2017 July 24 - دوشنبه 02 مرداد 1396
نگاهی به زندگانی و فضایل حضرت علی اکبر سلام الله علیه در منابع فریقین
کد مطلب: ١٠٩٧٧ تاریخ انتشار: ١٨ ارديبهشت ١٣٩٦ - ١٣:٥٠ تعداد بازدید: 432
مقالات » عمومي
نگاهی به زندگانی و فضایل حضرت علی اکبر سلام الله علیه در منابع فریقین

 

مقام صبر و يقين آن حضرت

درود و سلام بر ايشان در زيارت عاشوراء

حضرت علي اکبر سلام الله عليه، مصداق آيه تطهير

معاويه و اعتراف بر شايستگي حضرت علي اکبر سلام الله عليه براي خلافت

طلب انگور توسط حضرت علي اکبر عليه السلام و پاسخ امام حسين سلام الله عليه

علاقه شديد امام حسين عليه السلام به علي اکبر عليه السلام

شباهت حضرت علي اکبر عليه السلام به رسول خدا صلي الله عليه و آله

1.خَلق:

2.خُلق:

3.منطق:

اولين شهيد هاشمي

نفرين امام در حق کوفيان در جريان ميدان رفتن حضرت علي اکبر سلام الله عليه

رجز خواني حضرت علي اکبر سلام الله عليه در ميدان جنگ و شجاعت ايشان

بيان امامت اهل بيت عليهم السلام و بطلان امامت ديگران

مکان دفن حضرت علي اکبر سلام الله عليه

نگاهي به زندگاني و فضايل حضرت علي اکبر سلام الله عليه در منابع فریقین

وجود مقدس و مبارک حضرت علي اکبر سلام الله عليه در يازدهم شعبان به دنيا آمد. در سن آن بزرگوار چندين قول نقل شده است. برخي قائلند که ايشان سال 33 هجرى و يا طبق نقلي سال 35 و يا سال 41 هجري ديده به جهان گشودند. پدر بزرگوار آن حضرت، مولي الکونين؛ حضرت ابا عبد الله الحسين صلوات الله و سلامه عليه و مادر گرامي ايشان، ليلي نام داشت. اينکه حضرت علي اکبر سلام الله عليه ازدواج کرده بودند يا خير، مرحوم محدث قمي مي نويسد که از بعضي از روايات برداشت مي شود که ايشان صاحب همسر و فرزند بوده اند چنان چه می نویسد:

و باز از بعض روايات آشكار مي‌گردد كه علي اكبر را اهل و فرزند بود.

نفس المهموم في مصيبه سيدنا الحسين المظلوم، ص 333.

آنچه بر اين نظريه صحه مي گذارد، زيارتنامه اي است که از جانب امام صادق سلام الله عليه در زيات آن حضرت وارد شده است:

سلام الله وسلام ملائكته المقربين وأنبيائه المرسلين وعباده الصالحين ، عليك يا مولاي وابن مولاي ورحمة الله وبركاته ، صلى الله عليك وعلى عترتك وأهل بيتك وآبائك وأبنائك وأمهاتك الاخيار الابرار ، الذين أذهب الله عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا . السلام عليك يا ابن رسول الله وابن أمير المؤمنين وابن الحسين ابن علي ورحمة الله وبركاته ، لعن الله قاتلك ، ولعن الله من استخف بحقكم وقتلكم ، لعن الله من بقي منهم ومن مضى ، نفسي فداؤكم ولمضجعكم ، صلى الله عليكم وسلم تسليما . ثم ضع خدك على القبر وقل : صلى الله عليك يا أبا الحسن – ثلاثا.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه _متوفاى367ق_، كامل الزيارات، ص 416 ، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ.

درود خدا و فرشتگان مقرّب و انبياء فرستاده و بندگان صالح بر تو اى سرور من و فرزند سرور من، و رحمت و بركات خدا بر تو باد، رحمت فرستد خدا بر تو و بر دودمان و خاندان و پدران و فرزندان و مادران نيك و خوب تو، آنان كه خداوند رجس و آلودگى را از ايشان بركنار داشت و پاكشان نمود پاك نمودنى، درود بر تو اى فرزند رسول خدا و فرزند امير المؤمنين و فرزند حسين بن على، و رحمت خدا و بركاتش بر تو باد، خدا لعنت كند كشنده تو را، و خدا لعنت كند كسى كه حق شما و كشتن شما را سبك شمرد، خدا لعنت كند باقى مانده و گذشتگان ايشان را، جانم فداى شما و فداى قبر شما باد، رحمت خدا و درود فراوانش بر شما باد. سپس صورت بر قبر بگذار و بگو:خدا تو را رحمت كند اى ابا الحسن (سه مرتبه).

 با دقت در اين متن، در مي يابيم که سلام بر عترت و اهل بيت ايشان مي تواند قرينه اي بر اصل ازدواج و فرزندان ايشان باشد. همچنين در اين زيارت کنيه آن حضرت را اباالحسن ذکر کرده است، و استفاده مي شود که اولاد آن بزرگوار چند عدد بوده چون لفظ «ابناء» جمع است.

همچنين روايتي که از امام رضا سلام الله عليه با سند معتبر وارد شده است، تصريح در اين دارد که حضرت علي اکبر سلام الله عليه حد اقل با يک کنيزي ازدواج کرده بودند:

علي بن ابراهيم عن ابيه عن احمد بن محمد بن ابي نصر بزنطي عن ابي الحسن الرضا(عليه السلام) قال سئلته عن الرجل، يتزوج المرأة و يتزوج ام ولد ابيها فقال لا باس يذالك فقلت له بلغنا عن ابيك ان علي بن الحسين(عليه السلام) تزوج ابنة حسن بن علي و ام ولد الحسن و ذالك ان رجلا من اصحابنا سالني ان اسالك عنها، فقال ليس هكذا انما تزوج علي بن الحسين(عليه السلام)ابنة الحسن و ام ولد لعلي بن الحسين المقتول عندكم.

الحميري القمي، عبد الله بن جعفر (متوفاي 304ق)، قرب الاسناد، ص 370 ، تحقيق : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، ناشر : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ، چاپخانه : مهر - قم، چاپ : الأولى، سال چاپ : 1413 هـ .

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الكافي، ج 5 ص 361 ، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

بزنطي مي گويد: از حضرت امام رضا عليه السلام راجع به مردي كه با زني ازدواج نموده و ام ولد [کنیز] پدر آن زن را نيز به عقد و ازدواج در آورده سؤال كردم، امام عليه السلام فرمود اشكالي ندارد. سپس مي گويد كه به آقا امام رضا عليه السلام عرض كردم كه برايمان از پدر بزرگوارت نقل شده كه فرمودند امام سجاد عليه السلام با دختر امام حسن و ام ولد امام حسن عليه السلام ازدواج كرده اند و اين مسئله را يكي از دوستانمان از من سؤال كرده تا از شما بپرسم (كه آيا چنين چيزي بوده يا نه؟) امام رضا عليه السلام در جواب فرمودند: اين گونه نيست، بلكه كسي كه با دختر حسن عليه السلام ازدواج كرد امام سجاد عليه السلام بوده و آنكه با ام ولد امام حسن علیه السلام ازدواج كرد همان علي اكبر عليه السلام مقتول و شهيدي است كه شما مي شناسيد.

شجاعت، فراست، صبر، شباهت ايشان به رسول خدا صلي الله عليه و آله از جمله ويژگيهاي خاص حضرت علي اکبر سلام الله عليه مي باشد که در اين نوشته به نحو گذرا اشاره اي خواهيم داشت.

مقام صبر و يقين آن حضرت

پس از آنکه کاروان حسيني به سمت کربلا در حرکت بود، پس از عبور از منزلگاه ذو حسم، بيضه و عذيب الهجانات، به منطقه بني مقاتل رسيدند.

عقبة بن سمعان نقل مي کند پس از اينکه مسيري را طي کرديم، وجود مقدس ابا عبدالله الحسين عليه السلام به خواب رفته و سپس از خواب بيدار شدند و فرمودند: انالله و انا اليه راجعون.

فتال نيشابوري تفصيل قضيه را چنين مي نقل مي کند:

وهو يقول إنا لله وإنا إليه راجعون والحمد لله رب العالمين ففعل ذلك مرتين أو ثلاثا فأقبل إليه ابنه علي بن الحسين عليهما السلام ، فقال : مم حمدت الله واسترجعت فقال : يا بنى انى خفقت خفقة فعن لي فارس على فرس وهو يقول : القوم يسيرون والمنايا تسير إليهم فعلمت انها أنفسنا نعيت الينا فقال له ابنه : يا أبة لا أراك الله سوءا ألسنا على الحق ؟ قال : بلى والذي إليه المرجع والمعاد ، قال : فإذا لا نبالي ان نموت محقين فقال له الحسين " عليه السلام " جزاك الله من ولد خير ما جزى ولدا عن والد.

النيسابوري ، ابو علي محمد بن الفتال (الشهيد 508هـ) ، روضة الواعظين، ص 180 ، تحقيق: السيد محمد مهدى السيد حسن الخرسان، ناشر: منشورات الرضي ـ قم.

امام حسين سلام الله عليه دو يا سه بار آيه « إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏ » و حمد خداوند را بر زبان آورد. فرزند ايشان حضرت على اكبر عليه السلام رو به پدر كرد و گفت: چرا استرجاع [قرائت آيه إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ] و ستايش الهي بر زبان جاري ساختيد؟ فرمود: پسرم! لحظه‏اى به خواب رفتم. در خواب سوارى ديدم كه مى‏گفت: اين قوم مى‏روند و مرگها به سوى ايشان حركت مى‏كند و دانستم كه اين خبر كشته شدن ماست كه داده مى‏شود. على گفت: پدر جان! - خداوند به تو هيچ بدى نشان ندهد [كنايه از دعاي خير]-. مگر ما بر حق نيستيم؟ فرمود: آرى سوگند به كسى كه بازگشت همه به سوى اوست، ما بر حق هستيم. على گفت: در اين صورت از كشته شدن در را حق باكي نداريم؛ امام حسين فرمودند: پسرم! خداوند بهترين پاداشى را كه ممكن است به خاطر پدرى به پسرش، داده شود ارزانى تو فرمايد.

درود و سلام بر ايشان در زيارت عاشوراء

يکي از بخشهاي زيارت شريفه عاشورا، «السلام علي الحسين وعلي علي بن الحسين» مي باشد که بي شک مقصود از «علي بن الحسين»، وجود نازنين حضرت علي اکبر سلام الله عليه مي باشد چنان چه مرحوم طهراني چنين مي نويسد:

( وعلى علي بن الحسين ) و سلام بر علي اكبر باد. علي بن الحسين اسم سه نفر از أولاد سيد الشهداء عليه السلام است يكى حضرت سيد الساجدين سلام الله عليه ، و ديگرى علي اكبر ، و سوم علي رضيع كه به روايتى عبد الله رضيع نام داشت و معروف به على اصغر است ، و مراد در اين فقره علي اكبر شهيد در كربلاست ، چه اين زيارت را اختصاصى تمام بقتلاى طف و شهداى ركاب سعادت نصاب است ، و احتمال اراده سيد الساجدين بغايت بعيد است .

الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني، ، شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) ج 2 ص 345، تحقيق : تحقيق و پاورقي : السيد علي الموحد الأبطحي، چاپ  سوم، سال چاپ : 1409 چاپخانه : سيد الشهداء (ع) - قم – ايران.

فاضل مازندراني رحمه الله نيز نيز در شرح زيارت عاشورا مي‌نويسد:

شرح « وَعَلَى عَلِيِّ بْنِ الحُسَيْنِ » ] قولهُ ( عليه السلام ) ( وَعَلَى عَلِيِّ بْنِ الحُسَيْنِ ) لَا رَيبَ انَّ المُراد بِه ( عَليّ بن الحُسين الشَّهيد ) ، لَا الامام زَين العَابدين لانَّ هذِهِ الزِّيارة لخصُوصِ الشُّهداء.

- الفاضل المازندراني - ص 148، شرح زيارة عاشوراء، تحقيق : السيّد حسن الموسوي الدُّرَازي، چاپ : الأولى،  سال چاپ : 1430 - 2009 م ، چاپخانه : وفا ، ناشر : دار الصديقة الشهيدة عليها السلام.

شکي نيست که مراد از ( علي علي بن الحسين)، علي اکبر شهيد مي‌باشد نه امام سجاد عليه السلام؛ زيرا اين زيارت در خصوص شهداي كربلا مي‌باشد.

در زيارت عاشوراي غير معروفه نیز اينگونه سلام آمده:

السلام على الحسين بن علي الشهيد ، السلام على علي بن الحسين الشهيد.

واژه شهيد بعد از نام حضرت علي بن الحسين سلام الله علیهما آمده كه با توجه به اينكه زيارت عاشورا مربوط به شهداي كربلا است، اين احتمال تقويت مي يابد كه مقصود حضرت علي اكبر عليه السلام است.

حضرت علي اکبر سلام الله عليه، مصداق آيه تطهير

يکي از مطالبي که در تراث ادعيه شيعي وارد شده است، آن است که وجود مقدس حضرت علي اکبر صلوات الله عليه مصداق آيه تطهير مي باشد.

با جستجو و دقت نظر در زيارت نامه هاي مأثوري که پيرامون آن حضرت وارد شده است، به اين مساله به روشني اشاره شده است.

مرحوم ابن قولویه رضوان الله تعالی علیه از قول امام صادق صلوات الله علیه در باب زیارت حضرت علی اکبر سلام الله علیه چنین می نویسد:

سلام الله وسلام ملائكته المقربين وأنبيائه المرسلين وعباده الصالحين ، عليك يا مولاي وابن مولاي ورحمة الله وبركاته ، صلى الله عليك وعلى عترتك وأهل بيتك وآبائك وأبنائك وأمهاتك الاخيار الابرار ، الذين أذهب الله عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا . السلام عليك يا ابن رسول الله وابن أمير المؤمنين وابن الحسين ابن علي ورحمة الله وبركاته ، لعن الله قاتلك ، ولعن الله من استخف بحقكم وقتلكم ، لعن الله من بقي منهم ومن مضى ، نفسي فداؤكم ولمضجعكم ، صلى الله عليكم وسلم تسليما . ثم ضع خدك على القبر وقل : صلى الله عليك يا أبا الحسن – ثلاثا.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه _متوفاى367ق_، كامل الزيارات، ص 416 ، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ.

درود خدا و فرشتگان مقرّب و انبياء فرستاده و بندگان صالح بر تو اى سرور من و فرزند سرور من، و رحمت و بركات خدا بر تو باد، رحمت فرستد خدا بر تو و بر دودمان و خاندان و پدران و فرزندان و مادران نيك و خوب تو، آنان كه خداوند رجس و آلودگى را از ايشان بركنار داشت و پاكشان نمود پاك نمودنى، درود بر تو اى فرزند رسول خدا و فرزند امير المؤمنين و فرزند حسين بن على، و رحمت خدا و بركاتش بر تو باد، خدا لعنت كند كشنده تو را، و خدا لعنت كند كسى كه حق شما و كشتن شما را سبك شمرد، خدا لعنت كند باقى مانده و گذشتگان ايشان را، جانم فداى شما و فداى قبر شما باد، رحمت خدا و درود فراوانش بر شما باد. سپس صورت بر قبر بگذار و بگو:خدا تو را رحمت كند اى ابا الحسن (سه مرتبه).

شهيد اول رضوان الله تعالي عليه نیز چنين مي نويسد:

ثم امض إلى ضريح علي بن الحسين عليهما السلام وقف عليه وقل السلام عليك أيها الصديق الطيب الزكي الحبيب المقرب وابن ريحانة رسول الله السلام عليك من شهيد محتسب ورحمة الله وبركاته ما أكرم مقامك وأشرف منقلبك اشهد لقد شكر الله سعيك واجزل ثوابك وألحقك بالذروة العالية حيث الشرف كل الشرف وفى الغرف ( السامية ) خ كما من عليك من قبل وجعلك من أهل البيت الذين اذهب الله عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا صلوات الله عليك ورحمة الله ورضوانه فاشفع أيها السيد الطاهر إلى ربك في حط الأثقال عن ظهري وتخفيفها عني وارحم ذلي وخضوعي لك وللسيد أبيك صلى الله عليكما.

شهيد اول، محمد بن مكى، المزار في كيفية زيارات النبيّ و الأئمة عليهم السلام، (للشهيد الأوّل)، ص146، مدرسه امام مهدى عليه السلام - قم، چاپ: اول، 1410 ق.

سپس به نزد ضريح علي بن الحسين عليهما السلام برو، بايست و بگو: سلام بر تو اى صديق پاک و پاکيزه، محبوب و مقرب، و فرزند گل معطر رسول‏ خدا، سلام بر تو از آن‏رو که شهيدى و عامل در راه خدا، و رحمت و برکات خدا بر تو باد، چه گرامى است مقاومت‏ و چه باشرافت است بازگشتگاهت،گواهى ميدهم که خدا از کوششت قدردانى نمود، و پاداشت را شايان ساخت، و به مرتبه‏اى بس بلند ملحقت نمود، جايى که شرف است، همه شرف، و در غرفه‏هاى بلند چنان‏که از پيش بر تو منت نهاد، و تو را از اهل‏ بيتى قرار داد،که خدا، پليدى را از آنها دور ساخت و پاکشان نمود، پاک ساختنى کامل، درود و رحمت‏ و برکات و خشنودى خدا بر تو باد،به سوى پروردگارت، اى آقاى پاک شفيع شو،در فرو ريختن گناهان از پرونده‏ام، و سبک شدن آنها از من، رحم کن به خوارى و فروتنيام در برابرت، و در برابر سرور پدرت، درود خدا بر شما هر دو باد.

و در زيارتي ديگر در شأن آن حضرت، چنين آمده است:

ثم تحول إلى عند رجلي الحسين فقف على علي بن الحسين ع و قل السلام عليك‏ أيها الصديق‏ الطيب‏ الطاهر و الزكي الحبيب المقرب و ابن ريحانة رسول الله ص السلام عليك من شهيد محتسب و رحمة الله و بركاته ما أكرم مقامك و أشرف منقلبك أشهد لقد شكر الله سعيك و أجزل ثوابك و ألحقك بالذروة العالية حيث الشرف كل الشرف في الغرف السامية في الجنة فوق الغرف كما من عليك من قبل و جعلك من أهل البيت الذين أذهب الله عنهم الرجس و طهرکم تطهيرا و الله ما ضرك القوم بما نالوا منك و من أبيك الطاهر صلوات الله عليكما و لا ثلموا منزلتكما من البيت المقدس و لا وهنتما بما أصابكما في سبيل الله و لا ملتما إلى العيش في الدنيا و لا تكرهتما مباشرة  المنايا إذ كنتما قد رأيتما منازلكما في الجنة قبل أن تصيرا إليها فاخترتماها قبل أن تنتقلا إليها فسررتم و سررتم فهنيئا لكم يا بني عبد المطلب التمسك من النبي ص بالسيد السابق حمزة بن عبد المطلب و قدمتما عليه و قد ألحقتما بأوثق عروة و أقوى سبب صلى الله عليك أيها الصديق الشهيد المكرم و السيد المقدم الذي عاش سعيدا و مات شهيدا و ذهب فقيدا فلم تتمتع من الدنيا إلا بالعمل الصالح و لم تتشاغل إلا بالمتجر الرابح أشهد أنك من الفرحين‏ بما آتاهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم ألا خوف عليهم و لا هم يحزنون‏ و تلك منزلة كل شهيد فكيف منزلة الحبيب إلى الله القريب إلى رسول الله ص زادك الله من فضله في كل لفظة و لحظة و سكون و حركة مزيدا يغبط و يسعد أهل عليين به يا كريم النفس يا كريم الأب يا كريم الجد إلى أن يتناهى رفعكم الله من أن يقال رحمكم الله و افتقر إلى ذلك غيركم من كل من خلق الله‏

... فاشفع لى ايّها السيّدالطاهر الى ربّك فى حطّ الاثقال عن ظهرى و تخفيفها عنّى و ارحم ذلّى و خضوعى لك وللسيّد ابيك صلّى اللَّه عليكما.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)، ج‏98 ؛ ص242دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

شهيد اول، محمد بن مكى، المزار في كيفية زيارات النبيّ و الأئمة عليهم السلام، (للشهيد الأوّل)، ص147، مدرسه امام مهدى عليه السلام - قم، چاپ: اول، 1410 ق.

سلام بر تو اى راستگوى مطّهر و پاك محبوب، مقرّب خدا و فرزانه ريحانه‏ى رسول خداصلى الله عليه وآله. سلام بر تو اى شهيد با اخلاص، رحمت و بركات الهى شامل حالت باد، چه مقام ارجمندى دارى و به چه‏منزلت والايى نائل شدى، گواهى مى‏دهم كه خداوند سعى تو را سپاس نهاد، ثوابى جزيل به تو ارزانى داشت، تو را به شأنى متعالى و مقامى سراسر فضل و شرف رساند و در بهترين و بالاترين غرفه‏هاى جنّت مكانت داد. همانگونه كه قبلاً بر تو منت نهاد و تو را از خاندان رسالت قرار داد كه خداوند هر گونه پليدى را از آنان دور نموده است و پاك و مطهرشان ساخته است. ... خداوند در هر سخن و سكون و نگاهت از فضل خود عنايتى وافر به تو بدهد كه ساكنان حرم قدس بر آن غبطه خورند و ساكنان بارگاه ملكوتى در پرتو آن به سعادت رسند.

اى كسى كه پدر و جد او كريم و بزرگوار بوده است...

... اى سيد نيكو سرشت نزد خدايت مرا شفاعت كن كه اين بار سنگين اعمال تباه را از پشتم بردارد تا سبك شوم، به ناتوانيم رحم كن و به عجزم در برابر تو و پدرت - كه درود خداوند بر شما باد - توجهى‏كن.

معاويه و اعتراف بر شايستگي حضرت علي اکبر سلام الله عليه براي خلافت

معاويه که از دشمنان سرسخت اهل بيت عليهم السلام مي‌باشد، در خصوص لياقت و شايستگي حضرت علي اکبر عليه السلام براي خلافت و حکومت چنين اعتراف مي‌کند:

وإياه عني معاوية في الخبر الذي حدثني به محمد بن محمد بن سليمان، قال: حدثنا يوسف بن موسى القطان، قال: حدثنا جرير، عن مغيرة، قال: قال معاوية: من أحق الناس بهذا الأمر؟ قالوا: أنت، قال: لا، أولى الناس بهذا الأمر علي بن الحسين بن علي، جده رسول الله صلى الله عليه وسلم، وفيه شجاعة بني هاشم، وسخاء بني أمية، وزهو ثقيف.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاى356هـ) ، مقاتل الطالبيين ، ج 1 ص 22 طبق نرم افزار الجامع الكبير.

ابوالفرج اصفهاني با سند معتبر از مغيره نقل مي كند:

روزي معاويه بن ابي سفيان به اطرافيان خود گفت: به نظر شما سزاوارترين و شايسته ترين فرد امت به امر خلافت كيست؟ اطرافيان گفتند: جز تو كسي را سزاوارتر به امر خلافت نمي شناسيم! معاويه گفت: اين چنين نيست. شايسته ترين فرد براي امر حکومت علي اکبر فرزند حسين بن علي [عليهم‏السلام]  است که جدش رسول خدا صلي الله عليه [وآله] وسلم است و شجاعت بني هاشم سخاوت بني اميه و زيبايي قبيله ثقيف را در خود جمع کرده است.

بررسي سند روايت

محمد بن سليمان

وي محمد بن محمد بن سليمان باغندي است همچنانکه ابوالفرج در جاي ديگر از کتاب خود روايتي را چنين از او نقل مي‌کند:

محمد بن محمد بن سليمان الباغندي. قال: سمعت

مقاتل الطالبيين، ج 1  ص 101

هر چند برخي او را به تدليس متهم کرده‌اند اما بزرگان اهل سنت او را ثقه دانسته و  روايت و را قبول مي‌کنند.

ذهبي درباره او مي‌ نويسد:

محمد بن محمد بن سليمان بن الحارث الإمام الحافظ الكبير محدث العراق أبو بكر ابن المحدث أبي بكر الأزدي الواسطي الباغندي أحد أئمة هذا الشأن ببغداد.

محمد بن محمد امام و حافظ کبير و محدث عراق بود وي يكي از بزرگان علم حديث در بغداد است.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج14 ص383 تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت ، الطبعة : التاسعة ، 1413هـ .

ابن حجر مي ‌نويسد:

محمد بن محمد بن سليمان الباغندي الحافظ البغدادي أبو بكر مشهور بالتدليس مع الصدق والأمانة.

محمد بن محمد در عين حال که مشهور به تدليس بود، راستگو و امانتدار بود.

العسقلاني الشافعي ، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل ، طبقات المدلسين، ج1 ص44، دار النشر : مكتبة المنار - عمان - 1403 - 1983 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. عاصم بن عبدالله القريوتي.

خطيب بغدادي همچنين مي‌ نويسد:

وذكر عنده أبو بكر محمد بن محمد بن سليمان بن الحارث الباغندي فقال ثقة كثير الحديث  ....ورأيت كافة شيوخنا يحتجون بحديثه ويخرجونه في الصحيح.

نزد ابن ابي خثيمه از  ابوبکر باغندي ياد شد او گفت محمد بن محمد ثقه و داراي روايات فراوان است ..من ديدم همه بزرگان ما به روايت او احتجاج کرده و در صحيح مي‌آورند.

البغدادي، ابوبكر أحمد بن علي بن ثابت الخطيب (متوفاى463هـ)، تاريخ بغداد، ج3 ص213ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت.

ذهبي نيز از مظفر نقل مي‌کند او ثقه است:

فذاكرني بن المظفر فقال الباغندي ثقة امام لا ينكر منه الا التدليس والأئمة دلسوا.

باغندي مورد اعتماد و امام است از او منکري ديده نشده مگر تدليس که علماي بزرگ نيز تدليس مي‌کردند

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى852 هـ)، لسان الميزان، ج 5   ص 361، تحقيق: دائرة المعرف النظامية - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1406هـ – 1986م.

البته حاکم نيشابوري روايات او را صحيح مي‌داند:

حدثنا أبو علي الحسين بن علي الحافظ حدثنا محمد بن محمد بن سليمان حدثنا عبد الوهاب بن نجدة الحوطي .....هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه.

الحاكم النيسابوري،  ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج 2   ص 88  تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

يوسف بن موسي

وي از روات بخاري و ثقه مي‌باشد ابن حجر درباره او مي‌نويسد:

يوسف بن موسى بن راشد القطان أبو يعقوب الكوفي نزيل الري ثم بغداد صدوق.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقريب التهذيب، ج1 ص612، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

ابو يعقوب يوسف بن موسى بن راشد قطان اهل كوفه بود وي مدتي در ري و بعد از آن در بغداد زندگي مي كرد، او فردي راستگو است.

ابي حاتم نيز او را صادق دانسته است:

عبد الرحمن قال سألت أبى عنه فقال هو صدوق.

از پدرم درباره يوسف پرسيدم گفت او راستگو است.

ابن أبي حاتم الرازي التميمي، ابومحمد عبد الرحمن بن أبي حاتم محمد بن إدريس (متوفاى 327هـ)، الجرح والتعديل، الجرح والتعديل ج 9 ص 231  ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الأولى، 1271هـ ـ 1952م.

خطيب بغدادي نيز مي‌نويسد:

وقد وصف غير واحد من الأئمة يوسف بن موسى بالثقة واحتج به البخاري في صحيحه.

عده‌ زيادي از بزرگان يوسف را توثيق کرده و بخاري در صحيح خود به روايت او احتجاج کرده است.

البغدادي، ابوبكر أحمد بن علي بن ثابت الخطيب (متوفاى463هـ)، تاريخ بغداد، ج14 ص304ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت.

ابن حبان نيز او را در الثقات آورده است.

التميمي البستي، ابوحاتم محمد بن حبان بن أحمد (متوفاى354 هـ)، الثقات، ج9 ص282  تحقيق السيد شرف الدين أحمد، ناشر: دار الفكر، الطبعة: الأولى، 1395هـ – 1975م.

جرير

نام وي جرير بن عبد الحميد مي‌باشد که از راويات صحيح بخاري و مسلم و فردي مورد وثوق است

عجلي درباره او مي‌ نويسد:

جرير بن عبد الحميد الضبي كوفى ثقة.

أبي الحسن العجلي، أبي الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى 261هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحديث ومن الضعفاء وذكر مذاهبهم وأخبارهم، ج1 ص267 تحقيق: عبد العليم عبد العظيم البستوي، ناشر: مكتبة الدار - المدينة المنورة - السعودية، الطبعة: الأولى، 1405 – 1985م.

ابن حجر نيز از ابو احمد حاکم چنين نقل مي‌کند:

وقال أبو أحمد الحاكم هو عندهم ثقة.

حاکم گويد جرير نزد بزرگاني ثقه است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تهذيب التهذيب، ج 2 ص 65 ، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1404 - 1984 م.

ذهبي نيز نقل کرده است:

قال ابن سعد كان ثقة كثير العلم.

ابن سعد گويد او ثقه و داراي علم فراوان بود.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 9 ص 11، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت ، الطبعة : التاسعة ، 1413هـ .

مغيره بن مقسم

وي نيز از روات صحيح بخاري و مسلم است که علماي علم رجال اهل سنت او را فردي مورد اطمينان مي­دانند.

ذهبي درباره او مي ‌نويسد:

مغيرة ( ع ) مغيرة بن مقسم الامام العلامة الثقة أبو هشام الضبي مولاهم.

مغيره امام، علامه و فردي مورد اعتماد است.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج6 ص10 ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت ، الطبعة : التاسعة ، 1413هـ .

عجلي نيز مي‌ نويسد:

مغيرة بن مقسم الضبي وكان ضرير البصر كوفى ثقة.

أبي الحسن العجلي، أبي الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى 261هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحديث ومن الضعفاء وذكر مذاهبهم وأخبارهم، ج2 ص293، تحقيق: عبد العليم عبد العظيم البستوي، ناشر: مكتبة الدار - المدينة المنورة - السعودية، الطبعة: الأولى، 1405 – 1985م.

ابن سعد نيز مي‌ نويسد:

مغيرة بن مقسم الضبي مولى لهم ويكنى أبا هشام وكان مكفوفا توفي سنة ست وثلاثين ومائة وكان ثقة كثير الحديث.

مغيره ثقه و داراي روايات فراوان است.

الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري (متوفاى230هـ)، الطبقات الكبرى، ج6 ص337 ناشر: دار صادر - بيروت.

بنابراين طبق اين روايت معتبر، معاويه که دشمن اهل بيت است، اعتراف مي‌کند که تنهاترين فردي که شايستگي خلافت و حکومت بر مردم را دارد، حضرت علي اکبر عليه السلام است.

طلب انگور توسط حضرت علي اکبر عليه السلام و پاسخ امام حسين سلام الله عليه

طبري نقل مي‌کند که حضرت علي اکبر عليه السلام، زماني كه فصل انگور نبود، از پدر بزرگوارش درخواست انگور كرد، امام حسين عليه السلام نيز با معجزه از ديوار انگور بيرون آوردند:

شهدت الحسين بن علي (عليهما السلام) و قد اشتهى عليه ابنه علي الأكبر عنبا في غير أوانه، فضرب يده إلى سارية المسجد فأخرج‏ له‏ عنبا و موزا فأطعمه، و قال: ما عند الله لأوليائه أكثر.

طبرى آملى صغير، محمد بن جرير بن رستم، دلائل الإمامة (ط - الحديثة)، ص183، بعثت، ايران؛ قم، چاپ: اول، 1413ق.

علي اکبر عليه السلام از پدر بزرگوارش انگور طلب کرد. ناگاه امام حسين عليه السلام با دست به کناره ديوار مسجد زد که انگور و موز از آن خارج شد. پس فرزند خود را از آن خورانيده و فرمودند: اولياي الهي سهم شان بيش از اين است.

علاقه شديد امام حسين عليه السلام به علي اکبر عليه السلام

در منابع  شيعه و سني آمده است زماني که امام حسين عليه السلام كه از شهادت فرزندش با خبر شد از خيمه بيرون آمده و به کنار بالين جوان خود رفت و همچنان كه مى‏گريست و اشك اندوه مي‌ريخت و مي‌فرمود:

قال قتل الله قوما قتلوك يا بني ما أجرأهم على الرحمن و و على انتهاك حرمة الرسول و انهملت عيناه بالدموع ثم قال على الدنيا بعدك‏ العفاء.

مفيد، محمد بن محمد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏2 ؛ ص106، كنگره شيخ مفيد - قم، چاپ: اول، 1413 ق.

ابن طاووس، على بن موسى - فهرى زنجانى، احمد، اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى ؛ النص ؛ ص114جهان - تهران، چاپ: اول، 1348ش.

امام فرمود: خدا بكشدكشندگان تو را چقدر اين مردم بر خدا جرى شدند و چگونه پرده احترام رسول خدا را دريدند در حالي که اشک از چشمانش جاري بود، فرمود: پس از شهادت تو خاك بر سر دنيا.

در منابع اهل تسنن نيز به اين سخن حضرت اشاره شده است.

رک: البداية والنهاية ج8 ، ص185، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت؛ تاريخ الطبري، ج 3 ، ص 331، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت؛ المنتظم في تاريخ الملوك والأمم، ج 5 ، ص 340 ناشر: دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولى؛ لكامل في التاريخ ج3 ،ص429، تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ. و... .

 امام حسين عليه السلام با اين سخن شدت علاقه و اشتياق خود به فرزندش را ابراز مي‌کند يعني شهادت حضرت علي اکبر عليه السلام و رفتن او از اين دنيا آنقدر براي امام سخت است که امام زندگي در اين دنيا بدون علي اکبر عليه السلام را بي‌ارزش و بي‌مقدار مي‌داند و نکته دوم اين است که حرمت و احترام حضرت علي اکبر عليه السلام حرمت پيامبر صلي الله عليه و آله است و باحرمت شکني به علي اکبر عليه السلام حرمت پيامبر صلي الله عليه وآله شکسته شد.

شباهت حضرت علي اکبر عليه السلام به رسول خدا صلي الله عليه و آله

يکي از ويژگي هاي حضرت علي اکبر سلام الله عليه، شباهت ايشان به رسول خدا صلي الله عليه و آله مي باشد چنان چه در هنگام ميدان رفتن ايشان، وجود نازنين سيدالشهداء سلام الله عليه فرمودند:

اللهم أشهد فقد برز إليهم غلام أشبه الناس خلقا وخلقا ومنطقا برسولك صلى الله عليه وآله وسلم وكنا إذا اشتقنا إلى نبيك نظرنا إليه.

اللهوف في قتلى الطفوف - السيد ابن طاووس - ص 67

خدايا گواه باش، جوانى كه در صورت و سيرت، ظاهر و باطن و گفتار شبيه‏ترين مردم به رسولت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بود، و هر گاه مشتاق ديدار پيامبرت مى‏شديم به اين جوان نگاه مى‏كرديم، براى جنگيدن با اين مردم رهسپار شد.

ابن اعثم کوفی نیز مشابه همین متن را نقل می کند:

ابن اعثم، أحمد بن أعثم الكوفي (وفات : 314 )، الفتوح ج 5 ص 114، تحقيق : علي شيري ( ماجستر في التاريخ الإسلامي )، چاپ: الأولى، سال چاپ : 1411، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع.

با دقت در اين کلام حضرت، در ميابيم که حضرت علي اکبر سلام الله عليه در سه ويژگي شبيه رسول خدا صلي الله عليه و آله بوده اند:

1.خَلق

2.خُلق

3.منطق

حال به نحو مجمل به اين سه ويژگي مي پردازيم.

1.خَلق:

شکي نيست که رسول خدا صلي الله عليه و آله از حيث جمال و زيبايي، بهترين فرد جامعه بوده است و زيبا ترين حسن جمال از آنِ ايشان بوده است.

مرحوم طبرسي رضوان الله تعالي عليه در معرفي رسول خدا از قول هند بن ابي هاله چنين مي نويسد:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ فَخْماً مُفَخَّماً يَتَلَأْلَأُ وَجْهُهُ تَلَأْلُؤَ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ أَطْوَلَ مِنَ الْمَرْبُوعِ وَ أَقْصَرَ مِنَ الْمُشَذَّبِ‏ عَظِيمَ الْهَامَةِ رَجِلَ الشَّعْرِ إِذَا انْفَرَقَتْ عَقِيقَتُهُ‏ فَرَقَ‏ وَ إِلَّا فَلَا يُجَاوِزُ شَعْرُهُ شَحْمَةَ أُذُنَيْهِ إِذَا هُوَ وَفَّرَهُ أَزْهَرَ اللَّوْنِ وَاسِعَ الْجَبِينِ‏ أَزَجَّ الْحَاجِبَيْنِ سَوَابِغَ فِي غَيْرِ قَرَنٍ بَيْنَهُمَا عِرْقٌ يُدِرُّهُ الْغَضَبُ‏ أَقْنَى الْعِرْنِينِ لَهُ نُورٌ يَعْلُوهُ يَحْسَبُهُ مَنْ لَمْ يَتَأَمَّلْهُ أَشَمَ‏ كَثَّ اللِّحْيَةِ سَهْلَ الْخَدَّيْنِ ضَلِيعَ الْفَمِ أَشْنَبَ مُفَلَّجَ الْأَسْنَان.‏

الشيخ الطبرسي، (متوفاي 548 هـ) مكارم الأخلاق، ص 12، منشورات الشريف الرضي، الطبعة: السادسة، 1392 - 1972 م.

پيامبر صلي الله عليه و آله بسيار بزرگوار و با شخصيت بود، چهره‏اش چون ماه شب چهاردهم مي درخشيد، قامتى معتدل و سرى بزرگ و مويهايى نه چندان مجعد داشت كه گاه در پشت سر جمع مى‏نمود، و گاه فرو مى‏هشت كه از نرمه گوش تجاوز نميكرد. رنگ رخسارش روشن و شاداب و پيشانيش گشاده و بلند بود، ابروانى كمانى و ظريف و پيوسته داشت، در بين دو ابروى او رگى بود كه بهنگام غضب برانگيخته مى‏شد، بينى‏اش كمى محدب و برگشته بود و درخششى خاص داشت كه در نگاه اول بلند و بر آمده بنظر مى‏رسيد، ريشى انبوه داشت و گونه‏اى صاف، چشمانش سياه و دهانش فراخ بود، دندانهايش سپيد و زيبا و از هم گشاده بود.

ابن حجر عسقلانی در کتاب فتح الباری از قول ابوهریره پیرامون زیبایی رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌نویسد:

ولأحمد وبن سعد وبن حبان عن أبي هريرة ما رأيت شيئا أحسن من رسول الله صلى الله عليه وسلم كأن الشمس تجري في جبهته.

ابوهریره می‌گوید: کسی بهتر و زیباتر از رسول الله صلی الله علیه و آله نديدم گویا خورشید در صورت مبارکش نمایان بود.

عن أبي إسحاق السبيعي عن امرأة من همدان قالت حججت مع رسول الله صلى الله عليه وسلم فقلت لها شبهيه قالت كالقمر ليلة البدر لم أر قبله ولا بعده مثله وفي حديث الربيع بنت مسعوذ لو رأيته لرأيت الشمس طالعة أخرجه الطبراني والدارمی.

ابواسحاق می‌گوید: از زنی که در حج حضرت را دیده بود خواستم چهره حضرت را برای من توصیف کن، آن زن گفت: چهره پیامبر صلی الله علیه وآله همانند ماه شب چهارده بود و کسی را همانند او قبل و بعد از آن ندیده‌ام و در روایت ربیع دختر مسعود آمده است: کسی که پیامبر صلی الله علیه وآله را ببیند گویا خورشید درخشان را دیده است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري ج6 ،ص573، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

و ابن کثیر در باب مقایسه زیبائی حضرت یوسف و زیبائی حضرت نبی مکرم صلی الله علیه و آله می‌نویسد:

وذكر في مقابلة حسن يوسف عليه السلام ما ذكر من جمال رسول الله ومهابته وحلاوته شكلا ونفعا وهديا ودلا ويمنا كما تقدم في شمائله من الأحاديث الدالة على ذلك كما قالت الربيع بنت مسعود لو رأيته لرأيت الشمس طالعة.

در باب مقایسه با زیبائی حضرت یوسف علیه السلام ، رواياتي پيرامون جمال و زیبائی پیامبر صلی الله علیه وآله و هیبت و زیباروئی و نفع و هدایت و برکت حضرتش، ذكر شد همانگونه که در اوصاف ظاهری حضرت روایاتی که دلالت بر این زیبائی می‌کند، بيان شد مانند روایت ربیع دختر مسعود كه در آن آمده است: کسی که پیامبر صلی الله علیه وآله را ببیند گویا خورشید درخشان را دیده است.

ابن كثير الدمشقي،  ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاى774هـ)، البداية والنهاية ج6 ،ص273، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.

 2.خُلق:

خداوند متعال در قرآن کريم، رسول مهر و رحمت را چنين معرفي مي کند:

وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ.

سوره قلم آيه 4

و به راستي تو اخلاق عظيم و برجسته‏اي داري.

مرحوم علامه طباطبايي در ذيل اين آيه چنين مي نويسند:

و الآية و إن كانت في نفسها تمدح حسن خلقه (ص) و تعظمه غير أنها بالنظر إلى خصوص السياق ناظرة إلى أخلاقه الجميلة الاجتماعية المتعلقة بالمعاشرة كالثبات على الحق و الصبر على أذى الناس و جفاء أجلافهم و العفو و الإغماض و سعة البذل و الرفق و المداراة و التواضع و غير ذلك.

طباطبايى، سيد محمد حسين‏ (متوفاى1412هـ)، الميزان فى تفسير القرآن‏، ج 19 ص 369 ، ناشر: منشورات جماعة المدرسين في الحوزة العلمية في قم المقدسة‏، الطبعة : الخامسة، 1417هـ .

و اين آيه شريفه هر چند فى نفسها و به خودى خود حسن خلق رسول خدا صلي الله عليه و آله را مى‏ستايد، و آن را بزرگ مى‏شمارد، ليكن با در نظر گرفتن خصوص سياق، به خصوص اخلاق پسنديده اجتماعيش نظر دارد، اخلاقى كه مربوط به معاشرت است، از قبيل استوارى بر حق، صبر در مقابل آزار مردم و خطاكاريهاى اراذل و عفو و اغماض از آنان، سخاوت، مدارا، تواضع و امثال اينها.

برخي از علمای اهل سنت در ذیل این آیه چنین نوشته اند:

لأنه لا أحد احسن خلقا منه.

اين توصيف به خاطر اين است كه هیچ کسي اخلاق و رفتارش بهتر از اخلاق پیامبر صلی الله علیه وآله نیست.

أبو بكر محمد بن أبي إسحاق إبراهيم بن يعقوب الكلاباذي البخاري الوفاة: 384 هـ ، بحر الفوائد المشهور بمعاني الأخبار  ج1 ،ص341 ،دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1420هـ - 1999م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد حسن محمد حسن إسماعيل - أحمد فريد المزيدي.

اين نکته نيز بايد مد نظر قرار گيرد که رسول مکرم اسلام، تربيت يافته مدرسه الهي بوده و برخي از روايت به اين موضوع اشاره دارند چنان چه در روايتي از امام صادق سلام الله عليه چنين آمده است:

إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ فَلَمَّا أَكْمَلَ لَهُ الْأَدَبَ قَالَ- إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيم‏.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، ج 1 ص 266 ، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

 خداوند عزوجل پيامبرش را تربيتي نيکو كرد، چون تربيت او را تكميل نمود، فرمود: و به راستي تو اخلاق عظيم و برجسته‏اي داري.

فلذا از همين باب است که رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند:

إنما بعثت لأتمم مكارم الأخلاق‏.

الطبرسي، أبي علي الفضل بن الحسن (متوفاى548هـ)، تفسير مجمع البيان، ج 1 0ص 500 ، تحقيق: لجنة من العلماء والمحققين الأخصائيين، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات ـ بيروت، الطبعة الأولى، 1415هـ ـ 1995م.

من براي تکميل ارزش هاي اخلاقي مبعوث شدم.

مقام و جسم و روح پيامبر آن قدر با ارزش است که خداوند به جان گرامي ايشان قسم مي‏خورد:

لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ.

سوره حجر آيه 72

به جان تو سوگند كه آنان در مستى خود سرگردان بودند.

وجود پيامبر در ميان مردم، باعث برداشته شدن عذاب از آنان مي‏گردد:

وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ.

سوره انفال آيه 33

ولى تا تو در ميان آنان هستى خدا بر آن نيست كه ايشان را عذاب كند و تا آنان طلب آمرزش مى‏كنند خدا عذاب‏كننده ايشان نخواهد بود.

3.منطق:

منش اجتماعي و برخورد با ديگران از جمله آموزه هاي بسيار مهم دين مبين اسلام تلقي شده و رهبران ديني که در رأس آنها رسول مکرم اسلام و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام قرار دارند، بهترين الگوي عملي بر اين مساله مهمي هستند.

با دقت نظر در منابع موجود تاريخي و روايي، به اين امر مهم در زندگي روز مره پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و اهل بيت صلوات الله عليهم اجمعين بر مي خوريم.

خداوند متعال در قرآن کريم پيرامون منطق (سخن گفتن) نبوي چنين مي نويسد:

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى

النجم : 3-4

و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد.

مرحوم علامه طباطبايي رضوان الله تعالي عليه در ذيل اين آيه چنين مي نويسد:

«وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى‏» المراد بالهوى هوى النفس و رأيها، و النطق و إن كان مطلقا ورد عليه النفي و كان مقتضاه نفي الهوى عن مطلق نطقه (ص).

طباطبايى، سيد محمد حسين‏ (متوفاى1412هـ)، الميزان فى تفسير القرآن‏، ج 19 ص 27 ، ناشر: منشورات جماعة المدرسين في الحوزة العلمية في قم المقدسة‏، الطبعة : الخامسة، 1417هـ .

منظور از كلمه" هوى" هواى نفس و رأى و خواسته آن است، و جمله" ما ينطق" هر چند مطلق است، و در آن نطق به طور مطلق نفى شده، و مقتضاى اين اطلاق آن است كه هواى نفس از مطلق سخنان پيغمبر نفى شده باشد.

از آنجائي که سيد الشهداء سلام الله عليه حضرت علي اکبر عليه السلام را از سه منظر، به رسول خدا صلي الله عليه و آله تشبيه کردند، حاکي از مقام والاي حضرت علي اکبر سلام الله عليه است که سخن و بیان ایشان نیز مشابه رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده است.

اولين شهيد هاشمي

بر پايه برخي از مستندات، اولين شهيدي که از بني هاشم در کربلا به شهادت رسيد، وجود مقدس حضرت علي اکبر سلام الله عليه مي باشد چنان چه در ادعيه در هنگام سلام بر ايشان مي خوانيم:

السلام عليك يا أول قتيل من نسل خير سليل من سلالة إبراهيم الخليل.

شهيد اول، محمد بن مكى، المزار في كيفية زيارات النبيّ و الأئمة عليهم السلام، (للشهيد الأوّل)، ص148، مدرسه امام مهدى عليه السلام - قم، چاپ: اول، 1410 ق.

المشهدي الحائري، الشيخ أبو عبد الله محمد بن جعفر بن علي (متوفاى610هـ)، المزار، ص 487 ، تحقيق: جواد القيومي الأصفهاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي، الطبعة : الأولى ، رمضان المبارك 1419هـ .

سلام بر تو اي اول شهيد، از نسل بهترين ذريه از فرزندان ابراهيم خليل عليه السلام.

طبري از علماي اهل تسنن نيز حضرت علي اکبر صلوات الله عليه را اولين شهيد خاندان ابوطالب معرفي مي کند:

أول قتيل من بني أبي طالب يومئذ علي الأكبر بن الحسين بن علي وأمه ليلى ابنة أبي مرة بن عروة بن مسعود الثقفي وذلك أنه أخذ يشد على الناس وهو يقول

أنا علي بن حسين بن علي

نحن ورب البيت أولى بالنبي

تالله لا يحكم فينا ابن الدعي.

الطبري، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب (متوفاى310)، تاريخ الطبري، ج3 ، ص330، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت.

اولين شهيد در کربلا از نسل حضرت ابوطالب عليه السلام حضرت علي اکبر پدرش حضرت حسين بن علي عليه السلام و مادرش حضرت ليلي دختر ابي مره بن عروه بن مسعود ثقفي است وقتي به ميدان رفت اينگونه رجز مي‌خواند:

من علي فرزند حسين بن علي هستم قسم به خداي کعبه که ما اولي هستيم به پيامبر صلي الله عليه وآله به خدا قسم که پسر زن بدکاره برما حکومت نمي‌خواهد کرد.

مرحوم ابن ادريس نيز پيرامون حضرت علي اکبر سلام الله عليه چنين مي نويسد:

فإذا كانت الزيارة لأبي عبد الله الحسين عليه السلام زار ولده عليا الأكبر ، وأمه ليلى بنت أبي مرة بن عروة بن مسعود الثقفي ، وهو أول قتيل في الوقعة ، يوم الطف ، من آل أبي طالب عليه السلام.

الحلي، أبي جعفر محمد بن منصور بن أحمد بن إدريس (متوفاي598 هـ) كتاب السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، ج 1 ص 655 ، المحقق: لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة،‌ چاپ: الثانية1410 هـ..

هنگامي که ابا عبد الله الحسين عليه السلام را زيارت کردي، فرزندش علي اکبر را زيارت کن. مادرش ليلى بنت أبي مرة بن عروة بن مسعود الثقفي مي باشد. او اولين کشته ي روز عاشورا از خاندان ابو طالب سلام الله عليه مي باشد.

نفرين امام در حق کوفيان در جريان ميدان رفتن حضرت علي اکبر سلام الله عليه

مرحوم سيد بن طاووس، قضيه ميدان رفتن حضرت علي اکبر سلام الله عليه و ملاقات ايشان با پدربزرگوارشان را چنين تقرير مي کند:

فلما لم يبق معه سوى أهل بيته خرج علي بن الحسين عليه السلام وكان من أصبح الناس وجها وأحسنهم خلقا فاستأذن أباه في القتال فأذن له ثم نظر إليه نظرة آيس منه وأرخى عليه السلام عينه وبكى ثم قال : اللهم أشهد فقد برز إليهم غلام أشبه الناس خلقا وخلقا ومنطقا برسولك صلى الله عليه وآله وسلم وكنا إذا اشتقنا إلى نبيك نظرنا إليه فصاح وقال يا بن سعد قطع الله رحمك كما قطعت رحمي فتقدم نحو القوم فقاتل قتال شديدا وقتل جمعا كثيرا ثم رجع إلى أبيه وقال يا أبت العطش قد قتلني وثقل الحديد قد أجهدني فهل إلى شربة من الماء سبيل فبكى الحسين عليه السلام وقال وا غوثاه يا بنى قاتل قليلا فما أسرع ما تلقى جدك محمد صلى الله عليه وآله وسلم فيسقيك بكأسه الأوفى شربة لا تظمأ بعدها أبدا فرجع إلى موقف النزال وقاتل أعظم القتال فرماه منقذ بن مرة العبدي ( لع ) بسهم فصرعه فنادى يا أبتاه عليك منى السلام هذا جدي يقرئك السلام ويقول لك عجل القدوم علينا ثم شهق شهقة فمات فجاء الحسين عليه السلام حتى وقف عليه ووضع خده على خده وقال قتل الله قوما قتلوك ما أجرأهم على الله وعلى انتهاك حرمة الرسول على الدنيا بعدك العفا.

السيد ابن طاووس، الحسيني، علي بن موسي _متوفاي 664ق_ ، اللهوف في قتلى الطفوف، ص 67 ، ناشر : أنوار الهدى - قم – ايران، چاپخانه : مهر، چاپ : الأولى، سال چاپ : 1417 هـ.

ياران امام حسين عليه السلام همه به شهادت رسيدند و جز خاندانش كسى باقى نماند، در اين هنگام على اكبر عليه السلام براى رفتن به ميدان آماده شد، او داراى زيباترين چهره، و نيكوترين سيرت بود، از پدرش اجازه رفتن به ميدان طلبيد، امام عليه السلام به او اجازه داد، سپس نگاهى مأيوسانه به قد و قامت على اكبر عليه السلام نمود، و چشمانش را به زير افكند و گريه كرد آنگاه گفت:

خدايا گواه باش، جوانى كه در صورت و سيرت، ظاهر و باطن و گفتار شبيه‏ترين مردم به رسولت پيامبر صلى اللّه عليه و آله بود، و هر گاه مشتاق ديدار پيامبرت مى‏شديم به اين جوان نگاه مى‏كرديم، براى جنگيدن با اين مردم رهسپار شد.

امام حسين عليه السلام صدا زد: اى پسر سعد، خدا ريشه رحم تو را قطع كند، همان گونه تو رحم مرا قطع مى‏كنى. على اكبر عليه السلام به دشمنان حمله كرد و جنگ سختى با آنها نمود، گروه‏ بسيارى از آنها را به خاك هلاكت افكند، سپس نزد پدر بازگشت و صدا زد: اى پدر! شدت تشنگى جانم را به لب رسانده، و سنگينى اسلحه، مرا به زحمت انداخته، آيا جرعه آبى هست كه به دستم رسد؟

امام حسين عليه السلام گريه كرد و فرمود: آه از بى‏پناهى! اى پسرم از كجا آب بياورم، برو اندكى با دشمنان جنگ كن، چقدر نزديك است كه با جدت محمد صلى اللّه عليه و آله ديدار كنى، او با كاسه‏اى پر از آب، تو را سيراب خواهد كرد، كه پس از آن هرگز تشنگى وجود ندارد.

على اكبر عليه السلام به ميدان بازگشت و جنگ بسيار شديد و نمايانى نمود، سرانجام منقذ بن مره عبدى‏  آن حضرت را هدف تير قرار داد، همين تير موجب افتادن على اكبر عليه السلام بر زمين شد و صدا زد:

اى پدر! آخرين سلامم بر تو باد، اينك اين جدم است كه سلام به تو مى‏رساند و به تو مى‏فرمايد: زودتر به سوى ما بيا.

سپس صيحه‏اى بلند زد و جان سپرد. امام حسين عليه السلام به بالين على اكبر عليه السلام آمد (ديد که از دنيا رفته است) به بالين او نشست و خم شد، و گونه خود را بر گونه على اكبر نهاد. آنگاه فرمود: خدا بكشد آن مردمى كه تو را كشتند، چقدر آنها بر خدا و هتك حرمت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم، گستاخى نمودند، بعد از تو خاك بر سر دنيا.

رجز خواني حضرت علي اکبر سلام الله عليه در ميدان جنگ و شجاعت ايشان

شجاعت و فراست حضرت علي اکبر سلام الله عليه امري مسلم و غير قابل انکار است و رجز خواني ايشان در ميدان جنگ، حاکي از شجاعت ايشان است چنان چه رجز آن حضرت چنين است:

ثم حمل علي بن الحسين على القوم ، وهو يقول :

أنا علي بن الحسين بن علي     من عصبة جد أبيهم النبي

والله لا يحكم فينا ابن الدعي    أطعنكم بالرمح حتى ينثني

أضربكم بالسيف أحمي عن أبي    ضرب غلام هاشمي علوي

المجلسي، محمد باقر _متوفاى1111ق_، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 45 ص 43 ، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403هـ - 1983م.

1- من على بن الحسين بن على ميباشم. من از گروهى هستم كه جد پدرشان پيامبر اسلام است.

2- بخدا قسم كه پسر زنا زاده در ميان ما حكومت نخواهد كرد. من شما را با اين نيزه بقدرى ميزنم كه نوك آن بر گردد.

3- من شما را با شمشير ميزنم و از پدر خويشتن حمايت ميكنم. من شما را نظير جوان هاشمى و علوى ميزنم.

زرکلي از بزرگان اهل سنت نيز به شجاعت و بزرگي حضرت علي اکبر عليه السلام چنين اعتراف مي‌کند:

علي  الأكبر  بن الحسين بن علي بن أبي طالب، القرشي الهاشمي: من سادات الطالبيين وشجعانهم. قتل مع أبيه  الحسين  السبط الشهيد، في وقعة الطفّ (كربلاء) وكان أول من قتل بها من أهل الحسين، ....وذكره معاوية يوما فقال: فيه شجاعة بني هاشم، وسخاء بني أمية، وزهو ثقيف! وسماه المؤرخون عليا  الأكبر  تمييزا له عن أخيه عليّ الأصغر  زين العابدين، الآتية ترجمته.

الزركلي، خير الدين (متوفاي 1410هـ)، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربين والمستشرقين، ج 4ص277 لإ ناشر: دار العلم للملايين ـ بيروت، الطبعة: الخامسة، 1980م.

وي از سادات و از شجاعان طالبيون (اولاد حضرت علي بن ابي طالب عليهما السلام) بود که در کنار پدرش [امام] حسين [عليه السلام] در کربلا کشته شد و از اولين فرد از خانواده [امام] حسين عليه السلام بود که شهيد شد. معاويه روزي درباره وي گفت: در او شجاعت بني هاشم سخاوت بني اميه و جمال بني ثقيف مي‌باشد که مورخين او را علي اکبر (عليه السلام) ناميده‌اند بخاطر اينكه فرق او با برادرش علي اصغر زين العابدين (عليه السلام) مشخص شود.

در شجاعت حضرت علي اکبر عليه السلام همين بس که در ميدان جنگ، يزيديان از شجاعت، دلاوري و از کشتار کم نظير حضرت، به ستوه آمده و ضجه مي‌زدند.

ابن اعثم تاريخ نگار معروف در اين خصوص مي‌نويسد:

ثم حمل رضي الله عنه ، فلم يزل يقاتل حتى ضج أهل الشام من يده ومن كثرة من قتل منهم.

ابن اعثم، أحمد بن أعثم الكوفي (وفات : 314)، الفتوح ج 5 ص115، تحقيق: علي شيري ( ماجستر في التاريخ الإسلامي )، چاپ : الأولى، سال چاپ : 1411 : دار الأضواء، ناشر : دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع.

سپس حضرت بر آنها حمله کرد همچنان كارزار مي‌كرد تا اينکه اهل شام از دست او و از کثرت کشته‌هاي توسط حضرت علي اکبر [عليه السلام] ضجه مي‌زدند.

بيان امامت اهل بيت عليهم السلام و بطلان امامت ديگران

پیرامون قسمتی از رجز های حضرت علی اکبر سلام الله علیه، رجزی از ایشان نقل شده است که امامت اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین را بیان و امامت غیر ایشان را باطل بر می شمارد:

علي بن الحسين الأكبر، وكان يرتجز ويقول:

أنا عليُّ بن الحسين بن علي

نَحْنُ وبيت اللَه أوْلَى بِالنَّبِيّ

تالله لا يَحْكُمُ فِينَا ابن الدَّعِي

أَضْرِبُ بِالسَّيْفِ أُحَامِي عَنْ أَبِي‏
ضَرْبَ غُلَامٍ هَاشِمِيٍّ قُرَشِي‏.

البغدادي، الشيخ المفيد محمد بن محمد بن النعمان، العكبري ، _متوفاي 413 ق_ ، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج 2 ص 106 ، تحقيق : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، سال چاپ : 1414 - 1993 م.

ابن نما الحلي، (متوفای 645 هـ)، مثير الأحزان، ص 51 ، دار النشر: المطبعة الحيدرية - النجف الأشرف، 1369 - 1950 م.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 3 ص 302 ، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ .

ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي _متوفاى774 ق_، البداية والنهاية، ج 8 ص 185 ، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.

منم على فرزند حسين بن على، به خانه خدا سوگند ما سزاوارتر به پيغمبر هستيم. به خدا سوگند پسر زنا زاده در باره ما حكومت نخواهد كرد، با شمشير شما را مي زنم و از پدر خويش دفاع مي كنم. شمشير مي زنم! شمشير زدن جوانى هاشمى و قرشى.

با دقت در این کلام، علاوه بر اینکه حضرت علی اکبر سلام الله علیه اولویت خاندان رسالت را نسبت به پیامبر بیان می کند، خلافت غیر ایشان را نیز باطل می دانند.

مکان دفن حضرت علي اکبر سلام الله عليه

با مراجعه به نصوص ديني، در ميابيم که وجود مقدس حضرت علي اکبر سلام الله عليه در زير پاي پدر گراميشان، حضرت ابا عبدالله الحسين صلوات الله عليه مدفون هستند چنان چه در زيارت نامه امام حسين سلام الله عليه که از وجود نازنين حضرت صادق صلوات الله عليه وارد شده است؛ چنين آمده:

زيارة جدي الحسين بن علي ( عليهما السلام ) ، فإنه غريب بأرض غربة ، يبكيه من زاره ، ويحزن له من لم يزره ، ويحترق له من لم يشهده ، ويرحمه من نظر إلى قبر ابنه عند رجله ، في ارض فلاة لا حميم قربه ولا قريب.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه _متوفاى367ق_، كامل الزيارات، ص 538 ، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ .

زيارت جدم حسين بن على عليهما السلام، چه آنكه او در سرزمين دور دست غريب مى‏باشد هر كس به زيارتش رود بر او مى‏گريد و اندوهگين مى‏شود و آن كس كه بر سر مزارش حاضر نشود مى‏سوزد و آن كس كه به پائين پاى آن حضرت به قبر فرزندش بنگرد و ملاحظه كند كه در آن زمين فلات دفن شده است بر آن حضرت ترحم مى‏كند، نه خويشى در نزديكى آن جناب بوده و نه اقربايش آن جا مى‏باشند.

فضائل و مناقب آن بزرگوار بيش از آن است که در اين سطور گنجانده شود ولي جهت آشنايي شما مخاطبين محترم چند کلامي در باب زندگي نامه و شهادت حضرت علي اکبر سلام الله عليه به رشته تحرير در آمد.

 

گروه پاسخ به شبهات

موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها