنی ورفیق صحابه اگر بچه اخوند بدنیا میومدی بازم سنگ عمر وبه سینه میزدی؟حالا نمیخوام بگم تو امازون بدنیا میومدین..یکم انسان باشین بسه
922 | محمد | , آمریکا | ١٠:١٥ - ١١ آبان ١٣٩٦ |
من یک شیعه هستم و محقق این دروغها متاسفانه بعد رحلت امام خمینی باب شد.رحلت حضرت فطمه را کردن شهادت وپیراهن عثمان...بیشتر احادیث دروغ و روایات دروغ در زمان صفوی و توسط مجلسی ها پخش گردید.علی شیر خدا بود کسی که ولید را به خاطر شرب خمر شلاق زد...انوقت همسرش را بکشند و او ساکت بشیند!!!؟؟؟تنها کدورت علی (ع) از عمر بن خطاب در زمان حکومتش بود که با صحابه و مردم قدری خشن رفتار می کرد..دیگر صحابه هم از عمر دلخور بودند...بقیه مسائل دروغ است...علی بعد پیامبر خلیفه نشد چون مردم در نظام جاهلی و قبیله ای سیر می کردند هنوز، و ریش سپید ترین...و قدرت مند ترین صحابه از نظر نصب قبیله ای به لحاظ نفوذ که ابوبکر بود و از پیامبر هم سنش زیاد تر بود را انتخاب کردند...علی هم چون نظر اکثریت نادانان را دید تمکین کرد...تا اختلاف بین مسلمین نیفتد...علی در ان زمان زیر سی سال سن داشت..!! وی دشمنی با خلفا نداشت...انتقاد میکرد و مشاوره میداد ولی دشمن انان نبود..بلکه دوستی داشت با انان..همچنین محمد ابوبکر فرزند ابوبکر را در دامان خود پرورش داد که در راه او نیز شهید شد.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در خصوص شهادت حضرت زهرا علیها السلام خوب است به این مقاله رجوع کنید تا برایتان روش شود که شهادت حضرت از زمان امام خمینی مطرح شد یا قبلش بود!!!
در خصوص دفاع حضرت علی علیه السلام از همسرش نیز خوب است بدانید اميرمؤمنان عليه السلام در مرحله اول و زمانى كه آن‌ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمين زد، با مشت به صورت و گردن او كوبيد؛ اما از آن جايى كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلى الله عليه وآله صبر پيشه كرد
وعن علي بن أبي طالب قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم إنه سيكون اختلاف وأمر فإن استطعت أن تكون السلم فافعل رواه عبدالله ورجاله ثقات
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - 1407 ج 7 ص 234
با اين وجود اگر حضرت مي خواست با آنها وارد جنگ بشود ، آيا همين کساني که شبهه مي کنند که چرا حضرت علي عليه السلام قيام نکرد، نمي گفتند چرا حضرت قيام کرد مگر مامور به صبر نبود! چرا حضرت حرف پيامبر صلي الله عليه و آله را زمين زد و گوش نکرد!!
دیدگاه حضرت علی علیه السلام نیز در خصوص عمر روش است
http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5021
با وجوداین همه روایات در خصوص تعیین حضرت علی علیه السلام به عنوان خلیفه چه می کنید و چطور توجیه می کنید!!!!
انتخاب جانشني فقط به دست خداست و کسي حق اظهار نظر در اين خصوص  را ندارد همچنانکه انتخاب پيامبران فقط به دست خداست و کسي حق دخالت و يا حتي پيشنهاد کسي را  در اين خصوص  ندارد لذا وقتي خود پيامبر نيز حق پيشنهاد در اين خصوص را ندارد  و در طول  زندگي خود نيز چينن کاري را نکرد چطور کسان ديگر امثال ابوبکر و عمر چنين حقي را دارند آيا عقل آنها از پيامبر بيشتر بوده است ؟!!
خوب است در اين خصوص به روايتي از صحيح بخاري دقت شود که حجت را براي همگان روشن کرده است:
عن ابن عَبَّاسٍ رضي الله عنهما قال قَدِمَ مُسَيْلِمَةُ الْكَذَّابُ على عَهْدِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَجَعَلَ يقول: إن جَعَلَ لي مُحَمَّدٌ الْأَمْرَ من بَعْدِهِ تَبِعْتُهُ وَقَدِمَهَا في بَشَرٍ كَثِيرٍ من قَوْمِهِ. فَأَقْبَلَ إليه رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَمَعَهُ ثَابِتُ بن قَيْسِ بن شَمَّاسٍ وفي يَدِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قِطْعَةُ جَرِيدٍ حتى وَقَفَ على مُسَيْلِمَةَ في أَصْحَابِهِ فقال: لو سَأَلْتَنِي هذه الْقِطْعَةَ ما أَعْطَيْتُكَهَا وَلَنْ تَعْدُوَ أَمْرَ اللَّهِ فِيكَ وَلَئِنْ أَدْبَرْتَ ليَعْقِرَنَّكَ الله وَإِنِّي لَأَرَاكَ الذي أُرِيتُ فِيكَ ما رأيت
ابن عَبَّاسٍ رضى الله عنهما گفت: مُسَيْلِمَه ْكَذَّاب در زمان رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مى‌گفت: اگر محمد امارت بعد از خودش را براى من قرار دهد از او پيروى مى‌كنم، او با افراد فراوان از قبيله‌اش به سمت آن حضرت آمد و رسول خدا صلى الله عليه وسلم به همراه ثابت بن قيس به او رو كرد و در حالى كه در دستشان تكه چوبى بود به نزد او رفت و در مقابلش ايستاد و فرمود: اگر اين تكه چوب را از من بخواهى، به تو نخواهم داد وَ هرگز امر الله را در خود نخواهى ديد و اگر پشت كنى (و اسلام نياوري) قطعا خداوند تو را خوار خواهد كرد و من عاقبت تو را شوم مى‌بينم. صحيح البخاري - کتاب المناقب - باب علاماة النبوة في الإسلام - ح 3374
با اين وجود چطور و با چه مبنایی شما می گوئید که مردم ابوبکر را چون سنش زیاد بود انتخاب کردند!!!
در خصوص مشورت حضرت علی علیه السلام نیز به این آدرس رجوع کنید
 محمد بن ابوبکر از مریدان حضرت علی علیه السلام بود و راه حضرت را پیش گرفت از تبعیت روش خاندان خود ابا زدکرد و حتی روش خواهرش عایشه را نیز قبول نداشت 
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
1 |مجتبی||١٠:٢٩ - ٢٥ ارديبهشت ١٣٩٧ |
0
 
