2017 November 20 - دوشنبه 29 آبان 1396
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
کد مطلب: ١١٥٧٧ تاریخ انتشار: ٢٤ مهر ١٣٩٦ - ١٦:٤٤ تعداد بازدید: 167
سخنراني ها » شبکه ولايت
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2

حبل المتین 96/05/01

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 96/05/01

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

از روز ازل چون گِل ما را بسرشتند

بر سینه ما نام علی را بنوشتند

شادیم که یاران وفادار ولایت

در روز جزا جمله‌گی از اهل بهشتند

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمؤمنین و الأئمة المعصومین (علیهم السلام)

سلام و درود و ارادت خدمت شما مردم عزیز، بینندگان خوب و مهربان و دوست داشتنی «شبکه جهانی ولایت» و برنامه زنده «حبل المتین». امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشید، دلتان خوش باشد و آسمان دلتان همیشه آبی باشد.

خیلی خوشحالیم که امشب هم خدمتتان رسیدیم، به خانه‌هایتان آمدیم، مهمان منازلتان شدیم تا برنامه زنده «حبل المتین» را از این شبکه تقدیم حضور شما کنیم.

همین ابتدا عرض می‌کنم اگر دوست دارید با ما ارتباط داشته باشید راه‌های ارتباطی برای شما فراهم هست؛ سامانه پیام کوتاه ما «30001203» و همچنین شماره تلفنی که از طریق فضای مجازی با برنامه‌های واتس‌آپ، تلگرام و وایبر در اختیار شما هست.

شما از طریق این مسیر ارتباطی می‌توانید مطالب خودتان را برای ما ارسال کنید؛ به ویژه هرآنچه از عشق و ارادت و محبت به ساحت مولاجانمان، آقاجانمان حضرت حیدر کرار امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) هست را برای ما ارسال کنید.

من سه نکته را خدمت شما عرض کنم؛ اولاً همان‌طور که قبلاً هم در برنامه عرض کردیم دوستان می‌توانند روی خط ارتباطی برنامه ما بیایند جوانان، نوجوانان، بزرگواران، خانم‌ها، آقایان البته غنچه‌های ولایت به صورت ویژه روی دیده ما جا دارند و در مسابقه شرکت کنند.

دوستان می‌توانند بحث مشروعیت توسل را در 5 دقیقه یا کمتر از 5 دقیقه از منظر قرآن، سنت و سیره صحابه برای ما اثبات کنند. عزیزان نمونه‌های آیات، روایات و موارد این چنینی را برای ما بیان کنند.

ان‌شاءالله در زمان و موعد خودش قرعه‌کشی انجام خواهد شد و به پنج نفر اول پنج سکه تمام بهار آزادی، به پنج نفر دوم پنج نیم سکه تمام بهار آزادی و به پنج نفر سوم پنج ربع سکه تمام بهار آزادی اهدا خواهد شد. در مجموع هدایایی به 15 نفر تقدیم خواهد شد.

نکته دوم اینکه از فرداشب که شب ولادت موفور السرور و باسعادت حضرت کریمه اهلبیت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) هست حال و هوای شهر قم هم ویژه می‌شود. ما هم ان‌شاءالله از «شبکه جهانی ولایت» به صورت ویژه از حرم مطهر برای شما برنامه داریم.

فرداشب و پس فرداشب رأس ساعت 22:30 خدمت شما خواهیم رسید، تا ساعت 24 خدمت شما خواهیم بود و برنامه زنده ویژه ولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها) را تقدیم خواهیم کرد و جشن و سرور و شادی حرم را به خانه‌های شما خواهیم آورد.

نکته سوم اینکه از این به بعد قرار است در برنامه «گامی به سوی ظهور» جمعه شب‌ها که تقدیم حضور شما می‌شود برنامه غنچه‌های ولایت و مواردی که مربوط به این عزیزان هست را پخش کنیم.

کلیپ‌هایی که غنچه‌های ولایت دارند و مواردی که به صورت صوتی و تصویری ارسال می‌کنند یا بخشی با عنوان «غنچه‌های انتظار» در برنامه «گامی به سوی ظهور» در جمعه شب‌ها تقدیم حضور شما می‌شود.

همان‌طور که ما در بحث ولایت مولا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) یا موارد دیگر داریم، عزیزان و غنچه‌های ولایت ما می‌توانند در بحث انتظار و مهدویت حضور داشته باشند.

بنابراین بخش «غنچه‌های انتظار» هم جمعه شب‌ها در برنامه «گامی به سوی ظهور» تقدیم خواهد شد که ان‌شاءالله این برنامه را هم دنبال بفرمایید. این سه نکته‌ای بود که مناسب بود خدمت شما یادآوری کنم.

محضر استاد عزیز و بزرگوارمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی سلام و درود عرض می‌کنم، خیلی خوش آمدید:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و باصفای خانواده خودشان قرار دادند خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم.

خدا را به حق محمد و آل محمد به ویژه که هفته کرامت شروع می‌شود و متعلق به حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) و برادر بزرگوارش حضرت علی بن موسی الرضا (سلام الله علیه) است قسم می‌دهم فرج مولای ما حضرت بقیة الله الأعظم را هرچه سریع‌تر نزدیک کند و ما را از یاران باوفا، سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بدهد.

از خداوند متعال می‌خواهیم دغدغه‌های فکری همه ما و شما را برطرف سازد، حوائج همه ما و شما را برآورده کند و دعاهایمان را به اجابت برساند با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد در هرکجایی که نشسته‌اید.

مجری:

برنامه ما همین ابتدا مزین و متبرک شد به ذکر نورانی و بافضیلت صلوات و دعاهایی که همیشه حضرت استاد ابتدای برنامه در حق همه ما دارند؛ ان‌شاءالله به درجه استجابت هم برسد.

ما می‌خواهیم به سراغ بحثی که هفته‌های گذشته داشتیم برویم و ان‌شاءالله این هفته هم ادامه خواهیم داد.

جناب استاد «ابن تیمیه» به صراحت بیان کرده که بسیاری از صحابه و تابعین بغض حضرت مولا امیرالمؤمنین را در دل داشتند و با او جنگیدند. خلاصه‌ای از مطالبی که در هفته‌های گذشته در رابطه با این موضوع فرمودید اشاره بفرمایید تا بنده سؤالات جدید را عرض کنم.

موضوع: بغض صحابه نسبت به امیرالمؤمنین با استناد به روایت «ابن تیمیه»

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم‌الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول‌الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاءالله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر رب أدخلنی مدخل صدق و أخرجنی مخرج صدق و اجعلنی من لدنک سلطانا نصیرا

ما در گذشته اشاره کردیم که «ابن تیمیه حرانی» در کتاب «منهاج السنة النبویة» جلد 7 صفحه 137 می‌گوید:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»

بسیاری از صحابه و تابعین بغض علی را در دل داشتند و او را سب می‌کردند و با او به قتال می‌پرداختند.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 7، ص 137، فصل قال الرافضی البرهان الثانی عشرجلد هفتم صفحه 137

ما گفتیم ایشان یا راست می‌گوید و یا دروغ می‌گوید. اگر ایشان دروغ می‌گوید طبق عبارت «صحیح بخاری» رسول گرامی اسلام فرمودند:

«آیةُ الْمُنَافِقِ ثَلَاثٌ إذا حَدَّثَ کذَبَ وإذا وَعَدَ أَخْلَفَ وإذا أؤتمن خَانَ»

نشانه منافق سه چیز است؛ زمانی که سخن می‌گوید دروغ می‌گوید، در وعده دادن خلف وعده می‌کند و در امانت خیانت می‌کند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 1، ص 21، ح 33

اگر «ابن تیمیه» راست می‌گوید باید حکم این قضیه را مشخص کنیم. در کتاب «مسند احمد بن حنبل» جلد 44 روایتی از «أم سلمه» نقل شده است که از قول رسول گرامی اسلام می‌گوید: هرکسی به علی ناسزا بگوید به من ناسزا گفته است.

آقای «شعیب الأرنؤوط» می‌گوید: سند این روایت صحیح است. همچنین «حاکم نیشابوری» و «ذهبی» هم گفتند: سند روایت صحیح است.

عزیزان دقت کنند اگر «ابن تیمیه» دروغ می‌گوید منافق است، اما اگر راست می‌گوید بسیاری از صحابه به امیرالمؤمنین ناسزا می‌گویند.

این در حالی است که رسول گرامی اسلام فرمودند: اگر کسی به علی ناسزا بگوید به من ناسزا گفته است. در حقیقت تمام مبانی اعتقادی اهل سنت که معتقدند:

«والصحابة کلهم عدول»

همگی صحابه عادل هستند.

المجموع، نویسنده: النووی، جلد: 1، وفات: 676، رده: فقه شافعی، خطی: خیر، ج 1، ص 62، فصل الحدیث المرسل

و:

«الصحابة کلّهم من أهل الجنة قطعاً»

قطعاً تمام صحابه اهل بهشت هستند.

الکتاب: الإصابة فی تمییز الصحابة، المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علی بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلانی (المتوفی: 852 هـ)، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی - 1415 هـ، عدد الأجزاء: 8، [ترقی‌ام الکتاب موافق للمطبوع وهو ضمن خدمة التراجم]، ج 1، ص 163، الفصل الثالث

زیر سؤال می‌رود و «ابن تیمیه» چنین وصله‌ای را به صحابه می‌چسباند. از طرف دیگر «ابن تیمیه» می‌گوید:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه»

ما این روایت را از کتاب «صحیح مسلم» مطرح کردیم. در حدیث 131 وارد شده است که رسول گرامی اسلام فرمودند:

«وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إنه لَعَهْدُ النبی الْأُمِّی e إلی أَنْ لَا یحِبَّنِی إلا مُؤْمِنٌ ولا یبْغِضَنِی إلا مُنَافِقٌ»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 1، ص 86، ح 78

بنابراین طبق نظر «ابن تیمیه» نستجیر بالله بسیاری از صحابه و بسیاری از تابعین منافق بودند. «ابن تیمیه» همچنین می‌گوید:

 «و یقاتلونه»

در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد سوم صفحه 149 روایتی از نبی گرامی اسلام بیان شده است که فرمودند:

«نظر النبی إلی علی وفاطمة والحسن والحسین فقال أنا حرب لمن حاربکم وسلم لمن سالمکم»

نبی مکرم به حضرت علی، حضرت فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین نظر کرد و فرمود: هر کس با شما بجنگد با من جنگیده است.

به عبارت دیگر جنگ با امیرالمؤمنین، جنگ با رسول خداست. در مورد سند روایت هم وارد شده است:

«هذا حدیث حسن»

این روایت حسن است.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 161، ح 4713

آقای «جصاص» یکی از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب «احکام القرآن» جلد چهارم صفحه 51 می‌گوید: هرکسی با علی بجنگد طبق این روایت:

«فاستحق من حاربهم اسم المحارب لله ولرسوله»

چنین فردی استحقاق دشمنی با خدا و رسولش را دارد.

«وإن لم یکن مشرکا»

اگرچه مشرک نباشد.

أحکام القرآن، اسم المؤلف: أحمد بن علی الرازی الجصاص أبو بکر، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت - 1405، تحقیق: محمد الصادق قمحاوی، ج 4، ص 51، باب حد المحاربین

او به صراحت می‌گوید: کسی که با علی بجنگد، ولو مسلمان و موحد هم باشد بازهم محارب است و در حقیقت با خداوند و رسول گرامی اسلام جنگیده است. این مطالب خلاصه مباحث هشت جلسه گذشته است.

مجری:

جناب استاد متشکرم، خیلی مختصر و مفید فرمودید. استاد سؤالی ذهن من را مشغول کرده است؛ ما زمانی که نگاه می‌کنیم در یک روایت بسیار مشهور و معروف که بارها و بارها حضرتعالی و اساتید دیگر در این شبکه به آن اشاره کردید وارد شده که پیغمبر اکرم فرمود:

«عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِی»

کفایة الأثر فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر، نویسنده: خزاز رازی، علی بن محمد، محقق / مصحح: حسینی کوهکمری، عبد اللطیف، ص 20، باب ما جاء عن عبد الله بن العباس عن رسول الله ص فی النصوص علی الأئمة الاثنی عشر ع

چگونه این عده در برابر امیرالمؤمنین ایستادند و با او جنگیدند؟! من دوست دارم ابتدا نظر «ابن تیمیه» را نسبت به این حدیث بیان کنید و بعد مصادر این روایت را از کتب اهل سنت توضیح بفرمایید.

موضوع: حقانیت حضرت امیرالمؤمنین طبق نظر «ابن تیمیه»

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین

حدیث:

«عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِی»

با تعابیر مختلف وارد شده است.

«الْحَقُّ مَعَ ذَا الْحَقُّ مَعَ ذَا»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 38، ص 28، ح 1

ما امثال این روایات را داریم، اما حضرتعالی اشاره فرمودید عبارت «ابن تیمیه» را بیاورم. دوستان عزیز شیعه و سنی به این مطالب خوب دقت کنید، اگر سلفی‌ها هم بیننده برنامه ما هستند به هرکسی که دوست دارم آن‌ها را قسم می‌دهم که خوب دقت کنند.

عزیزان دقت کنند تا ببینند این حرف «ابن تیمیه» با این عبارت‌هایی که ما نقل می‌کنیم مقایسه کنند و سپس قضاوت کنند؛ ما قضاوت نمی‌کنیم!!

در کتاب «منهاج السنة النبویة» جلد چهارم صفحه 238 روایتی از قول «علامه حلی» یا قول شیعه نقل می‌کند و می‌گوید: جمیعاً روایت کردند که علی با حق است و حق با علی است، هرجا علی برود حق هم با او می‌رود، از هم جدا نمی‌شوند تا بر حوض وارد شوند؛

«من أعظم الکلام کذبا وجهلا»

بزرگ‌ترین دروغ و جهالت است.

دوستان دقت کنند ما که می‌گوییم «ابن تیمیه» انسان پلیدی بوده و بعضی از بزرگان اهل سنت او را لعنت می‌کنند به چه جهت است.

«فإن هذا الحدیث لم یروه أحد عن النبی»

این روایت را احدی از پیغمبر اکرم نقل نکرده است.

«لا بإسناد صحیح ولا ضعیف»

نه با سند صحیح و نه با سند ضعیف!

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 4، ص 238، فصل قال الرافضی ولما ذکرت فاطمة أن أباها رسول الله

دوستان عزیز مشاهده کنید که او می‌گوید: احدی این روایت را از پیغمبر اکرم حتی با سند ضعیف هم نقل نکرده است. او در ادامه مطالب دیگری می‌گوید که ما کاری به این مطالب نداریم.

آقای «ابو یعلی» متوفای 307 هجری که یکی از علمای قرن سوم و چهارم هجری بوده در کتاب «مسند ابو یعلی» که یکی از کتب معتبر اهل سنت است و چند صد سال قبل از «ابن تیمیه» بوده در این زمینه بیان کرده است.

دقت داشته باشید «ابو یعلی» که معاصر «نسائی»، «ترمذی» و «ابو داود» بوده است در جلد دوم کتاب «مسند» روایت 1047 آورده است:

«کنا عند بیت النبی فی نفر من المهاجرین والأنصار»

جلوی منزل نبی مکرم اسلام با تعدادی از مهاجرین و انصار ایستاده بودیم.

«فخرج علینا فقال ألا أخبرکم بخیارکم»

پیغمبر اکرم از منزل بیرون آمدند و فرمودند: آیا به شما نگویم که بهترین شما کیست؟!

«قالوا بلی»

 ما گفتیم: بگویید یا رسول الله.

«قال خیارکم الموفون المطیبون إن الله یحب الخفی التقی»

پیغمبر اکرم فرمودند: بهترین شما کسانی هستند که به وفای خودشان عمل می‌کنند و خودشان را پاک کردند، زیرا خداوند بنده تقوا پیشه را دوست دارد.

«قال ومر علی بن أبی طالب»

در همین زمانی که پیغمبر اکرم با ما سخن می‌گفت امیرالمؤمنین رد شد.

«فقال الحق مع ذا الحق مع ذا»

رسول اکرم فرمودند: حق با اوست، حق با اوست.

همچنین در مورد سند این روایت وارد شده است:

«رجاله موثقون»

مسند أبی یعلی، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن المثنی أبو یعلی الموصلی التمیمی، دار النشر: دار المأمون للتراث - دمشق - 1404 - 1984، الطبعة: الأولی، تحقیق: حسین سلیم أسد، ج 2، ص 318، ح 1052

خوب است که ما بگوییم بر پدر دروغگو لعنت!! دوستان عزیز مشاهده کنید اگر ما می‌گوییم «ابن تیمیه» ناصبی است و به تعبیر «سقاف» ناصبی، خبیث و دشمن امیرالمؤمنین است به این دلیل است که می‌گوید: این روایت با سند صحیح و ضعیف وارد نشده است.

اگر ایشان بگوید: روایت «الحق مع ذا» با سند صحیح وارد شده است فرقی نمی‌کند. پیغمبر اکرم چه بگوید حق با علی است و یا اشاره به امیرالمؤمنین کند و بفرماید حق با اوست فرقی نمی‌کند!!

حال به سراغ روایت بعد می‌رویم؛ آقای «هیثمی» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد هفتم صفحه 234 شبیه همین تعبیر را دارد. او از «ابو سعید خدری» نقل می‌کند که در کنار منزل پیغمبر اکرم بودیم، حضرت صحبت می‌کردند. در این زمان امیرالمؤمنین عبور کردند. پیغمبر فرمودند:

«الحق مع ذا الحق مع ذا»

آقای «هیثمی» در مورد سند روایت می‌گوید:

«رواه أبو یعلی ورجاله ثقات»

ابو یعلی این روایت را نقل کرده و راویان او ثقه هستند.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 7، ص 234، باب فیما کان فی الجمل وصفین وغیرهما

آقای «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «المطالب العالیة» جلد شانزدهم می‌گوید:

«ومر علی بن أبی طالب رضی الله عنه فقال: ' الحق مع ذا، الحق مع ذا»

المطالب العالیة بزوائد المسانید الثمانیة، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر العسقلانی، دار النشر: دار العاصمة/ دار الغیث - السعودیة - 1419 هـ، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشتری، ج 16، ص 147، ح 3945

معمولاً مبنای «ابن حجر عسقلانی» این است که اگر روایت ضعیف باشد اشاره کند. او از اول روایت تا اینجا این مطلب را به عنوان یک مسئله مسلم نقل می‌کند.

ما در این زمینه موارد زیادی داریم؛ شاید این روایت در بیش از 30 کتاب اهل سنت آمده باشد. آقای «فخر رازی» در این زمینه عبارت زیبایی دارد.

در کتاب «تفسیر فخر رازی» اثر «امام محمد الرازی فخر الدین ابن العلامة ضیاء الدین» جلد اول صفحه 168 در بحث اینکه آیا در نماز «بسم الله الرحمن الرحیم» را بلند بگوییم یا آهسته بگوییم می‌گوید:

«وأما أن علی بن أبی طالب رضی الله عنه کان یجهر بالتسمیة»

اما علی بن أبی طالب (رضی الله عنه) بسم الله را بلند می‌گفت.

«فقد ثبت بالتواتر»

به تواتر هم ثابت شده است.

«ومن اقتدی فی دینه بعلی بن أبی طالب فقد اهتدی»

هرکسی در دین به علی بن أبی طالب اقتدا کند قطعاً هدایت پیدا کرده است.

«والدلیل علیه قوله علیه السلام اللهم أدر الحق مع علی حیث دار»

دلیل این حرف این است که پیغمبر اکرم فرمود: خدایا حق را گرداگرد علی بچرخان هرکجا که علی رفت.

التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1421 هـ - 2000 م، الطبعة: الأولی، ج 1، ص 168، باب الحجة الحادية عشرة

بنابراین ملاک حق امیرالمؤمنین است، نه اینکه بگوییم حق چیزی است که آن بزرگوار به دنبال آن می‌رود!! حضرت امیرالمؤمنین هرکجا برود حق دنبال اوست و محور حق علی بن أبی طالب است.

مشاهده کنید که او یک انسان سنی و متعصب است همچنانکه من گمان می‌کنم در میان علمای اهل سنت کسی همانند «فخر رازی» در رابطه با دفاع از خلفا مخصوصاً خلیفه اول این چنین علمی و مفصل دفاع نکرده است.

مشاهده کنید که «فخر رازی» در مورد آیه غار طوفان به پا کرده است؛ گرچه ما تک تک به تمام این مدعیات پاسخ دادیم. او بحث علمی انجام داده و ما هم در بحث علمی تعارف نداریم.

در مجموع زمانی که دفاع ایشان را با «قرطبی»، «طبری» و «ابن کثیر» مقایسه کنید به حقیقت امر پی خواهید برد. این در حالی است که در اینجا می‌گوید:

«ومن اقتدی فی دینه بعلی بن أبی طالب فقد اهتدی والدلیل علیه قوله علیه السلام: اللهم أدر الحق مع علی حیث دار»

آقای «ابن عساکر» در کتاب «تاریخ دمشق» جلد بیستم تعبیر دیگری دارد. به عبارت دقت کنید، زیرا تعبیر مهمی از «سهل بن شعیب النهمی» وارد شده است و تقاضا دارم آقایان این اسم را به خاطر داشته باشند.

در این روایت وارد شده است معاویة بن أبوسفیان بعد از اینکه اعمال حج را انجام داد به مدینه رفت. او در مجلسی نشسته بود که «سعد بن أبی وقاص»، «عبدالله بن عمر» و «عبدالله بن عباس» هم در آن مجلس حضور داشتند. معاویه به رو طرف «عبدالله بن عباس» کرد و گفت:

«إنک لم تعرف حقنا من باطل غیرنا فکنت علینا ولم تکن معنا»

تو حق ما را بر باطل ما نشناختی و بر ضد ما بودی.

دقت داشته باشید که معاویه به «ابن عباس» می‌گوید: "حق ما را در برابر باطل ما نشناختی"؛ منظور او این است که امیرالمؤمنین باطل بود و ما حق بودیم و تو حق را نشناختی. این در حالی است که پیغمبر اکرم می‌فرماید:

«عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِی»

ما نزدیک به 10 روایت از اهل سنت داریم که می‌گویند: "معاویه در تابوتی از آتش است" و "معاویه بی‌دین از دنیا می‌رود". این در حالی است که او می‌گوید: ما حق هستیم و علی باطل است، چرا حق را نشناختی!!

 «وأنا ابن عم المقتول ظلما یعنی عثمان بن عفان رضی الله عنه»

من پسرعموی عثمان بن عفان مقتول (رضی الله عنه) هستم که مظلومانه کشته شد.

«وکنت أحق بهذا الأمر من غیری»

و به همین خاطر بعد از او تنها کسی که شایسته خلافت است من هستم.

استدلال را مشاهده کنید!! واقعاً مرغ پخته به این استدلال می‌خندد. او می‌گوید: به دلیل اینکه پسرعموی من مظلومانه کشته شد، من مستحق خلافت هستم.

اگر مراد این باشد خلیفه دوم هم مظلومانه کشته شد و «عبدالله بن عمر» باید مستحق‌تر از عثمان باشد. چرا «عبدالله بن عمر» و «عبدالرحمن» را به خلافت منصوب نکردند؟! «ابن عباس» در جواب گفت:

«اللهم إن کان هکذا فهذا وأومأ إلی ابن عمر أحق بها منک»

اگر قرار باشد تو مستحق خلافت باشی «عبدالله بن عمر» از تو مستحق‌تر است.

«لأن أباه قتل قبل ابن عمک»

زیرا پدر او را قبل از پسرعموی تو کشتند.

«فقال معاویة ولا سواء»

معاویه گفت: این‌ها اصلاً باهم برابر نیستند.

این حرف به جهت این است که آقایان اهل سنت معتقدند «ابو لؤلؤ» قاتل عمر بن خطاب مجوسی بوده و او را کشته است، اما عثمان را صحابه کشتند.

صحابه ابتدا انحراف و بدعت عثمان را ثابت کردند، همچنانکه «طبری» و «ابن اثیر» می‌گوید: صحابه‌ای که در مدینه بودند به تمام صحابه‌ای که بیرون از مدینه بودند نامه نوشتند با این مضمون که شما به جهاد رفتید، اما جهاد در مدینه است.

آن‌ها ادعا کردند که خلیفه پیغمبر اکرم به نام عثمان دین پیغمبر اکرم را نابود کرده است؛ بیایید دین پیغمبر اکرم را برپا کنید. مردم از گوشه و کنار آمدند و عثمان را کشتند.

کدام قتل باارزش‌تر و مظلومانه‌تر است؟! قتلی که قاتل آن مجوسی بوده مظلومانه‌تر است یا قتلی که قاتل آن مسلمانان بودند؟! معاویه در ادامه می‌گوید:

«إن أبا هذا قتله المشرکون وابن عمی قتله المسلمون»

عمر را مشرکین کشتند، اما پسرعموی مرا مسلمانان کشتند.

«فقال ابن عباس هم والله أبعد لک وأدحض لحجتک»

ابن عباس گفت: اگر این حرف درست باشد، بر ضد تو و علیه توست.

کسی که مسلمانان او را کشته باشد قطعاً مسلمان نبوده است، مسلمانان کفر و بدعت او را ثابت کردند و او را کشتند. حال اگر مشرکین کسی را بکشند قطعاً شهید است!!

«فترکه وأقبل علی سعد فقال یا أبا إسحاق أنت الذی لم تعرف حقنا وجلس فلم یکن معنا ولا علینا قال»

معاویه او را ترک کرد، رو به سعد بن أبی وقاص کرد و گفت: یا ابا اسحاق! تو هم حق ما را نشناختی. تو در منزل خود نشستی، نه بر علیه ما بودی و نه به نفع ما بودی.

«فقال سعد إنی رأیت الدنیا قد أظلمت فقلت لبعیری إخ فأنختها حتی انکشفت قال»

سعد بن أبی وقاص گفت: من دیدم دنیا ظلمانی و تاریک شده است و به شترم گفتم: إخ و وقتی او خوابید فهمیدم که نباید بیرون بروم و در سپاه علی یا سپاه معاویه باشم.

این حرف به این معناست که وقتی افرادی می‌خواهند بیرون بروند و کلاغی صدا می‌کند چنین می‌پندارند که بیرون رفتن آن‌ها شوم است، برمی‌گردند و فردا می‌روند.

همچنین عده دیگری وقتی از منزل بیرون می‌آیند و اولین شخصی که می‌بینند مرد بود چنین می‌پندارند که سفرشان سفر مبارکی است، اما اگر اولین نفری که دیدند زن بود چنین می‌پندارند که سفرشان نحس است.

آقایان اهل سنت معتقدند که اگر زن، الاغ و سگ از جلوی انسان رد شود نماز او باطل است و از آن‌ها به شوم تعبیر می‌کنند. ما که مفهوم این عقاید را متوجه نشدیم و خوب است که بینندگان عزیز ما هم متوجه نشوند.

معاویه از مثال ساده «سعد بن أبی وقاص» استفاده کرد و گفت:

«لقد قرأت ما بین اللوحین ما قرأت فی کتاب الله عز وجل إخ قال»

من قرآن را از ابتدا تا انتها خواندم و در قرآن کلمه إخ مشاهده نکردم.

معنای سخن معاویه این است که ما آیه «إخ» نداریم که اگر «إخ» گفتید و شتر خوابید، معلوم شود هیچکدام از طرفین حق نیستند.

«فقال سعد أما إذا أبیت فإنی سمعت رسول الله e یقول لعلی أنت مع الحق والحق معک حیث ما دار قال»

سعد بن أبی وقاص در ادامه گفت: حال که چنین شد گوش کن از پیغمبر اکرم شنیدم که به علی گفت: تو با حق هستی و حق با توست هرکجا بگردد.

«فقال معاویة لتأتینی علی هذا ببینة قال»

معاویه گفت: باید برای روایتی که نقل کردی شاهد بیاوری.

«فقال سعد هذه أم سلمة تشهد علی رسول الله»

سعد بن أبی وقاص گفت: أم سلمه بر این حرف رسول الله شهادت می‌دهد.

«فقاموا جمیعاً فدخلوا علی أم سلمة»

همگی بلند شدند و به منزل أم سلمه رفتند.

مجری:

استاد مکان این گفتگو در کجا بوده است؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

مکان گفتگو در مسجد مدینه بوده است و جمعی از صحابه نشسته بودند. «سعد بن أبی وقاص»، «عبدالله بن عمر» و دیگران که در آنجا بودند همگی بلند شدند و نزد «أم سلمه» رفتند.

«فقالوا یا أم المؤمنین إن الأکاذیب قد کثرت علی رسول الله»

آن‌ها گفتند: یا أم المؤمنین! مردم حرف‌های دروغ زیاد به پیغمبر اکرم می‌بندند.

این حرف هم شاهدی بر این است که دروغ به پیغمبر اکرم زیاد شده است.

«وهذا سعد یذکر عن النبی e ما لم نسمعه»

سعد بن أبی وقاص روایتی را در رابطه با علی نقل می‌کند که ما نشنیدیم.

«أنه قال یعنی لعلی أنت مع الحق والحق معک حیث ما دار»

او نقل می‌کند که پیغمبر اکرم به علی گفت: یا علی تو با حق هستی و حق با توست هرکجا بگردد.

«فقالت أم سلمة فی بیتی هذا قال رسول الله e لعلی قال»

أم سلمه گفت: پیغمبر اکرم این روایت را در منزل من به علی فرمود.

معاویه رو کرد و به «سعد بن أبی وقاص» متلک تندی گفت، اما آقایان اهل سنت نقل نکردند که «سعد بن أبی وقاص» در جواب چه گفت.

«فقال معاویة لسعد یا أبا إسحاق ما کنت ألوم الآن إذ سمعت هذا مع من رسول الله e وجلست عن علی»

معاویه به «سعد بن أبی وقاص» گفت: من الآن تو را ملامت نمی‌کنم. تو از پیغمبر اکرم شنیدی که حق با علی است، اما نشستی و نرفتی علی را یاری کنی؟!

«لو سمعت هذا من رسول الله e لکنت خادما لعلی حتی أموت»

اگر من این روایت را از رسول الله شنیده بودم خادم علی می‌شدم تا زمانی که بمیرم.

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حل‌ها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج 20، ص 361، باب من اسمه سعد

دوستان عزیز مشاهده کنید همین یک روایت کافی است تا ما این روایات را بررسی کنیم و ببینیم که ورود معاویه از ابتدا به مدینه، بیان آن مطالب و ماجرای «أم سلمه» به چه جهت است، حال که در نهایت می‌گوید:

«لو سمعت هذا من رسول الله لکنت خادما لعلی حتی أموت»

لازم نبود معاویه خادم امیرالمؤمنین باشد فقط از کارهایی مانند لعن آن بزرگوار بر بالای منابر و سفارش کردن به کارگزارانش که بر بالای منابر امیرالمؤمنین را لعن کنند دست می‌کشید!!

بنیانگذار سب حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) معاویه است، حتی در کتاب «صحیح مسلم» وارد شده است که معاویه به «سعد بن أبی وقاص» می‌گوید: یا سعد! چرا به علی ناسزا نمی‌گویی؟!

گویا «سعد بن أبی وقاص» واجب مهمی را ترک کرده است و معاویه او را مورد بازخواست قرار می‌دهد که چرا این کار را انجام نمی‌دهد!! این مباحث، بحث‌هایی است که باید مفصل در مورد آن صحبت کنیم تا مشخص شود که قضیه به چه قیمتی است.

در کتاب «صحیح مسلم» حدیث 2404 وارد شده است:

«أَمَرَ مُعَاوِیةُ بن أبی سُفْیانَ سَعْدًا فقال ما مَنَعَک ان تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ»

معاویة بن ابی سفیان به سعد دستور داد و گفت: چرا به ابا تراب ناسزا نمی‌گویی؟!

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 4، ص 1871، ح 2404

معاویه تو که می‌گویی: "اگر این روایت را شنیده بودم تا آخر عمرم غلام حلقه به گوش علی می‌شدم!!" و از طرف دیگر شما نمی‌خواهید غلام شوید. «ابن تیمیه» این روایت را در کتاب «منهاج السنة النبویة» جلد پنجم شرح می‌دهد و می‌گوید:

«وأما حدیث سعد لما أمره معاویة بالسب فأبی»

سعد بن أبی وقاص که معاویه به او دستور داد به علی ناسزا بگوید، اما او ابا کرد.

«فقال ما منعک أن تسب علی بن أبی طالب»

معاویه گفت: چرا به علی بن أبی طالب ناسزا نمی‌گویی؟!

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 5، ص 42، الفصل العاشر قال الرافضی ومنها ما رواه أخطب خوارزم عن النبی

دوستان عزیز این روایات را مشاهده کردید و روایت معاویه را هم مشاهده کردید؛ حال مباحث دیگر را هم مشاهده کنید. در کتاب «تاریخ طبری» جلد سوم صفحه 113 وارد شده است:

«معاویة فکان إذا قنت لعن علیا وابن عباس والأشتر وحسنا وحسینا»

وقتی که معاویه قنوت می‌گرفت امیرالمؤمنین، ابن عباس، مالک اشتر، امام حسن و امام حسین را لعنت می‌کرد.

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج 3، ص 113، باب اجتماع الحکمین بدومة الجندل

او از طرف دیگر می‌گوید: "اگر من این روایت را از پیغمبر اکرم شنیده بودم غلام حلقه به گوش علی می‌شدم!!"

جالب است که آقای «ابن کثیر دمشقی» در کتاب «البدایة و النهایة» جلد هشتم این روایت را می‌آورد، اما گفتگوی معاویه با «سعد بن أبی وقاص» را حذف کرده است. روایت چنین است:

«معاویة وأنهما قاما إلی أم سلمة فسألاها فحدثتهما بما حدث به سعد فقال معاویة لو سمعت هذا قبل هذا الیوم لکنت خادما لعلی حتی یموت أو أموت»

وقتی که معاویه از حج برگشت به همراه سعد بن أبی وقاص نزد ام سلمه رفتند و درباره این روایت سؤال کردند. سپس معاویه گفت: اگر این روایت را قبل از این شنیده بودم خادم علی می‌شدم تا زمانی که بمیرم.

اما در مورد سند این روایت وارد شده است:

«وفی إسناد هذا ضعف والله أعلم»

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 8، ص 77، باب سعد بن أبی وقاص

آقای «ابن کثیر»! استاد تو «ابن تیمیه» گفت: "در هیچ سند ضعیف هم نیامده است"، بنابراین تو با این سند ضعیف بر دهان «ابن تیمیه» زده‌ای!! عزیزان دقت کنید که این روایت دو راوی بیشتر ندارد؛ «کثیر النواء» و «عبد الله بن ملیل» دو راوی این روایت هستند.

حال ما «کثیر النواء» را قبول نداریم و جزو غلات بوده است، اما در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد سوم روایتی از «کثیر النواء» در رابطه با امیرالمؤمنین وارد شده است. «حاکم نیشابوری» می‌گوید:

«هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 220، ح 4901

«ابن تیمیه» هم می‌گوید: روایت او صحیح است. بنابراین «کثیر النواء» طبق فتوای «حاکم نیشابوری» و «ذهبی» ثقه هستند، زیرا اگر ضعیف باشند روایت نمی‌تواند صحیح باشد.

حال نسبت به «عبدالله بن ملیل» باید بگوییم که آقای «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «تعجیل المنفعة بزوائد رجال الأئمة الأربعة» روایتی می‌آورد که شرح حال «عبدالله بن ملیل» وارد شده است که «کثیر النواء» از او نقل کرده است. در روایت وارد شده است:

«قال ابن حبان فی الثقات عداده فی أهل الکوفة»

تعجیل المنفعة بزوائد رجال الأئمة الأربعة، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار الکتاب العربی - بیروت، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. إکرام الله إمداد الحق، ج 1، ص 237، ح 589

مشاهده کنید که «ابن حبان» او را توثیق کرده است. «ابن کثیر» چرا انقدر دروغ می‌بافید تا نصب و عداوت خود را نسبت به امیرالمؤمنین نشان دهید؟! ضمن اینکه این روایت را ضعیف می‌خواند، اما «ابن تیمیه» می‌گوید که این روایت در منابع ضعیف هم نیامده است.

ما در این زمینه روایات زیادی داریم و شاید تعداد آن به 60 روایت برسد. آقای «طبرانی» در کتاب «معجم الکبیر» جلد 23 از «أم سلمه» نقل شده است:

«کان عَلِی علی الْحَقِّ مَنِ اتَّبَعَهُ اتَّبَعَ الْحَقَّ وَمَنْ تَرَکهُ تَرَک الْحَقَّ عَهْدًا مَعْهُودًا قبل یوْمِهِ هذا»

المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج 23، ص 329، ح 758

آقای «ابن تیمیه»! طبق این روایت کسانی که با امیرالمؤمنین مقاتله می‌کردند از حق جدا شدند، زیرا قبل از اینکه امیرالمؤمنین از دنیا برود این عهد گرفته شده است. آقای «هیثمی» همین را در کتاب «مجمع الزوائد» جلد 9 صفحه 134 می‌آورد و می‌گوید:

«کان علی علی الحق من اتبعه اتبع الحق ومن ترکه ترک الحق عهد معهود قبل یومه»

در مورد سند روایت وارد شده است:

«هذا رواه الطبرانی وفیه مالک بن جعوبة ولم أعرفه وبقیة أحد الإسنادین ثقات»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 9، ص 134، باب الحق مع علی رضی الله عنه

«طبرانی» در این روایت گفته که «مالک بن جعونه» را نمی‌شناسد، اما ما می‌شناسیم. آقای «دولابی» متوفای 310 هجری در کتاب «الکنی و الأسماء» روایتی آورده است.

این در حالی است که آقای «هیثمی» متوفای 807 هجری است و «دولابی» 400 سال پیش از او بوده است. «دولابی» در کتاب خود همین روایت را می‌آورد:

«سمعت أم المؤمنین أم سلمة تقول: والله إن علی بن أبی طالب لعلی الحق، قبل القوم عهدا معهودا مقضیا»

همان تعابیری که در زیارتنامه حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) وارد شده است که عرضه می‌دارد:

«أَنْتَ أَوَّلُ مَظْلُومٍ وَ أَوَّلُ مَغْصُوبٍ حَقُّه»

تو اولین مظلوم عالم و اولین کسی هستی که حق او غصب شده است.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 4، ص 570، ح 1

واقعا حقیقت دارد.

«سمعت أم المؤمنین أم سلمة تقول: والله إن علی بن أبی طالب لعلی الحق، قبل القوم عهدا معهودا مقضیا»

شنیدم که أم المؤمنین أم سلمه می‌گوید: والله علی بن أبی طالب بر حق است و این یک عهد گرفته شده تقدیر الهی است.

«قال أبو قیلة له: الله الذی لا إله إلا هو لأنت سمعت أم المؤمنین أم سلمة تقول هذا»

ابو قیله می‌گوید: به خدایی که شریکی ندارد آیا تو خود از أم المؤمنین أم سلمه شنیدی که چنین حرفی را بگوید؟!

همه تعجب می‌کنند که پیغمبر اکرم فرموده باشد که امیرالمؤمنین با حق است، درحالی‌که این افراد نسبت به آن بزرگوار ناسزا می‌گویند.

«قال: الله لأنا سمعت أم سلمة تقول هذا»

مالک بن جعونه می‌گوید: به خدا قسم خودم از أم سلمه شنیدم که این حرف را گفت.

«فأتیت قومه، فسألتهم، فقلت: أتعرفون مالک بن جعونة»

ابو قیله می‌گوید: نزد قبیله مالک بن جعونه رفتم، در مورد او تحقیق کردم و پرسیدم: آیا مالک بن جعونه را می‌شناسید؟!

«قالوا: نعم فأثنوا علیه معروفاً، وقالوا خیراً»

مردم قبیله او گفتند: بله، همه از او تعریف کردند و گفتند که انسان خوبی است.

الکنی والأسماء، أبو بشر محمد بن أحمد بن حماد الدولابی، سنة الولادة 224 هـ / سنة الوفاة 310 هـ، تحقیق أبو قتیبة نظر محمد الفاریابی، الناشر دار ابن حزم، سنة النشر 1421 هـ - 2000 م، مکان النشر بیروت/ لبنان، ج 3، ص 931، ح 1629

ما آقای «هیثمی» عزیز و بزرگوار را تا حدودی منصف می‌دانیم و حساب او را از «ذهبی» و دیگر افرادی که منصف نیستند جدا می‌کنیم.

آقای «هیثمی» که می‌گوید: "من «مالک بن جعونه» را نمی‌شناسم" چهارصد سال قبل از شما در مورد او تحقیق کردند، او انسان خوبی بوده و قبیله او مدح او را گفتند.

دوستان عزیز واقعاً گاهی اوقات قلب انسان به درد می‌آید از اینکه مشاهده می‌کند این افراد با امیرالمؤمنین چکار کردند. در حال حاضر هم مشاهده می‌کنیم شبکه‌های شیطانی صهیونیستی چه تعابیر وقیحی که تنها شایسته خودشان است به کار می‌برند.

از کوزه برون همان تراود که در اوست!!

آن‌ها می‌خواهند نصب و عداوت خودشان را به امیرالمؤمنین اثبات کنند و آن را مطرح می‌کنند. بد نیست روایت دیگری در اینجا بخوانم؛ در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد سوم روایت مفصلی وارد شده است.

«عن عمرة بنت عبد الرحمن قالت لما سار علی إلی البصرة دخل علی أم سلمة زوج النبی یودعها»

از عمره بنت عبدالرحمن نقل شده است که وقتی علی بن أبی طالب به طرف بصره برای جنگ جمل می‌رفتند، رفتند تا از أم سلمه همسر پیغمبر اکرم خداحافظی کند.

«فقالت سر فی حفظ الله وفی کنفه»

أم سلمه برای ایشان دعای سفر خواندند و گفتند: برو تا در حمایت خداوند باشی.

«فوالله إنک لعلی الحق والحق معک»

به خدا سوگند تو بر حق هستی و حق هم با توست.

«أم سلمه» سپس جمله زیبایی دارد که این جمله زیبا را باید با طلا نوشت. عزیزان اهل سنت شما را به هر کسی که دوست دارید قسم می‌دهم دقت کنید، زیرا این روایت شرایط «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» را دارد.

«ولولا أنی أکره أن أعصی الله ورسوله فإنه أمرنا e أن نقر فی بیوتنا لسرت معک»

یا علی! اگر آمدنم با تو به معنای معصیت خداوند و نافرمانی پیغمبر اکرم نبود قطعاً با تو و در رکاب تو در جنگ می‌آمدم، اما پیغمبر اکرم به ما امر فرمود که در منازل خود بنشینید.

این در حالی است که قرآن کریم هم می‌فرماید:

(وَ قَرْنَ فِی بُیوتِکنَّ)

و در خانه‌های خود بمانید.

سوره أحزاب (33): آیه 33

«أم سلمه» سپس می‌گوید:

«ولکن والله لأرسلن معک من هو أفضل عندی وأعز علی من نفسی ابنی عمر»

اما به خدا سوگند فرزندی که از جانم بر خودم عزیزتر است را برای جنگ در رکاب تو می‌فرستم.

دوستان مشاهده کنید چقدر لذت دارد!! انسان وقتی این روایات را می‌خواند جگرش خنک می‌شود.

در مقابل این روایت از «أم سلمه» روایت دیگری هم از «عایشه» أم المؤمنین خطاب به «طلحه» می‌گوید: همسر خود را در خانه نشاندی و همسر پیغمبر اکرم را برای جنگ آورده‌ای!! «حاکم نیشابوری» در مورد سند این روایت می‌گوید:

«هذه الأحادیث الثلاثة کل‌ها صحیحة علی شرط الشیخین ولم یخرجاه»

تمام این سه روایت شرایط صحیح بخاری و مسلم را دارد و شکی در آن نیست.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 129، ح 4611

دوستان عزیز با توجه به بحثی که ما کردیم به ما بفرمایید قتال با امیرالمؤمنین چه حکمی دارد؟! با توجه به اینکه «ابن تیمیه» می‌گوید:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»

از نبی گرامی اسلام و همچنین از «أم سلمه» روایتی وارد شده است که می‌فرمایند: علی با حق است و حق هم با علی است.

«أم سلمه» می‌گوید: یا علی! تو با حق هستی و خودم نمی‌توانم برای جنگ در رکاب تو بیایم، زیرا پیغمبر اکرم به همسرانش فرمود که در خانه بنشینند. اما نور دیده خود را در رکاب تو برای جنگ می‌فرستم. کاملاً واضح و روشن است که «ابن تیمیه» می‌گوید:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»

خودتان قضاوت کنید. او در جای دیگری می‌گوید: هیچ روایت صحیح یا ضعیفی وجود ندارد که بگوید علی با حق است و حق هم با علی است!!!

مجری:

حضرت استاد تمام مطالب را به صورت روشن، کامل، جامع و مستند بیان کردند. کسانی که عشق و ارادت و محبت به مولا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) دارند با شنیدن این مطالب وجودشان صدها و هزاران برابر سرشار از شوق و ذوق و شادی می‌شود.

کسانی که بغض حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را در دل و وجودشان دارند آتش می‌گیرند و بدتر می‌شوند.

عزیزان اهل سنت ما که محبت امیرالمؤمنین هستند، خود ببینند و قضاوت کنند. حضرت استاد فرمودند حتی سلفی‌هایی هم که احیاناً بیننده ما هستند خودشان قضاوت کنند. آنچه گفتیم و بیان شد همه مستند بود.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما این مطالب را از کتب شیعه نقل نکردیم، بلکه همگی را از کتب اهل سنت نقل کردیم و آقایان این روایات را بررسی سندی کردند. حتی اگر «ابن کثیر» می‌گوید: "این روایات ضعیف است"، ما دلیل آوردیم.

اگر «هیثمی» می‌گوید: "«مالک بن جعونه» را نمی‌شناسم"، ما گفتیم که او را می‌شناسیم. این در حالی است که «هیثمی» یا او را می‌شناسد و یا خود را به تجاهل زده است.

مجری:

استاد شما در بیانات خودتان به روایتی اشاره کردید که بحث «عهد معهود» در آن بود. این بحث ذهن مرا مشغول کرد و یادداشت کردم تا آن را بپرسم.

اجازه بدهید بخش کوتاهی ببینیم سپس در مورد این روایتی که بیان کردید و جمله‌ای که در روایت آمده بیشتر صحبت خواهیم کرد.

کلیپی که در مورد «غنچه‌های انتظار» خدمتتان عرض کردم بخش کوتاهی است، آن را ببینیم که قرار است جمعه شب‌ها در برنامه «گامی به سوی ظهور» تقدیم حضور شما شود.

این هم بخش جدیدی است که ان‌شاءالله از این به بعد در برنامه «گامی به سوی ظهور» تحت عنوان «غنچه‌های انتظار» تقدیم حضور شما می‌شود.

همان‌طور که غنچه‌های ولایت در مورد اثبات ولایت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) درخشیدند و خودشان را نشان دادند، اینجا هم موفق خواهند شد.

ان‌شاءالله این بخش تحت عنوان اثبات وجود نازنین حضرت صاحب الزمان (ارواحنا له الفداه)، بحث حیات ایشان و مباحثی که حول محور شخصیت نورانی امام زمان و بحث مهدویت در برنامه «گامی به سوی ظهور» تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

برنامه زنده «حبل المتین» را از «شبکه جهانی ولایت» مشاهده می‌کنید. این حقیر با افتخار علی اسماعیلی در خدمت شما هستم و به نام زیبای علی افتخار می‌کنم.

هربار که با خودم فکر و تأمل می‌کنم که نامم علی است به خودم می‌بالم، بر مادر مرحومم درود می‌فرستم و بر پدر عزیزم سلام می‌فرستم که این نام قشنگ و زیبا را بر روی من گذاشتند.

اتفاقاً وصیت من به فرزندانم همین است که حتماً باید در خانه نام علی داشته باشید و نام یکی از فرزندانتان علی باشد!

ما باید این نام را زنده کنیم، حداقل کاری که می‌توانیم بکنیم این است که نام فرزندان خود را علی بگذاریم. فکر نکنیم که اگر پسرعمو یا پسرخاله یا پسرعمه یا پسردایی فرزندمان علی است این نام زیاد می‌شود و او را علی نگذاریم.

والله این اسامی زیادی نمی‌کند؛ باید نام علی در هر خانه‌ای باشد و این نام تا قیامت زنده بماند.

فردای قیامت اگر دستمان خالی بود و چیزی برای ارائه نداشتیم، می‌گوییم خدایا تو شاهد باش که ما از روی عشق و محبت و ارادت به مولایمان، آقایمان و ولی خود امیرالمؤمنین نام فرزندان خود را علی گذاشتیم تا این نام در منازل زنده بماند.

خواهش می‌کنم یادتان نرود حتماً این کار را انجام دهید؛ پدرها و مادرها و کسانی که پا به سن گذاشتید با مهربانی و محبت نه اجبار و زور این کار را به جوانانی که صاحب فرزند می‌شوند توصیه کنید و آنان را تشویق و ترغیب کنید.

در روایت وارد شده فردای قیامت انسان‌ها را با اسم کوچک صدا می‌زنند و دیگر لقب به کار برده نمی‌شود. بعضی از انسان‌ها فردای قیامت شرمنده می‌شوند از اینکه پدرشان اسم‌های نامناسب روی آن‌ها گذاشته است.

چقدر خوب است ما اسامی اهلبیت (علیهم السلام) را روی فرزندانمان بگذاریم و از همه بهتر و زیباتر نام زیبای محمد نام پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و نام زیبای حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) است.

بچه شیعه‌ها باید رغبت بیشتری به نام علی داشته باشند که ان‌شاءالله این نام در منازل زنده بماند و زنده باشد.

حضرت استاد من در بخش قبلی اشاره‌ای کردم که شما در روایاتی که بیان می‌کردید به واژه‌ای اشاره کردید. برای من سؤال پیش آمد که در جایگاه وجود نازنین حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) واژه «عهد معهود» آمده است. داستان این واژه و مراد آن چیست؟!

موضوع: وقتی خداوند حقانیت امیرالمؤمنین را در عهد معهود به تکامل رساند

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

«عهد معهود» به معنای عالم عهد و عالم زر است. در حقیقت سه عالم تصور می‌کنند؛ عالم زر که خداوند عالم در آنجا همه را آفرید و فرمود:

(أَ لَسْتُ بِرَبِّکمْ قالُوا بَلی)

آیا من پروردگار شما نیستم؟! گفتند آری.

سوره أعراف (7): آیه 172

این آیه مربوط به عالم زر است؛ زیرا ما قبل از این دنیا در آنجا بودیم و مراحلی را در آنجا گذراندیم. حال ما چیزی به خاطر نمی‌آوریم، اما اهلبیت (علیهم السلام) آن را بیان می‌کنند. عالمی در این دنیا است و عالمی هم مربوط به آخرت است.

عالم (أَ لَسْتُ بِرَبِّکمْ قالُوا بَلی) را به عالم عهد تعبیر می‌کنند؛ «أم سلمه» می‌گوید: اینکه علی با حق است و حق با علی است، عهد معهود است.

این عهد، عهدی است که خداوند عالم از همه گرفته بر اینکه علی حق است همان‌طور که از همه عهد گرفته که پروردگار عالم است. در کتاب «تاریخ دمشق» جلد 42 ذیل آیه شریفه:

(وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِک مِنْ رُسُلِنا)

از رسولانی که قبل از تو فرستادیم بپرس.

سوره زخرف (43): آیه 45

وارد شده است:

«علی ما بعثوا قال»

پیغمبر از پیامبران گذشته سؤال کن که هدف بعثتشان چیست.

والله این کتاب شیعه نیست، بلکه آقای «ابن عساکر» متوفای 571 هجری اهل سنت است.

«قلت علی ما بعثوا قال علی ولایتک وولایة علی بن أبی طالب»

یا پیغمبر! بعثت انبیاء بر ولایت تو و ولایت علی بن أبی طالب است.

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حل‌ها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج 42، ص 241، ح 4933

بحث ولایت امیرالمؤمنین حدیث غدیر، حدیث وصایت و حدیث خلافت نیس؛ بلکه قضیه به خیلی وقت قبل از آن برمی‌گردد. نه تنها ما به این قضیه معتقدیم، بلکه این روایت هم گویای این مطلب است.

همچنین آقای «ثعلبی» در کتاب «الکشف و البیان» جلد هشتم صفحه 338 از «عبدالله بن مسعود» نقل می‌کند که ملکی آمد و گفت:

«واسأل من أرسلنا من قبلک من رّسلنا»

یا پیغمبر! از پیامبران گذشته بپرس هدف بعثتشان چه بوده است.

«علی ما بعثوا»

بر چه مبعوث شدند؟!

«قال: قلت: علی ما بعثوا، قال: علی ولایتک وولایة علی بن أبی طالب»

آن‌ها گفتند: بر ولایت تو و ولایت علی بن أبی طالب مبعوث شدند.

الکتاب: الکشف والبیان ـ موافق للمطبوع، المؤلف: أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم الثعلبی النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت - لبنان - 1422 هـ - 2002 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: الإمام أبی محمد بن عاشور، مراجعة وتدقیق الأستاذ نظیر الساعدی، ج 8، ص 338، باب الزخرف: (45) واسأل من أرسلنا... ..

آقای «خوارزمی» در کتاب «مناقب» خود صفحه 279 می‌نویسد:

«قال رسول الله صلی الله علیه وآله: یا عبدالله أتانی ملک فقال: یا محمد " سل من أرسلنا من قبلک من رسلنا) 2 ("علی مابعثوا؟ قال قلت: علی مابعثوا؟ قال: علی ولایتک وولایة علی بن أبی طالب»

کتاب: المناقب، تألیف: الموفق بن احمد بن محمد المکی الخوارزمی، ج 1، ص 279، باب المناقب الخوارزمی

بنابراین اگر «أم سلمه» می‌گوید: "علی با حق است و حق با علی است" به معنای این است که قضیه حقانیت علی مربوط به عالم دنیا نیست، بلکه حقانیت امیرالمؤمنین قبل از عالم دنیا مطرح شده است.

نکته دیگر این است که خداوند عالم دنیا هم ما روایات زیادی داریم مبنی بر اینکه: "علی با حق است و حق با علی است" شاید به اندازه بیش از 40 روایت بود، اما من به عنوان اختصار دیگر آن را نخواندم.

در مورد عالم قیامت روایتی از «آلوسی» در کتاب «تفسیر روح المعانی» وارد شده است. در جلد بیست و سوم از این کتاب وارد شده است:

«(وقفوهم) أی احبسوهم فی الموقف (إنهم مسئولون)»

مردم را در موقف حبس کنید و نگه دارید.

مشاهده کنید که این مطلب خطاب به همه مردم از زمان حضرت آدم الی قیام قیامت وارد شده است، زیرا همه باید پاسخگو باشند. ایشان سپس می‌گوید:

«وأولی هذه الأقوال أن السؤال عن العقائد والأعمال ورأس ذلک لا إله إلا الله ومن أجله ولایة علی کرم الله تعالی وجهه»

بهترین اقوال این است که سؤال از عقاید و اعمال و در رأس آن‌ها لا إله إلا الله و ولایت علی از سؤالاتی است که تمام خلایق پرسیده می‌شود.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 23، ص 80، باب الصافات: (24) وقفوهم إنهم مسؤولون

ما روایات متعددی داریم که رسول گرامی اسلام فرمودند: برای گذشتن از پل صراط جواز و برگ عبور لازم است و برگ عبور هم ولایت علی بن أبی طالب است. هرکسی این برگ عبور داشته باشد از پل صراط رد می‌شود و هرکسی نداشته باشد با صورت در آتش می‌افتد.

مجری:

یعنی محبت کافی نیست و باید ولایت هم باشد؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

حال در این مورد بحث خواهیم کرد و فعلاً نمی‌خواهیم وارد شویم که آیا «وِلایت» است یا «وَلایت» است. در کتاب «الصواعق المحرقة» اثر «ابن حجر هیثمی» ذیل:

«قوله تعالی (وقفوهم إنهم مسؤولون)»

وارد شده است:

«وقفوهم إنهم مسؤولون عن ولایة علی»

الصواعق المحرقة علی أهل الرفض والضلال والزندقة، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417 هـ - 1997 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج 2، ص 437، الفصل الأول فی الآیات الواردة فیهم

در روایت بعد وارد شده است که هم از ولایت امیرالمؤمنین و هم از ولایت اهلبیت از انسان سؤال می‌کنند. ولایت اهلبیت شامل ولایت امام حسن، امام حسین، امام سجاد تا حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) می‌شود.

بنابراین «أم سلمه» می‌گوید: علی با حق است و حق با علی است. این عهد معهود است و قبل از اینکه علی به دنیا بیاید این عهد از طرف خداوند عالم از تمام مردم گرفته شده است. عالم زر، دنیا و قیامت را متوجه شدید.

مجری:

دیگر تکلیف برای همه روشن است و خیلی واضح است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم

تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال

دوستان عزیز والله العلی الأعلی، قسم به والله بالله تالله و قسم به همه مقدسات که جز ولای علی راه نجات نیست. قبل از آنکه خدای نکرده به جایی برسیم که دستمان از همه جا کوتاه است و پشیمان شویم و پشیمانی به درد نخورد به فکر باشیم.

این روایات است و یکی از معجزات امیرالمؤمنین این است که این فضائل و این روایات در کتب عزیزان اهل سنت آمده است. حال اگر این روایات در کتب شیعه‌ها بود می‌گفتند که این روایات را شیعیان درست کردند.

علی رغم اینکه دشمنان تمام تلاش خود را به کار بردند تا فضائل امیرالمؤمنین را محو و نابود کنند اما موفق نشدند.

اگر کسی روایتی در فضیلت امیرالمؤمنین می‌گفت چهارصد ضربه شلاق به او می‌زدند. اگر کسی بالای منبر فضائل آن بزرگوار را می‌گفت او را از منبر پایین می‌کشاندند و منبر را آب می‌کشیدند.

یکی از راویان می‌گوید: من حاضرم صبح تا غروب در فضائل امیرالمؤمنین سخن بگویم و موقع غروب گردن مرا بزنند!!

ان‌شاءالله در جلسه بعد این بحث را سؤال بفرمایید تا پاسخ دهیم، زیرا الآن دیگر فرصت پاسخگویی نیست با توجه به اینکه می‌خواهیم از محضر عزیزان بیننده هم استفاده کنیم.

اصلاً دودمان نحس بنی امیه برای محو فضائل امیرالمؤمنین و روایات مربوط به فضائل آن بزرگوار تلاش‌های زیادی کردند، اما با تمام این احوالات «شعبی» می‌گوید:

دوستان علی از ترس نتوانستند فضائل آن بزرگوار را بگویند و دشمنان ایشان فضائل او را مخفی کردند، اما فضائل حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) شرق و غرب عالم را پر کرده است.

مجری:

خیلی عالی؛

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست

که تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم

واقعاً اگر همه دریاها مرکب شوند و انسان همان‌طور که می‌خواهد پول بشمارد از آب دریاها تر کند و کتاب فضائل امیرالمؤمنین را ورق بزند باز هم آب دریاها کفایت نمی‌کند.

هرکه از عشق علی آکنده نیست

فاش می‌گویم خدا را بنده نیست

هرکه باشد مبغض مولا علی

روز محشر بر لبانش خنده نیست

در طول میان برنامه زیبایی که پخش شد با حاج آقا صحبت می‌کردیم داشتم با خودم فکر می‌کردم گاهی اوقات در تابستان مخصوصاً الآن که هوا خیلی گرم است وقتی بیرون رفتید و هوای خیلی گرم و حرارت خیلی زیاد سبب تشنگی شما و خشکی جگر شما می‌شود.

وقتی به منزل می‌آیید یک لیوان آب خنک میل می‌کنید و ان‌شاءالله وقتی که آب نوشیدیم بر سید و سالار شهیدان و یادی از لب تشنه حضرت ابا عبدالله می‌کنیم جگرتان خنک می‌شود انگار که خداوند حیاتی دوباره به شما بخشیده است و نفستان تازه می‌شود.

ما بچه شیعه‌ها وقتی نام حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)، فضائل آن بزرگوار، علاقه به ایشان و اثبات ولایت و حقانیت و فضائل ایشان را از روایاتی که با زحمت به دست ما رسیده را می‌خوانیم و می‌شنویم واقعاً عین همین لیوان آب است.

انگار جگر شما خشک شده است و تشنه هستید و زمانی که آب می‌نوشید انگار یک انرژی، روح و حیات جدید خدا به شما عنایت می‌کند. امشب با گفتن مطالبی که حاج آقا فرمودند یک بار دیگر طراوتی به دل و جان ما آمد و جگرمان خنک شد و حال آمد؛ الحمدلله.

حاج آقا واقعاً دستتان درد نکند، خیلی لطف فرمودید. من مطمئنم وقتی دوستان بیننده ما این مطالب را می‌شنوند ارادتشان صد برابر، هزار برابر بلکه میلیون برابر می‌شود و به اعتقاداتی که دارند راسخ می‌شود.

اگر تا الآن تنها در شناسنامه ما به عنوان مسلمان و شیعه اثنی بودیم از الآن به بعد از حالت شناسنامه‌ای درمی‌آید.

خیالمان راحت باشد و سر سوزن و ذره‌ای نباید شک کنیم که آنچه به آن ایمان داریم و ما را به عنوان شیعه خطاب می‌کنند صددرصد اعتقاد راسخ به ولایت مولایمان، آقاجانمان، نور چشم و نور دیده ما حضرت امیرالمؤمنین. ان‌شاءالله خداوند ایوان نجف را نصیبتان کند.

تماس بینندگان برنامه:

ما از این لحظه می‌خواهیم در خدمت دوستان خوب بیننده باشیم و هرچقدر وقت برنامه ما اجازه بدهد چند تلفن داشته باشیم و صدای گرم عزیزان بیننده را بشنویم. حمید آقا از کرمان شیعه حضرت مرتضی علی پشت خط هستند. حمید آقا سلام به شما:

بیننده (حمید آقا از کرمان – شیعه):

سلام علیکم و رحمة الله خدمت حاج علی آقای اسماعیلی عزیز و گرامی و همچنین عرض سلام و ادب و احترام و شب به خیر خدمت استاد عزیز و پدر معنوی ما حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی (حفظه الله تعالی).

اینکه می‌گویید شیعه مرتضی علی باید بگوییم ان‌شاءالله که واقعاً لیاقت آن را داشته باشیم. زمانی که ما را شیعه عنوان می‌کنید واقعاً تن انسان می‌لرزد.

مجری:

حداقل در شناسنامه‌های ما شیعه ثبت شده و همین کافی است.

بیننده:

واقعاً اگر خاک پای شیعیان هم باشیم افتخار می‌کنیم. حاج علی آقا و استاد بزرگوار شاید بیشتر از یک سال است که من علی رغم اینکه بارها وسوسه می‌شدم تماس بگیرم و در موضوعات مختلفی که مطرح می‌شد مشارکت کنم، اما واقعاً خجالت می‌کشیدم.

بنده از اینکه می‌دیدم بسیاری از عزیزان هستند که ابراز می‌کنند بعد از گذشت دو سال هنوز نتوانستند روی خط بیایند من واقعاً خجالت می‌کشیدم که بیایم و مزاحم وقت شریف شما شوم و حق این عزیزان را ضایع کنم.

آنچه که باعث شد امشب بیایم و واقعاً نمی‌شد امشب سکوت کرد و لازم بود که امشب خدمت شما تماس بگیرم بحثی است که شاید بینندگان عزیز در جریان باشند.

مسئله‌ای حدود یک هفته پیش در شبکه‌های وهابی مطرح شده و بینندگان عزیز با این شبکه‌ها تماس گرفتند و به صورت محترمانه در کمال ادب و متانت از آقایان خواستند که بیایند صحبت کنند و جواب بدهند.

این مسئله در مورد یک روایت موهن و سراسر توهین در کتابی است که آقایان اهل سنت اعتقاد دارند صحیح‌ترین کتاب بعد از قرآن برایشان به نام «صحیح بخاری» است و خیلی هم به آن می‌نازند و افتخار می‌کنند.

این روایت در مورد نظر حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در مورد افک و ماجرای افک و تهمتی است که در آنجا مطرح شد.

بینندگان عزیز تماس گرفتند و از کارشناسان شبکه‌های وهابی درخواست کردند توضیح بدهند که چنین روایت سراسر توهین در کتاب «صحیح بخاری» چه معنایی دارد.

ابتدا آقای «خدمتی» روی خط آمد و شروع به گریه کرد و تنها جواب ایشان گریه بود. آقای «حیدری» این روایت را تکفیر کرد و گفت: هرکسی این روایت را بخواند کافر است.

من نمی‌دانم کسانی که «ختم صحیح بخاری» برگزار می‌کنند حتماً بارها این روایت را خواندند و با توجه به گفته «حیدری» حتماً کافر می‌شوند.

سایر کارشناسان شبکه‌های شیطانی فحش‌هایی را به بینندگان دادند که بنده فکر می‌کنم واقعاً لات‌ها و چاقوکشان خیابانی هم از دادن چنین فحش‌های وقیحانه‌ای عاجز باشند.

تمام عزیزانی که در این مدت تماس گرفتند و این روایت را مطرح کردند قبل از اینکه روایت را بخوانند اعلام برائت کردند و گفتند: ما نه تنها خودمان را از این روایت موهن بریء می‌دانیم بلکه اعلام انزجار می‌کنیم و می‌پرسیم که این روایت در کتب شما چه معنی دارد!!

این در حالی است که همان‌طور که گفتم این آقایان ابتدا شروع به گریه کردند و بعد از اینکه خواستند از طرق ظاهراً علمی روایت را رد کنند، گفتند: این روایات از «بلاغات زهری» است و قبول نیست.

سپس که معلوم شد که اصلاً بلاغات نیست و ربطی به بلاغات ندارد، گفتند: "اتفاقاً روایت بسیار خوبی است و روایت مدح و منقبت است"، من نمی‌دانم روایتی که مدح و منقبت است را چرا از بلاغات به شمار آوردند و چرا گریه می‌کردند!!

آن‌ها در ادامه مقداری روایت را پس و پیش کردند و گفتند: روایت مشکلی ندارد، بلکه شیعیان هستند که مشکل دارند و می‌خواهند به أم المؤمنین عایشه توهین کنند. نظر شیعه است که می‌خواهد به عایشه توهین کند و تهمت بزند.

حضرت استاد من امشب مزاحم شما شدم، زیرا این مسئله را بعید می‌دانم. واقعاً اگر بیننده‌ای حداقل اطلاعات را داشته باشد و پای «شبکه جهانی ولایت» نشسته باشد فکر نمی‌کنم این حرف را بپذیرد.

بنده احتمال می‌دهم شمار اندکی تحت تأثیر حرف آقایان کارشناسان وهابی قرار گرفته باشند.

بنده امشب تماس گرفتم که از حضرت استاد خواهش کنم لطف کنند همانند همیشه مستدل، منطقی و با سند و مدرک نظر علمای شیعه را در مورد تهمت إفک بیان کنند و بگویند که آیا شیعیان واقعاً چنین حرفی می‌زنند و زنان پیغمبر را ناپاک می‌دانند یا خیر!!

آقای «ألبانی» راهی را باز گذاشتند و گفتند: ما دلیلی نداریم که زنان پیامبر مرتکب فحشا شود. اگر استاد لطف کند و این مطلب را توضیح بدهد ممنونم.

مجری:

حمید آقا از شما ممنونم، خدانگهدارتان باشد. بیننده بعدی ما امین آقا از خوزستان هستند. امین آقا سلام و درود به شما:

بیننده (امین آقا از خوزستان – شیعه):

سلام علیکم، امیدوارم حالتان خوب باشد.

مجری:

ممنونم، در خدمت شما هستیم.

بیننده:

سلام عرض می‌کنم خدمت شما و سید بزرگوار. چند سؤال خدمت استاد داشتم؛ بیشتر سؤالات من فقهی است. من می‌خواستم بپرسم اشکالی دارد احادیثی که در فضیلت اهلبیت (علیهم السلام) در کتاب مخالفین مکتب شیعه وجود دارد را مطرح کنیم؟!

شما در این جلسه چند فضیلت بیان کردید؛ ما بسیار خوشحال شدیم و جگرمان حال آمد. من می‌خواستم ببینم اشکال شرعی ندارد که ما بنویسیم آقای x درباره حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) این روایت را گفته است؟!

مجری:

ما منظور شما را متوجه نشدیم.

بیننده:

بنده می‌خواستم بپرسم که اگر در یک حدیث ذکر نام مخالفین مکتب اهلبیت (علیهم السلام) را انجام بدهیم و این حدیث را بر دیوار بزنیم آیا مشکلی دارد، یا خیر؟!

سؤال دوم بنده این بود که بنده چند وقت است جناب آقای «ابوالقاسمی» عزیز را مشاهده نمی‌کنم. حال یا بنده سعادت ندارم به خاطر درس و دانشگاه تلویزیون را ملاحظه کنم و یا اینکه ایشان نیستند!!

بسیار دلمان برای ایشان تنگ شده است و در برنامه‌های تبلیغی شما هم نام ایشان را ندیدم که چه ساعتی برنامه دارند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ایشان در خارج از کشور بودند و الآن که برگشتند به مسافرت رفتند. بنده هم با ایشان تماس گرفتم، اما نتوانستم ایشان را پیدا کنم.

مجری:

ایشان از سفر برگشتند و به مسافرت دیگری رفتند. ان‌شاءالله به زودی در خدمت ایشان هستیم.

بیننده:

بسیار عالی؛ دلمان به شدت برای ایشان تنگ شده بود. خدا شاهد است که ایشان برنامه‌های زیبا و خوبی دارند و دلمان برای ایشان تنگ شده بود.

پیشنهادی داشتم و نمی‌دانم عملی می‌شود، یا خیر. می‌خواستم ببینم که اگر امکان دارد از مطالبی که استاد می‌فرمایند را در سطح حوزه‌های علمیه، مدارس، پایگاه‌های بسیج، دانشگاه‌ها و امثال آن مسابقه‌ای برگزار شود.

مسابقه‌ای در بحث ولایت، حج، توسل، تبرک و امثال آن بگذارید و در آخر هم لوحی همانند لوح خادم اهلبیت به آن‌ها اهدا کنید. واقعاً برای کسی که دنباله‌رو این مطالب باشد با ارزش است تا اگر این کار عملی شود فکر کنم قدم خوبی باشد.

قبلاً یک بار جناب استاد برای من دعا کردند و واقعاً دعایشان گرفت. بنده می‌خواستم ایشان یک بار دیگر هم لطف و بزرگواری کنند، دست به دعا بردارند و برای من دعا کنند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ان‌شاءالله خداوند متعال به حق حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) حوائج حضرتعالی و تمام بینندگان عزیز و جمع ما را برآورده کند.

مجری:

ان‌شاءالله. امین آقا از شما خیلی ممنونم، ان‌شاءالله موفق باشید. استاد دیگر فرصت تلفن نداریم، خیلی مختصر و مفید پاسخ این عزیزان را بدهید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آقا امین سؤال پرسیدند: "حدیث مخالفین ولایت را به دیوار بزنیم" عقیده من بر این است هرکاری که احساسات اهل سنت را تحریک کند خلاف شرع و حرام و فتنه است. این در حالی است که قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل)

و فتنه (و بت پرستی) از کشتار هم بدتر است!

سوره بقره (2): آیه 191

الحمدلله کشور ایران در امنیتی هست و مخالفین به دنبال این هستند که امنیت را از بین ببرند و احساس می‌کنند بهترین راه نابودی امنیت اختلاف میان شیعه و اهل سنت است.

مجری:

استاد بیشتر منظورشان این بود فضائل اهلبیت که از زبان مخالفین نقل شده را به دیوار بزنند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

نشر این مطالب خصوصاً از زبان خلفا قطعاً مفید و لازم است. در رابطه با سؤال آقا حمید از کرمان نظر شیعه نسبت به همسران انبیاء را بیان می‌کنم.

در کتاب «التبیان فی تفسیر القرآن» اثر «شیخ طوسی» یکی از معتبرترین تفاسیر شیعه جلد دهم فتوای او چنین است:

«وما زنت امرأة نبی قط»

همسران پیامبران هرگز مرتکب فحشا نشدند.

«لما فی ذلک من التنفیر عن الرسول وإلحاق الوصمة به»

اگر این چنین باشد مردم از پیغمبر متنفر می‌شوند و این ننگ دامنگیر پیغمبر می‌شود.

«فمن نسب أحدا من زوجات النبی إلی الزنا، فقد أخطأ خطأ عظیما، ولیس ذلک قولا لمحصل»

هرکسی زوجات پیغمبر اکرم را به زنا متهم کند خطای بزرگی کرده است و حرف بی‌ارزشی زده است.

التبیان فی تفسیر القرآن، نویسنده: الشیخ الطوسی، ج 10، ص 52، باب 66 - سورة التحریم

عقیده «شیخ طوسی» چنین است!! آقایانی که به دنبال این قضایا هستند و فتنه‌گری می‌کنند و اختلافات شیعه و سنی را زیاد می‌کنند بدانند که نظر فقهای شیعه چنین است.

همچنین در کتاب «مجمع البیان فی تفسیر القرآن» اثر «مرحوم طبرسی» جلد پنجم در رابطه با قضیه حضرت نوح به صراحت اعلام شده است:

«ولأن الأنبیاء یجب أن ینزهوا عن مثل هذه الحال»

پیامبران از اینکه همسرانشان مرتکب فحشا شوند منزه هستند.

«لأنها تعیر وتشین»

این به خاطر این است که مردم سخنان پیامبران را دقت کنند.

تفسیر مجمع البیان، نویسنده: الشیخ الطبرسی، ج 5، ص 285، باب 11 - سورة هود

همچنین در کتاب «جوامع الجوامع» یکی از کتب درسی حوزه‌های علمیه جلد سوم از «ابن عباس» به صراحت نقل شده است:

«ما زَنَتِ امرأةُ نَبی قَطٌّ»

هرگز همسران پیغمبر اکرم گرفتار فحشا نشدند.

«لِمَا فی ذلک من التَّنفیرِ عن الرَّسُولِ، وإْلحَاقِ الوَصْمَةِ بِهِ»

اگر این چنین باشد مردم از پیغمبر متنفر می‌شوند و این ننگ دامنگیر پیغمبر می‌شود.

تفسیر جوامع الجامع، نویسنده: الشیخ الطبرسی، ج 3، ص 597، باب سُورَةُ التَّحْرِیم

ما بارها گفتیم که اگر کسی چنین نسبتی به همسر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بدهد اگر موجب ایضاع پیغمبر اکرم شود لعنت خداوند را به دنبال دارد. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

(إِنَّ الَّذِینَ یؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِینا)

آن‌ها که خدا و پیامبرش را ایذاء می‌کنند خداوند آن‌ها را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور می‌سازد، و برای آنان عذاب خوار کننده‌ای آماده کرده است.

سوره احزاب (33): آیه 57

همچنین اگر موجب اهانت به پیغمبر اکرم باشد قطعاً ارتدادآور است. کسانی که آیه «إفک» را به همسران پیغمبر اکرم نسبت دادند خداوند عالم شهادت داده که این نسبت ناروا باطل است و خداوند شهادت بر بطلان این قضیه داده است.

اگر کسی بعد از این آیه بگوید که نستجیر بالله همسران پیغمبر اکرم زنا می‌کرده در حقیقت انکار قرآن کریم است. البته وهابیت جرئت نمی‌کنند عبارات ما را نقل کنند، زیرا ما هزاران بار تاکنون این مطالب را بیان کردیم.

آقای «آلوسی» یکی از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب «روح المعانی» جلد 14 می‌گوید: به شیعه نسبت دادند که عایشه را متهم به فحشا می‌کند. شیعیان انکار می‌کنند و در کتب معتبرشان هم چنین عبارتی وجود ندارد. ایشان تعبیر تندی دارد و می‌گوید:

«ولعمری لا یکاد یقول بذلک إلا ابن زنا»

هرکسی همسر پیغمبر اکرم را به زنا نسبت دهد خود زنازاده است.

الکتاب: روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، المؤلف: شهاب الدین محمود بن عبد الله الحسینی الألوسی (المتوفی: 1270 هـ)، المحقق: علی عبد الباری عطیة، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی، 1415 هـ، ج 14، ص 357، ج 14، ص 357، باب سورة التّحریم

جالب است که در کتاب «بحارالانوار» روایات ضعیف، مرسل، صحیح و موثق وارد شده است. او نمی‌گوید که روایت صحیح است یا ضعیف است، بلکه محقق باید تشخیص بدهد که روایت صحیح است یا ضعیف است.

در جلد 22 عبارت ایشان از «تفسیر علی بن ابراهیم» در رابطه با نسبت ناروا به همسر پیغمبر نقل شده است. ببینید آیت الله ربانی شیرازی می‌گوید:

«فیه شناعة شدیدة»

این عبارت شنیع و زشت است.

«و غرابة عجیبة»

این عبارت عجیب و غریبی است.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 22، ص 240، پ 3

او می‌گوید: بعید می‌دانم «علی بن ابراهیم» چنین حرفی زده باشد، بلکه افراد دیگر این حرف را به نقل از او بیان کرده‌اند. او در ادامه می‌گوید: مسلمان اعم از شیعه و سنی اقرار به قداست همسران پیامبر دارند.

نکته دیگر این است که کارشناسان شبکه‌های وهابی از پاسخگویی عاجز هستند. مبنای این آقایان این است که وقتی از جواب دادن عاجز می‌مانند شروع به فحاشی می‌کنند و به مقدسات شیعه اهانت می‌کنند.

از کوزه برون همان تراود که در اوست

من وقتی با همه عزیزان تماس می‌گیرم آن‌ها می‌گویند که عقیده شیعه این است، اما در کتب شما این مطالب وارد شده است.

در کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» ده‌ها مطالب نادرست به عایشه بیان شده است. شما یا از عایشه دفاع کنید و این روایات را دور بریزید، همچنین اگر این روایت برای شما ارزش دارد دیگر نمی‌توانید از عایشه دفاع کنید.

من قبلاً گفته بودم که اگر فلان شیخ افغانی با «ملازاده» بحث کند و شکست بخورد شکست من است. همچنین اگر آقای لوله‌کش شکست بخورد شکست من است. من نمی‌خواهم بگویم که این افراد انسان‌های فاضلی هستند.

آقای «شریفی» نه دیپلم دارد و نه حوزه درس خوانده و انسانی نیست که فاضل باشد، اما شماها بی‌سواد هستید. کارشناسان شبکه‌های وهابی به قدری بی‌سواد هستند که حتی با یک لوله‌کش نمی‌توانند بحث کنند و او آن‌ها را شکست می‌دهد.

انسانی که چند سال بیشتر در حوزه نبوده و به لس آنجلس رفته و لاطائلات مطرح می‌کند سوادی ندارد، اما حریف او هم نمی‌شوند. این افراد بی‌سواد هستند!!!

البته من می‌گویم که هرکدام از بچه شیعه‌ها بخواهند با شبکه‌های وهابی تماس بگیرند و به همسران پیغمبر اکرم اهانت کنند بنده به نوبه خودم از آن‌ها اعلان برائت می‌کنم.

امروز تحریک کردن احساسات اهل سنت از گناهان بزرگ و ایجاد فتنه است، درحالی‌که قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل)

اگر جواب دارید بگویید، اما اگر جواب ندارید بگویید نمی‌دانیم؛ بهترین چیز ندانستن است. من در خدمت شما هستم.

مجری:

خیلی متشکرم. امین آقا یک پیشنهاد هم داده بودند که خیلی خوب است، ان‌شاءالله بررسی شود. دوستان در بخش‌های فرهنگی کشور می‌توانند از این پیشنهاد استفاده کنند. استاد حسن ختام برنامه چند دعا بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا از امیرالمؤمنین نام بردیم، فضائل آن بزرگوار را مطرح کردیم و ما قطع داریم که این اعمال مورد رضایت تو و رضایت اولیاء تو و ملائکه است. قطعاً ملائکه هم به دعاهای ما آمین خواهند گفت. ان‌شاءالله مولای ما حضرت بقیة الله الأعظم به دعاهای ما آمین خواهند گفت.

ان‌شاءالله بینندگان عزیز ما آمین بگویند، زیرا اگر یک آمین بیننده‌ها قبول شود همه دعاهای ما به اجابت می‌رسد.

خدایا تو را قسم می‌دهیم به آبروی علی و ولایت علی و به آبروی محمد و آل محمد فرج فرزند امیرالمؤمنین حضرت حجة بن الحسن (ارواحنا له الفداه) را هرچه سریع‌تر نزدیک بگردان. خدایا ما را از یاران خاص آن بزرگوار قرار بده.

خدایا رفع گرفتاری از همه گرفتاران مخصوصاً گرفتاران مورد نظر عنایت بفرما. خدایا به آبروی امیرالمؤمنین حوائج ما، حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت»، حوائج بینندگان عزیز مخصوصاً عزیزان ولایت یاور برآورده نما. خدایا دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

بازهم یادآوری می‌کنم فرداشب شب ولادت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) از بام حرم کریمه اهلبیت ساعت 10:30 شب برنامه زنده خواهیم داشت، حتماً همراهی بفرمایید. با نام و یاد آقاجانمان امام زمانمان برنامه امشب را به پایان می‌بریم.

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد، خدانگهدار





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها