2017 February 23 - پنج شنبه 05 اسفند 1395
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟
کد مطلب: ٥٠١٦ تاریخ انتشار: ١١ مهر ١٣٩٥ تعداد بازدید: 32892
پرسش و پاسخ » عقائد شيعه
چرا امام حسين (عليه السلام) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، اقدام به قيام كرد ؟

سؤال كننده : فرهاد.ف

توضيح سؤال :

امام حسين (ع) با اين كه مي دانست شهيد مي شود ، چرا اقدام به قيام كرد؟

بسم الله الرحمان الرحيم

با عرض سلام و خسته نباشيد ! عده اي از افرادي كه دنبال پيدا كردن نقص و اشكال از عملكرد امامان مي باشند ، در شبكه ها... طرح ميكنند كه اگر امام حسين (عليه السلام) عالم بر شهادتش بود ، چرا به طرف كربلا رفت ؟ چنانچه صدمه رساندن خود از محرمات است !!!!

اين تفكري كه بي سوادان و بهانه جويان دارند .

آيا اين سخن صحيح است ؟ چرا؟

پاسخ :

يكي از شبهاتي كه ممكن است ذهن خواننده يا شنونده روضه امام حسين عليه السلام را به خود مشغول كند اين است كه امام حسين عليه السلام با اين كار خود را به هلاكتي انداخته اند كه خداوند در قرآن با آيه « وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَي التَّهْلُكَةِ ؛ خود را با دستهايتان به هلاكت نيندازيد » نهي كرده است . وانجام اين كار، خود كشي است

چطور ممكن است امام حسين عليه السلام كه فرزند رسول گرامي اسلام و امير المؤمنين عليه السلام است و با دين اسلام آشنايي كامل دارد چنين كاري كرده باشند ؟

براي رسيدن به جواب از اين شبهه مقدمه اي را در مورد معناي آيه « هلاكت » اشاره مي نماييم تا معني هلاكت حرام مشخص شود ، تا بعد ببنيم كه آيا اين عنوان در مورد قيام بزرگ امام حسين عليه السلام صدق مي كند يا خير .

خداوند در قرآن في فرمايند :

وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَي التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ . البقره / 195 .

در راه خدا انفاق كنيد و خود را با دستهايتان به هلاكت نيندازيد و نيكي كنيد كه خداوند نيكو كاران را دوست دارد .

« تهلكة» در اين آيه به معناي هلاكت است و مقصود از آن هر كاري است كه انجام آن به انسان ضرر بزرگي بزند كه تحمل آن در حالت عادي ممكن نيست ؛ مانند فقر يا مريضي يا مرگ .

اين آيه كريمه در ابتدا به انفاق در راه خدا ؛ يعني فداكاري در راه وي و بخشش در طريقي كه او مي پسندد ، دعوت و پس از آن از انداختن خود در هلاكت منع مي نمايد . پس مراد از هلاكت در اين آيه ، هلاكتي است كه از ترك فداكاري و از خود گذشتگي در راه خدا نشأت مي گيرد .

سپس مي فرمايد " و نيكي كنيد" . يعني با فداكاري و از خودگذشتگي در راه خدا از نيكو كاران باشيد ؛ پر واضح است كه هر نوع فداكاري ، فداكاري نيكو نمي باشد وهر بخششي محبوب و پسنديده درگاه خداوند نيست ؛ زيرا اگر چنين بود بايد فداكاري هاي ديوانگان و نادانان نيز ، در نزد خداوند پسنديده باشد .

فداكاري و از جان گذشتگي مورد پسند خداوند شرايطي دارد كه مهمترين آن ، اين دو شرط است :

1. فداكاري و از خود گذشتگي در راه و هدفي باشد كه عقلاي عالم آن را مي پسندند ؛ و گر نه اگر از محدوده عقل خارج شده و داخل در اعمال جنون آميز يا ناخود آگاه شود ، مورد پسند خداوند نخواهد بود ؛

2 . آن چه در راه او هديه مي شود از نظر ارزش ، از خود هديه ، داراي برتري و فضيلت باشد ؛ مانند گذشتن از مال براي به دست آوردن علم يا سلامتي . و يا قرباني كردن حيواني براي تامين نياز غذايي انسان . در يك كلام ،هرچه هدف والاتر باشد فداكاري در راه آن برتر و كامل تر است .