0
تو شیعی ای !!!! تو محققی!!! ارکان شیعه گری زیر سوال می بری میگی من شیعه ام فکر کنم تا حالا یک بار هم قرآن نخوندی .. خجالت بکش خودتو جا شیعه جا نزن .. نظرت خیلی ناشیانه و احمقانه بود آبروی هم کیشای سنیتو بردی
923 | سارا | , ایران | ٠٩:٥٠ - ٢٧ آبان ١٣٩٦ |
این چرندیات چیه میخاید بچپونید تو تاریخ؟! :)))) حمله کرده خب چرا نمیخاید قبول کنید :) حمله کرذده قدرت و غصب کرده . حالا هی شیره بمالید سر اهل سنت . الانم قدرت شیرینه برادر به برادر رحم نمیکنه چه برسه به ابوبکر که عرب و جنگطلب بوده.
924 | وحید | , ایران | ١١:٠٠ - ١٥ دي ١٣٩٦ |
من از شما سوال دارم.حالا به هر حال چرا حضرت علی اسم فرزندانشونو ابوبکر و عمر و عثمان گذاشتند کاری نداریم.سوال من اینکه چرا شیعیان که مدعی هستند پیرو امام علی اند اسم فرزندانشونو به پیروی از امام علی ابوبکر و عمر و عثمان نمیگذارند؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در علاقه مسلمانان به پيامبر صلي الله عليه و آله  شکي نيست. اما آيا همه مسلمانان نام محمد را براي فرزندان خود انتخاب مي‌کنند؟ آيا مي‌توان گفت که آنهايي که فرزندي به نام رسول خدا ندارند، به ايشان بي علاقه هستند؟!
نامگذاري در هر اجتماعي، بسته به فرهنگ و سنت آن است. عرب‏ها براي خود يك سري نام‏هاي متداول داشته‏اند كه بعضاً "عَلَم" بوده و معناي خاصي نداشته و بعضي از آنها معنا داشته مانند معاويه و حارث كه مربوط به فرهنگ آن زمان جامعه بوده است، كه از جمله آن: ابوبكر، عثمان، عمر، معاويه، عمر، يزيد و ... مي‏ باشد. اين اسامي در فرهنگ زمان پيشين مرسوم بوده و امروز هم در بسياري از كشورها و مناطق عرب‌نشين، اين اسامي مورد پسند مردم است و مردم فرزندانشان را بدينگونه نامگذاري مي‏ كنند.جريان كربلا و ستم‏هاي‏ بني‌اميه، فاصله فرهنگي بين شيعه و ديگران روز به روز بيشتر گرديد و رفته رفته در فرهنگ شيعيان يك سري اسامي رواج يافت و يك سري نامها از رونق افتاد. شيعيان در قرن‌هاي بعد كوشيدند با نامگذاري فرزندان خويش به نام‏هاي پيامبر و اهل بيت و صحابه با وفايشان، به نوعي در پي زنده كردن ارزش‏ها برآيند البته اين فرهنگ برگرفته از فرمايشات ائمه عليهم السلام مي‏ باشد
بنابراين نامگذاري‏ها برگرفته از فرهنگ اجتماعي است و در زمان  ائمه عيهم السلام به خصوص در زمان امام علي عليه السلام نامگذاري به آن اسامي مذموم و متروك نبود البته پاسخ تفصیلی در خصوص نامگذاری در مقاله فوق و قسمت نظراتش بیان شده است
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

 
1 |محسن||٠٢:٤٩ - ٠٨ بهمن ١٣٩٦ |
0
 
0
اولا ماها اسمهای چهارده معصوم بین ما رواج نداره
چون پاک و معصوم بودن
بین ما اسم صحابه یا فرزندان معمولی امامان رواج نداره
فقط اسم و کنیه خود اماما بین ما رواج داره
آره اگه اسم پسران معمولی امامان رواج داشت و فرق میزاشتیم حرف شما درست بود ولی ما فقط اسم و لقب شخص اماما میزاریم چکار به بچه هاشون داریم
925 | مهدی | , آمریکا | ١٠:٣٩ - ٣٠ دي ١٣٩٦ |
چه توجیهات خنده دار و کودکانه ای ! البته اگر به نور ایمان مجهز باشی اصلا نمیری تاریخ های معتبر رو بخونی و همون حرف پای منبر رو قبول میکنی !
اما اگر مثا جوانان امروز مجهز به عقل و خرد باشی ، به این توجیهات مسخره میخندی و فقط ضعف شما در اینجا اشکار شده
926 | حسن | , ایران | ١٦:٠٢ - ١١ اسفند ١٣٩٦ |
من یه سوال از برادران اهل سنت دارم .اگه در جنگ جمل بودین با امام علی میرفتین یا عایشه؟؟ نگید بی طرف که اینجور یعنی شما بیشتر از اونها میفهمین .
927 | محمد باقراف | , ایران | ٠٧:٤٩ - ٢٤ اسفند ١٣٩٦ |
خیلی مطلب عالی بود . خواهش میکنم از این مقاله ها زیاد بزارید.من از کشور اذربایجان هستم وهابی ها انجا زیاد هستند.باید به شبه های انها جواب داد.یک شبه دارند که اگر فدک مال فاطمه س بود چرا امام علی وقتی که خلیفه بود باز نگرداند
928 | علیرضا | , انگلستان | ٠٣:١٦ - ٢٨ اسفند ١٣٩٦ |
احسنت به شما ، خیلی عجیب هست که اهل سنت باز هم با وجود این دلایل اصرار باطل بر مدعای خود دارند
929 | حسین | , ایران | ٢١:٢٣ - ٢٤ فروردين ١٣٩٧ |
خودم شیعه هستم ولی در موردِ نامگذاری فرزند حضرت علی به اسمِ "ابوبکر" هر توجیهی ناشی از تعصب و ماست مالی کردنِ.میشه گفت که نامِ "عُمر"،"عثمان" در بینِ اعراب مرسوم بودِ ولی نامِ "ابوبکر"اصلا بینِ اعراب مرسوم نبودِ. چون اسم واقعیِ خلیفۀ اول "ابوبکر"نبودِ بلکه اسمی بودِ که خاصِ ایشون بودِ و فقط او این نام را داشتِ.غیرقابلِ قبول هست که حضرت علی نامِ دشمنِ همسرش و کسی که در قتل حضرت فاطمه نقش داشتِ را بر فرزندش بگذارد!.

پاسخ:
  سلام.
ابوبكر كنيه فرزند علي (عليه السلام) است و انتخاب كنيه بر روى افراد در انحصار پدر فرزند نمى باشد و چه بسا افراد ديگر و يا به مناسبتها و وقايع گوناگون كنيه مناسب روى افراد گذاشته مى شود .از اسامی رایج بوده :ابوبكر الحضرمي أبو بكر بن أبي سمّاك، أبو بكر عياش و أبوبكر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام
930 | حسین | , ایران | ١٧:٠٣ - ٣٠ فروردين ١٣٩٧ |
خودم شیعه هستم ولی در موردِ نام فرزندِ حضرت علی به "ابوبکر"غیرِقابلِ قبول است و مشهور این است که نام ایشان "ابوبَکر"بودِ حالا شما رفتید از یه جا در آوردید که مثلا "عبدالله"بودِ!!. خلیفۀ اول اسمِش را ابوبکر می خواندند یعنی کنیه دیگه نبودِ بلکه اسمِ خاصِ خلیفۀ اول بودِ و به این اسم معروف بودِ.ابوبکر هم همینه،اسمِ مرسومی در بینِ عرب نبود و مخصوصِ خلیفۀ اول بودِ. آنوقت حضرت علی نامِ غاصب اموال همسرش و قاتل همسرش را روی فرزندَش بگذارد؟!!اصلا مسخره اس این اصرارِ شما بر غیرمنطقی پاسخ دادن هم بی فایده است بالاخره باید انصاف داشت. بی شک اسمِ فرزندِ علی،ابوبکر بودِ.چه کسی اسمِ قاتلِ زن خودِش را می گذارد روی بچه اس.باز اگر مثلا به گفتۀ شما عبدالله هم بودِ به فرض،باز بنا به قولِ مشهور نام اصلی "خلیفۀ اول ابوبکر" ،"عبدالله"بودِ. چه کسی می آید و نام های مشابه اسمِ قاتلِ زنَش و غاصبِ اموال همسرش را بر بچه اش بگذارد. حتی یکی از فرزندانِ امام حسن هم "ابوبکر"بودِ،کدام فرزندی نامِ قاتلِ مادرش را روی بچه اش میگذارد؟!!!

پاسخ:
  • سلام بايد هدف از طرح این سؤال مشخص بشود اگر هدف شما اینست که بگویید اختلافی بین امام علی ع و خلفاء نبوده این پر واضح هست که غلطه چون روایات زیادی هست که میگوید با هم رابطه ی خوبی نداشته اند و اگر امام در جاهایی در بحث حکومت داری به آنها کمک کرده فقط به جهت مصالح بالاتر و نفع رساندن به اسلام و مسلمین بوده است
  •  در نامه ای که حضرت علی علیه السلام به مالک نوشت معلوم می شود که همکاری حضرت با خلفا فقط به خاطر حفظ دین و اسلام است که به گوشه ای از آن اشاره می کنیم:
  • أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً ص نَذِیراً لِلْعَالَمِینَ وَ مُهَیْمِناً عَلَی الْمُرْسَلِینَ فَلَمَّا مَضَی [ص ع تَنَازَعَ الْمُسْلِمُونَ الْأَمْرَ مِنْ بَعْدِهِ فَوَاللَّهِ مَا کَانَ یُلْقَی فِی رُوعِی وَ لَا یَخْطُرُ بِبَالِی أَنَّ الْعَرَبَ تُزْعِجُ هَذَا الْأَمْرَ مِنْ بَعْدِهِ ص عَنْ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ لَا أَنَّهُمْ مُنَحُّوهُ عَنِّی مِنْ بَعْدِهِ فَمَا رَاعَنِی إِلَّا انْثِیَالُ النَّاسِ عَلَی فُلَانٍ یُبَایِعُونَهُ فَأَمْسَکْتُ [بِیَدِی یَدِی حَتَّی رَأَیْتُ رَاجِعَةَ النَّاسِ قَدْ رَجَعَتْ عَنِ الْإِسْلَامِ یَدْعُونَ إِلَی مَحْقِ دَیْنِ مُحَمَّدٍ ص فَخَشِیتُ إِنْ لَمْ أَنْصُرِ الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ أَنْ أَرَی فِیهِ ثَلْماً أَوْ هَدْماً تَکُونُ الْمُصِیبَةُ بِهِ عَلَیَّ أَعْظَمَ مِنْ فَوْتِ وِلَایَتِکُمُ الَّتِی إِنَّمَا هِیَ مَتَاعُ أَیَّامٍ قَلَائِلَ یَزُولُ مِنْهَا مَا کَانَ کَمَا یَزُولُ السَّرَابُ- [وَ أَوْ کَمَا یَتَقَشَّعُ السَّحَابُ فَنَهَضْتُ فِی تِلْکَ الْأَحْدَاثِ حَتَّی زَاحَ الْبَاطِلُ وَ زَهَقَ وَ اطْمَأَنَّ الدِّینُ وَ تَنَهْنَه[1]
  •  اما بعد، همانا خداوند سبحان محمد (ص) را بر انگیخت تا جهانیان را- از نافرمانی او- بیم دهد، و گواه پیامبران- پیش از خود- گردد. چون او بسوی خدا رفت، مسلمانان پس از وی در کار حکومت به هم افتادند- و دست ستیز گشادند- و به خدا در دلم نمی‏گذشت و به خاطرم نمی‏رسید که عرب خلافت را پس از پیامبر (ص) از خاندان او برآرد، یا مرا پس از وی از عهده‏دار شدن آن بازدارد، و چیزی مرا نگران نکرد و به شگفتم نیاورد، جز شتافتن مردم بر فلان از هر سو و بیعت کردن با او. پس دست خود بازکشیدم، تا آنکه دیدم گروهی در دین خود نماندند، و از اسلام روی برگرداندند و مردم را به نابود ساختن دین‏ محمد (ص) خواندند. پس ترسیدم که اگر اسلام و مسلمانان را یاری نکنم، رخنه‏ای در آن بینم یا ویرانیی، که مصیبت آن بر من سخت‏تر از- محروم ماندن از خلافت- است و از دست شدن حکومت شما، که روزهایی چند است که چون سرابی نهان شود، یا چون ابر که فراهم نشده پراکنده گردد. پس در میان آن آشوب و غوغا برخاستم تا جمع باطل بپراکنید و محو و نابود گردید، و دین استوار شد و بر جای بیارمید.[2] 
  • [1] . نهج البلاغة ص 451.
  • [2] . نهج البلاغة-ترجمه شهیدی ، متن، ص 347  
  • با توجه به آن چه كه در صحيح مسلم از قول عمر بن خطاب آمده است، نظر حضرت امير عليه السلام نسبت به ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن بوده اند، و خطاب به علي عليه السلام و عباس مي گويد:
  • فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا  تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.
  • پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم، شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را.
  • ابوبكر گفت: رسول خدا فرموده است: ما چيزي به ارث نمي گذاريم، آن چه مي ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناه كار، حيله گر و خيانت كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو، دين دار و پيرو حق بود.
  • پس از مرگ ابوبكر، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد.
  • النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

 

931 | محسن | , ایران | ١٨:٤٣ - ٠٤ ارديبهشت ١٣٩٧ |
هیچ کسی در زمانِ پیغمبر نامِ "ابوبکر"نداشتِ فقط خلیفۀ اول بود که همه بهش می گفتَن "ابوبَکر"و این نام دیگه به اسمِ واقعی تبدیل شد.بعد از اینکه ایشون مُرد و بی شک ارتباط با نامِ خلیفۀ اول دارد. مثلا در زمانِ پیغمبر تنها کسی که "ابولهب"نام داشت،عموی پیغمبر بود حالا فرض کنید،بعدها کسی اسمِ بچه اش را "ابولهب"بگذار ایا استنباط نمی شود که این نامگذاری ارتباطی با عموی اشتِ؟!پس چرا کسی این نام را نمیذارِ؟چون دشمنِ پیغمبر بودِ. حالا در مورد نامِ "ابوبَکر"هم همینه ،چطور امام حسن و برخی از یارانِ امامان بعد از مرگِ "ابوبکر"اسم بچه هاشون رو اسمِ خلیفۀ اول گذاشتن؟!قطعا دشمنی ایی که در کتوبِ شیعی امامیه به اون حَد پر کینه و نفرَت از "ابوبکر"گفتِ شدِ،به آن حد نبودِ. اصلا به فرض "ابوبَکر"نامی بودِ چرا منبری ها و آخوندها در محافِل علنی و عزاداری عاشورا اسمِ این فرزندِ ارشدِ امام حسن"شهید ابوبکر"را ذکر نمی کنند یا خاطره ایی ازش نمی گویند. نگویید که سانسور نمی کنند که با واقعیت تطابق ندارد.خودِ امام حسن گذاشتن"ابوبَکر"شما چرا سانسور می کنید،خدای نکرده امام حسن متوجه نبودند با اینکه خودِ شما مدعی هستید که "علمِ غیب" و "معصوم"بودند،حتی زیارتنامه ایی که از امام هادی است،باز فرزندِ امام حسن را با نام"ابوبَکر بن حسن"یاد کردِ،بعد حالا شماها بیشتر متوجه می شوید.

پاسخ:
سلام.اگر میخواهید بگویید که ائمه نباید اسم فرزندشان را مثل اسمهای خلفاء  می گذاشتند تا ثابت کنن که با اونها مشکل دارن و از اونها بدشان می آمد این درست نیست اگر نامگذاري به خاطر ابراز محبت به شخصيت ها بود، چرا خليفه دوم به سراسر ممالك اسلامي بخشنامه كرد كه كسي حق ندارد فرزندش را به نام رسول خدا صلي الله عليه وآله نامگذاري كند؟

ابن بطال و ابن حجر در شرحشان بر صحيح بخاري مي نويسند:

كتب عمر إلي أهل الكوفة الا تسموا أحدًا باسم نبي.

إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 344، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 10، ص 572، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

عيني در عمدة القاري مي نويسد:

وكان عمر رضي الله تعالي عنه كتب إلي أهل الكوفة لا تسموا أحدا باسم نبي وأمر جماعة بالمدينة بتغيير أسماء أبنائهم المسمين بمحمد حتي ذكر له جماعة من الصحابة أنه أذن لهم في ذلك فتركهم.

العيني، بدر الدين محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 15، ص 39، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

932 | علی رضا | , ایران | ١٠:١٧ - ٢٤ ارديبهشت ١٣٩٧ |
عجیب است!ابن عباس و علی به عمر خاین و منافق میگفتند!اما یکی از مشکلات شما غالی ها به ابن عباس همکاری بسیار او با خلفا بود !مردی که از مشاوران محبوب عمر بود چه جالب چه پارادوکسی بین تاریخ و احادیث و ایات قران که طبق ان نباید با فاسق و فاجرهمکاری کرد!
بله مخالفت بوده چون بنده اعتقاد راسخ دارم که حق علی را خوردند اما خود انها هیچ نگفتند تا تفرقه نیفتد و کلی مشاوره و همکاری هم کردند!
عبدالله بن مسعود از یاران صمیمی نبی اکرم و امام علی از همکاران فعال خلفا بود!چه جالب!
در دین تفرقه نکنید انها گذشتند شما هم اگر شیعه اید بگذرید و کمر بر نابودی امویان و عباسین کافر ببندید
 [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22] [23] [24]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English