مقالات |  سخنراني ها |  شبکه سلام |  آثار منتشره |  محصولات نرم افزاري |  نظرات |  طرح پرسش |  پاسخ ها English
تاريخ: 25 آذر 1388 تعداد بازديد: 5803 
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
گروه عقائد شيعه  

طرح شبهه:

علي که شير خدا و اسد الله الغالب بود و در قلعه خيبر را با يک دست بلند کرد، چگونه حاضر مى‌شود ببيند همسرش را در مقابل چشمانش كتك بزنند؛ اما هيچ واكنشى از خود نشان ندهد؟!

نقد و بررسي:

يكى از مهمترين شبهاتى كه وهابي‌ها با تحريك احساسات مردم، به منظور انكار قضيه هجوم عمر بن خطاب و كتك زدن فاطمه زهرا سلام الله عليها مطرح مى‌كنند، اين است كه چرا اميرمؤمنان عليه السلام از همسرش دفاع نكرد؟ مگر نه اين كه او اسد الله الغالب و شجاع‌ترين فرد زمان خود بود و...

عالمان شيعه در طول تاريخ از اين شبهه‌ پاسخ‌هاى گوناگونى داده‌اند كه به اختصار به چند نكته بسنده مى‌كنيم.

عكس العمل تند حضرت در برابر عمر بن خطاب:

اميرمؤمنان عليه السلام در مرحله اول و زمانى كه آن‌ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمين زد، با مشت به صورت و گردن او كوبيد؛ اما از آن جايى كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلى الله عليه وآله صبر پيشه كرد. در حقيقت با اين كار مى‌خواست به آن‌ها بفهماند كه اگر مأمور به شكيبائى نبودم و فرمان خدا غير از اين بود، كسى جرأت نمى‌كرد كه اين فكر را حتى از مخيله‌اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل هميشه تابع فرمان‌هاى الهى بوده است.

سليم بن قيس هلالى كه از ياران مخلص اميرمؤمنان عليه السلام است، در اين باره مى‌نويسد:

وَدَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِي الْبَابِ ثُمَّ دَفَعَهُ فَدَخَلَ فَاسْتَقْبَلَتْهُ فَاطِمَةُ عليه السلام وَصَاحَتْ يَا أَبَتَاهْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَرَفَعَ عُمَرُ السَّيْفَ وَهُوَ فِي غِمْدِهِ فَوَجَأَ بِهِ جَنْبَهَا فَصَرَخَتْ يَا أَبَتَاهْ فَرَفَعَ السَّوْطَ فَضَرَبَ بِهِ ذِرَاعَهَا فَنَادَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَبِئْسَ مَا خَلَّفَكَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ.

فَوَثَبَ عَلِيٌّ (عليه السلام) فَأَخَذَ بِتَلابِيبِهِ ثُمَّ نَتَرَهُ فَصَرَعَهُ وَوَجَأَ أَنْفَهُ وَرَقَبَتَهُ وَهَمَّ بِقَتْلِهِ فَذَكَرَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) وَمَا أَوْصَاهُ بِهِ فَقَالَ وَالَّذِي كَرَّمَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ يَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَيْتِي.

عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعله‏ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد! حضرت زهرا عليها السّلام به طرف عمر آمد و فرياد زد: يا ابتاه، يا رسول اللَّه! عمر شمشير را در حالى كه در غلافش بود بلند كرد و بر پهلوى فاطمه زد. آن حضرت ناله كرد: يا ابتاه! عمر تازيانه را بلند كرد و بر بازوى حضرت زد. آن حضرت صدا زد:

يا رسول اللَّه، ابوبكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتار مى‌كنند»!

علي عليه السّلام ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش كوبيد و خواست او را بكشد؛ ولى به ياد سخن پيامبر صلى الله عليه وآله و وصيتى كه به او كرده بود افتاد، فرمود: اى پسر صُهاك! قسم به آنكه محمّد را به پيامبرى مبعوث نمود، اگر مقدرّات الهى و عهدى كه پيامبر با من بسته است، نبود، مى‏دانستى كه تو نمى‏توانى به خانه من داخل شوى»

الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568، ناشر: انتشارات هادى‏ ـ قم‏، الطبعة الأولي، 1405هـ.

همچنين آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن مى‌نويسد:

أنه لما يجب على غضب عمر وأضرم النار بباب على وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت يا أبتاه ويا رسول الله فرفع عمر السيف وهو فى غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت يا أبتاه فأخذ على بتلابيب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته

عمر عصباني شد و درب خانه علي را به آتش کشيد و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله عليها به طرف عمر آمد و فرياد زد: «يا ابتاه، يا رسول الله»! عمر شمشيرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازيانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فرياد زد: « يا ابتاه » (با مشاهده اين ماجرا) علي (ع) ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت کشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش کوبيد.

الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج3، ص124، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

آلوسى اين روايت را بدون هيچ حاشيه و نقدى نقل كرده و رد نكرده است كه حكايت از پذيرفتن آن دارد.

تسليم وصيت پيامبر اكرم (ص):

اميرمؤمنان عليه السلام در تمام دوران زندگي‌اش، مطيع محض فرمان‌هاى الهى بوده و آن‌چه او را به واكنش وامى‌داشت، فقط و فقط اوامر الهى بود و هرگز به خاطر تعصب، غضب و منافع شخصى از خود واكنش نشان نمى‌داد.

آن حضرت از جانب خدا و رسولش مأمور به صبر و شكيبائى در برابر اين مصيبت‌هاى عظيم بوده است و طبق همين فرمان بود كه دست به شمشير نبرد.

مرحوم سيد رضى الدين موسوى در كتاب شريف خصائص الأئمه (عليهم السلام) مى‌نويسد:

أَبُو الْحَسَنِ فَقُلْتُ لِأَبِي فَمَا كَانَ بَعْدَ إِفَاقَتِهِ قَالَ دَخَلَ عَلَيْهِ النِّسَاءُ يَبْكِينَ وَارْتَفَعَتِ الْأَصْوَاتُ وَضَجَّ النَّاسُ بِالْبَابِ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ فَبَيْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ نُودِيَ أَيْنَ عَلِيٌّ فَأَقْبَلَ حَتَّى دَخَلَ عَلَيْهِ قَالَ عَلِيٌّ (عليه السلام) فَانْكَبَبْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا أَخِي... أَنَّ الْقَوْمَ سَيَشْغَلُهُمْ عَنِّي مَا يَشْغَلُهُمْ فَإِنَّمَا مَثَلُكَ فِي الْأُمَّةِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ نَصَبَهَا اللَّهُ لِلنَّاسِ عَلَماً وَإِنَّمَا تُؤْتَى مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ وَنَأْيٍ سَحِيقٍ وَلَا تَأْتِي وَإِنَّمَا أَنْتَ عَلَمُ الْهُدَى وَنُورُ الدِّينِ وَهُوَ نُورُ اللَّهِ يَا أَخِي وَالَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ لَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْهِمْ بِالْوَعِيدِ بَعْدَ أَنْ أَخْبَرْتُهُمْ رَجُلًا رَجُلًا مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ حَقِّكَ وَأَلْزَمَهُمْ مِنْ طَاعَتِكَ وَكُلٌّ أَجَابَ وَسَلَّمَ إِلَيْكَ الْأَمْرَ وَإِنِّي لَأَعْلَمُ خِلَافَ قَوْلِهِمْ فَإِذَا قُبِضْتُ وَفَرَغْتَ مِنْ جَمِيعِ مَا أُوصِيكَ بِهِ وَغَيَّبْتَنِي فِي قَبْرِي فَالْزَمْ بَيْتَكَ وَاجْمَعِ الْقُرْآنَ عَلَى تَأْلِيفِهِ وَالْفَرَائِضَ وَالْأَحْكَامَ عَلَى تَنْزِيلِهِ ثُمَّ امْضِ [ذَلِكَ‏] عَلَى غير لائمة [عَزَائِمِهِ وَ] عَلَى مَا أَمَرْتُكَ بِهِ وَعَلَيْكَ بِالصَّبْرِ عَلَى مَا يَنْزِلُ بِكَ وَبِهَا [يعني بفاطمة] حَتَّى تَقْدَمُوا عَلَيَّ.

امام كاظم عليه السلام مى‌فرمايد: از پدرم امام صادق عليه السلام پرسيدم: پس از به هوش آمدن رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم چه اتفاق افتاد؟ فرمود: زنها داخل شدند و صدا به گريه بلند كردند، مهاجرين و انصار جمع شده و اظهار غم و اندوه مى‌كردند، علي فرمود: ناگهان مرا صدا زدند، وارد شدم و خودم را روى بدن پيغمبر انداختم، فرمود:

برادرم، اين مردم مرا رها خواهند كرد و به دنياى خودشان مشغول خواهند شد؛ ولى تو را از رسيدگى به من باز ندارد، مثل تو در بين اين امت مثل كعبه است كه خدا آن را نشانه قرار داده است تا از راههاى دور نزد آن بيايند... پس چون از دنيا رفتم و از آنچه به تو وصيت كردم فارغ شدى و بدنم را در قبر گذاشتي، در خانه‌ات بنشين و قرآن را آنگونه كه دستور داده‌ام، بر اساس واجبات و احكام و ترتيب نزول جمع آورى كن، تو را به بردبارى در برابر آنچه كه از اين گروه به تو و فاطمه زهرا سلام الله عليها خواهد رسيد سفارش مى‌كنم، صبر كن تا بر من وارد شوي.

الشريف الرضي، أبي الحسن محمد بن الحسين بن موسى الموسوي البغدادي (متوفاي406هـ) خصائص‏الأئمة (عليهم السلام)، ص73، تحقيق وتعليق: الدكتور محمد هادي الأميني، ناشر: مجمع البحوث الإسلامية الآستانة الرضوية المقدسة مشهد – إيران، 1406هـ

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 22، ص 484، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 - 1983 م.

در روايت ديگرى سليم بن قيس هلالى نقل مى‌كند:

ثُمَّ نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) إِلَى فَاطِمَةَ وَإِلَى بَعْلِهَا وَإِلَى ابْنَيْهَا فَقَالَ يَا سَلْمَانُ أُشْهِدُ اللَّهَ أَنِّي حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ أَمَا إِنَّهُمْ مَعِي فِي الْجَنَّةِ ثُمَّ أَقْبَلَ النَّبِيُّ (صلي الله عليه وآله) عَلَى عَلِيٍّ (عليه السلام) فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّكَ سَتَلْقَى [بَعْدِي‏] مِنْ قُرَيْشٍ شِدَّةً مِنْ تَظَاهُرِهِمْ عَلَيْكَ وَظُلْمِهِمْ لَكَ فَإِنْ وَجَدْتَ أَعْوَاناً [عَلَيْهِمْ‏] فَجَاهِدْهُمْ وَقَاتِلْ مَنْ خَالَفَكَ بِمَنْ وَافَقَكَ فَإِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً فَاصْبِرْ وَكُفَّ يَدَكَ وَلا تُلْقِ بِيَدِكَ إِلَى التَّهْلُكَةِ فَإِنَّكَ [مِنِّي‏] بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى وَلَكَ بِهَارُونَ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ إِنَّهُ قَالَ لِأَخِيهِ مُوسَى إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي‏.

پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم به فاطمه و همسر او و دو پسرش نگاهى كرد و فرمود: اى سلمان! خدا را شاهد مى‏گيرم افرادى كه با اينان بجنگند با من جنگيده‌اند، افرادى كه با اينان روى صلح داشته باشند با من صلح كرده‌اند، بدانيد كه اينان در بهشت همراه منند.

سپس پيامبر صلى الله عليه وآله نگاهى به علي عليه السلام كرد و فرمود: اى علي! تو به زودى پس از من، از قريش و متحد شدنشان عليه خودت و ستمشان سختى خواهى كشيد. اگر يارانى يافتى با آنان جهاد كن و به وسيله موافقينت با آنان بجنگ، و اگر كمك كار و ياورى نيافتى صبر كن و دست نگهدار و با دست خويش خود را به نابودى مينداز. تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى هستى، هارون براى تو اسوه خوبى است، به برادرش موسى گفت: إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِى وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي؛ اين قوم مرا ضعيف شمردند و نزديك بود مرا بكشند.

الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص569، ناشر: انتشارات هادى‏ ـ قم‏، الطبعة الأولي، 1405هـ.

همچنين در ادامه روايت پيشين كه از سليم نقل شد، اميرمؤمنان عليه السلام خطاب به عمر فرمود:

يَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَيْتِي.

اى پسر صحّاك! اگر مقدرات خداوندى و پيمان و سفارش رسول خدا صلى الله عليه وآله نبود، هر آينه مى‌فهميدى كه تو قدرت ورود به خانه مرا نداري.

الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568، ناشر: انتشارات هادى‏ ـ قم‏، الطبعة الأولي، 1405هـ.

البته روايات در اين باب بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد؛ از اين رو به همين چند روايت بسنده مى‌كنيم.

به راستى چه كسى جز حيدر كرّار مى‌تواند از چنين امتحان سختى بيرون بيايد؟! زمانى ارزش اين كار مشخص مى‌شود كه بدانيم علي عليه السلام همان كسى است كه در ميدان نبرد، همچون شير ژيان بر دشمن حمله مى‌كرد و پهلوانان و يلان كفر را يكى پس از ديگرى از سر راه بر مى‌داشت، روزى پشت پهلوانى همچون عمر بن عبدود را به خاك مى‌مالد و روزى ديگر فرق سر مرهب يهودى را همراه با كلاه خودش مى‌شكافد.

آن روز فرمان خداوند اين بود كه دشمنان از ترس ذوالفقارش خواب آسوده نداشته باشند؛ ولى روز ديگر فرمان اين است كه همان ذوالفقار در نيام باشد تا اساس اسلام حفظ شود و دشمنان اسلام از نابود كردن آن مأيوس شوند.

احتمال شهادت حضرت زهرا عليها السلام هنگام درگيري:

دفاع از ناموس، از مسائل فطرى و مشترك ميان همه انسان‌ها است؛ اما روشن است كه اگر كسى بداند كه قصد دشمن از تعرض به ناموس وى اين است كه او را به واكنش وادار كنند تا به مقصود مهمتر و شوم‌ترى دست يابند؛ انسان عاقل، با تدبير و مسلط بر نفس خويش، هرگز كارى نخواهد كرد كه دشمن به مقصودش برسد.

قصد مهاجمين به خانه وحى اين بود كه اميرمؤمنان عليه السلام را به واكنش وادار كنند و با استفاده از اين فرصت، ثابت كنند كه شخصى همانند علي عليه السلام براى رسيدن به حكومت دنيوى حاضر شد كه افراد زيادى را از دم شمشير بگذراند.

و نيز اگر اميرمؤمنان عليه السلام از خود واكنش نشان مى‌داد و با آن‌ها درگير مى‌شد، ممكن بود كه فاطمه زهرا در اين درگيري‌ها كشته شود، سپس دشمنان شايع مى‌كردند كه علي عليه السلام براى به دست آوردن حكومت دنيايى، همسرش را نيز فدا كرد و در حقيقت او بود كه سبب كشتن همسرش شد؛ چنانچه در باره عمار ياسر، يار وفادار اميرمؤمنان عليه السلام چنين كردند.

هنگام ساختن مسجد مدينه، عمار ياسر برخلاف ديگران كه يك خشت برمى‌داشتند، او دو تا دو تا مى‌آورد، پيامبر اسلام او را ديد، با دست مباركش، غبار را از سر و صورت نازنين عمار زدود و پس فرمود:

وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّار.

عمار را گروه ستمگر مى‌كشند، او آنان را به بهشت مى‌خواند وآنان او را به جهنّم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 1، ص172، ح436، كتاب الصلاة،بَاب التَّعَاوُنِ في بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، و ج3، ص1035، ح 2657، الجهاد والسير، باب مَسْحِ الْغُبَارِ عَنِ النَّاسِ فِي السَّبِيلِ، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ – 1987م.

صدور اين روايت از رسول خدا صلى الله عليه وآله در حق عمّار قطعى بود و تمام مردم از آن آگاه بودند و نيز ثابت مى‌كرد كه معاويه و دار و دسته‌اش همان گروه نابكار هستند؛ از اين رو هنگامى كه معاويه شنيد عمار كشته شده و لرزه بر دل بسيارى از مردم انداخته، و اين فرمايش پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله سر زبان‌ها افتاده است، عمرو عاص را به حضور طلبيد و پس از مشورت با او شايع كردند كه علي عليه السلام او را كشته است و اين گونه استدلال كردند كه چون عمار در جبهه علي وهمراه او بوده است و علي او را به جنگ فرستاده است؛ پس او قاتل عمار است.

احمد بن جنبل در مسندش مى‌نويسد:

مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ حَزْمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ لَمَّا قُتِلَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ دَخَلَ عَمْرُو بْنُ حَزْمٍ عَلَى عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ فَقَالَ قُتِلَ عَمَّارٌ وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فَقَامَ عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ فَزِعًا يُرَجِّعُ حَتَّى دَخَلَ عَلَى مُعَاوِيَةَ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِيَةُ مَا شَأْنُكَ قَالَ قُتِلَ عَمَّارٌ فَقَالَ مُعَاوِيَةُ قَدْ قُتِلَ عَمَّارٌ فَمَاذَا قَالَ عَمْرٌو سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِيَةُ دُحِضْتَ فِي بَوْلِكَ أَوَنَحْنُ قَتَلْنَاهُ إِنَّمَا قَتَلَهُ عَلِيٌّ وَأَصْحَابُهُ جَاءُوا بِهِ حَتَّى أَلْقَوْهُ بَيْنَ رِمَاحِنَا أَوْ قَالَ بَيْنَ سُيُوفِنَا.

ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم از پدرش نقل مى‌كند كه گفت: هنگامى كه عمار ياسر به شهادت رسيد، عمرو بن حزم نزد عمرو عاص رفت و گفت: عمار كشته شد، رسول خدا صلى الله عليه وآله فرموده است: گروه ستمگر، عمار را مى‌كشند، عمرو عاص ناراحت شد و جمله «لا حول ولا قوة الا بالله» را مى‌گفت تا نزد معاويه رفت،‌ معاويه پرسيد: چه شده است؟ گفت: عمار كشته شده است. معاويه گفت:‌ كشته شد كه شد، حالا چه شده است؟ عمرو گفت: از رسول خدا صلى الله عليه وآله شنيدم كه مى‌فرمود: عمار را گروه باغى وستمگر خواهد كشت، معاويه گفت: مگر ما او را كشته‌ايم، عمار را علي و يارانش كشتند كه او را همراه خويش وادار به جنگ كردند و او را بين نيزه‌ها و شمشيرهاى ما قرار دادند.

الشيباني، أحمد بن حنبل أبو عبدالله (متوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج4، ص199، ح 17813، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛

البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسى أبو بكر (متوفاي 458هـ)، سنن البيهقي الكبرى، ج8، ص189، ناشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، 1414 - 1994؛

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 1، ص 420 و ص 426، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

هيثمى پس از نقل روايت مى‌گويد:

رواه أحمد وهو ثقة.

الهيثمي، علي بن أبي بكر (متوفاي 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج7، ص242، ناشر: دار الريان للتراث/‏ دار الكتاب العربي - القاهرة، بيروت – 1407هـ.

و حاكم نيشابورى پس از نقل روايت مى‌‌گويد:

هذا حديث صحيح على شرط الشخين ولم يخرجاه بهذه السياقة.

اين حديث با شرائطى كه بخارى و مسلم قبول دارند، صحيح است؛‌ ولى آن‌ها به اين صورت نقل نكرده‌اند.

الحاكم النيسابوري، محمد بن عبدالله أبو عبدالله (متوفاي 405 هـ)، المستدرك على الصحيحين، ج2، ص155، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

مناوى به نقل از قرطبى مى‌نويسد:

وهذا الحديث أثبت الأحاديث وأصحّها، ولمّا لم يقدر معاوية على إنكاره قال: إنّما قتله من أخرجه، فأجابه عليّ بأنّ رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم إذن قتل حمزة حين أخرجه.

قال ابن دحية: وهذا من على إلزام مفحم الذي لا جواب عنه، وحجّة لا اعتراض عليها.

اين حديث از محكم‌ترين و صحيح‌ترين احاديث است و چون معاويه قدرت بر انكارش نداشت، گفت: عمار را كسى كشت كه او را همراه خود آورده است و لذا علي (ع) در پاسخش فرمود: پس بنابراين حمزه را هم در جنگ احد پيامبر كشته است؛ چون آن حضرت بود كه حمزه را همراه خودش آورده بود.

ابن دحيه مى‌گويد: اين پاسخ علي چنان كوبنده است كه حرفى براى گفتن باقى نمى‌گذارد ودليلى است كه انتقادى بر آن نيست.

المناوي، عبد الرؤوف (متوفاي: 1031هـ)، فيض القدير شرح الجامع الصغير، ج 6، ص 366، ناشر: المكتبة التجارية الكبرى - مصر، الطبعة: الأولى، 1356هـ

چرا امير المؤمنين در هيچ جنگي در زمان خلفاء شركت نكرد؟

اين كه اميرمؤمنان عليه السلام شجاعترين فرد زمان خودش بود، هيچ شك و شبهه‌اى در آن نيست؛ آن قدر شجاع و دلاور بود كه شنيدن نامش خواب را از چشمان پهلوانان دشمن مى‌پراند؛ تا جايى كه عمر بن خطاب مى‌گفت:

والله لولا سيفه لما قام عمود الاسلام.

به خدا سوگند! اگر شمشير علي عليه السلام نبود‌، عمود خيمه اسلام استوار نمى‌شد.

إبن أبي الحديد المدائني المعتزلي، أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاي655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج 12، ص 51، تحقيق محمد عبد الكريم النمري، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1418هـ - 1998م.

حتى در زمانى كه تمام ياران بي‌وفاى رسول خدا صلى الله عليه وآله در جنگ احد و حنين آن حضرت را رها و از معركه گريختند، امام علي عليه السلام پروانه وار اطراف شمع وجود پيامبر گرامى چرخيد و از او دفاع مى‌كرد.

 اما چرا همان علي عليه السلام در هيچ يك از جنگ‌هاى زمان خلفاء شركت نكرد؟

همان كسى كه در زمان رسول خدا صلى الله عليه وآله در تمام نبردهاى مسلمانان عليه كفار، يهوديان و... شركت فعال داشت و پيشاپيش تمام سربازان پرچم اسلام را به دوش مى‌كشيد و پهلوانان دشمن را يكى پس از ديگرى بر زمين مى‌كوبيد، چه اتفاقى افتاده بود كه در زمان خلفاء در هيچ نبردى حضور نمى‌يافت؟

آيا شجاعتش را از دست داده بود، يا جنگ در ركاب خلفاء را جهاد نمى‌دانست؟ يا اين كه خلفاء، بر خلاف سنت رسول خدا صلى الله عليه وآله قصد استفاده از آن حضرت را نداشتند؟

امير المؤمنين عليه السلام بهترين تصميم را گرفت:

امر دائر بود بين اين كه اميرمؤمنان عليه السلام اساس اسلام را حفظ نمايد و از حق خود بگذرد؛ يا اين كه بر آن عده اندك حمله نموده و آن‌ها را از دم تيغ بگذراند و در عوض دشمنان اسلام و منافقين با استفاده از اين فرصت اساس اسلام را به خطر بيندازند، اميرمؤمنان عليه السلام راه دوم را برگزيد و با اين فداكارى دين اسلام را براى هميشه حفظ و دشمنان اسلام را نا اميد كرد و به طور قطع اين تصميم عاقلانه‌تر بوده است.

در خطبه سوم نهج البلاغه مى‌فرمايد:

وَطَفِقْتُ أَرْتَئِي بَيْنَ أَنْ أَصُولَ بِيَدٍ جَذَّاءَ أَوْ أَصْبِرَ عَلَى طَخْيَةٍ عَمْيَاءَ. يَهْرَمُ فِيهَا الْكَبِيرُ وَيَشِيبُ فِيهَا الصَّغِيرُ وَيَكْدَحُ فِيهَا مُؤْمِنٌ حَتَّى يَلْقَى رَبَّهُ. فَرَأَيْتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلَى هَاتَا أَحْجَى. فَصَبَرْتُ وَفِي الْعَيْنِ قَذًى وَفِي الْحَلْقِ شَجًا. أَرَى تُرَاثِي نَهْباً.

در اين انديشه فرو رفته بودم كه: با دست تنها (با بى ياورى) به پا خيزم (و حق خود و مردم را بگيرم) و يا در اين محيط پر خفقان و تاريكيى كه پديد آورده‏اند صبر كنم، محيطى كه: پيران را فرسوده، جوانان را پير، و مردان با ايمان را تا واپسين دم زندگى به رنج وا مى‏دارد.

(عاقبت) ديدم بردبارى و صبر به عقل و خرد نزديكتر است؛ لذا شكيبائى ورزيدم؛ ولى به كسى مى‏ماندم كه: خاشاك چشمش را پر كرده، و استخوان راه گلويش را گرفته، با چشم خود مى‏ديدم، ميراثم را به غارت مى‏برند.

و در خطبه پنجم نهج البلاغه، هنگامى كه شخصى همانند ابوسفيان به قصد گرفتن ماهى از آب گل آلود و استفاده از موقعيت به دست آمده، نزد آن حضرت آمد و پشنهاد بيعت و جنگ با أبوبكر را داد، امام عليه السلام خطبه خواند و فرمود:

أَيُّهَا النَّاسُ شُقُّوا أَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ... أَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَنَاحٍ أَوِ اسْتَسْلَمَ فَأَرَاحَ... فَإِنْ أَقُلْ يَقُولُوا حَرَصَ عَلَى الْمُلْكِ وَإِنْ أَسْكُتْ يَقُولُوا جَزِعَ مِنَ الْمَوْتِ هَيْهَاتَ بَعْدَ اللَّتَيَّا وَالَّتِي وَاللَّهِ لابْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ. بَلِ انْدَمَجْتُ عَلَى مَكْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لاضْطَرَبْتُمْ اضْطِرَابَ الْأَرْشِيَةِ فِي الطَّوِيِّ الْبَعِيدَةِ.

اى مردم امواج كوه پيكر فتنه‏ها را، با كشتي‌هاى نجات در هم بشكنيد... (دو كس راه صحيح را پيمودند) آن كس كه با داشتن يار و ياور و نيروى كافى به پا خاست و پيروز شد، و آن كس كه با نداشتن نيروى كافى كناره‏گيرى كرد و مردم را راحت ساخت. اگر سخن گويم (و حقم را مطالبه كنم) گويند: بر رياست و حكومت حريص است، و اگر دم فرو بندم (و ساكت نشينم) خواهند گفت از مرگ مى‏ترسد. (اما) هيهات پس از آن همه جنگ‌ها و حوادث (اين گفته بس ناروا است). به خدا سوگند علاقه فرزند ابوطالب، به مرگ از علاقه طفل شيرخوار به پستان مادر بيشتر است؛ اما من از علوم و حوادثى آگاهم كه اگر بگويم همانند طناب ها در چاه‌هاى عميق به لرزه درآئيد.

چرا رسول خدا (ص) از سميه و ديگر زنان مسلمان دفاع نکرد؟

اميرمؤمنان عليه السلام، به همان دليل از خود واكنش نشان نداد كه رسول خدا صلى الله عليه وآله در هنگام كشته شدن سميه، مادر عمار ياسر توسط مشركان و تعرض آن‌ها به وي، از خود واكنشى نشان نداد.

ابن حجر عسقلانى در الإصابة مى‌نويسد:

( 11342 ) سمية بنت خباط... والدة عمار بن ياسر كانت سابعة سبعة في الاسلام عذبها أبو جهل وطعنها في قبلها فماتت فكانت أول شهيدة في الاسلام... عذبها آل بني المغيرة على الاسلام وهي تأبى غيره حتى قتلوها وكان رسول الله صلى الله عليه وسلم يمر بعمار وأمه وأبيه وهم يُعذّبون بالأبطح في رمضاء مكة فيقول صبرا يا آل ياسر موعدكم الجنة.

سميه دختر خباط... مادر عمار ياسر هفتمين كسى است كه اسلام آورد، ابوجهل او را اذيت مى‌كرد و آن قدر نيزه بر پايين شكمش زد تا به شهادت رسيد، و او نخستين زن شهيد در اسلام است. آل بنومغيره، چون مسلمان شده بود و دست بردارد نبود او را آزار و اذيت كردند؛ تا كشته شد. رسول خدا (ص)، منظره شكنجه شدن عمار و مادر و پدرش را در مكه مى‌ديد و مى‌فرمود: اى خاندان ياسر! صبور باشيد كه وعده‌گاه شما بهشت است.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 7، ص 712، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولى، 1412 - 1992.

با اين كه رسول خدا صلى الله عليه وآله مى‌ديد كافرى همچون ابوجهل متعرض ناموس مسلمانان مى‌شود؛ ولى در عين حال هيچ واكنشى از خود نشان نمى‌داد و به آنان نيز فرمان مى‌داد كه صبر نمايند.

مگر نه اين كه رسول خدا صلى الله عليه وآله غيورترين و شجاع‌ترين فرد عالم است، پس چرا از ناموس مسلمانان دفاع نكرد؟ چرا شمشيرش را برنداشت تا گردن ابوجهل را از تنش جدا كند؟

و نيز زمانى كه عمر بن خطاب، متعرض زنان مسلمان مى‌شد و آن‌ها را به خاطر اسلام آوردنشان كتك مى‌زد، چرا رسول خدا صلى الله عليه وآله از خود واكنشى نشان نمى‌داد.

ابن هشام در السيرة النبوية، مى‌نويسد:

ومر [ابوبكر] بجارية بنى مؤمل، حي من بنى عدى بن كعب، وكانت مسلمة، وعمر بن الخطاب يعذبها لتترك الاسلام، وهو يومئذ مشرك، وهو يضربها، حتى إذا مل قال: إني أعتذر إليك، إني لم أتركك إلا ملالة، فتقول: كذلك فعل الله بك.

ابوبكر مى‌ديد كه كنيز مسلمان شده از بنو مؤمل از خاندان عدى بن كعب،‌ عمر او را كتك مى‌زد تا دست از اسلام بردارد و مسلمان بودن را ترك كند (چون عمر هنوز مشرك بود) آن قدر او را زد تا خسته شد، گفت: اگر تو را كتك نمى‌زنم براى اين است كه خسته شده‌ام، از اين جهت مرا ببخش. كنيز در پاسخ گفت: بدان كه خدا نيز اين گونه با تو رفتار خواهد كرد.

الحميري المعافري، عبد الملك بن هشام بن أيوب أبو محمد (متوفاي213هـ)، السيرة النبوية، ج 2، ص 161، تحقيق طه عبد الرءوف سعد، ناشر: دار الجيل، الطبعة: الأولى، بيروت – 1411هـ؛

الشيباني، أحمد بن حنبل أبو عبد الله (متوفاي241هـ)، فضائل الصحابة، ج 1، ص 120، تحقيق د. وصي الله محمد عباس، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1403هـ – 1983م؛

الكلاعي الأندلسي، أبو الربيع سليمان بن موسى (متوفاي634هـ)، الإكتفاء بما تضمنه من مغازي رسول الله والثلاثة الخلفاء، ج 1، ص 238، تحقيق د. محمد كمال الدين عز الدين علي، ناشر: عالم الكتب - بيروت، الطبعة: الأولى، 1417هـ؛

الانصاري التلمساني، محمد بن أبي بكر المعروف بالبري (متوفاي644هـ) الجوهرة في نسب النبي وأصحابه العشرة، ج 1، ص 244؛

الطبري، أحمد بن عبد الله بن محمد أبو جعفر (متوفاي694هـ)، الرياض النضرة في مناقب العشرة، ج 2، ص 24، تحقيق عيسى عبد الله محمد مانع الحميري، ناشر: دار الغرب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الأولى، 1996م؛

النويري، شهاب الدين أحمد بن عبد الوهاب (متوفاي733هـ)، نهاية الأرب في فنون الأدب، ج 16، ص 162، تحقيق مفيد قمحية وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2004م.

چرا رسول خدا صلى الله عليه وآله جلوى عمر را نگرفت و او را از اين كار منع نكرد؟ چرا شمشيرش را برنداشت و گردن عمر را نزد؟

اهل تسنن، هر پاسخى دادند، ما نيز عين همان را در باره صبر اميرمؤمنان عليه السلام و شمشير نكشيدن آن حضرت خواهيم داد.

چرا عثمان از زنش دفاع نكرد؟

هنگامى كه ياران رسول خدا صلى الله عليه وآله به خانه عثمان ريختند و همسر او را زده و انگشتش را قطع کردند، او از همسرش دفاع نکرد، شما از اين عملکرد عثمان چه پاسخى داريد؟

 طبري،‌ در تاريخش مى‌نويسد:

وجاء سودان بن حمران ليضربه فانكبت عليه نائلة ابنة الفرافصة واتقت السيف بيدها فتعمدها ونفح أصابعها فأطن أصابع يدها وولت فغمز أوراكها وقال أنها لكبيرة العجيزة وضرب عثمان فقتله.

سودان بن حمران آمد تا او را كتك بزند، نائله دختر فرافصه (زن عثمان) خود را بر روى او انداخت، سودان شمشير را گرفت و انگشت او را قطع كرد و سپس دست به پشت او زد و گفت: عجب پشت بزرگى دارد، سپس عثمان را زد و كشت.

الطبري، أبي جعفر محمد بن جرير (متوفاي310)، تاريخ الطبري، ج 2، ص 676، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت.

همچنين ابن أثير در الكامل فى التاريخ مى‌نويسد:

وجاء سودان ليضربه فأكبت عليه امرأته واتقت السيف بيدها فنفح أصابعها فأطن أصابع يديها وولت فغمز أوراكها وقال أنها لكبيرة العجز وضرب عثمان فقتله.

الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاي630هـ) الكامل في التاريخ، ج 3، ص 68، تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ.

ابن كثير دمشقى سلفى مى‌نويسد:

ثم تقدم سودان بن حمران بالسيف فمانعته نائلة فقطع أصابعها فولت فضرب عجيزتها بيده وقال: أنها لكبيرة العجيزة. وضرب عثمان فقتله.

القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج 7، ص 188، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.

چرا عثمان از زنش دفاع نكرد، مگر نه اين كه او مرد بود، غيرت داشت و بايد از زنش دفاع مى‌كرد؟ پس چرا هيچ واكنشى از خود نشان نداد و حاضر شد كه ببيند ياران رسول خدا به همسر او اهانت كرده و متعرض همسر او شوند؟

چرا عمر از زنش دفاع نكرد؟

اهل سنت اصرار دارند كه امّ‌كلثوم دختر امير مؤمنان عليه السلام همسر عمر بوده است؛ اما مى‌بينيم كه هنگامى كه مغيرة بن شعبه اهانت زشتى به امّ‌كلثوم كرده و او را با امّ‌جميل، زنا كار مشهور عرب تشبيه و قياس مى‌‌كند،‌ عمر هيچ عكس العملى از خود نشان نمى‌دهد.

ابن خلكان در وفيات الأعيان مى‌نويسد:

ثم إن أم جميل وافقت عمر بن الخطاب رضي الله عنه بالموسم والمغيرة هناك فقال له عمر أتعرف هذه المرأة يا مغيرة قال نعم هذه أم كلثوم بنت علي فقال له عمر أتتجاهل علي والله ما أظن أبا بكرة كذب عليك وما رأيتك إلا خفت أن أرمى بحجارة من السماء.

ام جميل (كسى كه سه نفر شهادت دادند مغيره با او زنا كرده است، و به خاطر امتناع شاهد چهارم از شهادت، از حد رهايى يافت) در حج، با عمر همراه شده و مغيره نيز در آن زمان در مكه بود. عمر به مغيره گفت: آيا اين زن را مى‌شناسي؟

مغيره در پاسخ گفت: آرى اين امّ‌كلثوم دختر علي است!

عمر گفت: آيا خودت را به بى خبرى مى‌زنى؟ قسم به خدا من گمان مى‌كنم كه ابوبكرة‌ در باره تو دروغ نگفته است؛ و هر زمان كه تو را مى‌بينم مى‌ترسم كه از آسمان سنگى بر سر من فرود آيد!

إبن خلكان، أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر (متوفاي681هـ)، وفيات الأعيان و انباء أبناء الزمان، ج6، ص366، تحقيق احسان عباس، ناشر: دار الثقافة - لبنان.

و ابوالفرج اصفهانى مى‌نويسد:

حدثنا ابن عمار والجوهري قالا حدثنا عمر بن شبة قال حدثنا علي بن محمد عن يحيى بن زكريا عن مجالد عن الشعبي قال كانت أم جميل بنت عمر التي رمي بها المغيرة بن شعبة بالكوفة تختلف إلى المغيرة في حوائجها فيقضيها لها قال ووافقت عمر بالموسم والمغيرة هناك فقال له عمر أتعرف هذه قال نعم هذه أم كلثوم بنت علي فقال له عمر أتتجاهل علي والله ما أظن أبا بكرة كذب عليك وما رأيتك إلا خفت أن أرمى بحجارة من السماء.

ام جميل همان كسى است كه مغيره را به زناى با او متهم كردند و در كوفه به نزد مغيره رفته و كارهاى او را انجام مى‌داد! اين زن در زمان حج با مغيره و عمر همراه شد. عمر به مغيره گفت: آيا اين زن را مى‌شناسى؟ پاسخ داد: آرى اين امّ‌كلثوم دختر علي است!

عمر گفت‌: آيا در مقابل من خود را به بي‌خبرى مى‌زني؟ قسم به خدا من گمان ندارم كه ابوبكرة در باره تو دروغ گفته باشد! و تو را نمى‌بينم، مگر آنكه مى‌ترسم از آسمان سنگى بر سر من فرود آيد!

الأصبهاني، أبو الفرج (متوفاي356هـ)، الأغاني، ج 16، ص 109، تحقيق: علي مهنا وسمير جابر، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر - لبنان.

زنا كردن مغيره با امّ‌جميل، مشهور و معروف و امّ‌جميل به بدكاره بودن شهره شهر و انگشت نماى عام و خاص بود. چرا هنگامى كه مغيرة بن شعبه، دختر رسول خدا را با چنين زنى زناكارى مقايسه مى‌كند، خليفه دوم او را مجازات نمى‌كند؟

اهل تسنن از اين مطلب هر پاسخى دادند، ما نيز همان پاسخ را به آن‌ها خواهيم داد.


 

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)



    فهرست نظرات  
1   نام و نام خانوادگي:  سيد ذوالفقار     -   تاريخ:  19 ارديبهشت 88
فلسفه سکوت مولا علي (عليه السلام) در حوادث پيش آمده پس از وفات پيامبر (ص): 1- کمي ياران و بي وفايي دوستان ( خطبه هاي 3 و 26 و 217) 2- ياوري جزء اهل بيت نداشتن ( خ 26 و 217) 3- راضي به کشتن اهل بيت نبودن ( خ 26 و 217) 4- ياري اسلام و طرفدارانش در آن شرايط ( خ 74 و نامه 62) 5- از بين رفتن آشوب و غوغا و استقرار يافتن دين برادرش محمد (ص) (خ 74 و نامه 62) 6- آگاهي داشتن از علوم پنهان و حوادث آينده ( خ 5) 7- راضي و تسليم بودن در برابر خواسته هاي خداي سبحان ( خ 37) 8- عمل به عهد و پيمان با پيامبر ( خ 37) --------------------------------------------- توضيحات : همانطور که همه ي دوستان مي دانيد در دلاوري و شجاعت کسي نبود که به پاي حيدر کرار ، علي مرتضي عليه السلام برسد و باز همه مي دانيد که مولا چگونه در نهايت شجاعت در قلعه خيبر را از جا کند و پيروزي را نصيب مسلمين کرد... گرفتن حق مسلم خود يعني ولايت و خلافت مسلمين براي حضرت کاري نداشت. اما موانع زيادي در سر راه ايشان قرار داشت ! در خطبه 26 مولا مي فرمايد: «... پس از وفات پيامبر و بي وفايي ياران ، به اطراف خود نگاه کرده ، ياوري جز اهل بيت خود نديدم که اگر مرا ياري کنند کشته خواهند شد...» ببيند غاصبان چه شرايطي را بوجود اورده اند که اگر مولا حق خود را مي گرفت انها به اهل بيت او که مدام مورد سفارش پيامبر بودند رحم نمي کردند و انها را مي کشتند ! ( سبحان الله) از دوستان اهل سنت مي خواهم کمي انصاف به خرج دهند ، کداميک از شما حاضريد به پست و مقام مهمي برسيد ولي در مقابل خانواده و عزيزترين کسان خود را از دست بدهيد !!!! وقتي مولا با صراحت مي گويد اگر مرا ياري کنند کشته خواهند شد ، پس حق دارد دست از خلافتش بکشد و اگر شما هم جاي ان بزرگوار بوديد همين کار را مي کرديد اگر چه نيرومندترين و قوي ترين مرد زمين بوديد... اما مهم ترين دليل سکوت مولا از حق مسلمش « حفظ وحدت ميان مسلمين و استقرار يافتن دين نوپاي برادرش حضرت محمد (ص) » بود که صراحتا ان را در نامه 62 نهج البلاغه ( نامه به مالک اشتر) بيان مي کند ! همانطور که مي دانيد مولا علي (ع) دشمن زياد داشتند و اکثر کفار و مشرکين از لبه شمشير عدالت گستر ايشان گذشته بودند و خيلي از مشرکيني که از ترس شمشير اسلام اورده بودند کينه ان جناب را در دل داشتند ! به همين دليل پيامبر (ص) به مولا علي (ع) فرمود)): امت از تو کينه ها در دل دارند و زود است بعد از من به تو خدعه نموده و آنچه در دل دارند، ظاهر سازند. من تو را امر مي نمايم به صبر و تحمل تا خداوند تو را جزا و عوض خير عنايت فرمايد)) زماني که خلافت غصب شد، اگر مولا حق خود را با شمشير و جنگ مي گرفت ، جنگ داخلي راه مي افتاد و به دليل کمي ياران مولا علي (ع) و زيادي دشمنان و منافقان و مسلماناني که از ترس شمشير، اسلام اورده بودند و کينه او را به دل داشتند ، فرصت را مناسب ديده و جنگ داخلي راه مي افتاد و دين از بين مي رفت و اين نهايت آرزوي دشمنان اسلام و پيامبر (ص) بود که مولا اين مطلب را در نامه 62 به مالک بيان مي کند که : من دست باز کشيدم تا انجا که ديدم گروهي از اسلام بازگشته، مي خواهند دين محمد را نابود کنند، پس ترسيدم که اگر اسلام و طرفدارانش را ياري نکنم رخنه اي در ان بينم يا شاهد نابودي ان باشم که مصيبت ان بر من سخت تر از رها کردن حکومت بر شماست،که کالاي چند روزه دنياست ... پيامبر اين موضوع را به خوبي مي دانست و به همين دليل به مولا علي (ع) فرمود: اگر در امر حکومت، کار به جدال و خونريزي کشانده شد ، سکوت کن. سکوت نکردن مولا مساوي بود با يک جنگ داخلي بزرگ و از بين رفتن دين ! به همين خاطر مولا با نهايت بزرگواري از حق مسلم خود گذشت و خود را فداي بقاي اسلام کرد و فرمود : پس از ارزيابي درست ، صبر و بردباري را خردمندانه تر ديدم. پس صبر کردم در حالي که گويا خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود ...
2   نام و نام خانوادگي:  شاهين مقيم     -   تاريخ:  19 ارديبهشت 88
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اللهمّ صلّ علي محمّد وآل محمبد
با عرض تسليت بمناسبت يادبود شهادت حضرت فاطمة الزّهراء أم الأئمة صلوات الله عليها به پيشگاه حضرت بقية الله الأعظم مهدي منتظر عجّل الله تعالي فرجه الشّريف و تمامي رهروان و عاشقان دين مبين اسلام .
همانگونه که در صحاح اهل سنت جماعت و مخصوصا در صحيح بخاري ايشان روايت شده است، صحابه به عائشه تهمت زده بودند( لطفا توجه نمائيد، بنده کل قضيه را از ديد بخاري پرستان نقل مينمايم . صحت و سقم اين حادثه و اينکه به کدامين همسر از همسران رسول الله صلي الله عليه وآله تهمت را وارد نموده بودند از ديد علماي ما شيعيان مورد بحث و بررسي فراواني واقع شده است، و بطور کلي نظر شيعيان با نظر تابعين مدرسه خلفاء متفاوت است ). حادثه تهمت ذکر شده بنام حادثة الأفک در مصادر اهل سنت جماعت بثبت رسيده است. برطبق نظر آنها به عائشه تهمت زده شد. سؤالي که ما از ايشان ميکنيم اينست: آيا کتک زدن زن شوهرداري از سوي غريبه ها سنگينتر و بزرگتر است يا متهم کردن آن زن از سوي غريبه ها به زنا و فساد اخلاقي ؟؟؟ مسلما جوابشان اين خواهد بود که ، متهم نمودن ناموس مرد ، بهمان نحويي که عائشه را متهم نموده بودند سنگينتر و نابخشودني خواهد بود.خوب در چنين حالتي چرا رسول الله صلي الله عليه وآله ، آن صحابي فاسق که اين تهمت را به عائشه زد، مورد تأديب قرار ندادند؟

أمير المؤمنين صلوات الله عليه وآله با اضافه نمودن صبر در امتثال به اوامر الهي به شکلي از اشکال مختلف مبارزه خويش از ضعف و نابودي اسلام جلوگيري نموده، ضامن بقاي دين شد و ميباشد. از زحمات سروران و برادران مؤسسه علمي حضرت ولي عصر نهايت تشکر را دارد.اجرکم عند الله
والسّلام علي من اتّبع الهدي
3   نام و نام خانوادگي:  رضانور     -   تاريخ:  19 ارديبهشت 88
درباره کتاب سليم قيس هلالي همان بس که: ينسب إليه الكتاب المشهور و هو موضوع‏ رجال‏ابن‏داود ص : 367 أحاديث عنه و الكتاب موضوع‏ رجال‏ابن‏الغضائري ج : 3 ص : 165 الكتاب موضوع لا مرية فيه‏ الوجه عندي الحكم بتعديل المشار إليه، و التوقف في الفاسد من كتابه. رجال‏العلامةالحلي ص : 84 و همچنين علامه زمان ما آقاي خويي او و کتابش را بسيار ضعيف و مورد مذمت قرار داده اند.وهمچنين تقريبا تمامي کتب رجالي اورا مذمت کرده اند. با توجه به اين مطلب ميتوان باز به كتاب قيس هلالي اعتماد كرد؟
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
همانطور كه خود آورده ايد ، عده اي از علما خود سليم را معتبر مي دانند اما كتاب او را قبول ندارند (و سايرين هر دو را قبول دارند)؛ علت اين عدم قبول توسط آنها وجود شخصي به نام ابان بن ابي عياش در سند است .
در مورد ابان و سليم بن قيس و كتاب او مي توانيد به آدرس ذيل به پاسخ نظري كه به نام بيژن داده شده است مراجعه كنيد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=2881
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
4   نام و نام خانوادگي:  adamak021     -   تاريخ:  19 ارديبهشت 88
سلام.
آقا سکوت کجا بود؟
حضرت بايد چه کار مي کرد که نکرد؟
سر قضيه ي خلافت هم اميرالمومنين با اهل بيتش ميرفتند سراغ ملت تا کمکشون کنند.اما فردا صبحش انگار نه انگار.
البته اهل سنت بايد هم ناراحت باشند که چرا حضرت دست به شمشير نبرد.چون اگه حضرت به خلافت ميرسيد ميگفتند به زور شمشير بيعت گرفت و اگر هم شهيد ميشد راه شيعه پايان مي يافت.
در جريان شهادت حضرت زهرا هم اگر در راه انتقام شهيد مي شد باز راه شيعه به پايان ميرسيد. و اگر هم به درک واصل ميکرد که چهره ي دو خليفه هنوز پنهان مي ماند. پس دستور الهي اين بود تا حضرت خشم خود را نشان دهند.و ديگران در اين امتحان قرار گيرند تا سلمان ها سلمان شوند و قنفذ ها نيز در تاريخ قنفذ گردند.
5   نام و نام خانوادگي:  محمد     -   تاريخ:  20 ارديبهشت 88
دوستان عزيز توجه داشته باشند كه عدم دفاع امير مومنان عليه السلام از همسر ايشان با قضيه دفاع از حق غصب شده ايشان دو مقوله مجزا است و هر دو جواب هاي خاص خود را دارد . استاد قزويني در شبكه سلام از قضيه عدم قيام عليه ابوبكر و دفاع از حق غصب شده سخنراني مفصلي داشته اند كه مي توانيد آن را در آدرس ذيل پيدا كنيد : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=9 اما بحث دفاع از همسر جواب هاي ديگري دارد كه در اين مقاله داده شده است . اجركم علي الله
6   نام و نام خانوادگي:  حميدرضا هدايتي     -   تاريخ:  20 ارديبهشت 88
با تشکر از مطالب زيبايي که آماده کرده ايد. خدا انشاالله از كساني نگذرد که مظهر غيرت الهي را اين چنين در محظور قرار دادند.
7   نام و نام خانوادگي:  adamak021     -   تاريخ:  21 ارديبهشت 88
سلام .
(محمد)جان احساس کردم روي صحبت شما با من است.
من خودم ايرادي که شما گرفتي را دقيقا متوجه نشدم.در ضمن اينجا محل نظر خواهي از خوانندگان است نه محل انتقال گفته هاي آقاي دکتر.
البته اين بنده ي حقير به اندازه ي درکم به اسدالزهرا ارادت دارم ولي فکر مي کنم بهتر باشد اگر نظرات را بدون آدرس دادن نقد کنيد.
البته من تا تيتر (چرا اميرمؤمنان عليه السلام از همسرش دفاع نكرد؟) را ديدم به ياد اين سوال افتادم که (چرا امير مومنان در مورد غصب خلافت سکوت کرد ؟) که اين پاسخ را دادم.البته اين سوال هم از شيعه پرسيده ميشود نه بين شيعه!در ضمن استدلال بنده يک استدلال کاملا عقلاني بود که خوشحال ميشوم از نقاط ضعف آن آگاه شوم.
بر حاشيه برگ شقايق بنويسيد
گل تاب فشار در و ديوار ندارد.
وسلام.
يا علي
8   نام و نام خانوادگي:  سيد علي     -   تاريخ:  22 ارديبهشت 88
ين قدر شما ذليل و گستاخ هستي که اهل بيت پاک را هم با دروغ هاي اجداد گمراه و دين ستيز خود که نفاق در دل انها بوده و براي نابودي اسلام شبهه هاي گوناگوني از داستانهاي خرافاتي و بي اساس براي مردم مقلد بيچاره از همه چيز بيخبر تراشيده اند که خود معترف و واقف بر ان هستي را بيان ميکنيد و در ديد خود چه دانسته و يا ندانسته ميخواهيد از عقايد شيعه دفاع کنيد و من به عنوان يک عالم اسلامي شما را در يکي از شبکه هاي ملي ايران و يا جهاني که بي طرف باشند به مناظره ميطلبم و اميدوارم مناظر شما از علماء معروف مانند مکارم باشد نه جوجه طلبه هاي مقلد به مانند قزويني . و با دلايل تحقيق شده و محکم نه به مانند اين دلايل بي اساس و تحريف شده و قيچي شده ايي که هيچ ربطي به موضوعات مذکور ندارد و فقط براي سفسطه که شما هم در ان داريد دکترا ميگيريد خوب است نه براي اثبات حقايق تاريخي که خودتان در ان مانده ايي که با چه دلايلي به اثبات اهانتهاي خود نسبت به اهل بيت در قالب محبت به انها به صحنه ي دفاع از خودتان بياييد و اگر خواننده و شنونده و بيننده گان شما با حقيقت شيعه واقف شوند بعيد ميدانم مانند علامه برقعي و طباطبائي و زنگه و رادمهر و قلمداران و افراد زيادي که در گذشته و حال هستد نشوند . منتظر جواب شما هستم و اميدوارم اين سخنانم را همراه جوابتان در نظرات بگذاريد تا همگان ببينند . اين هم ادرس منه براي اعلام امادگي کردنتان درمورد مناظره . سيد علي هاشمي - کردستان -
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
1- آنچه به نظر مي رسد اين است كه شما تنها براي مطرح كردن خودتان چنين نظري داده ايد ، مفتي اعظم عربستان ، مناظره با آيت الله مكارم شيرازي را قبول نكرد !!!
اگر دليلي علمي داريد در همين جا مطرح كرده تا مشخص شود آيا از جهت علمي ، چيزي داريد يا تنها قصد مطرح شده در بالا را داريد .
2- حتي اگر بنا بر مناظره علمي باشد ، بايد با احترام متقابل باشد و نه با بي ادبي .
3- شما كه هنوز نمي دانيد رادمهر يك خرافه و  افسانه بود : (نظري كه به نام فاروق در اين آدرس پاسخ داده شده است :http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=software&id=35)
يا نمي دانيد كه برقعي را علماي اهل سنت هم تكفير كردند ، و او در آخر عمر دوباره شيعه شد و وصيت كرد كه در امامزاده روستاي خودش دفن شود !!!:
http://www.h-varjani.blogfa.com/
چگونه مي خواهيد با شيعه مناظره كنيد ؟
بهتر است در ابتدا كمي ادله خود را مورد بررسي قرار دهيد تا لا اقل كمي مطلب براي مناظره داشته باشيد!!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
9   نام و نام خانوادگي:  محمد حسين فيض اخلاقي     -   تاريخ:  22 ارديبهشت 88
با سلام متشكرم از سايت خوبتان.سرعت پاسخ دادن به سوالها بسيار پايين است. اين مشكل را حل كنيد خوب؟

10   نام و نام خانوادگي:  احمد     -   تاريخ:  23 ارديبهشت 88
آقاي " سيد علي " آقاي عالم ! شما اينقدر مي فهمي خوب دليل موجه بيار . اين حرفاي بي اساس به درد خودت ميخوره . اين دور زمونه ديگه اينطور شده ( که بايد باشه ) تا دليل نياري حتي بچه اي هم حرفت رو قبول نمي کنه .
در ضمن واقعا براتون متاسفم چه براي شما و چه براي خيلي ها که توي نت باهاشون بحث کردم . تا دليل و سندي محکم براتون ميارن از کتابهاتون زود اون سند رو ضعيف تلقي مي کنيد !!!
از اين خوشم مياد که همه شما ، روايات صحيح بخاري رو کلا صحيح مي دونيد ولي وقتي يک روايت از اين کتاب براتون آورده مي شه در يک مورد که به ضرر عقيدتون باشه ، زود اون رو ضعيف به حساب مياريد !!! عجب . تا قبل از اين صحيح بود ولي الان شد ضعيف ؟ !!!
و من الله التوفيق
11   نام و نام خانوادگي:  شهرام     -   تاريخ:  23 ارديبهشت 88
اقاي به اصطلاح عالم سني كه دعوت به مناظره ميكني
فخر رازي با ان هياهو ميگن در بحث امامت عامي محض ميشد
و اما بعد چرا از دور سنگ مي اندازي اقاي مكارم در قم است مستقيم به خودش بگو
بعد تو خودت در تناقضي لياقت بحث با مرجع تقليد را نداري برو مفتي هاي الازهر را بفرست تا با ايت العظمي بهجت مناظره كنند نه با تو
برو كتابتون را بخون كه نوشته پيامبر با چندين از زنانش در يك شب جماع كرد راستي اينو به خودتون بگن خوبه
12   نام و نام خانوادگي:  علي     -   تاريخ:  23 ارديبهشت 88
پيامبر فرمود: لايبغضک يا علي إلا ولد الزنا ؛ (أسني المطالب ص 58)

هرکه را علي بود کينه در سخن خارجي دارش و نيست از پدرش

پسر را اسير دامن مادرش نماي و نيست او را پدر در کمرش

13   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  23 ارديبهشت 88
با سلام جناب اقاي سيد علي هاشمي - کردستان شهر غير معلوم , خيابان غير معلوم , كوچه غير معلوم , شماره منزل غير معلوم شماره تماس ×××××××0098 اولاً اسمي كه دادي با ادرس شما همخواني ندارد . ثانياً مثلي هست كه ميگه سنك بزرك علامت نزدنه , شما اول خودتون خوب و كامل معرفي بكنيد و معرف معتبر بياوريد تا ببنيم در چه سطحي ميباشي بعد طلب مناظره بكن , البته بهتون اهانت نشود اگر اين طريقي كه شما خودتان را معرفي كرديد ملاك مستوي علمي شما قرار دهيم كسي برايت تره هم خرد نميكنه كه ميشه همان مصداق "جواب ابلهان خاموشيست" . قبلا معذرت خواسته بودم . حالا چونكه خط نوشتاريت مثل اون اقا مهران و اقا عمر و خواهر هناوا و جوجه لاشخور باطل است يك اتفاقيه تاريخي كه مطمعناً تا بحال انرا نشنيده اي هديه مكنم كه اميدوارم لذت ببري . مناظره فضّال با ابو حنيفه : شايد بتوان يكي از ظريف ترين و در عين حال جامع ترين كلمات را در خصوص موضوع مورد بحث گفتگو و مناظره زير كه بين فضّال از شاگردان مكتب امام صادق عليه السلام و ابو حنيفه صورت گرفته دانست كه در آن به بهترين شكل بر غصبي بودن مكان دفن عمر و ابوبكر اشاره شده است : وروي : أنه مر فضال بن الحسن بن فضال الكوفي بأبي حنيفة وهو في جمع كثير ، يملي عليهم شيئا من فقهه وحديثه . فقال - لصاحب كان معه - : والله لا أبرح حتى أخجل أبا حنيفة . فقال صاحبه الذي كان معه : إن أبا حنيفة ممن قد علت حاله ، وظهرت حجته . قال : صه ! هل رأيت حجة ضال علت علي حجة مؤمن ؟ ! ثم دنا منه فسلم عليه ، فرد ورد القوم السلام بأجمعهم . فقال : يا أبا حنيفة أن أخا لي يقول : أن خير الناس بعد رسول الله علي بن أبي طالب عليه السلام ، وأنا أقول أبو بكر خير الناس وبعده عمر فما تقول أنت رحمك الله ؟ فأطرق مليا ثم رفع رأسه فقال : كفى بمكانهما من رسول الله صلى الله عليه وآله كرما وفخرا ، أما علمت أنهما ضجيعاه في قبره ، فأي حجة تريد أوضح من هذا ؟ فقال له فضال : إني قد قلت ذلك لأخي فقال : والله لئن كان الموضع لرسول الله صلى الله عليه وآله دونهما فقد ظلما بدفنهما في موضع ليس لهما حق فيه ، وإن كان الموضع لهما فوهباه لرسول الله صلى الله عليه وآله لقد أساءا وما أحسنا ، إذ رجعا في هبتهما ، ونسيا عهدهما . فأطرق أبو حنيفة ساعة ثم قال له : لم يكن له ولا لهما خاصة ، ولكنهما نظرا في حق عايشة وحفصة فاستحقا الدفن في ذلك الموضع بحقوق ابنتيهما . فقال له فضال : قد قلت له ذلك فقال : أنت تعلم أن النبي مات عن تسع نساء ، ونظرنا فإذا لكل واحدة منهن تسع الثمن ، ثم نظرنا في تسع الثمن فإذا هو شبر في شبر ، فكيف يستحق الرجلان أكثر من ذلك ، وبعد فما بال عائشة وحفصة ترثان رسول الله صلى الله عليه وآله وفاطمة بنته تمنع الميراث ؟ ! فقال أبو حنيفة : يا قوم نحوه عني فإنه رافضي خبيث . روزي فضّال بن حسن فضال كوفي به همراه يكي از دوستانش با ابوحنيفه برخورد نمود درحالي كه جمع كثيري از شاگردانش در فقه و حديث گرداگرد او را گرفته بودند . فضّال به دوست همراهش گفت : والله دست از سر او بر نمي دارم مگر اين كه جلو رفته و او را سر افكنده نمايم . دوستش به او گفت : تو كه ابو حنيفه را مي‌شناسي و از جايگاه و منزلت علمي و توان احتجاج او با خبري . فضّال گفت : ساكت شو ! هيچ ديده اي حجت گمراهي برحجت مومن برتري و علوّ پيدا كند؟ فضّال جلو رفت و سلام كرد ، جمعيّت حاضر نيز همه جواب سلام او را دادند . فضّال رو به ابو حنيفه كرد و گفت : خدا رحمتت كند ! من برادري دارم كه مي گويد : بهترين خلق بعد از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم علي بن ابي طالب عليه السلام است امّا من به او مي گويم : اين گونه نيست بلكه بهترين مردم بعد از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم ابو بكر و بعد از او عمر است . شما نظرتان چيست ؟ ابو حنيفه اندكي تامل كرد و سپس سر بلند كرد و گفت : ( به او بگو) در مكانت و منزلت و افتخار براي ابو بكر و عمر همين بس كه آن دونفر در كنار قبر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مدفونند ( در حالي كه علي بن ابي طالب فرسنگ ها دور تر در نجف خاك شده است) آيا حجت و دليل بر افضليت و برتري آن دو بر علي از اين بهتر ؟ فضّال گفت : من همين نكته را به او گفته ام امّا او در پاسخ من گفته : والله ! اگر براي حقانيّت و منزلت آن دو به مكان دفنشان در كنار قبر پيامبر حجت مي آوري بايد بگويم : كه آنها با دفن شدنشان در مكاني كه هيچ حقي نسبت به آن نداشته اند در حقيقت به رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم ظلم نموده اند ، چرا كه اگر آن مكان از خود ابوبكر وعمر بوده و آن را به رسول خدا هبه و هديه نموده اند پس با دفن شدنشان در آن مكان كار خيلي زشتي كردند چون با اين كار هديه اي را كه به آن حضرت بخشيدند را پس گرفتند و در آن تصرف نموده اند و اين در حقيقت نوعي خلف وعده و شكستن پيمان محسوب مي گردد . ابو حنيفه دوباره مدتي را ساكت ماند و سر به زير افكند و گفت : به برادرت بگو : اين مكان نه براي آن دو نفر و نه براي رسول خدا بلكه با توجّه به حقي كه حفصه و عائشه در اين زمين داشتند در اين زمين دفن گرديده اند . فضال به ابو حنيفه گفت : ( اتفاقا َ) من همين مطلب را نيز به برادرم گفته ام اما او در پاسخ من گفت : تو مي داني كه وقتي رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از دنيا رفت صاحب نه همسر بود و در حالي كه هر يك از آن نه نفر نسبت به آن مكان يك هشتم بيشتر سهم الارث نداشته در نتيجه براي هر كدام يك وجب در يك وجب مسافت جا بيشتر نمي ماند . آن وقت چگونه آن دو نفر اين مقدار مكان اضافه را اشغال و غصب نموده اند ؟ و آن گاه از سوي ديگر چه شده است كه فاطمه زهرا سلام الله عليها دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از پدرش ارث نمي برد ؟ ( و ابوبكر به اين بهانه كه پيامبران از خود ارث به جا نمي گذارند حضرت فاطمه سلام الله عليها را از فدك محروم مي كند ) امّا عائشه و حفصه كه همسران آن حضرت بودند ارث مي برند . ابو حنيفه چون اين مطالب را شنيد به اطرافيانش گفت : او را از من دور سازيد كه او خود رافضي خبيث مي‌باشد الفصول المختاره ، سيّد مرتضي ، ص74 ، كنز الفوائد ، ابو الفتوح كراجكي ، ص 135 - احتجاج طبرسي ج2 ص149 و ... برگرفته شده از سايت وزين و قوي و متين موسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عج ) تحت مديريت استاد عزيز و گرانمايه جناب حضرت دكتر ايت الله سيد محمد حسيني قزويني حفظه الله : http://www.valiasr-aj.net/fa/page.php?bank=question&id=1420 يا علي
14   نام و نام خانوادگي:  مصطفي گوهري مقدم     -   تاريخ:  28 ارديبهشت 88
با سلام و عرض ادب و تشكر از اين سايت بسيار جالبتان انشالله كه خدا قوتتان بدهد و ذخيره آخرتتان شود ما را هم از دعاي خيرتان فراموش نكنيد با آرزوي توفيق روز افزون براي شما التماس دعاي مخصوص يا علي
15   نام و نام خانوادگي:  حميدرضا     -   تاريخ:  30 ارديبهشت 88
باسلام وعرض تسليت وبلاگ شيعيان بروز رساني شد تااطلاع ثانوي لعنت به دشمن علي{ع} http://shie.blogsky.com
16   نام و نام خانوادگي:  کاخکي     -   تاريخ:  10 خرداد 88
باسلام
بارها به خاطر اين سوال چرا اميرالمومنين از همسرخود دفاع نکرد گريه کردم که چرا من به عنوان يک شيعه نمي توانم پاسخ محکمي بدهم ولي امروز افتخار مي کنم که با اين روايات در متن بالا جواب دندان شکني به دشمنان علي (ع) خواهم داد




17   نام و نام خانوادگي:  حسين     -   تاريخ:  12 خرداد 88
سكوت تا كي ؟ به خدا هر روز شيعيان زاهدان را مي كشند .
18   نام و نام خانوادگي:   ابا الفضل     -   تاريخ:  17 خرداد 88
سلام. ميبينيد اين مردم وهابي چقدر احمقن. اصلا وهابي کيه؟ وهاب همون شافعي و مالکي و حنبلي و حنفي که با کمي تغيير ميشه وهابي! ما بايد جلوي تيليغات اهل سنت کم کنيم. چرا؟ چون نميشه فرق وهابي رو از سني فهميد. ميدونيد روزانه چقدر از اهل تسنن به اين فرقه ي گمراه ميپيوندند.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟ آن هم از سر ناداني يا بعضا از سر تعصبات کور کورانه با مغرضانه ...... که از ائمه دارند. نه همه ي اونا. ميشه گفت بيشترشون. حالا هي ادعاي ازادي خواهي و چيزاي ديگه هم دارن و از ما شيعيان شکايت هم دارن. آخه تورو خدا يکي نيست به اينا بگه : آقايون اهل تسنن آيا يک درصد آزادي شما رو شيعيان کشور هاي سني مذهب و وهابي مسلک دارن که اين همه ادعاي مظلوميت ميکنين.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مظلوم شمايين يا ما که تو کشور خودمونم از دستتون امان نداريم. خدا ريشتونو بکنه ان شا الله.
19   نام و نام خانوادگي:  ابوالفضل     -   تاريخ:  21 خرداد 88
چرا بيامهاي آيت الله مكرم را در قضيه كشتار شيعيان در باكستان جدي نميگيرند!!!!
20   نام و نام خانوادگي:  علي     -   تاريخ:  11 تير 88
به نام خدا
خلاصه بگم.کار شما در محيط اينترنت يک جهاد اينترنتي است.
يا عــلي
21   نام و نام خانوادگي:  دايان     -   تاريخ:  13 تير 88
متعصبان جاهل شما هردو هم وهابيت و هم شما شيعان رذل و پست صفوي تا به كي .................... براي هر دو گروه جاهل و مخ منجمد متاسفم ومن پيرو علي مرتضي هستم نه علي كه تافته و بافته تخيلات جامد شما است آقايان متعصب ومديران نا لايق سايت شما بهتره به خاطر اين اراجيف دعاهاي جوشن كبير .قرآن و احاديث معتبر را را ترجمه و تفسير كنيد ؟ولي بعيد هم به نظر ميرسد كه همچين كاري را عاري ا ز تعصب انجام دهيد خداوند هدايتتان بكند
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
بهتر بود نمونه‌اي از مطالبي را كه به گفته شما بدون دليل و از روي تخيلات بوده است ، مطرح مي‌كرديد تا همگان متوجه شوند شما بدون مدرك و از روي تعصب سخن نمي‌گوييد !!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
22   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  15 تير 88
موشه دايان به کوري چشم هرچي يهودي رذل است من به چشم خودم محبوبيت دعاي جوشن کبير را حتي در ميان اهل سنت ديده ام. تو که هيچي اون ارباب هاي ربا خوارتهم که در لندن هستند پستر از اين هستند که بتوانند به نوراني ترين دعاي موجود که جوشن کبير کوچکترين خدشه اي وارد کنند.
23   نام و نام خانوادگي:  ali     -   تاريخ:  30 تير 88
سلام
عجب حرف عجيبي مي زنيد که حضرت علي(رض) به وصيت پيامبر(ص) عمل کرده و مطيع دستورات الهي بوده است !
پس چطور در بحث امامت از خدا و رسولش تبعيت نکرد و از حق خود ( به قول شما ) دفاع نکرد ؟
چطور در قضيه فدک از دستور رسول خدا سرپيچي کرد و زماني که خود زمام امور را به دست داشت دستور رسول خدا را اجرا نکرد ؟
ميفرماييد حضرت علي(رض) اول وصيت رسول خدا را فراموش کرده بود و با عمر (رض) درگير شده و وي را به زمين زده است اما بعدا يادش امده که بايد صبر پيشه کند و بعد لابد گفته بفرماييد همسر مرا بکشيد . اين حرفها چيه ؟ ( اسغفرالله )
در ضمن من تا الان به بيش از 10 سوال شما پاسخ داده ام . چرا اکثر اونها رو چاپ نمي کنيد . نگذاريد فکر کنيم چون جواب نداريد در صفحات نمي آيند ؟
فک مي کردم گروهي که در اينجا جمع ميشوند انسانهاي با منطقي هستند اما متاسفانه بجز توهين چيز ديگري نمي گويند ( هم شيعه و هم سني ) البته نه همه .
من الله توفيق
24   نام و نام خانوادگي:  ميلاد     -   تاريخ:  01 مرداد 88
همه شما كافريد چون به صحابه توهين ميكنيد ؟؟؟ تو ؟؟؟ همه شما با اون آخوند هاي ؟؟؟؟ خلفاي راشدين درقيامت هر كدام يه شمشير ميكنن تو ؟؟؟؟؟ زنده باد تمام خلفا چون عمر امد ايران وشمارا ؟؟؟؟
25   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  03 مرداد 88
با سلام شهيدان زنده اند الله اكبر ... جناب ميلاد كفر نگو اون سه تاي اولي حتماً و مطمئناً مرده اند , هم در مذهب ما هم مذهب شما. ثانيا گل پسر اونا سه تا وقتي كه زنده بودن شمشير بدست نگرفتند كه حالا در قيامت فكر ميكني اينكار بكنند. جناب علي نظر مرا در مورد سوالهايت در اين مقاله بخوانيد تارخ ان نيز 01 مرداد 88 بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث ...» و بهانه ابوبکر براي غصب فدک قانع نشدي بگو تا برايت بيشتر شرح بدم . يا علي
26   نام و نام خانوادگي:  ميثم     -   تاريخ:  20 مرداد 88
سلام عليكم جميعا
(( خطاب به ميلاد))
از كي تا حالا توهين كردن به صحابه باعث كفره؟
چطور اونا كه بي بيه دو عالم رو بين در و ديوار كشتن و به شهادت رسوندن كافر نيستن؟
حالا لعن كافر و كسي كه كافر رو كافر و قاتل دختر رسول الله رو ميكنه با عث كفره؟
و تو و امثال تو كه طرفداري از كافر رو ميمنن مسلمانن؟
به قول دوستمون ... مجيد م علي .... اونا سه تا وقتي كه زنده بودن شمشير بدست نگرفتند كه حالا در قيامت فكر ميكني اينكار بكنند.
27   نام و نام خانوادگي:  حميد     -   تاريخ:  22 مرداد 88
لعن خدا بر خلفاي سه گانه وپيروانشان باد

28   نام و نام خانوادگي:  احمد عبدالله     -   تاريخ:  28 مرداد 88
واقعا امامي که بوسيله خدا منصوب شده باشد و از او غصب کنند يک خاين بتمام معني و يک ترسوي بزدل است که اصلا صلاحيت خلافيت ندارد و از جاي ديگه امامي که به پاره تنش به دخت رسول الله عليه افضل الصلات والسلام تجاوز شود و ساکت و خفه خون بگيرد و بعد از ان دختر همون دخت که تجاوز به اش شده به عقد متجاوز در بياد واقعا کجا عقل سليم ... چرا افتراء به علي رضي الله عنه ميزنيد چرا مگر او شجاع سر زبوني بوده است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جواب نظر:
با سلام
جناب احمد عبد الله !
اگر قصد داريد با اين سخنان احساسي ، خون ما را به جوش آوريد ، بهتر است بدانيد تمامي اين اشكالات در ابتدا بر خليفه شما عثمان وارد است كه خلافت را از او گرفتند و به همسرش در جلوي چشمش بي‌حرمتي كردند اما دم بر نياورد و شمشير نكشيد!
اگر طالب پاسخ علمي هستيد ، پاسخ منطقي شما در همين بحث داده شده است !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
29   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  28 مرداد 88
شيعيان عزيز براي آگاهي از آخرين برهان قاطع يک محب عايشه به کامنت بيست و هشت رجوع فرماييد. اين است منطق يک پيرو عايشه در قرن بيست يکم: يک فرض غلط را به شيعيان نسبت دادند و پيرو آن محکوم کردن شيعيان بدليل عقيده به آن فرض ولي تو اي محب عايشه نويسنده کامنت بيست و هشت: لطفا قبل از درمان عارضه عصبي خود جدا از هرگونه نظر دادن خودداري کن. عارضه اي که تو به آن مبتلا هستي جابجايي اعصاب ارادي زبان و دست با اعصاب غير ارادي منتهي به مري است. اصلا نترس. جاي هيچ نگراني نيست. پيش از تو هم خاندان اموي به اين عارضه مبتلا بوده اند. مي‌دانم مانند بقيه پيروان عايشه اعتقادي به الله نداري و به جاي آن الف. لام.لام. ها را مي‌پرستي. ولي الله بزودي معالجه ات مي‌کند. اسم دارويت را هم بداني بد نيست: زقوم. «ويل لكل همزة لمزة»
30   نام و نام خانوادگي:  احمد عبدالله     -   تاريخ:  28 مرداد 88
اقايان پاسخ به شبهات اگر عثمان دم برنياورد بدان معني است که علي نبايد دم براورد در صورتي که به ان لقب شير خدا باغيرت شجاع فاتح خيبرداده اند؟؟؟؟ واقعا چرا ان حضرت اسم بچه هايش را بنامد اسامي قاتلين و غاصبين ؟؟ ايا شما راضي ميشويد اسماء بچه هايت را ريس جمهور اسراييل يا بوش يا هر کافر و يهودي بگذاري؟؟؟ ايا حسين اسمهاي بچه هايش را ابوبکر عمر ننميده است ؟؟؟؟ و همچنين (اگر طالب پاسخ علمي هستيد ، پاسخ منطقي شما در همين بحث داده شده است ) اصلا اين پاسخ شما از منطق درش نيست اميدوارم پاسخي براي ان پيدا کنيد چون اين پاسخ شما اصلا شما پاسخ نداده ايد و اگر هم اين پاسخ شماست واقعا خودت رو پيرو اهل بيت ننام چون او را ذليل و بدبخت نشان داده اي در حالي که او لقب شجاع بمعناي کلمه گرفته بوده است رضي الله عنهم اجمعين با ارزوي فهم و درک حقيقت
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
1- آنچه شما ادعا مي‌كنيد كه امير مومنان علي عليه السلام دم بر نياورد ، در كتب اهل سنت است ! يعني در واقع اهل سنت به امير مومنان اهانت كرده و حضرت را ترسو جلوه داده‌اند ، اما همانطور كه در اين مقاله امده است ، در كتب شيعه روايات متعددي مربوط به هجوم امير مومنان بر غاصبين وجود دارد !
2- شما هنوز عمل عثمان را توجيه نكرده‌ايد ! بهتر نيست قبل از متهم كردن شيعه ، فكري به حال روايات خود بكنيد ؟
3- در مورد نامگذاري فرزندان ، در آدرس ذيل به صورت مفصل پاسخ داده شده است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=437
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
31   نام و نام خانوادگي:  احمد عبدالله     -   تاريخ:  28 مرداد 88
با سلام يعني شما ميفرماييد که علماهاي شيعه ادعا به مخفي شدن علي پشت درب نيستند هستند؟؟ علي رضي الله عنه از فاطمه دفاع کرد نکرد؟؟ دخترش را به متجاوز داد يا نداد؟؟ معتقدين به اينها؟؟؟؟؟؟ درمورد اسمها همچنين به ادرس رفتم نه بلکه شبهه رو برطرف ميکنه بلکه يک ادمي را بخوبي در شبهه ميندازه؟؟ و همچنين عثمان رضي الله عنه و عنهم اجمعين بحث ما بر سر اين است که علي رضي الله عنه تابع الهي بوده چطور غصب شده است؟؟؟؟؟
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
آنچه ما مطرح كرده‌ايم ، با مدرك و دليل است ، و هيچ كس بدون ارائه مدرك نمي‌تواند مطلبي را ثابت كند !
آنچه در كتب شيعه آمده است ، اين است كه امير مومنان از خانه بيرون آمده و عمر را به زمين زدند ؛ اگر دركتب شيعه آمده است كه چنين نكردند ، چرا مدركي ارائه نمي‌كنيد ؟
در مورد ازدواج با ام كلثوم نيز ، به صورت مفصل پاسخ داده شده است كه علت اين توهم ، تشابه اسمي است ؛ و گرنه طبق ادله تاريخي ، ممكن نيست زينب كبري سلام الله عليها (كه همان ام كلثوم است) با عمر ازدواج كرده باشد ؛ و كلام نووي در اين زمينه راهگشا است كه عمر با ام كلثوم دختر ابوبكر ازدواج كرد !
در مورد شبهاتي نيز كه ادعاي آن را داريد ، بهتر است شبهه را مطرح كنيد ! و نه اينكه بگوييد اين متن بيشتر به شبهه مي‌اندازد !
البته قطعا اهل سنت با ديدن اين مطالب كه از كتب خودشان نقل شده است به شبهه مي‌افتند !
در مورد تبعيت از امر الهي نيز ، پاسخ شما قبلا داده شده است !
آيا شما ادعا داريد كه امر الهي اين بود كه علي به هر قيمتي ولو به قيمت كشته شدن تمام مسلمانان واقعي وخود و اهل بيتش قيام كند؟!
چون ادعاي شما تنها در اين صورت صحيح خواهد بود ! ولي اين صورت نيز  قابل قبول نيست !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
32   نام و نام خانوادگي:  احمد عبدالله     -   تاريخ:  28 مرداد 88
و همچنين كامنت 29

دوست عزيز خداوند هدايت كند چون از برابچه هاي ابولولو مجوسي هستي وگرنه اين افترا’ را به رسول اكرم اشرف الخلق عليه افضل الصلات والسلام نميزدي در حالي كه او حبيب الله است به چه جرئتي لاكن از يك رافضي هرچي بگي بر مي ايد

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وعدالله المنافقين والمنافقات و الكفار نار جهنم خالدين فيها هي حسبهم و لعنهم الله و لهم عذاب مقيم
33   نام و نام خانوادگي:  احمد عبدالله     -   تاريخ:  28 مرداد 88
و همچنين دوستان اگر بخواهند کمي تحقيق کنند از سوي دوطرفه ميتوانند رجوع فرمايند به ادرسهاي ذيل


متشکرم از مديريت سايت از اين که نظرات را اظهار ميفرمايند
http://www.islamtxt.com/

http://www.aqeedeh.com/ebook/list_book.php?catID=20 رد بر شبهات
عثمان بن عفوان رضي الله عنه http://www.sunni-news.com/?p=201#more-201
34   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  28 مرداد 88
با سلام
اقاي احمد ؟؟؟؟؟؟ عبد ؟؟؟؟؟؟؟ الله
برداشت و دلايل شما چقدر مرا بياد برداشت و دلايل ابوجهل در مقابل حضرت نبي ( ص ) مي اندازد . دليلش همان حب شما به غاضبين امامت ميباشد و بس همانگونه كه ابوجهل نيز به لات و عزي محبت داشت .
أن رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) قال : والذي نفسي بيده لا يبغضنا أهل البيت رجل إلا أدخله الله النار .
رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند : قسم به کسي که جانم در دست اوست ، هيچ کس ما اهل بيت را دشمن نمي دارد ، مگر اينکه خداوند او را در آتش وارد مي کند .
صحيح ابن حبان‌، ج15 ص435 .

يا علي
35   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  28 مرداد 88
با سلام
در ادامه مطلب قبلي :
جناب احمد ؟؟؟؟ عبد ؟؟؟؟؟؟ الله
گفتي """ ايا حسين اسمهاي بچه هايش را ابوبکر عمر ننميده است ؟؟؟؟
در مورد اولاد امام حسين ( ص ) و اسمهايشان :
اينهم تعدادشان و اسمهايشان .
شيخ مفيد (ره) فرموده كه آن حضرت را شش فرزند بود چهار تن از ايشان پسران بودند :

1 - علي بن الحسين الاكبر ( امام سجاد (ع) ) و كنيت او ابو محمد است و نام مادرش شهربانو يا شاه زنان ـ دختر كسري يزجرد ( دختر يزدگرد پادشاه ساساني ) ـ است . (1)

2 - علي بن الحسين الاصغر معروف به علي اكبر كه در كربلا با پدرش شهيد شد (به شرحي كه در سايت آمده است) و مادرش ليلي دختر ابومره بن عروه بن مسعود ثقفيه است. او براساس گفته‎ ي شيخ مفيد در ارشاد، دو سال پس از وفات جدّش علي(ع) در روز عاشوراي سال 42 هـ.ق، متولد شد و اولين فرد از بني ‎هاشم بود که به ميدان رفت، وقتي اذن ميدان خواست، امام(ع) به او اذن ميدان داد و نگاه نوميدانه ‎اي به او کرد و اشکش سرازير شد و گريست و فرمود:(2) "خدايا! گواه باش جواني را به ميدان مي فرستم که شبيه ترين مردم به پيغمبر تو، در خلقت و اخلاق، گفتار است، ما هر وقت مشتاق ديدار پيغمبرت مي شديم، به روي او نکاه مي کرديم ." (3)
3 - جعفر بن الحسين است و مادر او زني از قبيله قضاعيه، او در حيات پدر وفات يافت و اولادي نداشت .
4 - عبدالله ( معروف به حضرت علي اصغر ) و او نيز در كربلا در كنار پدر به زخم تيري شهيد گشت (كه در فرازهايي از عاشورا آمده است .) مادرش رباب، ـ دختر امرء القيس ـ مي‎باشد. امرء القيس در مدينه سه دخترش را به ازدواج اميرالمؤمنين(ع) و امام حسن(ع) و امام حسين(ع) درآورد که داستانش مشهور است. رباب به همسري امام حسين(ع) درآمد و سکينه و عبدالله، فرزندان حسين(ع) از رباب مي‎باشند.
اما دختران :
5 ـ يكي سكينه است كه مادر او رباب دختر امرء القيس است . سکينه روز پنجم ماه ربيع الاول سال117هـ.ق وفات کرد؛ وفات خواهرش فاطمه نيز همان سال است.(4)
6 ـ و دختر ديگر فاطمه نام داشت و مادر او ام اسحاق دختر طلحه بن عبيد الله تيميه است.
كه البته در تعداد فرزندان حضرت امام حسين (ع) تا 9 تن نيز روايت شده است .
علي بن عيسي الاربلي در "کشف الغمة" گفته: اولاد حسين(ع) ده تن بودند؛ شش پسر و چهار دختر. سه تن از پسران وي علي نام داشته‎اند و محمد و عبدالله و جعفر. علي اکبر در کربلا در برابر پدر جنگيد و شهيد شد و علي اصغر صغير را تير زدند؛ همچنين گفته‎اند که عبدالله نيز با پدر کشته شد. دختران او زينب و سکينه و فاطمه بودند. نسل امام حسين(ع) از علي اوسط، يعني زين العابدين(ع) است؛(5) البته قول قوي و قريب به صحت و نظر شيخ مفيد است. پس در خاتمه مي‌توان گفت غير از امام سجّاد‌(ع) و جعفر بن الحسين‌(ع) تمام فرزندان ذکور امام حسين(ع) در کربلا به شهادت رسيدند.
برگرفته از کتاب منتهي الامال، صفحه 658
1) بحارالانوار، ج 45، ص 329
الارشاد، ص 253
نفس المهموم، قم، ص 524، کشف الغمة في معرفة الائمه، ص 214
2) اللهم اشهد أنه قد برز اليهم غلام اشبه الناس خلقاً و خلقاً و منطقاً برسولک، و کنّا اذا اشتقنا الي نبيّک نظرنا اليه
3) نفس المهموم، ص 308
4) نفس المهموم، ص 530
5) کشف الغمة، ص 214، بحارالانوار، ج 45، ص 331


گفتي """ ايا شما راضي ميشويد اسماء بچه هايت را ريس جمهور اسراييل يا بوش يا هر کافر و يهودي بگذاري؟؟؟"""
مگر اسم اونها از اسمهاي خاص به نصارا و يهود بود كه اين مقايسه را ميكنيد .
در اين مقايسه شما بدترين مثل را نسبت به خلفاي خودتتان زديد .

يا علي



--------------------------------------------------------------------------------

برگرفته از کتاب منتهي الامال، صفحه 658
1) بحارالانوار، ج 45، ص 329
الارشاد، ص 253
نفس المهموم، قم، ص 524، کشف الغمة في معرفة الائمه، ص 214
2) اللهم اشهد أنه قد برز اليهم غلام اشبه الناس خلقاً و خلقاً و منطقاً برسولک، و کنّا اذا اشتقنا الي نبيّک نظرنا اليه
3) نفس المهموم، ص 308
4) نفس المهموم، ص 530
5) کشف الغمة، ص 214، بحارالانوار، ج 45، ص 331

36   نام و نام خانوادگي:  احمد عبدالله     -   تاريخ:  29 مرداد 88
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام و درود خدمت اقاي مجيد م علي

فرمودي )برداشت و دلايل شما چقدر مرا بياد برداشت و دلايل ابوجهل در مقابل حضرت نبي ( ص ) مي اندازد . دليلش همان حب شما به غاضبين امامت ميباشد و بس همانگونه كه ابوجهل نيز به لات و عزي محبت داشت (

ميگويم اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ((‌مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ)«محمد رسولِ خداست و كساني كه با اويند بركافران سخت گير و در ميان خود مهربانند. آنان را در حال ركوع و سجده مي بيني كه از خداوند فضل و خشنودي ميجويند. نشانة درستكاري آنان از اثر سجده در چهره هايشان پيداست.»
خوانندة عزيز! لطفاً آيه را دوباره با دقت تلاوت كنيد و معاني آنرا تصوركنيد و در صفت رحمت كه در آيه كريمه آمده(رحماء‌بينهم) بيشتر بينديشيد، ببينيد كه به چه نتيجه اي مي رسيد.

خوانندة گرامي! دوست داري فرزندت را،‌جگرگوشه ات را،‌پيوند قلبت را، ‌دختر عزيزت را به چه كسي بدهي ؟‌آيا راضي مي شوي كه او را به خانة مردي فاسق و جنايت كار بلكه به خانة قاتل مادرش يا برادرش بفرستي؟‌كلمه داماد براي شما چه معني دارد؟‌شما حاضريد چه كسي را به دامادي خود انتخاب كنيد؟.
المصاهره در لغت از صاهر است، گفته مي شود: (صاهَرْتُ القومَ اذا تَزَوَّجْتُ مِنْهُم)،‌وقتي دو خانواده جهت برقرار كردن روابط اجتماعي و پيوند زناشويي بين پسر و دختر يا زن و مرد با هم وصلت برقرار مي كنند، اين وصلت را در عربي مصاهره مي گويند، ‌صهر يعني داماد ولي در عربي معني گسترده تر از اين دارد، صهر مرد يعني خويشان زنش، و صهر زن يعني خويشان شوهرش،‌خلاصه اينكه مصاهره در عربي به خويشان زن گفته مي شود و گاهي به خويشان مرد نيز گفته مي شود،‌وخداوند اين مصاهره را جزو نشانه هاي قدرت خودش قرار داده، چنانكه مي فرمايد:( وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيراً)
«و او ذاتي است كه از آب بشري آفريد، آنگاه آن را داراي پيوند نسبي و سببي قرار داد و پروردگارت تواناست». در آيه كريمه دقت كنيد كه چگونه خداوند انسان را موجودي آفريده كه با اطرافيان خودش از روي نسب و مصاهره رابطه داشته باشد و خانواده و اجتماع را تشكيل دهد.

و همچنين درباره بغض اهل بيت من سني ميگويم هر سني با اهل بيت بغض بورزد مسمان نيست و از ان طرف هر شيعه به خلفاي راشدين بغض بورزد مسلمان نيست

فرمودي حب شما به غاصبين؟؟؟؟؟؟؟؟ دوست گرامي اين يک افتراء است بر رسول الله عليه افضل الصلات والسلام والقران
ايا بنظر شما رحمت للعالمين . حبيب الله کساني را پرورش و تربيت ميکنه که بعد از وفاتش مرتد شوند والعياذ بالله؟؟؟؟؟
ايا ايه قران که روي انها نازل شده است بازهم مرتد شده اند والعياذ بالله(1. الفتح۱۸: { لَّقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ}
” يقيناً خدا از مؤمنان هنگامي که زير آن درخت با تو بيعت کردند خشنود شد”)



37   نام و نام خانوادگي:  احمد عبدالله     -   تاريخ:  29 مرداد 88
همچنين درباره اسما’
کساني از اهل بيت که نامشان ابوبکر بوده است:
1- ابوبکر پسر علي‌بن ابي‌طالب
او همراه امام حسين در کربلاء شهيد شد و مادرش ليلي دختر مسعود النهشليه است.
«الارشاد» شيخ مفيد (ص 186-248)، تاريخ يعقوبي في اولاد علي و منتهي الآمال شيخ عباس قمي (1/261) او مي‌گويد اسمش محمد و کينه‌اش ابوبکر است «و محمد يکني بابي بکر ...» (1/544). «بحارالانوار مجلسي» (42/120).

2- ابوبکر پسر حسن‌بن علي بن ابوطالب
او همراه عمويش حسين در کربلاء شهيد شد. شيخ مفيد در «الارشاد» (ص 248) نام او را جزو کشته شدگان کربلاء ذکر کرده است. «تاريخ يعقوبي في اولادالحسن» و «منتهي الآمال» شيخ عباس قمي (1/544) در باب استشهاد فتيان بني هاشم في کربلاء.

3- ابوبکر علي زين‌العابدين
کنيه علي زين‌العابدين بن حسين ابوبکر بوده است. بسياري از علماء شيعه اماميه آن را ذکر کرده‌اند به کتاب «الانوار النعمانيه» جزائري مراجعه شود.
4- ابوبکر علي‌الرضا پسر موسي کاظم پسر جعفر صادق
کنيه امام رضا ابوبکر بوده است. اين موضوع را نوري طبرسي در کتابش «النجم الثاقب في القاب و اسماء الحجّه‌الغائب» آورده است. او در اين کتاب مي‌گويد : «14- ابوبکر و هي احدي کني الامام رضا کما ذکرها ابوالفرج الاصفهاني في مقاتل الطالبين».
«14- يکي از کنيه‌هاي امام‌رضا ابوبکر است که ابوالفرج اصفهاني در مقاتل الطالبين آنرا ذکر کرده است».

5- ابوبکر محمدمهدي منتظر بن حسن عسکري
يکي از اسم‌هاي مهدي منتظر که شيعه معتقد است بيش از (1100) سال پيش به دنيا آمده ابوبکر است. اين موضوع را نوري طبرسي در کتابش در لقب شماره 14 ذکر کرده است.
اين سؤال مطرح است که چرا مهدي منتظر شيعه اماميه به ابوبکر ملقب و يا کنيه‌دار مي‌شود؟!!

6- ابوبکربن عبدالله بن جعفربن أبي طالب
صاحب «انساب الاشراف» (ص 68) مي‌گويد : «عبدالله پسر جعفر بدنيا آمد و ابوبکر همراه حسين کشته شد و مادرشان الخوصاء از قبيله ي ربيعه مي باشد» و خليفه بن خياط در تاريخش (ص 240) در بحث نام کساني از بني‌هاشم که در معرکه حرّه کشته شده‌اند نام او را ذکر نموده است.
عمر
بي‌شک يکي از اصحاب پيامبر، عمربن خطاب بوده است و هر کس اين نام را برگزيند به خاطر به فال نيک گرفتن عمربن خطاب است.
(کساني که نامشان عمر بوده است.)
1- عمرالأطرف پسر علي‌بن أبي طالب
مادرش ام حبيب الصهباء التغلبيه از اسيران جنگ با مرتدان است.
نگا : «سر السلسله العلويه» ابونصر بخاري شيعي (ص 123) در بحث نسب عمر الاطرف و «منتهي الامال» عباس قمي (1/261) او مي‌گويد : «عمر و رقيه کبري با هم دوقلو بوده‌اند» و «بحارالانوار» مجلسي (42/120).

2- عمر پسر حسن بن علي‌بن ابي‌طالب
مادرش ام‌الولد بود که با عمويش حسين در کربلا شهيد شد. «عمده‌الطالب» ابن عنبه حاشيه ص 116، تاريخ يعقوبي ص 228 در بحث اولاد حسن.
يعقوبي در تاريخش مي‌گويد : «حسن هشت پسر به نام‌هاي حسن، زيد، عمر، قاسم، ابوبکر، عبدالرحمن از مادران متفاوت و طلحه و عبدالله داشت».

3- عمر الاشرف پسر علي زين‌العابدين بن الحسين
مادرش ام الولد و لقبش الاشرف بود چون عمر پسر علي‌بن ابي‌طالب لقبش الاطرف بود. «الارشاد» شيخ مفيد (ص 261) و «عمده‌الطالب» ابن عنبه (ص 223). ملقب به الاشرف شد چون از حسين و حسن بود اما عمرالاطرف از يک طرف و آن هم پدرش علي‌بن ابي‌طالب بود.

4- عمر پسر يحيي بن حسين‌بن زيد شهيدبن علي‌بن حسين‌بن علي‌بن ابي‌طالب
ابن عبيدالله بن اسماعيل بن عبدالله بن جعفر طيّار (ص 359) نام او را ذکر کرده است.

5- عمر پسر موسي کاظم‌بن جعفر صادق
ابن الخشاب در بحث فرزندان موسي کاظم نام او را آورده است او چنين مي‌گويد : «بيست پسر که عمر و عقيل در ميان آنها بود و هجده دختر» به کتاب «تواريخ البني و الآل» محمدتقي تستري مراجعه شود.

عثمان
خليفه سوم عثمان‌بن عفان ذوالنورين همسر دو دختر پيامبر خدا رقيه و ام کلثوم شهيد بود.
کساني که نامشان عثمان بود عبارتند از :
1- عثمان پسر علي‌بن ابي‌طالب
او در کربلا همراه حسين و مادرش ام‌البنين دختر حزم وحيديه کلابيه شهيد شد. «الارشاد» شيخ مفيد (ص 186-428) و «اعيان النساء» شيخ محمدرضا الحکيمي (ص 51) و «تاريخ اليعقوبي» در بحث اولاد علي و «منتهي الآمال» (1/544) و التستري في تواريخ النبي و الآل (ص 115) در بحث فرزندان اميرالمؤمنين.

2- عثمان پسر عقيل‌بن ابي‌طالب
بلاذري در «انساب الاشراف» (ص 70) مي‌گويد : «از جمله پسران عقيل ... عثمان است»
عائشه
عائشه دختر ابوبکر صديق و همسر حضرت محمد است. در ميان اهل بيت ملاحظه مي‌شود اگر يکي از آنها پسران زياد ولي تنها يک دختر داشت و نام او را عائشه مي‌گذاشت. قطعاً او با رغبت فراوان تنها دخترش را به نام عائشه نام‌گذاري مي‌کرد!!؟
حال اگر علماي شيعه جوابي دارند آن را ابراز کنند.
پروردگارا راه درست را به ما الهام کن.
(کساني که اسمشان عائشه است عبارتند از :)

1- عائشه دختر موسي کاظم‌بن جعفر صادق
او از دختران موسي کاظم است اين امر را بسياري از علماء شيعه از جمله شيخ مفيد در «الارشاد» (ص 303) و ابن عنبه در «عمده‌الطالب» حاشيه (ص 266) و نعمه‌الله جزائري در «الانوار النعمانيه» (1/380) ذکر کرده‌اند.
مي‌گويم : دليل محبت بيش از حد اهل بيت به ام‌المؤمنين عائشه اين است که موسي کاظم هفتاد و سه پسر و فقط يک دختر داشت که نام او را عائشه گذاشت.
صاحب «انوار النعمانيه» (1/380) مي‌گويد : «تعداد فرزندان او هفتاد و سه پسر و يک دختر است : امام رضا و ... و ... و عائشه».
گرچه در تعداد اولاد او اختلاف وجود دارد اما آنچه مورد اتفاق است اين است که دختري به نام عائشه داشته است. ابونصر بخاري مي‌گويد : «موسي کاظم هجده پسر و بيست و دو دختر داشته است» «سر السلسله العلويه» (ص 53).
تستري در تواريخ‌النبي و الآل اسم هفده دختر را آورده است «فاطمه کبري، فاطمه صغري، رقيه، رقيه صغري، حکيمه، ام ابيها، ام کلثوم، ام سلمه، ام جعفر، لبانه، عليه، آمنه، حسنه، بريهه، عائشه، زينب و خديجه» تواريخ النبي و الآل (ص 125-126).
2- عائشه دختر جعفربن موسي کاظم بن جعفر صادق
عمري در المجدي مي‌گويد : «به پسر جعفربن موسي کاظم بن جعفر صادق الخواري گفته مي‌شود. او و هشت دختر از يک ام ولد هستند. آنها عبارتند از : حسنه، عباسه، عائشه, فاطمه کبري، فاطمه صغري، اسماء، زينب، ام جعفر ...».
«سر السلسله العلويه (ص 63) حاشيه محقق»

3- عائشه دختر علي‌الرضابن موسي کاظم
ابن خشاب در کتابش «مواليد اهل‌البيت» مي‌گويد : «امام رضا پنج پسر و يک دختر داشت به نام‌هاي؛ محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهيم، حسين، که دخترش عائشه نام داشت. «تواريخ‌النبي و الآل» (ص 128).

4- عائشه دختر علي‌الهادي‌بن محمدجوادبن علي‌الرضا
شيخ مفيد در «الارشاد» (ص 334) مي‌گويد : «او چند پسر به نام‌هاي ابومحمدحسن که بعد از او امام شد، حسين، محمد و جعفر و دخترش عائشه نام داشت».

38   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  29 مرداد 88
جناب نگارنده کامنت 31

الحمد الله که اندک اندک داري هدايت مي‌شوي.
همين که متوجه شدي که هر کسي که نعوذبالله به سرور کائنات اشرف مخلوقات محمد مصطفي صلي الله عليه و آله افترا بزند منافق است خودش قدم بسيار بزرگي براي کشف حقيقت است.
بعد از اين قدمي که برداشتي نوبت يک قدم عملي است و آن برائت از کسي است که نعوذبالله به رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم افترا زد.

آيا مي‌خواهي بداني که آن شخص چه کسي بود؟

آن شخص منافق کسي بود که طبق ادعاي خودش به رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم گفت:
«آيا خجالت نمى‏كشى»(نعوذبالله)
«... حضرت بعد از شهادت (به وحدانيت خدا و...) چنين گفت: اى عايشه درباره تو مردم اين مطالب را مى‏گويند. اگر تو كارى نكردى به زودى خدا تو را تبرئه مى‏كند و اگر گناهى مرتكب شدى استغفار و توبه كن كه خدا توبه پذير است. من (مطابق بعض روايات بخارى و نيز روايت ترمذى) گفتم: «آيا خجالت نمى‏كشى كه در حضور اين زن چنين مى‏گوئى؟»...»
----> بخارى در ج 5 صحيح، ص 147، باب غزوه بنى المصطلق

راستي اگر مايل هستي در مورد افسانه پردازي محبين عايشه کمي‌بيشتر بداني اينجا را بخوان:
http://www.valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#33
* * * * * * *
عايشه مى‏گويد: من نسبت به زنهائى كه خود را به رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هبه مى‏كردند (يعنى مى‏گفتند كه من خود را به تو بخشيدم) حسادت مى‏ورزيدم و مى‏گفتم: آيا زن خود را مى‏بخشد؟! (و در روايتى ديگر: آيا زن حيا نمى‏كند كه خود را به مردى مى‏بخشد؟!) و چون آيه «هر كه را نخواهى نمى‏پذيرى و آنكه را بخواهى قبول مى‏كنى و آنكه را هم كه نپذيرفتى مى‏توانى مجددا بپذيرى و اشكالى ندارد» (آيه 51 از سوره احزاب) نازل شد گفتم: يا رسول اللّه! من خداى ترا نمى‏بينم مگر آنكه در راه هواى (نفس) تو مى‏شتابد.

------> الف - صحيح بخارى، ج 6، ص 147، تفسير سوره احزاب، وج 7 ص 16، كتاب النكاح، باب هل للمرأة أن تهب نفسها لأحد.
ب - صحيح مسلم، ج 2، ص 1085، كتاب الرضاع، باب 14، ح 49 و 50.
ج - سنن إبن ماجة، ج 1، ص 644، كتاب النكاح، باب 57، ح 2000.
د - سنن نسائى، ج 6، ص 54، كتاب النكاح، باب أول، ح 3196.
* * * *
و همچنين بدعت در دين:
«عن عايشه قالت: ما رأيت رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم سبح سبحة الضحى وإنى لاسبحها»
عايشه مى‏گويد: من نديدم رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نماز ضحى بخواند و من مى‏خوانم
--- صحيح بخارى، ج 2، ص 73، كتاب الجمعة ---
* * * * * * *
بله. حال براي بيشتر دانستن به اين صفحه نوراني رجوع کن:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=96

خوب؟ آيا زمان آن نرسيده که از منافقه اي که به اشرف مخلوقات جسارت مي‌کنند و افترا مي‌زنند
تبري جويي و هدايت يابي؟
«الم يان للذين آمنوا آن تخشع قلوبهم لذكر الله و ما نزل من الحق»

و اما بعد شما که از افترا حذر مي‌دهيد لطف کنيد و خودتان به مسلمان و مومن به الله افتري نزنيد که گناهي است بسيار بسيار سنگين.
بابا شجاع الدين مجاهد اکبر ابولولو (رحمةالله عليه) مجوس نبود و مسلمان واقعي به تمام معني بود.

اگر نعوذ بالله ايشان مجوسي بود که در مسجد راهش نمي‌دادند.
تو چه دليلي داري که ايشان مجوسي بودند؟ واقعا از عذاب خدا بترس.
«وَمن يكْسِبْ خطِيئةً أوْ إِثْما ثمَّ يرْمِ بِهِ برِيئا فقدِ احْتملَ بهْتانا وَإِثْما مّبِينا»
«وَالّذينَ يؤْذون الْمؤْمِنين وَ الْمؤْمِناتِ بِغيْرِ ما اكْتسبوا فقدِ احْتملوا بهْتانا وَ إِثْما مُبينا»

بيش از اين با آبروي يک مسلمان بازي نکن. شرم کن و توبه کن.

بله اينجانب افتخار مي‌کنم که از فرزندان بابا شجاع الدين مجاهد اکبر ابولولو مسلمان و موحد باشم.
مجوسي شايسته کسي است که به امام خود خيانت کرد و به خيانتش ادامه دهد.

و بعد از همه اين سخنان
آخر آدم حسابي اين کودتاچي که شما حاضر هستي براي او به مسلمانان تهمت بزني چه صفت ويژه و ممتازي داشته است؟
سخن ور بوده است؟ عالم بوده است؟ جنگاور شجاعي بوده است؟ اهل جود و کرم بوده است؟
جز زندگي غرق در غصب و غارت اثر ديگري از خود بجاي گذاشته است؟
به خود بيا قبل از آنکه دير شود.
39   نام و نام خانوادگي:  احمد عبدالله     -   تاريخ:  31 مرداد 88
در بدايه سلامم به محترماني كه اين سايت را اداره ميكنند و بزرگواري ميفرمايند نظرات را براي دوستان اظهار ميفرمايند
و من از خداوند سبحانه وتعالي طالب هدايت خودم وشما هستم

دوست عزيز اقاي momen abdullah

شما در اين سطور كه درج فرمودي يك مساله افترا’ به عايشه رضي الله عنهم اجمعين و ابولولو مجوسي اوردي؟؟؟؟

اول از همه برادر عزيز اين مساله عايشه رضي الله عنه مساله اي است كه درمورد امهات المومنين در چندين ايه مطرح شده است اگر قبول داشته باشي قران رو؟؟؟

دوما دوست عزيز شما خودت اگر يك كمي احترام براي رسول اكرم اشرف الخلق حبيب الله و براي خدا قايل بودي اين افترائات از دهانت بيرون نمي امد؟؟؟؟ بنظر شما چطور ممكن است شخصي ماينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي با يك فاحشه والعياذ بالله ازدواج كند ؟؟؟؟؟
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ﴿28﴾
اى پيامبر به همسرانت بگو اگر خواهان زندگى دنيا و زينت آنيد بياييد تا مهرتان را بدهم و [خوش و] خرم شما را رها كنم

وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿29﴾
و اگر خواستار خدا و فرستاده وى و سراى آخرتيد پس به راستى خدا براى نيكوكاران شما پاداش بزرگى آماده گردانيده است

يَا نِسَاء النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا ﴿30﴾
اى همسران پيامبر هر كس از شما مبادرت به كار زشت آشكارى كند عذابش دو چندان خواهد بود و اين بر خدا همواره آسان است

وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا ﴿31﴾
و هر كس از شما خدا و فرستاده‏اش را فرمان بر د و كار شايسته كند پاداشش را دو چندان مى‏دهيم و برايش روزى نيكو فراهم خواهيم ساخت

وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ﴿33 ﴾
و در خانه‏هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستاده‏اش را فرمان بريد خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند


ولي به هر حال در توبه باز است خداوند توبه كنندگان را ميبخشد
حديث از اشرف الخلق عليه افضل الصلات والسلام (التائب كما لا ذنب له)

و همچنين ابولولو المجوسي

بغدادي مي گويد: «سبئيه پيروان عبدالله بن سبأ هستند, همان كسي كه دربارة علي رضي الله عنه غلو نمود, و ابتدا او را پيامبر و سپس خدا معرفي كرد». نيز مي گويد: « ابن السوداء (عبدالله بن سبأ) فردي يهودي الأصل و از اهل حيره بود كه به اسلام تظاهر كرد و براي اينكه نزد اهل كوفه رياست و پذيرشي داشته باشد, به آنان گفت كه در تورات خوانده است كه هر پيامبري وصيّي دارد و وصيّ حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم علي رضي الله عنه است».

شهرستاني درباره ابن سبأ آورده كه:‌ او نخستين كسي است كه قائل به وجود نصي مبني بر امامت علي رضي الله عنه بوده است, و مي افزايد كه سبئيه اولين فرقه اي هستند كه به «توقف»,‌«غيبت» و «رجعت» معتقد شدند, و پس از مدتي شيعه با آن همه اختلاف و فرقه هاي متعددي كه دارند,‌ اعتقاد امامت و خلافت و وجود نص و وصيت را از سبايي ها به ارث بردند,‌ اين عقيده زائيدة فكر ابن سبأ است, و به مرور زمان فرق شيعه, و نظرياتشان به دهها فرقه و نظريه تبديل شد.

-كسي از امام باقر- عليه السلام- روايت ميكندكه فرمودند:«عبدالله بن سبا مدعي نبوت بود، وعقيده داشت كه نعوذ بالله اميرالمؤمنين خودش خداست ، وقتي به امير المؤمنين خبر رسيد او را فراخواندند، و در مورد از وي پرسيدند، اعتراف كرد و گفت : آري، تو خدايي، در دلم آمده است كه تو خدايي ومن پيامبرم، امير المؤمنين عليه السلام فرمودند: هلاكت برتو باد، شيطان ترا مسخره كرده است ،مادر مرده! فورا برگرد و توبه كن، وي انكار كرد ، او را زندان كردند و سه روز به او مهلت دادند كه توبه كند ولي توبه نكرد بنا براين اميرالمؤمنين او را به آتش انداختند و فرمودند : شيطان او را فريب داده بود ، و چنين كفرياتي را در دلش وسوسه مي كرد »رجال كشي1/702- و از امام صادق- عليه السلام- روايت است كه فرمودند:« خداوند لعنت كند عبد الله بن سبا را كه در بارة امير المؤمنين -عليه السلام- ادعاي ربوبيت ميكرد، و به خدا سوگند كه اميرالمؤمنين- عليه السلام - جز بندة فرمانبرداري براي خدا نبود ، هلاكت باد بركسي كه برما دروغ مي بندد ، عدة در باره ما چيزهايي را ادعا ميكنند كه خودمان در بارة خود ادعا نكرده ايم ، از آنان بيزاريم و به خدا پناه مي جوييم»رجال كشي 1/713-مامقاني مي فرمايد:« عبد الله بن سبا كسي است كه به كفر بازگشت و اظهار غلو نمود ومي فرمايد:"غالي مطعوني است كه اميرالمؤمنين او را با آتش سوزاند، وي معتقد بود كه علي -عليه السلام- خدا و خودش پيامبرست »تنقيح المقال ج2 / 183-1824-نوبختي مي فرمايد:« سبائيها به امامت علي قائل بودند، و اعتقاد داشتند كه امامت فرض است و از سوي خدا تعيين مي گردد، آنها پيروان عبد الله بن سبا هستند ، ابن سبا از كساني بود كه بر ابوبكر و عمر و عثمان و ديگر صحابه آشكارا طعن وارد مي كرد و از آنان بيزاري مي جست و مدّعي بود كه علي -عليه السلام- او را به اين كار مكلف كرده است، اميرالمؤمنين از وي در اين باره توضيح خواستند ، او اعتراف نمود، بنابرين دستور به قتلش دادند، مردم سراسيمه پيش امير المؤمنين رفتند وگفتند : آيا كسي را ميكشي كه به محبت شما اهل بيت دعوت مي كند و بسوي ولايت شما و بيزاري از دشمنان شما مي خواند ، بنا براين او را به مدائن تبعيد كردند »5- نيز مي فرمايد:« عده اي از اهل علم حكايت كرده اند كه عبد الله بن سبا مردي يهودي بود كه مسلمان شد ، و با علي (ع)دوستي كرد، او قبلاً، كه هنوز يهودي بود در باره يوشع بن نون كه پس از موسي- عليه السلام- آمد همين مقوله را مي گفت وقتي كه مسلمان شد در باره علي بن ابيطالب (ع) نيز چنين ادعائي كرد . او اولين كسي بود كه از فرض بودن امامت علي -عليه السلام -و اظهار بيزاري از دشمنانش سخن گفت از اينجاست كه كساني كه با شيعه مخالفند مي گويند: اصل رفض از يهوديت است »فرق الشيعة ص 32-446-سعد بن عبدالله اشعري قمي در آغاز سخنش از سبائيت مي فرمايد:« سبائيها پيروان عبد الله بن سبا هستند ،او عبد الله بن وهب راسبي همداني است،عبد الله بن خرسي وابن أسودكه از معتمدترين يارانش بودند او را در اين كار ياري كردند، وي اولين كسي بود كه بر ابوبكر و عمر و عثمان آشكارا طعن وارد كرد و از آنان اعلان بيزاري نمود »المقالات والفرق ص 207-ابن ابي الحديد تصريح كرده كه درحالي كه علي-عليه السلام- خطبه مي خواند عبد الله بن سبا بلند شد وگفت:( أنت أنت ) تويي تويي، چندين بار اين جمله را تكرار كرد ، حضرت علي فرمودند:« نفرين بر تو باد من كيستم ؟ گفت: ( أنت الله ) تو خدايي، دستور دادند كه او را با پيروانش دستگير كنند »شرح نهج البلاغه ج 5/58-آقاي نعمة الله جزائري مي فرمايد:« عبد الله بن سبا به اميرالمؤمنين گفت: تو الهِ بر حقي ، أمير المؤمنين او را به مدائن تبعيد كردند، او از يهوديت مسلمان شده بود ، و مانند آنچه كه به حضرت علي- عليه السلام -گفت در يهوديت به يوشع بن نون و موسي -عليه السلام- مي گفت »الانوار النعمانية ج 2 /234
نتيجه گيري
اين بود چند تا روايت از كتب معتبر و متنوع كه در علوم رجال وفقه و فرق بود، بخاطر آنكه مطلب زياد طولاني نشود از روايات بي شمار ديگري كه در كتب مختلف وجود دارد صرف نظر كرديم ، كه همه آنها شخصيتي را ثابت مي كنند كه اسمش عبد الله بن سبا است، بعد از اين ديگر ممكن نيست كه از وجود او منكر شويم خصوصا اينكه اميرالمؤمنين- عليه السلام- او را به خاطر مقوله كفر آميزي كه گفته بود عذاب داد، معناي اين سخن آن است كه حضرت اميرالمؤمنين ، عبد الله بن سبا را ديده است ، و اين خود براي اثبات شخصيت او كافيست كه ديگر جاي انكار باقي نميماند.آنچه از نصوص گذشته بر ميآيد اين است :1 - اثبات شخصيت ابن سبا ووجود فرقه اي كه او را ياري مي كردند، و حرف او را مي زدند كه اين فرقه "سبائيت" نام دارد.2- ابن سبا، مردي يهودي بود كه مدعي اسلام شد،گر چه او تظاهر به اسلام نمود ، اما حقيقت اين است كه او بر يهوديتش باقي ماند و بر اساس آن سمپاشي كرد.3- او اولين كسي بود كه بدعت طعن بر ابوبكر و عمر و ديگر صحابه- رضوان الله عليهم- را اختراع نمود.4-او اولين كسي بود كه از امامت امير المؤمنين- عليه السلام- سخن گفت.5- و او اولين كسي بود كه مدعي شد امير المؤمنين وصي پيامبر - صلي الله عليه و آله- است.طبعا اين مقوله را از يهوديت نقل كرده بود وچنين وانمود ميكرد كه گويا با اهل بيت (ع)محبت دارد ، لذا به ولايت آنان و بيزاري از دشمنانشان - كه گويا صحابه پيامبر بودند _ دعوت مي كرد .بنابرين عبد الله بن سبا يك شخصيت حقيقي است كه نميتوان انكارش كرد و نه از كنارش به آساني گذشت لذا با صراحت در كتب و مصادر معتبر ما از او سخن رفته است ، براي اطلاع و آشنائي بيشتر با ابن سبا مي توانيد به كتب ذيل مراجعه فرمايد:غارات ثقفي، رجال طوسي،رجال حلي،قاموس الرجال تستري،دائرة المعارف اعلمي حائري موسوم به مقتبس الاثر،الكني و الالقاب از عباس قمي،حل الاشكال بن طاووس،رجال بن داود،تحرير طاووسي،مجمع الرجال قهبائي،نقد الرجال تفرشي،جامع الرواة مقدسي اردبيلي،مرآة الانوار محمد بن طاهر عاملي و مناقب آل ابي طالب از ابن شهر آشوب.اينها- كه البته نمونه است ونه حصر- و تعداد كثيري از ديگر مصادر معتمد ما همگي اتفاق دارند كه ابن سبا يك شخصيت واقعي است كه هرگز نمي توان از تاريخ حذفش كرد،

موفق باشيد
40   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  31 مرداد 88
جناب احمد عبدالله
با سلام
در ابتدا خودم و شما را به عمل به اين حديث فرا مي‌خوانم:
عايشه[در مورد رسول الله (صلي الله عليه و آله)] مى گويد: مانند حرف زدن شما تند حرف نمى زد، سخنش آرام و منظم بود در حالى كه شما پراكنده سخن مى گوييد
---> بخارى در ج 4

بنده اول مشکل شما را تندوري شما مي‌بينم. نگاهي به کامنت اول خود بينداز. اين است کلماتي که به زشتي به کار بردي: «خاين بتمام معني» «ترسوي بزدل» «تجاوز» «خفه خون» ...

در ادامه همين تندروي بازهم از خودت سخني دروغ را به بنده نسب مي‌دهيد و از واژهاي زشت همچنان استفاده مي‌کنيد: «فاحشه»

آخر بنده خدا در سراسر تاريخ را جستجو کن و يک نمونه براي ما بياور که ما چنين اتهامي را به عايشه زده باشيم. اين تندروي شما پرده اي مي‌شود براي تعقل عميق و سودمند. رفتارهاي هيجاني دردي را دوا نمي‌کند.

براي مثال نگاهي به کامنت خود بيانداز. اينها که کپي و پيست کردي چه ربطي داشت به ادعاي شما مبني بر (نعوذبالله) مجوسيت ابولولو(رحمةالله عليه)؟ جز اين است که دوباره سيل اتهاماتي جديد روانه کردي؟
آيا مي‌داني هر اتهامي را بايد اثبات کني؟ آخر اتهام اول را اثبات کردي رفتي سراغ باقي اتهامات؟

عزيز. کمي آرامش. سپس نگاشتن. شما که الحمد الله فردي تحصيل کرده هستيد و در دين مطالعه داشته ايد.

اگر بنده از خودم چيزي در مورد عايشه گفتم. حرف شما درست. ولي بنده مستند به کتب موثق مذهب شما گوشه هايي را براي شما نقل کردم.
لطفا نگاهي به پاسخ سروران بنده به کامنت شماره چهار در اين صفحه بياندازيد:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=104
آيا قتيله از امهات مومنين بود يا نه؟ اگر نبود چرا؟

آيا فکر نمي‌کنيد همين آيه اي که شما نقل کرده ايد خود بهترين گواه بر خطا کاري عايشه است؟
انصافا در مذهب شما کسي که بر خليفه خود شورش کند حکمش چيست؟

بنده به شخص غير معقول ترين عقيده و تفکري که در زندگي ام ديده ام ادعاي شما اهل سنت در مورد حب و دوستي اين سه شخص است:
امير المومنين علي عليه السلام
عايشه
معاويه (لعنت الله عليه)

جنگ جمل و صفين «فتنه» بود. قتل عايشه بوسيله معاويه ملعونهم هم فتنه بود؟

در مورد افسانه عبد الله سبا نيز به اين لينک لطفا رجوع کنيد:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=140
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=222

فقط بنده به اين نکته اشاره کنم که:
«‏ يا علي أنت مني بمنزلة هارون من موسى»
صحيح بخاري کتاب جلد 5 کتاب 57 شماره 56

علي ولي الله
41   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  01 شهريور 88
با سلام
جناب اقاي احمد عبدالله در نظر داشتم جوابي در حدي متقن و كامل بدهم اما با برسي نظر برادر عزيز و مومن خود و عبد الله واقعي جناب اقاي momen abdullah جواب ايشان بسيار خوب است و احتياجي به جوابي چندان از من ندارد , اما بسبب خالي نبودن عريضه چند سطري هم من مينويسم تا بدانيد كه اين اراي جناب momen abdullah تنها نيست بلكه در اين راه بسياري از محبان اهل بيت او را همراهي ميكنند .
در مورد عايشه بنت ابوبكر , اين ما شيعيان نيستم كه به ايشان تهمت فحشا ميزنيم نه فقط به او و نه هيچيك از زنهاي ديگر سيدنا حضرت محمد ( ص ) يا زنهاي ديگر انبياء الهي . حال چه كسي اين حرفها را در مورد ايشان زده است به صحيحترين ( ؟؟؟؟؟ ) كتاب خودتان مراجعه كنيد مگر اينكه بگوئيدما كتاب بخاري را ما هك كرده باشيم و اين را جا داده باشيم , ساخت اينگونه افتراحات فقط مختص خود ايشان و محبان ايشون ميباشد , همين ام المومنيين بودند كه به ام المومنين ماريه قبطيه افترا خيلي بدتر زدند ( حديث آفك از نظر شيعه ) و بعد براي مظلوم نمائي اين حديث افك را درمورد خود جعل كرده اند .
اما شما در نظرتان گفتيدي :
1 ) يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ ...... تا انجائي كه ميدانيم حكم طلاق ايشان در دست امام علي ( ع ) بود ميگوئيد نه به تواريخ خود بمانند طبري و تاريخ بغداد و ماجرهاي بعد از جنگ جمل مراجعه بفرمائيد انجائي كه حضرت علي ( ص ) بوسيله امام حسن ( ص ) و امام حسين ( ص ) به ايشان پيغام ميفرست تا بجاي رفتن به بصره خود را براي براي رفتن به مدينه حاضر كند و باقي ماجرا ,,,,,,
2 ) وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ .... بله اما كو گوش شنوا و نعثل خواندن جناب عثمان بوسيله ايشان را فراموش كرده ايد را فراموش كرديد؟
3 ) يَا نِسَاء النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ ..... حتما اينچنين خواهد بود چونكه الله سبحان تعالي عادل است و هيچ ردخور ندارد .
4 ) وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا ...... حتما اينچنين خواهد بود چونكه الله سبحان تعالي عادل است و هيچ ردخور ندارد .
5) وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ ...... شتر سواري ايشان و طلب قاطر سواري ايشان از براي ما و شما بسيار مشهور است خصوصا سر كردگي انهمه مردان نامحرم بر عهده گرفتن , ولي با اين همه او از فحشا مبرا بود , و اما قسمت دوم اين ايه ... إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُ ... هيچ ربطي به هيچ يك از امهات المومنين ندارد كه شما بخواهيد از ان براي تبرئه ايشان استفاده كنيد .
پس خواهش ميكنم قران را به كيف خود برداشت نكنيد .
اما در مورد فيروز ايراني . ايشان حقي طلب كردند و با ظلمي روبرو شدند و همان كاري را كردند كه يك مظلوم به بهترين نحو ميتواند انجام دهد , اما در مورد دين ايشان حضور ايشان در مقابل جناب ابن حطاب در مسجد النبي از براي طلب حقشان گوياي اين موضوع است چونكه اگر غير مسلمان ميبودند چگونه براي طلبش در مسجد النبي با ابن حطاب صحبت كردنند , چگونه است كه شما به يك مسلمان تهمت كفر و مجوسي بودن ميزنديد . ايا بهتر نبود كه بگوئيد بله مسلمان بود اما.....
6 ) در مورد ابن سبا ملعون موهوم يهودي , تا انجائي كه من ميخوانم و ميبينم اين ملعون محبوب شماست نه ما , ما كه بوجود چنين شخصي اعتقاد نداريم و او را موهوم ميدانيم و اما بر فرض وجود او را لعن ميكنيم , عجيب است كه اين ملعون شده بت جماعت منافق بي خردي خصوصاُ اين فرقه ضاله جديد التاسيس وهابيون .

بنده ام مصراً از شما ميخواهم كه توبه كني و بقول خودتان : " به هر حال در توبه باز است خداوند توبه كنندگان را ميبخشد "

حال كه بحث از اهل بيت شده بشنو از ساقي كوثر :
از سخنان حضرت علي ( ص ) است در توصيف اهل بيت عليهم السلام
قسم به پروردگار من، راه رساندن رسالتهاى الهى و انجام دادن وعده‏ها و بيان امر و نهى پروردگار را دانستم. درهاى حكمت الهى نزد ما اهل بيت گشوده شده است و چراغ دين با راهنمايى ما افروخته گرديده. آگاه باشيد كه راههاى دين يكى بيش نيست و آن يكى هم راست و كوتاه است. هر كس به آن راه چنگ زند به مقصد رسيده و سود برده است. و هر كه از آن راه پيروى نكند گمراه گشته و پشيمان خواهد شد. براى روزى كار كنيد كه ذخاير را براى آن روز پس‏انداز مى‏كنند و در آن روز رازها آشكار مى‏گردد. آن كس كه هم اكنون داراى عقل و انديشه است اگر نتواند كارى انجام دهد به طور قطع موقعى كه مرگ به سراغش آمد و در دل خاك قرار گرفت عقل از سودرسانى براى او عاجزتر است. آنچه در آن هنگام در دسترس نيست از آنچه اكنون موجود است كمتر يافت مى‏شود. اى مردم از آتشى پرهيز كنيد كه گرمى آن شديد و عمق آن بسيار و زينت آن غل و زنجير و نوشيدنى آن چرك و خون است. بدانيد نام نيكويى كه خداوند به كسى در بين مردم عنايت مى‏فرمايد بهتر است از ثروتى كه به ارث مى‏گذارد، براى كسانى كه قدردان او نباشند.
اما در مورد اسامي امامزادگان , برادر من بيخودي دل خودتان را با اين موهومات خوش نكنيد مگر انكه دليلي از شيعيان بياورد كه بخاطر حب 1 2 3 اين اسمها براي انه انتخاب شده باشد حديثي گفتاري و و و

يا علي
42   نام و نام خانوادگي:  احمد عبدالله     -   تاريخ:  01 شهريور 88
با سلام به دوستان و اداره کنندگان سايت و همچنين ماه مبارک رمضان را به شما وخوانواده هاي محترم تبريک ميگويم («خاين بتمام معني» «ترسوي بزدل» «تجاوز» «خفه خون» ... دوست عزيز درکتب برادران شيعي شخصي از علي بن ابي طالب ساخته اند که درست اين صفات رو دارا است و من اين اتهامات بقول خودتان زدم چون اصلا وبه هيچ عنوان راضي نميشوم و اعتقاد ندارم و يقين 100 در 100 دارم که ان علي که ما ميشناسيم رضي الله عنه اصلا اين صفات ها را دارا نبوده است ونيست والعياذ بالله ... بلکه مردي شجاع و باغيرت ... دوست عزيز من اين اتهام را به شما چسپاندم و عذر ميجويم ولي ميخواستم اين همه افتراءات که بر عايشه صديقه روا فرمودي از رو کدام منطق و اصلي بوده است؟؟؟؟ نمونش(فاحشه) والعياذ بالله :http://؟؟؟؟؟ عزيز. کمي آرامش. سپس نگاشتن. شما که الحمد الله فردي تحصيل کرده هستيد و در دين مطالعه داشته ايد هر کسي شايد نظري داشته باشد ولي خوب برادر لازم ميدونم اگر خطايي کردم مرا باخبر کنه (ولي خير الخطاءون التوابون) ولله الحمد والمنه ابولولو مجوسي يا بابا شجاع الدين فيروزي هيچ دليلي بر مسلمان شدنش نيست بلکه حب برادران شيعه بنسبه وي بدليل بغض با عمر فاروق رضي الله عنه است وبس و همچنين ابن سبا يا ابن سوداء از منقولات علماي شيعه ماسس تشيع حاليا است وابولولو از ياران وي بشمار ميايد و از اتهامات فرمودي ؟؟ بخشش از شما لاکن اگر با تعمق به موضوع بنگري انواقت ميتواني حقيقت را درک کني؟؟ آيا فکر نمي‌کنيد همين آيه اي که شما نقل کرده ايد خود بهترين گواه بر خطا کاري عايشه است؟ دوست عزيز شايد اين استنباط وفهم شما از ايه اين باشد... انصافا در مذهب شما کسي که بر خليفه خود شورش کند حکمش چيست؟ مساله اصلا هيچ ربطي به دين نداشته است اگر غزوت صفين قاصد هستيد دوست عزيز اينجا چند نقطه درمورد باهم پيوسته بودن صحابه وال بيت ذکر ميکنم از علماي شيعه واز خداوند خواهوان هدايت امير المومنين علي عليه السلام عايشه معاويه (رحمت الله عليه وهمچنين اگر بازهم چيزي دستگيرتان نشد بفرمايي به سايت زير مراجعه اي فرماييد http://www.؟؟؟؟؟.com/ 1- ازدواج رقيه و ام‌کلثوم دو دختر پيامبر با عثمان بن عفان هيچکدام از علماء شيعه اماميه اين ازدواج را انکار نکرده‌اند. با اين وجود عثمان‌بن عفان را طعن و لعن مي‌کنند و معتقدند اين ازدواج از قبيل اظهار اسلام با کفر پنهان است. نگا : «المسائل السرويه» شيخ مفيد. آنها معتقدند رقيّه بر اثر شدت ضربه عثمان به قتل رسيده است. اما اگر چنين است چرا پيامبر دوباره ام‌کلثوم را به عقد او درآورد؟! 2- ازدواج زينب دختر پيامبر با ابوالعاص‌ بن ربيع ابوالعاص‌بن ربيع پسرخاله زينب و مادرش هاله دختر خويلد است. از اين ازدواج دختري به نام امامه به دنيا آمد که علي‌بن ابي‌طالب بعد از وفات فاطمه زهرا با او ازدواج کرد و هيچکدام از علماء شيعه اماميه آنرا انکار نکرده‌اند. 3- ازدواج علي پسر حسن‌ بن علي‌ بن علي ‌بن حسين ‌بن علي ‌بن ابي‌طالب با رقيه دختر عمر العثمانيه او قبلاً همسر مهدي‌بن منصور بود. لذا هادي از ازدواج علي‌بن حسن با او راضي نبود و او را امر کرد تا رقيه را طلاق بدهد. اما علي‌بن حسن امتناع کرد و گفت : مهدي پيامبر خدا نيست تا همسران او بر ما حرام باشند و همچنين مهدي از من شريف‌تر نيست. «سر السلسله العلويه» (ص 103). 4- ازدواج علي‌ بن ابي‌طالب با امامه دختر عاص ‌بن ربيع که شرح آن گذشت. 5- ازدواج خديجه دختر علي ‌بن ابي‌طالب با عبدالرحمن ‌بن عامر بن کريز اموي نگا : «عمده‌الطالب» ابن عنبه (ص 83 ـ در حاشيه) به نقل از «المجدي» ابوالحسن عمري از علماء شيعه در علم انساب و «تراجم اعلام النساء» (ص 345) و «جمهره انساب‌العرب» ابن حزم (ص 68) و در «عمده‌الطالب» آمده است عبدالرحمن بن عامر اموي (بدون ذکر نام کريز) با او ازدواج کرد. 6- ازدواج رمله دختر علي‌ بن ابي‌طالب با معاويه ‌بن مروان بن حکم نگا : «نسب قريش» (ص 46) و «جمهره انساب‌العرب» (ص 87) در آن آمده است : رمله همسر ابوالهياج هاشمي يا عبدالله بن ابي‌الحارث‌بن عبدالمطلب بود. او فرزنداني را برايش به دنيا آورد که بعد از فوت عبدالله‌بن سفيان بن حارث، معاويه‌بن مروان‌بن حکم با او از دواج کرد. 7- ازدواج زينب دختر حسن المثني ‌بن حسن‌ بن علي ‌بن ابي‌طالب با وليد بن عبدالملک ‌بن مروان «نسب قريش» (ص 52) و «جمهره‌ انساب‌العرب» (ص 108). 8- ازدواج نفيسه دختر زيد بن حسن ‌بن علي ‌بن ابي‌طالب با وليد بن عبدالملک ‌بن مروان نگا : «عمده‌الطالب» (ص 61 و 90) 9- ازدواج ام ابيها دختر عبدالله ‌بن جعفر بن ابي‌طالب با عبدالملک ‌بن مروان صاحب «انساب الاشراف» (ص 59-60) مي‌گويد : «عبدالله دختري به نام ام‌ ابيها داشت که عبدالملک‌بن مروان با او ازدواج کرد». و گفته شده که نامش ام‌کلثوم بود که با عبدالملک ازدواج کرد و او را طلاق داد و به عقد ابان‌بن عثمان‌بن عفان درآمد. اما قولي ديگر مي‌گويد هر دو وجود داشته‌اند که ام ابيها را عبدالله سپس علي‌بن عبدالله‌بن عباس به عقد خود درآوردند. محمد حکيمي در «اعيان النساء» (ص 120) مي‌گويد : «عبدالملک‌بن مروان در دمشق با او ازدواج کرد و او را طلاق داد سپس علي‌بن عبدالله‌بن عباس او را به عقد خود درآورد و نزد او به رحمت ايزدي پيوست». در «تاريخ يعقوبي» (ص 322) آمده است : «علي‌بن عبدالله‌بن عباس بيست و دو فرزند داشت که عبدالله اکبر از ام ابيها دختر عبدالله‌بن جعفر‌بن ابي‌طالب متولد شد». 10- ازدواج فاطمه دختر حسين ‌بن علي‌ بن ابي‌طالب با عبدالله ‌بن عمرو بن عثمان ‌بن عفان از او محمد ديباج به دنيا آمد. که در سال 145 ه‍ در زندان منصور دوانيقي با ساير برادرانش از جمله عبدالله محض و حسن ‌المثلث از اهل بيت به قتل رسيدند. فاطمه قبل از او همسر حسن‌المثني بود که عبدالله محض و حسن المثلث و ابراهيم الغمر را برايش به دنيا آورد. علماء شيعه از اين ازدواج خود را غافل کرده‌اند و يا برخي از آنها آنرا انکار مي‌کنند مانند : علي محمد علي دخيل در کتابش فاطمه دختر حسين چنين به نظر مي‌رساند که او جز با حسن‌المثني‌بن حسن‌بن علي‌بن ابي‌طالب ازدواج نکرده است. و همچنين از جمله کساني که اين نکاح را به فراموشي سپرده‌اند شيخ محمدرضا حکيمي است. او در کتابش «اعيان النساء عبرالعصور المختلفه» دربارة فاطمه دختر حسين شهيد و ازدواجش با حسن المثني و تولد فرزندانش و همچنين زنداني کردن آنها توسط منصور دوانيقي و به قتل رساندن آنها توضيح مي‌دهد. اما او به قتل رسيدن برادرشان محمد ديباج پسر عبدالله بن عمروبن عثمان‌بن عفان را همراه آنها ذکر نکرده است. با وجود اين، همه علماء شيعه اماميه اقرار مي‌کنند که مادر فاطمه دختر حسين ام اسحاق دختر طلحه‌بن عبيدالله است. و ام اسحاق همسر حسن‌بن علي نيز بوده است که فرزنداني برايش به دنيا آورد. امام حسن به برادرش حسين وصيت کرد بعد از مرگش با او ازدواج کند و حسين نيز با او ازدواج کرد و دختري به نام فاطمه برايش به دنيا آورد که در بسياري از مراجع و مصادر مسطور است از جمله مصادر شيعه اماميه مانند : «الارشاد» شيخ مفيد (ص 194) و «الانوار النعمانيه» نعمه‌الله جزائري (1/374) و «منتهي‌الآمال» عباس قمي (ص 651- فصل 12، بحث فرزندان حسين) و «تاريخ يعقوبي» (1/374- بحث زندگي فاطمه دختر حسين) و «الاصيلي» (ص 65-66) و «عمده‌الطالب» (ص 118). و کتب علم نسب مانند : انساب الاشراف (4/607) و «جمهره انساب العرب» (41-83) و «نسب قريش» (ص 51). فاطمه دختر حسين در سال 117 ه‍ فوت کرد همان سالي که خواهرش سکينه دختر حسين و فاطمه کبري دختر علي‌بن ابي‌طالب فوت کردند. شايد خوانندة گرامي مشتاق باشد ترديدش را شفا دهد و نصوص صريح از مصادر شيعه اماميه را دربارة ازدواج فاطمه دختر حسين با عبدالله‌بن عمرو بن عثمان‌بن عفان عيناً ببيند. پس عين عبارات را نقل مي‌کنم : 1- ابن طقطقي (ت 709) يکي از علماء بزرگ علم انساب شيعه اماميه در کتابش «الاصيلي في انساب الطالبين» دربارة اين ازدواج مي‌گويد : «خلف فاطمه بنت الحسين عبدالله‌بن عمروبن عثمان‌بن عفان فولدت له» «بعداً فاطمه دختر حسين با عبدالله‌بن عمروبن عثمان‌بن عفان ازدواج کرد و از او صاحب فرزند شد». 2- ابن عنبه (ت 828) از علماء بزرگ علم انساب از شيعه اماميه در کتابش «عمده‌الطالب في انساب آل ابي‌طالب» (ص 188) محقق کتاب دربارة اين ازدواج در حاشيه آن مي‌گويد : «فاطمه بعد از حسين المثني با عبدالله‌بن عمروبن عثمان‌بن عفان اموي ازدواج کرد ... و از او صاحب چند فرزند به نام‌هاي محمد مقتول، برادرش عبدالله‌بن حسن (که به او ديباج گفته مي‌شد)، قاسم و رقيه شد. «عمده‌الطالب» (ص 11 حاشيه). خلاصه اينکه ازدواج فاطمه دختر حسين با عبدالله‌بن عمروبن عثمان‌بن عفان در مصادر شيعه اماميه و اهل سنت وجود دارد و اين موضوع در بيست و هفت مرجع که سه تاي آنها از مراجع شيعه اماميه هستند ذکر شده است. اين سه مرجع عبارتند از : «الاصيلي في انساب‌الطالبين» ابن الطقطقي (ص 65-66)، «عمده‌الطالب في انساب آل ابي‌طالب» ابن عنبه (ص 188) و «تاريخ اليعقوبي» (2/374). و مراجع ديگر از کتب تاريخ و انساب که به آنها اشاره مي‌کنيم «المعارف» ابن قتيبه (ت 276 ه‍(، «تاريخ اسلام» ذهبي (ت 748 ه‍( (ص 442- 120-101 ه‍(، «المنتظم في تاريخ الامم و الملوک» ابن الجوزي (ت 597 ه‍()17/182- شمارة 630)، «انساب‌الاشراف» احمدبن يحيي البلاذري (2/198)، «البدايه و النهايه» ابن کثير (ت 774 ه‍(، «العقد الفريد» ابن عبد ربّه، «تقريب التهذيب» ابن حجر العسقلاني (2/482-609)، «تهذيب‌التهذيب» ابن حجر (ت 852 ه‍( (12/442- شمارة 2863 و 10/496 شمارة 8948)، «تاريخ دمشق» ابن عساکر (272-279-280)، «نسب قريش» مصعب الزبيري (ت 236 ه‍()ص 51)، «الطبقات الکبري» ابن سعد (8/473-474)، «تاريخ ابن معين» (2/739)، «الثقات» ابن حبان (3/216)، «المعرفه و التاريخ» (3/265)، «الکامل في‌التاريخ» ابن اثير (ت 630 ه‍()5/518-523 و 6/216)، «تهذيب‌الکمال» مزي (ت 742 ه‍( (3/1192-392)، «الکاشف» ذهبي (3/432 شماره 110)، «جامع‌التحصيل» (394 شمارة 1032)، «خلاصه تهذيب‌التهذيب» (494)، «التذکره الحمدونيه» (1/482)، «جمهره‌انساب العرب» ابن حزم (ص 41-83). آيا بعد از اين همه مراجع سخن ديگري وجود دارد؟! 11- ازدواج حسين‌بن علي‌بن ابي‌طالب با ليلي يا آمنه دختر ابي‌مرّه او ثقفي و اموي است. شيخ عباس قمي در «منتهي الآمال» (ص 653-654) مي‌گويد: «يکي از همسران حسين ليلي دختر ابي‌مره ‌بن عروه‌ بن مسعود ثقفي است و مادرش ميمونه دختر ابوسفيان و او نيز مادر علي‌اکبر است. پس علي ‌اکبر از جهت پدرش هاشمي و از جهت مادرش ثقفي و اموي است. نگا : «نسب قريش» (ص 57) فصل فرزندان حسين که در آن آمده است «يکي از همسران او ليلي يا آمنه دختر معتب ‌بن عمرو بن سعدبن مسعود بن عوف‌ بن قيس است و مادرش ميمونه دختر ابوسفيان‌بن حرب‌بن اميه است». ازدواج‌هاي بين اهل بيت علوي و اهل بيت عباسي 1- ازدواج محمد جواد پسر علي ‌الرضا بن موسي کاظم با ام حبيب دختر مأمون عباسي اين ازدواج در آخر صفر سال 202 ه‍ صورت گرفت. نگا : «تراجم اعلام‌النساء» محمد الاعلمي الحائري (ص 249) و «سيره‌الأئمه الاثني عشر» هاشم معروف الحسيني (ص 404-405) و «الارشاد» (ص 321) که او را ام‌الفضل نام نهاد و «المناقب» ابن شهرآشوب (1/224). 2- ازدواج فاطمه دختر محمد بن علي‌النقي‌ بن محمدجواد ‌بن علي‌الرضا با خليفه عباسي هارون‌الرشيد نگا : مراجع شيعه «مناقب آل ابي‌طالب» (2/224). 3- ازدواج عبيدالله‌ بن محمد بن عمرالاطرف‌ بن علي ‌بن ابي‌طالب با عمه ابي‌جعفر منصور سن پسر عبيدالله 56 سال بود که دوباره با زينب دختر محمدباقر ازدواج کرد. «سر السلسله العلويه» (حاشيه ص 125). 4- ازدواج ام کلثوم دختر موسي جون ‌بن عبدالله المحض ‌بن حسن‌ بن علي ‌بن ابي‌طالب با برادرزادة منصور عباسي محقق کتاب «عمده‌الطالب» در حاشيه صفحه 134 به نقل از کتاب(المجدي للنسابه) ابي‌الحسن العمري مي‌گويد : «موسي‌بن عبدالله ملقب به «الجون» دوازده فرزند داشت که نه نفر آنها دختر بودند از جمله ام‌کلثوم که با برادرزادة منصور عباسي ازدواج کرد. در اخير خيلي تشکر ميکنم از مديريت سايت هرچند خيلي مواضيع زياد است ولي بازهم خيلي تطول کردم در نوشته ها که نهايت سعيم بر اختصار ان است لاکن اميدوارم از بزرگي مارا ببخشند موفق باشيد يا الله
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
در مورد آنچه شما به نظر شيعه راجع به امير مومنان مطرح كرده‌ايد ، قبلا پاسخ گفته‌ايم ! اگر مي‌خواهيد بدون نقد كردن پاسخ‌هاي ما ، آنچه را خود مي‌خواهيد به كرسي بنشانيد ، ديگر با شما بحثي نداريم !
1- در مورد اينكه شيعه همسران رسول خدا (ص) را به زنا متهم مي‌كند بهتر بود به جاي اينكه آدرس بدهيد متن را نيز مطرح مي‌كرديد و البته ما از مطرح كردن اين متن ابايي نداريم چون به هيچ وجه اثبات اين عمل را براي عائشه نمي‌كند :
قالوا : برأها الله في قوله : ( أولئك مبرؤون مما يقولون) قلنا : ذلك تنزيه لنبيه عن الزنا ، لا لها كما أجمع فيه المفسرون
الصراط المستقيم - علي بن يونس العاملي - ج 3 ص 165
اهل سنت گفته‌اند (به عنوان فضيلت عائشه) خدا او را در قرآن از زنا پاك معرفي كرده است «اولئك مبرئون مما يقولون»
ما در پاسخ مي‌گوييم : اين براي تنزيه رسول خدا از زنا است ، نه براي عائشه همانطور كه مفسرين اجماع دارند !
كجاي اين عبارت ، اثبات زنا (العياذ بالله) براي عائشه است ؟!
به عنوان مثال اگر كسي بگويد در قرآن همه مسلمانان را از زنا پاك معرفي كرده است و فرموده «اولئك مبرئون» مي‌گوييم خير چنين نيست! دليل شما اشتباه است ؛ يعني چنين فضيلتي براي همه مسلمانان از جانب خدا در قرآن نيامده است ! نه اينكه همه مسلمانان يا بعضي از آنان زنا مي‌كنند !
يعني به اصطلاح علمي «اثبات شيء نفي ما عدا نمي‌كند و نفي شيء اثبات ما عدا»!
البته علماي اهل سنت نيز به اين مطلب آگاهي داشته و گفته‌اند :
قال الآلوسي الوهابي المتوفي1270:
 ونسب للشيعة قذف عائشة رضي الله تعالي عنها بما براها الله تعالي منه وهم ينكرون ذلك أشد الإنكار وليس في كتبهم المعول عليها عندهم عين منه ولا أثر أصلاً.
  آلوسي، تفسير الروح و المعاني   ج 18 ص 122 ذيل تفسير آيه 16 سوره نور.

 به شيعه نسبت مي دهند که به عايشه تهمت فحشا مي زنند در حالي که شيعيان اين امر را شديدا انکارمي کنند و چنين نسبتي را قبول ندارند و کوچکترين اثري از چنين تهمتهايي (نسبت به عايشه و... ) در کتب معتبر و مورد قبول شيعه يافت نمي شود .
اما نظر علماي اهل سنت نسبت به همسران رسول خدا :
أ‌.    تعدادي از آنان مرتد شده‌اند (همسري به نام قتيله)
ب‌.    تعدادي از آنان به يكديگر دشنام داده‌اند (صحيح بخاري و مسلم)
و...
حال اين عبارات را ملاحظه كنيد :
قال ابن جريج في قوله : ونادى نوح ابن قال : ناداه وهو يحسبه أنه ابنه وكان ولد على فراشه .
  ابن جرير الطبري ، جامع البيان ج 12 - ص 66 ، ضبط وتوثيق وتخريج : صدقي جميل العطار ، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، طبعة سنة: 1415 - 1995 م.
قال الحسن : لم يكن ابنه وإنما ولد على فراشه فنسب إليه .
وقال مجاهد : ليس هو ابنه ، ويبين ذلك قول الله تبارك وتعالى فلا تسألني ما ليس لك به علم .
 النحاس ، معاني القرآن ،  ج 3 - ص 351 ، بتحقيق: الشيخ محمد علي الصابوني ،  جامعة أم القرى - المملكة العربية السعودية،  الطبعة الأولى:  1409 .
قال ابن الجوزي: روى ابن الأنباري بإسناده عن الحسن أنه قال : لم يكن ابنه ، إن امرأته فجرت . وعن الشعبي قال : لم يكن ابنه ، إن امرأته خانته ، وعن مجاهد نحو ذلك . وقال ابن جريج : ناداه نوح وهو يحسب أنه ابنه ، وكان ولد على فراشه .
ابن الجوزي ، زاد المسير ، ج 4 - ص 91، تخريج الأحاديث أبو هاجر السعيد بن بسيوني زغلول نشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع ، الطبعة الأولى ، جمادى الأولى 1407 - كانون الثاني 1987 م.
قال ابن عطية : وأن امرأته الكافرة خانته فيه هذا قول الحسن وابن سيرين وعبيد بن عمير.
  ابن عطية الأندلسي ، المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز ، ج 3 - ص 176، لبنان - دار الكتب العلمية ، دار الكتب العلمية،  الطبعة الأولى: 1413 - 1993م .
قال القرطبي : وقال ابن جريج : ناداه وهو يحسب أنه ابنة ، وكان ولد على فراشه ، وكانت امرأته خانته فيه.
 القرطبي ، تفسير القرطبي ، ج 9 - ص  46 ، بتحقيق:  أبي إسحاق إبراهيم أطفيش،دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان،مؤسسة التاريخ العربي ، طبعة سنة: 1405 - 1985 م.
الباني نيز مي‌گويد كه همسران رسول خدا و ساير انبيا محفوظ از فاحشه و زنا نيستند :
الألباني يقول بأن أمهات المؤمنين وزوجات الأنبياء غير محفوظات من الزنا والفاحشة وتلميذه القديم الشيخ محمد نسيب الرفاعي ينكر ذلك ويرد عليه في كتاب مستقل سماه:  بـ «نوال المنى في إثبات عصمة أمهات وأزواج الأنبياء من الزنا ».
البشارة والإتحاف - حسن بن علي السقاف - ص 65،  قاموس شتائم - حسن بن علي السقاف - ص 161،  الشيخ الكوراني العاملي،  الانتصار  ج 2 ص 177.
آيا تا كنون قرآن را خوانده‌ايد ؟
ومن يكسب خطيئة آو اثما ثم يرم به بريئا فقد احتمل بهتانا واثما مبينا
2- برفرض ابولولو دليلي بر مسلمان شدنش نباشد ! چه اشكالي به عقيده شيعه وارد مي‌شود ؟
البته اگر ثابت شود كه او مسلمان بوده است عقيده اهل سنت زير سوال مي‌رود كه ادعا مي كنند يك كافر عمر را كشته است و اين از كراماتي است كه خود عمر آرزوي آن را داشت!
حال نگاهي به كتاب‌هاي اهل سنت بياندازيد :
وذلك أنه قتله علج يسمى فيروز وكنيته أبو لؤلؤة ، وكان غلاما للمغيرة بن شعبة ، وكان يدَّعي الإسلام
عمدة القاري شرح صحيح البخاري ج 8   ص 229، اسم المؤلف:  بدر الدين محمود بن أحمد العيني الوفاة: 855هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت
قاتل عمر ، غلام مغيره بن شعبه بود كه ادعاي اسلام داشت !
حال چه دليلي براي عدم قبول ادعاي او مطرح مي‌كنيد ؟
3- ادعا كرده‌ايد كه ابولولو از ياران عبد الله بن سبا است ! يك مدرك تاريخي معتبر براي سخن خود داريد ؟ يا تنها از شنيده‌هاي خود در منابر وهابيت براي ما نقل مي‌كنيد ؟!
4- در مورد عبد الله بن سبا ، بهتر است به آدرس‌هاي ذيل مراجعه كنيد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=140
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=145
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=141
5- ما در مورد كسي كه بر خليفه زمان (خليفه بر حق) خروج كند ، حكم تعزير داريم ، اما اگر كسي بر امام زمان خود خروج كند ، كافر است .
همانطور كه اهل سنت مطلقا مي‌گويند هركس بر خليفه زمان خويش خروج كند كافر است ، البته به استثناي اهل جمل و صفين كه همگي مجتهد‌اند و ثواب مي‌برند !
6-  در مورد ازدواج رقيه و ام كلثوم دختران رسول خدا با عثمان ، جداي از اينكه بهتر است كلام علماي اهل سنت را در مورد برخورد بد و خشن و بي‌ادبانه عثمان با آن دو ببنيد كه اين بر خلاف ادعاي شما نظر شيعه تنها نيست ؛ بلكه روايات اهل سنت نيز اين مطلب را ثابت مي‌كند همچنين  نگاهي نيز به آدرس ذيل كرده تا بدانيد طبق نظر بسياري محققين اصلا آن دو دختر رسول خدا (ص) نبوده و بلكه ربيبه بودند :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=469
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1837
7- در مورد ساير ازدواج‌ها
الف) در ابتدا نگاهي به بعضي مدارك شما مي‌كنيم :
تراجم اعلام النساء (سني) جمهرة انساب العرب (سني) نسب قريش (سني) انساب الاشراف (سني) اعيان النساء (سني) و...
آيا به نظر شما سخن اين علما ، يا علماي شيعه كه به اقرار خودتان از اهل سنت ، تنها نقل قول كرده‌اند براي ما حجت است ؟
ب)‌ بسياري از ازدواج‌ها در عصور خلفاي شما به زور شمشير صورت مي‌گرفت كه در بحث ازدواج ام كلثوم به صورت مفصل به تعدادي از موارد اين ازدواج‌ها اشاره شده است .
ج) ما منكر بعضي از اين موارد نمي‌شويم ؛ زيرا طرف مقابل در اين موارد كسي است كه خلافت خلفاي شما را منكر است !
به عنوان نمونه محمد بن ابي بكر داماد امير مومنان ؛ آيا به اقرار علماي اهل سنت از جمله طبري و... او نبود كه عثمان را كشت ؟ و به او نعثل مي‌گفت !
بسياري از مواردي كه ذكر كرده‌ايد ، از همين قبيل است !
از شما تقاضامنديم كه پاسخ اين سوالات را براي ما (به صورت دسته بندي)‌ بفرستيد !
همچنين از كپي پيست كردن از سايت‌هاي اهل سنت ، بدون دقت در مضمون پرهيز نماييد !
نيز خواهشمنديم كمي در نوشتن دقت كرده تا غلط املايي كمتري داشته باشيد !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
43   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  01 شهريور 88
جناب احمد عبد الله
اضافه کنم که اگر واقعا دلت مي‌خواهد بداني که چه کساني از يهوديان براي دين خود ياري مي‌گرفتند و به از آنها مي‌خواستند که براساس تورات آنها را راهنمايي کنند اين را بخوان:

وقال ابن أبي حاتم : حدثنا حجاج بن حمزة ، حدثنا محمد - يعني ابن بشر - حدثنا عمرو بن ميمون ، أنبأنا ابن حاضر ، أن ابن عباس ذكر له أن معاوية بن أبي سفيان قرأ الآية التي في سورة الكهف " تغرب في عين حامية " قال ابن عباس لمعاوية ما نقرؤها إلا ( حمئة ) فسأل معاوية عبد الله بن عمرو كيف تقرؤها : فقال عبد الله : كما قرأتها . قال ابن عباس : فقلت لمعاوية : في بيتي نزل القرآن ؟ فأرسل إلى كعب فقال له : أين تجد الشمس تغرب في التوراة ؟ [ فقال له كعب : سل أهل العربية ، فإنهم أعلم بها ، وأما أنا فإني أجد الشمس تغرب في التوراة ] في ماء وطين . وأشار بيده إلى المغرب . قال ابن حاضر : لو أني عندكما أفدتك بكلام تزداد فيه بصيرة في حمئة . قال ابن عباس : وإذا ما هو ؟ قلت : فيما يؤثر من قول تبع ، فيما ذكر به ذا القرنين في تخلقه بالعلم واتباعه إياه :
--->
http://english.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=55&ID=1520&
idfrom=6879&idto=6956&bookid=55&startno=33

براي اينکه بيشتر بداني به اين سايت اهل عمر رجوع کن:
http://www.youm7.com/News.asp?NewsID=54678&
44   نام و نام خانوادگي:  احمد عبدالله     -   تاريخ:  01 شهريور 88
با سلامي مجدد خدمت برادرم اقاي مجيد م علي دوست عزيز درمورد توهين به عايشه صديقه خواهشمندم خودت را مبراء نکن از ان اگر يک شيعي هستي با احترامم به دوستان شيعي؟؟ نمونش از علماهايتان در مطلب قبلي درج کرده ام ولي سوال من از شما اين است که ان دوست ديگه و همچنين شما منظور محترمتون از اين افتراء و رو زبوني و کج بيني چيست؟؟؟؟؟ (مي‌دانم مانند بقيه پيروان عايشه اعتقادي به الله نداري و به جاي آن الف. لام.لام. ها را مي‌پرستي) از اين گفته نتيجه گيري ميشود به شرک با خدا يا کفر والعياذ بالله؟؟؟ بايد جواب گو باشي روز قيامت... همچنين ان ايه ها باتاسف شما از پيش وجيب خود تفسير فرمودي و به جنگ انها رفته اي؟؟ سوال من ؟؟؟؟؟ ايا شما رسول الله را قبول داري؟؟ اصلا خدا را قبول داري ؟؟ قران را قبول داري ؟؟براي تاکيد اين سولات را کردم؟؟ چرا که اين يک افتراء بزرگي است به عايشه همسر رسول عليه افضل الصلات والسلام و فورا اين افتراءات بر ميگردد به رسول وخداوند متعال ... شما اگر کمي از رو منطق حرف ميزديد با احترامم به شما و فکر ميکردم يک تحصيل کرده بايد سطح فهم وعلمش بيشتر از اينها باشد عمر ابن الخطاب و ابوبکر صديق که از مبشرين بالجنه هستند در کنار همان حضرت خوابيده اند؟؟؟ ايا خداوند حبيب خودش را با منافق ميخوابوند؟؟؟ دوست عزيز اهل بيت کاملا با صحابه خويشاوند و برادر و دوست بوده اند که در کامنت بالا از مراجع خودتان برايت اورده ام اعتقاد شيعه به نهج البلاغه (( إن اعتقادنا في كتاب نهج البلاغة أن جميع مافيه من الخطب والكتب والوصايا والحكم والآداب حاله كحال ما يروى عن النبى ص وعن أهل بيته في جوامع الأخبار الصحيحة والكتب المعتبرة ) [12]. [11] - مقدمة / مستدرك نهج البلاغة ص5 . [12] - الهادي كاشف الغطاء/مستدرك نهج البلاغة ص 191 کلام علي رضي الله عنه (- ففى نهج البلاغة خطبة لعلي رضي الله عنه حينما دعوه إلى البيعة بعد مقتل عثمان رضي الله عنهما قال فيها : ( دعوني والتمسوا غيري ، فإنا مستقبلون أمرا له وجوه وألوان ، لا تقوم له القلوب ، ولا تثبت عليه العقول ... إلى أن قال : وإن تركتموني فأنا كأحدكم ، ولعلي أسمعكم وأطوعكم لمن وليتموه أمركم ، وأنا لكم وزيرا خير لكم مني أميرا )[16] [16] - نهج البلاغة ص 178 ، 179 شرح محمد عبده / دار الأندلس للطباعة والنشر والتوزيع . (2 - وقال علي رضي الله عنه أيضا - حسب مارووا - في نهج البلاغة مخاطباً طلحة والزبير: ( والله ما كانت لي في الخلافة رغبة ، ولا في الولاية إربة ، ولكنكم دعوتموني إليها وحملتموني عليها )[18]. [18] - نهج البلاغة ص 397 شرح محمد عبده (3 - وأورد المرتضى في النهج عن علي رضي الله عنه من كتابه الذي كتبه إلى معاوية رضي الله عنهما : ( إنه بايعني القوم الذين بايعوا أبا بكر وعمر وعثمان ، على مابايعوهم عليه ، فلم يكن للشاهد أن يختار ولا للغائب أن يرد ، وإنما الشورى للمهاجرين والأنصار ، فإن اجتمعوا على رجل وسموه إماماً كان ذلك لله رضى فإن خرج منهم خارج بطعن أو بدعة ردوه إلى ماخرج منه فإن أبى قاتلوه على اتباعه غير سبيل المؤمنين ، وولاه الله ما تولى )[27]. [27] - المصدر السابق ص 446 ( وكان علي رضي الله عنه ـ كما ذكر ـ مطيعا لأبي بكر ممتثلاً لأوامره فقد حدث أن وفداً من الكفار جاءوا إلى المدينة المنورة ، ورأوا بالمسلمين ضعفاً وقلة لذهابهم إلى الجهات المختلفة للجهاد واستئصال شأفة المرتدين والبغاة ، فأحس منهم الصديق خطراً على عاصمة إلإسلام والمسلمين ( فأمر الصديق بحراسة المدينة وجعل الحرس على أنقابها يبيتون بالجيوش ، وأمر عليا والزبير وطلحة وعبد الله بن مسعود أن يرأسوا هؤلاء الحرائر ، وبقوا كذلك حتى أمنوا منهم )[24]. [24] - شرح نهج البلاغة / ج 4 ص 228 ط تبريز ، الشيعة وآل البيت/إحسان إلهي ظهير/ص71 .
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
1- پاسخ شما با ذكر متني كه شما تنها آدرس ان را داده بوديد ، به صورت كامل داده شد ! همچنين اهانت‌هاي اهل سنت به همسران پيامبران الهي نيز براي شما فرستاده شد !
البته شما به جاي پاسخ ، تنها به تكرار كلام گذشته خود پرداخته‌ايد !
2- در مورد قبول داشتن قرآن ، شما نبايد با شيعه اينگونه سخن بگوييد ! شما كه خود مي‌گوييد تعدادي از آيات قرآن را شيطان براي رسول خدا (ص) آورده است (خرافه غرانيق كه سيوطي تعداي از روايات اين مطلب را در الدر المنثور تصحيح مي‌كند)
3- موضوع افتراي به همسر رسول خدا (ص) چيست ؟! اگر مقصود هماني است كه در شماره يك گفته شد ، پاسخ آن داده شده است و شما بايد خود پاسخگوي اين تهمت باشيد ! و اگر مطلب جديدي است سند آن را ارائه كنيد !
4- عشره مبشره ، دروغي است كه خود اين ده نفر آن را قبول ندارند !
الف) سعد بن ابي وقاص (از عشره ادعايي) در صحيح بخاري مي‌گويد از رسول خدا (ص) نشنيدم كه كسي از مردمان را اهل بهشت معرفي كند ، جز عبد الله بن سلام !!!!
ب) طلحه و زبير (از عشره ادعايي) به جنگ امير مومنان رفتند ! اگر علي را بهشتي مي‌دانستند براي چه كمر به جنگ با او بستند ؟
ج) امير مومنان (از عشره ادعايي) ابوبكر و عمر را (طبق نقل صحيح مسلم) دروغگو ، بدكار ، حيله گر و خيانتكار مي‌داند!
5- آيا خوابيدن در كنار رسول خدا (ص) به دستور ان حضرت و يا با اطلاع آن حضرت بوده است ؟
به عكس نظر شما ابوبكر و عمر در جايي دفن شدند ، كه حق دفن در انجا را نداشتند ! آيا آن خانه به عائشه ارث رسيده بود كه پدر خود و عمر را در آنجا دفن كرد ؟ يا مال عموم مسلمانان بود (چون به نظر اهل سنت رسول خدا فرمودند هرچه از من باقي بماند صدقه است و به همين جهت فاطمه را از ارث بردن فدك محروم مي‌كنند
6- در مورد مطالبي كه از نهج البلاغه مطرح كرده‌ايد ، قبلا پاسخ داده شده و در سايت نيز موجود است :
الف) دعوني والتمسوا غيري :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=40
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=56
ب) بايعني القوم الذين ...:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=109
ج) اين مطلب را ابن ابي الحديد سني نقل كرده است و براي شيعه اعتباري ندارد !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
45   نام و نام خانوادگي:  كميل     -   تاريخ:  01 شهريور 88
از سني هاي وارده خواهش ميكنم وحدت رو حفظ كنين.اگه يك بار ديگه تواين سايت ببينم وحدت شكني شده و بعد از اسم اولي دومي وسومي رضي الله نوشتيد كاري ميكنم كه... خواهشا رعايت كنيد
46   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  02 شهريور 88
با سلام
اقاي احمد عبدالله خوشبختانه براي من اشكار شده كه شما يا پيرو مذهب ضاله وهابيت هستيد يا به انها متمايل ميباشيد , بعد از سالهاي مناظره شفاهي و كتبي به منافق بودن اقرار ميكنم .
اين جماعت كور دل منافق كه مصداق همان ايات سوره بقره ميباشند كه خداوند متعال در موردشان فرمود
{إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۴ سَوَآءٌ عَلَيْهِمْ ءَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ ڈ يُؤْمِنُونَ}( 6 ) {خَتَمَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَعَلَىٰ سَمْعِهِمْۖ وَعَلَىٰۤ أَبْصَـٰرِهِمْ غِشَـٰوَةٌۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ} ( 7 ) .
شما هر برداشتي را كه دوست ميداريد از قران كريم و كتب ديني ميكنيد. بارها گفته شده و باز هم ميگويم با ان اعمالي كه از بعضي از ( بظاهر )نزديكان حضرت محمد ( ص ) و بعضي از ( بظاهر ) صحابه ايشان ديده شده عاقبتي بهتر از عاقبت نزديكان پيغمبران ديگر بمانند لوط ( ع ) و نوح ( ع ) در انتظارشان نخواهد بود .
اما ايندفعه ناشيانه به كتاب نهجه البلاعه استناد كرده اي :
جناب احمد عبدالله اگر ان خطبه معروف شقشقيه از نهج البلاغه را ميخواندي, ميفهميدي كه بايد جور ديگري از اين كتاب برداشت كني .

******** از خطبه‏هاى آن گرامى است «كه آن را خطبه شقشقيه مى‏نامند»**********

آگاه باشيد به خدا سوگند كه پسر ابى قحافه لباس خلافت را پوشيد در حالى كه مى‏دانست خلافت جز بر قامت من سزاوار نبود و موقعيت من نسبت به خلافت مانند موقعيت سنگ آسياست. معارف الهى از سينه‏ام چون سيل سرازير است و هيچ مرغ بلند پروازى در پرواز به بلندى مقام من نمى رسد. ولى بناچار از آن چشم پوشيدم و كناره گرفتم و بر سر دو راه ماندم يا دست تنها به مبارزه بر خيزم و يا صبر كنم و از جنگ با كوردلان پرهيز نمايم. در اين صورت است كه سالخوردگان، فرتوت و ناتوان مى‏شوند و كودكان، پير مى‏گردند و ديندار تا ديدار با پروردگارش در رنج و مصيبت است. ديدم كه صبر كردن خردمندانه است. صبر كردم مانند كسى كه به چشمش خار رفته و در گلويش استخوانى مانده، مى‏ديدم كه ميراثم را به تاراج مى‏برند. تا اين كه ابو بكر راه خويش پيمود و خلافت بعد از خود را به عمر بن خطاب واگذار كرد. سپس مولا امير المؤمنين على (عليه السلام) به شعر «اعشى» استشهاد فرمود: «فرق است بين روزى كه در پشت شتر نشسته و با سختى‏ها مبارزه مى‏كردم»، «و روزى كه با حيّان برادر جابر در ناز و نعمت مى‏گذرانيدم». شگفتا مردى كه در زمان زنده بودنش مى‏گفت مردم مرا از خلافت معاف كنيد چه شد كه هنگام مرگ، خليفه بعدى خود را هم معين كرد.
آرى آن دو خلافت را مانند دو پستان شتر بين خود تقسيم كردند. اوّلى خلافت را در ناحيه‏اى خشن و سنگلاخ قرار داد زيرا كه عمر سخنش تند و ملاقات با او رنج آور و اشتباهش زياد و عذر خواهى‏اش بسيار بود. مصاحبت با شخصى داراى اين اوصاف مثل سوارى مى‏ماند كه بر شتر سركش سوار است، اگر مهارش را محكم نگه دارد، بينى شتر پاره و مجروح مى‏شود و اگر رها كرده به حال خود بگذار، سر نگون شده و بميرد. به خدا سوگند كه مردم به انحراف از راه راست و نا فرمانى پروردگار گرفتار شدند و هر روز به رنگى در آمدند. ولى من در تمام اين مدت صبر كردم و با سختى و غم همراه بودم. تا اين كه عمر بن خطاب هم راه خود را پيمود و قبل از مرگ خلافت را در جمعى قرار داد كه گمان مى‏كرد من يكى از آنها هستم. خدايا، داد از آن شورا كه آنجا در سنجش مقام من با ابو بكر شك روى داد تا آن حد كه مرا در رديف اينها پنداشتند، با اين حال براى مصلحت اسلام صبر كردم و با فراز و نشيب آنها خود را تطبيق دادم. ولى از شورا يكى از روى حسد و كينه از من برگشت و ديگرى به طرفدارى از داماد خود اقدام كرد و حوادث ديگر كه مايل نيستم آنها را بازگو كنم تا اين كه سومى يعنى عثمان بن عفان به خلافت برخاست، در حالى كه شكم و دو پهلويش باد كرده بود و جز خالى كردن و خوردن كارى نداشت. افراد قبيله و پسران پدرش با او همدست شدند، به جان بيت المال مسلمين افتادند مانند شترى كه گياهان تر و تازه بهارى را مى‏خورد. آرى مال خدا را با حرص و ولع و با تمام دهان مى‏خوردند تا زمانى كه رشته كار از دست خليفه به در رفت و داستان به كشته شدنش انجاميد و شكمبارگى و غرور او وى را بر زمين زد نا گهان ديدم كه مردم از هر سوى روى به من نهاده‏اند و مانند موى گردن كفتار به دورم ريخته‏اند به طورى كه حسن و حسين (عليهما السلام) زير دست و پا قرار گرفتند و لباس تنم پاره شد و مردم مثل رمه گوسفندان اطراف من جمع شدند. ولى همين كه به خلافت ظاهرى رسيدم و با من بيعت كردند مخالفتها شروع شد، جمعى پيمان شكنى كردند و گروهى از دين بيرون رفتند و عده‏اى هم با ستمكارى دلم را آزردند. گويى آنها اين سخن خدا را نشنيده‏اند كه فرمود:
«جهان آخرت را از آن كسانى قرار داديم كه در دنيا قصد طغيان و فساد ندارند و پايان شايسته براى پرهيز كاران است». آرى به خدا قسم كه اين آيه را شنيدند و خوب درك كردند و ليكن دنيا چشم آنها را پر كرده و زينتهايش دلشان را برده بود.
سوگند به پروردگارى كه دانه گياه را در خاك شكافت و انسان را بيافريد. اگر آن جمعيت زياد حضور نمى‏يافتند و وجود جمعى يارى كننده نبود كه حجت بر من تمام گردد و نبود پيمانى كه خداوند تبارك و تعالى از علماء و دانشمندان گرفته تا راضى نشوند بر سيرى ظالم و گرسنه ماندن مظلوم، هر آينه رشته شتر خلافت را بر كوهانش مى‏انداختم و پايانش را چون اولش فرض مى‏كردم و از خلافت كناره مى‏گرفتم. آن وقت شما مى فهميديد كه اين دنياى شما نزد من از آب بينى بزى كم ارزشتر است.

يكدفعه نياي بگي اين خطبه از حضرت نيست بمانند بعضي از منافقين شيطان صفت كه قابل قبول نيست چراكه كسي از مادر زائيده نشده و نخواهد شد كه اينگونه با بلاغت كامل سخن بگويد غير از مولود كعبه .
اما اينهمه استنادهاي اينكه كي با كي ازدواج كرد يعني چي؟ اونجا سر پل صراط مگه پارتي بازيه كه شوهرها پارتي زنشون بشن يا بعكس .كمي فسفرهاي مغزتو مصرف كن نترس جايگزين ميشه.


يا علي
47   نام و نام خانوادگي:  احمد عبدالله     -   تاريخ:  02 شهريور 88
با سلام به گروه شبهات شما دوستان كامنتهاي مرا اظهار نميفرماييد و من اصلا يكي از اهل سنت نياورده ام بلكه همش از مراجع شيعه درمورد عايشه بزرگترين مراجع شما اقرار ميكنند به زاني بودن صديقه رضي الله عنه و همچنين سانسور يا محو فرموده ايد سايتي كه انرا مذكور شده ام در اخير خيلي خوشحال شدم از بحث با شماها و نتيجه گرفتم كه شماها اگر كامنتي ديديد جوابگو نيستيد و از مراجع و علماهايتان مدارك و دليل اورده ام اظهار نميكنيد وبا شماها هيچ بحث فايده اي ندارد والسلام عليكم ورحمت الله و همچنين اقاي كميل توكه از ترس ان شجاعان حتي از شنيدن اسم مباركشان بلرزه مي افتي بهتر سكوت را رعايت فرمايي
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
نظرات شما علني شده و پاسخ تهمت‌هاي شما نيز داده شده است .
از اينكه اينگونه با نظرات خود سبب تبيين ميزان صحت ادله اهل سنت بر ضد شيعه مي‌شويد از شما ممنونيم !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
48   نام و نام خانوادگي:  مسلم     -   تاريخ:  05 شهريور 88
احمد عبد الشيطان. زود تر از سايت بند و بساطتو جمع کن و برو................... شايد اهل سنت در اينجا جايي داشته باشند اما کفار وهابي جايي ندارند.. به اميد آمدن منتقم آل محمد........ همه بگن آمييييييييييين.
49   نام و نام خانوادگي:  ؟؟؟؟؟     -   تاريخ:  20 شهريور 88
چيه شيعه ها كم مياريد د بدبختا اگر عمر شما رو ادم نمي كرذ الان همون اتش برست بدبخت بودين حيف كه علي <ع> و عمر رضي الله عنه اينجا نيستن و گر نه نميذونستم چه طوري جوابشون رو مي داديد علي اي كه اسد الله عمر كه وقتي صداش ميومد از بس قدرتمند بود دشمنا تو خودشون.... راستس شما ها درباره ي خالد بن وليد چيزي ميدونيد ميدونم الان جناب اقاي مثلا دكتر ميگه ايشون شراب خوار بوده ولي بايد بدوني جناب دوكي ايشون مغز متفكر جنك بودن نه مست ايشون شمشير خدا بودن راستس اقاي مكارم شيرازي رو بيار تا تو 2 دقيقه سني ش كنم يا علي نه يا الله اين چه ديني<شيعه> كه يك نفرشون هم نميتونن يك جمله عربي بدون لهجه بگن اقايوني كه خودشون رو امام مي نامند
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
1- اگر عمر نبود ، الان تمام دنيا به خاطر فرهنگ غني اسلام ، مسلمان شده بودند ! اما متاسفان هجوم عمر به ايران و كارهاي وحشيانه‌اي كه در اين جنگ‌ها به اسم اسلام انجام گرفت ، سبب شد كه اروپا و چين ، اسلام را به عنوان دين وحشيگري قلمداد كنند و از آن رويگردان باشند ، چيزي كه هنوز گريبانگير بسياري از مردم در اين كشور‌ها است !
كسي كه مانند شما سخن مي‌گويد ، گمان مي‌كند كه اسلام جز به زور شمشير پيشرفت نمي‌كند !
مي‌توانيد جزيي از فجايعي را كه در اين جنگ‌ها صورت گرفته است ، در ادرس ذيل ببينيد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=122
2- بهتر است به ادرس ذيل مراجعه كرده تا ببينيد اهل سنت در مورد خالد بن وليد كه شما او را شمشير خدا معرفي كرده‌ايد و او را مغز متفكر جنگ دانسته‌ايد ، چه گفته‌اند :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=95
3- در مورد حضرت آيت الله مكارم شيرازي و ساير مراجع عظام شيعه ، بهتر است از مفتي اعظم عربستان سوال كنيد كه براي چه ،‌ تقاضاي مناظره آيت الله مكارم را براي مناظره با او نپذيرفت !
4- در مورد زبان عربي ! آيا تمامي اهل سنت ، به زبان عربي مسلط‌اند ؟ يا همه علماي آنان ؟ آيا شيعه يك عالم عرب زبان ندارد ؟
بهتر است كمي اطلاعات خود را تصحيح كنيد !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
50   نام و نام خانوادگي:  احمد عبدالله     -   تاريخ:  21 شهريور 88
بسم الله الرحمن الرحيم هرچي نوشتيم گفتند تکراري؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جواب ميخوام جوابي که با کتاب سنت حد اقل با مخ جور در بيايد؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟ ولي در خاتمه بايد با کمي تامل به اين ايه ها بنگريم و قاضي و حاکم را قران بگذاريم: 1. الفتح۱۸: { لَّقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ} ” يقيناً خدا از مؤمنان هنگامي که زير آن درخت با تو بيعت کردند خشنود شد” التوبة۱۰۰: {وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} ” پيشگامان نخستين از مهاجران و انصار و کساني که به نيکي و درستي از آنان پيروي کردند، خدا از ايشان خشنود است و آنان هم از خدا راضي هستند؛ براي ايشان بهشت هايي آماده کرده که از زيرِ [درختانِ] آن نهرها جاري است، در آنجا براي ابد جاودانه اند؛ اين است کاميابي بزرگ\” قال رسول الله صلى الله عليه وسلم .: ( من سب أصحابي لعنه الله والملائكة والناس أجمعون
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
1- در مورد استدلال شما به آيه‌ رضوان در آدرس ذيل پاسخ داده شده است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=129
2- آيه والسابقون نيز در آدرس ذيل مورد بررسي قرار گرفته است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=121
3- در مورد روايتي كه به ان استناد كرده‌ايد ، به اقرار علماي اهل سنت ، روايت لعن ساب الصحابي هيچ سند صحيحي ندارد ؛ در مورد روايتي كه شما به آن استناد كرده‌ايد به صورت خاص نيز تضعيف صورت گرفته است :
وعن ابن عباس قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم من سب أصحابي لعنه الله والملائكة والناس أجمعون رواه الطبراني وفيه عبد الله بن خراش وهو ضعيف
مجمع الزوائد ومنبع الفوائدج 10   ص 21، اسم المؤلف:  علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - 1407
جداي از اينكه در صحيح بخاري و مسلم ، موارد بسياري از دشنام صحابه به يكديگر و حتي دشنام همسران رسول خدا (ص) به يكديگر امده است ! آيا شما آنان را به خاطر اين كار ملعون مي‌دانيد ؟"
4- در مورد مواردي كه ما آنها را تكراري معرفي كرده‌ايم ، آيا واقعا چنين نبود ؟
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
51   نام و نام خانوادگي:  رضا مرد تنها     -   تاريخ:  22 شهريور 88
سلام: خسته نباشيد. از بخت روزگار من با خانواده اي اشنا شدم و قصد وصلت دارم كه ار اهل سنت هستن(حنفي) از سايت شيعه نيوز كه در خواست كمك كردم اين سايت رو بهم معرفي كرد. وقتي كه درمورد مذهب باهاشون بحث ميكنم در مقابل بعضي از جوابهايي كه ميدن عاجز ميشم و نميتونم جوابگو باشم.البته اينو به خاطر تجربه كم ميدونم نه مذهبم.و البته فكر ميكنم عادي باشه چون كسي رو كه باهاش به بحث ميپردازم توي حوزه ي علميه اهل سنت درس ميده.ميخاستم بدونم توي بعضي از سوالها و شبهتي كه پيش مياد ميتونم اينجا بيان كنم و با منطق و برهان عقلي بهم بگيد ؟ راستي من اسمم رضاست شيعه هم هستم. هميشه رضا باشيد. يا علي
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
پاسخ تمامي سوالات مربوط به مسائل اختلافي شيعه و سني را مي‌توانيد در اين سايت ببينيد و در صورت عدم وجود ، مي‌توانيد براي ما ارسال كرده تا پاسخگوي آنها باشيم
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
52   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  22 شهريور 88
با سلام برادر عزيز جناب اقاي رضا مرد ( جگر دار ). برادر عزيز شرط اول ازدواج احترام متقابل است و ان شاء الله اين احترام موجود باشد . قبل از هر چيز مناظرات اقاي دكتر قزويني را گوش دهيد تا بدانيد كه اهل سنت حرفي براي گفتن ندارند . 1 ) مناظره استاد حسيني قزويني با مولوي عبدالمجيد مرادزهي پيرامون شهادت حضرت زهرا (س) http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=110 2 )تحليل مناظره جلسه قبل آقاي مراد زهي و حسيني قزويني http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=113 3 ) مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ××× - امامت و خلافت http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=116 ثانياً اينكه بخواهيم با كسي در مورد مذهبمان بحثي داشته باشيم مشكل است مگر اينكه طرف مقابل ادمي صادق باشد و وقتيكه از شما سوالي ميكند خودشان بايد شخصاُ انرا در كتابهاي علماي شيعه ديده باشد و از قبل و بعد از ان نيز براي شما بازگوئي كند چرا كه برادران اهل سنت گاه وقتي از وهابيت تاثير ميگيرند و به استفاده از احاديث بسيار ضعيف و يا احاديثي ( ابتر كه قسمت مهم ان را برداشته اند يا تحريف كرده اند وووو استدلال ميكنند . اين مسائل را در نظر بگيريد : 1 )در پاسخگوئي اصلاً عجله نفرمائيد . 2 ) كتاب قصه الحوار الهادي ( http://valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=151 ) و كتاب ترجمه فارسي كتاب النص و الاجتهاد ( http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=132 ) را كه هر دو در اين سايت ميباشند حتماً بخوانيد . 3 ) شما هم سوال مطرح كنيد براي طرح سوال ميتوانيد به اين مقالات مراجعه بفرمائيد اينهم جائي كه ميتوان اين سوالات را پيدا كرد ((( سؤالاتي از محضر استادم http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=82.))) در نهايت احترام طرف مقابل را نگهداريدكه حتما اينكار را خواهيد كرد . موفق و مويد باشيد يا علي
53   نام و نام خانوادگي:  مالک اشتر     -   تاريخ:  23 شهريور 88
جناب فيلسوف و دانشمند برزگ شافعي که حالا معلوم شد وهابي هستي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تو عمر را اسد الله ميخواني. عمر مذل المومنين است. که در جنگ ها از ترس پا به فرار ميگذاشت. حالا ميگويي عمر مارا مسلمان کرد؟ بله وقتي نام علي رو جلوي عمر مي آوردند ايشان از ترس تو خودشون ........... 100 حيف که رسول الله به ايشان فرمودند که فقط وظيفه ي شما صبر اصل يا علي. وگرنه عمر و امثال عمر عددي براي اسد الله نبودند. با آن يد بيضايي که داشتند . با دستان خيبر شکني که داشتند فقط و فقط براي اجراي دستور اللهي سکوت کردند و صبر پيشه کردند که آن مرد يهودي از ديدن اين منظره ايمان آورد. دوم) علي ابن ابي طالب فقط رضي الله عنه نيست. بلکه ايشان حضرت مولا المتقيان . امام الدين. ولي الله . حجه الله. وصي رسول الله. عين الله. يد الله. وجه الله . نور الله. سيف الله. اسد الله . و 1000 القابي که از نزد خدا به ايشان عطا شده مثل علي فاروق . و علي صديق . و علي ذو نعمتين که توسط معشوقانت دزديده شد و به نام خود کردند. مثل 100 ها غصبي که در اين دين کردند. يا علي ابن ابي طالب.
54   نام و نام خانوادگي:  محمود گودرزي     -   تاريخ:  29 شهريور 88
پيشنهاد مي كنم براي جلوگيري از اين جواب تكراري در هنگام متقاعد شدن برادران اهل سنت كه مي فرمايند نظراتشان در سايت قرار نمي گيرد. يك فايل صوتي شامل يك بوق ممتد قرار دهيد. تا امثال آقاي احمد عبدالله با كمال احترام آن را به صدا در آورند تا از ميزان تعصب بي جايشان كاسته شودو ضمنا تا به حال در اين سايت نديده ام دعوت نامه اي براي اين دوستان به سمت رستگاري وجود داشته باشدو لذا اگر در پي حقيقت اند تعصب بي جا را كنار گذارند. ما نيز مطالب مفيدي در اينجا ياد مي گيريم كه محبت اهل بيت را با معرفت نيز در قلبمان همراه كنيم و خدا همه ي بينندگان و نويسندگان اين سايت رو خير بده.
55   نام و نام خانوادگي:  سيد حفيظ رهسپار از افغانستان     -   تاريخ:  05 مهر 88
با سلام و خسته نباشيد. محبين عايشه! عايشه بر خلاف دستور خدا و پيامبر (ص) رفتار کرد. در همه عمر بي قرار بود و در تب و تاب. اصلا مثل اين که شيطان آرامش نمي گذاشت پيوسته در صدد ايجاد هياهو و سرو صدا بود. او بر خلاف آيه قرآن مجيد که مي فرمايد: اي زنان پيامبر(ص) در خانه هاي خود بنشينيد. ولي او سوار بر جمل سرخ مو فرماندهي لشکر سامري را عليه حضرت هارون به عهده گرفت. يا علي
56   نام و نام خانوادگي:  سعيد حسيني     -   تاريخ:  13 مهر 88
بسم الله النور
سلام عليکم
جناب (احمد عبدالله)
به نظر بنده نه تنها به عايشه، بلکه به هيچکدام از خلفاي شما اهل سنت نبايد توهين کرد چرا که اين کار اشتباه است.
با اندک مطالعه اي در کتب اهل سنت ((مجموعه صحاح سته)) و ديگر کتب اهل سنت براحتي ميتوان دريافت که چه کساني در طول تاريخ به اسلام و پيامبر بزرگ اسلام ص و خاندان پاک و مطهر آنحضرت توهين کرده اند و حال آنکه پيروان همان متهمان توهين به اسلام و پيامبر ص، شيعيان را متهم به اين امر ميکنند !!!!!!
پسر جان اگر کمي مطالعه کني بد نيست.
کمي مطالعه کن و بعد توهين کنندگان به اسلام و رسول خدا ص و خاندان پاک آن حضرت را ( که از شيطان بدتر ند) لعنت کن.
ببين در تاريخ اسلام چه کساني به اسلام و پيامبر بزرگ اسلام ص و خاندان پاک و مطهر آنحضرت توهين کرده اند که حتي شيطان هم از آنان درس ميگرفته است.چرا که شيطان به حضرت آدم پيامبر خدا توهين نکرد، بلکه گفت من از آتشم و او از جنس خاک است بر او سجده نميکنم.
و جالب است شما که پيروان همان متهمين به توهين هستيد اکنون با مظلوم نمائي سعي در ايجاد شبهه داشته و به دروغ پردازي روي آورده ايد.
آيا خجالت نميکشيد؟؟ يا اينکه قابليت خجالت و شرم را نداريد چون از همان متهمان به توهين به اسلام پيروي ميکنيد؟؟؟!!!!!
جناب عبدالشيطان کاشکي صداقت داشتي.!!!!
اما چکنم که بايد بي پرده بگويم
شما نگران نباشيد
چرا که
وقت شيعه ارزشمند است.
بقول خودتان فرداي قيامت يوم الحساب است.
براي هر ثانيه از زماني را که بعنوان عمر خود مصرف ميکنيم از ما توضيح خواهند خواست.
ما لزومي نمي بينيم که به عايشه و خلفاي شما توهين کنيم چون صرف نظر از فاقد ارزش توهين به آنان بايد بگويم که آنان نيازي به توهين شيعه ندارند.
آنان در طول تاريخ خود بزرگترين توهينها را به خود و ديگران و علي الخصوص به دين اسلام و پيامبر خدا و خاندان عترت آن بزرگوار نموده اند.
بالاتريت تعرضها به ساحت مقدس آن بزرگوران توسط همان متهمان صورت گرفته است.
آنان به قدري وضعشان در اين مورد خراب است که نياز به توهين هيچکس نيست.
تو اول بگو با کيان دوستي
که زان پس بگويم تو کيستي
درنتيجه ما نيازي به توهين به آن متهمين توهين به اسلام و رسول خدا ص نمي بينيم
چرا که مستلزم وقت و زمان است و ارزش وقت ما بيش از اين حرفهاست.
لطف کن در صورت تمايل يک سري به کتب خودتان بزن
آدرسها آنان را دوستان پاسخ به شبهات داده اند
کتب خودتان را بخوان تا خيالت از بابت توهين ما به خلفاي خودت راحت شود
از تکرار سئوالات هم که هميشه جواب آن داده شده، چيزي عائدتان نميشود جز رسوائي بيش از پيش.
با خواندن کتب خودتان مبني بر توهين اربابانتان به ساحت مقدس پيامبر اکرم ص و خاندان پاکش به روشني در مي يابيد که
شيعه نيازي به توهين ندارد.
لعنت خداوند بر کسانيکه به اسلام توهين کردند.
لعنت خداوند بر کسانيکه به قرآن توهين کردند.
لعنت خداوند بر کسانيکه به پيامبر اسلام ص توهين کردند.
لعنت خداوند بر کسانيکه به اهل بيت پيامبر ص که قرآن بر پاکي آن بزرگواران گواهي داده است ، توهين کردند.
لعنت خداوند بر کسانيکه به پيامبر اسلام ص تهمت هزيان گوئي زدند.
لعنت خداوند بر کسانيکه طرح ترور پيامبر گرامي اسلام ص را ريختند.
لعنت خداوند بر کسانيکه طرح ترور حضرت علي بن ابيطالب ع وصي و جانشين پيامبر ص را توسط خالدبن وليد ريختند.
لعنت خداوند بر کسانيکه به دختر بزرگوار پيامبر اکرم ص سيلي زدند.
لعنت خداوند بر کسانيکه دخت بزگوار پيامبر ص و همسر پاک علي ع را به شهادت رساندند.
لعنت خداوند بر کسانيکه در قبال امانتهاي پيامبر ص ( قرآن و عترتش ) خيانت کردند.
لعنت خداوند بر کسانيکه بعد از پيامبر ص به مکر و حيله و نيرنگ و غصب دست زدند.
لعنت خداوند بر کسانيکه معتقد بودند و هستند که بخشي ازايات قرآن را شيطان بر پيامبر نازل ميکرد.!!!!
لعنت خداوند بر کسانيکه از دستورات روسل خدا ص سرپيچي کردند.
لعنت خداوند بر کسانيکه که از دشمنان اسلام و پيامبر ص و اهل بيت ع پيوري ميکنند.
اللهم العن الجبت والطاغوت
يا علي مدد

57   نام و نام خانوادگي:  سعيد حسيني     -   تاريخ:  13 مهر 88
سلام مجدد
جناب( حمد گوي بنده شيطان )
احمد عبدالله
اينم يکي ديگر از نمونه توهينهاي بزرگترين کشور سني مذهب در جهان (عربستان سعودي) به اهل الببت ع
http://www.mazhabnews.com/fa/pages/?cid=3509
چشمهايت را باز کن ببين چه کساني توهين ميکنند و از چه کساني پيروي ميکنند؟؟!!!!
چراغ سبز عربستان براي جنگ تبليغاتي تكفيري ضد شيعيان
روزنامه دولتي «الجزيرة» عربستان با انتشار مقاله‌اي، اعتقادات شيعيان و پيروان مكتب اهل بيت(عليهم السلام) را هدف قرار داد و به ائمه اطهار(عليهم السلام) توهين كرد كه چراغ سبز دولت عربستان براي جنگ تبليغاتي تكفيري ضد شيعيان به شمار مي‌آيد.
به نقل از خبرگزاري اباء، در حالي كه موج صدور فتواهاي تكفيري وهابيون در شش سال‌ گذشته منجر به ريخته‌شدن خون هزاران شهروند بي‌گناه عراقي شده است، روزنامه دولتي الجزيره عربستان، روز پنجشنبه نهم مهرماه مقاله‌اي از «جاسر الجاسر» نويسنده تكفيري اين كشور منتشر كرد كه در آن به عقايد شيعيان و ائمه اطهار و امامان معصوم(عليهم السلام) توهين كرد.

در اين مقاله كه از آن به عنوان چراغ سبز عربستان براي آغاز مرحله جنگ تبليغاتي ضد شيعيان ياد مي‌شود، شيعيان مشرك و خارج از آيين اسلام معرفي شده‌اند و در حقيقت، مباحث و موضوعات تكفيري نوشته شده در اين مقاله، نوعي تكرار گفتمان علماي وهابيت در تحريك افراطيون به ريختن خون پيروان مذهب تشيع است.

به نظر مي‌رسد تكفير شيعيان گفتماني است كه با حمايت نظام سعودي، رسانه‌هاي تبليغاتي عربستان را در برگرفته است و اين حركت، انعطافي جديد و خطرناك در سياست تبليغاتي نظام عربستان است كه اين اقدام را مي‌توان، آغاز جنگ تبليغاتي و تكفيري جديد عليه شيعيان دانست.


منبع: ايکنا
يا علي مدد
58   نام و نام خانوادگي:  کميل     -   تاريخ:  21 مهر 88
بسم الله الرحمن الرحيم

اول سلام به شما برادران شيعه و سني

ما همه مسلمانيم ويادمان نرود که اتحاد ما همچون مشتيست بر دهان دشمنانمان.
59   نام و نام خانوادگي:  كميل     -   تاريخ:  22 مهر 88
البته اين كميل بالايي كه از معتقدان به وحدته من نيستم من معتقدم شيعه بايد وحدت داشته باشه.نه با سني.اين يه كميل ديگست. سو تفاهم نشه
60   نام و نام خانوادگي:  کم     -   تاريخ:  25 مهر 88
زنان رسول مادران شما هستند(احزاب-5)
چه کسي به مادرخودش بدوبيراه ميگه
61   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  25 مهر 88
جناب کم «و در خانه‏هايتان قرار گيريد» سوره احزاب آيه سي و سه در ضمن به اين صفحه نگاهي بيانداز تا بصيرت يابي http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=96 راستي حکم خروج بر خليفه برحق در مذهب شما چيست؟ سوالي شخصي از شما هم داشتم: آيا عمر در علم و حکمت و دانش و علم غيب هم جانشين محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) مي‌دانيد؟ آيا عمر هيچگاه ادعاي صاحب علم بودن کرد؟ آيا از عقل و خرد به دور نيست که شخصي را که حتي حافظ قرآن نبوده جانشين عقل کل مي‌دانيد؟ عليا ولي الله عليا حجة الله عليا وصي رسول الله
62   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  25 مهر 88
با سلام جناب كم من ميگويم از دستش ناراحت بودند و اذيت شدند باشه حالا " بشمار " از پيامبران : حضرت محمد ( ص ) از دختران حضرت محمد ( ص ) از ائمه (ع ) هر دوازده نفرشان . از امامزادگان همشون . از محبان و شيهيان علي ( ع ) همشون . از خلفا : 1 ) ابو بكر , 2 ) عمر 3 ) عثمان . از خانواده ابوبكر , اسماء بنت عميس , محمد ابن ابي بكر از صحابه , سلمان , ابوذر , مقداد , بلال ,,,,,,,,, و هزاران نفر ديگه . از علماي اهل سنت : 1. «محمد بن إسماعيل بخارى» 2. «مسلم بن حجّاج نيشابورى» 3. «حافظ أبو عبد اللّه محمّد بن يزيد قزوينى» 4. «أبو عيسى محمّد بن عيسى بن سورة» 5. «حافظ أبو داود سليمان بن اشعث سيستانى» 6. «أبو عبد الرحمان أحمد بن شعيب بن عليّ نَسائى» و علماي ديگر اهل سنت الي ماشاء الله تا دلتبخواد ( يا شايد هم نخواد ) در ضمن از خود امهات المومنين ميشود بصراحت گفت عايشه , حفصه , و و و تنها كساني كه ميتوان گفت جزو گروه بالا نيستند حضرت خديجه ( س ) و حضرت ابوطالب ( ع ) را ميتوان نام برد انهم شايد . درضمن انهاي كه ختم بخاري را انجام ميدهند نيز جزو اين گروهند يا علي
63   نام و نام خانوادگي:  ايوب     -   تاريخ:  20 آبان 88
سلام................اين ادعايي که شما دارين هيچ انسان عاقلو سالمي قبول نميکنه .ميگين خضرت علي بخاطر اين کاري نکرد که بعد نگن بخاطر خلافت آدم کشي کرد .آخه چطور يه نفر ميتونه اينقد کوته فکر باشه که همچين دليل مسخره اي بياره ....ميان به دختر رسول خدا (ص) به خونش تجاوز ميکنن خونشو آتش ميزنن لگد بر پهلوي دخت رسول الله (ص) ميزنن که بچشو سقط ميکنه بعد حضرت علي که شوهر حضرت فاطمه هستش داماد پيامبر چطور ميتونه اين صخنرو تحمل کنه .ما خودمونو جاش بذاريم شما خودت ميتوني تحمل کني بخدا قسم نميتونيم اونوقت چطور حضرت علي شير ميدان بدرو خيبر اينو تحمل ميکنه .بخدا قسم که تمام حرفاتون از روي تعصب کورکورانست...چطور ميتونين اين تهمت رو به چنين صخابي عظيم الشاني يار باوفاي پيامبر علمدار اسلام راستين بزنين چطور؟؟؟؟ اگه امروز تو ايران رو بام مساجد نداي الله اکبر به گوش ميرسه مرهون خدمات عمر هستش بايد خاک پاي عمرو ببوسن تمام مردم ايران چطور ميتونين اين حرفو بزنين چطور درروز محشر جلوي رسول خدا سرتونو بالا ميگيرين در حالي که چنين تهمتي بر يار وفادارش ميزدين
چطور خضرت علي رو بي غيرت جلوه ميدين ....مگه حضرت علي نبود که گفت مردي که در او غيرت نبود هيچ خيري در او نيست........
حتما اينم قبول ندلزين که دختر حضرت علي و فاطمه زهرا ام کلثوم همسر حضرت عمر بوده /....اينم قبول ندارين که نام سه تن از فرزندان حضرت علي ابوبکر .عمر وعثمان بوده که ابوبکر وعثمان در کربلا در کنار برادرشون امام حسين شهيد شدن
چطور حضرت علي ميتونه دخترشو به قاتل همسرش که دخت پيامبر بوده بده
چطور ميتونه اسم قاتلين همسرشو بر فرزندانش بذاره جواب اين سوالات کجاست ؟؟؟؟
واقعا جاي تاسف داره که با چنين دلايل مشخره اي ميخاين اين ادعاي دروغينو مشروعيت بدين خدا بر اعمال ما آگاهه از خدا بترسين که روز محشري هم هست ......بخدا هست ...بايد جواب بدين ....
مگه پيامبر و تمام امامان نگفتن بر فرزندانتون نام نيک بذارين اگر اين نامها(ابوبکر.عمر.عثمان) نيک نبود چطور حضرت علي اين نامهارو بر سه فرزندش گذاشت
فرزند امام حسن عمر نام داشت ..رجوع کنيد به قلبو وجدانتون اگه چيزي مونده براتون مطمئنم ته قلبتون خوب ميدونيد که همش دروغ محضه
جواب منو بدين .با اينکه ميدونم هيچ جوابي براي اين سوالات نيست مگر اينکه بازم همون حرفاي بي اساس قبلي.......
خدا هدايت کنه .........
بنظر شما تهمت به اينکه بر سر خلافت آدم کشت سخت تره يا اينکه ناموسشو جلو چشمانش زدن و به قتل رسوندن شما بگين
شايد شما اينجوري باشين که براي فرار از همچين تهمتي ناموستونو بر باد بدين ...اما مطمئن باشين حضرت علي اينجور نبوده چون اصلا همچين ماجرايي در کار نبوده
تا کي ادعاي دروغين تا کي
تو تقويمتون تا سال 1371 هيچ خبري نيست از شهادت ختي تعطيل نيست
تا اينکه سال 1379 خودتون شهيدش کردين و اون روز رو تعطيل کردين
من هيچ علمي در دين ندارم يه دانشجوي معمولي اما شما حتي نميتونين به اين سوالات من جواب قانع کننده بدين چه برسه به بقيه
شرم کنيد...............
اميد وارم ناراحت نشده باشين

جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
ما كي گفته‌ايم : «بگين حضرت علي بخاطر اين کاري نکرد که بعد نگن بخاطر خلافت آدم کشي کرد » ؟ مثل اين كه شما اصلا مقاله رو نخونده‌ايد و كوركورانه قضاوت مي‌كنيد.
شما نمي‌توانيد خودت را به جاي اميرمؤمنان عليه السلام بگذاريد، ميان تو و اميرمؤمنان تفاوت از فرش تا عرش است . تو كجا و اميرمؤمنان كجا !!! خداوند هر كس را به اندازه توان و ظرفيتش امتحان مي‌كند . اصل مقاله را بخوان اگر نقدي داشتي ، ما در خدمت هستيم ، با چشمان بسته نمي‌شود مقاله كسي را نقد كرد .
شما در باره وقايع اين زمان كوركورانه و با چشمان بسته قضاوت مي‌كنيد ، چطور مي‌تواند در باره وقايعي كه 1400 سال از زمان آن گذشته است، قضاوت نماييد ؟
اگر اميرمؤمنان شير ميدان خيبر و بدر بود ، چرا در زمان خلفا در فتوحات آن‌ها شركت نكرد ؟ آيا مشروعيت خلافت آن‌ها را قبول نداشت و جنگ در ركاب آن‌ها را جهاد نمي‌دانست ، يا خلفا قصد استفاده از آن حضرت را نداشتند و مي‌خواستند او خانه نشين بماند؟
عمر اگر دلش به حال «الله اكبر» مي‌سوخت و قصد برپائي آن را داشت ، در جنگ احد و خيبر و حنين فرار نمي‌كرد و رسول خدا را تنها نمي گذاشت .
در باره فرارهاي عمر به آدرس ذيل مراجعه فرماييد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=128

 عمر جناياتي در اين فتوحات مرتكب شد كه در طول تاريخ سابقه نداشته است . ما در آدرس ذيل به گوشه‌هاي از آن اشاره كرده‌ايم:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=708

آيا رسول خدا به عمر اجازه داده بود كه اين جنايت‌ها را در حق بشريت انجام دهد؟
والسلام علي من اتبع الهدي
گروه پاسخ به شبهات
64   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  20 آبان 88
با سلام
برادر عزيز جناب ايوب . از متن نامه شما متوجه شدم كه دنبال حقيقت ميباشي و از تعصبي كه نسبت به اسلام عزيز داري جداً متشكرم .
بايد قبول داشت كه نداشتن معلومات كافي هر كسي را وا ميدارد كه در دفاع از دين مبين اسلام تعصبي غلو شده نشان دهد مگر انكه حقيقت بر او روشن شود , اين مسئله در مورد مسيحيان نيز صادق ميباشد , ببين نعوذ بالله مسيحيان اعتقاد دارند كه عيسي مسيح و روح القدس و خداوند در يك مقام ميباشند , اما وقتيكه به دين مبين اسلام مشرف ميشود انرا تفكر پوچ و بيهوده قلمداد ميكنند و حضرت عيسي مسيح را در مقامي كه خداوند ميخواهد مورد احترام قرار ميدهند نه در مقامي ساختگي و دروغين .
اثبات اينكه بعضي از صحابي حضرت رسول ( ص ) براي ما بسيار ساده است چراكه تمامي اعمال و گفتارشان در كتابهاي خودشان نوشته شده است .
اما شخص بايد هشيار باشد وگرنه بمانند همان مسيحيان تا اخر عمر بر راه غلظ خود ادامه ميدهد .
اينجا من سعي ميكنم چند كلمه اي از كتابهاي اهل سنت بنويسم :
1 ) على (عليه السلام) پس از شهادت حضرت زهرا (عليها السلام) به ابوبكر گفت :
"تو در حق من استبداد كردى و به خاطر جايگاه من با رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) خلافت حق مسلم من بود " كه قطرات اشك ابوبكر با شنيدن اين سخن على (عليه السلام)سرازير گشت.
وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَرَى لِقَرَابَتِنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَصِيبًا حَتَّى فَاضَتْ عَيْنَا أَبِي بَكْرٍ.
صحيح البخارى ، ج 5 ، ص82 ، كتاب المغازي ، باب غزوة خيبر.

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَحْنُ نَرَى لَنَا حَقًّا لِقَرَابَتِنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَلَمْ يَزَلْ يُكَلِّمُ أَبَا بَكْرٍ حَتَّى فَاضَتْ عَيْنَا أَبِي بَكْر .

صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 154 ، كتاب الجهاد ، باب قول النبي (ص) لانورّث ما تركناه صدقة .

عبد الرحمن بن أبي ليلي مي‌گويد :

شهدت عليّاً فى الرحبة ينشد الناس ، فيقول : انشد اللّه من سمع رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم)يقول : يوم غدير خم : من كنت مولاه فعلى مولاه ، لمّا قام فشهد ، (و لا يقم الاّ من قدر رآه) .

قال عبد الرحمن : فقام اثنا عشر بدريّاً كأنّى أنظر إلى أحدهم فقالوا : نشهد انّا سمعنا رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) ، يقول يوم غدير خم : ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ، وأزواجى امّهاتم ؟ فقلنا : بلى يا رسول اللّه . قال : فمن كنت مولاه فعلىّ مولاه ، الّلهم وال من والاه وعاد من عاداه » . إلى أن قال فقام الاّ ثلاثة لم يقوموا فدعا على فأصابتهم دعوته .

علي ( عليه السلام ) را در ميدان شهر ديدم كه از مردم درخواست و تقاضا مي‌كرد تا هر كسي در غدير خم از رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) اين حديث را شنيده است ، گواهي دهد ، و مي فرمود : شما را به خدا قسم اگر در غدير خم شنيده‌ايد كه رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) فرمود : " هر كس من مولا و رهبر او هستم ، علي پس از من رهبر او است " بپا خيزد و شهادت دهد .

عبد الرحمن مي‌گويد : دوازده نفر از آنان كه در بدر حضور داشتند ، حركت كردند و گفتند : ما شهادت مي‌دهيم كه در روز غدير پيامبر خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) فرمود : اي مردم ! آيا من بر جان شما مؤمنان ولايت ندارم و همسرانم مادران شما نيستند ؟ گفتيم : آري ، اين چنين است اي رسول خدا . آن حضرت فرمود : پس هر كس كه من مولاي او هستم ، علي نيز مولاي او است . خدوندا ! دوست بدار آن كه او را دوست بدارد و دشمن بدار آن كه او را دشمن بدارد .

راوي مي‌گويد : سه نفر از حاضران در غدير خم در مجلس علي ( عليه السلام ) حاضر به شهادت نشدند ، علي عليه السلام در حق آنان نفرين كرد كه هر سه نفر به نفرين آن حضرت گرفتار شدند .

مسند احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 119 ، ط الميمنية بمصر و ج 2 ، ص199 ، ح 961 بسند صحيح ، ط دار المعارف بمصر و تاريخ دمشق ، ابن عساكر الشافعى ، ترجمة الإمام على بن أبي طالب ، ج 2 ، ص11 ، ح 506 و كنز العمال ، ج 15، ص151 ، ح 430 ، ط 2 ، و فرائد السمطين ، ج 1 ، 69 .

جناب عمر ابن خطاب در جمع تعداد زيادى از صحابه خطاب به على ( ع ) وعبّاس عموى پيامبر ( ص ) گفت : شما دونفر ، ابوبكر و مرا دروغگو و گنه‏كار ونيرنگ‏باز مى‏دانيد ؛ « فلمّا توفّي رسول اللّه - صلى اللّه عليه وسلّم - قال أبو بكر : أنا وليّ رسول اللّه ، فجئتما . . . فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً . . . ثمّ‏توفّي أبوبكر فقلت : أنا وليّ رسول‏اللَّه - صلى اللّه عليه وسلّم - ووليّ أبي بكر ، فرأيتماني كاذباً آثماً غادراً خائناً » صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 152 ، كتاب الجهاد ، باب 15 ، حكم الفئ حديث 49 . .
خداوند متعال در قران كريم ميفرمايد : انّ الذين يؤذون اللّه ورسوله لعنهم اللّه في الدنيا والآخرة وأعدّ لهم عذاباً مهيناً ) الأحزاب : 57 . .

حضرت رسول اكرم ( ص ) فرمود : فاطمه پاره تن من است و هركس او را بيازارد و غضبناك كند مرا آزرده است : « فاطمة بضعة منّي فمن أغضبها أغضبني » صحيح البخارى ، ج 4 ص 210 . وفي رواية مسلم : « إنّما فاطمة بضعة منّي يؤذيني ما آذاها » . صحيح مسلم : 7 / 141 . روى الحاكم عن على - عليه السلام- : قال : « قال رسول اللّه -صلى اللّه عليه وآله وسلم- : لفاطمة : إنّ اللَّه يغضب لغضبك ، ويرضى لرضاك » . ثمّ قال : هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه . المستدرك : 3 / 153 .
( ليس فيه ذكر خطبة بنت أبي جهل ) فليراجع : مجمع الزوائد ، ج 9 ص 203 ؛ المعجم الكبير للطبراني ، ج 1 ص 108 ، ج 22 ص 401 ؛ تاريخ مدينة دمشق : 3 / 156 ؛ أسد الغابة ، ج 5 ص 522 ؛ الإصابة ، ج 8 ص 265 و266 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 12 ص 392 ؛ صحيح البخارى ، ج 4 ص 210 ؛ صحيح مسلم ، ج 7 ص 141 ؛ المصنف لابن أبي شيبة الكوفي ، ج 7 ص 526 ؛ السنن الكبرى للنسائي : 5 / 97 ، ح 8370 ؛ المعجم الكبير للطبراني ، ج 22 ص / 404 ؛ الجامع الصغير للسيوطي ، ج 2 ص 208 ؛ تاريخ مدينة دمشق ، ج 3 ص 156 . .

سهيلى از علماى بزرگ اهل سنّت ( متوفّاى 581 ) به همين روايت استدلال نموده كه هر كس به حضرت زهرا ( س ) اهانت كند ، كافر خواهد شد : « استدلّ به السهيلي على أنّ من سبّها كفر لأنّه يغضبه وأنّها أفضل من الشيخين » فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي ، ج 4 ص 554 . .

ابن حجر در توجيه آن گفته : « وتوجيهه : إنّها تغضب ممّن سبّها وقد سوّى بين غضبها وغضبه ، ومن أغضبه -صلى اللّه عليه وسلم - يكفر » فتح الباري ، ج 7 ص 82 ؛ شرح المواهب للزرقاني المالكي ، ج 3 ص 205 . .

مناوى صاحب كتاب فيض القدير از ابو نُعيم و ديلمى نقل كرده است كه حضرت رسول اكرم ( ص ) فرمود : « فاطمة بضعة منّي من آذاها فقد آذاني ومن آذاني فقد آذى اللّه ، فعليه لعنة اللّه مل‏ء السماء ومل‏ء الأرض » فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي ، ج 6 ص 24 ، ح 8267 . .


اينها همه از علماي اهل سنت ميباشد و چند صد برابر بيشتر از ان نيز ميتوانيد در كتابهاي اهل سنت پيدا كنيد . خصوصاً صحيح بخاري و مسلم و احمد ابن حنبل كه براي شما بمثل وحي منزل ميباشد .
اما فرموديد كه :-
اگه امروز تو ايران رو بام مساجد نداي الله اکبر به گوش ميرسه مرهون خدمات عمر هستش بايد خاک پاي .....
نه برادر عزيز اينظور كه شما فكر ميكنيد نيست ,
اولاً:- اسلام اوردن مردم يمن را بخوانيد كه چگونه بود .
ثانياً :- اينهمه هرج ومرج در بين مسلمانان كه ميبنيم از چي ميباشد .
ثالثاً :- چرا در بسياري از اقصا نقاط دنيا بجاي شنيدن اذان از منارهاي مسجد صداي زنگ كليسا مسيحيان , اجتماع يهوديان , عبادت هندوها و بو دائي ها و زرتشتي ها , وجود افراد كه با افتخار خود را بي دين حساب ميكنند , وجود دارد .
رابعاً اينهمه فقر و بيماريها و خشكساليها براي چيه ؟؟؟

بهر حال هم خوشحالم كه صحبتهاي خود را مطرح كرديد و بنده ام توانستم حرفهاي خودم را بزنم .

در اثبات حرف اخرم ( رابعاً ) اين جملات را از فاطمه الزهرا ( ص ) نقل ميكنم :

خطبه فاطمه الزهرا ( ص )

پيش بينى عاقبت غصب خلافت
==================
هان ، بيا و بشنو، و تا زنده اى روزگار امر عجيبى را به تو نشان خواهد داد! و اگر تعجب كنى بدان كه همين حادثه تو را به تعجب وا داشته است !
به كدام سو روى آورده اند؟! و به كدام تكيه گاهى اتكا نمودند؟!. به كدام پايه اى اعتماد نمودند؟! و به كدام دستاويزى چنگ زدند؟! و بر ضد كدامين ذريه اى اقدام كردند و بر آنان چيره شدند؟! و براى چه كسى انتخاب كرند و براى چه كسى رها نمودند؟! چه بد سرپرستى و چه بد دوستانى ! و براى ظالمين چه بد جايگزينى است .
به خدا سوگند پس ماندگان را به جاى پيشتازان ، و ترسوى نادان را به جاى دلير آگاه ، و فرومايگان را به جاى معتمدان خود قرار دادند. بينى شان بر خاك ماليده باد و پشيمان شوند قومى كه گمان مى كنند كار درستى انجام مى دهند. بدانيد كه آنان مفسدند ولى خود نمى دانند.
واى بر آنان ! آيا كسى كه به حق هدايت مى كند سزاوارتر به پيروى است يا كسى كه خود هدايت نيافته مگر آنكه هدايت شود؟ شما را چه شده است ؟! چگونه حكم مى كنيد؟!

خسارت امت با غصب حق على عليه السلام
=========================
بدانيد قسم به لايزالى خداوند، هم اكنون فتنه بار دار شده است ! پس زمان كوتاهى منتظر بمانيد تا ثمره اش ظاهر گردد. آنگاه از آن كاسه اى لبريز از خون تازه و سم تلخ كشنده بدوشيد. آنگاه است كه اهل باطل زيان مى كنند، و آيندگان از نتيجه آنچه پيشينيان پايه گذارده اند آگاه مى شوند.
سپس خيال خود را راحت كنيد و قلب خود را براى نزول فتنه قوى كنيد و بشارت باد شما را بر شمشيرى برنده ، و قهر و غلبه متجاوز ظالم ، و هرج و مرج دائمى و عمومى ، و زورگويى ظالمين به گونه اى كه اموال عمومى را غارت مى كند و براى شما چيز كمى را باقى مى گذارد و جمع شما را درو كرده و نابود مى نمايد.
افسوس بر شما! چگونه خواهيد بود هنگامى كه دچار سر در گمى مى شويد؟ آيا حق را به زور به شما بقبولانيم و در حالى كه خودتان مايل نيستيد؟!

عذرى كه پذيرفته نيست
==============
زنان عيادت كننده فرمايشات حضرت زهرا سلام الله عليها را براى مردان خود بازگو كردند.
پيرو آن عده اى از بزرگان مهاجرين و انصار بعنوان عذر خواهى نزد حضرت آمده و گفتند: اى سيده النساء اگر ابوالحسن (على عليه السلام ) اين مسئله را قبل از آنكه پيمانى ببنديم و عقدى را محكم كنيم به ما ياد آور مى شد، ما او را رها نكرده سراغ ديگرى نمى رفتيم .
حضــــرت زهرا سلام الله عليها فـــــرمــــود:
از مـــــــــن دور شـــويــد (بس كنيد)، كه با بهانه هاى بيهوده تان عذر شما پذيرفته نيست و با كوتاهى هاى شما جاى هيچ سخنى باقى نمانده است !
===================================================================================

در ضمن برادر عزيز سكوت حضرت علي ( ص ) براي
ا ) حفظ اسلام عزيز و ناب محمدي بود.
2 ) وصيت حضرت نبي ( ص ) بود.
3 ) حفظ خظ امامت بود .
مقام خلافت ايشان به اندازه يك لنكه كفش كهنه و پاره خودشان براي ايشان ارزش نداشت اما امامت انقدر با ارزش بود كه 124000 رسول و نبي فرستاده شده بود.
انشاء الله در زندگي خود موفق و مويد باشيد
يا علي


65   نام و نام خانوادگي:  صداي اسلام     -   تاريخ:  02 آذر 88
اين دوستان شيعه هم عجب قياسهاي! منصوصي ميکنند!! قياس بين علي وزمان ‍يامبر در مکه! قياس عدم دفاع علي از همسرش با عدم دفاع
عثمان از همسرش! مي&#1707;ويند هرچه شما سني ها جواب بدهيد ما هم همان جواب را به شما در مورد علي رض ميدهيم!! خب من مي&#1707;ويم عثمان بير مردي
صعيف و ناتوان بود! &#1778;/ من مي&#1707;ويم عثمان نمي خواست خون صحابه يا مسلمانان را با دست خود بريزد! شما که صحابه و مسلمانان را مرتد ميدانيد!! ايا ريختن خون مرتد جايز نيست!! در مورد عدم دفاع ‍يامبر از سميه و دي&#1707;ر نو مسلمانها من مي&#1707;ويم! ابوبکر بقول شما ادم کم ايمان(بقول شما) بود! و عثمان
هم مثل او(بقول شما) ايا ياران علي هم مرداني مثل ابوبکر وعثمان بودن؟ شما وقتي از عمار و ابوذر و سلمان ومقداد حرف ميزنيد از دهنتون کف مي ايد!!
خب ا&#1707;ر علي مثل عثمان وعمر وابوبکر بود؟ اين همه غوغاي شما براي چيست؟! ا&#1707;ر مثل انها نبود اين قياس و بهانه بچ&#1707;انه چيست؟!
اين سايت اخوند قزويني و در کل&#1644; کل شيعه! مثلا عصب حق علي را انقدر بزر&#1707; جلوه ميدهند! که ان&#1707;ار عمر وابوبکر داراي قوم وقبيله مثل بني هاشم بودن!! يا لشکري از سباه وارتش و اطلاعات همراهشون بوده!!؟ کودتا مي&#1707;ند ان&#1707;ار &#1707;وي يک &#1707;ردان عليه علي رضي الله تعالي عنه کودتا کردند!! در حالي که
کودتا ا&#1707;ر بخوانيمش!! کودتاي بود از جانب انصار!! انهم در شهر و موطن انصار و عمر وا بوبکر و با ان رفيقشان سه نفر بيشتر نبودن!!
اما مانور سياسي شيعه چنان منافقانه است! که از کاهي کوهي نشان ميدهد!
انجا که علي به خلافت به عللي منصوب نمي شود&#1644; همه صحابه رسول الله
مي شوند مرتد!!! انجا که عده خون خليفه را ميريزند! مي شوند ياران رسول الله!!!

66   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  04 آذر 88
جناب صداي اسلام
اگر اين جناب عثمان آنقدر دلسوز صحابه بود پس چرا بهترين صحابه را تبعيد کرد؟
راستي براي چه به حاکم مصر نامه نوشت تا او مردمان ستم ديده و تظلم کرده را مجازات کند؟

مطلب بعد آنکه مثل اينکه شما نمي‌دانيد بيش ترين دشمني ها را با پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) از جانب خويشاوندان و همين قريش صورت گرفت. خويشاوندي دليلي بر عدم ارتداد نيست.

جناب صداي اسلام
مگر از شروط ايمان اطاعت از رسول الله (صلي الله عليه و آله) نيست؟
اکثريت انصار و مهاجريني که مومن بودند در زمان کودتا در سپاه اسامه بودند. برخلاف مرتدين.

در واقع اين سخنان شما است که منافقانه و دورو است:
صحابه اي که عثمان را کشتند بهشتي. صحابه اي که با علي (عليه السلام) مخالفت کردند اولياء الهي.
صحابه اي که از حضرت علي (عليه السلام) دفاع کردند از تاريخ حذف.

يا علي
67   نام و نام خانوادگي:  محمد رضا پرتو     -   تاريخ:  06 آذر 88
شمارا بخدا من يه طلبه هستم ولي اين داب پاسخگويي نيست
جنگ نکردن علي صلوات الله وسلامه عليه چه ربطي به دفاع نکردن از همسر داره چرا هميشه 100 تا سند ميارين که اکثرا از نهج البلاغه است برادران ما با چه زباني بگيم نهج البلاغه کتاب شيعي است و براي اهل سنت حجت نيست حالا شما تمام نهج البلاغه رو بريزيد تو سايتوتن
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
1- وقتي كه سوال در مورد تناقض در عقيده شيعه باشد ، ما بايد با استفاده از منابع شيعه ، به حل اين تناقض ظاهري بپردازيم ؛ و استناد به كتب شيعه تنها در اين موارد است .
با بررسي اجمالي در اين سايت ، مي‌توانيد موارد بسياري را ببينيد كه تنها و تنها در آنها به كتب اهل سنت استناد شده است .
2- در مورد جنگ نكردن اميرمومنان ، وقتي به سوال مطرح شده در السنه اهل سنت با دقت نگاه كنيد ، متوجه ربط بين سوال و پاسخ ما مي‌شويد :
آنها ادعا مي‌كنند علي كه شجاع بود ! و شجاعتش از بين نرفته بود ؛ چرا از فاطمه دفاع نكرد .
ما نيز مي‌گوييم اگر شجاع بودن به اين معني است كه تا گروهي را بر ضد خويش ديد شمشير بكشد ، وقتي ديد لشكر ايران با مسلمانان درگير شده است (و خود را نيز داخل اين مجموعه مسلمانان مي‌دانست) بايد به جنگ مي رفت ! شجاعت او كه تمام نشده بود ! با اين همه مي‌بينيم  كه در هيچ جنگي در زمان خلفا شركت نكرده است .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
68   نام و نام خانوادگي:  المتبرءمن اعداءالله     -   تاريخ:  08 آذر 88
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمدوال محمد واخرتابع له علي ذلک....
شاه مردان قهرمان خيبر و بدر و احد بي سبب ساکت به پيش مردکي مشئوم نيست
صبر جانسوز علي ، چون صلح مرموز حسن حکمتي دارد که بر روشن دلان مکتوم نيست
چون علي درعالم خلقت کسي مظلوم نيست هيچکس مانند او از حق خود محروم نيست
در جناياتي که دشمن کرد در حق علي در تواريخ مدون ، صد يکش مرقوم نيست
اللهم عجل لوليک الفرج والعافيه والنصر
69   نام و نام خانوادگي:  saba     -   تاريخ:  22 آذر 88
سلام من تازه با سايت شما اشنا شدم واقعا بهتون خسته نباشيد ميگم اجرتون با يوسف زهرا
اين سوال هميشه ذهن منو به خودش مشغول مي کرد که چرا حضرت علي از خانم فاطمه زهرا دفاع نکردن اين قدر از اينکه حالا به عنوان يک شيعه جوابي براي اون دارم خوشحالم که حد نداره هميشه با خودم مي گفتم اگه يکي اينو از من بپرسه چي بايد جواب بدم
به خاطر زحمتي که مي کشيد يک دنيا ازتون ممنونم
70   نام و نام خانوادگي:  hich kass     -   تاريخ:  30 آذر 88
سلام
همگي خسته نباشن.بحث هاي جالبي بود .کلي از حرف هاي اين بر و بچه هاي پلي استيشن(SONY) خنديديم.بازم از اين چرت و پرت ها بگين.
به هر حال يه مجلس بي رياييه و بچه ها همه خودموني.
يکي گفته بود اون سه کله پوک قراره که نميدونم تو اون دنيا چه کارايي انجام بدن.اصلاُ مال اين حرفا نيستن.آقا ما اونا رو نميتونيم ببينيم که حالا بخوان چه بکنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه بليطشون به قعر جهنم يکسرست و توي راه هيچ توقفي نداره ...!!!!!!!!!!
ولي حال ميکنم اگه قطار يه جا ايست کرد اون 3 تا مخصوصاُ دومي شمشير دست بگيرن تا ما شهادت بديم که اينا لا اقل يه بار شمشير دست گرفتن.آخه همش يه احمقايي مثل مغيره و سگ و شغال دور و برشون بود.
ضمناُ بعضياشون ميگن عمر مبارز و دلاور بوده؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!البته بين خانم ها رو همه قبول داريم و به توافق رسيديم اما آخه اون فرق بين ........ و گوشت کوبيده و تشخيص مي داده؟؟؟؟؟؟
بعدشم اصلاُ اون در حدي نبود که بخواد کسي و مسلمون کنه.....
ضمناُ يه آتيش پرست (زردشتي) به يه وهابي شرافت داره .....
سايت جالبي بود.خيلي حال دادين.
اللهم عجل لوليک الفرج....
71   نام و نام خانوادگي:  عبد الجبار     -   تاريخ:  01 دي 88
بسم الله القاسم الجبارين.

بسم الله المنتقم.

وهابيان و ناصبيان و اعدا الله بدانند.!

اگر شما متعصبين و به اين تعصبتون افتخار ميكنين. اينو هم بدو نين: در بين شيعيان كساني به وفور يافت ميشن كه بسياااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار متعصب تر از شماها هستند و اگه باش بيافته( به فر مان آقا) يك لحظه هم صبر نميكنند و سر و جان در راه خدا نميشناسند.


بس زياد كر كري نخونين. شما هنوز متعصب به اهل بيت نديدين.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

همانطور كه شماها با كوچكترين توسل به غير خدا (به قول خودتون) داغ ميكنين و در خونه ي خودتون (عربستان نزولي) بارس ميكنين. كساني هم در شيعيان بسيار هستند كه با كوچكترين به حرمتي به ساحت مقدس اهل بيت چنان صورت بر افروخته ميشن كه از ديدن چهرشون شمام ها بايد قبض روح بشين.

از اونجا(عربستان) براي شيعيان غريب اونجا كر كري نخونين.

انشا الله و قتي مولاي ما . حجه ابن الحسن المهدي ظهور كند يا نايب بر حقش سيد علي دستور بدن چنان خاكتان رو به توبره بكشيم كه تا قرن ها در تواريخ بنويسند.!!!!

يا جبار و يا متكبر . يا الله.
72   نام و نام خانوادگي:  عبد الغفار     -   تاريخ:  01 دي 88
يا مهدي.

باشد كه روزي برسد كه زمين و زمان از لوس كفر و شرك و مشركان تمير و باك شود.

و درود خداوند بر موحدان واقعي و رهروان واقعي رسول .!!!

يا ثار الله........................................................................................................................................................................
73   نام و نام خانوادگي:  حقير     -   تاريخ:  07 دي 88
السلام عليكم جميعا
من اينطور متوجه شدم که هر دو طرف مي خواهيد از مذهب خودتان دفاع کنيد
اما نکته هاي اصلي که در آن مشترک هستيم را نبايد فرامو ش کنيم ويکي از آن ادب است
با بي ادبي هرگز حق ثابت نمي گردد ما همه مسلمان هستيم و بايد در تمام گفتار و کردارمان دقت کنيم
به نظر من اگر به قران تمسک بجوئيم وبراي همديگر حرف در نياوريم بهتر است
ما از درسهاي قران دور شده ايم و به اين فته گرفتار شده ايم
از اهل شيعه و اهل سنت در گذشته و حال کساني بودند و هستند که بيش از آنکه به فکر هدايت و خدمت به اسلام باشند
در پي خدمت به فرقه خود هستند و حتي اگر اشکالي در فرقه خود ببينند ان را ناديده مي گيرند و حتي حاضرند
براي اثبات به حق بودن خودشان دروغ هم بگويند پس ما بايد خيلي مواظب باشيم واگر شيعه واقعي هستيم
به قران عمل کنيم. انها غير از قران هيچ چيز ديگري نمي گويند

74   نام و نام خانوادگي:  علي     -   تاريخ:  08 دي 88
جناب عبدالله از اينكه ابوبكر وعمر عثمان را با ريس جمهور اسرائيل و ... مشابه مي داني نشانگر اينست تا حدودي مخت كار ميكند
75   نام و نام خانوادگي:  علي شريف     -   تاريخ:  17 دي 88
سكوت اميرالمؤمنين حضرت علي (ع)



“سلام بر شما بخاطر صبرتان پس چه خوب فرجامي است در قيامت.”

سوره رعد، آيه 24

در مورد اينكه چرا حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) نسبت به گرفتن خلافت يا دفاع از حضرت فاطمه الزهرا (س) به قتال نايستاد بايد گفت كه :

ابتداي سخن اينكه حضرت رسول اكرم (ص) فرمود :

“يا علي تو بمانند كعبه هستي كه مردم بايد به سويش آيند و او بسوي كسي نيايد” ]اًسدالغابه، 31/4[

كه مشخص كننده اينست كه وظيفه اصحاب و امت اسلام بوده كه بعد از فوت پيامبر به سوي حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) بايد مي‌رفتند و بيعت مي‌كردند نه اينكه حضرت علي (ع) به سمت آنها مي‌رفت.

و ميان كلام اينكه حديث فوق وظيفه سنگيني كه امت اسلام در حال حاضر به عهده دارند را مشخص مي‌كند. بعبارتي ديگر اكنون وظيفه ماست كه به سوي حضرت امام زمان مهدي (ع) روي بياوريم و دست نياز به سوي خداي متعال برداريم و ظهور و حضور ايشان را بخواهيم و با اعمال صالح و دوري از گناهان رضايت خداوند متعال را بدست بياوريم تا حضرت امام مهدي (ع) نيز به ما عنايت داشته باشد چرا كه دل ائمه معصومين ظرف مشيت الهي است و ائمه نظر عنايت به كسي مي كنند كه خداوند از او راضي باشد و دلسوختگان حضرت كه اشتياق ديدار و رهايي جهان از ظلم و فقر و نابساماني، وجودشان را فراگرفته پس با تقوا (دوري از گناهان) و عمل صالح (نيكي در حق ديگران و انجام وظايف ديني) سعي مي‌كنند خود را به قرب الهي و كسب فيض از حجت الهي برسانند چرا كه خداوند متعال فرموده كه خداوند صالحين، متقين و محسنين را دوست دارد و پيروان ائمه معصومين فقط به گفتار و اظهار شوق و اشتياق اكتفا نكرده بلكه عملاً در اين راه قدم برمي دارند. چرا كه چو صد گفتار چون يك كردار نيست!



در ثاني حضرت امام علي (ع)تا آخر عمر هميشه به تعيين جانشيني‌اش توسط حضرت پيامبر اكرم (ص) در روز غدير خم احتجاج مي‌نمود و از همه نسبت به آن اقرار مي‌گرفت. در ضمن بعد از غصب حق علي در مورد جانشيني‌اش و ضايع شدن دستور خداوند، حضرت اميرالمؤمنين (ع) به مردم حجت تمام كرد ولي هيچكس به ياريش نشتافت.

ابن ابي الحديد به نقل از سقيفه و فدك مي‌نويسد :

ابوجعفر محمد بن علي گفت :

علي، فاطمه را بر دراز گوشي مي‌نشانيد و شبانه با او به خانة انصار مي‌رفت و از آنها مدد مي‌جست. فاطمه نيز ياري مي‌طلبيد ولي آنها مي‌گفتند: دختر رسول خدا، با ابوبكر بيعت كرده‌ايم و اگر پسر عمويت قبل از ابوبكر مي‌آمد با او بيعت مي‌كرديم. علي مي‌فرمود : آيا بايد پيكر رسول خدا را مي گذاردم و آنرا غسل و كفن نمي‌كردم و براي نزاع سر جانشيني وي بيرون مي‌آمدم تا با مردم بستيزم؟!

فاطمه گفت : “ابوالحسن جز آنچه را سزاوار بوده انجام نداده است و آنها كاري كردند كه خداوند به حسابشان خواهد رسيد.”

]شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد 13/6، سقيفه و فدك ص 62، الامامه و السياسه 12/1[



لازم به ذكر است كه اولياء خداوند مجاز به قتال بخاطر خودشان نبوده‌اند همچنانچه حضرت امام علي (ع) خود بيان مي دارد كه قبلاً حضرت رسول اكرم (ص) از او عهد گرفته بود كه در مقابل شدايد و مصايب وارده صبر كند و از او عهد گرفته بود كه اگر حقت را غصب كردند و حرمت خانه‌ات را شكستند بايد صبر داشته باشي. لذا حضرت اميرالمؤمنين (ع) نيز بر اين روال عمل نمود. خود حضرت موقعيتي را كه مردم برايش ايجاد كرده بودند را بدينگونه بيان مي‌كند :

حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) مي‌فرمايد : “براي من هفت تن از انبياء الگوي من هستند و مانند من مظلوم واقع شده‌اند :

نوح پيامبر، هنگاميكه خداي تعالي از قول او نقل مي كند كه بار الها من سخت مغلوب قوم شده‌ام تو مرا ياري فرما (قمر/10) اگر بگوييد كه نوح مغلوب و مظلوم نبود، قرآن را تكذيب كرديد و كافر مي‌شويد. و اگر نوح مغلوب باشد، علي به طريق او مي‌تواند مظلوم واقع شود.

ابراهيم، آنگاه كه خداي تعالي از قول او مي‌فرمايد : “من از شما و بتاني كه مي پرستيد دوري مي‌كنم” (مريم/45) اگر بگوييد كه ابراهيم بدون هيچ مكروهي از مردم كناره گيري كرد كافر مي‌شويد و اگر از آنها ظلم و ستمي ديديد پس من از او معذورترم.

لوط كه مي‌گويد : “اي كاش مرا بر منع شما اقتداري بود يا آنكه از شر شما به ركن محكمي پناه ببرم (هود / 80) اگر بگوييد كه او توان مقابله آن را داشت، كه كافر شديد و قرآن را تكذيب كرديد و اگر بگوييد كه توان نداشت من از او معذورترم.

يوسف هنگاميكه گفت : “اي خدا مرا رنج زندان خوشتر از اين كار زشتي است كه زنان از من تقاضا دارند” (يوسف/33) اگر بگوييد كه يوسف بدون اينكه مظلوم واقع شود، زندان را برگزيد و آن را از خدا خواست، كفر ورزيديد و اگر مظلوم شده باشد من به طريق اولي ممكن است مظلوم شوم”.

موسي بن عمران آنگاه كه گفت : “و آنگاه از ترس شما گريختم تا آنكه خداي مرا علم و حكمت عطا فرمود و از پيغمبران خود قرار داد (شورا/21).” اگر بگوييد كه موسي بدون اينكه از آنان بترسد فرار كرد، كفر گفتيد و اگر بگوييد ترسيد و فرار كرد پس من از او معذورترم.

هارون كه مي‌گويد : “اي فرزند مادرم آنها مرا خوار و زبون داشتند و نزديك بود مرا به قتل رسانيد پس تو دشمنان را بر من شاد مگردان (اعراف/150)” اگر قائل شويد كه بني اسرائيل كه هارون آنان را از پرستش گوساله نهي كرد، تضعيفش نكردند و نزديك نبود او را بكشند، كافر مي‌شويد و اگر بگوييد، آري ياران هارون اندك بودند و بدين جهت او در ضعف بود و نزديك بود او را بكشند، من به طريق اولي معذورم.

محمد (ص) آن هنگام كه به غار گريخت، اگر بگوييد پيامبر بدون اينكه از كشته شدن بترسد فرار كرد كفر ورزيديد و اگر بگوييد آري او را ترساندند و او چاره جز پناه به غار نداشت پس وصي او معذورتر است.”[1]



لذا چون كيان اسلام براي حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) مهم بود لذا جنگ و قتال را به مصلحت اسلام نمي‌دانست فلذا چون خار در چشم و استخوان در گلو صبر نمود و با اينكه خلافت و جانشيني را حق خود مي‌دانست ولي جهت حضانت اسلام و در صورت لزوم به خلفاي اول و دوم در مسايل اجتماعي و ديني ياري مي‌رساند بطوريكه عمر مي‌گفت : “اگر علي نبود عمر هلاك مي‌شد.”

حضرت اميرالمؤمنين (ع) در خطبه سوم نهج البلاغه معروف به خطبه شقشقيه اوضاع را چنين بيان مي‌دارد :

“به خدا سوگند، فلاني (ابوبكر) رداي آن (خلافت) را به خود پوشاند؛ حال آنكه مي‌دانست جايگاه من در ادارة حكومت اسلامي، همچون نقش محور در سنگ آسياست كه بدون آن آسياب نمي‌گردد. مي داند كه سيل خروشان علم و فضيلت از وجودم جاري است و مرغان تيز پرواز به بلندي فكر و انديشه‌ام نخواهند رسيد. من رداي خلافت را افكندم و دامن از آن برگرفتم. در حالي كه در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها و تهي برخيزم، يا بر اين فضاي خفقان آور و ظلم افزا صبر پيشه كنم؟ فضايي كه پيران در آن فرسوده و كودكان پير مي‌شوند و مؤمن تا روزي كه به ملاقات پروردگارش نائل شود، رنج مي‌كشد.

ديدم صبر و شكيبايي به عقل و خرد نزديكتر است؛ لذا در حالي كه گويي خار در چشم و استخوان در گلو داشتم شكيبايي ورزيدم و با چشم خود مي‌ديدم كه ميراثم را به غارت مي‌برند، تا آن كه اولي (ابوبكر) به راه خود رفت (مرد) و پس از خودش خلافت را به عمر سپرد.

سپس اميرالمؤمنين (ع) به سرودة اُعشي متمثل شد و فرمود :

بسا فرق است تا ديروزم امروز

كنون مغموم و دي شادان و پيروز شگفتا!

او كه در حيات خويش قصد داشت بيعتش را فسخ كند تا خلافت به من برسد، پس از مرگش آن را به ديگري سپرد. آنها چه سخت و محكم شتر خلافت را دوشيدند از آن بهره‌ها گرفتند.

باري! آن را به عمر كه فردي خشن، سخت گفتار و پرلغزش بود، سپرد. زمامدار خلافت مانند كسي است كه بر شتري چموش نشسته است. اگر مهارش را محكم بكشد، پرده‌هاي بيني شتر پاره مي‌گردد و اگر رهايش بگذارد، در پرتگاه سقوط مي كند (يعني لازمه زمامداري تعادل و ميانه‌روي است).

به خدا سوگند، (در خلافت عمر) مردم دچار رنج و ناراحتي و بي‌ثباتي بودند و گله‌مند. بر طول اين مدت و سختي اين محنت، صبوري نمودم تا او (عمر) نيز به راه خويش رفت (مرد).

او خلافت را در گروهي به شورا نهاد و به خيال خود مرا هم از آنان محسوب كرد.

پناه بر خدا، از اين شورا، كي غبار ترديد بر من نشست؟ كه حال با نخستين آنها همراهم سازند تا به حدي كه به مانند اينان برابر گردم؟! اما باز كوتاه آمدم وقتي كه مرا كوچك شمردند و در آن شورا حضور يافتم، يكي از آنها به خاطر كينه‌اي كه داشت از رأي دادن به من روي تافت[2] و ديگري به داماد خود روي آورد[3] و ديگران هم به جهاتي كه گفتنش لازم نيست[4] به خلافت من رأي ندادند.

تا اين كه سومين اينها (عثمان) به خلافت رسيد، هم او كه چون شتري پرخوار و شكم برآمده، پيوسته ميان مطبخ و مستراحش حيران بود. خويشان پدريش با او همراه شدند و بيت المال را چون شتري گرسنه كه حريصانه گياهان بهاري را مي‌بلعد، بلعيدند تا بالاخره آنچه را رشته بودند پنبه شد.

رفتار و كردار عثمان، وي را تباه ساخت و ثروت اندوزي و شكم بارگي او منجر به هلاكش شد.

آنچه مرا به پذيرش خلافت واداشت اين بود كه مردم چون يال كفتاران ]مثل در عرب حاكي از كثرت[ پيرامون مرا گرفتند و از هر سو بر من هجوم آوردند، چندان كه چيزي نمانده بود حسن و حسين را زير پا بگذارند. رداي من از هر دو طرف پاره شد. آري، اين گونه خلافت را در دست گرفتم، گروهي پيمان خود را شكستند[5] و جمعي از اطاعتم بيرون رفتند[6] و برخي ديگر از فرمان حق سرپيچيدند.[7] گويا نشنيدند كه الله مي‌فرمايد :

“ تلك الدارُ الآخرةُ نَجْعَلُها لِلّذين لايُريدوُنَ عُلُوّاً في الأرضِ و لا فَساداً، و العاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ.”

(آن سراي آخرت را براي كساني قرار مي‌دهيم كه در زمين خواستار برتري و فساد نيستند، فرجام ]خوش[ از آنِ پرهيزگاران است.)

آري، به خدا آن را شنيدند و از حفظ داشتند. اما دنيا خود را در چشمان اينها بياراست و زرق و برق آن ديدگانشان را خيره كرد.

سوگند به آن كه دانه را شكافت و جان را پديد آورد، اگر نبود حضور حاضران كه بر هر كه قصد ياري دين دارد حجت را تمام مي‌كند و اگر نبود پيماني كه خداوند از عالمان گرفته تا در برابر شكم بارگي و هوسراني ستمگران و گرسنگي ستمديدگان سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را رها مي‌كردم و آغاز آنرا، پايانش مي ساختم (آن را آغاز نمي‌كردم) آن گاه مي‌ديديد كه اين دنياي شما نزد من از آب بيني بزغاله‌اي پست‌تر است.
مي‌گويند وقتي امام به اينجا رسيد، مردي عراقي برخاست و نامه‌اي را به امام (ع) داد. امام بدان مي‌نگريست و پس از آن از خواندنش فارغ شد، ابن عباس به او گفت : يا اميرالمؤمنين، چه خوب بود كه به سخنانتان ادامه مي داديد. امام (ع) فرمودند : هرگز! ابن عباس، اين شعله‌اي از آتش دلم بود كه زبانه كشيد و آن گاه فرونشست.”



[1] - نقل از “دفاع از حقانيت شيعه”

[2] - منظور سعدبن ابي وقاص است.

[3] - منظور عبدالرحمن بن عوف است كه شوهر خواهر عثمان بود.

[4] - يعني طلحه و زبير كه رذيلانه جنگ جمل را بر ضد امام برپا داشتند.

[5] - ناكثين

[6] - مارقين (خوارج): به رهبري حرقوص بن زبير كه به ذوالثديه مشهور بود و جنگ نهروان را پديد آورد-م.

[7] - قاسطين: معاويه و يارانش كه جنگ صفين را پديد آورند-م.


منبع : کتاب نور هدايت ( امامت و سنت )
http://noorhedayat.faithweb.com/sukut.html




76   نام و نام خانوادگي:  اكبري     -   تاريخ:  25 دي 88
سلام لمن اتبع الهدي
اي برادران شيعه مگر شما قران وعقل نداريد كه چنين مزخرفات مضحك را قبول ميكنيد اين همه ظلم وستم ابوبكر وعمر نسبت به فاطمه ع وعلي ع را نامبردي باز هم علي با همين ظالمين بيعت ميكند وپشت سر انها نماز ميخواند وبزرگترين مشاور انها مي شود عقل چنين چيزي را قبول ميکند
سوال ميکند چرا پيامبر از سميه مادر عمار دفاع نکرد اگر اسلام در ان زمان قدرت ميداشت رسوالله ومسلمين کجا مجبور ميشدند تمام اموال وداراي خود را رها کنند وبه مدينه هجرت کنند
سوال مضحک ديگرش اين بودکه وقتي ياران رسول الله بر زن عثمان حمله کردند چرا عثمان از همسرش دفاع نکرد دفاع چيه عثمان که خونش را داد اگر ميتونست از خودش دفاع ميکردتا که ان گروه گمراه او را شهيد نکنند ان گمراهان را ياران رسول الله خواندي ياران رسول الله برزنان هم حمله ميکنند
اي برادران شيعه شما از دوچيز بايد يکي را انتخاب يا دروغهاي اينها را يا قران کريم کلام خداوند را ببينيد خداوند درباره همين کساني که اخوندهاي شما انان را ظالم وکافر مرتد ميدانند چه فرموده است از دهها ايه که خداوند در شان وفضيلت انها بيان فرموده من فقط چندي از انها را در اينجا ذکر مي نمايم اميدوارم که کلام خداوند را بر کلام هر کسي ديگر ترجيح دهيد وبا خداي خود طرف نباشيد
والسابقون الاولون من المهاجرين والانصاروالذين اتبعوهم باحسان رضي الله عنهم ورضوا عنه واعدلهم جنات تجري من تحتهاالانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوزالعظيم .(پيشگامان نخستين مهاجرين وانصار وکساني که به نيکي روش انان را در پيش گرفتند و راه ايشان را بخوبي پيمودند (ومي پيمايند)خداوند از انان خشنود است وايشان هم از خدا خشنودند وخداوند براي انها بهشت را اماده ساخته است که در زير درختان وکاخهاي ان رود خانه ها جاريست وجاودانه در انجا مي مانند اين است پيروزي و رستگاري بزرگ (سوره توبه ايه 100)
محمد رسول الله والذين معه اشداء علي الكفار ورحماءبينهم تراهم ركعاسجديبتغون فضلامن الله ورضوانا سيماهم في وجوههم من اثر السجود ذلك مثلهم في التوراة ومثلهم في الانجيل كزرع اخرج شطاه فازره فستغلظ فاستوي علي سوقه يعجب الزراع ليغيظ بهم الكفار وعدالله الذين امنوا وعملو الصالحات منهم مغفرة واجرا عظيما (محمى فرستاده خداست وكسانيكه با اوهستند دربرابر كافران تند وسرسخت ونسبت به يكديگرمهربان ودلسوزند وايشان را در حال رکوع وسجود ميبيني انان همواره فضل خداي را ميجويند ورضاي او را ميطلبند نشانه ايشان براثر سجده بر پيشانيهاي ايشان نمايان است که همانند کشتزاري هستند که جوانه هاي خود را بيرون زده وانها را نيرو داده وسخت نموده وبرساقه هاي خويش راست ايستاده باشد بگونه اي که برزگران را به شگفت مي اورد تا کافران را به سبب ان خشمگين کند خداوند به کساني از ايشان (کافران) که ايمان بياورند وکارهاي شايستهبکنند امرزش وپاداش بزرگي را وعده مي دهد ) سوره فتح ايه 29
الذين امنوا وهاجروا وجاهدوا في سبيل الله باموالهم وانفسهم اعظم درجة عندالله واولئك هم الفائزون . يبشرهم ربهم برحمة منه ورضوان وجنات اهم فيها نعيم مقيم . خالدين فيهاابدا ان الله عنده اجرعظيم . (کسانيکه ايمان اوردند ودر راه خدا با جان ومال خود جهاد نموده اند داراي منزلت والاتر وبزرگتري در پيشگاه خدايند وانان رستگاران وبه مقصود رسندگان(سعادتمندان دنيا واخرت) مي باشند .پروردگارشان انان رابه رحمت خود و خشنودي وبهشتي مژده مي دهد كه دران نعمتهاي جاودانه دارند همواره در بهشت ماند گار مي مانند بيگمان درپيشگاه خدا پاداش بزرگي موجود است )سوره توبه ايه20تا22
سبحان الله چه عبارات عجيبي پروردگار در شان صحابه ومهاجرين وانصار به کار برده است که براستي ذهن ادمي وقلم از توصيف ان عاجز مي ماند
برادران شيعه کساني را که خداوند متعال اين چنين توصيف کند ايا امکان دارند که چنين ظلم وستم کنند ايا امان دارند که کافر مرتد شوند يا منافق باشند مگر خداوند عالم الغيب نيست حال اينده انها را ندانسته است نعوذ بالله علم خداوند را زير سوال ميبريد کساني که با صحابه دشمني ميکنند با خدا طرف هستند زيرا خداوند براي هميشه خوشنودي ورضايت خود را از انها اعلان نموده وانها را وعده جنت داده اسنت
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
1- آيا اين موافق عقل است كه شخصي ، ديگري را «دروغگو ، بدكار ، حيله گر و خيانتكار» بداند و بعد پشت سر او (بي دليل) نماز بخواند ؟ در صحيح مسلم آمده است كه اميرمومنان ، چنين صفاتي را براي خليفه اول و دوم قائل بود ! حال وقتي پشت سر آنان نماز خوانده است (كه البته طبق روايات شيعه به صورت فرادا و در ظاهر جماعت) قطعا علتي داشته است ؛ و هم شيعه و هم سني بايد به دنبال اين دليل باشد !
2- در مورد مشورت‌هاي خلفا با اميرمومنان نيز در آدرس ذيل پاسخ داده شده است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=3591
3- فرموده‌ايد «سوال ميکند چرا پيامبر از سميه مادر عمار دفاع نکرد اگر اسلام در ان زمان قدرت ميداشت رسوالله ومسلمين کجا مجبور ميشدند تمام اموال وداراي خود را رها کنند وبه مدينه هجرت کنند»!
سخن شما صحيح است ! اگر اميرمومنان نيرو داشت ، كجا مي‌گذاشت كه خلافت او گرفته شود ، فدك غصب شود ، و به همسرش اهانت شود ! در واقع اين سخنان ، پاسخ به كساني است كه مي‌گويند «شجاعت فردي علي ، مانع جسارت به همسر او مي‌شود»!
4- فرموده‌ايد «سوال مضحک ديگرش اين بودکه وقتي ياران رسول الله بر زن عثمان حمله کردند چرا عثمان از همسرش دفاع نکرد دفاع چيه عثمان که خونش را داد اگر ميتونست از خودش دفاع ميکردتا که ان گروه گمراه او را شهيد نکنند»!
در روايات اهل سنت آمده است كه عثمان ، نه دست به شمشير برد ، نه به عصا ، و حتي يك جمله هم از همسرش دفاع نكرد ! آيا او نمي‌توانست يك جمله در دفاع از همسرش بگويد ؟!
5- به آيه «والسابقون» استدلال كرده‌ايد كه در آدرس ذيل ، نظر اهل سنت درمورد آن و استدلال انها و نيز رد استدلالشان آمده است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=121
6- به آيه «محمد رسول الله» استدلال كرده‌ايد كه در ادرس ذيل ، به تفاسير اهل سنت در مورد اين آيه ، روش استدلال و نيز نقد آن پرداخته‌ايم :
7- به آيه «الذين امنوا وهاجروا وجاهدوا في سبيل الله باموالهم وانفسهم اعظم درجة عندالله واولئك هم الفائزون . يبشرهم ربهم برحمة منه ورضوان وجنات اهم فيها نعيم مقيم . خالدين فيهاابدا ان الله عنده اجرعظيم»
استدلال كرده‌ايد كه خاص به مومنين مجاهد و هجرت كرده است ! اما طبق روايات اهل سنت ، خلفاي شما مجاهد نبودند ، بلكه از جهاد فرار مي‌كردند ، همچنين به نظر اميرمومنان ، مومن نيز نبوده‌اند !
 8- شما گمان كرده‌ايد كه ما همه صحابه را ناپاك مي‌دانيم ! بهتر است در مورد نظر شيعه راجع به صحابه به آدرس ذيل مراجعه كنيد :
http://www.valiasr-aj.com/lib/layn/layn1.htm#_Toc243910511
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
77   نام و نام خانوادگي:  عماد العزيز     -   تاريخ:  12 بهمن 88
با سلام ‘ لطف كرده ديگر از اين چرنديات به خورد مردم ندهيد ‘ نه علي امام بود و نه امامتي وجود دارد و من خود مسلمان و يك شيعه زاده هستم و با تحقيقات خود متوجه شدم كه همه اين مسائل دكان شيعه است.
78   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  12 بهمن 88
جناب عماد العزيز
چرا شما از تحريف قرآن لذت مي‌بريد؟
براي مثال چرا شما اين آيه را از قرآن حذف مي‌کنيد؟
«و إذ ابتلي إبراهيم ربه بكلمات فأتمهن قال إني جاعلك للناس إمامًا قال و من ذريتي قال لا ينال عهدي الظالمين»

از خدا بترسيد و دست از تحريف قرآن برداريد.

يا علي
79   نام و نام خانوادگي:  ابو مسلم     -   تاريخ:  13 بهمن 88
جا الحق. وزهق الباطل. ان الباطل کان زهوقا.........
سلام عليکم .
آقاي عماد العزيز : ‘ لطف كرده ديگر از اين چرنديات به خورد مردم ندهيد . اولا نه ابوبکر و عمر و عثمان خليفه الله بودند و نه خلافتي وجود دارد. شما خودت
يک گمراه و يک (دومي) لعنت الله زاده و از نسل او هستي !!. و با اراجيف و کذب و جهالت خود که همه ي اين مسائل اهل بدعت دکان اهل بدعت است.!!!!!!!!!!!!
الله هدايتت کنه.
والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته.
80   نام و نام خانوادگي:  مالک اشتر     -   تاريخ:  13 بهمن 88
---------------------------((بسم الله الضار))

اي دشمنان مولانا . و مقتدانا. اسد الله الغالب. که در وصفش . لافتا الا علي لا سيف الا ذوالفقار........

بدانيد ما زنده ايم و از نسل ميثم و بولولو ييم. و همينطور نسهاي بعديمان دست از تبري بر نميدارند.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اين است جان کلام تمااااااااااااام شيعيان واقعي و محبان واقعي ائمه (عليهم السلام جميعا) در سراسر جهان و افتخارمان در دوجهان فقط و فقط همين است چنين مولايي داريم :

چه علي که خالق. شده ميزبانش.

چه علي که کعبه شده زادگاهش.

همه مست فيضش.

همه عبد کويش.

همه مات قدرش.

همه مات جاهش.

همگان گدايش.

همگان فدايش.

همگان رعيت .

همگان سپاهش.

همه دوستدارش. همه بي قرارش.

همه جانسارش. همه خاکسارش.

به حرم طلوعش. به جهان فروغش.

به ملک عنايت. به بشر نگاهش.

قدمش به کعبه. حرمش به گردون.

کرمش به عالم. نعمش به آدم.

به خداي منان.!!!!!!! به تمام قرآن.!!!!!!!!!!!

به جلال احمد. به مقام حيدر.

به کمال زهرا. به وقار زيتب.

به شبير و شبر.به بهشت و کوثر.

به قتال حمزه.!!!!! به نبرد مالک!!!!!!!!

به صفاي سلمان. . به خلوص بوذر.

به حقيقت دين. به تمام ايمان. به حبيب و ميثم.

که چي؟!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟ :

که علي است مولا. !!!!!!!!!!!!!!!!!!

که علي است سرور !!!!!!!!!!!!!!!!!

که علي است هادي !!!!!!!!!!!!!!!!

که علي است رهبر !!!!!!!!!!!!!!!!!

که علي است ظاهر !!!!!!!!!!!!!!!!

که علي است باطن !!!!!!!!!!!!!!!!

که علي است عالم. !!!!!!!!!!!!!!!!

چرا؟؟؟؟؟!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چه خوش است و عمري. شب و روز و دائم. !!!!!!!!!!

ز علي بگويم. ز علي بخوانم.

به علي ببالم. به علي بنازم.

ز علي بخواهم . زعلي ستانم.

که علي ست عشقم.!!!!!!!!!! که عليست عمرم!!!!!!!!!!!!

که عليست قلبم!!!!!!!!!!!!!!!! که عليست جانم!!!!!!!!!!!!!!

گر از او نگويم. گر از او نخوانم(معاذ الله)( نستجير و بالله)(خدا آن روز را نياورد)

به چه کار و آيد ؟ سخن و زبانم؟!!!!!!؟؟!!!

به فداي حيدر..... به فداي حيدر......... به فداي حيدر........... به فداي حيدر.................!!!!!!!!!!!!!!!

(من و دوستان)......( من و دودمانم)........... (من و خاندانم)............!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

که علي است مظهر.......... که علي است مذهب.

به خداي کعبه................ که علي است ياور.

دل اگر که خواهي.......... نگري خدارا....... به خدا علي بين..... به خدا علي را.

چو حرم دلت را . حرم علي کن.!!!!!!!!!!

چو نبي دو ديده......... بگشا علي بين.

همه يا علي گو......... همه با علي رو....... همه دم علي جو....... همه جا علي بين.

به جهان علي بين............ به جنان علي بين........ به زمين علي بين.......... به سما علي بين.

چه شوند و خصمي........... چه شوند و يارم........ چه برند و هستم..... چه دهند و کامم.........؟؟؟!!!!!!!!

به علي مطيعم.............. به علي مريدم.............. به علي محبم............ به علي غلامم.

به علي حياتم .............. به علي مماتم.............. که علي اميرم. ............. بود او امامم.!!!!!!!!!!!!!!

بود او قيامم.

يک کلام . ختم کلام به تمام کساني که در گمراهي به سر ميبرند: تا شيعيان غيرتي و متعصب به ساحت مقدس اهل بيت هستند و خواهند بود. نميگذاريم کوچکترين توهيني به ساحت مقدس اهل بيت (عليهم اسلام جميعا) شود .......... وبدانيد و آگاه باشيد و به همگان بگوييد :

........................(( ما هستيم ))..............................



فقط حيدر امير المومنين است.. ولا غير.!!!!!!!!!!!!!






81   نام و نام خانوادگي:  طالب حق     -   تاريخ:  14 بهمن 88
پيامبر صلي الله عليه واله وسلم به علي ع فرمود اي علي دو گروه بخاطر تو هلاک ميشوند يک گروه بخاطر افراط وغلو درشان ومنزلت تو وگروه ديگر بخاطر بغض و عداوت شديد نسبت به تو هلاک خواهند شد
82   نام و نام خانوادگي:  مالک اشتر     -   تاريخ:  15 بهمن 88
سلام عليکم جميعا.

جناب طالب حق ( طالب باطل).
اگر منظورتان با من و امثال من است بايد به سمع و نظرتان برسانم که آقاي محترم. اگه گفتن اين القاب مولا الموحدين و امام الدين و اينکه فقط ايشان امير المومنين هستند ولا غير غلو است.

بهتر است بداني نعوذ باالله حضرت رسول الله اولين غلو کننده در وصف امير المومنين بوده است.


پيامبر(ص) اين جملات را فرمودند :

ذکــرعلـي عبــــــاده

علـي وشيـعه هم الفائزون

لايبغضک يا علـي إلا منافق

حب علــي ايمـان وبغضـه کفـــر

انا مديـــنه العــــلم وعلــــي بابــها

ياعلـــي انت صـــــــــراط المســــــــتقيم

علـــــي مع الحــــــق والحـــــق مع العلــــي

لافتــــــــــي الاعلـــي لاســــيف الاذوالفــــقـــــار

زينتـــوامجالســـكم بذكرعلــــي ابن ابي الطــــــــــالب.

فانت ياعلــي اميـر من في الارض واميـرمـن في الــــــسماء.

ولايت علي بن ابي الطالب حصني فمن دخل حصني امن من عذابي.

حالا شما بگو من غلو ميکنم و اهل آتشم.

غلو کننده کساني اند که ميکويند معاذ الله : علي (ع) خداست.

نه. علي(ع) خدا نيست. ولي از خدا جدا نيست.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

علي (ع) ولي الله است.

علي (ع) حجه الله است.

اما چشم تنگ هايي مانند تو و دوستانت که چشم ديدن حتي اوصافي را که پيامبر فرموده را از زبان من نداريد همين است که ميبينيد.

اما خودتان براي ابوبکر و عمر القاب فاروق و صديق دست و پا ميکنيد و اين القاب امير المومنين را به آن دو ..... ميبنديد.!!!!!

يا الله تبارک و تعالي.




      ارسال نظر  

صفحه کليد   *:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر
       

RSS | مناظرات | فتنه وهابيت | آرشيو اخبار | آرشيو يادداشت | پايگاه هاي برتر | گالري تصاوير | خارج فقه مقارن | درباره ما | ارتباط با ما