اين دو مطلب ، دو شرط اساسي از شروطي هستند كه بايد در هر بخشش و انفاق و فداكاري رعايت شود تا آن فداكاري نيكو بوده و در راه خدا به حساب آيد .

با اين مقدمه ، به خوبي مشخص مي شود كه قيام امام حسين عليه السلام به طور كامل در راه خدا بوده است ؛ زيرا و اين دو شرط را به نحو كامل داشته است ؛ بنابراين تمام فداكاري هايي كه آن حضرت در روز عاشورا انجام داده اند ، در راه خدا و مورد رضايت الله بوده است.

خلاصه اينكه : آيه هلاكت ( يا هر دليلي كه خودكشي را حرام مي كند ) شامل هر گونه خود را به خطر انداختن نمي شود ؛ و قرباني كردن جان و مال را اگر براي هدفي بزرگ و شريف - مثل آن قيام جاودان امام حسين عليه السلام - باشد ، حرام نمي كند ؛ چون در فداكاري هاي حضرت شروط فداكاري شريف و از خود گذشتگي مقدس به بهترين نحو موجود است .

اگر نبود فداكاري حسين عليه السلام در روز عاشورا ، اسلام ، قرآن و هر آن چه پيامبران در طول تاريخ آورده بودند ، در زير آوار بدعت ها ، سياه نمايي ها و انحرافاتي كه خلفاي پيشين به وجود آورده بودند دفن مي شد و اثري از آن باقي نمي ماند ؛ همانطور كه اديان گذشته در زير اين رسوبات مدفون شد و اثر درستي از آن ها بر جاي نماند .

پس قيام امام حسين عليه السلام هم عقلائي است و هم هدفي كه آن حضرت دارد ، از دادن جان و مال و فرزند و در يك كلمه تمام هستي ، باارزش تر است .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)





Share
41 | عبدالله عبدالله زاده | , ایران | ٢٢:٣٠ - ١٦ دي ١٣٩٢ |
دوستان سلام به نظر من امام حسين ع قيام نکردند امام معصوم چون کعبه ميماند که مردم بايد به سراغش بروند جز امام زمان ع که مامور به قيام است کوفيان نامه نوشتند به امام حسين ع و ايشان اجابت کردند در نزديکي کوفه چون خبر شهادت مسلم رسيد و ايشان ديدند کوفيان نامه هاي خود را نديده انگاشتند و بر حرفشان نبودند خواستند به مدينه برگردند که سپاه حر نگذاشت در واقع راه ايشان براي کوفه و بازگشت به مدينه را سد کردند يزيديانکه خدا لعنتشان کند به دنبال اين بودند که چون امام تنهاست بيعت با يزيد را بگيرند چه بسا بيعت هم ميگرفتند باز هم حضرت را رها نميکردند و چون برحق نبودن باز هم ترس داشتند در هر صورت حضرت به دنبال جنگ نبودند و در سفر به کوفه به تکليف عمل کردند هر چند ميدانستند که انها بر عهدشان نخواهند بود ولي به تکليف عمل کردند و رفتند تا فرداي تاريخ و روز قيامت نگويند ما فرزند رسول الله را خوانديم و اجابت نکرد و اينگونه گمراه شديم امام حسين ع حاضر به بيعت نشدند انها هم قصد شهادت ان حضرت را کردند و ايشان هم تا اخرين قطره خون در راه خدا مبارزه کردند
و اما در جواب کامنت 5 جناب اقاي خرمي راد بايد بگويم خداوند کامل و کمال محض است و هر چه شرايط بودن را داشته باشد مي افريند بايد خلق کند که خالق باشد به طور مثال من بگويم نقاش مشهوري را ميشناسم شما بگو نقاشيش را ميتوان ديد؟ من بگويم تا کنون نقاشي نکشيده است چون نيازي به نقاشي اش ندارد و وضع ماليش عاليست شما در جواب من ميگوييد اگر نقاشي نکشيده است پس نميتوان گفت نقاش است چه برسد به اينکه نقاش خوبي هم باشد و خداوند هم همين است لازمه صفت خالق خلق کردن است خالق است و خلق ميکند بي انکه نيازي به خلقتش داشته باشد التماس دعا
الهم عجل لوليک الفرج............. امين
42 | عبدالله عبدالله زاده | , ایران | ١٨:٥٥ - ١٧ دي ١٣٩٢ |
با سلام در جواب کامنت 17 بگويم تفکر کنيد چه کسي با 72 نفر لشکرکشي و قيام ميکند و حتي خانواده خود از زنان و کودکان را به همراه ميبرد مگر پيامبر اين همه جنگ کردند خانواده شان را همراه ميبردند؟؟؟ امام حسين ع و ياران با وفايش فقط به تکليف الهي عمل کردند حجت را تمام کردند براي تمام انسانهاي روي زمين تا انتهاي خلقت........... افلا يعقلون
43 | متين مكاريان | , ایران | ٢٤:٠٦ - ٢٧ بهمن ١٣٩٢ |
آيا يزيد به امام حسين قول حکومت کوفه را داده و وقتي امام حسين با خانواده خود به سمت کوفه راهي شدند زير قولش زد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

علت اصلي امام حسين عليه السلام از رفتن به کوفه بخاطر عدم بيعت با يزيد بود چگونه مي توان پذيرفت کسي که بر عليه حکومت ظالمانه يزيد قيام کرده باشد، بخاطر حکومت در کوفه که يزيد قولش را داده است، برود ؟! امام حسين عليه السلام بعد از مرگ معاويه با حکومت يزيد مواجه شد که از او بيعت مي خواست . با توجه به شناختي که از يزيد داشت، از بيعت امتناع و دست به حرکت عملي مخالف حکومت زد. از آنجا که شيعيان و دوست داران اهل بيت در کوفه از حضرت خواسته بودند که به سمت ايشان برود، لذا حضرت به کوفه رفت

امام حسين عليه السلام در يكي از خطبه‌هايش مي‌فرمايد:

من رأي سلطانا جائرا، مستحلا لحرم الله، ناكثا لعهد الله، مخالفا لسنة رسول الله صلي الله عليه و سلم، يعمل في عباد الله بالاثم و العدوان، فلم يغير عليه بفعل و لا قول، كان حقا علي الله إن يدخله مدخله. اگر كسي ببيند حاكم جائري (همانند يزيد و أمثال او) را كه حلال خدا را حرام كرده و حرام خدا را حلال كرده و عهد خدا را شكسته است و سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را زير پا گذاشته است و در ميان مردم، جز ستم و ظلم، كار ديگري نمي‌كند، اگر كسي در برابر اين‌چنين حاكم جائر و ضد دين مخالفت و قيام نكند و قولاً و فعلاً در برابر او نايستد، خداوند او را فرداي قيامت داخل همان آتشي مي‌كند كه آن سلطان جائر را داخل كرده است.

تاريخ الطبري، ج4، ص304 ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج4، ص48 ـ كتاب الفتوح لأحمد بن أعثم الكوفي، ج5، ص

يعني اگر يك حاكم جائري در جامعه باشد و ويژگي‌هاي يزيد را داشته باشد و مردم در برابر او قيام نكنند، همين مردم با آن يزيد، در جهنم در يك طبقه هستند. اين سخن آقا امام حسين (عليه السلام) است. جالب اين است كه امام حسين (عليه السلام) در ذيل همين خطبه مي‌فرمايد: ألا و إن هؤلاء قد لزموا طاعة الشيطان و تركوا طاعة الرحمن و أظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استأثروا بالفئ و أحلوا حرام الله و حرموا حلاله و أنا أحق من غير و قد أتتني كتبكم و قدمت علي رسلكم ببيعتكم، انكم لا تسلموني و لا تخذلوني، فإن تممتم علي بيعتكم تصيبوا رشدكم. آگاه باشيد كه اين يزيد و يزيديان، ملازم فرمان شيطان هستند و دستور إلهي را زير پا گذاشتند و فسادشان را آشكار كرده‌اند و حدود إلهي را تعطيل كرده‌اند و بيت المال مسلمين را به هرگونه كه مي‌خواهند، غارت مي‌كنند و حرام خدا را حلال كرده‌اند و حلاا خدا را حرام كرده‌اند و من شايسته‌ترين فرد هستم كه در برابر اين جنايت قيام و مبارزه كنم.

اين تعبير هم در منابع أهل سنت آمده است و طبراني و هيثمي و ديگران نقل كرده‌اند كه آقا امام حسين عليه السلام مي‌فرمايد: ألا ترون الحق لا يعمل به و الباطل لا يتناهي عنه، ليرغب المؤمن في لقاء الله، فإني لا أري الموت إلا سعادة و الحياة مع الظالمين إلا برما. آيا نمي‌بينيد كه در اين حكومت به حق عمل نمي‌شود و از باطل نهي نمي‌شود؟! ... در اين موقعيت، من شهادت را جز سعادت نمي‌بينم و زندگي با اين ظالمين را جز ننگ نمي‌بينم.

المعجم الكبير للطبراني، ج3، ص115 ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج9، ص192 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج14، ص217 ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج3، ص310 ـ تاريخ الطبري، ج4، ص305 ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج5، ص12

بنابراين اين حرف که يزيد به امام وعده حکومت داده بعد زير قولش زد، دروغي بيش نيست

جهت اطلاع درباره قيام امام حسين عليه السلام به اين آدرس رجوع کنيد


موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
44 | متين مكاريان | , ایران | ٠٢:١٨ - ٢٩ بهمن ١٣٩٢ |
اگر امام حسين براي حکومت نرفت پس چرا اهل بيتش را نيز با خود برد؟مگر کوفيان نامه ندادند کوفه براي شما محيا است؟مگر هدف امام از بين بردن کفر نبود؟پس چرا به جنگي که ميدانست آخرش شکست است تن داد؟؟؟؟؟؟؟؟آيا نميتوانست در فرصتي مناسب يزيد را نابود کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

لطفا مباحث را با هم خلط نکنيد شما در نطر قبلي گفتيد چون يزيد قول حکومت به امام را داده بود بخاطر آن امام حسين عليه السلام به کوفه رفت که در جواب گفتيم چنين نبوده بلکه با ذکر مطالبي از زبان خود حضرت بيان داشتيم که هدف حضرت قيام بر عليه حاکم ظالم بوده است اما اينجا بحث را عوض کرده و وارد بحث ديگري شديد دراينجا نيز بايد به شما بگوييم امام که به کوفه مي رفتند بخاطر برپايي حکومت اسلامي بود امام نه آن حکومتي که در نظر شماست که گفتيد از طرف يزيد مي رفت

اما در خصوص اينکه چرا حضرت اهل بيت خود را به کوفه برد اينجا شما بايد چند چيز را در نظر داشته باشيد که اولا: امام حسين عليه السلام معصوم است و ايشان تکليف خود را بهتر از من و شما مي فهمد لذا ايشان چيزي را مي دانست که بقيه آن را نمي توانستند درک کنند به عنوان مثال اگر امام اهل بيت خود بويژه حضرت زينب عليها السلام را به کربلا نمي برد چه کسي بايد واقعا عاشورا را که چه اتفاق و چه جنايتي اتفاق افتاده را گزارش مي داد ؟لذا امام حسين عليه‌‌السّلام با تدبير و حسابگري دقيق زنان و فرزندان را همراه خود به کربلا برد تا راوي رنج‌‌ها و گزارشگر صحنه‌‌هاي عاشورا و پيام رسان خون شهيدان باشند و سلطه يزيدي نتواند بر آن جنايت عظيم پرده بکشد يا قضايا را به گونه‌‌اي ديگر وانمود کند.

حضرت مي‌‌دانست که ايشان و يارانش توسط سپاه يزيد به شهادت مي‌‌رسند و هيچ ‌کس از افراد بشر به اين فاجعه و هدف آن آگاه نمي‌‌شوند. پس احتياج به مروجيني دارد که نداي حق و حقيقت را به گوش انسان‌‌هاي عاقل برسانند و آن مروجين اهل ‌بيت و زن‌‌ها و بچه‌‌هاي او بودند که مکمل قيام خونين کربلا بودند.

ثانيا:امام حسين(ع) با همراه بردن اهل بيت(ع), مردم را به فدا‌کاري دعوت مي کرد و پيامش اين بود که براي رسيدن به هدف والا و با ارزش, بايد از جان و مال و فرزند و زن گذشت. از سوي ديگر, کساني که حسين(ع) را ياري مي کردند, اگر او را در ميان خانواده اش ياري مي کردند، بسيار شايسته‌تر بود؛ چنان‌که تنها‌ گذاشتن او در ميان آنها ناپسند بود

ثالثا:برخي انيز اين چنين احتمال داده اند که اگر اهل بيت امام(ع) در مدينه مي ماندند، امنيت آنان از سوي دشمن به خطر مي افتاد؛ چون اگر امام آنها را در مدينه باقي مي گذاشت و خود به همراه اصحاب و ياران به کربلا مي رفت، يزيديان براي بيعت گرفتن از امام آنها را دستگير و زنداني مي کردند و در اين صورت امام يا به خاطر آزادي اهل‌بيت تسليم دشـمن مي‌شد, يا بدون اعتنا به اهل بيت, قيام خود را به انجام مي‌رساند که در هردو صورت نهضت او در نطفه خفه مي‌شد يا بي‌نتيجه مي ماند.

رابعا:علت اينكه به رغم آگاهي ازخطرات سفر امام اهل بيت خود را همراه خود به سوي كوفه برد، اين بود كه به واسطه الهامي كه از عالم معنا به اباعبدالله (ع) شده بود و پيامبر (ص) در عالم رويا به ايشان فرمود: (ان شاالله ان يراهن سبايا) بحارالانوار ، ج 44 ، ص 364 حضرت فهميد كه اسارت اينها مورد رضاي حق است، يعني ، حضرت مصلحت تشخيص داد كه اهل بيت خود را همراه ببرد. در حقيقت امام (ع) با اين كار، پيام آوران خود را مناطق مختلف حتي به قلب حكومت دشمن فرستاد تا پيام خود را به گوش همگان رساند.

اما اينکه شما مي گوييد چرا امام در فرصت مناسب قيام نکرد تا يزيد را نابود کند، احتمالا شما از تاريخ آن زمان اطلاع دقيقي نداريد زيزا امام در شرايطي بود که اگر در همين فرصت بدست آمده قيام نمي کرد بايد با يزيد که تهديد به قتل مي کرد، بيعت مي کرد اين مطلب هم در سخنان امام وجود دارد و هم از برنامه دشمن استفاده مي­ شود. امام حسين عليه السلام به هيج عنوان نمي­ توانست با يزيد بيعت کند زيرا بيعت حضرت پيامد هاي منفي زياد داشت. بيعت امام مساوي بود با به رسميت شناختن حکومت غير مشروع يزيد. اگرامام بيعت مي کرد خود مردم بيش از پيش در مورد اسلام و نظام اسلامى به اشتباه مى ‏افتادند و اسلامى باقى نمى‏ ماند.

و اگر بنا باشد فقط در صورت پيروزي ظاهري فقط اقدام به کاري کرد، در اين صورت بايد به پيامبر صلي الله عليه و آله نيز اشکال کرد که چرا به جنگ احد اقدام کرد که موجب شد که بهترين ياران حضرت از جمله حمزه را از دست بدهد و در ظاهر دشمن پيروز شود آيا مي شود گفت پيامبر (ص) بدون تدبير اقدام کرد؟! امام با حرکتش مشروعيت مردمي حکومت بني‌‌اميه را زير سؤال برد لذا يزيد بعد از شهادت امام (ع) بخاطر خطر سقوط حکومتش، عبيدالله را متهم به انجام اين عمل نموده و او را سرزنش کرد

بنابراين شما بايد اين اصل را در نظر داشته باشيد که امام حسين عليه السلام داراي مقام عصمت است لذا کاري را بر خلاف رضاي خدا انجام نمي دهد و هر کار او حساب شده و بدون اشتباه است شما اگر به زوايايي ديگر اين قيام از جمله احياء و زنده نمودن برخي از ارزش‌‌ها مانند قيام و شهادت در مقابل حکومت جائران و مستکبران، نگاه کنيد مي بينيد که حضرت چه کار عظيمي و با ارزشي را انجام دادند

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
45 | bisetareh | | ٢٢:٠٤ - ٢٩ بهمن ١٣٩٢ |
متين مکاريان چرا امام حسين ع اهل بيت رو باخودش برد.؟وسوال اولتان
چطور ميگي حضرت به خاطر حکومت کوفه قول گرفت.کسي را که خليفه خداست چطور شريک حکومت جبارين شود. همان طور که برادرش امام حسن ع در امر خلافت با معاويه شريک نشد امام حسين ع هم نشد؟ واگر امام حسين ع پست حکومتي ميخواست چرا از پدرش معاويه نخواست؟ امام حسين ع وقتي ظلم وستم و فسق آشکار يزيد را ديد .وقتي سگ بازي او را ديد وديد اسلام در خطر است قيام کرد.و از آنجا که کوفيان با نامه هاي بسيار خود حضرت را دعوت کردند به سمت کوفه رفت.
1- او جزو آيه تطهير است اشتباه نميکند معصوم است وبهتر از هرکس ميفهمد لزوم بردن اهل بيتش براي چيست.
ولي اوني که ما فهميديم امام حسين ع همه چيزش حتي خانواده را فداي رضاي خدا کرد . اين کار را کرد که جهانيان بفهمند حضرت براي امر به معروف ونهي از منکر وزنده ماندن اسلام از هيچ جانفشاني دريغ نکرد وحجت را برمردم تمام کرد.
2-اگر اهل بيت نبودن راويان اين واقعه بزرگ چه کساني بودند؟وچگونه اين روايت همه گير ميشد وستم بني اميه را چه کسي ميفهميد؟
اگر حضرت زينب س نبود وقتي به شام رسيدند و مردم خيال ميکردند خارجي ها را به اسارت مي آورند چه کسي مردم را آگاه ميکرد اينها خارجي نيستند بلکه اهل بيت رسول الله هستند.
3- سايت هم توضيح داد صلاح در اين نبود اهل بيت در ميان دشمن به گروگان گرفته شوند
ياعلي
46 | آشتياني | , ایران | ٢٤:٤٧ - ٢١ اسفند ١٣٩٢ |
به نام خدا
با سلام واحترام
خداوند از حضرت ابراهيم(ع) خواست تا فرزند خود اسماعيل (ع) را در راه خدا قرباني کند ،حال آن که قصد پروردگار سنجيدن ميزان ايمان و اعتقاد پيامبر خويش بود.
،حضرت ابراهيم (ع) با تمام وسوسه هاي شيطان که از لحظه الهام دستور تا زماني که فرزند و در واقع عزيزترين دارايي خود در دنيا را به حالت قرباني آماده ميکرد ،او را رها نميکرد،اين دستور الهي را انجام داد،اما به اذن خدا چاقو کند شد و گلوي اسماعيل را نبريد و خداوند قرباني ديگري را(ظاهرا" گوسفندي از آسمان فرستاده شد تا ابراهيم آن را قرباني کند) خداوند به اين آساني ها زير منت بنده خود حتي پيامبر صاحب کتاب خويش که به ايشان مقام امامت نيز داده است نميرود!!
پس کمي فکر کنيم که مقام امام حسين (ع) در پيشگاه خداوند چقدر است که شاهد بدترين و جانسوزترين واقعه اي بود که يک انسان مي تواند در طول عمر خويش در اين اين دنيا ببيند ، از گلوي غرق در خون جگر گوشه اش علي اصغر تا دستان بريده و يدن تکه تکه ساقي طفلانش ابا الفضل هتک حرمت به نواميسش ووو...
چطور ممکن است انساني براي مال و منال دنيا و حکومت قيام کند در صورتي که با ارزشترين دارايي هاي دنيايي خويش را قرباني ميکند حال آنکه به خوبي ميداند که خودش نبز به بدترين شکل ممکن کشته ميشود؟؟؟ بي ترديد هدفي بالاتر از اميال شخصي و اهداف دنيايي را دنبال ميکند آنهم اسلام است.
و اينگونه است که خداوند عالم زير منت ابراهيم(ع) نرفت ولي امام حسين (ع) چرا...


47 | نويد نظري | , ایران | ٠٥:٥٤ - ١٤ آبان ١٣٩٣ |
سلام.
چند دليل ميتواند داشته باشد
1- خود خانواده خواستند که با ايشان همراهي کنند. حتي ساير ياران نيز همينطور. وقتي ابي عبد الله جون را آزاد کرد. او گفت: دست از تو بر نمي دارم.
2- شايد مهمترين دليل همراهي خانواده با ابي عبد الله بيمه کردن قيام عاشورا باشد.
چرا که امروزه در شبکه هاي وهابي امام حسين عليه السلام را به عنوان شخصي که بر خليفه خروج کرده است معرفي ميکنند. کليپ بن باز مشهور است که ميگويد: "بيعة يزيد بن معاوية بيعة شرعية أخذها ابوه في زمن حياتها" بيعت يزيد بيعت شرعي اي بود که پدرش معاويه در زماني که زنده بود از مردم برايش بيعت گرفت . و اين يعني خروج امام حسين بر خليفه رسول خدا صلي الله عليه و آله. پاسخش اين است کسي که سر جنگ داشته باشد که خانواده اش را با خود نمي برد.
3- پاسخ ديگر اينکه امام عليه السلام مأمور است به ظاهر عمل کند. آنچه از نامه هاي کوفيان بر مي آيد امام مدت طولاني اي در کوفه خواهند ماند و حکومت تشکيل خواهند داد. باز نگوييد پس علم غيب امام چه؟ پاسخشن را رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم درباره اموري که براي قضاوت به ايشان محول ميشد دادند. مردم انتظار داشتند که پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم با علم غيبش گناهکار را مشخص فرمايند و ديگر نيازي به بينه و شاهد نباشد. ايشان فرمودند: إني لم اومر أن انقب عن القلوب. من مأمور نيستم که از قلبها را نقب بزنم و اطلاعات را بيرون بياورم. من مأمور به ظاهرم
48 | faeze | , ایران | ١٢:٥٠ - ١٥ آبان ١٣٩٣ |
خيلييي ممنون از توضيحاتتون.
49 | حسین | , ایران | ١٠:٥٢ - ١٨ تير ١٣٩٥ |
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت اساتید گروه پاسخ به شبهات سوالی داشتم
در روایات زیادی در مورد قیام قبل از قائم ع در این خصوص امده است:
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
مَا خَرَجَ وَ لَا یَخْرُجُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ إِلَى قِیَامِ قَائِمِنَا أَحَدٌ لِیَدْفَعَ ظُلْماً أَوْ یَنْعَشَ حَقّاً إلَّا اصْطَلَمَتْهُ الْبَلِیَّةُ، وَ کَانَ قِیَامُهُ زِیَادَةً فِی مَکْرُوهِنَا وَ شِیعَتِنَا
” کسى از ما اهل بیت براى دفع ظلمى یا گرفتن حقى قبل از قیام قائم ما، قیام نکرده و نمى‌کند، مگر به مصیبت و بلیّه دچار مى‌شود و قیامش سبب ازدیاد کراهت و رنج ما و شیعیان ما مى‌شود.
صحیفه سجادیه، «مقدمه» - ص 12
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=249146
سند این روایت همان سند صحیفه ی سجادیه است که از معتبرترین کتب شیعه است .
آیت الله سید علی حسینی میلانی این روایت را تصحیح کرده است :
http://www.al-milani.com/farsi/qa/qa.php?cat=7

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
اين روايت گذشته از ضعف سند آن و تعارض با روایات جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و مسئله تقیه، در صدد اين نيست كه اصل جواز قيام را ردّ كنند، بلكه پيروزي را نفي مي كند یعنی در خارج اگر کسی قبل از ظهور قیام بکند،(بخاطر دلائلی مانند عدم وجود یار و یا امکانات و غیره) پیروز نمی شود؛  زيرا اگر مراد نفي جواز قیام باشد ، در این صورت قيام امام حسين(ع) همچنين قيام زيد بن علي و حسين بن علي شهيد فخ و... است !! در حالی که  بدون ترديد، اين قيامها مورد تأييد ائمه(ع) بوده است.
بنابراین عدم پيروزي قيام، دليل بر نفي تكليف به قيام نيست
همچنانکه آیت الله منتظری در خصوص این روایت و روایات دیگر می نویسد:
أقول : مضافاً إلى ما مرَّ من الخدشة في سند الخبر ، والى احتمال كون هذا السنخ
من الأخبار من مختلفات أيادي خلفاء الوقت لصرف العلويين عن الخروج عليهم
وإِيجاد روح اليأس فيهم وصرف الناس عن التوجّه إليهم والدخول تحت رايتهم : ان
مفاد الخبر كما ترى هو ان رسول اللّه ( صلى الله عليه وآله وسلم ) أسرّ بملك بني أمية وطوله مدّة ألف شهر إلى علىّ وأهل بيته ومنهم الحسين الشهيد قطعاً . والإمام الصادق ( عليه السلام ) قال : " ما خرج ولا يخرج منا أهل البيت . . . " ، فكلامه يشمل خروج الحسين ( عليه السلام ) أيضاً ، فلو كان بصدد التخطئة للخروج لكان مفاد الحديث تخطئة خروج الحسين ( عليه السلام ) أيضاً . فيعلم بذلك ان المراد بالخبر - على فرض صدوره - ليس هو بيان الحكم الشرعي وان الخروج جائز أو غير جائز ، بل بيان أمر غيبي تلقاه الإمام ( عليه السلام ) من أجداده ، وان الخارج منّا لا ينجح مأة بالمأة بحيث لا تعرض له البلية . والمصائب مكروهة للطبع قهراً . وليس كل مكروه للطبع مكروهاً أو حراماً في الشرع ، بل عسى أن تكرهوا شيئاً وهو خير لكم وتترتب عليه بركات من جهات اخر .
فلا يدلّ ذيل الحديث أيضاً على تخطئة الخروج والقيام . وقد مرَّ أن إِخبار رسول اللّه ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بشهادة الحسين ( عليه السلام ) أو شهادة زيد بالآخرة لم
يمنعهما عن الخروج ، بعد اقتضاء التكليف للدفاع عن الحق والأمر بالمعروف والنهي
عن المنكر وإِتمام الحجة على كثير ممن اشتبه عليه الحق ، مع تحقق الشرائط من
دعوة رؤساء الكوفة وقواتها المسلّحة واخبار رائد الإمام مسلم بن عقيل بصدق
الداعين وبيعتهم . كيف ! ولو لم يكن للخروج أيّة فائدة إِلاّ ظهور خباثة بني أمية وبروز باطنهم و
منتظری حسین علی، دراسات فی ولایه الفقیه، اول، قم، دفتر تبلیغات اسلامی ج1 ، ص255-257
خلاصه سخن او این است که بر فرض صحیح بودن سند همه آنها:یا اخبار از آینده و حاکم شدن دشمنان شیعه (مثل بنی امیه و بنی عباس) و شکست قیام های شیعیان است و در صدد نفی و تحریم قیام برای امر به معروف و نهی از منکر نمی باشد. و این روایات در صدد این است که شیعیان را از همراهی با مدعیان امامت باز دارد.
یا در صدد این است که شیعه را از عجله در قیام قبل از تهیه مقدمات لازم و فراهم شدن شرایط نهی نماید. یا در صدد این است که بفرماید قیامی که صد در صد موفقیت آمیز باشد قبل از قیام قائم، نخواهد بود و قیام های شیعه قبل از قائم یا شکست می خورد یا فقط به مراحلی از موفقیت می رسد و از رسیدن به موفقیت هایی ناکام است.
یا...
بنابراین این روایت اصلا ربطی به نفی قیام ندارد
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 [1] [2]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها