2017 September 24 - يکشنبه 02 مهر 1396
مُحاضِراتٌ عقائِدِيَّة
کد مطلب: ١١١٨٥ تاریخ انتشار: ١٥ تير ١٣٩٦ - ١٨:٥٩ تعداد بازدید: 213
کتابخانه » عمومي
مُحاضِراتٌ عقائِدِيَّة

 

نام کتاب: مُحاضِراتٌ عقائِدِيَّة

نويسنده: الدِمِرْدَاشْ بنِ زَکِیَ الْعَقَالِیْ

معرفی اجمالی:


« الدِمِرْدَاشْ بنِ زَکِیَ الْعَقَالِیْ» از کشور مصر، در شهر اَسْیُوْطْ در روستاي اَلْعَقال متولد شد، او حافظ قرآن و یکی از قاضيان کشور مصر بود. 

وي پيرامون هدایتش به مذهب اهل بیت علیهم السلام چنين مي نويسد:

پس از آنکه در طول سه سال به قضاوت مشغول بودم، مسوولیت قضاوت در امور خانوادگی مانند طلاق برای مسیحی ها و مسلمان ها را نیز پذیرفتم، در این پاره ی زمانی، یک زن و مرد مسیحی براي طلاق به من مراجعه کردند، و دلیلی که مرد مسیحی برای طلاق همسر خویش اقامه کرد، عمل منافي عفت از سوي همسرش بود كه در ميان مسيحيان «اُرْتُدُكْسْ» تنها مُجَوِّزِ طلاق همين مساله مي باشد. با توجه به شرایطی که در مصر بود، وقتی ارباب رجوع مسیحی باشد و قاضی مسلمان، قانون این بود كه با یک کشیش به دادگاه بيايند.

وقتی آن مرد مسیحی، پیرامون عمل شَنِيْعِ همسرش صحبت می کرد، ناراحتی شديد کشیش مسيحي نظر مرا جلب کرد، با خود گفتم که با او مِزاح کنم تا کمی از این ناراحتی بِکاهَم.

خطاب به کشیش گفتم، آیا در دین شما نمی شود چاره ی اندیشید که برای طلاق نیاز به اتهام فحشا نباشد؟

کشیش در جواب من گفت: آیا می خواهید طلاق ما نیز همانند طلاق شما با کوچکترین دلیل و یک جمله ی صورت بگیرد؟ 

شنیدن این جواب خیلی مرا آزار داد، تا اینکه روزی، یک مرد و زن مسلمانی  به من مراجعه کردند، زن ادعا می کرد؛ شوهرش نَفَقِه اَش را پرداخت نمی کند، وقتی از مرد خواستم پاسخ بدهد او گفت، من یک سال است که این زن را طلاق داده ام

    زن به محض شنیدن پاسخ شوهرش، با صدای بلند فریاد زد و گفت او دروغ مي گويد تا چند روز پیش با من معاشرت داشته است

من با دیدن این ماجرا، به یاد حرف آن کشیش مسیحی افتادم، که طلاق در مذهب مسلمانان قاعده ی خاصی ندارد، زیرا بنا بر مذهب ابوحنیفه، طلاق می تواند به صورت غیابی و بدون شاهد وبا اَلفاظِ صریح و کنایه اي و حتي مُعَلَّق نیز صورت بگیرد، از این رو با خود گفتم باید در اين باره تحقيق كنم و به كسي مراجعه كنم كه از خودم عالم تر نسبت به اين مساله ديني باشد؛ به همين جهت به محضر شیخ ابو زُهْرِه كه در دانشكده حقوق استاد من بود، شرفیاب شدم، و ازشرايط طلاق بر اساس مذهب ابوحنيفه، گلايه كردم، او به من گفت، اگر اختیار در دست من بود من بنا بر مذهب امام صادق علیه السلام فتوا می دادم و قضاوت می کردم.

بعد از ديدار ايشان به قرآن مراجعه كردم برايم آشكار شد كه بر اساس حكم الهي حتما طلاق باید بعد از پاكي و بدون معاشرت و در حضور دو شاهد عادل با واژگان صريح صورت بگیرد. گفتم: سبحان الله! چگونه اين آيات از ديدِ فقها پنهان مانده و با اين حال نظرياتي از خود به جاي گذاشته اند؟!

از این جا بود که تحقیق را به صورت جدي آغاز كردم و با خود گفتم بايد حق را پيدا كنم و از آن پيروي كنم. در اين بين به کتاب « المُخْتَصَرُ النَّافِع» نوشته علامه یِ حِلِّی برخورد نمودم و آن را خواندم و با فقه اهل بیت علیهم السلام آشنا شدم. مطالعه اين كتاب همزمان بود با قرائت فتواي شيخِ دانشگاهِ اَلْاَزْهَرْ شيخْ محمودْ شَلْتُوتْ ، كه فتوا داده بود پيروي از مذهب فقهي شيعه دوازده امامي شرعا جايز است. از آن زمان پيرو مذهب اهل بيت عليهم السلام گرديدم و مطالعاتم را در زمينه اعتقادات شيعه بيشتر نمودم و دريافتم كه تنها مذهب موافق قرآن، مذهب اهل بيت عليهم السلام مي باشد و مفسران واقعي قرآن وجود پاك آن بزرگواران مي باشد.

لینک دانلود کتاب با فرمت  PDF

 
 




Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها