مقالات |  سخنراني ها |  موبايل |  آثار منتشره |  محصولات نرم افزاري |  نظرات |  طرح پرسش |  پاسخ ها فروشگاه
تاريخ: 11 مهر 1389 تعداد بازديد: 10759 
ساخت سريال عمر بن خطاب توسط mbc
 
به گزارش خبرنگار «شيعه نيوز»  شبکه  mbc  زندگي عمر بن خطاب را بصورت سريال به تصوير خواهد کشيد .
شبکه mbc که حامي تفکر وهابيت ميباشد در تلاش است تاريخ اسلام تحريف و باعينک وهابيت به تصوير در اورد .

وليد بن ابراهيم رئيس شبکه  mbc اظهار داشت : تلاش ميکنيم اين سريال در ماه رمضان سال آينده اماده پخش گردد . وليد قول داد اين سريال پس از اماده شدن به 9 زبان ترجمه گردد.

 
  



    فهرست نظرات  
81   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  10 مرداد 90 - 18:00:16
با سلام

در جواب جناب محترم اقاي نجم الدين : شبكه MBC الاطفال . در سه وقت صبح گاهي براي مهد كودك بعد از ظهر براي اينكه وهابيون نتواند خواب قيلوله كه به تازگي حرام شده را انجام بدهند و اخر شب بجاي كمدي كه قرتر بود از تلويزن مصر نتوانست برنامه شبهاي رمضان را تهيه كنند .

جناب ببين چه بي خبري گفتي كه عشره مبشره كدامينشان ؟؟؟ نكنه استغرالله منظورت اونهاي كه بر عليه امام زمانشان شوريدن و در اين شورش كشته شدند ؟؟؟
چطور شد !!!! در وقت خلافت حضرت علي ابن ابي طالب به پسر هند ميگويي امير ؟؟؟؟
اين عين تعصبه .


=============================================================================

لبيك يا علي
82   نام و نام خانوادگي:  اسو گرژالي     -   تاريخ:  11 مرداد 90 - 00:08:57
اميدوارم روزي برادران شيعه بفهمند كه توهين به صحابه توهين به پيامبر است .خدا رو شكر مركز اسلام هنوز دست ماست
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامي

اميدوار بوديم كه اي كاش روزي بفهميد كه خود صحابه طبق روايات معتبر اهل سنت به صحابه توهين كرده‌اند :

http://www.valiasr-aj.com/lib/layn/layn4.htm#_Toc244137861

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

83   نام و نام خانوادگي:  الله اکبر     -   تاريخ:  11 مرداد 90 - 02:37:25
اقايان شما که از حضرت علي به خودش دلسوز تر نيستيت اگر عمر بد بود چرا علي دخترش را به عمر داد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اهاي بي سوادان خرافاتي جواب بده يک مشت ادم ابله که چشمان خود را بروي حقايق بستيد کي به شما فهمانده که شما 200ميليون نفر دينتون حقه و ما 1ميليارد سني نا حق شما يک مشت کافر يد همان خوارج زمان پيامبر شما ها همانيد
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامي

بهتر است سري به آدرس ذيل بزنيد تا حقيقت ازدواج عمر با ام كلثوم را متوجه بشويد :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=83

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

84   نام و نام خانوادگي:  ياسر عمري     -   تاريخ:  11 مرداد 90 - 10:16:42
مرکز خلافت به حقيقت عمر است گوش نده به شيعه ناپاک شيعه خر است.عمر سوزان شهر بم را ديديد که خدا چه بلاي بسرشان آورد.واقعا حقشان بود
جواب نظر:

!!!

85   نام و نام خانوادگي:  ياسر عمري     -   تاريخ:  11 مرداد 90 - 10:22:00
جواب ببين چه خبره بايد بگويم نهج البلاغه مگه کي جمع آوري کرده .يک نفر انگليسي که سالها در ايران قم امام جماعت بود وبعداز مردنش مشخص شد که مسيحي است
جواب نظر:

!!!

بهتر است از مفتي مصر سوال كنيد كه چه كسي نهج البلاغه را جمع كرد و اگر يك مسيحي ساكن قم بود ،‌براي چه مفتي مصر به آن حاشيه زده است !

گروه پاسخ به شبهات

86   نام و نام خانوادگي:  ابولولو     -   تاريخ:  14 مرداد 90 - 09:09:55
کامنت
55 جناب الي الوي
تمام شيعيان بيشتر از 1400 ساله که فقط ميگن اللهم العن جبت و الطاغوت و انصارهما و اعوانهما

======================================================================
کامنت 56 جناب عدنان :
الله اكبر الله اكبر الله اكبر عمر دوباره شمير خود را بر دهان مشركان و بت پرستان خواهد كوبيد
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

منظورت از اينکه نوشتي (الله اکبر) چيه ؟ به اين خاطر نيست که امامتان ابن تيميه گفته وقتي که خدا بر عرش مينشيند از هر طرف عرش 4 انگشت بيرون ميزند؟؟
در ادامه گفتي : عمر (((دوباره))) شمشير خود را بر دهان مشرکان و بت پرستان خواهد کوبيد
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگرممکنه يکي از داستانهايي را که ابن صحاک مثلا يه پس گردني به مشرک يا بت پرستي زده است را براي ما تعريف کنيد تا چه رسد به اينکه ابن صحاک با شمشير!!!!!!بر دهان مشرک يا بت پرستي بزند

======================================================================
کامنت 59 جناب الي مهمدي

شما به عايشه رض توهين ميکنيد ......
______________________________________

اولين کساني که به عايشه توهين کردند و به او تهمت زنا زدند همان اصحابي بوده اند که امروز بتهاي شما هستند و پس از انها هم جناب زبير بود که گفت
اگر پيامبر(ص) از دنيا برود با عايشه ازدواج خواهد کرد البته جالب اينجاست که امروز شما براي انها گريبان چاک مي کنيد و به همراه مولوي هايتان هر روز
پس از صلوات و درودبر پيامبر (ص) بر انها هم درود ميفرستيد!!!!!!
_________________________________________
پس چرا پيغمبر ص ايشان را طلاق نداد ....
______________________________________
چون حضرت لوط(ع) وحضرت نوح (ع) همسرانشان را طلاق ندادند و اگر بدون تعصب به کلام الله نگاه کني ميبيني که خداوند زن نوح و زن لوط را براي عايشه
و حفصه مثال زده است :
ضرب الله مثلا للذين کفرو امراه نوح وامراه لوط کانتا تحت عبدين من عبادنا صالحين فخانتاهما فلم يغنيا عنهما من الله شيئا و قيل ادخلا النار مع الداخلين سوره تحريم ايه 10
____________________________________________
چرا علي بن ابي طالب رض دخترش ام کلثوم را به عمر رض داد .....
_____________________________________________
واقعا خودتان از اين سوال مسخره پوسيده و نخ نما خسته نشديد؟؟؟
http://www.valiasr_aj.net/fa/page.php?bank=maghalat&id=83
_________________________________________________
چگونه خداوند عزو وجل اجازه داد منافقين (به گفته شما) از بهترين ياران پيغمبر باشند ؟
________________________________________________________
اين تفکر شماست که عده اي منافق و يهود زده را بهترين ياران پيامبر(ص) ميدانيد و ما بر منافقين لعنت ميکنيم
____________________________________________________________________________________
علي بن ابي طالب چرا ساکت شد اگر دورغ نمي گويد ايا مصلحت دين دراين بود بيش نيم قرن منافقين هرچه بخواهند برسر دين اسلام بياورند آن هم در اوايل انتشار دين اسلام يعني زحمت پيغمبر ص هيچ شد
____________________________________________________
لطف کنيد به خودتان زحمت داده و به اين ادرس ها مراجعه کنيد شايد افاقه کرد چون 1400 ساله که شيعيان لقمه اماده را در دهان شما ميگذارند ولي شما بازهم حرف هاي نخ نماي گذشتگانتان را تکرار ميکنيد شايد اگر به خودتان زحمت تحقيق را بدهيد فکرتان به کار بيفتد اين کتابها در همه سايتها موجود است
صحيح مسلم ج 3 ص1378 حديث 1757
شرح المقاصد في علم الکلام ج2 ص296 ناشر دارالمعارف النعمانيه پاکستان 1401ه-ق 1981 م
تاريخ طبري ج3 ص116 ناشر دارالکتب العلميه بيروت 1415 ه- ق
____________________________________________________________________________
در اخر هم دوتا روايت مهمون من باش

اخبرنا محمد ابن عبد الله بن جعفر عن ابي عون قال قالت عايشه کنت استب انا و صفيه فسبب اباها فسبب ابي و سمعه رسول الله صلي الله عليه وسلم فقال يا صفيه تسبين ابابکر

الطبقات الکبري _ لابن سعد ج8 ص 80

عايشه گفت روزي من و صفيه(همسر رسول خدا)به همديگر دشنام ميداديم من به پدر او فحش ميدادم و او نيز به پدر من فحش ميداد رسول خدا(ص) سخن او را شنيد و فرمود صفيه به ابابکر دشنام ميدهي؟؟؟!!!!!!!

*********************
....... ثم اقيمت الصلاه فتقدم عثمان فلما قامت امراه من حجرتها فقالت ايها الناس اسمعو قال ثم تکلمت فذکرت رسول الله صلي الله عليه وسلم و ما بعثه الله به ثم قالت ترکتم امرالله و خالفتم رسول الله او نحو هذا ثم صمتت فتکلمت اخري مثل ذلک فاذا هي ((عايشه و حفصه))قال فلما سلم عثمان اقبل علي الناس فقال (((ان هاتان الفتنان))) فتنتا الناس في صلاتهم و الا تنتهيان او لاسبکنما ما حل لي السباب

مصنف عبد الرزاق صنعاني ج11 ص 356
الجامع معمر بن راشد ج11 ص355

...... نماز بر پا شد و عثمان جلو رفت و تکبير گفت در اين هنگام زني بر حجره اش ايستاد و گفت اي مردم بشنويد و سپس در مورد رسول خدا (ص) سخن
گفت و گفت اوامر رسول خدا را ترک کرديد و با او مخالفت کرديد ديگري ايستاد و همين سخنان را گفت و ان دو زن عايشه و حفصه بودند وقتي عثمان سلام نماز را دادگفت اين دو زن فتنه گر مردم را در نماز به فتنه انداختند و اگر از اين کار دست بر ندارند هر دشنامي را که به ذهنم برسد به انها خواهم داد

*******************************************
اگه حرف شيعه تو کله ات نميره بيا طبق حديثي که خودتون نقل کرديد :
اصحابي کالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم
به ام المومنين صفيه و خليفه سومتان عثمان اقتدا کن و تو اين دو روزه دنيا خودت رو از اين نعمت الهي محروم نکن

============================================================================
اللهم العن جبت و الطاغوت
87   نام و نام خانوادگي:  ابولولو     -   تاريخ:  14 مرداد 90 - 14:11:37
کامنت
60
اين تراوشات افکار فاسد و متعفن توست :

علي بچه گدايي بود که پيامبر در راه خدا او را بزرگ و نان و آب داد و در هنگامي که پيامبر اسلام را به او عرضه کرد چاره اي جز قبول نداشت و هيچ چيز
براي از دست دادن نداشت چون خيلي از بزرگان اسلام تمام اموال و دارايي خودرا در راه اسلام خرج کردند و اين خيلي سخته براي همين بود که ثروتمندان
قريش هيچگاه اسلام را که شعار ازادي و برابري را ميداد برايشان سخت بود و گر علي اسلام را نمي پذيرفت پيامبر او را از خود مي راند و احتمالاً از
گرسنگي ميمرد
_________________________________________________________________________

به قدري جهل و عناد دلهاي شما عمر پرستان را پر کرده که حتي به صحيح ترين کتب سراسر اسرائليات خودتان را هم نگاه نمي کنيد چه برسد به منابع تاريخي تان امير المومنين(ع) فرزند کسي بود که وقتي پيامبر(ص) پدر و مادر و پدربزرگ بزرگوارشون رو از دست دادند در منزل ايشان بزرگ شدند
تو حتي نميداني که حضرت ابوطالب(ع) مانند همه مسلمانان در شعب ابوطالب حضور
داشتند درست در همان زماني که معبود تو ابن صحاک دنبال چلپاسه بود تا با شرابش بخوره


=======================================================
در هنگام خلافتش فقط مسلمان کشت و ديگر هيچ و در زمان ايشان برادر کشي راه افتاد

__________________________________________________


ايا ميداني صحابه بزرگوار رسول خدا(ص) جناب ابوذر در زمان خلافت کدام اسلام ستيزي تبعيد شد و به شهادت رسيد ؟

ايا ميداني جناب عمار به دست کدام دست نشانده يهود کشته شد ؟

ايا ميداني کاتب و حافظ وحي عبد الله ابن مسعود توسط کدام کافري محبوس شد ؟

ايا ميداني ابا مسعود انصاري را چه کسي به جرم اينکه از رسول خدا (ص)حديث نقل ميکرد به زندان انداخت ؟

صحابي رسول خدا مالک ابن نويره به دست عامل کدام کافري کشته شد ؟

و هزاران مورد ديگر که مطمئنا نميداني و نميفهمي چون ماموم کسي هستي که اقرار دارد :


کل الناس افقه من عمر

سنن سعيد ابن المنصور _کتاب الوصايا _باب ما جاء في الصداق حديث 576

سنن الکبري _ البيهقي حديث 13434

الفقيه والمتفقه _ حديث 365

زهد احمد ابن حنبل _ باب زهد عمر ابن خطاب

=========================================================

تمامي عرب ار علي بيزار بودند براي همين بود که در اوايل فوت پيامبر کسي با او بيعت نکرد و وقتي پس از شهادت خليفه سوم به نزد او براي بيعت رفتند

خيلي ها از او جدا شدند و او را قبول نداشته و بيعت خود را شکستند

__________________________________________________
توجهت را به چند حديث از کتب خودتان جلب ميکنم :

اذا رايت الرجل ينتقص احدا من اصحاب محمد صلي الله عليه و سلم فالم انه زنديق

اگر ديدي شخصي اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و اله و سلم را مذمت ميکند بدان که او کافر است

الکفايه في علم الروايه ج 1 ص119 رقم 140


*********************************************
عن عدي ابن ثابت عن زر قال قال علي : والذي فلق الحبه و برا النسمه انه لعهد النبي الامي صلي الله عليه و سلم الي لا يحبني ال المومن و لا يبغضني

ال المنافق

علي عليه السلام فرمود قسم به خدايي که دانه را شکافت ومردمان را افريد اين سخنان رسول خدا صلي الله عليه و اله و سلم است که فرمود مرا جز

مومن دوست نمي دارد و جز منافق مرا دشمن نميدارد

صحيح مسلم ج 1 ص 60 _ 61

فضائل الصحابه ص 17

والديباج علي مسلم ج6 ص93

المصنف ابن ابي شيبه الکوفي ج7ص494

السنه عمر ابن ابي عاصم ص584

السنن الکبري النسايي ج5ص 47 _ج5 ص 137

صحيح ابن حبان ج15 ص 367 _368

سير الاعلام النبلا الذهبي ج12 ص509

فتح الباري ابن حجر ج7 ص58


*************************************************

روي عن جماعه من الصحابه ((ابي سعيد الخدري _جابر بن عبدالله _عبد الله بن المسعود و.....)) انهم قالو ما کنا نعرف المنافق علي عهد رسول الله صلي

الله عليه وسلم الا ببغضهم لعلي علي عليه السلام

جمعي از صحابه از جمله ابو سعيد خدري _جابر ابن عبد الله _عبد الله ابن مسعود و........ نقل شده ما در زمان رسول خدا منافقين را نمي شناختيم مگر به

دشمني با علي عليه السلام

تفسير قرطبي ج 1 ص 276

الدر المنثور السيوطي ج 6 ص 66_ص67

تاريخ مدينه دمشق _ابن عساکر ج 42 ص 284 _ص285


*****************************************************

قال رسول الله صلي الله عليه و سلم من راي من اميره شيئا يکرهه فليصبر عليه فانه من فارق الجماعه شبرا فمات الا مات ميته جاهليه

اگر از رهبر اسلامي کار ناخوشايندي هم ديديد تحمل کنيد و صبر پيشه کنيد زيرا هر کس از گروه مسلمين به اندازه يک وجب هم جدا شود مرگ او همانند

مرگ جاهليت است


صحيح البخاري ج 8 اول کتاب الفتن

صحيح المسلم ج 6 ص 21 کتاب الاماره باب الامر بلزوم الجماعه عند ظهور الفتن


*******************************************************

من فارق الجماعه شبرا فقد خلع ربقه الاسلام من عنقه

يک وجب جدا شدن از جماعت موجب خروج از دين اسلام ميگردد

مسند احمد ج5 ص180

سنن ابي داود ج 2 ص 426

سنن الترمزي ج4 ص 226 المستدرک ج 1 ص 117


**********************************************************

با اين احاديث تکليف تو و کساني که از سيدنا اميرالمومنين جدا شدند و بر عليه ايشان خروج کردند از جمله زبير و معاويه و شتر سوار امت يکسره ميشود


=============================================================


اما به زندگاني سه خليفه ديگر برويد که همگي از تجار و ثروتمندان قريش بودند

______________________________________________________________________


قال ابن اثير في النهايه في کلمله مبرطش : کان عمر في الجاهليه مبرطشا و هو الساعي بين البائع و المشتري شبه الدلال


*******************************************

در زمان خلافتشان اسلام در تمامي دنيا اوج گرفت و حتي به اروپا هم رفت امپراطوري هاي بزرگي در زمان خلافتشان شکست خورده و مسلمان سدند

همانند امپراطوري ايران و روم

_____________________________________________________


خلفاي شما اگر خيلي مرد بودند اسلام را به خيبر که در چند فرسخي مدينه است ميبردند و به گفته خود ابن صحاک مثل بز کوهي فرار نميکردند


========================================================

ضمنا چندتا روايت هم تو مهمون من باش تا امامت رو بهتر بشناسي

ان عمر ابن خطاب کان يدخل يده في دبر البعير و يقول اني خائف ان اسال عما بک

الطبقات الکبري _محمد ابن سعد ج3 ص 286

______________________________________________

ان عمر بن الخطاب اتي جاريهله فقالت اني حائض فوقع بها فوجه ها حائضا

المطالب العاليه_الحافظ ابن حجر باب الحيض ح 226

_____________________________________________

کان سيدنا عمر ؟؟؟؟ يتداوي بماء الرجال


===========================================================================

==================================================================

==========================================================

اللهم العن جبت والطاغوت
88   نام و نام خانوادگي:  ابولولو     -   تاريخ:  14 مرداد 90 - 14:19:03
کامنت 72 جناب نجم الدين

خيلي ذوق زده اي نه ؟؟؟!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

احتمالا چند قسمت اولش که مربوط به نحوه تولد ابن صحاک ميشه از کانال هاي +18 پخش ميشه
89   نام و نام خانوادگي:  رهگذر     -   تاريخ:  15 مرداد 90 - 07:12:01
با سلام واقعا خيلي تعجب دارد شما شيعه ها چرا هنوز متوجه اين واقعيت نشديد كه تمام مسلمانان ( اهل سنت ) عامي تا عالمش علي بن ابي طالب را قبول ندارند و خليفه و اميرش نمي دانند ؟ چرا هنوز متوجه نشديد كه علماي ما اگر اين را در جمع اظهار نميكنند فقط به جهت ترحمي بزرگوارانه به علي است ( تا زبان مسلمانان به توهين عادت نكند- قابل توجه جناب آقاي رضا از سنندج ) نه دوستي و قبول او ؟؟ به قول شيخ ابن تيميه رحمه الله عليه هيچ فضيلتي در مورد علي ابن ابي طالب از پيغمبر نقل نشده است . لا اقل تحقيق كنيد ... والسلام
90   نام و نام خانوادگي:  سني     -   تاريخ:  15 مرداد 90 - 10:38:27
سلام بر برادران شيعه يه کمي واقع بينانه عمل کني. براي خودتون خيلي ظلم ميکني آخوند و مولاها را بزاري کنار تودتون تحقيق کنيد
91   نام و نام خانوادگي:  بنده خدا     -   تاريخ:  16 مرداد 90 - 02:23:50
بسم الله الرحمن الرحيم من نمي دونم اين رافضيان كه اسم شون روگذاشتن مدافع وطرفداراهل بيت ايا اهل بيت توهين وفوش به كسي حتي به غيرمسلمانان مي دادن ....الله تعالا اين رافضيان راهداين كنه كه فقط به غيرازفوش چيزديگه اي بلدنيستن....اي رافضيان به الله تعالي توهين نكنيد ...روزقيامتي هست ..قبري.. هيچ ترسي ازاون دنيا ندارين ....دوستان گرامي شبكه هاي ماهواره اي جهاني نور و وصال وكلمه رونگاه كنيد ....وشبكه اهل بيت وسلام رونگاه كنيد ...ببينيد تفاوت اينها باهم ديگه چيه شبكه هاي رافضيان رونگاه كنيدچيزي به غيرازاهانت بيش نيست اللله متعال شماهاروهدايت كنه البته رافضيان بي دين ومشرك..نه دوستان عزيز شيعه ...فقط منظورم اخوند ژرستايه..
جواب نظر:

!!!

92   نام و نام خانوادگي:  عاشق حقيقت     -   تاريخ:  16 مرداد 90 - 03:48:24
فعلا كه دور دور حقيقت است ايشالله كه چشم منافقان كور ميشه به همين زودي
93   نام و نام خانوادگي:  عليرضا محمدي     -   تاريخ:  16 مرداد 90 - 06:42:00
بجاي گفتن سخن چند تا اخوند بي سرو پا بهتره کمي هم به قران رجوع کنيم نه اينکه هرکسي هرچي بهمون گفت قبول کنيم خدا به همه عقل داده تا خودشون رو از پستي و ظلالت نجات دهد قران رو فرستاده تا مسلمان ازش پيروي کرده نه اين که هرچي ديگران گفتند ما هم بدون فکر قبول کنيم اگه من الان چون شيعه هستم بمن بگن حضرت علي (رض) پيغمبر خدا بوده ولي جبرييل (ع) وحي اشتباهي اورده داده به محمد (ص) قبول ميکنم ولي اگه فکر کنم وقران رو داور کنم وخدا رو در هر حالت ببينم مي بينم اين حرفها دروغي بيش نيست عزيزان من خودتون بشينيد وفکر کنيد اگه مي خواييم واقعا علي رو سرمشق قرار دهيم ومانند علي زندگي کنيم بايد با فکر علي ورفتار علي وکردارش خودمون رو يکي کنيم حضرت علي رو ناراحت نکنيم بخاطر دوستي بيشد از حد او تا اينکه واقعيت رو ناديده بگيريم
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامي

اگر يك عالم شيعه پيدا كرديد كه گفته باشد جبريل در آوردن وحي اشتباه كرد  ،‌حرف شما قبول ؛ ولي اگر ما از معتبرترين علماي اهل سنت روايت  آورديم كه به جاي جبريل ، شيطان براي رسول خدا (ص) وحي آورد ، آن موقع چه ؟ بهتر است كمي در مورد خرافه غرانيق تحقيق كنيد و مدركي هم براي ادعاي خود بياوريد تا مبادا دوستان گمان كنند شما به دروغ چنين گفته‌ايد!

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

94   نام و نام خانوادگي:  محسن     -   تاريخ:  16 مرداد 90 - 06:55:03
نمازبي ولايت حقه بازيست اساس مسجدش بتخانه سازيست
چرا سني نميخواهدبفهمد وضوي بي ولايت آب بازيست

آقاي رهگذر به...... كه شما برادراي اهل سنت حضرت علي رو خليفه نميدونيدما هم اون سه غاصب رو جانشين رسول الله نميدونيم .آقاي رهگذر من نميدونم واقعا"توخودت رو به حماقت زدي يا واقعا"تا اين اندازه احمقي. هر چند كسي كه ابن تيميه ناصبي لعنت الله عليه را به نام شيخ صدا ميزند قطعا"
مشمول گزينه دوم است .رهگذر جون فقط چند تا از فضيلتهاي حضرت علي رو برات مينويسم كه از اين به بعد ديگه به ابن تيميه شيخ نگي.

لا فَتى اِلاّ عَلِىّ، لا سَيفَ اِلاّ ذُو الفَقار

وقتي در جنگ احد خلفاي راشدين شما دنبال فتح غنائم بدون دستور پيامبر به طرف اموال قريش حمله ور شدند و پيامبر را تنها گذاشتند همين علي به قول شما فاقد فضيلت بود كه يكه وتنها از جان پيامبر دفاع كرد وپيامبر اين جمله را در وصف ايشان گفتند.

يا علي ، انت مني بمنزله هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي
طبق اين روايت حضرت محمد مانند حضرت موسي كه هارون پسر عمو ويار ديريينش را جانشين خود قرار داد حضرت علي را در روز غدير خم به جانشيني خود منصوب كرد اما شما معتقديد كه پيامبر در روز غدير هزاران نفر از مسلمانان كه جمع زيادي از آنان كودك و كهنسال بودند در آن گرماي سوزان دور خود جمع كرده وگفته من وعلي دوست هستيم! وانتخاب جانشين را به شيوخ فرصت طلب قريش واگذار كرد.

انا مدينه علم وعلي بابها: اين يكي اصلا"احتياج به توضيح نداره ولي شما تو اين مورد هم كم نياورديد ومعادلش رو واسه خودتون جعل كرديد و اون
كاتب ملعون حتي اينقدر به خودش زحمت نداد كه يك وزن جديد براي حديثش پيداكنه وحديث مضحك انا مدينه عدل وعمر بابها رو بر وزن اين حديث جعل كرد.

رهگذر جون اون موقعي كه پيامبر ابوبكر وعمر را به سمت قلعه هاي خيبر فرستاد واونها دست از پا درازتر برگشتند پيامبر پرچم اسلام را به دست علي داد وعلي بود كه در خيبر را كه پنجاه مرد قوي هيكل براي جابجايي آن لازم بود به تنهايي از جا كند.
رهگذر جون اون موقعي كه عمروبن عبدود جلوي سپاه مسلمانان رجز خواني ميكرد همين علي 14ساله بود كه دعوت پيامبر براي مبارزه با او را لبيك گفت در حاليكه ابوبكر صديق به ته صف فرار كرده بود وعمر از خجالت نگاهش را به زمين دوخته بود .
رهگذر جون وقتي در ليله المبيت علي در بستر پيامبر خوابيد وخودش رو زير تيغ مشركان گذاشت خلفاي راشدين شما كجا بودند؟

رهگذر جون علاوه بر اين تا به حال طرز به خلافت رسيدن خليفه هات رو با حضرت علي مقايسه كردي؟
خليفه اول شما با كودتاي ننگين سقيفه كه ننگش تا ابد روي پيشاني شما سني ها باقي خواهد ماند به قدرت رسيد.
خليفه دوم شما به سفارش ابوبكرودر حاليكه در حالي كه او در حالت احتضار بود وقدرت تفكر نداشت به خلافت رسيد.
خليفه سوم شما با راي شوراي 6نفره كه در آن عمر اوج دموكراسي را به نمايش گذاشت وبا دادن حق وتو به عبدالرحمن ابن عوف و شرط گردن زدن براي اعضاي شورا به قدرت رسيد.
اما امام علي (ع) با هجوم آوردن همه مردم به نزدش و در حاليكه فرياد علي سيدي را سر ميدادند به خلافت منصوب شد.

رهگذر جون تا به حال نحوه شهادت حضرت علي رو با خلفاي راشدينت مقايسه كردي؟

در تاريخ آمده است :زماني که ابن ملجم مرادي ( لعنت الله عليه ) با شمشير بر فَرق مبارک امام علي عليه السلام زد ، ايشان فرمودند :" فزت و رب الکعبه(1) "(قسم به خداي کعبه که رستگار شدم)و اين در حالي است که وقتي جناب عمر بن خطاب ، بوسيله جناب ابولولوء مورد هجوم قرار گرفت و مضروب شد گفت :"ادرکوا الکلب ، فقد قتلني " يا " دونکم الکلب ، فقد قتلني(2) "(سگ را بگيريد ؛ مرا کشت !)
علاوه براين وقتي براي حضرت علي در بستر مرگ بود وبراي ايشان شير اوردند ايشان دستور دادند حتما" براي قاتل او ابن ملجم ملعون هم شير ببرند ولي وقتي جناب فاروق اعظم در بستر مرگ بودند از زخم ايشان همراه با خون شراب بيرون ميامد.

گذشته از همه اين حرفها اگر شما سنيها علي رو خليفه نميدونيدپس چرا مولوي هاي شما موقع تلقين دادن ميت يك سني تو گوشش ميگن حق با علي بود؟
رهگذر جون من در حد توان خودم سعي كردم جواب ميني ابوجهلي مثل تو رو بدم اما اگر باز هم سوالي داري بگو شايد بتونم كمكت كنم.
95   نام و نام خانوادگي:  ابولولو     -   تاريخ:  16 مرداد 90 - 07:55:56
جناب رهگذر
ما 1400ساله که از نفاق و ارتداد خلفا و علمايتان خبر داريم و دليل اين عناد نسبت به ائمه اطهار عليهم صلوات الله را در امثال تو و رزا را نطفه هاي حرامي

که در فتوحات اسلامي!!!!!! و صدور اسلام !!!!!توسط ابن صحاک بسته شد ميدانيم . به علمايتان هم بفرماييد نسبت به اجداد مادريشان ترحم کنند .

اگر خصم الاسلام ابن تيميه اينهمه احاديثي که در کتب خودتان امده را نميبيند دليلش از نسب او ميباشد که يقينا به حنتمه و صحاک ميرسد چون ابن صحاک

هم همينگونه فضايل اميرالمومنين را نديده گرفت .

در ذيل توجهت را به قطره اي از اقيانوس فضايل اميرالمومنين عليه السلام که در کتب خودتان امده است جلب ميکنم


حدثنا ابو عوانه عن ابي بلج عن عمروبن ميمون عن ابن عباس ان رسول الله صلي الله عليه و سلم قال لعلي ((انت ولي کل مومن بعدي))

از ابن عباس روايت شده که رسول خدا(ص) خطاب به علي(ع) فرمود تو ولي هر مومني بعد از من هستي

مسند ابي داود الطيالسي ج 1 ص 360 ح 2752

فضائل الصحابه _احمد ابن حنبل ج2 ص 685 ح 33062

مسند احمد ج1 ص 3053 ح 3062

تاريخ مدينه دمشق ج 42 ص 100

البدايه والنهايه ج 7 ص 339

الاصابه في تمييز الصحابه ج4 ص 568

المستدرک ج3 ص143
*****************************************
ان عليا مني و انا منه و هو ولي کل مومن بعدي

علي از من است و من از علي و او بعد از من ولي همه مومنان است

فضايل الصحابه _ احمد ابن حنبل _ ج2 ص 620

خصايص اميرمومنان علي ابن ابي طالب _ النسايي_ ج1 ص 109

مسند ابي يعلي ج1 ص 293

صحيح ابن حبان ج 15 ص 373

معجم الکبير ج 18 ص 128

اسد الغابه في معرفه الصحابه ج4 ص116
*******************************************
انت مع الحق والحق معک حيث مادار

تو با حق هستي و حق با توست هرکجا که باشي

تاريخ مدينه دمشق ج 20 ص 361

کشف الاستار عن زوائد البزار علي الکتب السته _ الهيثمي _ ج 4 ص 96 ح 3282
******************************************
علي مع القران و القران مع علي لن يتفرقا حتي يردا علي الحوض

علي(ع) همراه قران است و قران همراه با علي(ع) است هيچگاه از هم جدا نميشوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند

المستدرک ح 4566

اجمال الاصابه في اقوال الصحابه ج 1 ص 55
***************************************
....قال رسول الله صلي الله عليه و سلم رحم الله عليا اللهم ادر الحق معه حيث دار

.... رسول الله صلي الله عليه و {اله} وسلم فرمودند خداوند علي را رحمت کند خدايا حق را بر مدار علي بچرخان هرطرف که او برود

المستدرک ج 3 ص 134 ح 4629
**************************************
حب علي حسنه لا يضر معها سيئه و بغض علي سيئه لا ينفع معها حسنه

سليمان قندوزي حنفي __ ينابع الموده لذوي القربي ج 1 ص 375 ____ ج 2 ص 292

محمد ابن اسحاق الحمويني ___منهاج الفاضلين ص 377
**************************************
من کنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه

الکتاب المصنف في الاحاديث و الاثار __ ابن ابي شيبه __ ج2 ص 682

مسند احمد ج1 ص 118

فضائل الاصحابه __ احمد ابن حنبل __ ج2 ص 610 __ ص 682

سنن ابن ماجه ج1 ص 43

سنن نسايي ج 5 ص 45 _ ص 130

مسند ابي يعلي ج 1 ص 428 __ ج 11 ص 484

صحيح ابن حبان ج 15 ص 375

معجم الکبير _ الطبراني__ ج 5 ص 166

المستدرک ج 3 ص 118 اسد الغابه في معرفه الصحابه ج3 ص 484
******************************************
همونطور که گفتم اينها قطره اي از درياي فضائل اميرالمومنين علي ابن ابيطالب عليه السلام است حالا اگه کسي مثل ابن تيميه اونها رو نميبينه يا اشکال

از چشماشه يا اجدادش در هنگام صدور اسلام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! با خالد ابن وليد و سعد ابن ابي وقاص و اعوان و انصارشان ديدار!!!!! داشته اند .

اللهم العن جبت و الطاغوت
96   نام و نام خانوادگي:  شاه عباس صفوي کبير ( رضي الله عنه )     -   تاريخ:  16 مرداد 90 - 09:18:39
بسم رب الحيدر سخني با جنابان رهگذر و رضا از سنندج واقعا خيلي تعجب دارد شما سني ها چرا هنوز متوجه اين واقعيت نشديد كه تمام مسلمانان ( شيعيان) عامي تا عالمش اون سه تا رو به عنوان خليفه قبول ندارن ولي برعکس امام علي بن ابي طالب عليه السلام رابه عنوان امام و خليفه بر حق قبول دارند و خليفه و اميرش مي دانند ؟ چرا هنوز متوجه نشديد كه علماي ما اگر اين را در جمع اظهار نميكنند فقط به جهت ترحمي بزرگوارانه به اون سه تا است ( تا زبان مسلمانان به توهين عادت نكند- قابل توجه جنابان آقاي رضا از سنندج ورهگذر) نه دوستي و قبول آنها ؟؟ آخه تو و اون ابن تيميه لعنت الله عليه در حدي نيستين که بخاين درباره عالم دين امام علي ابن ابيطالب عليه السلام اظهار نظرکنين . اينقدر حب اون سه خليفه چشم و دل شما رو کور کرده که حتي حاضر نيستين به صحيحترين کتابها البته از ديدگاه خودتون نگاهي بندازين . والا ما مونديم از کجا واسه شما سند و مدرک بياريم شمايي که حتي کتابهاي خودتونم قبول ندارين . خودتونم بخوبي ميدونين دارين در منجلاب تعصب خشک و کور دست و پا ميزنين ولي حاضر نيستين حتي به حرفهاي علماي خوتون هم پشيزي ارزش قايل بشين خاهشا اگر علم و سواد ندارين لا اقل تحقيق کنين ..... آيات فراواني در قرآن كريم درباره جانشيني اميرمومنان وبرتري وي بر ديگران نازل شده است . بسياري از علماي شيعه و عامه تا 350 آيه را در اين باره برشمرده‌اند كه ما به نقل رواياتي از طريق عامه در اين باره اشاره مي کنيم . *ابن عساكر ، از علماي بزرگ آنها در تاريخ دمشق مي‌نويسد : عن ابن عباس ، قال : « نزلت في عليّ ثلاثمائة آية » . تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ، ص364، تاريخ الخلفاء ، ص 171 ، الصواعق المحرقة ، 196. ابن عباس مي گويد : 300 آيه از قرآن كريم در باره علي عليه السلام نازل شده است . *و همچنين خطيب بغدادي در تاريخ بغداد مي‌نويسد : عن ابن عباس قال : نزلت في علي ثلاثمائة آية . تاريخ بغداد ، ج 6 ، ص 221 . *و سيوطي از بزرگترين علماي آنها نيز مي‌نويسد : عن ابن عباس قال : نزلت في علي ثلاثمائة آية . تاريخ الخلفاء ، ص 171 ، الصواعق المحرقة ، ص 196. و در جاي ديگر مي‌نويسد : قال ابن عباس : نزلت في علي أكثر من ثلاثمائة آية في مدحه . تاريخ الخلفاء ، ص 172، و السيرة النبويّة ، زيني دحلان بهامش السيرة الحلبيّة ، ج2 ، ص11 و الصواعق المحرقة ، ص 125 ط . المحمديّة و 76 ط. الميمنة بمصر . بيش از سيصد آيه از قرآن كريم ، در ستايش از علي عليه السلام نازل شده است . *و ابن حجر هيثمي در كتاب الصواعق المحرقة كه آن را در رد عقائد شيعه نوشته است ، در اين باره مي‌نويسد : وروى سعيد بن جبير ، عن ابن عباس ، قال : ما نزل في أحد من كتاب اللّه ما نزل في علي . الصواعق المحرقة ، ص 76 ، الباب التاسع ، الفصل الثالث . و همچنين او در جاي ديگر و نيز سيوطي در تاريخ الخلفاء مي نويسند : أنّه ما نزل في أحد من كتاب اللّه كما نزل في علي . تاريخ الخلفاء ، ص 171 ، و الصواعق المحرقة ، ص 127. در حق هيچ كسي ، به اندازه علي عليه السلام ، در قرآن نازل نشده است . و حتي بسياري از علماي عامه نقل كرده‌‌اند كه يك چهارم قرآن در حق امير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام نازل شده است . حاكم حسكاني مي‌نويسد : عن الاصبغ بن نباتة ، عن على قال : نزل القرآن أربعة أرباع : ربع فينا ، وربع في عدونا ، وربع حلال وحرام وربع فرائض وأحكام ولنا كرائم القران . شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص59 و ص62 - ينابيع المودة ، ج 1 ،‌ ص377. ------------------------------------------------------------- فرموده هاي پيامبر (ص) درباره عالم دين امام علي ابن ابيطالب عليه السلام : 1 -من وعلي پدران اين امت هستيم. 2-خداوند من وعلي را از نور واحد آفريد/ 3-حکمت 10 قسمت است که به علي 9 قسمت و به همه مردم 1 قسمت داده شده است/ 4-هر کس بخواهد نگاه کند به آدم در علمش و به نوح در تقوايش و به ابراهيم در حلمش و به موسي در هيبتش و به عيسي در عبادتش؛ پس نگاه کند به علي بن ابي طالب. پس به تحقيق ثابت شده است براي علي آنچه ثابت شده براي آنها از اين صفات پسنديده و جمع شده است در او آنچه به صورت متفرق در ديگران است. 5-رسول خدا فرمودند پس‌از من فتنه اي خواهد بود در آن زمان. ملازم علي شويدچراکه علي جدا کننده حق از باطل است. الحق مع علي و علي مع الحق/ 6- رسول خدا در روز خيبر فرمودند: کسي را به ميدان خواهم فرستادکه خدا هرگز خوارش نکرده و او خدا و رسولش را دوست دارد، پس پرچم جنگ را به علي بن ابي طالب سپرد. 7- رسول خدا ابوبکر را به مکه فرستاد تا سوره توبه را براهل مکه قرائت کند. وحي نازل شد به رسول خدا که اين سوره را کسي که از توست و تو از اويي، بايد ببرد. پس حضرت علي بن ابي طالب را از پي ابوبکر فرستاد تا سوره را از او بگيرد و خود آن را به اهل مکه برساند و فرمودند اين سوره را جز کسي که از من است و من از اويم نبايد ببرد. 8-پيامبر به علي فرمودند: (انت وليي في الدنيا و الاخره) تو ولي من در دنيا و آخرت هستي. 9-وقتي براي نبرد تبوک مي رفتند و علي بن ابي طالب به دستور پيامبر در مدينه ماندند، پيامبر اين جمله را به علي بن ابي طالب گفتند: تو سر پرست و مولاي هر مومني بعد از من هستي. 10- در غدير خم درباره علي گفتند: من کنت مولاه فهذا علي مولاه . 11-پيامبر خدا فرمودند: خداوند ايمان بنده اي را نپذيرد مگر به ولايت علي و بيزاري از دشمنان او. 12-ابو ايوب انصارى گويد: نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بودم و از آن حضرت درباره حوض سؤال شد،فرمود: اينك كه درباره حوض از من پرسيديد شما را از آن خبر دهم:حوض چيزى است كه خداوند از ميان پيامبران مرا بدان گرامى داشته است. عرض آن به فاصله ميان ايله و صنعاء است. دو نهر از آب در آن مى‏ريزد،آبش از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر. بسترش از مشك خوشبوست و سنگريزه‏هايش در و ياقوت است. پروردگارم شرط كرده است كه كسى به آن‏وارد نشود مگر آنان كه داراى نيتهايى درست و دلهايى پاكند. آنان كه در حال توانگرى و فراخ دستى حقوقى را كه بر عهده دارند مى‏پردازند و در حال نياز و تنگدستى حق قانونى خود را نمى‏گيرند و پس از من تسليم وصى من خواهند بود. آن گاه وصى من غير شيعيان خود را از آن دور مى‏كند، همان گونه كه آدمى شتر گر را از ميان شترهاى خود دور مى‏سازد. 13-رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:اى على! تو برادر،وزير و صاحب لواى من دردنيا و آخرت و صاحب حوض من هستى. هر كه تو را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر كه تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است. (8) 14-امير المومنين فرمود : دوستم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مرا فرمود كه من و شيعيانم وارد حوض مى‏شويم و سيراب و روسپيد بيرون مى‏شويم و دشمنانمان تشنه لب و روسياه وارد مى‏گردند .اين را داشته باش كه مشتى از خروار است. تو با همان كسى كه دوستش مى‏دارى خواهى بود و همان را كه به دست آورده‏اى خواهى داشت. 15-از على عليه السلام روايت است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: تو نخستين كسى هستى كه به بهشت مى‏روى.گفتم: اى رسول خدا! پيش از شما به بهشت مى‏روم؟ فرمود:آرى،زيرا تو در آخرت پرچمدار منى چنانكه در دنيا پرچمدار من هستى و هميشه پرچمدار پيشاپيش حركت مى‏كند.سپس فرمود:اى على! گويى تو را مى‏بينم كه پرچم مرا كه لواى حمد است به دست دارى و داخل بهشت شده‏اى و از آدم گرفته به بعد در زير آن قرار دارند. بارالها دوست بدار هر كه على را دوست بدارد و دشمن بدار هر كه على را دشمن بدارد و يارى كن هر كه على را يارى كند و خوار ساز هر كه على را خوار سازد. باز فرمود: هر كس من پيغمبر او هستم، على امير و فرماندار اوست. باز فرمود: من و على هر دو شاخه¬هاى يك درخـتـيـم و سـايـريـن از درختهـاى مختلفند. پيغمبر على را نسبت به خود، به مقام هارون نسبت به موسى نشاند جز آنكه فرمود: پس از من پيغمبرى نيست. من شهر علم هستم و على دَرِ آن شهر. پس هر كه بخواهد در اين مدينه علم و حكمت وارد شود، از درگاهش بايد وارد گردد. آنگاه فرمود: تو برادر من، وصىّ من و وارث من هستى. گوشت و خون تو، گوشت و خون من است. صلح و جنگ با تو، صلح و جنگ با من است و ايمان چنان با گوشت و خون تو آميخته شده كه با گوشت و خون من آميخته¬اند. تو فردا جانشين من بر حوض كوثر خواهى بود و پس از من، تو اداء قرض من مى كنى و وعده¬هايم را انجام خواهى داد. شيعيان تو در قيامت بر كرسيهاى نور با روى سفيد در بهشت در اطراف من قرار گرفته¬اند و آنها همسايه من هستند. اگر تو يا على بعد از من ميان امتم نبودى، اهل ايمان واقعي شناخته نمي شدند. --------------------------------------------- اما برخي از فضايل عالم دين امام علي ابن ابيطالب عليه السلام در منابع اهل سنت : « هيچ يک از اصحاب رسول خدا، داراي آنقدر فضائل زياد نيست جز علي بن ابيطالب» ( مستدرک حاکم ج 3 ص 107- مناقب خوارزمي ص 3 و 19 – تاريخ الخلفا سيوطي ص 168 – صواعق المحرقه ص 72 – تاريخ ابن عساکر ج 3 ص 63 شواهد التنزيل حسکاني حنفي ج 1 ص 19) قاضي اسماعيل و نسايي و ابوعلي نيشابوري هم مي گويند: « روايتهايي با سندهاي درست در حق هيچيک از اصحاب نيامده است، جز آنچه در حق علي (ع) آمده است.» ( رياض النظره طبري ج2 ص 82 – صواعق المحرقه ابن حجر ص 118 و ص 72) و اين درحالي است که امويان مردم را در قلمرو حکومت اسلامي، وادار به دشنام و نفرين علي کرده و از ذکر هر فضيلتي براي او قدغن نموده و حتي نمي گذاشتند کسي نام علي را بر خود يا فرزندانش بگذارد و علي‌رغم اين انکارها و مخالفتها، فضائل و مناقبش، جهان را فرا گرفته است. و در اين باره امام شافعي مي‌گويد: « در شگفتم از مردي که دشمنان، کينه توزانه، فضائلش را پنهان داشتند و دوستانش از ترس آشکار نکردند. با اين حال آنقدر فضيلت براي او ذکر شده که زمين وآسمان را پر کرده است. » اما درباره ديگران و ساير اصحاب اينگونه نيست. درباره ابوبکر، در کتب اهل سنت و گروهي که او را برتر از علي مي‌دانند، فضيلتهايي به اندازه امام علي وجود ندارد. گرچه فضيلتهايي که درباره ابوبکر در کتب تاريخي نقل شده است، يا به روايت دخترش عايشه است که موضعش نسبت به امام علي کاملا آشکار است! ( و بيگمان بالاترين تلاش خود را براي ياري رساندن به پدر به کار برد هر چند با جعل روايتهاي دروغين!) و يا به روايت عبدالله بن عمر است که او نيز با امام علي بيعت نکرد و از او دوري مي‌کرد و او حديث مي‌کرد که برترين مردم پس از رسول خدا، ابوبکر است. سپس عمر و پس از او عثمان و بعد از اينها ديگر برتري وجود ندارد و همه مردم يکسانند!! ( صحيح بخاري ج 2 ص 202) و با اين حديث خواسته است امام علي را مانند مردم کوچه و بازار و يک فرد معمولي که هيچ فضيلت و برتري ندارد قلمداد کند! همچنين فضائل ابوبکر را اشخاصي چون عمرو بن عاص، ابوهريره، عروه و عکرمه نقل مي‌کنند و تاريخ نشان داده است که همه اينها از دشمنان حضرت علي بودند و با او جنگيده‌اند، نه با سلاح بلکه با دروغپردازي و جعل احاديث در فضيلت دشمنان و مخالفانش و حتي کسي را که با حضرت جنگيده و کارزار کرده، از شدت دشمني و کينه‌توزي نسبت به علي، او را تعريف کردند و ستايش نمودند. ( فتح الباري في شرح صحيح بخاري ج 7 ص 83- تاريخ الخلفا سيوطي ص 199 – الصواعق المحرقه ابن حجر ص 125) فضائل بي‏شمار ابن عباس مي‏گويد پيامبر اکرم(ص) فرمود: «لو انّ الفياض اقلام و البحر مدادٌ و الجنّ حسّابٌ و الانس کتابٌ مااحصوا فضائل عليّ بن ابي طالبٍ؛(1) اگر انبوه درختان (و باغها) قلم، و دريا مرکب، و تمام جنّيان حسابگر، و تمام انسان‏ها نويسنده باشند قادر به شمارش فضائل علي بن ابي طالب نخواهند بود» و در جاي ديگر پيامبر اعظم فرمود: «انّ اللّه تعالي جعل لاخي عليٍّ فضائل لاتحصي کثرة فمن ذکر فضيلةً من فضائله مقرّابها غفر اللّه له ما تقدّم من ذنبه و ماتأخّر؛ براستي خداوند براي برادرم علي(ع) فضائل بي‏شماري قرار داده است که اگر کسي يکي از آن فضايل را از روي اعتقاد و اعتراف بيان نمايد، خداوند گناهان گذشته و آينده او را مي‏بخشد. و من کتب فضيلةً من فضائله لم تزل الملائکة تستغفرله ما بقي لتلک الکتابه رسم، و من استمع فضيلةً من فضائله کفّر اللّه له الذّنوب الّتي اکتسبها بالاستماع و من نظر الي کتابٍ من فضائله کفّر اللّه له الذّنوب الّتي اکتسبها بالنّظر،(2) اگر کسي يکي از فضائل آن حضرت را بنويسد، تا هنگامي که آن نوشته باقي است، ملائکه براي او استغفار مي‏کنند و اگر کسي يکي از فضائل آن حضرت را بشنود، خداوند همه گناهاني را که از راه گوش انجام داده است مي‏بخشد، و اگر کسي به نوشته‏اي درباره فضائل علي(ع) نگاه کند، خداوند تمام گناهاني که از راه چشم کرده است مي‏پوشاند و از آن در مي‏گذرد.» 1-المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمي، قم، جامعه مدرسين، چاپ چهارم، ص 32، ابن شاذان، مأة منقبه، قم مدرسةالامام المهدي(ع)، ص 177، حديث 99، اين حديث را منابع متعدد اهل سنت مانند، عسقلاني، لسان الميزان، ج 5، ص 62، ذهبي، ميزان الاعتدال، ص 467و...نقل نموده است. 2- المناقب، همان ص 32، حديث 2؛ فرائد السمطين، ج 1، ص 19، ينابيع المودة، قندوزي باب 56، مناقب السبعون، حديث 70. آنچه خوبان دارند تو تنها داري‏ بيهقي يکي از دانشمندان نامي اهل سنّت چنين روايت نموده که پيامبر اکرم(ص) فرمود: «من احبّ ان ينظر الي آدم في علمه و الي نوحٍ(ع) في تقواه و ابراهيم في حلمه و الي موسي في عبادته فلينظر الي علي بن طالب عليه الصّلوة و السّلام؛(1) هر کسي دوست دارد به علم و دانش آدم بنگرد و مقام تقوا و خودنگهداري نوح را(مشاهده نمايد) و بردباري ابراهيم(نظاره کند) و به عبادت موسي(ع) (پي ببرد) بايد به علي بن ابي طالب(ع) نظر بيندازد.» مناقب، روايت فوق را در دو مورد به اين صورت نقل نموده است. پيامبر اکرم(ص) فرمود: «من اراد ان ينظر الي آدم في علمه و الي نوح في مهمه و الي يحيي بن زکريّا في زهده، و الي موسي بن عمران في بطشه، فلينظر الي علي بن ابي طالب عليه‏السلام؛(2) هر کس مي‏خواهد دانش آدم را، فهم (ژرف) نوح را، و زهد يحيي را و قاطعيّت موسي بن عمران را بنگرد، به علي بن ابي طالب نظر کند.» 1- به نقل از شيخ طوسي، امالي، قم، دارالثقافه، 1416، ص 416، مجلس 14، ديلمي، ارشادالقلوب، انتشارات شريف رضي، 1412 ه.ق، ج 2، ص 363؛ علامه حلّي، شرح تجريد الاعتقاد، جامعه مدرسين قم، ص 221. 2- المناقب همان، ص 83، حديث 70، و ص 311، حديث 309. علم علي(ع) ۱-پيامبر اکرم(ص) فرمود: «اعلم امّتي من بعدي عليّ بن ابي طالب عليه السّلام؛(1) داناترين امّت من بعد از من علي بن ابي‏طالب(ع) است.» 2- عبداللّه بن مسعود مي‏گويد، پيامبر اکرم(ص) فرمود: «قُسّمت الحکمة علي عشرة اجزاءٍ فاعطي عليّ تسعة و النّاس جزءً واحداً؛(2) حکمت (و دانش) به ده جزء تقسيم شده است و به علي نه قسمت آن و به (مابقي مردم) يکدهم داده شده است.» 3- عايشه درباره علي(ع) مي‏گويد: «هو اعلم النّاس بالسّنة؛(3) او داناترين مردم نسبت به سنّت (پيامبر اکرم(ص)) مي‏باشد.» اي کاش خود عائشه به اين حديث عمل مي‏کرد، و به توصيه‏هاي اميرمؤمنان(ع) توجّه مي‏کرد و جنگ جمل را به وجود نمي‏آورد.» 4- پيامبر اکرم(ص) بعد از تزويج فاطمه به علي(ع) به دختر خود فرمود: «زوّجتک خير اهلي، اعلمهم علماً و افضلهم حلماً و اوّلهم سلماً؛(4) تو را به تزويج بهترين بستگانم و اهلم درآوردم، که از نظر دانش داناترين، و از نظر حلم و بردباري برترين، و از نظر اسلام اوّلين مي‏باشد.» 1- المناقب، همان، ص 82، روايت 67، فرائد السمطين، جويني، ج 1، ص 97، کفاية الطالب، الکرخي ص 332. 2- همان، ص 82، روايت 68 ؛ و حلية الاولياء، ابي نعيم، ج 1، ص 64. 3- المناقب، همان، ص 91، روايت 84، انساب الاشراف، ج 2، ص 124. 4- کنزالعمّال، همان، ج 11، ص 605، حديث 32926. اطاعت از علي(ع) 1- سلمان با سندش به فاطمه زهرا(س) نقل مي‏کند که پيامبر اکرم(ص) فرمود: «عليکم بعليّ بن ابي طالب عليه السّلام فانّه مولاکم فاحبّوه، و کبيرکم فاتّبعوه، و عالمکم فاکرموه، و قائدکم الي الجنّة(فعزّزوه) و اذا دعاکم فاجيبوه و اذا امرکم فاطيعوه، احبّوه بحبّي و اکرموه بکرامتي، ماقلت لکم في عليٍّ الّا ما امرني به ربّي جلّت عظمته؛(1) بر شما باد به (همراهي) علي بن ابي طالب عليه السلام، براستي او مولا و سرپرست شماست پس او را دوست بداريد، و بزرگ شماست پس از او پيروي کنيد و دانشمند شماست پس از او اکرام کنيد و پيشواي شما به سوي بهشت است پس او را عزيز داريد، هرگاه شما را (به کاري) دعوت کند اجابت کنيد، و اگر دستور داد اطاعت کنيد، بخاطر دوستي من او را دوست بداريد و به خاطر بزرگي من او را بزرگ شماريد.(بدانيد) من چيزي درباره علي به شما نگفتم جز آنچه خداي بزرگ عظمت به آن امر کرده است.» 2- پيامبراکرم(ص) به عمّار فرمود: «يا عمّار! ان رأيت عليّاً قدسلک واديّاً و سلک النّاس وادياً غيره فاسلک مع عليّ ودع النّاس انّه لن بدلک علي ردي و لن يخرجک من الهدي؛(2) اي عمّار! اگر ديدي علي به راهي مي‏رود، و مردم به راهي غير از او، تو با علي حرکت کن، و مردم (ديگر) را رها کن، زيرا علي (فقط بر حق هدايت مي‏کند و) بر بدي و پستي راهنمايي نمي‏کند و از هدايت خارج نمي‏سازد.» ۳-عن ابي ذر (رضي اللّه عنه) قال قال: رَسولُ اللّهِ صلي الله عليه وآله وسلم :مَنْ اَطَاعَني فَقَدْ اَطاعَ اللّه و من عصاني فَقَدْ عَصيَ اللّهَ وَ مَنْ اَطاعَ عَليّاً فَقَدْ اَطاعَني وَ مَنْ عَصي عَلِياً فَقَدْ عَصَاني)[۳] . ابوذر مي گويد: پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم ـفرمود: هر کس از من اطاعت کند از خدا اطاعت کرده است و هر کس از من دوري کند از خدا دوري کرده است و هر کس از علي اطاعت کند، از من اطاعت کرده است و هر کس از علي اطاعت نکند، از من اطاعت نکرده است. 1- کنزالعمال، همان، ج 11، ص 614، روايت 32971. 2- تاريخ بغداد، خطيب بغدادي، ج 4، ص 410، و ابونعيم، حلية الاولياء، ج 1، ص 86. ۳-المستدرک الصحيحين ج 3، ص 121. حاکم بعد از نقل حديث فوق مي گويد: هذا حديث صحيح الاسناد علي (ع) شخصيتي مي باشد که بعد از اشرف مخلوقات عالم حضرت محمد (ص) کسي داراي چنين فضل و مقامي نيست و البته بر فضائل علي (ع) غير از خدا و رسول خدا و خاصان درگاه الهي خبر ندارند و درباره حضرت گفته شد که مقصود از آيه ان تعدوا نعمت الله لا تحصوها« اگر نعمتهاي خدا را بشماريد نمي توانيد » فضائل علي (ع) مي باشد و از آنجائي که علي (ع) جامع اضداد و داراي اخلاق و سجاياي متفاوت بودند تا جائي که هر کس و هرقوم و گروهي او را بعنوان بزرگ طريقت خود خوانده اند برآن شده ايم در اين خلاصه گوشه اي از فضائل آن حضرت را از منظر آيات و روايات بصورت اختصار بيان کنيم. مقدمه سخن درباره ي انساني مي باشد که در مرتبه از شان و منزلت قراردارد که پيغمبر (ص) فرمودند تو نسبت به من مانند هارون پيغمبر نسبت به موسي کليم مي باشي ولي بعد از من پيغمبري نخواهد آمد. سخن در باره انساني مي باشد که انسانها در قبول او بعنوان يک انسان دچار ترديد و بعضاٌ دچار گمراهي شدن زيرا علي را مافوق بشر مي دانستند. بقول شاعر اهل بيت (ع) مرحوم شهريار : نه بشر توانمش گفت نه خدا توانمش خواند متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را سخن درباره شخصيتي مي باشد که در وصف او امام شافعي رهبر فرقه شافعيه اهل سنت مي گويد: قل لي قل في علي مدحا ذکره يخمد ناراً موصده قلت لا اقدر في مدح امرء ضل ذواللب الي ان عبده و النبي المصطفي قال لنا ليله المعراج لما صعده وضع الله بکتفي يده فاحس القلب ان قد برده و علي واضع اقدامه في محل وضع الله يده يعني : گفته شد به من بگو در رابطه با علي مدحي که ذکر نام او آتش سوزان را خاموش مي کند گفتم نمي توانم درباره مردي مدح بگويم که گمراه شدن صاحبان عقل و رفتن بسوي پرستش او و حضرت پيامبر (ص) گفته است براي ما در شب معراج چون به آسمان بالا رفتم قرارداد خداوند دستش را بر دو دوشم تا اينکه قلب من احساس آرامش کرد و حال اينکه علي (ع) قرارداد پاهايش رادر جائي که خداوند دستش را قرارداده بود. قبل از شروع در کلام بايد گفت چنانکه در خلاصه بيان شد فضائل علي (ع) قابل شمارش نيست چه به اينکه بشود و آنرا شرح و تفصيل داد اما از باب آنچه همه آن درک نمي شود. همه آن هم ترک نمي شود ( مالا يدرک كله لا يترک کله ) به گوشه ي از آيات و روايات و سخنان بزرگان در اين زمينه بسنده مي کنيم. اما از آيات قرآن : 1- از ابن عباس نقل شده است هيچ آيه ي نازل نشده که در آن عبارت ( يا ايها الذين امنوا) باشد مگر اينکه علي (ع) در راس آن و امير آن مي باشد. (1) 2- حاکم حسکاني از علماي بزرگ اهل سنت در کتاب شواهد التنزيل آورده است .که 209 آيه در قرآن در شأن اميرالمومنين علي (ع) نازل شده است. 3- آيه مباهله که در جريان نپذيرفتن مسيحيان کلام رسول خدا (ص) را در رابطه با حضرت عيسي (ع) بوده است امر به مباهله شدن ( نفرين ) که خداوند فرمود به پيغمبر که بگو ما فرزندان خود را مي آوريم و شما نيز فرزندان خود را بياوريد و ما زنان خود را در مي آوريم و شما زنان خود را بياوريد و ما جانهاي خود را مي آوريم و شما جانهاي خود را بياوريد سپس نفرين مي کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار مي دهيم به اقرار همه مورخين پيامبر غير از علي(ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسين (ع) کسي را با خود به صحرا نبرده بود. 4- ابن عباس گفته است از پيامبر سئوال کردم : از قول خداوند از آيه مبارکه سوره واقعه که مي گويد سبقت گيرندگان آنها مقرب درگاه الهي هستند و د ر بهشت پرنعمت چه کساني هستند ؟ پيامبر فرمودند: گفته است بمن جبرئيل (ع) : آن علي و شيعيان علي سبقت گيرندگان به بهشت هستند و نزديکان به خدا هستند بواسطه کرامتي که براي آنها مي باشد. (2) 5- درباره آيه مبارکه مي گويد آيا کسي که داراي شاهدي از طرف پروردگارش مي باشد ...) گفته است ابن عباس که او علي (ع) بوده که براي نبي (ص) شهادت داده و او با پيغمبر بوده است. (3) 1-كشف الغمه ص 307 2- همان مدرك حلد 1 ص 312 3- همان مدرك جلد 1 ص 313 6- درباره ي آيه مبارکه خداوند مي فرمايد: ( بدرستي کساني ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند بزودي قرار مي دهد پروردگار رحمن براي آنها دوستي ) گفته است ابن عباس او علي بن ابيطالب است و در همين زمينه زيد بن علي از پدران خود از علي (ع) نقل کرده است که حضرت فرمودند : مردي مرا ملاقات کرد و گفت اي ابا الحسن بخدا قسم من تو را دوست دارم ، پس برگشتم به سوي رسول خدا (ص) و خبر دادم او را به سخن آن مرد پس گفت : شايد کار خوبي براي او انجام دادي ؟ گفت : بخدا هيچ کار خوبي براي او انجام ندادم، پس گفت پيغمبر خدا (ص) شکر خدا که قلبهاي مومنين را به سوي تو به دوستي قرارداد پس در اين هنگام آيه ذکر شده ، بالا در شأن اميرالمومنين (ع) نازل گرديد 7- درباره ي آيه شريفه : ( من المومنين رجال صدقوا ماعاهدواالله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و مابدلوا تبديلا ) سئوال شد ، گفته شد اين آيه از جهت کساني که به وظيفه عمل کردن يعني عبيده و حمزه و ياران آنها بودند که به وعده خود وفا کردند و به دشمن پشت نکردند و بشهادت رسيدند و مقصود از من ينتظر علي بن ابي طالب (ع) مي باشد که جهاد را انجام داد و راه و روش او تغيير نکرد و در حال طي مسير انتظار شهادت مي کشيد. اما از روايات : 1) از مناقب خوارزمي از مجاهد از ابن عباس گفت: پيغمبر (ص) فرمودند : اگر تمام درختان قلم بشوند و همه درياها مرکب و اجنه حساب کننده باشند و انسانها نويسنده نمي توانند فضائل علي (ع) را بشماره در بياورند . 2) و در روايتي ديگر پيامبر (ص) فرمودند : خداوند براي برادرم علي (ع) انقدر فضيلت قرارداده است که قابل شمارش نيست. 3) راوي مي گويد بمن خبر داد سيد حافظ ابومنصور شهرداربن شيرويه پسر شهردار ديلمي همداني مرفوع به سلمان از پيغمبر (ص) که گفت : داناترين امتم بعد از من علي بن ابي طالب است.(1) 4) از عبدالله بن مسعود گفت : رسول خدا (ص) فرمودند : تقسيم شده حکمت به ده قسم و داده شده به علي (ع)نه قسم و بسيار مردم يک جزء .(2) 5) و روايت کرده بيهقي در کتابش بنام فضائل صحابه که پيامبر(ص) فرمودند : کسي که بخواهد نگاه کند به آدم در علمش و به نوح در تقوايش و به ابراهيم درحلمش و 1-كشف الغمه في معرفه الائمه ص 111 2-همان منبع و به موسي در هيبتش و به عيسي در عبادتش پس نگاه کند به علي بن ابي طالب (ع) پس بتحقيق ثابت شده براي علي (ع) آنچه که ثابت شده براي آنها از اين صفات پسنديده و چمع شده دراو آنچه بصورت متفرق در ديگران قرار دارد . (1) ترکت فيک المني مفرقه انت منها بمجمع الطرق آنچه خوبان همه دارند تو يک جا داري 6) نقل کرده قاضي امام ابو محمد حسين بن مسعود از انس از پيامبر (ص) چون اختصاص داده رسول خدا (ص) هر يک از يارانش را به فضيلتي اختصاص داده علي (ع)رابعلم قضاء و گفته : قاضي ترين آنها علي است و مفهوم اين حديث اين است که انواع علم براي علي (ع) جمع شده چون آنچه براي ديگران بيان فرمودند نياز به علم حضرت علي (ع) ندارد ولي قضاوت چنين نيست پيامبر (ص) فرمودند واجب دان آنها زيد بن ثابت ، و قاري ترين ابي و آگاهترين از اصحاب به حلال و حرام معاذ بن جبل و هيچ يک از اينها به علم قضا نياز ندارد ولي علم قضاء به تمام اينها نياز دارد. (2) 7) از مناقب ابن مغازلي از ابي هريره گفت : نماز خواند باما رسول خدا (ص) نماز صبح را سپس گفت : آيا مي دانيد چه چيز نازل شده با جبرئيل ؟ گفتيم : خدا و رسولش بهتر مي دانند ، سپس گفت : فرود آمد جبرئيل (ع) و گفت اي محمد بدرستيکه خداوند کاشت ني را در بهشت که يک سوم آن از ياقوت قرمز است و يک سوم آن زبرجد سبز و يک سوم آن لولوي تازه و زده است بر اين ني طاقهائي و قرارداده ما بين اين طاقها خانه هايي و قرارداده در هر خانه درختي و قرارداده ميوه آنها را حور العين .... مردي بلند شد و گفت : اي رسول خدا براي چه کسي مي باشد آن چيز ؟ گفت : کسي که دوست دارد به آن برسد پس بچسبد بحب علي بن ابي طالب (ع) (3) 8-از کفايت الطالب از انس گفت : فرمود پيغمبر (ص) مرور کردم در شبي که بر ده شدم به اسمان به ملکي که نشسته بود بر منبري از نور و ملائکه دور او حلقه زده بودند و گفتم اي جبرئيل چه کسي است اين ملک ؟ گفت : نزديک شو و بر او سلام کن : پس من نزديک او شدم و بر او سلام کردم . ديدم برادرم و پسر عمويم علي بن ابي طالب (ع) است گفتم : اي جبرئيل آيا علي در رسيدن به آسمان چهارم بر من سبقت گرفته است ؟ پس 1 كشف الغمه في معرفه الائمه ص 120 2- همان منبع 137 3- همان منبع 138 گفت بمن : نه يا محمد (ص) ولي شکايت کردن ملائکه به خداوند از علاقه شان به علي (ع) پس خلق کرد خداوند اين ملک را از نوري بصورت علي و ملائکه زيارت مي کنند او را در هر شب جمعه و روز جمعه هفتاد هزار مرتبه و خدار ا تسبيح مي کنند و ثواب آنرا هديه مي کنند براي محبين علي (ع) .(1) 9) جعفر بن محمد عليهما السلام گفت : زماني که قيامت مي شو د منادي از ميان عرش صدا مي زند کجاست جانشين خدا در زمين ؟ پس بلند مي شود داود نبي (ع) پس ندا مي آيد از طرف خدا : مقصود ما تو نبودي و اگر چه تو خليقه خدا در زمين بودي پس مناد ي صدا بزند کجاست خليفه خدا در روي زمين پس بلند مي شود اميرالمومنين علي (ع) پس صدا مي آيد از طرف خداوند : اي اهل محشر اين علي بن ابي طالب خليفه من در زمين و حجتم بر بندگان است پس کسي بچسبد به ريسمان او در دنيا پس همراه او خواهد بود و از نور او روشنايي مي گيرد و دنبال او به درجات بالاي جنت مي رود. (2) 10)نقل شده ازمناقب براي امام ابن مويه خوارزمي از ابي ليلي گفت : فرمود : رسول خدا (ص)فرمود بعد از من فتنه خواهد بود پس در آن زمان ملازم علي بن ابي طالب شويد، چون علي جدا کننده بين حق و باطل مي باشد.(3) 11)روايت كردن بزرگان قوم از آنهاعلامه قندوزي متوفي 1293 در کتاب ينابيع الموده ص 86 چاپ استامبول و حاکم نيشابوري متوفي 405 در مستدرک جلد 3 ص 136 چاپ حيدرآباد و ديگر از بزرگان که پيغمبر (ص) فرمودند: اي علي تو قسمت کننده بهشت و جهنمي و تو مي کوبي درب بهشت را و داخل آن مي شوي بدون حساب . (4) 12) روايت کردن جماعتي از بزرگان قوم که از آنها ابن عبدالبر در النهايه ج 3 ص 282 و علامه حمويني در فرائد السمطين و حافظ ابن کثير قريشي متوفي سنه 766 در کتاب بدايه و نهايه ص 355 ج 7 چاپ مصر . پيامبر (ص) فرمودند : اي علي تو قسمت کننده بهشت و جهنمي ، حمل کننده پرچم بزرگ، صاحب پرچم رسول خدا در دنيا و آخرت مي باشي ... حمل کننده پرچم حمد تو هستي ، و تو اول کسي هستي که به صدا در مي آوري درب بهشت را . 13)و از مناقب ابن مردويه از عبدالرحمان بن سعيد گفت : با پيامبر (ص) نشسته بوديم که علي (ع) بر ما گذشت سپس گفت : پيامبر (ص) حق با اين مرد مي باشد. 14)گفت ابن عباس : بتحقيق علي ممتاز بود از همگان به خاطر دامادي رسول خدا (ص) و داشتن عشيره و بذل مال به بينوايان و علم به تفسير و فقه . (5) 1- كشف الغمه في معرفه الائمه ص 137 3 و 2 همان منبع ص139-138 4- علي در كتاب و سنت نويسنده حسين شاكري 5-كنزل العمالج 6 ص 393 8) حاکم نيشابوري از ابن عباس آورده است که گفت : علي (ع) را چهار امتياز است که احدي را در آن بهره اي نيست . 1. او نخستين کسي از عرب و عجم است که با رسول خدا نماز خواند . 2. او تنها کسي است که در همه جنگها پرچم رسول خدا (ص) را در دست داشت . 3. او تنها کسي است که در جنگ احد که روزي بسيار خطرناک بود ، استقامت کرد. 4. او تنها کسي است که رسول خدا (ص) را غسل داد و کفن کرد و در آرامگاه خود قرارداد. (1) 9) ابن عباس گفت : وقتي رسول خدا ميان اصحاب خود مهاجرين و انصار دو به دو برادري برقرارکرد. ميان علي (ع) و هيچ يک از صحابه برادري برقرار نکرد او از اين معني ناراحت شده با ناراحتي به لب جوي آبي رفته دست خود را زير سرش گذاشت و دراز کشيده اتفاقاً آن روز باد مي وزيد و گرد و غبار زيادي برآن حضرت بيفشاند در اين ميان رسول خدا (ص) به جستجوي او برخاست و هنگامي که او را در آن حال ديد با پاي خود بيدارش کرده و فرمود: برخيز که هيچ کنيه اي براي تو شايسته تر از ابوتراب نيست ، يا علي از من ناراحت شدي که ميان مهاجر و انصار برادري افکندم و تو را با احدي برادر ننمودم. آيا راضي نيستي که نسبت به من به منزله ي هارون نسبت به موسي باشي ؟ با اين تفاوت که بعد از من ديگر پيغمبري مبعوث نخواهدشد؟ يا علي آگاه باش که هر کس ترا دوست داشته باشد ، امنيت و ايمان او را در بر مي گيرد و کسي که به دشمني تو برخيز و خدا او را به مرگ جاهليت مي ميراند و به علمش در اسلام محاسبه شود.(2) 17)عمرو بن ميمون روايت کرده که گفت : روزي با ابن عباس بودم که هفت گروه نزد وي آمدند و گفتند يا اينجا را براي ما خلوت کن و يا با ما برخيز تا به جاي خلوتي برويم. ابن عباس گفت من با شما مي آيم . راوي مي گويد : آن وقتها هنوز ابن عباس نابينا نشده بود در گوشه اي با هم به گفتگو پرداختند و من ندانستم چه گفتند ، ناگهان ابن عباس در حالي که از شدت عصبانيت لباس خود را تکان مي داد، به طرف ما آمد و گفت اف ، تف بر اينها باد به مردي ناسزا مي گويند که به ده امتياز نائل آمده است. 1. رسول خدا در روز خيبر درباره ي او چنين فرمود : فردا مردي را به جنگ خواهم فرستاد که خدا هرگز خوارش نکرده است ، خدا و رسول را دوست مي دارد . آن روز عده اي گردن کشيدن که شايد آنان را براي اين کار در نظر 1-مستدرك صحيحين ج 3 ص 111 استيعاب ج 3 ص 27 مناقب خواررزمي ص 58 2-مجمع الزواند حيثمي ج 9 ص 111 منز العمال ج 6 ص 156 گرفته باشد ولي او سراغ علي (ع) را مي گرفت گفتند او در رحل خود آسياب مي کند فرمود : چرا يکي از شما اين کار را به عهده نگرفته است. آنگاه علي (ع) آمد در حالي که از درد چشم رنج مي برد . به طوري که گويا هيچ جا را نمي بيند، رسول خدا در چشمان او دميد و سپس لواي جنگ را به دست او داد و آن حضرت به سوي قلعه رفت و پيروزي به دست او فراهم آمد و صفيه دختر حي را به اسيري گرفت. 2. فلاني ( ابوبکر ) را به مکه فرستاد تا سوره توبه را براي اهل مکه قرائت کند و بعد علي (ع) را از پي او فرستاد تا سوره را از بگيرد و خود پيام را به اهل مکه برساند آنگاه فرمود : «لا يذهب بها الا رجل مني و انا منه » « اين سوره را جز من و يا کسي که من از او و او از من است نبايد ببرد. » 3. به پسر عموهايش فرمود: کدام يک از شما حاضريد در دنيا و آخرت با من موالات کنيد ؟ علي (ع) که در آن گردهمايي حضور داشت . تنها کسي بود که سخن رسول خدا (ص) را اجابت کرد و گفت : من در دنيا و آخرت با تو موالات مي کنم رسول خدا (ص) فرمود ي «انت ولي في الدنيا و الاخر » « تو در دنيا و آخرت ولي مني » و اين جريان را دوبار ديگر تکرار کرد. 4. « و کان اول من اسلم من الناس بعد خديجه» او بعد از خديجه اولين کسي بود که ايمان آورد. 5. رسول خدا (ص) جامه ي خود را روي علي و فاطمه و حسنين انداختند و فرمودند: « انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا اين است و جز اين نيست که خداوند اراده کرده است هر گونه ناپاکي را از شما اهل بيت دور کند و پاک کند شما را يک نوع پاک کردني. » 6. او بود که با فداکاري شايان تحسين در بستر رسول خدا (ص) خوابيده پس ابوبکر آمد و خيال کرد که او رسول خدا (ص) است خطاب به وي گفت : يا نبي الله علي (ع) به او گفت : پيغمبر خدا به طرف چاه ميمون تشريف بردند او را درياب ، ابوبکر حرکت کرد و در غار به آن حضرت رسيد. 7. او کسي بود که به وي سنگ انداختند همان گونه که به رسول خدا (ص) سنگ مي انداختند . 8. هنگامي که رسول خدا (ص) عازم جنگ تبوک بود، به عرض او رسانيدند : آيا اجازه مي دهيد من نيز در جنگ شرکت نمايم ؟ رسول خدا (ص) فرمودند نه ، پس علي بگريست و آن حضرت فرمود : انت ولي في کل مومن بعدي : تو پس از من ولي کليه مومنان هستي . 9. دستور داد تمامي در هائي را که اصحاب به مسجد گشوده بودند ، ببندند جزدر خانه علي (ع) ؛ و علي (ع) توانست حتي در حال جنابت نيز داخل مسجد شود چون غير از آن راهي به خانه ي خود نداشت. 10. او کسي است که رسول خدا (ص) درباره اش فرمود: « من کنت مولاه فان مولاه علي » «هر که من مولاي اوبودم علي هم مولاي اوست » گذشته از اينها علي (ع) از اصحاب بيعت رضوان بود که خداوند در قرآن از رضايت خود نسبت به آن خبر داده است چون به آنچه آنان در دل دارند ، آگاه است ، آيا بعد از اين جريان از علي (ع) خلافي ديده شده تا روشن شود که آن رضاي خداوندي نسبت به وي منتفي شده است؟ 18)عبدالله بن عباس از معاويه اجازه دخول خواست در حالي که بزرگان قريش پيش او حضور داشتند سعد بن العاص طرف راست او نشسته بود ، همين که چشمش به ابن عباس افتاد که مي آيد رو به سعد کرد گفت : بخدا سوگند مسائلي پيش پاي ابن عباس خواهم گذاشت که مطمئناً از جوابش عاجز خواهد بود سعد در پاسخ او گفت : مثل ابن عباس هرگز از پاسخ باز نمي ماند ، همين که ابن عباس در جاي خود قرار گرفت ، معاويه از حال جماعتي از شخصيت هاي عرب جويا شد که هيثمي نامشان را آورده است ، سپس پرسيد در حق علي بن ابي طالب چه مي گوئي ؟ گفت : خدا بيامرزد ابوالحسن را به خدا که او پرچم هدايت و قرارگاه تقوي و گنجينه ي عقل ؛ و کوه به فلک کشيده و استوار عقل و انديشه و چراغ راه شبروان در تاريکيهاي شبانگاهان بود او دعوت کننده شاهراه عظيم هدايت و دانا و رازها و معارف کتابهاي آسماني گذشته و اقدام کننده به تاويل قرآن و آموزنده ي اسرار آن و قائم به تاويل و ذکري بود او از ستم و اذيت ديگران سخت دوري مي جست و از راه ها و روشهاي پستي و نابودي کناره مي گرفت. بهترين فردي بود که ايمان آورد و بهترين فردي بود که حج و سعي کرد ؛ ابن عباس همچنان به ذکر فضائل علي ادامه داد تا آنجا که گفت او پدر سبطين ( حسنين ) بود که عالم مثل او به خود نديد و تا روز قيامت هم نخواهدديد، هر که او را لعن کند ، لعنت خدا و خلق خدا بر او باد . -------------------------------------------------------------------- ذکر فضايل امام علي ابن ابطالب عليه السلام در قرآن از مجموع آيات قرآن، آيات مختص به حضرت اميرمؤمنان(عليه السلام) را مي‌توان به دو دسته تقسيم کرد؛ آيات امامت خاصه و آيات فضائل. از جمله آيات قرآن در زمينه امامت خاصه مي‌توان به اين پنج مورد اشاره کرد: آيه تبليغ (مائده/67) آيه ولايت (مائده/55)، آيه اولي الامر (نساء/59)، آيه صادقين (توبه/119)، و آيه قربى (شوري/23). بخش ديگر از آيات به فضائل حضرت اشاره مي‌کند و در نتيجه او را برترين امت محمد(ص) و والاترين شخصيت بعد از پيامبر اسلام(ص) معرفى مي‌کند و بنابراين کسى شايسته‌تر از او براى رهبرى امت بعد از پيامبر(ص) نيست. از آيات فضائل مي‌توان به آيات ذيل اشاره نمود: آيه مباهله (آل عمران/61)، آيه خير البريه (بينه/7و8)، آيه ليلة المبيت (بقره/207)، آيه حکمت (بقره/269)، آيات سوره هل اتي... (الانسان، آيات اول تا آخر)، آيات آغاز سوره برائت (توبه)، آيه سقاية الحاج (توبه/19)، آيه صالح المؤمنين (تحريم/4)، آيه وزارت (طه/29تا32)، آيات سوره احزاب (آيه 33و25)، آيه بينه و شاهد (هود/17)، آيه صديقون (حديد/19)، آيه نور (حديد/27)، آيه انذار (شعرا/214و215)، آيه مرج البحرين (الرحمن/19تا21)، آيه نجوى (مجادله/12و13)، آيه سابقون (واقعه/10تا14)، آيه اذن واعيه (حاقة/12)، آيه مودت (مريم/96)، آيه منافقون (محمد/30)، آيه ايذاء (احزاب/57)، آيه انفاق (بقره/274)، آيه محبت (مائده/54) و آيه مسئولون (صافات/24) و... حضرت امام خميني‌(ره) در کتاب شريف «کشف الاسرار» به نقل از «غاية المرام» مي‌آورند که تا 140 آيه در خصوص حضرت علي(عليه السلام) و امامت ايشان نازل شده است. ايشان آياتى را که مورد اتفاق علماى شيعه و اهل سنت است، به طور تفصيل ذکر کرده و بيش از ده مورد آن را مورد بررسى قرار مي‌دهند.[11] در کتاب پيام قرآن (ج9) نيز حدود 30 آيه در همين خصوص مورد بررسى قرار گرفته است. علامه اميني‌‌(ره) نيز در کتاب شريف الغدير به برخى از آيات اشاره مي‌کند. به هر حال، ما در اينجا از ميان مجموع آيات ذکر شده، به پنج آيه امامت خاصه و نيز چند آيه در خصوص فضائل اميرمؤمنان(عليه السلام) اشاره مي‌کنيم.[12] اميد است علاقمندان جهت تحقيق و تفصيل بيشتر در رابطه با اين موضوع به کتب معتبر عقايد و تفاسير شيعه و سنى مراجعه کنند. آيه تبليغ ) يا أَيّهَا الرّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ((مائده/67). «اى پيامبر! آنچه از خدا بر تو نازل شده، به خلق برسان که اگر نرساني، تبليغ رسالت و اداء وظيفه نکرده‌اى و خدا تو را از آزار مردم نگاه خواهد داشت». اين آيه از آيات صريحى است که به اتفاق مفسران در خصوص امر ولايت علي(عليه السلام) و در روز غدير نازل شده است. شأن نزول آيه را چنين مي‌آورند که پيامبر(ص) از اينکه اسمى از امامت علي(عليه السلام) ببرند و شخص خاصى را براى منصب الهى امامت تعيين کنند، بيم داشتند تا مبادا با اعلام اين مطلب، اختلافات بين مسلمانان تشديد يابد و کار اسلام حتى ختم شود. در ذيل همين آيه، تفاسير متعددى به نگرانى پيامبر(ص) در امر ولايت اشاره کرده و نزول اين آيه را در شأن حضرت علي(عليه السلام) مي‌دانند. سليمان قندوزى در ينابيع المودة، فخر رازى در تفسير خود و آلوسى در روح المعانى به اين مطب اشاره کرده‌اند.[13] با نزول اين آيه، تبليغ امامت به پيامبر اسلام(ص) واجب شد و خداوند نيز وعده داد تا ايشان را از توطئه منافقان حفظ کند. آيه اکمال دين )الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ اْلإِسْلامَ دينًا(. (مائده/3) «امروز دين شما را به حد کمال رسانيدم و بر شما نعمت را تمام کردم و بهترين آيين را که اسلام است، برايتان برگزيدم». در اکثر تفاسير و برخي از منابع اهل سنت مانند ينابيع المودة و تفسير فخر رازى اشاره شده که بعد از اداى رسالت و جريان غدير، اين آيه نازل شده است.[14] بعضى نيز معتقدند اين آيه، آخرين آيه‌اى است که بر پيامبر نازل شده است. آيه ولايت )إِنّما وَلِيّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الّذينَ آمَنُوا الّذينَ يُقيمُونَ الصّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ( (مائده/55). «همانا ياور شما تنها خدا و رسول و آن مؤمنانى هستند که نماز به پا داشته و به فقيران در حال رکوع زکات مي‌دهند». همه مفسران اتفاق نظر دارند که اين آيه در مورد حضرت علي(عليه السلام) و در آن هنگامى نازل شده که آن حضرت در حال رکوع صدقه دادند. از جمله کسانى که اين آيه را در شأن حضرت علي(عليه السلام) دانسته‌اند، مي‌توان به شيخ سليمان قندوزي، زمخشري، طبري، فخر رازي، ابن ابي‌الحديد، و ... اشاره نمود.[15] حضرت امام خميني‌(ره) مي‌فرمايد: «بيست و چهار حديث از اهل سنت نقل شده است که در اين آيه، على بن ابي‌طالب(عليه السلام) منظور است».[16] در روايات متعددى در مورد اين آيه، به روى مسئله «ولي» تأکيد شده است و امام علي(عليه السلام) به عنوان وليّ مسلمانان بعد از پيامبر(ص) معرفى گرديده است. آيۀ اولى الأمر )يا أَيّهَا الّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللّهَ وَ أَطيعُوا الرّسُولَ وَ أُولِي اْلأَمْرِ مِنْكُمْ(. (نساء/59) «اى اهل ايمان! فرمان خدا و رسول و فرمانداران (از طرف خدا و رسول) را اطاعت کنيد». حاکم حسکاني، مفسر معروف در کتاب خود ذيل اين آيه، پنج حديث نقل کرده که در همه آنها منظور از اولي‌الامر، حضرت علي(عليه السلام) دانسته شده است. به اتفاق مفسران منظور از اولى الامر، اهل بيت پيامبر(ص) است.[17] در همين خصوص، روايتى را نيز اشاره کرديم. آيه اهل ذکر )وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلاّ رِجالاً نُوحي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ(. (نحل/43) «و ما پيش از تو اى محمد (بر هيچ امت) غير رجال مؤيد به وحى خود، کسى را به رسالت نفرستاديم (برويد) و از اهل ذکر اگر نمي‌دانيد، سؤال کنيد». حضرت امام‌(ره) از غاية المرام نقل مي‌کنند که سه حديث از اهل سنت آمده که منظور از اهل ذکر، حضرت علي(عليه السلام) است.[18] بعضى از منابع اهل سنت نيز مانند: تفسير قرطبى و طبري، اهل ذکر را به اهل بيت(عليهم السلام) تفسير کرده‌اند.[19] آيه صادقين )أَيّهَا الّذينَ آمَنُوا اتّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصّادِقينَ( (توبه/119). «اى اهل ايمان! خدا ترس باشيد و (از مردم دروغگوى منافق دورى کنيد و) به مردان راستگوى با ايمان بپيونديد». بنابر روايات فراوانى که در خصوص اين آيه وارد شده است، شأن نزول اين آيه را علي(عليه السلام) و يا همه اهل بيت مي‌دانند که بعضى از اهل سنت نيز مانند: سليمان قندوزى و حاکم حسکانى حنفى به اين مطلب اشاره کرده‌اند.[20] حضرت امام‌(ره) به نقل از غاية المرام چنين مي‌نويسند که هفت حديث از اهل سنت آمده که مراد از «مع الصادقين»، پيامبر(ص) و ائمه عترت(عليهم السلام) است که حضرت علي(عليه السلام) را نيز شامل مي‌شود.[21] بعضى از مفسران اهل سنت نيز مانند: خوارزمي، عبدالله شافعى و حاکم حسکانى حنفي، «مع الصادقين» را به «مع على بن ابي‌طالب» تفسير کرده‌اند.[22] آيه ليلة المبيت )وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ(. (بقره/207) «بعضى مردانند که از جان خود در راه رضاى خداوند درگذرند و خدا، دوستدار چنين بندگانى است». اين آيه در مورد ليلة المبيت نازل شده است و در تفاسير علماى شيعه و نيز کتب اهل سنت از جمله تفسير فخر رازي، مستدرک الصحيحين، ينابيع الموده، شواهد التنزيل و شرح نهج‌البلاغه ابن ابي‌الحديد چنين آمده که منظور از «الناس» حضرت علي(عليه السلام) است که براى رضاى خدا، جان خود را در معرض خطر قرار مي‌دهد. مقصود همان قضيه خوابيدن در بستر پيامبر(ص) است[23] که تفاسير متعددى اين جريان را به طور مفصل ذکر کرده‌اند. حاکم نيشابورى در مستدرک الصحيحين مي‌گويد: «اين، حديث معتبرى است هر چند مسلم و بخارى در کتاب خود آن را نياورده‌اند».[24] آيه وحدت )يا أَيّهَا الّذينَ آمَنُوا اتّقُوا اللّهَ حَقّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنّ إِلاّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَميعًا وَ لا تَفَرّقُوا(. (آل‌عمران/102). «اى اهل ايمان! .... همگى به رشته دين خدا چنگ‌زده و به راه‌هاى متفرق نرويد». در غاية المرام با ذکر چهار حديث از اهل سنت آمده است که منظور از «حبل الله» اميرمؤمنان(عليه السلام) است.[25] برخى منابع ديگر نيز مانند: تفسير روح المعانى و ينابيع الموده همين نکته را تأييد مي‌کنند.[26] آيه مباهله )فَمَنْ حَاجّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْكاذِبينَ(. (آل‌عمران/61). «پس هر کس با تو در مقام مجادله برآيد بعد از آگاهي، تو به او بگو بياييد ما و شما فرزندان و زنانمان را بخوانيم و در دعا و التجا به درگاه خدا اصرار کنيم تا دروغگو و کافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازيم». اين آيه، مشهور به آيه «مباهله» و مضمون آن در بين مفسران و محدثان متواتر است. به اتفاق برخى از مفسران مانند: احمد بن حنبل، سيوطي، طبرى و حاکم نيشابوري؛ مراد از «أبنائنا» حسن و حسين8، مراد از «نسائنا» فاطمه زهرا(س) و مراد از «انفسنا» اميرمؤمنان(عليه السلام) است به جهت نهايت محبت و مودت رسول خدا(ص) نسبت به آن حضرت. و نمي‌توان گفت که مراد به «انفسنا» نفس پيامبر(ص) باشد؛ زيرا معقول نيست انسان داعى نفس خود باشد بلکه حق آن است که دعوت، متعلق به غير باشد که در اينجا نيز اميرمؤمنان(عليه السلام) مراد است.[27] آيه خيرالبريّه ) إِنّ الّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيّةِ(. (بينه/7). «کسانى که ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترين مخلوقات‌اند». خداوند در اين آيه، مؤمنانى که در پرتو ايمان راه حق را يافته‌اند و منبع اعمال صالح هستند را به عنوان «خير البريه» معرفى مي‌نمايد. مفهوم خيرالبريه گر چه ظاهراً منحصر به شخص يا اشخاص معينى نيست اما در منابع اهل سنت مانند: شواهد التنزيل، الدر المنثور، نور الابصار و احقاق الحق با بيان روايات متعددى از پيامبر اکرم(ص)، حضرت علي(عليه السلام) و شيعيان ايشان را داراى صفت خيرالبريه مي‌دانند و اين صفت را از بهترين دلائل براى افضليت علي(عليه السلام) براي امامت، نسبت به همه مسلمين ذکر مي‌کنند.[28] مي‌توان نتيجه گرفت که مقدم داشتن غير افضل بر افضل، کارى ناپسند است و بنابراين بايد نخستين جانشين پيامبر(ص)، حضرت اميرمؤمنان(عليه السلام) باشد. آيه صالح المؤمنين ) وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنّ اللّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيرٌ(. (تحريم/4) «اى دو زن پيامبر! اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهيد (کارى از پيش نخواهيد برد)؛ زيرا خداوند و جبرئيل و صالح المؤمنين، مولا و ياور او هستند و فرشتگان هم بعد از آنها پشتيبان اويند». «صالح المؤمنين» مطلق آمده است و همه افراد با ايمان شايسته و صالح و درستکار را شامل مي‌شود و بلکه همه اعصار بعد از ظهور اسلام را نيز در بر مي‌گيرد. ولى با اين حال در روايات متعددي، «صالح المؤمنين» به حضرت علي(عليه السلام) تفسير شده است. از پيامبر(ص) بارها به اين مضمون نقل شده که: «صالح المؤمنين، على بن ابي‌طالب(عليه السلام) است». در منابع شيعه (مانند: الغدير، تفسير الميزان، تفسير نمونه و تفاسير ديگر) و نيز منابع اهل سنت (مانند: شواهد التنزيل و روح البيان) به اين گونه روايات مکرراً اشاره شده است.[29] آيه تطهير ) إِنّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا(. (احزاب/33) «خدا چنين مي‌خواهد که رجس و هر آلايش را از شما خانواده ]پيامبر[ ببرد و شما را از هر عيب، پاک و منزه گرداند». در اينجا منظور اراده تکوينى است که تخلف ناپذير مي‌باشد. همچنين بيش از هفتاد روايت از اهل سنت، مصداق اهل بيت را خمسه طيبه مي‌دانند، که مي‌توان به روايات احمد بن حنبل، حاکم نيشابورى و ترمذى اشاره نمود.[30] علماى شيعه، يکى از دلائل عصمت امامان(عليهم السلام) را همين آيه ذکر مي‌کنند. براى تفسير و توضيح بيشتر، مي‌توان به کتب معتبر عقائد مراجعه نمود و دريافت که اين نوع تفسير براى آيه فوق، مورد توافق همه مفسران شيعه و اهل سنت است. آيه قربي )قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاّ الْمَوَدّةَ فِي الْقُرْبى‏(. (شوري/23). «بگو من از شما اجر رسالت جز اين نخواهم که مودت و محبت مرا در حق خويشاوندان منظور داريد». اين آيه در خصوص فضيلتى است که خداوند به اهل بيت(عليهم السلام) داده است و عقيده اکثر مفسران اهل سنت (مانند: حاکم حسکانى حنفي، حاکم نيشابوري، خوارزمي، زمخشري، فخر رازي، سيوطى و طبري) اين است که مقصود از «مودة فى القربي» نزديکان پيامبر اکرم(ص)، از جمله حضرت علي(عليه السلام) است.[31] آيه صراط مستقيم )وَ أَنّ هذا صِراطي مُسْتَقيمًا فَاتّبِعُوهُ وَ لا تَتّبِعُوا السّبُلَ فَتَفَرّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ذلِكُمْ وَصّاكُمْ بِهِ لَعَلّكُمْ تَتّقُونَ(. (انعام/153). «و اين است راه راست من، پيروى آن کنيد و از راه‌هاى ديگر که موجب تفرقه (و پريشاني) شماست، متابعت نکنيد. اين است سفارش خدا به شما، باشد که پرهيزکار شويد». در اين آيه، مراد از صراط الله و سبيل خدا، اهل بيت(عليهم السلام)هستند که در تفاسير متعدد شيعه و سنى به اين مطلب تصريح شده است.[32] آيه هاديان ) إِنّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلّ‏ِ قَوْمٍ هادٍ(. (رعد/7) « اى پيامبر! تنها وظيفه تو، اندرز و ترسانيدن است و هر قومى را از طرف خدا راهنما و هدايتگرى است». در تفاسير اهل سنت «هاديان به سوى خدا»، به اهل بيت(عليهم السلام) تفسير شده‌اند.[33] آيه نعمت ) ثُمّ لَتُسْئَلُنّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النّعيمِ(. (تکاثر/8) «آنگاه از نعمت‌ها، شما را در آنجا بازمي‌پرسند». بنابر روايت امام صادق(عليه السلام)، منظور روز قيامت است که خداوند از انسان‌ها در مورد «نعيم» ـ که در تفاسير به ولايت اهل بيت(عليهم السلام) تعبير شده است ـ بازخواست مي‌کند و بنابر نقل شواهد التنزيل و ينابيع الموده، اين تفسير مورد اتفاق اکثر علماى سنى نيز مي‌باشد.[34] سوره هل اتي )...وَ يُطْعِمُونَ الطّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكينًا وَ يَتيمًا وَ أَسيرًا...(. (انسان/5ـ22). «... و آنها بر دوستى خداوند، به فقير، يتيم و اسير غذا مي‌دهند...». بعضى از مفسران اهل سنت همچون: شيخ سليمان قندوزى در ينابيع الموده، خوارزمى در مناقب، قرطبى در تفسير خود، فخررازى در تفسير خود، زمخشرى در کشاف، ابن ابي‌الحديد در شرح نهج‌البلاغه و ... معتقدند شأن نزول اين آيات و بلکه تمامى سوره هل اتى (الانسان) در مورد اهل بيت(عليهم السلام) و دشمنان آنها بوده است.[35] در اکثر تفاسير به جريان انفاق حضرت علي(عليه السلام) و حضرت فاطمه(س) اشاره مي‌کنند که سه روز متوالى به مسکين، يتيم و اسيرى در حال روزه کمک نموده و خود با آب افطار مي‌کنند؛ روز چهارم، جبرئيل از طرف خداوند مي‌گويد: «اى محمد! بگير اين سوره را، خداوند با داشتن چنين اهل بيتي‌به تو تبريک مي‌گويد» و سپس سوره «هل اتي» را بر پيامبر(ص) خواند. اين بيان، از ابن عباس نقل شده که اکثر تفاسير آن را ذکر کرده‌اند.[36] همان طور که در آغاز اين نوشتار آمد، آيات ديگرى نيز در خصوص امر ولايت و فضائل اميرمؤمنان علي(عليه السلام) نازل شده است که در تفاسير مختلف شيعه و اهل سنت به آنها تصريح شده است.[37] اميد است اين بيان کوتاه، سرآغازى جهت تعمق بيشتر پيرامون تحليل و تفسير آيات مربوط به امامت و ولايت خاندان وحى باشد و مورد رضايت حضرت ولي‌عصر(عج) قرار گيرد. ان‌شاءالله. پي‌نوشت‌ها [1] . مائده/67. [2] . مستدرک حاکم، ج3، ص109 و533؛ ينابيع الموده، ص32؛ مناقب خوارزمي، ص93. [3] . ر.ک: عبقات الانوار؛ الغدير. [4] . نساء/59. [5] . غاية المرام، ج10، ص267؛ ينابيع الموده، ص494؛ اثبات الهداة، ج3، ص123. [6] . مستدرک حاکم، ج3، ص111 و 134؛ مسند احمد بن حنبل، ج1، ص331 و ج4، ص438. [7] . مستدرک حاکم، ج3، ص132؛ ينابيع الموده، ص34؛ مسند احمد بن حنبل، ج5، ص25؛ مناقب خوارزمي، ص72. [8] . غاية المرام، ج4، باب 58؛ ينابيع الموده، ص285. [9] . مستدرک حاکم، ج3، ص151؛ ينابيع الموده، ص28 و 298. [10] . ينابيع الموده، ص28 و 298؛ معجم صغير، ج2، ص22؛ اربعين، ج25، ص216. [11] . کشف الاسرار تا ص140. [12] . ر.ک: تفسير الميزان؛ تفسير نمونه؛ الغدير؛ پيام قرآن. [13] . ينابيع الموده، ص120؛ تفسير فخر رازي، ج3، ص636؛ تفسير روح المعاني، ج6، ص172. [14] . ر.ک: الغدير، ج1، ص214؛ ينابيع الموده، ص120؛ تفسير فخر رازي، ج12، ص50. [15] . ينابيع الموده، ص115؛ تفسير کشاف، زمخشري، ج1، ص624؛ تفسير طبري، ج6، ص288 و 289؛ تفسير قرطبي، ج6، ص219 و 220؛ تفسير فخررازي، ج12، ص20 و 26؛ شرح ابن ابي‌الحديد، ج13، ص277. [16] . کشف الاسرار، به نقل از غاية المرام. [17] . ينابيع الموده، ص114 و 119؛ تفسير فخر رازي، ج3، ص357. [18] . ر.ک: کشف الاسرار، صفحات 100 به بعد. [19] . ينابيع الموده، ص46 و 119؛ تفسير قرطبي، ج11، ص272؛ تفسير طبري، ج12، ص109. [20] . الغدير، ج2، ص277؛ ينابيع الموده، ص115؛ شواهد التنزيل، ج1، ص262. [21] . کشف الاسرار، ص139؛ ينابيع الموده، ص116؛ مناقب خوارزمي، ص198؛ تفسير روح المعاني، ج11، ص41. [22] . مناقب خوارزمي، ص189؛ مناقب عبدالله شافعي، ص154؛ شواهد التنزيل، ج1، ص259. [23] . مستدرک حاکم، ج3، ص4؛ ينابيع الموده، ص92؛ تفسير فخر رازي، ج5، ص213؛ شرح ابن ابي‌الحديد، ج13، ص262؛ شواهد التنزيل، ج1، ص96، 100 و 196 و ... براى تفصيل بيشتر، ر.ک: الغدير، ج2، ص48 به بعد. [24] . مستدرک حاکم، ج3، ص4. [25] . به نقل از کشف الاسرار، ص130به بعد. [26] . ينابيع الموده، ص119، 274 و 297؛ روح المعاني، ج4، ص16. [27] . مستدرک حاکم، ج3، ص150؛ صحيح مسلم، ج15، ص176؛ صحيح ترمذي، ج4، ص293 و ج5، ص225و 638؛ مسند احمد بن حنبل، ج1، ص185؛ تفسير فخر رازي، ج8، ص85؛ تفسير طبري، ج3، ص192. [28] . شواهد التنزيل، ج2، ص357، 359 و364؛ الدرالمنثور، ج6، ص379؛ صواعق المحرقه، ص96؛ نورالابصار، ص70و101؛ احقاق الحق، ج3، ص288. [29] . شواهد التنزيل، ج2، ص255ـ263؛ روح البيان، ج10، ص53. [30] . غاية المرام، ج6، ص287 و 293؛ مستدرک حاکم، ج3، ص133، 146، 147 و158؛ صحيح ترمذي، ج2، ص209، 308 و 319؛ مسند احمد بن حنبل، ج1، ص330. [31] . مستدرک حاکم، ج3، ص172؛ تفسير طبري، ج25، ص16و25؛ تفسير زمخشري، ج3، ص402؛ تفسير فخر رازي، ج27، ص165و166؛ شواهد التنزيل، ج2، ص130ـ 135 و ص141؛ الدر المنثور، ج6، ص7؛ مناقب خوارزمي، ص307. [32] . ينابيع الموده، ص111. [33] . مستدرک حاکم، ج3، ص129؛ ينابيع الموده، ص99 و 104؛ تفسير طبري، ج13، ص108؛ تفسير فخر رازي، ج5، ص271. [34] . ينابيع الموده، ص111؛ شواهد التنزيل، ج2، ص368. [35] . ينابيع الموده، ص93و 212؛ مناقب خوارزمي، ص188 و 194؛ تفسير قرطبي، ج19، ص130؛ تفسير فخررازي، ج13، ص243؛ تفسير کشاف، ج4، ص194؛ شرح ابن ابي‌الحديد، ج13، ص276. [36] . تفسير کشاف، ج4، ص670؛ تفسير قرطبي، ج10، ص6922؛ تفسير فخررازي، ج3، ص242. --------------------------------------------------- عمر بن خطاب در روز اول خلافتش به منبر رفت و گفت: بخدا قسم دوازده فضيلت به علي بن ابيطالب (ع) داده شد که يکي از آنها براي من نيست و نه از براي احدي از مردم. و آن دوازده تا اين است: اولين فضيلت: بدنيا آمدن آن بزرگوار در کعبه. دومين فضيلت: عقد حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) در آسمان براي علي (ع). سومين فضيلت: زهرا (عليهاالسلام) همسر علي (ع) است و اين بهترين فضيلت هاست. چهارمين فضيلت: آقا حسن و حسين (عليهماالسلام) فرزندان او هستند. پنجمين فضيلت: فرمايشات پيغمبر (ص) در حضور من، کسي که من مولاي او هستم پس علي مولاي اوست خدايا دوست بدار کسي که علي را دوست بدارد و دشمن بدار کسي که علي را دشمن بدارد. ششمين فضيلت: روز عيد غدير خم که حضرت رسول (ص) فرمود و من حاضر بودم، يا علي منزلت تو به من مثل منزلت هارون به موسي علي نبينا و آله و عليه السّلام است يعني تو برادر و وصي بلافصل من هستي. هفتمين فضيلت: بسته شدن تمام درهاي خانه اصحاب که به مسجد باز مي شد. مگر در خانه علي (ع) که بسته نشد. هشتمين فضيلت: قول پيغمبر اکرم (ص): کسي که عبادت کند در مثل مکه و مدينه نهصدو پنجاه سال مثل نوح (ع) که در ما بين قومش عبادت کرد و صبر کند بر گرماي مکه و گرسنگي مدينه و انفاق کند مالش را که بقدر کوه احد باشد و جهاد کند مابين کوه صفا و مروه در راه خدا با اختيار خودش براي رضاي خدا و نيايد روز قيامت با ولاي تو يا علي پس عمل او و زهد و انفاق او قبول نمي شود. نهمين فضيلت: فرود آمدن ستاره در خانه علي (ع). دهمين فضيلت برگشتن خورشيد براي علي (ع) دو مرتبه. يازدهمين فضيلت: حرف زدن علي (ع) با مردگان باذن خداي تعالي و صحبت کردن با شير و گرگ و آهو و اژدها و ماهي و ساير حيوانات. دوازدهمين فضيلت: علي قادر است که پنجاه هزار نفر مثل مرا با دست چپش به قتل برساند و آقا علي (ع) حضور داشتند سر مبارک بلند فرمود و فرمودند اعتراف کرد به حق قبل از آنکه شهادت بر او بدهند... --------------------------------------------------------------------------- هنگاميکه معاويه به‌عنوان خليفه مسلمين وارد مدينه طيّبه شد، دستور داد تا ابن عباس، عموزاده علي ـ عليه‎السّلام ـ راحاضر کنند، آنگاه با کمال ناراحتي و خشم به او گفت: «شنيده‎ام هنوز دم از فضايل علي مي‎زني؟ مگر نمي‎داني ذکر فضايل علي را ممنوع کرده‎ام؟ بترس از اينکه مبتلاي به عقوبت سختي گردي به نحوي که هرگز از آن رهايي نداشته باشي.» ابن عباس فرمود:«تمام اهل مدينه شاهدند که من به غير از تفسير قرآن سخن ديگري بر زبان جاري نمي‎کنم، لکن چون از پيغمبر خدا ـ صلي‎الله عليه و آله ـ شنيدم که فرمودند: «مَنْ فسَّرَ القرآنَ بِرَايهِ فَاليَتَبَوَّءْ مَقْعَدُهُ مِنَ النّارِ» کسي که قرآن را بر خلاف واقع تفسير کند، نشيمن‎گاه او در آتش خواهد بود؛ لذا هرگز قرآن را بر خلاف واقع تفسير نمي‎کنم.» معاويه گفت: « تفسير بگو و خلاف حقيقت و درو‎غ هم معنا مکن، لکن حق نداري دم از فضيلت علي بزني.» ابن عباس گفت: بسيار خوب، لکن گاهي من اين آيه شريفه را مي‎خوانم: «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي حُبِّهِ مِسکيناً وَ يَتيماً و أسيراً»[1]از من سؤال مي‎کنند: خداوند در اين آيه از چه کساني ستايش مي‎کند؟ اگر بگويم آنان علي و فاطمه و فضّه خادمه مي‎باشند،آيه را به نحو حقيقت تفسير نموده‎ام و إلاّ آيه رابه دروغ و خلاف واقع تفسير کرده‎ام.» معاويه گفت: «آيات ديگر را از براي مردم تفسير کن. مگر قر‎‎آن آيه ديگري ندارد؟»ابن عباس گفت:«بسيار خوب، اينک آيه ديگري مي‎خوانم و آنگاه اين آيه را خواند: «يْا أيُّها الرَّسولُ بَلَّغْ ما اُنزِلَ اِلَيْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ يَعْصِمُکَ مِنَ الّناس»[2]از من سؤال مي‎کنند، پيامبر مأمور به ابلاغ چه موضوعي بوده که اگر آنرا ابلاغ نمي‎کرد گويا اصلاً رسالت خود را ابلاغ نکرده ؟ اگر بگويم پيغمبر ـ صلي‎الله عليه و آله ـ در غدير خم مأمور بود تا علي ـ عليه‎السّلام ـ را به عنوان خليفه بلافصل خود معرفي نمايد آيه را درست تفسير کرده‎ام و الا بر خلاف واقع سخن گفته‎ام.» معاويه گفت: «مگر حتماً بايد اين آيه را تفسير کني؟ آيه ديگري بخوان» ابن عباس گفت: «اين آيه شريفه را بشنو: «ياايُّهاالذين آمنوا اذا ناجَيْتُمُ الرَّسولَ فَقَدَّموا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواکُمْ صَدَقَه» [3]از من مي‎پرسند: آيا کسي به اين آيه شريف عمل نموده؟ اگر بگويم تنها کسي که به اين آيه عمل نموده علي ـ عليه‎السّلام ـ است و او با اينکه يک دينار بيشتر نداشت، با اين حال يک دينار را به ده درهم فروخت و هر گاه مي‎خواست با پيامبر نجوا کند، يک درهم صدقه مي‎داد، در اين صورت آيه را صحيح تفسير کرده‎‏ام و إلّا بر خداوند دروغ بسته‎ام و من هرگز جرأت آن را ندارم که بر خلاف واقع، قرآن را تفسير کنم.» معاويه گفت: «از آيات ديگر قرآن بخوان.» ابن عباس خواند: «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشري نَفْسَهُ اَبْتِغاءَ مَرْضات اللهِ، وَاللهُ رَئُوفٌ بالعِبادِ»[4]ازمن مي‎پرسند: «آن کسي که جان خود را در راه رضايت خدا بذل نمود که بوده؟ اگر بگويم آن شخص علي ـ عليه‎السّلام ـ بود که در «ليلهالمبيت» بجاي پيغمبر اکرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ در بستر خوابيد تا اينکه آن حضرت بتواند به مدينه هجرت کند، آيه را به نحو حقيقت و واقع تفسير نموده‎ام وإلا به خداوند اسناد دروغ داده‎‎ام.» معاويه گفت: «از آيات ديگر قرآن بخوان.» ابن مسعود گفت: اين آيه شريفه را گوش کن: «قُلْ لا اَسْئَلُکُمْ عَلَيهِ اَجْراً اِلاّ المَوَدَّهِ في القُرْبي»[5]از من سؤال مي‎کنند: «ذي القربي» کيانند که محبت آنان در عوض مزد رسالت پيغمبر اکرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ مي‎باشد؟ اگر بگويم مراد، علي و فاطمه و فرزندان آنهاست درست تفسير کرده‎ام و گرنه بر خلاف واقع تفسير کرده‎ام و من هرگز اين کار را نخواهم کرد. معاويه گفت: «قرآن هزاران آيه دارد،آيه ديگري بخوان.» ابن عباس خواند: «انَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَکُمْ تَطْهيراً»[6]از من مي‎پرسند: آنانيکه خداوند هر رجس و پليدي را از آنهازايل نموده چه کساني هستند؟ اگر بگويم آنان اهلبيت پيغمبراکرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ هستند براستي سخن گفته‎ام والّا آيه را به دروغ تفسير کرده‎ام. معاويه گفت: «مگر در قرآن آيه ديگري نيست؟» ابن عباس اين آيه شريفه را خواند: «فَمَنْ حاجَّکَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جائَکَ مِنَ العِلْمِ فَقُل ْتَعالَوْ نَدْعُ اَبْنائَنا وَ اَبْنائَکُمْ وَ نسائَنا و نسائَکُمْ وَ اَنفُسَنا اَنْفُسَکُمْ، ثٌمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلُ لَّعنَهَ اللهِ عَلَي الکاذِبينَ»[7]و گفت: «از من سؤال مي‎کنند: داستان مباهله پيغمبر ـ صلي‎الله عليه و آله ـ با نصاراي نجران که بنا شد در حق هم نفرين کنند تا خداوند دروغگو را از بين ببرد چيست؟ اگر بخواهم طبق واقع تفسير کنم بايد بگويم: پيغمبر اکرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ در روز مباهله دو فرزند خود، امام حسن و امام حسين ـ عليهما‎السّلام ـ و زهرا ـ عليها‎السّلام ـ و علي ـ عليه‎السّلام ـ را با خود همراه کرد و از علي ـ عليه‎السّلام ـ تعبير به «نفس» وجان خود کرد، اما اگر بگويم پيغمبر ـ صلي‎الله عليه و آله ـ مردي غير از علي ـ عليه‎السّلام ـ را جهت مباهله با خود همراه کرد قطعاً دروغ گفته‎ام و من هرگز بر خلاف واقع آيه‎اي تفسير نمي‎کنم.» معاويه گفت: «آيه ديگري بخوان.» ابن عباس خواند: «اِنَّما وَليُّکُمُ اللهُ وَ رسوُلُهُ و الَّذينَ آمنوا الذينَ يُقيمون الصَّلوهَ وَ يُؤتُونَ الزَّکاهَ وَهُمْ راکِعُونَ»[8] پس گفت: « اگر از من بپرسند: آن کسي که بعد از خدا و رسول بر مردم ولايت دارد و داراي اين صفت بوده که در حال رکوع نماز زکات داده کيست؟ اگر بگويم او علي ـ عليه‎السّلام ـ است به نحو حقيقت سخن رانده‎ام والا آيه را بر خلاف حقيقت تفسير کرده‎ام و از من چنين انتظاري نداشته باش» معاويه گفت: «آيه ديگري را براي مردم تفسير کن، مگر قر‎آن فقط شامل همين آياتي بود که در شأن علي تفسير کردي؟» ابن عباس گفت: پس اين آيه را بشنو «اِنَّمااَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هاد[9]» از من سؤالي مي‎شود که تفسير اين آيه چيست؟ ما«منذر» را که پيغمبر اکرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ باشد شناخته‎ايم، امّا، هادي امّت را نمي‎شناسيم. اگر بگويم مقصود از «هادي امّت» علي ـ عليه‎السّلام ـ است براستي سخن گفته‎ام زيرا تمام علماء خاصّه و عامّه اين حديث شريف را از پيغمبر اکرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ نقل نموده‎اند که فرمود: «أنا المُنْذِرُ و عليٌّ الهادي و بِکَ يا عليُّ يُهْتَدي المُهْتَدوُنَ» من ترساننده امّت و علي رهنماي آنان مي‎باشد و سپس فرمودند: يا علي توسط تو مردم به راه راست هدايت خواهند شد. و هر گاه آيه شريفه را خلاف واقع تفسير کنم گنهکار خواهم بود و من طاقت عقوبت خداوند را ندارم.» معاويه گفت: «مگر قرآن آيات ديگري ندارد که تفسير کني؟» ابن عباس گفت: بسيار خوب آيه ديگري را گوش کن: «قُلْ کَفي بِاللهِ شهيداً بَيْني وَ بَيْنَکُم وَ مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الکِتابِ»[10]مردم از من سؤال مي‎کنند: آن کسي که در نزد او علم قرآن بوده چه کسي است؟ اگر بگويم علي ـ عليه‎السّلام ـ است براستي سخن گفته‎ام زيرا تمام مفسرين از اهل تسنّن و تشييع نقل کرده‎اند که چون از پيغمبر اکرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ سؤال شد: آن کسي که علم قرآن در نزد اوست کيست؟ فرمود: علي ـ عليه‎السّلام ـ است بعلاوه رسول گرامي اسلام بارها فرمودند: «أنا مدينهُ العِلْمِ وَ عَليٌّ بابُها، فَمَنْ أرادَ الحِکْمَهَفَالْيَئْتِها مِنْ بابِها» «من شهر علم و علي بمنزله باب علم و حکمت است، پس هر کس دانش مي‎خواهد بايد ابتدا دست به دامن علي ـ عليه‎السّلام ـ شود.» معاويه گفت: «از آيات ديگر قرآن قرائت کن.» ابن عباس گفت «اين آيه شريفه را مي‎خوانم: «وَاَعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَميعاً و لا تَفَرَّقوُا»[11]از من از تفسير اين آيه سؤال مي‎کنند؛ اگر بگويم مقصود از ريسماني که مردم بايد به آن چنگ بزنند تا دچار اختلاف نشوند، اهلبيت پيغمبر ـ صلي‎الله عليه و آله ـ و در رأس آنان علي ـ عليه‎السّلام ـ است براستي سخن گفته‎ام زيرا خاصّه و عامّه بنحو تواتر اين حديث را از وجود مبارک نبي اکرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ نقل کرده‎اند که فرمود: «اِني تَرَکْتُ فيکُمْ حَبْلَيْني، إنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما لَنْ‌ تَضِلّوا اَبَداً، اَحَدُهُما اَکْبَرٌ مِنَ اَلاَخَرِ، کِتابُ الله حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّماءِ اِلَي اَلأرضِ وَ عِتْرَتي أهلَ بيتي. فَانَّهُما لَنْ يفتَرِقا حَتّي يَرِدا عَلَيَّ الحَوْض» «به درستي که من دو ريسمان محکم را در بين امّت خود به يادگار مي‎گذارم، و هر کس به اين دو ريسمان محکم چنگ بزند هر‎گز گمراه نمي‎شود، يکي از آنها بزرگ‌تر از ديگري است و آن قرآن است که چون ريسمان از آسمان به زمين کشيده شده و ديگري عترت من است و اين دو از هم جدا نمي‎شوند تا اينکه در کنار حوض کوثر بر من وارد گردند.» اي معاويه! اگر من آيه را به غير از اين تفسير کنم بر خلاف حقيقت معني نموده‎ام و من هرگز چنين نخواهم کرد. [1] .سوره انسان، آيه 8. [2] .سوره مائده، آيه67. [3] سوره مجادله،آيه12. [4] . سوره شور‎ي،آيه23. [5] .سوره بقره آيه207. [6] . سوره احزاب ، آيه33. [7] . سوره مائده آيه55. [8] . سوره آل عمران، آيه 61. [9] . سوره رعد آيه 7. [10] . سوره رعد آيه 43. [11] . سوره آل عمران، آيه 103. ----------------------------------------------------- « علي عليه السّلام در قرآن و سنّت » سر آغاز پرداختن به مبحث مناقب و فضايل اميرالمؤمنين علي عليه السلام از اين رو اهميت دارد كه آدمي را به پيروي و اطاعت از چنين شخصيت والا و ممتازي برمي انگيزاند، چرا كه هر فطرت پاكي خواهان فضيلت و دوستدار حقيقت است. كسي را كه داراي فضيلت و كمال باشد، بر هر كس ديگري كه از فضيلت تهي است، ترجيح مي دهد. اگر فردي را همواره بر مدار حق ببيند و حق را نيز بر مدار او بيابد، سر به آستانش مي سايد و دل و دين به او مي سپارد و پيروي او را بر مي گزيند تا رنگي و نشاني از او گيرد. خداوند در قرآن مي فرمايد: ... أفَمَنْ يهْدي اِلَي الْحَقِّ أَحَقُّ اَنْ يتَّبَعَ اَمَّنْ لايهِدّي اِلا اَنْ يهْدي فَما لَكُمْ كَيفَ تَحْكُموُنَ.(1) آيا آن كسي كه به سوي حق هدايت مي كند سزاوارتر است پيروي شود، يا آنكه خود راه يافته نيست و راه را نمي يابد مگر آنكه راهنمايي و هدايت گردد؟ پس شما را چه مي شود؟ (كه حقيقتي به اين روشني را در نمي يابيد)، چگونه داوري مي كنيد؟ مسلماً فردي كه راه يافته و هدايت شده است، براي پيروي و اطاعت سزاوارتر و شايسته تر از كسي است كه بهره اي از كمال ندارد و خود نيازمند هدايت و راهنمايي است. امّا راه يافتگان و هدايت شدگان را چگونه مي توان شناخت؟ كسي كه خود ناقص است و نيازمند هدايت، چگونه مي تواند انسان كاملي را كه راه يافته وراهبر است، بشناسد و به ديگران معرفي نمايد؟ ايا شايسته نيست كه معرّفي او از سوي فرد آگاه و خبير ديگري كه به كمال او نيز واقفيم، انجام گردد؟ مسلّماً چنين است. بنابراين سزاوار است كه شخصيت برجسته و ممتاز اميرالمؤمنين عليه السّلام از سوي مقامي معرفي گردد كه خود برتر وكاملترين باشد و بر او احاطه كامل دارد، و آن نيست مگر خداوند كه آفريدگار اوست و يا رسول اللّه صلّي اللّه عليه وآله كه پرونده اوست و بر تمام ويژگيها و كمالات وي آگاه است. بدين سان براي درك فضيلت و شناخت شخصيت مولا(عليه السلام) ابتدا به منبع وحي يعني قرآن كه سراسر بيان خداست رجوع مي كنيم. خداوند در قرآن فضيلت ها و برتري هاي آشكاري از آن حضرت را بيان داشته است. سپس به منبع ديگري كه با وحي مرتبط است، يعني رسول خدا صلي الله عليه و آله مراجعه مي نماييم. رسول خدا صلي الله عليه و آله هم به مناسبت نزول ايتي از ايات قرآن يا به هنگام بروز حادثه اي مهم، از ويژگيهاي آن شخصيت ممتاز ياد كرده و منقبتي از او مطرح نموده است و بيان آنها را نيز عبادت شمرده است. آنجا كه مي فرمايد: ذِكرُ علي عِبادَةٌ(2) ياد علي، عبادت و بندگي خداست. چرا كه ياد او و بيان مناقب او فرد را به پذيرش ولايت و پيروي از او متمايل مي سازد. و پيروي از او هم بندگي خدا خواهد بود. اين نوشتار، حاوي گزيده هايي از مناقب و فضايل امير مؤمنان، علي بن ابيطالب عليه السلام است، كه در دو بخش «ايات قرآن» و «احاديث نبوي» تنظيم شده است. البته در اين مجموعه مختصر، تلاش شده است، مواردي كه در دفاع از حريم امامت و ولايت شيعي اهميت و كاربري بيشتري دارند، گنجانده شوند. بويژه آنكه همه اين گزيده ها از كتاب هاي معروف در جهان اسلام انتخاب شده است. منابعي كه مورد استناد و باور دانشمندان اهل سنّت يعني همان پيروان مكتب خلفا است. اين ويژگي علاوه بر آنكه حجت را بر عام و خاص تمام مي كند، فرد را در رويارويي با شبهه هاي بد خواهان و تفرقه افكنان استوارتر و نيرومند تر مي سازد. شايان توجه است كه بيان ايات و احاديث نبوي پيرامون فضايل و مناقب حضرت علي عليه السلام، از سوي پيروان مكتب خلفا، امر شگفت آوري نيست. چيزي كه باعث تعجب و تأثر است اين است كه با ذكر اين همه فضيلت و كمال براي آن حضرت، چگونه شد كه نزديك به نيم قرن در عالم اسلام، سبّ و لعن آن بزرگوار امر رايج و جاري روزگار گرديد؟! چگونه آن همه سفارش پيامبر درباره علي عليه السلام را به بازي گرفتند؟! چطور ننگ نافرماني از خدا و رسولش را پذيرفتند؟! چرا منكر برتري و حقانيت او شدند؟! چرا ديگراني را كه از فضيلت و كمال بي بهره بودند، بر بهترين مردان ترجيح دادند؟! چرا به نداي فطرت خويش اينچنين پاسخ دادند و اينگونه به داوري نشستند؟! چرا و چرا و ده ها چراي ديگر .... تاريخ از مظلوميت علي عليه السلام چه بگويد؟ همان بهتر كه از شرم سر به زير افكند! بشريت از سكوت در برابر جسارت هايي كه بر او روا داشتند، چگونه دفاع كند؟ بگذار تاوان اين سكوت و آن جسارت ها را بپردازد.... اينك از پس قرون و اعصار، و از ميانه ظلمت ها و سياهي ها، اين پرتو فضايل علي عليه السلام است كه همچنان مي تابد و روشنگري مي كند. و اين مختصر نمونه اي است از صدها پرتوي پرفروغ برتري هاي مولا علي عليه السلام، برگرفته از قرآن و سنّتِ پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله و برگزيده از كتاب هاي دانشمندان مكتبِ خلفا. باشد كه با ذكر اين مناقب، كه خود عبادتي است ارزنده، ديگر بار محبت و دوستي خود را به آستان آن بزرگ عرضه كنيم، و نيز در پيروي و اطاعت از ايشان بيش از پيش ثابت قدم باشيم. سخن را در اين بخش از گفتار، با سروده اي از محمد بن ادريس شافعي(3) در مدح و ستايش امير مؤمنان علي عليه السلام به پايان مي بريم: قيلَ لي: قُلْ في علي مَدْحـاً ذِكْرُهُ يـُخْمِدُ ناراً مُؤْصَدةً قُلْتُ لا اُقدِم في مَدْحِ امْـرِءٍ ضَلَّ ذُو اللُّبِّ اِلي اَنْ عَبَدَه وَ النَّبِي الْمُصْطَفي قالَ لَـنا لَيلَةَ الْمِعْـراجِ لَمّا صَـعَدَه وَضَعَ اللّهُ بِظَهْـري يـدَهُ فَأَحَسَّ الْقَلْـبُ مِمّا بَـرَدَه وَ عَلِي واضِـعٌ أَقـْدامـَهُ في مَحَلٍ وَضَـعَ اللّهُ يـَدَه به من گفتند: درباره علي ستايشي بسُراي. چرا كه ذكر علي آتش سركش دوزخ را فرو مي نشاند. گفتم: در ستايش او چه بگويم. نمي دانم! چه كه مرد خردمند، درباره اش تا آنجا به حيرت مي افتد كه نزديك است او را بپرستد! در شب معراج كه خدا پيامبر را به آسمان بالا برد، پيامبر برگزيده به ما فرمود كه آن شب خداوند دست لطف و عنايت خويش را بر پشت من نهاد. و از شيريني آن لطف الهي، قلب من احساس شادماني نمود. و علي - در ماجراي شكستن بت هاي كعبه - پاي خود را همانجا گذارد كه خداوند در شب معراج دست خود را نهاده بود. علي (عليه السلام) در قرآن ايه ليلة المبيت وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يشْري نَفْسَهُ ابْتِغآءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَؤوُفٌ بِالْعِبادِ. و از ميان مردم، كساني هستند كه جانشان را به خاطر خشنودي خدا عرضه مي كنند و خداوند نسبت به اينگونه بندگان بسيار مهربان است. بقره / 207 كافران قريش پس از نااميدي از تغيير رويه پيامبردردعوت به اسلام، سرانجام تصميم گرفتند آن حضرت را به قتل برسانند. نقشه آنها اين بود كه گروهي از مردان قبايل مختلف قريش به خانه پيامبر يورش برند و آن حضرت را در بستر خواب غافلگير كرده و با ضربات نيزه و شمشير تكّه تكّه اش كنند. حضرت جبرئيل فرشته وحي، پيامبر را از تصميم ناجوانمردانه و وحشيانه كافران آگاه كرد و از سوي خداوند دستور آورد كه همان شب از مكه خارج شود و براي فريب كافران، علي عليه السلام را در بستر خود بخواباند. پيامبر، موضوع را با علي عليه السلام در ميان گذاشت و از او خواست كه در بستر بخوابد، تا كافران از آن حضرت غافل بمانند و او بتواند با استفاده از فرصت در محل مناسبي، دور از دسترس كافران مخفي شود و سپس به يثرب برود. علي عليه السلام با كمال خرسندي پذيرفت كه جانش را سپر بلا سازد تا آسيبي به رسول خدا صلي الله عليه وآله نرسد. علي آن شب را در بستر خوابيد و همانطور كه پيامبر فرموده بود، كافران پنداشتند، اين پيامبر است كه خوابيده است. امّا نخواستند در تاريكي شب به خانه هجوم آورند، چون ممكن بود به اشتباه افراد ديگري را در تاريكي بكشند. براي همين تا سپيده دم خانه را زير نظر گرفتند. هنگامي كه هوا كمي روشن شد، به خانه حمله بردند و با شمشيرهاي آخته بر بستر يورش آوردند، در حالي كه يقين داشتند پيامبر كشته خواهد شد. امّا همين كه به بستر نزديك شدند با كمال حيرت و حسرت ديدند اين علي است كه در بستر پيامبر آرميده است! به پاس اين جانبازي و فداكاري، خداوند ايه اي نازل فرمود و در آن از اين حادثه شورانگيز ياد كرد تا اين ماجرا جاودانه بماند. آن شب در تاريخ به لَيلَةُ الْمَبيت معروف شده است، يعني شبي كه حضرت علي در بستر پيامبر خوا
97   نام و نام خانوادگي:  كهنسال     -   تاريخ:  16 مرداد 90 - 09:46:04
جناب آقاي رضا از سنندج
حرف هايي زدي كه حتي دشمنان اسلام هم نمي زدند.
حتي دشمنان سرسخت علي (ع) هم در بسياري از مواقع مجبور به اعتراف به برحق بودن و بزرگي ايشان مي شدند.
جالب اين است كه در آخر نوشته ايد اين مطالب رو بر اساس تعصب نگفته ايد و بر اساس منابع موثق گفته ايد اما به نظر مي آيد اين مطالب رو بر اساس جهالت گفته ايد و بر اساس منابعي گفته ايد كه تنها در ذهن شما و دوستانتان وجود دارد.
98   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  16 مرداد 90 - 10:07:32
با سلام
جناب سني... اتفاقاً اين كار را كردم ديدم كه از يك ظلمت به ظلمت ديگر ميروم اين بود كه با هدايت روحانيونمون ( نه مولوي ها ) به روشني رسيدم و از طريقشون تحقيق ميكنم و بسوي نور الهي پيشرفت ميكنم و پيشنهاد ميكنم شما هم همين كار را بكن تحقيق بكن انهم از علماي دانا و خدا ترس تا از اين جهل رهايي پيدا كني .
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------جناب رهگذر اين جمله شما نشان دهنده اين است كه سني نيستي بلكه وهابي ناصبي هستي . اما اينكه كيست كه به ترحم احتياج دارد مشخص است مردان الهي هيچوقت به ترحم ديگران ( خصوصا جماعت غير الهي ) احتياج ندارند بلكه اين مردم غير الهي يا كم ايمان يا كافر هستند كه احتياج به ترحم دارند و صد البته به خيلي ها رجوع ميكنند تا بحالشان ترحمي انجام شود . بهتر است اين را از يك حديث برايت بگويم .
=============================================================================

روزي مردي نزد عمر آمد و در پاسخ به اين سوال كه به او گفته شد چگونه صبح كردي گفت : صبح كردم در حاليكه فتنه را دوست داشتم و از حق كراهت داشتم و يهود و نصاري را تصديق مي كردم و به چيزي كه نديدم ايمان داشتم و به چيزي كه خلق نشده اقرار داشتم پس عمر به دنبال حضرت علي عليه السلام فرستاد پس زماني كه حضرت آمد آنها را از حرفهايي كه مرد زده بود با خبر كرد و گفت راست مي گويد زيرا خداي متعال مي گويد : همانا اموال و اولاد شما فتنه است و از حق كراهت دارد يعني مرگ (كه حق است) زيرا خداي متعال مي گويد : و سكره موت به حق آمد و تصديق مي كند يهود و نصاري را خدا ي متعال مي فرمايد: و يهود مي گويد نصاري چيزي نيستند و نصاري مي گويند يهود چيزي نيست و به چيزي كه نديده ايمان دارد يعني خداي عزوجل و به چيزي كه خلق نشده اقرار دارد يعني ساعة (قيامت ) پس عمر گفت : اگر علي نبود عمر هلاك مي شد.

-نظم درر السمطين زرندي حنفي ص 130.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حالا به اون كساني كه به دنبال شيخ الاضلام ابن شعب الاحران ( ابن تيمه ؟؟؟؟!!!! البته با ترحمي كه من در حق اين باطل پرست كردم ) بفهمان كي بايد ترحم بشود و كي رحيم است .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در ضمن اينكه گفتي مصداق انجام تقيه است كه در فرقه ضاله وهابيت .....

لبيك يا علي
99   نام و نام خانوادگي:  عبدالله     -   تاريخ:  16 مرداد 90 - 13:09:54
سلام به همه ول کنيد جان عمه جانتان تا کي ميريد دنبال ابن اراجيف سر حکومت چهار عرب 2000 سال پيش وقت ميگذرانيد بنظرم فکر خوب چيزيه
100   نام و نام خانوادگي:  بنده ناچيز     -   تاريخ:  17 مرداد 90 - 11:36:56
واعتصموا بحبل الله جميعا و لاتفرقوا .فرق ادم و حيوان در اين است كه خداوند به انسان عقل عطا فرمود.پس عاقلانه بينديشيم و هر سخني را راحت قبول نكنيم . انچه مسلم است تاريخ اسلام تحريف گشته است . به قران مراجعه كنيم و واقعيت را دريابيم و خود را اسير خرافات و شرك نكنيم .


101   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  17 مرداد 90 - 13:55:13
با سلام
جناب عاشق هقيقط الحمد الله دور دور حقيقت است و چشم منافقين هم كور ميشه . چرا كه امت اسلامي اگر چه اكثر انها كمراه هستند وليكن خوشبختانه دنبال حقيقت هستند و ميتواند مابين اينهمه اراجيف و دروغ به حقيقت برسند .
ميگي نه يك نگاه به دور و بر خودت بينداز يمن مصر ليبي حجاز اردن بحرين و ..... همه دنبال حقيقتند به كوري منافقين .

لبيك يا علي
102   نام و نام خانوادگي:  محمد     -   تاريخ:  17 مرداد 90 - 17:07:37
رضاي خدا بر اصحاب پاك پيامبر و اميرالمومنين عمربن خطاب (رض)
103   نام و نام خانوادگي:  ابولولو     -   تاريخ:  17 مرداد 90 - 19:13:48
جناب
رهگذر
ما 1400ساله که از نفاق و ارتداد خلفا و علمايتان خبر داريم و دليل اين
عناد نسبت به ائمه اطهار عليهم صلوات الله را در امثال تو و رزا را نطفه
هاي حرامي

که در فتوحات اسلامي!!!!!! و صدور اسلام !!!!!توسط ابن صحاک بسته شد
ميدانيم . به علمايتان هم بفرماييد نسبت به اجداد مادريشان ترحم کنند .

اگر خصم الاسلام ابن تيميه اينهمه احاديثي که در کتب خودتان امده را
نميبيند دليلش از نسب او ميباشد که يقينا به حنتمه و صحاک ميرسد چون ابن
صحاک

هم همينگونه فضايل اميرالمومنين را نديده گرفت .

در ذيل توجهت را به قطره اي از اقيانوس فضايل اميرالمومنين عليه السلام که
در کتب خودتان امده است جلب ميکنم


حدثنا ابو عوانه عن ابي بلج عن عمروبن ميمون عن ابن عباس ان رسول الله صلي
الله عليه و سلم قال لعلي ((انت ولي کل مومن بعدي))

از ابن عباس روايت شده که رسول خدا(ص) خطاب به علي(ع) فرمود تو ولي هر
مومني بعد از من هستي

مسند ابي داود الطيالسي ج 1 ص 360 ح 2752

فضائل الصحابه _احمد ابن حنبل ج2 ص 685 ح 33062

مسند احمد ج1 ص 3053 ح 3062

تاريخ مدينه دمشق ج 42 ص 100

البدايه والنهايه ج 7 ص 339

الاصابه في تمييز الصحابه ج4 ص 568

المستدرک ج3 ص143
*****************************************
ان عليا مني و انا منه و هو ولي کل مومن بعدي

علي از من است و من از علي و او بعد از من ولي همه مومنان است

فضايل الصحابه _ احمد ابن حنبل _ ج2 ص 620

خصايص اميرمومنان علي ابن ابي طالب _ النسايي_ ج1 ص 109

مسند ابي يعلي ج1 ص 293

صحيح ابن حبان ج 15 ص 373

معجم الکبير ج 18 ص 128

اسد الغابه في معرفه الصحابه ج4 ص116
*******************************************
انت مع الحق والحق معک حيث مادار

تو با حق هستي و حق با توست هرکجا که باشي

تاريخ مدينه دمشق ج 20 ص 361

کشف الاستار عن زوائد البزار علي الکتب السته _ الهيثمي _ ج 4 ص 96 ح 3282
******************************************
علي مع القران و القران مع علي لن يتفرقا حتي يردا علي الحوض

علي(ع) همراه قران است و قران همراه با علي(ع) است هيچگاه از هم جدا
نميشوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند

المستدرک ح 4566

اجمال الاصابه في اقوال الصحابه ج 1 ص 55
***************************************
....قال رسول الله صلي الله عليه و سلم رحم الله عليا اللهم ادر الحق معه
حيث دار

.... رسول الله صلي الله عليه و {اله} وسلم فرمودند خداوند علي را رحمت
کند خدايا حق را بر مدار علي بچرخان هرطرف که او برود

المستدرک ج 3 ص 134 ح 4629
**************************************
حب علي حسنه لا يضر معها سيئه و بغض علي سيئه لا ينفع معها حسنه

سليمان قندوزي حنفي __ ينابع الموده لذوي القربي ج 1 ص 375 ____ ج 2 ص 292

محمد ابن اسحاق الحمويني ___منهاج الفاضلين ص 377
**************************************
من کنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه

الکتاب المصنف في الاحاديث و الاثار __ ابن ابي شيبه __ ج2 ص 682

مسند احمد ج1 ص 118

فضائل الاصحابه __ احمد ابن حنبل __ ج2 ص 610 __ ص 682

سنن ابن ماجه ج1 ص 43

سنن نسايي ج 5 ص 45 _ ص 130

مسند ابي يعلي ج 1 ص 428 __ ج 11 ص 484

صحيح ابن حبان ج 15 ص 375

معجم الکبير _ الطبراني__ ج 5 ص 166

المستدرک ج 3 ص 118 اسد الغابه في معرفه الصحابه ج3 ص 484
******************************************
همونطور که گفتم اينها قطره اي از درياي فضائل اميرالمومنين علي ابن
ابيطالب عليه السلام است حالا اگه کسي مثل ابن تيميه اونها رو نميبينه يا
اشکال

از چشماشه يا اجدادش در هنگام صدور اسلام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! با خالد
ابن وليد و سعد ابن ابي وقاص و اعوان و انصارشان ديدار!!!!! داشته اند .

اللهم العن جبت و الطاغوت
104   نام و نام خانوادگي:  ابولولو     -   تاريخ:  17 مرداد 90 - 19:15:35
کامنت
60
اين تراوشات افکار فاسد و متعفن توست :

علي بچه گدايي بود که پيامبر در راه خدا او را بزرگ و نان و آب داد و در
هنگامي که پيامبر اسلام را به او عرضه کرد چاره اي جز قبول نداشت و هيچ چيز
براي از دست دادن نداشت چون خيلي از بزرگان اسلام تمام اموال و دارايي خود
را در راه اسلام خرج کردند و اين خيلي سخته براي همين بود که ثروتمندان
قريش هيچگاه اسلام را که شعار ازادي و برابري را ميداد برايشان سخت بود و
اگر علي اسلام را نمي پذيرفت پيامبر او را از خود مي راند و احتمالاً از
گرسنگي ميمرد
_________________________________________________________________________

به
قدري جهل و عناد دلهاي شما عمر پرستان را پر کرده که حتي به صحيح ترين کتب
سراسر اسرائليات خودتان را هم نگاه نمي کنيد چه برسد به منابع تاريخي تان
امير المومنين(ع) فرزند کسي بود که وقتي پيامبر(ص) پدر و مادر و پدربزرگ
بزرگوارشون رو از دست دادند در منزل ايشان بزرگ شدند
تو حتي نميداني که حضرت ابوطالب(ع) مانند همه مسلمانان در شعب ابوطالب حضور
داشتند درست در همان زماني که معبود تو ابن صحاک دنبال چلپاسه بود تا با
شرابش بخوره
=======================================================
در هنگام خلافتش فقط مسلمان کشت و ديگر هيچ و در زمان ايشان برادر کشي راه
افتاد
__________________________________________________
ايا ميداني صحابه بزرگوار رسول خدا(ص) جناب ابوذر در زمان خلافت کدام
اسلام ستيزي تبعيد شد و به شهادت رسيد ؟
ايا ميداني جناب عمار به دست کدام دست نشانده يهود کشته شد ؟
ايا ميداني کاتب و حافظ وحي عبد الله ابن مسعود توسط کدام کافري محبوس شد ؟
ايا ميداني ابا مسعود انصاري را چه کسي به جرم اينکه از رسول خدا (ص)حديث
نقل ميکرد به زندان انداخت ؟
صحابي رسول خدا مالک ابن نويره به دست عامل کدام کافري کشته شد ؟
و هزاران مورد ديگر که مطمئنا نميداني و نميفهمي چون ماموم کسي هستي که
اقرار دارد :
کل الناس افقه من عمر
سنن سعيد ابن المنصور _کتاب الوصايا _باب ما جاء في الصداق حديث 576
سنن الکبري _ البيهقي حديث 13434
الفقيه والمتفقه _ حديث 365
زهد احمد ابن حنبل _ باب زهد عمر ابن خطاب
=========================================================
تمامي عرب ار علي بيزار بودند براي همين بود که در اوايل فوت پيامبر کسي با
او بيعت نکرد و وقتي پس از شهادت خليفه سوم به نزد او براي بيعت رفتند
خيلي ها از او جدا شدند و او را قبول نداشته و بيعت خود را شکستند
__________________________________________________
توجهت را به چند حديث از کتب خودتان جلب ميکنم :
اذا رايت الرجل ينتقص احدا من اصحاب محمد صلي الله عليه و سلم فالم انه
زنديق
اگر ديدي شخصي اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و اله و سلم را مذمت ميکند
بدان که او کافر است
الکفايه في علم الروايه ج 1 ص119 رقم 140
*****************
عن عدي ابن ثابت عن زر قال قال علي : والذي فلق الحبه و برا النسمه انه
لعهد النبي الامي صلي الله عليه و سلم الي لا يحبني ال المومن و لا يبغضني
ال المنافق
علي عليه السلام فرمود قسم به خدايي که دانه را شکافت ومردمان را افريد اين
سخنان رسول خدا صلي الله عليه و اله و سلم است که فرمود مرا جز مومن دوست
نمي دارد و جز منافق مرا دشمن نميدارد
صحيح مسلم ج 1 ص 60 _61
فضائل الصحابه ض 17
والديباج علي مسلم ج6 ص93
المصنف ابن ابي شيبه الکوفي ج7ص494
السنه عمر ابن ابي عاصم ص584
السنن الکبري النسايي ج5ص 47 _ج5 ص 137
صحيح ابن حبان ج15 ص 367 _368
سير الاعلام النبلا الذهبي ج12 ص509
فتح الباري ابن حجر ج7 ص58

105   نام و نام خانوادگي:  ابولولو     -   تاريخ:  17 مرداد 90 - 19:16:46
کامنت

55 جناب الي الوي
تمام شيعيان بيشتر از 1400 ساله که فقط ميگن اللهم العن جبت و الطاغوت و
انصارهما و اعوانهما

======================================================================
کامنت 56 جناب عدنان :
الله اكبر الله اكبر الله اكبر عمر دوباره شمير خود را بر دهان مشركان و بت
پرستان خواهد كوبيد
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

منظورت
از اينکه نوشتي (الله اکبر) چيه ؟ به اين خاطر نيست که امامتان ابن تيميه
گفته وقتي که خدا بر عرش مينشيند از هر طرف عرش 4 انگشت بيرون ميزند؟؟
در ادامه گفتي : عمر (((دوباره))) شمشير خود را بر دهان مشرکان و بت پرستان
خواهد کوبيد
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگرممکنه
يکي از داستانهايي را که ابن صحاک مثلا يه پس گردني به مشرک يا بت پرستي
زده است را براي ما تعريف کنيد تا چه رسد به اينکه ابن صحاک با
شمشير!!!!!!بر دهان مشرک يا بت پرستي بزند

======================================================================
کامنت 59 جناب الي مهمدي

شما به عايشه رض توهين ميکنيد ......
______________________________________

اولين کساني که به عايشه توهين کردند و به او تهمت زنا زدند همان اصحابي
بوده اند که امروز بتهاي شما هستند و پس از انها هم جناب زبير بود که گفت
اگر پيامبر(ص) از دنيا برود با عايشه ازدواج خواهد کرد البته جالب اينجاست
که امروز شما براي انها گريبان چاک مي کنيد و به همراه مولوي هايتان هر
روز
پس از صلوات و درودبر پيامبر (ص) بر انها هم درود ميفرستيد!!!!!!
_________________________________________
پس چرا پيغمبر ص ايشان را طلاق نداد ....
______________________________________
چون حضرت لوط(ع) وحضرت نوح (ع) همسرانشان را طلاق ندادند و اگر بدون تعصب
به کلام الله نگاه کني ميبيني که خداوند زن نوح و زن لوط را براي عايشه
و حفصه مثال زده است :
ضرب الله مثلا للذين کفرو امراه نوح وامراه لوط کانتا تحت عبدين من عبادنا
صالحين فخانتاهما فلم يغنيا عنهما من الله شيئا و قيل ادخلا النار مع
الداخلين سوره تحريم ايه 10
____________________________________________
چرا علي بن ابي طالب رض دخترش ام کلثوم را به عمر رض داد .....
_____________________________________________
واقعا خودتان از اين سوال مسخره پوسيده و نخ نما خسته نشديد؟؟؟
http://www.valiasr_aj.net/fa/page.php?bank=maghalat&id=83
_________________________________________________
چگونه خداوند عزو وجل اجازه داد منافقين (به گفته شما) از بهترين ياران
پيغمبر باشند ؟
________________________________________________________
اين تفکر شماست که عده اي منافق و يهود زده را بهترين ياران پيامبر(ص)
ميدانيد و ما بر منافقين لعنت ميکنيم
____________________________________________________________________________________
علي
بن ابي طالب چرا ساکت شد اگر دورغ نمي گويد ايا مصلحت دين دراين بود بيش
نيم قرن منافقين هرچه بخواهند برسر دين اسلام بياورند آن هم در اوايل
انتشار دين اسلام يعني زحمت پيغمبر ص هيچ شد
____________________________________________________
لطف کنيد به خودتان زحمت داده و به اين ادرس ها مراجعه کنيد شايد افاقه کرد
چون 1400 ساله که شيعيان لقمه اماده را در دهان شما ميگذارند ولي شما
بازهم حرف هاي نخ نماي گذشتگانتان را تکرار ميکنيد شايد اگر به خودتان زحمت
تحقيق را بدهيد فکرتان به کار بيفتد اين کتابها در همه سايتها موجود است
صحيح مسلم ج 3 ص1378 حديث 1757
شرح المقاصد في علم الکلام ج2 ص296 ناشر دارالمعارف النعمانيه پاکستان
1401ه-ق 1981 م
تاريخ طبري ج3 ص116 ناشر دارالکتب العلميه بيروت 1415 ه- ق
____________________________________________________________________________
در
اخر هم دوتا روايت مهمون من باش

اخبرنا محمد ابن عبد الله بن جعفر عن ابي عون قال قالت عايشه کنت استب انا و
صفيه فسبب اباها فسبب ابي و سمعه رسول الله صلي الله عليه وسلم فقال يا
صفيه تسبين ابابکر

الطبقات الکبري _ لابن سعد ج8 ص 80

عايشه گفت روزي من و صفيه(همسر رسول خدا)به همديگر دشنام ميداديم من به پدر
او فحش ميدادم و او نيز به پدر من فحش ميداد رسول خدا(ص) سخن او را شنيد و
فرمود صفيه به ابابکر دشنام ميدهي؟؟؟!!!!!!!

*********************
....... ثم اقيمت الصلاه فتقدم عثمان فلما قامت امراه من حجرتها فقالت ايها
الناس اسمعو قال ثم تکلمت فذکرت رسول الله صلي الله عليه وسلم و ما بعثه
الله به ثم قالت ترکتم امرالله و خالفتم رسول الله او نحو هذا ثم صمتت
فتکلمت اخري مثل ذلک فاذا هي ((عايشه و حفصه))قال فلما سلم عثمان اقبل علي
الناس فقال (((ان هاتان الفتنان))) فتنتا الناس في صلاتهم و الا تنتهيان او
لاسبکنما ما حل لي السباب

مصنف عبد الرزاق صنعاني ج11 ص 356
الجامع معمر بن راشد ج11 ص355

...... نماز بر پا شد و عثمان جلو رفت و تکبير گفت در اين هنگام زني بر
حجره اش ايستاد و گفت اي مردم بشنويد و سپس در مورد رسول خدا (ص) سخن
گفت و گفت اوامر رسول خدا را ترک کرديد و با او مخالفت کرديد ديگري ايستاد و
همين سخنان را گفت و ان دو زن عايشه و حفصه بودند وقتي عثمان سلام نماز را
دادگفت اين دو زن فتنه گر مردم را در نماز به فتنه انداختند و اگر از اين
کار دست بر ندارند هر دشنامي را که به ذهنم برسد به انها خواهم داد

*******************************************
اگه حرف شيعه تو کله ات نميره بيا طبق حديثي که خودتون نقل کرديد :
اصحابي کالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم
به ام المومنين صفيه و خليفه سومتان عثمان اقتدا کن و تو اين دو روزه دنيا
خودت رو از اين نعمت الهي محروم نکن

============================================================================
اللهم
العن جبت و الطاغوت
106   نام و نام خانوادگي:  قلقل     -   تاريخ:  18 مرداد 90 - 00:07:56
اسلام طي بيست سال حکومت عمررض سابت کرد که ميتواند حاکم وفرمان رواي دنيا با شد تا تمام شدن انسان ها روي زمين چون تاريخ نويسان زد اسلام هنوز نتوانستند از حکومت اسلامي عمر رض رخنه بگيرند چون طي 20سال حکومت درخشان امير المومنين عمر زنداني نبود کشتاري نبود طلمي نبود وانشا الله همه مردم دنيا روزي قدر زحمات اين بزرگوار را خواهند فهميد
107   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  18 مرداد 90 - 00:57:45
با سلام
چون قافيه تنك ايد عبد عمه اش وهابي زاده ( 82 ) به جفنگ ايد .
اما شما جناب مهمد تحريف بس است كدام بي شعور گفته كه عمر امير بوده ؟؟؟ كه حالا امير المومنينش ميخواني ؟؟؟ شايد اميرش كعب الحبار يهودي

لبيك يا علي
108   نام و نام خانوادگي:  ابوالفضل علوي     -   تاريخ:  18 مرداد 90 - 15:56:51
اگه مرد هستيد مياييد در ميدان مناظره ميشينيد اونوقت ميدانيد که مذهب اهل تسنن درست تر است يا شيعه چند خدايتون
109   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  18 مرداد 90 - 19:27:32
با سلام
جناب قلقل زياد جوش نزن تا از قل بيافتي . اما اينكه گفتي قدر عمر را بشناسند !!! بايد بگويم 80 % كفار و مخالفين اسلام قدر او را ميداند نه براي 20 سال انحراف اسلام بلكه براي او 20 دقيقه اي كه در سقيفه كوشش كرد . البته در دنيا در اخرت 100% جهنمي ها از اظهار محبت به او كراهت دارند .

لبيك يا علي
110   نام و نام خانوادگي:  ابولولو     -   تاريخ:  18 مرداد 90 - 21:36:18
کامنت 93 قلقلي عمو جون اولا باباعمرت 20 سال حکومت نکرد 10 سال فساد و قتل و غارت و جنايت کرد . دوما سابت درست نيست ثابت درسته (مثل بابا عثمانت نوشته ميشه) . اگه منظورت از (طلمي نبود) ظلمي نبود هست بايد بهت بگم سخت در اشتباهي معانديني که امثال اونها رو توي همين کانمت ها ميبيني مثل رضا از سنندج يا رهگذر نتيجه ظلم و جورها و تجاوزهايي هستند که طي حملات وحشيانه اي که در دوران غصب خلافت توسط عمر انجام شد . همين الان هم همه دنياي يهود قدر عمر را ميدانند مگه نميبيني با همه ظلم و جوري که توسط عربستان يهودي به مردم شيعه منطقه و شيعيان عربستان و حتي زنان سني کشور خودش صورت ميگيرد هيچ اعتراضي توسط غرب به انها نميشود > عمو جون قلقلي درسهات بخون هروقت خوندن و نوشتن ياد گرفتي تحقيق کن خودت متوجه ميشي . توپول مپولي
111   نام و نام خانوادگي:  ااا     -   تاريخ:  19 مرداد 90 - 01:45:13
به خدا حرفاتون خده داره.اخ اگه شيعه خوب بود وضع کشور اين نبود.شما فقط از کساي اين چرت و پرتارو شنيديد که بارها و بارها ادم کشتن و مردم رو بدبخت کردن
112   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  19 مرداد 90 - 14:58:59
با سلام
جناب ابو فيصل شعار بي خود نده ... مناظره با كي . اصلاُ تو كي هستي . بگو ببينم چرا عمر در غزوه بدر از ميدان در رفت . بگو ببينم چگونه مثل بزكوهي از كوه احد بالا ميرفت چهار دست و پا يا روي دو دستش؟؟؟؟

لبيك يا علي
113   نام و نام خانوادگي:  محمد محمدي     -   تاريخ:  20 مرداد 90 - 01:56:24
سلام به همه مسلمانان واقعي شيعه و سني.در نظر دادن انصاف و مردانگي را رعايت كنيد. با مدرك مستدل صحبت كنيد. توهين به مقدسات هر يك از طرفين آن هم بعد از 1400 و اندي سال تيشه به ريشه اسلام زدن و دل يهود را شاد كردن است. همه بزرگان دين در صدد رشد و تعالي اسلام بوده اند اما شايد در طرز عمل به نظر ما داراي اشكالاتي بوده اند . آنها و اعمالشان را به خدا واگذاريم و سعي كنيم رفتارمان را منطبق با آنهايي كنيم كه قبولشان داريم.خداوند همه داعيان حقيقي دين را مورد لطف و عنايت خود قرار دهد. والسلام
114   نام و نام خانوادگي:  براي ابولولو     -   تاريخ:  22 مرداد 90 - 07:11:43
جناب ابولولو کامنتاتون مثل فاتحه روحمو شاد کرد. زنده باشي
115   نام و نام خانوادگي:  علي حسيني     -   تاريخ:  23 مرداد 90 - 18:18:14
دوستان چرا اينقدر کانالهاي ماهواره اي نگاه کرده ايد که زودتر از همه از اخبار فيلمها مطلع ميشويد چرا ديسکاوري نگاه نميکنيد چرا انيمل پلنت نميبينيد شمايي که به کانال هاي مليتان اعتقاد نداريد! مگر در ايران سريال امام علي پخش شد کسي چيزي گفت. چرا با پخش اين خبر مردم را به جبهه گيري مي کشانيد؟ در ضمن چهره اشخاص بزرگ ديني و امامان تفاوتي با بقيه نداشته در غير اينصورت کسي اگر وارد مجلسي ميشد آنها را زودتر ميشناخت نه اينکه پرسان پرسان دنبالشان باشد. پس شما خود از همه بي خبرتريد. نه من 1400 سال پيش بودم نه شما. پس چرا الکي دنبال قصه گويي و مشتي حرفهاي بي ارزش باشيم چرا دنبال قرآن حي و حاضر نباشيم تا اينکه حديث هاي من در آوردي براي هم نقل کنيم. راستي شما اصلا روزه ميگيريد. به نظر من شما خود عامل بدبختي اين کشوريد.
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامي

برخي از افراد علائمي خاص داشتند كه با آنها به راحتي شناخته مي‌شدند ،‌مثلا خليفه دوم عمر بن خطاب ، اولين كسي بود كه با شلاق در شهر به گشت‌زني مي‌پرداخت ، يا رسول خدا (ص) سايه نداشتند و يا هميشه بوي خوش مي دادند  و...

اما مشكل اصلي در به تصوير كشيدن آنها نيست ، در اين است كه چگونه آنها را به تصوير كشيده‌اند ؛ مثلا حسنين را دو جوان متوجه به دنيا و معاويه را شخصي نگران دين !‌ و...

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

 

116   نام و نام خانوادگي:  محب علي     -   تاريخ:  26 مرداد 90 - 21:49:13
جناب رضا از سنندج شما مطمئنان اهل سنت نيستيد و فقط و فقط نيت تفرقه داريد.........
خدا هدايتتان كند انشاالله
چون همه اهل سنت غير از نواصب و اباضيه حب اميرالمومنين عليه السلام را در دل دارند حتي سلفيون
خدا هدايتتان كند
117   نام و نام خانوادگي:  فداي عمر با جانو تنم     -   تاريخ:  30 مرداد 90 - 18:04:43
واي به حال شما كه به عمر فاروق يار پيامبر آشكار كننده دين فاتح ايران توهين ميكنيد.شايد دليل توهين شما ناراحتي شما از اسلام آوردن باشد كسي را به دين اجبار نيست ولي توهين نكنيد.خدايتان شما را بيامرزد ان شاالله
118   نام و نام خانوادگي:  ابولولو     -   تاريخ:  31 مرداد 90 - 03:14:18
کامنت 117 جناب فداي عمر بادمجون هيچ ياري ، يارش را در ميدان جنگ با دشمن تنها نميگذارد و مثل بز کوهي فرلر کند . هيچ ياري در حالت احتضار به يارش نيبت هذيان نميدهد . هيچ ياري بعد از شهادت يارش پيکر او را رها نميکند تا به دنبال غصب خلافت برود . هيچ ياري اتش به در خانه يگانه دختر عزادار يارش نميبرد . هيچ ياري دختر عزادار يارش را مورد مورد ضرب و جرح قرار نميدهد . هيچ ياري باعث سقط فرزند دختر يارش نميشود . هيچ ياري دختر عزادار يارش را از ارث پدرش محروم نميکند . هيچ ياري ........... هيچ ياري ....... هيچ ياري .... بله هيچ ياري اين غلط ها را نميکند مگر اينکه نفاق داشته باشد ، مگر اينکه بويي از مردانگي نبرده باشد ، مگر اينکه مادرش ???? مگر اينکه ???? ...................... اي کاش فهم و شعور ??? حداقل به اندازه تو بود و ميفهميد که کسي را در دين اجبار نيست ، تا هيچ مردي به بردگي نميرفت . تا هيچ دختر و زني به کنيزي نميرفت . تا هتک حرمت به ناموس هيچ مردي نميشد . تا هيچ وقت نظام منفور موالي گري به راه نمي افتاد . انوقت همۀ جهانيان تحقق وعده اللهي را با چشم خود ميديدند : وَ رَاَيتَ النّاسَ يَدخَلُونَ فِي دِين اللهِ اَفوَِاجا و جهانيان لذت عبادت خالصانه زير سايۀ حجت خدا را ميچشيدند . لعنت خدا و انبيا و اوصيا و ملائکه بر کسي باد که براي مطامع دنيوي همه ما را از اين نعمت اللهي محروم کرد . خداوند متعال دل شما را به نور ولايت روشن کند .
119   نام و نام خانوادگي:  بينام     -   تاريخ:  07 شهريور 90 - 05:47:44
بابا ول کنين اين حرف ها رو فيلمه رو ببينم تا دختراي عرب رو تماشا کنيم کور مرده ي عمر و همشون دختراي عرب رو بچسپين که توشون بازي مي کنند.............. نه غلام !!!!

120   نام و نام خانوادگي:  سيد ابو سعيد حسيني     -   تاريخ:  16 شهريور 90 - 19:01:06
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه / چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند .
به همه دوستان بگم که همگي سخت در اشتباهيد و حربه يهود و بريتانيا خوب عمل کرد و بين مسلمانان را شکافي عظيم ايجاد کرد . البته يهود از همان صدر اسلام و زمان خلافت خلفاي راشدين دست به کار شدند . اينيکي دليل و مدرک ارائه مي دهد و آنيکي دليلي بر عليه آن ، تا کي ؟ آنچه از قرآن کريم و احاديث صحيح در مي يابيم اين است که خلفاي راشدين بر حق بوده اند ، اين است که عائشه رضي الله عنها پاک و بري بوده و توهين به ايشان کفر است ، اين است که کسي نمي تواند بگويد در ميان صحابه از علي عليه السلام افضلتري هم بوده ، اين است که افضليت علي به معناي آن نيست که ابوبکر و عمر و عثمان رضي الله عنهم بهترينان نبوده اند ، اين است که معاويه و بسياري ديگر را نمي توان با خلفا مقايسه نمود ، چون پيغمبر صلي الله عليه و آله و صحبه فرمود : پس از من سي سال خلافت است و سپس سلطنت ، و معاويه آن را به سلطنت مبدل ساخت ، اين است که بسياري از ايشان در درگيريهايي که با عثمان و علي داشتند بر باطل بودند و اشتباه ، اين است که به خاطر عزيز پيامبر صلوات الله عليه و دوري از تفرقه ادب را نگاه مي داريم و کاه کهنه به باد نمي دهيم و هيچ کس را از اهل بيت حضرت عليه الصلاة و السلام دوستتر نمي داريم که : لا اسئلکم عليه اجرا الا المودة في القربي . نه قتل فاطمه عليها السلام واقعيتي تاريخي داشته نه معاويه به گرد پاي چهار خليفه ميرسد نه علي زبون بوده نه عثمان بي شرم و نه يزيد خبيث و يارانش ادامه دهنده راه خلفا . هيهات هيهات که اين مناقشات پايان نمي پذيرد ، 1400 سال است بوده و خواهد بود ليکن يک نفر هم از اين گفته حقايق را دريابد مرا بس است . کجاست آن امت واحده . لا اله الا الله محمد رسول الله و لا نعبد الا اياه ، اللهم صل علي سيدنا محمد و علي آله و اصحابه و ازواجه و ذرياته و اولياء امته .




  صفحه بعد [1] [2] [3] [4] [5]   صفحه قبل
      ارسال نظر  

صفحه کليد   *:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر
کد امنيتي:        

آموزش رجال | مناظرات | فتنه وهابيت | آرشيو اخبار | آرشيو يادداشت | پايگاه هاي برتر | گالري تصاوير | خارج فقه مقارن | درباره ما | شبکه سلام |  ارتباط با ما