نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
امام صادق عليه السلام از منظر دانشوران اهل تسنن
کد خبر: ٥٩١٥ تاریخ انتشار: ١٧ تير ١٣٩٧ - ٠٧:٤٠ تعداد بازدید: 5894
يادداشت » عمومي
امام صادق عليه السلام از منظر دانشوران اهل تسنن

درباره عظمت امام صادق عليه السلام نه تنها توسط شيعيان به فراواني سخن گفته شده است، بلكه در اين باره جمع كثيري از دانشوران و بزرگان اهل تسنن و جماعت لب به سخن گشوده اند. پيشوايان مذاهب اهل سنت، عالمان نامدار اسلامي و صاحب نظران زبردست در باره برجستگي هاي علمي، عملي، اخلاقي، كرامت و عظمت آن امام هدايت، امام جعفرصادق عليه السلام بسيار سخن گفته اند. اينك در اين نوشتار به طور گذرا به بيان برخي از اين اظهار نظرها و اعترافات مي پردازيم.


ابوحنيفه و امام صادق عليه السلام

«نعمان بن ثابت بن زوطي » معروف به «ابو حنيفه » (80 - 150ه. ق.) پيشواي فرقه حنفي كه از نظر زماني معاصر با امام صادق عليه السلام بود، درباره عظمت امام صادق عليه السلام اظهارات و اعترافات خوبي دارد. از جمله درباره آن حضرت گفت:

«ما رأيت افقه من جعفر بن محمد و انه اعلم الامه »؛ من فقيه تر و داناتر از جعفر بن محمد نديده ام. او داناترين فرد اين امت است. (1)

در زمان امام صادق عليه السلام منصور دوانقي، خليفه مقتدر عباسي، قدرت سياسي را در اختيار داشت، او همواره از مجد و عظمت بني علي و بني فاطمه به ويژه امام صادق عليه السلام رنج مي برد و براي رهايي از اين رنج گاهي ابوحنيفه را تحريك مي كرد كه در برابر امام صادق عليه السلام بايستد؛ منصور عباسي او را به عنوان مهم ترين دانشوران عصر تكريم مي كرد تا شايد بتواند بر مجد و عظمت علمي امام جعفر بن محمد عليه السلام فائق آيد.

در اين رابطه خود ابوحنيفه نقل مي كند و مي گويد:

«روزي منصور دوانقي كسي را نزد من فرستاد و گفت: اي ابوحنيفه! مردم شيفته جعفر بن محمد شده اند، او در بين مردم از پايگاه اجتماعي وسيعي بهره مند است، تو براي اين كه پايگاه جعفر بن محمد را خنثي كني و در ديد مردم از عظمت او به خصوص از عظمت علمي او بكاهي، چند مساله پيچيده و غامض را آماده كن و در وقت مناسب از او بپرس تا بلكه با ناتوان شدن جعفر بن محمد از پاسخ گويي، او را تحقير نمايي و ديگر، مردم شيفته او نباشند و از او فاصله بگيرند.

در همين رابطه من چهل مساله مشكل را آماده كردم و در يكي از روزها كه منصور در «حيره » بود و مرا طلبيد، به حضورش رسيدم. همين كه وارد شدم، ديدم جعفر بن محمد در سمت راستش نشسته است، وقتي كه چشمم به آن حضرت افتاد، آن چنان تحت تاثير ابهت و عظمت او قرار گرفتم كه از توصيف آن عاجزم. با ديدن منصور خليفه عباسي آن ابهت به من دست نداد، در حالي كه منصور خليفه است و خليفه به جهت اين كه قدرت سياسي در اختيارش است بايد ابهت داشته باشد. سلام گفتم و اجازه خواستم تا در كنارشان بنشينم؛ خليفه با اشاره اجازه داد و در كنارشان نشستم. آن گاه منصور عباسي به جعفر بن محمد نگاه كرد و گفت:

ابو عبدالله! ايشان ابوحنيفه هستند.

او پاسخ داد: بلي، او را مي شناسم. سپس منصور به من نگاهي كرد و گفت: ابوحنيفه! اگر سوالي داري از ابوعبدالله، جعفر بن محمد بپرس و با او در ميان بگذار. من گفتم: بسيار خوب. فرصت را غنيمت شمردم و چهل مساله اي را كه از پيش آماده كرده بودم، يكي پس از ديگري با آن حضرت در ميان گذاشتم. بعد از بيان هر مساله اي، امام صادق عليه السلام در پاسخ آن بيان مي فرمود:

عقيده شما در اين باره چنين و چنان است، عقيده علماي مدينه در اين مساله اين چنين ا ست و عقيده ما هم اين است.

در برخي از مسائل آن حضرت با نظر ما موافق بود و در برخي هم با نظر علماي مدينه موافق بود و گاهي هم با هر دو نظر مخالفت مي كرد و خودش نظر سومي را انتخاب مي كرد و بيان مي داشت.

من تمامي چهل سؤال مشكلي را كه برگزيده بودم يكي پس از ديگري با او در ميان گذاشتم و جعفر بن محمد هم بدين گونه اي كه بيان شد به جملگي آنها، با متانت تمام و با تسلط خاصي كه داشت پاسخ گفت.»

مالك ابن انس مي گويد: در طول مدتي كه به خانه آن حضرت آمد و شد داشتم، او را نديدم جز اين كه در يكي از اين سه خصلت و سه حالت به سر مي برد، يا او را در حال نماز خواندن مي ديدم و يا در حالت روزه داري و يا در حالت قرائت قرآن.



سپس ابوحنيفه بيان داشت:

«ان اعلم الناس اعلمهم باختلاف الناس » ؛ «همانا دانشمندترين مردم كسي است كه به آراء و نظريه هاي مختلف دانشوران در مسائل علمي احاطه و تسلط داشته باشد.» و چون جعفر بن محمد اين احاطه را دارد، بنابراين او داناترين فرداست.» (2)

همو درباره عظمت علمي امام صادق عليه السلام بيان داشت:

«لولا جعفر بن محمد ما علم الناس مناسك حجهم» (3) ؛ اگر جعفر بن محمد نبود، مردم احكام و مناسك حجشان را نمي دانستند.


مالك بن انس و امام صادق عليه السلام

مالك بن انس (97 - 179 ه .ق) يكي از پيشوايان چهارگانه اهل سنت و جماعت و رئيس فرقه مالكي است كه مدتي افتخار شاگردي امام صادق عليه السلام نصيب وي شد. (4) او در باره عظمت و شخصيت علمي و اخلاقي امام صادق عليه السلام چنين مي گويد:

«و لقد كنت آتي جعفر بن محمد و كان كثيرالمزاح و التبسم، فاذا ذكر عنده النبي(ص) اخضر و اصفر، و لقد اختلفت اليه زمانا و ما كنت اراه الا علي ثلاث خصال: اما مصليا و اما صائما و اما يقراء القرآن. و ما راءيته قط يحدث عن رسول الله(ص) الا علي الطهاره و لا يتكلم في ما لا يعنيه و كان من العلماءالزهاد الذين يخشون الله و ما رأيته قط الا يخرج الوساده من تحته و يجعلها تحتي.» (5)


«مدتي به حضور جعفر بن محمد مي رسيدم. آن حضرت اهل مزاح بود. همواره تبسم ملايمي بر لب هايش نمايان بود. هنگامي كه در محضر آن حضرت نام مبارك رسول گرامي اسلام به ميان مي آمد، رنگ رخساره هاي جعفر بن محمد به سبزي و سپس به زردي مي گراييد. در طول مدتي كه به خانه آن حضرت آمد و شد داشتم، او را نديدم جز اين كه در يكي از اين سه خصلت و سه حالت به سر مي برد، يا او را در حال نماز خواندن مي ديدم و يا در حالت روزه داري و يا در حالت قرائت قرآن.

من نديدم كه جعفر بن محمد بدون وضو و طهارت از رسول خدا حديثي نقل كند. من نديدم كه آن حضرت سخني بي فايده و گزاف بگويد. او از عالمان زاهدي بود كه از خدا خوف داشت. ترس از خدا سراسر وجودش را فراگرفته بود.

هرگز نشد كه به محضرش شرفياب شوم، جز اين كه زيراندازي كه زير پاي آن حضرت گسترده شده بود، آن را از زير پايش برمي داشت و زير پاي من مي گستراند.»

مالك بن انس درباره زهد و عبادت و عرفان امام صادق عليه السلام بيان داشت:

به همراه امام صادق عليه السلام به قصد مكه و براي انجام مناسك حج از مدينه خارج شديم. به مسجد شجره كه ميقات مردم مدينه است، رسيديم. لباس احرام پوشيديم، در هنگام پوشيدن لباس احرام تلبيه گويي يعني گفتن: «لبيك اللهم لبيك » لازم است. ديگران طبق معمول اين ذكر را بر زبان جاري مي كردند.»

مالك مي گويد: من متوجه امام صادق عليه السلام شدم، ديدم حال حضرت منقلب است. امام صادق عليه السلام مي خواهد لبيك بگويد ولي رنگ رخساره اش متغير مي شود. هيجاني به امام دست مي دهد و صدا در گلويش مي شكند، و چنان كنترل اعصاب خويش را از دست مي دهد كه مي خواهد بي اختيار از مركب به زمين بيفتد. مالك مي گويد: من جلو آمدم و گفتم: اي فرزند پيامبر! چاره اي نيست اين ذكر را بايد گفت. هر طوري كه شده بايد اين ذكر را بر زبان جاري ساخت. حضرت فرمود:

«يابن ابي عامر! كيف اجسر ان اقول لبيك اللهم لبيك و اخشي ان يقول عزوجل لا لبيك و لا سعديك.»

اي پسر ابي عامر! چگونه جسارت بورزم و به خود جرات و اجازه بدهم كه لبيك بگويم؟ «لبيك » گفتن به معناي اين است كه خداوندا، تو مرا به آن چه مي خواني با سرعت تمام اجابت مي كنم و همواره آماده انجام آن هستم. با چه اطميناني با خداي خود اين طور گستاخي كنم و خود را بنده آماده به خدمت معرفي كنم؟! اگر در جوابم گفته شود: «لا لبيك و لا سعديك » آن وقت چه كنم؟ (6)

همو در سخني ديگر درباره فضيلت و عظمت امام صادق عليه السلام مي گويد:

«ما رأت عين و لا سمعت اذن و لا خطر علي قلب بشر افضل من جعفر بن محمد» (7) ؛ هيچ چشمي نديده است و هيچ گوشي نشنيده است و به قلب هيچ بشري خطور نكرده است، مردي كه با فضيلت تر از جعفر بن محمد باشد.

درباره ي مالك بن انس نوشته اند:

«و كان مالك بن انس يستمع من جعفر بن محمد و كثيرا ما يذكر من سماعه عنه و ربما قال حدثني الثقه يعنيه» ؛ مالك بن انس از جعفر بن محمد سماع حديث مي نمود و بسيار آن چه را كه از او سماع (گوش مي كرد) مي كرد، بيان مي نمود و چه بسا مي گفت: اين حديث را مرد ثقه به من حديث كرده است كه مرادش جعفر بن محمد بود. (8)

حسين بن يزيد نوفلي مي گويد:

«سمعت مالك بن انس الفقيه يقول والله ما راءت عيني افضل من جعفر بن محمد عليهماالسلام زهدا و فضلا و عباده و ورعا. و كنت اقصده فيكرمني و يقبل علي فقلت له يوما يابن رسول الله ما ثواب من صام يوما من رجب ايمانا و احتسابا فقال (و كان والله اذا قال صدق) حدثني ابيه عن جده قال رسول الله(ص) من صام يوما من رجب ايمانا و احتسابا غفر له. فقلت له يابن رسول الله في ثواب من صام يوما من شعبان فقال حدثني ابي عن ابيه عن جده قال رسول الله(ص) من صام يوما من شعبان ايمانا و احتسابا غفر له.» (9)

ابوحنيفه بيان داشت:

«ان اعلم الناس اعلمهم باختلاف الناس » ؛ «همانا دانشمندترين مردم كسي است كه به آراء و نظريه هاي مختلف دانشوران در مسائل علمي احاطه و تسلط داشته باشد.» و چون جعفر بن محمد اين احاطه را دارد، بنابراين او داناترين فرداست.»

از مالك بن انس فقيه شنيدم كه گفت: به خدا سوگند! چشمان من نديد فردي را كه از جهت زهد، علم، فضيلت، عبادت و ورع برتر از جعفر بن محمد باشد. من به نزد او مي رفتم. او با روي باز مرا مي پذيرفت و گرامي مي داشت. روزي از او پرسيدم: اي پسر پيامبر! ثواب روزه ماه رجب چه ميزان است؟ او در پاسخ روايتي از پيامبر نقل كرد. به خدا سوگند هرگاه چيزي از كسي نقل كند درست و راست نقل مي كند. او در پاسخ گفت: پدرم از پدرش و از جدش و از پيامبر نقل كرده است كه ثواب روزه ماه رجب اين است كه گناهانش بخشيده مي شود. سپس اين پرسش را در باره روزه ماه شعبان هم بيان كردم و حضرت همان پاسخ را داد.


ابن شبرمه و امام صادق عليه السلام

عبدالله بن شبرمه بن طفيل ضببي معروف به «ابن شبرمه » (72-144 ه .ق) قاضي و فقيه نامدار كوفه، درباره امام صادق عليه السلام مي گويد:

«ما ذكرت حديثا سمعته من جعفر بن محمد عليه السلام الا كادان يتصرع له قلبي سمعته يقول حدثني ابي عن جدي عن رسول الله» (10) ؛ به ياد ندارم حديثي را از جعفر بن محمد شنيده باشم جز اين كه در عمق جانم تاثير گذاشته باشد. از او شنيدم كه در نقل حديث مي گفت كه از پدرم و از جدم و از رسول خدا اين روايت را نقل مي كنم.

همو گفت:

«واقسم بالله ما كذب علي ابيه و لا كذب ابوه علي جده و لا كذب جده علي رسول الله» (11) ؛ به خدا سوگند! نه جعفر بن محمد در نقل روايات از پدرش دروغ مي گفت و نه پدرش بر جدش دروغ مي گفت و نه او بر پيامبر . يعني آنچه كه در سلسله سند روايات جعفر بن محمد وجود دارد جملگي درست است.


ابن ابي ليلي و امام صادق عليه السلام

شيخ صدوق روايتي نقل مي كند كه محمد بن عبدالرحمان معروف به «ابن ابي ليلي » (74- 148 ه .ق) فقيه، محدث، مفتي و قاضي بنام كوفه نزد امام صادق عليه السلام رفت و از آن حضرت پرسش هايي نمود و پاسخ هاي خوبي شنيد. سپس به امام خطاب كرد و عرض نمود:

«اشهد انكم حجج الله علي خلقه» (12) ؛ شهادت مي دهم كه شما حجت هاي خداوندي بر بندگانش هستيد.

عمرو بن عبيد معتزلي و امام صادق عليه السلام

«عمرو بن عبيد معتزلي » به نزد امام جعفر بن محمد عليه السلام مشرف شد، وقتي رسيد اين آيه را تلاوت نمود: «الذين يجتنبون كبائر الاثم و الفواحش. » (13)

سپس ساكت شد. امام صادق عليه السلام فرمود: چرا ساكت شدي؟ گفت: خواستم كه شما از قرآن گناهان كبيره را يكي پس از ديگري براي من بيان نمايي. حضرت شروع كرد و به ترتيب از گناه بزرگ تر يكي پس از ديگري را بيان نمود. از بس كه امام خوب و عالي پاسخ عمرو بن عبيد را داد كه در پايان عمرو بن عبيد بي اختيار گريست و فرياد زد:

«هلك من قال براءيه و نازعكم في الفضل و العلوم » (14) ؛ هر كس به راي خويش سخن بگويد و در فضل و علم با شما منازعه كند، هلاك مي شود.
امام صادق عليه السلام،

جاحظ و امام صادق عليه السلام

«ابو بحر جاحظ بصري » كه از دانشوران مشهور قرن سوم بود، درباره امام صادق عليه السلام بيان داشت:

«جعفر بن محمد الذي ملا الدنيا علمه و فقهه و يقال ان اباحنيفه من تلامذته و كذلك سفيان الثوري و حسبك بهما في هذاالباب» (15) ؛ جعفر بن محمد كسي بود كه علم و فقه آن حضرت جهان را پر كرده است و گفته مي شود كه ابوحنيفه و سفيان ثوري از شاگردان او بودند. همين در عظمت علمي آن حضرت كافي است.


عمر بن مقدام و امام صادق عليه السلام

«عمر بن مقدام » از علماي معاصر امام صادق عليه السلام درباره آن حضرت مي گويد:

«كنت اذا نظرت الي جعفر بن محمد علمت انه من سلاله النبيين و قد رأيته واقفا عند الجمره يقول سلوني، سلوني» (16) ؛ هنگامي كه جعفر بن محمد را مي ديدم، مي فهميدم كه او از نسل پيامبران است. خودم ديدم كه در جمره منا ايستاده بود و از مردم مي خواست كه از او بپرسند و از علم سرشار او بهره مند شوند ... .


شهرستاني و امام صادق عليه السلام

ابوالفتح محمد بن ابي القاسم اشعري معروف به «شهرستاني »(479-547 ه .ق) در كتاب گرانسنگ «الملل و النحل » درباره عظمت امام صادق عليه السلام مي نويسد:

«و هو ذو علم عزيز في الدين و ادب كامل في الحكمه و زهر بالغ في الدنيا و ورع تام عن الشهوات» (17) ؛ امام صادق عليه السلام در امور و مسايل ديني، از دانشي بي پايان و در حكمت، از ادبي كامل و نسبت به امور دنيا و زرق و برق هاي آن، از زهدي نيرومند برخوردار بود و از شهوت هاي نفساني دوري مي گزيد.



ابن خلكان و امام صادق عليه السلام

ابن خلكان درباره امام صادق عليه السلام مي نويسد:

«احد الائمه الاثني عشر علي مذهب الاماميه و كان من سادات اهل البيت و لقب بالصادق لصدق مقالته و فضله اشهر من ان يذكر» ؛ او يكي از امامان دوازده گانه اماميه و از بزرگان اهل بيت رسول خدا بود. به جهت صدق در گفتارش به لقب صادق شهرت يافت و فضل او مشهورتر از آن است كه نيازمند به توضيح داشته باشد.

ابن خلكان همچنين مي نويسد: امام صادق عليه السلام در صنعت كيميا (شيمي) از مهارت خاصي بهره مند بود، ابوموسي جابر بن حيان طرطوسي، شاگرد ايشان بود. جابر كتابي شامل هزار ورق تاليف كرد كه تعليمات جعفر بن محمد را در برداشت و حاوي پانصد رساله بود. (18)

«نعمان بن ثابت بن زوطي » معروف به «ابو حنيفه » (80 - 150ه.ق.) پيشواي فرقه حنفي كه از نظر زماني معاصر با امام صادق عليه السلام بود، درباره عظمت امام صادق عليه السلام اظهارات و اعترافات خوبي دارد. از جمله درباره آن حضرت گفت: «ما رأيت افقه من جعفر بن محمد و انه اعلم الامه »؛ من فقيه تر و داناتر از جعفر بن محمد نديده ام. او داناترين فرد اين امت است.

ابن حجر عسقلاني و امام صادق عليه السلام

شهاب الدين ابوالفضل احمد بن علي مصري شافعي، مشهور به «ابن حجر عسقلاني » (773-852 ه .ق) درباره امام صادق عليه السلام مي گويد:

«جعفر بن محمد بن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب فقيهي است بسيار راست گفتار.» (19)

ابن حجر در كتاب تهذيب التهذيب از ابي حاتم و او از پدرش نقل مي كند كه درباره امام صادق عليه السلام بيان داشت: «لا يسأل عن مثله.»

و نيز مي نويسد: ابن عدي گفته است:

«و لجعفر احاديث و نسخ و هو من ثقات الناس ... و ذكره ابن حبان في الثقات و قال كان من سادات اهل البيت فقها و علما و فضلا ... و قال النسايي في الجرح و التعديل ثقه.» (20)

براي جعفر بن محمد احاديث و نسخه هاي بسيار است. او از افراد موثق است. ابن حبان او را در زمره ثقات قرار داده است و گفته است: جعفر بن محمد از بزرگان اهل بيت رسول خدا است و ازجهت فقه، علم و فضل مقام بالايي دارد. «نسايي » در جرح و تعديل، امام صادق عليه السلام را از افراد «ثقه » معرفي كرده است.

صاحب «سير اعلام النبلاء» و امام صادق عليه السلام

صاحب «سير اعلام النبلاء» درباره امام صادق عليه السلام مي نويسد:

جعفر بن محمد بن علي بن حسين كه از فرزندان حسين بن علي ريحانه رسول خدا است، يكي از بزرگان است كه مادرش «ام فروه » دختر قاسم بن محمد بن ابي بكر است و مادر ام فروه «اسماء» دختر عبدالرحمان بن ابي بكر است. به همين جهت است كه آن حضرت مي گفت: من از دو جهت به ابوبكر منتسبم. او بزرگ بني هاشم است. از محضر علمي او افراد بسياري كسب فيض كردند، از جمله، فرزندش «موساي كاظم »، «يحيي ابن سعيد انصاري »، «يزيد بن عبدالله »، «ابوحنيفه »، «ابان بن تغلب »، «ابن جريح »، «معاوية بن عمار»، «ابن اسحاق »، «سفيان »، «شبعه »، «مالك »، «اسماعيل بن جعفر»، «وهب بن خالد»، «حاتم بن اسماعيل »،«سليمان بن بلال »، «سفيان بن عينيه »، «حسن بن صالح »، «حسن بن عياش »، «زهير بن محمد»، «حفص بن غياث »، «زيد بن حسن »، «انماطي »، «سعيد بن سفيان اسلمي »، «عبدالله بن ميمون »، «عبدالعزيز بن عمران زهري »، عبدالعزيز دراوري »، «عبدالوهاب ثقفي »، «عثمان بن فرقد»، «محمد بن ثابت بناني »، «محمد بن ميمون زعفراني »، «مسلم زنجي »، «يحيي قطان »، «ابوعاصم نبيل » و ... (21)

همو در كتاب «ميزان الاعتدال » مي نويسد:

جعفر بن محمد يكي از امامان بزرگ است كه مقامي بس بزرگ دارد و نيكوكار و صادق است. (22)

ابن حجر هيتمي و امام صادق عليه السلام

شهاب الدين ابوالعباس، احمد بن بدرالدين شافعي، معروف به «ابن حجر هيتمي » (909 - 974 ه.ق) در «صواعق المحرقه » درباره امام صادق عليه السلام مي نويسد:

مردم از آن حضرت دانش هاي بسياري فرا گرفته اند. اين علوم و دانش ها توسط مسافران به همه جا راه يافت و سرانجام آوازه جعفر بن محمد در همه جا پيچيده شد. عالمان بزرگي مانند «يحيي بن سعيد»، «ابن جريج »، «مالك »، «سفيان ثوري »، «سفيان بن عينيه »، «ابوحنيفه »، «شعبه » و «ايوب سجستاني » از او حديث نقل كرده اند. (23)


ميرعلي هندي و امام صادق عليه السلام

«ميرعلي هندي » كه از علماي نامدار اهل سنت است و در همين دوره معاصر مي زيست درباره عظمت علمي و اخلاقي امام صادق عليه السلام مي گويد:

آراء و فتاواي ديني تنها نزد سادات و شخصيت هاي فاطمي رنگ فلسفي به خود گرفته بود. گسترش علم در آن زمان، روح بحث و جستجو را برانگيخته بود و بحث ها و گفتگوهاي فلسفي در همه اجتماعات رواج يافته بود. شايسته ذكر است كه رهبري اين حركت فكري را حوزه علمي اي كه در مدينه شكوفا شده بود، بر عهده داشت. اين حوزه را نبيره علي بن ابي طالب عليه السلام به نام امام جعفر كه «صادق » لقب داشت، تاسيس كرده بود. او پژوهشگري فعال و متفكري بزرگ بود و با علوم آن عصر به خوبي آشنايي داشت و نخستين كسي بود كه مدارس فلسفي اصلي را در اسلام تاسيس كرد.

در مجالس درس او تنها كساني كه بعدها مذاهب فقهي را تاسيس كردند، شركت نمي كردند بلكه فلاسفه و طلاب فلسفه از مناطق دور دست در آن حاضر مي شدند.

«حسن بصري » موسس مكتب فلسفي «بصره » و «واصل بن عطا» موسس مذهب «معتزله »، از شاگردان او بودند كه از زلال چشمه دانش او سيراب مي شدند. (24)

پي نوشت ها:

1- شمس الدين ذهبي، سير اعلام النبلاء، ج 6، ص 257/ تاريخ الكبير، ج 2، ص 199 و 198، ح 2183.

2 - سير اعلام النبلاء، ج 6، ص 258/ بحارالانوار، ج 47، ص 217.

3- شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 519، طبع قم، نشر اسلامي.

4- سير اعلام النبلاء، ج 6، ص 256.

5- ابن تيميه، التوسل و الوسيله، ص 52/ جعفريان، حيات فكري و سياسي امامان شيعه، ص 327.

6- شيخ صدوق، امالي، ص 143، ح 3.

7- شهيد مطهري، سيري در سيره ائمه اطهار عليهم السلام، ص 149.

8- شرح الاخبار في فضايل الائمه الاطهار، ج 3، ص 299، ح 1203.

9- امالي صدوق، ص 435 و436، ح 2.

10 و 11- همان، ص 343، ح 16.

12- من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 188، ح 569.

13- سوره نجم، آيه 32.

14- كليني، كافي، ج 2، ص 287- 285.

15- رسائل جاحظ، ص 106/ حيات فكري و سياسي امامان شيعه، ص 328.

16- سير اعلام النبلاء، ج 6، ص 257.

17- الملل و النحل، ج 1، ص 147/ حيات فكري و سياسي امامان شيعه، ص 330.

18- وفيات الاعيان، ج 1، ص 327/ سيره پيشوا، ص 353/ حيات فكري و سياسي امامان شيعه، ص 330.

19- تقريب التهذيب، ص 68.

20- تهذيب التهذيب، ج 2، ص 104.

21- سير اعلام النبلاء، ج 6، ص 255 و256.

22- لغت نامه دهخدا، ج 9، ص 130- 323.

23- الصواعق المحرقه، ص 201. 24- مختصر تاريخ العرب، ص 193/ سيره پيشوايان، ص 352.





Share
1 | محمد رضا حشمتخواه | , ایران | ١٧:٣٨ - ٢٠ شهریور ١٣٨٩ |
2
 
 
3
پاسخ
مذاهب چهار گانه اهل تسنن با واسطه يا بي‌واسطه از امام صادق عليه السلام بهره برده‌اند.
   
* نام:
* ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: