2017 May 26 - جمعه 05 خرداد 1396
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟
کد مطلب: ١٠١٦٣ تاریخ انتشار: ٢١ ارديبهشت ١٣٩٦ - ١٦:١٧ تعداد بازدید: 1401
پرسش و پاسخ » مهدويت
آيا بر اساس روايت کتاب کافي، امام عصر ارواحنا فداه متولد نشده است؟

توضيح سوال:

طبق آنچه در کتاب کافي آمده، حضرت مهدي عليه السلام متولد نشده است. چون پس از شهادت امام حسن عسکري عليه السلام آثار حمل در هيچ يک از اهل خانه امام حسن عسکري  عليه السلام هويدا نبود. به عبارت ديگر آشکار نبودن آثار حمل در هيچ يک از همسران حضرت امام حسن عسکري سلام الله علیه، دليل عدم ولادت امام زمان ارواحنا فداه عنوان شده است. بخش مورد استناد روايت مورد سوال عبارت است از: 

لَمَّا دُفِنَ أَخَذَ السُّلْطَانُ وَ النَّاسُ فِي طَلَبِ وَلَدِهِ وَ كَثُرَ التَّفْتِيشُ فِي الْمَنَازِلِ وَ الدُّورِ وَ تَوَقَّفُوا عَنْ قِسْمَةِ مِيرَاثِهِ وَ لَمْ يزَلِ الَّذِينَ وُكِّلُوا بِحِفْظِ الْجَارِيةِ الَّتِي تُوُهِّمَ عَلَيهَا الْحَمْلُ لَازِمِينَ حَتَّى تَبَينَ بُطْلَانُ الْحَمْلِ فَلَمَّا بَطَلَ الْحَمْلُ عَنْهُنَّ قُسِمَ مِيرَاثُهُ بَينَ أُمِّهِ وَ أَخِيهِ جَعْفَرٍ وَ ادَّعَتْ أُمُّهُ وَصِيتَهُ.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، کافي ج 1، ص 505، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

آنگاه که (امام حسن عسکري عليه السلام) دفن شد، حاکم و مردم به جستجو براي يافتن فرزندش پرداختند و در خانه‌ها جستجوي فراواني صورت گرفت و از تقسيم ارث امام حسن عسکري  عليه السلام دست نگه‌داشتند و همواره افرادي را به حفاظت و ملازمت از کنيزي که گمان بارداريش مي‌رفت، گماشتند تا اينکه عدم بارداري او آشکار گشت. آنگاه که عدم بارداريش ثابت شد، ارث امام عسکري عليه السلام بين مادر و برادرش جعفر تقسيم شد و مادر امام وصايت او را ادعا کرد.

پاسخ اجمالي:

اولا: اساسا سوال، سوال نادرستي است زيرا بر مبناي پيش فرضي غلط طراحي شده است. چرا که ولادت حضرت مهدي عليه السلام حدود پنج سال قبل از شهادت پدرشان حضرت امام حسن عسکري عليه السلام بوده است نه پس از شهادت آن بزرگوار. ثانيا: روايت مورد استناد سوال کننده روايت اصطلاحي شيعه نيست که ناقل اوليه آن امام معصوم عليه السلام باشد، بلکه صرفا حكايتي است كه ناقل اوليه آن يک فرد ناصبي و دشمن اهل بيت عليهم السلام است. پس نقل حکايت توسط او ارزشي براي شيعه ندارد. ثالثا: در کتاب کافي به ولادت حضرت امام مهدي عليه السلام تصريح شده و بابي تحت عنوان «مولد الصاحب عليه السلام» آمده است که در آن بيش از 30 روایت در اثبات ولادت آن حضرت نقل شده است. گذشته از اين، علماي متعددي از اهل سنت نيز قائل به ولادت حضرت مهدي عليه السلام هستند.

نکته آخر اينکه طبق سوال و استدلال آن، عدم ولادت امام عصر عليه السلام به دليل عدم آشکار شدن آثار بارداري در مادر ايشان است و اين استدلال با دو مسئله نقض مي‌شود اول ولادت حضرت موسي و دوم ولادت حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله؛ زيرا برابر با منابع اهل سنت، نه در مادر حضرت موسي و نه در مادر حضرت رسول  صلي الله عليه و آله ، آثار بارداري آشکار نبوده است.   

پاسخ تفصيلي:

براي پاسخ به اين شبهه ابتدا پاسخهاي حّلي و سپس پاسخهاي نقضي ارائه مي‌گردد.

پاسخ هاي حلّي:

در اين قسمت سه پاسخ حلي بيان و مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

اول: ولادت حضرت مهدي عليه السلام پنج سال قبل از شهادت امام عسکري عليه السلام

بنابر فرضي كه در حكايت مذكور بيان شده مبني بر اينکه پس از شهادت امام حسن عسکري عليه السلام در هيچ يک از همسران آن حضرت آثار حمل آشکار نبود، اين مسئله کوچکترين منافاتي با ولادت امام عصر عليه السلام ندارد. زيرا برابر با احاديث متعدد مورد قبول دانشمندان شيعه، حضرت مهدي ارواحنا فداه حدود پنج سال قبل از شهادت پدر بزرگوارشان یعنی حدود سال 255 قمری، ولادت يافتند و در هنگام شهادت پدر ، تقريبا پنج ساله بودند. محدّث بزرگ شیعه، جناب شیخ کلینی در این باره می‌گوید:

ولد عليه السلام للنصف من شعبان سنة خمس وخمسين ومائتين.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، کافي ج 1، ص 514، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

حضرت امام مهدی ارواحنا فداه در نيمه شعبان سال 255 قمري ولادت يافتند.

شیخ مفید نیز در این باره می‌گوید:

و كان مولده عليه السلام ليلة النصف من شعبان ، سنة خمس و خمسين و مائتين .

البغدادي، الشيخ المفيد محمد بن محمد بن النعمان، العكبري ، (متوفاي 413 ق) ، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج 2، ص 339، تحقيق : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، سال چاپ : 1414 - 1993 م.

ولادت حضرت امام مهدی ارواحنا فداه در نیمه شعبان سال 255 قمری بود.

شیخ طبرسی به همین مسئله تصریح کرده است:

ولد عليه السلام بسر من رأى ليلة النصف من شعبان قبل طلوع الفجر سنه 255 خمس و خمسين ومأتين من الهجرة

طبرسی، احمد بن علی، (متوفای 548 ق)، تاج الموالید، ص 61، به کوشش: مرعشی، سید محمود، ناشر: دفتر آیة الله مرعشی نجفی، قم، سال چاپ: 1406ق.

حضرت مهدی علیه السلام در سامراء در شب نیمه شعبان قبل از طلوع فجر در سال 255 هجری ولادت یافتند.

حال آنکه حکايت موجود در کافي، ولادت فرزند پس از شهادت امام عسکري عليه السلام را نفي مي‌کند. ما هم معتقديم دليلي نداريم که پس از شهادت امام عسکري، فرزندي براي آن حضرت به دنيا آمده باشد. بلکه قائليم فرزند حضرت عسکري عليه السلام در زمان حيات آن حضرت به دنيا آمدند و البته اين ولادت مخفيانه بود و به غير از خواص شيعيان، عموم مردم و بويژه دشمنان از آن با خبر نشدند.

دوم: ناقل حکايت مورد نظر، امام معصوم نيست بلکه يک ناصبي است.

نكته شايان ذكر در اين مجال اين است كه اولا : گفتار امام معصوم عليه السلام براي ما حجت است نه گفتار غير امام معصوم و اين گفتار نيز بايد با علم به صدور آن از امام معصوم  عليه السلام و قواعد علم درايه و علم رجال براي ما ثابت شود.

ثانيا : آنچه در کتاب کافي آمده است؛ نه تنها کلام امام عليه السلام نيست، بلکه به تصريح راويان حکايت، اين ماجرا از شخصي ناصبي و دشمن امام عليه السلام نقل شده است. بنابراين براي ما حجيتي ندارد. چنانکه در ابتداي اين حکايت آمده است:

الحسين بن محمد الأشعري و محمد بن يحيى وغيرهما قالوا : كان أحمد بن عبيد الله بن خاقان على الضياع والخراج بقم فجرى في مجلسه يوما ذكر العلوية و مذاهبهم و كان شديد النصب فقال: ...

حسین بن محمد اشعری و محمد بن یحیی و غیر از این دو گفتند: احمد بن عبیدالله بن خاقان مأمور مالیاتی و خراج قم بود. روزی در مجلس او یادی از شیعییان و مذاهبشان شد در حالیکه به شدت ناصبی و دشمن اهل بیت علیهم السلام بود. پس گفت: ...

سوم: تصريح به ولادت حضرت مهدي  عليه السلام  در کتاب کافي

در خود کتاب کافي بلافاصله پس از باب مورد بحث به صراحت بابي ذکر شده است که عنوان آن عبارت است از:

مولد الصاحب عليه السلام» ولد عليه السلام للنصف من شعبان سنة خمس وخمسين ومائتين.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، کافي ج 1، ص 514، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

ولادت حضرت صاحب الزمان عليه السلام ؛ آن حضرت در نيمه شعبان سال 255 قمري ولادت يافتند.

در اين باب بيش از سي حديث در اثبات ولادت حضرت ولي عصر ارواحنا فداه نقل شده است.

بدين ترتيب سخيف بودن اين شبهه کاملا روشن مي‌گردد. چراکه از دو حال خارج نيست : يا اينکه سؤال کننده مغرضانه و گزينشي عمل کرده و چشم خود را بر روي باب مفصّلي که ولادت امام عصر عليه السلام را اثبات مي‌کند بسته است و يا اينکه به قدري از نظر علمي ضعيف است که اندکي تلاش ننموده و تنها چند صفحه ي بعد را مطالعه نكرده است.

 اعتراف علماي متعددي از اهل سنت به ولادت حضرت مهدي  عليه السلام 

افزون بر کتاب کافي و دهها کتاب ديگر که علماي شيعه در آنها ولادت امام عصر ارواحنا فداه را امري مسلّم و مستدل دانسته‌اند، در ميان اهل سنت نيز علماي متعددي قائل به ولادت حضرت مهدي عليه السلام هستند که برخي از آنها عبارتند از: ذهبي، ابن حجر عسقلاني، ابن حجر هيثمي، ابن اثير جزري، عبدالوهاب شعراني، فخر رازي، سبط بن الجوزي، مسعودي شافعي، ابن خلکان و ... . براي اطلاع کامل از اين بحث به لينک زير مراجعه فرماييد.

*** اعتراف علماي اهل سنت به تولد حضرت مهدي (عج) + تصاوير كتاب ها ***

بنابراین ولادت امام عصر ارواحنا فداه، در حدود پنج سال قبل از شهادت پدرشان امام حسن عسکری علیه السلام نزد علمای شیعه مسئله‌ای قطعی و ثابت شده است که حتی برخی علمای اهل سنت نیز بدان اعتراف کرده‌اند. و نقل فوق نيز كه توسط سؤال كننده مطرح شده،‌ هيچ ارتباطي به اين موضوع ندارد علاوه بر اينكه ناقل آن نيز فردي ناصبي بود. حال در ادامه به ذكر برخي از نوارد مي پردازيم كه در تقابل با شبهه، سؤال كننده مي باشد.

پاسخهاي نقضي:

سوال کننده، عدم وجود آثار حمل در كنيز امام عسكري عليه السلام را دليل بر عدم تولد و وجود امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف دانست و حال آنكه آشكار نبودن آثار حمل، نشانگر عدم بارداري و عدم تولد و وجود فرزند نمي‌شود، چنانچه در ادامه مي‌آيد. به تصريح تاريخ، مادر حضرت موسي علي نبينا و آله و عليه السلام و مادر پيامبر اكرم  صلي الله عليه وآله نيز آثار حمل نداشتند.

مادر حضرت موسي علیه السلام

به اعتراف علما و مفسران اهل سنت، ولادت حضرت موسي مخفيانه صورت گرفت به طوري که آثار حمل در مادر حضرت موسي اصلا ظاهر نشد. ابن کثير در تفسير خود ذيل آيه «ان فرعون علا في الارض...» و آيات بعد آن (سوره قصص ، آيه 4 به بعد) مي‌گويد:

و ولد موسى، عليه السلام، في السنة التي يقتلون فيها الولدان و كان لفرعون أناس موكّلون بذلك و قوابل يدُرْنَ على النساء، فمن رأينها قد حملت أحصوا اسمها، فإذا كان وقت ولادتها لا يقْبَلُها إلا نساء القبط، فإذا ولدت المرأة جارية تركنها وذهبن، وإن ولدت غلامًا دخل أولئك الذبَّاحون، بأيديهم الشفار المرهفة، فقتلوه ومضوا قَبَّحَهُم الله. فلما حملت أم موسى به، عليه السلام، لم يظهر عليها مخايل الحمل كغيرها، ولم تفطن لها الدايات.

ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاى774هـ)، تفسير القرآن العظيم، ج 6، ص 221 و 222 ، المحقق: سامي بن محمد سلامة، الناشر : دار طيبة للنشر و التوزيع، الطبعة : الثانية 1420هـ - 1999 م.

و حضرت موسي در سالي که فرعونيان در آن نوزادان پسر را مي‌کشتند متولد گشت و فرعون مأموراني براي اين کار گماشته بود. هر زني که وضع حمل مي‌کرد اسمش را (در ليست خود) داشتند. هنگام ولادت فرزندش فقط زنان قبطي (از طرف فرعون) به او در ولادت فرزندش کمک مي‌کردند. پس اگر زن نوزاد دختري به دنيا مي‌آورد، او را رها کرده و مي‌رفتند ولي اگر نوزاد پسري به دنيا مي‌آورد، مأموران ذبح نوزادان وارد خانه مي‌شدند درحاليکه در دستانشان خنجرهاي برنده و تيز بود،‌ نوزاد را مي‌کشتند -خدا آنها را از هر خيري دور کند-. آنگاه که مادر موسي به او باردار شد، آثار حاملگي و بارداري مانند ديگر زنان در وي ظاهر نشد و هيچ يک از دايه‌هاي مأمور از طرف فرعون متوجه بارداري او نشد.

بنابر روايت فوق، ولادت حضرت مهدي ارواحنا فداه از دو جهت شبيه ولادت حضرت موسي بوده است: اول: ترس کشته شدن ايشان توسط حاکمان ظالم وقت. دوم: عدم آشکار شدن آثار بارداري در مادر بزرگوار ايشان در طول مدت بارداري. اگر کسي بخواهد منکر اصل چنين مسئله‌اي شود بايد منکر اصل ولادت حضرت موسي و نحوه ولادت اعجازگونه ايشان در دوران فرعون شود.

مادر رسول اکرم  صلي الله عليه و آله

مادر حضرت رسول  صلي الله عليه و آله نيز در هنگام بارداري آن حضرت، هيچ اثر و نشانه‌اي از بارداري  را نداشت. چنانکه در کتاب عيون الاثر آمده است:

و من طريق محمد بن عمر عن علي بن زيد عن عبد اللّه بن وهب بن زمعه عن أبيه عن عمته قالت: کنا نسمع أن رسول اللّه صلّي اللّه عليه و سلّم لما حملت به أمه آمنه بنت وهب کانت تقول: ما شعرت بأني حملت به و لا وجدت له ثقله کما يجد النساء .... و ربما کانت تقول: و أتاني آت و أنا بين النائم و اليقظان فقال: هل شعرت أنک حملت؟ فکأني أقول ما أدري، فقال: إنک قد حملت بسيد هذه الأمه و نبيها، .... و عن الزهري قال: قالت آمنه: لقد علقت به فما وجدت له مشقة حتي وضعته.

ابن سيد الناس، محمد بن محمد، متوفاي 734 ق، عيون الأثر، ج 1، ص 31، ناشر: دار القلم، بيروت، اول، 1414 ق.

و از طريق محمد بن عمر از علي بن زيد از عبد الله بن وهب بن زمعه از پدرش از عمه‌اش نقل شده که گفت: ما از رسول خدا  صلي الله عليه و آله مي‌شنيديم که مي‌فرمود: وقتي مادرش آمنه بنت وهب به ايشان حامله بود، مي‌گفت: من در دوران بارداري احساس بارداري نکردم و مانند ديگر زنان احساس سنگيني (بخاطر بارداري) را در خود نيافتم .... و گاهي مي‌فرمود: بين خواب و بيداري بودم که ملکي نزد من آمد و به من گفت: آيا احساس مي‌کني که باردار هستي؟ گويا من به او گفتم : نمي‌دانم. پس به من گفت: قطعا تو به سرور و پيامبر اين امت باردار هستي ..... و از زهري نقل شده که گفت: جناب آمنه فرمود: من به حضرت محمد صلي الله عليه و آله باردار شدم ولي هيچ سختي و فشاري را متحمل نشدم تا وضع حمل کردم.

حلبي نيز در کتاب سيره خود به همين مطلب تصريح کرده و آورده است:

قالت آمنة لقد علقت به صلى الله عليه و سلم فما وجدت له مشقة حتى وضعته و عنها أنها كانت تقول ما شعرت بأني حملت به و لا وجدت له ثقلا كما تجد النساء ..... قالت آمنة وأتاني آت (أي من الملائكة) و أنا بين النائمة و اليقظانة فقال هل شعرت بأنك قد حملت بسيد هذه الأمة و نبيها.

أقول ظاهر هذا السياق أنها لم تعلم بحملها إلا من قول الملك لأنها لم تجد ما تستدل به على ذلك لأنها لم تجد ثقلا.

الحلبي، علي بن برهان الدين (متوفاى1044هـ)، السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون، ، ج 1، ص 75، ناشر: دار المعرفة ، بيروت، 1400 ق.

جناب آمنه (مادر رسول اکرم صلي الله عليه و آله) فرمود: من به آن حضرت باردار شدم ولي هيچ سختي و فشاري را احساس نکردم تا اينکه وضع حمل کردم و همچنين از جناب آمنه نقل شده که مي‌فرمود: من احساس نکردم که به فرزندم حضرت محمد صلي الله عليه و آله باردار هستم و مانند زنان ديگر، هيچگاه سنگيني بارداري را احساس نکردم ... همچنين جناب آمنه فرمود: بين خواب و بيداري بودم که ملکي نزد من آمد و گفت: آيا مي‌داني که تو به سرور و پيامبر اين امت باردار هستي؟

من (حلبي) مي‌گويم: ظاهر سياق گفتار جناب آمنه اين است که او نمي‌دانست که به رسول خدا صلي الله عليه و آله باردار است مگر وقتي که آن ملک آگاهش کرد. زيرا دليلي بر بارداري خويش نيافت و هيچ سنگيني احساس نکرد.

چنانچه گذشت مادر اين دو پيامبر الهي در زمان بارداري آثار حمل نداشتند و اگر بنا بر منطق سؤال كننده پيش برويم، لازمه اش عدم وجود اين دو پيامبر اولوالعزم است در حالي كه به ضرورت تاريخ و به تصريح قرآن ولادت حضرت موسي علي نبينا و آله و عليه السلام و پيامبر اكرم  صلي الله عليه وآله  امري قطعي است.

نتيجه:

بنا بر آنچه در پاسخ به اين سوال گذشت، معلوم مي‌شود که چنين سوال يا شبهه‌اي بي‌اساس بوده چرا که سوال کننده بر اساس گزينش نادرست و ناقص خود، بخشي از يک حکايت که ناقل آن شخصي ناصبي است را به عنوان دليلي مورد قبول شيعه جلوه داده و به احاديث متواتر و معتبر ولادت حضرت مهدي عليه السلام و نيز نظر بخشي از علماي اهل سنت قائل به ولادت آن حضرت، توجه نکرده است. از اين گذشته هيچ عالم شيعي قائل به ولادت امام عصر عليه السلام بعد از شهادت امام حسن عسکري سلام الله علیه نيست بلکه همه قائلند ايشان در زمان حيات حضرت امام حسن عسکري عليه السلام متولد شده‌اند. لذا نبودن آثار حمل در همسران امام حسن عسکري عليه السلام پس از شهادت آن حضرت اساسا بي ارتباط با بحث ولادت امام عصر عليه السلام است. از سوي ديگر آشکار نبودن آثار حمل در مادر آن حضرت نيز مسئله‌اي محال و غير ممکن نيست و دليل بر عدم ولادت نيست چنانکه درباره مادر حضرت موسي و مادر حضرت رسول اکرم  صلي الله عليه و آله ثابت است که آثار باداري در آنها نيز آشکار نبوده است.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف





Share
1 | حق علی | | ٠٩:١٢ - ١٠ مهر ١٣٩٥ |
سلام علیکم
چرا حضرت مسلم وقتی اسم امان نامه را از سربازان ابن زیاد شنید تسلیم شدند؟ ایا این مخالف با فراست و ذکاوت و مرام دین نیست؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
اولا: جناب مسلم بن عقیل ، از طرف حضرت ابا‌عبدالله الحسین علیه السلام ، مأمور به جنگیدن با سربازان ابن زیاد نبود بلکه مأموریت ایشان تنها یک مأموریت اطلاعاتی مخفی مبنی بر اطلاع از جوّ حاکم بر کوفه، جریانهای داخل شهر و صداقت یا عدم صداقت کوفیان در یاری امام حسین  علیه السلام  بود چنانکه شیخ مفید رحمه الله می‌گوید:
و دعا الحسين بن علي عليهما السلام مسلم بن عقيل بن أبي طالب رضي الله عنه فسرحه مع قيس بن مسهر الصيداوي وعمارة بن عبد السلولي و عبد الرحمن بن عبد الله الأرحبي ، وأمره بتقوى الله و كتمان أمره واللطف ، فإن رأى الناس مجتمعين مستوسقين عجل إليه بذلك .
الارشاد، ج 2، ص 39
و امام حسین  علیه السلام  مسلم بن عقیل را همراه قیس بن مسهّر صیداوی و عماره بن عبدالسلولی و عبد الرحمن بن عبد الله الارحبی (به سوی کوفه) فرستاد و به مسلم بن عقیل فرمان داد که تقوای الهی را رعایت کند و مأموریت خویش را بطور سرّی انجام دهد . پس اگر مردم کوفه را (نسبت به یاری امام) هماهنگ و مطیع یافت، سریعا به آن حضرت گزارش کند.
ثانیا: محل درگیری جناب مسلم با مأموران ابن زیاد خانه‌‌ پیرزنی بود که در آن مهمان بود. شایسته نبود که در خانه میزبانی که به او پناه داده بود، درگیری ادامه پیدا کند و منجر به خرابی یا سوختن و از بین رفتن آن شود چراکه حدود هفتاد مأمور ابن زیاد به خانه هجوم آورده و دسته‌ها و شاخه‌های نی آتشین به سوی مسلم در خانه میزبانش پرتاب می‌کردند.
ثالثا: جناب مسلم قبلا با دیدن استقبال مردم نسبت به امام حسین علیه السلام نامه‌ای مبنی بر صداقت مردم کوفه در یاری امام به آن حضرت نوشته بود ولی با دسیسه‌های ابن زیاد و سستی مردم دروغگو و ترسو بودن اکثر آنان معلوم شد. بدین ترتیب جناب مسلم می‌بایست هر طور شده پیغام دیگری مبنی بر عدم یاری مردم کوفه به امام  علیه السلام  می‌رساند تا آن حضرت به سمت کوفه نیاید. از طرفی خانه میزبانش از سوی 70 مأمور ابن زیاد، محاصره و بلکه اشغال شده بود و پس از پرتاب دسته‌های نی آتشین و نیز پرتاب سنگهای فراوان از بالای دیوار خانه به طرف او، عملا توان ادامه نبرد را نداشت و دیر یا زود در آن معرکه به شهادت می‌رسید. در این بین پیشنهاد در امان بودن نیز از سوی فرمانده مأموران ابن زیاد مطرح شد. هرچند جناب مسلم یقین داشت که این امان ضمانت اجرایی نداشته و او در نهایت به شهادت خواهد رسید ولی قبول این پیشنهاد تنها فرصت باقیمانده برای جناب مسلم بود تا بتواند بوسیله پیغامی، جوّ آشفته کوفه را به اطلاع امام رسانده و ایشان را از آمدن به کوفه منصرف کند. به همین جهت قبل از شهادتش هم به محمد بن اشعث و هم به عمر بن سعد وصیت کرد که پیکی را به سوی امام حسین  علیه السلام روانه سازند و به ایشان پیغام دهند که به سمت کوفه تشریف نیاورد. مرحوم شیخ مفید در همین باره می‌گوید:
أشرفوا عليه من فوق البيت فأخذوا يرمونه بالحجارة ، ويلهبون النار في أطنان القصب ثم يلقونها عليه من فوق البيت ... وكان قد أثخن بالحجارة و عجز عن القتال ، فانبهر وأسند ظهره إلى جنب تلك الدار ، فأعاد ابن الأشعث عليه القول : لك الأمان ، فقال : آمن أنا ؟ قال : نعم ... ثم أقبل على محمد بن الأشعث فقال : يا عبد الله إني أراك والله ستعجز عن أماني ، فهل عندك خير ؟ تستطيع أن تبعث من عندك رجلا على لساني أن يبلغ حسينا ؟ فإني لا أراه إلا قد خرج إليكم اليوم مقبلا أو هو خارج غدا وأهل بيته ، ويقول له : إن ابن عقيل بعثني إليك وهو اسير في أيدي القوم ، لا يرى أنه يمسي حتى يقتل ، وهو يقول : ارجع فداك أبي وأمي بأهل بيتك ولا يغرك أهل الكوفة.
فقال یا عمر! ... وابعث إلى الحسين من يرده ، فإني قد كتبت إليه أعلمه أن الناس معه ، ولا أراه إلا مقبلا.
الارشاد، ج 2، ص 58-61
مأموران ابن زیاد از بالای در و دیوار و بام خانه او را محاصره کرده و به سوی او سنگ و دسته‌های آتشین نی پرتاب ‌کردند .... جناب مسلم در حالیکه بخاطر اصابت مداوم سنگها بر بدنش ، ضعیف شده و از جنگ ناتوان شده و به نفس نفس افتاده بود ، به کنار آن خانه تکیه داد. محمد بن اشعث حرف خود را تکرار کرد: ای مسلم! تو در امان هستی! جناب مسلم گفت: آیا (واقعا) من در امان هستم؟ محمد بن اشعث گفت: آری .... سپس جناب مسلم رو به محمد بن اشعث کرد و گفت: ای بنده‌ی خدا! به خدا قسم من می‌دانم که تو از امان دادن به من (بخاطر مخالفت ابن زیاد) ناتوانی! آیا می‌توانی برای من کار خیری انجام دهی؟ آیا می‌توانی از نزد خود مردی را همراه پیغام من به امام حسین  علیه السلام  برسانی؟ قطعا من می‌دانم که آن حضرت همراه اهل بیتش امروز یا فردا به سوی شما (اهل کوفه) حرکت می‌کند. پیکی را به سوی آن حضرت بفرست که از قول من به ایشان بگوید: مسلم بن عقیل مرا نزد تو فرستاده درحالیکه در کوفه اسیر شده و به زودی کشته خواهد شد. مسلم به شما پیغام می‌رساند که پدر و مادرم به فدای شما! همراه با اهل بیت خود برگرد و به کوفه نیا. مبادا از اهل کوفه فریب بخوری! .... جناب مسلم (در دار العماره ابن زیاد) به عمر بن سعد گفت: .... ای عمر! کسی را به سوی امام حسین  علیه السلام  بفرست که ایشان را از آمدن به کوفه منصرف کند. زیرا من قبلا به او نامه نوشتم که مردم کوفه یاور تو هستند (ولی چیزی نگذشت که آنها عهد شکنی کردند) و می‌دانم که امام حسین  علیه السلام  بخاطر نامه اول من به سمت کوفه حرکت کرده است.
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
2 | حق علی | , ایران | ١٠:١٤ - ١١ مهر ١٣٩٥ |
سلام علیکم
عبدالقاهر در کتاب الفرق بین الفرق میمون بن دیصان معروف به القداح را مولی امام صادق علیه السلام خوانده وگفته این شخص از باطنیه میباشد ایا صحیح میباشد؟ این فرد واقعا چه کسی است؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
چنین چیزی که میمون قداح و فرزندش عبد الله را به اسماعیلیه نسبت داده اند، درست نیست  بیشتر مطالب در خصوص باطنی بودن آنها نیز در منابع اهل سنت نقل شده است
اگر هم در میان اسماعیلیان یک چنین نامهایی وجود داشته باشد، کاملا متفاوت بوده اند و قداح اسماعیلی نیز افسانه ای بیش نبوده که یا به وسیله خود اسماعیلیان و یا توسط بدخواهان آنها جعل شده است
میمون قداح از اصحاب ائمه علیهم السلام بوده که اصحاب اجماع نیز از او روایت نقل کرده اند
ميمون‏ القدّاح‏ المكّيّ:
مولى بني هاشم، روى‏ عنهما، من أصحاب الصادق (عليه السّلام) «3». عنه: معاوية بن وهب، في الكافي، في باب انّ من عفّ عن حرم الناس عُفّ عن حرمة «4»، و أبان بن عثمان، فيه، في باب فضل القرآن‏ «5»، و ابنه عبد اللَّه كثيراً «6».
مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج‏27 ؛ ص160
آیت الله خویی نیز گوید:
عده الشيخ في رجاله (تارة): من أصحاب السجاد ع (10). و (أخرى): من أصحاب الباقر ع (14)، قائلا: «ميمون القداح، مولى بني مخزوم، مكي». و (ثالثة): من أصحاب الصادق ع (600)، قائلا: «ميمون القداح المكي، مولى بني هاشم، روى عنهما». و عده البرقي في أصحاب الباقر ع و الصادق ع، قائلا: «ميمون‏ القداح، مولى بني مخزوم»، و زاد في الثاني قوله: «مكي». و تقدم عن النجاشي روايته عن أبي جعفر ع و أبي عبد الله ع، في ترجمة ابنه عبد الله بن ميمون. بقي هنا شي‏ء: و هو أن البرقي و النجاشي و الشيخ، وصفوا ميمونا القداح بأنه مولى بني مخزوم، و لكن الشيخ عند عده في أصحاب الصادق ع وصفه بمولى بني هاشم، و لعله تبع في ذلك‏
معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، ج‏20، ص: 126
موفق باشید
گروه پاشخ به شبهات
3 | جواد | , ایران | ١١:١٦ - ٢٦ ارديبهشت ١٣٩٦ |
باسلام و احترام
ضمن خداقوت
ما وقتی با کسی که شبهه ای در زمینه مسایل اعتقادی دارد بحث میکنیم و از ما سند میخواد نمیشه معطلش کرد باید در جا سند و مدرک اعتقادیمون را نشان بدیم
لذا اگه میشد تمام مطالبی که تا بحال بارگذاری شده را دسته بندی کنید و یکجا منظم با فهرست بندی قرار دهید عالی میشد
بازم ممنون از زحماتتون

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در این خصوص باید حداقل با عمل رجال آشنا بود چون تمام روایات در این سایت نیامده است لذا نرم افزار جوامع الکلم از اهل سنت و نرم افزار داریه النور از شیعه را نصب کنید که بیشتر روایات را تفکیک کرده و بررسی سند را آسان کرده است
پیشنهاد شما ان شا الله به اطلاع بخش مربوطه اطلاع رسانی می شود
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها