2018 January 20 - شنبه 30 دي 1396
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22)
کد مطلب: ١١٦٩٤ تاریخ انتشار: ٠٤ دي ١٣٩٦ - ١٧:٥١ تعداد بازدید: 97
خارج کلام مقارن » عمومی
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22)

جلسه بیست و سوم 96/09/13

 

  

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه بیست و سوم  96/09/13

لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22) – شایستگی های لازم یک پاسخگو به شبهات (8)


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی أعدائهم أعداء الله الی یوم لقاء الله

بحث ما در رابطه با شرایط و اهلیت کسی است که متصدی پاسخگویی به شبهات است. عرض کردیم یکی از این شرایط، بحث توسل به اهلبیت (علیهم السلام) است. بدون توسل به آن بزرگواران قطعاً نمی‌توانیم ره به جایی ببریم.

بحث توسل به ائمه طاهرین یکی از اساسی‌ترین مباحثی است که ما باید در تمام امور زندگی خود اعم از مسائل دنیوی و اخروی، مادی و معنوی به آن توجه کنیم. چون آن بزرگواران واسطه فیض میان خالق و مخلوق هستند.

در کتاب «فرائد السمطین» اثر «حموی» در رابطه با حضرت آدم (علی نبینا و آله و علیه السلام) نقل شده است که وقتی از بهشت بیرون می‌آید و سرگردان هست، مُلهَم می‌شود که به خمسه طیبه متوسل شود.

اگر ادعا کنیم که توسل حضرت آدم به خمسه طیبه یا نبی گرامی اسلام متواتر است حرف مبالغه‌ای نیست. این روایت هم در منابع شیعه وارد شده است و هم در منابع اهل سنت.

جالب اینجاست که حضرت آدم به خمسه طیبه متوسل می‌شود. در این حال خداوند عالم خطاب می‌کند: از کجا فهمیدی که این بزرگان محبوب درگاه من هستند تا به آنها متوسل شوی؟!

حضرت آدم عرض میکند: من نگاه کردم و دیدم که اسامی این افراد را به اسامی خودت مقرون کردی. من می‌دانم این بزرگواران محبوب‌ترین خلایق هستند.

این مطالب در کتاب «مجموع الفتاوی» اثر «ابن تیمیه» نیز وارد شده است، اما اجازه بدهید این روایت را از کتاب «مستدرک علی الصحیحین» بیاورم که با سند صحیح نقل می‌کند. در جلد دوم این کتاب وارد شده است:

« لما اقترف آدم الخطيئة قال يا رب أسألك بحق محمد لما غفرت لي فقال الله يا آدم وكيف عرفت محمدا ولم أخلقه »

خداوند می‌فرماید: یا آدم! چطور آنان را شناختی درحالی‌که من هنوز آنها را خلق نکردم؟!

« قال يا رب لأنك لما خلقتني بيدك ونفخت في من روحك رفعت رأسي فرأيت على قوائم العرش مكتوبا لا إله إلا الله محمد رسول الله فعلمت أنك لم تضف إلى اسمك إلا أحب الخلق إليك »

من می‌دانم جز محبوب‌ترین خلایقت را مقرون به کلمه توحید نمی‌کنی.

« فقال الله صدقت يا آدم إنه لأحب الخلق إلي ادعني بحقه فقد غفرت لك ولولا محمد ما خلقتك »

در مورد سند این روایت وارد شده است:

« هذا حديث صحيح الإسناد »

المستدرك على الصحيحين ، اسم المؤلف:  محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا، ج 2، ص 672، ح 4228

ولی در کتاب «فرائد السمطین» تعبیری آمده است که در دیگر کتب نیامده است. در آن منابع دارد که حضرت آدم تنها به نبی گرامی اسلام متوسل شد. ولی در آنجا آمده است که حضرت آدم به خمسه طیبه متوسل شد. خداوند فرمودند:

« فأنا المحمود و هذا محمّد، و أنا العالي و هذا عليّ، و أنا الفاطر و هذه فاطمة، و أنا الإحسان و هذا الحسن، و أنا المحسن و هذا الحسين‏»

فرائد السمطين في فضائل المرتضى و البتول و السبطين و الأئمة من ذريتهم عليهم السلام، حمّويي جويني، ابراهيم بن سعد الدين (م 730)، مؤسسة المحمود، بيروت، چاپ اوّل، 1400 هـ. ق. ج1، ص22

در بعضی از منابع وارد شده است که خود حضرت آدم گفت:

« يَا حَمِيدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ يَا عَالِي بِحَقِّ عَلِيٍّ يَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَة»

بحار الأنوار، نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، ج 44، ص 245، ح 44

جالب اینجاست که خداوند عالم به حضرت آدم خطاب فرمود:

« فإذا كان لك إليّ حاجة فبهؤلاء توسّل‏»

سپس نبی گرامی اسلام فرمودند:

« نحن سفينة النجاة، من تعلّق بها نجا، و من حاد عنها هلك‏ فمن كان له إلى اللّه حاجة فليسأل بنا أهل البيت‏»

هرکسی حاجتی دارد به ما اهلبیت متوسل شود.

فرائد السمطين في فضائل المرتضى و البتول و السبطين و الأئمة من ذريتهم عليهم السلام، حمّويي جويني، ابراهيم بن سعد الدين (م 730)، مؤسسة المحمود، بيروت، چاپ اوّل، 1400 هـ. ق. ج1، ص22

همچنین در کتاب «الدر المنثور» اثر «سیوطی» روایتی نقل شده است که می‌گوید:

« سأل بحق محمد وعلي وفاطمة والحسن والحسين ألا تبت علي فتاب عليه»

الدر المنثور، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي ، دار النشر : دار الفكر - بيروت – 1993، ج 1، ص 147، باب سورة البقرة : ( 37 ) فتلقى آدم من...

حال بعضی از آقایان تلاش کردند خمسه طیبه را به رسول گرامی اسلام بسنده کنند که عقاید خاص خودشان است.

جالب اینجاست که در کتاب «الدر الصحابة في مناقب الغرابة» توسل نبی گرامی اسلام به خودشان وارد شده است. در کتاب «مصباح الظلام» تعابیری وارد شده است و شعری سروده شده است. این شعر چنین است:

«و به توسل آدم فی ذنبه                و تشفعت بمقامه حواء

و به توسل نوح فی طوفانه              فأجیب حین طغی علیه الماء

و به دعا إدریس فارتفعت                 عند الاجابة رتبة العلیاء

و به أستجیب دعاء أیوب                 و قد عودی به عند المصاب بلاؤوا

و به نجی من بطن حوط یونس         لما دعی و تجلة الظلماؤوا

و أرتد یوسف یعقوب بصیر                إذ دعی بالمصطفی فعلیه عاد ضیاؤوا

و به تمکن یوسف فی مصره            من بعد ما عودت به الضراؤوا

و مها الإله خطاء داود به                  و له استجیب تضرع و دعاؤوا

و به سلیمان إستجارف عادعا          کذب إلیه الملک کیف یشاؤوا

و به الخلیل نجی من النار التی        أذکی ضرام لهیبها الأعداؤوا

و به الذبیح فدی بذبح جائه              فله کما شهد الکتاب فدائوا

و بمحمد فاز الکلیم بطوره               لما عطاه من الإله نداؤوا

و ببعثه التوراة یشهد لفظها             بالمصطفی و به علیه ثناؤوا

و کذاک یحیی عاد معصوما به           و له عن الذنب دنی إباؤوا

و به استجارت مریم فی حملها        فأجار عن کسب ذال عناؤوا

و بسرّه عیسی توسل فانثنی         من شأنه بین الوری الإحیاؤوا»

این شعر به این اشاره دارد که هیچ نبی مبعوث نشده الا اینکه مردم به نبی و اهلبیت او متوسل شدند. حال ما کاری با آنها نداریم که این آقایان، اهلبیت رسول گرامی اسلام را حذف می‌کنند. ولی آنچه در اینجا مهم است این است که توسل انبیاء بر رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) کاملا مشهود و روشن است.

پرسش:

آیا «بخاری» مخالف توسل بود؟! ظاهراً در «صحیح بخاری» موردی از توسل نیامده است.

پاسخ:

توسل عمر بن خطاب به پیغمبر اکرم و عباس عموی آن بزرگوار در این کتاب آمده است.

« اللهم إِنَّا كنا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا فَتَسْقِينَا وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا»

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 1، ص 342، ح 964

این روایت را بچه‌های کوچک هم حفظ هستند. شما باید به خاطر حفظ نبودن این روایت جریمه بپردازید. عزیزان به این روایت هم دقت کنید. آقای «آلوسی» در کتاب «تفسیر» خود جلد 15 صفحه 126 ذیل آیه شریفه:

(وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَة)

و وسيله‏اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائيد.

سوره مائده (5): آیه 35

می‌نویسد:

« فكل من عبد من دون الله تعالى من عيسى وعزير والملائكة عليهم السلام وسيلتهم إلى الله تعالى نبينا بل هو عليه الصلاة والسلام وسيلة سائر الموجودات والواسطة بينهم وبين الله تعالى في إفاضته سبحانه الوجود»

سپس می‌نویسد:

« وكان نبينا آدم بين الماء والطين وقد تلقى الأنبياء منه من وراء حجاب الأرحام والأصلاب»

واسطه تمام انبیاء در صلب پدرانشان و رحم مادرانشان بین خودشان و خداوند عالم رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده است.

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني ، اسم المؤلف:  العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج 15، ص 126، باب الإسراء : ( 72 ) ومن كان في . . . . .

پرسش:

توسل در رابطه با موجودات و حیوانات چطور قابل تصور است؟!

پاسخ:

(وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِه‏)

و هر موجودى تسبيح و حمد او مى‏گويد.

سوره إسراء (17): آیه 44

تسبیح شعور می‌خواهد یا نمی‌خواهد؟! شعوری که تسبیح خدا را میفهمد توسل را هم می‌فهمد. هر حیوانی و هر جماداتی به درک خودش آن را می‌فهمد.

« اَللّهُمَ اِنَّهُ لَیسَ فَی السَّماواتِ دَوَراتٌ وَ لا فِی الأَرضَ غَمَراتٌ وَلا فِی الشَجَرِ وَرَقاتٌ وَلا فِی الاَجسامِ حَرَکاتٌ وَلا فِی العُیُونِ لَحَظاتٌ وَلا فِی النُّفُوسِ خَطَراتٌ إِلاّ وَهِیَ بِکَ عارِفاتٌ وَ لَکَ شاهِداتٌ وَ عَلَیکَ دالاّتٌ وَ فی مُلکِکَ مُتَحَیِّراتٌ»

خدایا گردش آسمان ها و فرورفتگی زمین ها و برگ درختان و حركت اجسام و هر نگاه چشم و هر جرقه ذهنی، به تو معرفت دارد، و بر تو شاهد است و نشانه های توست، و در حوزه فرمانروایی ات متحیر است. پس به قدرتی كه با آن اهل زمین و آسمان را تحت تسخیر خود درآورده ای، قلب آفریدگانت را هم به تسخیر من دربیاور، كه تو بر هر كاری توانایی، و به اجابت دعاها شایسته. می گوید حتی نگاهی که می‌کنیم و نفَسی که می‌کشیم هم، مشغول تسبیح خداوند هستند.

(وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِه‏ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُم‏)

اگر ما در این آیه شریفه دقتی داشته باشیم همه چیز حل خواهد شد.

روی این جهت عزیزان دقت کنند تا یک مرتبه خدای نکرده کار به جایی نرسد که تمام در و دیوار حتی لباس‌های ما مشغول تسبیح خداوند باشند و ما از تسبیح خداوند عالم غافل باشیم.

در هر صورت...

 در رابطه با پاسخگویی به شبهات و مناظرات، بعد از اخلاص و توکل بر خداوند عالم، توسل به اهلبیت (علیهم السلام) اساس کار است. اگر کسی بخواهد در این کشتی پر طوفان موفق باشد باید از این راه‌ها وارد شود.

خداوند عالم از یک طرف می‌فرماید:

(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِين‏)

و از طرف دیگر می‌فرماید:

(وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَة)

اگر ما به پیغمبر اکرم یا ائمه طاهرین (علیهم السلام) متوسل شویم به این نیت که آن بزرگواران مستقل هستند و استقلال دارند، این کفر است. ولی اگر ما به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین متوسل شویم صحیح است. همانطور که می‌گوییم:

(وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها)

و آنها را كه در اسماء خدا تحريف مى‏كنند (و بر غير او مى‏نهند و شريك برايش قائل مى‏شوند) رها سازيد.

سوره اعراف (7): آیه 180

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

«نحن واللَّه الأسماء الحسنى التي أمر اللَّه أن تدعوه بها»

به خدا سوگند اسماء حسنی الهی که خداوند به اطاعت از آن امر فرموده ما هستیم.

مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى‏، نويسنده: سليمانى آشتيانى، مهدى و درايتى، محمد حسين‏‏، ج 2، ص 421، باب شرح زيارة الحسين عليه السلام‏

یک مرتبه شما می‌خواهید به ذات حق متوسل شوید و به همین خاطر (إِيَّاكَ نَعْبُدُ‏) می‌گویید و استمداد از ذات الهی می‌خواهید، اما یک مرتبه (وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِين) می‌گویید و از اسماء الهی استمداد می‌کنید.

اگر اسماء هست اهلبیت (علیهم السلام) اصدق و اظهر مصادیق اسماء الله هستند. از طرف دیگر خداوند عالم می‌فرماید:

(وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة)

از صبر و نماز يارى جوييد.

سوره بقره (2): آیه 45

حال اگر (وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِين) را با (وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة) کنار هم بگذارید همین معنی استخراج می‌شود. توسل و استعانت از خداوند عالم یک مرتبه مستقیم است؛

(رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّار)

پروردگارا! به ما در دنيا (نيكى) عطا كن! و در آخرت نيز (نيكى) مرحمت فرما! و ما را از عذاب آتش نگاه‏دار!

سوره بقره (2): آیه 201

اما یک مرتبه با اسماء حسنای الهی است و می‌فرماید:

(وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها)

ما یک مرتبه متوسل به اعمال خود می‌شویم و اعمال خود را نزد خداوند متعال واسطه قرار می‌دهیم.

(رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا)

پروردگارا، ما صداى منادى توحيد را شنيديم، كه دعوت مى‏كرد به پروردگار خود ايمان بياوريد و ما ايمان آورديم‏.

سوره آل عمران (3): آیه 193

و:

« إِلَهِي أَطَعْتُكَ فِي أَحَبِّ الْأَشْيَاءِ إِلَيْكَ وَ هُوَ التَّوْحِيدُ وَ لَمْ أَعْصِكَ فِي أَبْغَضِ الْأَشْيَاءِ وَ هُوَ الْكُفْرُ فَاغْفِرْ لِي مَا بَيْنَهُمَا»

بحار الأنوار، نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، ج 91، ص 101، ح 14

این دعا توسل به اعمال است. حال ما یک مرتبه به انبیاء الهی متوسل می‌شویم و می‌گوییم:

(يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِين‏)

پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه كه ما خطاكار بوديم.

سوره یوسف (12): آیه 97

و:

(وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيما)

و اگر اين مخالفان هنگامى كه به خود ستم مى‏كردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مى‏گذاردند) به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‏كرد خدا را توبه‏پذير و مهربان مى‏يافتند.

سوره نساء (4): آیه 64

مشاهده کنید که توسل اقسام مختلفی دارد و یک قسم نیست. بنابراین آقایان وهابی چشمشان نابیناست همانطور که قلبشان کور است. آنها یک آیه را می‌خوانند؛

(وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه‏...)

معبودهايى را كه غير از خدا مى‏خوانند.

سوره نحل (16): آیه 20

اولا (دُونِ اللَّه) به معنای چیزی است که خلاف جهت خداوند است. این کلمه با غیر الله متفاوت است. کلمه (دُونِ) به معنای این است که نستجیر بالله خداوند عالم اینطرف است و شما به خداوند پشت می‌کنید.

ولی اگر خداوند در یک جهت است و ائمه طاهرین هم در همان جهت هستند در حقیقت استعانت از اهلبیت استعانت از الله است، زیرا اهلبیت هرچه دارند از خدا دارند.

اگر شما از یک پیرزن بی‌سواد روستایی سؤال کنید که وقتی به زیارت امام رضا آمدید و از امام رضا حاجت می‌خواهید آیا امام رضا خودش حاجت شما را می‌دهد یا با قدرت و اذنی که خداوند به او داده حاجت شما را می‌دهد؟!

همان پیرزن هم همین جواب را به شما می‌دهد و در آن هیچ شک و شبهه‌ای نیست. بنابراین بحث توسل به اهلبیت (علیهم السلام) به این شکل است. به عنوان مثال قرآن کریم در رابطه با حضرت عیسی می‌فرماید:

(وَ هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيت‏)

او كسى است كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند.

سوره مؤمنون (23): آیه 80

ما ده‌ها آیه داریم که احیا و اماته را مستقیم به خداوند عالم نسبت می‌دهد. از طرف دیگر نسبت به حضرت عیسی می‌فرماید:

(وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّه‏)

و مردگان را به اذن خدا زنده مى‏كنم.

سوره آل عمران (3): آیه 49

اگر کسی بگوید: "یا عیسی! فرزند مرا که مرده است زنده کن"؛ آیا کفر است؟! در این زمینه آیه‌ای جالب‌تر وجود دارد که ما معمولا آن را مثال می‌زنیم. خداوند عالم در رابطه با قبض روح به صراحت می‌فرماید:

(اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها)

خداوند ارواح را به هنگام" مرگ" قبض مى‏كند.

سوره زمر (39): آیه 42

در این آیه شریفه خبر مقدم شده و دلیل بر حصر است. در این آیه «یتوفی الله الأنفس» وارد نشده، بلکه می‌فرماید:

(اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها)

در جای دیگر می‌فرماید:

(قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُم‏)

بگو: فرشته مرگ كه بر شما مامور شده (روح) شما را مى‏گيرد.

سوره سجده (32): آیه 11

این آیه خیلی واضح مسئله را روشن می‌کند. من واضح‌تر از این آیه ندیدم حال اگر دوستان دیده باشند ما را هم راهنمایی کنند!

(اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها)

و:

(قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُم‏)

پرسش:

در دعای ماه رجب می‌خوانیم:

«لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُكَ فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بِيَدِك‏»

بحار الأنوار، نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، ج 95، ص 393، ح 12

اینجا تجلی صفات الهی است و فرقی بین اینها نیست.

پاسخ:

بیان این کلام در بعضی از جاها درست است. ما روایات زیادی داریم که نشان بدهد خداوند عالم تمام آنچه را که از قدرت و اسماء حسنی دارد به اهلبیت تفویض کرده است.

امام خمینی (رحمة الله علیه) در جواب آقای «قدیری» حدیث تفویض را بیان کردند و در جواب ادعای ایشان مبنی بر اینکه از بعضی مطالب بوی غلو می‌آید سفارش کردند که حدیث تفویض را بخواند. این حدیث چنین است:

« إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ عَلَى مَحَبَّتِهِ فَقَالَ وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا  وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ- مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ قَالَ ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ نَبِيَّ اللَّهِ فَوَّضَ إِلَى عَلِيٍّ وَ ائْتَمَنَهُ فَسَلَّمْتُمْ وَ جَحَدَ النَّاسُ فَوَ اللَّهِ لَنُحِبُّكُمْ أَنْ تَقُولُوا إِذَا قُلْنَا وَ أَنْ تَصْمُتُوا إِذَا صَمَتْنَا وَ نَحْنُ فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا جَعَلَ اللَّهُ لِأَحَدٍ خَيْراً فِي خِلَافِ أَمْرِنَا »

به راستى خدا عز و جل پيغمبرش را به دوستى خود پروريد و فرمود (4 سوره قلم): «و به راستى كه تو داراى خلق عظيمى» سپس امر را بدو واگذارد و فرمود (7 سوره حشر): «آنچه را رسول (ص) به شما داد بگيريد و آنچه را بر شما غدقن كرد وانهيد» و باز خدا فرمود (80 سوره نساء): «هر كه از رسول خدا فرمان برد از خدا فرمان برده است» گويد: سپس امام (ع) فرمود كه: پيغمبر خدا كار را به على (ع) واگذارد و او را امين دانست، شما شيعه اين حقيقت را قبول كرديد و مردم ديگر منكر شدند، به خدا ما دوست داريم كه به همراه ما سخن گوئيد و به همراه ما خموشى گيريد و ما ميان شما و خدا عز و جل واسطه‏ايم و هم مسئول، خدا براى احدى در مخالفت امر ما خيرى مقرر نكرده است. این حدیث خیلی واضح و روشن است.

 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 265؛ بَابُ التَّفْوِيضِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ إِلَى الْأَئِمَّةِ ع فِي أَمْرِ الدِّين‏؛ ح1

همچنین تعبیری که من دیروز از مرحوم آیت الله العظمی کمپانی عرض کردم به همین صورت است. ایشان فقیه، مجتهد، اصولی و فیلسوف هستند که می‌گویند:

«لهم الولاية المعنوية والسلطنة الباطنية على جميع الأمور التكوينية والتشريعية نظیر ولایته تعالی»

حاشية المكاسب، نويسنده : الشيخ الأصفهاني، ج 2، ص 379، باب أولياء العقد

حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) از استادشان «محمد رضا قمشه‌ای» در کتاب «مصباح الهدایة» صفحه 57 دارند که می‌گوید:

«الحقيقة المحمّديّة هي الَّتي تجلَّت في صورة العالم والعالم من الذرّة إلى الدرّة ظهورها وتجلَّيها»

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية، نويسنده : السيد الخميني، ص 57، باب نور 19

این عبارت، عبارت بسیار زیبایی است که کاملا هم با مبانی توحیدی سازگار است و بهانه‌ای هم دست شیاطین و خناث‌های وهابی هم نمی‌دهد.

موارد دیگری هم وجود دارد که بنده نمی‌خواهم توضیحات زیادی روی آن بدهم. ان‌شاءالله ما بتوانیم فردا این بحث را تمام کنیم. بحث صدق و صداقت و انصاف در مناظره هست.

ما در این زمینه عبارتی از حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و دیگر ائمه طاهرین (علیهم السلام) آوردیم مبنی بر اینکه انسان نباید در بحث‌ها دروغ بگوید. نباید هدف وسیله را توجیه بکند.

ما نباید با دروغ گفتن، خیانت کردن، تقطیع کردن آیه و روایت بخواهیم طرف مقابل را مغلوب کنیم یا در پاسخ شبهات او با حیله و خیانت بخواهیم پاسخ بدهیم. به قول معروف بار کج به منزل نمی‌رسد!!

شاید در وقت مناظره به دلیل اینکه طرف بی‌خبر هست با تقطیع کردن یک آیه، حدیث یا یک عبارت و با دروغ نقل کردن بر طرف مقابل غلبه کند، اما بعدها که متوجه شوند ما با دروغ و خیانت و تقطیع بر طرف پیروز شدیم باعث شود طرفداران باطل در بطلان خود قوی‌تر شوند.

و وقتی طرفداران حق می‌فهمند که یک عالم شیعه در مناظره یا پاسخ به شبهات به حیله و مکر و خیانت متوسل شده است در اعتقاداتشان ضعیف می‌شوند. بنابراین آنچه برای ما ملاک است:

« النجاة في الصدق كما أن الهلاك في الكذب‏»

إرشاد القلوب / ديلمى، حسن بن محمد، مترجم: مسترحمى، هدايت الله‏، ج 2، ص 124

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها